مبارزه و شعارهای ريتميک
عده ای ازطرفداران حزبی بغايت منفور که هنوز حکومت ملايان را جنبش واقعی ضد امپرياليستی ميداند و کماکان پس از سی سال باز هم شعار انقلاب شکوهمند سر ميدهد با همراهی ديگرهمگنان جمهوری خواه شان در داخل و خارج که تا کنون هميشه برطبل اصلاح طلبی حکومت کوبيده و برهرجريان سياسی مدوله ميشوندکه آنرا مال خود نمايند ، تا مبادا عنان واختيار به دست ديگران بيافتد، اينک بر آن شده اند تا بمنظورانحراف خواست اصلی و ملی مردم بپا خواسته ايران برابتدا سرنگونی رژيم فاشيستی ملايان وسپس انتخاب نوع حکومت توسط مردم در يک شرايط مطلوب و آزاد سياسی (رفراندوم) ، نعل باژگونه بزنند، تااين توهم نادرست درنزد عده ای با بوق و کرنا و تبليغ جا بيفتد که گويا همه مردم ايران بلااستثنا خواهان برقراری يک حکومت« جمهوری» در ايران ميباشند .
در اين مبحث ، ادعای من اصلاً براين امر نيست که اين شعارانحراف از مسير ملت ايران است يا نه ، اما بيان آن يقيناً در اين برهه از زمان مبارزه و بدون توجه به هدفهای مرجح و حق انتخاب ديگران ، بمثابه کجروی و تخطئه خواستهای هموطنان دگرانديش ( غيرجمهوری خواه) و درسايه قراردادن حقوق دموکراتيک آنان تلقی گرديده است.
ايجاد ديالوگ درباره اين موضوعات با اشخاصی که به عمد چشم و گوش خويش را برشناخت خاستگاههای اصلی و محوری مردم بسته ، برای ديگران حقوقی قائل نشده وفقط توان ديدن و تحمل نقطه نظرهای سياسی و هدفهای ايدئولوژيک خودشان را داشته و آنرادنبال مينمايند فايده قابل توجهی ندارد.
اما از کسانيکه با ديدگانی باز جنبش مردم ايران را پيگيری، دنبال وهدفهای ملی و ميهنی را والاتر ازهمه منافع ديگرخود قلمداد وبطور جامع بجلو نگاه مياندازند بايد سئوال نمودکه ازديد تبارشناسی وپيشينه تاريخی عنوان شعار «جمهوری ايرانی» چه پارادايمی رابرايتان تداعی مينمايد؟
طرح جمهوری ايرانی آيا به معنی تحقق يافتن کليه مطالبات ابتدائی مردم وجنبش و الزام کنونی آنان در اين مقطع به مطرح ساختن خواسته های ساختارشکن است؟
آيا شعاري كه بدينگونه عرضه ومطرح ميشود تواناست تا زمينه ساز تدارک خواستهای ملی « سرنگونی نظام» و سپس « انجام همه پرسی» برای تعين نوع نظام آينده درکشورمان بشود؟
يا آنکه پيام آشكار اين شعار آنستكه مردم ساختار سياسي موجود را به رغم ميل حاميان و بانيان آن و رفتاراصلاح طلبانه شماري ازمنتقدانش نمی پسندد وگريزگاه اين ناكارآمدي سياسي را آن حکومتی درآينده ميداند كه عاري از رنگ وبوي ديني وايدئولوژيك بوده که تنها منافع ملي ايران و ايرانيان را سرلوحه اهداف خود قرار داده باشد؟ درپاسخ اين پرسشها ميتوان گفت کلمه «جمهوری» اصولاً شکل حکومت ، ولفظ «ايرانی» چگونگی محتوای آنست. شکل حکومت ازنوع جمهوری به معنای سياسی خود « قرار داشتن حق حاکمیت در دست خود مردم» و کلمه«ايرانی» بعنوان محتوا را بدين ترتيب ميتوان تبيين نمود که « حکومت ميبايست با اصول ومقررات ايرانی اداره و در مدار اصول و ضوابط آن حرکت کند.» درخصوص معنی کلمه «جمهوری» بهيچوجه ترديد و ابهامی کلی وجود ندارد اما اداره حکومت با اصول و مقررات ايرانی وحرکت درمداراصول و ضوابط آن چه مفهوم و بيانی را عرضه ميکند؟
بنظرميرسد ادای اين شعار صرفاً و بيشتر بعلت تناسب هارمونيک در ادای چند کلمه تشکيل دهنده ی آن ( استقلال ـ آزادی ـ جمهوری ايرانی ) انتخاب شده و نه بدليل معنی و مفهوم رسای سياسی که در اينجا اساساً بطور مفهوم بذهن متبادر نميگردد. درجواب به پرسش ديگربا يد صادقانه اظهار داشت که هنوز بسيار زود است تا عنوان نمود که همه مطالبات ابتدائی مبارزان و جنبش تا کنون متحقق گرديده و لذابايد اکنون به بکارگيری اينگونه شعارهای ساختارشکن پرداخت. عرصه و ادای اينگونه شعارهامعالاً نميتواند در اين برهه از زمان امکان تحقق خواست ملی برگزاری رفراندوم مردمی برای تعين نوع نظام سياسی آينده ايران را تدارک بنمايد،چون پديده« سرنگونی نظام اسلامی» يعنی هدف استراتژيک اکثريت مردم هنوز بانجام خود نرسيده است. نبايد کتمان کرد که بيان اين شعار اگرچه عجولانه و بدون تعمق به معنای سياسی و غيردموکراتيک آن انتخاب و بيان شده است اما ميتواند شاخص اين نظرعمومی مخالفان باشد که مردم ديگرخواه اند و روند سياسي امروز را به رغم تمايل حاميان ورفتارشماري ازمنتقدانش نمی پسندند وبدان معترض وخواهان سرنگونی آنند و نه لزوماً ابراز نوع قطعی حکومت منتخب آينده مردم ايران که توسط سازندگانش بدينگونه ابراز و القا ميگردد. معنی واپسين اين مطلب از سوی سرلشگر بسيجی فيروزآبادی و باصطلاح رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اينگونه تفسيرشده است که : "شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» معترضان انتخاباتی را نوعی «براندازی نظام»" توصیف و اضافه کرده که " خود اغتشاشگران پنهان نکردند و بالاخره روز قدس گفتند« استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»، یعنی همین که کلمه اسلامی را حذف کردند بمعنای براندازی نظام است." کُنکاش دراين قضايا صرفاً بدين منظور است که دوباره با تکيه به يک شعا ر ريتميک ولی نامفهوم مانند « استقلال ـ آزادی ـ جمهوری اسلامی»که بهيچ وجه معنای « جمهوری اسلامی» آنرا درنيافته بوديم ، دوباره به چاه ويل ديگری سقوط نمائيم. از طرف ديگر بايد اقرار نمود که ، بهتر از این نميتوان در تظاهرات های خیابانی و زیر ضربت دژخیمان سنگدل حکومتی نا رضایتی ملتی را از نظامی خونخوار که خود را جمهوری اسلامی می خواند ابراز نمود، اما وسيله نيز بايد بيانگر روشن و رسای هدف مورد نظرمردم باشد. اگر چه مردم با این شعار ميخواهندبا روشنی بگويند : «ما ایرانی هستیم و حکومتی بدون پسوند اسلامی را خواستاريم »، یعنی نظام مذهبی نمی خواهیم . اگرچه این شعار دقیقا برگردان و امروزی ساختن شعاری ست که در انقلاب ۵۷ خمینی و ملاهايش را بر سرنوشت ایران حاکم کرده بود و امروز مردم هم به دوبخش نخستین آن شعاراوليه یعنی استقلال و آزادی همچنان وفادار و آنها را در صدر خواست های سیاسی اکنون جنبش خود نيز قرار داده اند، اما قوياً قسمت سوم آن یعنی پسوند « اسلامی» را اساساً نفی وبا واژهء ایرانی جايگزين نموده اند. که بدین طریق هم به حکومت دینی نه می گویند و هم ایران را در برابر اسلام واجد اولویت شاخص ارزشی می شمارند. فراموش نکنيم که اين شعار ماهيت سلبی دارد و نه احساسی. در اينجا بحث کلی من اصولاً برسر واژه ی «جمهوری نیست» و توجهم متمرکز براصطلاح «جمهوری ایرانی» است. سعی می کنم در نگارش بعدی در مورد بهترین نوع سیستم حکومتی از ديدگاه خود مطالبی نگاشته و بنظرتان برسانم. اکنون نبايد اين نکته را فراموش کرد که سيرحوادث مختلف بطور پيوسته به شکلی زنجیره وار و سریع کشور ما رادر آينده نزديک دچار تحولی عمیق خواهد کرد و اگر دیر جنبيده و آگاهانه عمل نکنيم عده ای موج سوارماهرو منفعت طلب افکار خود را به نام جمهوری، آزادی و دموکراسی همانند وقايع سال پنجاه و هفت به ما مردم حقنه خواهند کرد. امروزه دربيان ديدگاههای سياسی مان بايد بطورقاطع و روشن و بدون هيچگونه يکسويه نگری بنحويکه هیچ نکته ی مبهم و نامفهومی وجود داشته باشد عمل کنيم ، در غیر این صورت سه چهار دهه دیگر و چند نسل بعدی قربانی عدم شفافیت و تصميم گيريهای غلط امروزما خواهند شد.
لايدن 13 آبان 1388 ـ info@sarbazan.info
آريوبرزن داريوش
]
|