Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

برای دیدن آرشیو به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید .http://www.spiran.com/2006/

متن منشور براندازی حزب سوسیال دمکرات ایران

متن منشور براندازی حزب سوسیال دمکرات ایران مکمل اساسنامه تا فاز الغای رژیم اسلامی

منشور براندازی رژیم فاشیستی اسلامی
براندازی بی قید و شرط و کامل رژیم اسلامی، باز داشتن عوامل آن از امکان مقاومت در مقابل مردم و پاشاندن بنیادهای زندگی مدنی و همچنین تضمین حق مردم در انتخاب آزاد و آگاه نظام حکومتی آینده کشور، اساس منشور براندازی رژیم اسلامی است. براندازی رژیم اسلامی پیش شرط تضمین حق مردم در تعیین نظام حقوقی آتی ایران است.

بیشتر بخوانید

اساسنامه حزب سوسیال دمکرات ایران


درود بر شما بیننده و خواننده گرامی تارنمای حزب سوسیال دمکرات ایران .
در حال حاضر در بخش دیدگاه های حزب میتوانید مواضع ما را مطالعه کنید. بخش فرم عضویت را در همین تارنما میتوانید ببینید . چنانچه مایل به عضویت هستید لطفا" بعد از مطالعه مطالب زیر و قبول اساسنامه حزب سوسیال دمکرات ایران و مکمل آن " منشور براندازی حزب سوسیال دمکرات ایران تا فاز الغای رژیم اسلامی " با ایمیل با ذکر مشخصات ، نام و نام خانوادگی ،تاریخ و محل تولد ،درجه تحصیلات و اشتغال و محل اقامت در خواست عضویت خود را برای ما ارسال دارید.در مرحله کنونی رژیم فاشیستی اسلامی به اساسنامه مکمل ای تا الغای رژیم اسلامی در پیوست است که تقاضا داریم آن را مطالعه کنید.
باسپاس از تفاهم و توجهات شما .

بخش روابط عمومی حزب سوسیال دمکرات ایران

تقاضا داریم بعد از مرور اساسنامه حزب سوسیال دمکرات ایران و بعد از مطالعه منشور براندازی چنانچه مایل به عضویت هستید برای پر کردن فرم عضویت بر روی این لینک کلیک کنید.با آرزوی پیوستن شما به تنها حزب سرتاسری سوسیال دمکرات در ایران دست شما را صمیمانه میفشاریم .

http://www.spiran.com/fa/membership.html

سوسيال دمکرات چيست؟



مقدمه اي از جمعيت سوسيال دمکرات هاي ايران سوئد



هموطنان

در حالی که اکثر کشورهای جهان برای پیشرفت و آسایش خود از هیچ کوششی فروگذاری نمی کنند، میهن ما زیر سلطه حکومتی واپسگرا، به قهقرا می رود و هموطنان ما در شرایط اسف بار مادی و معنوی روز را به شب می آورند. ابعاد فاجعه در این مختصر نمی گنجد، اما کدام ایرانی با وجدان را می توان سراغ نمود که از این اوضاع، پریشان و اندوهگین نباشد. ما به عنوان انسان ایرانی حق داریم از تمام امکانات یک زندگی مرفه و شرافتمندانه برخوردار باشیم، آن هم نه به عنوان پناهنده در دیگر ممالک دنیا، بلکه در ایران.

بیگانه هر اندازه حسن نیت داشته باشد نه می خواهد و نه می تواند ایران را آباد کند. این ایرانی است که باید آستین همت را بالا زده و وسایل پیشرفت کشورش را فراهم آورد. ما با علم بر این امر و تجربه پربار سوسیال دمکراسی در جهان، برآنیم که در جهت هر چه متشکل تر کردن هموطنان، آرمان های انسانی سوسیال دمکراسی، شرایط تحقق آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی شرايط لازم را در میهنمان، عملا فراهم آوریم.

ما به عظمت خواسـت ها و دشواری راه خود نیک آگاهیم، اما با اتکا به نفس و تکیه بر یکایک علاقمندان به بهروزی ملت ایران، راهمان را آغاز می کنیم و به عنوان نخستین گام ضمن تبلیغ ایده سوسیال دمکراسی بین هموطنان، تلاش خواهیم کرد افراد معتقد به سوسیال دمکراسی را گرد هم آورده و سپس با پیوستن به سایر تشکل های سوسیال دمکرات ایرانی، در دیگر نقاط جهان راه را برای ایجاد حزب سوسیال دمکرات ایران هموار سازیم.

ما سوسیال دمکراسی را آلترناتیوی شایسته برای اداره جامعه ایران و چهارچوبی مناسب جهت اعتلای کشور عزیزمان می دانیم و از کلیه علاقمندان به مبانی سوسیال دمکراسی دعوت می نماییم جهت تعمییم آرمان های انسانی و اهداف والای آن دست در دست یکدیگر نهاده و برای برقراری آزادی و عدالت اجتماعی بکوشیم.

جمعیت سوسیال دمکرات های ایرانی

سوئد _ ژانویه 1990



پیش گفتار:

در پی انتشار اطلاعیه اعلام موجودیت بر آن شدیم که جزوه ای به منظور ترویج و معرفی نظرات خود تهیه نماییم تا بدین وسیله باب بحث و گفتگو پیرامون اساس سوسیال دمکراسی را گشوده باشیم.با الهام از تاریخ با شکوه حزب سوسیال دمکرات ایران در سالهای پیش از جنبش مشروط ونقش این حزب در فرآیند اهداف و تأثیر گذاری بر جنبشی که بسوی انقلاب در حرکت بود بر این باوریم که ایران جز سوسیال دمکراسی آلترناتیوی در
پیش روی خود ندارد .از این رو توصیه میکنیم که خوانندگان با مراجعه به این لینک بخشی از تاریخ جنبش سوسیال دمکراسی و حزب سوسیال دمکراسی ایران را بخوانند.
اجتماعیون_عامیون/http://fa.wikipedia.org/wiki
اجتماعیون عامیون حزب (سوسیال دمكراسی) انقلابی ایران بود...

در تدوین این جزوه تلاش بر آن شده است تا با نثری ساده و ذکر مثال های روشن مفهوم سوسیال دمکراسی را به صورت سئوال و پاسخ به اختصار شرح دهیم. همان گونه که از عنوان این نوشته پیداست مطالب بازگو شده دربرگیرنده برخی از دیدگاه های ماست و گویای برنامه ی سیاسی یا تمامی نقاط نظرمان نبوده، بلکه تنها چکیده ای از مبانی اولیه سوسیال دمکراسی است که در صورت سئوالات احتمالی بتواند کمابیش پاسخگو باشد.



جمعيت سوسيال دمکرات هاي ايرانی



_ با توجه به اين که گروه ها و احزاب سياسي در داخل و خارج ايران فعاليت داشته و دارند، آيا ضرورتي احساس مي شود که حزب سوسيال دمکرات ايران فعاال باشد؟

واقعیت این است که سوسیال دمکراسی چیز تازه ای نیست. حزب سوسیال دمکرات ایران حزبی نو نیست. در سال 1904 تاسیس شد و سوسیال دمکرات ها پدران جنبش مشروطه ایران بوده و قانون گذاران قانون اساسی اولین مجلس موسسان. در ایران به علت جو اختناق و سرکوب نیروهای مترقی و میهن پرست، هیچ گاه امکان فعالیت برای احزاب و گروه های مخالف نبوده است. در نتیجه سوسیال دمکراسی نیز برای اکثر ایرانیان ناشناخته مانده است. البته آن طور که تاریخ نشان داده ملت ستـم کشیده ایران در مقاطع زمانی بسیار کوتاه آزادی های جهت ایجاد احزاب و فعالیت های سیاسی داشته اند ولی متاسفانه همیشه سردمداران حکومت وقت برنامه احزاب را به طرق مختلف از مسیر اصلی خارج ساخته و فاصله ای بین مردم و تشکل های سیاسی ایجاد نموده اند. نتیجه این شده که ملت ایران با نحوه عملکرد تشکیلاتی مانند حزب، اتحادیه و سندیکا آشنا یی چندانی ندارند و در کارهای گروهی ضعف دارند.

هدف از ذکر این مختصر این بود که تاکنون به خاطر شرایط خاص حاکم بر کشورمان مجال نیافته بودیم تحت این نام فعالیت کنیم. ضمنا سوسیال دمکرات ها مورد حمله تبلیغاتی کمونیست ها، چپ افراطی، نیروهای فاسد مذهبی و وابسته به قدرت های بیگانه و سلطنت طلب های مستبد و وابسته به قدرت های اجنبی نیز قرار داشته اند.کمونیست ها و چپ های افراطی از سوسیال دمکرات ها به عنوان عوامل امپریالیسم و همکاران سرمایه داری با ظاهری چپ یاد کرده اند. خوشبختانه با گذشت زمان و رویدادهای اخیر جهان بویژه در کشورهای بلوک شرق و شوروی و فروپاشی آن، بطلان این عقاید به اثبات رسیده و امروز مجال آن را یافته ایم تا صدایمان را به گوش همگان برسانیم و بگویم همه مردم در برابر قانونی که اکثریت بدان رای داده مساوی بوده و تک تک افراد و همه گروه ها، اتحادیه ها، سندیکاها و احزاب سیاسی و مذهبی آزاد بوده و حق اشاعه اندیشه و بیان عقاید خود را بدون توسل به اعمال خشونت، تا جایی که موجب سلب آزادی دیگران نشود، دارند. بنابراین معتقدیم در فضای سیاسی کشور ما خلایی است که فقط سوسیال دمکراسی می تواند آن را پرنماید. بدین منظور برای ایجاد یک تشکل حزبی سوسیال دمکرات تلاش می کنیم.



سوسيال دمکراسی چيست؟

سوسیال دمکراسی به بیان ساده یعنی آزادی و عدالت اجتماعی. برای ما این دو لازم و ملزوم یک دیگر است. بدون آزادی، عدالت اجتماعی معنایی نخواهد داشت و بدون عدالت اجتماعی آزادی به راحتی می تواند مورد معامله قرار گیرد. چنان چه در اکثر کشورهای سرمایه داری مرسوم است. آدم گرسنه در یک حکومت دمکراتیک با تضاد طبقاتی شدید به آسانی رای خود را در ازای مبلغ ناچیزی و یا حتی یک وعده غذا به آن کس که از بذل و بخشش برای به دست آوردن آرای مردم مضایقه ندارد، واگذاری می کند.

و اما این که چرا بدون آزادی، عدالت اجتماعی تحقق نخواهد یافت احتیاج به شرح بیشتر دارد. باید توجه داشت هر گاه رای و نظر مردم نادیده انگاشته شود و حکومت به دست اقلیتی اداره شود، آن عده معدود هر چند هم در بدو امر حسن نیت داشته باشد پس از مدتی به دلیل این که خود را نخبه تر از مردم و فکر خود را صائب تر می دانند، از مردم جدا شده و به تدریج بین خود و مردم به کمک دستگاه های سرکوبگر، دیواری از خوف و وحشت ایجاد نموده تا بدین وسیله، اولا، تراوشات مغز خود را به عنوان حقیقت به زور به ملت بقبولانند و ثانیا، خود را از خطرات احتمالی مصون دارند. معمولا بین این اقلیت حاکم یکی از همه نخبه تر می شود و سلطه ی خود را بر دیگر نخبگان و بر ملت اعمال می کند و به تدریج تبدیل به دیکتاتور خواهد شد و از آنجای که اصولا انتقاد از برنامه ها، طرح ها و به طور کلی هر گونه اظهار نظر در حکومت دیکتاتورها عملی نیست، اندک اندک از اصول اعتقادی خود عدول می کنند و به جای رسیدن به برنامه های وعده داده شده به آنجا می رسند که جمهوری اسلامی رسیده و کشورهای بلوک شرق رسیدند. آن ها از مردم آزادی را گرفتند تا عدالت اجتماعی را ارزانی اشان نمایند و حال آن که به آن هم نرسیدند. بنابراین آزادی و عدالت اجتماعی رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند.



_ چگونه می توان به عدالت اجتماعی دست يافت و ضمنا از اصول دمکراسی نيز عدول نکرد؟

دمکراسی و عدالت اجتماعی مکمل یکدیگرند. این که برای تحقق عدالت اجتماعی باید دمکراسی را زیر پا گذاشت و به عبارت دیگر انقلاب سوسیالیستی (کمونیستی) کرد امتحان خود را پس داده است. شاید بر زمینه کار چند ده ساله ی کمونیست ها در ذهن ما عدالت اجتماعی مترادف با انقلاب و خونریزی و... باشد. باید گفت اصولا سوسیال دمکرات ها انقلابی نیستند و به انقلاب سرخ هم اعتقادی ندارند مگر در مقابل حکومتی توتالیتر، مستبد، وابسته به قدرت های اجنبی، ارتجاعی و فاسد چون جمهوری اسلامی قرار گیرند. ما به تغییرات پیوسته و سازنده یعنی رفرم اعتقاد داریم و دقیقا یکی از دلایل حمله کمونیست ها به سوسیال دمکرات ها همین اعتقاد می باشد.



پس چطور می توان عدالت اجتماعی را تحقق بخشيد؟

این سئواال دو جنبه دارد. یکی این که چگونه می شود قدرت دولتی را در اختیار گرفت و عدالت اجتماعی را پیاده کرد، دوم این که با کدامین برنامه می توان به عدالت اجتماعی رسید.

سوسیال دمکرات ها به کثرت گرای (پلورالیسم) اعتقاد دارند و در چهارچوب مبارزات پارلمانی برای به دست آوردن اکثریت تلاش می کنند. اساس کار سوسیال دمکرات ها در جهت تشکیل دولت، دادن توضیحات مشروح در برنامه و پروژه های آینده در میان رای دهندگان می باشد. ناگفته پیداست پیش شرط این کار بودن آزادی های فردی و اجتماعی در یک جامعه است. برنامه ی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی سوسیال دمکرات ها به میان مردم برده می شود اگر مردم آن را پذیرفتند با رای خود امکان اجرای آن را توسط سوسیال دمکرات ها می دهند. ولی چنانچه سوسیال دمکرات ها موفق به کسب آرای اکثریت مردم نشدند باید روی برنامه های خود و یا روی روش های تبلیغی خود تجدید نظر کنند. یکی از محاسن دمکراسی این است که حتی رای ندادن مردم به یک حزب می تواند آن را به تجدید نظر در کارهایش وادارد و آن را اصلاح کند. چنانچه حزبی کمتر از حد نصاب و انتظار رای بیاورد یا نفوذ و محبوبیتش بین مردم کاهش یابد، می توان نتیجه گرفت که در تشکیلات و برنامه های اجرایی حزب نواقصی موجود می باشد. برای مثال می توان نقش مردم و رای آنان را با فیوز در دستگاه های الکتریکی مقایسه نمود. می دانیم سوختن فیوز نمایانگر اختلالی در دستگاه است و برای رفع این نقیصه باید کلیه مدارها را کنترل نمود نه این که فیوز را از کل سیستم خارج نمود. چنانچه این عمل صورت گیرد دستگاه در معرض خطر و یا سوختن قرار خواهد گرفت. کشورهای بلوک شرق سال ها بود رای مردم (فیوز) را از سیستم برداشته و حذف نموده بودند و تصور می کردند با این عمل از دردسر انتخابات و رای گیری (فیوز) آسوده شده اند. حال آن که کل دستگاه و نظام اجرایی آنان در خطر انهدام قرار گرفته است و هر روز رفرم تازه ای در این کشورها را شاهد می باشیم.

اما این که برنامه سوسیال دمکرات ها برای تحقق عدالت اجتماعی چیست محتاج بررسی و بحث فراوان است که به طور خلاصه می توان گفت:

بیشتر بحث و گفتگوی احزاب بر سر مسایل اقتصادی، حول دو موضوع اساسی است یکی تولید و دیگری توزیع. بسته به این که چگونه با تولید و توزیع برخورد شود، بحث است. کشورهای کمونیستی معتقدند که مسئله توزیع را حل کرده اند ولی گرفتاریشان بر سرتولید است که در این کشورها وضع اسفناکی دارد.

کشورهای کاپیتالیستی مسئله تولید را حل کرده اند و انواع و اقسام کالاها به وفور تولید می شود ولی توزیع عادلانه نیست.

اختلاف طبقاتی مشهود است. نبرد برای تنازع بقا در آن ها عینیت دارد. سوسیال دمکراسی راه بین این دو است، مزایای هر دو سیستم را داراست ولی معایب آن ها را ندارد. انسان و برآوردن تمایلات و خواست های مادی و معنوی او محور کار و برنامه سوسیال دمکرات هاست. سوسیال دمکرات ها در پی چنان جامعه ای هستند که هر شهروند ضمن رضایت از امروزش، نگران فردا نیز نباشد. در کشورهای کاپیتالیستی نگرانی از آینده چون بختکی بر مغز انسان سنگینی می کند. این نگرانی ها مانند سوهانی مغز و روح انسان را می تراشد و سایه سنگین وحشت از آینده در تمام طول عمر انسان بر سرش گسترده و مانع برخورد خلاق فرد با اجتماع می شود. انسان تنها و بی پناه در جنگل اجتماع دستاويز احزاب سرمایه داری در کشورهای کاپیتالیستی است. این موارد برای ما ایرانیان کاملا محسوس و ملموس است.

برمی گردیم بر سر مسئله تولید و توزیع، در یک جامع نخست باید ثروت تولید شود و سپس برای توزیع عادلانه آن بکوشید. اساس برنامه ریزی اقتصادی در سیستم سوسیال دمکراسی بر پایه بالا بردن ثروت اجتماع و جلوگیری از دو قطبی شدن جامعه قرار دارد. باید روش ها و برنامه هایی در پیش گرفته شود که تولید تشویق گردد و انگیزه مشارکت خلاق در تولید تقویت شود. اقتصاد باید مبتنی بر بازار باشد. اشخاص مبتکر باید مطمئن باشند که نتیجه کارشان به آنها برخواهد گشت. فقط مطابق قانون هر چه درآمدشان بالا رود به همان نسبت مالیات پرداختی اشان نیز بیشتر خواهد شد. روش هایی مانند مصادره اموال و دارایی ها و ابزار تولید ترمز ثروت ملی است و سوسیال دمکرات ها برخلاف کمونیست ها مخالفت چنین شیوه هایی هستند. تامین امنیت جانی و مالی مردم و برقراری تساوی در مقابل قانون از اهم وظایف سوسیال دمکرات هاست. همچنین افراد حقیقی یا حقوقی می توانند در چنین سیستمی به بالا بردن ثروتشان از راه های قانون امیدوار باشند ضمن این که مالیات سنگین بر درآمد های بالا مانع از انباشته شدن ثروت های نجومی در دست افراد یا شرکت های معدودی می شود.

صاحبان صنایع و ارباب مشاغل اجازه نخواهند داشت به کارگران و کارمندانشان اجحاف کنند. اتحادیه ها و سندیکاها ی کارگری و کارمندی مدافع حقوق آنان می باشند. سوسیال دمکراسی مدافع حقوق کارگران و به تشکل آن ها کمک می کند و ضمن حمایت آنان را یاری می دهد. وجود بیمه های بیکاری و درمانی، امنیت فرد را در مقابل بیکاری و بیماری و حوادث ناشی از کار تضمین و تامین می کند. استفاده از حقوق در تمام طول درمان یکی دیگر از اهداف سوسیال دمکرات هاست.

مالیات های دریافت شده به طور خلاصه باید صرف آبادانی و بهبود وضع کشاورزی و صنعتی و اقتصادی مملکت شود و از این طریق امکانات مساوی به افراد جهت رشد معنوی و مادی داده شود. آن جامعه ای انسانی تر است که امکانات مساوی در اختیار تک تک افراد قرار دهد. فراموش نشود برای سوسیال دمکرات ها انسان و برآوردن نیازهای مادی و معنوی او هدف است. انسان باید آزاد باشد. ما قصد همسان سازی نداریم و به دنبال این نیستیم که همه یک جور فکر کنند و یک نوع عمل نمایند. واقعیت این است که استعدادها و توانایی های انسان ها، یکسان نیست. فقط باید شرایط مساوی در اختیار همگان قرار گیرد تا هر کس فراخور استعداد خود با بهره گیری از امکانات، توانایی هایش را شناخته و آن را رشد دهد. بنا نیست انسان ها همگی تربیت مکتبی شوند. این اساسا غلط است. تنوع عقاید، گوناگونی برداشت ها و آزادی انتخاب روش ها باید مد نظر قرار گیرد. حتی بنا نیست که در چهارچوب حزب سوسیال دمکرات همه از یک موضوع واحد، برداشتی واحد داشته باشند. برای مثال اگر رهبری در یک مورد خاص به نحوی مسئله را تجزیه و تحلیل و یا عمل کرد، همه ی اعضا موظف نیستند به تبعیت از او آن را صحه بگذارند. سوسیال دمکرات های واقعی چنانچه حزب و یا سازمان نظرات افراد و یا فردی را حتی الزامی ندیده و به آن عمل ننماید، نباید از حزب و یا سازمان و یا تشکیلات انشعاب نماید. انشعاب در مجموعه دمکراسی دال به تخریب است و یک چنین افرادی درک درستی از دمکراسی واقعی ندارند. این روشی است که کمونیست ها و استالینیست ها به رویه ای متداول در درون احزاب و تشکلات سیاسی درآورده اند. دامنه این انشعابات از حزب به جامعه و مقابله به طیوف اجتماعی و بالا خره جنگ های داخلی در تمام عرصه ها منجر گشته و می گردد. این نوع برداشت ها متاسفانه در بین گروه های سیاسی کشور ما زیاد به چشم می خورد. عضو و یا هوادار یک جریان سیاسی وظیفه دارد ضمن تایید نظرات دستگاه رهبری و تبعیت از آن مدافع سرسخت آن باشد و همیشه هاله ای از تقدس دور سر رهبران ببیند. با مغز خود نیاندیشد و اندیشیدن و تصمیمات نهایی را به عهده رهبر گذارد. این هم خود نوعی از ولایت فقیه است.

در چهارچوب یک تشکیلات سوسیال دمکرات تک تک اعضا می توانند برداشت های خود را از یک موضوع واحد داشته باشند و برای پیشبرد آن با روش های دمکراتیک بکوشند. تحلیل نهایی، تحلیلی است که اکثریت، آن را پذیرفته باشند و طبعا به همین خاطر مشروعیت اجرای خواهد یافت.



آيا اين تنوع برداشت ها باعث از هم پاشيدگي تشکيلات نخواهد شد؟

نه برعکس به غنای آن کمک خواهد کرد. حال امکان دارد سئوال شود چه چیز اعضای یک تشکیلات دمکراتیک را به هم پیوند می دهد؟ باید گفت عامل پیوند اعضای یک تشکیلات سوسیال دمکراسی اصول اعتقادی آن هاست، اعتقاد عمیق به دمکراسی و عدالت اجتماعی عامل اتصال اعضا به یکدیگرند.

ما از نظر سابقه دمکراسی در ایران بسیار فقیر هستیم و دمکراسی خود یکی از دو رکن اساسی اصول اعتقادی ماست. اما ناگفته نمی توان گذاشت که با تمام ضعف سابقه دمکراتیک، شرایط برای اجرای آن از هر زمان دیگر مناسب تر است. هم به لحاظ شرایط خاص جهان و هم تجربه تلخ حکومت های استبدادی در ایران. کم نیستند افراد و سازمان هایی که لااقل دمکراسی را روی کاغذ پذیرفته اند. پذیرش دمکراسی لااقل در حرف، خود گامی بزرگ است برای ما. تعمیم ایده های دمکراتیک بین ما، به زمان و از آن گذشته بیشتر به کار روشنگرانه ی نیروهای دمکرات احتیاج دارد. دمکراسی هنری است که باید فراگرفت و به کار بست. بدون تمرین عملی آن، حداقل در این مقطع و در رابطه با دیگران، پیاده کردن آن مشکل خواهد بود. گسترش تفکر دمکراتیک، خوشبختانه آغاز شده است. این کار فرهنگی است و مثل هر کار فرهنگی رشدی کند دارد. زدودن زنگار تفکرات استبدادی به زمان احتیاج دارد. تحقق سوسیال دمکراسی منوط به تحق دمکراسی در ایران است، باید در وحله ی نخست در تعمیم دمکراسی کوشش کنیم و ضمنا از تبلیغ برنامه های اقتصادی – اجتماعی خود غفلت نکنیم. پس از نیل به این هدف با کار توضیحی در میان مردم سعی شود آنان را به برنامه های خود جلب نمود و از حالت بی تفاوتی که اکنون نسبت به سایر گروه ها و احزاب سیاسی دارند، درآورد. باید توجه داشت سوسیال دمکرات ها در پی گرفتن قدرت سیاسی به هر قیمتی نیستند. هدف تحقق آرمان های انسان گرایانه سوسیال دمکراسی است. ما به قدرت سیاسی فقط به چشم ابزار تحقق آن آرمان ها نگاه می کنیم. انسان و حقوق او اصلی است که نباید قربانی بازی های سیاسی و شهوت قدرت پرستی قرار گیرد. برای ما هدف وسیله را توجیه نمی کند این روش های ماکیاولیستی امتحان خود را پس داده اند. رسیدن به قدرت سیاسی نباید هدف قرار گیرد. این آزمودن آزموده هاست.



_ در بالا به وجود گرايش هاي دمکراتيک بين نيروهاي سياسي ايران اشاره شد. چرا اين نيروها تا به حال نتوانسته اند قدرت خود را يک پارچه نمايند و لااقل حول برقراري دمکراسي ائتلاف کنند؟

البته همه ما خود را دمکرات می دانیم. منتهی گرفتاری در اینجاست که نیستیم. برداشت های غیردمکراتیک خود را به عنوان دمکراسی، می خواهیم به دیگران بقبولانیم غافل از این که دمکراسی یک نوع بیشتر نیست، آنچه اشکال مختلف دارد دیکتاتوری است. اگر ما همه دمکرات بودیم علتی برای شاخ و شانه کشیدن وجود نداشت. این ایراد را باید پذیرفت و در رفع آن کوشید. از این گذشته یکی از عوامل مخرب برای همکاری بین نیروهای سیاسی عدم اعتماد متقابلی است که از عملکرد های غلط گذشته برخی نیروهای سیاسی ناشی می شود. عوامل فوق به اضافه عوامل ریز و درشت دیگر از جمله حسن انتقام جویی، کینه ها، بغض ها و برداشت های یک بعدی از مسایل، مانع بزرگ رسیدن به تفاهم ملی است. اما نباید مایوس شد. هنگامی که به ریشه های درد پی بردیم درمانش آسان تر خواهد شد. نباد به افراد و گروه هایی که مثل ما نمی اندیشند به چشم دشمن نگاه کنیم. نهایتا باید آن ها را رقیب سیاسی خود بدانیم. باید با انسان هایی که چهارچوب فکریشان با ما تفاوت دارد برخورد انسانی داشته باشیم. باید پذیرفت که در اطراف ما هستند بسیاری از اشخاص که مثل ما نمی اندیشند اما باید اجازه داشته باشند که بیاندیشند. وطن پرستی تیول شخصی هیچ نیروی سیاسی خاص نیست. ما بنکدار حقیقت نیستیم و نباید ادعا کنیم تمامی حقیقت نزد ماست. تجاوز به کسی که مثل من نمی اندیشد مقدمه ای است برای تجاوز به حقوق من، این باید به صورت یک اصل مسلم نزد همه پذیرفته شود. باید این جمله ی معروف ولتر را نصب العین قرار دهیم و به آن عمل کنیم. "با آن چه می گویی مخالفم اما تا پای مرگ ایستاده ام که حق گفتنش را داشته باشی" ما تجربه انقلاب اسلامی و سرکوب سیستماتیک افراد و سازمان های سیاسی را پشت سر گذاشته ایم. آنچه متاسفانه ما همگی انجام دادیم درست نقطه مقابل جمله ولتر بود. شاید هیچ کس بهتر از برتولد برشت در شعر زیر آن چه بر ما گذشت را به این زیبایی نتواند بیان کند:

روزی که نازی ها به جان روشنفکران آلمانی افتادند من ساکت ماندم، چون روشنفکر نبودم. روزی که سراغ کمونیست ها رفتند، من چیزی نگفتم، چون کمونیست نبودم. روزی که بر یهودیان سخت گرفتند، من حرفی نزدم، چون یهودی نبودم، و آن روز که آن ها به سراغ من آمدند هیچ کس سخنی نگفت، چون کسی باقی نمانده بود.



_ بايد به عنوان جمعيت سوسيال دمکرات ها در مقطع کنوني چه هدفی را دنبال کرد؟

هدف در نخستین گام یافتن افراد سوسیال دمکرات و پیوند آنها به یک دیگر است. ما می دانیم به علت فقدان یک تشکیلات سوسیال دمکرات، عناصر آن پراکنده اند. ما باید یکدیگر را بپاییم و دست در دست هم بگذاریم، سپس مشترکا برای پیشبرد اهداف خود بکوشیم ضمنا می دانیم که در بین بسیاری از ما دل زدگی از سیاست و یا عدم آشنایی با برنامه های جمعی وجود دارد اما یاس از نیروهای سیاسی و عملکرد گذشته آنان نباید مانع از فعالیت ما شود. عناصر آگاه و با وجدان نباید خود را کنار بکشند. این جمله که ما را با سیاست کاری نیست تمام کننده بحث نیست. ما می توانیم به سیاست کاری نداشته باشیم اما سیاست همواره با ما کار خواهد داشت. اگر ما به نیازهای خود و دیگران پاسخ مقتضی و صحیح ندهیم کسانی پیدا می شوند که بدان پاسخ بدهند، ولو این که پاسخ غلط باشد. متاسفانه به علت فقدان یک حکومت دلسوز و مدیر چه در گذشته و چه حال همیشه مردم را در حالتی بی تفاوت قرارداده و بین اقوام ایرانی به عناوین مختلف تفرقه افکنده اند و حکومت نموده اند، تا به حال هیچ گونه انسجامی صورت نگرفته است و نتیجه این شده که به چنین سرنوشتی دچار گردیده ایم. اگر عناصر دلسوز میهن پرست و عدالتخواه یک دیگر را نیابند و هم قدم نشوند عناصر ناباب یک بار دیگر این کار را خواهند کرد. درد بزرگ ما همیشه بی خبری افراد وطن پرست از حال یک دیگر بوده است. متاسفانه این عدم ارتباط به همراه وسواس جهت آلوده نشدن به اشتباه و فساد و غیره در یک تشکیلات سیاسی افراد مسئول را منزوی کرده است. ما چاره ای نداریم جز این که برای آزادی و برقراری عدالت اجتماعی در کشورمان بکوشیم.



_ کداميت از الگوهاي سوسيال دمکراسي را براي ايران مناسب تر مي دانيد؟

باید توجه داشته باشیم که سوسیال دمکراسی هر کشور منطبق با شرایط خاص آن کشور فرمول بندی شده است. الگوبرداری صرف و مشابه سازی، مثلا از سوسیال دمکراسی سوئد، برای ایران اساسا صحیح نیست. هر جامعه ویژگی های خاص خود را دارد که با توجه به مسائل فرهنگی باید آن را طرح ریزی نمود. آن چه ما در این جا مطرح کردیم پایه مشترک سوسیال دمکراسی است و بسته به جوامع مختلف اشکال گوناگونی پیدا می کند.



موئلف و ناشر: جمعیت سوسیال دمکراتهای ایرانی در سوئد ژانویه 1990، عضو حزب سوسیال دمکرات ایران

باز نویسی و ویراستاری از حزب سوسیال دمکرات ایران، دفتر آموزش و تبلیغات

اساسنامه حزب سوسيال دمکرات ايران



هدف
شکل قانونی حزب
اخراج از حزب
شاخه ها و ارگانهای حزبی
و‌‌ظيفه شاخه و شعبات حزبی
فعاليت شعبات حزب و نيروی زنان
نحوه و چگونگی فعاليت شعبات جوانان حزب
وظايف شعبات حزبی استان
لغو عضويت شعبات
انحلال شعبات شاخه ها و ديگر تشكيلات
ارگانهای تصميم گيری حزبی
كنگره حزب عالی ترين ارگان تصميم گيری
تشكيل كنگره حزب
كنگره فوق العاده حزب
شورای حزب بالاترين ارگان پس از كنگره
شورای حزب



1- هدف

1_1 حزب سوسيال دمكرات ايران براي عملي كردن وبه سرانجام رساندن اهداف دمكراسي سوسياليستي همچنان كه در برنامه حزب ترسيم ومشخص گرديده است فعاليت ومبارزه مينمايد .

2_1 حزب مي كوشد كه با همكاري قاطع مردم بخصوص روشنفكران دانشجويان دانش آموزان كارگران دهقانان ومتخصصين صنعتي وعلمي جامعه و كليه اقشار جامعه به اهداف خود نائل آيد.


2- شكل قانونی حزب

1-حزب سوسيال دمكرات ايران تشكلي است كه بر حسب قوانين انجمني وحزبي ( تبعيد بر حسب قوانين كشورهاي ساكن ) فعاليت خواهد كرد.

2- مركز حزب در تبعيد در اجلاسيه شوراي عالي ويا در اولين كنگره تعين خواهد گرديد.

3- در مقابل شخص سوم حقوقي ويا خصوصي شوراي حزب ويا معاونت آن ويا نمايندگي شورا ي حزب جواب گو است.

4-كساني ميتوانند به عضويت حزب سوسيال دمكرات ايران پذيرفته شوند كه اصول نظري وعملي مرامنامه اساسنامه برنامه ها و مصوبات حزب سوسيال دمكرات ايران را پذيرفته واجراي آن را الزامي بدانند.

5-حداقل سن براي عضويت در حزب 16 سال است.

6-هر عضو ميتواند به عضويت افراد نو در حزب اعتراض نمايد اعتراض بايد استدلال شده وبه هيئت رئيسه ناحيه تقديم گردد وچنانكه كافي نباشد با در نظر گرفتن سلسله مراتب به شعبه وبعد به استان مراجعه شود.

7-در خواست عضويت بايد به نزديكترين شاخه نزديك سكونت متقاضي داده شودوچنانچه در ناحيه سكونتي تشكيلات حزبي نباشد متقاضي بايد به نزديكترين شاخه ويا شعبه حزب مراجعه نمايد هيچ كدام از اعضا حق ندارد ند دو بار عضويت داشته باشند.

8-عضويت در حزب سوسيال دمكرات ايران وهمزمان عضويت ويا تعلق حزبي وسازماني به ديگر جريانهاي ديگر تناقض ومنافات با عضويت در حزب سوسيال دمكرات داشته وخلاف وغير ممكن است.اشخاصي كه در جريانهاي ديگر فعاليت داشته وبا آنها همكاري كرده ويا برنامه و مصوبات آن را قبول وزير اسناد آنها را امضا كرده باشند نميتوانند به عضويت حزب سوسيال دمكرات ايران در آيند .

9- هرگاه متقاضي در گذشته عضويت حزب ويا سازمان وگروه سياسي دیگری بوده باشد مسئولين شاخه ناحيه، منطقه، شهر واستان بايد شوراي حزب را از اين مطلب سريع آگاه نمايند.

10- هر كدام از ارگانهاي نام برده در تبصره اين ماده ميتوانند به اين عضويت اعتراض نمايند شوراي حزب در اين مورد تصميم گيرنده است.

11- متقاضي به عضويت را بايد امكان داده شود تا كتبي ويا شفاهي در اين مورد توضيح دهد.

12- با فوت اعضا عضويت خاتمه پيدا ميكند.

13- چنانكه كسي بخواهداز حزب خارج شود بايد كتبا اطللاع داده و دفترعضويت در حزب را بايد مسترد نمايد . با استرداد دفترچه حزب عضويت نهايتا ملغا میگردد.



14- افرادي كه از حزب خارج ميشوند ويا اخراج مي گردند تمامي حقوق حزبي خود را در مقابل اورگانهاي حزبي وبخصوص در مقابل هيئت رهبري كميسيون كنترل ودر مقابل تك تك اعضا از دست خواهند داد. اين افراد اجازه ندارند در كميسيونها ويا ديگر تشكيلات حزبي شركت جويند.

15- حقوق و وظيفه هر عضو است كه در چهار چوب اساسنامه حزب براي پيش برد خواستهاي سياسي حزب در انتخاب شدن و انتخاب كردن شركت جسته واهداف ح -س-د- ا را حمايت نمايد.

16- كميسون كنترل از اين مفاد مستثني نيست .



3- اخراج از حزب

1-اخراج افراد از حزب به وسيله مجمع عمومي ناحيه منطقه وحوزه شهر يا استان در پيروي تقاضاي مسئول آن ارگان صورت مي گيرد.

2- چنانكه عضوي دانسته و به عمد اصول علمي و نظري مرامنامه واساسنامه ومصوبات حزب را لطمه زده ومصالح حزب را به اين وسيله به مخاطره انداخته باشد ويا وظايف محوله از طرف حزب به او را عمدا ودانسته از انجام آن سر باز زده باشد ويا تخريب به وجود آورده باشد بايد از حزب اخراج گردد.

3- تصويب لغو عضويت واخراج از حزب ودلايل آن بايد كتبا از طرف ناحيه ، منطقه ، حوز ه و شهرستان به شخص مزبوراطلا ع داده شود.

4- چنانكه عضويت شخص ويا افرادي مصالح حزب در منطقه، ناحيه ، شهر ، استان را تحديد نمايد دبير روابط عمومي منطقه ناحيه حوزه شهر واستان ميتواند عضويت آن و يا آنها را لغو كند.

5- چنانكه عضويت شخص ويا افرادي مصالح ومنافع معنوي ومادي حزب را به مخاطره اندازد دبير روابط عمومي حزب ذيصلاح است عضويت وي ويا آنها را لغو كند.

6- اورگانهاي حزبي كه صلاحيت لغو عضويت را دارند ميتوانند بجاي اخراج دائمي متخلف ومتخلفين عضويت آنها را براي مدت يك سال ملغا نمايند.

7- چنانكه فرد ويا افرادي كه عضويت آنها در ح- س- د-ا لغو گرديده است ويا از اورگانهاي مربوطه اخطار دريافت كرده باشند وبه تصميمات ايراد داشته باشند. ميتوانند طبق نظام نامه پذيرش اعضا بدين تصميم اعتراض ومخالفت نمايند.

8- در هر صورت بايد افراد مذكور در تمام موارد شمرده شده در بالا امكان را ذاشته باشند كه در مقابل ارگاني كه عضويت آنها را ملغا اعلام نموده است كتبي ويا شفاهي نظر خود را بدهند.

9- چنانكه فرد ويا افرادي كه عضويت آنها لغو گر ديده است بخواهند مجدادا به عضويت ح -س -د - ا در آينده ،بايد آنها با در خواست كتبي به اورگاني كه عضويت آنها لغو نموده است مراجعه نمايند . آن اورگان ميتواند در رد ويا قبول در خواست مجدد تصميم بگيرد .

10- چنانكه عضويت مجدد فرد ويا افرادي مورد قبول قرار نگيرد آنها ميتوانند براي رسيدگي وبررسي اين موضوع به نظامنامه پذيرش اعضا رجوع كنند.

4- شاخه ها و ارگانهای حزبی

1- شاخه هاي حزب سوسيال دمكرات ايران..

الف-ناحيه(بخش)

ب- منطقه- حوزه

پ- شهر

ت-استان

تعريف :

- ناحيه تشكلي است كه اعضاي ساكن در آن عضو ميگيرند

- منطقه تشكلي است از ناحيه ها

- شهر در بر گيرنده ناحيه ومناطق است

- استان در بر گيرنده شهر هاست



5- و‌‌ظيفه شاخه و شعبات حزبی

1-شعبات ناحيه اي حزب موظفند نظرات وايدهها وتفكرات سوسيال دمكراسي را كه از اصول اساسي برنامه ها اصول نظري واصول عملي نشعت گرفته ومعين گرديده است را تبليغ واشاعه دهند..

2-اين وظايف متناسب با اوضاع منطقه ناحيه شهر واستان از نظر سياسي اقتصادي واجتماعي تبليغ مي گردد

با بر گزاري ساعات تعليم وآموزش وتبليغ سياستهاي سوسيال دمكراسي شعبات موظفند در مناطق خود فعالانه در انتخابات منطقه ويا استان وكشوری شركت فعالانه داشته باشند.

3-شعبات حزب متوانند گرو هاي زنان و جوانان را تشكيل دهند.

4- حوزه فعليت وسازمان دهي شعبات در بر گيرنده منطقه ها شهر ها وروستاها است.

5-مناطق بزرگ كشور كه بيش از يك زبان دارا ميباشد دايره روابط عمومي حزب مي تواند استثنا قائل شود

6-چنانكه در استان ناحيه منطقه چندين شعب تشكيل شده باشند آن تعداد مي توانند تشكل حزبي منطقه اي بوجود آورند.

7- چنانكه در استان ناحيه و منطقه چندين شعب تشكيل شده باشند آن تعداد ميتوانند تشكل حزبي منا طق را به وجود آورند.

8-شعبات بزرگ ميتوانند مقداري از وظايف خود را به شعبات كوچك محول نمايند..

9-عضويت افراد فقط در نزديكترين شعبه سكونت آنها بايد انجام پذيرد .چنانكه در محل سكونت متقاضي شعبه حزب وجود نداشته باشد وي مي تواند به عضويت نزديكترين شعبه محل سكونت خود درآيد.

10-دايره روابط عمومي حزب مي تواند در اين مورد استثنا قائل شود.

11-شوراي عالي وشوراي حزب وهيئت داوري حزب پس از انتخاب براي اين سمت همچنان در عضويت شعبه خود باقي خواهد ماند.



6- فعاليت شعبات حزب و نيروی زنان

1- براي جلب وآگاهي زنان در جامعه سنتي و پدر سالار و تعقير آن وبراي طرح وحل خواستها خويش زنان ميتوانند خواستهاي سياسي اقتصادي واجتماعي وفرهنگي خود را با ايجاد گروه زنان در شعبات حزب طرح وبه خواستهاي خود قوام بخشند.

2- گروه زنان از شعبات داراي نمايندگي در كنگره حزب نميباشند .اعضا زن در حزب بايد در هيئت نمايندگي كنگره عا دلانه شركت داشته باشند.

3- دايره روابط عمومي حزب مي تواند در اين مورد استثنا قائل شده و حضور گروهاي زنان وهيئت نمايندگي آنها را در كنگره حزب امكان بخشد.

4- تمامي مسائل سازماني وموارد فعاليت زنان سوسيال دمكرات ايران در يك نظا منامه جدا گانه مشخص وتا.ئين خواهد گرديد .نظامنامه اي كه در كنفرانس زنان تصويب وتا ئيد مي گردد .شوراي عالي حزب آن را مورد قبول دانسته است.

5- نيروها وجمعيت زنان در شاخه هاميتوانند مجموعه سر تاسری ايجاد نمايند.



7- نحوه و چگونگی فعاليت شعبات جوانان حزب

1-بمنظور جلب جوانان ورشد دمكراسي و آگاهي سياسي آنها با يد گروهاي جوانان سوسيال دمكرات بخصوص در مدارس دانشگاهها و مراكز علمي وفني تشكيل شود فعاليتهاي آنها بايد از طرف ارگانهاي مسئول حزب حمايت جدي گردد.

2-گروهاي جوانان سوسيال دمكرات ايران ميتوانند با هم پيوند يافته وتشكل واحد و منسجم وسراسري كشوري به وجود آورند ( در راستاي تشكيل سازمان جوانان حزب ).

3-نظام نامه وبرنامه سازمان جوانان بايد از طرف شوراي عالي حزب مورد قبول واقع گردد.

4- گروهاي جوانان بايد با شعبات وشاخه هاي حزبي منطقه اي ناحيه شهري واستان ومركز همكاري داشته واز طرف هيئت نمايندگي شعبات در كنگره حزب به اندازه كافي نماينده داشته باشند.

5- براي حمايت از سازمان جوانان سوسيال دمكرات ايران بايد هر ساله از طرف دايره خزانه داري حزب بوجه هايي تعلق گرفته ودر اختيار آنها بگذارند.



8- وظايف شعبات حزبی استان

1- وظيفه شعبات حزب استان است كه براي پياده كردن اهداف وبرنامه هاي حزب در استانها خود فعاليت نمايند . آنها بايد در مورد اوضاع سياسي اقتصادي اجتماعي استانها خود اعلام موضع نموده وامكانات خود را براي تبليغات وپيش برد اين منظور در اختيار مركز بگذارند.

2- حزب استان از انسجام وتشكل شعبات استان به وجود مي آيد.

3- با موافقت هيئت رهبري شهر وشهرستان شعبات ويا شعبه نو ميتواند به عضويت آن شهر ويا شهرستان در آيند.

4- چنانكه در خواست عضويت يك شعبه مورد قبول قرار نگيرد آن شعبه مي تواند در خواست رسيدگي نموده وطبق نظامنامه مربوطه اقدام نمايد.

5- اساسنامه ونظام نامه حزب واستان بايد با موافقت شوراي عالي ( مديريت حزب ) همراه گردد در غير اين صورت بايد مفاد آن طبق نظر شورا تعويض گردد.

در نظام نامه هاي استانها نبايد شرايطي طرح گرديده ويا آورده شده باشد كه منافا تي با اساسنامه ونظامنامه حزب سراسري داشته باشد.



9 - لغو عضويت شعبات

1-عضويت فرد ويا افرادي در تشكيلات سازماني وشعبات وشاخه ها شهرستانها ويا سازمانها حزبي چنانكه مصالح تشكيلات شهري استاني ومركزي حرب را مورد تحديد ومخاطره قرار داده ويا بخواهند آن را خدشه دار نمايند ويا از اصول مرامنامه اساسنامه،اصول نظري وعلمي برنامه مصوبات وسياست حزب عدول كرده وپيروي از آن را ملزم ندانند، لغو خواهد گرديد.

2-چنانكه مصالح حزب استان به مخاطره افتاده باشد تصميمم اخراج ومنحل نمودن شعبه مربوطه در صلاحيت كنگره حزب استان ميباشد. دايره روابط عمومي حزب استان ميتواند در اين مورد موقتا اقدام نمايد.

3-هر گاه مصالح و منافع حزب مركز خدشه دار شده ويا به مخاطره افتاده باشد اتخاذ تصميم براي اخراج ومنحل نمودن آن شعبه ويا شاخه در صلاحيت شوراي حزب مركز ميباشد.

4-لغو عضويت آن شاخه ويا شعبه ميتواند تا بر گزاري اجلاسيه شوراي حزب به وسيله مديريت ويا معاونت ( شوراي عالي حزب ) بطور موقت صورت گيرد.

5-پيش از اتخاذ تصميم به اخراج ويا الغا بايد نماينده آن شاخه ويا شعبه ويا تشكيلات حزبي در اين مورد توضيح دهند.

6- شاخه ويا شعبه و ديگر تشكيلات حزبي اخراجي ويا انحلال يافته مي تواند براي دفاع از حقوق خود از مفاد نظامنامه مربوط به اين موضوع استفاده نمايند.



10- انحلال شعبات شاخه ها و ديگر تشكيلات

1-تامادامي كه حداقل سه نفر عضو در يك شاخه ويا شعبه حزب به عضويت خود ادامه دهند انحلال واخراج آن شعبه ويا شاخه از حزب نميتواند صورت گيرد.

2-حزب استان زماني ميتواند از حزب سوسيال دمكرات ايران خارج شود ويا منحل اعلام گردد كه ،تمامي شعبات وشاخه هاي آن استان خارج ويا منحل اعلام شده باشند.

3-شعبات وشاخه ها وديگر تشكيلات اخراجي ويا منحل شده بايد سرمايه هاي مالي معقول ومنقول وآرشيو خود را در اختيار حزب استان ودر غير اين صورت تحويل حزب مركز نمايند.



11- ارگانهای تصميم گيری حزبی

الف- كنگره حزب

ب- شوراي عالي حزب

پ- دبير كل حزب

ت- شوراي حزب

ث- كميسيون بررسي

ج- كميسيون ارتباط جمعي و تبليغات و مطبوعات

چ- كميسيون بررسي دعاوي و داوري

ح- كميسيون مركزي زنان

خ- كميسيون جوانان



12- كنگره حزب عالی ترين ارگان تصميم گيری

1-كنگره حزب عالي ترين ارگان تصميم گيري حزب سوسيال دمكرات ايران ميباشد .كليه شعبات وشاخه ها تشكيلات حزبي استانها موظفند كه از برنامه ومصوبات آن پيروي كرده وآن را به مورد اجرا در آورند.

2-كتگره حزب متشكل است از:

الف- هيات نمايندگي شعبات وشاخه هاي حزبي استانها

ب-شوراي عالي حزب

پ-شوراي حزب

3- هر استان براي كنگره حزب 40نماينده اعزام ميدارد ويا به نمايندگي از هر صد نفر يك نماينده وهر 600نفر به بالا 2 نماينده اعزام ميدارد.

4- نمايندگان فقط ميتوانند شعبه اي را نمايندگي كنند كه خود عضويت آن را دارند.

5- هزينه ومخارج مسافرت هيئت هاي اعزامي به كنگره به وسيله نظامنامه جداگانه براي شاخه ها وشعبات حزبي مشخص ميگردد.

6- اعلام تشكيل كنگره حزب وظيفه شوراي حزب مي باشد. شوراي حزب زمان مكان ودستور جلسه وبرنامه را تائين خواهد كرد وبه اطلاع شاخه ها وشعبات حزبي خواهد رساند.

7- ليست در خواستها وپيشنها دات اورگانها ي حزبي بايد 12 هفته پيش از بر گزاري كنگره به وسيله ارگانها رسمي وديگر وسايل ممكنه كتبا براي احزاب استانها فرستاده شود تابا جمع بندي ونظر خواهي رسند.

8- بايد به شعبات وشاخه هاي استان ها 6هفته ها فرصت داده شود تا به جمع بندي ونظر خواهي رسند.براي اين امر حزب استان بايد در كنگره استان به نظر خواهي رسانده وچنانكه پيشنهادات ويا مفاد ترميمي داشته باشند كتبي طرح كرده تا در كنگره به بحث وتبادل نظرقرار گيردودر پايان به راي گذاشته شود.

1-8 پيشنهاد-براي اين امر شعبات وشاخه هاي استان بايد به نظر خواهي بپردازند وچنانكه پيشنهاد و مفاد ترميمي داشته باشند به راي گذاشته شود وبعد كتبي به حزب مركز فرستاده تا در كنگره مورد بحث وتبادل نظر قرار گيرد.

9-چنانكه وضعيت فوق العاده ويا استثنائي پيش آمده باشد شوراي عالي حزب ويا شوراي حزب مي توانند مدت زمان تشكيل كنگره فوق العاده را تسريع نمايند.

10-كنگره حزب فقط ميتواند در مورد مفاد مندرج در دستور جلسه وبرنامه كه از قبل اعلام گرديده است بحث وگفتگو نموده وتصميم گيري نمايند.

چنانكه چهار هفته پيش از تشكيل كنگره موقعيت سياسي استثنائي به وجود آمده باشد شوراي عالي حزب ويا شوراي حزب مي توانند مطلب مورد نظر خود را به دستور جلسه كنگره اضافه نمايند.

11-هيئت رئيسه كنگره تشكيل شده است از ‚شوراي عالي حزب ‚مديريت حزب ‚از طرف كنگره بايد دو نفر معاون براي نظارت كنگره انتخاب گردند. چند نفر بايد براي شمارش آرا انتخاب گردند.

12-چنانكه سه دهم اعضا ي حزب با تصميمات كنگره موافقت نداشته باشند آنها ميتوانند از شوراي حزب بخواهند كه مفاد مورد نظر را به رفراندم اعضا حزب بگذارند.



13- تشكيل كنگره حزب

1-كنگره حزب سوسسيال دمكرات ايران هر دوسال يك بار برگزار ميشود.

در صلاحيت تصميم گيري كنگره

1-1 گزارش شوراي عالي حزب گزارش شوراي حزب وهيئت مديره حزب

2-1 گزارش وتحويل سالانه كميسون محاسبات وكنترل

3-1نام گذاري اورگان رسمي حزب

4-1تائين مركز حزب

5-1 انتخاب هيئت مديره حزب وشوراي عالي‚ شوراي حزب ومعاونت هاي حزب انتخاب صندوق دار انتخاب كميسيونهاي حزب براي شوراي حزب بايد 13 نفر انتخاب گردند كنگره مسئول اورگان رسمي حزب رانيز انتخاب ميكند.

2-بحث وگفتگو وتصميم گيري در مورد اورگانها حزبي استان طرح پيشنهادات شعبات وشاخه ها براي برسي وخطوط آينده وتصويب آنها ( در غير اين صورت تغيير آن ).

3-بحث وتبادل نظر وتصميم گيري در مورد پيشنهادات از قبل به كنگره ارائه شده.

4-تعقير ويا تصحيح اساسنامه حزب.

5-تصويب حق اعضا.

14- كنگره فوق العاده حزب

1-كنگره فوق العاده حزب ميتواند مابين دو سال تشكيل گردد ‚ در صورت تقاضا ودر خواست 7 استان ويا بادر خواست 35 ويا 2پنجم از شعبات وشاخه هاي حزبي سراسري كنگره درصد اعضا ويا 2 پنجم از شعبات وشاخه هاي حزبي سراسري كنگره فوق العاده بر گزار خواهد گرديد.

2-وظايف كنگره فوق العاده از قرار زير است.

الف-انتخابات براي اورگانهاي حزبي كه در آخرين كنگره انجام نپذيرفته باشد.

ب-بحث وگفتگو در مورد پيشنهادات اورگانهاي حزبي شعب شاخه ها واستان وتصويب آنها.

پ-اجراي وظايفي كه در كنگره بعنوان عاليترين مقام تصميم گيري محول گرديده است.

15- شورای حزب بالاترين ارگان پس از كنگره

1-اجراي تصميمات شوراي حزب براي شعبات ،شاخه ها ،استانها .، ارگانها ‚ چنانكه كنگره حزب خلاف آن تصميم نگرفته باشند الزامي است.

2-چنانكه مديريت حزب (شوراي عالي) ويا يك پنجم از اعضا ي شوراي حزب ويا يك دهم شعبات وشاخه ها ويا پنج استان از شورا ي حزب تقاضاي تشكيل جلسه نمايند آنها بايد تشكيل جلسه دهند.

تركيب شوراي حزب

3-شوراي حزب تركيبي است از نمايندگانم شاخه ها شعبات واستانها .

4-نمايندگان شعبات وشاخه هاي استانها تا 2000 عضو يك نماينده تا 3500عضو تا 5000 عضو دو نماينده واز هر 2500نفر ديگر يك نماينده مي توانند به كنگره اعزام شود.

( تنها در كنگره اول يعني در دو سال اول تاسيس حزب هر استاني براي هر 625 عضو يك نماينده به كنگره سراسري حزب ارسال ميدارد.)




16- شورای حزب

1-رهبريت حزب در اختيار شوراي حزب ميباشد ، شوراي حزب در كنگره سراسري حزب انتخاب ميگردد.

دبير كل حزب دو معاون صندوق دار وتعدادي ديگر را كنگره انتخاب مينمايد

2-براي اجراي تصويب نامههاي شوراي حزب واجراي فعاليت هاي سياسي وسازماني واداري شوراي حزب از درون خود شوراي عالي انتخاب مي نمايد..

تعداد اعضاي شوراي عالي را كنگره حزب معئين ميكند.

3- انتخاب شوراي حزب در اختيار كنگره حزب ميباشد.

-ابتدا رئيس شوراي حزب انتخاب ميگردد.

-بعد معاونين رئيس شوراي حزب

-سپس صندوق دار

-در پايان اعضا ديگر شوراي حزب

4-انتخاب شوراي حزب با راي مخفي صورت مي گيرد.

5-كسي انتخاب مي گردد كه بيش از پنجاه در صد آرا را آورده باشد.

6-چنانكه بيش از پنجاه در صد راي كانديداها را نياورند راي گيري تكرار خواهد شد وآن كسي كه بيشترين آرا را آورده است انتخاب مي گردد.چنانكه كانديداها داراي راي مساوي گردند بايد مابين آنها قرئه كشي شود.

7-شوراي منتخب حزب كه در پست خود باقي است ميتواند چهار هفته پيش از برگزاري كنگره پيشنهاد انتخاب شوراي نو را به نمايندگان كنگره بدهند.

8-كنگره حزب ميتواند تا يك روز پيش از انتخابات شوراي حزب در اين مورد پيشنهاد نمايد اين پيشنهاد بايد از طرف حداقل چهل نماينده كنگره حمايت شود.

9-پيشنهاد براي راي گيري بايد با حروف الفبا صورت گيرد وصبح روز انتخابات كتبا به نمايندگان كنگره ارائه شود

10-شوراي حزب مقام كنترل واداره حزب بوده اساسا بر خورد وعمليات اورگانها را تحت نطر وكنترل دارد.

11-شوراي حزب مالك موجودی هاي نقدي واموال معقول ومنقول حزب مي باشد اين شورا ميتواند با نام خود وبا وكالت از خود طلب هاي حزب را در مقابل بدهكاران طلب نمايد. شورا حزب هم از جنبه هاي حقوقي وغير حقوقي حزب در مقابل مقامات قضائي نمايندگي مينمايد.

12-شوراي حزب ودبير كل حزب وكالت دارند كه حقوق حزب را كه به نام حزب بوده وغير قابل انتقال است تحت حقوق خود اعاده نمايند.

13-هيچ فردي از اعضا نميتوانند بخاطر عضويتي كه در حزب دارا هستند براي اعاده خواستهايي خود به دستگاهها قضائي وحقوقي مراجعه نموده وعليه حزب . شوراي حزب. وشوراي عالي وكميسون كنترل ويا دبير كل حزب شكايت نمايد.

14-شوراي حزب ميتواند در هر موقعي كه صلاح بداند شعبات شاخه ها وديگر اورگانهاي حزبي را كنترل كند وگزارش طلب نمايد .شورا مي تواند دفاتر وحسابداري را بررسي وكنترل كند .شوراي حزب ميتواند در جلسات وكنفرانس وديگر گردهمائي ها حزبي بعنوان ناظرو مشاور شركت جويد.

15-هيچ يك از اعضاي حزب حق ندارند بدون تصويب كنگره حزب بخواهد كه دفاتر حزب ويا اسناد شوراي حزب ويا كميسيون كنترل ويا حزب رابازرسي نموده واز آنها رونويسي ويا فتوكپي نمايند ويا طلب اطلاعات وگزارش از دارائي حزب نمايند .حقوق نمايندگان كنگره براي بازرسي دفاتر محفوظ است.

1-الف جهت فرستادن نماينده به كنگره سراسري احزاب استانها بايد حداكثر دو ماه پيش از بر گزاري كنگره سرتاسري نمايندگان خود را براي اين كنگره انتخاب نمايند.

2-الف افراد انتخابي در كنگره استان بايد ساكن وعضو آن استان باشند.

3-الف استانها براي هر 1250 نفر عضو در كنگره خود يك نماينده براي كنگره سراسري انتخاب مي نمايند.

براي نمايندگان انتخابي كنگره بايد اعضاي علل بدل انتخاب گردد.

-انتخاب در كنگره با راي كتبي ومخفي انجام ميپذيرد.

-شعبات كه تركيب دهنده حزب استان هستند بايد در كنگره استان شركت جسته وبراي كنگره سرتاسري نماينده انتخاب نمايند.

-تبصره 3-الف تنها در كنگره اول يعني در دوسال اول تاسيس حزب هر استاني براي هر 625 عضو يك نماينده ميتواند به كنگره ارسال دارد.





16- شورای حزب

1-رهبريت حزب در اختيار شوراي حزب ميباشد ، شوراي حزب در كنگره سراسري حزب انتخاب ميگردد.

دبير كل حزب دو معاون صندوق دار وتعدادي ديگر را كنگره انتخاب مينمايد

2-براي اجراي تصويب نامههاي شوراي حزب واجراي فعاليت هاي سياسي وسازماني واداري شوراي حزب از درون خود شوراي عالي انتخاب مي نمايد..

تعداد اعضاي شوراي عالي را كنگره حزب معئين ميكند.

3- انتخاب شوراي حزب در اختيار كنگره حزب ميباشد.

-ابتدا رئيس شوراي حزب انتخاب ميگردد.

-بعد معاونين رئيس شوراي حزب

-سپس صندوق دار

-در پايان اعضا ديگر شوراي حزب

4-انتخاب شوراي حزب با راي مخفي صورت مي گيرد.

5-كسي انتخاب مي گردد كه بيش از پنجاه در صد آرا را آورده باشد.

6-چنانكه بيش از پنجاه در صد راي كانديداها را نياورند راي گيري تكرار خواهد شد وآن كسي كه بيشترين آرا را آورده است انتخاب مي گردد.چنانكه كانديداها داراي راي مساوي گردند بايد مابين آنها قرئه كشي شود.

7-شوراي منتخب حزب كه در پست خود باقي است ميتواند چهار هفته پيش از برگزاري كنگره پيشنهاد انتخاب شوراي نو را به نمايندگان كنگره بدهند.

8-كنگره حزب ميتواند تا يك روز پيش از انتخابات شوراي حزب در اين مورد پيشنهاد نمايد اين پيشنهاد بايد از طرف حداقل چهل نماينده كنگره حمايت شود.

9-پيشنهاد براي راي گيري بايد با حروف الفبا صورت گيرد وصبح روز انتخابات كتبا به نمايندگان كنگره ارائه شود

10-شوراي حزب مقام كنترل واداره حزب بوده اساسا بر خورد وعمليات اورگانها را تحت نطر وكنترل دارد.

11-شوراي حزب مالك موجودهاي نقدي واموال معقول ومنقول حزب مي باشد اين شورا ميتواند با نام خود وبا وكالت از خود طلبهاي حزب را در مقابل بدهكاران طلب نمايد شورا حزب هم از جنبه هاي حقوقي وغير حقوقي حزب در مقابل مقامات قضائي نمايندگي مينمايد.

12-شوراي حزب ودبير كل حزب وكالت دارند كه حقوق حزب را كه به نام حزب بوده وغير قابل انتقال است تحت حقوق خود اعاده نمايند.

13-هيچ فردي از اعضا نميتوانند بخاطر عضويتي كه در حزب دارا هستند براي اعاده خواستهايي خود به دستگاهها قضائي وحقوقي مراجعه نموده وعليه حزب . شوراي حزب. وشوراي عالي وكميسون كنترل ويا دبير كل حزب شكايت نمايد.

14-شوراي حزب ميتواند در هر موقعي كه صلاح بداند شعبات شاخه ها وديگر اورگانهاي حزبي را كنترل كند وگزارش طلب نمايد .شورا مي تواند دفاتر وحسابداري را بررسي وكنترل كند .شوراي حزب ميتواند در جلسات وكنفرانس وديگر گردهمائي ها حزبي بعنوان ناظرو مشاور شركت جويد.

15-هيچ يك از اعضاي حزب حق ندارند بدون تصويب كنگره حزب بخواهد كه دفاتر حزب ويا اسناد شوراي حزب ويا كميسيون كنترل ويا حزب رابازرسي نموده واز آنها رونويسي ويا فتوكپي نمايند ويا طلب اطلاعات وگزارش از دارائي حزب نمايند .حقوق نمايندگان كنگره براي بازرسي دفاتر محفوظ است.

1-الف جهت فرستادن نماينده به كنگره سراسري احزاب استانها بايد حداكثر دو ماه پيش از بر گزاري كنگره سرتاسري نمايندگان خود را براي اين كنگره انتخاب نمايند.

2-الف افراد انتخابي در كنگره استان بايد ساكن وعضو آن استان باشند.

3-الف استانها براي هر 1250 نفر عضو در كنگره خود يك نماينده براي كنگره سراسري انتخاب مي نمايند.

براي نمايندگان انتخابي كنگره بايد اعضاي علل بدل انتخاب گردد.

-انتخاب در كنگره با راي كتبي ومخفي انجام ميپذيرد.

-شعبات كه تركيب دهنده حزب استان هستند بايد در كنگره استان شركت جسته وبراي كنگره سرتاسري نماينده انتخاب نمايند.

-تبصره 3-الف تنها در كنگره اول يعني در دوسال اول تاسيس حزب هر استاني براي هر 625 عضو يك نماينده ميتواند به كنگره ارسال دارد.



چنانچه مایل به عضویت در حزب سوسیال دمکرات ایران هستید لطفا" برای پر کردن فرم عضویت بر روی این لینک کلیک کنید.http://www.spiran.com/fa/membership.html


هم میهن گرامی و دوست گرامی ام آقای
درود گرم بر شما .سپاس از پذیرش دوستی و آشنائی با این وسیله ارتباطی .
امید ما همه ایرانیان در استقرار مناسبات انسانی ،آزادی و دمکراسی دور از استبداد و اختناق دینی واسلامی در ایران است.
کرامت انسانی بیش از 35 سال است که در ایران دستخوش تعرض و تجاوز رژیم فاشیستی اسلامی در ایران قرار گرفته است .هفته ای نیست که رژیم دست نشانده بیگانگان در ایران معترضین و مخالفین خود را در سیاه چال های بدتر از قرون وسطی بقتل نرساند.تجاوز جنسی در زندان های رژیم،تعرض به زندانیان و شکنجه هرروزه روحی و جسمی بر آنها ابزاری است که در رژیم جنایتکاران اسلامی نهادینه گردیده است . بیکاری ،فقر،فحشاء،و خرید و فروش انسان توسط عوامل رژیم ،واردات و صادرات مواد مخدر ،رواج اعتیاد،دزدی های میلیاردی از اموال مردم ایران ،در نهایت ترویج تروریسم ،آدم ربائی و قتل ،تخریب محیط زیست ،خشک کردن دریاچه های ا یران، نابودی جهان وحش ایران و انقراض حیوانات کم یاب ،همه و همه ما ایرانیان را متعهد بر آن داشته است تا در براندازی این رژیم تبهکار و یغماگر اسلامی ،عظم کرده و تمامی امکانات خود و ابزار ممکنه را برای نیل به هدف بکار گیریم .از اینرو به گمان آنکه شما هم میهن گرامی هم در همین مسیر گام بر میدارید با آشنائیتان ، مسرور و شادمانم


با سپاس سینا پارسی از حزب سوسیال دمکرات ایرانwww.spiran.com

www.spiran.com
http://on.fb.me/1ewD4fw


letzte Änderungen: 25.1.2016 14:44