|
چشم انداز میانه
هنگامیکه مجریان انقلاب رنگی از یوغ حکومت های الیگارشی خانوادگی در جمهوری های پیشین اتحاد شوروی در مسیر جدایی از وابستگی با مسکو قرار گرفتند، شاید همگان فکر می کردند، که وقایع قابل توجه ای در این ناحیه در جریان است، اما با ورود ريچارد آرميتاژ معاون اول وزير امور خارجه آمريكا به ارمنستان و پس از ديدار با روبرت كوچاريان رئيس جمهور ارمنستان وی " در گفتگو با خبرنگاران در ايراوان گفت كه ايالات متحده آمريكا در قفقاز منافع دارند". 23 او با گفتار صریح خود پرده از رازی را برداشت، رازی که در آن اذعان می شود که بعضی از سیاست پیشگان در این منطقه با واشنگتن داراری استراتژی موازی هستند.
بنظر می رسد که طرح این بحث خطای تحلیلی نخواهد بود که گفته شود تاریخ در حال تکرار است، و امروز همان کنش و واکنشی که در گذشته میان دولت ها و امپراتوری های روبه ظهور و یا رو به زوال، در آن پیرامون قفقاز با هم مماس و درگیر بوده اند، اکنون با اندکی تغییر و با حضور غرب بویژه ایالات متحده آمریکا در جریان است. استراتژیست های آمریکایی، از جمله زيبيگنیو برژينسکي از بخش ديگري از آنچه امريکائي ها در این منطقه بدنبال آنند پرده برمي دارد و می گوید : " گرجستان براي ما دسترسي به نفت و به زودي به گاز آذربايجان، درياي خزر و آسياي مرکزي را ميسر مي سازد، در اين چارچوب اين کشور اهميتي استراتژيک دارد." 24
هشدار کرملین، در نشست شوراي وزراي امور خارجه كشورهاي مشترك المنافع بعمل آمد، شورایی که پیش درآمدی برای اجلاس سران جامعه همسود بود، نشستی که قرار بود هفته بعد از آن یعنی اوایل سپتامبر 2005 در قازان روسیه صورت پذیرد، رخ نمود. به عبارت روشنتر " طي اين نشست به كشورهاي متحد سايق بطور واضح فهانده شد كه آن دسته از آنها كه در حوزه نفوذ روسيه باقي بمانند، تمام امتيازات اقتصادي از جمله امكان خريد انرژي به پايين ترين قيمت را حفظ خواهند نمود. به كشورهايي هم كه قصد جهت گيري به سمت غرب را دارند، توصيه شده كه يكبار ديگر به ارزيابي مجدد عواقب تصميمات خويش بپردازند."
تحلیلگران وابسته به کاخ کرملین نگرانند که " قزاقستان و بلاروس كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري هستند، قربانيان بعدي انقلابهاي رنگين تحريك شده از سوي غرب گردند".
به عقيده همین تحليلگران " كشورهايي كه در حوزه نفوذ روسيه باقي مانده اند، بايد در برابر غرب حمايت شوند. به عقيده آنان، غرب كه با موفقيت روند تغيير رهبري در اوكراين و گرجستان را اجرا نموده و ولاديمير وارونين، رئيس جمهور مولداوي را نيز به سمت خويش جذب كرده، به همين بسنده نخواهد كرد و به تلاش براي خارج ساختن كشورها يكي پس از ديگري از حوزه نفوذ روسيه ادامه ميدهد. " 25
تهران نیز منافع سنتی خود را در منطقه آسیای میانه و بویژه قفقاز دنبال می کند، ایران برای احیای راه ابریشم نیر در تلاش است، این کشور از کریدور "شمال- جنوب" که ایران را به روسیه و اروپا پیوند می دهد، دل بسته است ؛ بنابراین طبیعی است که تهران، قفقاز را علاوه بر حوزه نفوذ اقتصادی خویش، جزء حوزه امنیتی خود نیز می داند. منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، نسبت به این موضوع واکنش نشان داده، او هر گونه تحول و طرحی را بدون مشارکت ایران در منطقه قفقاز صورت گیرد، غیر ممکن می داند و معقد است : " قفقاز منطقه يي است که هم مرز با ايران است لذا هرگونه تحولي بدون مشارکت ايران غيرممکن است." او در ادامه افزود که " طرف ايراني همچنان به فعال ساختن نقش خود در منطقه (قفقاز ) ادامه خواهد داد." 26
این چه منافع استراتژیکی است که رئیس دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی ایران از آن سخن به میان می آورد؟ نباید فراموش کرد که ایران اکنون بزرگترین سرمایه گذار در این بخش از منطقه است، و بخش قابل توجه ای از این سرمایه گذاری ها را نه بخش خصوصی بلکه بخش دولتی و یا شبه دولتی از جمله سپاه پاسدران این کشور است که در قفقاز انجام می دهد. روزنامه نزاويسيمايا گازتا، گزارش جالب توجه ای را در این مورد ارائه می دهد، این روزنامه در بخشی از مطالب خود می نویسد: " ايران طرحهاي گسترده سرمايهگذاري در اقتصاد گرجستان و ارمنستان را بررسي ميكند كه ممكن است حدود 1 ميليارد دلار براي تفليس و همين مبلغ براي ايروان در نظر گرفته شود. جهت مقايسه، حجم كلي سرمايهگذاريهاي روسيه در گرجستان در سال 2006 از 30 ميليون دلار تجاوز نكرده بود ... اگر اين توسعهطلبي سرمايه عملي شود، ايران ميتواند به مهمترين عامل منطقهاي تبديل شود". 27
با تمامی این رخدادها، به همراه نجوا و پژواک هایی که از هر دو سوی شرق و غرب به گوش می رسد، گواهی می دهد که جهان می باید عنقریب منتظر خبر و یا واقعه ای جدید باشد، که وقوع آن امری اجتناب ناپذیر می نماید. از یک سو، ولادیمیر پوتین مرد قدرتمند در تاریخ روسیه و سکاندار کاخ کرملین وعده می دهد که " به تغییرات مثبت در روابط مسکو و واشنگتن پس از روی کار آمدن دولت جدید آمریکا امیدوارست." او " در پاسخ به سوالی در رابطه با اینکه آیا روابط روسیه و آمریکا با روی کار آمدن "باراک اوباما" رئیس جمهور منتخب آمریکا تغییر خواهد یافت یا خیر، گفت: "بسیار امیدواریم که این تغییرات مثبت باشند". 28
کرملین در سندی که اهداف و استراتژی امنیت ملی این کشور را تا سال 2020، تبیین و پوشش می دهد، نیز بر همین موضوع تاکید دارد و از آن استقبال می کند. در این سند با توجه به رقیب اصلی قلمداد کردن واشنگتن، اما باز هم بر این نکته تاکید شده است که " روابط مسكو و واشنگتن شاهد تحولاتي مثبت در زمان باراك اوباما، رييسجمهور منتخب آمريكا خواهد بود". 29
در سوی دیگر این رابطه مقامات غربی قرار دارند که آنها نیز به نوبه خود سعی دارند تا به نتیجه ای مرضی الطرفین در این میانه برسند، بدین ترتیب است که مقامات سابق غربی به همراه مشاوران و تئوری پردازان آنها در مسکو گرد می آیند تا بنحوی به این بحث رسیدگی کنند. رادیو فردا در این باره گزارش می دهد: "مقام هاى سابق بين المللى روز سه شنبه در نشستى در مسكو، پايتخت روسيه، ابراز اميدوارى كردند كه مسئله هسته اى ايران پس از روى كار آمدن باراك اوباما، رييس جمهور منتخب آمريكا، حل و فصل شود.
در نشست مسكو، ويليام پرى، وزير دفاع سابق آمريكا، نيز اظهار داشت: همكارى قوى ميان مسكو و واشينگتن براى حل و فصل منازعه بر سر برنامه اتمى ايران و ساير بحران هاى بين المللى حياتى است.
آقاى پرى افزود: با دولت جديدى كه در آمريكا روى كار خواهد آمد، فرصتى براى كاهش تنش موجود (در روابط دو كشور) ايجاد خواهد شد. و اگر چنين اتفاقى رخ دهد در نتيجه ما مى توانيم براى حل همه مشكلات از جمله در ارتباط با ايران همكارى با يكديگر را آغاز كنيم ". 30
کارشناسان و گزارشگران که موضوعات را رصد می کردند کم و بیش از طرح این موضوع تا حدودی نیز مطلع بودند. بطور مثال پیتر هیوسی، در مقاله ای در واشنگتن تایمز نسبت به آن واکنش نشان می دهد. او گواهی می دهد که" در ماه ژانویه دولت جدید آمریکا باید تصمیمی دشوار اتخاذ کند. از یک سو می توان به روند استقرار سامانه ضد موشکی در لهستان و چک ادامه داده و پارلمان های هر دو کشور را فراخواند که توافقنامه های مربوطه را با آمریکا تصویب کنند. از سوی دیگر می توان این برنامه ها را لغو کرد و بدین ترتیب در برابر روسیه که چنین گامی را برهم زننده تعادل استراتژیک می داند، کوتاه آمد". 31
تردیدی نیست که برخی از مقامات اتحادیه اروپا، بویژه مقامات آلمانی حسن نیت خود را در مقابل کرملین به نمایش گذاشتند، تا منافع روسیه بطور قابل ملاحظه ای حفظ شود. از جمله در ارتباط با موضوع پیوستن گرجستان و اوکرایین به پیمان ناتو، رادیو دویچه وله در این ارتباط گزارش می دهد که " در این میان شخصیتهای سیاسی آلمان نظیر آنگلا مرکل و فرانک والتر اشتاینمایر، وزیر امور خارجه، تبدیل به چهرههای روز رسانههای روسی شدهاند. دلیل این حرکت را هم میتوان پشتیبانی آلمان از عدم عضویت اوکرائین و گرجستان در ناتو دانست، که در حقیقت نوعی مخالفت با خواست آمریکا به شمار میآید".
مقامات سیاسی روسیه نیز از این رویکردی که منافع روسیه را محترم می شمارد استقبال کرده و در واکنشی خرسندانه نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند. دیمیتری روگوزین سفیر روسیه در اتحادیه اروپا با استقبال از این موضوع " تصمیم اخیر ناتو را به منزله تایید این امر دانست که برای ناتو موضوع روسیه مهمتر از در خواست عضویت اوکرائین و گرجستان است. او در همین رابطه گفت: «نیروهای ضد روسی موفق نشدند خواست خودشان را عملی کنند. شکاف و اختلاف نظر در ناتو امری بارز است و این شکاف در صورت گسترش یافتن ناتو عمیقتر هم خواهد شد. با وجود تمام دسیسه چینیهای آمریکا، به خصوص کوندالیزا رایس، تفکرات و عقاید ضد روسی نتوانستند جای خود را باز کنند. این نکته به این معناست که اروپا دست به کار ساختن خواستههای سیاسی خود شده است". 32
اما تردیدی نیست که واشنگتن در تغییر و تحولاتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری در آن کشور صورت پذیرفته عملاً سیاست های خارجی خود را تا حدود قابل توجه ای منعطف تر نموده است.
بدین ترتیب سران کشورهای غربی کمال حسن نیت خود را در میدان قفقاز به نمایش گذشتند، اگر چه زبانی واحدی از آن سو به گوش نمی رسد، اما سیگنال هایی که از آن سو به این طرف فرستاده می شود به شکل محسوسی نشان از حسن نیت دارد، در پیغام ارسال شده، عقب نشینی غرب در حوزه قفقاز بویژه گرجستان کاملاً مشهود و ملموس است.
کوندالیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا در روز چهارشنبه، 27 نوامبر گفت: " واشینگتن در گردهمایی ِ هفته آینده وزیران و نمایندگان ناتو در بروکسل، در مورد پیوستن اوکرائین و گرجستان به ناتو پافشاری نخواهد کرد". 33
این سیگنال نیز به مسکو رسیده است، که در واشنگتن رجال سیاسی و کارپردازان سیاست خارجی این کشور بنحو قابل قبولی حاضر به نوعی سازش و مدارا در عرصه مناسبات بین المللی هستند. نیکلای زلوبین مدیر برنامه های روسیه و آسیای مرکز اطلاعات دفاعی آمریکا، بنقل از تحلیلگران آمریکایی می نویسد: " اگر لازم باشد که گرجستان را با ایران تعویض کنند، آمریکا به این امر دست خواهد زد. چرا که بلندپروازی های هسته ای ایران برای کاخ سفید به مراتب مهم تر از بلندپروازی های سیاسی تفلیس است. ژئوپلیتیک یعنی همین ". 34
اما نباید به این موضوع خوش بین بود، چرا که سکه روی دیگری نیز دارد. سیاست کوره راهی است خمیده و پیچ اندر پیج که قرار گرفتن در آغاز جاده بررسی آن، امکان نگاهی شفاف در انتها را بدرستی میسر نمی سازد. بنابراین نباید تنها به این دیدگاه بسندیده کرد و خطر یک رویارویی عظیم میان قدرت های بزرگ جهانی و یا منطقه ای را که برحسب منافع ملی و طبقاتی آنها سرچشمه می گیرد را از ذهن دور داشت.
در مقاله ای بنام "آمریکا آماده جنگ جدید در قفقاز می شود" دمیتری یفستافیف، کارشناس برجسته سیاسی روس نظر دیگری را ابراز می دارد، او در باره احتمال از سرگیر جنگی گسترده تر در منطقه سخن به میان می آورد و می گوید: " بیمه آمریکا در برابر ریسک های نظامی حاد شدن اوضاع در حوزه دریای سیاه را در نظر دارد. در آستانه زمستان و بهار ممکن است میخائیل ساآکاشویلی رئیس جمهور گرجستان سعی کند که جایگاه رو به افول خود بر سر قدرت را نجات داده و جنگ جدیدی را آغاز کند. که این بار ایالات متحده کنار نخواهد ماند". 35
این گزارش پژواک سندی است که کارشناسان ارشد کاخ کرملین نیز آنرا تایید می کنند. کاخ کرملین در سندی که اهداف و استراتژی امنیت ملی این کشور را تا سال 2020، تبیین و پوشش می دهد، نیز بر همین موضوع تاکید دارد. در این سند همچنین به موضوع شروع یک جنگ بزرگ تاکید شده است. " بر اساس اين سند عنوان شده است كه جهان طي سالهاي آينده با جنگهايي بر سر منابع انرژي روبرو خواهد شد". گزارش سند استراتژی امنیت ملی روسیه ادامه می دهد :" اين جنگها در نزديكي مرزهاي روسيه يا مرزهاي همپيمانانش رخ خواهد داد. تهيهكنندگان اين سند اعلام كردهاند كه تنش در مناطق درگير افزايش خواهد يافت و احتمالا اين درگيريها وارد كشورهايي در آسيا و آفريقا، شبه جزيره كره و نيز ادامهي خشونتها در افغانستان و عراق ميشود". 36
به هر ترتیب روشن است، در صفحه ای که از آن بنام تاریخ نام برده می شود، قدرتهای معظم همواره بر حسب توان و امکانات خود، منابع و حوزه نفوذ خود را روشن و مشخص می سازند، اگر فرض شود سکوت غرب بویژه ایالات متحده آمریکا در جنگ گرجستان نشان از ابراز رضایت مندی از تعیین حوزه مناطق نفوذ و رها کردن گرجستان به حال خود و دست کشیدن از دالان قفقاز و نفت و گاز دریای خزر تلقی گردد، در سوی دیگر آن بلاانقطاع سوالی پیش روی قرار می گیرد که حوزه نفوذ و منافع ایالات متحده آمریکا در این ره اورد کجا و کدام خواهد بود؟ پاسخ این سوال راهگشای مهمی خواهد بود که می تواند تا حدود قابل توجه ای ما را به وقایعه ای که ممکن است عنقریب بوقوع بپوندد، راهنما سازد. هرالد تریبیون، کوشش دارد تا گوشه ای از زاویه تاریک را آشکار سازد. این روزنامه در این ارتباط می نویسد: " فرانسويها بسيار مايلند تا آمريكا هم در كنفرانس تابستان سال آتي ( 2009) كه درباره" ساختار امنيتي جديد در اروپا" است و با پيشنهاد و شركت روسيه و كشورهاي اروپايي خواهد بود شركت كند. اين كنفرانس كه در آن درباره امنيت جامع اروپا، حضور ناتو و عضويت كشورهايي چون اوكراين و گرجستان در اين سازمان امنيتي- نظامي و نيز درباره استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در اروپا بحث خواهد شد، بهترين موقعيت و فرصت ممكن است تا ايالات متحده و اروپا در ازاي دادن برخي امتيازات به روسيه نظر مساعد اين كشور را در همراهي با برنامههاي آمريكا و اروپا درباره برنامه هسته اي ايران، جلب كنند ". 37
نتیجه سخن
واقعه 11 سپتامبر 2001، این فرصت زیبنده را به مقامات جمهوریخواه در کاخ سفید داد تا از آن استفاده هوشمندانه لازم را ببرند. بدین ترتیب، نخست افغانستان – که بنا به اظهارات ریچارد نیکسون " کلید فتح " آسیا و چین است. – در 7 اکتبر 2001مورد هجوم نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری ایالات متحده آمریکا – که ناتو آنرا مدیریت می کرد -قرار گرفت و آنگاه در 20 مارس 2003، عراق نیز بواسطه اقدامات نظامی به سرنوشتی مشابه گرفتار آمد.
کاخ سفید همچنین علاقه خود را از قفقاز، یعنی قطعه استراتژیک از پازل " استراتژی جاده ابریشم" پنهان نمی داشت. انقلاب های رنگین در صربستان ( 2000)، گرجستان ( 2003)، اکرایین ( 2004) و قرقیزستان(۲۰۰۵) نیز به این رویای جمهوریخواهان آمریکایی و سپس همفکران انگلیسی آنها جامعه عمل پوشانید. لیکن دیری نپاید که شکست انقلاب لاله در اندیجان ِ ازبکستان در 13 مه 2005 و سپس مرگ صفر مراد نیازوف رئیس جمهوری خودشیفته ترکمنستان، در 21 دسامبر 2006، و کمی پس از آن اعتراضات آتشین ولادیمیر پوتین در چهل و سومین کنفرانس سیاست امنیتی در مونیخ ِ آلمان در 10 فوریه 2007، سپس اجرای مانور سازمان همکاری های شانگهای در چلیابینسک روسیه در اوت 2007، که در اطراف رشته کوههای اورال برگزار گردید، بدنبال آن اقدام کاوشگران روسی در همان سال برای تصاحب نفت و گاز در قطب یخ زده شمال 38 و سپس آزمایش "پدر همه بمب ها" ی دنیا، 39 توسط روسها در سپتامبر 2007، و در نهایت با بحرکت در آوردن ناوگان های دور برد استراتژیکی هوایی و دریایی در همان سال، مجموعه این اقدامات را می توان به ظهور امپراتوری نوین روسیه مربوط دانست و طبیعتاً استراتژی جاده ابریشم با چالش های جدی مواجه گردید. اما کابوس واقعی آمریکا با شکست این کشور در پروژه استراتژی " خاورمیانه بزرگ " رقم خورد. یعنی هنگامیکه ادامه جنگ 33 روزه – اسرائیل و حزب الله در اوت 2006 بنا به اصرار کوندالیزا رایس ، وزیر خارجه کابینه بوش، و با این استدلال که ما در این جنگ مبارک و بزرگ " شاهد درد زایمان خاورمیانه جدید هستیم "، به یکباره نتوانست نوزاد "خاورمیانه بزرگ " خود را به صحت و سلامت به دنیا آورد، این امر باعث تأسف و تألم شدید رئیس دیپلماسی خارجی کاخ سفید و سایر مقامات واشنگتن واقع شد و استراتژی واشنگتن را با مشکلات و معضلات جدی مواجه ساخت.
جهان در طول 2 قرن اخیر با تغییرات مدام جغرافیایی مواجه بوده است. هر تغییر جغرافیایی پس از اصطکاک و درگیر شدن منافع قدرت های بزرگ پدیدار شد، بویژه پس از پایان دوجنگ بزرگ جهانی، مرزهای جهانی ترک عظیمی برداشته و قدرت های بزرگ در پی مصاف خونین، مرزهای جغرافیایی را براساس منافع و امنیت ملی خود تعریف و ترسیم کردند. اما در اثنای پایان جنگ جهانی دوم، جهان با تعریف جدیدی روبرو گردید. بطوریکه این کره خاکی با تمامی متعلقات و مباشران سیاسی و دولتمران آن در کنفرانس یالتا (4 تا 11 نوامبر 1945 ) بصورت عمومی میان مسکو، واشنگتن و لندن تقسیم شد.
جهان تا پایان دهه 1980 عملاً براساس همین تعریف ژئوپولتیک در جریان بود. اما با دگردیسی در اتحاد شوروی، و با فروپاشی اردوگاه سوسیالیزم و فائق آمدن ایالات متحده آمریکا بعنوان یگانه ابرقدرت جهانی، این کشور کوشید تاجغرافیای سیاسی را- با سخت افزارهای جنگی و یا نرم افزارهای انقلابات رنگین- آنگونه که منطبق بر منافع و امنیتی ملی این کشور است، تعریف، ترسیم و در نهایت آنرا اجرا کند.
در حالیکه روسیه اکنون از خواب گران زمستانی خود بیدار شده و سیاست سازان کاخ کرملین دگرباره همچون دهه 1950 قد برافراشته و منافع ملی خویش را در خارج از جغرافیای سیاسی خود می جوید. جهان گویی به اوایل دهه 1950 گام نهاده است. اما در این میان یک حلقه مفقوده ای وجود دارد که نام نامشخص آن "یالتا جدید" با تسمیه احتمالی دیگر است.
انتظار می رود امروزه سیاست های خارجی آمریکا در دولت باراک اوباما دچار دگرگونی رادیکالی شود و در نتیجه انتظار می رود که در این راستا نزم افزارها و پالسی های جدیدیی بکار برده شوند؛ بطور قطع مقامات کاخ سفید از حزب دمکرات آمریکا که معمار و بنیانگذاران اصلی " استراتژی جاده ابریشم" بوده اند، بعید بنظر می رسد، که این استراتژی را - که در امتداد امنیت و استراتژی ملی این کشور حرکت می کند،- به کناری گذاشته و از آن به سهولت گذر کنند. با توجه به اینکه در دو سوی این مجادله دو شخصیتی بر قدرت تکیه زده اند، که هر یک از آنها بیشترین آرا را در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا بدست آورده و دیگری مقام نخست در رهبری تاریخ روسیه را به خود اختصاص داده است، و هر یک از این دو مقام، از قدرت منحصر بفردی در نزد افکار عمومی کشورهای خود برخوردار هستند، که بواسطه این مقام و موقعیت عقب نشینی از مواضع خود را پسندیده نمی بینند. بنابراین بنظر می رسد و یا انتظار می رود که جدال ها به مراحل حساس خود نزدیکتر شوند و یا اینکه در یک معماری جدید، با یالتای دیگری حوزه نفوذ هر یک از قدرت های مذکور به لحاظ حقوق بین المللی روشن و دقیقتر شود.
بنابر این عدم توفیق ایالات متحده آمریکا در طرح " خاورمیانه بزرگ" و شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه در تابستان 2006، و ظهور امپراتوری نوین روسیه در سال 2007 و همچنین شکست و هزيمت میخائیل ساکاشویلی در بازپس گیری اوستیای جنوبی و آبخازیا در تابستان 2008 را آیا باید در طرح شکست ایالات متحده آمریکا در " استراتژی جاده ابریشم" ارزیابی کرد؟ آیا جنگ گرجستان بخش نهایی جنگ بر سر تسلط و کنترل منابع هیدروکربنی و راههای ترانزیتی آن قلمداد گردیده و یا بخش آغازین این حرکت به حساب می آید؟ و سوال اساسی و مهم تر این است که اگر این جنگ و غائله در حقیقت فاتح و مغلوب مشخصی نداشت و در تعیین خط و مرزبندی ژئواستراتژیکی در این منطقه ژئواکونومیکی، هنوز مرزهای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی همچون " یالتای جدیدی " به معنی واقعی کلمه شکل نیافته و تعریف نشده است. سوالی که برای هر تحلیلگر و کنکاشگری مطرح می شود، این است که: " بعد از گرجستان نوبت چه کشوریست؟"
حسین زربخش
دسامبر 2008
hossein105@hotmail.com
ändern << < > >> Bild einsetzen Zugriffsrechte
منابع:
1- حاکمان صفویی، بویژه شاه عباس می خواستند تا با کشتار مردم گرجستان - که در حقیقت حکومت مستقل خود را جستجو می کردند،- آوازه این کشتار به گوش تمامی اقوامی که تحت حاکمیت دولت مرکزی قرار داشته اند، رسیده تا بدینوسیله هر گونه درخواستی برای حکومتی رسمی و مستقل، با کشتار و قتل و غارت روبرو خواهند شد.
2- سعید نفیسی؛ تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران ص 266
3- حتی قرآن چاپی نیز در گرجستان طبع و سپس به بسیاری از کشورهای اسلامی منطقه از جمله به ایران صادر می شد.
4- برگرفته از ماهنامه انرژی اکونومیست دسامبر 1996
5- دکتر مهدی مظفری، نشریه آیینه، تیر 1374 برابر جولای 1994
6- روزنامه دنياي اقتصاد دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷ برابر 13 اکتبر 2008 شماره 1640 صفحه 4
7- در گزارش مشترکی که شركتهای "گازپروم" و "لوک اویل" روسی در ماه مه 2008 به انتشار رساندند و خبرگزاری روسی نووستی آن را انتشار داده ، عنوان شده است که موسسه مشترک "سنتر کاسپ نفت و گاز" که توسط دوکمپانی مذکور و بر اساس اصل شراکتی میان آنها تاسیس شده، یک میدان نفت و گازی عظیم در ساختار "مرکزی" دریای خزر کشف كرده است. این ساختار در بخش مرکزی خزر میانی در مرز میان روسیه و قزاقستان قرار دارد. این میدان در اولین حفاریهای اکتشافی کشف شده است. به گزارش نووستی، ساختار مذکور در محدوده بخش روسی آبهای دریای خزر در مسافت ۱۵۰کیلومتر از سواحل ماخاچ قلعه قرار دارد. "
نفت تایمز شنبه 31 مه 2008
http://www.nafttimes.com/index.php?mod=article&cat=exploration&article=2291
8- "پیش بینی می شود در سال 2010 میلادی تولید نفت خام در جهان معادل 6/91میلیون بشکه در روز و تولید گاز طبیعی معادل 5/116 هزار میلیارد پاي مکعب در سال باشد این در حالی است که در سال 2005 میلادی مجموع نفت خام تولید شده در جهان معادل 08/81میلیون بشکه در روز و گاز طبیعی معادل 534/97 هزار میلیارد پاي مکعب در هر سال بوده است."
روزنامه دنياي اقتصاد دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷ برابر 13 اکتبر 2008 شماره 1640 صفحه 4
9- الکساندر لبد، ژنرال و سياستمدار پاپوليست و ملی گرای روسيه و نامزد پيشين انتخابات رياست جمهوری، فرماندار ۵۲ ساله کراسنويارسک، در روز 28 آوریل 2002 که برای افتتاح يک پيست جديد اسکی و مجموعه تقريحی آن سوار بر هلی کوپتر می رفت، بدنبال سانحه هوائی به همراه 7 نفر دیگر از همراهانش در سيبری کشته شد.
10- نیمروز جمعه 7 شهریور 1376 برابر 29 اوت 1997 شماره 431
11- اطلاعات بین الملی سه شنبه 27 آبان 1376 برابر 18 نوامبر 1997 شماره 864
12- نیمروز جمعه 10 بهمن 1376 برابر 30 ژانويه 1998 شماره 452
13- " مصاحبه سفیر افغانستان در ارتباط با شرکت نفتی کونکو و طالبان" کیهان لندن 13 دی 1375 شماره 638
این دیدگاه از سوی دیگر از طرف عناصر طالبان نیز تائید می شود که مقامات آمریکایی در به قدرت رساندن، ملا عمر و گروه طالبان مساعی فراوانی می نمودند." مولوی معصوم افغانی، سفیر طالبان در پاکستان در سال 1997 گفت که دولت آمریکا به طالبان اطمینان داده زمانی خواهد رسید که نمایندگی افغانستان در سازمان ملل و مسئولیت سفارت این کشور در واشنگتن به این گروه واگذار شود."
اطلاعات بین المللی 5 آذر 1380 صفحه 3 شماره 1819
14- اطلاعات بین المللی پنجشنبه 17 اردیبهشت 1377 برابر 7 مه 1998 شماره 964
15- خبرگزرای نووستی روسیه دوشنبه 15 اکتبر 2007 برابر 23 مهر 1386
http://pe.rian.ru/analitic/20071015/83867515.html
همچنین رئیس سازمان جاسوسی روسیه گفت که سازمان جاسوسی ترکیه درمناطق جمهوری های شوروی سابق مشغول گرد آوری اطاعات اقتصادی است. "نیکلای پاتروشف؛گفت که عناصر اطلاعاتی و امنیتی ترکیه مترصد ایجاد رابطه با مقامات سیاسی و تجار بزرگ و مقامات اطلاعاتی و امنیتی پاکستان سعی در بدست آوردن اطلاعات نظامی ورابطه روسیه با دگر کشورها هستند. برای اطلاع بیشتر به لینک زیر می توان مراجعه کرد:
http://pe.rian.ru/defense_safety/20071010/83272142.html
16- نیمروز جمعه 3 مرداد 1367 برابر 25 جولای 1997 شماره 426
17- اطلاعات بین المللی دوشنبه 13 بهمن 1376 برابر 2 فوریه 1998 شماره 910
18- نمیروز جمعه 8 اسفند 1376 برابر 28 فوریه 1998 شماره 456
19- در سال 1873 روبرت نوبل ( برادر آلبرت نوبل مخترع دینامیت و پایه گذار صلح نوبل) در جستجوی چوب گردو برای قنداق تفنگ ارتش تزاری (روسیه) به این منطقه رفت و مشاهده کرد که در باکو، در ساحل دریای خزر، مردم محل نوعی صنعت ابتدایی نفت به راه انداخته اند. نوبل در آنجا مهمترین شرکت نفتی منطقه را پایه گذاشت. در اواخر قرن نوزدهم باکو به صورت اولین تولید کننده نفت جهان درآمد و تا نیمه قرن بیستم همچنان مهمترین تامین کننده نفت اروپا باقی ماند.
کیهان لندن پنجشنبه 6 شهریور 1376 برابر 28 اوت 1997 شماره 671
20- خبرگزاری ریا نووستی روسیه 02 مهر 1387 برابر 23 سپتامبر 2008
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/Isr-Ir-Osteya-28-09-08.htm
21- وی در ارتباط با حمله گرجستان به اوستیای جنوبی از جمله گفت: "ما با تمام ملتهای منطقه دوست هستیم، با ملت گرجستان هم روابط تاریخی و عمیق داریم. فکر می کنیم مدیران گرجستان باید یک مقدار با دقت بیشتر و با درایت صحنه را مدیریت می کردند و اجازه نمی دادند که کشورها و قدرتهای بیرون از منطقه در امور گرجستان دخالت کنند. ما اطلاعاتی داریم که صهیونیستها در ماجرا خیلی فعال بودند. توصیه ما این است که دیگران خارج از منطقه دخالت نکنند و اجازه بدهند که کشورهای منطقه مسئله را خودشان حل و فصل کنند."
این موضوع پس از جنگ 8 اوت 2008 گرجستان و روسیه، از سوی احمدی نژاد گفته شده است
بی بی سی جمعه 29 اوت 2008 برابر 08 شهریور 1387
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/Ahmadinezhad-Georgia-Isr-29-08-08.htm
22- خبرگزاری ریا نووستی روسیه 02 مهر 1387 برابر 23 سپتامبر 2008
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/Isr-Ir-Osteya-28-09-08.htm
23- راشیا نیوز 27 مارس 2004
http://russiannews.ru/pers2/iran_news.php?act=news_by_id&news_id=6033
24- مقاله " بازگشت روسیه " سپتامبر ٢٠٠٨ نويسنده : Serge HALIMI دبیر هيئت تحريريه لوموند ديپلوما تيک
http://ir.mondediplo.com/imprimer.php3?id_article=1307
25- http://russiannews.ru/pers2/iran_news.php?act=news_by_id&news_id=16276
26- اعتماد يکشنبه ۳ آذر ۱۳۸۷ برابر 23 نوامبر 2008 شماره 1827
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/Motaki-Kafgaz-23-11-08.htm
" كريدور شمال-جنوب ابتدا در نشست وزراي حمل ونقل سال 1993 كشورهاي اروپايي در شهر هلسينكي مطرح شد. در اين نشست، اعضا كريدوري را تصويب كردند به نام كريدور شمال -جنوب كه از شمال اروپا شروع و پس از گذشت از طريق ايران، به هند و كشورهاي جنوب شرقي آسيا وصل مي شد. اما تا سال 2000 اين پروژه مسكوت ماند، تا اينكه كشورهاي هند، ايران و روسيه اقدام به احياي اين پروژه كردند ".
لازم به یاد آوری است "مسافت كريدور شمال - جنوب بالغ بر 8500 كيلومتر خواهد بود كه اين مسير از مسير كانال سوئز 40 درصد كوتاه تر و 30 درصد ارزان تر است ".
مصاحبه با محمدجواد عطرچيان، مديركل دفتر ترانزيت و پايانه هاي مرزي؛ ماهنامه اقتصاد ايران، شماره 67، شهريور1383
http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=433
27- http://www.rusiran.com/archives/001490.php
لوان آساتياني سفير گرجستان در جمهوري اسلامي ايران این موضوع را تائید می کند، وی در بخشی از مصاحبه خود می گوید: " كه تجار ايراني حاضرند در اقتصاد گرجستان 1 ميليارد دلار سرمايهگذاري بكنند. به گفته سفير، طرفين مشغول مذاكرات درباره ايجاد رژيم كامله الوداد در زمينه حمل و نقل است. براي گرجستان بازار ايران كه كشور بزرگي با جمعيت 70 ميليوني است، جالب است".
http://www.rusiran.com/archives/001490.php
سایت دیپلماسی ایران پنجشنبه 7 تير 1386
http://www.irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=24&TypeId=8&ArticleId=275&Action=ArticleBodyView
همچنین گلا بژواشویلی وزیر امور خارجه گرجستان طی دیدار خود از اسرائیل و گفتگو با "بنیامین نتانیاهو" رهبر اپوزیسیون دست راستی اسرائیل گفت: "گرجستان مجبور است ایران را به عنوان همسایه نزدیک خود که کشوری مقتدر و یکی از سرمایه گذاران اصلی در اقتصاد در گرجستان، به حساب آورد".
خبرگزاری آران پنج شنبه 3 آبان ماه 1386 برابر 25 اکتبر 2007 شماره خبر: 2534
http://www.arannews.ir/fa/ContentDetail/?ID=dj23l277vp&Type=351
28- خبرگزاری ریا نووستی روسیه پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۷ برابر 04 دسامبر 2008
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/Potin-nezami-04-12-08.htm
29- ایسنا جمعه 6 دي ۱۳۸۷ برابر 26 دسامبر 2008 كد خبر: 03506 – 8710
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghTahlili/Rus-estrategie-26-12-08.htm
30- رادیو فردا سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۷ برابر 09 دسامبر 2008
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/neshstMosko-USA-Rus-09-12-08.htm
31- خبرگزاری ریا نووستی روسیه چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۷ برابر 03 دسامبر 2008
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/WT-tahdidIr-03-12-08.htm
32- رادیو دویچه وله صدای آلمان چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۷ برابر 03 دسامبر 2008
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/Nato-Rus-kafkaz-03-12-08.htm
33- رادیو فردا پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۸۷ برابر 27 نوامبر 2008
http://www.radiofarda.com/news/2008/11/27.html?item=474705
34- خبرگزاری ریا نووستی روسیه سه شنبه 12 اوت 2008 برابر 22 مرداد 1387
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/Nezavismaya-Geor-Ir-USA-12-08-08.htm
35- خبرگزاری ریا نووستی روسیه سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۷ برابر 02 دسامبر 2008
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/USA-Kafkaz-02-12-08.htm
36- ایسنا جمعه 6 دي ۱۳۸۷ برابر 26 دسامبر 2008 كد خبر: 03506 – 8710
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghTahlili/Rus-estrategie-26-12-08.htm
37- آفتاب یزد چهارشنبه 6 آذر 1387 برابر 26 نوامبر 2008 - شماره : 2508
http://www.iraniantribune.com/readf.php?fn=MghSyasi/HeralTribuen-EU-Obama-26-11-08.htm
38- موسسه تحقیقات زمین شناسی ایالات متحده (USGS) در گزارشی، ذخایر نفت منطقه قطب شمال را حدود نود میلیارد بشکه، یعنی سیزده درصد از ذخایر شناسایی شده نفت در جهان، تخمین زده و گفته است که میزان گاز طبیعی قابل استخراج این منطقه نیز بیش از یکهزار و ششصد تریلیون فوت مکعب و مایعات گازی آن نیز بیش از چهل میلیارد بشکه تخمین زده شده است
برای اطلاع بیشتر می توان به آدرس زیرین مراجعه کرد:
بی بی سی پنج شنبه 03 مرداد 1387 برابر 24 ژوئيه 2008
http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2008/07/080724_he-alaska-oil.shtml
39- تاکنون قوی ترین بمب خلا متعلق به آمریکایی ها بود که چهارسال پیش آن را در ایالات متحده "مادر همه بمب ها" نامیدند. روس ها علیرغم دشمن جانی خود بمب مذکور را "پدر همه بمب ها" نام گذاری کردند. البته "پدر" از نظر درجه حرارت دو برابر، از نظر قدرت چهار برابر و از نظر مساحت تحت پوشش بیست برابر پیشتر از "مادر" است".
خبرگزاری نووستی روسیه پنج شنبه 13 سپتامبر 2007 برابر 22 شهریور 1386
http://pe.rian.ru/articles/20070913/78519151.html
|