نخستين مواجهه ايرانيان با انديشههاي سوسيال دموكراتي
|
|||||
|
باري «از اينجا و ديگر نكات مقاله (...) ديده ميشود كه مولف آن در هرحال با حسنظن چنداني به كمونيستها و سوسياليستها نگاه نميكند.»(11) اما شايد بتوان بهجرات مدعي شد كه اولين جرقهها توسط كساني چون محمدامين رسولزاده در سال 1906ميلادي برابر با 1285 زده شد كه براي نخستينبار در روزنامه «ايران نو» (ارگان حزب دموكرات ايران كه خيلي زود پرتيراژترين روزنامه تهران نيز شد) با مقالات علمي خود اصول ماركسيسم را تبليغ ميكردند.(12) با پاگرفتن انقلاب روسيه در اكتبر 1917 به رهبري لنين و پيوستن و ايفاي نقش كساني چون آويتيس سلطانزاده(13)، ابوالقاسم لاهوتي و چند نفر ديگر در اين انقلاب، سرزمين پارتها به يكي از اهداف كمونيستهاي روسيه براي تحقق آرمانهاي سوسياليستي بدل شد. بهطوري كه تريانوسكي بهسال 1918 در اثر خود بهنام انقلاب و شرق مدعي شد كه: «اين كليد حياتي انقلاب شرق (ايران) بايد در دست ما باشد؛ ... ايران بايد متعلق به انقلاب كمونيستي باشد.»(14) جالب اينكه با پيروزي انقلاب اكتبر در 1917، موانست بيش از يكسده ايرانيان با دين اسلام نيز نتوانست مانعي براي تحقق بخشي از اين خواسته باشد، هرچند تاريخ ثابت كرد كه حاكميت ماركسيسم بر ايران بهدليل موقعيت ژئوپلیتيك مذهبي حاكم بر آن عملا غيرممكن است اما بههرحال حاكميت كمونيسم بر نظر و عمل بخش عمدهاي از روشنفكران ايراني كه سوداي عدالت در سر داشتند امري غيرقابل انكار است. بهطوري كه رهبران «حزب عدالت» در كنگرهاي كه از 22 تا 24 ژوييه 1920 با حضور 14 نماينده (متشكل از كمونيستهاي كهنهكاري چون ميرجعفر پيشهوري، كامران و بهرام آقايف، آويتيس سلطانزادهو...) در شهر انزلي برگزار شد، به اين نتيجه رسيدند كه اسم حزب «عدالت» را به «فرقه كمونيست ايران» تغيير داده. با برنامه مشخص تعيين بخشهاي مختلف فرقه، كميته مركزي فرقه كمونيست ايران انتخاب شد و تصميم گرفت كه «از جنبش آزاديبخش ملي جنگليها كه در اين زمان به رهبري ميرزا كوچك خان در گيلان رشد ميكرد پشتيباني نماید.»(15) شايد بتوان نهضت جنگل به رهبري ميرزا كوچكخان جنگلي را نخستين تجربه انقلابي ايرانيان با مشخصهها و مولفههاي سوسياليستي و در عينحال نخستين فرصت كمونيستها براي آزمودن نظريه صدور انقلاب در كشورهاي تحت استعمار دانست؛ تجربهاي كه با پايهگذاري جمهوري شوراي گيلان(16) در ژوئن 1920 برابر با 14خرداد 1299 توسط ميرزا كوچكخان آغاز و بهدليل تغيير سياست خارجي شوروي در مورد ارتباط با دولت ايران به يكي از تلخترين تجربههاي انقلابي در يكصدسال اخير بدل شد. چيزي حدود 10سال پس از مرگ ميرزا كوچكخان و شكست جنبش جنگل، حكومت رضاخان در ژوئن 1931 برابر با 22 خرداد1310 براي مقابله با اشاعه كمونيسم در ايران، لايحه «مجازات مقدمين عليه امنيت و استقلال كشور»(17) را براي تصويب به مجلس شوراي ملي برد كه خيلي زود بدل به قانون شده و بازداشت و زنداني شدن بسياري از اعضاي حزب كمونيست ايران و ديگر ماركسيستها از جمله رضا روستا، سيدجعفر پيشهوري، آرداشس آوانسيان و... را در سالهاي قبل و بعد از تصويبش در پي داشت. اما مهمترين چهره تبليغ ايدئولوژيهاي ماركسيستي در ايران دكتر تقي اراني بود. به اين معني كه رويكرد او بهجاي تمركز روي آموزش كادرهاي حزبي مانند قبل [حزب همت و فرقه كمونيست ايران] و بعدش [احزاب و سازمانهايي چون توده و چريكهاي فدايي خلق و...]، بر آموزش علم سوسياليسم متمركز شده بود. اراني كه جزو نخستين دانشجويان اعزامي به اروپا در دوره رضاشاه بهشمار ميرفت در 1923/1301 جهت ادامه تحصيل در رشته شيمي عازم برلين آلمان شده و سرانجام در 19 دسامبر 1928 با دفاع از پاياننامه خود در رشته شيمي از دانشگاه برلين فارغالتحصيل شده در 31دسامبر همان سال برابر با دهم دي 1307 به ايران برگشت.(18) با بازگشت اراني حلقهاي تئوريك شكل ميگيرد كه با انتشار نشريه دنيا(19) سعي دارد به شكلي علمي و در عين حال كاملا تخصصي انديشههاي ماترياليستي را تبليغ كند تا مبادا ماموران حكومتي از محتواي آنچه در اين مجله منتشر ميشود، مطلع شوند. اوج فعاليتهاي اراني و همقطارانش (موسوم به 53 نفر) مربوط به سالهاي 1933 تا 1935 ميلادي (برابر با 1313 تا 1315 شمسي) است. البته ذكر اين نكته لازم است كه درزمان تحصيل اراني در آلمان، نشريات ماركسيستي فارسيزبان چون «پيكار» و «ستاره سرخ» در آن كشور فعالانه به نشر و تبليغ انديشههاي ماركسيستي درميان دانشجويان ايراني مقيم اروپا ميپرداختند و شايد از رهگذر مطالعه همين نشريات (كه پيش از ظهور نازيسم و در زمان جمهوري وايمار تحت فشار ديپلماتيك ايران انتشار آنها متوقف شد) و ارتباط با كساني چون بزرگ علوي و مرتضي علوي او نيز نقشي در فرقه جمهوري انقلابي ايران ايفا كرده باشد. باري با تصويب قانون «مجازات مقدمين عليه امنيت و استقلال كشور» در12 ژوئن 1931 برابر با 22 خرداد1310 كه فعاليت كمونيستي در ايران غيرقانوني اعلام شد «اين مجله [دنيا] تنها كانالي بود كه از طريق آن انديشههاي ماركسيستي در آن اشاعه مييافت.»(20) هرچند بسياري در اينكه اراني با كمينترن ارتباط داشته و به نحوي خود يكي از دلسپردگان حزب كمونيست روسيه بوده يا خير تشكيك ايجاد ميكند اما چنديپيش يرواند آبراهاميان سندي منتشر كرد كه حكايت از وابستگي اين گروه به كمينترن داشته است. اين سند چندان جدي گرفته نميشد(21) تا اينكه اخيرا خسرو شاكري اسنادي از «فرقه جمهوري انقلابي ايران» مربوط به سال 1928 در كتاب خود تحت عنوان «تقي اراني در آينه تاريخ» منتشر كرده كه از وجود يك ارتباط محكم بين اين فرقه و كمينترن حكايت دارد(22) با دستگيري اراني و يارانش در ارديبهشت 1316 اين تحركات ماركسيستي خاتمه يافته، گروه او از هم پاشيده شد. مرگ اراني در 14بهمن سال 1318 زير شديدترين شكنجههاي جسمي و روحي ماموران شهرباني تهران بهعنوان نقطه عطفي در جنبش ماركسيستي ايران بهشمار ميآيد. |
|||||
|
پينوشتها: |
|||||
| برگشت | |||||
letzte Änderungen: 20.1.2012 11:20 |
|||||
