Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بار 22 بهمن روز پیروزی مردم ایران و یا شوربختی آن



در سال 1357 مردم ایران در مسیری که بتوان تغییرات اساسی در مناسبات سیاسی ساختار دیکتاتوری حکومت شاه
ایجاد کرد و آن را با بدیل دمکراسی جایگذین نمود کوشیدند که تحولی در این مسیر ایجاد نمایند.بخاطر عدم وجود تشکیلات انسجام یافته ای با سنت دمکراسی و بر خورداری از رهبری معتقد به سکولاریسم و ارزش های دمکراسی بود که ، بخش بزرگ نیروهای سیاسی و رهبری آنها در بازی ها و ترفندهای جنایتکاران مذهبی شراکت مستقیم و غیر مستقیم داشتند .این شراکت موجب تقویت طیف مذهبیون و تداوم کار آنها تا گرفتن قدرت دولتی
گردید.

کشورهای استعماری می کوشیدند که در گیرودار وضع نابسامان کشورمان که سرنگونی رژیم در جریان بود ، نفوذ و جایگاه خود را در ایران با وسیله عوامل شان قوام بخشند.به همین منظور ستون های پنچم قدرت ها در ایران از هیچ زد وبندی با عناصر مذهبی که از خلع رهبری سیاسی دمکرات و ملی سود میجوستند، ابائی نداشته و با زد بندهای پشت پرده از زمانی که رهبر گروهای تروریستی حاکم خمینی در پاریس اقامت جست ، علیه منافع و مصالح ایران توطئه کرده و چنانچه همه می دانند شاهپور بختیار که نقطه آغازین نخستین تغییرات اساسی در کشور بحساب می آمد را ، با توطئه عوامل شوروی و عوامل به اصطلاح ملی که خود افرادی مذهبی متوهم غیر سکولارو خورافی و متحجر بودند ، راه را برای او مسدود و میدان را برای فاشیسم مذهب در ایران هموار کردند.
اسلامیست ها ی ضد ایرانی و فاشیستی با تکیه به حمایت های جریان های نامبرده گام به گام آزادی های احیاء شده ای که مردم ایران برای دست یابی به آن قرن ها برایش مبارزه پیگیر کرده بودند را از مردم ایران گرفتند و جامعه را دیگر بار از تمامی حقوق شهروندی محروم کردانیدند.


پیام قاطبه مردم ایران در سال 57 یک چیز به همراه داشت و آن :" شاه سلطنت کند و نه حکومت"دستگاه های اجرائی کشور برای مردم قابل کنترل باشند و نهادهای سیاسی و اجتماعی باید در کشورمان آزاد بوده تا بتوانند حکومت را ادواری با آرای مردم تغییر دهند . در مجموع حرکت 57 قیام برای استقرار دمکراسی و آزادی حکومت قانونی بود .
عوامل استعماری برای جلوگیری از یک تحول ژرفای سیاسی و اجتماعی سد راه شده و رایکالیسم استبداد و فاشیسم را تقویت کرده و شعار دمکراسی و آزادی خواهی را که هدف قیام سال 57 بود میان راه رها کردند.جاه طلبان چپ و راست فرصت را غنیمت شمارده به خود ریش پشم آویختندو یک شبه مسلمان دو آتشه شده بر خر مرادخود سوار گردیدند.
همزمان
برای نیروهای وابسته به استعمار جریان های وابسته به فاشیسم مذهبی آلترناتیو حکومتی و راهبردی آینده ایران شدند.

نیروهای "چپ" متحجر و عقب افتاده و به ویژه بخش بزرگ وابسته به روسیه شوروی به نیروی کمکی مذهبی ها تبدیل و در عین حال برای از میان برداشتن نیروهای معتقد به دمکراسی به دست فاشیست های مذهبی ، برای آنها جاسوسی و خبری چینی کرده و مخالفین را به دست جلادان و قصابان اسلامیست می سپردند تا آنها را دفع فیزیکی کنند..این جریان ها با اعتقاد بر اینکه "تضاد اصلی تضاد میان سوسیالیسم و امپریالیسم است " چون پیمان هیتلر - استالین ، به اردوگاه فاشیسم پیوستندو هیتلر زمان آن دوران یعنی سال 57 خمینی از حمایت همه جانبه متحجران عقب افتاده به "چپ" ایران برخوردار گردید. "چپ" ها که ما آنها را چپولوف می نامیم ، تمامی ویژه گی های خواسته های تاریخی ایرانیان را به دست فراموشی سپردند و بدنبال فاسد ترین اقشار اجتماعی ایران روان گشتند.
اسلا میست ها با شروع جنگ 8 ساله که آن را نعمت الهی برای آتیه حکومت خون و فساد خود میدانستند ، نیروهای مخالف خود را گام به گام قتل عام کرده و فساد اسلامی شبهه خود را بر ایران پهن کرد.

سایه شوم حکومت اسلامی آنچنان در ایران افکنده گردیده است که بیکاری ، فقر، فحشاء ، اعتیاد و دها دیگر معضله اقتصادی و اجتماعی بر قاطبه مردم ایران فشار دائم وارد آورده به طوری که بخش از مردم باید با یک وعده غذا در روز شکم خود را سیر کنند.در چنین فضای فقر و اختناق بیش از 150 هزار نفر نیروی متخصص ایران را هر ساله ترک کرده و ایران تهی از نیروهای کار آمد می گردد. فراری دادن مغزها از ایران دسیسه حکومت اسلامی به سود کشورهای استعماری است. رژیمی که صنایع کشور را تخریب ، نیروهای سازنده آن را یا در سیاه چالهای قرون وسطا اسلامی در اسارت نگاه داشته و یا شکنجه و اعدام میکند ، زنان یک کشور را از تمامی حقوق مدنی محروم می نماید ، به زنان و مردانش در زندانها تجاوز میکند،و مخالفان رژیمش را پشت درب بسته محاکمه کرده و حکم اعدام آنها را صادر میکند، آیا میتوان با این وصف با واژه های کاذب و ایدولوژیکی عوامل استعمار از " انقلاب 57 " سخن به میان آورد .تحلیل های کودکانه و عقب افتاده بخشی از متحجران که مدعی اند " انقلاب را آخوندها از آنها دزدیده اند"
میتوان رخ دادهای 28 ساله گذشته را انقلابی خواند.کدام انقلاب ؟ کدام انقلاب که بر پایه ذهنیت آگاهانه توده مردم به وجود آمد؟این انقلاب از کدام ذهنیت آراسته با آرمانهای مردم سالاری و دمکراسی و آزادی تزئین کردیده است که بعد از 28 سال بخشی از "چپ" متحجر هنوز از انقلاب سخن به میان می آورد .آیا مردم ایران از اوان 57 به دنبال ایجاد تحجر ، فساد و تبهائی همه جانبه مشتی جنایت پیشه بودند؟ اگر ملتی ناخودآگاه بلحاظ عدم وجود عامل ذهنی اش ارباب خانه خود نباشد ، تحت سلطه فاشیست حکومتی قرار بگیرد ؛ میتوان هنوز از انقلاب سخن به میان بر آورد. ؟ پاسخ این است که نه .
از دریچه همین نگارش ارتجاعی است که هنوز بخشی از جریان های چپولوف با حکومت جنگ افروز فاسد و تبهکار اسلامی از در مماشات وارد میشوند و برای آن توجیهات تئوری شده می بافند ، تا بتوانند ارتباطات خود را با رژیم توجیه و به بقاء نکبت بار حکومت اسلامی تداوم بخشند.بخش بزرگی از این نوع حامیان رژیم ضد مدرنیسم وضد ارزشهای روشنگری ،ضد کشورهای غربی اند،لذا آسایش خود را در اردوگاه فاشیسم دیده و آن را ترجیح میدهند چون خود اعتقاد به مناسبات اومانیستی ، دمکراسی و آزادی ندارند. در غیر اینصورت باید از این جریان ها پرسید چکونه است که از طرح سرنگونی و یا براندازی رژیم فاسد اسلامی تفره میروند. مگر نه اینکه تمامی ترفندهای رژیم اسلامی را از عمل کردهای " سردار سازندگی" تا" اصلاح طلبی" و آخرین جنایتکار تیر خلاص زن آنها " دولت مهرورزی" را تجربه کردند؟ هنوز از استعمال واژه" انقلاب57 " استفاده میکنند. هرچند که زورنسبی ابزار تغییرات و سرنگونی رژیم شاه بود ولی توجیه واژه "انقلاب" به بیراه بردن اذهان و توجیهه جنایات رژیم است. که همچنان رژیم خود را به برکت ستون های پنجمش انقلابی می داند و بیدادگاهای فاشیست های اسلامی تحت نام " دادگاهای انقلاب " هرروز جنایت میکنند.
در راستای توجیح اوضاع 57 جریان چپولوف رسالت عمل کرد خود و جانیان اسلامی چاره ای دیگر جز استفاده از واژه انقلاب نمی بیند.
حال رژیم وابسته به استعمار در چالش های ماجراجویانه خود که با آن کوشش آن دارد که با غنی سازی اورانیوم و ساختن بمب اتم صدارت خود را در مقابل مردم ایران و جهانیان ابدی کند، و جهان و ایران را در کمان تیررس بمب اتم خود قرار دهد،با تصویب قطعنامه شماره 1737 شورای امنیت سازمان ملل که نشانه ای است از مقابله جهانیان در مقابل بلندپروازی های حکومت فاشیستی مذهبی اسلامی ، مردم ایران و منافع و مصالح آنها است که در معرض خطر های ناشی از تحریم و احیانا" جنگ قرار خواهد گرفت.رژیم برای پیش بر این منظور پای روسیه را آنچنان به مسائل ایران کشیده است که گویا کشورمان به یک نو مستعمره دولت پوتین و روس ها تبدیل گردیده است، دقیقا" این سیاستی است که کشور ما تهی از استقلال گردیده است.روسیه برای حفظ منافع خود رژیم نوکر صفت و جنایتکار اسلامی را در اهدافش تشویق میکند و چنانچه جنگ و تخریب در ایران روی بدهد این کشور مثل جنگ 8 ساله از آن سود خواهد برد.

راهبردها و گزینه ای که میتوانند برای جلوگیری از بحران همه جانبه تحریم اقتصادی وتهدیدات جنگ احتمالی مورد نظر باشد به اعتقاد ما تنها در محور براندازی و یا سرنگونی تمامیت حکومت جنایتکاران و دزدان اسلامی باشد.
هر حرکتی که منجر به الغای مناسبات حاکم در ایران گردد بخاطر لجام گسیختگی صفاک گونه اسلامیست ها حکومتی ، باید به استقبال آن رفت.باید در نظر داشت رژیمی که ثروت های کشور را یا به دزدی میبرد و حکومتی که بیش از 44% از در آمدهای نفتی کشور را پیش از اینکه به حساب بانکی دولت واریز گردد می دزدند و رژیمی که آنچنان اقتصاد کشور را ورشکسته گردانده است که به گفته آمار رسمی رژیم 80% ذخیره ارز ی اش از در آمد نفت تأمین میشود و در کشوری که آموزگاران و فرهنگیان آن و کارگران و دیگر زحمتکشانش در فقر زندگی میکنند، با وجود میلیارد ها در آمد ارزی از نفت، این رژیم ضد مردمی و جنایتکار که رسالت تاریخی اش خدمت به" اسلام ناب محمدی" بوده که همانا جنایت نسبت به حقوق مردم ایران است ، پایان یافته است وباید آن را از میان برداشت.
برای گرفتن نفس گاه رژیم جنایت پیشه با اعتصاب کارگران نفت باید صدور آن قطع شود ، رژیم اسلامی و ضد مردمی را باید از امکانات مالی برید . شاه رگ مفتخواران انگلی حکومتی بریدن شریان نفت است.ما با این وسیله از دانشجویان، کارگران، معلمان، زنان و جوانان میهن و دیگر زحمتکشان کشورمان دعوت میکنیم برای پایان دادن به رژیم جنایت پیشه اسلامی عزم راسخ برای قیام همگانی در مسیر برا ندازی رژیم کرده و بدو ن تأ ثیر پذیری از تهدید ها و ارعاب گماشتگان حکومتی و یا تبلیغات کاذب آنها ، به عمر فساد و تباهی آنها خاتمه داده مسیر را برای ایرانی آزاد ، دمکراتیک و سکولار هموار نمائید.


حزب سوسیال دمکرات ایران
06.02.2007

]

برگشت

letzte Änderungen: 3.11.2011 3:59