Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

آريوبرزن داريوش

سپاه، چماقدارحکومت اسلامی
به مناسبت يازده ارديبهشت روزتاسيس سپاه پاسداران



ازسی سال پيش نام «سپاه پاسداران» درايران مترادف است با مجموعه ای نظامی امنيتی، سرکوبگر،ضدملی وپنهانکارکه بجهت وظيفۀ تضمين بقا و ماندگاری حکومت اسلامی،بعنوان چماقدار رسمی مقام رهبری«ولايت فقيه» ايجاد شده است. لازم نيست آدم اهل سياست يا رسانه باشد تا دريابد،اين نهاد به ظاهر نظامی چگونه خود را کاملاً درگير دراموراطلاعاتی امنيتی، اقتصادی، فرهنگی وانتظامی کشورمان نموده است. نحوۀ سازماندهی،مديريت و آموزش سپاه پاسداران از ابتدای شروع تا به امروزکلاً با هدف حصول به آماده گی کافی برای سرکوب، نابودی وانجام مبارزه با کسان وجرياناتی بوده است که بقول سردمداران رژيم، «ضدانقلاب» ويادشمنان حاکميت استبدادی مذهبی ملايان برکشورايران هستند.

اعطای چنين ماموريتی با مسئوليتها واختياراتی تعريف نشده ، وسيع و نامحدود که حيطۀ عملياتی آن کليۀ سطوح اجتماعی وسياسی درونمرزی و فرامرزی را شامل ميشود،ازسپاه مجموعه ای هولناک و به اصطلاح بی بند وبارو خودکامه ساخته است که به نظرميرسد، امروزه ازنظارت و کنترل مقامات حکومتی و حتی رهبر«ولی فقيه»خارج است.سپاه پاسداران با بوجودآوردن يک سيستم درآمدزائی برای خود از طريق فعاليتهای اقتصادیو وسيله قرارگاه فنی مهندسی «خاتم الانبيا» وسرمايه گذاريهای تجاری ديگر، برای تصاحب ثروت ملی وانجام تجارت نفت و مصادره معادن و تملک شريان های اقتصادی کشورمان، بواقع بيک سيستم مخوف خودکافی تبديل وميرود تا بصورت يک مجموعۀ غول آسا وغيرقابل کنترل، سياسی، نظامی امنيتی برای فرمانفرمائی وتعيين خط مشی درآيندۀ مملکت ، همانند يک حکومت ظهورنمايد.

درجريانات سياسی روزهای گذشته وجدی شدن صحنۀ تضاد ظاهری «ولی فقيه» با محمود احمدی نژاد ، پس از برکناری وتثبيت مجدد آخوند مصلحی وزیر اطلاعات،به قرار مسموع فرماندهان ارشد سپاه و همچنین دارودسته های مقام رهبری با بيان نظراتی همانند، اينکه "سپاه براي دفاع از انقلاب در عرصه غيرنظامی منتظر دستورکسی نخواهد ماند" به خودسری درعمل ونامحدود بودن حيطۀ اقدامات و دخالتهای غيرقانونی اين نيرو که تاکنون ازآن استفاده شده است، رسماًاعتراف مينمايد.

در اظهارات اخير محمدعلی «عزيز» جعفری فرمانده سپاه پاسداران در مراسم صبحگاهی ستاد کل اين نيرو، با اين عنوان که "مردم، مسئولان و نيروهای انقلابی در سپاه با بصيرت و هوشمندی لازم جريانات پيچيده نفاق داخلی را شناسائی و آن جائيكه بايد صبر انقلابی داشته باشند صبر و آن جايی كه نياز به عمل انقلابی است، به آن عمل كنند." رسماً مجوزهرج و مرج و بی نظمی ولغوملحوظ داشتن ضوابط قانونی درعملکرد را برای سپاه، صادروتوصيه مينمايد. اين فرمانده به اصطلاح ايرانی درادامه افاضاتش در برنامۀ افتتاح محل جدید سپاه «سیدالشهدای تهران» نیز برای چندمین بار در گفتاری با اعلام اين امرکه "سپاه هرچه دارد از انقلاب اسلامی دارد نه ازایران و مکتب ایرانی" ميافزايد "افرادی هستند كه می خواهند حاصل خون شهيدان را به وسيله انحرافاتی كه دارند از ما بگيرند، كه اين نگاه، نگاهی كاملا خطرناك است." او در ادامه خطاب به نیروهای تحت امرش با تاکید بر اینکه "فهم اينكه چه كسی يا چه اقداماتی به باورهای مردم ضربه ميزند با رهبر انقلاب است و ما در مسير رهبری و ولايت حركت ميكنيم" گفته است که " اين اشتباه بزرگی است كه فرماندهان فكر كنند، بايد برای دفاع از انقلاب منتظر دستور باشند، البته اين مسئله فقط در جنبه‌های غير نظامی است، ولی در بعد نظامی بايد حتما از دستورات پيروی كرد."

تعمق درگفته های عزيزجعفری، نشان ميدهد که عليرغم لزوم يک سازمان نظامی به داشتن فردی مديرومدبر برای فرماندهی و مديريت،او فردی است که به لحاظ عدم کفايت ،شناخت لازم واعتقاد به اين اصل که نيروی تحت امرش بايدکارگزارو خادم مردم بوده ودراين برهه از زمان درحقيقت بازوی اجرائی تحقق آرزوهای برآورده نشدۀ مردمی باشد که دراثر اعمال ديکتاتوری به تحقق نرسيده اند، برعکس خود را نوکر و امر بررهبر معرفی و عملاً خود راکورکورانه سرسپرده يک ديکتاتورمذهبی ،جلوه ميدهد.

اين نوع عملکرد، مرا بياد حکايتی از اسکندرمقدونی انداخت، گويند او وقتی بر ايرانيان غلبه کرد، به معلمش ارسطو نامه ای نوشت و گفت:"اکنون من برامپراطوری پارس غلبه کردم، لازمست فن حکومت بر اين ملت را بمن بيآموزی." ارسطو درپاسخ نوشت "بگرد دربين مردم نالايق ترينها رابمناصب بگمار!آنها چون بی ضابطه به مصادروامارت رسيده و درحفظ آن کوشا هستند، هرچه تو بگوئی بی چون و چرا اطاعت و اجراخواهند نمود واز سوی ديگرتلاش کن شرايط زيست مردم را بگونه ای ساماندهی کنی که هرکس درشبانه روزفقط بفکرتامين مايحتاج و معيشت خود باشد و زمانی برای دخالت درامورسياسی نيابد. اجرای اين تدبيردرهمۀ سازمانها و موسسات حکومت جمهوری اسلامی و همچنين دردرون جامعه ايران عملاً مشتی بيسواد ونادان را بمصادرحکومتی رسانيده که اگرچه درواقع کارگزاران ملت اند،اما خويش را بدلائلی چند که ذکر شد،امربررهبری دانسته وعامل سرکوب ملت شده اند.

بخش عمدۀ وظائف سپاه پاسداران، امروزدخالت دروظائف سرويسهاي امنيتی وانتظامی کشورو به انجام رسانيدن مأموريتها اطلاعاتی و حفظ نظم با بهانۀ مبارزه با ضد انقلاب است.

اين سرويسهای خفيه سپاه فعاليتهای روزانه شهروندان را دائماً کنترل و بطورمداوم از لحاظ پرسنلی تکثير ميشوند؛ همانگونه که ضوابط اطلاعاتی امنيتي حکم ميکند آنها يکديگر را هم متقابلا تحت کنترل دارند.در جمهوری اسلامی، تعداد اعضای سپاه پاسداران تا کنون بقدری افزايش يافته که تقريباً ميتوان گفت به سه برابر نفرات ارتش ارتقا پيدا کرده است. سازمانهای امنيتی سپاه پاسداران که مقرر است مسئوليت حفاظت ازاماکن ، پرسنل و اسناد و مدارک سپاه را عهده دارباشند به نحو چشمگيری درمديريت مستقيم امور سياسی دخالت موثردارند. اينان نقش مخاطبان ممتاز مردم رادرجامعه برعهده گرفته اند. و همچنين روابط ميان گروههای مذهبی درکشوررا مديريت ، واجرای فرمانهای سانسور را که توسط رهبری ،دولت ويا مقامهای مذهبی صادر ميشودرا اجرا و حدود آزادی عمل و بيان راقاطعانه تعيين ميکنند.مدتهای مديدی است که سرويسهای امنيتی (سپاه) به همه نهادها حکومتی راه يافته و درآنها رسوخ کرده اند، اما دربخش مديريت مستقيم نوع زندگی عمومی مردم به دست آنان در دهه گذشته، جهشی بی سابقه واقع شده است.

عمل، و گفتمان سران اين نيرو آشکارا نشانگر حس قدرت مطلقه ترسناکی است که بدآن دست يافته اند. يک مسؤول بلندپايه سپاه درجلسه ای خصوصی بيان کرده است: " درايران همه چيز امنيتی است؛ همه چيز در حوزه مسؤوليت و نظارت ماست، از مرغابی های مرداب انزلی تا عناصر مخالف کشورهای گوناگون منطقه که در اينجا می پلکند، و حتی افکارو انديشه های مردم کشور نيزتحت کنترل ماست." مأموريت اينان از مبارزه با «ضد انقلاب» تبديل شده است به حفاظت وپايداری رژيم سرکوب جمهوری اسلامی و ولايت فقيه کذائی. اين لغزشها و انحرافات درماموريت اصلی متاسفانه در همه عوامل سپاه مشاهده گرديده، و محرکان آن اکثراً فرماندهانی هستند که خود ازاين سپاه سرکوبگر برخاسته و بلحاظ هژمونی طلبی اين تفکرمذموم و ضدملی راگسترش و ترويج ميدهند.

ازآنجائيکه يقيناً زمينه‌های پيروزی در«جنگ قدرت » آينده در ايران، به جمعی از پارامترهای سياسی، اقتصادی و اجتماعی، در سطوح ملی و بين‌المللی، وابسته ، و وضعيت کلی امورايران اکنون هم در سطوح ملی، منطقه‌ای و بين‌المللی عملاً به بن بست رسيده و در معرض خطرات قابل محاسبه‌ای قرارداشته که حکومت کنونی توانايی حل اين معضلات را به طريق مطلوب و معقول ندارد لذا اين خطرهمواره وجود خواهد داشت که حکومت به جستجوی راه حل‌های نظامی – امنيتی بپردازد.

دراين اوضاع ناپايدارو متزلزل بعلت عدم وجود يک اپوزيسيون قدرتمند وتوانا بصورت آلترناتيو درکنارسپاه،عملاً اين سپاه پاسداران وفرماندهان آن است که با برخورداری از توانائيهای سياسی،نظامی امنيتی وبرخورداری ازپشتيبانی اقتصادی بسهولت ميتواند،با استحالۀ جمهوری اسلامی زمام امور درکشور رابدست گيرد.البته اگر سپاه بخواهد خود رأساً قدرت را در دست گرفته و بدون پشتيبانی ملت، کشور را اداره کند، بخت بیش‌تری از رهبرفعلی نظام برای موفقیت نخواهد داشت.

بايد افزود، اگرچه آينده، گاه غيرقابل پيش‌بينی وهر خواستنی امروزتوانستن نيست. ودر کشورهای استبداد زده‌ ای همانند ايران رويدادهای خودجوش مانند بادهای کوچک و بزرگ در سطح اقيانوس نقشی بس شکل دهنده و موثردارند. لذااين وقايع خودجوش تحت شرايط معينی (مانند تغييرات ناگهانی جوی) می‌توانند يا به توفان تبديل شده يا به خاموشی گرايند،که اينک لحاظ داشتن شان درمجموع ازمحاسبات سياسی کنونی خارج است.

يکشنبه يازده ارديبهشت ماه 2570 - يکم ماه می ۲۰۱۱


rudaruish@gmail.com


برگشت

letzte Änderungen: 7.5.2012 5:31