Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

خشم و خروش بر« فرعون جدید»
" اخوان المسلمین دموکراسی را به گور خواهند برد. "

تصويرونوشته به نقل از اشپيگل مورّخ ٢٦ نوامبر٢٠١٢


عبدالجلیل الشارنوبی به کسانی در غرب که هنوز هم جمعیت اخوان المسلمین را یک جریان "میانه روی اسلامی" می دانند می خندد. او خبرنگار مسلمانی است که 23 سال عضو اخوان المسلمین بوده است. او این جنبش را از 14 سالگی می شناسد و معتقد است که آنها دموکراسی را به گور خواهند برد. سال گذشته الشارنوبی از اخوان المسلمین جدا شد. او که 38 سال از عمرش می گذرد می گوید که از آن موقع زندگیش به جهنم تبدیل شده است. ما در قهوه خانه ای در قاهره نشسته ایم. الشارنوبی چشم از در بر نمی دارد. می گوید "آنها سعی کردند خانواده ام را بر علیه من بر انگیزند". می گوید که آنها به دهکده محل تولد او رفته اند و شایعه پراکنی کرده اند که او ملحد شده است و مشروب می خورد. "به زنم گفته اند که من به فاحشه خانه رفت و آمد می کنم".
الشارنوبی سر دبیر صفحه اینترنتی اخوان المسلمین "اخوان آن لاین" بوده است و در چنین موقعیتی اندکی پس از خروج از جمعیت به افکار عمومی مراجعه کرده است. در گفت و شنودهای رادیو تلویزیونی او به هموطنانش هشدار می دهد که جمعیت یک جریان غیر دموکراتیک و استبدادی است و رهبران آن به همان اندازه فاسدند که سیاستمداران رژیم قبلی.
خیلی ها الشارنوبی را متهم می کردند که بیهوده ترس به دل مردم می اندازد و می گفتند که باید به اسلامیست ها شانسی داده شود. ولی او اتفاقات هفته گذشته را تاییدی بر نظرات خود می داند. به اعتقاد الشارنوبی "کودتای رییس جمهور تنها پیش درآمد قدرت طلبی اخوان المسلمین است".
محمد مُرسی پنجشنبه (22 نوامبر) با یک حرکت ناگهانی آن چنان اختیارات وسیعی برای رييس جمهور قایل شده است که دیگر نمی توان از تفکیک قوا در پرجمعیت ترین کشور عربی سخن گفت.
اگر به مُرسی باشد در آینده تصمیم نهایی در مورد همه مصوبات و قوانین باید با رییس جمهور باشد وهیچ دستگاه دولتی حق دخالت در امورات او را نداشته باشد. حتی دیوان قضایی حافظ قانون اساسی هم نتواند در مقابل او بایستد.
اخیرا در مصر مُرسی را "فرعون جدید" می نامند و مثل این است که این فرعون جدید می خواهد تنها در مقابل خدا جوابگو باشد و بعد هم در مقابل رهبری اخوان المسلمین که بر خلاف گفته هایش هنوز عضو آن است.
اگر مُرسی عقب نشینی نکند مردم مصر برای اعتراض به احکام رییس جمهور که اعتبار آن را قبول ندارند مجددا قیام خواهند کرد. چرا که پس از اخراج عبدالمجید محمود دادستان کل کشور که از وابستگان رژیم سابق بود، مُرسی مدعی دیگری ندارد. بجز مردم البته.
روز جمعه گذشته (23 نوامبر) طرفداران اخوان المسلمین در مقابل کاخ ریاست جمهوری جمع شدند تا برای مُرسی ابراز احساسات کنند. در همان زمان مخالفان او در میدان تحریر قاهره در حال تظاهرات بودند. آنها فریاد می زدند "ما دیکتاتور جدید نمی خواهیم" و نیز "مردم خواهان سرنگونی رهبر مذهبی هستند".
روحیه انقلابی که دل خیلی ها در ماههای گذشته برایش تنگ شده بود مجددا پدیدار شده است. این بار خشم مردم به جای مبارک متوجه اولین رییس جمهور انتخابی مصر است.
دینا عبدالسود در حالی که اشک به چشم دارد می گوید "بالاخره مردم بیدار می شوند". تعدادی جوان که شال فلسطینی به گردن و بلندگو در دست دارند از آنجا می گذرند. دینا عبدالسود با آنها هم آواز می شود "مرگ بر این حکومت، ما ماندگاریم تویی که باید بروی".
این زن 37 ساله که مدیر هتلی درهمان نزدیکی است می گوید که وضع کسب و کار از وقتی که اقتصاد متزلزل شده بدتر شده است و او به صورت روزافزونی با نگاههای چپ چپ به دلیل نداشتن حجاب مواجه است. ولی در این شب بخصوص امید او جان تازه گرفته است. می گوید "کار مُرسی یک اشتباه احمقانه است. او اعتماد مردم را از دست داده است و حالا مردم مقاومت می کنند".
حد اقل در سه شهر در روز جمعه (23 نوامبر) دفاتر اخوان المسلمین به آتش کشیده شد. در اسکندریه جماعت اخوان المسلمین از فرش نمازشان به عنوان سپر استفاده می کردند تا جلوی چیزهایی را که به طرفشان پرتاب می شد بگیرند.
حدود دو سال پس از شروع انقلاب کشور در نقطه عطف تعیین کننده ای قرار گرفته است. آیا اخوان المسلمین که بهیچوجه آغازگر قیام عمومی نبود ولی بیش از همه از آن منتفع شد، به واقع موفق خواهد شد پایه های قدرتش را در دراز مدت محکم کند؟ آیا حاکم مطلق دیگری با نام محمد مُرسی در کاخ ریاست جمهوری لانه خواهد کرد؟ اگر چنین باشد این به معنای پایان دموکراسی نوپای مصر خواهد بود. یا این که اعتراضات شدیدتر از حد انتظار خواهند بود و مُرسی در مقابل آن کوتاه خواهد آمد. در هفته های گذشته در غرب تنها سخن از خوبیهای مُرسی بوده است.
مُرسی با مهارت تمام موعد مانور سیاست داخلیش را درست در موقعی انتخاب کرده بود که تمام جهان مشغول تعریف و تمجید از "مصر نوین" بود. مُرسی نقش مهمی در آتش بس میان اسراییل و حماس بازی کرده بود. البته با توجه به کمکهای نظامی و اقتصادی میلیاردی امریکا راه دیگری هم برای او وجود نداشت.
هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا در تمجید از او گفت "حکومت جدید مصر از خود مسئولیت و مدیریتی نشان داده است که آن کشور را به ستون اصلی ثبات و صلح در منطقه تبدیل کرده است". حتی از جانب اسرائیل هم سخنانی تایید آمیز درباره اسلامیستها به گوش می رسید.
مُرسی که در خارج به کندی و عدم انعطاف شهرت یافته بود، از این فرصت مناسب استفاده کرد و با کنار گذاشتن دادستان کل کشور و سلب قدرت از دیوان قضایی حافظ قانون اساسی موقعیت خود را تثبیت نمود و همین طور موقعیت اخوان المسلمین را. اکنون هفته هاست که جوانان انقلابی که پیشتازان قیام سال 2011 بودند در اعتراض به این موضوع به تظاهرات مشغولند. آنها دیوارهای خانه های دور و بر میدان تحریر را با گرافیتی های خصمانه نسبت به اخوان المسلمین پر کرده اند و تهدید به انقلاب دوم می کنند. با نهایت تعجب با بروز بحران غزه در مصر تظاهرات گسترده ای بر علیه اسرائیل صورت نگرفت بلکه اعتراضات مردم متوجه اخوان المسلمین بود.
تصادف دو هفته پیش یک اتومبیل در استان اسیوت که منجر به کشته شدن 50 کودک شد بار دیگر وضع فلاکت بار کشور را به وضوح آشکار ساخت. در کنار بیمارستانهای دولتی، مدارس و جاده ها، سیستم راه آهن نیز کاملا کهنه و فرسوده است. کشور با مشگلات اقتصادی و اجتماعی عظیمی مواجه است ولی مُرسی در این پنج ماهی که سر کار است به جای رسیدگی به این امور به جدال با مخالفانش مشغول است. او سران ارتش را برکنار و فرستنده های تلویزیونی را که سیاست انتقادی داشتند تعطیل و روزنامه نگاران مستقل را مجازات کرده است. و پستهای کلیدی در وزارتخانه ها و ادارات را به کادرهای جمعیت اخوان المسلمین سپرده است. مُرسی کوششی برای این که "رییس جمهور آحاد مردم مصر" باشد نکرده است.
به این ترتیب در کارنامه مُرسی تا این زمان تنها نکته قابل توجه سرعتی است که او در گسترش قدرتش از خود نشان داده است. در حال حاضر در مصر نه پارلمانی وجود دارد و نه قانون اساسی. عامل تعیین کننده تنها مصوبه های رییس جمهور هستند. شورایی که از طرف آخرین پارلمان تعیین شده است اکنون به کار تدوین قانون اساسی مشغول است ولی این شورا تقریبا انحصارا در اختیار اسلامیستهاست. زنان و مسیحیان در اعتراض به سلطه اخوان المسلمین شورا را ترک کرده اند. در یکی از طرحهای شورا اسلامیستها پیشنهاد کرده اند که حقوق و وظایف زنان بر اساس "دستورالعمل های شریعت" تنظیم شود. برای یکی از فعالین حقوق زنان در مصر کریما الهافناوی، این همان قانون حجاب اجباری است که در عربستان سعودی و ایران هم اجرا می شود. در صورتی که زنان در شرایط کنونی هم مورد تبعیض اند "خیلی از اسلامیستها هیچ پنهان نمی کنند که خواستار تابعیت زنان از مردان در مسائل حقوقی هستند.
اسلامیستها پیشنهاد می کنند که به منظور اجرای صحیح قواعد شریعت از تفسیر علما استفاده شود. به این ترتیب علما به سطح داوران قانون اساسی ارتقا می یابند که البته چنین وضعیتی کابوسی است برای مصریان لائیک. در گزارشات شرکت کنندگان در شورای تدوین قانون اساسی صحبت از بحث در مورد تقلیل سن ازدواج دختران از 18 سال به 14 سال و یا حتی به 9 سال می رود. شورای عالی داوری قانون اساسی به عنوان تنها نهادی که امکان منحل کردن شورای تدوین قانون اساسی را داشته است خود منحل شده است. این امید نیز بر باد رفته است. به این ترتیب است که اکنون رادیکال ترین اسلامیستها در صحنه سیاست روزمره حضور فعال دارند.
واعظینی نظیر واگدی قونیم که لائیک ها را کافر می شمارد و خواستار مجازات مرگ براي آنها است.
یا سلفیستهای تندروی نظیر مورگان سلیم الگوهری که از بابت حضور در مراسم انفجار مجسمه های بودا در افغانستان به خود می بالد. الگوهری چندی پیش در یک مصاحبه تلویزیونی خواستار آن شد که مصر هم "سمبل های ارتداد" خودش را نابود کند:اهرام و تمام بت هایی را که از زمان فراعنه باقی مانده اند.
آيا اين حرفها بيان پريشان فكري فردي است؟
براي جواب به اين سوال بايد توجه داشت كه امروزه در مصر تندروهايي كه در زمان مبارك در زندان بودند با اعتماد به نفسي بي سابقه در برنامه هاي تلويزيوني حضور مي يابند. به گمان عبدلجلیل الشارنوبی، عضو سابق اخوان المسلمین، این جمعیت حتی به تندروترین سلفیستها هم راه می دهد چرا که به حمایت آنها احتیاج دارد. الشارنوبی باور ندارد که اختلافات به شیوه های مسالمت آمیز قابل حل باشند و پیش بینی می کند که بزودی بین جناحها درگیریهای خشونت آمیزی رخ خواهد داد. و معتقد است که سوء قصد به جان او نیز ادامه خواهد یافت.
الشارنوبی در دوم نوامبر از یک سوءقصد جان سالم به در برد. دو مرد نقابدار اتومبیل او را از جاده خارج کردند و او را به مسلسل بستند تا این که بالاخره کمک رسید. در مورد این حادثه هیچگاه تحقیقی صورت نگرفت ولی الشارنوبی خودش خوب می داند که چه کسانی پشت این سوءقصد ها هستند.

برگشت

letzte Änderungen: 1.7.2017 10:27