همدستان حکومت تروریستی و جنایتکار اسلامی که در دو دوره دست در جنایات دولتی داشتند به ویژه " اصلاح طلبان" حکومتی از طرف شورای نگهبان حکومت اسلامی رد صلاحیت کردیده اند. حال اربابانشان را تهدید به افشاگری جنایات حکومتی که خود در آن دست داشته و تابحال سکوت اتخاذ کرده بودند ، مینمایند.
آقاي اكبر اعلمي: نه باج بدهيد، نه باج بگيريد! به مردم بپيونديد.
آ قاي اكبر اعلمي نماينده كنوني و دوره ششم مجلس اسلامي ظرف چند روزگذشته طي نامه اي كه بر روي سايتهاي خبري وبعضي مطبوعات انتشار يافت، اعلام نموده است كه اگربه شكايت او رسيدگي نشود واصل استصحاب درمورد او وتائيد صلاحيش اعمال نگردد، براي دفاع از حيثيت خود ونه آرمانهاي مردم وموكلين (( چون در نامه مورداشاره نامي ازمردم وموكلين بميان نيامده است)) دريكي ازميادين شهرتبريزسخنراني خواهد كرد وبه افشا گري ناگفته ها خواهد پرداخت تا بقول خودش (( سيه روي كند آناني را كه درآنها غش بوده است))
عجب اينجاست كه چرا تاكنون اين ناگفته ها مكتوم مانده ومطرح نشده است، وحالا كه بحث منافع فردي ومحروميت از امتيازات نمايندگي بميان آمده، اعلمي اين چنين گستاخانه و بي پروا لب به اعتراض ميگشايد، واعلام ميدارد كه بسيم آخرخواهد زد!! آيا اين خصيصه همان خصيصه اصلاح طلبان ومنفعت طلبان وسازشكاران نيست؟؟
آيا اين بدان معنا نيست كه باج دادن وباج گرفتن در رژيم جمهوراسلامي، درعرصه داخلي وسياست خارجي يك اصل تفكيك ناپذيرازاصول حكومت واصلي نهادينه شده درگستره آن بحساب ميايد؟؟
نگارنده بعنوان يك ايراني و بعنوان يك مخالف سياسي تمام عيار اين رژيم قرون وسطائي وعقب افتاده ميخواهم ازآقاي اكبراعلمي بعنوان يك كانديداي مثلا"اصلاح طلب كه درنامه مفصل خود با برشمردن مشخصه هاي مسلمانيش، منجمله اينكه بمدت 29سال درخدمت اين نظام بوده، اما جزئيات خدمات خود دراين ساليان را توضيح نداده، واينكه 32سال درخدمت مبارزه براي تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي بوده، و32ماه نيزدرجبهه هاي جنگ بوده وبه افتخار جانبازي 45 درصدي نائل آمده، و دو دوره هم نماينده مجلس اسلامي بوده است و چه و چه، بپرسم كه آيا با اعاده صلاحيتش بازهم لب فرو خواهد بست وناگفته ها را كماكان مكتوم نگه خواهد داشت؟؟؟ براستي اگر صلاحيت نمايندگي شما با وساطت اين يا آن ملاي ... برطرف شود واجازه مبارزات دروغين در انتخابات فرمايشي را پيدا كنيد ودر حين مبارزات انتخاباتي حذفتنان كنند، مشكل تان حل شده وهم طراز با حل مشكل شما يا ديگركانديداهاي مشابه شما، مشكلات عديده ملت ايران و شهروندان تيريزي واهالي استان آذربايجاني شرقي حل خواهد شد؟؟؟
اگرچنين باشد كه اكبر اعلمي گفته، ازهم اكنون اين اتهام متوجه او خواهد بود كه درتمامي جنايات و چپاولگريهاي رژيم دخيل وسهيم بوده ، وبدليل اينكه از افشاي واقعيات وناگفته ها دردوران نمايندگي خود درنزد ملت ايران وموكلينش استنكاف نموده ، بايد درپشت ميزاتهام قرار گرفته وپاسخگوي اعمال خودباشد. نه اعلمي، كه تمامي عناصري كه درطي سه دهه گذشته همه چيزرا ديدند، اما بنابرمصلت فردي يا سكوت كردند، يا مباشرت ومشاركت.
واگرغيرازاين است، اعلمي و اعلمي ها بايد دريافته باشند كه زمان براي آنها باسرعت هرچه تمامتردرحال سپري شدن است. همان بهتركه به چنين نظام باج خور وباج گيري، نه (( باج بدهند ونه باج )) بگيرند. مصلحت شان دراينست كه بعداز سه دهه خدمت كردن وشراكت درانواع واقسام جنايات وخيانتهاي رژيم به ندا، وفرياد آزاديخواهانه ملت ايران گوش فرا دهند، وپيش ازاينكه چون ظروف مصرف شده وتاريخ گذشته به كناري پرتاب شوند، بصف مردم ايران پيوسته وآن سخنراني را كه مدعي شده دريكي ازميادين تبريزايراد خواهد نمود باشجاعت ايراد نمايد، وفريادگرظلمي باشد كه ازسوي اين رژيم برملت ايران رفته است.
دراين صورت هم اكبراعلمي وهم ديگراصلاح طلبان خواهند توانست كه درايراني آزاد وآباد وفارغ ازهرگونه نظارت استصوابي وتائيد صلاحيت قطره چكاني والتماس ودريوزگي سياسي نورچشم مردم ايران باقي بمانند.
(( الف – بيقرار)) ايران – تهران
86 . 8 / بهمن /
|
احزاب فرمایشی موجود در ایران ستونهای حفاظت حکومت فاشیستی اسلامی و دشمن مردم ایران اند
طبق گفته های تاج زاده مردم هیچ رقبت و علاقه ای به احزابی که در عرصه سیاست در ایران حضور دارند نشان نمیدهند
فرهنگ تحزب را فقط در یک دروره تاریخی جنبش مشروطه و دوران دکتر محمد مصدق میتوان دید.حکومتهای شاهی و شیخی و دیگر نیروهای ارتجاعی در در دست یدیگر فکر کردن و اندیشیدن را همیشه برای شهروندان ایرانی سد کرده اند و چنانچه از حزب سخن بمیان می آوردند اکثرا" احزاب زرد حکومتی بودند.احزابی که حکومت ها برای پیش برد اهداف خود آنها را به ابزاری تبلیغاتی برای نیل و هموار کننده اهداف حکومت ها خود مبدل میکردند.حکومت های استبدادی چه در بلوک شرق که یک حزب تأئین کننده بود مثل حزب کمونیست کشورهای فروپاشیده شده سابق سوسیالیستی و یا در حکومت های توتالیتر آمریکای لاتین که اکثرا احزاب را که آلت دست حکومت های نظامی بودند را نظامیان هدایت میکردند.در ایران هم همینگونه بود که شاه احزاب را منحل و همه آنها را در حزب رستاخیز که باز تریبون تبلیغاتی سیاست های شاه بود در هم ادقام کرد.
در حکومت اسلامی نیک همه میدانیم که احزابی که در ایران فاشیست زده اسلامی امکان مانور دارند خود سهام دار تشکلی از جنایتکاران و دزدان حکومتی اند. این واقعیت که مردم علاقمند به آزادی و دمکراسی هستند این خود از باز تولید و واکنش فرهنگ معنوی مردم در مقابل حکومت های جنایتکار است .150 سال است که حکومت های استبدادی امکانات ایجاد احزاب و تشکلات سیاسی اجتماعی ؛ فرهنگی و صنفی را از مردم گرفته اند. عضویت در تشکلاتی که باب میل حکومت های وابسته به استعمار مثل حکومت اسلامی نیست جرم محسوب میشود شکنجه و اعدام به همراه دارد.حتی گیرندیه یک تراکت و یا اعلامیه که هیچ عضویت و شناختی از تشکیلات سیاسی مخالف حکومت ندارد بجرم دریافت یک اعلامیه شکنجه و یا اعدام میگردد.
احزابی که در حال حاضر در ایران در حکومت جنایتکاران اسلامی سهیمند در 28 سال گذشته جز رجزخوانی و تبلیغ برای جنایات و فساد حکومت ارازل و اوباش اسلامی چه خدمتی به مردم کرده اند که حال وابستگان به حکومت از مردمی آگاه انتظار دارند که در تشکلات و احزاب فرمایشی و دولتی که جز نقش عروسک های شعبده بازان را ندارند، شرکت فعال داشته و به آنها به پیوندند.مردم ایران نیک میدانند که احزابی که در ایران پروانه فعالیت دارند ،احزابی فرمایشی و وابسته به حکومترانان فاشیست اسلامی اند.تمامی احزاب و تشکلات ای که هم اکنون در ایران علنی فعالند در حکومتی که هیچ نهاد دمکراسی را نمی تابد مسخره ای بیش نیست.این احزاب خود تولیدی از استبداد و فساد حکومتی اند . گردانندگان این احزاب خود دستشان تا آرنج در جنایات حکومتی ها آلوده است.
حکومت اسلامی که تشکلی از باندهای آدم کش دزد و جنایتکار است احزاب زرد را برای ایجاد توهم در افکار عمومی مردم ایران و جهان به وجود آورده است تا وانمود کند که گویا در ایران به زعم گرداندگان حکومت دمکراسی وجود دارد و مناسبات مکانیسم های انتخابی است که حکومت را تشکیل میدهد و این مردم و احزاب هستند که خطوط سیاسی کشور را رقم میزنند.دقیقا" این دروغ آنچنان بزرگ است که حتی رئیس جمهوری گذشته آمریکا کلینتن ا دانسته و یا از نادانی بی پایان به دام اکاذیب لوبیستهای رژیم که در آمریکا شبکه ای برای فریفتن نمایندگان سنا و دیگر نهاد ها ایجاد کرده اند می افتند و در اظهاراتی میکوید در ایران مناسبات دمکراسی حکومت میکند.این در حالی است که هیچ حزب و تشکل کارگری و حتی نهاد های غیر دولتی اجازه هیچ گونه مانور سیاسی و ابراز نظر را ندارند.
.در حالی که در ایران امروز کارگران نمیتوانند اتحادیه کارگری خود را تشکیل دهند، در زمانی که سازمان های غیر دولتی و حتی تشکلات اومانیستی ممنوع رهبران آنها در خیابان ربوده میشوند و به بند 209 زندان اوین برای شکنجه برده میشوند،در حالی که فعالان حقوق بشر در زندان های رژیم اسلامی زیر شکنجه های روحی روانی و جسمی قرار میگیرند، در حالی که نمایندگان و مدافعان زنان ایران به شلاق و شکنجه و حبس محکوم میگردندو بالاخره در حالی که دانشجویان میهنمان را احمدی نژاد جنایتکار با باند مافیائی ایش برای انتقام گیری شخصی به بهانه توهین به مقدسات اش برای شکنجه به زند ان می فرستد و زیر شکنجه اعترافات دروغ میگیرند،این احزاب که زینت المجلس در جشنواره های قتل عمد حکومتی بیش نیستد ،چرا زبان نمی گوشویند؟مگر جز این است که این احزاب خود شریک جرم قتل ها و جنایات حکومتی اند.
تبعیت از قانون اساسی حکومت اسلامی ،تبعیت از ولایت فقیه جنایتکار ،به ویژه تبعیت از قانون مجازات با زبان شفاف تر قانون جنایت اسلامی به وسیله احزاب زرد حکومتی جرم محسوب میشود.پاسداری از بقاء حکومت اسلامی برای ضربه زدن به مصالح میهنمان جرم است.
چه کسی مردم را در مقابل احزاب فرمایشی بی تفاوت کرده است جز حکومت سرکوبگر وخون خوار وابسته به استعمار جهانی و چه کسی و چه عاملی مردم را سیاسی کرده است ؟ باز هم درک مردم از واقعیات ملموس حکومت نسل کش اسلامی است . طبق آخرین آمار بیش از 91 در صد مردم ایران به دمکراسی و دمکراسی خواهی معتقد به حکومت اسلامی و احزاب وابسته به آن نه میگویند چون میدانند حکومت واحزاب فرمایشی در ایران سروتهی یک کرباسند. این احزاب فرمایشی و زرد حکومتی با رژیم مشترکا" در ایجاد بیکاری ،فقر ،فحشاء ،اعتیاد ،و دیگر فسادهای اجتماعی را تولید کرده اند.لذا مردم ایران انتظار برچیدن بساط دزدان و جنایتکاران اسلامی را از اریکه قدرت دارند.مردم ایران به دنبال جامعه سکولار جداتی دین از سیاست اند.احزاب وابسته به حکومتی که خود وجود احزاب فرمایشی و غیر سکولار را برای حفظ بقاء انگلی تأمین میکند طیبعی است که احزاب دست نشانده مزدوران و فرمانگیران حکومت و نه نمایندگان ملت اند .احزاب دولتی جز نوکری برای قداربندان حکومتی و خیانت به مصالح مردم ایران کدام کاری را به سرانجام رسانده اند که بخواهند به برکت آن از حمایت مردم ایران و عضویت آنها و آنهم عضویت آزادانه و نه اجباری بخاطر فرصت های اجتماعی و معیشتی برخوردار باشند.آنچه در ایران خود را حزب می نامد دکانی بیش برای حفظ موجودیت فاشیسم مذهبی نیست.با برچیدن بساط حکومت دزدان و جنایتکاران اسلامی احزاب فرمایشی و و فرمانبرداران و نوکران آن هم از صحنه سیاسی و اجتماعی ایران ناپدید خواهند شد.
بعد از براندازی حکومت اسلامی وابسته به استعمار فرهنگ تحزب آنچه قرن ها سرکوب گشته است در فضائی از آزادی دیگر بار پویا خواهد گردید معضله کنونی و سد راه چنین فرهنگی در ایران تمامیت خواهی فاشیستی اسلامی است که باید با براندازی رژیم در کلیتش راه برای آن هموار گردد.
حزب سوسیال دمکرات ایران 2007 14.08.
|
تاج زاده :"...ایران كه یكی از سیاسیترین كشورهای جهان است، غیرحزبیترین كشور دنیا نیز هست. یعنی تنها 3 درصد در نظرسنجیها ابراز تمایل كردند كه فعالیت حزبی كنند. به نظر میرسد رفتار سیاسی برخی مانند رفتار مذهبیشان است. مثلا در عاشورا به محافل مذهبی میروند و میگویند توبه كردیم و گناهانمان پاك شد. در سال یك بار در انتخابات شركت میكنند و به این طریق میخواهند وظیفه سیاسی خود را به انجام برسانند؛ پذیرفتهاند كه كار سیاسی برابر است با شركت در انتخابات."
تاجزاده: ایران كه یكی از سیاسیترین كشورهای جهان ...
یك عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با بیان اینكه " تمام نهضتهای اجتماعی دارای حزب و تشكیلات بودهاند" گفت: واقعیت این است كه احزاب به معنای مدرن كلمه منظور من نیست یعنی عرصه سیاست در دست احزاب نبودند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) مصطفی تاجزاده طی سخنانی در اولین نشست از سلسله نشستهای تحزب كه توسط شاخه جوانان جبهه مشاركت ایران اسلامی برگزار شد، افزود: اكنون نیز چنین است، مثلا در انتخابات خبرگان احزاب هیچ نقشی ندارند و هنوز در ایران ضعیف هستند، البته پس از دوم خرداد 76 كارهایی برای احزاب صورت گرفت اما كارهای اساسی برای آن انجام نشده است.
وی ادامه داد: پس از دوم خرداد 76 برای احزاب اساسنامه تشكیل دادیم، یارانه برای آن در نظر گرفتیم و گفتیم احزاب مجوز نمیخواهند، رسانهها هم در خدمت احزاب بودند به گونهای كه احزاب مختلف در آن زمان توانستند خود را بشناسانند اما واقعیت این است كه احزاب در دوران اصلاحات هم تقویت نشدند و عرصه سیاست را در دست نگرفتند. تجربیات ثابت كرده است كه ارتباط با نهادهای مدنی مانند ارتباط با احزاب نبوده و نیست.
تاجزاده ادامه داد: دوره اصلاحات بهار مطبوعات بود، چه از لحاظ ارتباط با مخاطب و چه طرح مسائل اصلاحطلبی به گونهای كه مردم هرچه روزنامه مطالعه میكردند بازهم نمیرسیدند همه روزنامهها را مطالعه كنند و برخی حتی میگفتند اینقدر به روزنامه مجوز ندهید ما نمیرسیم همه روزنامهها را بخوانیم و حتی برخی از آنها روزنامهها را برای آخر هفته خود نگاه میداشتند.
وی افزود: به نظر من از این به بعد هم هر روزنامهای كه اصلاحطلبان بتوانند آن را در دست بگیرند یك گام در سطح روزنامهنگاری بالا خواهند رفت و ظرف یك دهه میتوانیم به سرآمد كشورها تبدیل شویم اما در مورد احزاب اینچنین نیست. كار حزبی روحیهی خاصی میطلبد و این مشكل جدی جامعه ماست چون كار جمعی نمیتواند به درستی انجام شود اما حرفهای مانند روزنامهنگاری چون علاوه بر كار جمعی، كار فردی هم به همراه دارد میتواند موفقتر باشد.
این عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران همچنین گفت: میتوانیم بگوییم یكی از دلایل ضعف احزاب، وجود استبداد در كشورهای جهان است. اما آیا تمامی این كشورهایی كه استبداد داشتهاند فاقد احزاب قوی بودند. در دورههایی كه در ایران استبداد بود احزاب قوی نداشتیم فارغ از اینكه مرام آنها را قبول داشته باشیم یا نه. الان نزدیك به 30 سال است ایرانیان خارج از كشور داریم كه نه استبداد دارند و نه فضای بسته اما آیا توانستند یك حزب برای خود تشكیل دهند. با اینكه حداقل تمكن مالی و ملی را داشتند و در كشورهایی زندگی میكنند كه سیاست برابر است با حزب.
تاجزاده با اشاره به میزان مشاركتهای مردمی در انتخابات در 30 سال گذشته، گفت: بیش از 50 درصد جامعه ایران در 30 سال گذشته در انتخابات شركت كردند؛ بنابراین احزاب به این نتیجه رسیدند كه باید نسبت خود را با انتخابات مشخص كنند و طبق نظرسنجیها باعث تاسف است كه بگوییم ایران كه یكی از سیاسیترین كشورهای جهان است، غیرحزبیترین كشور دنیا نیز هست. یعنی تنها 3 درصد در نظرسنجیها ابراز تمایل كردند كه فعالیت حزبی كنند. به نظر میرسد رفتار سیاسی برخی مانند رفتار مذهبیشان است. مثلا در عاشورا به محافل مذهبی میروند و میگویند توبه كردیم و گناهانمان پاك شد. در سال یك بار در انتخابات شركت میكنند و به این طریق میخواهند وظیفه سیاسی خود را به انجام برسانند؛ پذیرفتهاند كه كار سیاسی برابر است با شركت در انتخابات.
وی ادامه داد: پرسش دیگری كه مطرح میشود این است كه آیا احزاب در ایران جایگزین دارند، به نظر جواب مثبت است یعنی گاهی روحانیون ما نقش دوگانه ایفا میكنند. روحانیت به دلیل استقلال مالی از حكومت توانسته است پا به پای تحولات حركت كند و سیاسی خود را داشته باشد.
تاجزاده گفت: به نظر من NGOها هم مانند احزاب كارنامه درخشانی در كشور ما ندارند و موفق نیستند. در میان متفكران در اینكه احزاب مقدمه دموكراسی است یا دموكراسی مقدمه احزاب اختلاف نظر زیادی وجود دارد اما به هر حال باید به یاد داشته باشیم كه دموكراسی بدون احزاب شكل نمیگیرد و هرگاه احزاب ضعیف شدهاند، جایگزین آن باندهای قدرت شدهاند كه رذایل احزاب را دارند، اما فضایل آن را ندارند و پاسخگو هم نیستند.
معاون سیاسی وزیر كشور در دولت اصلاحات، در ادامه با اشاره به مشكلات احزاب در كشور، گفت: ضعف احزاب و اینكه هنوز در پایهایترین موارد كارهای قابل اعتنایی صورت نگرفته و پاسخهای قانعكنندهای برای سوالات در زمینه حزبی داده نشده یكی از مشكلات بزرگ احزاب است. همچنین روشنفكران ما در زمینه احزاب كوتاهی كردهاند چه در آسیبشناسی آن و
چه در استفاده از تجربیات خارجی. در عرصه متون دانشگاهی به طور جدی از این خلا رنج میبریم كه ادبیات مربوط به تحزب جایی ندارد.
تاجزاده افزود: هیچیك از جنبشهای حركتهای اجتماعی ارتباط خود را با احزاب روشن نكردهاند، الگوی اساسی آزادی، فرهنگ عمومی و سیاسی باید حتما مورد نقد قرار بگیرد و این موضوع روشن شود كه حزب همواره بخشی از جامعه را پوشش میدهد نه همه آن را.
این عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت: متاسفانه در صد سال اخیر كه موضوع نفت مطرح شد به قوی شدن دولت كمك كرد و این به مردم القاء شد كه دولت همه كاره است و این به طور طبیعی مانعی را ایجاد كرد در جامعه كه چه اصلاحطلب باشید و چه انقلابی فتح قدرت تنها راه نجات كشور است. بنابراین اگر هم نهادهای مدنی تكانهایی هم بخورند در دوره نسبتا آزادی است
|
| letzte Änderungen: 2008/10/4 11:32
|
| |
|
|
|
|
|