
ایران باید برای این سیاست امپریالیستی 3 نسل قربانی میداد و همچنان گرفتن قربانی از ایرانیان هر 4 سال یک بار به زعم حکومت به دست یکی از منتصبین حکومتی که قدرت را در اختیار میگیرد ادامه خواهد داشت . در سال های نخست قدرت در دست نیروهای فاشیستی اسلامی جنگ ایران و عراق رابه عمد بعد از آزادی خرمشهر ادامه دادند و این جنگ خانمان سوز 8 سال ادامه پیدا کرد.
دوران سازندگی دورانی از ترور حکومتی توسط باندهای حاکم به سرکردگی رفسنجانی بود. باندهای تروریستی حکومتی هر کدام به قدرت خیز میکردند تا اینکه یا با فشار بین الملی روبرو میگردیدند و یا فشار در درون ایران بر آنها شدت میگرفت . بطوری که باید جایگزینی نو صورت میگرفت . یکی از ثمره های عملیات تروریستی حکومتی انتصاب خاتمی بعد از حکم دادگاه میکونوس بود .دسته و گروه اصلاح طلبان حکومت به ادعای خود برای تعدیل ترور و ارعاب آمدند و 8 سال برای رژیم جنایتکاران فرصت خریدند . دولت خاتمی به قول خود او پست ریاست جمهوری"یک تدارکاتی بیش نبود ".او مدعی شد که جناه های دیگر برای دارودسته او هر 9 روز یک بحران ساختند .و بالاخره باند نظامیان احمدی نژاد زیر نام دولت مهرورزی قدرت را مصادره کرد، تاراج منابع ایران به نفع قدرت های استعماری و تخریب صنایع ایران به نفع مشتی سرمایداران تجاری که فقط وارد کننده اجناس تولیدی کشورهای صنعتی جهان به ایرانند ،ایران را به سراشیبی سقوط اقتصادی کشانید. بطوری که محمد خاتمی وضعیت ایران را نگران کننده ،غیر قابل دفاع و نیازمند تغییر فوری توصیف میکند.و میگوید :" وضعیت کشور در حوزه های مختلف اقتصادی ،بین المللی و اجتماعی وخیم ، نگران گننده غیر قابل دفاع و نیازمند تغییر فوری است."
در حال حاضر 4 عامل حکومتی برای کشاندن مردم به پای صندوق های انتصاباتی حکومت قول های دروغ به مردم میدهند. دارودسته کروبی به دا نشجویان قول میدهند که چنانچه کروبی را انتخاب کنند 75 درصد از شهریه دانشجویان دانشگاه آزاد به صورت وام به آنها پرداخت خواهد شد.
جنایتکار حرفه ای محسن رضائی قول میدهد چنانچه انتخاب شود " به زنان خانه دار حقوق خانه داری خواهد داد." او میگوید :" این از آن رو است که زنان در تولید ناخالص ملی سهم چشمگیر و قابل محاسبه دارد."
رضائی همچنان قول داده است که " او چنانچه بتواند انتصابات را به نفع خود مصادره کند در دولتش پست های کلیدی به زنان کشور خواهد داد و آنها را در امور اداری کشور و مدیریت مراکز می کمارد و از آنها استفاده خواهد کرد ."
احمدی نژاد تروریست گفته است: که قصد دارد با حذف یارانه های سوخت، ماهانه ۶۰ تا ۸۰ هزار تومان به هر ایرانی بپردازد و به این ترتیب به هر خانوار ایرانی، بر اساس محاسبۀ رئیس جمهوری، حداقل ۳۰۰ هزار تومان کمک نقدی ماهانه خواهد رسید. پس از این اظهارات احمدی نژاد که دروغ و ریائی بیش نیست ، طرفداران مهدی کروبی گفتند که وعدۀ رئیس جمهوری کپی تغییر یافتۀ طرحی است که مهدی کروبی در انتخابات نهم ریاست جمهوری ارایه داده بود و قرار بود به موجب آن ماهانه ۵۰ هزار تومان به هر ایرانی پرداخت شود. کروبی بحث حقوق شهر وندی بهائیان را به میان میکشد و میخواهد از حقوق آنها حمایت کند.
میرحسین موسوی ، وعده داد که در صورت پیروزی در انتخابات با بردن لوایح ضروری به مجلس در قوانین ناعادلانه و تبعیض آمیز مربوط به زنان بازنگری خواهد کرد.، همچنین در صورت پیروزی تلاش خواهد کرد گشت های ارشاد را از خیابان ها برچیند. محمود احمدی نژاد را متهم کرده بود که «آبروی ایرانیان را در سراسر جهان میبرد» به طوریکه به گفته وی به دلیل اتخاذ سیاستهای «نسنجیده» گذرنامههای ایرانی «در طراز کشوری مثل سومالی قرار گرفته است».او مدعی است که پیگیری سیاست «تنشزدایی» از سوی او تداوم پیدا خواهد کرد.
آنچه مسلم است فریبکاران دزدان و عوامل استعمار در حکومت اسلامی طی 3 سال اخیر بیش از 300 ملیارد دولار در آمدهای نفتی را بدون آنکه خود را ملزم به پاسخگوئی به حساب رسی در مقابل مردم ایران بدانند به چپاول برده اند و نتیجه در آمد سرشار از نفت برای مردم ما بیکاری و فقر بوده است .
چگونه 4 کاندیدات حکومتی میخواهند " پول نفت را در صورتی که و برغم نصف شدن درآمدهای نفتی در چشم انداز سال های آینده از منابع دیگر متصور نیست به قول خود وفادار بمانند.
اما، در حالی که علاوه بر رئیس جمهوری، دیگر نامزدهای مهم انتخابات ریاست جمهوری وعدۀ توزیع پول نفت به رأی دهندگان می دهند یا باصطلاح محمود احمدی نژاد قول می دهند "پول نفت را بر سر سفرۀ مردم بیاورند"، ناظران می گویند که به علت عدم سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز، به ویژه در چهار سال اخیر دیگر درآمد نفتی برای توزیع میان مردم نمانده است. بر اساس گزارش ها، صادرات نفت ایران در سراسر امسال معادل سال ۱۳٤۶، یعنی معادل ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز خواهد بود که با فرض بهای ٥۰ دلار در ازای هر بشکه نفت، حداکثر درآمد ارزی که نصیب کشور خواهد شد از ۳٥ میلیارد دلار تجاوز نخواهد کرد. پس بنابراین باید نتیجه گرفت که تمامی وعده های 4 عنصر حکومتی در تقسیم در آمد نفت دروغی بیش نیست .
وعده های انتخاباتی توزیع پول از دو زاویۀ دیگر نیز جالب توجه است : نخستین آن اعتراف ضمنی است به تشدید نابرابری و شکاف طبقاتی در سال های اخیر : بر اساس نماگرهای بانک مرکزی حکومت اسلامی ضریب جینی –شاخص میزان نابرابری- که طی سال های ۱۳۶۱ تا پایان ١٣٨٣ به طور آرام رو به کاهش گذاشته بود، در سال های ١٣٨٤ تا پایان ١٣٨٦ از ٣٩٩٦/٠ به ٤٠٤٥/٠ افزایش یافته در حالی که در چهار سال گذشته، به گفتۀ حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام، درآمدهای نفتی و غیرنفتی دولت نهم ٣٥٨ میلیارد و ۹٤٤ میلیون دلار بوده است.
در این حال، همزمان با نصف شدن درآمدهای نفتی، صادرات غیرنفتی ایران دچار کاهش چشمگیر شده و قادر به تأمین منابع ارزی قابل توجه نیست. حمید حسینی، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران می گوید که "صادرات غیرنفتی در چهار سال اخیر رشد چندانی نداشته و حتا در برخی بخش ها شاهد کاهش میزان صادرات یا صفر شدن آن نسبت به سال های گذشته نیز بوده ایم به طوری که بر اساس آمار می توان میزان صادرات سال ٨٧ را در زمینه نفتی ٨٢ میلیارد دلار و غیرنفتی ١٨ میلیارد دلار برآورد کرد."
علاوه بر صنایع فولاد، آلومینیوم، سیمان و پتروشیمی، دولت نهم با صفر کردن تعرفه واردات زیان های بسیاری نیز به تولیدکنندگان صنایع غذایی و کشاورزی ایران وارد آورده است. ایران که یازدهمین تولیدکنندۀ میوه جهان بوده است در سال گذشته ٦٠٪ نیاز غذایی خود را از خارج تأمین کرد که این نه تنها خلاف قوانین برنامۀ چهارم توسعه است، بلکه نیز اکنون امنیت غذایی و حتا سیاسی کشور را تهدید می کند.
بیکاری بیش از 18 % و میانگیر سن بیکاری بین 18 الی 30 سالگی نسلی جوان را حکومت اسلامی در مقابل خود دارد .بیش از 14 ملییون مردم ایران زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند.دینامیت برای تغییرات اساسی در کشور و سقوط حکومت دزدان و جنایتکاران اسلامی با اوضاع بر شمرده در اوضاع وصف شده نهفته و هر لحظه میتواند منفجر گردد.
سیاست خارجی رژیم اسلامی تشنج آفرینی وبر آشیل چالش های بیمار گونه با جهان است .رژیم اسلامی در سیاست غنی سازی اورانیوم از خود شفافیت نشان نداده و قصد شفاف سازی را هم ندارد .جهان به ویژه کشور اسرائیل حیات خود را در دسترس تهدید حکومت اسلامی میبیند .وحشت از رژیم اسلامی از سیاست لجام گسیخته تشنج آفرینی و نژاد پرستی ایدولوژی آن علیه خانواده ملل و به ویژه کشور اسرائیل ناشی میشود. قدرت های جهانی برای ضربه آوردن به رژیم اسلامی و پیش گیری از هرنوع عملیات تحریک آمیز ستون های پنچم خود را در ایران سازمان دهی کرده اند.پاسخ به سیاست های تروریستی و تخریبی حکومت اسلامی تقویت نیروهای قومی و دینی با امکانات مالی و لجستیکی در منطقه خاورمیانه و ایران است .گروه های تجزیه طلب زیرعناوین طرح مسئله فدرالیسم و قوم گرائی نژادی زیر عنوان "ملت" و " هویت طلبی " و طرح تجزیه تا استقلال مناطق ایران در آبشخارسیاست های قدرت های نو استعماری حرکت و به پیش رفته اند.برای پیش گیری از توطئه قدرت های استعماری و امپریالیستی با هدف حفظ یک پارچی و تمامیت ارضی کشورمان ،تغییر سیاست خارجی برای منافع و مصالح ملی امری ضروری و فوری است .از اینرو رژیم اسلامی در کلیت اش باید برچیده شود و حکومتی مردمی که ترکیبی از ارادیه تمامی طیف ها و اقشار اجتماعی است قدرت و اداره کشور را به دست گیرد.حکومتی که با هرنوع تعبیض جنسیتی ،نژادی پرستی قومی ،دینی و ملیتی مبارزه نماید .
میدانیم که رژیم انیرانی از همه فرصت ها برای ماندن بر قدرت و چپاول ایران بنفع خود و مفت خوران و انگل های اسلامیست با بکار گیری با ابزار متداول 30 سال گذشته ارعاب، خفقان ، شکنجه ، سنگسار و قتل های حکومتی میکوشد با تمامی امکاناتی که در دست دارد حکومت خود را حفظ کند،از این رو برای فرجه دیگری به پروژه پردازی به وسیله عوامل وابسته به میدان آمده است .
گروه های وابسته به حکومت اسلامی استوانه قدرت خود را بخاطر فقر طبقاتی در خطر میبینند. در سایه اقتصاد ویران شده ایران تشدید بیکاری،فقر ،فحشاه ، اعتیاد برای جلوگیری از انحطا ط و فروپاشی مناسبات حاکم به دنبال توطئه نو و خریدن وقت هستند.بخشی از وابستگان حکومت میکوشند تغییرات رادیکال را در ایران سد کنند.برای این منظور گفتمان مطالبه محور بدیل اصلاحات شکست خورده جناه های حکومتی را به میان کشیده اند.
پروژه "گفتمان مطالبه محور" طرحی ارتجاعی و در ادامه پروژه ارتجاعی "اصلاح طلبان " رژیم اسلامی است. طرحی است در فردای شکست دوم خرداد و با همان اهداف، و این بار تحت لوای پروژه ای دیگر به میدان آمده است . در این حرکت بخشی به اصلاح مخالفان رژیم میکوشند بر امواج آن سوار شده تا شاید بتوانند از برکت آن در ایران، فضائی برای خود آماده گردانند.آنها مردم ایران را تشویق مینمایند تا به پای صندوق های انتصابات حکومتی بروند. ستون های پنچم رژیم در لباس مخالفت با حکومت، مردم را برای رفتن به پای صندوق های آرا، حکومت تشویق میکنند.ولی مردم ایران با آگاهی به ریا و دروغ باند های وابسته به حکومت در تداوم رژیم با دادن رای خود هرگز تمایل نخواهند داشت .
آنچه مسلم است هیچ طرحی جز براندازی نمیتواند تغییراتی در ایران ایجاد نماید،که منجر به شکوفائی اقتصادی ،الغای فقر و بیکاری،ترور و تروریست حکومتی،شکنجه ،سنگسار، تجاوز،و اعدام گردد. از این رو وظیفه ملی و میهنی است که مردم ایران در روز انتصابات حکومتی در خانه های خود بمانند وبا این گزینه پاسخ رد به فریبکاران و جنایت پیشگان حکومت اسلامی به دهند.
پیش بسوی براندازی حکومت اسلامی برقرار باد آزادی و دمکراسی .
حزب سوسیال دمکرات ایران
01.06.2009
|