Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
HHHH

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/ByWa-3f6DVc" frameborder="0" allowfullscreen></iframe>

 حمله موشکی آمریکا به سوریه

حمله موشکی آمریکا به سوریه




حمله با گاز سارین در سوریه : سرپوشی برای پنهان نمودن هدف واقعی "حملات موشکی" ترامپ؟
منتشر شده در تاریخ 19 آوریل 2017 در N8Waechter به زبان آلمانی


170407-N-JI086-094
MEDITERRANEAN SEA (April 7, 2017) The guided-missile
destroyer USS Porter (DDG 78) conducts strike operations
while in the Mediterranean Sea, April 7, 2017. Porter,
forward-deployed to Rota, Spain, is conducting naval operations
in the U.S. 6th Fleet area of operations in support of U.S.
national security interests in Europe. (U.S. Navy photo by Mass
Communication Specialist 3rd Class Ford Williams/Released)

ظاهرا در 4 آوریل 2017 باید بشار اسد رئیس جمهور سوریه فرضا فرمان یک حمله هوائی با گاز سارین به شهر خان شیخان را داده باشد. نسخه رسمی این داستان در بسیاری نقاط مشکوک محسوب و حتی رد شده است که حالا نیز لایدستروم (LeiDstrohm) تبعه آمریکا آن را با دلیل رد کرده است.
یاهو (Yahoo) در تاریخ 17 آوریل در رابطه با انتشار گزارشی که تئودور پاستول پروفسور بازنشسته انستیتوی معروف تکنولوژی (MIT) ماساچوست با مرکزیت تکنیک پرتاب موشک در باره این حادثه منتشر نموده، که متن کامل آن در یاهو چنین است:
وی (Postol)به این نتیجه میرسد که ادعای دولت آمریکا برای اینکه اسد مسئول آن بوده فاقد سند و مدرک است و
فقط ادعا شده که این احتمال دارد که این حمله بوسیله کسانی از زمین انجام شده باشد.
پاستول میگوید : « من مدرک (کاخ سفید) را با دقت بررسی کرده ام و میتوان بدون تردید نشان داد که پرونده مزبور
بهیچوجه ثابت نمیکند که دولت آمریکا اطلاعات کافی دارد تا ثابت کند که دولت سوریه مسئول حمله شیمیائی انجام
شده بین ساعات 6 و 7 صبح 4 آوریل 2017 به خان شیخون بوده است. »
گزارش کامل پوستول را به زبان انگلیسی در اینجا ببینید
پاستول توضیحات کاملی در سه بخش تدوین و منتشر نموده که روایت رسمی را رد میکند. رسانه های معتبر ایالات متحده در باره این مقاله، بجای MIT کارشناسی موشکی، در روزهای گذشته گزارش داده اند که رسانه های با عرض پوزش، تا کنون این ماجرا را خیلی ساده سانسور کرده اند. با وجود این باید به مدیران یاهو یادآوری شود که تئودور پاستول گزارشی از حمله شیمیائی در سال 2013 به الغوطه که گناه را بناحق بگردن اسد انداختند، به سرزمین قصه ها ارسال داشته است.
در هر صورت باید این احتمال را کنار گذاشت که گزارش یاهو تصادفی بوده، چونکه دونالد ترامپ در مصاحبه اخیر خود با فاکس اقتصادی (Fox) از واکنش خود مبنی بر شلیک 59 موشک تاماهاک بعنوان جریمه حمله شیمیائی اسد، دفاع نموده است. در پایان این حمله موشکی ادعا شد که 59 موشک هدایت شونده فقط 23 تای آنها بهدف اصابت کرده و 36 موشک باقیمانده احتمالا توسط سیستم دفاع ضد هوائی سوریه منهدم شده اند.
اثری از آسیبهای قابل توجه در هدفهای مورد اثابت موشکهای ادعا شده به استناد فیلمبرداریهایی که بوسیله هواپیماهای بدون سرنشین روسی انجام شده، با کمال تعجب دیده نمیشود.
ویدئوکلیپ
https://youtu.be/q2DU6iw0zoQ
ویدئوکلیپ
https://youtu.be/TZo7N1tCFZ0
(در این ویدئوکلیپ کوتاه که به زبان اصلی است توجه کنید که آقای ترامپ رئیس جمهور با خوشحالی آنچنان از موشک پراکنی خود سخن میگوید که انگار برای بچه های سوریه کیک و شیرینی و شکلات فرستاده، اما نمیداند که آن موشکها را به کجا شلیک کرده، میگوید دستور دادم تا موشکها را به عراق شلیک کنند! خانم مصاحبه گر فورا اشتباه او را اصلاح میکند و میگوید سوریه، سپس آقای ترامپ هم میگوید بله سوریه!!- مترجم)
در این مصاحبه میگوید 59 موشک همگی به اهدافشون اصابت کردند. میگوید: ما 59 موشک بسوی عراق شلیک کردیم!!
اگر سوریه هدف حمله نبوده پس خبرهائیکه حاکی از آگاهی قبلی روسیه در باره شلیک ناوگان موشکی بوده حکایت دارد، روسیه هرگز متحد خود سوریه را در تاریکی و بیخیال تنها نمیگذاشته تا در انتظار برخورد موشکهای هدایت شونده در خاک سوریه به تماشا بنشیند. تا جائیکه توپوق زدن ترامپ واقعا از طبیعت فروید بوده در اینصورت این نشانه کامل یک سناریوی دیگریست.
بنابراین نیروی دریائی آمریکا از عرشه دو ناو حامل موشکهای هدایت شونده در مدیترانه 59
موشک تاماهاوک بسوی اهدافی در عراق شلیک کرده که با آگاهی قبلی روسیه (و سپس سوریه)
از آسمان سوریه بای بای کنان گذر کرده و به تمامی اهداف خود در عراق اصابت نموده اند.
برای اینکار حتما دلایلی بوده که بشار الاسد برای چنین عملیاتی باید نقش "پسربچه بدجنس" را بازی میکرده که با وجود این، آغاز حملات برعلیه اش اکنون رسما فروکش کرده – چیزی که تحت شرایطی از پیشتر هم اینچنین برنامه ریزی شده بود.
پس از تمام اینها طبل جنگ بسوی کره شمالی چرخانده شد که پیام آن هنوز این ایده است که ترامپ با سرپوش گذاردن روی عدالت "حمله موشکی" اشتباه به دیکتاتور شیطان صفت را با فراخوانی کاملا اغراق آمیز همراه با هزینه زیاد و قبول شکست آن در سوریه بحد کفایت انجام داده است.
این امر از آغاز بوی تعفن میداد اما پازل ساخته شده از قطعه به قطعه این پز آشکار، اکنون تصویر در نیمه راه پرمعنی شده. در جهت مقابل، هدف (اهداف؟؟) ناوگان موشکهای تاماهاوک کجا بوده است، در حال حاضر هنوز افکار را بخود مشغول ساخته است.
حالا حل مشگل شلیک غیرمعمولی و بیسابقه موشکهای زیاد به پایان نزدیک میشود چون ترامپ با همکاری روسیه و سوریه هدفی مهم در عراق داشته.
اینکه آیا این حمله موفقیت آمیز بوده است آینده آن را روشن میکند.
برگردان کننده از زبان آلمانی به پارسی: A.H.

From: .de]
Sent: 21 April, 2017 10:07 AM
To: javid-iran@peymanmeli.org


سلفی های جهادی در کردستان



بایز افروزی


• طی چند سال اخیر اخبار و گزارشاتی مبنی بر حضور و فعالیت جریانات افراطی اسلامی موسوم به "سلفی"ها در کردستان ایران (منطقه سنی نشین) و برخی دیگر از استانهای دارای جمعیت اهل تسنن ایران انتشار یافته و توجه بسیاری را به خود جلب نموده است. این نوشته به بررسی جریان موسوم به "سلفیه" که یک جریان سیاسی _ مذهبی سنی در مناطق کردنشین است، پرداخته است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه ۱۶ آبان ۱٣٨۹ - ۷ نوامبر ۲۰۱۰

طی چند سال اخیر اخبار و گزارشاتی مبنی بر حضور و فعالیت جریانات افراطی اسلامی موسوم به "سلفی"ها در کردستان ایران (منطقه سنی نشین) و برخی دیگر از استانهای دارای جمعیت اهل تسنن ایران انتشار یافته و توجه بسیاری را به خود جلب نموده است.
اما حجم اندک و پراکندگی اینگونه اخبار و گزارشات از سویی و از سویی دیگر عدم تمایل خود این جریانات به" رسانه ایی شدن فعالیت هایشان" عملا ابعاد گوناگون و وسعت فعالیت های اینگونه جریانات و دایره نفوذ آنها را در هاله ایی از ابهام فرو برده است.
بدون تردید ادامه ابهام در این باره نمی تواند در جهت منافع مردم و جامعه ما باشد. زیرا واقعیت این است که دامنه نفوذ، نوع فعالیت ها و اقدامات این جریانات بسیار وسیع تر و خطرناک تر از آن است که تصور می رود.
در ادامه چکیده ایی از حاصل مطالعات و پژوهش های نه چندان عمیق خود را در این باره ارایه می نمایم.
لازم به یادآوری است که چون جریان موسوم به "سلفیه" یک جریان سیاسی _ مذهبی سنی است. این نوشته نیز تنها به مطالعه و بررسی فعالیت های این جریان در مناطق اهل تسنن کردستان (استان کردستان و آذربایجان غربی) می پردازد.

*********

سابقه تاریخی حضور جریانات مذهبی - سیاسی در کردستان ایران

هر چند که (قاضی محمد) رهبر پرآوازه جنبش ملی کردستان ایران و موسس جمهوری کردستان یک روحانی بلند پایه (قاضی شرع مهاباد) بود و تعدادی از وزرای جمهوری کردستان نیز از روحانیون منطقه مکریان بودند. اما نه قاضی محمد و نه وزرای روحانی اش هرگز در سدد تشکیل یک جریان مذهبی برنیامدند.
این در حالی بود که همگی آنان و شخص قاضی محمد نیز، بخش عمده ایی از نفوذ و اعتبار سیاسی خود را مدیون مشروعیت مذهبی اشان بودند.
بعد از سقوط جمهوری کردستان، نیز هیچ جریان مذهبی مشخصی درمناطق کردنشین استان آذربایجان غربی (کردستان مکریان) شکل نگرفت و روحانیون به شدت سنتی این منطقه حتی نسبت به جریان نواندیشی دینی که در کردستان عراق فعالیت می نمود، بی توجه ماندند.
اما وضع در کردستان اردلان (استان کردستان فعلی) اندکی با فضایی که در بالا ترسیم کردیم متفاوت بود.
در کردستان اردلان از قدیم الایام بواسطه حضور پررنگ و قدرتمند دو مرجع مذهبی "شیوخ نقشبندی" و "خلفای دراویش قادری" در کنار مرجع روحانیون (ملایان) و ستیز فکری اینان با هم، فضای مذهبی زنده تر و پویاتر بود و امکان تضارب آرا و در پی آن به میان آمدن اندیشه ها و برداشت های مذهبی متفاوت وجود داشت.
در سالهای آغازین دهه پنجاه (شمسی) احمد مفتی زاده که در آن زمان برجسته ترین نماینده نواندیشی دینی (درعرصه مسایل شرعی) در میان اهل سنت ایران بود، بعد از مرگ عمویش به عنوان "مفتی کردستان" به جای او نشست.
احمد مفتی زاده که پیش از آن چند سالی را در کردستان عراق به سر برده بود و با شیوه فعالیت اخوان المسلمین و افکار آنها آشنایی داشت و مدتی نیز در تشکیلات حزب دمکرات کردستان ایران به فعالیت سیاسی پرداخته بود، در سال ۱٣۵۵ اقدام به تاسیس جریانی با عنوان "مکتب قرآن" نمود.
بنظر میرسد مهمترین هدف مفتی زاده از تشکیل مکتب قرآن مقابله با رشد روزافزون اندیشه چپ در میان جوانان کردستان بوده باشد.
مفتی زاده، بخصوص از رشد نیروها و جریانات چپ سراسری هراسناک بود و هرگز این مقدارحساسیت را در مقابل گسترش نفوذ گروه های محلی کرد، ولو گروه های کرد ماجراجویی که خود را چپ مینامیدند، از خود بروز نمیداد .
نخستین شعبه مکتب قرآن در شهر مریوان که در آن زمان از مهمترین مراکز نفوذ شیوخ نقشبندی به شمار می رفت، دایر گردید.
بعدها دفاتر این گروه در سنندج و برخی شهرهای دیگر نیز آغاز به کار نمودند.
مکتب قرآن را می توان نخستین جریان مذهبی _ سیاسی اهل سنت کردستان ایران دانست.
احمد مفتی زاده علاوه بر تاثیرپذیری فراوان از نواندیشان دینی اهل سنت، با برخی جریانات سیاسی _ مذهبی شیعه از جمله نهضت آزادی، ارتباط داشت. وی طی همان سالها تلاش هایی را به منظور نزدیک کردن اهل سنت ایران به همدیگر و به شیعیان انجام داد.
در سال ۱٣۵۷ مکتب قرآن و شخص مفتی زاده در اسلامیزه کردن اعتراضات مردم کردستان بر علیه رژیم شاه و پیوند دادن این اعتراضات با جنبش سرتاسری (به رهبری خمینی) تلاش های زیادی به خرج دادند که چندان قرین موفقیت نبود.
با سقوط رژیم شاه در بهمن ماه ۱٣۵۷ جریان مکتب قرآن بر شدت فعالیت هایش، بویژه در حوزه سیاسی افزود و مفتی زاده، با سود بردن از اعتبارمذهبی کرسی "مفتی اعظم کردستان" که پیشتر به ارث به او رسیده بود، خود را تا مقام یکی از رهبران کردستان و اهل سنت ایران بالا کشید.
مفتی زاده در این دوران از مداخله اهل سنت ایران در تدوین قانون اساسی و کسب "خودمختاری اسلامی" برای کردستان حمایت می کرد.
رژیم اسلامی (شیعی) تازه به قدرت رسیده به منظور سرکوب گروه ها و احزاب سیاسی فعال در کردستان، بویژه نیروهای چپ، چند سالی با مفتی زاده مدارا کرد، اما پس از تسلط بر اوضاع کردستان، در سال ۱٣۶۱ مفتی زاده را دستگیر و تا سال ۱٣۷۱ زندانی نمود.
او چند ماه بعد از آزادی از زندان فوت کرد.
اما پیروانش علیرغم ضربات سنگینی که بر آنان وارد آمد و با وجودی که طی سالهای بعد از دستگیری و سپس فوت مفتی زاده، دچار انشعاب گردیدند، تا کنون نیز به حیات سیاسی _ مذهبی خود ادامه میدهند و بویژه در شهرهای سنندج، مریوان، سقز و کامیاران از نفوذ و اعتبار برخوردارند.
همچنین بخشی از افرادی که با عنوان "اصلاح طلبان کرد" شناخته می شوند از پیروان دیروزو امروز احمد مفتی زاده به شمار می روند.
در حال حاضر طرفداران مفتی زاده به دو جناح "حسن امینی" (حاکم شرع اهل سنت کردستان) و جناح "سعدی قریشی" تقسیم شده اند.
"حسن امینی" آشکارا با نهادهای امنیتی رژیم رابطه دارد و جناح "سعدی قریشی" ضمن حفظ فاصله با رژیم، بویژه طی چند سال اخیر به سمت دفاع از خواسته های ملی مردم کردستان گرایش یافته اند.

جماعت دعوت و اصلاح
جریان "جماعت دعوت و اصلاح" در واقع شعبه اخوان المسلمین در ایران است.
نخستین هسته های اخوان المسلمین در کردستان ایران در سالهای ٨ – ۱٣۵۷ توسط عده ایی از طلبه هایی که در مدرسه دینی حلبجه (کردستان عراق) تحصیل کرده بودند، در مناطق اورامی نشین کردستان و سپس در سنندج تشکیل گردیدند.
این هسته ها در ابتدای امر مستقیما با تشکیلات اخوان در حلبچه ارتباط داشتند و از طرف اخوانهای آن شهر رهبری می شدند.
رهبران ایرانی این هسته ها، که برجسته ترینشان "ناصر سبحانی" بود، به دلیل جو خاص سالهای اولیه پس از انقلاب ایران، صلاح نمی دانستند به صورت مستقل به فعالیت بپردازند. به همین دلیل، احتمالا با صلاحدید رهبران اخوان کردستان عراق، با احمد مفتی زاده توافق کردند که آنان از پروژه ی سیاسی وی ( خودمختاری اسلامی ) حمایت کنند و در عوض امکان آن را بیابند که تحت پوشش و در چهارچوب "مکتب قرآن" فعالیت کنند.
این توافق حداقل تا سال ۱٣۶۱ سال دستگیری مفتی زاده به قوت خود باقی بود و به آن عمل می شد.
گروه دعوت و اصلاح به کمک احمد مفتی زاده، که بواسطه دارا بودن عنوان "مفتی اهل تسنن کردستان" در میان اهل سنت ایران از مشروعیت مذهبی زیادی برخوردار بود، طی همان سالهای ۵۹ – ۱٣۵٨ تشکیلات خود را به بقیه مناطق اهل سنت ایران (بلوچستان، هرمزگان، تالش، ترکن صحرا) گسترش داد، که با استقبال روحانیون و جوانان مذهبی این مناطق مواجه شد.
فعالیت های مشترک احمد مفتی زاده و جماعت دعوت و اصلاح در بقیه ی مناطق سنی نشین ایران، در اندک مدتی منجر به تشکیل شورای شمس (شورای مرکزی سنی) ایران گردید که مفتی زاده و تنی چند از روحانیون صاحب نام اهل تسنن ایران و ناصر سبحانی رهبر جماعت دعوت و اصلاح، آن را رهبری می کردند.
هدف این شورا همان هدف اعلام شده ی جماعت دعوت و اصلاح یعنی دفاع از حقوق اهل تسنن ایران اعلام گردیده بود.
با دستگیری مفتی زاده در سال ۱٣۶۱ تشکیلات مشترک مکتب قرآن – اخوان تحت فشار و سرکوب نیروهای امنیتی قرار گرفت و ده ها تن از رهبران هر دو گروه دستگیر، تبعید و یا از مشاغل دولتی اخراج گردیدند.
سرنوشت شورای شمس نیز از آن تاریخ به بعد در هاله ایی از ابهام فرو رفت.
سرانجام در سالهای پایانی دهه شصت، ناصر سبحانی نیز دستگیر و اعدام گردید.
با سرکار آمدن دولت هاشمی رفسنجانی، بنابر سیاست خارجی وی که از جمله عادی کردن رابطه با سعودی و مصر بود، از شدت تعقیب طرفداران اخوان در ایران کاسته شد و جماعت دعوت و اصلاح برای اولین بار این امکان را پیدا کردند که به طور علنی به فعالیت بپردازند.
این جریان در حال حاضر نیز همچنان به فعالیت های خود در مناطق اهل تسنن ایران ادامه میدهد.
دفتر مرکزی آن در تهران قرار دارد و "عبدالرحمان پیرانی" رهبری آن را در دست دارد.
نکته درخور یادآوری این است که علیرغم گسترش نفوذ این جریان در بقیه مناطق سنی نشین ایران، هنوز نیز اکثر اعضای رهبری آن از اهل سنت کردستان هستند.
جماعت دعوت و اصلاح در آخرین کنگره خود، که طی سالهای اخیر برگزار گردید، رسما دفاع از حقوق فرهنگی اقلیت های قومی ایران را تصویب و به اساسنامه اش اضافه نمود.
امری که بر خلاف سابقه تاریخی فعالیت های اخوان المسلمین در بقیه کشورهای مسلمان دارای اقلیت های قومی می باشد.
درباره دایره نفوذ جماعت دعوت و اصلاح در کردستان ایران می توان گفت این جریان علاوه بر نفوذ در میان اصلاح طلبان کرد، در بین جوانان تحصیل کرده مذهبی شهرنشین و برخی ملایان مستقل از نفوذ و اعتبار برخوردار است.
این نفوذ بویژه در کردستان مکریان بیشتر به چشم می خورد، تا جایی که در انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی، یکی از اعضای شناخته شده آن به عنوان نماینده سردشت و پیرانشهر به مجلس راه یافت.

گروه انصارالاسلام
سومین جریان سیاسی _ مذهبی فعال در کردستان ایران (بر اساس تاریخ تشکیل) گروه افراطی انصارالاسلام است که رسما خود را یک گروه سلفی _ جهادی میداند.
برای مطالعه سابقه تاریخی این گروه اساسا عراقی، که هم اکنون نیز همه رهبران اصلی آن از کردهای عراق هستند، ناچاریم اندکی به فضای سیاسی _ مذهبی کردستان عراق، سابقه دخالت های سپاه پاسداران در آن منطقه و سرانجام چگونگی تشکیل انصارالاسلام و چرایی استقرار آن در کردستان ایران بپردازیم.
هر چند که از همان ابتدای بر سرکار آمدن رژیم ولایت فقیه در ایران، احزاب وگروهای سیاسی کردستان عراق رابطه ی صمیمانه یی با آن برقرار کردند و از این رژیم کمک تسلیحاتی و مالی دریافت می نمودند. (بغیر ازشاخه کردستانی حزب کمونیست عراق موسوم به حزب شیوعی )
اما بنابر دلایلی نهادهای امنیتی ایران، بویژه سپاه پاسدران علاوه بر این احزاب در سدد تشکیل گروه ها و احزاب مذهبی گوش بفرمان در آن منطقه و در کل عراق برآمدند.
به همین منظور در سال ۱۹٨۴ با دور هم جمع کردن شماری از پناهندگان عراقی ساکن کردستان ایران، گروهی با عنوان "ارتباطات اسلامی" را تشکیل دادند.
که البته راه به جایی نبرد
در سال ۱۹٨۶ عده ای از روحانیون ناراضی "حلبچه" به ایران مهاجرت کردند که مورد استقبال گرم و رسمی سپاه پاسداران قرار گرفتند.
تعدادی از این روحانیون از سابقه عضویت در اخوان المسلمین برخوردار بودند.
این افراد با استقرار در ایران ظاهرا به رابطه خود با اخوان خاتمه دادند.
اینان در سال ۱۹٨۷ با دخالت و نظارت مستقیم سپاه و وزارت اطلاعات، حزبی با عنوان "حرکت اسلامی عراق" را تشکیل دادند که گروه ارتباطات اسلامی سابق نیز به آن پیوست.
حرکت اسلامی عراق از همان ابتدای تشکیل خود، با بهره گیری از امکانات مالی و تسلیحاتی فراوان سپاه پاسداران و برخی محافل مرتجع منطقه ، صدها تن از اسلامگرایان افراطی عرب، کرد و ترکمن سنی مذهب را جذب و پس از آموزش نظامی ، در قرارگاه های سپاه پاسداران ، برای "جهاد علیه کفر کمونیسم " به افغانستان (دوران نجیب الله) اعزام نمود.
همچنین به عنوان "بلد راه" در برخی عملیات های برون مرزی نیروی زمینی سپاه در کردستان عراق شرکت کرد .
بعد از قیام کردهای عراق در سال ۱۹۹۱ و خارج شدن منطقه کردستان از زیر سلطه حکومت صدام، حرکت اسلامی نیروهای مسلح و آموزش دیده خود را به داخل کردستان عراق انتقال داد و بر شدت فعالیت هایش افزود.
این جریان بنابر دلایلی که شرح آن در این مختصر نمی گنجد، در مدت تنها چند سال به سومین حزب پرنفوذ و قدرتمند کردستان عراق (در کنار اتحادیه میهنی و حزب دمکرات بارزانی) تبدیل شد.
اما گسترش نفوذ و توسعه بسیار سریع این حزب دیری نپایید، زیرا نه همه ی آنهایی که به این جریان پیوسته بودند با خط مشی رهبران آن موافق بودند و نه چنین رشد سریعی برای دو حزب پرنفوذ دیگر(اتحادیه میهنی و حزب دمکرات) قابل تحمل بود.
همچنین سلطه ی جناح رفسنجانی (از طریق وزارت اطلاعات) بر این حزب، برای فرماندهان سپاه پاسداران امر خوشایندی نبود.
بنابراین رقابت سپاه و وزرات اطلاعات در به دست گرفتن کنترل این حزب و عوامل دیگری که مورد اشاره قرار گرفت، زمینه ی انشعابات پیاپی در این حزب را فراهم آورد.
سپاه پاسداران بنابر ماهیت خود، با تمام توان در سدد جذب و کنترل جناح های افراطی تر حرکت اسلامی، که بیشتر از جوانان تندرو و کم سواد بودند، برآمد.
همچنین به منظور تقویت آنها، افراد افراطی آموزش دیده و باتجربه یی چون "ملا کریکار، ایوب افغانی، حسن صوفی، عمر بازیانی ، ابو عبدالله شافعی" و افرادی از این دست را که از هر لحاظ در "جهاد افغانستان" تجربه آموخته و آبدیده شده بودند، تشویق به بازگشت به کردستان عراق و پیوستن به حرکت اسلامی نمود.
این افراد در اندک مدتی موفق شدند جوانان افراطی و جناح های تندرو حرکت اسلامی را دور خود جمع کرده و آنها را سازماندهی کنند.
سرانجام به بهانه اینکه رهبران حرکت اسلامی در "دولت کفر" کردستان سهیم گشته و از "جهاد" دوری می کنند، زمزمه های انشعاب را سردادند.
نخستین انشعاب در سال ۱۹۹۶ به وقوع پیوست و انشعابی ها به رهبری حسن صوفی، نام گروه جهادی "حماس" را بر خود نهادند.
اما این گروه با کشته شدن حسن صوفی در سال ۱۹۹۹ از هم پاشید.
مدتی بعد گروه دیگری با عنوان "توحید اسلامی" انشعاب کردند. این گروه پس از ترور کردن فرانسوا حریری ( نخست وزیرمسیحی) دولت بارزانی، به منطقه ی حلبچه گریختند و باقی مانده افراد حماس را نیز دور خود جمع کردند.

امارت اسلامی کردستان !
در همان سال (۱۹۹۹) یکی از خطرناک ترین رهبران جهادی به نام "تحسین ملا علی عبدلعزیز" کوچکترین فرزند رهبر وقت حرکت اسلامی، همراه با عده یی دیگر از طریق خاک ایران به افغانستان رفت و پس از دیدار با "عبدالجلیل مولوی" وزیر دفاع حکومت طالبان، به کردستان عراق بازگشت.
"تحسین ملا علی" و همراهانش در مرز ایران مورد استقبال رسمی سپاه پاسداران قرار گرفتند و با سلام و صلوات راهی کردستان عراق شدند!
این فرد چند ماه بعد از ورود به کردستان عراق، همراه با طرفدارانش شهرک "طویله" و روستاهای اطراف آن (در مرز ایران و عراق) را به تصرف خود درآورد و تشکیل "امارت اسلامی کردستان" در آن منطقه را اعلام نمود.
امارت اسلامی کردستان، به سبک طالبان افغانستان، با خشونت تمام اجرای "احکام شرعی" را در دستور کار خود قرار داد و طی مدت کمی چندین نفر از اهالی محل را به اتهامات گوناگون به تحمل "حد شرعی" محکوم کرد.
از این تاریخ به بعد شهرک طویله و اطراف آن (نیز شهر حلبچه) "مدینه" افراطی ها نام می گیرد و صدها مسلمان تندرو از سرتاسر کردستان، با شوق و ذوق فراوان به آنجا مهاجرت می کنند و به امارت اسلامی کردستان می پیوندند.
طی چند ماه، کار امارت اسلامی کردستان چنان بالا می گیرد که اتحادیه میهنی "جلال طالبانی" رسما عجز خود در سرکوب آن را اعلام می نماید.
این امارت تا سال ۲۰۰٣ به حیات خود ادامه داد.
جالب اینجاست که این امارت علیرغم دریافت کمک های فراوان مالی _ تسلیحاتی و تدارکاتی از سپاه پاسداران، با برخی کشورهای مرتجع منطقه از جمله عربستان سعودی، پاکستان و طالبان افغانستان رابطه ی صمیمانه یی برقرار کرده بود.
همچنین اطلاعات اندکی در دست است که گویا تعدادی از مامورین سازمانهای جاسوسی غربی( آمریکایی و اروپایی) به منطقه تحت نفوذ امارت اسلامی کردستان سفر کرده و با تحسین ملا علی دیدار نموده اند.
در سال ۲۰۰۱ گروه دیگری از اعضای افراطی حرکت اسلامی به رهبری "ابوعبدالله شافعی" از این حزب انشعاب کردند و نام گروه جهادی "جندالاسلام" را بر خود نهادند.
گروه جندالاسلام نیز به منطقه حلبچه میروند و در شهرک " بیاره " در مرز ایران و امارت اسلامی کردستان، مستقر می شوند.
در همان سال (۲۰۰۱) گروه افراطی دیگری به رهبری "ملاکریکار" از حرکت اسلامی انشعاب می کنند و همانند سلف خود، به منطقه ی حلبچه میروند و در مرز ایران مستقر می شوند.
گروه "ملا کریکار" در تاریخ ۱۱/۱۲/۲۰۰۱ با گروه "جندالاسلام" به هم می پیوندند و گروه "انصارالاسلام" را تشکیل می دهند و ملاکریکار به رهبری آن انتخاب می شود.
با تشکیل گروه انصارالاسلام که تاکنون نیز به فعالیت خود ادامه میدهد، همه گروه های جهادی دیگر به آن می پیوندند و منطقه ی وسیعی در مرز ایران و عراق زیر سلطه ی انصارالاسلام قرار میگیرد.
این منطقه پس از سقوط دولت طالبان پذیرای صدها نفر از جهادی های عرب _ افغان گریخته از آن کشور می شود.
همچنین ده ها تن از اعضای جهادی "حزب الله" کردستان ترکیه بعد از بازگشت از افغانستان در این منطقه پناه می گیرند.
در اینجا باید پرسید آیا تشکیل امارت اسلامی کردستان و تجمع این همه "جهادی" مسلمان از ملیت های مختلف در این منطقه اتفاقی بوده است؟
آیا تجمع اینان بر اساس یکی از سناریوهای از پیش طراحی شده ی سازمان های جاسوسی کشورهای امپریالیستی، نبوده است؟
بویژه که همه ی این تحولات و رویدادها همزمان است با واقعه ۱۱ سپتامبر، حمله ی آمریکا به افغانستان و سقوط دولت طالبان و همچنین برنامه ریزی جدی برای اشغال عراق.
بدون شک این رویدادها نمی توانند با هم در ارتباط نبوده باشند.
با آغاز حمله ی آمریکا به عراق و اشغال این کشور در سال ۲۰۰٣، منطقه ی تحت نفوذ انصارالاسلام(امارت اسلامی کردستان) نیز مورد اصابت چند موشک دور برد ناوگان دریایی آمریکا قرار گرفت و اعضای این گروه بدونه آنکه کمترین مقاومتی از خود نشان دهند ، به ایران گریختند!

ورود انصارالاسلام به ایران
هر چند که پیش از حمله ی آمریکا به منطقه ی تحت کنترل انصارالاسلام نیز، مرزهای ایران بر روی افراد این گروه و رهبران آن گشوده بود و آنان از خاک ایران به عنوان عقبه تدارکاتی _ لجستیکی استفاده می کردند.
اما با حمله ی آمریکا در سال ۲۰۰٣، افراد مسلح این گروه با نظم و ترتیب خاصی که گویی از قبل برای آن برنامه ریزی شده و هماهنگی های لازم صورت گرفته بود، وارد خاک ایران شدند و مورد استقبال سپاه پاسداران قرار گرفتند.
تا قبل از این تاریخ مسئولیت ارتباط با گروه انصارالاسلام به عهده ی قرارگاه "رعد" که خود بخشی از قرارگاه رمضان سپاه بود، قرار داشت اما استقبال و اسکان آنها در خاک ایران در سال ۲۰۰٣ به عهده ی قرارگاه "شهرامفر" که مرکز آن در سنندج است، محول گردیده بود.
به هر حال افراد مسلح انصارالاسلام، بدون آنکه خلع سلاح شوند توسط قرارگاه شهرامفر در اماکن و اردوگاه هایی که از پیش به همین منظور آماده گردیده بودند، در شهرهای مریوان، سروآباد، جوانرود و پاوه اسکان داده شدند.
همچنین به آن دسته از رهبران درجه اول انصار که دارای "پاسپورت" کشورهای اروپایی بودند، از جمله امیر انصارالاسلام (ملا کریکار) و تحسین ملا علی وتعدادی دیگر از افراد برجسته جهادی اجازه داده شد تا از طریق فرودگاه مهرآباد به اروپا بازگردند !
از تعداد افراد انصارالاسلام _ به هنگام ورود به ایران _ اطلاع دقیقی در دست نیست. همچنین شمار عرب – افغان ها و بقیه ی جهادی های غیر کردی که همراه با انصار وارد ایران شدند به درستی معلوم نیست.
اما تردیدی نیست که بسیاری از عرب-افغان ها، بعدها به گروه " انصارالسنه" پیوستند.
این نیز دانسته است که برخی از آنان، همراه با عده یی از جهادی های کارآزموده کرد (ایرانی و عراقی) به یکی از قرارگاه های سپاه پاسداران در شهر نقده انتقال داده شدند تا زیر نظر مربیان زبده سپاه پاسداران مهارتهای نظامی بیشتری کسب کنند .
بعدها اکثر این افراد آموزش جوانان تازه کاری که جذب انصارالاسلام میشدند ، را بر عهده گرفتند .

فعالیت های انصار الاسلام در کردستان ایران
بنابر اطلاعات کاملا موثق جریان انصارالاسلام مرحله کنونی فعالیت خود در کردستان ایران را " مرحله غیر عملیاتی" میداند.
در این مرحله عمدتا فعالیت خود را در محورهای زیر انجام میدهد.
۱. دعوت (که عبارت است از ترویج و تبلیغ)
۲. تذکر و در موارد حاد تهدید و ارعاب گمراهان و مخالفین
٣. آموزش عقیدتی و نظامی
۴. سازماندهی مومنان جدی و ثابت قدم
۵. جمع آوری کمک مالی
۶. تشکیل هسته های مخفی عملیاتی برای مرحله بعدی که مرحله ظهو و حضور قدرتمند مومنان و جهاد با کفار و منحرفین خواهد بود.
این جریان جهت پیشبرد برنامه ها و فعالیت های فوق، از ٣ شیوه ی فعالیت، علنی، نیمه علنی و مخفی استفاده می کند.

۱. فعالیت علنی:
بخش علنی فعالیت های انصار الاسلام شامل ترویج و تبلیغ و آموزش عقیدتی-نظامی است .
این گروه برای انجام امور تبلیغاتی خود، عمدتا از منبر مساجدی که به هر طریق توانسته پیش نمازهای آنها را با خود همراه و هم عقیده کند استفاده می نماید
. این مساجد که در حال حاضر تعداد آنها بالغ بر ده ها مسجد برآورد می شود. عمدتا شامل مساجد روستایی و مساجد حاشیه ی شهرهای کردستان، بویژه شهرهای جنوب کردستان (از جوانرود تا بوکان) است.
ایرادخطبه های تحریک کننده و عوام فریبانه با محتوای تاکید افراطی بر ظواهر دین، ترویج سلفی گری ، شیعه ستیزی ، ضدیت با هرنوع نواندیشی دینی و مسایل و مباحثی از این دست، از طرف پیش نمازهای این مساجد و نفرت عمیق عامه مردم از ملایان دولت گماشته بر مساجد بزرگ ، بویژه مساجد جامع و امامان جمعه شهرهای کردستان، موجبات رونق رو به افزایش بازار پیش نمازها و مساجد تحت کنترل انصار الاسلام را فراهم نموده اند.
برای نمونه طی سالهای اخیر تعداد نمازگذاران یکی از مساجد حاشیه شهر سقز، چنان افزایش یافته است که با مسجد جامع باشکوه این شهر برابری می کند.
همچنین در شهر جوانرود، همزمان با مسجد جامع دولتی این شهر، در روزهای جمعه، در چندین مسجد حاشیه شهر و روستاهای نزدیک نماز جماعت اقامه می شود و تعداد نمازگزاران این مساجد که اغلب جوانان مذهبی شهری هستند، به مراتب از تعداد نمازگزاران مسجد جامع بیشتر است.
گروه انصارالاسلام علاوه بر امور تبلیغاتی، از مساجد تحت کنترل خود برای بدام انداختن جوانان نیز استفاده می کند.
به همین منظور همواره تعدادی از اعضای انصار الاسلام در جمع نمازگزاران اینگونه مساجد حضورپیدا میکنند که وظیفه اشان شناسایی و جذب جوانان تندرو مستعد است.
اینان پس از شناسایی چنین جوانانی با احتیاط به او نزدیک می شوند و پس از کسب اعتماد لازم، جهت "ارشاد" بیشتر او را به پیشنماز همان مسجد یا مبلغین باتجربه ی خود معرفی می کنند.
اکثراین جوانان پس از چند ماه تبلیغ و ارشاد ، بگیر شست و شوی مغزی ، به یکی از قرارگاه های علنی انصارالاسلام در "دزلی" یا "سروآباد" (هر دو در منطقه مریوان) فرستاده می شوند .
اینان بعد از گزراندن دوره های عقیدتی _ نظامی ، معمولا برای شرکت در "جهاد" به انصارلسنه یا کتائب کردستان عراق تحویل داده می شوند تا با شرکت در عملیات های خراپکارانه و تروریستی در عراق شهید شوند!
یا زنده بمانند و در یکی از "هسته های مخفی" سازماندهی گردند.

۲. فعالیت مخفی:
فعالیتهای مخفی انصارالاسلام عمدتا در تشکیل و حفظ " هسته های مسلح مخفی"
خلاصه شده است.
تعداد این هسته ها که اصطلاحا "شانه ی نووستو" یعنی "هسته ی راکد" نامیده می شوند در حال حاضر بالغ بر صدها هسته( درکردستان ایران و عراق ) برآورد می گردند.
در هر کدام از این هسته ها بین ۵ تا ٨ نفر سازماندهی شده اند.
اعضای این هسته ها، هر چند که در مرحله کنونی، دستکم در کردستان ایران فعالیت خاصی انجام نمی دهند، اما از آموزش عقیدتی و نظامی کامل برخوردار شده ند و همگی مسلح هستند.
اینان در واقع سازماندهی شده اند تا در زمان لازم، یعنی زمانی که انصار الاسلام وارد "مرحله عملیاتی" شود. ظهور کننده و به تعبیر خودشان همچون خشم خدا، بر سر گمراهان و مخالفین اصلاح ناشده یی که در تمام دوران "دعوت" دست از اعمال غیر اسلامی اشان برنداشته اند، فرود آیند!
لازم به گفتن است که نوع آموزش نظامی این هسته ها، تماما به "جنگ شهری" اختصاص دارد و عبارت است از بمب گذاری، ترور، جنگ خیابانی و جنگ خانه به خانه.
که این مسئله از برنامه های خطرناک جریان انصارالاسلام برای آینده حکایت دارد.
همچنین نباید فراموش کرد که خروج تنها یکی از این هسته های راکد، موسوم به "هسته کاوه" در سال ۱٣٨٨ ترور دو مقام قضایی و دو روحانی شناخته شده سنندجی را در پی داشت که یکی از آنان نماینده مردم سنندج در مجلس خبرگان بود.
بعد از این ترورها، که هنوز هم برخی ابعاد آن ناشناخته مانده است، نیروهای وزارت اطلاعات در محله "شریف آباد" سنندج مخفیگاه هسته کاوه را مورد حمله قرار داد و ده نفر از اعضای مسلح آن رادستگیر کرد که تا این لحظه معلوم نیست در کجا و توسط چه نهادی نگهداری می شوند.

٣. فعالیت نیمه علنی:
شامل شبکه یی از بنیاد های ظاهرا "خیریه" است که در مناطق سنی نشین ایران، کشورهای مسلمان منطقه و برخی کشورهای اروپایی سرگرم جمع آوری کمک مالی برای انصاراسلام هستند.
این بنیادها اغلب با عناوینی چون "کمک به اهل تسنن تحت ستم ایران" و درست کردن مسجد برای سنی های فلان شهرایران ، کمک به مدارس علوم دینی اهل سنت ایران و عناوینی از این قبیل به جمع آوری کمک می پردازند.
بنیاد بسیار فعال و شناخته شده ی "صلاح الدین ایوبی" که در برخی کشورهای منطقه به فعالیت اقتصادی _ تجاری نیز می پردازد، یکی از این بنیادها به شمار میرود.

ارتباطات خارجی انصارالاسلام
انصارالاسلام علاوه بر سپاه پاسداران ایران و برخی مقامات سیاسی _ مذهبی رده بالای جمهوری اسلامی ایران، آشکارا با تعدادی از دولت های مرتجع منطقه (بویژه عربستان و پاکستان) و برخی نهادهای امنیتی و جاسوسی غربی (بویژه انگلستان و آمریکا) رابطه دارد.
در این زمینه پیشتر اشاره گردید که "تحسین ملا علی" امیر امارت اسلامی سابق کردستان و یکی از رهبران برجسته انصارالاسلام، در حالی که ظاهرا تحت تعقیب آمریکا است، آزادانه از این کشور به آن کشور میرود و طی نامه تهدید آمیزی که به عمویش، رهبر اتحاد اسلامی عراق، در سال ۲۰۰۷ نوشته آشکارا به روابط گرم خود با مقامات امنیتی انگلستان اشاره می کند.
همچنین از پیوندهای صمیمانه خود با خاندان قدرتمند "ترکی" در عربستان سخن می گوید.
همچنین "ملا کریکار" امیر انصارالاسلام در مدت اندکی موفق به دریافت سیتی زن از نروژ گردید و بعد از پناه گرفتن افراد تحت رهبری اش در ایران در ۲۰۰٣ به راحتی به نروژ برگشت و اکنون سالهاست که از "اسلو" انصارالاسلام را رهبری می کند.
از اینها گذشته بنابر گزارش خبرگزاری رسمی پاکستان، در سال گذشته (۱٣٨٨) ۶ نفر از کردهای ایران (عضو انصارالاسلام) هنگامی که عازم شرکت در یک جلسه مهم گروه های اسلامی افراطی ، در "دره صادق خان" آن کشور بودند، در مرز پاکستان و ایران توسط پلیس آن کشور بازداشت گردیدند.
در همین زمینه می توان به فعالیتهای منطقه یی بنیاد "صلاح الدین ایوبی" اشاره نمود که آزادانه در حال جذب و جمع آوری کمک های مالی برای انصار الاسلام است و بدونه هیچ مشکلی وجوه جمع آوری شده را در بانک های اروپایی ذخیره می کند.
این مقدار البته تنها بخش کوچکی از ارتباطات خارجی انصارالاسلام است که ما از آن اطلاع داریم.
بدون شک ارتباطات این گروه بسیار وسیعتر و عمیق تر از این است.

حاکمیت ایران وا نصارالاسلام
بدون شک سپاه پاسداران و مقامات امنیتی ایران بخوبی از کمیت و کیفیت فعالیتهای انصارالاسلام اطلاع دارند و آن را در جهت منافع دراز مدت خود ارزیابی می نمایند، به همین خاطر نه تنها مانع آن نمی شود، بلکه به اشکال مختلف (چه علنی و چه غیر علنی) از آن حمایت می کنند.
جالب اینجاست در حالیکه باند احمدی نژاد شیعه گری افراطی را ترویج می نمایند و طی سالهای اخیر اجازه انتشار ده ها کتاب و مطلب اهانت آمیز به باورهای مذهبی اهل تسنن را داده و حتی به آن کمک نموده اند.
در کردستان به انصارالاسلام اجازه داده می شود که سنی گرایی افراطی (سلفی گری) را ترویج کند و علنا شیعیان را "رافضی" بنامند و اهل تشیع را پیروان فرقه "ذاله" و در مواردی" بدتر از کفار "بنامند!
البته اگر همه ی ادبیات نوشتاری و خطابه های آتشین اعضای انصارالاسلام را بررسی کنیم، کمترین نشانی از مخالفت و ضدیت با حاکمیت ولایت فقیه در ایران نمی یابیم.
به عبارتی دیگر در حالی که انصارالاسلام شیعیان را "رافضی" و مذهب شیعه را " فرقه ضاله" گمراه بدتر از کفار می نامد، هنگامی که به حاکمیت شیعی ایران می رسد، درباره آن سکوت (آمیخته به قدردانی) را ترجیح میدهند!
این البته شیوه ی مرسوم همه ی گروه های افراطی، سلفی و وهابی در تمام کشورهای دارای حاکمیت ارتجاعی است.
زیرا اینگونه جریانات در واقع ریزه خوار سفره همان رژیم ها هستند.
سکوت انصارالاسلام در مقابل اقدامات بشدت ظالمانه و سرکوبگرانه حاکمیت ایران در حق اهل تسنن این کشور را نیز در همین چهارچوب می توان درک و تحلیل کرد.
با این وصف رابطه انصارالاسلام با سپاه پاسداران و جناح های افراطی و مرتجع حاکمیت ولایت فقیه در ایران از پیچیدگی های ویژه یی برخوردار است که پی بردن به همه ی ابعاد آن در این شرایط امکان پذیر نمی باشد.
اما آنچه روشن است هر دو طرف از این رابطه سود می برند و تاکنون بر ادامه آن مصر بوده اند.
بدون شک سپاه پاسداران و بقیه ی نهادهای امنیتی ایران از ارتباط انصارالاسلام با نهادهای اطلاعاتی و محافل تندرو کشورهای مرتجع منطقه، بویژه عربستان و پاکستان و همچنین سازمانهای اطلاعاتی برخی کشورهای غربی کاملا مطلع هستند.
لیکن تاکنون نه تنها مانع ادامه ی این ارتباطات نشده اند، که امکان تردد از خاک ایران به کشورهای منطقه و اروپایی را نیز برای اعضای ارشد این جریان فراهم نموده اند.

چند پرسش مهم !
شاید در حال حاضر نتوان جوابهای صحیحی برای پرسش هایی که در ادامه می آیند پیدا کرد، اما حتما میتوان به آنها اندیشید .
آیا توطئه فرامنطقه یی پیچیده یی در کار نیست که دستکم محافلی در درون نهادهای امنیتی ایران نیز، بخشی از مجریان آن هستند؟
آیا تشکیل و سازماندهی ده ها هسته عملیاتی مسلح، ولو در حال حاضر "راکد" از سوی انصارالاسلام در سطح شهرهای کردنشین اهل سنت ایران از چشم سیاه و بقیه نهادهای امنیتی مخفی مانده است؟
بی گمان اینطور نیست، بنابراین چه زمانی و در چه شرایطی و برای انجام چه اقداماتی امیر انصارالاسلام به این هسته ها فرمان "جهاد" خواهد داد؟
آیا این جهاد علیه شیعیان، به منظور راه انداختن یک جنگ مذهبی شیعه – سنی در ایران خواهد بود؟
۲: آیا این هسته های مسلح برای سرکوب مخالفین و معترضین رژیم ولایت فقیه، در شرایطی که نهادهای امنیتی و انتظامی قادر به کنترل اوضاع نباشد، در نظر گرفته نشده اند؟
٣: آیا فرمان "جهاد" امیر انصارالاسلام علیه بقیه جریانات فکری اسلامی، بویژه نواندیشان دینی فعال در بین اهل سنت کردستان خواهد بود؟
۴: آیا فرمان "جهاد" علیه فعالین جنبش های اجتماعی رو به رشد کردستان از جمله جنبش زنان، کارگران و دانشجویان صادر خواهد شد؟

به گمان من در همه این موارد ممکن است سران مرتجع انصارالاسلام، بویژه امیر جاه طلب آنها "ملا کریکار" در هماهنگی و همگامی با سپاه پاسداران ولایت فقیه، یا همکاری با ارتجاع منطقه و کشورهای امپریالیستی، در فردای پس از سقوط رژیم ولایت فقیه، این هسته های فعلا راکد مسلح را فعال کنند.
حادثه ترور ۲ روحانی برجسته سنندجی توسط یکی از هسته های مسلح انصارالاسلام در سال گذشته (۱٣٨٨) زنگ خطر وجود این هسته های مسلح و اقداماتی را که ممکن است به آن دست بزنند، به صدا درآورد.
در خاتمه این بحث یادآوری می کنم شواهدی در دست است که یکی از سناریوی های خطرناک کشورهای امپریالیستی و ارتجاع منتطقه برای ایران بعد از رژیم ولایت فقیه در صورتی که اوضاع ایران به خواست آنان پیش نرود، راه انداختن جنگ های قومی و مذهبی خواهد بود. فاجعه یی که بایستی از هم اکنون برای آن چاره اندیشی کرد.

ختم کلام
حاکمیت شیعی ایران و نهادهای سرکوبگر آن بوِیژه در دوران احمدی نژاد جنگ تبلیغاتی و هجمه ی بسیار گسترده یی را با استفاده از منابر هزاران مسجد، در سراسر ایران و امکانات رسانه یی بی شمار خود علیه باورهای مذهبی اهل سنت ایران به راه انداخته است.
این در حالی است که به عادی ترین کتابها و جزوات مذهبی آنان مجوز انتشار داد نمی شود.
مساجد و اماکن مقدس آنان ویران می گردد و نهاد تحت نظر ولی فقیه به نام " مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور" برخلاف همه ی معیارهای متداول در کشورهای اسلامی و حتی بر خلاف قانونی اساسی خود رژیم، در جزیی ترین امور مربوط به مدارس دینی اهل سنت و امور داخلی روحانیون منطقه دخالت می کند.
همچنین نهادهای امنیتی رژیم، بویژه سپاه پاسداران، در حالی که در مقابل فعالیت های ارتجاعی و افراطی انصارالاسلام سکوت کرده و حتی به آن یاری می رسانند، با خشونت تمام فعالیت آرام و عادی جریانات متعادل و روشنفکران نواندیش دینی اهل سنت را به عنوان فعالیت های "وهابی" سرکوب می نمایند!
این در حالی است که همگان می دانند که جریانات معتدل و نواندیشان دینی هیچ ارتباطی با جریان ارتجاعی "وهابی" ندارند و حتی در مقابل آن و آموزه های خشونت طلبانه و تفرقه افکنانه آن ایستادگی می کنند.
در واقع آن گروهی که بیش از همه ی جریانات و نحله های فکری اهل سنت با وهابیت و وهابیگری نزدیک و همسو است، "سلفی ها"، بویژه (سلفی های جهادی) هستند.
این نیز آشکار است که بزرگترین گروه سلفی جهادی فعال در کردستان ایران گروه انصارالاسلام است.
بنابراین اتهام "وهابی" به بقیه گروه ها و جریانات مذهبی اهل سنت کاملا بی اساس است و تنها بهانه یی است برای سرکوب و ارعاب جریانات و افراد مستقل مذهبی مخالف و معترض به سیاست های ضد بشری رژیم ولایت فقیه.




پایان
تابستان ۱٣٨۹

کسانی که هنوز در باره حمله به سوريه نظر ديگری دارند اين مطلب را و پيوند هايش را بادقت بخوانند.

کسانی که هنوز در باره حمله به سوريه نظر ديگری دارند اين مطلب را و پيوند هايش را بادقت بخوانند.
ايران نبايستی برای «سلامت و مونوپول اتم» ماندن در خاورميانه و «قداره بندی اسراييل» و خواست کسانی مانند روتچيلد ها و جورج سوروس ها نابود شود... هرکس در اين راستا – راستای جنگ عليه ايران و قطع اقتدار منطقه ای ايران – برای آينده ايران تلاش کند «ضد ايران» و «ضد مردم ايران» است


کسانی که هنوز در باره حمله به سوريه نظر ديگری دارند اين مطلب را و پيوند هايش را بادقت بخوانند.

کسانی که هنوز در باره حمله به سوريه نظر ديگری دارند اين مطلب را و پيوند هايش را بادقت بخوانند.
ايران نبايستی برای «سلامت و مونوپول اتم» ماندن در خاورميانه و «قداره بندی اسراييل» و خواست کسانی مانند روتچيلد ها و جورج سوروس ها نابود شود... هرکس در اين راستا – راستای جنگ عليه ايران و قطع اقتدار منطقه ای ايران – برای آينده ايران تلاش کند «ضد ايران» و «ضد مردم ايران» است

کشتار و قتل عام مردم سوریه خاتمه دهید!
مرگ بر جنگ و جنگ افروزان!


شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ) فریاد خاوران( علیه هر گونه کمک و همکاری
نظامی و کمکهای مالی رژیم جمهوری اسلامی ایران در تداوم جنگ و قتل عام مردم سوریه و سایر
نقاط جهان، است.
مردم ایران بیش از سه دهه اسیرو قربانی دیکتاتوری جمهوری اسلامی اند. زندانهای رژیم مملو از
کارگران زندانی و زندانیان سیاسی و عقیدتی است. هرروز حمله به اعتراضات و اعتصابات،
دستگیری معترضین، تغییر قوانین به نفع کارفرمایان و صاحبان سرمایه، تحمیل دستمزدهای نازل،
فقر، رواج بیشتر کار کودکان، بیکاری، حمله به دستفروشان، اعتیاد، فحشا، بی مسکنی، حمله به
بیخانمانان، کارتون خوابان، گورخوابان و ... را در دستور کار خود دارد.
از خواست انسانی و دموکراتیک مردم سوریه برای یک زندگی آزاد از دیکتاتوری رژیم اسد دفاع
می کنیم و در این فاجعه انسانی، که به مرگ بیش از نیم میلیون مردم سوریه و آوارگی میلیون ها
نفر مردم بی دفاع منجر شده، خود را در کنار مردم رنجدیده وجنگ زده سوریه میدانیم.
متحد و یکپارچه علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران، رژیم اسد، اسلام گران افراطی و
دیگر دولتهای درگیر در جنگ بپاخیزیم.
شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ) فریاد خاوران(


Rådet mot den Iranska Islamiska regimens massmord (Khavarans rop)
JANUARI 2017
shorahamkari@gmail.com

یک مقام اجرایی سازمان ملل در اثر فشار آمریکا و اسرائیل استعفا کرد

جهان

یک مقام اجرایی سازمان ملل در اثر فشار آمریکا و اسرائیل استعفا کرد


در پی استعفای ریما خلف، دبیر اجرایی کمیته‌ی اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا در سازمان ملل متحد، سفیر اسرائیل در این سازمان ابراز خشنودی کرد و گفت: «پاکسازی خلف از سازمان ملل می‌بایست سال‌ها پیش اتفاق می‌افتاد».
Libanon | ESCWA Executive Secretary Rima Khalaf auf einer Pressekonferenz in Beirut (picture-alliance/AA/M. A. Akman)
سازمان ملل متحد روز شنبه (۱۸ مارس) اعلام کرد که ریما خلف، دبیر اجرایی کمیته‌ی اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا در این سازمان (ESCWA) از مقام خود استعفا داد. دلیل این امر به گفته‌ی ریما خلف، خودداری از پس‌گرفتن گزارشی درباره‌ی سیاست ‌اسرائيل در قبال فلسطینی‌ها است. در این گزارش که از سوی خلف و گروهی کارشناس سیاسی تهیه شده، اسرائیل به نژادپرستی متهم شده است.
انتشار گزارش بدون مجوز
بنا به گفته‌ی استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل، گزارش یادشده بدون رایزنی با آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، و اداره‌ی مربوطه "با آرم سازمان ملل" منتشر شده است. دوجاریک با اشاره به پذیرش استعفای دبیر اجرایی کمیته‌ از سوی گوترش تاکید کرد که اقدام وی از نظر دبیرکل سازمان ملل "قابل قبول" نیست.
بیشتر بخوانید: بان کی مون اسرائیل را مسئول حمله به مدارس سازمان ملل در غزه دانست
پس از استعفای خلف گزارش یادشده از روی صفحه‌ی ESCWA پاک شد. او معتقد است که واکنش دبیر کل سازمان در نتیجه‌ی "اعمال فشار شدید" از سوی آمریکا به عنوان متحد اصلی اسرائیل صورت گرفته است. دبیر اجرایی کمیته ‌در نامه‌ای خطاب به گوترش نوشته است: «این عادی است که جنایتکاران به کسانی حمله می‌برند که از حقوق قربانیان دفاع می‌کنند.» او سپس اضافه کرده: «ولی من نمی‌توانم بپذیرم که تحت این فشارها قرار بگیرم.»
Sperranlage zwischen Israel und den Palästinensergebiet (picture-alliance/dpa/A. Sultan)
دیواری که اسرائیل را از مناطق فلسطینی جدا می‌کند، همواره مورد انتقاد نهادهای بین‌المللی قرار گرفته است
استقبال از استعفا
دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، از تصمیم ریما خلف مبنی بر استعفا، هم‌چنین واکنش آنتونیو گوترش ابراز خشنودی کرد و گفت: «پاکسازی او از سازمان ملل می‌بایست سال‌ها پیش اتفاق می‌افتاد». به گفته‌ی دانون دبیر اجرایی کمیته‌ی ESCWA در طول سال‌ها "زیان‌های بسیاری" به اسرائیل وارد آورده است. نیکی هلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل، نیز از اقدام گوترش مبنی بر عدم تایید گزارش ESCWA و پذیرش استعفای خلف استقبال کرد.
بیشتر بخوانید: قطعنامه سازمان ملل؛ خشنودی فلسطینی‌ها و خشم اسرائیل
در نهاد ESCWA، ۱۸ کشور عربی، از جمله تشکیلات خودگردان فلسطینی‌ها عضو هستند. در گزارش یادشده از جمله آمده که «اسرائیل مسئول تحمیل رژیمی نژادپرست بر خلق فلسطین است.» بنا به نوشته‌ی کارشناسان گزارش، این امر "جنایت علیه بشریت" محسوب می‌شود.
گفته می‌شود ریچارد فالک، گزارشگر ویژه‌ی سابق سازمان ملل در مناطق فلسطینی‌ها، یکی از تهیه‌کنندگان گزارش است که اسرائیل از صدور ویزا برای او خودداری کرده است.
default
تونل‌های شگفتی‌آور حماس در غزه
دور جدید جنگ خونین غزه با قتل سه نوجوان اسرائیلی و یک نوجوان فلسطینی آغاز شد. اسرائیل هدف عملیات نیروهای زمینی در غزه را نابودی سیستم تونل‌های حماس اعلام کرده است. تونل‌های جدید کشف‌شده تفاوت‌های فاحشی با تونل‌های قدیمی دارند که شگفتی متخصصان امنیتی را برانگیخته است.

12345678910111213141516
در همین زمینه:

بان کی مون اسرائیل را مسئول حمله به مدارس سازمان ملل در غزه دانست
بان کی مون‌، دبیر کل سازمان ملل متحد اسرائیل را مسئول حمله به مدارس این سازمان در نوار غزه معرفی کرد. اسرائیل در واکنش به این اتهامات وعده داد که این گزارش را بررسی و با بازرسان سازمان ملل همکاری کند. (28.04.2015)
قطعنامه سازمان ملل؛ خشنودی فلسطینی‌ها و خشم اسرائیل
آمریکا با دادن رأی ممتنع، راه را برای تصویب قطعنامه محکومیت شهرک‌سازی‌های اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی در شورای امنیت هموار کرد. اسرائیل می‌گوید، به قطعنامه عمل نخواهد کرد اما فلسطینی‌ها آن را "پیروزی تاریخی" نامیدند. (24.12.2016)
تونل‌های شگفتی‌آور حماس در غزه
دور جدید جنگ با قتل سه نوجوان اسرائیلی و یک نوجوان فلسطینی آغاز شد. اسرائیل هدف عملیات زمینی در غزه را نابودی شبکه تونل‌های حماس اعلام کرده است. تونل‌های کشف‌شده شگفتی متخصصان امنیتی را برانگیخته است.

(30.07.2014)http://www.dw.com/fa-ir/

افشای راز جنگ در سوریه توسط کندی،،،،،،،،،،،،،،،،،

افشای راز جنگ در سوریه توسط کندی/ این گزارش نشان میدهد که حاکمان سوریه خود را فدای ایران کرده اند.



لوله گاز اروپا و جنگ داخلی سوریه

یک وکیل می‌گوید تصمیم واشنگتن برای سرنگونی بشار اسد، رئیس جمهور مشروع و منتخب سوریه از امتناع وی در حمایت از طرح خط لوله گاز قطر ناشی می‌شود.

رابرت اف کندی، وکیل امریکایی و برادرزادۀ جان اف کندی، رئیس جمهور اسبق امریکا در مقاله‌ای که روز پنجشنبه در سایت پُلیتیکو منتشر شد، نوشته است امریکا پس از آنکه اسد از پروژه احداث خط لوله گاز دولت قطر حمایت نکرد، تصمیم به برکناری وی گرفت.

این پروژه 10 میلیارد دلاری نخستین بار در سال 2000 مطرح شد و

سرویس اطلاعاتی امریکا (سیا) این طرح را پیگیری کرد تا آنکه 9 سال بعد

اسد اعلام کرد که از طرح خط لوله که به موجب آن قطر می توانست از

طریق پایانه‌های ترکیه، مستقیما به بازارهای انرژی اروپا دسترسی داشته باشد حمایت نمی کند.

کندی افزود که این خط لوله همچنین به عربستان سعودی امکان می داد نفوذ بیشتری را در منطقه علیه ایران اعمال کند.

متن زیر برگردان گزیده ای از این مقاله از انگلیسی به فارسی است:

مردم آمریکا از سابقه مداخله خشونت آمیز آمریکا در سوریه اطلاع چندانی ندارند… تا زمانی که مردم و

سیاستگذاران امریکا از این پیشینه آگاهی نداشته باشند، دخالت‌های بیشتر تنها به پیچیده‌تر کردن بحران کمک می‌کند.

جنگ ما علیه بشار اسد ازاعتراضات صلح امیز مردمی موسوم به بهار عربی در سال 2011 آغاز نشد بلکه از سال

2000 و هنگامی که قطر پیشنهاد احداث خط لوله 10 میلیارد دلاری به طول هزار و 500 کیلومتر را از طریق

عربستان سعودی، اردن، سوریه و ترکیه مطرح کرد آغاز شد. میدان گازی پارس جنوبی (گنبد شمالی)، غنی‌ترین میدان گازی طبیعی در جهان بین

ایران و قطر مشترک است. تحریم‌های تجارت بین المللی تا همین اواخر ایران را از فروش گاز به کشورهای خارجی منع می کرد.

در عین حال، گاز قطر تنها در صورتی می‌تواند به کشورهای اروپایی برسد که تبدیل به مایع و از طریق دریا حمل شود. مسیری که ظرفیت را محدود کرده و هزینه‌ها را افزایش می‌دهد.

خط لولۀ پیشنهادی، قطر را از طریق پایانه‌های توزیع ترکیه مستقیما به بازارهای اروپایی متصل

می‌ساخت.ترکیه از این طریق می توانست هزینه‌های ترانزیت را به جیب بزند.

خط لوله مشترک قطر – ترکیه سلطه قطعی کشورهای عرب حاشیه خلیج

فارس بر بازارهای گاز طبیعی را موجب می‌شد و قطر، نزدیکترین متحد امریکا در جهان عرب را قوی‌تر

می ساخت. دو پایگاه نظامی عظیم آمریکایی و مقر فرماندهی مرکزی امریکا در خاورمیانه، در کشور قطر واقع شده است.

اتحادیه اروپا که 30 درصد گاز خود را از روسیه تأمین می کند نیز از پیشنهاد خط لوله استقبال کرد چرا که از این

طریق می توانست به انرژی با قیمت ارزانتر دست یابد و از نفوذ سیاسی و اقتصادی پوتین رهایی پیدا کند.ترکیه، که دومین خریدار بزرگ گاز روسیه

است، برای پایان دادن به اتکای خود به رقیب دیرینه و تثبیت خود به عنوان مرکز انتقال پرسود سوخت آسیا به بازارهای اروپایی، مشتاق بود.

خط لوله قطر می‌توانست برای عربستان سعودی با ایجاد پایگاهی در سوریۀ سودآور باشد.

هدف ژئوپلیتیکی عربستان این است که قدرت سیاسی و اقتصادی رقیب اصلی خود و متحد نزدیک بشار اسد، یعنی ایران را محدود نگه دارد.

عربستان سعودی مناطق شیعه نشین تحت سلطه امریکا در عراق (و اخیرا پایان بخشیدن به تحریم‌های اقتصادی علیه ایران) را به عنوان عوامل کاهش قدرت خود در منطقه می داند و در حال حاضر در جنگی نیابتی علیه تهران در یمن حضور دارد که تحت عنوان نسل کشی عربستان سعودی علیه گروه حوثی یمن (شیعیان این کشور) که تحت حمایت ایران قرار دارد، از آن یاد می‌شود.

اما در این میان روسیه که 70 درصد گاز خود را به اروپا می‌فروشد، خط لوله قطر – ترکیه را به عنوان تهدیدی برای موجودیت خود می‌دید. از نظر پوتین، خط لوله قطر توطئه ناتو برای تغییر وضع موجود، محروم کردن روسیه از تنها پایگاه خود در خاورمیانه، رکود اقتصاد روسیه و پایان دادن قدرت نفوذ این کشور در بازار انرژی اروپا بوده است.

در سال 2009 اسد اعلام کرد تفاهم نامه مجوز ایجاد خط لوله از طریق سوریه را امضا نمی کند.a

پس از آن اقدامات اسد بیش از پیش خشم کشورهای حاشیه خلیج فارس را برانگیخت، چرا که او از «خط لوله اسلامی» که مورد تایید روسیه بود و از میدان گازی ایران از طریق سوریه به بنادر لبنان کشیده می‌شد، حمایت کرد. این خط لوله اسلامی، ایران، و نه قطر را، تبدیل به تامین کننده اصلی بازارهای انرژی اروپا می‌کرد و نفوذ تهران در خاورمیانه و جهان را به طور چشمگیری افزایش می‌داد.

اسرائیل نیز همان طور که انتظار می‌رفت مصمم بود تا از ایجاد خط لوله اسلامی که باعث قدرتمند شدن هرچه بیشتر ایران و سوریه و احتمالا حزب الله و حماس می شد ،
جلوگیری کند.

گزارش های محرمانه از سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل، عربستان سعودی و امریکا نشان می‌دهند همان زمانی که اسد طرح خط لوله قطر را رد کرد، برنامه‌ریزان نظامی و اطلاعاتی به سرعت به این نتیجه رسیدند که دامن زدن به شورش سنی‌ها در سوریه برای برکناری بشار اسد که با آنان همکاری نداشته است، راهکاری عملی برای دستیابی به هدف مشترک تکمیل خط لوله گاز قطر – ترکیه است.

بنابر اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس، در سال 2009 پس از آنکه اسد طرح خط لوله قطر را رد کرد، سازمان سیا حمایت مالی از گروه‌های مخالف در سوریه را آغاز کرد. شایان ذکر است که این مساله پیش از قیام بهارعربی علیه اسد اتفاق افتاد.

🖋📚✒

پشتیبانی فرانسه از تروریستها



اکتبر 2016

پیشگفتار مترجم : ده بخش مقالۀ مائل آلبرکا که از نسخۀ منتشر شده در سایت انویستیگ آکسیون به فارسی ترجمه کرده ام در اینجا به انضمام دو مقالۀ قدیمی دیگر )مارس 2012 )
» پشتیبانی فرانسه از تروریستها « در رابطه با همین موضوع گردآوری و به شکل پروندۀ پی دی اف ارسال می دارم. لازم به یادآوری می دانم که این مقالات پیش از این در سایتهای پشتیبان منتشر و در این پروندۀ تاریخ انتشار آنها حفظ شده است.
با توجه به رسانه های حاکم غربی که بردار تحریف تاریخ هستند، آگاهی از رویدادهای معاصر با مراجعه به سایتهای آلترناتیو بسیار ضروری بنظر می رسد، خاصه برای ما ایرانیها زیرااپوزیسیون های ایرانی حاضر در فرانسه نیز به شکل گسترده تعلق دارند، و با » پشتیبانی از تروریسم « به همین واقعیت توجه به اختناق نظام سرمایه داری وابسته و سلطۀ دین سالاری و در نتیجه ممنو عیت نقد و پژوهش واقعاً علمی )به دلیل حکم ارتداد که بعداً در مقالۀ دیگری به شکل مفصل به –
تحلیل آن خواهم پرداخت( در ایران موجب شده است که در » عصر روشنگری « تبلیغات پوشالی اپوزیسیون های اذهان عمومی ایران نفوذ کند. بی گمان تبانی جمهوری در » عصر روشنگری « اسلامی ایران با اپوزیسیون های فرانسه و بطور کلی در غرب چندان جای شگفتی ندارد زیرا هر
دو برای حاکمیت پدر سوختگی یعنی لیبرالیسم می کوشند.
همین مدیریت تروریسم فرهنگی و یا ناتوی فرهنگی موجب شده است که مردم ایران از خود مردم فرانسه وقتی که ازو چگونگی برپا شدن جمهوری در فرانسه » عصر روشنگری «حرف می زنند چیزی بگوششان نرسد، چون که نمایندگانشان » درباری « در میان فرهنگی ایران و جهان همین بشقاب دزدهای بوده اند. در نتیجه پشتیبانی فرانسه از تروریسم شاید ریشه درجای دیگری نیز داشته باشد، و آن هم به اصطلاح انقلاب کبیر
فرانسه 1789 است )؟( که البته چنین موضوعی به بررسی های مائل آلبرکا در اینجا ارتباطی ندارد، و برای درک چنین موضوعی باید در جای دیگری به جستجوهایمان ادامه دهیم.
حمید محوی/پاریس/ 6 اکتبر 2016
2
گاهنامۀ هنر و مبارزه/جغرافیای سیاسی
17 ژوئن 2016
فرانسه، پشتیبان تروریستها؟ اسلحه،
آیا اسلحه می خواهید، این هم اسلحه!
بخش 1
مائل آلبرکا
Maël Alberca
24 مه 2016
7 ژانویه 2015 ، 13 نوامبر 2015 ، 22 مارس 2016 ، برای همۀ اروپائیها عملیات تروریستی در پاریس و بروکسل روزهای جراحت بار عمومی را در حافظۀ تاریخی شان به ثبت رسانده است. با وجود این، هر روز طی عملیات نظامی که به نام مبارزه علیه تروریسم در جهان به اجرا گذاشته می شود، در عراق، سوریه، لیبی، یمن، افغانستان،
3
پاکستان و امثال اینها، خسارات جانی خیلی بیش از اینها بوده و موجب مرگ انسانهای بی گناه شده است.کشورهائی که با یک دست علیه تروریسم می جنگند و با دست دیگر از آن پشتیبانی می کنند، بی گمان، فرانسه یکی از مسئولان چنین وضعیتی است. در اینجا، اثبات چنین واقعیتی را در ده بخش بررسی می کنیم.
همه جا همان ساختار هرمی شکل بر پا شده، همان آئین « رهبر نیمه مقدس، همان ساختار اقتصادی که وجودش به تداوم جنگ بستگی دارد. )...( یعنی ساختاری که مازاد تولید محصولات مصرفی را از هم میدرد و در حفظ و حراست از فضای فکری خاصی می کوشد که جامعۀ هیرارشیک ) طبقاتی ( بدان نیازمند است. )...( آگاهی به این امر که در جنگ به سر می بریم، به این معناست که در خطر هستیم، موجب می شود که تصاحب قدرت به دست بخش کوچکی از جامعه شرط طبیعی و اجتناب ناپذیر برای تداوم حیات توجیه یا تعبیر شود. )...( اهمیتی ندارد که جنگ واقعاً به وقوع پیوسته و یا اعلام شده باشد، و به این علت که هیچ پیروزی قطعی نیز تواند وجود داشته باشد، اهمیتی هم ندارد که پیروزمند یا نه. موضوع مهم این است که وضعیت جنگی وجود باشد
جرج اورولز، 1984
George ORWELL, 1984
از تاریخ سوء قصدهای 13 نوامبر 2015 در پاریس، میزان ارزش گروه تالس Thales یکی از تهیه کنندگان اصلی الکترونیک ارتش فرانسه تا % 3 افزایش داشته، در حالی که سهام بازار بورس فرانسه کک کرانت CAC 40 رو به کاهش داشته است. )...(. سهام ریتوین Raytheon (+3,41%) ، نورثتروپ گرومن Northrop Grumman (+5,75%) ،لاکهید مارتین Lockheed Martin (+5,25%) ، سازندۀ
هواپیماهای جنگی، موشک، و یا تجهیزات امنیتی سایبری افزایش چشمگیری در ایالات متحدۀ آمریکا داشته اند ) 1 .) فرانسه در بازار فروش اسلحه
فرانسه در بازار فروش اسلحه بین سومین و چهارمین رتبه )پشت سر ایالات متحدۀ آمریکا، بریتانیا و روسیه( قرار گرفته است. از سال 2012 تا 2013 ، صادر کنندگان سلاح فرانسوی تا % 42 افزایش داشته اند و از سال 2013 تا 2014 به میزان % 18 بالا رفته اند. در اول ماه اکتبر 2015 ، فرانسه پشت سر ایالات 4 متحدۀ آمریکا و جلوی روسیه به رتبۀ دوم بین صادرکنندگان اسلحه در جهان دست یافته است ) 3(. ارتقاء فرانسه در عرصۀ فروش اسلحه به یمن گسترش فروش اسلجه به عربستان سعودی ممکن شده است، حجم قرارداد اسلحه با این کشور مشتری در سال 2014 ، 3،63 میلیارد دلار بوده است.
در ساا 2010 ، فرانساه در ساشو کشاورهای اروپاائی، مهمترین فروشندۀ اسالحه باه عربساتان سا ودی باوده است.
)مترجم : در تصویر بالا که احتمالاً در سایتهائی مثل مجلۀ هفته نمی تواند منتشر شود، کل معاملات اسلحه با عربستان سعودی 3.3 بیلیون یورو اعلام شده، در نیم دایرۀ سبز، و بیلیون یعنی هزار میلیارد، 3300000000000 رقم نجومی باور نکردنی بنظر می رسد، هر چند که بر اساس گزارشات دیگر می دانیم که حجم فروش اسلحه در جهان حدود 5 میلیارد دلار در روز است. در نتیجه این رقم تردید آمیز و اغراق آمیز بنظر می رسد.
مسئولیت آن به عهدۀ نویسنده است( عربستان سعودی در حال حاضر از این جنگ افزارها در جنگ علیه یمن و شیعیان زیدی من )حوثی ها یا جنبش انصار الله( بکار می برد. بمب های سعودی، که برخی از آنها ساخت فرانسه است، هر روز از غیر نظامیان قربانی می گیرد. برای
مثال، در 17 ژوئن 2015 در نزدیکیِ عدن : طی دو حملۀ هوائی از سوی عربستان سعودی 31 نفر از جمله تعدادی زن و کودک کشته شدند) 5(. در بمباران روز 15 مارس 2016 در بازرار یمن 97 نفر غیر نظامی کشته شدند که 25 نفر از آنان کودک بودند ( 6 (. االبته اینبار بمب های پرتاپ شده ساخت آمریکا بود.
در کل بیش از 5700 شهروند ) 830 زن و بچه( بین مارس و نوامبر 2015 در یمن کشته شده اند ) 7(. سخنگوی وزارت بهداشت یمن Tamim Chami در ژانویۀ 2016 رقم 23900 نفر را اعلام کرد که غالباً در بمبارانهای نیروی هوائی عربستان سعودی کشته شده بودند ) 8 .)
5
علاوه بر این، برای فرانسه ناممکن است که بتواند مقصد نهائی جنگ افزارهای فروخته شده اش را بررسی کند، در حالی که عربستان سعودی رسماً از گروه های سلفی جهاد طلب در سوریه پشتیبانی می کند )بخش 5 این مقاله به بررسی همین موضوع اختصاص دارد(.


Notes:
[1] . Pierre HASKI, « Le malheur des uns fait le bonheur des marchands de canons (et de leurs actionnaires) », Rue89.nouvelobs.com, 16 novembre 2015, à partir de l’article de Glenn GREENWALD, « Stock Prices of Weapons Manufacturers Soaring Since Paris Attack », Theintercept.com, 16 novembre 2015.
[2] . Sébastien LERNOULD avec Victor ALEXANDRE, « La France n’a jamais autant exporté d’armes », Leparisien.fr, 2 juin 2015 & « Rapport au Parlement 2015 sur les exportations d’armement de la France », Defense.gouv.fr, 2 juin 2015.
[3] . Alexandre KARA, « Ventes d’armes : 2015, une année record pour la France », Europe1.fr, 1er octobre 2015.
[4] . Sébastien LERNOULD avec Victor ALEXANDRE, Idem.
[5] . « Nouvelles victimes civiles d’un bombardement saoudien au Yémen », Lemonde.fr, 17 juin 2015.
[6] . “Des bombes américaines utilisées dans des raids très meurtriers au Yémen”, Rfi.fr, 7 avril 2016.
[7] . « La guerre civile au Yémen a fait 5700 victimes depuis le mois de mars », Jeuneafrique.com, 27 novembre 2015.
[8] . Bahar KIMYONGÜR, «La paix au Yémen, garantie de notre sécurité », Investigaction.net, 18 février 2016.
6
- See more at: http://www.investigaction.net/la-france-sponsor-des-terroristes-des-armes-en-veux-tu-en-voila-110/#sthash.T8IFZ22I.dpuf
لینک متن اصلی :
http://www.investigaction.net/la-france-sponsor-des-terroristes-des-armes-en-veux-tu-en-voila-110/
ترجمۀ حمید محوی]

استرالیا مایه تسلی و کمک به داعش
سرمقاله گاردین، ارگان حزب کمونیست استرالیا


برگردان: آمادور نویدی
رفقا و دوستان گرامی

درود و خسته نباشید.

حمله هواپیماهای جنگی آمریکا و متحدانش از جمله استرالیا در دیرالزور - سوریه که منجر به کشته شدن ۶۵ و بنابه گفته برخی ها ۸۰ سرباز سوری و زخمی شدن صدها نفر دیگر شده است، طبق نظر خیلی ها، از جمله حزب کمونیست استرالیا، اقدامی بود به حمایت از داعش و نیروهای تروریستی - پیاده نظام سیا و پنتاگون.

پس از این جنایت جنگی، در سراسر جهان از جمله در مارتین پلس سیدنی - استرالیا نیز یک گردهم آیی و سپس راهپیمایی برگزار شد. در این گردهم آیی، از نیروهای چپ و مترقی و حتی آنارشیست ها گرفته تا آدم های معمولی شرکت داشتند، بحز تروتسکیستهای رنگارنگ - پیاده نظام ناتو/سیا و پنتاگون! این گردهم آیی نشان داد که چه کسانی با مردم سوریه هستند و چه کسانی در مقابل آنها قرار دارند. اما یک چیز روشن است و آن این است که پیروزی با خلق سوریه است. دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد!

باشد که ترجمه این مقاله مورد پسند واقع گردد، و چنانچه شد، لطفا در پخش و انتشار آن کوشا باشید.

با احترام
آمادور نویدی

آنهایی که مرتکب جنایت و قتل عام می شوند، علاقمندند که درباره «تمدن» صحبت کنند. اما امپریالیسم مسئول جنگ های بی شماری است و میلیونها انسان را به فقر و بیکاری کشانده است، و میلیونها نفر دیگر را از امکانات بهداشتی و آموزش و پرورش محرم ساخته است. این نه تمدن، بلکه بربریت است... هدف اصلی «جنگ علیه تروریسم» جهت پیشبرد اهداف استراتژیک آمریکا و ناتو در آسیای مرکزی، به عنوان بخشی از مفهوم کلی ژئواستراتژیک است... در حالی که معنای واقعی «جنگ علیه تروریسم» آشکار میشود، کاملا قطعی است که بسیاری بیشتر از مردم و دولت ها مخالف آن می شوند و به ایده حمایت از راه حل و فصل اختلافات بدون جنگ متوسل می شوند، به حاکمیت و استقلال تمام کشورها، عدم مداخله در امور دیگر کشورها احترام می گذارند، و برای حقوق همه مردم در انتخاب شکل سیستم مورد نظر اقتصادی و سیاسی آنها احترام بگذارند.


هفته گذشته نیروی هوایی استرالیا در بمباران و کشتار پرسنل نظامی سوریه در دیرالزور، شهری واقع در شرق سوریه شرکت کرد که در طول دو سال گذشته تحت محاصره داعش بوده است. این بمباران در هماهنگی با نیروهای آمریکایی صورت گرفت که بطور غیرقانونی در آسمان و در سر زمین سوریه صف آرایی کرده، و حضور خود را تحت پوشش جنگ علیه تروریسم توجیه می کنند.
http://www.cpa.org.au/guardian/2016/1749/10-australia.html
این اقدامات – از جمله بمباران نیروهای دولت سوریه توسط استرالیا – کمک به مزدوران و متعصبان جانی است و باعث دلداری آنها می شود. هدف آمریکا و متحدانش – از جمله استرالیا – سرنگونی دولت بشار اسد است. و این که آمریکا و استرالیا کشور دیگری را بدون رضایت دولتش و یا سازمان ملل متحد بمباران می کنند، بازتاب نیت برای تغییر رژیم و آماده سازی برای حمله و اشغال است؛ و هم چنین نشان دهنده این امر است که آمریکا در جنگ با داعش نیست، بلکه داعش ابزار آمریکا جهت نابودی سوریه است.
از همه خظر ناکتر آمریکا کشور مستقل سوریه را برای نابودی هدف قرار داده است تا منافع استراتژیک آمریکا را در خاورمیانه و فراتر از آن به پیش ببرد، و این است آن چیزی که جنگ علیه سوریه را این چنین اقدامی خطرناک برای همه بشریت می سازد.
استرالیا روابط دیپلماتیک با سوریه را در خط آمریکا قطع کرد و تحریمات تحمیلی آمریکا را بر سوریه اجرا کرده است که به مردم سوریه آسیب می رساند. حداقل از سال ۲۰۱۵، هواپیماهای نظامی استرالیا، تحت نظارت آمریکا، حملات هوایی در سوریه انجام داده اند.
نیروهای ویژه استرالیا نیروهای ضد دولتی را حداقل از سال ۲۰۱۴، برای تغییر رژیم در سوریه آموزش داده اند. تحت قوانین بین المللی این تهاجمات نظامی توسط استرالیا غیرقانونی است: راه انداختن جنگ در سوریه، بدون تصویب سازمان ملل و در مغایر با خواست مردم سوریه، یک جنایت جنگی است.
اما هدف اصلی «جنگ علیه تروریسم» جهت پیشبرد اهداف استراتژیک آمریکا و ناتو در آسیای مرکزی، به عنوان بخشی از مفهوم کلی ژئواستراتژیک است.
رهبری آمریکا از آغاز با حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، همواره تعدادی از دیگر کشورها را در چشم انداز خود داشته است. /در آن زمان وزیر دفاع آمریکا دونالد رامسفلد اعلام کرد که آمریکا بیش از ۶۰ کشور را در لیست خود دارد.
سئوالی که باید پرسیده شود این ست که آیا آمریکا و ناتو قادر خواهند شد که از گسترش مبارزات مردم سراسر جهان علیه جهانی سازی/گلوبالیزسیون جلوگیری کنند، رشد کشورهای سوسیالیستی را متوقف سازند، و از مبارزات آزادی ملی کشورهای در حال توسعه جلوگیری نمایند؟
آیا حمله امپریالیستی موفق به تغییر مسیر تاریخی حوادث می شود، و چنانچه موفق شود، منجر به سلطه نهایی امپریالیسم آمریکا بر جهان گردد؟
در حالی که معنای واقعی «جنگ علیه تروریسم» آشکار میشود، کاملا قطعی است که بسیاری بیشتر از مردم و دولت ها مخالف آن (جنگ علیه ترور) می شوند و به ایده حمایت از راه حل و فصل اختلافات بدون جنگ متوسل می شوند، به حاکمیت و استقلال تمام کشورها، عدم مداخله در امور دیگر کشورها احترام می گذارند، و برای حقوق همه مردم در انتخاب شکل سیستم مورد نظر اقتصادی و سیاسی آنها احترام بگذارند. آنها از روابط صلح آمیز بین مردم و تجارت دوجانبه حمایت می کنند تا از مزایای یک طرفه از طریق نوع مشاکت ترانس پاسیفیک که توسط کشورهای توسعه یافته تحمیل می شود.
اکنون تقریبا ۱۷۰ سال از آن زمان می گذرد که مارکس و انگلس در مانیفیست اعلام کردند که سرمایه داری گورکنان خود را می سازد. این نظریه تا به امروز هم درست باقی مانده است. اکنون میلیون ها نفر از مردمی که کار می کنند، در فدراسیون های اتحادیه های کارگری در سراسر جهان متحد شده اند. تعداد بسیار زیادی از دیگران هستند که توسط استثمار شرکت های بزرگ زمین خورده اند و به مقاومت می پیوندند.
آنهایی که مرتکب جنایت و قتل عام می شوند، علاقمندند که درباره «تمدن» صحبت کنند. اما امپریالیسم مسئول جنگ های بی شماری است و میلیونها انسان را به فقر و بیکاری کشانده است، و میلیونها نفر دیگر را از امکانات بهداشتی و آموزش و پرورش محرم ساخته است. این نه تمدن، بلکه بربریت است.

برگردانده شده از:

Issue #1750 September 28, 2016
Australia's aid and comfort to IS - Communist Party of Australia
http://www.cpa.org.au/guardian/2016/1750/02-editorial.html

خاورمیانه و بحران زایمان!
انباشت تضادهای حل نشده و گشودن جعبه پاندورا افسانه نیست، واقعیت دارد!


خاورمیانه بیماراست و ظهور و عروج ناگهانی و پیشروی های برق آسا و غافلگیرکننده نیروهای واپسگرا و نابهنگامی همچون داعش، تسخیردومین شهربزرگ عراق با جمعیت دومیلیونی و تکریت و سایرنواحی درطی مدتی کوتاه، نفوذ باطراف بغداد و تهدیدپایتخت، همه و همه بیش از آن که خودِ بیماری باشند علائم بیماری هستند: گواهی بر ضعف مفرط بدن اجتماعی و تحلیل رفتن قدرت دفاعی آن در برابریورش عوامل ویرانگر. یأس از بهبود وضعیت از سوی انبوه مردمی که پس از ده سال هنوز نتوانسته اند کابوس جنگ وعواقب فاجعه بار آن را از متن زندگی خویش بروبند، و نصیبی جزگسترش فقر و فلاکت و استبداد، و گسترش سیطره ترور و بی امنیتی کامل نبرده اند و حتی از کورسوئی از بارقه امید در انتهای تونل تاریک محروم بوده اند. بیادداریم که پیشینه ظهورطالبان در افغانستان هم در پی یک جنگ بزرگ و بجان هم افتادن وحشیانه فاتحان و موردتهدید قرارگرفتن مستمرزندگی روزانه شهروندان صورت گرفت. در چنین شرایطی زمان فشرده شده و رهائی درلحظه های کوتاه و اغواکننده ای متبلورمی شود و وارونگی باوج می رسد. نیروی رانش و فرار از وضعیت بدون داشتن نگاهی به فراسوی لحظه ها -لحظه های دردناک- و به آینده، حرف اول را می زند. عروج بنیادگرائی در رنگ وبوی داعش در این منطقه حساس را باید یک فاجعه انسانی، یک جهش منفی، و یک"رخداد" به معنی واقعی کلمه تراژیک بشمارآورد که برشی از آن می تواند نه فقط تصویری روشن از بیماری کشورهائی که این موجود مستقیما از آن سربرآورده است بدست دهد، بلکه پرده از بیماری منطقه و مهمتر از آن بیماری مناسبات حاکم بر جهانی که این منطقه یکی از نقاط استراتژیک و حیاتی آن بشمارمی رود را به نمایش بگذارد. این نوشته قادر به ارائه تصویری همه جانبه و گویا از همه این وجوه بهم پیوسته و درهم پیچیده نیست، اما در تلاش است که تصویری اجمالی از آن ارائه دهد. در ارزیابی های رایج و متداول معمولا تمایل زیادی به خم کردن میله به یک طرف و تقلیل رویدادها به یکی از جنبه های دخیل در آن وجود دارد و حال آن که بدون در نظرگرفتن پیوندهمه وجوه اصلی و مؤثر در وضعیت بوجودآمده و نگاهی به کلیت بحران، و البته خیره شدن برهر وضعیت مشخص وعوامل درون زا و در نظرگرفتن استقلال نسبی حوزه های گوناگون، نمی توان نوری بربغرنجی رویدادها و تاریکی ها افکند و راهی و کورسوئی برای پیشروی واقعی و نه تخیلی به جلو، بسوی رهائی و آزادی، یافت.
خاورمیانه سالهاست که آبستن بحرانی چندوجهی و عمیق است، اما قادر به پرورش طبیعی جنین خود و انجام زایمان طبیعی نبوده است و ازهمین رو از شدت درد به خودمی پیچد و ازاین رو به آن رومی شود: از حکومت های خودکامه و مادام العمرنظامیان وشبه نظامیان موردحمایت غرب تا گونه های مختلف اسلام سیاسی از نوع جمهوری اسلامی و اخوان و تا القاعده و اخیرا داعش. اقدام برای زایمان های زودرس و غیرطبیعی و کورتاژگونه توسط این یا آن جریان و این یا آن قدرت، نه فقط پاسخی به بحران نبوده و نیست بلکه خود بازتاب فوران بحران بوده و هم چون عامل شتاب دهنده عمل می کند. عملکرددولت ها و نیروهای اجتماعی در مقیاس محلی و کشوری را بدون قراردادن آن بربستر (کنتکست ) یک مجموعه بزرگتر بنام منطقه خاورمیانه و این را نیز بدون در نظرگرفتن رابطه متقابلشان با جهانی که خاورمیانه یکی از مهمترین نقاط استراتژیک و حساس آن بشمارمی رود، موردتجزیه و تحلیل قرارداد. خودویژگی های محلی و منطقه ای و پیوندهای جهانی با تأثیرمتقابل و فعال برهمدیگر برسیررویدادها تأثیرمی گذارند. بهمین دلیل در تحیل هروضعیت مشخص در نظرگرفتن تأثیرگذاری وجه داخلی و منطقه ای و جهانی واجداهمیت است. چنانکه در موردبحران و جنگ داخلی سوریه پیشاپیش شماری از تحلیلگران هشدارمی دادند که اگر کنترل نشود دامنه آن به کشورهای اطراف (عراق و اردن و لبنان...) کشیده خواهدشد. چنانکه اکنون به عراق کشیده شده و خطرگسترش آن هم چنان مطرح است. در جنگ های نیابتی یعنی صف آرائی و منازعه نیروهای محلی ِتحت حمایت قدرت های منطقه ای (از جمله ایران و عربستان و ترکیه و...) و قدرت های جهانی، همه این ها ولوبصورت غیرمستقیم بخشی از جبهه جنگ بشمارمی رودند. و بهمین اعتبار اکنون سال هاست که کشورهای منطقه و از جمله ایران و نیز قدرت های جهانی در گیرجنگ فرسایشی و خونباری هستند.
خلاصه آنکه گرچه مناسبات حاکم بر منطقه به زیرسؤال رفته و تداوم آن بسیاردشوار و چه بسا ناممکن گشته است، اما متأسفانه هنوزهم شرایط و مصالح لازم برای عبور از آن تکوین پیدانکرده است. بنابراین در یک وضعیت منتاقض، انتقالی و دردناکی بسرمی بریم که در آن رشدخشونت و جنگ کلام نخستین است و می دانیم که خشونت خشونت متقابل را بازتولید می کند و از آن جزبربریت و تباه شدن ارزش های انسانی بیرون نمی تراود. آواره شدن میلیونی، کودکان و زنان و دست آوردهای بشری نخستین قربانیان آن بشمارمی روند. آری! انباشت تضادهای حل نشده و گشودن جعبه پاندورا افسانه نیست، واقعیت دارد!

علت اصلی سترونی اوضاع و بحران زایمان را باید اساسا در وجود روندها و اهداف متضاداجتماعی و کشاکش آنها در صحنه ای که هیچ کدام دارای گفتمان و هژمونی نافذاجتماعی نیستند دانست. باین ترتیب بحران هژمونی و بحران گفتمانی را (هژمونی به معنای فراگیرشدن یک گفتمان و نه الزاما فرادستی و سلطه یک جریان بر جریان های دیگر، که خود بحران افرین است) باید یکی از وجوه بارزبحران دانست.
بطورفشرده می توان گفت، بدون درنظرگرفتن کلیدواژه های بحران زایمان ( که بیانگرشکست و گندیدگی "بدیل های" آزموده شده اعم از ملی گرائی و حکومت های خودکامه و انوع نحله ها ( و ورزیون های) اسلام سیاسی و دست بدست شدن قدرت در شرایط عدم تکوین بدیلی نوین ورهائی بخش )، و خلاء قدرت در منطقه پس از لشکرکشی ها وعقب نشینی ها ( که در سطوربعدی بیشتر اشاره خواهم کرد)، و بالأخره ورود پارادایم جنبش اسلام سیاسی به فازانحطاط کامل خود که در آن فلسفه و کیش خشونت عریان و جنون اقتدارگرائی کلام اول است و تبلیغ مسلحانه"خشونت" (که درآن سربریده انسان به توپ بازی تبدیل می شود!) خود به هدف و ابزاراصلی تصرف قدرت و سلطه تبدیل می شود. نگاهی به چشم انداز این پارادایم جان سخت و درعین حال گندیده و مطرح شدن استقلال کردستان عراق و پی آمدهای آن و محورهای موردتمرکزنیروهای مترقی و مدافعان آزادی و برابری، از جمله نکاتی هستند که بطوراجمالی به آن ها پرداخته خواهد شد. و چه بسا بدلیل طولانی شدن بخشا در بخش دوم این نوشته گنجانده شود.
****

خاورمیانه از دیرباز با داشتن اهمیت ژئواستراتژیک و کشف منابع عظیم سوختی به بزرگترین انبار سوخت ارزان و مکفی جهان صنعی ( واساسا قدرت های بزرگ) تبدیل شده است و بهمین دلیل همواره به اشکال گوناگون تحت سیطره و اعمال نفوذ قدرت های بزرگ قرارداشته است. تحت چنین شرایطی نقش و کارکرداصلی دولت ها و طبقه حاکمه بویژه در مناطق نفتی تأمین جریان نفت موردنیازکشورهای صنعتی از یکسو و جذب مجدددلارهای نفتی (پترودلارها) از طریق گسترش بازارهای مصرفی و متکی بر واردات وخریدسلاح های سنگین و یا پس انداز کردن آن ها در مؤسسات بانکی و مالی کشورهای متروپل از سوی دیگر بوده است. تحت چنین شرایطی با رشدبشدت ناموزون در حوزه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است که خاورمیانه به عنوان بخش حیاتی از چرخه"زیست بوم" جهان صنعتی (ویا پساصنعتی) به کانون انباشت تضادهای گوناگون و حل نشده ای تبدیل شده است که علیرغم داشتن منابع و ثروت های عظیم شکاف بین فقرو ثروت، مرزهای دست ساخت قدرت های بزرگ قرن بیستم برای تثیبت نفوذ و موقعیت خود و ایجادرقابت های خانگی، استقرار دولت های خودکامه و موردحمایت قدرت های بزرگ (از جمهوری مادام العمر و موروثی تا سلطنت خاندانی و طایفه ای)، وجودشکاف های حل نشده بین سنت و مدرنیته (مدرنیته های آمرانه و وارداتی )، شکاف بین مذاهب و فرقه های گوناگون، وهمه این ها در کناربحران حل نشده و مزمن فلسطین (و اعراب) با اسرائیل دست بدست هم داده و بیدادمی کند. با این همه سه عامل استبدادبی امان، تبعیض طبقاتی و فقرو فلاکت در یکی از ثروتمندترین مناطق جهان، و بحران فلسطین و اسرائیل را باید سرآمد و مولدسایربحران ها بشمارآورد.
گوئی که خاورمیانه درملتقای رسوبات به حرکت درآمده عصرحجر، میراث بجامانده قرن بیستم و الزامات و نیازهای سرمایه داری قرن بیست ویکم و البته نیازها و مطالبات اصیل و واقعی انسان امروزی دست و پامی زند. خاورمیانه دهها سال است که جلوه گاه پیوندسرمایه داری غرب با باصطلاح استبدادنوع شرقی بوده و مناسبات حاکم و محافظه کارانه و فرسوده شده آن در آغازسده قرن بیست ویکم بشدت با پیشروی و تکامل محتوای اجتماعی آن در ستیزاست. دیگر وضع تاکنونی قابل تحمل و دوام نیست و خاورمیانه نیازسوزانی به فراتررفتن دارد، اما در برابرآن سه رویکردشاخص وجود دارد: در حالی که نیروها و قدرت های مسلط دچاربحران مشروعیت و موجودیت شده اند و هم چنان از وضع موجود و ترمیم آن دفاع می کنند، نیروهای تاریک اندیش و واپسگرا از موضعی ارتجاعی و حاکمیت احکام دینی و اسلام سیاسی (البته با گرایش ها و قرائت های مختلف از اسلام ) و بازگشت به ناکجاآباد و مدینه فاضله به آن پاسخ می دهند. و بالأخره نیروهایی که شرط خروج از بحران و استبداد و فلاکت را در مبارزه برای دموکراسی همه جانبه اجتماعی (و جوامع خودگردان) و رهائی از هرنوع استبداد، اعم از مذهبی (از خلافت داعش بگیر تا ولایت فقیه جمهوری اسلامی و ازمردم سالاری دینی اصلاح طلبان تا اسلام میانه روی اردوغانی ) و غیرمذهبی می دانند.

سالها پیش نومحافظه کاران آمریکا و خانم کاندولیزارایس وزیرامورخارجه آمریکا و سایر استراتژهای های نومحافظه کارآمریکائی بدون آنکه تصوری روشن و تدارک شده از نظم نوین و خاورمیانه جدید و مصالح تشکیل دهنده آن و از شرایط لازم برای دوام و قوام آن داشته باشند، از ضرورت برپاکردن نظم نوین و دردزایمان آن (در انطباق با مستی پیروزی بادغرب برشرق و بشارت دهنده"پایان تاریخ"، و البته در اصل نیازهای سرمایه جهانی شده در تناسب با منافع تنها ابرقدرت و رهبرجهان سرمایه داری) سخن به میان آوردند. ظاهرا پس از وقوع فاجعه 11سپتامبر برای نومحافظه کاران حاکم بر آمریکا دیگر خاورمیانه ای که به پرورشگاهی برای تروریسم و ظهورانواع گونه های بنیادگرائی های ضدغربی از نوع ولایت فقیه اش تا طالبان و القاعده و... تبدیل شده بود، دیگر قابل تحمل نبود. گو این که خود از سال ها پیش این مارسمی را در آستین خود و متحدین منطقه ای اشان پرورده بودند، اما انتظارنیش زدن به خود را نداشتند. از این رو برای زایمان نظم و مولودجدید و بسط تمدن نوین سرمایه داری جهان گستر، بکارگیری مستقیم زور و خشونت، به عنوان قابله نظم نوین در دستورکارنومحافظه کاران قرارگرفت. نباید فراموش کرد که برای فریب و رام کردن شهروندان جهان و توجیه افکارعمومی به چنین تجاوزگسترده ای، تهاجم فوق نمی توانست بدون برپاکردن گردوغباری از ادعاهای دروغ و اغواگرانه صورت پذیرد. از این رو در طی یک فرافکنی از نیات واقعی خود و زدن نعل وارونه، َعلم کردن ادعای وجودسلاح های کشتارجمعی و ضرورت امحاء آنها و ریشه کن کردن تروریسم که اعلام جنگ با آن (یا باما یا علیه ما)، با انزجار برخاسته از زخم 11سپتامبرتقویت می شد، و البته نیروی محرکه اصلی آن نوع جهان گشائی در اصل از مستی عروج به جایگاه تک ابرقدرتی در پی فروپاشی بلوک شرق و تأمین سلطه بلامنازع در منطقه وهدف گرفتن بقایای"حکومت های شرو نامطلوب" نشأت می گرفت. تهاجم به افغانستان و عراق، البته در کناردهها تهاجم وتعرض کوچکتر در اقصی نقاط جهان سازمان داده شدند. گرچه بدلیل تبدیل شدن مناطق موردحمله به باتلاق، پیشروی بسوی اضلاع دیگرمحورشرارت نظیرایران و سوریه متحق نشد. و اوضاع چنان شد که بیرون کشیدن خود از آن به شعاراوباما تبدیل شد و سبب پیروزی وی بر رقیبش گشت. گواین که این خروج به نوبه خود با بوجودآوردن خلأقدرت و عدم شکل گیری ساختارها و نهادهای قوام دهنده یک دولت مستقر و باثبات و لاجرم امکان عروج بنیادگرایان از قبل سستی ساختارهای آن، هم اکنون ازسوی رقبای اوباما موردحمله قرارگرفته و وی را متهم به خروج زودرس و سراسیمه از صحنه می نمایند. بهمین دلیل معضل میزان و چگونگی مداخله در بحران منطقه اکنون هم چون چالشی تازه و مهم پیشاروی دولت اوباماقرارگرفته است. چالشی دشوار که نه امکان ارسال گسترده نیروهای نظامی و تسلیحاتی چون گذشته بدلیل مخالفت افکارعمومی آمریکا در نگرانی از افتادن به دام باتلاق جنگی تازه و ناخواسته و تأمین هزینه های نجومی آن وجود دارد و نه می توان نسبت به پی آمدهای این خلأ که بطوراجتناب ناپذیر موجب پرشدن آن از سوی کشورهائی چون ایران و روسیه و حتی سوریه و... می شود بی تفاوت بود. یافتن راهی که هم مانع فرورفتن در باتلاق نبردهای فرسایشی و درازمدت بشود و هم بتوان با پر کردن این خلاء از طریق آموزش نظامی و ارسال کمک های پرسنلی و تسلیحاتی به منطقه و عراق برای عقب راندن بنیادگرایان مانع پیشروی بنیادگرایان و پرشدن این خلأ توسط کشورهائی چون حکومت اسلامی گشت. حضورنظامی محدود ولی فعال، حمایت های اطلاعاتی و لجستیکی، به همراه تحرکات سیاسی نظیرایجاد"دولت وحدت ملی" و ایجادهماهنگی بین سیاست دولت آمریکا و دولت های متحدخود در منطقه نظیرعربستان و ترکیه از جمله اقدامات دولت آمریکا در مواجهه با بحران عراق بوده است، گرچه زمزمه هائی هم برای شرکت در حملات هوائی در صورت لزوم به گوش می رسد که هنوزقطعیت نیافته است. بهرحال در پی تهاجم نظامی آمریکا برای سرنگون کردن صدام و یا درافغانستان برای سرنگون کردن طالبان، عوامل برپادارنده نظم کهن و حکومت های خودکامه و حافظ شکاف های طبقاتی بطوراجتناب ناپذیر سست شدند، بدون آنکه نظم نوین و مستقری بتواند جایگزین آن بشود. نتیجه آن بهم خوردن تعادل های موجود و پیدایش خلاء قدرت و لاجرم بستری برای رشد و نمو نیروهای واپسگرائی شد که در طی سالیان طولانی سرکوب شده بودند و اکنون مجال عرض پیدا می کردند. همانگونه که در زمان شاه سرکوب گسترده جنبش های مترقی و پیشرو و آزادیخواه راه را برای گسترش نفوذبلامنازع مذهب هموارمی کرد، سرکوب این نیروها در سوریه و عراق و مصر و سایرنقاط منطقه، راه پیشروی نیروهای واپس گرا را هموارترکرده است. وقتی از بازتولیدبنیادگرائی توسط نظام های حاکم سخن به میان می آید، این گونه خدمت مستبدین حاکم و حامیان جهانی اشان یکی از مصادیق بارزآن است.

بهرصورت نتیجه این نوع قابلگی جز گشودن درب جعبه پاندورا نبود. از آن پس بر وخامت حال خاورمیانه بیمار افزوده شد و سرریزشدن تضادهای انباشته شده با چنان شتاب سرگیجه آوری فوران کردند که تا همین امروزهم مهندسان نظم نوین و اربابان جهان و منطقه را نیز غافلگیرساخته و ابتکارعمل را از آنها گرفته است. گوئی که این رویدادها و حوادث غافلگیرکننده و واکنش های روزمره، و بخیه زدن و رفع و رجوع شکاف ها هستند که آنها را بدنبال خود روان ساخته اند: روزی مبارک یعنی دیکتاتوردست پرورده در مصر سرنگون می شود و برای چندصباحی دولت اسلامی از نوع اخوان المسلمین جای آن را می گیرد، هنوز سکه اسلام سیاسی از نوع اخوان (و یا مدل اردوغان) ضرب نشده، این الگو هم در زیرپای چکمه پوشان نظامی سرنگون می شود. ورق برمی گردد و پینوشه مصر با مشت آهنین اش به قدرت می رسد. دولت آمریکا در برابرشتاب سرگیجه آورچرخش اوضاع، پس از این پا و آن پا کردن و سیاست هم به نعل وهم به میخ زدن، علیرغم حمایت ( ولوظاهری اش) از اخوان حاضر نشد اقدام ارتش مصر را کودتا بنامد و سرانجام در دیدارجان کری با ژنرال السیسی، آشکارا به حمایت از آن پرداخت و با وعده کمک های لازم به مصر، عملا با بازگشت نسخه حکومتی گذشته کنارآمد و مجددا همان مشی قدیمی مدارا و حمایت از دیکتاتورهای منطقه را در پیش گرفت. هرچه که باشد موقعیت مصر و حمایت از ارتش دست پرورده اش در تأمین استراتژی دولت آمریکا و امنیت منطقه ای، بیش از آن اهمیت دارد که با جدی گرفتن لفاظی هائی چون حقوق بشر و دمکراسی و کناره گیری ارتش از سیاست و .... آن را دچاراختلال کرد. در سوریه که زمانی همه محاسبات براساس واژگونی سریع اسد رقم خورده بود و حتی شمارش معکوس حمله به آن پس از بکارگرفته شدن سلاح شیمیائی شروع شده بود، در آخرین لحظه ورق برگشت و اوضاع بسودتقویت موقعیت دیکتاتورسوریه (با نقش آفرینی ایران و حزب البه و روسیه و در ادامه آن پنجرشدن ماشین حمله در ایستگاه انگلیس و البته ناکامی دولت های غربی و متحدین منطقه ای اش در سازمان دهی اپوزیسیون نیرومند و مطلوب طبع خود ) چرخید. معلوم شد که کمک های مالی و تسلیحاتی و ... امریکا و متحدانش و از جمله ترکیه بیشتر به جیب بنیادگرایان و القاعده و داعش سرازیرشده و موجب تشدید رقابت ها و منازعات درونی صفوف اپوزیسیون هم شده است. با این همه، اخیرا در پی تحولات تازه در عراق باردیگر دولت آمریکا برآن شد که با افزودن کیفی دامنه کمک های خود، هم مالی و هم تسلیحاتی، به ارتش آزاد سوریه، به تقویت اهرم های وابسته به خود برای مداخله خود در بحران این منطقه به پردازد و برای این منظور، دو وظیفه مقابله با اسد و داعش را بطورهمزمان در برابرآنها قرارداد. و این درحالی است که حتی بانکی مون دبیرکل سازمان ملل صراحتا هرگونه ارائه سازوکارنظامی و حمایت از طرف های جنگ را موجب تشدیدجنگ و کشتارخوانده است.
شتاب حوادث و اتخاذسیاست های ناسخ و منسوخ در مقابل آنها چنان است که موجب فاصله و حتی گاهی دوگانگی بین آمریکا و متحدانش از جمله با عربستان پیرامون سیاست آمریکا نسبت به تحولات عراق و یا برخی همسوئی ها و همکاری های محتمل با ایران پیرامون بحران عراق شده است. مثلا در حالی که دولت آمریکا برای مقابله با پیشروی داعش در عراق تشکیل جبهه ای از شیعه ها و سنی ها و کردهای عراق را در دستور قرارمی دهد، و خواهان یک دولت ائتلافی یا دولت وحدت ملی بین شیعه ها و سنی ها و کردها می گردد، سفر جان کری به عربستان برای برطرف کردن نارضایتی عربستان و همراه کردن آن با این سیاست، در دستورکار دیپلماسی آمریکا قرارمی گیرد. نباید فراموش کنیم که پیشروی داعش (و مدعی سودای خلافت اسلامی برای سرتاسرکشورهای اسلامی و بخش های مهمی از آسیا و افریقا و اروپا ) به سمت مرزهای عراق و سوریه و اردن و عربستان در خاک عراق و اشغال گذرگاه های مرزی آن و همسایه شدن داعش با عربستان، این نگرانی را که مبادا چاقودسته خودش را هم ببرد، دامن زده است. آسیب پذیری پادشاهی اردن، متحد دیرین آمریکا در منطقه (که حتی اسرائیل آمادگی خود را برای کمک همه جانبه به آن اعلام داشته است) بیشتر است و برخی گام بعدی پیشروی داعش را اردن می دانند که اکنون گذرهای آن بدست داعش افتاده است. و همه این ها درحالی است که حمایت های مالی و تسلیحاتی گسترده و پنهانی به داعش و سایربنیادگرایان از سوی عربستان و امارات ( و حتی وجودگزارشاتی مبنی برخریدنفت استخراجی آن ها توسط برخی دولت ها)، و دامن زدن به شکاف های مذهبی و قومی درعراق بر کمترکسی پوشیده است. کمک های ترکیه به این نوع جریان ها و عدم موضع گیری صریح دولت علیه داعش، اکنون به یکی از انتقادهای افکارعمومی به اردوغان و رقبای سیاسی اش تبدیل شده است. بهرحال این نوع دوگانگی ها و شکاف ها بین آمریکا با متحدین منطقه ای اش نشان می دهد که هژمونی و اتوریته بلارقیب دولت آمریکا بر قلمروحساسی چون خاورمیانه تاچه اندازه دچاربحران شده است. این هم روشن است که پیشروی های برق آسا و غافگیرکننده داعش بدون وجودعقبه ای ازحامیان ثروتمند، البته بربستر نارضایتی گسترده برآمده از یکه تازی ها و تبعیض ها توسط باند نوری مالکی و حامیانش و از جمله مراجع مذهبی (و شکاف بوجودآمده بین سنی ها و شیعیان، کردها و حاکمیت و نیزمنازعات درونی گسترده در بین باندهای حاکم و منسوب به شیعیان)، و نیز خلأقدرتی که پس از حمله و خروج نیروهای آمریکائی بوجود آمد، قابل تصورنیست. عوامل اساسی ذکرشده در بالا در کنارعواملی چون گسترش شدید دامنه عملیات تروریستی با روزی صدها کشته و زخمی و احساس عمیق عدم امنیت در میان شهروندان عراق، عدم تحمل و سرنگونی حتی اشکال ولرم تراسلام سیاسی از نوع اخوان، و پیشروی اسد در سوریه که موجب تمرکزبیشترداعش برعراق با استفاده از خلاءموجود در آنجا شد، از دیگرعوامل دخیل در پیشروی داعش است. دشمنی هیستریک این جریان علیه باصطلاح نوع شیعی ی از اسلام سیاسی و علیه شیعیان، صرفنظر از بسترتاریخی منازعات فرقه ای این شاخه های اصلی در اسلام، ریشه در رقابت و جنگ قدرت سال های اخیر دارد. چنانکه درجنگ سوریه آنها در برابرهم قرارداشته اند. در عراق نیز با تسلط شیعیان بر دولت مرکزی و تحت فشارقرارگرفتن جوامع سنی مذهب و بعثی ها و حمایت حکومت اسلامی از حکومت مرکزی نیز ضدیت هیستریک آنها با شیعیان را تشدید کرده است. در چنین وضعی شاهدرفتارخشونت آمیز با شیعیان ازسوی این جریان هستیم که محصول جنگ های مستقیم و غیرمستقیم فی مابین در سالهای اخیراست. البته تقلیل این منازعات به جنگ شیعه و سنی و تلقی مذهبی داشتن از ماهیت منازعات منطقه نادرست و نوعی فراافکنی از علت ها و عوامل اصلی است. همانطورکه اشاره شد ریشه های بحران در استبداد اعم از مذهبی و غیرمذهبی، فقرو شکاف های طبقاتی، رقابت قدرت های منطقه ای برای کسب و تثبیت فرادستی در منطقه و در اصل تثبیت موقعیت خود و فرار از بحران موحودیت و مشروعیتی که دست بگیربیانش هستند و بالأخره افزایش توان چانه زنی با قدرت های بزرگ برای کسب حمایت و امتیازهای بیشتراست. از این رو زدن برچسب اسلامی و شرعی برروی این ستیزها برای پوشاندن ماهیت اصلی منازعات، هدفی جزغبارآلودکردن فضا و آشفتن صفوف کارگران و زحمتکشان و همه مدافعان آزادی و برابری حول مطالبات راستین خود ندارد.
پایان بخش اول


وسلی کلارک از ژنرال های پیشین ارتش آمریکا در یک سخنرانی می گوید 9 روز بعد از یازده سپتامبر 2001 مقرر شده بود که باید به عراق حمله شود و چند هفته بعد نامه ای در وزارت دفاع تنظیم شد مبنی بر این که باید در 5 سال آینده 7 کشور نابود شوند عراق،سوریه،لیبی،لبنان،سوما Persian Gulf Studies Center

روسیه «جدید» و جغرافیای خاور میانه و کردستان


عباس منصوران
[h2 این نوشتار، به بررسی جلوه یابی الیگارشهای نئوتزاریست و نظریه پرداز آن، «الکساندر دوگین» در روسیه می پردازد. ارزیابی طبقاتی بازسازی بلوک سرمایه داری، سیاسی، و نظامی «ارواسیا» در برابر بلوک سرمایه داری، سیاسی و نظامی غرب، برای چشم انداز جنبش کمونیستی و طبقه کارگر جهانی به ویژه ، موضوعی است حیاتی.
کاربرد روسیه «جدید»، برای نخستین بار در دهه 1980 از زبان «الکساندر دوگین» شنیده شد و از آن پس، الیگارش حاکم در روسیه به رهبری «پوتین» این مفهوم را به کار گرفت. این گروه انگشت شمار، پس از فروپاشی سرمایه داری دولتی با «جاروی» گورباچوف، یعنی آخرین رهبر «حزب کمونیست» به فساد کشانیده شده ای که روزی امیدبخش هر انسان آزاده بود، در روسیه به قدرت رسید. «بوریس یلتسین» که همانند دیگر رهبران روسیه بعد از «نیکیتا خروشچف» از «کمیته امنیت ملی» (ک. گ. ب.) به ریاست جمهوری رسیده بود، «یگور تیموروویچ گایدر»(1) را مهندس برقراری خصوصی سازی سراسری اقتصاد دولتی سرمایه ساخت. «یگور گایدر»، برنامه ی اقتصادی صندوق جهانی پول، بانک جهانی، فدرال بانک آمریکا و قرارهای واشینگتن ((Washington Consensus را به روش جنایت کارانه شوک درمانی اقتصادی مکتب «فریدمن» به پیش برد. نولیبرالیسم، آنچنان طبقه کارگر و لایه های پایینی جامعه را در کمتر از 2 سال به فلاکت و نیستی کشانید که «آلکساندر روتسکوی» (HYPERLINK "https://en.wikipedia.org/wiki/Alexander_Rutskoy" \o "Alexander Rutskoy"Alexander Rutskoy) معاون خودِ «یلتسین»، در فوریه 1992 برنامه نولیبرالیستی وی را «نسل کشی اقتصادی» نامید.(2) «گایدر»، آن مهندس اقتصادی پروژه جهانی سازی سرمایه به شیوه ی نئولیبرالیستی روسیه، پس از ماموریت فلاکت بار خویش در پست نخست وزیر رئیس جمهور «یلتسین» به همراه رهبران کرملین و ارباب خویش، به کمک عقربی که او نیز از ک گ ب سربرآورده بود، جارو شد.
مینی تزار
در 31 دسامبر 1999 قدرت سیاسی روسیه به پوتین واگذار شد. باند الیگارش پوتین با شخم زنی روسیه برای بذر اقتصاد نو لیبرال، ایدئولوژی ناسیونالیسم روسی را به ارتودکس مسیحی پیوند زد. این رویکرد، برای فرمانروایی حکومت و مناسبات طبقاتی نوتزاریسم، به حربه ای نئوفاشیستی نیاز داشت. ایدئولوژی فاشیستی در روسیه ی فروپاشیده ی باندهای اتم فروش، تنها یک پرچم ایدئولوژیک نیست. تمامی بخشهای از هم گسیخته ی روسیه و بلوک پهناور پیشین آن، که دوقاره اروپا- آسیا را دربر می گرفت، در جایگاه بزرگترین کارخانه تولید سلاحهای مخرب و جهانسوز، اقیانوسی از گاز و نفتی که چون قاره ای زرخیز از میان خون و کثافت فوران دات و دارد، باید زیر فرمان الیگارشها در می آمد. این بلوک جهانی سرمایه با ذخیره های صدها بمب اتمی و هزاران هزار مرکز تولید بمبهای شیمیایی و میکربی و کوره های اتمی و هزاران تن اورانیوم و پلوتونیوم و صدها زیردریایی اتمی و سفینه های فضایی اتمی و موشکهای اتمی قاره پیما و انواع سلاحهای کشتار جمعی که تنها با کلاشینکوفهایش که میتواند تمامی مردم جهان را مسلح سازد، به سوی امپراتوری مخوفی تازیدن گرفت. ویرانگری این حاکمیت با برخورداری از چنین زراد خانه ای که کره زمین و تمامی زیست و زاد بوم زمین را به نابودی می کشاند، آنگاه هولناک می شود که ماهیت، روانشناختی و ایدئولوژی و تروریسمِ رادیوآکتیویستی حاکمیت روسیه و از میان برداشتن یاران و همقطاران خود آنها را به یادآوریم.(3) ناقوس کرمیلن برای این بسیج به صدا درآمد. پرچم این فاشیسم، و ایدئولوژی و ناسیونالیسم روسی، به دست باندی سپرده شد که پوتین سرکرده آن بود. چتر اروآسیائیسم، به رویکرد نوتزاریسم هویت میبخشید و شاکله و بسیج گر این گرایش بود. این رویکرد، با پشت سر گذاردن تکه پاره های ازهم گسسته ی سرمایه داری دولتی در روسیه و بلوک شرق، به رهبری ولادیمیر پوتین از سال 2000 میلادی شدت یافت. با این «معاد» روح «گریگوری راسپوتین» شهید، آن آیت الله دربار نیکلای تزار رومانف باید ظاهر می شد. کلیسای ارتدکس روسیه پس از تقدیس نیکلای رومانف که به دست «اس ارها» درپی انقلاب اکتبر 1917 با خانواده اش بیرحمانه به قتل رسیده بود، در سال 2000 وی را «نیکلای قدیس رنج‌کشیده» خواند تا روح «تزار» راحل، شویِ «تزارینا آلکساندرا» و شاید که «ایوان مخوف» را در کالبد پوتین که با آن جُثه، بادکرده جلوه می یافت به حلول آورد.
دراین برهه ی 15 ساله، پوتین قانون اساسی روسیه را آنگونه دستکاری کرد تا پایان عمر، بین پست نخست وزیری و ریاست جمهوری در قدرت باشد و در این اندیشه است تا «دوما»ی روسیه را فرمان دهد تا قانون را برای ریاست جمهوری تا پایان عمر خویش تغییر دهد. از همین روی، ولادیمیر ژیرونوفسکی، معاون دوما (مجلس روسیه) و از یاران الکساندر دوگین پیشنهاد کرد که پوتین را «تزار روسیه» نامگذارند تا دیگر به بازی شاه و وزیری نیازی نباشد. پوتین برپایی و بازگشت به دوران تزارها را تنها با پروژه ارواسیا، شدنی می داند. با چنین زمینه سازی است که سیاست جدید روسیه، راهبری می شود.
سیاست جدید روسیه در 4 سال گذشته در اوکراین، قزاقستان، سوریه و پرونده هسته ای ایران نمودی آشکار از رویکردی هیلتری دارد. و از همین روی، در این روی کرد از هر جنگ و بحران و جنایتی استقبال می شود.
نئوفاشیسم
پیدایش نئوفاشیسم روسی، زمینه مادی و ایدئولوژیک عظیمی داشت. وجود کانی های بیکران گاز و نفت، انبارهای اتم و موشک و رزمناوهایی برای فروش در بازار نئولیبرال و سیاه، تشنگی برای شمشهای طلا و ثروت اندوزی تزاری از سویی و در سوی دیگر، خود-عظیم پنداریِ تحقیر شده، ایدئولوژی ناسیونالیسم ریشه دار تزاریستی که ایوان مخوف و پتر و کاترین «کبیرها» را در تاریخ داشت، ارتدکس به غایت عتیق روسی کلیسایی که خود را مرکز مسیحیت می دانست، از جمله ی مواد و اندیشه های سیاسی - نظری نوتزاریسم بودند. بر بستر چنین سرزمینی، زمینه های فکری «دوگین»، او را در سال ۱۹۸۸ به گروه ملی گرا و ضدیهود «پامیات» پیوند می دهد و «کارل اشمیت» روسی به همانگونه که روزی مدل آلمانی آن در آلمان ایدئولوگ نازیسم هیتلری بود، در روسیه برای نوتزاریسم پوتینی پدیدار می شود. دوگین بر دیدگاه ناسیونالیستی روس، یهود ستیزی (آنتی سمیتیزم)، واپسگرایی و بازسازی امپراتوری تزاریسم، سوار می شود و به چماق مقدس و آتش گردان سیاه جامه گان کلیسا تکیه می زند، و از تئوری های فاشیستهایی همانند «کارل اشمیت آلمانی»(4) و «روبرت برازیلاش» فرانسوی مدد می گیرد و به «اورآسیاگرایی» می رسد.
این راه کار را آلکساندر دوگین فرموله کرده بود. سال ۱۹۹۷ دوگین، در نوشتار «فاشیسم: بی‌مرزی و سرخ بودن»(5) از ترویج ضرورت بروز فاشیسم بسان راه کار الیگارش ها در روسیه و بازگشت تزاریسم، هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد. وی، «فاشیست‌های واقعی، رادیکال و انقلابی به صحنه روسیه» را ضرورت می شمرد و آن را با فاشیسم «غیرواقعی» موسولینی در ایتالیا و هیتلر در آلمان جدا می شناسد. دوگین، این شعار را از نویسنده و رهبر فاشیستهای فرانسوی «روبرت برازیلاش» گرفته بود که در آستانه اعدام چنین گفت: «می بینم که چگونه در شرق، در روسیه، فاشیسم برمیخیزد فاشیسمی بی مرز و سرخ.»(6)
و دوگین، این مرید اشمیت و برازیلاش، از ایدئولوگهای فاشیسم می آموزد که: «زیاده روی ایدئولوژی نازیسم در آلمان موضوعی منحصر به این کشور است در عین حالیکه فاشیسم روسی ترکیبی از محافظه کاری ملی با خواست عمیق برای تغییر است».(7)
دوگین در این تبلیغ فاشسیتی می افزاید: «تا کنون در سده بیستم سه ایدئولوژی اصول و واقعیت خود را بروز داده اند: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم. در روسیه، لیبرالیسم و کمونیسم را تجربه کرده ایم، اما فاشیسم را نه. نوعی از نمونه های فاشیسمی که به نظر می رسد، جامعه ی روسیه امروز آماده ی (یا تقریبا آماده) برای در آغوش گرفتن آن است، سرمایه داری ملی است. دراینجا بدون شک، تقریبا پروژه سرمایه داری ملی یا "فاشیسم راست" ابتکار ایدئولوژیک بخشی از نخبگان جامعه است که به طور جدی نگران قدرت و احساس قدرت زمان هستند.»
با این زمینه سازی است که دوگین ادامه می دهد: «[این] فاشیسم- ناسیونالیسم است، نه هر ناسیونالیسمی، بل که فاشیسمی انقلابی، شورشی، رمانتیک، ایده آلیست، خواهانِ ایده ای اسطوره ای کبیر و والا (ترانسندنتال)، که می کوشد تا رؤیایی ناممکن را ممکن سازد، تا به جامعه، زایش دوباره ی قهرمانان و ابَر انسان(سوپرمن) بدهد، تا جهان را تغییر دهد و دگرگونی بخشد... » و اینکه: «با انقلاب ملی روسی. روسیه در آرزویی سخت تشنه ی نو شدن است، با مدرنیته، و رمانتیسمی ناپیدا و برای شرکت زنده در هدفی بزرگ. آنچه که آنان امروزه ارائه می دهند یا «آرکائیک» هستند، یعنی کهن (میهن پرستان ملی) یا خسته کننده و بدبینانه و سگسانی (لیبرال ها). جوان، ویرانگر، شاد، بی باک، پرشور که محدودیتی نمی شناسد. می خواهند بسازند و ویران کنند، فرمان برانند و فرمان پذیر باشند، دشمنان ملت را پاکسازی کنند و به ملایمت از کودکان و کهنسالان روسیه مراقبت کنند، خشمگینانه و شاد به دیوارهای دژ متزلزل و سیستم پوسیده یورش برند. آری، آنان به شدت تشنه ی قدرت اند. آنان چگونگی استفاده از قدرت را می دانند. آنان می خواهند زندگی را در جامعه تنفس کنند، و مردم را به روند شیرینِ تاریخی خلاق پرتاب می کنند. آدمهای جدید. سرانجام، هوشمند و شجاع. همانگونه که مورد نیاز هستند...»(8)
دوگین در نوشتاری زیر نام: «پوچگرائی لیبرالی، بسان آخرین مرحله جهانی‌سازی « در دشمنی با شعارهای انقلاب بورژوایی فرانسه 1789 و آنچه که امروزه در هزاره سوم در سرزمینی همانند ایران در پندار آن هستند، می نویسد: «ایدئولوژی حقوق بشر بر هویت جمعی و همبستگی ملی، اجتماعی، دینی، طبقاتی ما غلیه یافت». ..و «حقوق بشر اصل اساسی استراتژی تضعیف حق حاکمیت ملی است.»
زبانه هایِ زبان همه روزه خامنه ای و امام های جمعه اش و سرپاسداران و آیت الله ها و اوباشانی همانند حسن عباسی و شمقدری ها و ازغدی ها، و «قرارگاه عمار»یون و سیدعلی خامنه ای و اولاد نیز از این آموزش «دوگین»، سوخت می گیرند.
«ارواسیا جايگزين امپرياليسم امريكاست نه بَدَل اروپا»
دوگین در سال 1391 در میزگردی در ایران با شرکت «حیدر جمال» رهبر مسلمانان روسیه و همپالکی هایی همانند مهدی سنایی و دیگران به آشکارا اعلام کرد: «ارواسیا جايگزين امپرياليسم امريكاست نه بَدَل اروپا» و «... امريكا، آتلانتيک و هژموني ارزش‌هاي غربي مفاهيمي چون حقوق بشر، دموکراسی، آزادی بازار، پيشرفت فناوری و... را در برمی گيرد. اينها همه چالش‌هاي بزرگي براي تمدن‌هايي چون روسيه، چين، هند و ايران است و چون اين يک چالش بزرگ است و در سايه کلي اين چالش است كه يک چيز کوچکي به نام اسرائيل و لابي کوچکي به نام لابي اسرائيل وجود دارد که اصلاً مي‌توانم بگويم مثل شبح است.در ايران و در جهان اسلام كاملاً امکان دارد که به عامل صهيونيسم از ديدگاه ديگري نگاه کنند و اين نگاه به آنها امکان بسيج نيروها را بدهد...»(9)
دوگین و جوجه فاشیست هایش/ آرم روی لباس آنها، همان نقشه روی دیوار اتاق کار دوگین است. سمبلی که توسعه روسیه و جهانگشایی فاشیستی را پیام می دهد.
دوگین از سال ۲۰۰۸ و زمان جنگ روسیه و گرجستان خواستار جنگ با اکراین و الحاق کریمه به خاک روسیه بود. در آن روزها، بین اکراین و سازماندهی دسته های مزدور، به ناحیه مورد اختلاف «اوستیای جنوبی» گرجستان نیز سفر کرد و در کنار نیروهای نظامی و یک واحد موشک انداز بسان یک تک تیرانداز، جلوه گر شد تا فاشیسم را نمایندگی کند. نوتزاریسم با اشغال بندر کریمه و ستواستوپل اکراین در سال 2013، به وسیله ارتش روس، به این آرزو دست یافت.
دوگین، مزدوران شرق اوکراین را که به یاری نظامیان روس کریمه را اشغال کرده بودند، کسانی نامید که "روح روسی" را بیدار کرده اند. به رهبری پوتین، کریمه ی اکراین را که در سالهای 1853 تا ۱۸۵۶در جنگی ویرانگرانه، در برابر ترکان عثمانی، پادشاهی ساردینیا، ایرلند، سوئد، آلمان، فرانسه و انگلستان با شکستِ خفت بار تزار نیکلای اول از دست داده بود، بار دیگر اشغال شد. او این جنگ ارتجاعی و نیابتی را "بهار روسی" نامید. دوگین از ولادیمیر پوتین خواست که برای "حفظ اقتدار معنوی روسیه" در شرق اوکراین باید دست به دخالت مستقیم نظامی بزند. وی عوامفریبانه در همان دیدار با عوامل ارواسیای ایران، حکومت اسلامی را نه بسان یک دست نشانده، بلکه «شریک» روسیه می نامد.
مجریان وصیت نامه «پتر کبیر»
«وصیت نامه ی» دیکته شده ی «پتر اول»، سیاست دیرینه تزاریسم را آشکار می سازد: "...حتی الامکان آنچنان کوشش باید کرد که به اسلامبول و قریب و جوار آن دست رسی حاصل شود و کسیکه صاحب اسلامبول خواهد شد صاحب دنیا خواهد بود و لهذا ضرورت است که درمیان ایران وعثمانی همیشه جنگ و جدال بماند و باید تدابیر گوناگون به کار برد که مملکت ایران روز به روز بی پول و کم تجارت بشود. به یک کلمه همیشه در پی تنزل ایران باید بود. و بعد از آن قصد هندوستان باید کرد که ممالک بسیار بزرگ و جای تجارت وسیع است و هرگاه آنجا تسلط پیدا کردید پس هرقدر پول که به وساطت انگلستان حاصل می شود آن را اصاله تحصیل می توان کرد....»(10)
و «پتر کبیر» کمی پیش از مرگ ( 1725میلادی) در آخرین سال فرمانروایی شاه سلطان حسین صفوی (1722 میلادی) در ایران است که در همین وصیت نامه می نویسد:«...مگر نمی دانید که سلسله سلطنت حالیه ایران دست نشانده دولت روس است. و اعلیحضرت شاه و جمیع اولیای دولتش در اطاعت و تملق امپراطوری روس پرورانیده شده اند وانگهی یک دولت ضعیف (سست طبیعت) پلاسیده از هرگونه لهو ولهب مستغرق در فقر بی امکانی و احتیاج چه می تواند بکند در مقابل آن دولت...»
پوتین گویی وصیت نامه «پتر» را بازگشوده و خویش را سلاله ی چنین تزارهایی می شمارد.
ایران شاه، شاهنشاه سلطان حسین صفوی سال 1722، اینک در سال 2016 میلادی ایران ولی فقیه خدایی است برای روسیه جدید. این مُلک نو مستمعره‌ای برای روس می‌ماند در قطبِ ارواسیا در برابر غرب و آمریکا، زیرا که هم ایدئولوژی‌ آن برپاست و هم بمب‌های ساخت روس اش در انبارها؛‌ به ویژه آنگاه که با اتم کلاهک داشته باشند. که‌ این دو نیرو، با قرآن و انجیل ارتدکسی سیاه جامه گان روس، ترکیبی مقدس می‌آفرینند برای ویرانی، برای تبدیل کرملین، به جای واتیکان در پسکوچه‌های «روم» و روم شرقی در ایاصوفیه و «توپ قاپی» اسلامبول (کنستانتینوپول که قسطنطنیه شد و اینک استانبول) عثمانیان. روم سوم، روم نوتزاریسم، واتیکان دیگری در مسکو با رعایایی بسیج شده در ارواسیا و دامنه‌ای به گستره‌ی دو قاره و شاید تا دور دستها، تا ونزوئلا و بولیوی و دیگر پاره‌های آمریکای لاتین سرشار از فریاد فقر و فساد و کوکایین و نفت و مس و ستمباری واشینگتن و تا آنجا‌ها که میدان رقابت سرمایه‌های جهانی‌ در کشاکش اند و سلطه‌ي آمریکای شمالی کمرنگ تر می‌شود. در حالیکه، بال دیگر اروسیا، اژدهای زرد، اژدهای چین، بر جهان دهان گشوده، از غار امپراتوری پکن برخاسته، آفریقا را می‌بلعد و آسیا را و بر همه‌ی زمین زهر می‌پراکند و اوراق قرضه می خرد و یوآن می انبازد.
بیان «صفر اوف»، کارگزار حاکمان کرملین، دست آموز دوگین و مدافع حکومت اسلامی، در گفتگو با صدای آمریکا (11)، دیکته های شب دوگین به منادیان فاشیسم است: «...استراتژی آمریکا برای اون بوده که وضع و جایگاه روسیه را در جامعه جهانی عوض بکند…استراتژی آمریکا در آسیای مرکزی، استراتژی آمریکا در قفقاز جنوبی، سیاست آمریکا در ایران، همکاری اونها با شاهنشاهای خلیج فارس، همکاری‌های اونها با مصر و کشورهای آُفریقای جنوبی (شمالی) همه به اون روانه شده است که هرجایی که روسیه جایگاه داره پای خودشون را در اونجا برکنار بکنند. و از همه مهم، طوری کنند که روسیه امکانات صادر نمودن امکانات انرژی خودش را نداشته باشه...»
«چرا آقای صفر اف موشکهای اس ۳۰۰ را به ایران ندادند و گفتند به سوریه می‌دهیم ولی به ایران ندادند؟» (مجری برنامه افق، صدای آمریکا):
صفر اف، با نادیده گرفتن و توهین به دهها هزار جان باخته و میلیون‌ها تن در این بازی کثیف سرمایه‌داران قربانی شده، با فرهنگ پوتینی به گستاخی دهان می گشاید: «در کرملین چندین سناریو آماده شده که در رابطه با وضع سوریه در روزهای نزدیک این سناریوها وابسته به کیفیت و بزرگی تصمیم‌های که غرب و آمریکا گرفته می شه. یکی از اونها کمک خیلی محکم و سنگین به دولت سوریه و کمک به بعضی کشورها که در اطراف سوریه هستند و می توانند در امنیت اونها تاثیر بزرگی و خطر بزرگی بشه.» و «هرچی که ایران از روسیه بخواد برای دفاع خود …
...من فکر می کنم که این کمک‌ها الان داره شب و روز از تمام کانالها که امکان پذیره و خود روسیه این تصمیم رو داره می گیره و در اولین فرصت، اگر این کار شروع بشه من می تونم حدس بزنم که هرچی که ایران از روسیه بخواد برای دفاع خود از این وضعیت دراین منظقه روسیه با کمال ممنونی می تواند به ایران این رو تحویل بده…»
لازم به یادآوی است که این بیان، مربوط به دو سال پیش است و نه روسیه امروزین که برای بقا خویش و اسد جانی از هوا و زمین به قتل عام مردم سوریه می پردازد، و شبانه روز، هزاران تن موشک و بمب بر سر مردمان فرومی افکند. روسیه، اینک پس از دخالت مستقیم در نیمه دوم سال 2015، تا کنون جدا از انتقال موشک های بین قاره ای، ساختن چندین فرودگاه و برپایی پایگاه های نظامی، در سوریه، سپاه پاسداران ایران وحزب الله را در ویرانی و کشتار مردم در سوریه فرماندهی می کند.
روسیه برای حفظ بازار خویش از یکسو و در سوی دیگر نیز برخی کشورهای غربی به رهبری ایالات متحده آمریکا می توانند منطقه خاور میانه را برای سال‌ها به جنگی فلاکت بار و بازار طلایی پر رونقی برای جنگ افروزان و جنگ افزارها و سرمایه به خاکستر بنشانند. ایران از همان آغاز و سپس نیروی برون مرزی سپاه قدس و حزب‌الله، دوش به دوش ارتش حکومت سوریه و به ویژه تسلیح مستقیم این ارتش به دست روسیه و نیز چین و عراق، سرزمین سوریه را بر سر مردمانش به ویرانه تبدیل کرده است. این جنگ دو بلوک سرمایه داری، افزون بر 300 هزار کشته، و 11 میلیون آواره، بیش از ده میلیون تن محروم از دسترسی به کمترین نیازهای حیاتی، و نابودی ارزش‌های تاریخی و دستاوردهای ده هزار ساله، به بوی سود سرمایه‌داران و اقتدار سیاسی‌اشان، هرگونه میثاق حکومت‌های سرمایه را و سازمان دول متحداشان را زیر پا نهاده است. روسیه «شورای» دول متحدشان را به گروگان گرفته و چین با چهره‌‌ای کثیف، به انباشته کردن جهان از آشغال‌‌ هایی به نام سلاح و کالا، در این بازار آشفته به ذخیره‌‌های ارزی خود می‌انبارد. آمریکای شمالی با متحدین غربی و منطقه ای اش، آتش افروزان جنایت بلوک دیگر سرمایه جهانی، عاملین اصلی این ویرانی و قتل عام و نسل کشی و نابودی زمین هستند.
صفر اوف، این دون‌پایه‌ی دلال، نه تنها قربانیان بمب شیمیایی اسد و ایران و هیئت بررسی سازمان ملل خودشان را انکار می‌کند، بل‌که وقیحانه جنایت علیه بشریت در منطقه آزاد شده دمشق، کشتار ۵۰۰ کودک و بیش از ۲۰۰ سوخته شیمیایی و ۱۵۰۰ کشته در همان لحظه از مردم را، کار خود قربانیان می‌شمارد و گزارش صد صفحه‌ای موهوم پوتین را شاهد می‌آورد: «همه می‌دونند که صحبت سوریه یک بهانه ای است، همه می‌دونن که مواد شمییایی از طرف دولت بشار اسد انجام نشده چونکه متخصصین روسیه یک گزارش خیلی حرفه ای یک گزارش صد صفحه‌ا‌ی را تازه انجام دادن و به سازمان ملل متحد تحویل داده و .. که ببینید اینو اپوزیسیون داره استفاده کرده و به سر دولت سوریه گذوشته اینو رو صحبت سوریه اصلا یک بهانه است، و اصل هدف ایرانه…»(12)
جغرافیای خاور میانه و کردستان
اینک در خاورمیانه، جنگی شبه جنگ جهانی سوم شعله ور است. نقشه خاورمیانه نه آنگونه که حکومت اسلامی «هلال شیعه» اش می خواست، و نه آنگونه که ایالات متحده آمریکا، «خاورمیانه جدید» اش می دانست، با دیگربازیگرانی تجاوزگر همانند روسیه و چین، در دست ترسیم است. دولت اسلامی ترکیه نوعثمانی با برپایی پایگاه نظامی در کنار موصل در قلب عراق، ارتش خویش را با روادید دولت اقلیم کردستان به رهبری مسعود بارزانی، و ارتش آمریکا، به نقشه عراق پس از تجزیه به سه بخش شیعی، کرد و سنی مستقر کرده است. ترکیه برای سرکوب مقاومت در تمامی کردستان ترکیه و بلندی های قندیل در عراق و کردستان سوریه و کمون واره های کردستان سوریه، به سرکوب کانتون های خود مختار کوبانی و حسکه و ئافرین، و در هراس از سرایت جنبش خودگردانی به کردستان ترکیه، به شهرهای جیزره و آمِد (دیار بکر) ووو و سرکوب جنبش شورایی و خودگردانی در منطقه، در اتحاد با «حزب دمکرات کردستان» عراق به رهبری بارزانی ها، با برخورداری از پشتیانی آمریکای شمالی، بخشی از عراق را اشغال کرده است تا در سرکوب فردا در آمادگی کامل باشد.
روسیه، با برخورداری از فرمانبرداری سپاه پاسداران ایران، به ویژه سپاه قدس، و حزب الله لبنان، فرماندهی این جنگ نیابتی و ترسیم جغرافیای منطقه را به سود ارواسیا به عهده دارد. روسیه نوتزاری، با سوءاستفاده از تنهایی و محاصره و سرکوب کردستان سوریه و ترکیه، فرصت آنرا یافته است که در این دو بخش، شیادانه خود را «دوست خلق کرد» نشان دهد و با وعده حمایت از شرکت نمایندگان کردستان سوریه در گفتگوهای صلح با جنایتکاری همانند اسد، میانجیگر باشد. موشکهای 400 با بهایی بسیار افزونتر به ایران منتقل می کند، و «برجام» باند رفسنجانی وشرکا را زهر میپاشد و، باند سپاه که بنگاه عظیم مالی و تولیدی «خاتم الانبیا» ها را به پول خون دارد، با «سردار سلیمانی» ها و تک تیراندازها و «قرارگاههای عمار» و «الله کرم» هایش، و بسیج و اوباشان و «طائب ها» و قمه کشان «سید مجتبی» ها را به میدان می فرستد تا به چشمان «ظریف»، این سوگلی «کری» و «باراک حسین اوباما» خاک کربلا بپاشد و کمی خون و بازار حراج حسن فریدون روحانی را ناامن تر گرداند تا «توتال» و «پژو» و «ایرباس» و صدها کمپانی خون آشام غربی را در این بازار آشفته سودی نباشد.
به بیان گل سرخ انقلاب، روزا لوکزامبورگ: «درتاریخ سرمایه داری، تجاوز و مبارزه طبقاتی... ضد هم نیستند، بل که وسیله و بیان یکدیگر هستند. همانگونه که تجاوز سلاحی است آزموده در دست سرمایه داری علیه مبارزه ی طبقاتی، از آن سوی نیز همیشه ثابت شده است که پی گیری بی هراس مبارزه طبقاتی، کارآمدترین وسیله ی بازداری تجاوز خارجی است.»(13)
دریغا که سوی دیگر، در این تجاوز غایب است و در «خلق» و خیزش یک «ملت» ترکیب شده است. باید برای بازداری تجاوز تجاوزگران، به سازماندهی مبارزه طبقاتی، و بین المللی این کارآمدترین وسیله ی رهایی بخش پرداخت.
نیمه دوم ژانویه 2015
زیر نویس ها و منابع
Gajdar(1)، گایدر، در سن 53 سالگی در 19 دسامبر 2009 با لخته شدن خون در رگها جان سپرد. بیماری او که «مسمومیتی مرموز» نام گرفت از سال 2006 در پی شرکت وی در کنفرانسی در ایرلند آغاز شد. یگور گایدر درخواست پوتین را برای همکاری نپذیرفته بود. یگور گایدر، فرزند «تیمور گایدر» و او نیز فرزند «آرکادی گایدر» نویسنده دهه 1920 بود.
2( Celestine Bohlen, "Yeltsin Deputy Calls Reforms 'Economic Genocide'", The New York Times, 9 February 1992.
3) الکساندر تویننکو، ۴۳ ساله، مامور پیشین ک گ ب و از منتقدان ولادیمیر پوتین ، سال ۲۰۰۰ به بریتانیا پناهنده شد، اما شش سال بعد بر اثر مسمومیت ناشی از مواد رادیواکتیو پلونیوم ۲۱۰ مسموم و کشته شد.
4) Carl Schmitt کارل اشمیت (11 July 1888 – 7 April 1985 تئورسین سیاسی- مذهبی آلمانی که به فاشیسم هیتلری ، موسولینی، فرانکو پیوست. 5 ( http://www.anticompromat.org/dugin/fashizm.html
6 (https://www.linkedin.com/pulse/syrizas-moscow-connection-fascism-borderless-red-dugin-umland Robert Brasillach: "I see how in the East, in Russia, fascism is rising – a fascism borderless and red." وی به جرم همدستی با آلمان نازی و همکاری با اشغاگران هیتلری درحکومت ویشی، پس از آزادی فرانسه از دست اشغالگران آلمانی، در ماه ژانویه 1945 محاکمه و کشته شد .
7 (https://www.linkedin.com/pulse/syrizas-moscow-connection-fascism-borderless-red-dugin-umland.
8 (https://www.linkedin.com/pulse/syrizas-moscow-connection-fascism-borderless-red-dugin-umland.
9 ) مجله جوان ميزگرد با 3 كارشناس برجسته روس؛16 ارديبهشت 1391 http://javanonline.ir/fa/news/
10) سازمان اسناد و کتابخانه ملی، وصیت نامه پطر کبیر امپراطور روس در روزنامه کلکته مورخه 3 نومبر سنه ؟ مطابق هشتم شهر شعبان سنه 1387. این سند که با خط نستعلیق نوشته، به همان صورت در 31 صفحه اسکان شده را یافتم و بدون ویرایش، بازنویسی شد. اصل سند به فارسی در سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی در دسترس است.http://dl.nlai.ir/UI/82967b0e-dd40-4a54-a481-c9fceb036a59/Catalogue.aspx
11) تمامی نقل قول‌های صفر اف از http://ir.voanews.com/audio/audio/322533.html در برنامه افق، موضوع: «آمریکا و روسیه: تنش بر سر سوریه»، بیژن کیان، کارشناس ارشد دانشکده نیروی دریایی آمریکا؛ رجب صفروف، مدیر مرکز مطالعات ایران معاصر در مسکو. پنج شنبه٬ ۱۴ شهریور٬ ۵ سپتامبر ۲۰۱۳.
12) تمامی نقل قول‌های صفر اف از http://ir.voanews.com/audio/audio/322533.html در برنامه افق، موضوع: «آمریکا و روسیه: تنش بر سر سوریه»، بیژن کیان، کارشناس ارشد دانشکده نیروی دریایی آمریکا؛ رجب صفروف، مدیر مرکز مطالعات ایران معاصر در مسکو. پنج شنبه٬ ۱۴ شهریور٬ ۵ سپتامبر ۲۰۱۳.
13) روزا لوکزامبورگ، گزیده هایی از روزا لوکزامبورگ، جزوه یونیویس، ص 437، به کوشش پیتر هودیس و کوین ب آندرسن، ترجمه حسن مرتصوی، نشر نیکا، 1386 تهران.]
http://cpiran.org

رقابت کودکانه و خطرناک نیروهای دریایی سپاه و ارتش در خلیج فارس
رهبران کنونی ایران با امور نظامی بیگانه هستند و به همین دلیل فرماندهان و افراد نیرو های مسلح می توانند به سادگی آنانرا فریب دهند. شماری فرماندهان پاسدار و نظامی که درجات خود را مدیون جنگ 8 ساله ایران و عراق می باشند حتی از آموزشهای پایه بی بهره اند. اغلب این افراد به علوم و فنون جدید آگاه نیستند و ناچار برای نشان دادن شایستگی خود به سران رژیم، و برخوردار شدن از امتیازات مادی و معنوی گاه دست به کارهای بس کودکانه میزنند. این برخوردهای ناپخته میتواند روزی امنیت ملی ایران را به خطر اندازد.
پس از اجرای برجام ، گروههای تندرو رژیم که احساس می کنند نفوذ و منابع درآمد هایشان کاهش خواهد یافت به اشاره و یا سکوت معنی دار آقای خامنه ای دست بکار هایی می زنند که می تواند خطری برای امنیت و استقلال کشور ایجاد نماید. از 3 هفته پیش تاکنون چند حادثه در آب های خلیج فارس رخداده است که هر یک می توانست منجر به درگیری نظامی میان ایران و نیرو های خارجی مستقر در این منطقه استراتژیکی جهان شود.
آغاز رقابتی خطرناک
نتیجه دستگیری نمایشی ده ملوان آمریکایی که با دو شناور نظامی از کویت به بحرین می رفتند، اعطای نشان درجه یک فتح! بالاترین نشان نظامی در جمهوری اسلامی به دریادار پاسدار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران شد.
از سه هفته پیش تاکنون رقابتی میان فرماندهان نیروی دریایی سپاه و ارتش در خلیج فارس و دریای عمان آغاز شده است. بر پایه استراتژی نظامی جمهوری اسلامی از خلیج فارس تا تنگه هرمز زیر کنترل نیرو های دریایی سپاه پاسداران و از تنگه هرمز تا دریای عمان سهم نیروی دریایی ارتش می باشد.
در دوازدهم ژانویه 2016 میلادی همزمان با دستگیری ملوانان آمریکایی در نزدیک جزیره ایرانی فارسی، نیروی دریایی ارتش در شرق تنگه هرمز، دریای عمان تا مدار ده درجه در حال برگزاری مانور ولایت 94 بود. در همان زمان در آب های کشور عمان نزدیک به آب های سرزمینی ایران ناو هواپیما بر آمریکایی "هری ترومن" حضور داشت.
نیروی دریایی برای عقب نیفتادن از شیرینکاری سپاه پاسداران در خلیج فارس فرصت را مغتنم شمرد و با هوا کردن یک پهپاد عکاسی بر فراز ناو آمریکایی اقدام به تصویر برداری نمود. دریادار حبیب‌الله سیاری، فرمانده‌ی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، این عملیات عکاسی! را نشانه‌ ی "شجاعت و اقتدار" ارتش ایران دانسته است. به این ترتیب دریادار سیاری نیز منتظر دریافت مدال طلای فتح می باشد تا از رقیب سپاهی خود عقب نیفتد.
اطلاعات یا ضد اطلاعات ؟
علی فدوی دوشنبه دوازدهم بهمن ماه 1394 ، در برابر صحن مجلس حاضر شد و در باره دستگیری ده ملوان آمریکایی توضیحاتی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی داد. او اظهار کرد: اطلاعات زیادی از لپ ‌تاپها و موبایل‌ های ملوانان آمریکایی استخراج کرده‌ایم. فدوی افزود: نظامیان آمریکایی وارد آب‌های ایران شدند، به ‌سراغ ‌شان رفته دستگیرشان کردیم، در حالی که آنها قصد داشتند به ‌سمت جزیره عربی بروند، اما موتور قایق ‌شان خراب شده و جریان آب آنها را چند صد متر وارد آب‌های ایران می‌کند.
این اظهارات نشان دهنده ناآگاهی و عدم آشنایی علی فدوی به امور نظامی و اطلاعاتی می باشد. نخست اینکه ده ملوان به فرماندهی یک ستوان جوان که از کویت به بحرین می رفتند به گفته مقامات آمریکایی و ایرانی در هنگام دستگیری به دلیل اشکال فنی در سیستم رهیابی پنج مایل وارد آب های سرزمینی ایران شده بودند. بنابراین مسئله خرابی قایق شان! مطرح نبوده است.
یکم: اگر ادعای علی فدوی درست باشد از گفته او بر می آید که یک ! قایق خراب شده است چون او می گوید موتور! قایق شان و نمی گوید موتور های ! قایق شان. بنا براین اگر یکی از قایق ها به نقص فنی دچار شده باشد قایق دیگر می توانست آن را یدک بکشد و به آب های ایران وارد نشود و سپس از نزدیکترین شناور های آمریکایی، فرانسوی، انگلیسی یا یکی از کشور های عربی مستقر در خلیج فارس درخواست کمک نماید.
دوم : بنا بر روش و دستورالعمل های نظامی و اطلاعاتی در چنین ماًموریت هایی در آبهای متخاصم هیچ گونه اطلاعات طبقه بندی شده ای نباید در اختیار افراد باشد، اطلاعات طبقه بندی شده ، نه بصورت منقول، نه درکامپیوتر های شخصی و یا نظامی و نه در حافظه تلفن های موبایل شخصی و نظامی نباید وجود داشته باشند.
سوم :اصولاً ملوانان که سربازان ساده بشمار می روند و یک ستوان جوان فرمانده آنان هیچگاه نمی توانند دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده و مهم داشته باشند که دریادار پاسدار مدعی استخراج این اطلاعات می باشد.
چهارم : علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران چرا به این مسئله فکر نکرده است که اگر اطلاعاتی که مدعی است واقعاً در قایق های آمریکایی بدست آمده است، شاید هدف عملیات ضد اطلاعاتی سازمان های اطلاعاتی ارتش آمریکا واقع شده است. و در نهایت هدف از ورود نمایشی این دو قایق به آب های ایران، انتقال اطلاعات ساختگی و فریب دهنده به ایرانی ها بوده و دریادار در واقع بجای اطلاعات، ضد اطلاعات! را استخراج کرده است.
تصاویر زیبا ! و دقیق از ناو آمریکایی
آخرین شاهکار نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی می تواند صد ها آفرین، آفرین آقای خامنه ای را بخود اختصاص دهد. تصاویر زیبا و دقیق از ناو آمریکایی!. اشتباه نشود این گفته یک عکاس معمولی نیست، بلکه سخنان دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی است.
سیاری با استفاده از واژه های غیرنظامی عدم آشنایی خود را در زمینه اطلاعات نظامی! نشان داد. شاهکار نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی این بود که با استفاده از یک پهپاد (پرنده هدایت پذیر از راه دور) مجهز به دوربین عکاسی که بهای آن در بازار چند صد دلار است چند عکس و فیلم رنگی دقیق و زیبا! از ناو آمریکایی "هری ترومن " برداشته است که این مسئله باعث شگفتی آمریکاییان هم شده است . بطوریکه سخنگوی ارتش آمریکا با تاًیید عکس‌برداری پهپاد ایرانی از ناو هواپیمابر آمریکایی، این اقدام ایران را "عجیب" دانست. بطور یقین آمریکایی ها که خود سازنده این ابزار ها می باشند تشخیص داده اند که این پهپاد عکاسی است و خطری متوجه نیروهای آنان نمی شود، وگرنه در همان لحظات نخستین، این بازیچه! ایرانیها را در آسمان منفجر می کردند.
پهپاد های عکاسی چگونه اند ؟
پهپاد های کوچکی هستند که بر روی آنان دوربین عکاسی یا فیلمبرداری نصب می شود و پس از به پرواز درآمدن از بالا اقدام به عکاسی و فیلمبرداری از زمین می کند. این نوع تکنولوژی در زمینه های ورزش های پر هیجان، تهیه و تولید فیلم های مستند دررابطه با مناظر طبیعی و اصولاً فیلمبرداری و عکاسی از محلهایی است که دوربینهای معمولی به سادگی به آنجا دسترسی ندارند.
بهای این پهپاد های مجهز به دوربین به نسبت تکنولوژی بکار رفته در آن و کیفیت تصاویر از چند صد دلار تا چند هزار دلار در بازار است وبطور آزاد بفروش می رسند.
کوچکترین مدل تولید شده این نوع پهپاد که از کیفیت بسیار خوبی برخورداراست ساخت شرکت: (https://www.lily.camera ) در کالیفرنیا می باشد که به مدل (Easy as 1, 2, 3) نامگذاری شده است. بهای این مدل دوهزار دلار است.
این مدل با کیفیت فیلمبرداری ویدیو (1080p) و عکسبرداری (12 MP) در ابعاد کمتر از یازده سانتیمتر در هشت سانتیمتر می تواند در ارتفاع پانزده متری با سرعت چهل کیلومتر در ساعت پرواز کرده و عکس و فیلم بردارد.
این پهپاد یک کیلو و سیصد گرم وزن دارد و دارای 4 جیگا حافظه و قابل کنترل توسط دستگاه هدایت و تلفن های موبایل مجهز به سیستم عامل آندروید و آی فون شش می باشد. (Easy as 1, 2, 3.) مجهز به سیستم اینترنتی بی سیم است و باطری لیتیوم آن اجازه بیست دقیقه پرواز به پهپاد می دهد . پس از استفاده از پهپاد، می توان بسادگی با فشار دادن یک دکمه پهپاد را احضار کرد و بر کف دست هدایت کننده آن نشاند.
نویسنده فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی - ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
http://www.farhangiran.com/content/view/10070/78

چرا ایران مماشات را کنار گذاشته و عربستان را تهدید نظامی می‌کند؟


شهیر شهیدثالث
روزنامه‌نگار و تحلیلگر
5 اکتبر 2015 - 13 مهر 1394

ماجرای کشته شدن زائران ایرانی در جریان حج امسال با واکنش شدید آیت‌الله علی خامنه‌ای مواجه شده است. شاید کمتر کسی در داخل و خارج از ایران انتظار چنین موضع‌گیری تندی را داشت.
رهبر ایران در سخنرانی بعد از ماجرای حج، عربستان را به واکنش "سخت و خشن" تهدید کرد و گفت: "جمهوری اسلامی ایران تاکنون از خود خویشتن‌داری نشان داده... اما این را بدانند که دست ایران، برتر از خیلی‌ها است... و اگر بخواهد در مقابل عناصر اذیت کننده و موذی عکس‌العمل نشان دهد، اوضاع آنها خوب نخواهد بود و در هیچ صحنه هماوردی، حریف نخواهند شد."
چند روز پس از آن، در پی اظهار نظر چندین مقام نظامی، سرلشکر محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران گامی فراتر رفت و برای حمله به عربستان اعلام آمادگی کرد.
او گفت: "سپاه همه ظرفیت‌های ممکن برای واکنش سریع و خشن ایران در راستای تحقق اراده رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، برای پاسخگو کردن آل سعود به فاجعه هولناک منا و اعاده حقوق زائران قربانی شده در مذبح منا را آماده کرده و در انتظار اجرای دستوریم".
همان‌طور که آقای خامنه‌ای در سخنانش می‌گوید، تا قبل از این جریان، ایران سیاست خویشتن‌داری را در قبال عربستان در پیش گرفته بود. اما چه شد که ناگهان سیاست مماشات کنار گذاشته شد؟ برای پاسخ به این پرسش باید دو پرسش دیگر مورد بررسی قرار گیرد. اول، آیا شرایط جدیدی ایجاد شده که ایران این چنین تغییر لحن داده است؟ دوم، هدف از اتخاذ چنین موضع سختی در برابر عربستان چیست؟
آیا وضعیت جدیدی ایجاد شده؟
در پی مرگ ملک عبدالله، پادشاه پیشین عربستان و به قدرت رسیدن ملک سلمان، چرخش آشکاری در سیاست خارجی عربستان، به خصوص در برابر ایران، ایجاد شد. حکومت جدید پرده‌ها را کنار زد و پی گیری موضعی تهاجمی در قبال ایران را در دستور کار خود قرار داد. این سیاست از زمان حمله به یمن به اوج خود رسید. در حالی که حملات لفظی عربستان علیه ایران هر روز شدت می‌گرفت گهگاه رهبر ایران و با زبانی به مراتب ملایم‌تر، حسن روحانی و جواد ظریف و سخنگوی وزارت امور خارجه ایران قدرت‌نمائی سعودی‌ها را پاسخ می‌دادند، اما کار هرگز به مرحله تهدید نرسید.
مقصود از همکاری امنیتی (با کشورهای عرب خلیج فارس) این نیست که یک دشمنی دراز مدت با ایران تداوم پیدا کند و یا حتی ایران به حاشیه رانده شود. هیچ کدام از ملت‌های ما از یک رویارویی بدون پایان با ایران نفع نخواهند برد
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا
دلیل این امر روشن بود. ایران در جریان مذاکرات هسته‌ای نمی‌خواست فضائی ایجاد کند که اسرائیل و عربستان بتوانند از آن بهره‌برداری کنند و با معرفی ایران به عنوان یک تهدید منطقه‌ای، بر روند مذاکرات هسته‌ای تأثیر بگذارند. ایران سخت به دنبال توافق بود چرا که نتایج حاصل از توافق از موضوع هسته‌ای به مراتب فراتر می‌رفت.
با تحقق توافق هسته‌ای بین ایران و ۶ قدرت جهانی و تأیید آن از سوی شورای امنیت سازمان ملل، موقعیت ایران از کشوری که تهدیدکننده امنیت منطقه تلقی می‌شد به کشوری تبدیل شد که توانسته بود همپای شش قدرت بزرگ به بحث و گفتگوی منطقی و هوشمندانه بپردازد و نهایتاً مخالفان قدر برنامه هسته‌ای خود از جمله جمهوری‌خواهان کنگره آمریکا، لابی و دولت اسرائیل و بالاخره عربستان سعودی را شکست دهد.
همان‌طور که بسیاری از تحلیلگران پیش‌بینی می‌کردند، و این موضوع دقیقاً مورد نگرانی اسرائیل و عربستان بود، با شکل گیری توافق، راه برای شناسائی بین‌المللی ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای هموار شد. در حالی که از شروع بحران سوریه، آمریکایی ها همواره وجود ایران را به عنوان بخشی از راه حل نادیده می‌گرفتند، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا روز ۶ مهر در اجلاس سالیانه سازمان ملل اعلام کرد که برای حل بحران سوریه حاضر است با روسیه و ایران همکاری کند.
از دید ایران این موضوع پنهان نبود که عربستان تنها به اتکای آمریکاست که ممکن است با ایران وارد یک درگیری نظامی شود. اما توافق هسته‌ای وضعیت را به‌طور قابل ملاحظه‌ای تغییر داد، تا آنجا که پرزیدنت اوباما در نشست خود در کمپ دیوید، به رهبران عرب حوزه خلیج فارس که از آمریکا درخواست ایجاد یک پیمان امنیتی کرده بودند گفت: "مقصود از همکاری امنیتی (با کشورهای عرب خلیج فارس) این نیست که یک دشمنی دراز مدت با ایران تداوم پیدا کند و یا حتی ایران به حاشیه رانده شود. هیچ کدام از ملت‌های ما از یک رویارویی بدون پایان با ایران نفع نخواهند برد."
چرا آقای اوباما چنین می‌گوید؟ به این دلیل که بقای توافق هسته‌ای که قرار است جلوی مسلح شدن ایران به سلاح هسته‌ای را بگیرد به ثبات حکومت ایران بستگی پیدا کرده است. به عبارت دیگر بی‌ثبات شدن حکومت در ایران به معنای متزلزل شدن قرارداد هسته ای است.
در یک کلام، حصول توافق هسته‌ای جای پای ایران را به عنوان یک بازیگر مهم منطقه‌ای که دیگر آمریکا هم حاضر نیست به متزلزل کردن آن فکر کند محکم کرد. ترجمه ساده این وضعیت این است که دیگر عربستان نمی‌تواند برای سرشاخ شدن با ایران بر روی آمریکا حساب باز کند.
هدف از موضع‌گیری شدید علیه عربستان چیست؟
با وقوع حوادث حج و کشته شدن تعداد زیادی از زائران ایرانی، حکومت ایران با آگاهی از وضعیت جدید از لاک نرمش بیرون آمد و پاسخ چندین ماه قدرت‌نمائی عربستان را با تهدید به عملیات نظامی داد. از دید رهبری ایران چنین واکنشی ضروری بود چرا که بی پاسخ گذاشتن حملات لفظی عربستان اقتدار حکومت را هم در داخل کشور و هم در سطح منطقه زیر سؤال می‌برد. ادامه این وضعیت متحدان ایران را مأیوس و مخالفان را جری‌تر می‌کرد.
از طرف دیگر عربستان با مشکلات در سیاست خارجی خود دست و پنجه نرم می‌کند که این نیز فرصتی را برای ایران فراهم آورده است. زمانی که عربستان حملات هوائی به یمن را آغاز کرد، تصور رهبران آن کشور این بود که در مدتی کوتاه می‌توانند حکومت عبدربه منصور هادی، رئیس‌جمهور یمن را که از دست شورشیان حوثی گریخته بود دوباره برقرار کنند. حتی چندین بار اعلام کردند که به اهداف خود رسیده‌اند و حملات هوائی قطع خواهد شد. اما نه تنها چنین امری میسر نشد و سعودی‌ها در کمند جنگی که فعلاً پایانی بر آن متصور نیست گرفتار شدند بلکه جنگ به داخل خاک عربستان نیز کشیده شد.
اما رهبری ایران هدف دیگری را نیز دنبال می‌کند. از شروع مذاکرات هسته‌ای در دو سال پیش جناح میانه‌رو تقریباً به‌طور کامل سکان سیاست خارجی را در دست داشت. حملات لفظی عربستان بیشتر با نصیحت و اندرز دستگاه سیاست خارجی ایران همراه بود تا مقابله به مثل. شروع این روند جدید و برخورد سخت با عربستان نشانگر آن است که رهبری ایران در نظر دارد خود، بار دیگر، ابتکار عمل را به دست بگیرد.
آیت‌الله خامنه‌ای طی سخنرانی در روز ٩ مهر ماه گفت: "با کوتاه آمدن... دشمنی‌ها برطرف نمی‌شود... تصور اینکه اگر فلان حرف را نزنیم یا فلان کار را نکنیم و ملاحظه دشمن را بکنیم، دشمنی‌ها کم می‌شود، تصور نادرستی است." از: بی بی سی

موضع جدید دولت مصر: &laquo;عبدالفتاح السیسی&raquo;: من با بشار اسد هستم

موضع جدید دولت مصر:


«عبدالفتاح السیسی»: من با بشار اسد هستم
رئیس‌جمهور مصر در جریان سفر سرلشگر “علی مملوک” رئیس دستگاه اطلاعاتی سوریه به قاهره، حمایت خود از رئیس جمهوری سوریه را اعلام کرد و گفت: من با سوریه و بشار اسد هستم.
سرلشکر علی مملوک و عبدالفتاح السیسی به تازگی در این دیدار، تحولات سوریه و زمینه های گسترش مناسبات دمشق و قاهره را بررسی کردند.

رئیس جمهوری مصر خطاب به مملوک گفت: «به بشار اسد بگو که دشمن ما یکی است و تکفیری ها از جمله دشمنان ما هستند. من با سوریه و بشار اسد هستم و از فضای بین المللی در واشنگتن و اروپا اطلاع دارم و به بشار اسد بگو که من با تو هستم.»

السیسی با تاکید بر اینکه بشار اسد سقوط نخواهد کرد، افزود: «هر دو در مقابل تکفیری ها خواهیم ایستاد؛ سوریه و مصر در نبرد علیه دشمنان خود پیروز خواهند شد و جنگ سوریه به نفع دمشق پایان خواهد یافت.»

براساس این گزارش، عبدالفتاح السیسی از رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر خواست به ریاست سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) اعلام کند که امنیت مصر و سوریه به هم پیوسته است. السیسی تاکید کرد که سرنوشت بشار اسد و نظام سوریه برای مصر بسیار اهمیت دارد.

بعد از آنکه تونس اعلام کرد روابط دیپلماتیک را با سوریه از سر می گیرد، قاهره نیز بر امکان تماس با مقامات سوری تاکید کرد.

مصر و سوریه توافق کرده اند که روابط دیپلماتیک را فعال کرده و به زودی سفیران بین دو کشور تبادل شود.

براساس اعلام رسانه ها، قاهره آماده می شود تا احمد حلمی از دیپلمات های سفارتخانه مصر در بیروت را به عنوان کنسول مصر در سوریه معرفی کند.

سوریه در سال ۲۰۱۲ یوسف الاحمد سفیر خود را از قاهره فراخواند و پیش از آن، مصر شوقی اسماعیل سفیر خود را از دمشق به بهانه رایزنی فراخوانده بود.

بشار اسد چندی پیش در مصاحبه با شبکه المنار گفت که روابط بین سوریه و مصر در صحنه عربی، روابطی متوازن است و دمشق معتقد است با ارتش و ملت مصر در رویارویی با تروریست ها در یک سنگر قرار دارد.

وی خاطرنشان کرد که تماس های بین مصر و سوریه «مستقیم و در سطح مقام های مهم و به طور مشخص امنیتی قرار دارد و برخی دستگاه های مصری قطع روابط با سوریه را رد کرده اند».

همزمان با سفر ژنرال مملوک به قاهره، ماه گذشته میلادی سردبیران و روزنامه نگاران مصری با هماهنگی وزارت خارجه مصر به دمشق سفر و با مقام های سوری از جمله ولید المعلم وزیر امور خارجه دیدار و گفت وگو کردند.
مطالب مرتبط
آخرین اخبار سوریه؛خمپاره باران شدید حلب/سقوط بالگرد ارتش در شیخ لطفی/ادامه نبرد در زبدانی
سهم بشاراسد و مخالفانش از فرودگاههای سوریه
جبهة النصره فرودگاه "ابوطهور" ادلب را تصرف کرد+عکس اسرای ارتش سوریه
آخرین اخبار سوریه،حمله ارتش به سهل الغاب؛مخالفین در آستانه تصرف فرودگاه مزه
آخرین اخبار سوریه؛سقوط سهل الغاب؛مخالفان مسلح به زادگاه بشار اسد نزدیک می شوند
آخرین اخبار سوریه؛محله راشدین حلب سقوط کرد؛توقف مخالفان در فرودگاه ثعله
آخرین اخبار سوریه؛پایگاه تیپ 52 ارتش در درعا سقوط کرد؛جبهه جنوب هم فعال شد
برچسب ها: عبدالفتاح السیسی ، بشار اسد

http://bit.ly/1Lhwzm1

&ldquo;طرح پنهان&rdquo; روسیه و ایران برای سوریه

“طرح پنهان” روسیه و ایران برای سوریه


شهریور ۲۰, ۱۳۹۴


از روزهای نخست ماه سپتامبر تا کنون خبرها درباره افرایش فعالیت نظامی روسیه در سوریه افزایش یافته است. خبرهایی درباره ارسال تجهیزات جنگی تازه روسی به سوریه مانند تحویل جنگنده‌های مدرن میگ ۳۱ به ارتش بشار اسد، انتقال یک پایگاه سیار کنترل پروازهای هوایی به فرودگاهی در جنوب لاذقیه، انتقال صدها نظامی روس و ایجاد اقامت‌گاه‌های پیش‌ساخته برای آنها در لاذقیه و طرطوس.

برخی منابع عربی حتی خبر داده‌اند که کارشناسان روسیه کنترل فرودگاهی در جنوب لاذقیه در غرب سوریه را به دست گرفته‌اند. روزنامه «الحیات» چاپ بیروت روز چهارشنبه (۹ سپتامبر) نوشت روسیه علاوه بر اعزام افسران عالی‌رتبه،‌ به زودی تعدادی خلبان نیز به سوریه اعزام خواهد کرد تا هدایت جنگنده‌های پیشرفته میگ ۳۱ و هواپیماهای جاسوسی را بر عهده بگیرند.

به نوشته این روزنامه لبنانی واحدهایی از سربازان روس نیز به زودی وارد سوریه می‌شوند تا مسئولیت فرماندهی جنگ در برابر مخالفان بشار اسد به ویژه در مناطق پیرامون لاذقیه را بر عهده بگیرند. منایع آمریکا حتی پا را فراتر گذاشته و می‌گویند نیروهای نظامی روسیه با هواپیما و کشتی‌های جنگی به‌طور مستقیم در جنگ داخلی سوریه درگیر شده‌اند.

پاسخ الکساندر پسکوف، سخنگوی ولادیمیر پوتین به همه این خبرها انکار کامل است. او می‌گوید حتی نمی‌تواند ارسال کمک‌های نظامی به بشار اسد را تایید نماید،‌ چه رسد به شایعات مربوط به اعزام نیروی زمینی به سوریه. ماریا زاخارووا ، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه البته مانند سخنگوی پوتین این گزارش‌ها را انکار نمی‌کند، اما آن‌ها را کم‌اهمیت می‌داند؛ چیزی در حد “ارسال تجهیزات فنی” به سوریه با هدف “مبارزه علیه تروریسم”.

اما به‌رغم انکار مسکو، شواهد در این باره که روسیه حضور نظامی خود در سوریه را به طرز چشم‌گیری افزایش داده روز به روز بیشتر می‌شوند. تصاویر منتشر شده از مناطق درگیری در سوریه نشان می‌دهند که نفربرهای مدرن روسی از نوع BTR-82A در مناطق عملیاتی جنگ حضور دارند. هم‌چنین شبه‌نطامیان مخالف اسد تصاویری از هواپیماهای بدون سرنشین را منتشر کرده‌اند که شباهت بسیار به پهپادهای روسی “پچلا” (Ptschela) دارند.

به‌نظر می‌رسد که مسکو هم‌چنین واحد نظامی زمینی به سوریه اعزام کرده است. به گزارش “اشپیگل آنلاین”، در شبکه‌های اجتماعی یادداشت‌ها و تصاویر نظامیان روس منتشر شده که در ماه اوت به سوریه اعزام شده‌اند. در میان این نظامیان، ملوانان روس از پایگاه دریایی ارتش روسیه در سواستوپول نیز حضور دارند. یک سرباز روس به نام “آناتولی گ.” در سایت «vk.com» نوشته که او به سوریه اعزام شده است. او از نفرات تیپ ۸۱۰ نیروی دریایی روسیه در سواستوپول است.

این اطلاعات با شواهد موجود در باره انتقال واحدهای نظامی روسیه از طریق تنگه بسفر به سوریه مطابقت دارند. از واحدهای نظامی موسوم به “نیکلای فیلچنکوف” هنگام عبور از تنگه بسفر عکس‌برداری شده‌ است. در این تصاویر شمار زیادی از کامیون‌های نظامی بر عرشه کشتی قابل تشخیص هستند و می‌توان تعلق این خودروهای نظامی به تیپ ۸۱۰ نیروی دریایی روسیه را شناسایی کرد.

به‌نظر می‌رسد که ماموریت روسیه در سوریه بسیار فراتر از کمک‌های نظامی و فنی روس‌ها به رژیم بشار اسد است. تصاویر زیادی “ماکسیم م.” سرباز روس و جزو نفرات تیپ ۸۱۰ را در خاک سوریه نشان می‌دهند. لوی‌یف،‌ یک وبلاگ‌نویس روس از گفته‌های همسر یک نظامی روس نقل کرده که شوهرش ماموریت پیدا کرده که از یک پایگاه هوایی در سوریه پشتیبانی کند و یا فردی را همراهی کند. همسر این خانم به او گفته که موضوع بر سر “یک ماموریت جنگی” است.

شواهدی که دولت آمریکا دارد

دولت آمریکا هنوز به‌طور رسمی درباره جزئیات تحرکات تازه نظامی روسیه در سوریه اظهارنظر نکرده است، اما در پشت صحنه برخی نمایندگان دولت آمریکا از وجود شواهدی دال بر دخالت نظامی مستقیم روسیه در جنگ داخلی سوریه خبر می‌دهند.

خبرگزاری رویترز به نقل از مقام‌های آمریکا نوشته است، در روزهای اخیر دست‌کم سه هواپیمای نظامی در فرودگاه لاذقیه فرود آمده‌اند. دو فروند از این هواپیماها آنتونوف۱۲۴ و دیگری مسافری بوده است. علاوه بر این گزارش‌هایی از لنگر گرفتن دو کشتی نظامی روسیه در ساحل سوریه منتشر شده است.

یک نماینده دولت آمریکا به خبرگزاری فرانسه گفته است، همه شواهد نشان می‌دهند که روسیه در نظر دارد این فرودگاه را به عنوان مرکزی برای عملیات‌های هوایی آماده سازد.

سخنگوی کاخ سفید هفته گذشته گفته بود، ما از گزارش‌هایی پیرامون انتقال نیروهای نظامی از سوی روسیه و به‌کارگیری احتمالی هواپیما در سوریه آگاه هستیم و با دقت این خبرها را دنبال می‌کنیم.

نقشه پنهان روسیه

موضوع مورد بحث ظاهراً شهر ساحلی لاذقیه در غرب سوریه است. در جنوب لاذقیه فرودگاهی است به نام “باسل الاسد” که در کنترل نیروهای اسد است. این فرودگاه هم کاربری نظامی و هم غیرنظامی دارد. براساس گزارش رسانه‌های آمریکایی روسیه اخیرا کانتینرهای قابل‌ سکونت برای اسکان صدها نفر به این فرودگاه حمل کرده است. روسیه هم‌چنین یک پایگاه کنترل پروازها و ترافیک هوایی و در این فرودگاه مستقر کرده‌ است. علاوه بر این از کشورهای همسایه سوریه برای تمام ماه سپتامبر مجوز عبور هواپیما درخواست شده است.

ظاهرا روسیه درصدد است به رژیم اسد کمک کند تا لاذقیه را در کنترل خود نگاه دارد. از هفته‌های اخیر ائتلافی از شورشیان مخالف اسد پیشروی به سوی لاذقیه را شروع کرده‌اند. رهبری این ائتلاف را گروه “جبهه نصرت” بر عهده دارد؛ گروهی که با شبکه القاعده در ارتباط است.

افزایش حضور نظامی روسیه در سوریه، به آینده‌ی این کشور جنگ‌زده نظر دارد؛ آینده‌ای که گویا دیگر در آن از سوریه یکپارچه خبری نخواهد بود. به نوشته اشپیگل آنلاین، روسیه و ایران در حال آماده کردن طرحی برای آینده سوریه هستند. جزئیات این طرح هنوز مشخص نیست، اما براساس زمزمه‌هایی که میان دیپلمات‌های خارجی در جریان است، به‌نظر می‌رسد این طرح بر تقسیم سوریه به مناطق نفوذ میان جبهه‌ها و گروه‌های درگیر استوار باشد.

بنابر گزارش‌ها در آنچه روسیه و ایران برای آینده سوریه طراحی کرده‌اند، منطقه ساحلی میان لاذقیه و طرطوس نقش کلیدی بازی می‌کند. روسیه می‌خواهد این منطقه را به عنوان پلی برای ارتباط با جهان خارج در کنترل رژیم اسد نگاه دارد. بخش بزرگی از بیابان‌های مرکزی سوریه نیز سهم مخالفان اسد خواهد بود. شمال سوریه به استثنای حلب، می‌تواند در کنترلِ هنوز تعریف‌نشده بین‌المللی قرار گیرد.

محاسبه پوتین و اسد بر روی بحران پناهجویان

روسیه دور تازه عملیات خود در سوریه را با لفاظی درباره مبارزه با تروریسم آغاز کرد. پوتین هفته گذشته گفت با باراک اوباما تلفنی گفت‌وگو کرده و به او پیشنهاد داده که برای مقابله با تروریسم و افراط‌گرایی، یک ائتلاف جهانی تشکیل شود. رئیس جمهور روسیه هم‌چنین گفت، بشار اسد با برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی، تماس و مذاکره با “مخالفان سالم” و شریک‌کردن آن‌ها در قدرت موافق است.

اما سیاست غرب در مورد سوریه تاکنون این بوده که برای یک آغاز تازه و واقعی در سوریه، اسد باید از قدرت کنار برود. به گزارش اشپیگل آنلاین، دیپلمات‌های اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که کرملین روی این موضوع حساب باز کرده که مواضع اروپا در اثر بحران پناهجویان متزلزل خواهد شد و اروپاییان در برابر خطر داعش، دیر یا زود از خواست کناره‌گیری اسد دست خواهند کشید.

خود بشار اسد نیز چنین تصوری دارد. او تاکنون برای کاستن از بحران پناهجویان نه تنها به هیچ اقدامی دست نزده،‌ بلکه برعکس با بمباران هر روزه و بی‌امان مناطقی که در کنترل نیروهای او قرار ندارد، مردم را به فرار از خانه و کاشانه خود و جستن پناه در خارج از سوریه زیر فشار قرار می‌دهد.

این روزها رسانه‌های نزدیک به کرملین با توجه به بحران پناهجویان در اروپا فریاد “پایان مغرب‌زمین” را سرمی‌دهند. روزنامه “کامسامولسکایا پراودا” در سلسله مقالاتی از “سقوط آلمان” خبر داده است. این روزنامه در زمان موجودیت اتحاد جماهیر شوروی و تسلط حزب کمونیست بر ارکان قدرت در این کشور، ارگان جوانان حزب کمونیست بود. اکنون در خدمت رویاهای پوتین برای احیای اتحاد شوری فروپاشیده در قالب “اتحادیه ارواسیا” است.

پوتین در عین‌حال بحران پناهجویان را برای مطرح کردن خواست تازه‌ای از اتحادیه اروپا مستمسک قرار داده است. او از کشورهای عضو اتحادیه اروپا می‌خواهد که خود را از سایه و نفوذ ایالات متحده آمریکا رها سازند. او می‌گوید این تنها آمریکا بود که خاورمیانه را بی‌ثبات کرده و حالا اروپایی‌ها باید هزینه آن را بپردازند.

پیام پوتین به آمریکا نیز چنین است: «شما بهتر است در مبارزه با تروریسم با اسد همراه شوید؛ اسد موثرترین نیرو در جنگ علیه داعش است.» در پیام پوتین هیچ اشاره‌ای به این واقعیت نمی‌شود که رژیم اسد سال‌هاست که به‌طور خشونت‌آمیزی علیه نیروهای میانه‌رو و لیبرال می‌جنگند، آنهم با سلاح‌های روسی.

نگرانی ناتو و آلمان

افزایش حضور نظامی روس‌ها در سوریه نگرانی ایالات متحده، آلمان و ناتو را برانگیخته است. ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو روز چهارشنبه (۹ سپتامبر) در پراگ گفت: «گزارش‌ها درباره افزایش حضور نظامی روسیه در سوریه مرا نگران کرده است.» به اعتقاد دبیرکل ناتو، تحرکات روسیه به حل و فصل بحران سوریه کمکی نخواهد کرد.

لورن فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه نیز گفت، افزایش حضور نظامی روس‌ها در سوریه جستجو برای یافتن راه‌حلی سیاسی در این کشور را مشکل و پیچیده خواهد کرد.
فرانک والتر اشتان‌مایر،‌ وزیر امور خارجه آلمان نیز درباره مداخله نظامی روس‌ها در سوریه هشدار داد و از مسکو خواست که از مداخله نظامی در سوریه پرهیز کند. وزیر خارجه آلمان گفت، توافق هسته‌ای با ایران و نیز ابتکار جدید سازمان ملل در مورد سوریه نقطه آغازی برای یافتن یک راه‌حل سیاسی در بحران سوریه هستند.

اشتان‌مایر در عین‌حال تاکید کرد: «این غیرممکن است که شرکای مهم که ما به آنها نیاز داریم، اساس را بر بازی با کارت نظامی قرار دهند.» اشاره وزیر خارجه آلمان به فرانسه و بریتانیا بود که در نظر دارند در حملات هوایی در سوریه شرکت کنند.

پیشتر جان کری،‌ وزیر امور خارجه ایالات متخده آمریکا گفته بود که اگر گزارش‌ها پیرامون توسعه فعالیت‌های نظامی روسیه در سوریه صحت داشته باشد٬ این مساله موجب گسترده‌تر شدن دامنه جنگ در این کشور خواهد شد. به اعتقاد وزیر خارحه آمریکا، در این صورت احتمال مقابله روسیه با ائتلاف نظامی تحت رهبری آمریکا که مشغول بمباران مواضع دولت اسلامی در سوریه است٬ افزایش خواهد یافت.

شکست نیروهای اسد در ادلب

افزایش حضور نیروهای روسیه ظاهرا هنوز اثرات خود را در تقویت نیروهای اسد نشان نداده است. آخرین گزارش‌ها حاکی است که نظامیان وابسته به اسد آخرین پایگاه خود در استان ادلب در شمال سوریه را از دست داده‌اند. بنابر گزارش تلویزیون دولتی سوریه، فرودگاه نظامی “ابو الظهور” در استان ادلب به دست شورشیان افتاده است.

پایگاه “ابو الظهور” در طول دو سال گذشته در محاصره شورشیان مخالف اسد بود و نیروهای اسد روز گذشته ناگزیر به تخلیه این پایگاه و واگذاری آن به مخالفان شدند. در وبسایت‌های خبری و شبکه‌های مجازی تصاویری منتشر شده که شورشیان را در کنار ردیف هواپیماهای نظامی ارتش دولتی سوریه در پایگاه ابوالظهور نشان می‌دهند. گفته می‌شود مناطق تخلیه شده به تصرف نیروهای جبهه النصره درآمده است.

استان ادلب از زمان تشدید بحران سوریه و آغاز جنگ داخلی در این کشور مرکز شدیدترین درگیری‌ها و یکی از میدان‌های اصلی نبرد میان شورشیان مسلح و واحدهای وفادار به بشار اسد بود. دیده‌بان حقوق بشر سوریه که مرکز آن در لندن است می‌گوید نیروهای دولتی اکنون دیگر به‌طور کامل از استان ادلب عقب‌نشینی کرده‌اند.



منبع دویچه وله


انتشار اسناد محرمانه آمریکا درباره برنامه &laquo;هسته&zwnj;ای نظامی&raquo; اسرائیل

انتشار اسناد محرمانه آمریکا درباره برنامه «هسته‌ای نظامی» اسرائیل


۱۳۹۴/۰۵/۲۸ میترا فرهمند (اسرائیل)

نمایی از مرکز تحقیقاتی «نِقِب» در جنوب اسرائیل که گفته می‌شود اسرائیل در آن اقدام به تولید سلاح هسته‌ای کرده است.
میترا فرهمند (اسرائیل)
۱۳۹۴/۰۵/۲۸

در روزهایی که نخستوزیر اسرائیل مخالفت با توافق اتمی به دست آمده میان ایران و قدرت‌های جهانی را در سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده است، دولت آمریکا اسناد محرمانه‌ای را منتشر کرده است که با برنامه اتمی اسرائیل ارتباط دارد.

این اسناد مربوط به سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ است که متن مذاکرات از نشست‌های محرمانه دولت آمریکا برای بررسی برنامه اتمی اسرائیل و موشک‌های «جریکو» با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای و تلاش دولت وقت واشینگتن برای بازداشتن اسرائیل از پیگیری این برنامه‌های اتمی و موشکی بوده است.

اسرائیل از سال‌های دور سیاست «ابهام عمدی» در مورد توانایی هسته‌ای نظامی خود را ادامه داده است.

اما طبق اسناد تاریخی که روز سه‌شنبه ۲۷ مرداد در واشینگتن منتشر شد، بخشی از تلاش‌های اسرائیل برای پیگیری برنامه اتمی نظامی‌اش در سال‌های ریاست جمهوری ریچارد نیکسون برملاء شده است.

وبسایت اسرائیلی «وای. نت» بخشی از این اسناد را نقل کرده است.

در آن زمان، دولت نیکسون کمیته‌ای را تشکیل داده بود تا سیاست کلی آمریکا را از جمله در ارتباط با اتحاد جماهیری شوروی بررسی کند و پاسخ‌های لازم را برای پرسش‌هایی که ممکن بود سران شوروی در خصوص سیاست آمریکا در حمایت از اسرائیل مطرح کنند، تهیه نماید.

در آن اسناد آمده بود که دولت نیکسون تلاش زیادی به کار برد تا اسرائیل را به امضای ان.پی.تی، پیمان منع گسترش جنگ افزار هسته‌ای، متقاعد کند. اما اسرائیل تا امروز نیز به امضای این معاهده تن در نداده است.

بر اساس این اسناد، دولت ریچارد نیکسون از اسرائیل که در پیگیری برنامه اتمی مخفیانه خود سرسختی نشان می‌داد، خواست تعهد بدهد که در صورت وقوع جنگ با کشورهای عربی، «اسرائیل نخستین کشوری نباشد که از سلاح اتمی استفاده می‌کند».

نیکسون خواهان «تعهد کتبی» دولت اسرائیل در این خصوص و نیز تعهد کتبی درباره «توقف تولید موشک‌های جریکو یا موشک‌های استراتژیک دیگر با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای» شده بود.

در آن دوره، اسحاق رابین، که تازه ریاست ستاد کل ارتش اسرائیل را به پایان برده بود، سفیر اسرائیل در واشینگتن بود و یکی از شخصیت‌های مهم مورد خطاب آمریکا در تماس‌ها محسوب می‌شد.

این اسناد از جمله سال‌های نخست وزیری گلدا مئیر در اسرائیل و تماس‌های پیگیرانه هنری کیسینجر، مشاور وقت امنیت ملی و سپس وزیر خارجه آمریکا، در گفت‌و‌گو با دولت اسرائیل را در بر می‌گیرد.

در یکی از اسناد‌، دو نفر از اعضای شورای امنیت ملی آمریکا به نام‌های ریچاردسون و پیکارد به اسحاق رابین گفتند، تحویل جنگنده به اسرائیل مشروط به «اذعان اسرائیل به داشتن برنامه اتمی نظامی است».

وزیر خارجه وقت آمریکا نیز نوشته بود: «ما می‌خواهیم اسرائیل به روشنی بگوید برای چه هدفی برنامه اتمی نظامی دارد و چرا موشک‌های جریکو را تولید و مستقر کرده است در حالی که این امر با تعهدات پیشین خود اسرائیلی‌ها در تضاد است؟»

بر اساس این اسناد محرمانه، با وجود همه کوشش‌های ریجارد نیکسون، رهبران وقت اسرائیل دادن هر گونه تعهد در مورد برنامه اتمی یا موشک‌های قابل حمل کلاهک هسته‌ای را به «اعتراف» این کشور به داشتن توان هسته‌ای نظامی تعبیر کرده و از آن خودداری کردند.

در این سندهای دولتی آمده است مقامات وقت آمریکا «نگران» بودند که اسرائیل حتی حاضر به دادن تعهد بشود اما عملاً برنامه تولید بمب اتمی خود را دنبال کند.

هنری کیسینجر که قبل از انتصاب به پست وزارت خارجه، در سال ۱۹۶۹ مشاور امنیت ملی آمریکا بود، در سندی در نوزدهم ژوئیه آن سال، نوشته بود: «... اسرائیل به تازگی ۱۲ موشک زمین به زمین از فرانسه گرفته و خط تولید آن را نیز فراهم کرده است که در پایان سال ۱۹۷۰ تعداد آنها به ۲۴ تا ۳۰ فروند می‌رسید و ده فروند آن را به کلاهک هسته‌ای مجهز می‌کند...»

کیسینجر به نیکسون نوشته بود، در این وضعیت بعید نیست که شوروی هم عرب‌ها را به توانایی هسته‌ای نظامی مجهز کند و میزان دخالت آمریکا در خاورمیانه بیش از گذشته شود اما باید با گرفتن تعهد از اسرائیل برای ملحق شدن به پیمان ان.پی.تی، موجب تحریک حساسیت شوروی و ایجاد یک ماجرای بین‌المللی در این باره نشویم».

هنری کیسینجر این بخش از سند را این‌گونه به پایان برده است: «البته گرفتن تعهد از اسرائیل هم چندان فرقی نمی‌کند زیرا اسرائیل می‌تواند تولید مخفیانه کلاهک‌های هسته‌ای را ادامه دهد».

نیکسون و کیسنجر در نامه‌ای به رییس وقت ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا به احتمال حمله شوروی به اسرائیل اشاره کردند.

در روز اول فوریه ۱۹۶۹ نیز نشستی با شرکت نیکسون، کیسینجر و نیز با حضور ویلیام راجرز وزیر وقت خارجه، مالوین لیراد وزیر دفاع وقت، ژنرال ارل ویلر رییس ستاد نیروهای مسلح، ریچارد هلمز رییس وقت سیا و دیگر بلندپایگان آمریکایی در خصوص واکنش احتمالی شوروی نسبت به توانایی هسته‌ای نظامی اسرائیل برگزار شد.

نیکسون در این نشست در کاخ سفید گفته بود: «باید برای اسرائیل روشن کرد که در صدد تحریک شوروی نباشد و مبادا به یکی از ناوهای شوروی مستقر در کشورهای عربی حمله کند زیرا اگر اسرائیل متعرض اول باشد، کار برای آمریکا جهت دخالت بعدی با هدف نجات اسرائیل، سخت خواهد بود».

وبسایت اسرائیلی «وای. نت» موعد زمانی انتشار این اسناد محرمانه را «جالب» دانسته و به طور تلویحی، آن را نوعی بیان مخالفت دولت کنونی آمریکا با مخالفت‌های دولت اسرائیل علیه توافق اتمی ایران و قدرت‌های جهانی دانسته است.

 رژیم قرون وسطایی اسلامی عربستان و گشتاپوی مذهبی ؛ لازم و ملزوم یکدیگر


رژیم قرون وسطایی اسلامی عربستان و گشتاپوی مذهبی ؛ لازم و ملزوم یکدیگر

ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی در ژانویه ۲۰۱۲ رئیس پلیس مذهبی این کشور را برکنار و یک فرد میانه رو را جایگزین او کرد. این اقدام در جهت آرام کردن شکایات فراوان درباره سوء استفاده از قدرت توسط «المطوعین» (پلیس قدرتمند امر به معروف و نهی از منکر عربستان سعودی) صورت گرفت.

بیشتر بخوانید

جهاد النکاح اسلامی، این یک شوخی نیست

جهاد النکاح اسلامی، این یک شوخی نیست

اردشیر زارعی قنواتی
دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱٣۹۲ - ۲۲ آوريل ۲۰۱٣

اوضاع در سوریه به همان نسبت که وخیم تر می شود تصویر روشن تری از بحران و فاجعه یی که در حال شکل گیری است نیز در چارچوب جنگ داخلی، درگیری های فرقه یی، دخالت خارجی و هژمونی جهادگرایان اسلامگرا با فرهنگ ضداجتماعی خود بر نیروهای شورشی، مشخص تر خواهد شد. عدم پاسخگویی مناسب به مطالبات اصلاحی و اهداف مردمی برای آزادی و دمکراسی توسط دولت "بشار اسد" در ابتدای بروز اعتراضات و سوءاستفاده خارجی از این وقایع، هم اکنون نقطه یی از فاجعه بر نقشه ژئوپلتیک منطقه یی را نشان می دهد که دیگر برای برون رفت از آن شاید بسیار دیر شده باشد.

بیشتر بخوانید

اسامی جنایتکاران و دزدان شاعل در حزب بعث سوریه


صاحبان قدرت در سوریه و ساختار سیاسی این کشور
شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۲۴
پیشکسوت:قدرت در سوريه در دستان بشار اسد رئيس جمهو، برادر بشار اسد و
شماري از دستياران رئيس جمهور متمرکز شده است اين افراد همچون نگهبانان
نظام تک حزبی بعثي در سوريه در خلال 48 سال گذشته عمل کرده‌اند، نظامي که
توسط معترضان طرفدار دمکراسي به چالش کشيده شده است.

بیشتر بخوانید

مصاحبه ی هنری کسینجر &ndash; هجو دقیق

مصاحبه ی هنری کسینجر – هجو دقیق


• بعد از مکثی چند دقیقه ای و متمرکز کردن افکارش، آقای کسینجر چنین ادامه داد "ما به ارتش گفتیم که باید هفت کشور خاورمیانه را بخاطر منابعشان تصرف کنند و آنها تقریباً اینکار را کامل کرده اند... باید بگویم که اینبار آنها فرامین را بطور کامل اجرا کردند. فقط قدم آخر مانده است، بعبارتی دیگر ایران، که در حال بر هم زدن توازن است ...

بیشتر بخوانید

اسامی جنایتکاران و دزدان شاعل در حزب بعث سوریه.صاحبان قدرت در سوریه و ساختار سیاسی این کشور

شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۲۴

پیشکسوت:قدرت در سوريه در دستان بشار اسد رئيس جمهو، برادر بشار اسد و شماري از دستياران رئيس جمهور متمرکز شده است اين افراد همچون نگهبانان نظام تک حزبی بعثي در سوريه در خلال 48 سال گذشته عمل کرده‌اند، نظامي که توسط معترضان طرفدار دمکراسي به چالش کشيده شده است.

بیشتر بخوانید

انتقال بازداشت شدگان تظاهرات ضد بشار اسد به سفارت رژیم ایران برای شکنجه و بازجویی


انتقال بازداشت شدگان تظاهرات ضد بشار اسد به سفارت رژیم ایران برای شکنجه و بازجویی

تاریخ خبر: یکشنبه 30 بهمن 1390 - کدخبر: 96854

انتقال بازداشت شدگان تظاهرات ضد بشار اسد به سفارت رژیم ایران برای شکنجه و بازجویی
یک منبع مخالف رژیم سوریه در گفتگو با العربیه تاکید کرد نیروهای امنیتی در تظاهرات بی سابقه ای که در منطقه مزه در دمشق برگزار شد برخی شرکت کنندگان را دستگیر و به سفارت جمهوری اسلامی در نزدیکی محل تظاهرات منتقل کردند.

بیشتر بخوانید

وزیر اسلامگرای تونسی: تا زنده هستم به نانسی عجرم اجازه ورود به کشور را نمی دهم

دبى- العربیه.نت

در اولین برخورد حکومت اسلام گرایان تونس با هنرمندان، 4 آوازه خوان مشهور عرب از ورود به این کشور منع شدند .

بیشتر بخوانید

اسلاميستهاي اخوان المسلمين و سلفي دوسوم پارلمان مصر را در دست گرفتند

نتایج نهایی اولین انتخابات پارلمانی مصر پس از سرنگونی نظام محمد حسنی مبارک رئیس جمهور این کشور، پیروزی گروه اسلامگرای اخوان المسلمین با فاصله زیادی از دیگر احزاب را نشان می‌دهد. این گروه یکی از رهبران خود را برای ریاست مجلس نامزد کرد.

بیشتر بخوانید

شرایط عینی و ذهنی جامعه سوریه

یوسف عزیزی بنی طرف

انقلاب سوریه از معدود انقلاب های دموکراتیک جهان است که هم روستاها و هم شهرک ها وهم شهرها را در بر گرفته است. معمولا روستاییان در انقلاب های کلاسیک، توان بالقوه وبالفعل انقلاب های مسلحانه دهقانی بوده اند اما در انقلاب سوریه، توده های روستایی پا به پای توده های شهری دست به تظاهرات و اعتراضات می زنند ...

بیشتر بخوانید

&laquo;کمک&zwnj;های ایران به تاسیس یک پایگاه نظامی در سوریه&raquo;

«کمک‌های ایران به تاسیس یک پایگاه نظامی در سوریه»

۱۳۹۰/۰۵/۲۴

روزنامه دیلی تلگراف به نقل از «منابع اطلاعاتی غربی» نوشته است، ایران با ایجاد یک پایگاه نظامی چندین میلیون دلاری در سوریه برای تسهیل در ارسال جنگ افزار و دیگر سخت افزارهای لازم توافق کرده است.
بنا بر ادعای این روزنامه بر پایه این توافق دوجانبه که در پی دیدار نمایندگان عالیرتبه حکومت سوریه از تهران صورت گرفت، ایران می خواهد در توسعه پایگاه تازه نظامی در فرودگاه لاذقیه که قرار است تا پایان سال جاری به پایان رسد، یاری کند. هدف این توافق ایجاد یک راه مراسلاتی برای تبادل مستقیم تجهیزات نظامی با سوریه است.

بیشتر بخوانید

نگاهی گذرا به حوادث &laquo;سین&zwnj;کیانگ&raquo; و سرکوب مردم توسط ارتش سرخ چین

نگاهی گذرا به حوادث «سین‌کیانگ» و سرکوب مردم توسط ارتش سرخ چین


فرتور زن مبارز از اهالی سین کیانگ مقابل سربازان سرکوبگر ارتش سرخ چین
درگیری و ناآرامیهای در منطقه سین کیانگ مسلمان نشین چین،درپی بروز اختلافات بین نژاد اصلی مردم چین (هان) و قوم "اویغور" در شهر "ارومچی"، مرکز منطقه خودمختار شین جیانگ آغاز شد.

بیشتر بخوانید

ولید جنبلاط رییس حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان خون پدر خود را به خ.ر. فروخت !

ولید جنبلاط رییس حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان خون پدر خود را به خ.ر. فروخت !


فرتور ولی جنبلاط لیدر حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان بهمراه شیخ حسن نصرالله از عوامل رژیم ایران
بنا به گزارشها ولید جنبلاط رییس حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان که در منظقه جبل لبنان بر قوم دروزی حکمروانی میکند، با پایمال کردن خون پدرش کمال جنبلاط که بدست دولت سوریه به قتل رسیده، از جناح سعد حریری جدا شده و به سوریه و حزب الله لبنان پیوست.

بیشتر بخوانید

فيلم تبليغاتی اسراييل برای موجه نشان دادن سرزمين های اشغال شده. آنچه در اين فيلم اشاره نمی شود تصاحب و تجاوز از راه غيرقانونی است.

اوباما، مرزهای ۱۹۶۷ و حمایت یهودیان ایالات متحده

بحران سیاسی جدید میان دولت‌های اسرائیل و آمریکا


اوباما، مرزهای ۱۹۶۷ و حمایت یهودیان ایالات متحده
حضور اوباما در نشست سال ۲۰۰۸ آیپک
۱۳۹۰/۰۳/۰۱
میترا فرهمند (اسرائیل)

در حالی که اختلافات سیاسی نخست‌وزیر اسرائیل و رئیس‌جمهور آمریکا بر سر راهکار پیشبرد صلح اسرائیلی- فلسطینی در جریان دیدار جمعه گذشته دو رهبر در کاخ سفید، روشن‌تر از گذشته شد، رهبران یهودیان آمریکا که حامیان مهم باراک اوباما در انتخابات ۲۰۰۸ بودند، گفته‌اند که ممکن است حمایت خود را از اوباما در انتخابات ۲۰۱۲ مورد بازنگری قرار دهند.
عمیق‌تر شدن اختلافات سیاسی میان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل با باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، درحالی است که همایش سالیانه «ایپک»، کمیته روابط عمومی اسرائیل و آمریکا، از یکشنبه ۲۲ مه، اول خرداد، کار خود را در واشینگتن آغاز کرده است.

بیشتر بخوانید

 حکومت های بعث سوریه و جمهوری اسلامی، دو روح در یک بدن

حکومت های بعث سوریه و جمهوری اسلامی، دو روح در یک بدن


مقامات سازمان ملل متحد می گویند که سوریه مقصد بیشتر محموله های تسلیحاتی غیرقانونی است که از ایران خارج می شوند.
هیات کارشناسان ناظر بر تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، در گزارشی که روز پنجشنبه بخش های بیشتری از آن منتشر شد، نوشت: از میان 9 محموله غیرمجاز تسلیحاتی که ایران قصد داشت به کشورهای دیگر صادر کند، دست کم مقصد شش محموله سوریه بوده است.

بیشتر بخوانید

دوكشتی شاید خالی چاپ ارسال به دوست


نویسنده امیر حسین امیر فیض-حقوقدان
۰۶ اسفند ۱۳۸۹
Suez_Canal_Navy

جمھوری اسلامی عبور دوکشتی جنگی بدون تجھیزات جنگی راازکانل سوئز یکی ازدستاوردھا سیاسی ونظامی خود گرفته است ومتقابلا اسرائیل وآمریکا که تلاش دارند خطر نظامی ایران رابیش ازحد بزرگ واسباب بھره برداری قراردھند (چنانکه دراثرھمین سیاست آمریکا ١٢٣ میلیارد سلاح جنگی به عربستان فروخت.

weiterlesen... ادامه

دکترعلیمحمدی را چه کسی ترورکرد؟ اسرائیل به خاطر اتم و یا حکومت ایران به خاطر دیدگاه های سیاسی او؟

دکترعلیمحمدی را چه کسی ترورکرد؟ اسرائیل به خاطر اتم و یا حکومت ایران به خاطر دیدگاه های سیاسی او؟


13 ژانویه 2011
جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر سروصدای تازه ای به راه انداخته و ادعا می کند که دکتر مسعود علیمحدی (که درست یک سال از ترور او می گذرد) به دست عوامل ایرانی که از موساد (سرویس امنیت خارجی اسرائیل) دستور می گرفتند ترور شده است - و این در حالی که معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، از همان روزهای نخستین گفته بودند که علیمحمدی به دستور خود رژیم و به خاطر پیوستن او به جنبش سبز قربانی یک جنایت تکان دهنده شد.
weiterlesen... ادامه

     اعتراض هند به سخنان خامنه&zwnj;ای

اعتراض هند به سخنان خامنه‌ای
سخنان خامنه‌ای، درباره منطقه کشمیر واکنش مقامات هندی را در پی داشت.weiterlesen...ادامه

 احضار مسئولان موزه مصری به دادگستری در پی سرقت تابلوی وان&zwnj;گوگ

اماکن هنر و فرهنگ در کشورهای آفریقا و آسیا توسط باندهای جنایتکار اسلامی به آتش کشیده میشوند .فاجعه آتش سوزی تاتری در قاهره ما را به جنایات آتش سوزی سینما رکس آبادان توسط جنایتکارانی از باند علی خامنه ای و خمینی می اندازد.weiterlesen... ادامه

بشار اسد: ایران همچنان متحد سوریه خواهد بودweiterlesen... ادامه

ایرلند دیپلمات اسرائیلی را اخراج می کندweiterlesen... ادامه

احمدی نژاد شهروندان اسراییلی را به نافرمانی مدنی فراخوان

weiterlesen...

رژیم اسلامی و حماس

رژیم اسلامی و حماس

weiterlesen...

تحلیل تازه "صفراوف" رئیس مرکز مطالعات ایران و روسیه

weiterlesen...

اجلاس شانگهای؛ نگرانی از دخالت روسیه و انتظارات ایران

weiterlesen...

فروش جنگنده های يورو فايتر به عربستان

فروش جنگنده های يورو فايتر به عربستان

weiterlesen...

  منوچهر متکی دولت خودگردان فلسطینی به رهبری محمود عباس را &laquo;غیر قانونی&raquo; خواند.

منوچهر متکی دولت خودگردان فلسطینی به رهبری محمود عباس را «غیر قانونی» خواند.

weiterlesen...ادامه

آغاز نشست شانگهای با محوریت بحران گرجستان

آغاز نشست شانگهای با محوریت بحران گرجستان

weiterlesen... ادامه

 قتل روزنامه نگاران در روسیه

قتل روزنامه نگاران در روسیه

weiterlesen...

سران سازمان همکاری های شانگهای در تاجیکستان از در خواست روسیه برای به رسمیت شناختن مناطق جدایی طلب گرجستان حمایت نکردند.

weiterlesen... ادامه

مرد سال و شاهکارهايش!

مرد سال و شاهکارهايش!

weiterlesen...

مرد سال و شاهکارهايش!

مرد سال و شاهکارهايش!
تنها حکومت جنایتکار اسلامی نیست که جوانان میهن ما را در زندان شکنجه سر میبرد و این تنها طالبان تروریست نیست که در همه جا بمب گذاری کرده و سرانسان ها را از بدن بریده و جدا میکند ، قصاوت با ورنکردی فقط در اندیشه اسلامیست ها و جنایتکارانی مثل حزب اله و القاعده نیست ،بلکه در اسرائیل هم یافت میشوند جنایتکارانی که زیر چتر حکومت این کشور فلستینی ها را سر میبرند.این گزارش هولناک را بخوانید.weiterlesen...ادامه

افشاگریهای جدید دیپلمات بریده ازرژیم

ویدیو:افشاگریهای جدید دیپلمات بریده ازرژیم weiterlesen... ادامه

رژیم ارتجاعی و جنگ افروزنتانیاهو و بنگاه ارتجاعی سخن پراکنی آن با همدستی با ارتجاع عرب و همکاری با داعشیان تروریست ، خلیج پارس را با نام جعلی خلیج عر عر نامگذاری کرد. سخنان منشار امیر را خود در این لینک بشنوید .

تجزیه ایران، بازسازی نقشه ۱۳۵۷ برنارد لوئیس بنام "کمان بحران"


از آغاز سال ۲۰۱۲ ترسایی، بیگانگان بسرکردگی ایالات متحده و نیز هم پیمانانش بویژه بریتانیا به کمپین ایرانستیزی و یورش خود را به ایران، هویت ملی و فرهنگ ایرانی شدت ویژه ای بخشیده اند و بیگمان شاهد افزایش این روند نابود کننده در سراسر سال ۲۰۱۲ خواهیم بود!
این پرسش پدید می آید که چرا بیگانگان یورش خود را به ملت، هویت و فرهنگ ایرانی افزایش داده اند؛ - آیا آنان در این اندیشه اند که دیگر کشوری بنام "ایران" باقی نگذارند و در آینده نیازی به پوزش خواهی از ملت ایران را نداشته باشند؛ - آیا ایران بسوی پیاده شدن نقشه نو خاورمیانه ی 'برنارد لوئیس' در حرکت است؟

[... ]

http://www.jpost.com/International/Galloway-Israel-gave-chemical-arms-to-al-Qaida-in-Syria-attack-323986

طرح عمو سام جهت ایجاد «کردستان بزرگ» و تجزیه سوریه


نوشته: مرکز رسانه درون سوریه
برگردان: آمادور نویدی

دو مقاله کوچک باهم در یک‌جا ترجمه شده که تقدیم خوانندگان می‌شود. ترجمه آن‌قدر ساده و شیرفهم‌ست که نیازی به توضیح ندارد.

در دنیایی که زر و زور و تزویر حاکم‌ست (سرمایه داری هار)، بهتر از این هم نمی‌توان انتظار داشت. عمو سام نماینده این سرمایه داری هارست، و برای کنترل منابع، نفت و گاز و آب کشورهای دیگر طرح ریزای می‌کند. و برای رسیدن به این هدف پلیدش، دست بهرکاری میزند، از جمله، جنگ، کشتار مردم بی‌گناه، و ویرانی کشور هدف قرار گرفته! نمونه‌هایش را در ۱۷ سال گذشته، در افعانستان، عراق، یوگسلاوی، لیبی، سودان و سومالی و بالاخره سوریه شاهد بوده ایم و هستیم.

با امید به این‌که این ترجمه مورد پسند واقع گردد، در این‌صورت در پخش و نشر آن کوشا باشید.

با احترام
آمادور نویدی

یک ارتش خارجی که بطور غیرقانونی در یک کشور مستقل غملیات نظامی انجام می‌دهد، می‌تواند راست راست راه بیفتد و مسیر ارتش مشروع دولت مذکور را در آزادساختن شهر خویش از وجود تروریست‌ها مسدود نماید. چه دنیای عجیبی‌ست، و چه احترام زیادی برای قوانین بین المللی گذاشته می‌شود. باور نکردنی‌ست، نه؟ ... آمریکایی‌ها جهت روغن‌کاری چرخ‌های ارابه جنگ، به پول، و سلاح‌های مورد نیاز متوسل شدند. آن‌ها به فرماندهان میدان جنگ داعشی رشوه داده و حقوق واحدهای یگان‌های مدافع خلق (وای پی جی) و ارتش آزاد سوریه (اف اس ای) را افزایش داده اند. دولت آمریکا درنظر دارد که رقه را تا ماه آوریل تسخیر کند و داعش را در این تابستان در کشورهای عراق و سوریه ازبین ببرد. اجرای این طرح نیاز به دادن امتیازاتی به کُردها داشت. به این دلیل‌ست که آمریکا در صورت پیروزی به آن‌ها، وعده ایجاد کشور مستقل «کردستان بزرگ» را داده است.

طرح عمو سام جهت ایجاد «کردستان بزرگ» و تجزیه سوریه
نوشته: مرکز رسانه درون سوریه
برگردان: آمادور نویدی
واشنگتن از تشکیل کشور «کردستان بزرگ» در سوریه و عراق حمایت کرد
ایجاد «کردستان بزرگ» با کمک عمو سام
مرکز رسانه درون سوریه اثبات طرح ایجاد کشور کردستان بزرگ را بدست آورده است.

نقشه کردستان بزرگ
طبق اسنادی که در اختیار ما قرار گرفته است، مقامات آمریکایی و کُردهای سوریه هفته گذشته بر سر مرزها در قلمرو سوریه به توافقی دست یافته اند، که در صورت فتح رقه و ال– تبقاه ۴۵ کیلومتری غرب رقه)، خودمختاری کردستان به کُردها را تضمین کرده است. این توافق، گزارش درباره طرح‌ آمریکا جهت تقستم سوریه را تأئيد می‌کند.
علاوه براین، واشنگتن در حال حاضر مرزهای کشور جدید کردستان بزرگ را در قلمرو کشورهای سوریه و عراق مشخص کرده است. این کشور قرارست که پس از شکست داعش و سقوط نهایی جمهوری عربی سوریه ایجاد شود. طبق (طرح) ارتش آمریکا، کُردها تنها نیرویی هستند که قادرند داعش را شکست دهند.

دولت جدید آمریکا جهت تقویت موقعیت خود، آزادی به اصطلاح پایتخت داعش، رقه را در آینده اعلام نمود. آمریکایی‌ها جهت روغن‌کاری چرخ‌های ارابه جنگ، به پول، و سلاح‌های مورد نیاز متوسل شدند. آن‌ها به فرماندهان میدان جنگ داعشی رشوه داده و حقوق واحدهای یگان‌های مدافع خلق (وای پی جی) و ارتش آزاد سوریه (اف اس ای) را افزایش داده اند. دولت آمریکا درنظر دارد که رقه را تا ماه آوریل تسخیر کند و داعش را در این تابستان در کشورهای عراق و سوریه ازبین ببرد. اجرای این طرح نیاز به دادن امتیازاتی به کُردها داشت. به این دلیل‌ست که آمریکا در صورت پیروزی به آن‌ها، وعده ایجاد کشور مستقل «کردستان بزرگ» را داده است.

برگردانده شده از:
Washington Sponsored State of “Great Kurdistan” To Be Created in Syria And Iraq
By Inside Syria Media Center
http://www.informationclearinghouse.info/46747.htm
https://en.insidesyriamc.com/2017/03/24/breaking-news-state-of-great-kurdistan-to-be-created-in-syria-and-iraq/



عمو سام در تدارک تجزیه سوریه
نوشته: روسیه امروز
برگردان: آمادور نویدی
نیروهای آمریکایی در تدارک تقسیم سوریه مانع پیشروی ارتش سوریه شدند
عملیاتی با حمایت آمریکا در نزدیک رقه صورت گرفت، که هدفش «جلوگیری از پیش‌روی نیروهای دولتی سوریه از غرب» بود. به عبارت دیگر، بالکانیزه کردن سوریه.
جاده ای‌که به رقه می‌رود اکنون توسط نیروهای آمریکایی و متحدانش مسدود شده است. شانس بازگشت رقه ( و مناطق اطرافش) به سوریه کم تا هیچ برآورد شده است. ارتش‌های خارجی و پروکسی ها (نیابتی ها) چاقوهای خود را برای تجزیه سوریه تیز کرده اند..

نیروهای ویژه آمریکا، کُردهای سوریه و جنگ‌جویان عرب اکنون یک «پایگاه استراتژیک» را از دست دولت اسلامی(داعش) در شمال سوریه گرفته اند؛ و با این‌کار، آن‌ها راه پیش‌روی ارتش سوریه را در حالی‌که از غرب به رقه نزدیک می‌شد، «مسدود» کرده اند (۱).

کُردها- به رهبری نیروهای دمکراتیک سوریه (اس دی اف) در روز یکشنبه اعلام کردند که پایگاه هوایی تبقاه، در ۴۵ کیلومتری غرب رقه، پایتخت بالفعل دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در سوریه را به تصرف خود درآورده اند.

اوایل این هفته، نیروهای آمریکایی جنگ‌جویان کُرد (اس دی اف) را از طریق هوایی (هلی‌کوپتر) به پشت خطوط داعش منتقل کردند که به آن‌ها اجازه دهد حملات خود را بر رقه راه اندازی نمایند، که در روز جمعه ائتلاف به یکی از ورودی های سد رسید.
نیروهای کُرد (اس دی اف)، از شمال در ۱۰ کیلومتری رقه بودند، و به نتیجه رسیدند که باید قبل از این‌که حملات خود را کنند بطور مؤثر شهر را محاصره نمایند.
اما درحالی‌که رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی بی سر و صدا اشاره کرد (۲) اسکورکا گفت:

علاوه بر بازپس‌گیری سد، نیروهای دمکراتیک کرد سوریه (اس دی اف) گفته اند که عملیات حمایت شده توسط آمریکا با هدف جلوگیری از پیش‌روی نیروهای دولتی سوریه از غرب بوده است.
نیروهایی که از طریق هوا در سوریه فرود آمدند، چهار روستای کوچک را در منطقه غرب تبقاه تسخیر نمودند و شاه‌راه مهمی را قطع کردند که استان رقه، دیرالزور، و حلب را وصل می‌کرد.
نیروهای دمکراتیک کُرد سوریه (اس دی اف) در اوایل این ماه، آخرین جاده اصلی رقه را قطع کردند، که محاصره شهر را از شمال، شرق و غرب تنگ کنند.
تنها راه ورود و خروج از رقه از روی روخانه فرات است که شهر را از جنوب هم مرز می‌کند.
باور نکردنی‌ست، نه؟ یک ارتش خارجی که بطور غیرقانونی در یک کشور مستقل غملیات نظامی انجام می‌دهد، می‌تواند راست راست راه بیفتد و مسیر ارتش مشروع دولت مذکور را در آزادساختن شهر خویش از وجود تروریست‌ها مسدود نماید.

چه دنیای عجیبی‌ست، و چه احترام زیادی برای قوانین بین المللی گذاشته می‌شود.
خیلی جالب خواهد شد که واکنش مسکو را ببینیم. آیا این طرح همیشه بخشی از «معامله» در سوریه بوده است؟ یا واشنگتن امیدوارست که سوریه، ایران و روسیه سرنوشتی را که آمریکا برای رقه مقرر نموده، قبول میکنند؟
در ارتباط بمانید.

منابع:
(۱)-
US-backed forces 'capture' Tabqa airbase from ISIL
http://www.aljazeera.com/news/2017/03/backed-forces-capture-tabqa-air-base-isil-170327033050002.html
(۲)-
U.S.-Backed Forces Airdrop Behind Enemy Lines In Syria For First Time
http://www.rferl.org/a/us-backed-forces-airdrop-behind-enemy-lines-syria-near-raqqa-first-time-euphrates-dam-tabqa/28385700.html

برگردانده شده از:
US Forces Block Syrian Army Advance in Preparation For Syria Partition
http://www.informationclearinghouse.info/46743.htm
http://russia-insider.com/en/prepare-partition-us-forces-block-syrian-armys-advance-raqqa/ri19344



letzte Änderungen: 22.5.2017 9:58