" نامه سرگشاده سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور به عالیجناب باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا"هرکـــه او دعوی مستی میــکند
آشــــکارا بت پرستــی میــــکند
. . . .
هرکه از خاک درش رفعت نیافت
لاجـرم سـر ســوی پستی میکـند
(عراقی)
بخش پنجم
محمد حسیبی
اولین بخش: فروردین ماه 1390 – این بخش 26 خردادماه 1390
چون عمــر تبه کــردم چندانکه نگه کــردم
در کنـــج خـراباتــی افتــــاده خــــراب اولی
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هــم سینه پـر از آتش هـم دیـده پـرآب اولی
---------------
طی چهار بخش پیشین از این سلسله نوشتار به تلاش بخشی از عاشقان ظاهری زنده یاد دکتر محمد مصدق اشاره شد که با برنامه ای منظم و از پیش طراحی شده در حال تبدیل کردن شخصیت استقلال طلب وی در اذهان عمومی بخصوص در اذهان جوانان ایران به یک شخصیت "دموکراسی خواه" و " طالب اجرای قوانین حقوق بشر" در ایران هستند. در این رابطه دو نمونه بارز:
یکی " نامه سرگشاده سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور به عالیجناب باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا" و دیگری:
برگزاری کنفرانسی در یکی از دانشگاه های ایالت ایلینوی واقع در شیکاگو زیر عنوان " کنفرانس بررسی چگونگی روشهای دستیابی به دموکراسی در ایران به مناسبت شصتمین سالگرد نخست وزیری دکتر محمد مصدق" است که پیش از این بدان پرداخته شد.
اما اینبار، بخش پنجم را به مناسبت یکصدو بیست و نهمین(129) زادروز واقعی زنده یاد دکتر محمد مصدق در 26 خرداد و نه 29 اردیبهشت که معمول شده و صحت ندارد(برای مطالعه محاسبه دقیق زادروز دکتر مصدق نگاه کنید به: https://www.chebayadkard.com/chebayadkard/sokhan/20070604/26khordad1.pdf ) با این سوآل آغاز می کنیم که به چه دلیل «جبهه ملی ایران» در درونمرز تاکنون کوچک ترین اعتراضی به مواردی نظیر " نامه سرگشاده سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور به عالیجناب باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا" یا " کنفرانس بررسی چگونگی روشهای دستیابی به دموکراسی در ایران به مناسبت شصتمین سالگرد نخست وزیری دکتر محمد مصدق" اعتراض و یا حتا انتقادی هم نکرده است؟
نگارنده به قصد یافتن جوابی قانع کننده برای این سوآل مهم مشغول تحقیق و بررسی شده، اما علیرغم انتظار به نتایجی بس تأسفبار رسیدم. نتیجه این که به نظر می رسد متأسفانه "آب از سرچشمه گل آلود است" یا « کرم از ریشه درخت است». جبهه ملی درونمرز خود دست کمی از مدعیان و سردمداران «جبهه ملی برونمرز» ندارد!
زنده یاد دکتر محمد مصدق آزاد ساختن ایران از آسیب های تاریخی و مکرر حاصله از دخالت سیاست های استعماری روس و انگلیس بر سر امتیازات اعطاء شده به خارجیان در عهد قاجار علناً از مجلس چهاردهم با بنیان نهادن تز اقتصادی/سیاسی خود مبنی بر « سیاست موازنه منفی» بطور جدی و پیگیر آغاز کرد. خوانندگان و علاقمندان می توانند به لینک زیر برای مطالعه چگونگی بخشی از این اقدام اساسی بسیار مهم مراجعه کنند:
https://www.chebayadkard.com/ketabkhaneh/nehzatmelli/movazeneh1/book01/html/p0000a.html
اما در رابطه با «جبهه ملی ایران» کنونی باید چگونگی تشکیل شدن "این جبهه" را از روز اول بدانیم و اساسنامه و مرامنامه آن را دقیقا مورد نظر قرار دهیم تا معیاری برای مقایسه و پی بردن به وضعیت کنونی این تشکیلات که نام بزرگ مصدق و فاطمی را به دنبال خود می کشد داشته باشیم:
به نقل از جلد اول کتاب "قلم و سیاست" اثر ارزشمند زنده یاد محمدعلی سفری از زبان خود دکتر مصدق نه هیچ مورّخ و خاطره پردازی می شنویم که او در جلسه 23 خردادماه 1329 مجلس شورای ملی (دوره شانزدهم) چگونگی تشکیل جبهه ملی را به اختصار بیان می دارد:
« . . . در 18 مهرماه 1328 دعوتی شده بود که عده ای از آقایان مدیران جراید در خانه من جمع شدند و برای جلوگیری از دخالت دولت در انتخابات دوره 16 تقنینیه تبادل نظر نموده و تصمیمی اتخاذ نمایند. از بین مدعوین آقایان ذیل برای کار با اکثریت آراء انتخابات شدند:
آقای جلالی نائینی مدیر روزنامه کشور، آقای عباس خلیلی مدیر روزنامه اقدام، آقای مهندس زیرک زاده مدیر روزنامه جبهه، آقای عمیدی نوری مدیر روزنامه داد، آقای دکتر حسین فاطمی مدیر روزنامه باختر امروز، آقای احمد ملکی مدیر روزنامه ستاره و آقای حسین مکی یکی از دعوت کنندگان و اکنون دبیر جبهه ملی.
آقایان مفصله الاسامی فوق در جلسه بعد در جلسه بعد به اینجانب اختیار دادند آنچه در صلاح مملکت می دانم عمل کنم و اینجانب هم از عموم طبقات شهر دعوت نمودم که قبــل از جمعه 22 مهــرماه مقــابل کاخ سلطنتی حاضــر شـــوند و همـگی به اتفـــاق عرضحال خـود را از اقدامات بی روّیه وخلاف قانــون دولت ســاعد به پیشگاه اعلیحضــرت شاهنشاهی تقــدیم کنیم. بعــد از انتشار دعــوت مـزبور، دولت تصمیم گرفت که با ما مخالفت کند و روی این نظر سرتیپ صفاری رئیس اداره شهربانی وقت اعلامیه ای صادر نمود و به ما نسبت ماجراجوئی داد . . . .»
بخش بسیار مهم دعوتی که دکتر مصدق از آن نام برده بود در رابطه با مردم به قرار زیر است:
« . . . ما تصمیم گرفته ایم که روز جمعه 22 مهر دوساعت قبل از ظهر در جلو سردر سنگی اعلیحضرت حاضر شویم. ای مردم در آنجا ما را تنها و بی کس نگذارید . . .
محمدعلی سفری در ادامه می نویسد:
" با این دعوت دکتر مصدق، جمع کثیری که تعدادشان را تا ده هزار نفر نوشته اند، در خیابان کاخ گرد آمدند و در حالیکه دکتر مصدق در پیشاپیش جمعیت حرکت می کرد به سر در سنگی رسیدند.
مقابل در ورودی کاخ، افسر گارد به نام سرهنگ شفقت سوآل کرد که علت حضور در مقابل کاخ چیست؟ دکتر مصدق عریضه ای را که خطاب به شاه تهیه شده بود ارائه داد و خطاب به افسر گارد خاطرنشان کرد که این تظلّم مردم است از سوء جریان انتخابات، اجازه دهند که یا همه مردم و یا عده ای به انتخاب مردم در دربار تحصن اختیار کنند.
افسر یاد شده عریضه را می گیرد و به دکتر مصدق می گوید که چون هوا سرد است و جنابعالی هم ضعیف هستید به داخل کاخ تشریف بیاورید تا جواب داده شود. دکتر مصدق با هیجان این درخواست را رد می کند و می گوید:
«خاک بر سـر من، چگونه ممکن است من داخل
شوم و ملت را در مقابل بزرگواری و اعتقادی که نسبت به من ابراز نمودند تنها بگذارم، بین من و ملت جدائی نیاندازید من باید قابلیت اطمینانی که به من ابراز شده ثابت کنم و یا شهید شوم. ماهمه نمونه یک روح واحد هستیم.»
محمدعلی سفری در جلد اول، فصل نهم اثر ارزشمند خود "قلم و سیاست" در رابطه با "پیدایش جبهه ملی" به مطلب مهمی اشاره می کند. او می نویسد:
«جبهه ملی، نهادی که از ترکیب و کیفیت تشکل نمونه ای خاص بود، در مقام مقایسه با گروه های سیاسی شباهتی به هیچیک از تشکیلات سیاسی آن زمان نداشت. تجمعی بود از افراد نامتناجس، با هدف های متفاوت که ستون اصلی و برپا دارنده آن فقط نفوذ شخص دکتر مصدق بود. اما این "جبهه" با شهرت عالمگیر خود که در زمانی کوتاه صورت گرفت، در حقیقت "سکوی پرتاب" برای کسانی شد که فشار رژیم اجازه نمی داد در میدان مبارزات سیاسی در شرایط مساوی با افراد منتسب به دربار قرار گیرند. به همین دلیل، در جریان مبارزه، هرکدام که با سیاست خاص دکتر مصدق سازگار بودند، در "جبهه درخشیدند و بهره گرفتند و بقیه یا خود رفتند و یا "تصفیه" شدند. توجه به اسامی نخستین گروه و در حقیقت بنیانگذاران این جبهه، با آن تعداد که تا 28 مرداد سال 32 در آن باقی ماندند شاهد این مدعاست. آنچه خودی و بیگانه در این زمینه نوشته و گفته اند جملگی دال بر این است که تا دکتر مصدق صاحب قدرت بود با روش خاص خود "جبهه" را رهبری می کرد و در حقیقت سکاندار این کشتی دکتر مصدق بود و غیر.»
پس از کودتای ننگین 28 مرداد 1332 گرچه مدعیانی در جبهه ملی و یا به طورکلی در طیف هواداران راه مصدق پا به میدان مبارزه گذاشتند، ولی حتا یک تن یافت نشد که سکاندار کشتی "جبهه ملی" با همان روش یا روشی مشابه و موثر گردد و در راه نجات ایران از چنگ کشورهای امپریالیستی همانند او صمیمانه و فداکارانه بتازد.
آنگاه سفری در صفحه 299 جلد اول "قلم و سیاست" می نویسد:
«هسته مرکزی جبهه ملی همانطور که اشاره شد از تحصن تشکیلات جبهه ملی در دربار به خاطر اعتراض به انتخابات دوره شانزدهم به وجود آمد. ولی از نظر تشکیلاتی و شرایط عضویت به هیچ وجه مشابه احزاب و دستجات سیاسی زمان خود نبود و حتی دفتر و تشکیلاتی هم نداشت و جلسات آن اغلب در منزل دکتر مصدق و یا دیگر اعضا تشکیل می شد.
درباره نامگذاری این گروه به "جبهه ملی" نیز اقوال مختلف ولی بنا به نوشته احمد ملکی مدیر روزنامه ستاره در کتابچه ای به نام « تاریخچه جبهه ملی»، نامگذاری در احمدآباد متعلق به دکتر مصدق از سوی دکتر حسین فاطمی عنوان شد و مورد تصویب قرار گرفت.
. . . به هرحال در آن روز که فرصت هم زیاد بود یکی از جلسات طولانی تشکیل گردید و مخصوصا دکتر فاطمی ضمن نطق موثری اظهار داشت اکنون که فوائد کار دسته جمعی بر عموم رفقا روشن وقدرت و نفوذ اتحاد و وحدت بر همه معلوم گردید چه خوب است این عده برای انجام کارهای مهم سیاسی و مملکتی دست به دست هم داده به نام «جبهه ملی» تحت نظم و دیسیپلین خاصی شروع به مبارزه برای پیشرفت اهداف مختلف ملی نمائیم . . . این پیشنهاد مورد طرح و تفسیر قرار گرفت و پس از توضیحاتی که از طرف عموم داده شد به اتفاق آراء تصویب شد و با این ترتیب اسم «جبهه ملی» هم در احمدآباد معین و مورد تصویب قرار گرفت . . . »
(نقل از صفحه 56 کتابچه یاد شده)
«با این ترتیب «جبهه ملی» از همین زمان سر و سامان یافت و فعالیت سیاسی گروه طرفدار دکتر مصدق تحت عنوان یک جبهه معین و مشخص، در کار انتخابات تهران برای دوره شانزدهم شروع شد.
لزوم تدوین اساسنامه و آئین نامه برای «جبهه ملی» نیز مورد توجه واقع شد، چون با سرزبان افتادن نام این جبهه عده کثیری داوطلب عضویت شدند و لازم بود نظم و ترتیبی برای عضویت به وجود آید.
دکتر مصدق با سلیقه خاص خود و مخصوصا بر اثر سوء ظن شدیدی که نسبت به اشخاص داشت تا اطمینان از خصوصیت کسی پیدا نمی کرد او را به تشکیلات سیاسی خود راه نمی داد. اساسنامه و آئین نامه این جبهه با نیز با شرایط خاصی تصویب شد، تا داوطلبان نتوانند تقاضای عضویت را به صورت "فرد" به این جبهه تسلیم دارند. آگاهی بیشتر از کیفیت ورود و فعالیت در این جبهه از مواد اساسنامه و آئین نامه استنباط می شود»:
اساسنامه جبهه ملی
«ماده1- جبهه ملی از هیأت موسسین و دستجات مختلف ملی که طرفدار تأمین عدالت اجتماعی و حفظ قانون اساسی هستند تشکیل می شود.
ماده2- موسسین اولیه هیأت مدیره جبهه ملی را تشکیل می دهند و دستجات مختلف ملی هریک نماینده تعیین می نمایند که از اجتماع آنها با هیأت مدیره شورای جبهه ملی تشکیل می شود و لدی الاقتضا نمایندگان مختلف شهرستانها نیز که اعتبارنامه آنان را هیأت مدیره تصویب کرده باشد در شوری شرکت می کنند.
ماده3- هدف جبهه ایجاد حکومت ملی به وسیله تأمین آزادی انتخابات و آزادی افکار است.
ماده4- در شورای جبهه ملی مسائل مربوط به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی مورد بحث و شور قرار خواهد گرفت.
ماده5- دستجات و احزابی که بخواهند به جبهه ملی ملحق شوند باید تقاضای خودرا کتبا به جبهه ارسال کنند وشرط قبول عضویت و تحقیق و صدور اعتبارنامه را آئین نامه جداگانه تعیین خواهد کرد.
ماده 6- هیچ فردی مستقیما نمی تواند عضو جبهه ملی بشود و عضویت افراد درجبهه مشروط به این است که عضو جمعیتی باشند که آن جمعیت سمت وابستگی به جبهه ملی را تحصیل کرده باشد.
ماده7- طرز اجرای این اساسنامه را آئین نامه جداگانه که به تصویب هیئت مدیره خواهد رسید تعیین می نماید.»
آئین نامه جبهه ملی
« ماده1 - دبیرخانه - دبیرخانه جبهه ملی از سه نفر دبیر جبهه، خزانه دارو یک نفر عضو که با اکثریت آرا از بین هیئت مدیره جبهه ملی بــرای مدت یک سال تعیین می گردد تشکیل می شود.
ماده 2 - شوری - شورای جبهه ملی به ترتیب ذیل تشکیل می شود. الف - اعضای هیئت مدیره جبهه. ب - نمایندگان دستجات وابسته، برای هر جمعیتی که تا یکصد نفرعضو دارد یکنفر و ازیکصد نفرتا هزارنفر دو نماینده و ازهزار به بالا پنج نفر تعیین می گردند و این انتخابات برای مدت یک سال است. ج - رئیس و نایب رئیس شورا با رأی مخفی با اکثریت آراء حضار برای مدت یک سال انتخاب می شوند.
ماده3 - هیئت بازرسی - جبهه ملی دارای یک هیئت بازرسی خواهد بود مرکب از سه نفر از اعضاء جبهه که از طرف هیئت مدیره برای مدت یک سال تعیین می گردند.
ماده4- شرایط وابستگی به جبهه ملی ایران - تقاضای کتبی مندرج در ماده 5 اساسنامه جبهه ملی باید حاوی نکات ذیل باشند:
نام جمعیتی که تقاضای وابستگی به جبهه ملی را دارند، تاریخ تأسیس، اسامی هیئت مدیره و تاریخ انتخاب و مدت مأموریت هیئت، شماره و تاریخ ثبت جمعیت (در صورتیکه ثبت شده باشد)، یک نسخه از مرامنامه و اساسنامه جمعیت.
تقاضانامه باید دارای امضاء هیئت مدیره باشدو ضمنا متعهد شده باشدتصمیماتی را که شورای جبهه اتخاذ می کند بدون درنگ به موقع اجرا گذارند و ضمنا هر فردی از دسته یا جمعیتها در هرماه لا اقل مبلغ 5 ریال به عنوان وابستگی به صندوق جبهه ملی بپردازد. تقاضانامه به دبیرخانه جبهه ملی در مقابل اخذ رسید تسلیم شود.
ماده5- چگونگی طرح درخواستها - پس از وصول تقاضانامه، دبیر جبهه ملی آنرا در هیئت مدیره جبهه مطرح نموده و سپس تقاضانامه برای تحقیق به هیئت بازرسی ارجاع می کردد و هیئت بازرسی مکلف است که تحقیقات خود را در خصوص قبول یا رد تقاضا به عمل آورده وبه اطلاع هیئت مدیره جبهه برساند. هیئت مدیره نیز مکلف است که گزارش هیئت بازرسی را در جلسه ای که اکثریت حضار تشکیل می دهند مطرح کند و هر تصمیمی که با اکثریت آراء گرفته شد به وسیله دبیرخانه جبهه ملی به تقاضا کننده ابلاغ نماید.
ماده6- طرح مطلب در شورا- نمایندگان دسته ها و جمعیتها که پیشنهادات ونظریات اجتماعی سیاسی و اقتصادی خود را درشورا مطرح می کنند می توانند به وسیله یکی از نمایندگان هیئت مدیره جبهه که سمت منشی شورا را خواهد داشت گزارشی از خلاصه مذاکرات خود تهیه نموده و آنرا برای طرح در هیئت مدیره به دبیر جبهه تسلیم کنند. چنانچه گزارش مزبور در هیئت ندیره مورد توجه واقع شود هیئت مزبور آن را مطرح می کند و هر تصمیمی که اتخاذ نمود به وسیله دبیر جبهه ابلاغ می گردد.
ماده7- مقررات عمومی- منشی شورا مکلف است که از مذاکرات شورا به اختصار صورت جلسه تهیه نموده و آنرا به امضای رئیس شورا برساند.
ماده8- شورای جبهه لااقل ماهی یکبار تشکیل می شود و در صورتیکه امر فوری پیش آید بنا به تقاضای دوسوم اعضاء شورا و یا به دستور هیئت مدیره جبهه یا دعوت دبیر جبهه جلسات فوق العاده نیز تشکیل می گردد.
ماده9-علاوه بر حق عضویت ماهیانه که عموم اعضاء و وابستگان به جبهه مالی بایستی به صندوق جمعیت بپردازند حق ورودیه ای که با توانائی جمعیتها متناسب باشد نیز باید پرداخته شود.
ماده10- نمایندگان دسته یا جمعیتها که با وجود اخطار کتبی به جمعیت مربوط سه جلسه متوالی غیبت نمایند جمعیت وابسته خود به خود از وابستگی به جبهه ملی معاف می شود.
ماده 11- در صورتیکه به نحوی از انحاء معلوم شود که یک یا چند نفر از اعضای دسته ها یا جمعیت های وابسته به جبهه ملی درامور جبهه اخلال می نمایند و یا رویه آنها مخالف مخالف شئون جبهه ملی تشخیص داده شود و یا از اجراء تصمیمات جبهه سرپیچی نمایند، موضوع در هیئت مدیره مطره می شود و پس از اخذ تصمیم و ابلاغ مطلب به نماینده آن دسته یا جمعیت طبق مقررات داخلی دسته ها یا جمعیت ها، آن عضو مورد تعقیب قرار گرفته و اخراج می شود و مراتب به اطلاع عامه خواهد رسید.»
«با این ترتیب ملاحظه می شود که جبهه ملی از نظر تشکیلاتی یک نهاد سیاسی خاص و منحصر به فرد بود و هیچ شباهتی به تشکیلاتی که در آن زمان به عنوان دستجات سیاسی فعالیت داشتند، نداشت. اما در طول مبارزه رفته رفته سازمانها و دستجات سیاسی که گرایش به سوی اهداف ملی داشتند، یا بدان پیوستند یا در مسیر مبارزات خــود با رزم آرا، همــراه و همــگام ایـن جبــهه شــدند. حـــزب ایــــران، از جمـــله سازمانهـــای بازاریان، دانشـــگاهیان، فرهنــــگیان، کارگــــران و دهقــــانان بــــودند کــــه همــواره نهضـت را یــاری کردند. علاوه براین چون دکتر بقائی و داریوش فروهر و همچنین آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی نیز در جبهه ملی فعال بودند، همـــه گـــروه های وابسـته به این شخصیت های سیاسی نیز در کنار جبهه ملی قرار گرفتند. »
در آخرین لحظه های قبل از به پایان بردن این بخش(بخش پنجم)، خبر برگزاری مراسم یکصدو بیست و نهمین زادروز دکتر مصدق در یکی از شهرهای آلمان توسط همان هائی که خود را "سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج" از کشور می نامند و آن نامه کذائی را به "عالیجناب باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا" نوشته بودند بر روی اینترنت زیر عنوان زیر ظاهر شد:
گزارش سومین کنگره ی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
(کنگره مصدق نماد آزادی و دموکراسی)
دکتر محمد مصدق برقراری آزادی و دموکراسی بدون دسترسی به استقلال ایران را ممکن و میسر نمی دانست. او « نماد استقلال ایران بود» نه «نماد آزادی و دموکراسی». اینکه چرا تلاش دامنه داری برای از میان بردن « نماد استقلال طلبی» زنده یاد دکتر محمد مصدق از زوایای مختلف آغاز شده بویژه در روزگاری که همان کودتاگران امریکائی/انگلیسی 28 مرداد 1332 برای سلطه بر تمام کشورهای پیرامونی(جهان سومی) با ضرب گلوله داغ بیداد می کند پرسشی است بس مهم که باید جواب آن را برای روشن شدن «راه مصدق» نزد اذهان عمومی در ایران بویژه جوانان سرزمین محنت کشیده مان دریافت. هر ایرانی راستین پیرو "راه مصدق" وظیفه دارد برای یافتن این پاسخ بکوشد. ما نیز به سهم خود در این راه می کوشیم.
ادامه دارد . . .
|