Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

روسیه متجاوز به گرجستان برنامه تجزیه قسمتی از خاک آن کشور را همیشگی میداند.رژیم اسلامی نوکر روس ها در تجزیه گرجستان سکوت اختیار کرده است تا مورد غصب اربابان روسی قرار نگیرند.


گرجستان شانس احیای تمامیت ارضی خود را از دست داد
خبرگزاری «ریا نووستی» : "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر روسیه روز پنجشنبه طی گفتگوی مستقیم تلویزیونی خود با مردم کشور اظهار داشت که اقدام متجاوزانه تفلیس علیه اوستیای جنوبی، گرجستان را از شانس احیای تمامیت ارضی خود محروم کرد.

پوتین گفت: "این جنایت نه تنها علیه روسیه و اتباع آن و بلکه علیه مردم اوستیا بود، این جنایت علیه مردم گرجستان و علیه کشور گرجستان نیز بود. ضربه ای سهمگین به تمامیت ارضی گرجستان وارد شد، چرا که اگر این تجاوز نمی بود، در حقیقت، روسیه احتمالاً در آینده نیز به تلاش برای ایجاد شرایط جهت بازسازی تمامیت ارضی گرجستان ادامه می داد". 04.12.2008

عکس از پوتین رهبر مافیای حکومتی در روسیه

امپریالیسم روس و جنگ های جدید قفقاز


این پرسش که پیروزی در این کشمکش باید از آن کدام یک از دو طرف مناقشه باشد و منافع ملت ایران کدام گزینه را ترجیح می دهد همان پرسشی است ذهن بسیاری از ما را به خود مشغول کرد...
تبریزنیوز:سرویس یادداشت:سالار سیف الدینی-روزنامه نگار در تبریز:دخالت ناگهانی و نامتعارف روسیه در مناقشه جدید قفقاز که البته به اعتباری مسئله امنیتی و داخلی گرجستان به شمار می رود شگفتی همگان را برانگیخت.

با روی کار آمدن ساکاشویلی در گرجستان و برکنار ادوارد شوادنادزه (که خود را بهترین دوست و متحد آمریکا در منطقه می نامید) از مسند ریاست جمهوری، در چند سال گذشته بیش از پیش به زیان منافع روسیه در منطقه قفقاز شمالی تمام شد.در واقع امریکا ترجیح می داد با پشتیبانی از ساکاشویلی ِ جوان و بیشتر غربگرا ابتکار عمل و قدرت مانور بیشتری در منطقه به دست آورد زیرا شواردنادزه هم سیاستمدار کارکشته ای به شمار می رفت و هم پس از 15 سال حکومت بر گرجستان با اقتدار بیشتری می توانست اوضاع را کنترل کند و این هم به نوبه خود با منافع آمریکا در تضاد بود.

از سوی دیگر در سال های اخیر بر اثر انقلاب های مخملی و رنگینی که با سرمایه های جرج سروس در کشورهای بلوک شرق پیشین انجام پذیرفته بود روسیه پایگاه های خود را یک به یک از دست داد و این مورد هم با منافع امپریالیستی و جنون آمیز روسیه تضاد داشت.

مهمتر از همه آنکه ناتو و غرب در بحران اخیر قفقاز نشان دادند که دولت تفلیس تا چه اندازه در معادلات خود مبنی بر اعتماد به دوستان غربی اشتباه کرده است زیرا ناتو و آمریکا نه تنها در این بحران در کنار متحد استراتژیک خود(گرجستان) نبودند بلکه حمایت قابل قبولی نیز از دولت اسکاشویلی به عمل نیاورند.به واقع این قدرت ها (آمریکا و ناتو) تنها به ترغیب ترکیه در حمایت از گرجستان اکتفا نمودند.این درحالیست که خود ترکیه در ثبات گرجستان (به علت عبور خط لوله نفتی از این ناحیه) دارای منافع حیاتی می باشد بگذریم از این مهم که آنکارا از گذشته به صورت سنتی و به عنوان نماینده غرب در منطقه دارای روابط تنگاتنگ و حسنه ای با گرجستان بوده است.

نکته جالب دیگر در این مورد بر هم خوردن معادلات امنیتی ایالات متحده در این منطقه می باشد.زیرا آمریکا با عبور خط لوله انتقال گاز از آسیا به سوی غرب از گذرگاه ایران،همواره مخالفت کرده بود.بهانه آمریکا در مخالفت با عبور خط لوله از مسیر ایران،ناامن بود این کشور و مسائل امنیتی و در مقابل امن بودن قفقاز شمالی بود.بنابراین خط لوله باکو-تفلیس-جهان راه اندازی شد ولیکن با آغاز تنش های نظامی میان گرجستان و روسیه این خط لوله نیز آسیب دید و هم اکنون انتقال بخش بزرگی از انرژی از این خط لوله با مشکل روبرو است.

اما آن چه که در این ماجرا و برای ثبت در تاریخ حایز اهمیت می باشد نقش آفرینی روسیه در این ماجرا می باشد.

با شعله ور شدن آتش جنگ در قفقاز شمالی برای بسیاری از ایرانیانی که با تاریخ همروزگار ایران آشنایی نسبی دارند و آگاه به شرایط جامعه بزرگ ایرانی می باشند این پرسش پیش آمد که منافع ملی امروز ایران در این "رخداد تلخ" چگونه تعریف می شود؟ براستی درگیری بین اوستیا با گرجستان بسیاری از ما را با سردرگمی روبرو کرد.زیرا از یک سو اوستیایی های با ما دارای پیوندهای تاریخی ،فرهنگی و تباری نزدیک می باشند و به زبانی سخن می گویند که یکی از شاخه های زبان فارسی به حساب می آید و از این رهگذر کشور خود را «ایرون یا ایرستان» می نامند و هم گرجستان کشوری است دارای پیوندهای تاریخی ناگسستنی با ایران.بسیاری از دولتمردان و سرشناسان ایران تا دوره قاجاریه با مردم گرجستان (این تیره ایرانی) پیوند زناشویی برقرار می کردند و بسیاری مردم ما نیز برای تحصیل یا کار به این ناحیه سفر می کرده و ماندگار می شدند.

این پرسش که پیروزی در این کشمکش باید از آن کدام یک از دو طرف مناقشه باشد و منافع ملت ایران کدام گزینه را ترجیح می دهد همان پرسشی است ذهن بسیاری از ما را به خود مشغول کرد.

برای حل این دوگانگی بایستگی به برگ های تاریخ دو سده ایران بزرگ بازگردیم.صفحاتی که نه برای ما ایرانیان مرکز نشین خوشایند و زرین بود و نه برای سایرین ایرانیان در جای جای جامعه بزرگ ایرانی سودمند... .

هنگامی که آقامحمد خان قاجار (واپسین حکمران مقتدر ایران بزرگ) در یک شب شوم در شهر «تفلیس» از سوی چند تن از ارتشیان بلند پایه سپاه خود مورد هجوم و ترور قرار گرفت جمله ی دردناک و پرمعنا را بر زبان راند.وی در واسین ثانیه های حیات خطاب به قاتلان خود گفت: شما آقا محمد خان را نمی کشید،بلکه ایران را می کشید...!

با از این میان برداشته شدن وی _ که با همه بی رحمی ها و جنایت هایی که مرتکب شده بود دارای اقتدار در گردانیدن کشور پهناور ایران می بود_ شکست های پی در پی متوجه سپاه ایران گردید که منتهی شد به دو قرارداد ننگین و تحمیلی تاریخ این سرزمین و در نتیجه حاکمیت استعمار روس بر کل ناحیه قفقاز.

در واقع ریشه همه نابسامانی های امروز قفقاز را باید در آن روز ها جست به این معنی که معل بنیادین در حاکمیت غاصبانه روسیه براین ناحیه از ایران است و آنچه که تا حال در آن جا رخ داده است جز برادرکشی در راستای برآورده شدن مطامع بیگانگان در منطقه نیست.

زیرا جنگ و کشتار میان ارمنستان و آران (ایران شمالی) و نبرد میان گرجی ها و ایرستانی ها (اوست ها) همگی ریشه در تزاریسم و استعمار روسی و پیامد تیره روزی است که این جوامع پس از جدایی از پیکره سیاسی ملت ایران دچارش شده اند.

امروز نیز ایران چه در آسیای میانه و چه در قفقاز و میان رودان دارای منافع حیاتی است که حتی به اعتباری می توان از آن به حقوق مسلم و ذاتی ِ برآمده از پیوندهای تاریخی نام برد.

زیرا سرنوشت میلیون ها شیعه میان رودان و ایران شمالی را نمی توان از سرنوشت سایر ایرانیان مرکزی جدا تلقی نمود. همانطور که سرنوشت بزرگ ترین و نیرومندترین تیره ی ایرانی در کردستانات را نمی توان به دست چند سیاستمدار ِ به ظاهر کرد ولی دودوزه باز و یا گروهی صهیونیست ِ منفعت طلب و... رها کرد.

اگر ایالات متحده و اسرائیل و حتی آلمان به خود حق می دهند تا در میانرودان نقش ایفا نمایند و اگر کاخ سفید و کرملین نشینان و ترکیه ی تازه از راه رسیده برای خود در آسیای میانه و قفقاز حقی قائل اند،به طریق اولی ایرانی که صاحبخانه این ناحیه می باشد و در گوشه گوشه آن خون سربازان شهیدش در درازای تاریخ ریخته شده است محق ترین طرف قضیه پس از مردمان خود نواحی می باشد و به یقین اگر مردم این سرزمین ها دمی از تبلیغات شوم استعماری آسودگی بیابند به طور طبیعی در جهت منافع جامعه بزرگ ایرانی (که منافع سرزمین خود آنان نیز است) حرکت خواهند نمود. چرا که هر چند که امروز دیگر عباس میرزا زندگی جسمانی ندارد ولی راه و مکتب وی هنوز ادامه دارد.شماره : 13876144188tn|
14 شهریور 1387 ساعت 13:30
سالار سیف الدینی-روزنامه نگار در تبریز
www.seyfodini.blogfa.com

اختلاف گرجستان و روسيه به دادگاه بين‌المللي لاهه كشيده شد



خبرگزاري فارس: دادگاه بين‌المللي لاهه از فردا به مدت سه روز به بررسي اختلاف بين گرجستان و روسيه درباره مساله استقلال آبخازي و اوستياي جنوبي مي‌پردازد.


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آلمان، دادگاه بين‌المللي لاهه فردا اولين جلسه علني رسيدگي به ادعاي گرجستان عليه روسيه را برگزار مي‌كند و تا چهارشنبه آينده به بررسي اختلاف بين اين دو كشور خواهد پرداخت.
انتظار نمي‌رود كه اين دادگاه حكم خود را تا قبل از چند هفته ديگر صادر كند اما احكام صادره از سوي آن از لحاظ قانوني غيرالزام‌آور است.
گرجستان به دنبال حمله به منطقه جدايي طلب اوستياي جنوبي با واكنش شديد نظامي روسيه روبه‌رو شد و به دنبال آن مسكو دو منطقه جدايي طلب آبخازي و اوستياي جنوبي را به رسميت شناخت و اين امر خشم مقامات گرجستان و متحدان غربي آن را برانگيخته است.
گزارش ذیل از رادیو صدای آلمان است
Montag, 08. September 2008 14:00 Uhr
Internationaler Gerichtshof in Den Haag berät über Konflikt zwischen Georgien und Russland
In Den Haag befasst sich der Internationale Gerichtshof auf Antrag der Regierung in Tiflis mit dem Konflikt zwischen Georgien und Russland. Zu Beginn der dreitägigen Anhörung warf die georgische Vertreterin Burjaliani Russland ethnische Vertreibungen in Südossetien und Abchasien vor. Zwischen 1990 und 2008 seien rund 450.000 ihrer Landsleute von georgischem Territorium vertrieben worden. - Russland macht seinerseits Georgien für Gewalt gegen andere Volksgruppen in den beiden Regionen verantwortlich. - Eine Entscheidung über die Annahme des Falls durch den Internationalen Gerichtshof wird voraussichtlich erst in einigen Monaten getroffen.

0809.2008

آمریكا در گرجستان پایگاه دریایی تاسیس می كند



منابع خبری گرجی اعلام كردند، آمریكا در یكی از بنادر گرجستان پایگاه دریایی احداث می كند.

به گزارش شبکه خبر، پایگاه خبری گروزیای گرجستان با درج این خبر نوشت : مذاكرات در این خصوص بین آمریكا، گرجستان و تركیه به طور جدی ادامه دارد و تركیه برای جلوگیری از متشنج شدن روابط خود با روسیه در حال حاضر موضع خود را روشن نكرده است.

در این خبر همچنین وظیفه پایگاه دریایی آمریكایی مورد نظر، كه بنا به ادعای پایگاه خبری یاد شده قرار است نیروهای ویژه در آن مستقر شوند، حفظ و صیانت از خطوط انتقال انرژی عبوری از گرجستان عنوان شده است.

به دنبال حمله اخیر روسیه به گرجستان و به رسمیت شناختن جدایی طلبان اوستیای جنوبی و آبخازیا، تنش میان آمریكا و روسیه بر سر قفقاز شدت گرفته است.

گفته می شود آمریكا قصد دارد پایگاه دریایی مورد نظر خود را در یكی از بنادر باتومی و یا پوتی تاسیس كند.
یکشنبه، 17 شهریور ماه 1387 برابر با 2008 Sunday 07 September

برنارد کوشنر (چپ)، وزیر خارجه فرانسه و رئیس دوره ای اتحادیه، در بروکسل به اعزام ناظرین به منطقه اشاره داشت

گزینه های آمریکا و اروپا در برابر روسیه



وزیران خارجه اتحادیه اروپا برای نشستی اضطراری درباره بحران گرجستان در بروکسل گرد آمده اند.

علیرغم همه سخنوری های خشم آلود، محور این نشست ظاهرا بررسی گزینه های قابل اجراست.

اولا این سوال مطرح است که اتحادیه اروپا برای تقویت طرح صلحی که نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه به دولت روسیه و دولت گرجستان پیشنهاد کرده است، چه می تواند بکند.

اتحادیه اروپا ممکن است برای مثال در اعزام پاسداران صلح یا نظارت بر چنین ماموریتی، که برای احیای آرامش منطقه ضروری است، نقش ایفا کند.

اتحادیه اروپا همچنین می تواند در زمینه امدادرسانی های بشردوستانه سهم بسزائی داشته باشد.

اما سوالات بزرگتر دیپلماتیک نیز مطرح است. چطور اتحادیه اروپا می تواند نگرانی عمیق خود از اقدامات روسیه را با پیام های روشن سیاسی به گوش آن کشور برساند؟

آمریکایی ها در واکنش به بحران گرجستان از جمله اعلام کرده اند که تمرین نظامی مشترک با روسیه را لغو کرده اند. تمرین های نظامی مشترک با این که دقیقا در حوزه کاری اتحادیه اروپا نیست اما واضح است که غرب می تواند برای ابراز ناخشنودی خود از روسیه انواع مختلفی از این تمرین ها را لغو کند.

فراتر از آن، غربیان می توانند پیام های قوی دیگر برای روسیه بفرستند.

مثلا سناتور جان مک کین، کاندیدای حزب جمهوریخواه برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مدت هاست که می گوید روسیه باید از عضویت گروه هشت، گروه کشورهای صنعتی جهان، اخراج شود.

مذاکرات درباره شراکت جدیدی میان روسیه و اتحادیه اروپا نیز ممکن است به حال تعلیق درآید.

کند کردن سرعت رسیدگی به تقاضای روسیه برای عضویت در سازمان تجارت جهانی یک پیام قوی دیگر به آن کشور است. بازنگری پیمان های مهم کنترل تسلیحات هم به همین ترتیب ممکن است متوقف شود.

مشکل اینجاست که دولت های غربی آگاهند که تسلط روسیه بر بازارهای انرژی می تواند دست زدن به هر یک از این راه ها را به امری بسیار خطرناک تبدیل کند.

از سوی دیگر، اتحایه اروپا مانند همیشه فاقد اتفاق نظر است. در حالیکه همه اعضا از اقدامات اخیر روسیه علیه گرجستان ناخشنودند، در ارتباط با نوع واکنش به روسیه نظرات متعدد و متفاوتی دارند.
جاناتان مارکوس
تحلیلگر امور دیپلماتیک در بی بی سی
01.09.2008




حمله نظامی روسیه به کشور مستقل گرجستان و موضع حزب سوسیال دمکرات ایران
جنایات ارتش روسیه را محکوم و تمامیت ارضی و یک پارچگی گرجستان باید تضمین گردد



هجوم نظامی روسیه به گرجستان و اشغال آن کشور به ویژه در دو بخش این کشور اوستیای جنوبی و ابخاز که روس ها مدعی اند که قدرت های حامی این دو بخش است با حمله نظامی با حداقل 50 تانک در حال پیشرفت و اشغال گرجستان است .کشورگشائی روسیه تحت رهبری پوتین در بخش بزرگی در دریای مازندران و فققاز برای ایجاد مجدد امپراتوری روسیه بعد از فروپاشی جماهیر شوروی بدون نفوذ و سلطه اقتصادی و نظامی ناممکن است.
روس ها برای ارعاب و ایجاد خفقان جنگی بمب افکن های خود را بر روی شهر های گرجستان فرستاده و بمباران کردهاند و مدعی شدهاند که گرجستان بایدتنبیه شود. سرگی لاوروف میگوید تنها زمانی مایل است که آتش بس بدهد که گرجستان قبول کند که در خاک خود حتی بصورت " پاسداران صلح " نمیتواند نیروی خود را مستقر نگاه دارد. و در عین حال دولت تهاجم گر روسیه خواهان برکناری دولت قانونی میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهوری گرجستان است.با طرح چنین خواستی حکومت پوتین میخواهد عامل دست نشانده خود را بر قدرت در گرجستان بگمارد.حمله نظامی روسیه به گرجستان اشغال بخش از خاک گرجستان را در برنامه دارد و روسیه با سربازان خود میخواهد اوستیای جنوبی و آبخاز را تحت تسلط خود داشته باشد.
قابل توجه آن است که روسیه مدعی است که برای حمایت از استقلال خواهان ابخازی و اوستیای جنوبی وارد جنگ شده است و از ساکنان این مناطق که داری پاسپورت های روسی هستند به دفاع برخواسته است. و روسیه مدعی است که در توافق نامه بین الملی سال 1999 روسیه نه تنها وظیفه حفاظت از صلح را به عهده دارد بلکه نسبت به این موضوع متعهد است که اگر یک طرف قرار داد صلح را نقص کرد ، از طرف دیگر حمایت کند و این در مورد اوستیای جنوبی هم صادق است .نقل بمعنا
حال به اعتقاد ما اولا" روسیه در سال 1999 نیرو و یا دولت بی طرف در در گیری های بین تجزیه طلبان روسی و گرجی ها نبوده است.چرا که روسیه بعد از فروپاشی جماهیر شوروی دانسته و برنامه ریزی شده به ساکنان ابخازی و اوستیای جنوبی پاسپورت های روسی داده است تا ساکنان این مناطق در روسیه بتوانند دارای امتیازاتی باشد که نیاز به بروکراتی نباشد.
پس دادن پاسپورت روسی به ساکنان گرجستان در 19 سال اخیر به نیت انجام پذیرفته است که روسیه بتواند هر لحظه در کشوری مستقل نیروی نظامی خود را زیر عناوین " دفاع از شهر وندان روسی با پاسپورت روسی " پیاده کرده و شهرهای آن کشور را بمباران و یا اشغال نماید.پس بنابراین این یک توطئه سازمان یافته دستگاهای جاسوسی روسیه علیه مردم گرجستان بیش نبوده است .
روس ها با شگردهای شناخته شده خود مدعی شده اند که در بخش ابخاز و اوستیای جنوبی خواهان استقلال اند و روس ها خود را موظف میدانند که از خواست آنها پیروی کرده و آنها را حمایت نمایند.
هرچند که نیک میدانیم که بیش از1،5% ساکنان گرجستان روسی نیستند و حال اینکه چکونه است که دولت پوتین برای یک رقم کمی میخواهد به تجزیه طلبان گرجستان که به اعتقاد ما فقط میتوانند عوامل پوتین باشند بخشی از گرجستان را تجزیه و به آنها استقلال دهد.
اگر تزارهای نو کرملین تحت رهبری مافیای پوتین دلشان بحال مردمی که استقلال میخواهند میسوزد چگونه است که هم در دوران حکومت کمونیستی روسیه و حال در فدراسیون روسیه به مردم چچین که اکثرا" استقلال طلبند بجای پاسخ مثبت به خواست آنها این منطقه به وسیله ارتش سرکوبگر روسیه بمباران و مردم آن قتل عام میشوند و رژیم پوتین در آنجا نسل کشی میکند. پس روشن است که روسیه منافع استراتژیکی خود را در پیروی سیاست نظامی خود در گرجستان دنبال میکند.روسیه میخواهد لوله های نفت و گاز که به دریای سیاه و به ترکیه منتهی میشود کنترل کرده و در عین حال کنترل در دریای سیاه داشته باشد.

شگرد کهن روسیه برای اشغال کشورهای ضعیف همیشه بهانه دفاع از " اقلیت ها " بوده است .پیش از اینکه ارتش گرجستان وارد عملیا ت شود روس ها بیش از 150 تانک را از مرزهای گرجستان به درون خاک آن کشور عبور داده بودند.فراموش نباید کردکه روس ها به دنبال انتقام جوئی از گرجی ها بودند که 4 افسر روسی را بجرم جاسوسی بعد از محاکمه از گرجستان اخراج کرده بودند.روس ها برای کنترل لوله های نفت و گاز که از دریای مازندران و باکو به دریای سیاه و ترکیه منتهی میشود منافع جغرافیای سیاسی خود میشمارند و مناطق فققاز را بعنوان بخشی از وسعت جغرافیای مصالح اقتصادی خود به شمار می آورند .از این روست که اتحادیه اروپا با وجود درگیری های مرزی که روس ها در حدود 19 سال با گرجستان داشته اند و همیشه تحدی به اشغال نظامی میگردیدند عکش العمل نشان نداده و این مسئله را برای حفظ منافع این اتحادیه با روس ها نادیده گرفتند.نماینده این اتحادیه سرکوزی که به مسکو برای میانجی گری به مذاکره پرداخت میتوانست بزرگترین اشتباه را مرتکب شود او در این ملاقات با رئیس جمهوری روسیه دمیتریج مدودوف گفته است که"امری طبیعی و عادی است که روسیه از منافع خود در روسیه و خارج از روسیه و از روسی زبان ها در خارج از روسیه دفاع کند." این اظهارات تأئید سیاست جنگ افروزی روسیه است و کمتر دیوانه ای در مقام رئیس جمهوری یک کشوری مثل فرانسه میتواند اقدام روسیه را در بمب باران و اشغال کشوری دیگر را صحه بگذارد .و جالب اینکه لاورو در ملاقات با سرکوزی گفته است : که اقدام نظامی روسیه برای تجدید صلح بوده است و این ادعای لاورو را سرکوزی تأئید کرده است.در روز 14 آگوست در مصاحبه مطبوعاتی در حضور خبرنگاران در مسکو سرگه لاورو وزیر امور خارجه روس در مقابل خبرنگاران میگوید :" زیاده گوئی است که در مورد تمامیت ارضی گرجستان سخن گفت و آن را باید فراموش کنید." و ادامه میدهد غیر ممکن است که بتوان ابخازی و اوستین جنوبی را وادار کرد در تمامیت ارضی گرجستان بمانند." در همین روز رئیس جموری روسیه که دست نشانده پوتین است با دو نفر از رهبران تجزیه طلبی ابخازی و اوستینی جنوبی ملاقات داشته است .این گفتار ها و اعمال روسیه بیانی از سیاست نو استعماری و تهاجمی به یک کشور بی دفاع است .
ارتش روس در عین حال اینکه اعلام کرده است تن بر آتش بس خواهد داد ،شهرهائی که در مسیراش قرار دارد چپاول و اکثر انبارهای مهمات و تجهیزات نظامی این کشور را به غارت میبرد و فرود گاه های این کشور را بمب باران میکنند.و تائسیسات صنعتی این کشور را تخریب.عمل کرد جنایتکاران روسی در لشکر کشی به کشورهای متخاصم تخریب ویرانی و زمین سوخته و کشتار مردم عادی را همیشه به همراه داشته است .و این شگرد برای ایرانیان در هر دوره ای که ایران به دست روس ها اشغال میگردید آشنا بود.

سیاست اشغال گرانه روس ها در سرزمین های مجاورشان میتواند ادامه پیدا کرده و به بهانه دفاع از اقلیت روسی در اوکرین و سه کشور کوچک بالتیک ادامه پیدا کند.ادامه این سیاست در ترغیب روس ها با سخنان سرکوزی و فرست طلبی اقتصادی اتحادیه اروپا و وابستگی آن به گاز و نفتی است که از روس ها خریداری میکنند.از قرار برای اتحادیه اروپا گاز روس ها ارزش بیشتر از خون گرجی ها دارد ،لذا جز ایالات متحده آمریکا کمتر سیاستمدار اتحادیه اروپا بوده است که عمل کرد ارتش روسیه را محکوم کند .هرچند بخشی از گازی که به اروپا از طریقه روس ها گرجستان به اروپا میرسد تولید ایران است که روس ها از دوران محمد رضا شاه در قرار دادی پایاپای در مقابل ساخت تأسیسات ذوب آهن گاز به روسیه میدادند که رژیم اسلامی فروش گاز را همچنان به روس ها با قیمت بسیار ارزان تحویل روس ها میدهد.
اتحادیه اروپا با داشتن سیاست مدارهائی مثل سرکوزی میدان را برای سیاست های تهاجمی و کشورگشائی
تزارهای روسی باز گذاشته است . کشورهای اروپائی اکثرا" با اعتراض لفظی به اقدام روسیه در لشکر کشی به گرجستان را نامعقول دانستند .ولی خوشبختانه کشورهای آسیب دیده از روسیه ،لهستان، استلند، و لیتوانی واوکرین رئیس جمهوری کشورشان را به تفلیس فرستادن تا با مردم گرجستان حمایت و همدردی خود را نشان دهند.
رئیس جهمری استونیا در همایش ده هاهزارنفری تفلیس به مردم گرجستان گفته " شما تنها نیستید مردم جهان با شما هستند."
بدون شک مردم ایران هم مردم گرجستان را که جزو منطقه جقرافیائی فرهنگی ایران در فقاز محسوب میشوند تنها نخواهند گذاشت.
مردم ایران تهاجم نظامی روسیه را به سر زمین های ایران در مناطق فققاز از دوران قرار دادهای ننگین و تحمیلی گلستان و در سال 1813 و قرار داد ترکمن چای در سال 1828 فراموش نکرده اند .مردم ایران همچنان اشغال کشورشان را در سال 1907 به وسیله قوای روسیه و انگلیس فراموش نخواهند کرد
روسیه در ماه ژوئیه 1942 به ایران حمله نظامی کرد ایران را تا پایان جنگ دوم مشترکان با دیگر نیروهای متفقین اشغال نگاه داشتند و خلاف قرار داد یالتا و پیمان تهران که قوای اشغالگران ایران را بعد از 6 ما از پایان جنگ جهانی مکلف میکرد که نیروهای نظامی خود را از ایران بیرون برند.
استالین خود را به کشیدن نیروی نظامی ارتش سرخ به روسیه موظف نمیدید و با تهدید بمب اتم علیه روسیه رئیس جمهوری ایالالت متحده آمریکا تورومان، روس ها را وادار به ترک ایران کرد. روس ها یشه وری را حمایت میکردند و میخواستند آذربایجان را از ایران تجزیه کنند.حکومت مهاآباد هم حکومتی دست نشانده روس های برای تجزیه ایران بود.
روسیه هم اکنون برای ایران خطر جدی در تمامی ابعاد سیاسی و اقتصادی است .نیک میدانیم که روس ها میکوشند سه جزیره استراتیژیک ایران را در خلیج فارس تمب کوچک و بزرگ و ابوموسی را از ایران با کمک اعراب جدا سازند.روس ها هم اکنون در حال چپاول و تخریب گرجستان اند ، ارتش اشغال گر روسیه شهر ها را بمب باران میکند و مردم گرجستان از خانه هایشان بیرون آورده و آنها را به قتل میرسانند . روس ها خبرنگاران را که کارشان خبر رسانی است در حین انجام وظیفه بقتل میرسانند تا از اطلاع رسانی به جهان جلوگیری کنند.
لذا با آنچه در مورد روسیه در بالا بر شمرده شد ، حزب سوسیال دمکرات ایران ،اقدام نظامی روسیه علیه گرجستان و مردم بی دفاع آن کشور وقتل خبرنگاران را شدیدا" محکوم نموده و وظیفه ملی و میهنی ما ایرانیان است که از تمامیت ارضی گرجستان و مردم آن در مقابل ارتش جنایت کار و بربرهای روسیه دفاع کنیم .ننک بر حکومت اسلامی که در همدستی با جنایتکاران روس قتل عام مردم گرجستان را نظاره گر شده و سکوت را برای جنایات روس ها ترجیح میدهند.حضور روسیه در کشومان در عرصه های اقتصادی در حفظ منافع حکومت تروریستی حاکم و خلاف منافع مردم ایران است.روسیه خطری جدی برای تجزیه ایران محسوب میشود .

حزب سوسیال دمکرات ایران . 14.08.2008

«درگیری لفظی» در شورای امنیت بر سر گرجستان



تنش بر سر مسئله گرجستان که مسکو و واشینگتن را مقابل هم قرار داده در نشست پنجشنبه شورای امنیت سازمان ملل منجر به درگيری لفظی میان نمايندگان آمريکا و روسيه شد.

در اين جلسه نمايندگان آمريکا و گرجستان به متهم کردن روسیه پرداختند و هر يک ديگری را به نقض قوانين بين المللی متهم کردند.

در اين جلسه ابتدا نماينده گرجستان در سازمان ملل روسيه را به توسعه طلبی متهم کرد.

ايراکلی آراسانيا، نماينده گرجستان در سازمان ملل، گفت: «امروز ما تبعات سياست های توسعه طلبی ارضی فدراسيون روسيه را به چشم می بينيم. اين توسعه طلبی البته با هزينه کردن تماميت ارضی کشوری ديگر و با ناديده گرفتن کامل قوانين بين المللی و ناديده انگاشتن حيات صدها هزار شهروند گرجی بوده است.»

آلخاندرو وولف، معاون نماينده آمريکا در سازمان ملل نيز گفت: «تصميم روسيه برای به رسميت شناختن آبخازيا و اوستيای جنوبی با تعهدات این کشور در تعارض است. اين اقدام می تواند حاکی از آن باشد که يکی از اعضای دائم شورای امنيت، اين شورا را ناديده گرفته است.»

وی افزود: «اين امر مايه نگرانی است، نه فقط نگرانی اعضای شورای امنيت، بلکه هر عضو سازمان ملل. منشور سازمان ملل از تمامی کشورهای عضو می خواهد که از تهديد يا به کارگيری زور عليه تماميت ارضی يا استقلال سياسی کشورهای ديگر بپرهيزد.»

آقای وولف افزود: سازمان ملل با اجازه دادن به اعضاء برای تحت فشار قرار دادن و يا تهديد کردن يکديگر، قوانين خود را نقض کرده است.

در همین حال، ويتالی چورکين، نماينده روسيه در سازمان ملل آتش اين جنگ لفظی را تيزتر کرد.

وی با اشاره به حمله آمريکا به عراق در سال ۲۰۰۳، اين کشور را به «رياکاری» در مسئله گرجستان متهم کرد.

نماینده روسیه گفت: «آقای رييس! من واقعا از گفته های نماينده آمريکا محظوظ شدم. ايشان به اعضای دائم شورای امنيت خاطرنشان کردند کشورها بايد از به کارگيری زور يا تهديد بپرهيزند. من مايلم از عاليجناب نماينده ايالات متحده سوال کنم: آيا در عراق سلاح های کشتار جمعی پيدا کرديد يا هنوز مشغول جست و جو هستید؟»

پارلمان گرجستان روز پنج شنبه قطعنامه ای را به تصویب رساند که در آن از دولت می خواهد تا روابطدیپلماتیک خود با روسیه را قطع کند.این قطعنامه در پارلمان گرجستان با رای مخفی به تصویب رسید.«جنگ برای رای آوردن يک کانديدا»

اين درگيری ها درست بعد از ظهر روزی رخ داد که نخست وزير روسيه، آمريکا را به راه اندازی جنگ برای جلب حمايت مردم این کشور از يک کانديدای خاص متهم کرد.

ولاديمير پوتين، در گفت وگو با شبکه تلویزیونی سی ان ان انگشت اتهام را به سوی آمريکا گرفت و گفت:« نيروهای آمريکايی نه تنها در منطقه حضور داشتند و نظارت می کردند، و نيروهای گرجی را آموزش مي دادند، بلکه در عمليات نظامی هم شرکت کردند. »

نخست وزیر روسیه همچنين گفت:« گرجستان نمی توانست بدون فرمان مستقيم آمريکا دست به حمله بزند و هدف از اين حمله اصولا بهره برداری داخلی به نفع يکی از نامزدهای رياست جمهوری آمريکا بود.»

در پاسخ به اين اتهام ها، دانا پرينو، سخنگوی کاخ سفيد، با «غيرمنطقی» خواندن چنين اظهاراتی، آنها را نشانه اطلاعات نادرست آقای پوتين دانست.

در همین حال، پارلمان گرجستان روز پنج شنبه قطعنامه ای را به تصویب رساند که در آن از دولت می خواهد تا روابط دیپلماتیک خود با روسیه را قطع کند. این قطعنامه در پارلمان گرجستان با رای مخفی به تصویب رسید.

تصویب این قطعنامه به دنبال اقدام روسیه در به رسمیت شناختن استقلال دو منطقه جدایی طلب گرجستان، اوستیای جنوبی و آبخازیا، صورت می گیرد.

هفته گذشته، دمیتری مدودیف، رییس جمهوری روسیه اعلام کرد که این کشور استقلال مناطق جدایی طلب گرجستان را به رسمیت شناخته است.

دو کشور از ابتدای ماه جاری و به دنبال اعزام نیروهای گرجی به اوستیای جنوبی با یکدیگر جنگ کوتاه مدتی به راه انداختند ولی به دنبال میانجیگیری فرانسه، تفلیس و مسکو پذیرفتند که آتش بس برقرار کنند.

به رغم این آتس بس روسیه حاضر نشده است که بر اساس طرح شش ماده ای نیکلا سرکوزی، رییس جمهوری فرانسه، کاملا از خاک گرجستان عقب نشینی کند.

این اقدام روسیه با واکنش های تند و محکومیت کشورهای آمریکا و اتحادیه اروپا روبرو شده است.

29.08.2008

ایران جانبداری در بحران گرجستان را تکذیب کرد



قشقاوی: مداخلات خارجی و فرامنطقه ای بحران را پیچیده تر می کند
در ادامه بحران ناشی از اقدامات روسیه علیه گرجستان، جمهوری اسلامی بر بیطرفی در این بحران تاکید کرده است.
در همین حال، دولت روسیه خواستار سرنگونی رئیس جمهوری گرجستان شده است.

روز دوشنبه، 1 سپتامبر (11 شهریور)، حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، که در یک نشست خبری سخن می گفت، اظهار داشت که جمهوری اسلامی در قبال درگیری های اخیر در منطقه قفقاز موضعی مستقل را دنبال کرده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - آقای قشقاوی گزارش های حاکی از جانبداری جمهوری اسلامی از روسیه در بحران قفقار را تکذیب کرد و گفت که بهترین راه برای تخفیف این بحران، خویشتنداری طرفین و اتخاذ تدابیر منطقه ای است.

آقای قشقاوی افزود که سال گذشته و هنگامی که گرجستان با کمبود سوخت مواجه بود، جمهوری اسلامی اقداماتی را در راستای تامین نیاز مردم این کشور به عمل آورد.

سخنگوی وزارت خارجه ایران در عین حال آنچه را که مداخلات "خارجی و فرامنطقه ای" در بحران گرجستان می خواند باعث پیچیده تر شدن این مشکل دانست و گفت که "این مداخلات به نفع صلح و ثبات در منطقه نیست"، اما از عوامل این مداخلات نام نبرد.

هفته گذشته محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در سخنانی در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، بحران قفقاز را ناشی از دخالت های قدرت های خارج از منطقه دانسته و گفته بود که "ما اطلاعاتی داریم که صهیونیست ها در ماجرا خیلی فعال بوده اند."

آقای احمدی نژاد همچنین آنچه را که بی تدبیری مسئولان گرجستان می دانست از عوامل بروز بحران قفقاز توصیف کرد در حالیکه از محکوم کردن اقدام دولت روسیه در شناسایی رسمی استقلال اوستیای جنوبی و آبخاز از گرجستان خودداری ورزید.

سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت که اگرچه واقعیت های منطقه ای و عوامل موثر در درگیری های قفقاز را نمی توان نادیده گرفت، اما این به معنای جانبداری جمهوری اسلامی در این بحران نبوده است.

روسیه و سرنگونی دولت گرجستان

در خبری دیگر در مورد مناقشه روسیه و گرجستان، روز دوشنبه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، آشکارا خواستار اقدام بین المللی برای سرنگونی میخاییل ساکاشویلی، رئیس جمهور گرجستان، شد.


روسیه خواستار قطع حمایت غرب از ساکاشویلی و اقدام برای سرنگونی دولت او شده است

آقای لاوروف گفت که لازم است تا زمان استقرار دولت جدیدی در گرجستان، جامعه بین المللی آن کشور را هدف تحریم تسلیحاتی قرار دهد.

وزیر خارجه روسیه اظهار داشت که آمریکا و متحدان غربی آن کشور در صورت ادامه حمایت از "رژیم ساکاشویلی" مرتکب یک اشتباهی تاریخی خواهند شد.

اظهارات وزیر خارجه روسیه در حالی انتشار می یابد که قرار است روز دوشنبه، رهبران بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا در نشستی در بروکسل، پایتخت بلژیک، در مورد واکنش مشترک نسبت به اقدام روسیه در شناسایی استقلال اوستیای جنوبی و قفقاز از گرجستان تصمیم گیری کنند.

در آستانه برگزاری اجلاس بروکسل، اریک شوالیه، از مقامات وزارت خارجه فرانسه که کشورش ریاست دوره اتحادیه اروپا را برعهده دارد، گفت که شرکت کنندگان در این جلسه روابط اتحادیه اروپا با روسیه را مورد بررسی دقیق قرار خواهند داد.

آقای شوالیه، که در مصاحبه ای با بی بی سی سخن می گفت، افزود که در حال حاضر، لازم است اتحادیه اروپا دست کم به عنوان ارائه دهنده کمک های بشردوستانه، در گرجستان حضور داشته باشد.

وی در عین حال تاکید کرد که موضوع عضویت گرجستان در اتحادیه اروپا در اجلاس بروکسل مطرح نمی شود و افزود که زمان برای چنین بحثی مناسب نیست.

تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا اقدامات روسیه در گرجستان را مورد انتقاد شدید قرار داده اند اما در مورد نحوه برخورد عملی با این بحران وحدت نظر ندارند.

در حالیکه آلمان نسبت به بروز واکنشی شدید علیه روسیه هشدار داده اما بریتانیا بر لزوم بازنگری اساسی در روابط اتحادیه اروپا با روسیه تاکید داشته است.

01.09.2008


تزار روس از گور در آمد


ا مروز:از پيش روشن بود که تنش بين مسکو و تفليس به جرقه باروتي بسته است تا آن دمل چرکين کينه در گلوگاه قفقاز سر باز کند و اين آتش درون خاکستر شعله بکشد. اما آنچه باورش در جهان امروز،آن هم از سوي کشوري که به بهانه اي در جرگه کشورهاي آزاد پيشرفته- گروه 7+1- جاي گرفت، آسان نيست، آن است که زمامداران زورمدار ساختاري همچنان واپسگرا چنين بي پروا در برابر همسايه کوچک که تنها دلنگران يکپارچگي سرزميني خود بود به جنگي فراگير و آتش افروزي کينه توزانه دست بزنند. لشگر کشي ارتش روسيه به فراسوي مرزهايش در اوستياي جنوبي و آبخازيا و نيز تا دل خاک گرجستان در گوري و دروازه تفليس هشداري بي پرده و خشن به جهان آزاد و به کشورهاي همسايه مي باشد. اين حادثه ما را به ياد دست درازي روس ها به آذربايجان عزيز مي اندازد. اکنون که باري ديگر پوشه از رخسار يار غار کنار رفت، شايسته است برخي سياستمداران و چهره هاي آکادميک ما که پيش از روشن شدن دوستي راستين ايران و روسيه، زودباورانه و خوش خيالانه در انديشه تعامل استراتژيک با روس ها هستندو آنهم در برابر جهان آزاد-؛ به خود آمده و هشيار باشند که تنها جهاز و بزک کرملين نشينان عوض شده و روسيه کنوني کم و بيش همان روسيه ديروز است. اگر ديپلماسي فعال آمريکا و واکنش سريع غرب نبود، امروز فضاي منطقه ما چهره اي بس تيره و تار و تنش آلود مي داشت.
شايد بتوان گفت اگر ديدار بي درنگ کوشنر و بدنبال او سارکوزي از مسکو رخ نمي داد، امروز گرجستان و قفقاز ديگري مي داشتيم. گمان آنکه زهرچشم گيري مسکو تنها براي پاسداري از مردم جنگ زده و درد کشيده اوستياي جنوبي و صد البته براي تحکيم جاي پاي نيروهاي- به اصطلاح- صلح بان روسي در منطقه بوده، بسيار سخت مي باشد. روس ها چنين خوابي را براي گرجستان از سال ها پيش ديده بودند. دادن فله اي مليت روس به اقليت قومي يک همسايه از قماش آن رفتاري است که آلمان هيتلري مي کرد. چنين ديپلماسي - هر چند خير خواهانه- در عرف روابط بين الملل امروز پذيرفتني و قابل درک نبوده و با واقعياتي که خود روس ها در سياست جهاني بدان پايبند هستند و بر آن پاي مي فشرند همخواني ندارد. از فرداي جدايي کزوو و شناسايي آن کشور از سوي آمريکا و اروپا، مسکو موضوع قومي گرجستان را پيش کشيد. اکنون که پرده همسايگي پاره شده مسکو تلاش دارد با طرح بهانه هاي- به اصطلاح- حقوقي از جمله کشتار اتباع روس - اوست هاي گرجي که تابعيت مضاعف روسي دريافت کرده اند- در اوستياي جنوبي، حاکميت ملي تفليس بر مرزهاي شمالي گرجستان را به چالش بگيرد.



شايد برخي در غرب خوش داشتند مسکو را بيازمايند که چگونه در برابر کنش همسايه غربگراي خود واکنش نشان مي دهد؛ چرا که واکنش مسکو در اين ماجرا بازگو کننده شيوه پاسخ مسکو- عصبي و يا عقلايي- به ابتکارات بلند پروازانه غرب مي توانست باشد. واقعيت آن است که مدودف دانشگاهي در دام سياسي کاري گرفتار شد و از اين آزمون در پيشگاه جهانيان سربلند بيرون نيامد. سياسي کاران روس گمان مي کردند با واکنشي خشن و خرد کننده به ملي گرايي ساکاشويلي، غرب را به انعطاف واداشته و از آن پس کسي در منطقه - به اصطلاح- خارج نزديک روسيه، ياراي حق خواهي ندارد. پي گيري گزارش ها نشان مي دهد که مسکو هيچ امتياز ويژه اي به دست نياورد تا بر نفوذ و اقتدارش در منطقه و بلکه در ايالت هاي قومي خود بيافزايد. اگر بازگشت اوستياي جنوبي و آبخازيا به دامان تفليس دست کم در آينده روشن دور از انتظار باشد، چنين چيزي امتياز و يا موقعيت نويني براي روسيه به شمار نمي آيد. از يکسو استقلال اوستياي جنوبي بر خلاف منافع ملي و حفظ تماميت ارضي روسيه در قفقاز شمالي است و از سوي ديگر پيوستن اوستياي جنوبي به اوستياي شمالي در دراز مدت مي تواند بحران قومي جديدي را براي مسکو در قفقاز بدنبال داشته باشد. استالين خوب مي دانست که که چگونه اقوام را در جمهوري هاي گوناگون تکه تکه کند. اوست ها انسجام چنداني با قوم اسلاو نداشته و مورد اعتماد روس ها نيستند. در اين بين ساکاشويلي تاوان حرکت نا بهنگام خود را داد و شايد در پي اين ماجرا شرايط براي او در کشورش سخت تر هم بشود. اما مردم گرجستان، منطقه و جهان آزاد نه تنها اين خشونت غير منطقي روسيه را به خاطر خواهند سپرد؛ که تا آينده دورتر حناي دمکراسي روسي براي غربي ها رنگي نداشته و ديگر اقتدار دو صد ساله چکمه و پوتين روسي براي مردم منطقه سي- آي- اس فروافتاده است. با اينهمه ناکارآمدي ديپلماسي عصبي برادران مدودف- پوتين چه بسا دستگاه رهبري کرملين را به واکنش هاي احساسي و غير عقلايي ديگر در کوتاه مدت وادارد. همين نگراني از سوي کرملين است که آنها را واداشته در کنار پذيرش آتش بس همچنان در دل خاک گرجستان جولان بدهند. از اين رو غرب و همسايگان روسيه بايد همچنان بيدار و آماده باشند. کنار آمدن با رهبري روسيه به بهاي کنار گذاشتن و تنها گذاشتن گرجستان و در کوتاه مدت دست کشيدن از دولت دمکراتيک ساکاشويلي تنها اين باور نادرست را درروسيه پوتين- مدودف تقويت مي کند که سخت سري آنها نه تنها در برابر گرجي ها که در برابر غربي ها جواب داده است.
شايد ديپلماسي پوپوليستي و وعده و وعيد هاي حباب گونه ساکاشويلي به مردم کشورش سرانجام او را گرفتار پيامد رفتار هيجاني، سبک سري و لجبازي بچه گانه در برابر روس ها ساخت؛ اما مسکو نه تنها از او که بيشتر از دوستان غربي او دلچرکين بوده است. بازي کردن با روسيه در- به اصطلاح- حياط خلوتش، تحريک روسيه در بالکان که ته مانده آن تا چند هفته پيش الک زده شد و نيز طرح گسترش ناتو و اتحاديه اروپا و پروژه هاي دفاعي در لهستان و چک همه دست به دست هم دادند تا در اين بين گرجستان در آتش خشم روس ها بسوزد. البته ساکاشويلي خود بي پروا و نا بهنگام به خرس قطبي سيخک زد. او نه مانند اسلام کريمف فرصت طلب و نه مانند حيدر عليف فقيد و صفر مراد نيازف فقيد محافظه کار و با تجربه بود. ساکاشويلي جواني خوش فکر، وطن پرست و با انگيزه است که در دوره رهبري خود امنيت اجتماعي و رفاه نسبي را براي مردمش فراهم ساخت. اما شتابزدگي بلند پروازانه که لازمه گرايشات پوپوليستي و در ذات رهبران پوپوليست است؛ آرزوهاي شايسته و بجاي او را با ناکامي و دردسر روبرو ساخت. پاسخ قلدرانه رهبران کرملين- مدودف و پوتين- جهانيان را به ياد يورش نابرابر اولمرت به جنوب لبنان مي اندازد. هر آينه، ساکاشويلي در جايگاه رهبر يک دولت دمکرات - و تنها يک دولت- خواهان بازسازي کيان کشورش و پاسداري از اقتدار و حاکميت ملي بود و چنين چيزي با سربازربايي يک تيم پارتيزاني همسنخ نيست.*
بحران کنوني چند نکته را براي همگان روشن ساخته است:
- دمکراسي روسي سرابي بيش نيست. تنها زماني نطفه يک دمکراسي قابل اعتماد و پايدار در روسيه بسته مي شود که با کمک و پشتيباني همه جانبه جهان آزاد از پروسه دمکراسي خواهي و دمکراسي هاي کوچک و نو نهال در پيرامون روسيه، فرهنگ و حاکميت دمکراسي در منطقه نهادينه گردد. ابتکاراتي چون عضويت روسيه در گروه کشورهاي 7+1 و عضويت مشورتي روسيه در ناتو تنها تعارف و تشريفات است و رهبران روس نوعا" مردماني نيستند که چندان با تعارف آشنا باشند. غربي ها گمان مي کردند اگر پوتين جاي خود را به چهره اي آکادميک بدهد، روسيه به يکباره کشوري بهتر خواهد شد؛ غافل از آنکه پس مانده هاي کي- جي- بي هنوز در کرملين حرف اول و آخر را مي زنند.
-بي گاه و بي جا رجز خواندن و بازي با شاخ غول معمولا" به سود مردمان کم توان نيست. شيخ الرئيس بوعلي سينا مي فرمايند: از گاو مي ترسم؛ چون گاو شاخ دارد- عقل ندارد-. چه بسا شوخي هاي بي مزه فرصت هاي آينده را نيز بر باد بدهد. براستي در همين دعوا چه کسي مي تواند و يا اصلا" مي خواهد منطق ساکاشويلي را به کرسي بنشاند؟ آيا دولت ها منافع فراگير خود را هميشه فداي پشتيباني از يک کشور همسايه و يا همپيمان مي کنند؟ همين را از خودمان بپرسيم آيا تاکنون روسيه و چين و يا هر دوست کوچک و بزرگي احساس ما را نسبت به منافع ضروريمان احساس کردند که اميدوار باشيم در آينده چنين شود؟ دولت هاي عاقل آنگاه که منافع حياتي و حقيقي کشورشان در تعارض با منافع قدرت ها و بلکه در تقابل با زورگويي زورمداران است، گام به گام با درک اصل قدرت در سياست جهاني و با اعتماد سازي تلاش مي کنند منافع ملي را با منافع قدرت برتر گره بزنند. آوانگارد گرايي و دلخوش شدن از پشتيباني بخشي از مردم در ميادين و خيابان هاي مرکزي پايتخت چندان کمکي به تحقق حقوق ملي در برابر قدرت هاي بزرگ نکرده و نمي کند.
-مدارا نکردن با اقوام و اقليت ها و بي توجهي به سرنوشت، رفاه و حقوق آنها بهانه و فرصت به دست دشمنان مي دهد تا بذر تفرقه بيافشانند. حرکت زودهنگام- و شايد نا بهنگام- ساکاشويلي بدون آنکه نگراني مردم مناطق شمالي کشورش را احساس کند و بدون تلاش پيگير، آرام و با سعه صدر براي نزديکي به مردمي که خاطراتي از خشونت برخي رهبران کم خرد در گذشته دارند، موجب شد که اين فاجعه ملي براي کشورش رخ دهد. فاجعه اي که شايد از هم اکنون جدايي و بيگانگي هميشگي بين گرجي ها با اوست ها و آبخازها را ببار آورده باشد.
-اين بحران به غربي ها نشان داد که گذر لوله هاي انرژي از کنار مرزهاي روسيه و از مناطق بحراني ترکيه نمي تواند آلترناتيو قابل اعتماد براي غرب و ترکيه باشد. در بهترين شرايط اين لوله ها آلترناتيو دست دوم و براي تأمين استقلال کشورهاي کوچک پيرامون روسيه مي تواند ارزيابي شود.
- حرکت روسيه به سوي جنوب هرگز براي ما خوب نبوده است. بي اعتبار شدن خط باکو- تفليس- جيحان در شرايط کنوني به سود ما نخواهد بود. شايد ادامه بحران به مسکو امکان دهد پروژه هاي انرژي غرب را در حوزه درياي مازندران با چالش روبرو ساخته و در ميان مدت جاي پاي خود را در حوزه مورد علاقه ما در شمال محکم تر نمايد. گذشته از اين مسکو نه مي خواهد و نه نيازي دارد براي معامله با غرب بر روي ثبات قفقاز، از پروژه جنجالي اتمي ما پشتيباني کند. غرب نيز بر روي پروژه هاي دفاعي خود در بالکان معامله نخواهد کرد. به نظر مي آيد درجا زدن ناتو از گسترش به سوي منطقه سي- آي- اس در حال حاضر گزينه قابل قبول روسيه و غرب باشد.
در پايان، اگر مي توان اميدوار بود که جنگ سرد، ديگر رخ نخواهد داد و اگر زبان زور در جهان همگراي کنوني گنگ است؛ بايد زنهار ساکاشويلي را، بدور از آنکه او چه مي بايست بکند و يا چه نمي بايست بکند، با فراست شنيد و بيدار شد.
پانوشت:
* لبنان و گرجستان از بسياري جهات به هم شبيه هستند و از اين رو سرنوشت دو ملت تا اينجا کم و بيش يکسان بوده است. سرزمين خرم و خوش آب و هوا و مردمان خوشرو و خوشخوي دو کشور همه را به افسوس مي اندازد که چرا آرامش دو کشور بازيچه دست ديگران شده است. جالب آنکه زمينه نزديکي فرهنگي ايران با لبنان و گرجستان بسيار زياد است. گرجستان از ادبيات فارسي بهره شايسته برده است تا آنجا که در دوره شوروي ها در آن سرزمين مهمترين مرکز ايران شناسي بر پا بود و امروز نيز با همه تنگدستي، آن کشور ميزبان دانشجويان خارجي است که مي خواهند با تاريخ ادب فارسي آشنا شوند. دو کشور لبنان و گرجستان با همه کوچکي از تيره هاي نژادي، زباني و مذهبي ناهمگون برخوردارند که چنين چيزي اگر چه در کشورهاي پيشرفته، خود يک موهبت به حساب مي آيد؛ اما در اين دو کشور ضعيف مي تواند در سايه بحران هاي سياسي و اقتصادي و به دليل فقر فرهنگي و آموزشي بهانه براي تحريکات بيگانگان باشد. هر يک از دو کشور همسايه اي زورمدار و ناسازگار دارند که استقلال سياسي و حاکميت ملي آنها را در عمل نپذيرفته اند.

نويسنده : محمد فيروزيان
http://www.emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=16953&p=1


letzte Änderungen: 8.7.2011 4:02