
سرنگون باد حکومت اسلامى٬ زنده باد آزادی و دمکراسی
قیام ۵٧ عليه حکومت ديکتاتورى گذشته براى آزادى و دمکراسی و از بین بردن فقر و تبعيض بود. مردم حق داشتند که ظلم نخواهند٬ ساواک نخواهند٬ فقر و سرکوب نخواهند٬ و زندگى بهترى را خواستار شوند، اما به این مهم نرسیدند . و آنچه سر کار آمد دقیقا نفی تمام تلاشهای جامعه برای دمکراسی و آزادی بود. یک جریان فاسد و ارتجایی تاریخی که برای مردم میهنمان جز پیامی از تاریکی و جهل و ستم با خود بهمراه نداشته بر اریکه قدرت تکیه زد.
مردم ایران قیام نکردند که به عقب برگردند٬ کارگران براى اسلام اعتصاب نکردند٬ زنان براى حجاب و تحکيم مردسالارى و قوانين ضد زن و دین سالاری بميدان نيامدند. سرنگون شدگان و بقدرت خزيدگان قیام ٥٧ را تحريف ميکنند ،چون هردو تاريخأ نيروئى عليه اراده آزادی و دمکراسی و اهداف تغییرات بنیادی بنفع مردم جامعه ما بوده و هستند.درقیام ۵٧ کارگران و زحمتکشان دلیر تأسیسات نفتی با اعتصاباتشان کمر رژيم گذشته را در هم شکستند ، اما کارگران و زحمتکشان و از طرفی روشنفکران ملی و میهنی نه حزب سياسى واقعی خود را داشتند و نه خود را آلترناتيو قدرت سياسى ميدانستند. قیام مردم برای دمکراسی و آزادی شکست خورد چون جريان ارتجاعى خمينى – بازرگان ابتکار عمل سياسى را از دست حرکت مدرنيته -آزادی خواهی و دمکراسی را از دست طیف های پیشرفته و تجدد خواه جامعه بیرون آورد و نام این تحول را به انقلاب اسلامی مهر کوبيدند. جريان های اسلامى را آمريکا و دولتهاى غربى سرکار آوردند که تا ديروز متحد رژيم شاه بودند. اما وقتى فهميدند که ديگر شاه را نميتوان بر اریکه لرزان قدرت نگهداشت با دسیسه های قبلی و ارتباطاتی که دستگاه های امنیتی کشورهای غربی و روسیه شوروی با باندهای مذهبی ،فاشیستی اسلامی داشتند از وحشت دمکراتیزه شدن ایران و تعیین سرنوشت توسط مردم ایران بر جامعه خود و جلوگیری از نیروهای رها شده خلاق کشورمان در پیشرفت ،توسعه ،صنعت، عمران و تولید، جنایت کاران اسلامی را برای قالب شدن بر قدرت حمایت و پشتیبان شدند.
خمينى و شرکا را به مردم روی دوش اپوزيسيون مرتجع ملی- اسلامی حقنه کردند.دسیسه کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا آن بود که با برنامه از قبل تنظیم شده دولت انتقال از دیکتاتوری شاه به دمکراسی، آزادی و قانون، دکتر شاهپور بختیار را با توطئه سران ارتش ساقط کنند.عوامل عقب افتاده جریان های عشیره ای و فئودال ها در فرانسه به این توطئه ،توسط خمینی در پاریس با یک پیمان نامه با او به این خیانت شتاب بخشیدند. سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به اسارت کشیدن مردم ایران برای بار دوم بعد از کودتای 28 مرداد بود .که این بار نیز لایه های متعفن اجتماعی ایران را به خدمت خود گمارده بود و آن هم دینداران ایدولوژیکی ،نژاد پرستان ، شونیسم های انیرانی و در مجموع تروریست های حرفه ای .
در واقع این تبانی و گزینه قدرت های استعماری در تقویت مرتجعین اسلامی برای گرفتن قدرت تداوم مسیر دیکتاتوری و استبداد در ایران بود.قدرت های استعماری سلطنت شاه را که غیر ایدولوژیکی بود با سلطه دین سالاران جایگزین کردند. رژیم اسلامی قیام کنندگان برای آزادی و دمکراسی را در خون خود غرق کرد . قتل های سال های 60 و 67 را برای حفظ قدرت خود ومنافع قدرت های استعماری با کشتن نسلی که قیام کرده بود به پیش برد . بیش از 5 میلیون ایرانی متخصص و اکثرا" دانشگاه دیده را از ایران به تبعید مجبور کرد.رژیم اسلامی مصائبی را بر مردم طی سی ویک سال گذشته تحمیل کرد که نفسها از بازگو کردنش باز می ایستد!
اما امروز نسل جديدى عليه حکومت اسلامى با قدرت بميدان آمده است. ويژگيهاى دوره امروز با دوران قیام ۵٧ در اساس متفاوت اند. نه وضعيت امروز تکرار قیام ۵٧ است و نه چهارچوبها و افق قیام ۵٧ براى پيروزى آزادی٬ برابری و رفاه کفايت ميکند. آنچه را بايد در مورد قیام ۵٧ تاکيد کرد٬ و بويژه در مقابل خيل "دگر انديشان" متفرقه اسلامى و سکولار - اسلام زده با صداى بلند اعلام کرد؛ دفاع از حقانيت قیام ۵٧ و دفاع از حقانيت عمل تغیر پذیری آن نسل است. حقانيت تلاش براى آزادى و نفى استبداد و ارتجاع را نميتوان با نتيجه آن توضيح داد. همين تلاش تاريخى نسلهاى متمادى٬ يعنى تلاش براى تغيير و ساختن يک دنياى بهتر٬ روندی است که کل تلاشهاى انسانها را براى آزادى و بهتر زيستن بهم پيوند ميدهد. مردم در سال ۵٧ هزاران بار حق داشتند که شاه و حکومت آن را در مسیر دمکراسی و بنیادین کردن دمکراسی تغییر دهند ولی به این نیل نرسیده و ناگام ماندند. ٬ همانطور که نسل امروز هزاران بار حق دارند که ایدولوژی فاشیستی اسلامی را به چالش کشیده و حکومت اسلامى نخواهند و يوغ اسلام که ترکیبی از جهل و خرافه و آدم کشی و دروغ و ریا ،فساد، دزدی ، تبهکاری و جنایات و میهن فروشی و فقر و ورشکستگی است را بدور بياندازند.
براى پيروزى در مبارزه امروز بايد درسها و تجارب قیام ۵٧ را مرور کرد. پيروزى نسل امروز در گرو افقى بلند و آرمانى انسانى و مبارزه اى به اندازه کافى گسترده براى برپائى جامعه اى دمکرات ،آزاد و مرفع است طیف کارگر بخصوص کارگران نفت راديکال ترين نيروى قیام ۵٧ بودند. اعتصاب نفت در سال 57 در روند تغییرات تأثیر بسزائی داشت . اما سهم کارگران انحلال و نابودى شوراهايشان٬ اعدام و کشتار رهبرانشان٬ و در يک مقياس وسيعتر قتل عام آزاديخواهان توسط نیروهای فاشیستی اسلامی در جامعه بود. اينبار جنبش طبقاتی کارگران میهن ما براى پيروزى بايد يک پاى قدرت سياسى باشد و راه حلش را براى آزادى کل جامعه در مقابل جهانيان بگذارد و میخ آخر تابوت رژیم خون خوار اسلامی را بکوبد .. در قیام ۵٧ ناسيوناليستهای اسلامی ، توده ایها وعوامل قدرت های استعماری و دیگر وابستگان به قدرت ها با تصویری از خود زیر عنوان "چپ" پشت جناحى از طیف روحانیت و فئودال ها حاکم رفتند. آنها بخشى ازگروه های مافیائی و تبهکاران اسلامی استثمارگران و بورژوازی تجاری را "خودى" و "ملى" ناميدند و از بازرگان ها و دیگر باند های فاشیستی اسلامی وابسته به خمينى ها دفاع کردند. امروز همان جنبش مردم را به حمايت از موسوى ها و خاتمى ها و کروبیها و گنجیها دعوت ميکند و عليه اراده انقلابى مردم روضه "خشونت" ميخواند.
کارگران٬ زنان٬ جوانان٬ اينبار نبايد اجازه دهند که سازماندهندگان و موئتلفين حکومت وحشت اسلامى٬ برپادارندگان حکومت آپارتايد ضد زن٬ معماران جامعه اى مبتنى بر فقر و گرسنگى و فحشا و اعتياد و بيحقوقى و بى حرمتى٬ شيپور کشان فرهنگ سنتى و پوسيده تازی و عقب مانده اسلامى٬ بار ديگر اختناق و ارتجاع را در قالبى جديد به مردم تحميل کنند.
اين يک درس مهم از قیام ۵٧ است. ما اجازه نخواهیم داد که جریانات راست پرونو استعماری و ملی اسلامی٬ تلاش میلیونها انسان آزادیخواه و برابری طلب را به مسلخ ببرند و بار دیگر ترکیبی از حکومت سلطه گر و اسلامی را با بسته بندی جديدى به مردم تحمیل کنند.
قیام ۵٧ قیام "همه با هم" بود. اينبار ابدا "همه با همى" وجود ندارد. جنبشهاى اجتماعى و سياسى هر کدام در پس اين تحولات ،آينده متفاوتى را جستجو ميکنند. هر کدام ميخواهند شعارها٬ سمبلها٬ پرچمها٬ خواستها٬ و تمايلات خود را شکل دهند و ابتکار عمل سياسى را بدست بگيرند. جنبش دمکراسی خواهی نسل کنونی روشنفکری و کارگرى نيز شعارها٬ سمبلها٬ پرچمها٬ خواستها٬ و آرمانهاى خود را دارد و ميخواهد به تمايلات وسيع مردم زحمتکش حول آلترناتيو جامعه مدنی ، دمکراسی و آزادی پاسخ گوید. این بار نباید اجازه داد که جریانات راست وابسته به قدرت های نواستعماری و ملی – مذهبی ها و چپلوف ها وابسته به روسیه و سازشکاران تحت لوای "اتحاد" ما را از رسیدن به اهدافمان باز دارند.
حکومت اسلامى را مانند دیگر رژيم های دیکتاتوری بايد با قيامى ديگر سرنگون کنيم. اما مسئله اساسى از نقطه نظر ما اينست که چه در پروسه سرنگونى و چه در جدالهاى اساسى پس از سرنگونى٬ نفى حکومت اسلامى به نفى نظم سرمايه دارى تجاری و چپاولگر که با تخریب موئسسات تولیدی و زیرساختارهای صنعت و تولید در ایران بیکاری ، فقر و فحشاء بعنوان منشا کليه مصائب امروز منجرشده است باید با آن برخورد کرده و این طیف تبهکار را که دست طویلی در چپاول کشومان با قدرت های نواستعماری داشته و باندهای بسیج و پاسدار طیف وسیعی از آن راتشکیل داده و در جنایات پیگیر 31 سال گذشته علیه مردم ایران دست داشته اند را از از اقتصاد ایران کوتاه کرد. کارگران برای جفظ منافع خود اينبار متشکل در سندیکا ها و تشکلات کارگری براى کسب قدرت صنفی و سياسى٬ برپائى حکومت رفاه و تولید، براى درهم کوبيدن ارکانهاى نظام سرمايه دارى تجاری حاضر که ساختارهای زیر بنای اقتصاد ایران را ویرا ن و نابود گردانده است و در سیاست خصوصی سازی صنایع ایران را با خودمان بخشی ،و در اساس تخریب و انحلال موئسسات تولیدی به وابستگان ارکان های سرکوب ،پاسدار ، بسیج و دیگر وابستگان نظامی امنیتی رژیم ، هدیه و منجر به تخریب چرخ تولید آنها در مسیر صدور در آمدهای نفتی وسرمایه های کشور به جیب تولیدات دیگر کشورهای جهان سرازیر میکند.با این سیاست ، فقر و بیکاری را بر مردم ایران ارزانی میدارند.این سیاست خائنانه مشتی بی وطن و نوکران استعمار جهانی در حکومت اسلامی است. حزب سوسیال دمکرات ایران معتقد به حفظ منافع ملی ومیهنی مدافع زحمت کشان وباور به برپائى يک نظام دمکراسی ، آزاد، سکولار ، ورفع فقر و ظلم و ایجاد سیستم رفاه اجتماعی بميدان خواهد آمد . این جوهر حزب سوسیال دمکرات ایران است .
قیام ۵٧ و نيروهاى متشکله آن در مقابل سم مذهب و پرچم سياه اسلام سياسى واکسينه نبود. خيل کسانى که در مقابل حجاب سر تعظيم فرود آوردند٬ سرکوب مخالفين سياسى را توجيه کردند٬ و به عقب مانده ترين و انگل ترين قشر جامعه يعنى اسلام و آخوند مکان و احترام و قدرت دادند٬ هنوز به وفور یافت میشوند. اين همان جنبش موئتلف خمينى است که امروز از حجاب و اسلام و "آيت الله هاى خوب" دفاع ميکند. اينبار جنبش انقلابى زنانه سکولار و مدرنيست است و يک شرط پيروزيش درهم کوبيدن هر نوع جريان مرتجع سنتى و ضد زن و تاجر مذهب است. ما براى پيروزى، بايد نظام آپارتايد اسلامى و کليه ارگانهاى قدرت مذهب در قوانين و جامعه را درهم بکوبيم و منحل اعلام کنيم. بعد از فروپاشی رژیم خون خوار اسلامی
امتیاز هائی که مذهبیون در تاریخ از قبال عقب افتادگی جامعه کسب کرده بودند را برای پیشرفت و آسایش مردم از توطئه های مذهبیون الغاء خواهیم گرد.
هم میهنان و آزاديخوا هان !
حکومت جنایتکاران و دزدان اسلامى رفتنى است. کار اين حکومت را بايد تمام کنيم. اراده انقلابى ما همين را تاکيد ميکند و جهانيان بر آن وقوف دارند. رمز پيروزى متشکل شدن و قدرتمند شدن است. قدرت فائقه را بايد با قدرت آلترناتيوى پائين کشيد. متشکل شويد!
شوراهای مسلح محلی در شهر و ده را تشکیل دهید. در مقابل توطئه های نیروهای حکومتی و وابستگان شناخته شده آنها صف آرائی کنید.
شوراهايتان را در کارخانه ها و محلات برپا کنيد! شوراها ارگانهاى مبارزه امروز و ارگانهاى قيام فردا هستند. آزادى را سلطه گران زیر هر نامی ،اسلام و شيخ و آسمان به کسى ارزانى نميکند. آزادى امری ایست مادى و بايد با نيروى مادى انسانهاى ذينفع در آن متحقق شود. آزادى را بايد گرفت و نگهداشت و تثبيت کرد. جنبش انقلابى علیه سلطه فاشیسم اسلامی و عوامل روشن و پنهان آن همراه ميليونها انسان دردمند و تشنه آزادى بايد با حزب سیاسی خودش٬ حزب سوسیال دمکرات ایران ٬ براى کسب قدرت سياسى بميدان بيايد.
در سالروزقیام ۵٧ بر حقانيت عمل انقلابى اين نسل تاکيد کنيم٬ ياد جانباختگان بيشمار اين قیام را گرامى بداريم٬ از درسهاى قیام ۵٧ بياموزيم٬ بر ضعفها و رفع کمبودهاى آن متمرکز شويم٬ و با نيروئى سهمگين تر براى پاسخ دادن به وضعيت امروز بميدان بيائيم. قیام ۵٧ سرکوب درهم کوبيده شد . از دل تحولات امروز بايد انقلاب ضد دین و ضد اسلامی مردم، برای استقرار آزادی و دمکراسی با مناسبات سکولار و لائیسیته متولد شود. با انقلاب مردمی برای همیشه باید اسلام سیاسی در ایران خاموش شود.
دستاور رژیم اسلامی در طول 31 ساله اخیر جنگ، ارعاب ،خفقان،شکنجه،سنکسار ،تجاوز به عنف ترور هم میهنان و تروریست در جهان ،دزدی و چپاول اموال مردم ایران بوده است .فقر و بیکاری ، فحشاء و اعتیاد ، آدم فروشی و آدم ربائی و انبانی از جنایات دیگر است .
ما مصمم هستیم که به یک یک جنایات رژیم اسلامی قتل ها در زندان های رژیم ،عملیات تروریستی و قتل مخالفان در ایران و جهان توسط تروریست های رژیم ، تجاوز به عنف ،شکنجه و قتل ها و دیگر جنایات رژیم اسلامی بعد از براندازی رسیدگی و عاملین و آمرین این جنایات را به دست قانون بسپاریم . جنایت علیه بشریت شامل مرورزمان نخواهد شد و برای این نوع جنایتکاران عفوئی در هیچ قانونی در جهان نو یافت نمی شود .
هم میهنان !
فریب گفتار مشتی شیاد به نام اصلاح طلبان که بخشی از بدنه حکومت اسلامی هستند را نباید خورد.زیرا که حکومت اسلامی اصلاح ناپذیر است.
رژیم اسلامی در کلیت اش جنایتکار بوده و خواهد ماند و از این روست که وظیفه ملی و میهنی است که رژیم سفاک اسلامی که از خون جوانان میهنمان تغذیه میکند ، برانداخته شود .
به حزب سوسیال دمکرات ایران بپوندید .این حزب ضامن تأمین دمکراسی، آزادی ، ایجاد محیط کار و جامعه قانونمند و صلح در منطقه و جهان است .بر پائی فوری حکومتی با مناسبات رفاء ،عدالت اجتماعی ،وتحصیل رایگان ،حقوق بیکاری ،بیمه همگانی، و امنیت اجتماعی و سرمایه گذاری در همه بخش های تولیدی که برای مردم فرصت های اشتغا ل و ثروت آفرینی خواهد کرد را در برنامه خود دارد ..
سرنگون باد حکومت اسلامی
2 فوریه 2010
حزب سوسیال دمکرات ایران
|