Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   


مش قاسم یک تنه به جنگ آمریکا می رود!


ناصر مستشا ر، تحلیلگر سیاسی

کم کم صحنه بگو ومگوهای عرصه دیپلوماسی ایران به سریال تاریخی دائی جان ناپلئون شباهت می یابد! پس از شنیدن و بررسی سخنان حاکمان رژیم اسلامی می توان اقرار کرد که آقای ایرج پزشکزاد، خصوصیات شخصیت های داستان خویش را بدرستی بیان کرده است ، چرا که حاکمان اسلامی ایران تاکنون خود را مانند قهرمانان کتاب دائی جان ناپلئون، به جهانیان معرفی نموده اند.

مش قاسم و دائی جان، همواره با نوستالژی ساختگی، از قهرمانی های خود در جنگ کازرون و ممسنی، با اشرار و انگلیسی های چشم چپ، برای فامیل اشرافی خود، داستان های مختلفی می ساختند تا احترام دائی جان را نزد خاندان پوسیده حفظ نمایند، به هر حال هر چه که بود، دائی جان، وارث مرحوم آقای بزرگ بود! همان آقایی که با مرحوم مارلین دیتریش آبگوشت بز باش نوش جان کرده بود.

اگر دائی جان از گذشته های خیالی خود داد سخن میداد، تا جایگاهش را در میان فامیل و دور قاپ چین ها حفظ نماید، اما رهبران جمهوری اسلامی با پیروزی های کودکانه خویش در جنگهای خیالی، برای آینده ناروشن حکومت شان و عاقبت تاریک مردم ایران، به لج بازی، دررویای کاذب ظفرمندی نقشه های شوم پیاده می نمایند!

ازشعار های پوشالی؛ راه قدس از کربلا می گذرد! هنوز سالهای طولانی سپری نشده وطعم تلخ جام زهری که برای پذیرش آتش بس جنگ ایران و عراق نوشیده شد ـ همچنان چشیده می شود، اما درس گرفتن از آن شکست ها دیده نمی شود! سعید جلیلی، یکی از بسیجی ها سابق است که اینک بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران! در حکومت اسلامی بکار گمارده شده و این باید برای کشور تاریخی ومردم ایران بطور جدی نگران کننده باشد که همچون شخصی مانند سعید جلیلی، امنیت ملی کشور را سیاست گذاری نماید.

یا آمریکا را باید دست کم گرفت یا آنکه این کشور چنان به ورشکستگی وبن بست رسیده است که رهبران اسلامی اینگونه به کرکری خواندن روی آورده اند ویک حاج قاسم سلیمانی! را برای نبرد با آمریکا حواله می کنند!؟

یك حاج قاسم سلیمانی كافی است كه شما را سر جای‌تان بنشاند ،مشرق

حکومت اسلامی ، سلیمانی، یک عمله! اهل کرمان را که هنوز بنا نشده بود به درجه سرداری سپاه رساند، او هم با پخش دلار های نفتی آدمکش اجیر کرده و به جان مردم عراق و سربازان آمریکایی انداخته است.

سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی در مراسم 13 آبان؛

شکست های تاریخی حاکمان ایران از دوره اسکندر، حمله اعراب، مغول، جنگ چالدران و جنگ های ایران با امپراتوری روسیه که به مردم ایران تحمیل گردید، هنوز جای آن زخم ها التیام نیافته است که رهبران جمهوری اسلامی باردیگر با هل من مبارز خواندن های مکرر به استقبال یک شکست مفتضحانه دیگر می روند!

جنگ پیش روی آینده، جنگ کازرون و ممسنی نیست و حتی جنگ با عراق هم نیست که بر اساس ایمان و بسیج میلیونی مردم پی ریزی شده باشد.

شعار های سرلشکر بسیجی فیروز آبادی ″ سردار مستطیل ″ و لاف و گزاف هایش در بکار گرفتن سلاح های مخوف، محرمانه و برتری نظامی و تکنولوژی حکومت اسلامی هم بنظر می رسد بیشتر فرمایش چلوکباب هایی است که ایشان بلعیده و زیاد جدی گرفته نمی شود. به قول مرحوم مش قاسم ؛ شما هنوز فرق گاومیش را با کمانچه نمی توانید تشخیص بدهید.




http://www.farhangiran.com/content/view/9567/88/

طنزی بر بیانیه طنز آمیز بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران

فرهنگ ایران



آقایان، سرداران ملی پوش تیم ملی فوتبال ایران، بیانیه ای صادر کردند، و با یاری گرفتن از یکی از اشعار معروف شیخ اجل سعدی شیرازی، کوشیدند تا با قسم و آیه، روی رفتار ناشایست همبازی ملی پوش خودشان را ماله بکشند.

این سرداران بیسواد فوتبال ایران مانند دیگر سرداران بیسواد کشور، خجالت کشیدند برای سوگند خوردن مانند هر مسلمان شیعه معتقد، پای حضرت عباس را به میان بکشند، ناگزیر به عبای مرحوم شیخ اجل چنگ زدند و سعدی شیرازی را به محفل فوتبال نه چندان پاک و پراز ماجرای ایران بازکردند، نخست آنکه شعر او را غلط نوشتند، سعدی فرموده است بنی آدم اعضای یک پیکرند! نه اینکه اعضای یکدیگرند! بنظر می رسد که این سرداران، در دبستان، درس فارسی را خوب فرا نگرفته اند و اصولاً برای همین بوده که بجای ادامه تحصیل رفتند دنبال لگد بازی و توپ پرانی و پارو کردن پول بی زحمت ! چون با این سوادی که دارند کاری بهتر از برف پارو کردن هم گیرشان نمی آمد، کاری که فقط مخصوص فصل زمستان است و مانند فوتبال چهارفصل نیست.

سرداران فوتبال باز فراموش کردند که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد، و در دنباله افزوند « چو عضوی به در آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار» کاش این بند از شعر را نمی نوشتند، چون بیشتر گند کار را درآوردند و مسئله را بغرنج تر کردند.

مگر بدون شعر سعدی کسی قسم این سرداران را باور نمی کرد، که آن انگشت عمداً در آن سوراخ فرو نرفته بود، چون با نوشتن بند دوم این شعر تاًیید کردند که عضوی به درد آمده، و همه عضو های دیگر قرار و آرام ندارند، خوب بود روشن می کردند منظورشان از این دگر عضو ها چه می باشد! مگر این سرداران این نوع درد ها را تجربه کرده اند، شاید یادآور خاطرات تلخ گذشته شان باشد، چون در دنباله با نوشتن « ما بازیکنان تیم ملی که روزها و شب‌های بسیاری را کنار یکدیگر گذرانده‌ایم » بیش از پیش همه را به شک انداختند که در محفل فوتبال ایران چه چیز ها می گذرد. چند روز پیش خبر چند مورد تجاوز به کودکان در فوتبال ایران دررسانه ها منتشر شد و در کانال های تلویزیونی معروف جهان با نشان دادن فیلم بی اخلاقی فوتبالیست های ملی پوش ایران، تتمه آبروی ورزش ایران را هم بردند، حال باز هم بگویند که این هم توطئه استکبار جهانی است! و با مملکت امام زمان و نایب آن حضرت سر جنگ دارند.




برگشت

letzte Änderungen: 24.5.2012 3:12