Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بیست و دومین سالگرد
کشتار وحشیانه هزاران زندانی سیاسی مبارز،


در تابستان 1367

بیست و دوسال پیش، در تابستان 67، رژیم آدمکش جمهوری اسلامی، هزاران تن از زندانیان سیاسی مقاوم ومبارز را در زندانها و شکنجه گاههای مختلف، قتل عام کرد.این یک جنایت و آدمکشی مخوف، در سطح بسیار گسترده ای بود. رژیم خودکامه و مرتجعی که از همان ابتدای غصب قدرت سیاسی، دست پلید خود را بخون انقلابیون و آزادیخواهان وخلقهای تحت ستم ملی، آغشته ساخته بود و از همان نخستین روزهای دهه 60، شکنجه و اعدام هزاران تن از آزادیخواهان و از آنجمله کمونیستها را وسیله ای جهت حفظ سلطه ننگین خود، قرار داده بود، در سال 67، بخاطر ترس ووحشتی که از زندانیان سیاسی قهرمان داشت و در شرایطی که اعتراض های وسیع توده ها علیه جنگ ارتجاعی با عراق، در نقاط مختلف کشور، هر روز گسترش بیشتری می یافت، بدستور خمینی جلاد، این دژخیم خلقهای ایران، به کشتار وحشیانه هزاران تن از زندانیان سیاسی مقاوم، مبادرت ورزید.اجساد زندانیان سیاسی قهرمان بطور دسته جمعی در دشت خاوران و دیگر گورستانهای گمنام، دفن شدند

. رژیم آدمکش، با این تمهید ارتجاعی، مذبوحانه کوشید این جنایت و وحشیگری ددمنشانه را از انظار عمومی، پنهان نگهدارد. اینک از این قتل عام سبعانه 22 سال میگذرد. با گذشت زمان ،هر روز ابعاد وسیع این کشتار هزاران زندانی سیاسی آرمان خواه، بیشتر و بیشتر در معرض دید عموم قرار میگیرد. خانواده های داغدیده این زندانیان قهرمان و انبوهی از انسانهای آزاده و مبارز، همه ساله در سالگرد قتل عام این جانسپاران راه آزادی، در گلزار خاوران اجتماع کرده و خاطره پر شکوه هزاران زندانی جان باخته تابستان 67 را، گرامی میدارند. رژیم آزادی کش، این قاتل بهترین فرزندان خلق، سخت میکوشد با توسل به سرکوب و دستگیریها، از این اجتماعات و یاد آوریها جلوگیری بعمل آورده و با تشبثات ارتجاعی از آنجمله خراب کردن گلزار خاوران، آثار این جنایت دهشتناک را از بین ببرد. اما همه این تمهیدات مرتجعانه، نتیجه معکوس بخشیده وبا گذشت زمان ، اشتیاق و علاقه آزادیخواهان و مبارزین در زنده نگهداشتن خاطره جوانان پاک باخته و آرمان طلبی که مرگ شرافتمندانه را به تسلیم و خواری و زبونی ترجیح دادند افزونتر میشود. بقول حافظ :
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم، دوام ما
بیست ودومین سالگرد کشتار هزاران زندانی سیاسی در تابستان 67 مصادف است با تشدید هر چه بیشتر مبارزات توده های بپاخاسته و محروم علیه رژیم خود کامه و ضد مردمی جمهوری اسلامی که تنها با زور سر نیزه میتواند قدرت پوشالی خود را حفظ کند. خیزش قهرمانانه توده ها در فردای مضحکه انتخابات ریاست جمهوری در 22 خردادسال گذشته، لرزه بر اندام رژیم سرکوبگر انداخته و ناقوس مرگ این حکومت آدمکش قرون وسطائی را به صدا در آورد. تقلب آشکار در این انتخابات فرمایشی که تحت بدترین شرایط ترور و اختناق برگزار میشد،ماهیت گندیده رژیم را هر چه آشکارتر در معرض دید توده ها قرار داده و خشم و انزجار عمومی علیه این حکومت نیرنگ و فریب را صد چندان ساخت. تردیدی وجود ندارد که در طول 32 سال گذشته، تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی با تمام جناحهای ارتجاعی و سرکوبگرش ، هیچ انتخابات دمکراتیک و آزاد در ایران وجود نداشته است. یک رژیم استبدادی خود کامه طبیعی است که هرگز به انتخابات آزاد و دمکراتیک تن نداده و همواره میکوشد با اعمال زور و قلدری و حقه و تقلب، به سلطه جابرانه خود تداوم بخشد. از این لحاظ، انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری در 22 خرداد 1388، فرق ماهوی با دیگر انتخابات قلابی که در ایران تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی برگزار میشود، نداشت. منتهی در این انتخابات آخر، تقلب و خلافکاری بنحو وقیحانه تری اعمال گردید و احمدی نژاد آدمکش، در نهایت وقاحت، با میلیونها رای قلابی مقام ریاست جمهوری رژیم را از آن خود ساخت. این خود ، آتش خشم توده ها را علیه رژیم، شعله ورتر کرد.
بخش دیگر رژیم ضد مردمی ، یعنی «اصلاح طلبان» حکومتی که در این انتخابات فرمایشی به پیروزی خود یقین داشتند، به نتایج انتخابات اعتراض کرده خواستار ابطال آن شدند. توده های محروم و زحمتکش نیز که طی دهها سال، از رژیم ضد مردمی حاکم، انواع ستمها و بیدادها را متحمل شده بودند، از تشدید تضاد و کشمکش بین جناحهای متخاصم رژیم که همه ماهیتی ارتجاعی و سرکوبگر دارند، بهره برداری کرده ، دست بقیام و خیزش خونین و قهرمانانه ای علیه کلیت این رژیم خود کامه زدند. در خیزشهای پر شور توده ای بدنبال اعلام نتایج انتخابات، صدها هزار تن در تهران و دیگر شهرها فعالانه شرکت کرده و فریاد خشم و انزجار خود را علیه رژیم آدمکش جمهوری اسلامی بلند کردند. در نتیجه یورش بسیجی ها، پاسداران و دیگر عمال سرکوبگر رژیم، بیش از 100 تن از مبارزین کشته شده و هزاران تن مجروح گردیدند. وحشیگری و سبعیت رژیم جنایت پیشه در سرکوب مبارزات حق طلبانه توده ها، حد و اندازه ای نداشت. چندین هزار تن از شرکت کنندگان در تظاهرات توفانزای ضد رژیمی دستگیر شده و روانه زندانها وشکنجه گاهها شدند. وحشیانه ترین شکنجه ها در کهریزک و دیگر شکنجه گاهها، تجاوز جنسی به دختران و پسران دستگیر شده و خشونت و بربریتی که رژیم کشتار و شکنجه در سرکوب خیزش توده ها نشان داد تنفر و انزجار جهانیان را علیه رژیم درنده خوئی که با زور سر نیزه و با حربه شکنجه و ترور ووحشت در ایران حکومت میکند، برانگیخت. در نتیجه شکنجه های وحشیانه و دیگر اعمال ننگین ضد بشری ، چندین تن از زندانیان کشته شده و تنی چند دست به خود کشی زدند.گرچه رژیم ضد مردمی مذبوحانه میکوشد با حربه شکنجه و قتل و کشتار جلو رشد روز افزون مبارزات حق طلبانه توده ها را بگیرد و سکوت گورستان را در ایران حکمفرما سازد، اما علیرغم تمام سرکوبگریها و جلادیها، مبارزات خونین توده ها در راه کسب آزادی و سرنگونی سلطه ننگین رژیم جمهوری اسلامی باتمام جناحهای ارتجاعی آن ، همچنان خروشنده و پر توان پیش میتازد وتا این رژیم تقلب و دزدی و فساد وترور و اختناق و شکنجه به زباله دان تاریخ افکنده نشده است، همچنان به حرکت متعالی خود ادامه خواهد داد.
اینک در حالیکه هر روز بر دامنه بحرانهای اقتصادی و سیاسی در کشور افزوده میشود و وضع معیشتی توده ها بوخامت هر چه بیشتر میگراید، فریاد حق طلبی کارگران و زحمتکشان هرچه رساتر بگوش میرسد و مبارزات توده های زحمتکش، رشد و ارتقای بیشتری می یابد. دانشجویان مبارز و آرمان طلب در اکثر دانشگاهها دست بمبارزه بی امان علیه رژیم زده و صحن دانشگاهها به سنگرهای محکم پیکار آشتی ناپذیر علیه رژیم مبدل شده است. زنان مبارز و آزاده که تحت سلطه رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی از کلیه حقوق مدنی محروم هستند، مصممانه علیه رژیم خود کامه و سیاستهای بغایت ارتجاعی ضد زن این رژیم قرون وسطائی میجنگند. مبارزات حق طلبانه خلقهای تحت ستم ملی که در ایران زیر سلطه رژیم شوونیستی جمهوری اسلامی در معرض ستم دو گانه قرار دارند، هر روز حدت و شدت بیشتری پیدا میکند. اینک در شرایطی که زمینه از هر لحاظ جهت سرنگونی سلطه جابرانه رژیم شکنجه و اعدام فراهم میشود، «اصلاح طلبان» حکومتی تحت سرکردگی موسوی، کروبی، خاتمی و رفسنجانی که طی سالها در تمام اعمال جنایتکارانه رژیم شرکت داشته اند و دستهایشان تا مرفق به خون آزادیخواهان و مبارزین آغشته است ، قد علم کرده و مذبوحانه میکوشند بمنظور پیشبرد مقاصد گروهی خود از مبارزات عادلانه ضد رژیمی توده ها بهره برداری کرده لبه تیز این مبارزات را کند ساخته وپیکار خونین توده های محروم وبپا خاسته را به کجراه و شکست سوق دهند. هدف موسوی و امثالهم، تنها و تنها پس راندن حریفان خود در راس حکومت، کسب برتری در ارگانهای رژیم و ترمیم و مرمت رژیم پوسیده و ترک خورده ایست که مبارزات سهمگین توده هاموجودیت پوشالی آنرا بطور جدی مورد تهدید قرار داده است.موسوی و دیگر «اصلاح طلبان» حکومتی در طول یک سال و اندی که از انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری میگذرد، سخت کوشیده اند جنبش اعتراضی توده ها را در چهارچوب حفظ سلطه ننگین رژیم جمهوری اسلامی محدود ساخته و با طرح شعارهای بغایت ارتجاعی، جلو رشد و گسترش جنبشهای خونین توده ها را بگیرند. موسوی تبهکار، آشکارا سر سپردگی خود را به رژیم جمهوری اسلامی اعلام داشته و با ابراز وفاداری به منویات خمینی جلاد، فریاد میزند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر! هدف و خواست موسوی ها، رفسنجانی هاکروبی ها و خاتمی ها ، حفظ سلطه رژیم جمهوری اسلامی و تداوم بخشیدن باسارت توده ها در چنگ استبداد و خود کامگی و جهل و خرافات است .هدف و خواست توده های محروم و زحمتکش، سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی با تمام دارودسته های تشکیل دهنده آن، نیل به آزادی و دمکراسی و پاره کردن زنجیرهای ستمدیدگی و ظلم و استثمار و جهل و خرافات میباشد.خواست کارگران و توده های زحمتکش ومحروم ، خواست دانشجویان مبارز و زنان آزاده و بپاخاسته با خواست ارتجاعی موسوی و امثالهم از زمین تا آسمان فرق دارد.
در طول32 سال گذشته، در سرکوب وحشیانه توده های بپاخاسته درارتکاب بدترین آدمکشیها و جنایات و در استثمار بیرحمانه کارگران وتوده های زحمتکش و اندوختن ثروتهای افسانه ای، «اصلاح طلبان» حکومتی، خامنه ای،احمدی نژاد و جنایتکارانی نظیر آنها در کنار هم قرار داشته و متحد وهمکار و یار و غار یکدیگر بوده اند.در کشتار وحشیانه هزاران زندانی سیاسی در تابستان67، جنایات وپلیدیهائی که رژیم جمهوری اسلامی بدستور خمینی جلاد مرتکب شد، دامن تمام دست اندر کاران رژیم و از آنجمله موسوی را که در آنزمان نخست وزیر رژیم بود و از مشاورین بسیار نزدیک خمینی محسوب میشد، میگیرد. موسوی ، کروبی، خاتمی مزور و دیگر« اصلاح طلبان» بهیچوجه نمیتوانند اعمال مرتجعانه و آزادی ستیزانه ای را که در طول سالها در جهت حفظ سلطه ننگین رژیم جمهوری اسلامی مرتکب شده اند، از انظار عمومی پنهان نگهدارند. پرچم سبزی را که اینک موسوی و اعوان و انصار او، بلند کرده اند همان پرچم رژیم جمهوری اسلامی، پرچم تداوم دیکتاتوری عنان گسیخته ،استبداد و توحش وبربریت است. پرچم سرکوب مبارزات توده های بپاخاسته و پرچم شکنجه و اعدام وفساد و دزدی و اختلاس و انواع واقسام کینه توزیها و تباهی هاست. کارگران و زحمتکشان ،دانشجویان ، زنان بپاخاسته، خلقهای تحت ستم ملی، نیروهای انقلابی و آزادیخواه و کلیه آنهائیکه خواهان پایان دادن به سلطه ظلم واستبداد وترور واختناق هستند، تمام انسانهای آزاده ای که با تاریک اندیشی و عقبگرائی قرون وسطائی در جنگ وستیز میباشند، در مبارزه علیه رژیم خود کامه و ضد دمکراتیک جمهوری اسلامی، پرچم مبارزاتی خود را دارند.پرچم سرخی که همان پرچم خیزشها و قیامها و انقلابهای خونین توده های محروم و زحمتکش میباشد. پرچم سبز موسوی، پرچم نیرنگ و فریب ، پرچم خفت و شکست و پرچم تن دادن باسارت و بردگی تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی میباشد.اگر قرار است رژیم جمهوری اسلامی به موجودیت ننگین خود ادامه دهد، چه فرقی دارد که خامنه ای جلاد، احمدی نژاد آدمکش یا جنایتکارانی از نوع موسوی ها، کروبی ها، رفسنجانی ها و خاتمی ها در راس آن قرار گرفته باشند. مساله اساسی سرنگونی انقلابی این رژیم تبه کار ضد مردمی با تمام جناحها و دارودسته های تشکیل دهنده آن میباشد.
اینک رژیم جمهوری اسلامی تحت سرکردگی خامنه ای جلاد و آدمکشانی نظیر احمدی نژاد، به سرکوب مبارزات حق طلبانه توده ها و کشتار و شکنجه آزادیخواهان و مبارزین ادامه میدهد و مذبوحانه میکوشد با حربه ترور و اختناق و ایجاد رعب و وحشت و پر کردن زندانها و شکنجه گاهها با زندانیان سیاسی و اعدام آزادیخواهان، از فرو ریختن کاخ ظلم و بیدادگری خود جلوگیری بعمل آورد. مشتی آدمکش و شکنجه گر حرفه ای که با زور سر نیزه بر سر نوشت مردم حاکمند و از بابت استثمار بیرحمانه زحمتکشان و درآمدهای حاصله از فروش نفت، میلیاردها به جیب میزنند، باور میکنند که میتوانند با توسل بجنایت و کشتار و اعمال وحشیانه ترین دیکتاتوری ها همچنان بر سر کار خواهند ماند و توده ها را در اسارت و بردگی نگه خواهند داشت. حال آنکه عمر رژیم کشتار وجنایت در حال به پایان رسیدن است. توده های محروم وستمدیده که از ستمگریها و تعدیات رژیم خود کامه، سخت بجان رسیده اند، اینک بیهراس از مرگ و قربانی دادن بپاخاسته وقهرمانانه در راه آرمانهای والای خود علیه رژیم ضد مردمی می رزمند. آنها نمیخواهند اینهمه فقر و فلاکت و ظلم و تعدی و تجاوز و استبداد را تحمل کنند. وقتی توده ای مصمم و دست از جان شسته بپاخاست و سر سختانه در راه رهائی از چنگال ظلم و استثمار جنگید، هیچ نیروئی هر قدر وحشی صفت و سرکوبگر باشد، نمیتواند جلو سد خروشان جنبش حق طلبانه اش را بگیرد.
در تابستان 67، رژیم ضد مردمی کوشید با کشتار هزاران تن از زندانیان سیاسی مقاوم ، جلو رشد مبارزات توده ها را گرفته و فریاد حق طلبی را در گلوها برای همیشه خفه سازد. تداوم مبارزات ضد رژیمی توده ها در سالهای بعد، بروشنی نشان داد که حتی قتل عام هزاران تن از کمونیستها و دیگر انسانهای مبارز و آزادیخواه نیز قادر نیست توده ها را از مبارزه و عصیان طلبی باز داشته و استمرار سلطه پوشالی رژیمهای ارتجاعی از قبیل رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی را تضمین کند. تشدید ترور و اختناق و کشتار و جنایاتی که رژیم آدمکش، در طول یکسال واند گذشته، مرتکب شده است، بدون تردید قادر نخواهد شد جلو رشد مبارزات شکوفان توده های بپاخاسته را گرفته و از فرو ریختن سلطه پوشالی رژیم کشتار و شکنجه جلوگیری بعمل آورد. نه وحشیگریها و اعمال سرکوبگرانه خامنه ای جلاد، احمدی نژاد آدمکش و جنایتکارانی نظیر آنها ونه عوامفریبی ها و توده نوازیهای موسوی ها وخاتمی ها و رفسنجانی ها و کروبی ها، توده های بپا خاسته را از ادامه مبارزه مرگ و زندگی در جهت سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و ایجاد جامعه ای دمکراتیک و انقلابی باز نخواهد داشت. از عمر رژیم سرکوب و اعدام، چند صباحی بیش نمانده است. سپیده در حال دمیدن است و این شام سیاه، سحری بدنبال خواهد داشت .آینده ، از آن کارگران و توده های محروم وزحمتکش است و نه آدمکشانی از قماش سردمداران جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی.
ما در بیست ودومین سالگرد کشتار هزاران زندانی سیاسی توسط رژیم جمهوری اسلامی، خاطره درخشان این جانسپاران راه آزادی را گرامی داشته و یقین داریم که خون هائی که بدست مرتجعین و آدمکشان حرفه ای بزمین ریخته میشود، در پروسه مبارزات خونین توده ها بارور گردیده ورهائی کارگران و زحمتکشان را از چنگال اسارت ظلم واستثمار، امکان پذیر خواهد ساخت.

گرامی باد خاطره درخشان هزاران کمونیست و دیگر مبارزین و آزادیخواهان که در تابستان 67، بدست جلادان رژیم، قتل عام شدند.

سرنگون باد کلیت رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی!
جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته ، نابود باید گردد!

سازمان دمکراتیک – ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان
شهریور1389


برگشت

letzte Änderungen: 16.5.2012 3:37