جک لیتون دبیر کل حزب دموکرات جدید کانادا درگذشت ؛ برایان تاپ جدی ترین کاندید رهبری سوسیال دمکراتهای کاناداگردآوری و تنظیم: مهدی مرعشی
آخرین نبرد جان گیلبرت لیتون که بسیاری او را به نام جک میشناختند، به سرانجام رسید؛ او در سن شصت و یک سالگی پس از سالها درگیری با بیماری پروستات در تورنتو درگذشت. او که در آخرین انتخابات توانسته بود به نتیجه ای درخور دست یابد و نگاهها را به حزب دموکرات نوین باز معطوف کند، این بار مغلوب مرگ شد.
او رهبر حزب دموکرات جدید بود؛ حزبی سیاسی در کشور کانادا با فلسفه سوسیال دموکراسی و گرایشهای سوسیالیستی دموکراتیک معتدل. این حزب در انتخابات اخیر توانست تعداد کرسیهای خود را دو برابر کند.
یکی از اهدافی که جک لیتون از ابتدای عروج به رهبری حزب بر آن تأکید میکرد، نفوذ حزبش درون بزرگترین استان کشور بود که پیش از آن هیچ راهی به آن نداشت: یعنی کبک. هدفی که در سال ۲۰۰۶ با انتخاب توماس مولکر به عنوان یکی از نمایندگان مونترال به آن نایل شد، اما شاید خیلیها ندانند که خود لیتون متولد و بزرگشده همین استان بود.
دکتر امیر خدیر در یاداشتی که برای «هفته» ارسال کرده درباره درگذشت جک لیتون چنین نوشتهاست: «با از دست رفتن جک لیتون، من و خانوادهام، دوست خوبی را از دست دادیم. مردی با افق بلند و پر مهر، که در نهایت جان خود را فدا کرد. فدای تمام امیدهایی که بخش عظیمی از طرفداران صلح و عدالت در جامعه روی دوش او گذاشته بودند. از بزرگی و زحمات او بسیار میتوان گفت. در این روزها فقط بخشی از آنان را خواهیم شنید. ولی این را باید بگویم که برای من شگفت این بود که وقتی جک با کسی صحبت میکرد، آن شخص در آن لحظه، برای او، مهمترین فرد در دنیا بود. به انسانها، مهمتر، به هر انسان، اهمیت و شخصیت میداد. او با سربلندی با سرطان مبارزه کرد و با سربلندی جان داد. خاطره او جاودان و یادش گرامی باد.»
آرش عزیزی روزنامهنگار و همکار شهروند تورنتو، همزمان با دوران مبارزات انتخاباتی گذشته، به معرفی این سیاستمدار سوسیالیست پرداخت. در ادامه خلاصهای از اطلاعات ارائه شده در آن مقاله آمدهاست.
او در ۱۸ جولای ۱۹۵۰ در شهر مونترال به دنیا آمد. پدرش، رابرت لیتون و مادرش، دوریس الیزابت استیوز نام داشتند. جک در شهر هادسون در همان نزدیکی بزرگ شد که جامعهای مرفه و عموماً انگلیسیزبان است. او در دبیرستان هادسون به عنوان رئیس شورای دانشآموزی انتخاب شد و در کتاب سال دبیرستان پیشبینی شده بود که روزی سیاستمدار میشود.
در دانشگاه مکگیل، در جایگاه نخبگان انگلیسیزبان کبک، درس علوم سیاسی خواند و آنجا جزء انجمن برادری سیگما چی بود، چیزی که در سابقه کمتر سیاستمدار چپگرایی پیدا میشود.
یک سالی از ازدواج نگذشته بود که خانواده جوانِ لیتون به تورنتو نقل مکان کرد تا جک در دانشگاه یورک درس دکترای علوم سیاسی بخواند. او در دانشگاه خوش میدرخشید و خیلی زود عازم تدریس در دانشگاه رایرسون شد. در دانشگاه هم استاد بود و هم فعال اجتماعی در زمینههای مختلف. ریشه مهمترین و معروفترین کتابی هم که نوشته، به فعالیتهای همین سالها برمیگردد، کتابی در مورد پدیده بیخانمانی که همچنان از مهمترین کتابها در این زمینه است.
لیتون در سالهای تحصیل و تدریس در یورک و رایرسون با خیلی از چهرههای سیاست تورنتو آشنا شد، از جمله دو نفر از شهرداران سابق و وقت تورنتو، جان سوئل و دیوید کرامبی. احتمالاً آشنایی با آنها بود که باعث شد لیتون در سطح شهری وارد سیاست شود.
در سال ۱۹۸۲ بود که برای اولین بار قدم به عرصه سیاست انتخاباتی گذاشت و موفق شد یکی از نمایندگان مرکز شهر، گوردون چانگ، را مغلوب کند و وارد مجلس شود. آقای چانگِ راستگرا که حرفهاش دندانپزشکی بود تنها ۲ سال بود که به شورای شهر وارد شده بود، اما نفوذ بسیاری در تیتیسی داشت و انتظار شکست او نمیرفت.
این آغاز درخشش لیتون در صحنه سیاستِ بزرگترین شهر کانادا بود. او به سرعت به یکی از محبوبترین و معروفترین اعضای شورای شهر بدل شد و طولی نکشید که در فضای ظاهراً بدون حزبِ شورای شهر به عنوان رهبر چپها شناخته شد. پروژه ساخت اسکایدم که آمد، لیتون از سرسختترین مخالفان بود، مسأله بیماران ایدزی که مطرح شد (و در آنسالها مثل امروز آگاهی چندانی در موردش وجود نداشت) لیتونِ سیوچندساله از پرشورترین مدافعان و حامیان بود.
در ۵ فوریه ی ۲۰۱۰ بود که خبری لیتون و همه مخالفان و موافقانش را درون حزب شوک زده کرد. پزشکان تشخیص دادند که او سرطان پروستات دارد. لیتون و همسرش چاو با شجاعتی که به راستی کمنظیر بود با این خبر مواجه شدند. لیتون به همگان یادآوری کرد که پدرش، رابرت، هم همین نوع سرطان را ۱۷ سال پیش گرفته و موفق شده از آن رهایی یابد. الیویا چاو نیز چند سال پیش از آن سرطان خفیف تیروئید داشت و از پس آن برآمده بود. لیتون پس از هفت سال رهبری حزب، انرژی زیادی برای حزبش گذاشته بود، اما این بار هم وعده داد که تا آخر در نبرد میماند و یک روز هم از نمایندگی مجلس و رهبری اندیپی استعفا نمی دهد. جک و الیویا در این نبرد نیز در کنار یکدیگر ایستادند. شاهدان عینی و دوستان خانوادگی آنها می گویند فداکاری پشت صحنه چاو در این میان بینظیر بود و به لیتون کمک کرد با وجود کمکردن وزنی که هر کس او را میدید، متوجه آن میشد، در صحنه بماند و سکان رهبری حزبش را حفظ کند.
در ۲۵ مارچ ۲۰۱۱، دولت هارپر در حالی سقوط کرد که توسط یکی از کمیتههای مجلس برای اولینبار در تاریخ کشورهای مشترکالمنافع به «تحقیر پارلمان» محکوم شده بود. لیتون پیش از انتخابات باز هم شرایطی را اعلام کرده بود که در صورت پذیرش آنها توسط دولت، حاضر است به بودجه رأی مثبت دهد و کشور را عازم انتخابات نکند، اما بودجهای که ارائه شد چنین چیزی در خود نداشت و کانادا وارد چهارمین انتخابات در طول قریب هشت سال رهبری لیتون بر اندیپی شد.
چندی پیش از او راجع به مقاله نشنالپست پرسیده بودند که میگفت لیتون سوسیالیسم را کنار گذاشته است. جک لیتون در پاسخ گفت: «مزخرف میگویند. من سوسیالیست هستم و به آن افتخار میکنم.»
مشاورِ جک لیتون به دنبال جانشینی او
رقابتِ برای انتخاب رهبر ان دی پی آغاز شد
سوت کشیده شد و رقابت، آغاز شد. آنچه خیلی نیودموکراتها میگفتند شایعاتِ ساخته و پرداختهی گلوب اند میل است در آخر کاملا درست از کار در آمد
برایان تاپ، رئیسِ اداری حزب نیودموکراتِ کانادا، دوشنبهی این هفته با حضور در کنفرانسی مطبوعاتی در اتاوا نامزدی خود را برای جانشینی جک لیتون به عنوان رهبر ان دی اعلام کرد. تاپ این تصمیم را تنها سه روز پس از آن گرفت که نشستِ شورای فدرالِ حزب در اتاوا قوانین شرکت در رقابت برای رهبری را اعلام کرده بود.
طبق این قوانین نامزدها برای ورود به رقابت باید 15 هزار دلار بپردازند و حقِ خرجِ حداکثر 500 هزار دلار را دارند. کنوانسیون انتخاب رهبری در نمایشگاه ملی کانادا واقع در تورنتو در روز 24 مارسِ سال آینده برگزار خواهد شد. برای اولین بار در تاریخ حزب، هر عضو یک رای خواهد داشت و اتحادیههای کارگری، که در انتخابات گذشته 25 درصدِ کل آرا را به صورت اتوماتیک در اختیار داشتند، رای ویژهای نخواهند داشت
تاپ در فکر رهبری ان دی پی
تاپ گفت به عنوان رهبر حزبش با هارپر در پارلمان مقابله میکند و در سال 2015، دولت محافظهکار او را پایین میکشد تا به مبارزهی جک لیتون برای “عدالت اجتماعی” ادامه دهد.
استراتژیستِ دیرین حزب که از نزدیکترین مشاورین پشت پردهی لیتون بود در همان کنفرانسِ آغازین خود دو متحد کلیدی را در کنارش داشت. یکی فرانسوا بویوین، نمایندهی گاتینوی کبک که پیش از این خود از نامزدهای احتمالی به شمار میرفت و دیگری اد برودبنت، رهبر تاریخی حزب که پیش از لیتون موفقترین کارنامهی انتخاباتی را داشت. برودبنت، که او را میتوان ریش سفید نیودموکراتهای سراسر کشور دانست، در سال 2003 نیز از لیتونی حمایت کرده بود که مثل تاپ بیرون از پارلمان بود و در پیروزی او نقش مهمی داشت.
تاپ با تاکید بر اینکه میخواهد راهِ جک لیتون را ادامه دهد گفت: “کسی نمیتواند جای جک را بگیرد اما میتوانیم اینگونه او را بزرگ بداریم که کسب اطمینان کنیم رویایش برای عدالت اجتماعی هرگز از میان نمیرود. وعدهی من امروز این است.”
تاپ در پاسخ به این سئوال که آیا لیتون چنین پیشنهادی به او داده یا نه زیرکانه پاسخی داد که نه “آری” بود و نه “نه”. او گفت در ماه های آخر زیاد به دیدنِ لیتون رفته و “خیلی حرفها” زدهاند اما او نمیخواهد آن حرفهای خصوصی را برملا کند.
تاپ متولد حومههای ساحل جنوبی مونترال است و تسلط کاملش بر دو زبانِ رسمی از نقاط قوتش به شمار میآيد. بخصوص با توجه به اینکه 59 نفر از 102 کرسی کنونی حزب در مجلس از کبک هستند.
او سالهای سال در اتاقهای پشتی ان دی پی نقشهای مهم مدیریتی، مشورتی و اداری بازی کرده. او به همراه الیویا چاو و آن مکگرت، رئیس دفترِ لیتون، یکی از سه نفری بود که به او کمک کرد نامهی مشهور خود خطاب به مردم کانادا را تنظیم کند. علیرغم همهی اینها اما او تا به حال هیچ سمتِ انتخابی عمومی نداشته است
برایان تاپ در کنار جک لیتون بود که او اعلام کرد موقتا کناره گیری می کند
اد برودبنت اما هنگام حمایت از تاپ اعلام کرد “گسترهی تجربه و قضاوتِ سیاسی” او در هیچ نامزد دیگری پیدا نخواهد شد.
تاپ هفت سال حضور خود به عنوان معاون رئیس دفتر ری رومانوف، نخستوزیر ساسکاچوان، را از نقاط قوتش دانست که باعث شده او بداند “قلبِ” دولت موفق ان دی پی کجا است. او پیش از این برای آدری مکلافلین، رهبر حزب، و دیوید میلر، شهردار تورنتو، نیز کار کرده است.
رئیس کنونی حزب که گفت از این سمت خود استعفا میدهد، تاکید کرد که تا به حال به دلیل خانواده و دو پسرِ کوچکش وارد سیاستِ انتخاباتی نشده اما وعده داد که چه ببرد و چه ببازد، نامزدِ ورود به مجلس شود. اما وعده نداد که حتما به دنبال کرسی جک لیتونِ فقید در شرق تورنتو برود.
تاپ روزِ سهشنبه برای سفری دو روزه عازم ونکوور، بزرگترین شهر بریتیش کلمبیا، در غرب کشور شد. او در کنفرانس خبری خود که در مرکز نمایشگاههای ونکوور برگزار میشد مدعی شد این غربیترین استان کشور “از خیلی جهات، قلب و روحِ حزب ما است.” او با اشاره به اینکه بیشترین اعضای حزب از این استان میآیند (یک سوم کل اعضا) گفت هیچ کس رهبر نمیشود مگر اینکه عملکرد خوبی در این استان داشته باشد.
جان هورگان، دان بلک و میشل مانگال، نمایندگان مجلس استانی، و جوی مکفیل، رهبر سابق حزبِ استانی و وزیر دارایی سابق استان، با حضور در کنفرانس حمایت خود از تاپ را اعلام کردند.
حزب محافظهکار در یادداشتی داخلی که برای اعضای خود فرستاده بود با اشاره به سمت تاپ به عنوان مدیر اجرایی اتحادیه هنرمندان سینما، تلویزیون و رادیو او را به عنوان “رئیس سندیکا با روابط عمیق سندیکایی” معرفی کرد که “هرگز نخواهد توانست از جانب تمام کاناداییها صحبت کند.”
تاپ در پاسخ به سئوال خبرنگاران در این مورد گفت: “من به جنبش سندیکایی افتخار میکنم. کار ما هر روز حمایت از مردم زحمتکش است. ما از بنیانگذاران حزب نیودموکرات هستیم و مکررا در خیلی استانها انتخاب شدهایم در حالی که این واقعیتِ حزبمان بوده است و همین کار را در سطح فدرال نیز میتوانیم انجام دهیم.”
ورود تاپ باعث میشود توماس مولکر، معاونِ لیتون و از نمایندگان ارشد حزب در کبک، دیگر مزیت خاصی به صرف عنوان کبکی بودن نداشته باشد. از طرفی تاپ میکوشد علاوه بر اتکا به ریشههای کبکی خود به فعالیت های گسترده اش در غرب کشور نیز اشاره کند.
پیتر جولین، لیبی دیویس و ناتان کولن، همگی نمایندگان بریتیش کلمبیا، از دیگر افرادی هستند که امکان ورودشان به رقابت مطرح است. پل دوار و پگی نش از انتاریو و مگان لزلی از نوا اسکوشیا از دیگر نامهای مطرح هستند. منابع داخلی به شهروند گفتند نش، نمایندهی “پارکدیل-های پارک” در تورنتو به احتمال قریب به یقین وارد خواهد شد. لزلی گفته این هفته تصمیم خود را اعلام خواهد کرد.
www.hafteh.ca/canada-news/5029-jack-layton-passed-away.html -
http://www.shahrvand.com/?p=17415
|