|
نوشتۀ بیژن برهمندی
بعقیده منصور فرهنگ
دولت اسرائیل و دست راستی های غرب سعی می کنند که قیام مردم مصر را با انقلاب ایران مقایسه کنند و نتیجه بگیرند که این انقلاب هم به همان فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران تبدیل خواهد شد. در حالیکه مردم مصر دنبال آزادی انتخاباتندو آزادی مدنی می خواهند.
حوادث حیرت انگیز و پر شتاب در جهان عرب، که بصورت یک اپیدمی اجتماعی ، میل به تغییر و اعتراض علیه خودکامگی را ، از این کشور به آن کشور، به شعارهای جذاب مطالبات اجتماعی تبدیل کرده است، برای همه این پرسش را مطرح می کند که این جنبش ها چه نیرو ها ی طبقاتی و اجتماعی را نمایندگی می کنند؟ حاکمیت دلخواهشان چیست؟ آیا از دیکتاتوری و فساد حکومت هایشان در خشم اند یا از سکولاریسم این دولت ها به تنگ آمده اند و در پی حکومت اسلامی هستند؟ مولفه های تشکیل دهنده این جنبش ها چه تفاوت هائی با هم دارند و وجه مشترکشان کجاست؟ این اپیدمی تا چه حد مسری است و تا کجاها می تواند کشیده شود؟
براستی نقش نیرو های اسلامی بنیاد گرا در این جنبش ها چه میزان است؟
در میز گردی بقصد یافتن پاسخ هائی برای این پرسش ها، در مجله رادیوئی زمینه ها و زمانه ها سه کارشناس ایرانی ، آقایان منصور فرهنگ استاد دانشگاه در آمریکا،تورج اتابکی استاد دانشگاه در هلند و یوسف عزیزی بنی طرف نویسنده و مترجم عرب ایرانی در انگستان شرکت کرده اند.
در این گفتگو ها این پرسش نیز مطرح شد که آیا این جنبش های عربی اساساً از تحولات ایران تاثیر پذیرفته اند یا نه؟ و اگر پاسخ مثبت باشد، بیشتر از انقلاب ایران متاثر شده اند و یا از جنبش سبز؟
به این گفتگو گوش کنید.
منصور فرهنگ معتقد است آنچه در مصر اتفاق می افتد بر خلاف ادعائی که از سوی مقامات ایران بویژه آیت الله خامنه ای مطرح شده است شباهت زیادی به انقلاب ایران ندارد. در واقع اغراق گوئی زیادی که در مقایسه قیام مردم مصر و انقلاب ایران انجام می شود با انگیزه های سیاسی خاصی همراه است.
بعقیده منصور فرهنگ دولت اسرائیل و دست راستی های غرب سعی می کنند که قیام مردم مصر را با انقلاب ایران مقایسه کنند و نتیجه بگیرند که این انقلاب هم به همان فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران تبدیل خواهد شد. در حالیکه مردم مصر دنبال آزادی انتخاباتندو آزادی مدنی می خواهند.
منصور فرهنگ می گوید : " امروز به برزیل، آرژانتین و شیلی نگاه کنید که از طریق دموکراتیزه کردن جوامع و سیاست خودشان توانستند جلوی هژمونی آمریکا را در کشور های خودشان بگیرند و تاثیر بسیار قابل ملاحظه ای در نهضت های مترقی و آزادی خواه آمریکای لاتین داشته باشند."
بعقیده فرهنگ در خاور میانه هم بهترین راه مبارزه با هژمونی خارجی، نهادینه کردن دموکراسی و همکاری و رقابت اصولی نیرو های آزادی خواه است. این چالشی است که در برابر قیام بزرگ مردم مصر قرار دارد.
تورج اتابکی در این گفتگو تاکید می کند که اگر منصف باشیم می شود تشخیص داد که تاثیر رویداد های دو سال گذشته ایران در تحرکات کنونی مصر و تونس بسیار چشمگیر تر است تا انقلاب ایران.
بعقیده اتابکی نشانه هائی دیده می شوند که جنبش مصر بضاعت آنرا دارد که در کشور محدود نشود،خود را فراتر از مرزهای مصربکشاند و جهان عرب و جهان اهل سنت را در بر گیرد و حتی از منطقه فراتر رود.
او می گوید " ضربآهنگ تاثیر این جنبش را من در آسیای مرکزی می شنوم. در تحولاتی که در قرقیزستان، ازبکستان و بویژه در قزاقستان هفته گذشته به چشم می خورد."
بعقیده اتابکی تمام کوشش قدرت های بزرگ در آن است که این جنبش را محدود و محدود تر کنندو نگذارند که این دو مطالبه توامان آزادی و عدالت اجتماعی وسیع تر شود و تمام معادلات را بر هم زند و جهانی را ممکن سازد که با جهانی که اینها می توانند مهره ها را بسادگی جابجا کنند، تفاوت داشته باشد.
یوسف عزیزی بنی طرف از خصومت جنبش اسلامی تونس با رژیم ایران پرده بر می دارد و معتقد است که احتمال تاثیر گذاری حکومت ایران بر جنبش های اسلامی منطقه قابل توجه نیست.
بعقیده عزیزی بنی طرف،همینکه رژیم حسنی مبارک سرنگون شود، ما شاهد دگرگونی های پیاپی در دیگر کشور های عربی خواهیم بود. این حوادث حتی می تواند بر ایران هم تاثیر بگذارد.
او در باره ترکیب شرکت کنندگان در انقلاب مصر معتقد است که ترکیبی از حاشیه نشینان شهری و تهی دستان شهری هم در کنار طبقه متوسط در این حوادث شرکت دارند. او همچنین از حضور مسیحیان در این جنبش نام می برد و معتقد است که " هم اکنون کلیسا ها در کنار مساجد به مراکزی برای درمان زخمیان در گیری های چند روز اخیر تبدیل شده اند."
fri
|