فراموش نمی کنیم روزی زنان مبارز ایران در مقابل نخست وزیری تجمع کردند و بانگ اعتراض به اعمال فاشیستی حزب الهه که زیر شعارهای " یا روسر یا توسری " زنان را سرکوب میکردند ، بلند کردند.در حمله ای که حزب الهه به زنان در مقابل کاخ نخست وزیری کرد زنان را ضرب و شتم کرده و زن مبارزای در حملات چاقوکشان و آدم کشان حزب الهی کشته شد.
یک روز بعد از این فاجعه یکی از دوستان حزبی ما به پایگاه ستاد فرماندهی چریک های فدائی " خلق " به خیابان میکده رفته و با آنها در مورد ضرورت حمایت از زنان در مقابل حزب الهه و مقابله با سرکوبی ها آنها به واکنش دعوت کرد.
نمایندگی ما از آنها خواست چون دیگر تشکلات در مقابله وهجوم دستجات فاشیستی مذهبی که آسایش را از زنان کشورمان ربوده بودند، آنها هم وارد عمل شوند و در اورگان سیاسی شان عملیات سرکوب زنان را تقبیح و محکوم کننند.
رهبران این تشکیلات ببر کاغذی در پاسخ به رفقای ما گفته بودند:
" مسئله حقوق زنان بعد از پیروزی انقلاب در دستور نیروهای انقلابی قرار خواهد گرفت از این رو از آنجائیکه انقلاب در شرف تحقق است و به درجات پایانی خود نرسیده است،جایز نیست که ما امر حقوق زنان را مقدم شمرده و با دشمنان حقوق زنان رودرروئی پیدا کنیم ."
برای ما جای تأسف بود که جریانی که خود را مدافع حقوق بشر قلمداد میکرد بر حسب حفظ منافع قدرت اجنبی در ایران دفاع از حقوق مدنی و انسانی نیمی از مردم ایران را به دست فراموشی سپرده بود. وابستگی جریان های چپولوف در درون ایران به قدرت های استعماری چون روسیه شوروی برای آنها اراده تصمیم گیری نکذاشته بود. جریان چپلوف ایران نه توان و نه اراده تصمیم گیری داشت و فقط از موضع زاویه تأمین منافع روسیه شوروی به مسائل جاری ایران نگرش داشتند.تضاد آنها تضاد به قول خودشان خلق و ضد خلق نبود بلکه" تضاد اصلی را در پایکاه سوسیالیست روسیه شوروی و امپریالیسم آمریکا" میدانستند. لذا دفاع از حقوق انسان ها در کشورهای مثل ایران هیچ جایی نداشت و امروز هم برای عوامل روسیه که با رژیم اسلامی هم پیمان هستند جائی ندارد.
همکاری وابستگان به استعمار با یکدیگر برای سرکوبی نیروهای آزادی خواه بعد از قربانی کردن زنان ایران در پیشگاه خداوندگان زن ستیز و پاشیدن خون آنها به پای امامان جهل وبربریت آغاز گردید، دیگر تبانی های آنها با قاتلان و خون خواران حکومتی راه خود را باز کرد.و "انقلابشان" گام بگام ارزش های راستی و حقیقت را در خود بلید.اسلامیست های جنایت پیشه در زندان ها به دختران خرد سال و زنان در اسارت اول تجاوز کرده و بعد آنها را شکنجه داده و نهایتا"آنها را به قتل می رساندند.ستون های پنچم روسیه شوروی با لو دادن مخالفان حکومت اسلامی زندان ها را پر میکردند و سلاخان اسلامی فرزندان ایران زمین را مثل ماموران اس اس در آشویتس شب و روز نخست به آنها تجاوز و بعد شکنجه و بعد به قتل میس رسانندند.انبانی از جنایات بر زنان و مردان ایران زمین فقط کار حزب اله به تنهائی نبود هم دستان آنها در روشن نگاه داشتن کوره آدم سوزانی حکومت اسلامی و برای جلوگیری از جامعه مد نی و دمکرات زیر الغاب کمک به "انقلاب" هیزم انسانی را با جاسوسی و معرفی مخالفان
برای رژیم تهیه میکردند .
در پیروی چنین سیر و فضای ستم مضاعف به زنان ایران است که رژیم اسلامی ، سنگ سار زنان شکنجه و اعدام آنها را در دستور کار خود قرار داده و خود را موجه میشناسد که بر سرنوشت زنان کشورمان حتی تا مسائل خصوصی ، لباس پوشیدن آنها دخالت مستقیم کند.تشکلات زنان ایران و یا و حداقل خواسته های آنها با اعمال رعب و خفقان سرکوب میگردد.
سیاست های زن ستیز حکومت اسلامی در جامعه مزید بر علت ستیز جامعه مرد سالار با زنان گردیده است.تا جائی که مردان با تبانی دستگاه های اجرائی حکومت مذهبی به زنان ستم روا میدارند، اختلافات خانواده ها اکثرا" از بی حقوقی زنان در جامعه ناشی میشود. زنان کشورمان مورد تجاوز ،ضرب و شتم مردان قرار میگیرندوبیدادگاه های حکومت اسلامی اکثرا"قربانیان جنایات که زنان هستند را مجازات میکنند و حتی جنایتکاران حاکم حکم اعدام زنانی که در مقام دفاع از خود در مقابل مردان متجاوز بر آمده اند را، صادر میکنند.
آخرین جنایات رژیم تبهکار اسلامی دستگیری 33 زن در ایران است که در اعتراض به به حکم 5 زن مبارز در مقابل یک دادگاه است .
زنان بازداشت شده به نشانه اتحاد و همبستگی با پنج زن ديگر فعال حقوق بشر، که محاکمه آنان در تهران در جريان است، تظاهرات ميکردند. اين پنج زن به" اقدام عليه امنيت ملی و شرکت در يک اجتماع غير مجاز" در ژوئن گذشته متهم شده اند.آن اجتماع برای اعتراض به قوانين تبعيضی عليه زنان برپا شده بود. هرچند که زنان ایران برای مطالبات سیاسی و اجتماعی خود پیگیرانه در حال مبارزه اند و قربانی های بسیاری در این راه داده اند ولی به اعتقاد ما بر عکس نظر پردازان ستون پنجم رژیم که الغاب دهان پر کن "چپ"- بخوانید چپلوف- بر خود گذاشته و 28 سال است با حکومت زن ستیز اسلامی چانه بر سر امتیازی حتی" کوچک میزنند، معتقدیم که تدمین حقوق زنان فقط در استقرار مناسبات دمکراسی و آزادی و جامعه قانونمند متصور است و نه در حیات رژیم قرون وسطائی اسلامی.
از این رو باید برای براندازی این حکومت با تمامی امکانات موجود ملی و بین المللی کوشید.باید جنگ افروزان و جنایتکاران حاکم با قهر مردمی پائین کشیده شوند. به کانون خانواده ها باید به آسایش و امنیت و رفاه و ثبات که حقوق زنان و دختران میهنمان در آن تأمین است بر گردانده شود. رژیم جنایتکار و فاسد اسلامی شالوده خانواده ها را با توسعه فقر و فحشاء متلاشی گردانیده است .آثار این فاجعه را میتوان در چهره دخترهای فراری ار خانواده هایشان و یا فحشاء در میهن دهید.کانون خانواده اساس شالوده کشور و کشور داری است وکشوری پایدار خواهد ماند که خانواده های سالم و مرفع و زنان با حقوق شهروندی و قانونی داشته باشد. رژیم اسلامی دشمن کانون خانواده ودر مسیر فروپاشی دائم آن است در اساس باید گفت که قداربدان و چاقوکشان در حکومت اسلامی کشور ما را در سیر تدریجی فروپاشی به جلو میبرند. دولت مردان حکومت طایفه ای میاندیشد. قبیله ای خون خوار و جنایتکار در پیرامون خود جمع کرده است.این قبیله دزدان ، جنایتکاران راه زنان اسلامی زن ستیز و برده فروش و برده خرند مشتی دزد و جنایتکار اجنبی پرست در حکومت اند که بر مردم ایران ظلم و فساد میکنند.لذا برای آزادی زن ایرانی و التیام کانون خانواده های ایرانی رژیم اسلامی را هرچند با پرداخت هزینه ای گران باید از اریکه قدرت به پائین کشید و آن را با حکومتی دمکرات ، آزاد و قانونمند جای گزین کرد.
حزب سوسیال دمکرات ایران
8 مارس 2007
برای دیدن تظاهرات زنان ایران بمناسبت روز 8 مارس سال 1979 و فریاد های آزادی خواهی آنها این ودیو را نگاه کنید.
HTTP://VIDEO.GOOGLE.DE/VIDEOPLAY?DOCID=8842589185458786745&HL=DE
|