بحران فزآینده که ناشی از ناتوانی رژیم برای حل معضلات اقتصادی کشور است را میتوان در سیاست های خائنانه اقتصادی درب های باز برای واردات تولیدات خارجی در بازار های مصرفی ایران مشاهده کرد.
سرمایه های کشور از منبع درآمد فروش نفت دراقتصاد تولیدی مصرف نمیشود، بلکه دلالان وابسته به ساختار اقتصادی وابسته به مناسبات صرفا" سرمایه داری دلالی، بازار های ایران را با کمک سپاه پاسداران و دیگر ارگان های حکومتی چنانکه مشاهده میشود در اختیار تولیدات خارجی گذاشته اند. چون این ارگان های اقتصاد ایران را در دست گرفته، و خود وارد کننده اجناس خارجی اند. تولید کنندگان داخلی توان رقابت با کالاهای وارداتی دربازارایران را ندارند.در مجموع میتوان دید که سرمایه داری وابسته در واقع دلالان با تکیه به ماشین ترور دولت اسلامی جولانگاه خود را در طول 27 سال گذشته چنان توسعه داده اند که نقطه عطفی در ایجاد مناسبات سرمایه تجاری دلالی با دولت که مجری خواستهای آنان است، با بکار گیری ابزار ترور و ارعاب حفظ منافع بی قید شرط خود را در تمامی عرصه های اجتماعی در مقابل نیروی کار و کارگران به نمایش میگذارند. یکی از ابزار تسریع این سیاست اقتصادی به نفع سرمایه های دلالی، خصوصی سازی ابزار تولید و مؤئسسات تولیدی و فروش آنها به وابستگان حکومت اسلامی است.بعد از فروش این مؤئسسات، خریداران که وابستگان به حکومت هستند، ماشین آلات این کارخانه ها را بفروش میرسانند و بعد زمینی که کارخانه ها در آن مستقر بوده اند را هم با قیمت های گذاف به پول تبدیل میکنند. نتیجه خصوصی سازی و فروش مؤئسسات تولیدی بیرون راندن کارگران از کارخانه ها و بیکاری و فقراست .سود بری و سودجوئی سریع ،در کوتاه ترین زمان، سرمایه داری دلالی در نهایت یکی دیگر شاخصه های این نوع اقتصاد تخریبگر است .این سیاست اقتصادی نه تنها ایجاد اشتغال نمیکند، بلکه خود آنچه هست نابود میکند. لذا این نوع سیاست خصوصی سازی مزید بر علت فقر و بیکاری دیگری است که زحمتکشان در ایران با آن روبرو هستند. بخش دیگر از مؤسسات تولیدی که چنانچه بتوانند سود آور باشند با 40% از ظرفیت تولیدی خود بخاطر ضعف مدیریت، دزدی و رشوه خواری و پارتی بازی و نهایتا" عدم سود آوری و ورشکستگی و فضائی از عدم امنیت در اشتغال دائم را به وجود می آوردند. بطوری که کارگران در تهدید دائم بیکاری قرار دارند.
بخش بزرگی از صنایع باقی مانده در ایران را، نهاد های وابسته به رژیم اداره میکنند و این نهاد ها که بزرگترین تأسیسات تولیدی را بعد از قیام 57 مصادره کرده و در اختیار دارند، مثل استان قدس رضوی که مجموعه اقتصادی با 3 ملیارد دلار در آمد سالانه ، کارمندان و کارگران آن جز تعدادی در پست های کلیدی، بقیه کارکنان از درآمدی بخور و نمیری برخوردارند. سود های این بنیاد را وابستگان به رژیم به حساب های شخصی خود ریخته و به یغما میبرند و کارگران و دیگر زحمتکشان آن با حقوق های ناچیز باید راضی باشند.در مجموع میتوان به جرأت گفت که کارفرمایان ، و بنیاد های رژیم فقر را بر گرده کارگران و خانوادههای آنها تحمیل کرده اند.
رژیم دزدان و مافیای اسلامی، ناتوان در حل معضلات برشمرده، خود بحران های اقتصادی را با ایجاد چالش های سیاسی با کشورهای صنعتی که فرآیند آن تحریم اقتصادی است تشدید کرده است، و فرار سرمایه از ایران و عدم سرمایه گذاری در پروژه های تولیدی و سیاست اقتصادی تک محصولی از نفت، کشور را در مسیر تشدید بحران هرچه بیشتر اقتصادی فرو برده است. باز هم در فروکشی اقتصادی ، زحمتکشان و کارگران ایران قربانیان آن خواهند بود.80% در آمدهای ارزی ایران از نفت است .از بابت کل درآمد ایران از نفت بیش از 44% آن پیش از اینکه به صندوق دولت واریز گردد، به دست دولتمردان حکومت به حسابهای شخصی شان در خارج از کشور به دزدی برده میشود.همان کسانی که سرمایه های ملت ایران را به چپاول میبرند، کسانی هستند که 60 میلیون یورو حق دلالی از شرکت توتال برای دادن امتیاز در میدان های نفتی ایران دریافت داشته اند.هرچند که کارشناسان جهانی در مطالعات اخیر مدعی اند که دزدی و چپاول اسلامیست ها در قدرت دولتی در ایران میتواند فقط تا سال 2015 یعنی 8 سال دیگر ادامه داشته باشد، بعد از پایان این مدت ایران که 80 درصد درآمدهای خود را از راه صدور نفت بدست می آورد دیگر نخواهد توانست صادر کننده نفت باشد .لذا فقر با سرعتی که اسلامیست های حکومتی آنچه ایران دارد را چپاول میکنند در آینده برای مردم ایران تشدید فقربیشتر اجتناب ناپذیرخواهد بود.
سیستم بدون کارآمد اقتصادی، رژیم را در بن بست مدیریت اقتصادی گرفتار کرده است ، که نتایج آن را میتوان در ناتوانی رساندن گاز و دیگر مواد انرژی زا در 11 استان مشاهده کرد که رژیم مجبور گردید 4 روز صدور گاز را به ترکیه متوقف کند. حکومتی که ناتوان در رساندن انرژی به شهرها است برای انحراف افکار عمومی از معضلات ملموس زندگی روزمره و پاسخگوئی به آن، غنی سازی اورانیوم و بمب اتم را به وسیله و مسئله روز اقتصاد و سیاست در ایران قرار داده است. برای این منظور رژیم میلیاردها دلار هزینه کرده است تا بتواند به وسیله بمب اتم هم ایرانیان را وجه المصالحه قرار دهد و هم جهان را تهدید کند. این سیاست هم با انبانی از هزینه های مالی بر دوش مردم ایران ، برای کارگران و زحمتکشان ایران جز فقر با خود پیامی به همراه نداشته است. این چنین سرمایه گذاری ها برای ایجاد فرصت های شغلی نبوده است، بلکه برای جاه طلبی حکومتی که برای اسلام، به دنبال کشور گشائی مالیخولیائی و صدور ایدولوژی عهد حجر است.
تورم و بیکاری، تمامی عرصه های اقتصادی کشور را فرا گرفته است واین شرایط اقتصادی رژیم اسلامیست ها را در مقابل معضل لاینحلی قرار داده است که نمیتوانند ترم را مهارکرده و پاسخگوی خواسته های طیف کم درآمد و بویژه کارگران ایران باشد.
فقر هر روز در ایران تشدید میشود و به ویژه زحمتکشان و کارگران ایران قربانی های سیاست های چپاولگرانه حکومت اسلامی اند. بطور مثال، عدم پرداخت حقوق معوقه 15 ماهه کارگران فرش البرز در بابلسر استان مازنداران و مطالبات آنها از کارفرمایان با عکس العمل و سرکوب پلیس مواجه میشود. این نمونه ایست از خروار، که چگونه دستگاهای سرکوبگر رژیم مطالبات کارگران را نادیده میگیرند و بجای پاسخ منطقی به آنها، کارگران معترض را سرکوب میکنند.اعتراضات کارگران شرکت واحد و یا معلمان با دستگیری و زندان آنها و ضرب شتم مواجه گردیده است. در پیروی سیاست های ضد کارگری رژیم اسلامی در ایران در سال گذشته حداقل 800 اعتصابات کارگری بخاطر تهدیدهای مداوم به حقوق کارگران به وجود آمده است. وضع بیمه های درمانی برای کارگران و دیگر زحمتکشان بسیار اسفناک است. برغم آمار بین المللی وضعیت درمانی در ایران در مجموع اسفناک است در حالی که فرانسه در جهان مقام اول در سلامت و بهداشت برای شهروندانش را کسب کرده است، ایران مقام 93 را احراز میکند.این آمار حد متوسط اوضاع سلامتی شهروندی در ایران است ولی وضع کارگران در طبقه بندی بسیار پائین قرار دارد . بر این ناهنجاری ها ناشی از استبداد حکومت ضد کارگری مشکل دیگر افزون این معضلات شده است که رژیم ددمنش اسلامی صندوق بازنشستگی کشور را به چپاول برده است و این صندوق بخاطر دزدی های کلان رژیم ورشکسته است.
در چنین شرایطی، حکومت اسلامی برای بقاء خود ارگان های پر خرج و برج انگلی را با هزینه های سرسام آور که منبع فساد و تبهکاری و دشمنان قسم خورده به حقوق مردم ایرانند، مثل سپاه پاسداران ،بسیج و انصار حزب الهی و دیگر جنایتکاران لباس شخصی را برای پاسداری از موجودیت انگلی خود با سرمایه های کشورمان تحمیل میکند.
این ارگان های جنایت پیشه وظیفه دارند که حقوق مدنی مردم ایران را ربائیده و به آنها ظلم کنند.
رژیم بخش دیگر سرمایه های ملی میهن رادر اختیار گروهای انیرانی ، تروریستی و اسلامی در منطقه میگذارد تا از سیاست های ماجراجویانه و تروریستی آن که نهایتا" دشمنی با منافع ملی و میهنی ایرانیان است حمایت کنند. این سیاست خائنانه مشتی تروریست در حکومت اسلامی در حالی است که بخشی از مردم کشورمان (حد اقل 10 میلیون نفر) در فقر مطلق زندگی میکنند. بخش بزرگی از این فقرا کارگران ایرانند، که بیکارند و برایشان تأمین زندگی خانوادگی مشکل گردیده است، بطوری که از روزی یک وعده غذا و با کمترین کالری تغذیه میکنند. برای کارگران بیکار در ایران، صندوق بیمه های بیکاری وجود ندارد.
سرمایه های میهن ما، 27 سال است که توسط چپاولگران حکومتی های فارسی زبان ولی انیرانی، در اختیار جنگ و ستیز و گروهای پاسدار ترور و حکومت تروریستی در ایران و منطقه گذاشته شده است.سرمایه هائی که میبایست در پروژه های اشتغال زا و تولیدی بکار گرفته میشد.
بطوری که ایران با نیروی کار کارگرانش و تولید ثروت و زندگی بهتر به استاندارد بالا نا ئل میگردید وبا ایجاد فرصت های شغلی، فقر در ایران در کل جامعه، به حداقل تقلیل می یافت. ولی رژیم تروریستی اسلامی بخاطرذ ات انگلی و غیر تولیدیش، بخاطر خصلت های مافیائی و چپاولگرش ،بخاطر خصلتهای راهزنان بدوی گونه اش ، وبخاطر ماندن در جمریه تحجر محمدیش که هیچ همگونگی با تحول و مدرنیته و تولید نداشته و نخواهد داشت. تفکر روزانه اش نشأت گرفته از دوران امت بدویت و تحجر اسلامی است ،عملکردی جز آنچه ما تابحال از رژیم اسلامی دیده ایم، نمیتوانستیم بیش از آن انتظار داشته باشیم.
ساختن بمب اتم و دیگر تجهیزات نظامی از ثروت های ملتی فقیر که کارگرانش برای ضروریات و حداقل های استاندارد زندگی مشکل دارند علائم ترقی و ترقی خواهی نیست ،بلکه علائمی از حکومتی است که ویژگی های کارگر ستیزی اش و عدم مسئول بودنش را در مقابل عمومیت شهروندان میهنمان نشان میدهد. از ذات ضد مدنیت حکومت اسلامی است، که مقابله با نهاد های مدنی که، تشکیل آن از اراده مردم ناشی میگردد در ستیز و مقابله است . اعتراضات و اعتصابات سازمان یافته را، با دستگیری رهبران فعال نهادهای صنفی و سیاسی سرکوب میکنند. رعب و خفقان را بر جامعه اعمال میکنند.رژیم اسلامی با ایجاد هرنوع تشکیلات صنفی وسیاسی مقابله میکند، چون موجودیت خود را با خواستهای به حق تجمعات کارگری و دیگر نهاد های مدنی، در تضاد میبیند. حکومت باهرنهادی بخاطر هویت و ویژگی های اسلامی ، دیکتاتوری،ایدولوژیکی، ساختار کمپرادیسم اقتصادی ایران که با یک دیگر پیوند حیاتی خورده اند ودر هم تنیده اند، مخالفت میکند. این چهاروجهه مشترک در یک چنین حکومتی نمیتوانسته و نمیتواند جز دشمنی تمام عیار با زحمتکشان و کارگران میهنمان عمل کردی دیگر داشته باشد. تنیدگی چهار وجه ویژه، در حکومت اسلامی در هم ، که ادغامی ازبد ترین و پست ترین ویژگی های تسلط برمردم و اداره یک کشور است، تصویری از قلعه حکومتی پالایش شده از هرنوع ارزش هاو روابط انسانی و پیوند با آن است.ما سوسیال دمکرات ها حکومت اسلامی را با در نظر گرفتن روابط حاکم در ایران را "ایسلا کمپرافاشیسم" ISLACOMPRAFASHISMمی نامیم که ترکیبی از (اسلام+ کمپرادریسم+ فاشیسم ) است.
شاه دیکتاتور بود و سرمایه داری وابسته بر اقتصاد میهن ما تسلط داشت،اما حکومت او ایدولوژیک دگم و صادرکننده باورهای تحجر اسلامی نبود. برای فرهنگ ایران زمین و نابودی آن سد سیوند را نمی ساخت، که آنچه ما ایرانیان هویت خود را در آن بازمی یابیم را به زیر آب برده و نابود کند. بخشی از از سیاست های شاه به نفع کارگران بود. بطور مثال: سهیم شدن در سود کارخانه و یا خرید سهام موئسسات تولیدی، هرچند که کارگران را ثروتمند نمیکرد، ولی برای کارگران جایگاهی در مناسبات اقتصادی آن دوران قائل بود.
لجام گسیختگی حکومت ایدولوژیکی اسلامی ، با زیر بنا و ساختار سرمایه داری وابسته، که در مقابل هر اعتراض کارگران و زحمتکشان کشورمان چنین عریان و بی رحمانه عمل میکند،و حاضر است که برای بقاء انگلی خود، موجودیت و بقاء میهنمان را با سیاست های قلدرمنشانه که فاقد دیپلماسی هوشیارانه است ، با جنگ و یا تحریم اقتصادی بمخاطره بیاندازد.
دقیقا" میتوان سیاست های جنگ افروز امروز رژیم اسلامی را با چهار ویژگی منحصر به فرد آن، به حکومت در آلمان هیتلری قیاس کرد. هیتلر نقطه عطفی در قلعه بربریت سرمایه داری بود. سرمایه داری و ضایع آلمان که در روند تاریخ کشورهای در حال رشد و تکامل صنعتی در مقابل کشور های غربی و جهان صنعتی دیگر، بخاطر ساختارهای جامعه آلمان، رشد آهسته و ناموزونی داشته و نتوانسته بودند منافع خود را در بازارهای جهان برای فروش تولیداتشان از یک طرف و دسترسی به مواد خام در جهان از طرف دیگر تأمین کنند. برای دستیابی به آن، گزینه های کاربردی فاشیسم هیتلری را ترجیح دادند. بطوری که هیتلر تمامی سندیکا ها و اتحادیه های کارگری ، احزاب و تشکلات سیاسی و صنفی آلمان را ممنوع کرد و یکی پس از دیگری نمایندگان نهاد های کارگری وسوسیال دمکراتی آلمان را دستگیر و زندان و تبعید کرده و یا آنها را با ابزار ترور دولتی ،هرنوع فعالیت و حرکت آنها را در نطفه خفه و سوسیال دمکرات ها را تعقیب و بسیاری را در سیاه چالهای آلمان بقتل رساند. و از یهودیان آلمان و اروپا و کونیستها و روشنفکران در آن زمان بیش از 6 ملیون نفر را به کوره آدم سوزی فرستاد.جنگ، نخست با نهاد های مردمی در آلمان، به وسیله هیتلر آغاز گردید و این جنگ درونی در سال 1939 به جنگی تمام عیار به خارج از آلمان کشیده شد. و بالاخره با پیروزی فاتحان جنگ دوم جهانی در سال1945 تمام شد. متفقین، کشورهای اروپائی ایالات متحده آمریکا ، آلمان را از چنگال حکومت هیتلری نجات دادند. دادگاه نورنبرگ سردمداران جنایات دوران هیتلری را به اعدام محکوم کرد. با توضیحاتی که داده شد هم اکنون ایران با حکومتی جنایتکار ،تمامیت خواه، جنگ افروز،کشور گشائی ایدولوژیکی ، و ضد نژادی روبرو است . علاوه بر فاکتور های برشمرده رژیم جنایت کار اسلامی زن ستیز و آپارادتیت است . رژیم اسلامی تبلوری است از جوهر فساد و تباهی که باید آن را در کلیتش نابود کرد.نیک نباید فراموش کرد که دستیابی به آزادی و دمکراتی بدون پرداخت هزینه ممکن نیست و تمامی ملت های جهان برای رسیدن به آن با جان و مال خود بسیار گران پرداخته اند.
کارگران و زحمتکشان ایران برای تغییرات مناسبات تحمیلی کنونی راهی جز انسجام و اتحاد سراسری بین خود ، با معلمان ، زنان و دانشجویان ، پرستاران و دیگر طیف های کارگری به ویژه کارگران صنایع نفت برای دست یابی به حقوق خود ندارند.با ایجاد انسجام مبارزاتی ،تظاهرات و اعتصابات باید رژیم اسلامی را پیش از حمله احتمالی نظامی از اریکه قدرت به پائین کشیدو از جنگ جلوگیری کرد ،در غیر اینصورت جنایتکاران غیر مسئول در حکومت اسلامی ایران را به عراقی دیگر تبدیل خواهند کرد.
به مناسبت روزکارگر و همبستگی با آنها و برای تقویت جایگاه سیاسی و اقتصادی آنها در میهنمان ما همه آزادی خواهان ایران را فرامیخوانیم که در تظاهرات روز 1 می در هر کجای ایرانند به صف آنها بپیوندند.
: با این خواسته ها به استقبال روز جهانی کارگران و زحمتکشان میرویم
رفقا! روز اول ماه مه را به مبارزه برای وحدت وتشکل کارگران ، به مبارزه برعلیه جنگ و جنگ افروزان حکومت اسلامی وارتجاع داخلی و به مبارزه برای تحقق شعار: کار، مسکن ، آزادی تبدیل کنیم.
روز اول ماه مه شعارهای مطالباتی تمام بخش های کارگری راطرح و خواستار وحدت وتشکل کارگران برای تحقق آنها شویم.
آزادی همه زندانیان سیاسی، بویژه آزادی بی قید و شرط همه کارگران از سیاه چالهای حکومتی و لغو کلیه قرار های بازداشت، احکام تعلیقی واحضار کارگران را خواستار شویم.
افزایش دستمزد ها متناسب با سطح واقعی تورم
پرداخت فوری حقوق ومزایای عقب افتاده با محاسبه ضرر و زیان آن
شمول بیمه های اجتماعی برای کلیه کارگران شاغل وبیکار در شهر وروستاها
لغو فوری قانون قراردادهای موقت واستخدام رسمی کارگران قراردادی
توقف اخراجها وبازگشت همه اخراج شدگان به سرکارهایشان
برابری حقوق زن ومرد ورفع ستم جنسی ، قومی ، وطبقاتی درتمامی عرصه ها
پرداخت کمک مسکن استاندارد و متناسب با درآمد خانوار وسطح اجاره بها
کمک اولاد !
لغو کارکودکان وایجاد امکانات تحصیلی و تفریحی برای آنها
آزادی مطبوعات وتشکلات صنفی وسیاسی
حزب سوسیال دمکرات ایران
26.04.2007
|