Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

هفتادسال اتوپيسم وسرسپرده گی به بيگانگان
به بهانه هفتادمین سالگرد تاسيس "حزب توده"


آريوبرزن داريوش

مهرماه امسال، هفتاد سال ازبنیانگذاری "حزبی" دست ساخته اجنبی وبسيارفرصت طلب بانام (توده) درايران گذشت. تشکلی گوش به فرمان بيگانگان ومتشکل ازصرفاً عده ای مخالفان پادشاهان پهلوی که درجامعه ايران تنها نقش آتش بيارمعرکه و پيش برندگان سياستهای اتحاد جماهيرسوسوکاپيتاليستی شوروی درآنزمان راايفا مينمودند، وبا دروغ و ريا، خود را «حزب طبقه کارگر» و مدافع زحمتکشان ايران ميناميدند.

بايد گفته شود ، که توده ايها نه تنها يک حزب سياسی مرسوم به مفهوم رايج سياسی نبوده اند، بلکه حتی فاقد معيارهای لازم و کافی برای شناسائی شان بعنوان يک سازمان چپ عدالت خواه در جامعه آنروز،نيزمی باشند.اگربا دقت کارنامه اين به اصطلاح "حزب" را درمقاطع گوناگون تاريخی به روشنی مورد واکاوی و ارزيابی قراردهيم، درمييابيم که تعيين کنندگان خط مشی اين تشکل سياسی عموماً ،راهبردهای ضدانسانی همانند، ترور، بسط آنارشيسم وتخريب زيرساختهای اجتماعی درکشورمان را هميشه سرلوحه کارخود قرارداده و با تاسی از تئوری ماکياول " هدف وسيله راتوجيه ميکند." همواره دراجرای خواسته های خود عملاً استفاده از هرتاکتيک و وسيله ای را برای پيشبرد هدفهايشان موجه دانسته و آنرا با سبعيت و بيرحمی بکار گرفته اند.

نگاه جهان گرايانه اين مجموعه دربرهه هائی از تاريخ کشورمان درنفی تمام ارزشهای ملی ملت ايران درحدی بوده است که حتی، قصد داشته اند با پشتيبانی « یولداش های فرقه ای » به سردستگی ميرجعفرپیشه وری وحزب عدالت و فرقه دموکراتش زمينه ساز جداسری بخشی ازسرزمينمان درمنطقه آذرآبادگان رادرسال 1324 فراهم نمايند، که اين نيرنگ باهوشياری سياستمداران وطن دوست ايرانی خوشبختانه به موقع باطل و خنثی گرديد است.

درباره عملکرد رفقا پيشه وری چه نيکو دردم مرگ گفته است که: " سيزده سال زندان رضاخان نتوانست مرا به زير کشيده و نابود کند ولی رفقای بزرگتر توانستند.

رفقایی که چشم امید ماهمه به آنها دوخته بود، و درجائی ديگر مشغول ساخت و پاخت با دشمن بودند. چه به سادگی با جان انسانها بازی میکردند و ککشان هم نمی گزید، و آخر با اين تصميم آنها چندين صد نفر کشته شدند.وبه راستی اساساً به روی مبارکشان هم نيآوردند و ازسوی ديگر، با قوام السلطنه هم مشغول بده بستان بودند، حزب توده که با گرفتن چند وزارت از قوام و چند کرسی نمایندگی در مجلس، او را مترقی و پیشتاز می نامید. آخر دل به این خوش کرده بودند که قرار داد نفت شمال را با قوام منعقد کنند، و قوام السلطنه هوشيارتر از آنها انجام آنرا به تصویب مجلس حوالت داده بود. که نهايتاً بعد از خروج ارتش شوروی ، مجلس به امتیاز نفت شمال نه گفت و چه درست هم گفت، تا امثال طبری ها بور و شه مات شوند."

درجائی ديگر، تلاش نافرجام درروز15 بهمن 1327 برای ترورپادشاه دردانشگاه تهران و توطئه های گوناگون سياسی درمقاطع سالهای 1330 تا 1332 ومدوله شدن برحرکت جبهه ملی عليرغم ممنوعيت فعاليتهای سياسی ايشان وسپس سکوت دربرابر توطئه بيگانگان برای کمک به حذف نيروهای ملی درايران « سقوط دکترمصدق»، از آنان درجامعه چهره ای آنچنان سياه ساخته، که بقولی به آب زمزم و کوثر سفيد نتوان کرد.

توده ايها آبشخورشان درسازمانی بی ريشه وکاملاً بی هويت متمرکزبوده است،که با تبعيت محض از حزب کمونيست روسيه درواقع آنراهمانند شمشيرداموکلس بربالای سرايران نگاه داشته بودند. و موجب شدند تا مملکت از وحشت و ترس از شوروی بدامان غرب و جهان سرمايه داری پناه ببرد.آندسته ازسمپاتيزانهای اين "حزب" که با نگاه اتوپيستی اين تشکل سياسی ـ تروريستی را مدافع آرمانهای عدالتخواهانه وطالب آزادی مردم درايران ميدانند،بسيار ناتوانند، که شمه ای هرچند کوچک از عملکرد اين حزب درطول تاريخ موجوديتش ودرتحقق اينگونه پارادايمهای انسانی را، برای ملت ايران توضيح داده ويا عرضه کنند.

بنظرمن عامل مهمی که درتاريخ معاصر ايران موجبات دلزده گی و بی علاقه گی مردم،و معالاً عدم شرکت وعضويت آنها در احزاب وسازمانهای سياسی و فعاليتهای اجتماعی را موجب شد، چيزی جزفرآيند رفتارهای ناموجه و ترس ايجاد شده از سرنوشت شکست خورده گان «حزب توده» ،دراذهان جامعه آنروزمردم کشورنبوده است.

از همه چشمگيرتردرسالهای اخير، سیاست بیشرمانه دفاع از سردمداران جمهوری ولايت فقيه در سال ۱٣۵۷ را ميتوان بطور نمونه زنده نام برد، که عاقبت چهره فرصت طلبانه اين به اصطلاح حزب رابعنوان یک تشکل حيله گروضد ايرانی منعکس نمود. امروز با هيچ استدلال و منطقی نميتوان اين حزب استالينيستی منفوررا مترادف باجنبش مارکسيستی چپ ايران که به قول خود سودای تحقق حکومتی انسانگرا با توسعه عدالت اجتماعی را درسرميپروراند درمحاسبه گنجانيد و يا دريک کفه ترازو نهاد. اگرچه به قول مصطفی شعاعيان که به خوبی تروريسم نهفته در انديشه ماركسيستی را ميشناخت:" هيچ يك از احزاب چپ هنگام قدرت گرفتن به آزادی فكر نميكنند چرا كه همواره دشمنی وجود دارد كه «شرايط حساس كنونی» را براي پرهيز از آزاد سخن گفتن و نقد كردن رقم زند و وعده آزادی را به آينده موكول كند." البته در اين مقاله کوتاه نميتوان از روی همه آن جنايات بيشماری که سازمان اطلاعات حزب توده به رياست خسرو روزبه وهمکارانی چون ارداشس آوانسيان « اردشير» و جنايتکاران ديگرکه درقتل و مثله کردن بيگناهانی همانند محمد مسعود روزنامه نگار و حسام لنکرانی از اعضای رسمی خود حزب و صدها افراد بيگناه ديگر وتنها يا بجهت بدنام ساختن «دربار» و يا به بهانه واهی سد راه بودن اين افراد درمسيرسياستهای حزبی، بانجام رسيده است، پرده برداشت. حزب توده فقط، يک تشکل ضد ملی ومزدور دردرون جامعه ايران بوده است، که نه برنامه ای سياسی قابل قبولی برای عرضه به دولتهای وقت داشته و نه اساساً علاقه ای به کنکاش دردرک سياستهای اجرائی حکومت ايران رانشان ميداده تا همانند يک حزب سياسی درکشور به حساب آمده و به تلاش سياسی بپردازد.

همه کوشش اين تشکيلات سرسپرده مثلاًدر طول موجوديت خود دردوران اخير نه سعی وتلاش برای نماياندن خود بعنوان يک حزب به اصطلاح مطلوب سياسی درمملکت ، بلکه همواره بدنبال اجرای نقش پادوئی وآدم فروشی برای ملايان را ايفا کرده، تا به يمن آن درنزد آخوندهای حکومتگر محبوب و شريک شان درغارت، دزدی وآدمکشی درکشورگردد. دراعلامیه منتشر شده کمیته مرکزی حزب منحله توده وبه مناسبت هفتادمین سالگرد تاسيس حزب، همکاری خيانت بارتوده ايها با رژيم ضد ايرانی ملايان حاکم بدينگونه حيله گرايانه تبيين شده است که. " رویاروییِ هوشیارانه حزب توده ایران با توطئه های پی در پی امپریالیسم برای شکست انقلاب ایران و ازجمله هشدارهای حزب ما پیرامون امکان حمله نظامی به ایران، و سپس مبارزه براي صلح و بر ضد ادامه جنگ ايران و عراق، از ديگر عرصه هاي مهم و درخشان مبارزه حزب ما است.!!" ودر ادامه ، خيانت افسران سرسپرده به اين حزب منفورمانند سرهنگ عطاريان ، سرهنگ دوم بيژن کبيری را ناديده گرفته و آنان را "فرماندهان پرتوان ارتش و ناجيان بيرون راندن ارتش متجاوز رژيم صدام حسين ازکشورناميده است". توده ايها البته از بيان اين واقعيات بسيارناتوانند و بگويند که: عطاريان با انتساب سرهنگ دوم ستاد بيژن کبيری به فرماندهی عمليات منطقه گيلان غرب ، عملاً کانالی ايجاد نموده بود که مامورين روسيه ، بدون هيچگونه موانعی بتوانند به کشور وارد و پس از انجام مقاصد شوم خود به سهولت از آن مسيرخارج شوند." و بدين ترتيب وبا انجام اينگونه خدمات وطن فروشانه دوباره آب به آسياب روسها بريزند. وآنگاه که دربهمن ماه ۱۳۶۱ آخوندها با هوشياری دريافتند که ادامه بهره برداری از حزب توده به پايان رسيده است، آيشان را چون تفاله های بی ثمر به بيرون پرتاب کردند.

توده ايها ابتدا با ادعاهای جذاب و ظاهر فريب ، رهائی انسان وآزادی خواهی به ميدان مبارزه اجتماعی پای نهادند، اما بعداً دردرون سازمان و دربرخورد با همرزمان خود صدای هرگونه آزاديخواهی را در نطفه خفه کردند.امروز ميتوان بسهولت از رفقا، دوستان وهمسنگرانی از ايشان ياد کرد، که فقط بعلت اختلاف عقيده، درقربانگاه حزب توده ايران وبا اقدامات دوستانشان بمسلخ نابودی رفته اند، و يا درتحت فشارانگها و اتهامات واهی گوناگون سياسی اين "حزب" ازفعاليت برکنار ومنزوی گرديده اند.

دراينجا بايد از انتقادات و نظرياتی افرادی ياد نمود که بجهت برخوردهای تنگ نظرانه "حزب"، گرفتار هتک حرمت،دشنام، اتهامات واهی شخصی و سياسی گرديده واتهامات و انگ های بی پايه همکاری با غرب همانند مارکسيست آمريکائی، و خائن به اردوگاه سوسياليزم که خفيف ترين آنهاست ، توانست روشنفکرفرهيخته ای همچون خليل ملکی را به انزوای کامل سياسی بکشاند. در دهه اوليه تاسيس حزب رها نمودن اعضای منتقد به خط و رهبری سازمان‌ در دستان پليس سياسی کشور و اخراج اعضائی است كه نظرياتی ديگر مطرح نموده يا خواستار آزادی ابرازعقايد فراكسيون‌های داخلی حزب بودند.

در دوران تبعيد سالهای اخير، سياست سنتی برخورد حذفی با دگرانديشان كه در نزد توده ايها از ساليان درازمرسوم بوده. وهمچنين برخوردهائی كه همه جا بچشم ميخورد، ودقيقاًاز جنس و نوع همان شكنجه ها، زندانی نمودنها و حذف فيزيکی مخالفان، مانند شيوه‌های مرسوم امروزين خشونت گرايان بنيادگرای جمهوری اسلامی و رهبران مجاهدين خلق که در عراق بارها ديده شده است،هنوزرايج است.

پنج‌شنبه چهاردهمين روز از مهرماه 2570

rudaruish@gmail.com

برگشت

letzte Änderungen: 16.5.2012 3:37