Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

سپاه پاسداران، غول نظامی، سیاسی


در بیان این ارزیابی که اقدام ایالات متحده در تروریست اعلام کردن سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، در صورتی که عملی شود، ممکن است نه تنها ضربه ای دردناک بر پیکر این نهاد فتنه گر باشد، بلکه ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران را عملا رو در روی یکدیگر قرار دهد که پیامدهای ژرفی ممکن است داشته باشد.

دولت آمریکا، همانگونه که در مورد عراق در دوران صدام حسین نشان داد، در پرونده سازی برای یک رژیم و یک حکومت، بسیار با شکیبائی و گام به گام عمل می کند- و با اعلام این خبر که واشنگتن قصد دارد سپاه پاسداران حکومت را در لیست تشکلات تروریستی قرار دهد، ایالات متحده مرحله دیگری را برای تکمیل پرونده جرائم رژیم ایران پشت سر می گذارد و روز تعیین سرنوشت نزدیک می شود.
این نخستین بار است که دولت آمریکا نیروهای مسلح یک کشور خارجی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار می دهد و چنین اقدامی از نظر حقوق بین المللی مفهوم گسترده ای دارد و می تواند بهانه ای نیز برای آغاز یک درگیری مسلحانه باشد.
تروریست خواندن سپاه پاسداران، به مفهوم آن است که فرمانده کل آن (یعنی شخص آیت الله سید علی حسینی خامنه ای) نیز یک تروریست است و از آنجا که آیت الله خامنه ای در صدر جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، پس خود رژیم نیز تروریست محسوب می شود- و باید با همین عنوان با آن برخورد کرد.
یک حکومت تروریستی را باید سرکوب کرد و هر گونه سرکوبی، جنبه اقدام نظامی خواهد داشت که ممکن است به جنگ بیانجامد- و این دقیقا همان چیزی است که فرماندهان سپاه پاسداران از مدتها پیش مشتاق رخ دادن آن بوده اند.
فرمانده کل سپاه، سرلشگر پاسدار یحیی رحیم صفوی در واکنش روز پنچشنبه خود نسبت به این تصمیم احتمالی ایالات متحده، با لحن تهدیدآمیزی می گوید: ما به هیچ وجه در مقابل فشارهای آمریکا ساکت نمی نشینیم و از اهرم های فشاری که علیه آنها داریم استفاده خواهیم کرد.
سرلشگر پاسدار رحیم صفوی با این سخنان، عملا تائید می کند که سپاه پاسداران یک نیروی نظامی داخلی ایران نیست که برای حفاظت از مرزهای کشور و دفع تجاوز دشمنان خارجی برپا شده، بلکه تشکلی است که اهرمهای فشار بسیار (در خارج از ایران) در اختیار دارد.
فرمانده کل سپاه، در ادامه سخنان خود عملا اتهامات ایالات متحده را در مورد فتنه انگیزیهای سپاه در عراق، از طریق واحدهای موسوم به سپاه قدس، مورد تائید قرار می دهد و در سخنرانی خود در اصفهان می گوید: ما درک می کنیم که چرا آمریکا از دست سپاه عصبانی است- و می گوید: آنها در ماههای اخیر ضربات زیادی را از سپاه پاسداران متحمل شده اند.
بدین سان، فرمانده کل سپاه از چهره واقعی نیروی زیر فرماندهی خود نقاب را بر می دارد و تائید می کند که این نیروهای مسلح نه تنها در داخل ایران وظیفه سرکوب مردم و حفظ موجودیت رژیم را بعهده دارند، بلکه در افغانستان و عراق و لبنان و نواحی فلسطینی نشین نیز حضور دارند و توطئه می کنند و ترور را دامن می زنند و بر ناآرامیها می افزایند. شاید هدف اصلی همه این تلاشها نیز آن است که آمریکا در باتلاق عراق گرفتار بماند و فرصت نکند سروقت رژیم ایران بیاید.
این تهدید صریح را روز گذشته نیز از زبان امام جمعه موقت تهران حجت الاسلام احمد خاتمی شنیدیم که گفت: آنها بدانند که اگر بخواهند در این عرصه (یعنی تحریم سپاه پاسداران) هم دیوانگی کنند، باتلاقی برای آنها پیدا خواهد شد که رفتن به داخل، با آنهاست، ولی بیرون آمدنش با آنها نیست!
تهدید مشابهی را که یک روز پیش از آن از زبان فرمانده کل سپاه پاسداران شنیدیم که گفت: آمریکا در آینده ضربات سنگین تری از سپاه خواهد خورد و ما به هیچ وجه در مقابل فشارهای آمریکا ساکت نمی نشینیم.
یحیی رحیم صفوی با این سخنان عملا تائید می کند که آن پنج نفر مامورانی که در اربیل عراق بازداشت شدند (و هنوز در زندان به سر می برند) دیپلمات نبودند، بلکه ماموران نیروی قدس سپاه پاسداران بودند- همین گونه، آن دو نفری که در بغداد بازداشت شدند و آن دهها نفری که در نقاط دیگر عراق به دام افتاده اند و آمریکا هنوز صدای آن را درنیاورده است.
سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران، در واقع اعتراف به این اتهامات است که سپاه در عراق بعنوان بازوی آشوبگر رژیم، به شیعیان یاری می رساند که سنی بکشند، به سنی ها کمک می کند شیعه بکشند و به هر دو جناح پول و اسلحه می دهد که سربازان آمریکائی را به قتل برسانند. همین شیوه را سپاه پاسداران در افغانستان نیز اعمال می کند و آمریکائیان و نیروهای ناتو از جزئیات آن به خوبی آگاهی دارند.
در واقع سپاه پاسداران، تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه یک ابرقدرت سیاسی و یک غول اقتصادی در ایران محسوب می شود. یک کشور در کشور، و یک حکومت در حکومت است- و این واقعیت اهمیت تروریست خواندن آن از جانب ایالات متحده و تحریم جهانی آن را آشکارتر می سازد.
در نخستین ماههای آغاز ریاست جمهوری حجت الاسلام محمد خاتمی، سپاه پاسداران صریحا اعلام کرد که خود را مالک و حافظ رژیم ایران می داند و در هرزمینه ای دخالت خواهد کرد تا از لرزان شدن پایه های حکومت جلوگیری کند.
در همان روزها بود که یحیی رحیم صفوی در یک سخنرانی پس از توقیف روزنامه سلام گفت: ما دهانها را می بندیم، زبان ها را می بریم و صدای اعتراض را در گلو خفه می کنیم.
یعنی، سپاه پاسداران پیش از آنکه یک قدرت نظامی برای نگهبانی از رژیم در برابر تعرضات خارجی باشد، در واقع یک قدرت سیاسی داخلی است که می خواهد بر همه امور کلیدی کشور مسلط شود.
پس از آنکه سپاه در دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی اهمیت خود را برای رژیم آشکار ساخت، قدرت سیاسی بیش و بیشتری به دست آورد و به چنان غولی مبدل شد که توانست محمود احمدی نژاد را همانند شعبده بازان از کلاه انتخابات بیرون آورد و حتی او را بر قالیباف (که او نیز از افراد سپاه بود و بخت بسیار بیشتر برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری داشت) پیروز گرداند.
امروز از نظر سیاسی، سپاه پاسداران بزرگترین حزب رژیم است که نه فقط احمدی نژاد را به قدرت رساند، بلکه بسیاری از مهره های خود را وارد مجلس کرد و پستهای مهم وزارتی و دولتی به آنان سپرد- و حتی شخص آیت الله خامنه ای نیز ناچار است قدرت آن را در نظر بگیرد- و سپاه را در تصمیمات خود سهیم سازد.
از نظر نظامی، سپاه برتری مطلقی بر ارتش ملی ایران یافته و بیشترین بودجه ها را به خود اختصاص داده است. امروز همه صنایع نظامی ایران در دست سپاه متمرکز است. همه بودجه های تولید موشک و راکت و خمپاره، به سپاه اختصاص یافته و مسلما پروژه عظیم تولید بمب اتمی نیز، که بودجه های نجومی می طلبد، در انحصار سپاه است.
و اما از نظر اقتصادی، سپاه پاسداران بزرگترین غول مالی ایران و یکی از ثروتمندترین بنیادهای بازرگانی جهان است. سپاه اکنون پرسودترین رشته های بازرگانی و اقتصادی و مالی رژیم را در اختیار خود دارد و هر چه زمان می گذرد، بر قدرت اقتصادی خویش می افزاید و بر رشته های پر سود بیشتری در ایران چنگ می اندازد.
بسباری از رشته های وارداتی و صادراتی ایران در انحصار سپاه است. سپاه نه تنها از طریق بنادر رسمی ایران آزادانه کالای بازرگانی وارد و خارج می کند، بلکه در کرانه های جنوبی ایران و سواحل دریای خزر نیز بنادر خصوصی برپا ساخته که هیچ نظارتی بر آن نیست.
به یاد داریم چگونه سپاه پاسداران دو سال پیش فرودگاه بین المللی خمینی را یک روز پیش از آنکه رسما گشایش یابد، همانند جبهه جنگ دشمن، به اشغال درآورد و موجب شد که قرارداد مدیریت فرودگاه از یک شرکت ترک به فرماندهان سپاه پاسداران انتقال یابد- رشته ای که نه فقط درآمدهای کلان دارد، بلکه دست سپاه پاسداران را در واردات و صادرات کالاهای قاچاق بسیار بازتر می گذارد.
در کدام کشوری یک نیروی نظامی چنین قدرت سیاسی و اقتصادی دارد؟
سپاه پاسداران قرار داد بهره برداری از فاز 15 و 16 حوزه گازی پارس جنوبی را که بزرگترین ذخیره گاز ایران محسوب می شود، به ارزش بیش از دو میلیارد دلار در انحصار خود درآورده است و پروژه احداث خط لوله گاز به پاکستان را با هزینه ای بیش از یک میلیارد و 300 میلیون دلار در انحصار خود گرفته است.
در واقع، دولت هشت ساله حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی بود که برای برخورداری از حمایت سپاه پاسداران، به آن اجازه داد در نقش یک مقاطعه کار اعظم، همه شرکت های مقاطعه کاری خصوصی ایران را لگد مال کند و همه پروژه های بزرگ و پردرآمد اقتصادی کشور را به خود اختصاص دهد.
سپاه پاسداران در داخل ایران، وظیفه سرکوب مردم را به عهده دارد و به صورت یک کارتل اقتصادی پرقدرت و بی رحم عمل می کند و در خارج از ایران با گروههای ترور از حزب الله و حماس و جهاد اسلامی تا القاعدة و طالبان و فدائیان صدام حسین نرد دوستی می بازد و عملا روند قدرت را در ایران به دست دارد.
اعلام تحریم اقتصادی از جانب ایالات متحده علیه چنین بنیادی، حتی اگر دولت های اروپائی حاضر نشوند به آن دست یاری بدهند، مفهوم عمیق نظامی، سیاسی و اقتصادی دارد و یک گام دیگر در راه رویاروئی سرنوشت ساز ایالات متحده با حکومت اسلامی ایران است.
نوشته: منشه امیر
نقل از رادیو اسرائیل
اورشلیم: 18ر 8ر2007
تفسیر سیاسی هفته :




]

برگشت

letzte Änderungen: 18.10.2017 5:11