جد اعلای اعتقادی اين بزرگواران ميرزا حسين شيرازی رهبر جنبش تنباکو و قهرمانان برجسته آنان درجنبش مشروطيت آيت الله بهبهانی و طباطبائی وسپس آخوند حسن مدرس ودردوران پس ازسالهای جنگ دوم آيت الله کاشانی و نواب صفوی منعکس کنندهُ و شاخص آرمانهای اين گرايش سياسی بوده اند. درجريان شورش سال 1357 سيد روح الله خمينی و ديگرمنديل بسران همدستش برآورندهُ آرزوهای قلبی وسمبل آزاديخواهی اين طيف باصطلاح دگرخواه و در سالهای اخير سيد محمد خاتمی منجی و راهبراين جماعت و درعرصه فرهنگی جلال آل احمد الگوی باصطلاح «روشنگر» ادبی آنها و علی شريعتی ، طالقانی و سروش ، آغاجری فلاسفه مورد پسند وسليقه شان ميباشند. اين پنج تن صاحب اعلاميه اخير (سروش ـ مهاجرانی ـ آخوند کديورـ عبدالعلی بازرگان واکبرگنجی ) وديگر هم انديشان آنها هميشه آرمانها و افقهای سياسی شان را درگذشته تاريخ 1400 ساله اسلامی جستجووتجسم وتصور يک ايران بدون آخوند و ملا وولی فقيه و بالاخره آقا بالا سر اسلامی برايشان بسيارسخت و ناممکن است.
علت انتخاب شخصيتهای سياسی مذهبی به تاريخ پيوسته توسط ايشان بعنوان رهبران و پيشکسوتان خويش بدآنجهت است که مترصدند چرخ تاريخ کشورمان رابنحوی بعقب برگردانند، زيراواقعاً به يک جنبش ورشکسته و فرتوت اجتماعی متعلق اند که انتقاد به اعتقادهای و جزميتهای دينی اجتماعی نقش بسته دردرون انديشه و تفکرشان کفرتلقی شده ومبارزه و ضديت با دست آوردهای مدنی بشر در جوامع غربی همواره جزئی از ارکان وپايه های فکری آنان بوده است.
دليل نگرش مرتجعانه آنان به ارزشها و پديده های تاريخی مورد افتخار ايرانيان را بايستی منتسب به وابستگی هايشان به جنبشی پوسيده،کهنه و روبزوال دانست. اين پروتستانيست های اسلامی که خويش را باصطلاح «مارتين لوترهای نوين» معرفی ميکنند.کوشش دارند تا با بزک وآرايش دوبارهُ باورها و اعتقادات کهنه وبه تصورشان بازسازی «متجددانه»ی آنان نقشه هولناک وخونين ديگری برای مردم دربند ايران تدارک ببينند. مصاحبه اخير عطاالله مهاجرانی باخانم بهاره آزادی از نشريه جرس با عنوان «اتاق فکر» جنبش سبز تشکیل شده است، نمونه ای درخشان از اين طرحها و تلاشها است.
نبايد از نظر دور داشت که ، آغاز گفتمان حکومت اسلامی با هياهوی «روشنفکران» و«متفکران» تجددستيزی همانند آل احمد، احمدفرديد ، رضاداوری وشاگردان ومفعولان ايرانی تفکرات هانری کُربن همانند داريوش شايگان ، سيدحسين نصروامثالهم که نه تنها به رشد نهال نورس تجدد و مدرنيته درايران کمک ننمودنند بلکه عقايد،افکاروانديشه های منحط شان همواره چون ميخ های محکمی بوده است برتابوت نوزاد نيمه جان تجدد وعرفيگری در ايران معاصر. همه آگاهند که دکترسروش و همدستانش درحوزه «انقلاب فرهنگی» متحقق کننده ی اين انديشه پليد جلال آل احمد بوده است که بايد، " روح شيخ فضل الله نوری همچون پرچمی نه تنها بر بام «حوزه های علميه» بلکه بر بلندای دانشگاههای ايران برافراشته و در اهتزازباشد." بر بستر اين ناتوانی ، بی بضاعتی و بينوائی فلسفی و فکری هرکدام از اينان اميال و آرزوهائی درکهکشان ايدئولوژيهای ضد تجدد يافته و دردنيائی از اسطوره، وهم وخيال با خودهمواره زمزمه ميکنند. بيانيه های بی بها ونااميد کنندهُ آنها که دربخشی از آن «سقف مطالبات» خود را با نيرنگ و فريبکاری بنام «کف مطالبات» جنبش بمعرض آگاهی مبارزان ميرسانند و همچنين ايجاد مرزبنديهای ايدئولوژيک وخط کشی های دينی و غيردينی و توسل به " فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی" همگی عواملی برای تحميق مردم وسپس تزريق دين برای افکندن طوق نوين بندگی اسلامی برگردن انسان آزاديخواه ايرانی است.اکنون از ايشان بايد پرسيد که چرا با فرصت طلبی و خودکامگی کوشش دارند جنبش ازادی خواهانه ی مردم ايران را بورطه ای که خود ميپسندند بکشانند؟ وسعی دارندهرکسی که با آنان يکدل و همراه سياسی نباشد بنام " کسانی که ارزش های دینی و اسلامی را به سخره می گیرند، و از اساس با انقلاب اسلامی مخالف و دل در گرو سلطنت دارند و مثل مجاهدین خلق کارنامه ای تباه از آن ها بر جای مانده است، که نمی توانند حتی به عنوان حرکت تاکتیکی هم همراه جنبش باشند." به انزوا بکشانند.
چه تضمينی وجود دارد که آنها درآينده و درصورت حصول احتمالی به حکومت همانند همپالکی های منديل بسرشان اينگونه به تقسيم غيرطبيعی خودی و ناخودی و عدم تحمل دگرانديشان، بدينترتيب که امروزملايان بدان ميپردازند دست نزنند . « نوانديشان دينی» دوباره امروز نزاع دینی عرفی، مذهبی و سکولار، یا دیندار و لائیک، را راه انداخته وبه فراگير و همگانی بودن جنبش سبز که ميرحسين موسوی هم حتی آن را به رسمیت شناخته است،باورندارند. آنها هيچ فرصتی برای سبزهای عرفی یا کوشندگان سکولار یا لائیک یا دین ناباوران قائل نيستند، حال آنکه خیلی از این گروهها و افراد گفته اند که ما هم اکثر مفاد بیانیه را قبول داریم. اما اين انحصارطلبان جديد ميگويند: " اکثریت قوی و قاطع ملت ایران دین باوراند و روی سخن اصلی ما با آنان است. کسانی که گرایش غیر دینی دارند، سخنگویان خود را دارند. ما سخنگویان چنان جمعیتی نیستیم."اين رهبران خودبرگزيده حتی کاروقاحت را بجائی رسانيده اند که افق مطالبات ، توان و امکانات مردم درجنبش سبز رابشخصه بسيار محدود ارزيابی نموده و معتقدنند" جمع ما نمی خواهد افق مطالبات را از توان و امکان جنبش سبز و خط مشی رهبران آن فراتر ببرد. در این مرحله بایست فقط در جهت پاسخگو کردن مقام رهبری«خامنه ای» و مسئول بودن وی در برابر خبرگان سخن گفت. و گر نه عده ای هستند که سی و یک سال است از تغییر رژیم در ایران سخن می گویند."وبجائی نرسيده اند. آنها باورمرقوم در مقاله ی"جنبش سبز به کجا می خواهد برود"را که در آن به روشنی و وضوح نگاشته شده است که "اين جنبش، جنبشی دينی (به دنبال مطالبات دينی- مذهبی و رويارويی با بیدينان) نيست، بلکه جنبشی دموکراتيک (به دنبال مطالبات دموکراتيک و با مشارکت فاعلان و بازیگران متفاوت) ميباشد" را قبول ندارند. زيرا آنها انگيزه همه رويدادها و برپائی اخيرمردم درايران را صرفاً نشئت گرفته از يک جنبش نو انديشی دينی ، معتقد به پابرجائی حکومت اسلامی و رهبری ولايت فقيه در کشورمان ميدانند.
بنظراين نگارنده ، عليرغم همه اين پروپاگاندها و اظهارنظرات فريبنده و انحرافی ، جنبش ملت آزاديخواه ايران بسيارفراتر ازمحدوده انديشه ای وحيطه بسته ی مرزهای تماميت خواهی انحصارطلبان و رهبرانشان که تلاش دارند با ترسيم خط قرمزدينی ( سقف مطالبات) بدور نهضت و قرار دادنش دردرون حکومت اسلامی به رهبری ولايت فقيه ،بسياربيشتر بجلو حرکت نموده وکماکان به پيشروی خودپيروزمندانه همچنان ادامه ميدهد. اگر این باصطلاح «دلسوختگان دين پژوه» با مشاهده و تجربه اين همه نابکاريها و جنايات اين «حکومت اسلامی» همانند ، اعدام و کشتاربيگناهان، تجاوزآشکاربه حقوق مردم، فسادهمگانی، دزدی اموال عمومی و مظالم درحق هموطنان شان وجدان بخواب رفته شان بیدار نشده ،وهمچنان کورکورانه با بی منطقی و تعصب، کماکان پيگيرتداوم و برقراری اين حکومت خونريز، ضدمردمی و ادامه حکمرانی مستمر ولايت فقيه در ايران هستند. باید به روشنی اذعان داشت که دروجود اين مفعولان تاريخ اسلامی استعدادی شنيع برای تقبل و تبيين کشتاربيگناهان،تجاوزبه مردم وتوجيه فساداجتماعی لانه کرده است.
دوشنبه 21 دی ماه2568 ـ rudaruish@sarbazan.org
|