Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

احمدی نژاد به دو بیماری اختلال روانی دچار است


برخی روانشناسان ایرانی و خارجی که رفتار و کردار احمدی نژاد را به دقت بررسی کرده اند به این باور رسیده اند که او به دو اختلال روانی دچار است: از یک سو نارسیسیم دارد. یعنی به خود شفیتگی دچار است و از سوی دیگر بیماری Hyper-Active-Schizophrenia دارد- یعنی دوپارچگی حاد شخصیتی. احمدی نژاد، خطر برای ایران، منطقه و جهان

با آنکه برخی سران رژیم از گزارش محمد البرادعی در مورد برنامه های اتمی ایران سرمست شده اند و آن را یک پیروزی می دانند، بسیارند دیگر مقامات رژیم که نگرانی خود را پنهان نمی کنند و از حساس بودن اوضاع و سرنوشت ساز بودن هفته ها و ماههای آینده سخن می گویند و از سیاست های شتاب زده و مطالعه نشده محمود احمدی نژاد انتقاد می کنند و او را فرد نابخردی می دانند که ممکن است حکومت را از لبه پرتگاهی که در برابر آن قرار گرفته، به پائین پرتاب کند.

بزغاله خواندن مخالفان و حتی انتقادگران دولت از جانب احمدی نژاد، تنها یک جنبه بسیار کوچک قضیه است. حتی خائن لقب دادن آنانی که معتقد شده اند حکومت باید در سیاست اتمی خود نرمش نشان دهد- و گرنه سرش سخت به سنگ خواهد خورد، چندان دلهره آور نیست. نگرانی در آن است که احمدی نژاد فاقد سلامت عقلانی است و یک سلسله خصوصیات اخلاقی دارد که او را به دیکتاتورهای دیگر زمان شبیه می کند که همگی سرنوشت تلخ داشته اند، ولی برای کشور خود نیز مصیبت آفریده اند و دنیا را با فاجعه روبرو کرده اند.

احمدی نژاد سخت بر این باور است که او گزیده پروردگار برای رهبری نه تنها ایران، که سراسر جهان است. از آنجا که طبقه روشنفکر ایران و عامه مردم او را دفع کرده و نپذیرفته اند، از یک سو می کوشد با زبان اوباش خود را بر پائین ترین طبقه مردم محبوب گرداند، و همزمان در سخنانش- در هر فرصت- به موعظه دینی می پردازد و به قالب افراد مذهبی درمی آید و از آنها تقلید می کند.

خانم فاطمه رجبی همسر آقای غلامحسین الهام صریحا می گوید که لقب آیت الله برای احمدی نژاد بسیار مناسب است و می گوید: این امداد الهی بود که احمدی نژاد در سه نوبت در سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا حاضر شد و سخنرانی کرد، و می گوید: سخنان احمدی نژاد کار بردی چون عصای موسی داشت (همان عصائی که در برابر فرعون معجزه می کرد).

ولی تنها خانم رجبی دوانی نیست که چنین می اندیشد. احمدی نژاد خود باور دارد که با پروردگار در تماس مستقیم است و چندی پیش هنگامی که اطرافیانش پرسیدند او چگونه نسبت به پیامدهای فلان مطلب چنین با اطمینان سخن می گوید، گفت: من با خدا در ارتباط مستقیم هستم! شوخی هم نمی کرد.

او اطمینان دارد که مهدی موعود به زودی ظهور خواهد کرد و هتل جمکران را برای پذیرائی از او آماده کرده است و هنگامی که افرادی این چنین سخنان را به انتقاد می گیرند، آنان را بزغاله می خواند و می گوید آنان فهم و درک این معجزه را ندارند.

محمود احمدی نژاد هنگام سخنرانی در سازمان ملل هاله نور دور سر خود می بیند و دروغپردازیهای خود در سخنرانی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک را یک پیروزی بزرگ می داند- و از واکنش های منفی آمریکائی و جهانی و از انتقادهای گزنده رئیس دانشگاه پیش از آغاز سخنرانی او غافل می شود.

در حالی که همگان می گویند سیاستهای اقتصادی و اجتماعی احمدی نژاد با شکست قطعی روبرو شده، او برعکس ادعا می کند که بهترین رئیس جمهوری دنیاست و در کیاست و درایت نظیر و همتا ندارد- و با گستاخی ادعا می کند که سران بیش از صد کشور از او درخواست کرده اند بیآید و مملکت آنان را هم اداره کند!

او در سخنرانی فرمایشی خود در دانشگاه علم و صنعت چنین وانمود می کند که توانسته است همه مسائل ایران را بخوبی حل کند- و افزوده می گوید: اکنون باید چمدان ببندیم و خود را برای ماموریت های جهانی آماده کنیم- و می افزاید: باورم این است که آخرین حرکت امروز آغاز شده و خداوند اراده کرده است تا ما بینی قدرتمندان عالم را به خاک مذلت بمالیم.

احمدی نژاد با این سخنان علنا و صریحا به جهان اعلام جنگ می دهد.

او در سخنرانی چند ماه پیش خود در مراسم گشایش نمایشگاه هنرمندان نقاشی ایران گفته بود: دو هنر والا در دنیا وجود دارد که یکی جهاد و دیگری شهادت است. یعنی انسان به دنیا آمده است که دائما جنگ کند و باید آماده کشتن و کشته شدن باشد. از دیدگاه او زندگی انسانها مجموعه ای از همزیستی و دوستی و همکاری و برادری نیست، بلکه جنگ دائم اسلام و کفر، نیکی و بدی، الله و شیطان است.

او در مراسم گزینش بهترین کتاب جنگ ایران و عراق می گوید: تجلی ارزشهای دفاع مقدس (در جنگ با عراق) یک مکتب کامل برای تحقیق یک زندگی سعادتمند برای کل بشریت بود.

بزرگ نمائی و جمله پردازی یکی از خصوصیات اخلاقی و یکی از علائم اختلال عقلانی افرادی است که این گونه شعارمآنه سخن می گویند.

احمدی نژاد در دیدار با کارمندان وزارت اطلاعات می گوید: در مسیر اجرای دستورات الهی، با هیچ احدی نباید رودربایستی داشته باشید.

مسلما خود اوست که این دستورات الهی را مستقیما دریافت می کند و یا برای رسیدن به آنها به تفسیر و تعبیر موازین شرع و نوشته های قرآن مجید می پردازد- گرچه این ترفند را از بالاهای خود فرا گرفته که هر چیزی را که به سودشان باشد به اسلام و قرآن و اراده الهی نسبت می دهند و هر چیز را که برایشان جنبه منفی دارد، برچسب صهیونیسم و دشمن و آمریکا و کفار و استکبار بر آن می چسبانند.

برخی روانشناسان ایرانی و خارجی که رفتار و کردار احمدی نژاد را به دقت بررسی کرده اند به این باور رسیده اند که او به دو اختلال روانی دچار است: از یک سو نارسیسیم دارد. یعنی به خود شفیتگی دچار است و از سوی دیگر بیماری Hyper-Active-Schizophrenia دارد- یعنی دوپارچگی حاد شخصیتی.

اگر احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران نبود، می توانست سالیان دراز علیرغم این دو اختلال روانی به زندگی ادامه دهد- ولی تاریخ نشان داده که چنین افرادی وقتی در راس قدرت قرار دارند، بیماریشان ممکن است برای مردم و برای وطنشان و برای جهان فاجعه آمیز باشد.

آدولف هیتلر نیز از سلامت عقلانی برخوردار نبود. او نیز اختلالات روانی داشت و دیدیم که چگونه دنیا را به خاک و خون کشید- و با آنکه در سالهای آخر جنگ جهانی دوم برایش مسلم شده بود که جنگ را می بازد، هنوز به بزرگ بینی و درشت گوئی و تخیلات عالم هپروت ادامه می داد- و عاقبتش را همگان می دانند.

یوزف استالین نیز بیمار شیزوفرنی ( دو پارگی شخصیت) در حد مزمن داشت و دیدیم که چگونه صدها هزار نفر را به مرگ کشاند و میلیون ها نفر را تبعید کرد و موجب مصیبتی عظیم برای مردم اتحاد شوروی شد. نیازی نیست نام دیکتاتورهای جنون زده دیگری چون پل پوت و دیگران را ببریم.

چنین افرادی دروغ گوئی را یک امر مکروه نمی دانند. بلکه دروغ از دیدگاهشان وسیله ای مشروع برای رسیدن به هدف است.

احمدی نژاد با گستاخی می گوید: من گوجه فرنگی را در سبزی فروشی دم خانه کیلوئی 1500 تومان می خرم و آنانی که ادعا می کنند دو هزار تومان است، درست نمی گویند.

با گستاخی می گوید: پرزیدنت پوتین پیام اتمی به تهران نیآورده بود.

با گستاخی در دانشگاه کلمبیا ادعا می کند که در ایران همجنس گرا وجود ندارد.

قاطعانه ادعا می کند که پرونده ایران در شورای امنیت بسته شده است.

لجوجانه اعلام می دارد که هیچ خطر جنگ وجود ندارد.

پای می فشارد که آمریکا جرات حمله نخواهد داشت و ادعا می کند که امام زمان پشت سر او ایستاده و از او حمایت می کند.

برای رئیس جمهوری ابرقدرت جهان نامه می فرستد که بیآئید مسلمان شوید و از رفتار کفرآمیز خود دست بردارید.

به صدراعظم آلمان نامه می نویسد که چرا شما به جنایات پدران خود اعتراف می کنید و مسؤولیت آن را به عهده می گیرید؟ انکار کنید!

احمدی نژاد به ریاست جمهوری اکتفا نمی کند. او می خواهد همه رژیم را ببلعد. خوب می داند که در ساختار سیاسی حکومت ایران، اختیارات رئیس جمهوری از سطح معاون نخست وزیر در کشورهای دیگر فراتر نمی رود و ظاهرا این رهبر حکومت و ولی فقیه است که اختیارات را در دست دارد.

آیت الله خمینی در سالهای نخست انقلاب هر هفته گروهی مردم را از سراسر ایران به اقامتگاهش دعوت می کرد و برایشان به سخنرانی می پرداخت تا محبوبیت و مقبولیت یابد. احمدی نژاد که هنوز تا این حد گستاخ نشده (با آنکه از حمایت کامل سپاه پاسداران برخوردار است) خود به سفرهای استانی و منطقه ای دست می زند تا محبوبیتی را که طبقه روشنفکر و دانای ایران از او دریغ کرده، در میان مردم شهرستانها بیابد و فردا که کرسی رهبری رژیم خالی شود خود بر آن اریکه تکیه زند.

در این راه یک رقیب در برابر خود می بینید و او علی اکبر هاشمی بهرمانی ملقب به رفسنجانی است و برای آنکه صدای اعتراض او را خاموش کند، در نطق سه ساعته خود در دانشگاه علم و صنعت تهدید می کند که اگر رفسنجانی زبان به انتقاد و اعتراض بگشاید، فساد مالی او و خانواده اش را افشا خواهد کرد. احمدی نژاد می گوید: خیال نکنید کسانی که در حال حاضر میلیادر و نو کیسه هستند سابقه انقلابی نداشته اند. او افزوده می گوید:

افرادی را می شناسم که دوبار میلیاردر شده و هر بار نیز شکست خورده اند- (شاید اشاره به شکست رفسنجانی در انتخابات پارلمانی و انتخابات ریاست جمهوری) و پس از این مقدمه، بدون ذکر نام هاشمی رفسنجانی می افزاید: فردی برای به دست آوردن ثروت ها تمامی قوانین کشور را زیرپا گذاشته است.

جنگ قدرت، در حکومت ایران در اوج خود ادامه دارد- ولی نگرانی این است که فردی چون احمدی نژاد که می کوشد همه قدرت را در دست خود متمرکز سازد، با آن خصوصیات رفتاری و ذهنی که به بخشی از آن اشاره کردیم، ممکن است ملت ایران را به جنگ یاجوج و ماجوج و کشور ایران را به ویرانی و فاجعه بکشاند!

شنبه17.11.2007
از تارنمای رادیو اسرائیل

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر
18.11.2007 منشه امیر
]

برگشت

letzte Änderungen: 1.3.2017 1:39