فقط مردم متحد قادربه توقف توطئه جنگ افروزی هستند
سومالی ببهانه ثبات و امنیت کشور نفت خیز عربستان سعودی متلاشی میشود ، سودان تجزیه شده و بخش مسیحی نشین با منابع نفت وگاز غنی آن بعنوان یک کشور مستقل برسمیت شناخته میشود ، افغانستان ببهانه انفجارهای نیویورک بمباران و دیرتر مورد تجاوز و اشغال قرار میگیرد که در پی خود پاکستان را هم میبلعد و این کشور اتمی را وارد یک سیکل بی پایان درگیریهای داخلی و خارجی میکند ، عراق ببهانه داشتن سلاح های شیمیایی و تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی نه تنها ویران میشود بلکه عملا به سه کشور تقسیم میشود ، لبنان و فلسطین بارها مورد تجاوز و اشغال قرار میگیرد ، مصر از درون متلاشی میشود که پیامد آن زمینه تلاشی کشورهای تونس و لیبی است و اینک سوریه مراحل پایانی وارد شدن در یک جنگ داخلی راطی میکند و ایران در نوبت قرار دارد تا سرنوشتی همانند کشورهای فوق را پیدا کند .
کمربند سبزمذهبی وامنیت ملی ایران
نگارش : م.راد
m.rad@gmx.net
جغرافیای اقتصادی خاورمیانه و شمال آفریقا که از ثروت بیکران بر خورداراست مورد تاخت و تاز کشورهای غربی و طرفداران آنها قرار گرفته است بافت های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، زیر ساختها و سیستمهای دفاعی این کشورها از طریق بمباران نابود میشوند چنین بنظر میرسد که جهان دچار هرج و مرج شده و قانونی بر آن حکمفرما نیست در واقع همه قوانین بین المللی توسط آمریکا و اعضاء ناتو بمسخره گرفته شده اند آنها همچنان برای تسلط بر منابع کشورهای این منطقه و تقسیم آن بین خود از هیچ ترفندی ابا ندارند .
سومالی ببهانه ثبات و امنیت کشور نفت خیز عربستان سعودی متلاشی میشود ، سودان تجزیه شده و بخش مسیحی نشین با منابع نفت وگاز غنی آن بعنوان یک کشور مستقل برسمیت شناخته میشود ، افغانستان ببهانه انفجارهای نیویورک بمباران و دیرتر مورد تجاوز و اشغال قرار میگیرد که در پی خود پاکستان را هم میبلعد و این کشور اتمی را وارد یک سیکل بی پایان درگیریهای داخلی و خارجی میکند ، عراق ببهانه داشتن سلاح های شیمیایی و تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی نه تنها ویران میشود بلکه عملا به سه کشور تقسیم میشود ، لبنان و فلسطین بارها مورد تجاوز و اشغال قرار میگیرد ، مصر از درون متلاشی میشود که پیامد آن زمینه تلاشی کشورهای تونس و لیبی است و اینک سوریه مراحل پایانی وارد شدن در یک جنگ داخلی راطی میکند و ایران در نوبت قرار دارد تا سرنوشتی همانند کشورهای فوق را پیدا کند .
کشورها یی که دچار این سرنوشت شده اند کشورهای اسلامی هستند که از امکانات مادی و معنوی و تاریخ و تمدن بسیار کهنسال بر خوردارند و همه آنها در مراحل تاریخی با مبارزه و مقاومت خود نه تنها به استقلال رسیده بودند بلکه دارای هویت ملی بوده و سهم بزرگی در تاریخ تمدن بشریت ایفاء کرده اند . این سرزمینها از ثروت بی پایان از جمله نفت و گاز ، بازاری با جمعیت بیش از 600 ملیون نفری ، منابع انسانی ، منابع معدنی بر خوردار و پل ارتباط بین سه قاره آسیا ، اروپا و آفریقا هستند .این کشورها بیش از صد سال است که توسط نیروهای متجاوز خارجی مورد تاخت و تاز قرار دارند و هنوز از ابتدایی ترین امنیت اقتصادی و ملی بر خوردار نبوده و بمحض کوچکترین تغییر و تحول توازن نیروها در منطقه و جهان بسرعت این مناطق مورد آماج نیروهای نظامی کشورهای غربی قرار میگیرند.
تجزیه اتحاد شوروی 1991 کافی بود تا غرب بسرعت دست به تغییر سختار سیاسی و اقتصادی خود ومنطقه بزند که قبلا بر اساس جنگ سرد و در رقابت با این کشور استوار شده بود غرب برای پیشبرد این سیاست به تدوین تئوری نئولیبرالی قرن آمریکایی تحت عنوان پروژه نوین قرن آمریکا دست زد. )Project for the New American Century(
این پروژه زمینه و تدارک برای اشغال مناطق آزاد شده در دوران مبارزات استقلال طلبانه بین جنگ جهانی اول و دوم و جنگ سرد را در بر میگرفت. کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا اولین تیر خلاص رادر یوگسلاوی رها کرد و با بمباران افغانستان ودیرتر عراق عزم آمریکا برای اجرایی کردن این پروژه رانشان داد ، یوگسلاوی تجزیه شد تا روسیه بیشتر تحقیر شود و زمینه برای 11 سپتامبر فراهم شود و بوش بتواند با استناد به آن به عراق حمله کند و آغازی شود تا خاورمیانه و شمال آفریقا در جبهه غرب قرار گیرد . رابرت کاگان (Robert Kagan ) آنرا اینطور فرموله میکند که 11 سپتامبریک نقطه عطف و بزنگاه بود و نه چیز دیگر که مفسران از جمله خود کاگان آنرا با آتش زدن پارلمان آلمان ( Reichstagsbrand ) در سال 1933 که منجر به روی کار آمدن نازیهای آلمان وتدارک برای جنگ جهانی دوم شد تشبیه میکنند.
در سال 2001 بنابر این تز باید در ابتدا بمرکز قدرت یعنی عراق در خاورمیانه حمله و آنرا نابود و به اشغال در آورد تا دیگران حساب کار خود را بکنند . حمله بعراق اهمیت این کشور را در سازماندهی مقاومت برعلیه امپریالیسم و دفاع از منافع ملی و استقلال این کشورو کشورهای منطقه را نشان میدهد در واقع جنگ عراق گسترش تز حاکمیت سیاستهای آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا و در نهایت جهانی کردن آن بود در همین رابطه بودجه نظامی آمریکا در سال 2000 از 300 میلیاردلار در سال در زمان بوش به 607 میلیارددلار بدون در نظر گرفتن بودجه تحقیقاتی به سه برابر افزایش یافت و آمریکا حاضر شد ماهیانه تا ده میلیارددلار صرف اجرایی کردن این طرح بکند رسید و این کشور با ایجاد پلیس ویژه در داخل آمریکا و دادن اختیار تام به آنها و باز گذاشتن دست آنها در امور امنیتی شرایط خفقانی در آمریکا و با ایجاد زندانهای سیار در اقصاء نقاط جهان از جمله اروپا ایجاد کرد که شباهت زیادی بدوران قدرت نازیهای آلمان دارد.
سرعت عمل در اجرایی کردن این طرح که کشورهای چین و روسیه را هم نشانه گرفته بود تا آنجا پیش رفت که یک بار دیگر تز معروف جان اف کندی و تیم او در مورد چگونگی مبارزه با جنبش های ملی و دمکراتیک و چپ در جهان با استفاده از نیروهای مذهبی مورد استفاده قرار گرفت و زمینه ای شد تا با استفاده از نیروی نظامی با آتش انبوه و پشتیبانی از نیروهای مذهبی زمینه کنترل خاورمیانه و شمال آفریقا که تا پیش از جنگ جهانی دوم حیات خلوت کشورهای غربی محسوب میشد مجددا تحت کنترل در آید .
غرب موضع خودرا کاملا مشخص کرد ایجاد کمر بند امنیتی سبزمذهبی با مرکزیت عربستان سعودی و نیروهای مذهبی سنی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا . این پروژه قرار بود طی ده سال اجرایی شود ولی ادامه جنگ و مقاومت در عراق و افغانستان و اخیرا در لیبی نشان داده که بمباردمانهای بی سابقه آنهم بر علیه کشورهای کوچک نتیجه دلخواه را نداده و بی ثباتی و ادامه جنگ از شمال آفریقا تا مرزهای هندوستان گسترش و حتی امکان گسترده تر شدن آن نیز بدیگر کشورها بوجود آمده است .
اینبار کشورهای تروئیکای اروپا متشکل از آلمان بزرگترین اقتصاد اروپا ، فرانسه بزرگترین قدرت اتمی اروپاو انگلستان بزرگترین قدرت نظامی اروپا طرح کمرنید سبز را که قبلا از طرف نازیهای آلمان و فاشیستها مورد استفاده قرار گرفته بود کار ساز ارزیابی کرده و آنرا در دستور کار قرار دادند و بسرعت برای سازماندهی آن وارد عمل شده که قبلا در ترکیه نتیجه مثبت داده بود . در ترکیه در مقابل حکومت نظامی منفور این کشور نیروهای مذهبی سنی افراطی بنامهای مختلف وارد کارزار سیاسی شده تا در نهایت حزب رفاه عدالت اردوغان در حاکمیت سر در آورد که بنظر میرسد کشورهای غربی از عملکرد این کشور عضو پیمان نظامی ناتو رضایت کامل دارند مضافا به اینکه ترکیه بدون اما و اگر در همه جنایات آنها در منطقه شرکت کرده و میکند.
آمریکا در عراق بعلت نفوذ وسازماندهی حزب بعث عراق موفق به جلب نیروهای سنی این کشور نشد در نتیجه با همکاری ایران و ترکیه و با استفاده از بخشی از کردهای وابسته و شیعیان عقب افتاده این کشور که هنوز هم موقعیت بسیار متزلزل دارند وارد همکاری شد با وجود این مجبور به مستقر کردن دویست هزار نفر نیروی نظامی بعراق شد و طی ده سال گذشته دو ونیم ملیون نفر سرباز آمریکا و ناتو در این کشور جابجا شدند که خسارت آن تنها به کشورهای صنعتی غرب اروپا به بیش 4000 میلیاردلار رسید .
آمریکا با همه امکانات نظامی ، فرهنگی ، ایدئولوژیکی و اقتصادی عراق را کوبید تا احدی جرات نفس کشیدن در منطقه خاورمیانه را نداشته باشد نتیجه این سیاست جنگی تحمل هزینه کمر شکنی بود که آمریکا و شرکا را از نظر اقتصادی به ورشکستگی کشانده است اینک با موج حملات موشکی به پادگانهای این کشور از طرف نیروهای مقاومت عراق مجبور به ترک این کشور شده است .
در این فاصله اروپا با رهبری تروئیکا برای بسیج و سازماندهی نیروهای سنی و سنتی کشورهای عرب از جمله تونس ، مصر ، لیبی ، پاکستان وارد صحنه شد تا ترکیه های دیگری با دولتهای سایه و زیر فرمان نظامیان در منطقه ایجاد کند که سوریه هم در نوبت قرار دارد . بر کسی پوشیده نیست که اروپا و آمریکا با همکاری کشورهای گوش بفرمان مثل شیخ نشین های عرب و ترکیه در صدد تثبیت این نیروها در قدرت بر آمد ه اند . همانطوز که شاهدیم ، علاوه بر تحریک پاکستان که از سالها پیش فعال است، در ماه های اخیر نیز احزاب مشابهی در تونس ( حزب اسلامی عدالت و توسعه ) و مصر ( حزی اسلامی آزادی و عدالت ، شاخه سیاسی اخوان المسلمین ) را سازماندهی کرده و زمینه به قدرت رساندن ۀنهارا بسرعت فراهم میکند . این احزاب دقیقا از روی احزاب دمکرات مسیحی های اروپا با انطباق در منطقه کپیه براداری شده است .
کمربند سبز مذهبی و اسرائیل:
غرب برای کنترل و حفظ منابع استراتژیکی انرژی این مناطق که برای آنها جنبه پشتیبانی ارزی و اقتصادی دارد بهر قیمت در صدد بر پایی ساختار حکومتی بنفع خود در منطقه هستند وتا آنجا که امکانات اجازه دهد برای اجرایی کردن آن پا فشاری خواهند کرد. آنها برای این منظورآماده هزینه کردن ماهیانه بیش از ده میلیارددلار هستند تنها بدولت و ارتش مصر برای تامین هزینه سالیانه 2.3 میلیارددلار کمک مالی ، 7 میلیارددلار به اسرائیل کمک بلاعوض و به پاکستات طی ده سال گذشته برای کشتار مردم خود و مردم افغانستان تا حالا 17 میلیارددلار کمک مالی نظامی کرده اند این مناطق با جمعیت بیش از ششصد ملیونی و تحت سلطه در صورت بروز جنگ جهانی دیگر که احتمال آن کم نیست گوشت دم توپ و ذخیره جنگی ارتجاع محسوب میشود و قربانیان اصلی جنگ آینده خواهند بود. ثروت وسوسه انگیز این مناطق هر نیرویی را بشدت ترغیب بدخالت برای سهم خواهی خواهد کرد .
بعداز پاشیدگی دولت پوسیده عثمانی و تقسیم مناطق تحت اشغال این کشور بین قدرتهای تازه بدوران رسیده انگلیس ، فرانسه و روسیه تزاری بزرگترین سهم نصیب انگلستان شد و فرانسه هم سوریه و لبنان را به اشغال در آورد هرسه قدرت خارجی در منطقه خاورمیانه بر اثر جنگ جهانی اول آنقدر ضعیف شده بودند که دیگر نای جنگیدن و هزینه کردن بیشتررا نداشتند ولی انقلاب اکتبر یک بار دیگر تمامی نیروهای استعماری را فعال کرد تا بکمک همین نیروهای مذهبی و ضد چپ جبهه ای بر علیه کشور نوپای شوروی ایجاد کنند .
طولی نکشید بدلیل همین ضعف قدرت های متجاوز مبارزات استقلال خواهی قوت گرفت و انگلستان و فرانسه از همه طرف مورد حمله قرار گرفتند و ایتالیا فاشیست و نازی های آلمان سر در آوردند و ایتالیا برای سرکوب جنبش لیبی بیش از نیمی از مردم این کشور را قتل عام کرد و عمر مختار رهبر افسانه ا ی مقاومت مردم لیبی و عرب بیش از بیست سال برعلیه ایتالیا جنگید تا سرانجام اسیر فاشیستهای ایتالیا شد ودر سال 1931 در ملاء عام بدار آویخته شد همان کاری که رضا شاه با کوچک خان جنگلی در گیلان کرد و سرش را برید و به تماشای مردم گذاشت و یا محمد رضا شاه با قاضی محمد رهبر کردهای کردستان ایران کرد و اورا بدار آویخت و دکتر فاطمی یکی از چهره های تاریخ ایران را اعدام کرد و مصدق را تا پایان عمر زندانی کرد.
آلمان نازی بسرعت جای انگستان و فرانسه را در منطقه گرفت وفرمانده ارتش فرانسه برهبری ژنرال پاتن خود را تسلیم آلمان نازی کرد و به جبهه آلمان پیوست آلمان در سال 1939 در عراق کودتا کرد و ایران و ترکیه در جبهه آلمان نازی قرار گرفتند در لیبی با وجود اعدام عمر مختار مقاومت بر ضد اشغالگران تازه آلمانی و انگلیسی شدت گرفت که درنهایت با شکست آلمان نازی انگلستان لیبی را بتصرف خود در آورد و ملک ادریس را که جنازه ای بیش نبود دوباره بقدرت رساند.
انگلستان دستور داد مقبره عمر مختار را از بین ببرند و بکلی خراب کنند تا اثری از وی در تاریخ باقی نماند که خود نشانه نفرت و کینه ای است که انگستان از مبارزان و رهبران راه استقلال در جهان داشت و دارد عملکرد غیر انسانی و شرم آور با معمر قذافی چهره عریان ارتجاع غرب را بنمایش گذاشت و مردم جهان بعینه مشاهده کردند که امپریالیسم و ارتجاع برای منافع خود تا کجا حاضرند پرنسیب های انسانی را زیر پا بگزارد.
انگلستان از اوضاع بلبشوی منطقه استفاده کرده و بتدریج آوارگان یهودی را که بشدت در کشورهای اروپایی از جمله خود انگلستان مورد نفرت و اذیت وآزارقرار داشتند به فلسطین اشغالی کوچ داد یهودی ها موفق شدند در چهار چوب مذهب یهودی که از ملیتهای مختلف تشکیل شده بودند متشکل شده واز پایان جنگ جهانی دوم و شکست نازیها استفاده کرده ودر شرایط بسیار بحرانی و گزار جهان دست به ایجاد کشور اسرائیل بزنند بحرانی که هنوز دست از سر مرم خاورمیانه بر نداشته است.
اسرائیل بشدت مذهبی عامل چهار جنگ خانمان بر انداز و نابود کننده در منطقه خاورمیانه همچنان بزرگترین خطر امنیتی را با همراهی امپریالیسم غرب برای تمامی کشورهای خاورمیانه و جهان ایجاد کرده تا آنجا که غرب همواره درگیر این بحران بوده و بدون هیچ محدودیتی از این رژیم نژاد پرست دفاع کرده است حکومت اسرائیل در شرایطی در کشور اشغالی فلسطین ایجاد شد که یهودیان از نظر جمعیت در اقلیت قرار داشتند و اکثرا مهاجران تازه وارد بودند.
اسرائیل بعنوان یک نیروی مذهبی افراطی و نژاد پرست ( بر اسا س تورات یهودیان خلق بر گزیده خدا هستند و بر دیگر خلقها برتری دارند ) امروز بعنوان عامل اصلی بی ثباتی در منطقه و آزمایشگاه تجارب جنگهای غرب بر علیه مردم منطقه وجهان است . اسرائیل از زمان تشکیل این کشور در رویای اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات همواره در صدد اجرایی کردن تز کمربند سبز مذهبی با مدل نازیهای آلمان در منطقه خاورمیانه بوده چه بخوبی میدانست که آنها تاچه اندازه ضد چپ و نیروهای ملی دمکراتیک و پیشرفت اقتصادی و تحولات سیاسی هستند .
شیعیان و کمر بند سبز :
در اوایل سده گذشته شیعیان از وزنه مهمی در مبادلات سیاسی منطقه بر خوردار نبودند و در فقر و فلاکت و بصورت پراکنده در منطقه عمدتا در ایران و عراق و بخشا در پاکستان فعلی و افغانستان اسکان داشتند در کشورهای عربی فقیرترین اقشار را شیعیان تشکیل میدادند و همیشه مورد آزار و تحقیر قرار داشتند علت بیشتر این سینه زنیها و تو سرخود زدنها ناشی و گریه وزاریها از دوران تحقیر و نداشتن قدرت برای دفاع از خود بوده است.
با تغییر اوضاع جهانی و شکست آلمان نازی و ایتالیای فاشیست و تشکیل کشورهای سوسیالیستی که ضعیف شدن حکومتهای وابسته منطقه و قدرتهای حامی آنها را هم شامل میشد نطفه های مقاومت و مبارزات شکل گرفت و این جنبشها با سازماندهی خود موفق شدند بتدریخ استقلال خود را بدست آورند که امروز شیعیان از لبنان تا سوریه و از عراق تا بخشهایی از کشورهای عربی و از پاکستان تا افغانستان پراکنده اند بزرگترین جمعیت شیعیان در ایران زندگی میکنند که قدرت را دردست دارند و بیش از 30 ملیون نفر جمعیت پاکستان را شیعیان تشکیل میدهند .
در صدسال گذشته غرب و استعمار موفق نشده است همانند سنی ها از شیعیان استفاده ابزاری کند تنها در سالهای اخیر بعلت محاسبه نادرست رژیم ایران از توازن قوا در منطقه بخشی از آنها در جنایتهای غرب در عراق و لیبی و افغانستان شرکت کردند که بشدت هم منفور شدند. جمعیت شیعیان در منطقه خاورمیانه در حدود 160 ملیون نفراست که از نظر نیروی انسانی و توازن نیروها وزنه سنگین وتعیین کننده ای بحساب می آیند مضافا به اینکه در ایران قدرت را دردست دارند .
یکی از دلایل پافشاری غرب برای بحرانی کردن روابط بین شیعیان و سنی ها این است که آنها مایل نیستند این دونیرو متحد شوند چون در آنصورت خاورمیانه و شمال آفریقا بیک قطب تعیین کننده اقتصادی و نظامی و بازار جهانی تبدیل خواهند شد . با اوضاعی که در منطقه پیش آمده است جلب شیعیان در جبهه غرب بسیار مشکل و تا حدودی غیر ممکن بنظر میرسد . تجارب جنگهای منطقه خاورمیانه نشان میدهد که غرب سیاست خودرا بر اساس تضعیف شیعیان در تک تک کشورهای منطقه تنظیم کرده است برای مثال از اسرائیل خواسته تا شیعیان لبنان را گوشمالی دهد و یا در مورد سوریه تصمیم بر این است که شیعیان را از اریکه قدرت بزیر بکشند و آنوقت سراغ ایران بروند در پاکستان و افغانستان هم شیعیان در موقعیت بسیار بدی قرار دارند .
ایران با حاکمیت شیعه کشور بزرگی است که از نظر اقتصادی ، سیاسی ، نظامی و فرهنگی و از همه مهمتر از نظر وسعت و جمعیت و ثروت طبیعی و تعدد همسایگان از اهمیت استراتژیکی بزرگی در جغرافیای اقتصادی خاورمیانه بر خوردار است که موضع آن میتواتند توازن نیروها را بالکل بهم بزند بی علت نیست که غرب در رابطه با ایران جانب احتیاط را در پیش گرفته و سعی دارد تا این کشور را مهارو ضعیف نگه دارد تا سر فرصت و با جبهه جهانی متحد که عملا بعلت رشد تضاد منافع قدرتهای بزرگ تشکیل آن غیر ممکن است سراغ ایران برود و کارش را یکسره کند .
مزیت بزرگ ایران در آن است که اکثریت مردم کشور شیعه مذهب و ایران در طول تاریخ از زمان دوران صفویه بعنوان یک قدرت منطقه ای موفق شده است در مقابل تجاوز و مداخله دوام آورد و از ارزشهای خود دفاع کند در واقع هیچ رژیمی در ایران بدون در نظر گرفتن این قدرت تاریخی و همت برای دفاع از منافع ملی کشور قادر به بقاء و دوام نیست مزیتی که کمتر کشور منطقه خاورمیانه از آن بر خوردار است .
بسیاری از کشورهای منطقه کشورهای نوپایی هستند که هنوز سابقه تاریخی زیادی ندارند و بسیار شکنند ه اند بهمین دلیل بسرعت تغییر مسیر میدهند مردم ایران این اجازه را به هیچ حکومتی نمیدهند که بر سر منافع ملی دست از پا خطا کند صد سال گذشته نشان داد که وصله های صادراتی ووابستگی هیچ جایی در بین مردم ایران ندارد این آن نقطه قوت کشور است که این سرزمین را سرپا نگه داشته است .
نقش خاورمیانه و شمال آفریقا در بحران ساختاری و اقتصادی غرب:
شتاب غرب برای سرهم کردن حکومتهای نظامی بوروکراتیک با دولتهای سایه در منطقه خاورمیانه زیر پوشش کمر بند سبز مذهبی از نوع سنی آن نشان میدهد که غرب برنامه استراتزیکی طولانی مدتی را در سر می پروراند شوک نظامی با تمام قدرت برای درهم شکستن کشور کوچک عراق با جمعیت بیست ملیونی که از پوشش طبیعی خوبی بر خوردار نبود در واقع زهر چشم گرفتن از تمامی حکومتهای ضعیف و بدون پایه مردمی منطقه ، در هم شکستن وجهه روسیه و چنگ و دندان نشان دادن به چین کشوری که طی چند سال آینده از نظر اقتصادی غرب را پشت سر خواهد گذاشت بود .
غرب موفق نشد طی ده سال گذشته به برنامه ایجاد خاورمیانه بزرگ از طریق اشغال و تهاجم نظامی جامه عمل بپوشاند در نتیجه یکبار دیگر به سیاست ایجاد کمربند سبز مذهبی زمان نازیهای آلمان روی آورده است تا هم مذهیی های سنی سنتی منطقه را از آینده بترساند و هم مسیحی های جهان را بشدت نگران از دست دادن موقعیت خود در بین مردم هستند دلداری بدهد و هم قدرت بسیج خود را برخ توده های زحمتکش جهان ، روسیه و چین بکشد .
آلمان یکی دیگر از صحنه گردانان این جبهه است که از نظر بسیج نیروهای مذهبی ید طولایی دارد این کشورضمن ایجاد کمر بند مذهبی اسلامی ، بودایی ، و مسیحی پیش از جنگ جهانی دوم تقریبا اتحاد شوروی را در محاصره قرار داده بود.
آلمان در اروپای شرقی سابق پس از جنگ جهانی دوم یک شبکه بسیار قوی جاسوسی از نیروهای مذهبی کاتولیکی و ارتدکس ایجاد کرده بود که بسرعت سر بزنگاه ها وارد صحنه میشدند این نیروی مذهبی که عمدتا جاسوسان تربیت شده بودند نه تنها در ترورهای بسیاری در شرق اروپا دست داشته بلکه وظیفه بی ثبات کردن این کشورها را بعهده داشتند .
اوضاع نشان میدهد که غرب بجز در عراق و لیبی که بزرگترین مانع تشکیل این جبهه ارتجاعی مذهبی بودند در دیگر کشورهای عربی منطقه در حال سازماندهی نیروهای سنی منطقه هستند که با موافقت کشورهای اروپایی و شیخ نشینها همراه و همگام است و اگر موفق به روی کار آوردن اخوان المسلمین در سوریه شوند آنوقت بکمک عربستان سعودی و ترکیه کنترل کامل منطقه خاورمیانه بدون ایران را بدست خواهند گرفت و بیش از 70 در صد منابع نفت و گاز منطقه در اختیار آنها خواهد بود تا با استفاده از این سرمایه و ساختار جدید ی که در حال ایجاد آن هستند به بحران اقتصادی خود سروسامانی بدهند.
با اشغال عراق و لیبی و سرنگونی حکومتهای این دوکشور غرب عملا نشان داد که که برای اعمال هژمونی بر جهان و تضمین منافع انحصارات بزرگ حاضر است دست بهر جنایتی بزند جنگی که غرب در منطقه براه انداخته است و بیش از 600 ملیون نفر مسلمان را در گیر آن کرده است آیا همان جنگ صلیبی نیست که بر علیه مردم کشورهای اسلامی راه افتاده است؟
ایجاد کمر بند سبز مذهبی توسط ناتو و غرب نه تنها با منافع ملی ایران در تضاد کامل قرار دارد بلکه بر علیه منافع ملی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و همه مردم جهان است باید انتظار داشت مقاومت در منطقه گسترده ترشود تا زمینه بیرون راندن این متجاوزان را فراهم کند چپ ها بهمراه نیروهای ملی و دمکرات در این شرایط میتوانند ابتکار عمل را بدست گیرند وبا تمام توان از تشکیل این نیروی مخرب و در خدمت امپریالیسم جلوگیری کنند .
م . راد (02.12.2011)
به واقع، پاپ به صلیبیون اجازه داد کفار را بکشند. همانطور که او بیان کرده است :
« خداوند خشمگین شده است زیرا آنها سرزمینهای مقدس را که عیسی مسیح در آنجا
ظهور کرده لکه دار کرده اند . این هتک حرمت خداوند را باید کفار با خون خود کفاره دهند.»
پاپ اعظم، اوربان دوم ( ۱۰۹۹ـ ۱۰۸۸ ) در موعظه اش به مناسبت جنگهای صلیبی چنین گفت:
« باید از کفار به خاطر ریختن خون مؤمنین تو انتقام گرفت .»
گرد آلتهوف*
ترجمهی محمد ربوبی
موروثیهی اعمال خشونت صلیبیون
رمانتیک جلوه دادن و اسطوره سازی اعمال خشونت صلیبیون نتایج فاجعه باری به بارآورد
در بارهی قتل عام جوانان نروژی به دست یکی از اهالی اسلو
مقاله های زیادی نوشته شده است . اما دراین نوشتهها کمتر
به زمینهی تاریخی انگیزهی این قتل عام اشاره شده است.
گرد آلتهوف، پروفسور تاریخ سدههای میانی در دانشگاه
موننستر آلمان درمقالهای که ترجمه آن را می خوانید به این
مهم پرداخته است. م.ر.
حال، ترور به استناد بر شریعت اسلامی، تالی بنیادگرایی مسیحی پیدا کرده و خشونت و غیرعقلایی بودنش دست کمی از دیگری ندارد. اگرچه در بدو امر به نظر میرسد این ترور یک مورد و کار یکنفر است، اما سئوالی که اغلب و خرده گیرانه از جهان اسلام در بارهی ترور میشود، حال از جهان مسیحی نیز میشود که باید به آن پاسخ بدهد.
قاتل جوانان، آندرس بهرینگ، به صلیبیون استناد کرده و صلیب سرخ آنها را به عنوان سمبل خودش در اینترنت نقش بسته است. او با این اقدام، خود را ادامه دهندهی سنت صلیبیونی تبلیغ میکند که آزاد کردن سرزمین مقدس ( اورشلیم) از سلطهی مسلمانها هدف نهایی آنان بود. انگیزهی او اگرچه هنوز مشخص نیست اما از آنجا که مبارزه اش در ارتباط با به اصطلاح« چیرهشدن بیگانگان مسلمان و کفار بر نروژ » بوده، احتمال میرود تصوراتی از ایدئولوژی صلیبیون داشته و نیز ممکن است از ارزیابیهای کنونی جهان غرب و جهان اسلام در بارهی جنگهای صلیبی چیزهایی شنیده باشد. جهان غرب و جهان شرق، تصورات معینی از فنومن « جنگهای صلیبی» در حافظه فرهنگی خود ثبت کرده اند که کاملا با یگدیکر تفاوت دارند.
آیا ما در جهان غرب به اندازه کافی و دقیق به این فصل از تاریخ گذشتهمان که اعمال قهر به استناد مذهب است پرداخته ایم و آنچه را که واقعا در آن موقع به وقوع پیوسته نقادانه بررسی کردهایم: راه خطایی که حکم و فرمان اساسی مسیحیت را زیر پانهاده است؟ راهی که برای هویت یابی کاملا نامساعد است. آیا چنین نیست که ما با رمانتیک جلوه دادن و اسطوره سازی جنگهای صلیبی اجازه داده ایم اکنون به چنین نتیجه فاجعهبار بیانجامد .
به واقع، پاپ به صلیبیون اجازه داد کفار را بکشند. همانطور که او بیان کرده است :
« خداوند خشمگین شده است زیرا آنها سرزمینهای مقدس را که عیسی مسیح در آنجا
ظهور کرده لکه دار کرده اند . این هتک حرمت خداوند را باید کفار با خون خود کفاره دهند.»
پاپ اعظم، اوربان دوم ( ۱۰۹۹ـ ۱۰۸۸ ) در موعظه اش به مناسبت جنگهای صلیبی چنین گفت:
« باید از کفار به خاطر ریختن خون مؤمنین تو انتقام گرفت .»
بر مبنای همین منطق کفاره دادن با خون، صلیبیون در سال ۱۰۹۹ اهالی غیر مسیحی و بیدفاع اورشلبم را قتل عام کردند. همین صلیبیون پس از قتل عام بدون شرم و حیا در نامه ای به پاپ نوشتند:
« و اگر میخواهی بدانی در اورشلیم پس از فتح ما چه گذشت، باید بدانی که صلیبیون ما با
اسبهای خود که تا زانو آغشته به خون سارازنها بودند می تاختند» .
( در قرون وسطی اعراب مسلمان ساکن سینا را چنین خطاب می کردندـ چون صلاح الدین
ایوبی براین دیار حکومت می کرد و علیه صلیبیون می جنگید، مترجم.
و پاپ جانشین اوربان دوم که دراین میان درگذشته بود به آنها چنین پاسخ داده بود:
« بگذار خداوند که دستهای شما صلیبیون را با خون دشمنان تبرک و تقدیس کرد، شما را با
عنایت بی کرانش حفظ کند.»
به احتمال زیاد قاتل جوانان در نروژ از این تصمیم قاطع صلیبیون به کشتن کفار و از وقایع و ارزش گذاری این واقعه در آن موقع بی اطلاع بوده، زیرا فقط معدود مورخینی که به آن مقطع زمانی وبه آن واقعه پرداختهاند از آن اطلاع دارند. تاریخ نویسی کوشش نکرده است موضوع جنگهای صلیبی را نقادانه بررسی کرده و در حافظهی فرهنگی ما تثبیت کند. بررسی نقادانهی جنگهای صلیبی نه فقط به وسیله منتقدین کلیسا، بلکه به وسیله مقامات کلیسا میتوانست مانع پیدایش اسطوره سازی فاجعهبار جنگهای صلیبی شود و اعمال غیر مسیحی صلیبیون را آشکارکند. ظاهرا آمادگی برای بررسی انتقادی اعمال قهر و کشت و کشتار به دستور کلیسا وجود نداشته است . شاید علت آن این است که مورخین، خود مسیحی بوده و یا گرایشات مسیحی داشته اند.
این غفلت و اهمالکاری سبب شده است که جنبههای منفی اعمال صلیبیون نادیده گرفته شود و بازتاب آن را نه تنها در رمان ها و فیلمهای تاریخی میتوان مشاهده کرد، بلکه فراتر از آن در اونیفرمهای سربازان آمریکایی در عراق نیز نقش بسته است: تصویر یک صلیبی با زرهپوش و شعار« Pork eating crusader ». ستودن کارآیی خارق العادهی عملیات نظامی، تحمل کمبودها و دشواریها، جنک گروه کوچکی علیه عدهی کلان و پیشروی به منطقهای ناشناس، مصالحی بوده که برای سربازان زبده، یا افرادی که خود را چنین میانگارند، بسیار جذاب و اغوا کننده است . دراین مورد تاریخ نگاری تخصصی غفلت کرده و عرصه را به آنهایی واگذار کرده که نتیجه اش را اینک مشاهده می کنیم.
افزون براینها ، مسئولیت پاپها در مشروعیت اعمال قهر و مسایل و مشکلات حاصل از آن هرگز بررسی و تحقیق نشده است. پاپ های قرن یازدهم که به رفرم کلیسا پرداختند، نتوانستند موضع مسیحیت را در قبال اعمال قهر به طور اساسی مشخص کنند. آنها به نکتهای از تورات استناد کردند که در آن آمده است خداوند دستور نابود کردن اقوامی را داده است که او را نمیشناسند و یا او را ستایش نمیکنند. در اواسط سدههای میانی نیز علیرغم تلاشهای جدی و اشاره به بخشهای متعدد انجیل که در آنها مسالمت مسیحی، دوستی مسیحی و دشمن دوستی مهمترین وظیفه تعیین شده است، موضع پاپها تغییر نکرد . برعکس، پاپ ها برای کشتن در خدمت کلیسا و یا به دستور کلیسا پاداش و وعدهی ورود به بهشت دادند.
روآوردن کلیسای مسیحی به مشروعیت اعمال قهر به خاطر مناقع و مصلحت کلیسا تنها به جنگ علیه کفار محدود نمیشد، بلکه شامل افراد مسیحی که از پاپ و کلیسا فرمان نمیبردند و نیز مرتدها نیز میشد. این امر یک قرن به طول انجامید که قرن « سلطهی جهانی پاپ » است: قرن جنگها علیه مرتدها، انکیزیسیون، شکنجه و تلاشهای مجدد و پی در پی به منظور تسلط دایمی پاپها بر سرزمینهای مقدس: روآوردن به اعمال قهر به درخواست و توقع سلطهی پاپها که اطاعت کلیهی انسانها، از جمله اسقفها، سلاطین، و امپراتورها را میطلبید. اما این درخواست و توقع پاپها، ناگزیر این سئوال را مطرح میکرد که با عدم اطاعت چه باید کرد؟
اعمال قهر نتیجه قابل پبش بینی این تجدید نظر بود. این امر که از قرن یازدهم در تفسیر سنت مسیحی مجادلات شدیدی درگرفت برای مورخین آشکار است، اما در حافظهی فرهنگی جامعه تثبیت نشد، وگرنه، خاطرهی ستایش اعمال قهر و کشتار صلیبیون و بازتاب آن شانس به مراتب کمتری داشت.
آیا تا کنون کلیسای کاتولیک به خصوص و نقد سنت جهان غرب به طورعام، به قدر کافی پیگیرانه به این موروثیهی مشکل آفرین ـ یعنی مشروعیت مسیحی کشتن و نابود کردن کفار به دلایل مذهبی ـ پرداخته و آن را تجزیه و تحلیل و مردود کرده است؟ یا اینکه اهمال و سهل انگاری، فضایی ایجاد کرده که مشروعیت و تقدیس اعمال قهر و کشتار در جنگها ـ که گویا خداوند یار و یاورشان است ـ بارها و بارها به وقوع پیوندد؟ و سرانجام، این سهل انگاری و اهمال همچنین مسئول بروز فرهنگ کاذب بنیادگرایی است که با سرمشق از دورانی که چنین جنگهایی بین فرهنگها به وقوع پیوسته اینک به جنگ فرهنگها رو آورد. مورخین و کلیساهای مسیحی دلایل کافی دراختیار دارند که با تمام امکانات خود با این گرایشات مقابله کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برگرفته از :Frankfurter Rundschau. Nr.174, Juli 2011
· Gerd Althoff، افزون بر تدریس تاریخ سدههای میانی در دانشگاه مونستر، مونوگرافیهای متعددی در بارهی تاریخ سدههای میانی منتشر کرده است. او سخنگوی مجمع تحقیقاتی متشکل از دویست مورخ و جامعه شناس است که از دوازده کشور تشکیل شده Exellenzcluster- Religion und Politik) ) این مجمع روابط و مناسبات بین مذهب و سیاست را از عصر آنتیک تا کنون از آمریکای لاتین تا اروپا و جهان عرب وآسیا بررسی میکند. م.ر.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
این کاروان به ایران هم می رسد
گردان نظامی القاعده آماده ورود به خاک سوریه
منبع:پیک نت
آنچه که در لیبی گذشت و نشانه های بیشتری که پس از کشته شدن قذافی آشکار شده، همگی نشان میدهد، واحدهائی در حد یک گردان، از حرفه ای ترین آدم کش هائی که تجربه دو دهه جنگ در افغانستان و آموزش در پاکستان را دارند تشکیل شده است. این گردان ها که رهبری اصلی آنها یا مستقیما در دست امریکا و ناتو و سازمان اطلاعات پاکستان است و یا غیر مستیم از طریق رهبران القاعده و طالبان هدایت می شوند و مرکز تامین مالی- ایدئولوژیک آنها عربستان و قطر، اکنون با تجربه لیبی، خود را آماده ورود به سوریه می کنند. این که رژیم سوریه و شخص بشار اسد خوبند یا بد، رفتاری که با مردم کردند دامی بود که در آن سقوط کردند و یا سرنوشت و خصلت آن چنین بود... هیچکدام ربطی به آنچه که از سایه بیرون آمده ندارند. آنچه از سایه بیرون آمده شکل گیری یک ارتش آموزش دیده و بی رحم برای جنایت و کشتار با ایدئولوژی اسلام سلفی است. رهبران جمهوری اسلامی برای پیروزی همین اسلام در لیبی دست زدند و در واقع چاقوئی را که برای رویدادهای آینده ایران تیز می شود صیقل دادند. این که از مرز افغانستان وارد ایران خواهند شد و یا از داخل ایران و به شبکه هائی که در میان افغان ها دارند وصل خواهند شد و یا از پاکستان سرازیری ایران را طی خواهند کرد و یا از خلیج فارس و یا با حمایت ارتش ترکیه و یا ... مهم نیست، مهم آشنائی با پدیده ایست که سایه روشن های آن هویدا شده است و توجه به مناطقی از ایران که اهل سنت در آنها زندگی می کنند و از سرکوب حکومت مرکزی شیعه به جان آمده اند!
در چارچوب همین آشنائی با آنچه در حال شکل گیری در مرزهای سوریه است، روز گذشته روزنامه "Krasnaya Zvezda" فاش ساخت، فردی بنام «عبدالحکیم بلحاج» که فرماندهی واحدهای نظامی سلفی ها را در لیبی برعهده داشته و از فرماندهان ارشد القاعده است به همراه 700 تن از نیروهای جنگی خود در مرز سوریه با ترکیه مستقر شده و آماده می شود تا تحت حمایت ارتش ترکیه وارد سوریه شود.
نام مستعار عبدالحکیم بلحاج، «سالم العوانی» اعلام شده است. وی مدتی نیز در امریکا بوده و سپس دولت امریکا او را باصطلاح تحویل دولت قذافی میدهد و سپس با پادرمیانی پسر قذافی "سیف الاسلام" آزاد می شود. اکنون آشکار شده که همه ماجرای بازداشت او، انتقالش به امریکا و سپس تحویل وی به قذافی یک سناریو بوده برای حضور بلحاج در لیبی برای لحظه آغاز اجرای ماموریت. یعنی رهبری نظامی شورشی که تحت حمایت بمباران ناتو منجر به سقوط رژیم قذافی شد.
تکثیراز جهانگیر محبی
ارسال به: اعضای گروه یاهو،گوگل،شخصیتهای سیاسی-اجتماعی-اقتصادی-فرهنگی
هنری،سازمانها،احزاب،نشریات،رادیوها،تلویزیونها،انجمنهای
زنان-دانشجویان-دانش آموزان-معلمان-روزنامه نگاران
وبلاگ نویسان-نویسندگان،تشکلهای کارگری
و سایت ها در داخل و خارج از کشور
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
انترناسیونال است؛نجات انسانها
صلح اعترافِ آشکاربه حقیقت است
--- On Thu, 12/8/11, jahangir m <jahangiraj@yahoo.com> wrote:
From: jahangir m <jahangiraj@yahoo.com
Date: Thursday, December 8, 2011, 9:15 AM
|