برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی! برگ ١ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
تنها راه برای جلوگيری از جنگ، آزادی است و
کليد آزادی در دست مردم ايران ميباشد
سرهنگ محمود صبوری يزدی
اکتبر ٢٠٠۶
آيا جنگ رژيم جمهوری اسلامی با آمريکا اجتناب پذيراست؟
برای پاسخ به اين سئوال بايد رژيم را بشناسيم و نحوه ايجاد آن رابه ياد بياوريم، سوابق ٢٨ ساله رژيم را در
نظر بگيريم و به اهداف جمهوری اسلامی توجه داشته باشيم. در سال ١٣۵٧ نطفه ای که از آميزش نيرنگ و
جنايت بسته شده بود در بستری مملو از خونزيزی و کشتار غيرضروری بصورت رژيم جمهوری اسلامی تولد
يافت. در اين سال هنگامی که پادشاه فقيد ايران اعلام کرد خواسته های اصلاح طلبانه ملت را ميپذيرد و موقع
آنست تا وطن پرستان پا درميان گذاشته با تشکيل "دولت وحدت وهمزيستی ملی" آرامش را به کشور
بازگردانند، فرصتی تاريخی در پيش پای ملت ايران قرار گرفت تا ضمن حفظ دستاوردهای نزديک به صد سال
فداکاری درراه بهزيستی و آزادی، زير بنای محکمی برای استقرار دموکراسی در کشور بناگردد. اما کسانی که
بنام آزاديخواهی، اصلاح طلبی و دين، کشور را به خون و آتش کشيده بودند اين فرصت طلائی را از مردم ايران
صلب نمودند، آنها تشنه خون، قدرت و ثروت بودند نه آزادی و دموکراسی، حتی بعد از آنکه پادشاه کشور را
ترک کرد و نيروهای نظامی و انتظامی کناررفتند، بدون آن که ضرورت داشته باشد، دامنه ترور، تخريب وآتش
سوزی را گسترش دادند و با فريب و ارعاب مردم، قتل، زندان، غارت و بی اعتنائی به خواست ومصالح همگانی
رابه ملت ايران تحميل و رژيم جمهوری اسلامی را دربستر خونريزی وکشتارغير ضروری بوجود آوردند.
در سال ١٩٨٠ هنگامی که اکثريت ناراضی مردم ايران به خروش آمده بودند و رژيم درآستانه سقوط قرار گرفته
بود تحريکات و اقدامات جنگ افروزانه رژيم، صدام را وادار به حمله به ايران نمود. و بدين ترتيب جنگی آغاز
شد که آيت الله خمينی آن را با آغوش باز پذيرفت. اين جنگ و ادامه خيانت بار ٨ ساله آن گرچه برای ملت ايران
چيزی جز بدبختی و نکبت به بار نياورد ولی در شاهرگ حاکميت درحال نزار رژيم خونی تازه جاری نمود.
رژيم « فقط » خواند چرا که « رحمت الهی » آيت الله خمينی بنيانگزار رژيم جمهوری اسلامی اين جنگ خائنانه را
را از سقوط و مرگ نجات بخشيد. وی پس از ٨ سال و بعد از قتل صدها هزار جوان و نوجوان ايرانی و
هدر دادن بيش از هزار ميليارد دلار سرمايه کشور و خسارات روانی جبران ناپذير به ملت ايران بدون
کوچکترين دستاوردی بسادگی آب خوردن جام زهر را نوشيد و در مقابل دشمن نا چيزی که قبل ازانقلاب در
برابرارتش ايران يارای چند روز مقاومت را هم نداشت سر تسليم فرود آورد و به اين جنگ خفت بار خاتمه داد.
عجبا که هنوز هم رژيم با وقاحت آن شکست مفتضحانه را پيروزی قلمداد و به آن افتخار ميکند و سالگرد آن را
جشن ميگيرد!
حکمرانی ٢٧ ساله رژيم نشان ميدهد که جمهوری اسلامی برای ادامه حيات خود ازهيچ جنايت و سرکوبی رو
گردان نبوده و هنگامی که سرکوب و خشونت ديگر کارساز نباشد برای نجات از فروپاشی و برای تداوم قدرت و
حيات خود جنگ را به عنوان رحمت الهی تنها راه نجات ميداند ودرصورت لزوم بی مهابا و بی درنگ به آن
دامن زده و يا حتی خود آغاز گر آن خواهد بود.
از تجربه ظهور و حيات ٢٧ ساله رژيم که بگذريم، جمهوری اسلامی بر پايه اهدافی بناشده که بدون يک جنگ
بزرگ و فراگير قابل وصول نميباشند. اگر رژيم از اين اهداف عدول کند پايه هايش فروخواهد ريخت و بر جای
نخواهد ماند،. به همين دليل رژيم سالهاست در تدارک چنين جنگ بزرگ و فراگيری برنامه ريزی و تلاش ميکند.
به عنوان مثال:
١- اهداف جمهوری اسلامی که در شعارهائی مثل مرگ بر آمريکا، مرگ بر اسرائيل، رژيم اشغالگر
صهيونيستی بايد از نقشه جغرافيای جهان حذف شود، ما آمريکا را زير پا له خواهيم کرد، ما آمريکا را
برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!
برگ ٢ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
بزانو در خواهيم آورد، ما عدالت را در جهان مستقرخواهيم کرد و ده ها شعار نظير اينها اعلام ميشود
بدون جنگ قابل وصول نميباشند.
٢- آقای احمدی نژاد رئيس جمهور رژيم در نامه خود به رئيش جمهور آمريکا پا را در جای پای پيغمبر
اسلام گذاشته به طور ضمنی آقای بوش را کافر قلمداد کرده و باز بطور ضمنی او را به اسلام دعوت
ميکند و در پايان نامه خود به تقليد از حضرت محمد و به تقليد از نامه ای که ايشان به خسرو پرويز
نوشتند مينويسد والسلام علی من التبع الهدای يعنی صلح فقط با ايمان آورندگان به اسلام.
٣- مرکزنظارت برصلح درخاورميانه پس از مطالعه و تجزيه و تحليل دقيق ١١۵ کتاب درسی و راهنمای
آموزشی معلمان مدارس ايران که اخير منتشر شده در اوائل سپتامبرسال جاری اعلام نمود که مواضع
فتنه انگيز، ضد آمريکا و ضد يهود رئيس جمهور ايران آقای احمدی نژاد درسيستم آموزشی ايران
ريشه دوانده است و ايران اسلامی سيستم آموزشی را بوجود آورده که بوسيله آن دانش آموزان
کشوررا مغز شوئی نموده برای جنگ و شهادت برعليه غرب و بخصوص آمريکا واسرائيل آماده سازد.
در اين سيستم آمريکا، کرارا با عناوين "شيطان بزرگ" "جهانخوار"، " استکبار جهانی" و ...
معرفی شده به محصلين آموزش داده ميشود که به هر قيمت حتی بقيمت جان خود بايد با آمريکا
بجنگند. در اين کتابها همچنين ضرورت پاک کردن اسرائيل از نقشه جهان به منزله يکی از وظائف
فرزندان ايران معرفی ميشود، جهاد و شهادت تم اصلی اين کتابهای آموزشی است. آيا اين تدارک برای
جنگی بزرگ و فراگير نيست؟. علاوه بر اين در راستای تقويت اين مغز شوئی اکثر صندلی های
دانشگاه ها دراختيار خانواده های وابسته به رژيم بوده درصد کمی از آن برای فرزندان واجد شرائط
ملت ايران است و رژيم در پی تصفيه استادان و معلمان سکولار ميباشد تا براحتی نسل های آينده
ايرانزمين را مغز شوئی کرده با مبانی اسلام راديکال و جهاد پرورش دهد.
٤- هزينه کردن حدود ۶ ميليارد دلار برای ايجاد، آموزش و تسليح حزب الله لبنان درجوار اسرائيل،
تامين مالی، و پشتيبانی های ديگر از اين سازمان نميتواند دليل ديگری بجز جنگ طلبی رژيم
جمهوری اسلامی داشته باشد.
٥- ايجاد و توسعه روابط سياسی و اجتماعی و امضاء قراردادهای خائنانه با کشورهائی مانند کوبا و
ونزوئلا که نه دولت های آنها بوئی از عدالت برده اند و نه روابط با آنها هيچگونه نفعی برای ملت
ايران دارد به صرف اين که با آمريکا اختلاف دارند دليل ديگری بر آماده سازی صحنه جنگ توسط
رژيم جمهوری اسلامی ميباشد.
٦- و بالاخره رژيم در تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی و ساير سلاح های کشتار جمعی است و اين دليل
مسجلی به تلاش رژيم برای تدارک يک جنگ بزرگ و فراگير ميباشد. بنا بر اين در پاسخ سئوال بالا
بايد بگويم که تنها راه جلوگيری از جنگ ايران و آمريکا همت مردم ايران و خلع يد از اين رژيم
جمهوری اسلامی است. بله کليد در دست مردم ايران است وبس.
مواردی که بر احتمال جنگ بين آمريکا و ايران دلالت دارند
معتقدم که آمريکا برای به تعويق انداختن دستيابی ايران به سلاح اتمی و رژيم جمهوری اسلامی بمنظور
جلوگيری از فروپاشی و خريدن وقت تا دسيابی به سلاح هسته ای آماده جنگی زود رس و محدود ميباشند که
وقوع آن هر لحظه و حد اکثر تا يکسال آينده نه تنها ممکن بلکه بسيار محتمل ميباشد. توجه به دلائلی که متعاقبا
ارائه ميشود مويد اين نظريه است.
هدف اصلی و حياتی آمريکا در منطقه خليج فارس حفاظت وامنيت ذخائر نفت و گاز منطقه است، در گيری های
مکررآمريکا در اين منطقه در دهه اخير مويد اهميت اين هدف ميباشد.
مايکل نايتس استراتژيست صاحبنظر، در کتاب ترابلد واترز ميگويد نگاهی به تنشها و برخوردهای خصمانه دهه
گذشته در منطقه خليج فارس مويد اينست که اين منطقه از لحاظ استراتژيک برای آمريکا دارای بالاترين درجه
اهميت است. با توجه به اين که ميزان نفت کشف شده در کشورهای منطقه خليج فارس ٧٣١ بيليون بشکه يعنی
بيش از ۶١ % از ذخائر جهان و ميزان ذخائر گاز منطقه حدود ٢۵۵۶ ترليون فوت مکعب يعنی حدود ٣٨ % کل
ذخائر جهان است و با توجه به اين که اين منطقه به جبهه مرکزی و اصلی مبارزات پايان ناپذير برعليه
تروريسم جهانی و توسعه سلاحهای اتمی تبديل گرديده هدف و منافع آمريکا در اين منطقه شديا بخطر افتاده
برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!
برگ ٣ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
است. دو جنگ آمريکا با عراق و دهها برخورد ديگر اين کشور در منطقه در دهه گذشته نشانگر آنست که
آمريکا مصمم است از اهداف و منافع خود در منطقه به هر نحو ممکن حتی باجنگی فراگير حفاظت نمايد.
(CSIS) Center for Strategic and International Studies مرکز مطالعات استراتژيک وبين المل
درصفحه اول گزارشی مستند وجامع، اعلام ميکند که اهداف اصلی سه گانه رژيم جمهوری اسلامی عبارتند از:
١- اطمينان از ادامه حيات و قدرت خود.
٢- کوتاه کردن دست قدرت های خارجی در خاور ميانه.
٣- توسعه اسلام بنيادگرا يعنی قدرت خود به خارج از منطقه.
رژيم سعی دارد با افزايش قدرت سياسی، اقتصادی و نظامی خود را به قدرت منطقه خاور ميانه تبديل نموده نفوذ
غرب مخصوصا آمريکا را در منطقه خليج فارس و خاور ميانه بزرگ کاهش دهد. رژيم بعلاوه خود را قهرمان
مسلمانان جهان دانسته، فعاليت های مسلمانان افراطی را در اقصی نقاط جهان از جمله خاور ميانه، آفريقا و
آسيا پشتيبانی ميکند و هزينه اين فعاليتها را ميپردازد.
رژيم برای اطمينان از موفقيت در اين اهداف افزايش قدرت نظامی و دستيابی به سلاح اتمی را الزامی دانسته در
راس تلاشهای خود قرار داده است.
دليل ديگری که جمهوری اسلامی را نيازمند يک جنگ زودرس مينمايد اينست که اوضاع رژيم هم اينک بی
شباهت به سال ١٩٨٠ نيست زيرا از يک طرف نارضائيهای مردم ايران به حد خفقان وغير قابل تحمل رسيده و
از طرف ديگر فشارهای جهانی رژيم را به مرز سقوط کشانده است لذا تنها راه نجات رژيم از خطر سقوط دامن
زدن يا آغاز جنگ است.
بنا براين رژيم بمنظور جلوگيری از سقوط و بدست آوردن وقت جهت تکميل برنامه های اتمی خود نياز به يک
جنگ فوری دارد.
آمريکا نيز نميتواند بيش از اين دست روی دست بگذارد و ناظر اين باشد که جمهوری اسلامی به سلاح اتمی
دست يافته منافع آمريکا را تهديد کند و مجبور است در اسرع وقت به منظور به تعويق انداختن برنامه های اتمی
رژيم جنگ محدودی را برعليه جمهوری اسلامی آغاز نمايد.
گرچه صاحب نظرانی مثل آقای نيوت گينگريچ ميگويند جنگ بين آمريکا وايران هم اينک آغاز گرديده و ممکن
است به جنگی فراگير و جهانی منتهی شود و سرهنگ سام گاردنير که ميگويد نيروها مخصوص آمريکا از ١٨
ماه قبل در داخل ايران مشغول جمع آوری اطلاعات و آماده سازی صحنه ميباشند جنگ را هم اينگ اعلام شده و
آغاز شده ميدانند و گرچه من هم قبول ميکنم که چنين جنگ بزرگ و فراگيری درصورت ادامه حيات جمهوری
اسلامی اجتناب ناپذيرست ولی اعتقاد دارم تا آغاز چنين جنگ بزرگ و فراگيری چند سال فاصله ميباشد زيرا نه
رژيم هنوز به سلاح هسته ای دست يافته که آمادگی چنين جنگی را داشته باشد و نه آمريکا در بهترين موقعيت
برای دست زدن به چنين جنگی است. جنگ زود رس و محتملی را که از آن صحبت ميکنيم و به احمال زياد
آمريکا قريبا برعليه رژيم آغاز خواهد کرد به منظور وارد آوردن ضربات لازم به تاسيسات اتمی، نظامی و
رهبری رژيم جهت ايجاد تاخير در برنامه های اتمی جمهوری اسلامی و در صورت امکان فروپاشی رژيم است.
اگر آمريکا به اين هدف آخر رسيده بتواند رژيم را منقرض نمايد به احتمال زياد وقوع جنگ فراگير و بزرگ
منتفی ميگردد، ليکن من تصور نميکنم اين هدف بدين طريق قابل وصول باشد. به هر حال به اعتقاد من جنگ
خواهد بود. رژيم نيز از چنين جنگی (Surgical Operation) زودرس محدود و بصورت سرجيکال آپاريشن
استقبال ميکند زيرا اميد وارست از آن جان نيمه سالم بدر برده بتواند وقت لازم را برای ادامه برنامه های اتمی
خود بدست آورده برای جنگی بزرگ و فراگير آماده شود.
در پاسخ کسانی که ميگويند آمريکا نميتواند با وضع وخيمی که درعراق و افغانستان دچار شده با ايران درگير
شود بايد گفت که جنگ با ايران نياز به نيروی زمينی که در عراق و افغانستان درگير است ندارد. جنگ قريب
الوقوع جنگی هوائی و دريائی خواهد بود که آمريکا در اين زمينه ها دارای بالاترين حد توانائی ميباشد. اگر هم
به درگيری محدود نيروهای زمينی احتياج باشد انتقال بعضی از نيروهای مسقر در عراق و افغانستان چندان
مشکل نخواهد بود.
با توجه به دلائل فوق من جنگ بين آمريکا و ايران را بسيار محتمل و قريب الوقوع دانسته تنها راه جلوگيری از
اين جنگ خانمان سوز را اقدام سريع مردم ايران برای خلع يد از رژيم ميدانم. کليد در دست مردم ايران است.
برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!
برگ ٤ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
سناريوهای احتمالی جنگ محتمل و قريب الوقوع
سناريو های مختلفی را که آقای مايکل نايتس در جنگ احتمالی قريب الوقوع محتمل ميداند عبارتند از:
١- حمله آمريکا به ايران با هدف تغيير رژيم:
در چنين صورتی جمهوری اسلامی ميتواند راه کارهای زير را انتخاب کند:
• الف. بکار گيری تمام نيروهائی که در اختيار دارد برای دفاع از رژيم. ميگويم دفاع از رژيم زيرا که
جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت خود حاضر است ايران و ملت ايران را ناديده بگيرد و حتی وسائل
نابودی آنها را فراهم کند.
• ب. اجرای حملات بازدارنده جهت جلوگيری از دسترسی نيروهای مهاجم. اين حملات ميتواند به هر يک
از کشورهائی که با آمريکا همکاری نمايند انجام گيرد.
• افزايش عمليات تروريستی در منطقه و در ديگر نقاط جهان مخصوصا برای لطمه زدن به منافع آمريکا
و هم پيمانانش. در همينجا بايد اضافه کنم که در صورت وقوع جنگ بين ايران و آمريکا پای ساير
کشورهای منطقه خليج فارس نيز به نفع آمريکا به ميان کشيده خواهد شد کشورهای زيادی علاوه بر
کشورهای منطقه خليج فارس با آمريکا هم پيمان خواهند بود در حالی که هم پيمانان رژيم جمهوری
اسلامی به سوريه، کره شمالی، ونزوئلا و کوبا محدود ميشود که هيچيک در واقع دوست اين رژيم
نيستند و اگر کمک های بی دريغ مادی رژيم به آنها قطع شود و منافع خود را در خطر ببينند برای
منافع رژيم جمهوری اسلامی پشيزی هم اهميت قائل نخواهند بود. همچنانکه سوريه عملا اعلام داشته
است در صورت جنگ ايران با اعراب به اعراب کمک خواهد کرد. البته کمکهای محدود و در حد ممکن
پنهانی چين و روسيه به رژيم را هم نميتوان به حساب نياورد.
٢- حمله آمريکا به ايران برای تنبيه رژيم و يا پيشگيری از توسعه طلبی و زياده خواهی آن:
در چنين صورتی رژيم يک سری عمليات نظامی و تروريستی طولانی مدت را برعليه هر کشوری که به آمريکا
کمک کند آغاز خواهد نمود.
٣- تحريم دريائی آمريکا بر عليه ايران:
در چنين صورتی ايران تلاش خواهد کرد تنگه هرمز را بسته حملات خود را متوجه کشتيهای کشورهائی کند که
به آمريکا کمک ميکنند. اين ميتواند يک تهديد جدی برای آمريکا و جهان باشد که در صورت وقوع ايران را با
خطر نابودی روبرو خواهد کرد.
٤- آمريکا بازرسی کشتيهای ايران را آغاز نمايد:
در چنين صورتی رژيم سعی خواهد کرد کشتيهای خود را اسکورت نموده در صورت ممکن ونياز با آمريکا
کشمکش نمايد، اين کشمکش ميتواند برای هردو طرف جدی و مخاطره انگيز باشد چون نيروی دريائی ايران
قويتر از دونيروی ديگر و دارای قدرت مقابله محدود ميباشد.
٥- تلاش آمريکا برای درگير نمودن کشور ثالثی باايران مثلا امارات متحده عربی برای پس گرفتن جزاير
ابو موسی، تنب بزرگ و تنب کوچک:
در چنين صورتی ايران به يکی از کشورهای متحد آمريکا حملات تلافی جويانه خواهد نمود ويا مثلا نيروهای
زمينی خود را به جزيره ابوموسی گسيل داده کشتيرانی امارات متحده عربی را به مخاطره خواهد انداخت.
سرهنگ سام گاردنير استاد استراتژی و عمليات نظامی در دانشگاه ملی جنگ، دانشگاه هوائی جنگ و دانشگاه
دريائی جنگ و نيز استاد ميهمان در دانشگاه دفاع کشور سوئد، که اخيرا همرا با سازمان های جاسوسی و
نظامی آمريکا در بازی های جنگ شرکت داشته و از طرحهای تهيه شده آگاه است، اظهار ميدارد که تابستان
ديپلماسی به پايان رسيده، همه راه ها بسته شده و تنها راه جنگ باقی مانده است. حرکت به سوی جنگ آغاز
شده و به احتمال نود درصد اين جنگ در سه يا چهار ماه آينده آغاز خواهد شد.
برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!
برگ ٥ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
عواقب حاصل از اين جنگ عظيم وخيم ميباشد. به عنوان نمونه اين جنگ ممکن است باعث شود که قيمت بنزين
برای مصرف کنندگان آمريکائی دو و يا سه برابر گردد؛ اين جنگ ميتواند خاور ميانه را بی ثبات تر از آنچه
هست بکند و مثلا باعث سقوط مشرف و افتادن سلاح های اتمی بدست تروريست ها گردد. چنين جنگی باعث
تقويت روسيه خواهد شد و آمريکا بازنده اصلی آن خواهد بود. سرهنگ گاردنير با اطلاع از طرح های تهيه شده
اظهار ميکند که جنگ قريب الوقوع با پنج شب بمباران هوائی تهران آغاز خواهد شد. کاخ سفيد ممکن است حتی
از سلاح های اتمی کوچک برای اهدافی که سلاح های غير اتمی نميتوانند آنها را تخريب کنند استفاده کند و اين
مسئله ای بسيار حائز اهميت است زيرا اين عمل تابوی استفاده از سلاحهای کشتار جمعی را که در شصت سال
گذشته و بعد از جنگ جهانی دوم تنها عراق از آنها استفاده نموده خواهد شکست و جهان را وارد مرحله
متفاوت و جديدی خواهد کرد. اين بمبارانهای سنگين در پنج شب بر عليه تاسيسات اتمی و نظامی انجام شده
تلاش خواهد شد از لطمه زدن به تاسيسات ايجاد نيروی الکتريسيته و اهدافی که منافع روسيه را در بر دارد
جلوگری شود تا روسيه مجبور به دخالت نگردد در اين زمان آمريکا به ايران اخطار خواهد کرد که دست به
اقدامات تلافی جويانه نزند ولی به احتمال قوی ايران اين اخطار را ناديده گرفته اقدامات تلافی جويانه مثل حمله
به اسرائيل توسط حزب الله يا حمله به نيروهای آمريکا در عراق و افغانستان را آغاز خواهد کرد. در اين زمان
آمريکا تلاشهای لازم را برای تغيير رژيم آغاز خواهد نمود و در اين راستا، نيروها نظامی مثل سپاه پاسداران
انقلاب را که رژيم برای بقای خود به آن متکی است و نيز نيروهای حفاظتی مسقر در تهران را که از رژيم
حفاظت ميکنند هدف قرار خواهد داد. همزمان با اين هدف گيريها آمريکا رهبران رژيم را هدف قرارداده آنها را
خواهد کشت و در اين موقع مردم ايران فرصت خواهند يافت تا از رژيم خلع يد نموده دولتی که با غرب و آمريکا
دوست باشد بر سر کار آورند.
به طوری که ملاحظه ميفرمائيد در هيچيک از سناريو های احتمالی فوق برای نيروهای زمينی نقشی در نظر
گرفته نشده است ولی تجربيات جنگ های گذشته نشان ميدهد که طراحان نظامی همواره انتظاری بيش از توان
از نيروی هوائی داشته اند ولی نيروی هوائی از عهده اين انتظارات بر نيامده و بالنتيجه فشار غير منتظره به
نيروی زمينی منتقل شده است. اين موضوع در جنگ جهانی دوم، در جنگهای اول و دوم آمريکا با عراق و در
جنگ اخير اسرائيل با حزب الله صادق بود و به احتمال قريب به يقين در جنگ احتمالی آمريکا با ايران هم
واقعيت خواهد يافت و پس از آنکه نيروهای هوائی و دريائی نتواند برابر طرح های تهيه شده از عهده انجام
ماموريت برآيند پای نيروهای زمينی نيز در حد محدود به ميدان جنگ باز خواهد شد. اين بدان معنی نيست که
آمريکا نيروهای زمينی خود را به ايران خواهد فرستاد. به اعتقاد من آمريکا دچار چنين اشتباه بزرگی نشده به
چنين دامی نخواهد افتاد زيرا وضعيت جو وزمين در ايران و شرائط ديگر به آمريکا چنين اجازه ای را نميدهد.
مظور از دخالت نيروهای زمينی در جنگ کمک به کشورهائی در منطقه خليج فارس است که احتمالا مورد هجوم
نيروهای زمينی ايران قرار خواهند گرفت.
امکانات و محدود يتهای نيروهای مسلح ايران و آمادگی اين نيروها برای جنگ احتمالی و قريب الوقوع
برابر قانون اساسی جمهوری اسلامی آيت الله خامنه ای فرمانده کل قوای ايران ميباشدو نيروهای مسلح ايران
شامل سه بخش اصلی است که عبارتند از:
١- ارتش با پرسنلی حدود ۴٠٠٠٠٠ نفر،
٢- سپاه انقلاب اسلامی باپرسنل حدود ١۴٠٠٠٠ نفر بعلاوه بسيج که يک سازمان نظامی شبه
نظامی است نيز جزو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. گرچه آيت الله خمينی هنگام دستور
تاسيس بسيج آنرا ارتش بيست ميليون نفری ناميد و گرچه گاهی ادعا ميشود که بسيج
١١٠٠٠٠٠٠ نفر عضو دارد ولی گمان ميرود پرسنل يونيفرم پوش فعال (اکتيو) بسيج
٩٠٠٠٠ نفر و پرسنل ذخيره اين نيرو ٣٠٠٠٠٠ باشد و ممکن است بسيج بتواند تا يک
ميليون نفر را به خدمت احضار کند.
٣- نيروهای انتظامی که از تعداد پرسنل آن اطلاع دقيقی در دست نيست.
مهمترين بخش نيروهای مسلح ايران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که تکيه گاه رهبر و جمهوری اسلامی است.
سپاه پاسداران از ارتش کاملا مجزا ودرحقيقت نيروئی موازی با ارتش بوده و خود دارای نيروی زمينی، نيروی
هوائی، نيروی دريائی، اطلاعات و نيروهای مخصوص ميباشد و نيروهای موشکی را نيز دراختيار دارد. گرچه
بعد از جنگ با عراق تلاش شد که سپاه پاسداران و ارتش زير چتر يک فرماندهی نظامی مشترک قراگيرند ولی
رهبر که خود فرماندهی کل قوا را به عهده دارد مانع اين ادغام شد تا در صورت احساس خطر بتواند يکی را در
مقابل ديگری قرار داده امکان کودتا را کاهش دهد. فرمانده سپاه پاسداران در زمان جنگ محسن رضائی بود
برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!
برگ ٦ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
ودر حال حاضر سرلشگر يحيی رحيم صفوی است. محمود احمدی نژاد در زمان جنگ يکی از اعضاء سپاه
پاسدارن بود و درهمين زمان بود که عمليات موج انسانی در بصره و ساير نقاط انجام ميشد و گروه گروه
نوجوانان کشور به روی ميدان های مين گسيل ميشدند. علاوه بر هزينه حدود شش ميليارد دلار برای ايجاد و
تسليج حزب الله سپاه پاسداران ماموريت آموزش حزب الله را نيز به عهده داشته و دارد.
گرچه اکثر پرسنل سپاه پاسداران انقلاب و سازمان وابسته به آن بسيج به ملت ايران وفادار ميباشند ولی بدستور
رهبر و بعضی فرماندهان خود فروخته اين دونيرو همواره مردم ايران را سرکوب کرده اند لذا مردم ايران از آنان
بسيار متنفر بوده منتظر موقعيتی هستند که آنان را تنبيه کنند.
بد نيست پرسنل اين سپاه بدانند که پس از آغاز جنگ و پنج شب بمباران های هوائی، سپاه پاسدان يکی از
اولين هدف های آمريکا خواهد بود که به شدت و سرعت تنبيه و سرکوب خواهند شد تا هنگامی که رهبران رژيم
و محل اقامت آنان هدف بمباران هوائی و حملات نيروهای کماندو مخصوص قرار ميگيرد و کشته ميشوند
محافظين و فدائيان آنها قبلا معدوم شده باشند. به آن دسته از پرسنل اين سپاه که فدائی سران فاسد رژيم نيستند
و خود را فرزندان ملت ايران ميدانند نه نوکر آخوندها توصيه ميشود هر چه زودتر حساب خود را با رژيم و
فرماندهان خائن به ملت ايران جداکرده آماده باشند به مردم بپيوندند و دمار از روزگار فرماندهان خود فروخته و
ملاين فاسد درآورند. اين دسته از فرزندان ايران اگرمايل باشند ،امکانات داشته باشند و از رعايت حفاظت خود
مطمئن باشند ميتوانند از هم اکنون باسران وطنپرست مبارزات مردم ايران که همواره پشتيبان پرسنل شريف و
وطن پرست نيروهای مسلح ايران بوده اند و از اين پرسنل دفاع کرده اند ارتباط برقرار کنند.
در پايان جنگ ايران و عراق ارتش ايران کارآئی خود را از دست داده بود. رژيم سال ١٩٨٩ تصمصم گرفت
ارتش را باز سازی نموده توسعه دهد و به يک قدرت منطقه ای تبديل نمايد. در راستای اين تلاش رژيم سعی
سعی نمود نيروی هوائی و دريائی ايران را به طوری توسعه دهد که به خليج فارس مسلط شود، به موشکها و
سلاحهای شيميائی، بيولوژيکی و اتمی دست يابد تا همسايگان از جمهوری اسلامی هراس داشته باشند، بتواند
با نفوذ آمريکا در خليج فارس مقابله کند و با همکاری حزب الله زير بنائی را بوجود آورد که بتواند عمليات
تروريستی را در خاور ميانه، اروپا و آمريکای جنوبی پشتيبانی کند.
اما اقتصاد ايران در سالهای ٩٠ اجازه اين توسعه را نميداد در حالی که در طول اين دهه که کشورهای خليج
فارس برای مدرنيزه کردن و توسعه نيروهای نظامی خود دهها بيلييون دلار هزينه مينمودند و آمريکا حضور
خود را در منطقه به طور روز افزونی می افزود رژيم مجبور شد از بسياری از اهداف توسعه طلبانه خود در
زمينه نطامی دست شسته هم خود را صرف خريد موشکها و تقويت نيروی دريائی نمايد.
معذالک از سالهای آخر دهه ٩٠ و اوايل قرن جديد که قيمت نفت بطور سرسام آوری افزايش يافت رژيم توانست
قرضهای خود را بپردازد و اقتصاد ايران موقتا نه تنها بهبود يافت که بسيار هم خوب شد بطوری که اينک به
١ بيليون دلار به جيب / نوشته روزنامه های رژيم سران آن به ارقام صدها ميليون دلار قانع نبوده درهر وحله ۵
ميزنند و دهها ميلون دلار حق و حساب به مقامات حماس ميدهند تا
سرباز اسرائيلی را رها نکنند و به هر يک از افراد جنگ زده لبنان
١٢٠٠٠ دلار حق و حساب ميدهند که بازهم از حزب الله پشتيبانی
کنند. به هر حال در سالهای اخير رژيم مبالغ هنگفتی خرج تقويت
نيروهای مسلح کشور نموده است. نحوه هزينه ها سری بوده کسی
اطلاع ندارد که اين پولها چگونه هزينه ميشود و به جيب چه کسی
ميرود. روسيه که قبلا به آمريکا قول داده بود فقط قرادهای موجود
را تاسال ١٩٩٩ محترم خواهد شمرد و وارد قراداد جديدی با ايران نخواهد شد با ديدن اين پولهای نفت زير قول
خود زد و قراردادهای پرمنفعت جديدی با رژيم بست. رژيم با کمک روسيه توانسته بعضی سلاح ها را در داخل
کشور بسازد و هم اينک تلاش ميکند اجازه ساخت هواپيمای شکاری ميگ- ٢٩ در ايران را از روسيه کسب
نمايد.
رژيم موفق شده است امکانات ومخصوصا آسيب پذيريهای نيروهای مسلح ايران را سری نگهدارد ولی موفقيت
هائی را که فرزندان دانشمند و کارآی ملت ايران در زمينه ساخت سلاح ها در ايران داشته اند به حساب خود
گذاشته به رخ بکشد و با نمايش ای سلاح ها ارزاندام کند. از جمله سلاح هائی که در ايران ساخته شده
برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!
برگ ٧ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
موشکهای فرج ٣، هوت، کوثر، فتح ١١٠ شهاب ٣ هواپيمای تهاجمی شفق و تعدادی هواپيمای بدون خلبان
ميباشد.
در مجموع بايد گفت که امکانات تهاجی ايران محدود ميباشد. نيروی زمينی ايران برای آمريکا هيچگونه تهديدی
را ايجاد نميکند. زيرا از همه لحاظ مخصوصا آموزش، روحيه، لجستيک، مديريت و فرماندهی بسيار ضعيف
است. واگر رژيم با تحريم مواجه شود حتی سوخت لازم برای عمليات کوتاه مدت را هم نميتواند تهيه کند. از
لحاظ نيروی هوائی نيز رژيم بسيار ضعيف ميباشد و ممکن است فقط توانائی حمله محدود به کشورهای همسايه
را داشته باشد که آنهم در صورت حمله آمريکا در چند روز اول جنگ زمين گير خواهد شد. تنها نيروی دريائی
ايران است که ميتواند خطراتی ايجاد نمايد، از جمله اين خطرات تهديد ترافيک کشتيها و نفت ميباشد. رژيم
ميتواند با کاربرد زير دريائيها، موشکهای ساحلی و مينهای خود در ترافيک تنگه هرمز توقف موقت ايجاد کند
و بر عليه کشتيها سلاح شيميائی يا بيولوژيکی بکار برد. معذالک به دليل وسيع بودن و عميق بودن تنگه
نخواهد توانست آنرا مسدود نمايد. از طرفی به علت وسيع بودن تنگه رژيم با امکانات مختصر آمفيبيوس خود
ممکن است فقط بتواند بعضی از جزايری را که دفاع کامل ندارند و همچنين سکوها و ترمينالهای نفتی خارج از
ساحل را اشغال نمايد و بالاخره نيروهای مخصوص نيروی دريائی ايران ميتوانند در تاسيسات بندری و سکوها
و ترمينالها منطقه خليج فارس سابوتاژ کنند و به کشتيها در حالتی که لنگر انداخته اند و يا در حرکت ميباشند
حمله نمايند. بستن تنگه هرمز برای ايران بيش از بقيه مضر است و رژيم در صورتی به اين عمل دست خواهد
زد که خود از حق استفاده از کشتيرانی درخليج فارس محروم شده باشد.
نتايج جنگ احتمالی قريب الوقوع برای ايران
برای اينکه بتوانيم يک برآورد قابل قبولی از نتايج جنگ احتمالی قريب الوقوع ارائه کنيم علاوه بر مطالب
فوق الذکر بايد به موارد زير نيز توجه کنيم.
بودجه نظامی ايران کمتر از ٧ بيليون دلار است در صورتی که بودجه نظامی آمريکا ۴۵٠ بيليون دلار، بودجه
نظامی عربستان سعودی بيش از ٢٠ بيليون دلار و بودجه نظامی کشورهای ديگر منطقه خليج فارس بيش از
٣٠ بيليون دلار است. با توجه به اينکه آمريکا خود سازنده اکثر سلاح ها و تکنولوژی نظامی ميباشد با يد قبول
کنيم از قدرتی غير قابل مقايسه با قدرت نظامی جمهوری اسلامی برخوردارست.
کشورهای منطقه خليج فارس نيز با توجه به خطراتی که رژيم جمهوری اسلامی به وجود آورده در سالهای
اخير با بودجه های کلان ارتشهای خود رامدرنيزه نموده از بهترين سلاح ها و تجيزات برخوردار شده اند و حتی
در ساختن بعضی سلاحها مثل هواپيماهای اف- ١۶ و اف- ١٨ سرمايه گزاری نموده با آمريکا شريک شده اند.
سطح دانش نظامی پرسنل نظامی نيروهای مسلح ايران به طور اعم و فرماندهان رده بالا بطور اخص پائين
است. فرماندهان رده بالا نه برحسب لياقت بلکه با معيار بستگی و زد و بند مقامات را در اختيار گرفته اند و
گفتار و کردارشان بيشتر به جاهل های چاله ميدان و قمه کشها شباهت دارد تا به
يک افسر و فرمانده. اين نابخردان بدون درنظر
گرفتن مصالح ملی مانند چاقوکشها شاخ و شانه
ميکشند بدون اينکه از قدرت لازم برای مقابه
برخوردار باشند. آنها فکر ميکنند جنگ آينده
مثل تعزيه خوانی وقايع صحرای کربلاست . يا
تصور ميکنند که درموقع لازم فرار خواهند کرد
و با ثروت گزافی که از ملت ايران دزديده اند به
عيش و نوش خواهند پرداخت غافل ازاينکه
فرماندهان واقعی، افسران باشرف و پرسنل
شريف نيروهای مسلح بزودی حساب آنان را
تصفيه خواهند کرد.
F/A-22 F/A-22
جنگ صحنه آموزش و آموختن درسهای تازه و رفع نقائص تاکتيکی و نيز ميدان آزمايش سلاح های جديد
ميباشد بطور قطع آمريکا درميادين جنگهای اخير بسياری ازاشتباهات خود را تصحيح نموده وسلاح ها
برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!
برگ ٨ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی
F/A- وتکنولوژيهای جديدی را اختراع وآزمايش کرده است. برای مثال آمريکا هواپيمای شکاری 22
طرح تاسک فورس " Concept of Global Strike Task Force ساخت لاکهيد مارتين را که سلاح اصلی
حملات جهانی" ميباشد هم اينک وارد عمل نموده ومشغول بهبود سازی امکانات تهاجمی آن است. اين هواپيما
برتری هوائی آمريکا را به نحو بی سابقه ای افزايش خواهد داد بطوری که آمريکاخواهد توانست قدرت دفاع
هوائی طرف مخاصمه را با سرعت و به نحو غير قابل تصوری خنثی کند اين هواپيما از قدرت بی سابقه مانور و
F/A-22 F/A-22
نيز در حال تکميل بوده F- درگيری با اهداف زمينی نيز برخوردار است. همچنين پروژه هواپيمای شکاری 35
اين هواپيما نيز بزودی وارد عمل خواهد شد.
خساراتی که از چنين جنگی نصيب مردم ايرن ميشود سنگين و غير قابل جبران خواهد بود ولی نتيجه آن برای
آن دسته از سران رژيم که کشته نشده جان سالم بدر ببرند ممکن است رحمت الهی باشد. بنا بر سوابق و
تجربيات، اين احتمال وجود دارد که سران باقيمانده رژيم هنگامی که تاب مقاومت را از دست بدهند به پيروی از
آيت الله خمينی جام های زهر را بالا کشده به جنگ خاتمه دهند وبدين ترتيب مردم ستمديده و داغدار ايران را به
گرفتاريهای بعد از جنگ مشغول نموده خود به دادن شعارهای آمريکا را زير پا له کرديم، اسلام عزيز پيروز
شد، تاپيروزی کامل فقط يک ياحسن ديگر باقی است و شعارهائی ازاين دست زمينه را برای جنگ بعدی آماده
کنند.
تنها راه جلوگيری از جنگ و نابودی کشور اينست که مردم ايران با پشتيبانی از يک رهبری آگاه، مدير، مدبر
توانا و مثبت با پرونده پاک و بدون خدشه که قادر باشد وسائل مبارزات را فراهم کند از رژيم جمهوری اسلامی
خلع يد نموده قدرت را بدست صاحبان آن يعنی ملت ايران بسپارند. زيرا تا جمهوری اسلامی وجود دارد علاوه بر
ظلم،اختناق، سرکوب و بی عدالتی جنگ هم قسمت مردم ايران خواهد بود.
تبصره:
اين برآورد به استناد منابع آشکار، نظريات نظريه پردازان، صاحبنظران، نويسندگان واسناد غير محرمانه و بر
مبنای تخصص نظامی و نظريات من تهيه شده است. در اين برآورد اطلاعات طبقه بتدی شده در باره نيروهای
مسلح ايران يا کشورهای ديگر گنجانده نشده است.
توجه مخصوص دو گروه از هموطنان را به اين گزارش جلب ميکنم. اول گروهی که در راه نزديک کردن رژيم
جمهوری اسلامی با آمريکا تلاش ميکنند. اين گروه يا نميدانند ادامه زندگی رژيم بدون جنگ با آمريکا ممکن
نيست و رژيم در تدارک جنگی بزرگ و فراگير است و يا اگر ميدانند برای منافع خود حاضرند کشور و منافع
مردم ايران را قربانی کنند. گروه دوم کسانی هستند که بی مهابا به طبل جنگ ميکوبند، گو اينکه صدای طبل
آنان به گوشی نميرسد ولی آنها هم ندانسته راهی را ترغيب ميکنند که به نابودی کشورمان خواهد انجاميد. به
اعتقاد من کم خطر ترين و کم خرج ترين راه پشتيبانی از رهبران واقعی است که درصورت داشتن پشتيبانی مردم
ايران خواهند توانست از رژيم خلع يد نموده اداره مملکت را به صاحبان آن يعنی مردم ايران بسپارند.
تنها توشه ای که برای پيمودن اين راه مورد نياز است همت مردم ايران ميباشد. به همين دليل است که ميگويم:
تنها راه برای جلوگيری از جنگ، آزادی است وکليد آزادی در دست مردم ايران ميباشد
|