Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

صعود چین برای بقیه جهان به چه معناست؟


[h2 مصاحبه کیم پیترسن با جف براون نویسنده ظهور چین
برگردان: آمادور نویدی
رفقا و دوستان گرامی

درود و خسته نباشید.

با صعود چین به اقتصاد برتر جهان، در میان چپ ها و حتی مخالفان چپ ها، این بحث درگرفته است که چین نه تنها سرمایه داری، بلکه امپریالیسم است و نه سوسیالیسم و یا کمونیسم. اما جف جی. براون نویسنده کتاب صعود چین: راه سرمایه داری، مقصد سوسیالیست، در مصاحبه با کیم پیترسن معتقدست که چین سوسیالیسم است و نه سرمایه داری، چه برسد به امپریالیسم. دلیل‌ش هم این‌ست که غرب امپریالیسم است چرا که:
«ثروت غرب، تمام آثار تاریخی، موزه ها، آسمان‌خراش‌ها و بلوارهای گسترده اش، از کشورهای توسعه نیافته بسرقت رفته شده و می‌شود. تمام این‌ها بر روی خون و استخوان‌های حداقل یک میلیارد انسان ساخته شده است، که هنوز توسط سرزمین آنگلواروپایی و اسرائیل کشتار و نابود شده و می‌شوند. استاندارد زندگی ما به لطف ادامه نژادپرستی، استعمار، امپریالیسم و جنگ در سراسر سیاره است.
اما این چنین چیزی برای چین حقیقت ندارد. چینی ها هرگز نه توسعه طلب، و استعمارگر بوده اند و نه امپریالیست. برای هزاران سال، چینی ها کشور خودشان‌ را از طریق مرزهای طبیعی خودشان گسترش داده اند. آنها فرصت‌های زیادی داشته اند و قرن‌ها در بخش فن آوری پیش‌تاز بوده اند، که الکساندر بزرگ آسیایی، چنگیز خان، آندرو جکسون یا شاه لئوپولد دوم باشند. با این‌حال، برخلاف تبلیغات غربی این در دی ان ای(ژن) فرهنگی و سیاسی آن‌ها نیست که بر مردم دیگر حکم‌فرما شوند و آن‌ها را استثمار کنند.»

و «چین مدت‌های طولانی قبل از این‌که کارل مارکس و فردریک انگلس آن‌را یک اصطلاح خانگی بسازند، کمونیست بود. با ضعف انسان از ظاهر کردن حس غرور از برتری بر دیگران (نژادپرستی)، اتخاذ ابزارهای به سبک بازار توسط بابا پکن جهت ایجاد ثروت برای شهروندانش بعنوان «تقلید سرمایه دارها» تلفیق شده است. هر رهبر از زمان مائو تسه دونگ، تا شی جین پینگ همواره در این باره روشن بوده اند. طبق نظریه مارکسیستی،
ما باید توانگرباشیم قبل از آنکه بتوانیم به کمونیسم اصیل و ثرو‌‌ت‌مند انتقال یابیم. ما جامعه سوسیالیستی را که برای آن سخت مبارزه کرده ایم رها نمی‌کنیم. بنابراین، ما جنبه های خاصی از سرمایه داری را بکار می‌گیریم که به اندازه کافی ثروت‌مند شویم، تا در نهایت، ما بتوانیم در هماهنگی کمونیستی زندگی کنیم. این تعریف سوسیالیسم با ویژگی چینی است.»

و هم‌چنین
«... هر سانتیمتر مربع از چین متعلق به عموم است. هیچ‌کسی نمی‌تواند صاحب معاملات ملکی و مستغلات باشد، تنها ملک شخصی دارند. هر بانک، شرکت بیمه، هواپیمایی، راه آهن، سیستم زمینی، بندرها، فرودگاه‌ها و تمام جاده ها و بزرگ‌راهایی که «مالیات» می‌گیرند، متعلق به مردمند. تمام رسانه ها، شرکت‌های تلفن، آب، گاز، برق و تسهیلات هسته ای متعلق به مردمند. بابا پکن بر بیش از ۱۰۰ بخش کلیدی از اقتصاد، ازجمله شیمیایی، حمل و نقل دریایی، محصولات کشاورزی، فلزات گران‌بها، تولیدکنندگان خودرو و کامیون، استیل، معادن، ساخت و ساز، هوا‌فضا و دستگاه‌های خودکار هواپیما حکم‌فرماست. این لیست ادامه و بازهم ادامه دارد. املاک و مستغلات و مشارکت گسترده دولت در صنایع کلیدی چیزهایی هستند که مارکسیست‌ها (آنها را) «کنترل ابزار تولید» می گویند.»

شما چه فکر می کنید؟ آیا با نظر جف جی. براون موافقید و یا مخالف و دلیل اتان چیست؟
چنانچه این ترجمه را مثبت ارزیابی می‌کنید، لطفا در پخش و نشر آن با انتشار در سایت، وبلاگ، تویتر، فیس بوک ... و یا ارسال به لیست ایمیل اتان هم‌کاری کنید.

کوشا باشید!

با احترام
آمادور نویدی
ثروت غرب، تمام آثار تاریخی، موزه ها، آسمان‌خراش‌ها و بلوارهای گسترده اش، از کشورهای توسعه نیافته بسرقت رفته شده و می‌شود. تمام این‌ها بر روی خون و استخوان‌های حداقل یک میلیارد انسان ساخته شده است، که هنوز توسط سرزمین آنگلواروپایی و اسرائیل کشتار و نابود شده و می‌شوند. استاندارد زندگی ما به لطف ادامه نژادپرستی، استعمار، امپریالیسم و جنگ در سراسر سیاره است... . پادشاهی قرون وسطی چین همواره بزرگ‌ترین کشور با بزرگ‌ترین اقتصاد بود، که به ۵۰۰۰ سال پیش برمی‌گردد ، اما در سال ۱۸۷۲، چین مستعمره و غارت شده بود و سرانجام در مواجه با امپریالیسم آمریکا و اروپای غربی وحشی، و فروشنده مواد مخدر، از ظرافت به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان از پا افتاد... چینی ها هرگز نه توسعه طلب، و استعمارگر بوده اند و نه امپریالیست. برای هزاران سال، چینی ها کشور خودشان‌ را از طریق مرزهای طبیعی خودشان گسترش داده اند. آنها فرصت‌های زیادی داشته اند و قرن‌ها در بخش فن آوری پیش‌تاز بوده اند، که الکساندر بزرگ آسیایی، چنگیز خان، آندرو جکسون یا شاه لئوپولد دوم باشند. با این‌حال، برخلاف تبلیغات غربی این در دی ان ای(ژن) فرهنگی و سیاسی آن‌ها نیست که بر مردم دیگر حکم‌فرما شوند و آن‌ها را استثمار کنند. تا زمانی‌که حزب کمونیست چین در قدرت است، و من فکر می‌کنم که آنها برای ۱۰۰ سال و یا بیش‌تر خواهند ماند، چین هم‌چنان مدعی برتری اقتصاد بر روی سیاره زمین خواهد ماند... چین مدت‌های طولانی قبل از این‌که کارل مارکس و فردریک انگلس آن‌را یک اصطلاح خانگی بسازند، کمونیست بود. با ضعف انسان از ظاهر کردن حس غرور از برتری بر دیگران (نژادپرستی)، اتخاذ ابزارهای به سبک بازار توسط بابا پکن جهت ایجاد ثروت برای شهروندانش بعنوان «تقلید سرمایه دارها» تلفیق شده است. هر رهبر از زمان مائو تسه دونگ، تا شی جین پینگ همواره در این باره روشن بوده اند. طبق نظریه مارکسیستی، ما باید توانگرباشیم قبل از آنکه بتوانیم به کمونیسم اصیل و ثرو‌‌ت‌مند انتقال یابیم. ما جامعه سوسیالیستی را که برای آن سخت مبارزه کرده ایم رها نمی‌کنیم. بنابراین، ما جنبه های خاصی از سرمایه داری را بکار می‌گیریم که به اندازه کافی ثروت‌مند شویم، تا در نهایت، ما بتوانیم در هماهنگی کمونیستی زندگی کنیم. این تعریف سوسیالیسم با ویژگی چینی است... بر روی زمین در این‌جا، هر سانتیمتر مربع از چین متعلق به عموم است. هیچ‌کسی نمی‌تواند صاحب معاملات ملکی و مستغلات باشد، تنها ملک شخصی دارند. هر بانک، شرکت بیمه، هواپیمایی، راه آهن، سیستم زمینی، بندرها، فرودگاه‌ها و تمام جاده ها و بزرگ‌راهایی که «مالیات» می‌گیرند، متعلق به مردمند. تمام رسانه ها، شرکت‌های تلفن، آب، گاز، برق و تسهیلات هسته ای متعلق به مردمند. بابا پکن بر بیش از ۱۰۰ بخش کلیدی از اقتصاد، ازجمله شیمیایی، حمل و نقل دریایی، محصولات کشاورزی، فلزات گران‌بها، تولیدکنندگان خودرو و کامیون، استیل، معادن، ساخت و ساز، هوا‌فضا و دستگاه‌های خودکار هواپیما حکم‌فرماست. این لیست ادامه و بازهم ادامه دارد. املاک و مستغلات و مشارکت گسترده دولت در صنایع کلیدی چیزهایی هستند که مارکسیست‌ها (آنها را) «کنترل ابزار تولید» می گویند. بله، برخی از این شرکت‌های دولتی در باز سهام قرار داده شده اند. اما نسخه اصلی آن‌را بخوانید. حداکثر سطح مالکیت سهام تنها ٪۳۰ است و از یکی کردن کنترل این سهام‌ها جلوگیری می‌شود.
صعود چین برای بقیه جهان به چه معناست؟
مصاحبه کیم پیترسن با جف براون نویسنده ظهور چین
برگردان: آمادور نویدی

پونتو پرس، یک نشر مطبوعاتی کوچک وقف شده برای عناوین (کتب) مترقی‌ست، که کتاب صعود چین: راه سرمایه داری، مقصد سوسیالیست (۱) نوشته جف جی. براون (۲) را منتشر نموده است. این کتاب کوششی‌ست جهت آموزش هموطنان غربی‌ درباره واقعیت‌های چین، تخریب لایه‌های متعدد اطلاعات دروغ و تبلیغات غربی‌ که این ملت باسابقه ۵۰۰۰ ساله را اهریمن جلوه می‌دهد.
براون در نوشتن چنین کتابی جاذبه دارد. ابتدا، او مسلط به زبان مندارین (یکی از گویش‌های چینی‌ست) و (هم‌چنین در حال یاد گرفتن زبان های پرتغالی، عربی، و فرانسه است). دوم، او به مدت ۱۳ سال در چین زندگی کرده است، و در حال حاضر در شن ژن است. او هم‌چنین به بسیاری از مناطق چین سفر کرده است. این به عنوان پایه ای برای (سخن‌رانی درباره) سفرنامه سیاسی نوشته براون ، ۴۴ روز سفر با کوله پشتی در چین: پادشاهی قرون وسطی در قرن ۲۱، با آمریکا، اروپا، و سرنوشت جهان درچشم اندازش(۳) خدمت کرده است.
براون علاوه بر سال‌ها زندگی در چین، در اوکلاهوما بزرگ شده و از دانشگاه ایالتی اوکلاهوما فارغ التحصیل شده است که به او تجربه ارائه داده است که جنگ‌های امپریالیستی ساخت آمریکا و صعود چین ضدامپریالیست را، که اکنون در هم‌آهنگی با روسیه است مقایسه و تجزیه و تحلیل کند، و پرمحتوا، با جزئیات محاوره‌ای شرح دهد (برای مثال، براون به دولت چین بابا پکن می‌گوید؛ یک لحن محاوره ای که من آن‌را درکتاب ظهور چین با عنوان پدر بزرگ پکن ترجمه می‌کنم). من یک مصاحبه ایمیلی با جف براون جهت افشای دروغ‌های رسانه‌های غربی درباره چین و آزمون دسیسه‌های سیاسی و نظامی آمریکا علیه قدرت اقتصادی برتر آینده، یک کشور سوسیالیستی انجام داده‌ام که صعودش می‌تواند به عنوان نشانه مرگ شوم سرمایه داری باشد، یا حداقل رقابت برابرش را پیش‌گویی کند.
*****
کیم پیترسن: ابتدا از آن‌جایی که شما سال‌ها تجربه (زندگی) در چین دارید، سئوال بزرگی برای شروع، بله، جهت آغاز مصاحبه می‌پرسم، آیا می‌توانید تغییر(تغییرات) عمده ای را که شما دیده اید خلاصه کنید و این (تغییرات) چه چیزی را برای آینده چین و جهان پیش‌گویی می‌کند؟
جف جی. براون: بله، کیم، این‌هم پاسخ بزرگی برای شما. چین هرگز از تطبیق خود به چیزی که نیاز حرکت به جلو دارد متوقف نشده، و این برمی‌گردد به آزادی که در سال ۱۹۴۹ بدست آورد. در زمانی‌که من آن‌را دوره مائو (سال ۱۹۴۹-۱۹۷۸) می‌خوانم، مرتب بسیاری اصلاحات و اقدامات انجام می‌گرفت که مردم را جلب به حرکت کند و زندگی آن‌ها را بهبود بخشد، اگرچه این اغلب در غرب نادیده گرفته شده و یا تکذیب می‌شود. در طول دوره دنگ (۱۹۷۸-۲۰۱۲)، این مفهوم مشابه «بهبود مستمر» برای تغییر مردم دنده عوض کرد و روش‌های سرمایه داری در اقتصاد چین ادغام شد تا آن ثروتی انباشت شود که حزب کمونیست چین احساس می‌کرد کشور نیاز دارد، که گذار مارکسیستی از سوسیالیسم به کمونیسم «توانگر» تحقق یابد. اکنون ما در دوره شی (از سال ۲۰۱۲ تا به امروز) هستیم و دولتی را که من با مهربانی بابا پکن می‌خوانم، گام‌هایی را جهت حفظ اهداف قانون اساسی چین در رسیدن به یک جامعه و اقتصاد کمونیستی برمی‌دارد.
با چنین اهداف والایی مانند این‌ها، تعجبی ندارد که چین و ۱/۴ میلیارد شهروندش در حالت ثابتی از تکامل باشند. ما از سال ۱۹۹۰تا ۱۹۹۷ در این‌جا زندگی کردیم و در سال ۲۰۱۰، پس از پنج سال وقفه در فرانسه و نُه سال در آمریکا به چین برگشتیم. این تجربه الهام مات ومبهوت و هیبت بود که ببینیم در طول ۱۴ سال چه اتفاقی افتاده بود. نه تنها زیرساخت و توسعه کل کشور، بلکه رشد موازی و مهارت مردم بود و هنوز هم برای من، بزرگ‌ترین جذبه ادامه دارد. چینی ها مردمی فوق العاده منعطف و قابل تعدیل هستند، دلیلی کلیدی که آن‌ها را دارای طولانی ترین تمدن ماندگار موجود در تاریخ بشری می‌کند.
چین از سال ۱۹۴۹، یک میلیارد شهروند را از فقر نجات داده است و بزرگ‌ترین و سریع‌ترین رشد طبقه متوسط را در جهان ایجاد کرده است، که اکنون بیش از ۳۰۰ میلیون است و هر روز، ۱۰هزار شهروند به این طبقه اضافه می‌شود. قدرت خرید افراد - در نرخ تبدیل ارز (تئوری پی پی پی) (۴)، چین از آمریکا پیشی گرفته است، و به شماره ۱ اقتصاد جهان در سال ۲۰۱۴ تبدیل شده و از نظر پی پی پی، و تنها در یک‌سال از حالا به بعد ٪۵۰ بزرگ‌تر از آمریکا خواهد شد. از لحاظ نرخ تبدیل ارز کلاسیک، چین قبل از سال۲۰۲۰ آمریکا را پشت سر می‌گذارد.
رئیس جمهور چین، شی جین پینگ این را شرایط «نرمال جدید» می‌خواند. اما در واقعیت، اوضاع «مانند قدیم همان قدیمی» است. پادشاهی قرون وسطی چین همواره بزرگ‌ترین کشور با بزرگ‌ترین اقتصاد بود، که به ۵۰۰۰ سال پیش برمی‌گردد ، اما در سال ۱۸۷۲، چین مستعمره و غارت شده بود و سرانجام در مواجه با امپریالیسم آمریکا و اروپای غربی وحشی، و فروشنده مواد مخدر، از ظرافت به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان از پا افتاد. چین چقدر بزرگ بود؟ در ۲۵۰ سال قبل از میلاد، امپراتوری قدرت‌مند روم ۴ میلیون فرد فاعل داشت، در حالی‌که در همان زمان، ملت چین ۳۵ میلیون نفر ، تقریبا نُه برابر بیش‌تر نفر داشت.
از قرن ۱۵، تا کنون، به لطف ۵۰۰ سال تغییر و ثروت (بخت و اقبال) غیرعادی، بین غرب توسعه‌طلب استعمارگر و چین، اگر نژادهای اروپایی فکر کنند که اربابان ٪۸۵ از مردم تیره پوست جهان و منابع طبیعی آن‌ها همواره حق الهی آن‌ها بوده است، می‌توانند بخشیده شوند. اما حال، با آزادی و استقلال چین از استبداد غرب، از سال ۱۹۴۹، آن‌ها باید خوب فکر کنند که بتوانند به چین «نرمال قدیمی»، بعنوان ارباب بشریت برگردند. تا زمانی‌که حزب کمونیست چین در قدرت است، و من فکر می‌کنم که آنها برای ۱۰۰ سال و یا بیش‌تر خواهند ماند، چین هم‌چنان مدعی برتری اقتصاد بر روی سیاره زمین خواهد ماند.
این با استقبال اکثریت عظیمی از بشریت روبرو خواهد شد، از آن‌جایی که آن‌ها همان کسانی هستند که هزاران سال از زمان اسکندر کبیر، در قرن ۴ قبل از میلاد توسط غرب بغارت رفته، مور تجاوز قرار گرفته و قتل‌عام شده اند. اما چین بعنوان «اژدهای بزرگ» جهان نیز برای شهروندان سرزمین آنگلواروپایی بسیار مثبت است. ثروت غرب، تمام آثار تاریخی، موزه ها، آسمان‌خراش‌ها و بلوارهای گسترده اش، از کشورهای توسعه نیافته بسرقت رفته شده و می‌شود. تمام این‌ها بر روی خون و استخوان‌های حداقل یک میلیارد انسان ساخته شده است، که هنوز توسط سرزمین آنگلواروپایی و اسرائیل کشتار و نابود شده و می‌شوند. استاندارد زندگی ما به لطف ادامه نژادپرستی، استعمار، امپریالیسم و جنگ در سراسر سیاره است.
اما این چنین چیزی برای چین حقیقت ندارد. چینی ها هرگز نه توسعه طلب، و استعمارگر بوده اند و نه امپریالیست. برای هزاران سال، چینی ها کشور خودشان‌ را از طریق مرزهای طبیعی خودشان گسترش داده اند. آنها فرصت‌های زیادی داشته اند و قرن‌ها در بخش فن آوری پیش‌تاز بوده اند، که الکساندر بزرگ آسیایی، چنگیز خان، آندرو جکسون یا شاه لئوپولد دوم باشند. با این‌حال، برخلاف تبلیغات غربی این در دی ان ای(ژن) فرهنگی و سیاسی آن‌ها نیست که بر مردم دیگر حکم‌فرما شوند و آن‌ها را استثمار کنند.
لازم نیست که شما دانشمند موشکی باشید تا ببینید که امپراتوری جهانی استعمار غرب شروع به فروپاشی کرده است. جنگ‌های اول و دوم جهانی شیپور اعلام سقوط بودند و صدها جنگ و خشونت دیگر، و تخریب بسیاری از کشورهای این قاره و دولت‌هایشان، از آن‌زمان ببعد و ادامه اش، منادیان مرگ هستند.
کیم پیترسن: سئوال بعدی درباره سیستم اقتصادی – سیاسی چین است. جمهوری خلق چین ظاهراً کمونیست است. در زمانی‌که مائو تسه دونگ رهبر بود و کشور را مدرنیزه کرد، هیچ بحثی وجود نداشت. بهرحال، استاد چپ بازنشسته جیمز پتراس استدلال می‌کند(۵)، که چین از سوسیالیسم منحرف شده است و در چین یک انقلاب دوم در راه‌ست که بدنبال اخلاقی کردن سرمایه داری‌ست. او از دنگ شیائوپینگ نقل قول می‌کند که ثروت‌مند شدن باشکوه است. این نقل قول حقیقت ندارد(۶)، و هیچ مدرکی از دنگ وجود ندارد که هرگز چنین حرفی زده باشد. بنابراین، تز ابداعی پتراس برای شروع نامیمون است.
پتراس در مقاله بعدی خود می‌نویسد که، «توسعه سرمایه داری چین بر اتحاد سه گانه سرمایه داران دولتی، خارجی و ملی متمرکز‌ست، و همه آن‌ها به فساد گسترده وعظیم مقامات حزب و دولت وابسته اند (۷).
این در سال ۲۰۱۵، زمانی بود که دوره تصدی رهبری فعلی شی جین پینگ در راه بود. یکی از قسمت‌های کلیدی او رهایی حزب کمونیست چین از فساد است. او بقای حزب کمونیست چین را وابسته به این می‌داند.[نگاه کنید، برای مثال به شی جین پینگ، حکومت چین (۲۰۱۴): محل ۳۵۲.](۸). شی روشن ساخته است که چین در جهت مارکسیست – لنینیست است، اما در مراحل اولیه سوسیالیسم است. باتوجه به این‌که فساد به مدت طولانی وجود داشته است و بطور کامل ریشه‌کن نشده است (اگر چنین چیزی ممکن باشد)، و باتوجه به رشد شمار چینی های میلیاردر(۹)، و با توجه به ضریب جینی بالا(۱۰) نظر شما درباره «سوسیالیسم با ویژگی چینی» چیست؟
جف جی. براون: «کارشناسان چینی» موفق شناخته شده تجاری پایداری وجود دارند، که تجربیات مشابهی مانند من ندارند که ۱۳ سال در اینجا زندگی کرده ام، و هنوز هم زندگی می‌کنم. آن‌ها چینی را می‌بینند که حدس می‌زنند، و یا پروژه افسانه‌آمیز عقاید غربی خودشان را بر آن می‌گذارند. این مفاهیم درمیان ستون پنجمی‌های داخلی، انواع اتاق‌های تجارت، چین‌هراسان، تبعدیان(مهاجران) متنفر از کمونیست و کسانی‌ست که در داخل سرخ‌ها را طعمه کرده اند، ترویج شده است. در طرف دیگر این طیف، حباب مربیان هم‌فکر و روشن‌فکرانی وجود دارند، که اقتباس ابزارهای سرمایه داری چین جهت ایجاد ثروت مورد نیاز مارکسیسم بسوی تکامل کمونیسم توان‌گر را رد می‌کنند.
هنگامی‌که آنها به این‌جا سفر می‌کنند، آنها در حباب‌های پنج ستاره خودشان در این‌جا حرکت می‌کنند و آن‌ها از یک‌طرف، اطلاعات و عقاید خودشان‌را از همان محیط امپریالیستی و استعماری و یا از طرف دیگر از ایده آلیست‌های کمونیسم می‌گیرند. من این‌را بدین‌جهت می دانم، که در گذشته درگروه اول بودم، تا این‌که در سال ۲۰۱۰ به چین برگشتم. بنابراین، من تأکید می‌کنم که برگشت به چین در سال ۲۰۱۰ آغاز یک سفر دگرگونی، در جرقه وجودم در این زندگی بود.
۹۹ درصد از غربی‌ها نمی‌توانند این واقعیت را قبول کنند، که امروز چین یک کشور، اقتصاد و مردم کمونیستی دارد. تا زمانی‌که من تحقیق کردم و کتاب ۴۴ روز سفر با کوله پشتی در چین:پادشاهی قرون وسطی در قرن ۲۱، با آمریکا، اروپا و سرنوشت جهان درچشم اندازش (۱۱)، و کتاب صعود چین: راه سرمایه داری، مقصد سوسیالیست را نوشتم (۱۲)، من در میان این اکثریت عظیم بودم. تجارب و دانشی که من در چین کسب کرده ام، از سال ۲۰۱۰، به من اجازه داد که من تبلیغات پاولوفی غرب درباره شر کمونیسم و سوسیالیسم را برنامه‌زدایی کنم.
چیزی‌که من یاد گرفتم این‌ست که از آغاز تمدن چین چیز زیادی تغییر نکرده است. چین مدت‌های طولانی قبل از این‌که کارل مارکس و فردریک انگلس آن‌را یک اصطلاح خانگی بسازند، کمونیست بود. با ضعف انسان از ظاهر کردن حس غرور از برتری بر دیگران (نژادپرستی)، اتخاذ ابزارهای به سبک بازار توسط بابا پکن جهت ایجاد ثروت برای شهروندانش بعنوان «تقلید سرمایه دارها» تلفیق شده است. هر رهبر از زمان مائو تسه دونگ، تا شی جین پینگ همواره در این باره روشن بوده اند. طبق نظریه مارکسیستی،
ما باید توانگرباشیم قبل از آنکه بتوانیم به کمونیسم اصیل و ثرو‌‌ت‌مند انتقال یابیم. ما جامعه سوسیالیستی را که برای آن سخت مبارزه کرده ایم رها نمی‌کنیم. بنابراین، ما جنبه های خاصی از سرمایه داری را بکار می‌گیریم که به اندازه کافی ثروت‌مند شویم، تا در نهایت، ما بتوانیم در هماهنگی کمونیستی زندگی کنیم. این تعریف سوسیالیسم با ویژگی چینی است.
چه تعداد از «کارشناسان چین» قانون اساسی چین را خوانده اند؟ آخرین نسخه اش توسط سوگلی «بازار آزاد» غرب، دنگ شیائوپینگ، در سال ۱۹۸۲ هدایت شد. این قانون اساسی مانیفیستی‌ست مخالف، اصولی، ضدسرمایه داری، ضداستعماری و ضدامپریالیستی، و پُرست از تحقیر ضمنی برای سرزمین آنگلواروپایی و هرچیزی‌که درخدمت آن‌ست.
پرچم جمهوری خلق چین پنج ستاره طلایی بر یک پس‌زمینه سرخ دارد. سرخ خالص یعنی کل کشور کمونیسم است. ستاره طلایی بزرگ بیان کننده حزب کمونیست چین است. چهار ستاره طلایی کوچک در مدار حزب کمونیست برای طبقه کارگر، طبقه کشاورز، طبقه کسب و کار کوچک و طبقه کسب و کار بزرگ‌ست. در دوره مائو، کارگران و کشاورزان بیش‌تر بر دو طبقه کارآفرین (بیزنس کوچک و بزرگ – م) برتری داشتند. پس از مائو، دنگ و تمام رهبران بعدی دو طبقه آخری را در اقتصاد چین، همراه با پشتیبانی قوی برای کارگران شهری و مردم روستایی ترویج کرده اند، که ثروت مورد نیاز جهت کمونیسم توان‌گر را ایجاد کنند. سال گذشته، چین بطور چشم‌گیری روند کسب مجوز کسب و کار را ساده کرد و میلیون‌ها مجوز صادر شد. حزب کمونیست چین روحیه کارآفرینی شهروندان خود را که برای توده ها فعالیت اقتصادی و اشتغال تولید می‌کند، دوست دارد.
بر روی زمین در این‌جا، هر سانتیمتر مربع از چین متعلق به عموم است. هیچ‌کسی نمی‌تواند صاحب معاملات ملکی و مستغلات باشد، تنها ملک شخصی دارند. هر بانک، شرکت بیمه، هواپیمایی، راه آهن، سیستم زمینی، بندرها، فرودگاه‌ها و تمام جاده ها و بزرگ‌راهایی که «مالیات» می‌گیرند، متعلق به مردمند. تمام رسانه ها، شرکت‌های تلفن، آب، گاز، برق و تسهیلات هسته ای متعلق به مردمند. بابا پکن بر بیش از ۱۰۰ بخش کلیدی از اقتصاد، ازجمله شیمیایی، حمل و نقل دریایی، محصولات کشاورزی، فلزات گران‌بها، تولیدکنندگان خودرو و کامیون، استیل، معادن، ساخت و ساز، هوا‌فضا و دستگاه‌های خودکار هواپیما حکم‌فرماست. این لیست ادامه و بازهم ادامه دارد. املاک و مستغلات و مشارکت گسترده دولت در صنایع کلیدی چیزهایی هستند که مارکسیست‌ها (آنها را) «کنترل ابزار تولید» می گویند. بله، برخی از این شرکت‌های دولتی در باز سهام قرار داده شده اند. اما نسخه اصلی آن‌را بخوانید. حداکثر سطح مالکیت سهام تنها ٪۳۰ است و از یکی کردن کنترل این سهام‌ها جلوگیری می‌شود.
در حالی‌که ده ها هزار روستا و شهرستان وجود دارند که هم‌تراز شرکت‌های دولتی اند که می‌توانند از نقطه نظر غربی «کارآمد» تر باشند، آن‌ها بستر ثبات اجتماعی و اقتصادی صدها میلیون شهروندی هستند که در خارج از مراکز عمده وابسته به پایتخت زندگی می‌کنند. بابا پکن احمق نیست. آنها با تنظیم سیستم، اصلاحات و تحکیم طبق کتاب های (قانون اساسی و اساسنامه حزب – م)) عمل می‌کنند، تا جامعه چین هم‌آهنگ بایستد و بطور کلی، برای توده ها، یا کودکان مرفه باشد.
اما شرکت‌های دولتی بزرگ سود بیشتر دریافت می‌کنند و بخوبی اداره می‌شوند. عده قلیلی از غربی‌ها می‌دانند که چین بزرگ‌ترین بانک دنیا (آی سی بی سی) و سه بانک دیگر از ده بانک رده بالا، دو تا از بزرگ‌ترین پنج کنسرن نفتی، بزرگ‌ترین کورپورات راه آهن و برخی از بزرگ‌ترین خطوط هوایی جهان، استیل، معادن، تولیدکنندگان خودرو و غیره و غیره را دارد. در سال ۲۰۱۵، ده تا از بزرگ‌ترین کسب و کار متعلق به مردم چین پس از مالیات مبلغ ۲۰۰ میلیارد دلار سود عظیم ترکیب شده داشتند. این کورپورات‌های «کمونیستی» مملو از پول نقد هستند و در سراسر جهان مشغول خریدند، از قضا شرکت‌های خصوصی غربی را به بیزنس بیزنس «سرخ» متعلق به عموم تبدیل می‌کنند. برخی از معاملات تغییر بخش می‌دهند. شرکت شیمیایی چین(کیمچاینا) در مراحل نهایی خرید دومین کنسرن کشاورزی بزرگ جهان، سینجنتا (پس از اولین و بزرگ‌ترین شرکت جهان مونسانتو) است.
کیم، همان‌گونه که بدرستی اشاره کردید، شی جین پینگ می‌خواهد مطمئن شود که بابا پکن و ۱/۴ میلیارد شهروند این کشور با روحیه و چشم انداز بسیار الهام‌بخش قانون اساسی ملی چین، هم‌چنین اساسنامه حزب کمونیست چین زندگی کنند. این، برغم اتخاذ ابزارهای سرمایه داری جهت گسترش ثروت کشورست. درست پس از چیزی که دکتر دستور داد، پس از یک نسل از وسترنیزه (غربی) کردن فرهنگی و اجتماعی، او بدترین کابوس امپریالیسم غربی ست.
تا آن‌جایی که به ادعای احمقانه آقای پتراس از «فساد عظیم و گسترده مقامات دولت – حزب» بر می‌گردد، اگر این تا آن عمقی که او اظهار می‌کند حقیقت داشت، پس چرا اقتصاد چین تقریباً ٪۷ سالیانه بین ۱۹۴۹-۷۸ و ٪۱۰ در سال، از آن‌زمان ببعد رشد کرد؟ اگر حقیقت داشت، چگونه بابا پکن یک میلیارد نفر را از فقر نجات داد، بزرگ‌ترین و سریع‌ترین رشد طبقه متوسط در سیاره را ایجاد کرد، لازم به ذکر نیست که اخیراً یک میلیاردر جدید هر هفته ایجاد می‌کند؟ اگر این‌طور بود، پس چرا بابا پکن برای ۱۵ سال گذشته هم‌چنان رشد می‌کند، در نظرسنجی‌های انجام شده توسط شرکت‌های غربی مانند گالوپ و پیو بیش از ٪۸۰ سطوح رضایت عمومی بدست می‌آورد؟ دست‌ها پائین، چین محبوب‌ترین دولت جهان در میان شهروندان جهان است.
شیپور بی امان رسانه های غربی درباره فساد «گسترده » چین یک استراتژی تبلیغاتی کلاسیک‌ست که می‌خواهد توجه را از مرداب های متعفن شخصی، فساد مالی و اخلاقی که تقریباً از هر شرکت ونهاد سیاسی واشنگتن، نیویورک، لندن، پاریس، بروکشل و، و، و تراوش می‌کند، منحرف سازد.
البته فساد در این‌جا وجود دارد، هم‌چنانکه همه جا وجود دارد و برای تمدن بی تحرک برای ۸۰۰۰ سال گذشته وجود داشته است. در چین، صدها هزار نفر از دولت و کسب و کار تنبیه می‌شوند، از جریمه گرفته، تا از دست دادن مشاغل، تا زندان با اعمال شاقه و اعدام برای تبه‌کارترین ها. شما نمی‌توانید آرزو کنید که یک کورپورات یا کلاه‌بردار سیاسی در چین باشید. بهترست که در اجتماع سرزمین آنگلواروپایی غارت و تجاوز کنید، جایی‌که در بدترین حالت، شما باید جریمه نسبتاً کمی بدهید و حتی عذرخواهی هم نکنید، در حالی‌که برای احمق ها و بازندگان از جت و یا قایق خصوصی خود دست تکان می‌دهید.
با انقلاب نئولیبرالی ریگان و تاچر در غرب، که بسرعت بر بسیاری از جهان پراکنده شد، مبارزه با فقر از مد افتاد، بجز در کشورهای کمونیستی، مانند چین، کوبا، کره شمالی و اریتره، و بعدها درگروه آلبای آمریکای لاتین (اتحاد بلیواری برای مردم آمریکای ما). هر بار که رئیس جمهور شی جین پینگ و نخست وزیر لی کیچیانگ از سفر دیپلوماتیک موفقیت آمیز خارج برمی‌گردند، هر دو همواره به تلویزیون ملی می‌روند، مناطق کمتر توسعه یافته چین را نشان می‌دهند تا مسئولیت اخلاقی سوسیالیستی را جهت توزیع مجدد ثروت مردم برای بدبخت ترین اقتصاد به یک سطح مناسب از احترام و باروی به ارمغان بیاورند. هیچ‌ رهبری دیگر از گروه کشورهای جی ۲۰ وجود ندارد که حتی درباره حذف فقر حرف بزند. و این تنها جمهوری چین نیست. بابا پکن ۴۰۰ میلیارد یوان (حدود ۶۵ میلیارد دلار) کنار گذاشته است که این اتفاق (ازبین بردن فقر در چین - م) قبل از سال ۲۰۲۰ اتفاق بیفتد.
من با شماری از مقامات دولتی چین صحبت کرده ام و اغلب اولین چیزی که آنها اعلام می‌کنند نابرابری درآمد و شاخص ضریب جینی(فقر مردم کشور) است. آن‌ها بمن می‌گویند که بنابر حافظه تاریخی، چنان‌چه ثروت یک کشور بطور منصفانه بین همه شهروندان به اشتراک گذاشته نشود، هیچ دولتی نمی‌تواند زیاد حکومت کند. وقتی که شاخص ضریب جینی چین به ۰/۴۵ در سال ۲۰۱۲ رسید (در دوره مائو ۰/۱۵ بود)، بابا پکن در حال سکته بود، اما بلافاصله با مالیات‌های تصاعدی‌تر، مزایای اجتماعی (معرفی درمان ومراقبت‌های عمومی و درآمد بازنشستگی تضمین شده) و زیرساخت مردم گرا(خانه های استراحت، مراکز اجتماعی، کلینیک‌ها، بیمارستان‌ها، مسکن مقرون بصرفه) شروع به تغییرات قابل توجهی کرد. اکنون شاخص ضریب جینی چین به حدود ۰/۴۲ کاهش یافته است و هدف این‌ست که مطمئن شوند به پائین ۰/۴۰ برود و همان‌جا بایستد. اگر اقدامات بکارگرفته به این هدف نرسد، طبقه میلیاردر قدرت‌مند چین می تواند انتظار خارج‌شدن تکه بزرگی از (پول) جیب اشان را داشته باشند. شی جین پینگ حتی شاخص ضریب جینی چین را در آدرس نطق اصلی خود برای نشست ۴-۵ سپتامبر جی ۲۰ ذکر کرد، و هشدار داد که سطح کنونی جهانی ۰/۷ و عروج آن، حاکی از نشانه ناخوشی نژاد بشری‌ست. بجز بابا پکن، هم‌چون حذف فقر، هیچ‌کدام از رهبران جی ۲۰، هرگز از خطرات شاخص ضریب جینی بالا چیزی ذکر نکرده اند.
کیم پیترسون: یک دام سرمایه داری که چین عمدتاً اجتناب ورزیده، نئولیبرالیسم است. شرکت‌های دولتی سنگ بنای اقتصاد چین باقی مانده اند («... ما باید بدون تزلزل اقتصاد عمومی را توسعه داده و تحکیم کنیم، و برای نقش مقدم مالکیت عمومی پافشاری کنیم، به اقتصاد دولتی نقش کاملی دهیم، و پیوسته نشاط، اهرم قدرت و تأثیرش را افزایش دهیم»: نگاه کنید به سخنرانی شی ۱۲۷۴). همان‌گونه که شما اشاره کردید، بانک‌های بزرگ چین عمدتاً متعلق به دولت‌اند (کتاب صعود چین، ص. ۱۹۹)؛ بنابراین، در چین هیچ کمک مالی (از طرف دولت) برای بانک‌های خصوصی و سهام داران وجود ندارد. وقتی‌که در مقایسه با سلب مالکیت‌هایی که علیه صاحبان خانه ها و کمک مالی به نهادهای خصوصی در آمریکا می بینید، این به شما چه چیزی می‌گوید؟
جف جی. براون: وقتی‌که بابا پکن درباره اصلاحات ساختاری و رشد اقتصادی از طریق سرمایه گذاری صحبت می‌کند، در این‌جا غربی‌ها چیزی را می‌شنوند که مایلند بشنوند. آن‌ها را فریب داده اند که این به معنای خصوصی سازی املاک و مستغلات و فروش همه شرکت‌های دولتی چین به گُلدمن ساکس با قیمت بسیار پائین است. تا زمانی‌که حزب کمونیست چین در قدرت است، هرگز این اتفاق نمی‌افتد. اصلاحات و سیاست در درون چارچوب کمونیستی می‌ماند. خلاص.
هر مدیرعامل شرکت، هیئت مدیره، علم و فن آوری، وزارت‌خانه و بخش مدیران در شرکت‌های دولتی چین زبان آتشین اعضای حزب کمونیست چین هستند و اگر آن‌ها مایل به حفظ شغل خود باشند، باید منصبط باشند، و به قوانین اساسی ملی و حزب (کمونیست) وفادار بمانند. اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها دهه‌ها صرف کرده اند تا از طریق رده بالا بیایند،از روستا شروع کرده اند، سپس در شهرستان، استان، منطقه و سرانجام به سطح ریاست در کسب و کار ملی رسیده اند. رئیس جمهور شی جین پینگ، نخست وزیر لی کیچیانگ و اکثریت قریب به اتفاق سیاست‌مداران سطح بالای چین به همین صورت بالا آماده اند، اما در طرف دولت، نه کسب و کار. ببخشید وال استریت، اما مدیران چین از شما بسیار برترند، بدین‌دلیل که اولین هدف آن‌ها این‌ست که به بابا پکن کمک کنند تا ثبات اجتماعی و هماهنگی مردمی را حفظ کنند. انتظار سود دارند، اما کسب سود در درجه دوم قرار دارد. کسب و کارهای غربی چنین نوع مسئولیت‌های اجتماعی و اقتصادی سنگینی ندارند. بیایید صادق باشیم: تنها هدف بیزنس‌های غربی کسب حداکثر سود است و شرایط انسانی برایشان اصلاً مهم نیست چه برسد که در درجه دوم باشد (شرایط انسانی به جهنم).
به همین دلیل‌ست که بانک‌های چین بیشتر از غرب در کمک به بدهی بد عادت کرده اند. بیرون انداختن مردم از خانه هایشان به دلیل دیرپرداخت های وام مسکن خود یک حرکت بسیار بد و فرومایه است. در چین کسب و کارهای متوسط و کوچک زحمت‌کش به دلیل شرایط سختی که دارند در حراج بانک فروخته نمی‌شوند. بانک‌های متعلق به مردم چین تا آنجایی که امکان دارند با مشتریان خود کار می‌کنند که از اختلال اجتماعی سلب وام خانه خانواده یا کسب و کار جلوگیری نمایند. همیشه این اتفاق می افتد، اما تنها به عنوان آخرین راه چاره.
کیم پیترسون: چند هفته قبل، یک دانمارکی از شمار بی‌خانمان‌هایی که در ونکوور مواجه شده بود، ابراز تعجب کرد. پاسخم این بود که سرمایه داری کانادا چین نیست که فقر زدایی (۱۳) برایش یک هدف ملی تا سال ۲۰۲۰ باشد. در (پائین) جنوب، ۴۷ میلیون آمریکایی در منجلاب زیر خط فقر فرو رفته اند (۱۴). چرا حذف فقر در آمریکا یک هدف ملی نیست یا برنامه ای ندارد؟ و چرا حذف فقر در چین با سرخط های بانرغرب تبریک گفته نمی‌شود- این سئوالی‌ست لفظی درباره آن‌چه که ما درباره رسانه کورپوراتی غرب می‌دانیم.

جف جی. براون: در چین محله های کثیف و پرجمعیت فقیر نشین وجود ندارند. یک جمعیت عظیم ۳۰۰ میلیونی شناور وجود دارد که از شهری به شهری برای مشاغل سطح پائین، مانند ساخت و ساز، رستوران و کارگران بهداشتی (سیستم تخلیه فاصل‌آب) در حرکت‌اند. آن‌ها زندگی سختی در مسیر راه خود دارند، در محله های موقت زندگی می‌کنند، کار بدنی انجام می‌دهند و در یک جا بند نمی‌شوند. من هزاران نفر از آنها را دیده ام و با چندتایی صحبت کرده ام. آنها شغل با درآمد کافی دارند، و اکنون مانند میلیون ها نفر در سرزمین آنگلواروپایی، گرسنه و دچار سوء تغذیه نیستند. تعداد انگشت شماری گدا وجود دارند، که اغلب معلولند، و با توجه به جمعیت شهرهای چین، آنها زیلیون (بی نهایت) یک درصدند. و سپس آن ۷۲ میلیون چینی هستند که اکنون شناخته شده و در فقر مفرط زندگی می‌کنند که هدف بابا پکن قرار گرفته اند تا سرنوشت فعلی آن‌ها (فقر) را تا سال ۲۰۲۰ حذف و زندگی آن‌ها را بهبود بخشند.
غربی‌ها دوست ندارند که این را بشنوند، اما اگر یک‌بار پرده را برداریم و به واقعیت عینی در خانه (غرب - آمریکا) و چین نگاه کنیم، پاسخ روشن است: چین سرطان‌های اقتصادی و اجتماعی و نابرابری وحشتناکی مانند غرب ندارد، بدین‌جهت که کمونیست است. یا، اگر برای شما خوانندگان آسان‌ترست که هضم کنید، آن‌ها آن‌را سوسیالیسم با ویژگی چینی می‌خوانند. این کشور بدین‌دلیل که کمونیست است دیوانه وار کار می‌کند تا فقر را در چهار سال آینده حذف نماید.
کیم پیترسون: ما اغلب از رسانه های دولتی – کورپورات غربی درباره انکار حق تعیین سرنوشت (۱۵) تبتی‌ها همراه با محکومیت چین برای نقض حقوق بشر می‌شنویم. در واقع، همه کشورها باید برای نقض حقوق بشر سرزنش شوند. با این‌حال، آیا کانادا، استرالیا، آئوتیاروا (نورث آیلند معروف به ماآوری – بومیان زلالند نو) و آمریکا هرگونه اصطلاح سیاسی یا اخلاقی برای احترام به استانداردهای شناخته شده جهانی عدالت یا خیر دارند، که حقوق بشر چین را محکوم می‌کنند، وقتی‌که این کشورهای غربی از طریق نسل کشی و حفظ سلب مالکیت از مردم اصلی بومی خود بوجود آمده‌اند؟
جف جی. براون: چین قرن‌های زیادی از روابط و هم‌کاری حکومتی با تبت دارد. ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲به چین آمد، که جمهوری خلق را برسمیت بشناسد. بخشی از قرارداد امضاء شده با مائو تسه دونگ آن بود که تبت و شین‌جیانگ بخش‌های جدانشدنی از جمهوری خلق هستند. این مانند اسرائیلی‌ها نیست که حضورش در فلسطین برای هزاران سال جزیی تا هیچ بود، و سپس به آن‌ها حمله شد، و از طریق نسل کشی و تروریسم، زیر نظر استعمار و هم‌کاری عمو سام و بریتانیا سرزمین‌های اعراب و مسیحیان به سرقت برده شد. چین و تبت تاریخ و اغلب ازدواج مشترک دارند، که به یک هزاره و یا بیش‌تر برمی‌گردد. تکزاس، جزیره کرس (۱۶) و نیوفاندلند (۱۷)، اسماً برای دوره کوتاهی در تاریخ مستقل بودند، اما به جای ملی (اصلی) خود برگشتند. مشابهش برای تبت، و شین‌جیانگ حقیقت دارد و برای تایوان، هنگ کنگ و ماکائو نیر همین خواهد بود.
زمینه اخلاق غربی؟ اخلاق غربی نژاپرستی، درنده خویی، تجاوز، چپاول، غارت‌گری، نسل‌کشی، جنگ و برده فروشی، تخریب محیط زیست، توسعه طلبی، استعمار، امپریالیستی و تمدنی عمیقا جنایی‌ست. اما این اخلاق غربی هم‌چنان با خوش‌حالی حداقل یک میلیارد انسان خواهر و برادر را از سال ۱۹۴۵، همه با نام خدا و سود و مال لوکس کشتار و قتل‌عام کرده است. رقم یک میلیارد انسان محافظه کارانه است. دارامبپال (۱۸)، روشن‌فکر بزرگ هند، به دقت تاریخ و ثبت آمار و سرشماری را در آن‌چه که هند مستعمره بود مطالعه کرده است. او محاسبه کرد که بریتانیا به تنهایی باعث مرگ زودرس حداقل ۱/۵ میلیارد نفر در شبه قاره هند است. این رقم باحتمال زیاد در سراسر جهان دوبرابر آن است. اما حتی یک میلیارد کشته با چندین اندازه بر همه مرگ‌های زودرس ناشی از ترکیب روسیه، چین، آمریکا، آسیا و آفریقا سایه می افکند. نمی‌توانید این حقایق را در هیچ‌یک از کتب درسی یا مراجع غربی پیدا کنید. سکوت سانسور پاتولوژیک (آسیب شناسی) همراه با اسطوره چرب و نرم ریاکارانه، کرکننده است.
درباره نویسنده:
براون علاوه بر سال‌ها زندگی در چین، در اوکلاهوما بزرگ شده و از دانشگاه ایالتی اوکلاهوما فارغ التحصیل شده است که به تجربه ارائه داده است که جنگ‌های امپریالیستی ساخت آمریکا و صعود چین ضدامپریالیست را، که اکنون در هم‌آهنگی با روسیه است مقایسه و تجزیه و تحلیل کند، و پرمحتوا، با جزئیات محاوره‌ای شرح دهد. جف جی. براون نویسنده کتاب صعود چین است و میتوان با او از طریق ایمیل، فیس بوک و تویتر تماس بگیرید:]
Jeff Brown can be reached at China Rising, jeff@brownlanglois.com, Facebook, Twitter
منابع:
(۱)-
http://chinarising.puntopress.com/
(۲)-
http://chinarising.puntopress.com/about-the-author/
(۳)-
https://ganxy.com/i/88276/jeff-j-brown/44-days-backpacking-in-china-the-middle-kingdom-in-the-21st-century-with-the-united-states-europe-and-the-fate-of-the-world-in-its-looking-glass
(۴)-
https://en.wikipedia.org/wiki/Purchasing_power_parity
(۵)-
http://petras.lahaine.org/?p=2019
(۶)-
http://articles.latimes.com/2004/sep/09/business/fi-deng9
(۷)-
http://petras.lahaine.org/?p=2052
(۸)-
https://www.amazon.com/Xi-Jinping-Governance-English-Language/dp/160220408X
(۹)-
https://www.forbes.com/china-billionaires/list/#tab:overall
(۱۰)- ضریب اندازه گیری نابرابری مردم یک کشور. برای اطلاعات بیشتر به ویکی پیدیا مراجعه کنید:
is a measure of statistical dispersion intended to represent the income or wealth distribution of a nation's residents, and is the most commonly used measure of inequality. It was developed by the Italian statistician and sociologist Corrado Gini
(۱۱)- منبع ۳.
https://ganxy.com/i/88276/jeff-j-brown/44-days-backpacking-in-china-the-middle-kingdom-in-the-21st-century-with-the-united-states-europe-and-the-fate-of-the-world-in-its-looking-glass
(۱۲)-
https://ganxy.com/i/113798/jeff-j-brown/china-rising-capitalist-roads-socialist-destinations
(۱۳)-
http://english.gov.cn/news/top_news/2015/12/25/content_281475260355060.htm
(۱۴)-
http://www.povertyusa.org/the-state-of-poverty/poverty-facts/
(۱۵)-
http://dissidentvoice.org/2008/04/the-tibet-question-is-self-determination-as-a-principle-absolute/
(۱۶)-
https://en.wikipedia.org/wiki/Corsica
(۱۷)-
https://en.wikipedia.org/wiki/Newfoundland_and_Labrador
(۱۸)-
https://en.wikipedia.org/wiki/Dharampal
برگردانده شده از:
What Does the Rise of China Mean for the Rest of the World?

Interview with China Rising author Jeff Brown

By Kim Petersen
http://www.informationclearinghouse.info/article45467.htm

گاهنامۀ هنر و مبارزه
4 اکتبر 2016

فرانسه، پشتیبانی از تروریستها؟
زمین بارور


بخش 10

مائل آلبرکا
Maël Alberca
9 سپتامبر 2016


استعفای قدرت و نهادهای دولتی، نابرابری، بی عدالتی، شهرک سازی، شکاف و جراحت اجتماعی و ترس بیمارناک از اسلام : زمین بارور برای رشد تروریسم در فرانسه.
________________________________________
« در جامعه ای که رقابت بین افراد به مثابه ارزش برتر تشویق می شود، جائی که رقابت به هدف اصلی زندگی اجتماعی تبدیل شده و شعار لوئی فیلیپ (سیاست بورژوائی و خورده بورژوائی) « ثروتمند شوید » یگانه چشم انداز بنظر می رسد، با گسترش ارزش های همبستگی، برابری و عدالت اجتماعی، اموزش روزمرۀ برابری بین زنان و مردان است که زمین بارور اصول گرائی و طرفدارانش به حاشیه رانده خواهند شد.» (1) پی یر خلفPierre Khalfa
از دیدگاه دکتر باکاری سامب Bakary Samb استاد و پژوهشگر مرکز تحقیقات دربارۀ افراط گرائی و منازعات در آفریقا در دانشگاه گستون برژر در سن لوئی در سنگال، « تروریسم و افراط گرائی فرزندان طبیعی پیوندهای خطرناک بین تکبر بی عدالتی و ناآگاهی آنانی ست که خود را قربانی آن می دانند (2) »، « مبارزه علیه تروریسم در رابطه با سیاست پیشگیری کننده از راه آموزش و امور تربیتی، تقویت امکانات، انحلال نابرابری و گسترش فضای اجتماعی آلترناتیو بجای مذاهب و روندهای قومی و فرقه ای از جنگ چریکی خیلی مؤثرتر است.(link politics/euamafau/frankreichundte.html بیشتر بخوانید) تا وقتی که مداخلۀ نظامی را به امور تربیتی و آموزشی، عدالت اجتماعی در مناطقی که خرید یک تانک کهنه گرانتر از ساخت یک مدرسه هزینه برمی دارد ترجیح دهیم، از بن بست مشکلات خارج نخواهیم شد» (3).
دیپلمات قدیمی اتیوپی محمد حسن از این نیز فراتر می رود، از دیدگاه او «رهبران اروپائی از این که می بینند این جوانها برای جهاد مسلحانه به سوریه می روند مشکلی احساس نمی کنند، یعنی همان شهروندان جوانی که برای آنان راه حلی نداشتند، و حتا بجای اینکه دربارۀ دلایل افراط گرائی و ریشه یابی آن بیاندیشند، خوشحال بودند که این «دیوانه های الله» به منطقۀ جنگی رفته و در معرض بمباران قرار گرفته اند. بخش بزرگی از این جهاد طلبان اروپائی از حاشیه نشینهای شهرکهای حومۀ شهرهای بزرگ اروپا بودند. هیچ چشم اندازی برای آیندۀ آنان باقی نگذاشته بودند. سرانجام، آنان را به حال خود واگذاشتند تا در مواد مخدر غرق شوند و یا خیلی دور از خانه و کاشانۀ خودشان به نام خدا و در کشوری که هدف گرفته بودند و قصد تخریب آن را داشتند کشته شوند. (link politics/euamafau/frankreichundte.html بیشتر بخوانید)این قشر از جوانان شانس زیادی برای تحصیل، پیدا کردن کار، تشکیل خانواده و شکوفائی شخصیتی نداشتند، یعنی چنین شانسی را در دسترس آنان نگذاشته بودند. و حتا از بین همین جوانان، آنانی که با وجود همۀ مشکلات دورۀ تحصیلی خوبی را پشت سر می گذارند، در مرحلۀ بعدی، یعنی برای پیدا کردن کار به دلیل نام فامیلی شان به مشکل برخورد می کنند. در این صورت برای برادر کوچکترشان معرف چه الگوئی می توانند باشند؟ (link politics/euamafau/frankreichundte.html بیشتر بخوانید) اکنون، دولتهای اروپائی در بازگشت این جوانان از جبهۀ جنگ سوریه به کشور خودشان بیم دارند. در نتیجه خطر تروریسم افزایش خواهد یافت، اقدامات امنیتی تقویت خواهد شد، افزایش نگرانی از بابت مسلمان زمین مساعدی برای رشد افراط گرائی فراهم خواهد کرد. (link politics/euamafau/frankreichundte.html بیشتر بخوانید). دولتهای اروپائی باید به جوانهائی که به نسل مهاجران تعلق دارند چشم انداز واقعی عرضه و در عین حال سیاست خارجی خودشان را نیز بازبینی کنند. زیرا سیاست خارجی کشورهای غربی همواره در گسترش اسلامگرائی افراطی در خاورمیانه کوشیده است. در حالی که باید برای امر توسعه به کشورهای عربی شانس واقعی بدهند، یعنی روندی که اگر به وقوع بپیوندد با منافع شرکتهای چند ملیتی غربی در تضاد قرار می گیرد.» (4)
اولیویه روی Olivier Roy نیز بر همین باور است و می گوید : « داعش برای منصرف کردن دولت فرانسه از بمباران مواضعش سوری ها را برای ارتکاب به اعمال تروریستی به فرانسه نمی فرستد. داعش از ذخیرۀ جوانان افراطی شدۀ خود فرانسه استفاده می کند که از هم اکنون بنای مخالفت را گذاشته اند و در پی آرمانی می گردند که به نام آن امضای خونبار قیام شخصی خودشان را به ثبت رسانند» (5). این موضوعی است که در پایان سال 2015، حضور بیش از 600 جوان فرانسوی ( 380 مرد و 220 زن) در صفوف داعش در عراق و سوریه را توضیح می دهد (6). یک سوم زنان و یک ششم مردان جهاد طلب فرانسوی به سالام گرویده اند (7). اولیویه روی هشدار می دهد که : « سرکوب داعش چیزی را در این قیام تغییر نمی دهد. گرویدن این جوانان به داعش حرکتی فرصت طلبانه است : دیروز آنان با القاعده بودند، پریروز (1995) با گروه اسلامی مسلح الجزایری ، از بوسنی تا افغانستان و سپس چچنی، کولی مسلکی جهاد فردی رواج داشت. و فردا، زیر پرچم دیگری خواهند جنگید، مگر اینکه مرگ نابهنگام، سال خوردگی یا توهم زدائی صفوفشان را خالی کند، به همان شکلی که چپ افراطی در سالهای 1970 ازهم فروپاشید. (link politics/euamafau/frankreichundte.html بیشتر بخوانید)
در نتیجه، مسئلۀ اساسی برای فرانسه خلیفه در بیابانهای سوریه نیست که مطمئناً دیر یا زود مثل سرابی که به کابوس تبدیل شده از بین خواهد رفت، مسئله عصیان این جوانان است. و مسئلۀ واقعی این است که این جوانان به چه سرنوشتی دچار خواهند شد، آیا پیشگام جنکهای آینده خواهند بود و یا بر عکس پس افتاده های رویدادهای تاریخی (8). از دیدگاه اولیویه روی ما شاهد افراطی گری اسلامی نیستیم، بلکه شاهد اسلامی کردن افراطی گری هستیم.
سعید بواماما Saïd Bouamama جامعه شناس نیز تحلیل اولیویه روی را در رابطه با دلایل اجتماعی اقتصادی « افراطگرائی» تأیید می کند، به سخن دیگر روی محور تمایلات نیهیلیستی بخشی از جوانان اروپائی. اسلامی سازی افراط گرائی به این علت است که امروز پر رونق ترین بازاری ست که سعید بواماما « عرضۀ نیهیلیسم» می نامد(9). سعید بو اماما یادآور می شود که هر بازاری روی عرضه و تقاضا می چرخد و بازار افراط گرائی از این قاعده جدا نیست. البته عرضۀ نیهیلیسم تازگی ندارد، حتا اگر از 15 سال پیش در فرانسه بیش از همه قابل رؤیت باشد. وجه مشخصۀ این عرضۀ نیهیلیستی در گسترش مبلغان کلاهبردار آشکار می شود که دائماً در پی داوطلبان ناامیدی هستند که آماده اند تا خود را برای آرمانی که به آنان به مثابه هدفی والا یا انقلابی تزریق کرده اند فدا کنند. « مشتریان نیهیلیسم مسلمان » (سلفی مسلکان جهاد طلب)، خود بخود به سوی عرضۀ افراطگری اصولگرای اسلامی متمایل می شوند، «مشتریان نیهیلیسم مسیحی» به سوی عرضۀ افراط گرائی اصولگرائی مسیحی متمایل می شوند (از نوع آندر برینگ بریویک Anders Behring Breivik). « مشتریان نیهیلیسم لائیک یا خداناباور » به سوی عرضۀ افراطی اصولگرای نو پاگانیستی تمایل نشان می دهند (مانند فرقۀ معبد خورشید که خودکشی جمعی را به اجرا می گذارد).
ولی باید یادآور شویم که بین افراد نیهیلیست فقط شکننده ترینهایشان هستند که دست به عمل می زنند و تعداد آنان نیز بسیار اندک است. دیگران در جامعۀ خیلی مصرفی در جستجوی خوشبختی موهومی و در وادی اسطورۀ سرمایه داری موضعگیری می کنند. و یا در افسردگی، تسلیم تحقیر و انجماد و بی اعتنائی اجتماعی می شوند.
امروز رفتار نیهیلیست نزد جوانها (15 تا 30 سال) در نبود چشم انداز حرفه ای، بازار کار اشباع شده، آسانسور اجتماعی که در طبقۀ هم کف متوقف شده، خشونت اجتماعی همه گیر، تبعیض فزاینده، وضعیت زیست محیطی اسفناک، نظامی گری بسیار شدید و ملال آور، حراست سرکوبگر، فردگرائی لیبرال اقتدارگرا، اختناق پلیسی تمامیت خواه... تغذیه می شود و همۀ اینها با تزئین طبقۀ سیاستمدارانی که فقط می توانند موجب نا امیدی شوند و زیر سلطۀ خواستهای لابی ها و الیگارشی صنعتی قدر قدرت که به همانگونه که از اسنانها بهره کشی می کند، منابع طبیعی سراسر جهان را به خود اختصاص داده است. و می توانیم این فهرست را تا جائی که بخواهیم گسترش دهیم، زیرا دلایل برانگیختگی، خشم و عصیان بسیار است. این ناامیدی، افسردگی جمعی، « جهان ناامید کنندۀ » پسا سالهای 30 افتخار آمیز، این خشم دراز مدتی که غالباٌ درون سازی شده، به شکل اجتناب ناپذیری به « تقاضای نیهیلیستی» می انجامد. در نتیجه وقتی تقاضای نیهیلیسم با عرضۀ نیهیلیسم تلاقی می یابد، داد و ستد ممکن می شود، یعنی به مثابه حاصل منطقی دو تنش معاصر.
ولی پس چرا عرضۀ نیهیلیستی از نوع اسلامی به میدان آمده است؟ از دیدگاه سعید بو اماما، شکنندگی و فقری که در سالهای اخیر در شرف تکوین است شامل حال همۀ گروه های جوان اروپائی می شود. ولی سه عامل دیگر تقاضای نیهیلیستی از نوع اسلامی را باید در اقشار مردمی متعلق به مهاجران و به ویژه مسلمانان جستجو کنیم که عبارتند از :
1) تبعیض از نوع «نژادی» (نژاد پرستی بیولوژیک، در خدمت بردگی و سلسله مراتب اجتماعی)
2) قومی سازی رفتارها (نژاد پرستی فرهنگی، توجیه نو استعماری و نابرابری اجتماعی)
3) ترس بیمارناک از اسلام (تبعیض دینی). تبعیض ماهرانه و آگاهانه با راه اندازی بحث و جدل دائمی در رسانه ها به تشویق محافل سیاسی : روی موضوع رو سری در مدرسه یا در فضاهای عمومی، ساخت مناره، گوشت حلال در مدارس، و امثال اینها.
این سه عامل آخری حاصل همان ایدئولوژی بوده که شکاف اجتماعی را واپس زده و حاصل تزریق هومئوپاتیک ولی دائمی در گفتارهای سیاسی و رسانه ای سالهای اخیر بوده است. و اگر تزریق همئوپاتیک در طول زمان تأثیر خود را نشان می دهد، آثار مخرب سم همئوپاتیک نیز در طول زمان آشکار می شود.
این سه عامل در فرآیند نفی فرهنگی شرکت دارد و جوانان متعلق به اقشار مهاجر مسلمان به مثابه نفی هویت عمیق خود درون سازی کرده اند، که به اختلال هویتی می انجامد. کوتاه سخن، ریشه کن شدگی و بی ثباتی ستونهائی که ساخت و ساز باطنی و رواشناختی فرد را ممکن می سازد او را به رفتارهای خشونت آمیز ابتدا علیه خودش و سپس نزدیکان و دیگران وامی دارد.
درک دلایل بیماری از دیدگاه ساختاری نخستین گام به سوی درمان است. در نتیجه، درک مکانیسم تبعیض اجتماعی بخودی خود جزئی از فرآیند درمان و نخستین گام به سوی رهائی از استراتژی تسلط است. مدرسۀ جامعه شناسی درد و رنج (10) تأثیرات مثبت این روان درمانی جمعی را به ما می آموزد که در عین حال راهی برای رهائی سیاسی نیز هست :
1. درک دلایل درد از تأثیرات آن می کاهد. تأثیرات فوری.
2. تحلیل جمعی درد و رنج را به شکل محلول درآورده و ما به سرنوشت مشترک خودمان آگاه می شویم.
3. تأملات جمعی ما را به حرکات جمعی هدایت می کند و سپس با آگاهی به ضرورت از بین بردن ریشۀ درد و رنج برای بسیج جمعی و سازماندهی خودمان اقدام خواهیم کرد.
در اینجا دلایل و علائم بیماری تشخیص داده شده، آنچه بر جامانده کار بست روش درمانی ست.

Source: Investig’Action


لینک متن اصلی :

http://www.investigaction.net/la-france-sponsor-des-terroristes-linepuisable-terreau-1010/

ترجمۀ حمید محوی

رفتار وحشیانه دولت استرالیا با پناهندگان, درپس نقاب انساندوستی


بهروز سورن


این مصاحبه ها هم اکنون دولت استرالیا را در برابر تنگناهای سیاسی و حقوق بشری جدیدی قرار داده و چهره پلید این دولت و مسئولان پناهندگی اش را در مقابل افکار عمومی جهانیان افشا کرده است .ممنوعیت مصاحبه با پناهندگان حتی برای تقاضاهایی که از سوی سازمان ملل صورت گرفته است و مالیات پولی سنگین برای آنها, ایجاد دشواری های متعدد برای حضور روزنامه نگاران در این جزایر نشان میدهد که این رفتارها عامدا همراه با استتار خبری اوضاع این کمپ ها و با پشتوانه قانونی این دولت همراه بوده است و تلاش شده است تا با ایجاد محدودیت های متنوع و شرایط سخت زندگی برای آنان از میزان متقاضیان پناهندگی در این کشور بکاهند حال آنکه استرالیا به تعهدات بین المللی و مصوبات پناهندگی خود را متعهد دانسته است.
*****
باز هم و اینبار از سوی نهادهای بین المللی زوایای دیگری از خصومت دولت استرالیا با پناهندگان افشا شد. گفتگوهای پنهانی با برخی از پناهجویان که از سوی نهادهای حقوق بشری و حساس به وضعیت متقاضیان پناهندگی به این کشور صورت گرفته است نشاندهنده عمق جنایات این دولت علیه آنان است.
اعتراض های متوالی, خودکشی, دوختن لب ها, خود زنی و افشاگری های تاکنونی نه تنها تاثیری بر این رفتارهای خشونت آمیز دولت استرالیا نگذاشته است بلکه همچنان با عوام فریبی و لاپوشانی این موضوع اعلام می کنند که اقدامات تا کنونی آنان از سر انسان دوستی است و نمی خواهند بر تعداد غرق شدگان در ابها افزوده شود؟
پناهجویان به استرالیا و حتی آنان که پناهندگی شان مقبول افتاده است, مدتهای مدید است که در جزایر دورافتاده در اقیانوس آرام به نام نائورو و پاپوئا گینه نو تحت شرایط اسفباری اسکان داده شده اند. پناهندگان در این مکان ها بی امید به آینده, ترس و وحشت و عدم امنیت جانی و حتی از بازگشت نیز درمانده اند.
ازار و اذیت کودکان امری روزانه محسوب می شود. تنها در یکی از این کمپ ها بیش از چهارصد کودک در شرایط ناهنجار کمپ در شرایطی ناامن با محدودیت های بسیار برای رشد , آموزش و بهداشت و تفریح قرار دارند.
بازدید های سرزده و گفتگوها با پناهجویان بعنوان ناشناس از اقداماتی است که سازمان عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشرمبتکرانه بانجام رسانده اند و ماحصل آن و بتازگی در دسترس عموم قرار داده شده است و زوایای تازه ای را از وضعیت پناهجویان در جزیره نائورو که بالغ بر هزار و ودویست نفر هستند افشا کرده اند.
این مصاحبه ها هم اکنون دولت استرالیا را در برابر تنگناهای سیاسی و حقوق بشری جدیدی قرار داده و چهره پلید این دولت و مسئولان پناهندگی اش را در مقابل افکار عمومی جهانیان افشا کرده است .ممنوعیت مصاحبه با پناهندگان حتی برای تقاضاهایی که از سوی سازمان ملل صورت گرفته است و مالیات پولی سنگین برای آنها, ایجاد دشواری های متعدد برای حضور روزنامه نگاران در این جزایر نشان میدهد که این رفتارها عامدا همراه با استتار خبری اوضاع این کمپ ها و با پشتوانه قانونی این دولت همراه بوده است و تلاش شده است تا با ایجاد محدودیت های متنوع و شرایط سخت زندگی برای آنان از میزان متقاضیان پناهندگی در این کشور بکاهند حال آنکه استرالیا به تعهدات بین المللی و مصوبات پناهندگی خود را متعهد دانسته است.
این سیاست کار را به جائی کشانده است که پزشکان, پرستاران و مددکارهای اجتماعی نیز اجازه نقل اخبار و افشاگری در این موارد و از این کمپ ها را ندارند و در صورت اقدام به این عمل جریمه زندان در انتظار آنها خواهد بود. مضاف برآن هزینه صدور ویزا برای رسانه ها و حضورشان در این مکان ها نزدیک بر شش هزار دلارئ خبرنگاران نیز نیازمند تعهد سپاری برای عدم تصویربرداری و تهیه فیلم بوده اند.
به نقل از خبرگزاری ها «مایکل باچینک» مشاور ارشد بخش حقوق کودکان در سازمان دیده بان حقوق بشر یکی از دو پژوهشگری بود که با ویزای قانونی اما بدون اطلاع دادن به مقامات این بازداشتگاه در خصوص قصد و نیت و یا سازمان متبوع خود از آن دیدن کرد. دهها مصاحبه نیز حاصل تلاش آنها برای افشای چهره به اصطلاح انساندوستانه دولت استرالیاست.
تداوم درازمدت شرایط سخت پناهندگان در این دو کمپ همچنین منجر به بالا بودن تشنج, خشونت و ناامیدی بی حد و مرز در میان پناهندگان شده است. مشکلات روحی, افسردگی, گرایش به خودزنی و خودکشی از عواقب چنین وضعیتی است که حمایت گسترده و جهانی از آنان میتواند در عقب نشینی دولت استرالیا در این زمینه موثر افتد. دخالت در روابط تولیدی و دستیابی به آزادی و امنیت ازجمله مهم ترین درخواست ها و آرزوهایی بوده است که این پناهندگان را با ریسک و خطر از کف دادن جان مواجه کرده وبه این سوی اقیانوس آرام کشیده است. ضمن محکوم کردن این رفتار غیر انسانی و وحشیانه دولت استرالیا از پناهندگان این دو کمپ دفاع کنیم.



بهروز سورن
05.08.2016
Sooren001@yahoo.de


هر چه از شرارت ها، دسیسه ها و جنایات بی شمار اسرائیل، صهیونیست ها، امپریالیست های انگلو صهیونیست، غربی و غیرغربی، و لابی های رنگارنگ حامی اسرائیل، از جمله نوع ایوزیسیون ایرانی دست ساز اسرائیلی آن بگوئیم - کم گفته ایم.



امید که ترجمه فوق مورد قبول قرار گیرد، اگر چه قطره ای باشد در اقیانوس روشنگری برای نسل جوان ایران و فارسی زبان در کل. شاید هم کورسویی باشد در تونل سیاه و تیره جهل!

مقاله ترجمه شده از یک مقام عالی رتبه آمریکایی است که دل خوشی از صهیونیست ها و لابی های مقیم آمریکا ندارد و به افشای آنان پرداخته است.

با احترام

آمادور نویدی
توطئه بین المللی اسرائیل – اسرائیل تقریباً در هر کشور غربی یک لابی دارد: فیلیپ جیرالدی / آمادور نویدی
درواقع، این یک پدیده جهانی است. اگر فردی به هر جایی – در اروپای غربی، کانادا، استرالیا، زلاند نو و آمریکا برود – یک لابی اسرائیلی وجود دارد که به خوبی سازمان یافته و تأمین مالی شده است، تمایل دارد و قدرتمند ست به صورتی که حاضرست برای حمایت از اسرائیل به جنگ برود. اغلب سازمان های درگیر در حمایت از اسرائیل، حداقل مقداری دستور از مقامات تل آویو می گیرند. بسیاری از آن ها حتی به طور کامل با دولت اسرائیل هم کاری می کنند، و سازمان های نیمه دولتی و غیردولتی (ان جی او های) ساختگی، مانند مرکز لوفیر شورات هادین دارند. هدف آن ها پخش تبلیغات و نفوذ در مردم کشورهای محل اقامت است که یا به مسیر تل آویو بپیوندند و یا مردم را با روایات ضد و نقیض به اشتباه وادارند و بحث ها را در زمان جنایات بالقوه اسرائیل خفه کنند و به بن بست بکشانند. متحدان پراکنده یهودی در سراسر جهان توسط یک ماشین سازماندهی شده دولتی توانمند حمایت می شوند که اطلاعات غلط و دروغ را پخش می کند تا هر زمانی که از اسرائیل انتقاد شود، آب را گل آلود سازند… حقیقت این است که در شرایط نقض سیستماتیک حقوق بشر، اسرائیل چیزی فراتر از یک دولت آپارتایدی است، و به عقیده بسیاری از ناظران، اغلب درگیر نژادپرستی عریان، و جنایت علیه بشریت است. علاوه بر این، اسرائیل منشاء پایدار بی ثباتی در خاورمیانه وحتی فراتر از آن است. برای آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا، اسرائیل یک دارایی است که به رفتار بدش با موفقیت به شستشوی مغزی مردم جهان رضایت داده اند. زمانی که آیپاک وسازمان های مشابه خارج کشور هوادار اسرائیل کار می کنند، کشورهای میزبانی که این سازمان ها در آن جا وجود دارند باید تشخیص بدهند که واقعاً چه خبر است. اگر واقعاً و در درجه اول اسرائیل در قلب ها و اذهان آنهاست که کاملاً قابل قبول است، اما حامیانش شاید بهترست درنظر بگیرند که به آنجا مهاجرت کنند و بگذارند بقیه ما زندگی کنیم و خودمان باشیم. آیا این زیاده خواهی است؟

توطئه بین المللی اسرائیل
اسرائیل تقریباً در هر کشور غربی یک لابی دارد
نوشته: فیلیپ جیرالدی
برگردان: آمادور نویدی
اخیراً پس از آن که بنامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، تظاهر کنندگان فلسطینی مخالف ادامه اشغال کرانه باختری را «تروریست» خواند و دستور واکنش شدیدی (۱) به پلیس و سربازان خود صادر کرد، وزیر امور خارجه سوئد، مارگوت والستروم پیشنهاد تحقیقی در باره افزایش گزارش فراقضایی اسرائیل در کشتن تظاهرکنندگان فلسطینی داد. تقریباً بلافاصله، دولت اسرائیل والستروم را متهم به مداخله در «حماقت سیاسی» کرد، و او را از سفر به اسرائیل منع کرد. در همین حال، یک روزنامه نزدیک به دولت پیشنهاد کرد (۲) که ممکنست او ترور شود برسد، همان گونه که هموطن مرد سوئدی او، کانت فولک برنادوت توسط ستیزه جویان یهودی در سال ۱۹۴۸ بقتل رسید، به این دلیل که به نظر می رسد در دی ان ای سوئدی ها، آنتی سمیتیزیم/ یهودی ستیزی وجود دارد. (آنتی سمیتیزم یعنی ضد نژاد سامی و با آنتی جودیسم و یا یهودی ستیزی متفاوت است، ولی صهیونیست ها از این واژه به غلط و از روی عمد، برای تشویش اذهان عمومی به یهودی ستیزی دامن میزنند تا یهودیان به اسرائیل مهاجرت کنند و یا در کشورهای غربی قوانینی تصویب کنند که از انتقاد به اسرائیل و جنایاتش دست بردارند. – برگرداننده)
تمام آن خشم و ریشخند شخصی پیامی برای دولت اسرائیل است که هر منتقدی و تمام منتقدان را لکه دار و بدنام کند، اما بخش پایانی مهم تر ماجرا، کشف پیش بینی نشده (۳) رسانه های سوئدی و بین المللی بود که والستروم، اجاره کامل آپارتمانی را که با یارانه دولتی در آن زندگی می کند، پرداخت نکرده است. افشاگری الگویی آشناست، که منتقدان اسرائیل به طور ناگهانی خودشان را برای چیزی کاملاً بی ربط به خاورمیانه بی اعتبار و خوار می بینند. رئیس جمهور اچ دبیلیو بوش (بوش پدر)، در سال ۱۹۹۱، زمانی که به دورانی شبیه عیسی مسیح رسید، و در تلویزیون سراسری تاکتیک فشار لابی اسرائیل را محکوم کرد، دچار شرایط مشابهی شد. دولت اسرائیل برای ساخت شهرک های غیرقانونی، به وام های مورد حمایت وزارت خزانه داری آمریکا نیاز داشت. رئیس جمهور بوش پدر، که برای انتخاب مجدد کاندید بود و طبق نظرسنجی فهرست نامزدهای انتخاباتی به مراتب جلوتر از بقیه کاندیدها بود، به طور ناگهانی با یک اپوزیسیون به خوبی تأمین مالی و سازماندهی شده مواجه شد (۴) و این شک و تردید را درباره او و رکوردش افزایش داد. رئیس جمهور بوش مجددا انتخاب نشد، و احتمالاً در مسیر راه یاد گرفت که کسی که به لابی اسرائیل کم بها بدهد، با بیل کلینتون علاقمند به صهیونیست جایگزین می گردد.
بانکی مون دبیرکل سازمان ملل نیز درباره باصطلاح تعهد اسرائیل نسبت به صلح نگران است (۵). او روز سه شنبه گفت:«این در خوی انسانیست که به اشغال واکنش نشان دهد»، که با یک کامنت در ارتباط با «تنگ کردن» حلقه اشغال فلسطین در روز چهارشنبه ادامه یافت. نتانیاهو با داد و بیدادهای مغرورانه معمولی خود، اظهار داشت که بانکی مون« مشوق ترور است». بانکی مون همانند مورد والستروم، باید منتظر حمله رعدآسای رسانه ای (۶) هماهنگ شده ای باشد که انگیزه او را زیر سئوال ببرد و یا چه گونگی یهودی ستیزی همیشگی پنهانی او را شرح دهد. اگر کسی از اسرائیل انتقاد کند، کاملاً انتظار می رود که مورد حمله رسانه ای هماهنگ شده قرار گیرد.
درواقع، این یک پدیده جهانی است. اگر فردی به هر جایی – در اروپای غربی، کانادا، استرالیا، زلاند نو و آمریکا برود – یک لابی اسرائیلی وجود دارد که به خوبی سازمان یافته و تأمین مالی شده است، تمایل دارد و قدرتمند ست به صورتی که حاضرست برای حمایت از اسرائیل به جنگ برود. اغلب سازمان های درگیر در حمایت از اسرائیل، حداقل مقداری دستور از مقامات تل آویو می گیرند. بسیاری از آن ها حتی به طور کامل با دولت اسرائیل هم کاری می کنند، و سازمان های نیمه دولتی و غیردولتی (ان جی او های) ساختگی، مانند مرکز لوفیر شورات هادین (۷) دارند.هدف آن ها پخش تبلیغات و نفوذ در مردم کشورهای محل اقامت است که یا به مسیر تل آویو بپیوندند و یا مردم را با روایات ضد و نقیض به اشتباه وادارند و بحث ها را در زمان جنایات بالقوه اسرائیل خفه کنند و به بن بست بکشانند.
متحدان پراکنده یهودی در سراسر جهان توسط یک ماشین سازماندهی شده دولتی توانمند حمایت می شوند که اطلاعات غلط و دروغ را پخش می کند تا هر زمانی که از اسرائیل انتقاد شود، آب را گل آلود سازند. وزارت امور خارجه اسرائیل یک گروه از«داوطلبان» (۸) حقوق بگیر دارد که بر وب سایت های سراسر جهان نظارت دارند تا اقدامات لازم را به عمل می آورند، و یک گروه مشابه وجود دارد که در خارج از دفتر نخست وزیر کار می کند. به همین دلیل هر داستان منفی که درباره اسرائیل در آمریکا ظاهر می گردد، سریعاً سیل کامنت های حامیان اسرائیل سرازیر می شود، که بسیاری از آنها دقیقاً همان نقاط هماهنگ شده را می گویند که تا حدودی کمتر از انگلیسی بی عیب و تمام عیار است. در سایت هایی مانند یاهو، آن ها در واقع قادرند که سیل وار کامنت های ناخوشایند سایت را با «دوست نداشتن» سرکوب کنند. اگر کامنتی تعداد زیادی دوست نداشتن دریافت کند، به طور خودکار حذف و یا مسدود می گردد.
سایانیم (۹)، یهودیان داخلی در کشورهای محل اقامت خود، با توجه به هشدار ایمیل های دریافتی از وزارت امور خارجه اسرائیل درباره این که چه باید بکنند و چه باید بگویند، برای این روند ضروری هستند. واقعیت این است که اسرائیل جنگ افکار عمومی را باخته است، بدین دلیل که بر مبنای اعمال خود، بیشتر و بیشتر سرکوب می کند و حتی غیرانسانی تر شده است و بنابراین مشکل دارد که اعمال شنیع خود را توضیح دهد. این بدانی معنی است که روایت باید توسط دوستان اسرائیل از طریق پنهان کاری و فساد روند اطلاعات در هر کشوری تغئیر یابد. در برخی از مکان ها رسانه های کلیدی و بازیگران سیاسی درگیر در این پروسه را می توان به آسانی خرید. در جاهای دیگر، کسانی را که نه می شود خرید و نه از نظر اخلاقی جنایات اسرائیل برای آن ها قابل قبول نیست، مرعوب می کنند و یا تحت فشار قرار می دهند. در کشورهای بزرگ مانند آمریکا، بریتانیا و فرانسه، اغلب ترکیبی دوستانه از عناصر ترغیب و اجبار با یکدیگر می آید.
در تمام موارد، هدف مشابه است: سرکوب یا بد جلوه دادن هر انتقادی از اسرائیل و جلوگیری از هر ابتکاری که ممکن است یا به اقتصاد و یا در جایگاه اسرائیل در جهان آسیب برساند. در برخی کشورها طرفداران اسرائیل درست در روز روشن کار می کنند و در اجرای سیاست هایی که تا اندازه زیادی پنهانی است بسیار موفق هستند، و این قابل درک است اما تا زمانی که فرد طرفدار اسرائیل بداند که به دنبال چیست.
فعالیت لابی اخیر اسرائیل در آمریکا شامل تدوین و تصویب قانون در سطوح ایالتی شده است تا قانونگذاران را باید و شاید به عنوان بخشی از اسرائیل توانمند سازد، و تبلیغ علیه سرمایه گذاری در اسرائیل و یا ترویج تحریم محصولات اسرائیلی را غیرقانونی اعلام کنند. بنابه گزارش، معاهده تجاری با اروپا باید با اقدام تلافی جویانه آمریکا علیه هر کشور اروپایی باشد که سعی کند اسرائیل را تحریم کند، و این نیز شامل شهرک های کرانه غربی است.
اسرائیل برای ایجاد مکانیسم سانسور جهانی (۱۰) اینترنت جهت ممنوعیت «تحریک» نیز در تلاش است، که به روشنی تعبیری بر اصولی است که منتقد سیاست های اسرائیل باشد. اخیراً فیس بوک شروع به حذف (۱۱) هر «بیان نفرت» و «تروریسم» و نوشته های مرتبط در سایت خود کرده است، ولی آن چیزی که به طور گسترده ای مشاهده نشده است آن است که محدودیت های ظاهری نیز شامل سایت های منتقد اسرائیل (۱۲) از جمله مسیحیان متحد برای صلح (۱۳) است.
بسیاری از منتقدان مشهور کمیته اقدام سیاسی آمریکا و اسرائیل (آیپاک) بی اطلاع هستند که آیپاک در اشکال مختلف در شماری از کشورهای دیگر وجود دارد. مرکز تحقیقات و ارتباطات اسرائیل در بریتانیا – بیکوم (۱۴)- در لندن واقع شده است. معادل فرانسوی آن، شورای نمایندگان نهادهای یهودی در فرانسه (۱۵)، در کانادا مرکزی برای امور یهودی و اسرائیل (۱۶)، در استرالیا، فدراسیون صهیونیستی استرالیا (۱۷)، و در زلاند نو فدراسیون صهیونیستی زلاند نو (۱۸) است.
در حالی که آیپاک به طور خاص بر روابط بین آمریکا و اسرائیل متمرکز شده است، همتایان او در اروپا اغلب با طیف وسیعی از مشکلاتی سرو کار دارند که از آنها به عنوان مشکلات یهودی تعریف می شوند، اما حمایت و حفاظت از اسرائیل همواره بخشی از دستور کار آنهاست. به ویژه برای آن گروه هایی که به خودشان برچسب صهیونیست می زنند. قدرت سیاسی و توان مالی این گروه ها به آن ها فراتر از تعداد واقعی حامیان آنها، دسترسی به دولت می دهد. در فرانسه این روند منجر به تدوین و تصویب قانون جرایم ناشی از تنفر شده که بالفعل برای حمایت و حفاظت از یهودیان (۱۹) وجود دارد وبه عنوان محدودیت توانایی فرد در انتقاد از اسرائیل نیز تعبیر شده است. در اخیرترین آزمون، یک دادگاه فرانسوی اعلام کرد (۲۰) که اعتراض مسالمت آمیز ترویج تحریم، عدم سرمایه گذاری و تحریم (بی دی اس) هدایت شده علیه اسرائیل غیرقانونی است.
بسیاری معتقدند که فرانسه اکنون دارای آزادی بیان کمتری از هر کشور دیگر اروپایی است. اخیراً، مجله فکاهی چارلی هبدو/شارلی ابدو، کارتون تنفرآمیزی (۲۱) پخش کرد که پسر بچه کوچک سوری، آیلان/آلن کردی را که در تابستان گذشته در آبهای ترکیه غرق شد، نشان می داد که کاملاً بزرگ شده و به یک زن آلمانی تجاوز جنسی می کند. در سراسر جهان خشم قابل ملاحظه ای ابراز شد، اما از آنجایی که این مسلمان ها بودند که تمسخر می شدند، هیچ نشانه ای نبود که دولت فرانسه کاری انجام بدهد و روزنامه را جریمه کند و یا تحت تعقیب قانونی قرار دهد. چارلی هبدو اغلب به مسلمانان (و هم چنین به مسیحیان) توهین می کند، اما به ندرت اتفاق می افتد که به یهودیان توهین کند و یا کنایه بزند (۲۲).
در انگلستان، سازمان های یهودی، در محلاتی که تعداد یهودی نشینان زیادند، با یونیفرم هایی مشابه پلیس در حالی که با ماشین هایی مانند پلیس رانندگی می کنند، منحصراً اجازه گشت زنی (۲۳) دارند و گزارش هایی بوده است که آنها مسلمانانی را که به این مناطق وارد شده اند، تهدید کرده اند. دولت نخست وزیر دیوید کامرون، که به دوستان محافظه کار گروه های لابی اسرائیل علاقمند است، نیز در ایجاد موانع قانونی بر گسترش هر جنبش بی اس دی ( تحریم سرمایه گذاری ترویج تحریم، عدم سرمایه گذاری و تحریم در اسرائیل) سهم خود را ایفا کرده است. به این بهانه که چنین اقدامی مداخله در رفتار امور خارجه است، پیشنهادی برای تصویب قانونی شده است که قادر به رد تصمیمات شوراهای محلی دولتی است که به دنبال قطع کسب و کار یا روابط سرمایه گذاری با اسرائیل، و به ویژه، شهرک های اسرائیلی است. و دولت بریتانیا هم چنین در نظر دارد (۲۴) که نوع قانون بیان نفرت خود را تصویب کند، و هر انتقادی که ضدسامی/یهودی ستیزی به نظر آید از رسانه اجتماعی ممنوع گردد، و تقریباً به احتمال زیاد به انتقاد از اسرائیل گسترش می یابد.
دولت کاناد نیز تهدید (۲۵) به استفاده قوانین بیان نفرت جهت جلوگیری از انتقاد به اسرائیل کرده است تا فعالیت های مرتبط به بی اس دی ( تحریم سرمایه گذاری ترویج تحریم، عدم سرمایه گذاری و تحریم در اسرائیل) را متوقف سازد. در همین اثنا استرالیا، از واژه اورشلیم شرقی «اشغال شده» دست کشیده (۲۶)، و ظاهراً در ارتباط با اشغال نظامی کرانه باختری به سوی زبان «غیر تحقیرآمیز» مشابهی تکیه می کند، و واژه «مورد مشاجره» ساختگی مورد علاقه نومحافظه کاران را ترجیح می دهد. زلاند نو پیشنهاد کرده است (۲۷)، مذاکرات صلح بین فلسطین و اسرائیل به طور خاص خواستار آن است که شرکت کنندگان «از مراجعه به وضعیت … به دادگاه جنایی بین المللی خودداری کنند»، به طوری که جنایات جنگی مرتکب شده توسط هر دو طرف در زمان دو حمله اخیر به غزه را قانونی می کند. در حالی که تحقیقات سازمان ملل متحد مشخص کرد که اسرائیل به طور نامتناسبی مسئول (۲۸) آن چه رخ داد بود و این پیشنهاد، مسئولیت اسرائیل را حذف می کند و به طور مؤثری یک کارت راه فرار از زندان برای برخی از مقامات دولت اسرائیل است.
و بنابراین چنین است. اگر از اسرائیل انتقاد کنید، به موجب پاکدامنی سیستم بین المللی بشدت توسعه یافته پاداشی دریافت خواهید کرد که در جهت دولت و هم چنین در سوی طرفداران داوطلبی تکیه دارد که قادر است هر دو پیام رسانه ای و واکنش سیاسی را شکل دهد. با قبول آن چه داده شد، به نظرم هر بار که این برچسب برای سرکوب مخالفان به غلط بکار برده شود، یکی باید مغرور باشد که یک یهودی ستیز خطاب شود، اما با این همه متأسفانه نشاندهنده پائین آوردن بحث تا سطح پلشتی است. این ممکن است به دلیل این باشد که هیچ توجیهی (۲۹) برای رفتار اسرائیل وجود ندارد. حقیقت این است که در شرایط نقض سیستماتیک حقوق بشر، اسرائیل چیزی فراتر از یک دولت آپارتایدی است، و به عقیده بسیاری از ناظران، اغلب درگیر نژادپرستی عریان، و جنایت علیه بشریت است. علاوه بر این، اسرائیل منشاء پایدار بی ثباتی در خاورمیانه وحتی فراتر از آن است.
برای آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا، اسرائیل یک دارایی است که به رفتار بدش با موفقیت به شستشوی مغزی مردم جهان رضایت داده اند. زمانی که آیپاک وسازمان های مشابه خارج کشور هوادار اسرائیل کار می کنند، کشورهای میزبانی که این سازمان ها در آن جا وجود دارند باید تشخیص بدهند که واقعاً چه خبر است. اگر واقعاً و در درجه اول اسرائیل در قلب ها و اذهان آنهاست که کاملاً قابل قبول است، اما حامیانش شاید بهترست درنظر بگیرند که به آنجا مهاجرت کنند و بگذارند بقیه ما زندگی کنیم و خودمان باشیم. آیا این زیاده خواهی است؟
درباره نویسنده:
فیلیپ جیرالدی، افسر پرونده ای و افسر اطلاعاتی ارتشی سابق است که بیش از بیست سال زندگی در خارج از کشور در اروپا و خاورمیانه در پرونده های تروریستی کار کرد. او دارای مدرک بی ای/کارشناسی با درجه ممتاز از دانشگاه شیگاکو و کارشناسی ارشد/ ام ای و دکترا در تاریخ مدرن از دانشگاه لندن است. علاوه بر تی ای سی، جایی که او برای نه سال به ویرایشگری خدمت کرده، او به طور مرتب برای سایت آنتی وار. کام می نویسد. او در حال حاضر مدیر اجرایی شورای منافع ملی است و با همسرش به مدت ۳۲ سال و در کنار دختران و نوه هایش، در روستای اسب ویرجینیا زندگی می کند.



منابع
(۱)-
http://sputniknews.com/middleeast/20151005/1028019266.html
(۲)-
http://mondoweiss.net/2016/01/adelson-newspaper-suggests-swedish-foreign-minister-deserves-assassination-for-antisemitic-dna/
(۳)-
http://www.bbc.com/news/world-europe-35351232
(۴)-
http://www.theamericanconservative.com/articles/the-bush-decision-point/
(۵)-
http://www.nytimes.com/2016/02/01/opinion/dont-shoot-the-messenger-israel.html?_r=1
(۶)-
http://nypost.com/2016/02/03/the-hidden-agenda-behind-the-un-chiefs-israel-bashing/?ref=yfp
(۷)-
مرکز لوفیر شورات هادین [کار این مرکز، استفاده نامشروع در استفاده از قوانین داخلی یا بین المللی با هدف آسیب رساندن به تخریب یک حریف، پیروزی بر افکار و روابط عمومی، از نظر مالی حریف را فلج کردن، یا مقید کردن زمان حریف به گونه ای که نتواند به دیگر اهدف خود برسد، مانند شرکت برای انتخابات و یا مقام در کشور مورد نظر/هدف.](تعریف ترجمه شده از ویکی پیدیا – برگرداننده آمادور نویدی)
(۸)-
https://electronicintifada.net/content/internet-users-paid-spread-israeli-propaganda/8355
(۹)
http://www.informationclearinghouse.info/article25976.htm
یا
http://www.veteranstoday.com/2010/07/19/sayanim-israeli-operatives-in-the-u-s/
(۱۰)-
http://www.councilforthenationalinterest.org/new/israel-demands-world-internet-censorship/#.Vq-1BvkrKCp
(۱۱)-
http://www.breitbart.com/tech/2016/01/19/cracking-down-on-criticism-of-refugee-atrocities-facebook-has-become-the-worlds-most-dangerous-censor/
(۱۲)-
http://mondoweiss.net/2016/01/facebook-cartoon-critical/
(۱۳)-
http://jewsdownunder.com/2014/03/03/the-war-on-judaism-and-evangelicalism-christians-united-for-peace-aka-cufp-4/
(۱۴)-
http://www.bicom.org.uk/
(۱۵)-
http://www.crif.org/
(۱۶)-
http://www.cija.ca/
(۱۷)-
http://www.zfa.com.au/
(۱۸)-
https://www.facebook.com/ZionistFedNZ/
(۱۹)-
http://www.vanityfair.com/news/2015/07/anti-semitism-france-hostage-hyper-cacher-kosher-market
(۲۰)-
http://mondoweiss.net/2016/01/roger-waters-tells-france-supporters-of-bds-attacked-by-your-judiciary-have-my-unequivocal-respect-and-love/
(۲۱)-
http://www.aljazeera.com/news/2016/01/charlie-hebdo-cartoon-dead-syrian-child-sparks-anger-160113220351000.html
(۲۲)-
http://anonhq.com/charlie-hebdo-fired-anti-semitic-cartoonist-ridiculing-judaism-2009/
(۲۳)-
http://www.jpost.com/Diaspora/London-police-commissioner-criticizes-Jewish-volunteer-security-organization-411156
(۲۴)-
http://www.bbc.com/news/uk-31246808
(۲۵)-
http://www.cbc.ca/news/politics/ottawa-cites-hate-crime-laws-when-asked-about-its-zero-tolerance-for-israel-boycotters-1.3067497
(۲۶)-
http://www.globalresearch.ca/antagonizing-palestinians-australias-linguistic-blunder-snowballs/5387418?print=1
(۲۷)-
https://www.amnesty.org/en/latest/news/2015/11/new-zealand-misguided-peace-resolution-threatens-justice/
(۲۸)-
http://www.nytimes.com/2015/06/23/world/middleeast/israel-gaza-report.html?_r=0
(۲۹)-
http://www.haaretz.com/opinion/.premium-1.659480
برگردانده شده از:
http://www.unz.com/article/israels-international-conspiracy/

محاکمه نظامیان متهم به قتل ویکتور خارا در شیلی

محاکمه نظامیان متهم به قتل ویکتور خارا در شیلی


آدينه ۲ مرداد ۱٣۹۴ - ۲۴ ژوئيه ۲۰۱۵

ده نظامی سابق شیلی باید برای قتل خشونت‌بار ویکتور خارا، ترانه‌سرای نامدار چپ این کشور در بیش از ۴۰ سال پیش، در برابر دادگاهی در سانتیاگو پاسخگو باشند. ویکتور خارا را در آمریکای لاتین "صدای مردم فرودست" می‌نامیدند.
به گزارش دویچه وله، قاضی یک دادگاه تجدیدنظر در سانتیاگو، پایتخت شیلی، علیه ۹ تن از نظامیان سابق این کشور به اتهام ربودن و کشتن ویکتور خارا، ترانه‌سرای نامدار شیلی، و نیز لیتر کوئیروگا کارواخال، رئیس پلیس این کشور، در سال ۱۹۷۳ اعلام جرم کرده است. نفر دهم نیز باید به اتهام همکاری در این اقدامات در برابر دادگاه پاسخگو باشد.
ویکتور خارا در زمان خود یکی از معروف‌ترین و محبوب‌ترین خواننده‌های سیاسی در آمریکای لاتین بود. او را صدای مردم فرودست و نماد اپوزیسیون چپ می‌دانستند.
ویکتور خارا مدت کوتاهی پس از کودتای ژنرال آگوستینو پینوشه در شیلی در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ بازداشت شد و تحت شکنجه قرار گرفت. او پنج روز پس از دستگیری به قتل رسید. در کالبدشکافی سال ۲۰۰۹ جای ۴۴ گلوله بر پیکر او تشخیص داده شد و معلوم شد که شمار زیادی از استخوان‌های او شکسته است.
تازه در آوریل سال جاری (۲۰۱۵) دادگاهی در ایالت فلوریدا آمریکا علیه پدرو بارینتوز، نظامی سابق شیلی، به جریان افتاد. بارینتوز در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کرد و گفته می‌شود که گلوله‌های مرگبار را او به ویکتور خارا شلیک کرده است.
در زمان دیکتاتوری پینوشه در شیلی (۱۹۹۰ ـ ۱۹۷۳) در این کشور ۵ هزار تن کشته و حدود ۱۰۰ هزار تن بازداشت، زندانی و شکنجه شدند.
منبع : دویچه وله


نام این آهنگ که آخرین آفرینش موزیکی ویکتور خارا بود " مانیفست است "

هشت دلار خون بهای يک زن کارگر در مصر

نویسنده/ مارجوری اولستر
تهيه و تنظيم از آزاده ارفع

در ژوئن سال 2011حدود صد کارگر مصری که اکثر آنان زن بودند برای دريافت حقوق و مزايای پرداخت نشده شان به بانک" يوناتيد"(United)مراجعه می کنند. آنها کارگران يک کارخانه نساجی بخش خصوصی مصر به نام "منصوره اسپانا"(Mansura-Espana ) بودند که به خاطر ورشکستگی و تعطيل کارخانه در تملک وام دهنده اصلی آن بانک" يوناتيد" در آمده بود.

بیشتر بخوانید

«کاپیتالیسم غائی» اخوان المسلمین

گیلبرت آچکار- استاد دانشگاه پاریس
آخرین آثار منتشر شده :
شرق ملتهب ( ٢٠٠٣ ) و جدال دو توحش ( چاپ مجدد ٢٠٠٤)
برگردان: منوچهر مرزبانیان

در مصر اخوان المسلمینی که به زمامداری رسیده اند دیگر نمیتوانند به شعار «اسلام چاره کار است»، خشنود باشند. زیرا بیم آنست که سیاست لیبرال آنها مخالفت های شدیدی را برانگیزد.

بیشتر بخوانید

جان کری  و داماد ایرانی اش

جان کری و داماد ایرانی اش

پس از بحث‌ها و انتقاد‌های فراوان برای انتخاب جان کری به عنوان نامزد تصدی پُست وزارت خارجه دولت جدید اوباما بدلیل مواضع قبلی وی در قبال ایران و سوریه، اخبار منتشر شده از ایرانی بودن داماد وزیر جدید امور خارجه آمریکا حکایت دارد! پس از رای مثبت مجلس سنا به جان کری، اخبار مربوط به ایرانی بودن داماد وزیر جدید امور خارجه آمریکا منتشر شد.

بیشتر بخوانید

فرتور پادشاه دیکتاتور و دزد سوازیلند متحد رژیم فاشیستی اسلامی حاکم بر ایران


فرتور پادشاه دیکتاتور و دزد سوازیلند متحد رژیم فاشیستی اسلامی حاکم بر ایران

متحدین رژیم فاشیستی اسلامی ایران : 1 – رژیم سوازیلند

تبریک احمدی نژاد به پادشاه سوازیلند
کد خبر: ۱۸۸۷۱۲تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۶
رییس جمهور در پیامی فرارسیدن روز ملی پادشاهی سوازیلند را به پادشاه، دولت و ملت این کشور تبریک گفت.

بیشتر بخوانید

درباره مرگ کریستوفر هیچنز سوسيال دمكرات امريكايي و مخالف صريح الهجه رژیم ايران


درباره مرگ کریستوفر هیچنز سوسيال دمكرات امريكايي و مخالف صريح الهجه رژیم ايران

عباس گویا / سه‌شنبه ۲۹ آذر ۱٣۹۰ - ۲۰ دسامبر ۲۰۱۱

• هیچنزی که در سال ۱۹۹۹ در نقد لیبرالیسم کلینتون کتاب "کس دیگری برای دروغ گفتن باقی نمانده" را نوشته بود٬ جرج بوش را در انتخابات سال ۲۰۰۰ با اوصافی از قبیل بی اندازه بیسواد مورد حمله قرار داده بود٬ و کتاب محاکمه کیسینجر را در اوایل سال ۲۰۰۱ منتشر کرده بود٬ پس از حمله تروریسم اسلامی در ۱۱ سپتامبر به نتیجه ای رسید که سرنوشت او را تا روز مرگش تغییر داد

بیشتر بخوانید

آمریکاییان از افزایش هزینه های جنگ ابراز نگرانی می کنند

آمریکاییان از افزایش هزینه های جنگ ابراز نگرانی می کنندآمریکاییان از افزایش هزینه های جنگ ابراز نگرانی می کنند

آمریکاییان از افزایش هزینه های جنگ ابراز نگرانی می کنند

عکس از: AP

سناتور جو منچین در انتخابات سال ۲۰۱۰ ایالت ویرجینیای غربی
برخی از مقام های آمریکایی از هزینه های فزاینده درگیری نظامی آمریکا در جنگ های همزمان در عراق، افغانستان و لیبی ابراز نگرانی می کنند.

بر اساس تخمین های گوناگون دولتی و خصوصی، آمریکا در دهه گذشته بیش از یک تریلیون دلار در جنگ ها در عراق و افغانستان خرج کرده و هزینه شرکت در جنگ هوایی سه ماهه ناتو در لیبی هم اینک از ۷۰۰ میلیون دلار فراتر رفته است.

بیشتر بخوانید

گاف بزرگ در باره نام خليج پارس.

گاف بزرگ در باره نام خليج پارس.


قابل توجه همه ايرانيان
همه آنانی که هرگاه نام «جعلی» خليج پارس می آيد مو بر اندامشان راست می شود.
در روز 8 آپريل 2011 مطلبی به قلم هنری کیسينجر و جمز بيکر دو دولتمرد مقتدر پيشين در مقام وزارتخارجه آمريکا در واشنگتن پست اينترنتی (در روز 10 آپريل در روزنامه کاغذی) آمده بود که در آن به واژه (خليج پارس/خليج عربی» اشاره شده بود.
تنها کسی که به آقای هنری کسينجر و جيمز بيکر دو وزير خارجه مقتدر پيشين آمريکا اعتراض کرده است آقای دکتر اسد همايون بوده اند.
مطلب آقايان وزير خارجه پيشين در واشنگتن پست روز 8 آپريل چاپ شده بود و در روزنامه کاغذی روز 10 آپريل هم در دسترس مردم قرار گرفت. ولی فقط يکنفر به اين مطلب اعتراض کرد و آنهم دکتر اسد همايون پرزيدنت بنياد آزادگان بودند.

بیشتر بخوانید

جنگ اروپا ـ آمریکا بر علیه لیبی : دروغهای رسمی و کج فهمی منتقدین

جنگ اروپا ـ آمریکا بر علیه لیبی : دروغهای رسمی و کج فهمی منتقدین


منتشر شده توسط مجله هفته در فروردین ۱۹, ۱۳۹۰ ۰ نظر
نوشته : جیمز پتراس
ترجمه از انگلیسی به فارسی توسط سیاوش
مقدمه :
بسیاری از منتقدین جنگ های در حال انجام اروپا ـ آمریکا در منطقه ی خاورمیانه و اکنون شمال آفریقا، چهارچوب بررسی خود را بر کلیشه ها و تعمیم هایی قرارداده اندکه بر واقعیات مبتنی نیستند. شایع ترین استدلالی که در توضیح جنگ کنونی آمریکا ـ اروپا علیه لیبی شنیده می شود این است که این جنگی است ” بر سر نفت ” و هدف آن تصرف چاههای نفت لیبی است.

بیشتر بخوانیدادامه

گفتگوهای پنهان بین آمریکا و جمهوری اسلامی- حسن داعی

حسن داعی

گفتگوهای پنهان بین آمریکا و جمهوری اسلامی


امروز, دوازدهم فروردين ۱۳۹۰ برابر با يکم آوريل ۲۰۱۱
مقدمه
در تابستان 2009 و پس از انتخابات قلابی ریاست جمهوری در ایران، میلیونها نفر از مردم بجان آمده کشورمان به خیابان آمدند و رژیم ولایت فقیه را تا آستانه سقوط به عقب راندند. در همان حال، باراک اوباما برای مذاکرات هسته ای و معامله با سرکوبگران حاکم بر کشورمان آماده میشد و بجای حمایت صریح و روشن از جنبش عظیم مردم ایران، به بیانیه های خشک و بی معنا بسنده کرد تا مبادا باعث رنجش خامنه ای شده و سازش خیالی با وی نقش برآب شود. مردمی که با شعار "اوباما، اوباما، با اونا یا با ما" از رئیس جمهور آمریکا تقاضای کمک میکردند، نمیدانستند که از یکسال قبل ازآن، اوباما مذاکرات پنهان خویش با احمدی نژاد را شروع کرده و در توهم معامله با رژیم ایران فرو رفته بود.
weiterlesen...

تکذیب اسلامی بودن جنبش مصر و تشکر اخوان المسلمین از حمایت آیت الله خامنه ای

دوشنبه 07 فوریه 2011

تکذیب اسلامی بودن جنبش مصر و تشکر اخوان المسلمین از حمایت آیت الله خامنه ای



کمال الهلباوی، یکی از اعضای ارشد اخوان المسلمین مصر

نوشتۀ فواد روستائی
کمال الهلباوی، یکی از اعضای ارشد اخوان المسلمین مصر، دیشب (یکشنبه شب) در گفتگوئی با بخش فارسی رادیوی بی.بی.سی. بار دیگر بر این نکته انگشت گذاشت که "حرکت مردم مصر انقلاب اسلامی نیست چون اخوان المسلمین رهبری این تظاهرات را بر عهده ندارد و شعار این انقلاب، اسلامی نیست."

weiterlesen...

دکتر حمید عنایت

«جمعیت اخوان المسلمین»


با مقدمه ای از ناصر رحیم خانی
دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷ فوريه ۲۰۱۱

از پس خیزَش مردم تونس و سپس مردم مصر ،سایت ها و وبلاگ های فارسی، خواه سایت های رسمی خبرگزاری های جهانی، خواه سایت های راه اندازی شده به دست دست اندرکاران ایرانی، در این روزها پر است از انشاء نویسی های تنک مایه ی احساسی، نشانه ی کم خبری نوسندگان و همزمان «شجاعت» برخاسته از سر همین کم خبری و بی خبری. و جهت گیری های تبلیغاتی روزمره به جبران این بی خبری ها.

weiterlesen... ادامه

عقیده منصور فرهنگ دولت اسرائیل و دست راستی های غرب سعی می کنند که قیام مردم مصر را با انقلاب ایران مقایسه کنند و نتیجه بگیرند که این ا

نوشتۀ بیژن برهمندی

دولت اسرائیل و دست راستی های غرب سعی می کنند که قیام مردم مصر را با انقلاب ایران مقایسه کنند و نتیجه بگیرند که این انقلاب هم به همان فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران تبدیل خواهد شد. در حالیکه مردم مصر دنبال آزادی انتخاباتندو آزادی مدنی می خواهند.


حوادث حیرت انگیز و پر شتاب در جهان عرب، که بصورت یک اپیدمی اجتماعی ، میل به تغییر و اعتراض علیه خودکامگی را ، از این کشور به آن کشور، به شعارهای جذاب مطالبات اجتماعی تبدیل کرده است، برای همه این پرسش را مطرح می کند که این جنبش ها چه نیرو ها ی طبقاتی و اجتماعی را نمایندگی می کنند؟ حاکمیت دلخواهشان چیست؟ آیا از دیکتاتوری و فساد حکومت هایشان در خشم اند یا از سکولاریسم این دولت ها به تنگ آمده اند و در پی حکومت اسلامی هستند؟ مولفه های تشکیل دهنده این جنبش ها چه تفاوت هائی با هم دارند و وجه مشترکشان کجاست؟ این اپیدمی تا چه حد مسری است و تا کجاها می تواند کشیده شود؟]weiterlesen...

برپایی اجلاس سران آفریقا در تهران

برپایی اجلاس سران آفریقا در تهران

weiterlesen...

بازداشت سفیر سوئیس در ایران تایید شد

Livia Leu Agosti
وزارت امور خارجه ایران عصر امروز تایید کرد که لیویا لئوآگوستی، سفیر سوئیس در تهران ٢٣ تیرماه جاری به مدت چند ساعت توسط نیروهای امنیتی در استان خراسان شمالی بازداشت شده است.weiterlesen...ادامه

مدیر و معاون بخش فارسی صدای‌آمریکا برکنار شدند»

فرتور علی سجادی
عوامل رژیم اسلامی هنوز در تلویزیون آمریکا در پست های کلیدی نشسته اند .علی سجادی معروف به عامل رژیم اسلامی هنوز در پست خود باقی است . هرچند مدیر و معاون بخش فارسی صدای‌آمریکا برکنار شدند.
weiterlesen...ادامه

محکومیت بریتانیا به پرداخت غرامت ۷۰۰ میلیون دلاری به ایران

رژیم دزدان و جنایتکاران اسلامی میکوشد 2میلیارد هفتصد میلیون دولار مسدود شده ایران را از انکلیس بگیرند و به حساب های شخصی خود واریز کنند.weiterlesen... ادامه

تدابیر تنبیهی اروپا علیه سانسور و سرکوب در ایران

تدابیر تنبیهی اروپا علیه سانسور و سرکوب در ایران
وزرای امور خارجۀ کشورهای انگلستان، فرانسه و آلمان از بیست و هفت کشور عضو اتحادیۀ اروپا خواستند که دولت ایران را به خاطر پخش پارازیت به روی برنامه های رسانه های خارجی هدف مجازات قرار دهند و همچنین مانع صدور لوازمی به این کشور شوند که جهت سانسور اعتراض ها و مخالفت ها توسط جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار می گیرندweiterlesen... ادامه

ترور در روسیه

تروریسم دولتی در روسیه .پوتین مدافعان حقوق بشر را در روسیه به قتل میرساند.
بعد از گرفتن قدرت به دست پوتین بیش از 240 خبرنگار و مدافعان حقوق بشر به دست رژیم مافیائی پوتین بقتل رسیده اند. weiterlesen...

واکنش وزیر امور خارجۀ فرانسه به سنگسار در ایران : رفتاری که با این زن صورت می گیرد وجدان کل بشریت را جریحه دار می کند

واکنش وزیر امور خارجۀ فرانسه به سنگسار در ایران :
رفتاری که با این زن صورت می گیرد وجدان کل بشریت را جریحه دار می کند
راديو فرانسه : در پاریس ، "برنارد کوشنر" وزیر امور خارجه فرانسه امروز اظهارداشت که از شنیدن خبر اعدام " سکینه محمدی آشتیانی " بسیارخشمگین شده است .
وزیر امورخارجه فرانسه گفت " رفتاری که با این زن صورت می گیرد وجدان کل بشریت جریحه دار می کند".weiterlesen...

دولت پاپاندرو یونان برای حفظ منافع اقتصادی خود با رژیم تروریستی اسلامی در ارتباطات تنگا تنگ است .در این ویدیو ایرانیان ساکن در یونان بخش از پلاکارت های تبلیغاتی حکومت ورشکسته یونان را در تمجید از رژیم تروریستی اسلامی نشان میدهد.

                            سفر رییس جمهور چپگرای بولیوی به تهران

سفر رییس جمهور چپگرای بولیوی به تهرانweiterlesen... ادامه

دولت پاپاندرو یونان برای حفظ منافع اقتصادی خود با رژیم تروریستی اسلامی در ارتباطات تنگا تنگ است

دولت پاپاندرو یونان برای حفظ منافع اقتصادی خود با رژیم تروریستی اسلامی در ارتباطات تنگا تنگ است .در این ویدیو ایرانیان ساکن در یونان بخش از پلاکارت های تبلیغاتی حکومت ورشکسته یونان را در تمجید از رژیم تروریستی اسلامی نشان میدهد.weiterlesen... ادامه

محمود احمدی نژاد: ایران آماده است با آمریکا به گفت و شنود بنشیند.weiterlesen... ادامه

خانه دوست كجاست؟
چند هفته پيش به مرد جواني برخوردم كه به ارتش آمريكا ملحق شده بود و دوره آموزشي‌اش را هم پشت سر گذاشته بود.weiterlesen... ادامه

استرالیا و جنگ


سرمقاله گاردین، ارگان حزب کمونیست استرالیا
برگردان: آمادور نویدی
درباره جنگ


ترجمه اخیر درباره شرکت کشور استرالیا در جنگ هایی ست که هیچ سودی برای مردم و اقتصاد استرالیا نداشته است، بلکه طبق سرمقاله گاردین، ارگان حزب کمونیست استرالیا، نیروهای استرالیایی در تمام جنگ هایی که شرکت کرده اند، برای یک قدرت و یا قدرت های امپریالیستی خارجی جنگیده اند.

باشد که این افشاگری و روشنگری، کورسویی باشد در تونل جهل و تاریکی.

کوشا باشیم

با احترام

آمادور نویدی


جنگ آینده که استرالیا برای ارباب خود، امپریالیسم آمریکا در آن شرکت می کند، می تواند با روسیه، جمهوری دمکراتیک خلق کره، جزیره تایوان و یا ایران باشد. چیزی که ما مطمئناً می دانیم آن ست که دخالت آینده استرالیا در جنگ های آمریکا در خدمت منافع استرالیا– مردم یا اقتصادش نیست. حزب کمونیست استرالیا خواستار همزیستی مسالمت آمیز بین ملت ها براساس احترام و منافع متقابل است... هدف اصلی آمریکا در افغانستان، سرنگونی دولت مترقی و ایجاد پایگاه های آمریکایی در مرزهای اتحاد جماهیر شوروی بود. جنگ در عراق برای به دست گرفتن کنترل نفت و بخشی از طرح آمریکا برای خاورمیانه (خاورمیانه جدید و یا خاورمیانه بزرگ – م) شروع شد. از جمله تقویت امنیت و قدرت دولت صهیونیستی به حساب مردم فلسطین و تغییر رژیم کشورهایی که متحدان امپریالیسم آمریکا نبودند. نیروی محرکه پشت تمام این جنگ ها و مداخلات، شوق پایان ناپذیر امپریالیسم برای هژمونی و سود ست. سود حاصل از جنگ زشت ترین نوع سودی ست، که به ازای مرگ و میر و نابودی و فقر کسب شده است، در حالی که بودجه دولت را خالی می کند.


استرالیا و جنگ


اجرای مراسم بزرگداشت و تجلیل از کشتار و مرگ و میر ناشی از جنگ جهانی اول (۱۹۱۴- ۱۹۱۸ ( که برای تقسیم بازار جهان بود، هم چنان ادامه دارد.
امسال در استرالیا، مراسم بزرگداشت روز انزاک*، در سایه افزایش نیروهای نظامی آمریکا در شمال استرالیا (داروین – م) انجام گرفت. این طبیعی ست که خانواده ها بخواهند به یاد ده ها هزار نفر از مردان و زنانی بیفتند که در سلسله جنگ های استرالیا درگیر بوده اند.
روز انزاک هزاران نفر را به خیابان های شهر ها و شهرستان ها می کشاند و توریست های زیادی را به دیدار از گالیپولی و دیگر نقاط سابق جنگ جذب می کند. اما از سوی دیگر، رهبران سیاسی و رسانه های جمعی، به روشنی برای بزرگداشت انزاک، دستور کار دیگری در سر دارند.
استرالیا برای جنگ بوئر**، جنگ جهانی اول، جنگ های مداخله گرانه در روسیه پس از انقلاب ۱۹۱۷، جنگ جهانی دوم، جنگ های دخالت گرانه دیگر در کره، مالزی، ویتنام، افغانستان، عراق و سوریه سرباز ارائه داده است. نیروهای استرالیایی در تمام این جنگ ها برای یک قدرت و یا قدرت های امپریالیستی خارجی جنگیده اند.
رسانه ها و سیاستمداران تمام این جنگ ها را بدون هیچ فرقی به عنوان تعهد خود توجیه می کنند. جنگ بوئر درباره برقراری سلطه استعمار بریتانیا بر آفریقای جنوبی بود، جنگی استعماری که هیچ افتخاری برای آن وجود نداشت.
جنگ جهانی اول یک جنگ امپریالیستی بین آلمان از یکطرف، و بریتانیا، فرانسه و روسیه تزاری و متحدان آن ها از طرف دیگر بود. جنگی بین طبقات حاکم این کشورها بود و برای سربازان هر دو طرف هیچ سودی وجود نداشت. پیاده کردن سرباز در خاک ترکیه در گالیپدولی، بخشی از این جنگ بود و این فرود خاص یک فاجعه کامل بود. آیا واقعاً ملیت استرالیا از این فاجعه بوجود آمده است؟
*روز انزاک (۲۵ آوریل هر سال، روز یادبود سربازان استرالیا و زلاند نو ست، که در جنگ جهانی اول در گالیپولی، ترکیه کشته شدند – م(
**جنگ بوئر (از ۱۶ دسامبر ۱۸۸۰ تا ۲۳ مارس ۱۸۸۱، بین انگلستان و جمهوری آفریقای جنوبی، معروف به ترانسوال، که نباید با آفریقای جنوبی کنونی اشتباه شود – م)
جنگ جهانی دوم جنگی عادلانه علیه فاشیسم آلمان و ایتالیا و میلیتاریست ژاپن بود، که به یک جنگ واقعی توده ای تبدیل گشت. شکست فاشیسم منجر به انقلابات سوسیالیستی جدید در شماری از کشورها و سقوط استعمار شد.
جنگ های کره، مالزی و ویتنام، همه جنگ های کثیفی بودند که هدف تحمیل سلطه استعماری بریتانیا (در مالزی) و سلطه آمریکا (در کره و ویتنام) بود. آن ها (بریتانیایی ها، آمریکایی ها و استرالیایی ها) علیه مردم این کشورها می جنگیدند که به غیر از استقلال، هیچ چیزی برای کشور خود نمی خواستند.
هدف اصلی آمریکا در افغانستان، سرنگونی دولت مترقی و ایجاد پایگاه های آمریکایی در مرزهای اتحاد جماهیر شوروی بود. جنگ در عراق برای به دست گرفتن کنترل نفت و بخشی از طرح آمریکا برای خاورمیانه (خاورمیانه جدید و یا خاورمیانه بزرگ – م) شروع شد. از جمله تقویت امنیت و قدرت دولت صهیونیستی به حساب مردم فلسطین و تغییر رژیم کشورهایی که متحدان امپریالیسم آمریکا نبودند.
نیروی محرکه پشت تمام این جنگ ها و مداخلات، شوق پایان ناپذیر امپریالیسم برای هژمونی و سود ست. سود حاصل از جنگ زشت ترین نوع سودی ست، که به ازای مرگ و میر و نابودی و فقر کسب شده است، در حالی که بودجه دولت را خالی می کند.
مجموع مخارج نظامی جهان تقریباً ۱/۷ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۵ بوده است (مؤسسه تحقیقات صلح بین الملل استکهلم - اس آی پی آر). آمریکا تاکنون با مجموع ۵۹۶ میلیارد دلار، به عنوان بزرگ ترین خرج کننده جهان در سال ۲۰۱۵، باقی مانده است. رقابت بین تولید کنندگان سلاح منجر به انحصار این صنعت شده است. نمایندگان شرکت های بزرگ مانند لاکهید مارتین، سیستم های بی ای ایی، بوئینگ، نورثروپ گرونمن، جنرال دینامیک، ریتئون در راهروهای پنتاگون و وزارت خانه های دفاع و دفاتر اداری باد به غبغب انداخته و با غرور راه می روند. صنعت تولید سلاح به خاطر رشوه، فساد و کسب سود حاصل از جنگ، بدنام و انگشت نما ست.
این ها همان شرکت هایی هستند که دولت استرالیا متعهد شده صدها میلیارد دلار برای جنگ های آینده آمریکا خرج کند. استرالیا ۱ تریلیون دلار هزینه برای ۲۰ سال آینده درنظر گرفته است، که تنها منجر به افزایش عدم امنیت و تشدید تنش در منطقه، به ویژه در دریاهای جنوب چین می شود. این طرح دولت استرالیا منجر به پرکردن انبار ذخایز سلاح در منطقه می شود که حتی سود بیشتری برای متجمع نظامی صنعتی تولید می کند.
جنگ آینده که استرالیا برای ارباب خود، امپریالیسم آمریکا در آن شرکت می کند، می تواند با روسیه، جمهوری دمکراتیک خلق کره، جزیره تایوان و یا ایران باشد. چیزی که ما مطمئناً می دانیم آن ست که دخالت آینده استرالیا در جنگ های آمریکا در خدمت منافع استرالیا– مردم یا اقتصادش نیست.
حزب کمونیست استرالیا خواستار همزیستی مسالمت آمیز بین ملت ها براساس احترام و منافع متقابل است.
برگردانده شده از:
• Editorial – On war
گاردین، ارگان حزب کمونیست استرالیا، شماره ۱۷۴۰، صفحه ۲، ۲۰ ژوئیه، ۲۰۱۶
http://www.cpa.org.au/guardian/2016/1740/02-editorial.html



letzte Änderungen: 9.3.2017 12:41