هشدار برای «فاجعه » بعدی در کمپ «اشرف» در عراق
بدرستی توسط نیروهای متفاوت درگیری نیروهای عراقی که منجر به کشته شدن وزخمی شدن افرادی از مجاهدین در کمپ اشرف شده است محکوم شده ونواقض این فراخوان ها را در یک نوشته ای که درسایتهای متفاوت از جمله سایت روشنگری درج شده است را یاد آوری کردم و در این نوشته به مسئولیت رهبری مجاهدین در اصرار بر پیش برد سیاستهای شکست خورده اش در عراق ودر نتیجه دستور رهبری مجاهدین به افرادخود برای «مقاومت خونین » تا آخرین نفس اشاره شده است .
ولی ظاهرا همه این حوادث خونین وتاسف آور هیچ نشانی از یک تغییر سیاست در نزد رهبری مجاهدین در رابطه با سیاست به بن بست رسید ه اشان در عراق ندارد برعکس مسعود رجوی با استناد به همین حمایتها وفراخوانها افراد خود را تهییج کرده است که به این خط همچنان ادامه دهند. وبا این مساله با توجه به امکانات سناریوهایی که در عراق برای «اشرف»جاری است میتوان از هم اکنون به ادامه تکمیلی آنچه که رهبری مجاهدین به عنوان «فاجعه » مدتهاست هشدار میدهد نزدیکتر میشویم تا این «فاجعه » که توسط رهبری مجاهدین به آن دامن زده میشود تکمیل تر گردد.
پیام اخیر مسعود رجوی به نیروهایش در عراق
http://www.hambastegimeli.com/node/3192
مسعود رجوی علی رغم اشک تمساحش برای افرادش – اشک تمساح چون اگر به واقع سیاستهای شکست خورده خود را در عراق طی بیست وچند ساله گذشته واکنون میدید که حتی اورا مجبور به نامه نویسی به مجلس کفتاران رژیم کرده است واصل ولایت فقیه را پدیرفته است دیگر بن بست سیاستهای خودش را نمیخواست با خوشحالی با یک «مقاومت خونین» برای حفظ «اشرف» جبران کند وجان نیروهایش را در صدر مسائل قرار میداد واز درگیری جلوگیری میکرد – با خوشحالی بسیار به شعف آمده است که در صدر اخبار جهان حتی برای یک روز قرار گرفته است و نمیتواند خوشحالی خود را از «پشتیبانی نیروهای مختلف سیاسی » پنهان کند . ولی او این عکس العمل انسان دوستانه افراد وفراخوانهای اپوزیسیون ایرانی را که همه نیز در مخالفت با سیاستهای رهبری مجاهدین وجه مشترک دارند را سرمایه ای برای تهییج نیروهایش برای دور بعدی ایجاد «فاجعه » هزینه نموده است . واین جاست که فراخوانهایی که بدون هیچ فاصله ای با سیاست های رهبری مجاهدین منتشر شده اند باعث تنها بهره برداری رهبری مجاهدین وشخص مسعود رجوی از این فراخوانها شده است تا نیروهایش را در یک جنگ نابرابر درمقابل نیروهای فاشیستی ارتش عراق قرا ردهد تا بتواند دوباره چندی در «صدر خبرهای جهان» قرار گیرد وبتواند شکست سیاستهای خود را با مظلوم نمایی بپوشاند .
او بجای استعفا برای سه دهه شکست وهرز بردن نیروهایی که برای مبارزه با یک دیکتاتور به او پیوسته بودند بر طبل جنگ میکوبد. او مانند تمامی رهبران شکست خورده جرئت برخورد با سیاستهای غلط خود را ندارد وعجیب است که مانند تمامی رهبران اقتدار گرا که درتاریخ جهان کم نبوده اند در عالم خیالات خود، علی رغم واقعیات جاری، سیر وسیاحت میکند وهنوز مسخ شدگان خود را به مقاومتی نا فرجام فرا میخواند. او میداند که بازی را باخته است ولی باز برروی طرحهایش رویای تسخیر میبیند. او نه قدرت ونه جرئت انتقاد به سه دهه سیاستهایش را بطور صادقانه ندارد. او هرچه هم واقعیت ها به او سیلی میزنند میخواهد با آن صورت خود را سرخ نگهدارد وبگوید ما ایستاده ایم وهستیم. البته این را نه با هزینه خود بلکه با هزینه دیگران حتی شاید فرزندش .
در این بین نیز افراد گرداگرد او نیز که واقعیت را در پیرامون او درک کرده اند هنوز جرئت ندارند که به «رهبر انقلاب نوین ایران » بگویند که بازی تمام شده است ! آنها هم با این اوهامات رهبری همچنان د ریک صف باقی مانده اند.
بهرروی آنچه که در روزها وشاید هفته های آینده در دورنمای داستان مجاهدین در عراق قرار دارد یک دورنمای وفاجعه خونین دیگر است اگر رهبری مجاهدین وهمچنین رژیم عراق به خویشتن داری وهمچنین یک راه حل انسانی نیانجامد.
از یک طرف رژیم عراق میخواهد که نیات خود را با هر انگیزه ای بر اساس حق «اعمال حاکمیت دولت » که در سطح جهان نیز مشروع میباشد به پیش ببرد ودر یک برنامه ریزی حد اقل اگر این افراد را به کشور ثالث ویا ایران نتواند ترغیب کند از یکدیگر متفرق کند وبر اساس بازهم قوانین بین المللی پناهندگی این را حق خود میداند که این افراد را هرجا که صلاح حاکمیت خود میداند ساکن کند.
از طرف دیگر رهبری مجاهدین ورهبر خیال پرداز آنها با قربانی کردن نیروهایش میخواهد ازاین از هم پاشیده شدن «ظرف ایدئولژیک » که به بود ونبود سیاسی رهبری آن بستگی دارد وپس از آن خود رایک نیروی سیاسی بسیار تضعیف شده تر از امروز میبیند که قدرت هرچند کم مانور خود را با این نیروها در صحنه سیاسی از دست میدهد وبهمین جهت دستور «مقاومت تا پای جان » را برای حفظ این ظرف «ایدئولژیک» را میدهد ورجوی بازهم در پیام جدیدش این افراد را به این مقاومت فرا میخواند .
ومسلم است که در صورتیکه رژیم عراق بخواهد نیات خود را مبنی بر از هم پاشی «اشرف »بکارگیرد منجر به همان چیزی خواهد شد که رهبری مجاهدین وشخص رجوی مدتهاست که نوید آنرا میدهند یعنی «فاجعه »خواهد شد که در دور اول این سناریو شاهد بخشی از آن بودیم . زیرا از یک طرف نیروهایی وجود دارند که در ایدئولژی مسخ شده میخواهند آنچه را به آن باور دارند به دستور رهبریشان حفظ نمایند واز طر ف دیگر رژیم عراق که میخواهد این ها را تعیین تکلیف کند و این دور از تصور نیست که باز درگیری خونینی در پیش روی است .
بهمین دلیل باید نیروهای سیاسی از رهبری مجاهدین علاوه بر خواسته هایشان از آنچه جامعه بین الملل است نیز این را بخواهند که از سیاست ماجراجویانه در یک بن بست کامل دست بکشند ونخواهند که با قربانی کردن این انسانها راه بن بست خود را باز کنند. سی ساله گذشته نشان از شکست پی در پی رهبری مجاهدین در صحنه سیاسی بوده است این خیالات خونین رهبری مجاهدین نیز برای آنها بن بست شکنی نخواهد کرد زیرا که خانه از پای بست ویران است واین را سیاستهای سی ساله گذشته رهبری مجاهدین وواقعیات امروزی نشان میدهد. رهبری مجاهدین با ادامه این سیاست د رعراق درواقع مسئول اول ادامه سناریوی خونینی است که از پیش نوید آنرا داده است واز آن به عنوان «فاجعه »بارها یاد کرده است . اگر خودسوزی نه ! مقاومت تا آخرین نفر تا آخرین نفس زیرا که رهبری مجاهدین حاضر نیست که بپذیرد که آخرسیاستهای به بن بست رسیده اش که با دست دادن با صدام شروع شد وبه همکاری وهمگامی با جنگ طلبان اشغالگر ولابی های صهیونیستی کشیده شد که هنوز هم امیدش را به آنها برای کمک بسته ، رسیده است . این شکست برای رهبری متوهم مجاهدین قابل قبول نیست وبرای همین میخواهد از این شکست به خیال خود با خون قربانیان افراد خود پیروزی بسازد.
–ن.هدایت
http://www.roshangari.net/as/sitedata/20090803190804/20090803190804.html
|