
|
حمله نظامی روسیه به کشور مستقل گرجستان و موضع حزب سوسیال دمکرات ایران
جنایات ارتش روسیه را محکوم و تمامیت ارضی و یک پارچگی گرجستان باید تضمین گردد
هجوم نظامی روسیه به گرجستان و اشغال آن کشور به ویژه در دو بخش این کشور اوستیای جنوبی و ابخاز که روس ها مدعی اند که قدرت های حامی این دو بخش است با حمله نظامی با حداقل 50 تانک در حال پیشرفت و اشغال گرجستان است .کشورگشائی روسیه تحت رهبری پوتین در بخش بزرگی در دریای مازندران و فققاز برای ایجاد مجدد امپراتوری روسیه بعد از فروپاشی جماهیر شوروی بدون نفوذ و سلطه اقتصادی و نظامی ناممکن است.
روس ها برای ارعاب و ایجاد خفقان جنگی بمب افکن های خود را بر روی شهر های گرجستان فرستاده و بمباران کردهاند و مدعی شدهاند که گرجستان بایدتنبیه شود. سرگی لاوروف میگوید تنها زمانی مایل است که آتش بس بدهد که گرجستان قبول کند که در خاک خود حتی بصورت " پاسداران صلح " نمیتواند نیروی خود را مستقر نگاه دارد. و در عین حال دولت تهاجم گر روسیه خواهان برکناری دولت قانونی میخائیل ساکاشویلی رئیس جمهوری گرجستان است.با طرح چنین خواستی حکومت پوتین میخواهد عامل دست نشانده خود را بر قدرت در گرجستان بگمارد.حمله نظامی روسیه به گرجستان اشغال بخش از خاک گرجستان را در برنامه دارد و روسیه با سربازان خود میخواهد اوستیای جنوبی و آبخاز را تحت تسلط خود داشته باشد.
قابل توجه آن است که روسیه مدعی است که برای حمایت از استقلال خواهان ابخازی و اوستیای جنوبی وارد جنگ شده است و از ساکنان این مناطق که داری پاسپورت های روسی هستند به دفاع برخواسته است. و روسیه مدعی است که در توافق نامه بین الملی سال 1999 روسیه نه تنها وظیفه حفاظت از صلح را به عهده دارد بلکه نسبت به این موضوع متعهد است که اگر یک طرف قرار داد صلح را نقص کرد ، از طرف دیگر حمایت کند و این در مورد اوستیای جنوبی هم صادق است .نقل بمعنا
حال به اعتقاد ما اولا" روسیه در سال 1999 نیرو و یا دولت بی طرف در در گیری های بین تجزیه طلبان روسی و گرجی ها نبوده است.چرا که روسیه بعد از فروپاشی جماهیر شوروی دانسته و برنامه ریزی شده به ساکنان ابخازی و اوستیای جنوبی پاسپورت های روسی داده است تا ساکنان این مناطق در روسیه بتوانند دارای امتیازاتی باشد که نیاز به بروکراتی نباشد.
پس دادن پاسپورت روسی به ساکنان گرجستان در 19 سال اخیر به نیت انجام پذیرفته است که روسیه بتواند هر لحظه در کشوری مستقل نیروی نظامی خود را زیر عناوین " دفاع از شهر وندان روسی با پاسپورت روسی " پیاده کرده و شهرهای آن کشور را بمباران و یا اشغال نماید.پس بنابراین این یک توطئه سازمان یافته دستگاهای جاسوسی روسیه علیه مردم گرجستان بیش نبوده است .
روس ها با شگردهای شناخته شده خود مدعی شده اند که در بخش ابخاز و اوستیای جنوبی خواهان استقلال اند و روس ها خود را موظف میدانند که از خواست آنها پیروی کرده و آنها را حمایت نمایند.
هرچند که نیک میدانیم که بیش از1،5% ساکنان گرجستان روسی نیستند و حال اینکه چکونه است که دولت پوتین برای یک رقم کمی میخواهد به تجزیه طلبان گرجستان که به اعتقاد ما فقط میتوانند عوامل پوتین باشند بخشی از گرجستان را تجزیه و به آنها استقلال دهد.
اگر تزارهای نو کرملین تحت رهبری مافیای پوتین دلشان بحال مردمی که استقلال میخواهند میسوزد چگونه است که هم در دوران حکومت کمونیستی روسیه و حال در فدراسیون روسیه به مردم چچین که اکثرا" استقلال طلبند بجای پاسخ مثبت به خواست آنها این منطقه به وسیله ارتش سرکوبگر روسیه بمباران و مردم آن قتل عام میشوند و رژیم پوتین در آنجا نسل کشی میکند. پس روشن است که روسیه منافع استراتژیکی خود را در پیروی سیاست نظامی خود در گرجستان دنبال میکند.روسیه میخواهد لوله های نفت و گاز که به دریای سیاه و به ترکیه منتهی میشود کنترل کرده و در عین حال کنترل در دریای سیاه داشته باشد.
شگرد کهن روسیه برای اشغال کشورهای ضعیف همیشه بهانه دفاع از " اقلیت ها " بوده است .پیش از اینکه ارتش گرجستان وارد عملیا ت شود روس ها بیش از 150 تانک را از مرزهای گرجستان به درون خاک آن کشور عبور داده بودند.فراموش نباید کردکه روس ها به دنبال انتقام جوئی از گرجی ها بودند که 4 افسر روسی را بجرم جاسوسی بعد از محاکمه از گرجستان اخراج کرده بودند.روس ها برای کنترل لوله های نفت و گاز که از دریای مازندران و باکو به دریای سیاه و ترکیه منتهی میشود منافع جغرافیای سیاسی خود میشمارند و مناطق فققاز را بعنوان بخشی از وسعت جغرافیای مصالح اقتصادی خود به شمار می آورند .از این روست که اتحادیه اروپا با وجود درگیری های مرزی که روس ها در حدود 19 سال با گرجستان داشته اند و همیشه تحدی به اشغال نظامی میگردیدند عکش العمل نشان نداده و این مسئله را برای حفظ منافع این اتحادیه با روس ها نادیده گرفتند.نماینده این اتحادیه سرکوزی که به مسکو برای میانجی گری به مذاکره پرداخت میتوانست بزرگترین اشتباه را مرتکب شود او در این ملاقات با رئیس جمهوری روسیه دمیتریج مدودوف گفته است که"امری طبیعی و عادی است که روسیه از منافع خود در روسیه و خارج از روسیه و از روسی زبان ها در خارج از روسیه دفاع کند." این اظهارات تأئید سیاست جنگ افروزی روسیه است و کمتر دیوانه ای در مقام رئیس جمهوری یک کشوری مثل فرانسه میتواند اقدام روسیه را در بمب باران و اشغال کشوری دیگر را صحه بگذارد .و جالب اینکه لاورو در ملاقات با سرکوزی گفته است : که اقدام نظامی روسیه برای تجدید صلح بوده است و این ادعای لاورو را سرکوزی تأئید کرده است.در روز 14 آگوست در مصاحبه مطبوعاتی در حضور خبرنگاران در مسکو سرگه لاورو وزیر امور خارجه روس در مقابل خبرنگاران میگوید :" زیاده گوئی است که در مورد تمامیت ارضی گرجستان سخن گفت و آن را باید فراموش کنید." و ادامه میدهد غیر ممکن است که بتوان ابخازی و اوستین جنوبی را وادار کرد در تمامیت ارضی گرجستان بمانند." در همین روز رئیس جموری روسیه که دست نشانده پوتین است با دو نفر از رهبران تجزیه طلبی ابخازی و اوستینی جنوبی ملاقات داشته است .این گفتار ها و اعمال روسیه بیانی از سیاست نو استعماری و تهاجمی به یک کشور بی دفاع است .
ارتش روس در عین حال اینکه اعلام کرده است تن بر آتش بس خواهد داد ،شهرهائی که در مسیراش قرار دارد چپاول و اکثر انبارهای مهمات و تجهیزات نظامی این کشور را به غارت میبرد و فرود گاه های این کشور را بمب باران میکنند.و تائسیسات صنعتی این کشور را تخریب.عمل کرد جنایتکاران روسی در لشکر کشی به کشورهای متخاصم تخریب ویرانی و زمین سوخته و کشتار مردم عادی را همیشه به همراه داشته است .و این شگرد برای ایرانیان در هر دوره ای که ایران به دست روس ها اشغال میگردید آشنا بود.
سیاست اشغال گرانه روس ها در سرزمین های مجاورشان میتواند ادامه پیدا کرده و به بهانه دفاع از اقلیت روسی در اوکرین و سه کشور کوچک بالتیک ادامه پیدا کند.ادامه این سیاست در ترغیب روس ها با سخنان سرکوزی و فرست طلبی اقتصادی اتحادیه اروپا و وابستگی آن به گاز و نفتی است که از روس ها خریداری میکنند.از قرار برای اتحادیه اروپا گاز روس ها ارزش بیشتر از خون گرجی ها دارد ،لذا جز ایالات متحده آمریکا کمتر سیاستمدار اتحادیه اروپا بوده است که عمل کرد ارتش روسیه را محکوم کند .هرچند بخشی از گازی که به اروپا از طریقه روس ها گرجستان به اروپا میرسد تولید ایران است که روس ها از دوران محمد رضا شاه در قرار دادی پایاپای در مقابل ساخت تأسیسات ذوب آهن گاز به روسیه میدادند که رژیم اسلامی فروش گاز را همچنان به روس ها با قیمت بسیار ارزان تحویل روس ها میدهد.
اتحادیه اروپا با داشتن سیاست مدارهائی مثل سرکوزی میدان را برای سیاست های تهاجمی و کشورگشائی
تزارهای روسی باز گذاشته است . کشورهای اروپائی اکثرا" با اعتراض لفظی به اقدام روسیه در لشکر کشی به گرجستان را نامعقول دانستند .ولی خوشبختانه کشورهای آسیب دیده از روسیه ،لهستان، استلند، و لیتوانی واوکرین رئیس جمهوری کشورشان را به تفلیس فرستادن تا با مردم گرجستان حمایت و همدردی خود را نشان دهند.
رئیس جهمری استونیا در همایش ده هاهزارنفری تفلیس به مردم گرجستان گفته " شما تنها نیستید مردم جهان با شما هستند."
بدون شک مردم ایران هم مردم گرجستان را که جزو منطقه جقرافیائی فرهنگی ایران در فقاز محسوب میشوند تنها نخواهند گذاشت.
مردم ایران تهاجم نظامی روسیه را به سر زمین های ایران در مناطق فققاز از دوران قرار دادهای ننگین و تحمیلی گلستان و در سال 1813 و قرار داد ترکمن چای در سال 1828 فراموش نکرده اند .مردم ایران همچنان اشغال کشورشان را در سال 1907 به وسیله قوای روسیه و انگلیس فراموش نخواهند کرد
روسیه در ماه ژوئیه 1942 به ایران حمله نظامی کرد ایران را تا پایان جنگ دوم مشترکان با دیگر نیروهای متفقین اشغال نگاه داشتند و خلاف قرار داد یالتا و پیمان تهران که قوای اشغالگران ایران را بعد از 6 ما از پایان جنگ جهانی مکلف میکرد که نیروهای نظامی خود را از ایران بیرون برند.
استالین خود را به کشیدن نیروی نظامی ارتش سرخ به روسیه موظف نمیدید و با تهدید بمب اتم علیه روسیه رئیس جمهوری ایالالت متحده آمریکا تورومان، روس ها را وادار به ترک ایران کرد. روس ها یشه وری را حمایت میکردند و میخواستند آذربایجان را از ایران تجزیه کنند.حکومت مهاآباد هم حکومتی دست نشانده روس های برای تجزیه ایران بود.
روسیه هم اکنون برای ایران خطر جدی در تمامی ابعاد سیاسی و اقتصادی است .نیک میدانیم که روس ها میکوشند سه جزیره استراتیژیک ایران را در خلیج فارس تمب کوچک و بزرگ و ابوموسی را از ایران با کمک اعراب جدا سازند.روس ها هم اکنون در حال چپاول و تخریب گرجستان اند ، ارتش اشغال گر روسیه شهر ها را بمب باران میکند و مردم گرجستان از خانه هایشان بیرون آورده و آنها را به قتل میرسانند . روس ها خبرنگاران را که کارشان خبر رسانی است در حین انجام وظیفه بقتل میرسانند تا از اطلاع رسانی به جهان جلوگیری کنند.
لذا با آنچه در مورد روسیه در بالا بر شمرده شد ، حزب سوسیال دمکرات ایران ،اقدام نظامی روسیه علیه گرجستان و مردم بی دفاع آن کشور وقتل خبرنگاران را شدیدا" محکوم نموده و وظیفه ملی و میهنی ما ایرانیان است که از تمامیت ارضی گرجستان و مردم آن در مقابل ارتش جنایت کار و بربرهای روسیه دفاع کنیم .ننک بر حکومت اسلامی که در همدستی با جنایتکاران روس قتل عام مردم گرجستان را نظاره گر شده و سکوت را برای جنایات روس ها ترجیح میدهند.حضور روسیه در کشومان در عرصه های اقتصادی در حفظ منافع حکومت تروریستی حاکم و خلاف منافع مردم ایران است.روسیه خطری جدی برای تجزیه ایران محسوب میشود .
حزب سوسیال دمکرات ایران . 14.08.2008
|

|
با کشیدن وسهیم کردن شرکت گاز پروم روسیه در صنایع نفت و گاز ایران سیاست های نواستعماری تزارهای نو زیر نظر پوتین در
ایران شکلی اشغال گرانه و تهاجمی به طرف خلیج فارس بخود میگیرد.
شرکت گازپروم روسیه برای مشارکت در پروژه های میادین پارس شمالی و جنوبی، آزادگان و میادین نفت و گاز واقع در دریای خزر بر سر سفره تقسیم غنائم به دعوت حکومت اسلامی راه یافته است . .
حکومت وابسته اسلامی به روسیه بعد از بخشش سهم 50% درصدی دریای مازنداران به خرس های روسی
به این قدرت استعماری پر طمع امپریالیستی که در تاریخ بخش بزرگی از میهن ما را از اوان سال 1800 در جنگ های استعماری و قرار دادهای تحمیلی تجزیه کرده است بر سر سفره چپاول دیگر ثروت های میهن ما دعوت کرده اند ، تا باند مافیا کا. گ. ب پوتین نفت و گاز کشور ما را در اختیار خود گیرد.اگر توتال از سرمایه گذاری دراستخراج نفت و گاز ایران به کنار کشیده است این به آن معنا است که جهان صنعتی با تمامی علاقه ای که به چپاولگری منابع کشورهای جهان سوم دارند نمیتوانند حکومت های فاسد و تروریستی که ادعای جهان گشوئی داشته و همزمان صلح جهانی را به مخاطره می اندازند و ابزار ترور گزینه ایدولوژیکی آنها است مماشات همیشگی داشته و با حکومت های فاشیستی مثل حکومت اسلامی همزیستی داشته باشند. دولت های کشورهای غربی بخاطر یک تازی ها و قلدری حکومت اسلامی بر سر آزمایش های هسته ای و ساخت بمب اتم ایران را تحریم و شرکت های نفتی این کشور ها هم مجبورند در ایران سرمایه گذاری نه نمایند.از اوضاع کنونی و تحریم ایران روسیه و چین و تعداد کشورها دیگر سود میبرند.روسیه که خود فقط داری اقتصاد دوپایه ای است صدورنفت و گاز و تسلیحات نظامی برای تقویت جایگاه خود برای گرفتن امتیازات در سط بین الملل انرژی را به ابزار و وسیله تبدیل کرده است و آن را بکار میگیرد .قطع صدور گاز به اوکراین که از ساطه روسیه خود را بیرون کشیده است یکی از نمونه های شفاف تحدیدات این کشور بر دیگر ملل جهان است .
روسیه در تمامی تاریخ سیاست خارجی اش برای حفض منافع اش با هر نوع حکومت فاشیستی سازگاری داشته است .پیمان هیتلر و استالین علیه کشورهای دمکراسی از قبیل همین نمونه های تاریخی است که برای روس ها اخلاق سیاسی که با ارزش های انسانی دمکراسی و آزادی هم خوان باشد ،غریبه است .حکومت پوتین نویسنده ،خبرنگار و منتقدین اش را به هلاکت میرساند،و یا با اورانیون و پولوتونیوم در انگلیس مخالفان حکومتش را آلوده و آن ها را بقتل میرساند تا سد روشنگری فساد مافیای حکومتی شود .،در چه چین قتل عام میکند،نفت و گاز را علیه مخالفانش بعنوان اسلحه بکار میگیرد .حال با شگردهائی که روسیه برای پیشبرد منافع امپریالیستی اش بکار گرفته حتی تا جائی به پیش رفته است که بنفع شیوخ عرب در تجزیه جزایر ایران در خلیج فارس گام برداشته است ،چگونه
خائنین اسلامی در حکومت به این قدرت استعماری اینهمه امتیاز میدهند .جز این است که حکومتی ها مزدوران و نوکران روسیه اند.
با دادن امتیاز بهره برداری از نفت و گاز ایران روس ها را رژیم تروریستی اسلامی به تمامی عرصه های اقتصادی سهیم کرده است . راکتور اتمی بوشهر به ناف روسها و خواست ها آنها بند است. برای راه انداختن این تکنیک خطر ناک عقب افتاده و فرسوده چارنوبیلی که مردم کشور ما را در انفجاری احتمالی تحدید و مردم را آلوده و هلاک خواهد کرد ،چه تأتری نبود که برای گرفتن صد ها ملیون دولار برای تکمیل آن براه نیاانداختند و حال ذخایر نفتی و گاز ایران را رژیم ضد ایرانی و فاسد اسلامی در اختیار کفتار روسی می گذارد .با اختیار گذاشتن سه بخش اقتصادی و حیاتی کشور مان در دست روسیه ،میهن ما از تحدید و وجهل مصالحه قرار گرفتن در دست روس ها در امان نخواهد ماند.وابستگی در تمامی عرصه ها به مافیای اقتصادی روسیه جز باخت برای میهن ما پیامی با خود نخواهد داشت. پوتین با کمک اسلامیست های حکومتی در پیروی برنامه پتر بزرگ برای تسخیرو راه یابی به آب های گرم خلیج فارس نزدیک است . چنانچه روس ها در گذشته دویست سال اندی نتوانستند خواست توسعه طلبی تزار را به پیش برند ، حالدر پرتوی اسلام ناب محمدی به کمک وطن فروشان و خائنان ایران زمین زیر نام اسلام و حفظ مصالح بیضه آن روس ها ایران و خلیج فارس را تصاحب خواهند کرد .
فراموش نباید کرد که هر آنچه دولت تزاری تا اکتبر 1917 نتوانست به پیش برد را استالین در جنگ جهانی دوم کوشید به اجرا بگذارد و آن اشغال میهنمان و عدم ترک ایران با قوای ارتش سرخ بود که فقط با تحدید تورومن در بکارگیری بمب اتم علیه روسیه بود که استالین مجبور گردید قوای خود را از ایران بیرون کشد.ولی این بار چگونه و با کمک کدام قدرت حافظ منافع ایران بتوان روس های جهان خوار را که مثل موریانه در تمامی عرصه های اقتصادی و نظامی ایران و حتی در دستگاه های اجرای کشور شبکه سازی کرده اند ،بیرون راند . از این رو حزب سوسیال دمکرات ایران نفوذ روسیه را در عرصه های سیاست ،اقتصاد، برای میهنمان خطرناک و انعقاد قرار داد با گاز پروم روسیه را خلاف منافع و مصالح کشورمان تلقی کرده و آن را محکوم میدانیم.حزب سوسیال دمکرات ایران
14.07.2008
پس از خروج توتال، گازپروم وارد شد
آلکسی میلر و محمود احمدی نژاد
آلکسی میلر در تهران با محمود احمدی نژاد دیدار کرد و از تمایل گازپروم برای همکاری در عرصه نفت و گاز خبر داد
آلکسی میلر رئیس شرکت گازپروم در گفتگو با رئیس جمهور ایران برای مشارکت در پروژه های عمده نفت و گاز ایران ابراز آمادگی کرد.
رسانه های ایران پس از دیدار آقای میلر با محمود احمدی نژاد از رئیس این شرکت عظیم روسیه نقل کرده اند که شرکت گازپروم برای مشارکت در پروژه های میادین پارس شمالی و جنوبی، آزادگان و میادین نفت و گاز واقع در دریای خزر آماده است.
این خبر در شرایطی اعلام می شود که شرکت فرانسوی توتال در روز پنجشنبه گذشته کناره گیری خود از یک طرح سرمایه گذاری چندین میلیون دلاری در میدان پارس جنوبی را اعلام کرده بود و غلامحسین نوذری، وزیر نفت ایران نیز خبر انصراف شرکت فرانسوی توتال از فعالیت در فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی را تایید کرد.
الکسی میلر تفاهم نامه ای را نیز با غلامحسین نوذری وزیر نفت ایران امضا کرد که "توسعه فازهای پارس جنوبی، تشکیل شرکت مشترک برای اجرای پروژه در ایران و ساخت پالایشگاه در شمال ایران" از جمله بندهای این توافقنامه است.
رئیس شرکت گازپروم همچنین از توافق برای معاوضه گاز میان ایران و روسیه خبر داد و گفت: "در آینده در شمال به ایران گاز تحویل خواهیم داد و در جنوب معادل همان گاز را از ایران تحویل خواهیم گرفت."
همچنین بر اساس این تفاهم نامه ایران و روسیه برای همکاری مشترک بین ایران و روسیه جهت انتقال نفت خام دریای خزر به دریای عمان "از طریق خط لوله نکا-جاسک" نیز توافق کرده اند.
ورود گازپروم پس از کناره گیری "سیاسی" توتال
کریستف دی مارژری، مدیر کل شرکت توتال، پنج شنبه (۱۰ ژوئیه) به روزنامه فایننشال تایمز گفت، از آن جا که سرمایه گذاری در ایران با خطرات سیاسی همراه است از این کار صرفنظر می کند.
اما وزیر نفت ایران با سیاسی خواندن تصمیم توتال، پیشتر تاکید کرده بود ایران "با آنها یا بدون آنها" آن پروژه گازی را توسعه خواهد داد.
گفته می شود که انصراف شرکت توتال از سرمایه گذاری در پروژه پارس به دنبال فشار وزارت امور خارجه آمریکا صورت گرفت.
نیمی از ذخایر گاز ایران در میدان پارس جنوبی واقع است. ایران این میدان عظیم گازی را به ۲۴ فاز تقسیم کرده که بیشتر از نیمی از آنها هنوز آغاز نشده است.
طرح پارس ال ان جی، که قرار بود توتال در آن شرکت کند فاز ۱۱ از ۲۴ فاز میدان گازی پارس جنوبی است که برای تولید گاز مایع در نظر گرفته شده است.
|
پیام حزب سوسیال دمکرات ایران به مناسبت سال 1387 به مردم ایران
هم میهنان گرامی
سالی که گذشت برای مردم ایران پر از فراز و نشیب ودلهره فردای دیگری بود.فردائی نا روشن برای تأمین زندگی خانواده ،فردائی که هیچ اطمینانی در آن نبود که با بیکاری و فقر به مبارزه باید پرداخت یا نه؟.زندگی اکثر مردم ایران با بیکاری و فقر توام گردیده است .بیش از 10 میلیون مردم ایران زیر خط فقر ، زندگی میکنند.
حکومت اسلامی ناتوان از حل معضلات ،اقتصادی سیاسی و اجتماعی خود برای مردم ایران و جهان معضله ای شده است. حکومت اسلامی با ایجاد چالش علیه مردم ایران و نیروهای مخالف از یک طرف و دنیای صلح دوست جهان به دنبال ادامه سیاست تشنج آفرینی ،ترور و تروریستی از طرف دیگر با قلدری و یکه تازی در جهان برای اشاعه اسلامی تروریستی و کشور گوشائی ، میهن ما را با خطرات بسیار جدی مواجه گردانیده است .
نتایج سیاست های ماجراجویانه و تروریستی حکومت اسلامی در جهان تحریم های اقتصادی کشورهای جهان وبه ویژه تحریم شورای امنیت سازمان ملل بوده است .سه قطعنامه در مورد تحریم اقتصادی رژیم اسلامی نتایج سیاست های تسلیحات اتمی رژیم و غنی سازی آن است .
فرآیند سیاستهای رژیم تروریستی حاکم تحریم های جهان و بالاخره فشار ها و ضربات اقتصادی به کشورمان ایران است ، که در نتیجه تاوان آن را باید مردم ایران بپردازند.از این رو مردم ایران تنها با مشکلات اقتصادی که یکی تحریم های شورای امنیت است به تنهائی مواجه نیستند بلکه یکی دیگر از مشکلات سیاست اقتصادی درب های باز برای واردات کالاهای خارجی در مخالفت رژیم وابسته به قدرت های نو ااستعماری از حفاظت تولیدات درونی است که در نتیجه منجر به ورشکستگی چرخ تولیدات کشور گردیده است . تمامی سیاست های تخریبگر حکومت اسلامی مزید بر علت بیکاری ،فقر ومحنت مردمی شریف و زحمتکش گردیده است . حال چگونه میتوان از چنگال حکومتی اوختاپوسی ،زن ستیز ،شکنجه گر ، نژاد پرست دزد و تبهکار وابسته به قدرت های استعماری رهائی یافت. و تا کی باید تن به فساد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی حکومتی ها داد، چگونه باید آتیه فرزندان ایران زمین را در کشورشان تأمین کرد؟
آنچه مسلم است در طول 29 سال گذشته حکومتی ها از هرنوع ترفند فریبکارانه ، دوران سازندگی، اصلاح طلبی ،و دولت مهر ورزی گذر کرده و بهر بهانه ای مردم میهنمان را به پای صندوق های انتصاباتی مشتی
دزدان عمامه بسر و فاسد برده اند.هرچند پر واضح است که شعبده بازی های انتصاباتی اسلامیست ها برای تحمیق جهانیان است که نشان دهند که در حکومتی وابسته و مزدور مردم تحت سلطه آنها میتوانند شکنجه گران ،قاتلان ، و دزدان خود را پای صندوق های آراء از پیش انتصاب یافته، انتخاب کنند. حال با این اوصاف چه گزینه ای میتواند منابع و ذخایر و مصالح ما ایرانیان را در دریای مازنداران از یک طرف و از طرفی در خلیج فارس تضمین کند .چکونه میتوان از تاراج رفتن سرمایه های ایران با دست حکومت تبهکار اسلامی به گروه های اسلامی وتروریستی در جهان ممانعت کرد، چگونه میتوان در ایران ایجاد فرصت های شغلی ، امنیت اقتصادی و سیاسی کرد، چگونه میتوان به مفت خوران و دزدان حکومتی که بر گرده مردم ایران سوار و ایران را اشغال کرده اند پایان داد؟ چگونه باید زندانها ایران را از زند انیان سیاسی خالی کرد ؟و در پایان چگونه میتوان امنیت شهروند ایرانی در کشوراش تأمین گردانید و ده ها سوأل دیگر.
پاسخ به این پرسش ها این است که رژیم اسلامی باید با قیامی عمومی و سراسری از میان برداشته شود و حکومتی ملی و میهنی که نماینده مردم ایران و مجلس مؤسسان است اداره کشور را به عهده گیرد.حکومتی که سکولاریسم ،دمکراتی و آزادی را حفظ کند و منافع ملی و میهنی کشورمان را محور سیاست های خود قرار دهد و نه مثل حکومت اسلامی که مزورانه در بست در اختیار سیاست های نواستعماری روسیه پوتین و چین خود را قرار داده است و مصالح مردم ایران را برای ماند ن دستگاه ظلم و ستم خود بر اریکه قدرت به آنها میفروشد .
چنانچه هر شهروند ایرانی در مقابل میهن و مردمانش احساس مسئولیت کند، بدون هر تردیدی خواهد گفت که با رژیم کنونی نمیتوان همزیستی کرد ،لذا برای بیرون راندن جنایتکارن حکومتی از ایران باید از هر وسیله در ایجاد همبستگی ملی برای براندازی کمک گرفت.هیچ ملتی در تاریخ نتوانسته است به استقلال ،آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی دست یازد مگر اینکه توانسته باشد بر ضحاکان و دوزخیان فاسد حکومتی فائق آید.
سال نو بر همه هم میهنان گرامی خجسته باد .با بزرگداشت سنت های ملی میهنی ،مشت محکمی به دهان یاوه گویان حکومت تروریستی و ضد ایرانی که 29 سال است میکوشند فرهنگ ایرانیان را تخریب کرده ، کوبید ،تا نتوانند سنت های پر ارزش ایران زمین را با عادات تحجر اسلامی جای گزین نمایند.باشد تا در این سال خواست مردم ایران در تغییرات کلی برای بهتر شدن زندگی و تأمین معاش برآورده گردد و حکومت ضحاک ماردوش اسلامی از اریکه قدرت به پائین کشیده شود.
دبیر کل حزب سوسیال دمکرات ایران
دکتر جلال مدنی . چهارشنبه 29 اسفند 1386 19 Mar 2008
|

|
دیگر هرگز به پای صندوقهای انتخاباتی آنان نرویم .
انتخابات مجلس تا مادامی که فرمایشی "استصوابی " است مردم ایران سر نوشت خود را رقم نخواهند زد.
29 سال است که رژیم فاشیستی اسلامی با حیله و ریا و یا با ابزار رعب ، خفقان ، شکنجه و دیگر ترفندهای مستبدین اسلامی بر اریکه قدرت لم داده است .
هر چند سالی یک بار برای 290 کرسی نمایندگان بسیاری از عوامل رژیم که دست در فساد و دزدی ،شکنجه و قتل دارند به وسیله مشتی آخوند برای پیش برد مقاصد ضدملی و ضد میهنی ایرانیان دستچین و رهسپار مجلس فرمایشی اسلامی می نمایند.
افرادی که در لیست صلاحیت شورای نگهبان قرار میگیرند هیچ رابطه ای مستقیم با مردم ایران بجز با امت حزب اله و دیگر وابستگان رژیم ندارند.
95 در صد مردم ایران از قواعد انتخاب کردن و انتخاب شدن آزادانه بدون دیکته عوامل رژیم به کنار گذاشته شده اند.اکثریت مردم ایران هیچ سهمی در انتخاب و روند مناسبات سیاسی و اقتصادی کشور خود ندارند .
دزدان و دغل بازان اسلامی که جز خیانت و فروش مصالح و منافع ایران در 29 سال گذشته به قدرت های استعماری کارنامه ای از خود باقی نگذاشته اند با زور سرنیزه ،ارعاب به راه خود برای ادامه حیات حکومتی دزد و جانی ادامه میدهند.جنایتکارن حکومتی بر ثروت های مردم و کشور به ویژه نفت و گاز ایران چشم دوخته تا آنجائیکه میتوانند با کمک نیروهای تروریستی اسلامی و حامیان بین المللی آنها ایران را غارت و فقر و بیکاری را بر مردم ایران ارزانی می دارند.حکومت تروریستی اسلامی برای تکیه زدن بر قدرت تنها از حمایت گروه های تروریستی برخوردار نیست بلکه کشور های روسیه و چین برای توسعه سیاست های استعماری خود از قدراه بندان حکومتی در ایران برای حفظ منافع خود در نهاد های بین المللی به ویژه در شورای امنیت سازمان ملل حمایت بی دریق میکنند در عوض حکومت اسلامی به پاس حمایت این قدرت ها اقتصاد ایران و منابع طبیعی آن را قربانی خواسته های اقتصادی آنها می کند.
در چنین شرایطی که دو ابرقدرت میکوشند با وسیله قرار دادن یک حکومت قرون وسطائی چنگال بر منابع ایران و منطقه خاورمیانه بی اندازند ، چطور میتوان انتصار داشت که در ایران روندی طی شود که حکومت جنایتکاران اسلامی از خواست مردم ایران تبعیت کرده و فضائی ایجاد کنند که حق مردم در سرنوشتشان محفوظ مانده و خود آزاد بتوانند نظام سیاسی و شکل حکومتی آن را انتخاب کنند. تا زمانی که قدرت های استعماری چین و روسیه از حکومت اسلامی حمایت به عمل می آورد و بدون قید و شرط از جنایتکاران حکومتی به عنوان وسیله ای علیه ایالات متحده آمریکا استفاده مینمایند ، منافع و مصالح ملی ایران نمیتواند حفظ شده و قربانی سیاست های استعماری چین و روسیه در مقابل آمریکا قرار نگیرد.رژیم ددمنش اسلامی برای ماندن بر اریکه قدرت هرنوع خیانت و جنایت را بر مردم ایران و مصالح آن روا داشته و برای حفظ حیات نکبت بار خود میهن ما را به جولانگاه تاخ و تاز برای دو کشور حامی خود روسیه و چین گردانیده است . رژیم وابسته به استعمار برای ماندن بر قدرت ازحقوق ایران در دریای مازنداران به نفع اربابش روسیه همچنان که
در کنفرانس کشورهای حوزه دریای مازنداران در تهران نشان داد، گذشت خواهد میکند و دریای مازنداران را به پوتین و کشور او پیش کش مینماید ، و در خلیج فارس هم به همین نوع خیانت زیر تابلوی " خلیج عربی " نشسته و کدائی پذیرائی خود از اعراب را میکند و با این شکل میکوشد رای اعتماد اعراب را به خود جلب نماید. دشمنان ایران زمین در حکومت اسلامی به ویژه عوامل حکومت اسلامی از " خلیج عربی " و یا خلیج اسلامی " سخن میگویند در عین حال اینکه دشمن خیالی جنایتکاران اسلامی در ایران ایالات متحده آمریکا و مقامات آن کشور به ویژه پرزیدنت بوش همیشه از " خلیج فارس" سخن میگوید.اربابان حکومت اسلامی در انگلیس که نهادهای اسلامی قرن ها است با آنها پیوندهای ناکسستنی دارا هستند در امر حاکمیت ایران بر مناطق حوزه خلیج فارس بر همان طبلی میکوبند که خائنین اسلامی در اریکه حکومت اسلامی علیه مصالح ایران 29 سال است به صدا در آورده است .بمفهوم آنکه نقشه های جغرافیای منطقه خلیج فارس و نام ها ی تاریخ آن را تغییر داده اند. منافع اسلامیست های حاکم در ایران با منافع قدرت های استعماری گره خورده است ، و رژیم اسلامی به این منظور فضائی در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه ایجاد کرده است که بعد از ایالات متحده آمریکا و انگلیس ، نیکولا سرکوزی به عمارت میرود و در آنجا برای ایجاد پایگاه نظامی با شیخ امارات قرار دادی امضاء میکند که فرانسوی ها هم در آنجا حضور دائم داشته باشند.
ایران از هر سوی توسط قدرت های نظامی جهان احاطه شده است .وجود پایگاه های نظامی قدرت ها
در منطقه خلیج فارس و دریای مازنداران خلاف منافع ملی ایران است ولی جالش های مجراجویانه اوباش و ارازل تروریستی در حکومت اسلامی با قدرت های جهانی پای آنها را گام به گام به منطقه خلیج فارس و در یای مازنداران باز کرد .
سیاست های ماجراجویانه اسلامیست ها در طی 29 سال گذشته به تمامی منافع و مصالح آتیه ایران خساراتی جبران ناپذیر وارد آورده است ، بطوری که میتوان گفت حکومت تروریستی اسلامی برای پایداری خود بر قدرت از هیچ اقدامی که به کلیت حاکمیت مردم ایران وسر زمینشان ضربه وارد آورد بیمی به خود راه نمیدهند ، چون این جنایتکاران ایران را برای رسیدن به اهداف جنایتکارانه اسلامیشان وسیله قرار داده اند .منافع حکمرانان در ایران با مصالح و منافع ایرانیان هیچ وجه مشترکی ندارد .حکومت جنایتکاران اسلامی ایران را به تخته پرشی بطرف جهانی کردن اسلام بکار میگیرد و حکومت ایدولژیکی اسلامی میکوشد که آنچه در تاریخ به نام شکست قوای اسلام و اسلامیست میشناسیم را با حکومت خود جبران نماید.
و به همین خاط است که از هیچ خیانت و جنایت بر مردم ایران و مصالح آن ابا ندارد.هدف وسیله را توجیه میکند، اراضی ایران و مالکیت آن را تقدیم اجنبی میکنند تا به اهداف پلید اسلامی خود نزدیک شوند.
آنچه مربوط به جدائی مناطق ایران میشود تجزیه آن و یا سپردن آن به دشمنان ایران در تاریخ ایران به قدرت های استعماری به وسیله اسلامیست ها و یا نفوذ آنها برای هموار کردن راه برای استعمار ایران مقوله ای نو نیست .
این اولین بار نیست که اسلامی ها به منافع و مصالح ایران پشت کرده اند .آنچه ایران در دوران قاجار به روسیه در جنگ باخت را از برکت خیانت " روحانیون " آن دوران میتوان شمرد .
اسلامیست ها در طول 29 سال گذشته به وضوح نشان داده اند که فقط در جنایت ، قتل و ترور مهارت دارند و نه در اداره کشور و دیگر آنچه مردم میتوانند از حکومتی ها انتظار داشته باشند.29 سال گذشته حکومت ارازل و اوباش اسلامی نشا ن داده است که حتی لیاقت اداره یک ابدارخانه را ندارند چه رسد به اداره یک کشور 70 میلیونی .ناتوانی و بی لیاقتی مشتی جنایتکار در عدم رساندن گاز در زمستان برای مردم بیان گر آن است که حکومت اسلامی برای جنایت ، قتل ، تجاوز ، شکنجه ، سنکسار ، پا بریدن و دست بریدن کار آمدی داشته و خیانت به منافع و مصالح مردم ایران به نفع قدرت های استعماری .
حال در چنین اوضاعی که سراپای تاریخ گذشته و معاصر جریانهای اسلامی را میتوان با زرو زیور در خیانت بر علیه مردم ایران تزئین کرد ، چه انتصاری میتوان از انتخابات فرمایشی مشتی مزدوران استعمار که کشورمان را میدان رقابت های قدرت های استعماری کشیده اند داشت .رژیم جنایت کار اسلامی از رقابت های قدرت ها برای بقای خود سود میجوید ولی کشور ما است که قربانی این خیانت بی پایان اسلامیست های حاکم میگردد.برای ادامه این روند و حفظ مناسبات کنونی خامنه ای رئیس حکومت اسلامی پادشاه فعلی ایران معترض است که چرا عده ای خواسته اند که ناظران بین المللی در انتخابات فرمایشی نظارت داشته باشند.چون او نیک میداند که در ایران آنچه انتخابات مینامند دروغی بیش نیست ."انتخابات استصوابی " جعل و شبیه سازی و تقلید از انتخابات است هیچ ربطی به انتخابات ، آزاد،مخفی که از اراده شهرونده ایرانی نشاشی شود، ندارد.
انتخابات "استصوابی " نه آزاد است و نه مخفی و نه ناشی از اراده انتخابی شهروند ایرانی .
از این رو بازی حکومت ها با مردم ایران و جهان فقط خاک پاشیدن بر چشم مردم ایران و جهانیان است و بس .این بازی به اصطلاح انتخاباتی فقط در مسیر توجیه حکومتی دیکتاتور و ظالم است. اگر حکومت جنایتکار اسلامی واهمه ای از انتخابات ،آزاد ،مخفی ،و همگانی ندارد چرا محیط را برای آن آماده نمیکند؟
پاسخ این است که در چنین انتخاباتی که کاندید های آن اجبار نداشته باشند که به وسیله حکومتی ها فیلترینگ شوند، عنان از دست حکومتی ها رها خواهد شد و سقوط خود را خواهند دید. اگر انتخابات خارج از فضای رعب و چکمه پاسداران و دیگر دسته های سرکوبگر حکومتی صورت گیرد ، آنگاه میتوان آن را ناشی از ارداه مردم نامید.
از این رو وجود ناظران بین المللی در انتخابات فرمایشی بیهوده و بی معنا خواهد بود.در هیچ کشوری شبیه سازی آنهم انتخابات "استصوابی " وجود ندارد .
انتخابانی که در کشورهای غربی در فضای آزاد غیر استبدادی ، بدون زندانی سیاسی و یا زندانی مدافع حقوق بشر و شرکت همه احزاب انجام میپزیرد انتخاباتی است آزاد .
در کشوری که فقط بجرم دفاع از حقوق بشر انسان ها دستگیر ، شکنجه میشوند و یا در کشوری که مدافعان حقوق زنان به زندانهای طویل محکوم میگردند و در کشوری که کودکان را دستگاهای قضائی حکومتی مجرم شناخته و بقتل میرساند و یا در کشوری که زنان را سنکسار و ده ها هزار نفر زندانی سیاسی در سیاه چال های علنی و مخفی حکومت اسلامی زندانی و شکنجه میشوند انسان ربائی نهادهای امنیتی در روز روشن در خیابانهای ایران و یا ، شکنجه دانشجویان معترض در زندان ها و جنایات هرروزه پاسداران در بلوچستان و کردستان و دیگر مناطق ایران در چنین شرایطی رفتن به پای صندوق های انتخاباتی که گماشتگان و دست چیده شدگان قدرت حاکمه کاندیدا های آنند جز رسمیت دادن به این ماسکارد اسلامی و جنایت حکومتی ها بر مردم ایران معنای دیگری نخواهد داشت .
از این رو" انتخابات" فرمایشی رژیم اسلامی را باید در روز 24 اسفند تحریم و تا تغییرات بنیادین و براندازی حکومت اسلامی در روند یک قیام ملی به پای هیچ نوع انتخاباتی که رژیم بر مردم ایران تحمیل میکند نرفت .رژیم گرفتن هر رای را برای خود بمعنای رای اعتماد تلقی مینماید.رای اعتماد به حکومتی جنایتکار ، وابسته به استعمار جهانی ، زن ستیز و حکومتی تروریستی و جنگ افروز .
لذا تحریم انتخابات رژیم اسلامی امری است ملی و میهنی .مبارزه با رژیم فاشیستی مذهبی با تحریم و مبارزه پیگر برای براندازی آن باید صورت گیرد.
15.01.2008
حزب سوسیال دمکرات ایران
|
مردم ایران و یا ملیت های ایران ؟
جریانات وابسته به روسیه شوروی سابق که از نخستین روزهای قیام 57 به خیل متحدین فاشیست های مذهبی پیوسته و بسیاری از مخالفین فاشیسم مذهبی را برای به قتل رساندن تحویل سلاخان اسلامیست دادند ،حال بعد از انبانی جنایت با همکاری رژیم اسلامی در پی تقویت نقشه تجزیه ایران به هم راه دیگران روان گردیده است.هرچند حزب سوسیال دمکرات ایران با جدیدت تمام موافق براندازی رژیم فاشیستی مذهبی اسلامی است ، ولی همزمان برای این هدف به دنبال ایجاد جنگ درونی قومی و ملی که میتواند ایران را به یک یوگسلوی دیگری تبدیل کند نیست.
ولی با کمال تأسف وابستگان به قدرت های استعماری میکوشند که در زیر سایه تحدیدات قدرت های جهانی بر سر مسئلیه غنی سازی اورانیوم در ایران و احتمال حمله نظامی به کشورمان ،همزمان لنینیستی خود را مبنی بر " حق سرنوشت خلق ها را " در ایران عمده کنند تا شاید برای خودشان غبائی بدوزند و به زمره متحدین قدرت های متخاصم در مقابل ایران در آیند.سازمان اکثریت یکی از تشکیلات وابسته به توده ای ها در اعلامیه مشترک با سه جریان دیگر در اعلامیه مشترک ادعا دارد که ایران کشوری است از ملیت ها و با این جمله چنین می افزاید که :رژیم "... حسن پور و بوتیمار را به اعدام محکوم کرده اند تا صدای آزادی خواهی روزنامه نگاران و روشنفکران کرد را خاموش سازند و مبارزه دمکراتیک ملیت های ساکن کشور را برای تامین برابر حقوقی و پایان دادن به تبعیض سرکوب کنند. حسن پور و بوتیمار را به اعدام محکوم کرده اند تا مقاومت کارگران ، زنان ودانشجویانی را که هم اکنون در زندان هستند وبر سر اندیشه های انسانی و حقوق اولیه و اساسی خود ایستاده اند و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده اند، در هم بشکنند ". و ادامه میدهند که "... جمهوری اسلامی این دو تن از فرزندان شجاع و آزاده کشور را به اعدام محکوم کرده است تا از زنان، معلمان، فعالان و مبارزان حقوق ملی ، جنبش کارگری و دانشجویان زهر چشم بگیرد. حسن پور و بوتیمار را به اعدام محکوم کرده اند تا صدای آزادی ..."
ما با این وسیله کوشش های مزبوحانه جریاناتی که میکوشند ایران را به جنگ داخلی ،جنگ نژادی و جنگ قومی و جنگ های مذهبی بکشانند و قدرت ها را برای عراقه کردن ایران پایشان را به ایران بکشند محکوم میدانیم.
حزب سوسیال دمکرات ایران
اصل اعلامیه
اعلامیه مشترک چهار حزب و سازمان مخالف حکومت:
برای نجات جان محکومان به اعدام و آزادی دانشجویان متحدانه عمل کنیم!
• حزب دمکرات کردستان ایران، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) و کومه له - سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران با انتشار اعلامیه مشترکی به مناسبت صدور احکام اعدام در ایران، از تمامی نیروهای دموکراتیک ملی و بین المللی خواسته اند ضمن محکوم کردن حکم اعدام، از مبارزه مردم ایران برای رعایت حقوق بشر، لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی پشتیبانی کنند ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ٣ مرداد ۱٣٨۶ - ۲۵ ژوئيه ۲۰۰۷
ایرانیان آزاده!
عدنان حسن پورروزنامه نگار کرد و هیوا بوتیمار فعال مدنی در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده اند.عدنان حسن پور عضو هیات تحریریه هفته نامه توقیف شده کردی-فارسی "آسو" واز اعضای کانون نویسندگان کردستان می باشد.
هیوا بوتیمار را ماموران امنیتی به قصد دستگیری برادر وی هادی بوتیمار به گروگان گرفته اند و به خانواده اش اطلاع داده اند تا زمانی که هادی خود را به اطلاعات جمهوری اسلامی تحویل ندهد، هیوا آزاد نخواهد شد. هادی بوتیمار برای رهایی از چنگ جمهوری اسلامی به انگلستان پناه برده است.
حکم اعدام عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار در دادگاه سنندج تائید شده وماموران امنیتی تایید صدور حکم اعدام عدنان را به وکیل و خانواده وی خبر داد ه اند. اکنون حسن پور و بوتیمار با مرگ فاصله ای ندارند و جان آنان در خطر است. اگر برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام و نجات جان آنان از خطر مرگ اقدام فوری انجام نگیرد، جمهوری اسلامی فاجعه انسانی جبران ناپذیری را بر مردم ما تحمیل خواهد کرد.
محکومیت حسن پور و بوتیمار به اعدام نقض خشن حقوق بشر و نمونه آشکار جنایت دولتی است. جمهوری اسلامی با صدور حکم اعدام برای حسن پور و بوتیمار تصمیم به کشتن دو انسان بی گناهی گرفته است که هم اکنون در زندان رژیم در بند هستند وجز تحمل اسارت، شکنجه و زندان کاری از دست آنان ساخته نیست. دو انسانی که در خارج از زندان هم که بودند جز اتکاء بر اندیشه و قلم برای بیان اعتراض خود علیه استبداد و آزادی کشی رهبران حکومت راه و روش دیگری نداشتند.
محکومیت این دو تن به اعدام در تداوم موج سرکوبی است که از چند ماه پیش راه افتاده است. در این موج سرکوب فعالین جنبش زنان به زندانهای سنگین محکوم گردیده، فعالین جنبش دانشجوئی، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم و مسئولین دفتر ادوار تحکیم دستگیر شده و روزنامه هم میهن توقیف و خبرگزاری ایلنا تعطیل شده است. همزمان با این اقدامات سرکوبگرانه، ماشین اعدام رژیم راه افتاده است.
حسن پور و بوتیمار گروگان جمهوری اسلامی هستند. آنان قربانی آزادی کشی و نقشه شوم استبدادگران حاکم برای عبور از بحران اجتماعی و منازعه هسته ای هستند. بحرانی که خودشان آن را آفریده اند. جمهوری اسلامی این دو تن از فرزندان شجاع و آزاده کشور را به اعدام محکوم کرده است تا از زنان، معلمان، فعالان و مبارزان حقوق ملی ، جنبش کارگری و دانشجویان زهر چشم بگیرد. حسن پور و بوتیمار را به اعدام محکوم کرده اند تا صدای آزادی خواهی روزنامه نگاران و روشنفکران کرد را خاموش سازند و مبارزه دمکراتیک ملیت های ساکن کشور را برای تامین برابر حقوقی و پایان دادن به تبعیض سرکوب کنند. حسن پور و بوتیمار را به اعدام محکوم کرده اند تا مقاومت کارگران ، زنان ودانشجویانی را که هم اکنون در زندان هستند وبر سر اندیشه های انسانی و حقوق اولیه و اساسی خود ایستاده اند و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده اند، در هم بشکنند.
هم زمانی صدور حکم اعدام روزنامه نگاران کرد با نمایش اعترافات تلویزیونی، سرکوب فعالان جنبش زنان، کارگران و دستگیری دسته جمعی دانشجویان نشانه یورش برنامه ریزی شده و سراسری رژیم علیه دگراندیشان و آزادیخواهان است. نشانه آن است که حکومت کانون های جنبش های اعتراضی را هم زمان هدف گرفته و می خواهد به زور سرکوب از جوشش و پیوند سراسری حرکات اعتراضی جلوگیری کند. صدور احکام اعدام، ربودن فعالان کارگران و شیوه برخورد با دانشجویان نشان می دهد که حکومت در تنگنا قرار گرفته و از شدت احساس خطر به انتقام جویی و رعب آفرینی در زندان ها و خارج از زندان روی آورده است. اگرچه شرایط امروز اپوزسیون و حکومت با سال ۶۷ به کلی متفاوت است اما باید هشیار بود و به رژیم فرصت نداد که برای غلبه بر استیصال خود داغ فاجعه ملی و کشار زندانیان سیاسی را در این کشورتازه کند ودر سکوت، مبارزان راه آزادی را به صلابه بکشد و به جوخه اعدام بسپارد.
برای آن که چنین فاجعه ای تکرار نشود، نباید لحظه ای در اعتراض به صدور احکام اعدام درنگ کنیم. اگرهمین امروز برای آزادی زندانیان دربند مقاومت همگانی سازماندهی نکنیم ، فردا خیلی دیر است. دفاع از حقوقی انسانی محکومان به اعدام ، مبارزه برای رهایی دانشجویان از زندان و سایر زندانیان در بند، دفاع از حقوق بشر و دفاع از انسانیت است. اگر آزادیخواهان در پاسخ به همین وظیفه، یکپارچه و متحد عمل کنند از چنان قدرتی برخورداند که بتوانند تهاجم استبداد را به عقب نشانند و لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی را به رژیم تحمیل کنند.
نیروهای آزادیخواه!
بیایید دست یاری یکدیگر را بگیریم و یکپارچه از فعالان دانشجویی، زنان، کارگران وفعالان حقوق ملی دفاع کنیم . بیایید برای لغو احکام اعدام هم صدا شویم و نگذاریم عدنان حسن پور و بوتیمار را به جوخه اعدام بسپارند و آنان که می خواهند با شکستن قلم ها و بریدن زبان ها عمر حکومت را طولانی تر کنند ، گستاخ تر شوند.
ما همه نیروهای آزادیخواه و مترقی کشور را به همگامی درسازماندهی کارزارموثر در مبارزه علیه استبداد، دفاع از آزادی زندانیان سیاسی و جلوگیری از اعدام عدنان حسن پور وهیوا بوتیمار دعوت می کنیم.
ما ازتمامی نهادهای مدافع حقوق بشر ، احزاب و سازمان های آزادیخواه و مجامع بین المللی تقاضا داریم ضمن محکوم کردن حکم اعدام، به اشکال و روش های موثر از مبارزه مردم ایران برای رعایت حقوق بشر، لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی پشتیبانی کنند.
حزب دمکرات کردستان ایران
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
سازمان فدائیان خلق ایران ( اکثریت )
کومه له - سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران
27.07.2007
|

|
رژیم جنایت پیشه و تروریستی اسلامی با چاقوکشان و ارازل مزدورش مخالفین رژیم را با قمه و چاقو در روز
شنبه 16 ژوئیه در پاریس بشدت زخمی و مجروح کردند.
حزب سوسیال دمکرات ایران این جنایت باندهای تبهکار رژیم را به شدت محکوم کرده و از دولت های کشورهای اروپائی میخواهد که مزدوران و چاقوکشان رژیم را با شدت هرچه بیشترتعقیب به دست قانون سپرده
و مجازات نماید و همزمان عوامل رژیم را از کشورهای اروپائی به ایران اخراج نماید. برای دیدن ابعاد جنایت رژیم این فیلم را ببینید.http://www.youtube.com/watch?v=DHxWc2ulHy4
حزب سوسیال دمکرات ایران 20.06.2007
|
یک نامه و پاسخ
به نقل از به پیش! شماره 22 چهار شنبه ٢٣ خرداد ۱۳۸٦، ١٣ ژوئن
۲۰۰٧
در رابطه با مقالۀ "فراکسیون کمونیستی، در سازمان اکثریت؟!" در شمارۀ گذشتۀ «به پیش!»، نامه ای از طرف "حزب سوسیال دموکرات ایران" خطاب به نویسندۀ مقاله دریافت کرده ایم. در اینجا عین متن نامه و پاسخ نویسنده را می خوانید.
Hezb Socialdemokrat Iran
Parti des Sociaux Démocrate de l'Iran
P.O. Box: 420450
50939 Cologne Germany
Fax: 0049-221-424227
info@spiran.com E-mail:
www.spiran.com
11 May 2007
درود بر هم میهن گرامی
آقای ایرج آذرین
با سپاس از ارسال مطلب" فراکسیون کمونیستی، در سازمان اکثریت؟"
همانطور که شاید مطلع باشید سازمان فدائیان اکثریت چند سال پیش به گفته "حشمت رئیسی" به دستور وزارت اطلاعات تکلیف داشت که برای شبیه سازی "حزب سوسیال دمکرات" ایران را تشکیل دهد.
لذا با لو رفتن این مقوله برنامه وزارت اطلاعات خنثی گردید. به اعتقاد ما سازمان اکثریت یکی از ستون های پنجم رژیم است و در کل هیچ ربطی هم – حتی اگر صد ها ادعاهم داشته باشند – با سوسیال دمکراسی ندارند.
مجموعه این تشکیلات از ابتدای قیام 57 نیروی خود را علیه نیروهای مترقی پیشرفته و سکولار گذاشت و آنها را به مسلخ فرستاد. لذا ادعاهای کاذب آنها را به سوسیال دمکراتی نباید جدی گرفت، مگر این که شما رفقا بخواهید جایگاه حزب سوسیال دمکرات ایران را که از سال 57 فقط در مسیر براندازی رژیم وابسته اسلامی به استعمار، گام برداشته است را مخدوش و مرزهای انقلابیون را با ضد انقلاب تاریک کنید. لذا با در نظر گرفتن نقل قول هائی از متن خود شما باید به این باور رسید که سوسیال دمکراسی هیچ وجهه مشترکی با وابستگان و ستونهای پنجم حکومت اسلامی ندارد، بلعکس حزب سوسیال دمکرات ایران در جهت براندازی رژیم جنایتکار اسلامی است. حزب سوسیال دمکرات ایران، حزب توده و سازمان اکثریت را شریک جرم جنایات رژیم اسلامی میداند و مردم ایران نباید اجازه بدهند که در آینده بعد از فروپاشی رژیم اسلامی این اوباشان و ارازل بتوانند از دست قانون بگریزند. هرچند که شما رفقا سوسیال دمکرات نیستید ولی تقاضای ما این است، جریانهائی که عملا" در مسیر حفظ منافع رژیم فاسد اسلامی در حال حرکتند را با نسبت هائی که برای مردم توهم آور است، و میتواند در اصول به سوسیال دمکراسی و بلا اخص به حزب ما هم لطمه وارد کند، لقب ندهید.
بادرود های فراوان
معاونت حزب،
تراب شهری
پاسخ ایرج آذرین:
شهروند محترم، تراب شهری
از ارسال نامه تان دربارۀ مقالۀ "فراکسیون کمونیستی، در سازمان اکثریت؟!" تشکر می کنم و امیدوارم توضیح کوتاه زیر را در قبال ملاحظات تان قانع کننده بیابید.
سابقه و عملکرد سازمان اکثریت برای ما شناخته شده است، در مقالۀ مورد بحث نیز به اجمال مورد اشاره قرار گرفته، و وقوف خوانندگان به تفصیل آن فرض گرفته شده است. شما از این سابقه نتیجه می گیرید که پس سوسیال دموکراسی وجه مشترکی با سازمان اکثریت ندارد، به علاوه اینکه موضع حزب شما، "حزب سوسیال دموکرات ایران"، در برابر حکومت اسلامی ایران وجه مشترکی با مواضع و عملکرد سازمان اکثریت نداشته و ندارد. ما از شنیدن تفاوت موضع شما با سازمان اکثریت طبعا خشنود می شویم، اما به نظر ما از این نکات نمی توان نتیجه گرفت که سازمان اکثریت را نباید سوسیال دموکرات نامید. اطلاق سوسیال دموکرات به سازمان اکثریت و نظایر او ابدا دلبخواهی نبود و نیست، و حتی بدوا به ادعای خود چنین سازمان هایی بر سوسیال دموکراسی نیز متکی نیست. در عرصۀ سیاست مکاتب سیاسی در مقاطع مختلف تاریخی با نیروهای سیاسی معینی تداعی می شوند. مستقل از حقانیت تئوریک و تاریخی، کمونیسم در ایران در دهه های 1320 و 1330 با حزب توده تداعی می شد، و تا همین امروز مارکسیست های ایران دارند تقاص آن را پس می دهند؛ یا همین سازمان اکثریت نسب از جریانی می برد که در دهۀ 1350 عموما در جامعه چپ را چنین می شناختند، هرچند هیچ نسبتی با جنبش طبقه کارگر و سوسیالیسم مارکس نمی داشت. واقعیت این است که در صحنۀ سیاست امروز ایران سوسیال دموکراسی را عموما با امثال سازمان اکثریت در میان اپوزیسیون خارج کشور، و یا جریانات سازمان نیافتۀ مشابه آن در داخل خود ایران، باز می شناسند.
علیرغم اینکه اختلاف ما با سوسیال دموکراسی ازفلسفۀ سیاسی تا اهداف و شیوه ها را در بر می گیرد، ما بر این باوریم که مارکسیست های ایران طبعا ترجیح می دهند که سوسیال دموکرات هایی در عرصۀ سیاسی ایران حاضر باشند که شیوۀ انقلابی را برای تغییر رژیم اسلامی دنبال کنند. شما خود را سوسیال دموکرات می دانید اما با شیوه ها و مشی سیاسی (و نیز اخلاق سیاسی) سازمان اکثریت ابدا احساس نزدیکی نمی کنید و به آن انتقاد جدی دارید. پس این بر شما و جریانات مشابه شماست که کاری کنید تا سوسیال دموکراسی در ایران با چنین پدیدۀ سیاسی که بار بی اصولی و همکاری با رژیم خونخوار را به دوش می کشد تداعی نشود.
با درودهای متقابل،
ا. آذرین
18 مه 2007
|

|
- کابوس بزرگ بر اندازی برای رهبران تهران:
جوانان ایرانی خصوصا در کلان شهر تهران,از ابتدای اردیبهشت ماه با طرح ضربتی (ایجاد امنیت اجتماعی)از سوی نیروی انتظامی مواجه شده اند. در مورد علت آغاز این عملیات جبارانه که اکثر ما آنرا تحت عنوان مبارزه با بد حجابی میشناسیم,تحلیل های زیادی ارائه شده است. عده ی زیادی بر این باور اند که هر سال در آغاز فصل گرما,دولت خود را با احتمال کم رنگ شدن (رعایت حجاب اسلامی) مواجه میبیند و به اصطلاح پیش از مرگ وابیلا سر میدهد و با ایجاد جو ارعاب تلاش میکند تا به نوعی از مردم زهره چشم گرفته و به ایشان یادآور شود که همچنان نسبت به مسئله ی پوشاک شهروندان خود حساس است.
عده ای دیگر تب مرضی حکومت در مبارزه با بد حجابی را معلول سیاست اصول گرایانه ی دولت احمدی نژاد میدانند و به دوره ی ریاست جمهوری خاتمی و آزادی های پوششی بالنسبه بیشتر در زمان او اشاره میکنند.
اما اگر کمی با دقت,رفتار خشونت آمیز دولت با شهروندان را در طول یکسال اخیر مورد بررسی قرار دهیم و این رفتار را در کنار اظهار نظر های مضحک مسوولان قضایی رژیم تهران قراردهیم متوجه عمیق و معنا دار بودن رفتار دد منشانه ی این حکومت با مردم میشویم.
اگر ماجرای بازداشت ناگهانی و طولانی مدت رامین جهانبگلو را هنوز در خاطر داشته باشید,بی شک اتهام وارده به این استاد دانشگاه را نیز به خاطر خواهید داشت. اتهام او( داشتن رابطه با خارجیان) و تلاش برای (ایجاد انقلاب مخملین یا رنگین)بود. پیش از هرچیز,بد نیست اشاره ای ضمنی به مضحک و سطحی بودن این اتهام بیندازیم,قاعدتا حتی در مرحله ی تفهیم اتهام نیز مراجع قضایی باید به مواد قانونی استناد کنند و آیا در میان قواعد حقوق موضوعه ی کشور,جرمی با عنوان داشتن رابطه با خارجیان تعریف شده است؟! ثانیا,انقلاب به عنوان یک حرکت توده ای امری نیست که فردی خاص یا حتی عده ای خاص قادر به انجام آن باشند.
پس از این ماجرا,زدن چنین انگ هایی به تمام حرکت های مردمی برای رهبران رژیم تهران تقریبا به یک عادت قضایی بدل شد. حرکت های حق طلبانه ی اقلیت های قومی و زبانی در جای جای کشور عزیز و رنج کشیدمان تحت عنوان حرکتی وابسته به اجانب و جنبشی((بر اندازانه)) تعبیر شد. تجمع های آرام و بدور از خشونت زنان و معلمان به وقیحانه ترین و دد منشانه ترین شکل ممکن سرکوب شد و حکومت تهران در توجیه اعمال حیوانی خود,این حرکت های اصیل مردمی را وابسته به غرب توصیف نمود.
توهین آمیز ترین حرکت حکومت این بود که رهبر رژیم فاشیستی و فقهوکراتیک تهران رسما اعلام کرد,((دشمنان)) با دادن شعار های صنفی,قومی و... در پی آسیب رساندن به نظام اند. این رفتار رژیم تهران,نشات گرفته از واقعیتی است که امروز برای رهبران این رژیم کاملا آشکار شده و آن تهی شدن حکومت اسلامی از مشروعیت است.
اسلام که بر اساس توهم رهبران رژیم میتوانست مشروعیت این حکومت جبارانه و ظالمانه را تامین کند,خود نیز,به علت ضعف های کارکردی رژیم اسلامی, مشروعیت خود را به عنوان یک دین از دست داده. در این میان,حکومت اسلامی در سال های اخیر به توده ای از ضعف عملکرد و ناتوانی در مدیریت کشور بدل شده که در مقابل خود هیچ آینده ای ندارد به جز جوشش خشمگینانه ی ملت ایران که سر انجام ظلم ملا ها را پایان خواهد بخشید.
در این میان شاید بتوان براستی هرکدام از حرکت های مذکور را از سوی مردم,به نوعی نافرمانی مدنی تعبیر نمود. مردم ایرانی که به ارتجاعی ترین شکل ممکن از صحنه ی سیاسی کشور حذف شده اند,همواره از هر مسئله ی بظاهر کوچکی(حتی مسئله ی حجاب)برای نشان دادن نارضایتی خود استفاده کرده اند. اما مسئله ای که تازگی دارد,اذعان ضمنی رژیم به این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم در هر حرکت خود,نفرت از رژیم را فریاد میکنند.
همه ی ما مردم رنج کشیده ی ایران پس از 27 سال میدانیم که مشکل اصلی ما یک دولت خاص نیست,بلکه نظام فقهوکراتیکی است که درواقع سیادت یک گروه خاص(و نه حتی طبقه ای خاص)را بر مردم استوار کرده و تمام مردم را تحت استثمار ملا ها درآورده. و این زندگی سیاسی نکبت بار به پایان نخواهد رسید مگر با اضمحلال کامل رژیم اسلامی و تغییر کامل قانون اساسی. حرکت های سرکوب گرانه ی رژیم و در کنار آن زدن این اتهام به مردم که در هر حرکت خود در پی بر اندازی رژیم اند,نشانی است از جایگاه سست این نظام سیاسی. بوی تعفن و پوسیدگی این رژیم حتا مشام رهبران همواره غرق در توهم آنرا نیز پر کرده.
اما علت این امر چیست؟چه چیزی کابوس سقوط را به همدم شبانه ی ملاها بدل کرده؟؟پرونده ی هسته ای؟؟ترس از حمله ی آمریکا؟ ترس از بر اندازی توسط نیرو های خارجی؟ قطعا نه!!رژیم اسلامی تهران از بدو در دست گرفتن حکومت در تعارض با نظام بین الملل قرارگرفت اما همچنان به حیات سیاه خود ادامه داد. آنچه که امروز آخوند ها را نگران میکند اینست که میبینند اعتراضات مردم دامنه دار تر و بسیار واقعی تر از گذشته است.
از یک سو,کارگران,معلمان و کارمندانی را میبینیم که ماه ها حقوقی دریافت نمیکنند و زمانی که برای زنده ماندن و برای کسب نان روزانه ی خود دست به اعتراض میزنند با سرکوب وحشیانه ی رژیم مواجه میشوند. از سوی دیگر اقلیت های قومی,زبانی و مذهبی را میبینیم که رژیم حتی حق حیات را از بسیاری از ایشان سلب میکند.از سوی دیگر,زنان شجاع ایرانی نظام حقوقی اسلام را صراحتا به چالش می طلبند و علنا خواستار تغییر نگرش حقوقی ظالمانه ای میشوند که اسلام و رژیم اسلامی نسبت به زن دارد.
تمام گروه های مردمی امروز در عداوتی آشکار با رژیم قرارگرفته اند,ملت ایران دیگر چپ و راستی نمیشناسند,ملت ایران میدانند که اگر با دشمنان قسم خورده ی خود نستیزند,دیگر فرصتی برای زیستن نخواهند داشت. از سوی دیگر,هر روز که بر این مردم رنج کشیده میگذرد,این واقعیت که رژیم اسلامی اصلاح ناپذیر است به گونه ای عریان تر بر ایشان آشکار شده و اراده ی ملت برای نابودی حکومت آخوند ها استوار تر میگردد.
در پایان بگذارید این پیام را به رژیم اسلامی بدهیم,که شما میتوانید با اطمینان هر چه تمام تر تمام حرکت های این ملت را به عنوان مبارزه با خود تلقی کنید,سرکوب شما دیگر کارساز نخواهد شد و عاقبت تمامی تعارضاتی که طی سه دهه حکومت بر هم انباشته شده تمام شما را در خود غرق خواهد نمود. و امروز,اگر شما اینچنین جاهلانه با خواسته های ملتی ستم دیده برخورد میکنید تنها به این دلیل است که خود نیز میدانید,ملت ایران از هر فرصتی استفاده خواهد کرد تا به شما ضرباتی مهلک وارد سازد.
به امید آزادی,عدالت و بقای جمعی.
Iranian Social Democrat Students
دانشجویان سوسیال دموکرات ایران 03.05.2007
برای تماشای فیلم تظاهرات زنان ایران در تحقوق حقوقشان در نخستین روزهای پای گیری فاشیسم اسلامی ، بعد از قیام 57 لطفا" به این لینک مراجعه کنید.http://video.google.de/videoplay?docid=8842589185458786745&hl=de
در ایران
|

|
بررسی "ایسلا کمپرافاشیسم" Islacomprafashism ساختار حکومتی کنونی
بمناسبت اول ماه می روز جهانی کارگران
] کارگران و زحمتکشان و هم میهنان گرامی ، هرچند که اول ماه می، روزکارگران جهان است.
در اینجا ما نظر خود را به اوضاع اسفناک زحمتکشان و کارگران ایران معطوف میداریم .همچنانکه در دیدگاهای خود برای علاقمندان به سوسیال دمکرات ها و هم میهنان مجسم کرده ایم و گفته ایم که:
تضاد مردم ایران بارژیم اسلامی، تضادی است آشتی ناپذیر، و این تضاد بخاطر فقر روز افزون زحمتکشان و کارگران ایران هر روز بیشتر تشدید میشود. اشکال اوجگیری چالش های بین طیف های زحمتکش میهنمان را در عرصه مبارزات هرروزه و مخالفت علنی بارژیم اسلامی میتوان مشاهده کرد. تضاد زحمتکشان میهنمان با حکومت ایدولوژیکی اسلامی دیر یا زود رژیم تمامیت خواه ضد کارگری را
از اریکه قدرت به پائین خواهد کشید. چالش زحمتکشان ایران با رژیم چپاولگر اسلامی پیگیر بوده و کارگران ایران به دنبال تغییرات زیر بنائی مناسبات اجتماعی در جامعه اند. 27 سال است که کارگران میهنمان به یوغ ماشین برده کشی اسلامیست های حاکم کشیده شده اند و اکثرا" بدون هیچ حقوق قانونی از امروز به فردا بیکار و در خیابانهای کشور رها شده و میشوند.
سال است که اغلب،حقوق معوقه کارگران پرداخت نمی شود و کارگران از حقوق صنفی و سیاسی برای جایگاه خود در جامعه برخوردار نیستند. طبقه کارگر کشورمان بارژیمی تا دندان مسلح ، شکنجه گر و ظالم که از سرمایه داری وابسته به حکومت طرفداری کرده و بخاطر حفظ منافع این نوع سرمایه داری، کارگران را از حقوق حقه خود محروم کرده ، اعتصابات و تظاهرات و دیگر فعالیت های آنان را سرکوب و حتی به زندان می افکند، شکنجه میکند و یا بروی آنها مسلسل میکشد.کارگران میهنمان در ایران امروز با چنین رژیمی روبرو هستند.
بحران فزآینده که ناشی از ناتوانی رژیم برای حل معضلات اقتصادی کشور است را میتوان در سیاست های خائنانه اقتصادی درب های باز برای واردات تولیدات خارجی در بازار های مصرفی ایران مشاهده کرد.
سرمایه های کشور از منبع درآمد فروش نفت دراقتصاد تولیدی مصرف نمیشود، بلکه دلالان وابسته به ساختار اقتصادی وابسته به مناسبات صرفا" سرمایه داری دلالی، بازار های ایران را با کمک سپاه پاسداران و دیگر ارگان های حکومتی چنانکه مشاهده میشود در اختیار تولیدات خارجی گذاشته اند. چون این ارگان های اقتصاد ایران را در دست گرفته، و خود وارد کننده اجناس خارجی اند. تولید کنندگان داخلی توان رقابت با کالاهای وارداتی دربازارایران را ندارند.در مجموع میتوان دید که سرمایه داری وابسته در واقع دلالان با تکیه به ماشین ترور دولت اسلامی جولانگاه خود را در طول 27 سال گذشته چنان توسعه داده اند که نقطه عطفی در ایجاد مناسبات سرمایه تجاری دلالی با دولت که مجری خواستهای آنان است، با بکار گیری ابزار ترور و ارعاب حفظ منافع بی قید شرط خود را در تمامی عرصه های اجتماعی در مقابل نیروی کار و کارگران به نمایش میگذارند. یکی از ابزار تسریع این سیاست اقتصادی به نفع سرمایه های دلالی، خصوصی سازی ابزار تولید و مؤئسسات تولیدی و فروش آنها به وابستگان حکومت اسلامی است.بعد از فروش این مؤئسسات، خریداران که وابستگان به حکومت هستند، ماشین آلات این کارخانه ها را بفروش میرسانند و بعد زمینی که کارخانه ها در آن مستقر بوده اند را هم با قیمت های گذاف به پول تبدیل میکنند. نتیجه خصوصی سازی و فروش مؤئسسات تولیدی بیرون راندن کارگران از کارخانه ها و بیکاری و فقراست .سود بری و سودجوئی سریع ،در کوتاه ترین زمان، سرمایه داری دلالی در نهایت یکی دیگر شاخصه های این نوع اقتصاد تخریبگر است .این سیاست اقتصادی نه تنها ایجاد اشتغال نمیکند، بلکه خود آنچه هست نابود میکند. لذا این نوع سیاست خصوصی سازی مزید بر علت فقر و بیکاری دیگری است که زحمتکشان در ایران با آن روبرو هستند. بخش دیگر از مؤسسات تولیدی که چنانچه بتوانند سود آور باشند با 40% از ظرفیت تولیدی خود بخاطر ضعف مدیریت، دزدی و رشوه خواری و پارتی بازی و نهایتا" عدم سود آوری و ورشکستگی و فضائی از عدم امنیت در اشتغال دائم را به وجود می آوردند. بطوری که کارگران در تهدید دائم بیکاری قرار دارند.
بخش بزرگی از صنایع باقی مانده در ایران را، نهاد های وابسته به رژیم اداره میکنند و این نهاد ها که بزرگترین تأسیسات تولیدی را بعد از قیام 57 مصادره کرده و در اختیار دارند، مثل استان قدس رضوی که مجموعه اقتصادی با 3 ملیارد دلار در آمد سالانه ، کارمندان و کارگران آن جز تعدادی در پست های کلیدی، بقیه کارکنان از درآمدی بخور و نمیری برخوردارند. سود های این بنیاد را وابستگان به رژیم به حساب های شخصی خود ریخته و به یغما میبرند و کارگران و دیگر زحمتکشان آن با حقوق های ناچیز باید راضی باشند.در مجموع میتوان به جرأت گفت که کارفرمایان ، و بنیاد های رژیم فقر را بر گرده کارگران و خانوادههای آنها تحمیل کرده اند.
رژیم دزدان و مافیای اسلامی، ناتوان در حل معضلات برشمرده، خود بحران های اقتصادی را با ایجاد چالش های سیاسی با کشورهای صنعتی که فرآیند آن تحریم اقتصادی است تشدید کرده است، و فرار سرمایه از ایران و عدم سرمایه گذاری در پروژه های تولیدی و سیاست اقتصادی تک محصولی از نفت، کشور را در مسیر تشدید بحران هرچه بیشتر اقتصادی فرو برده است. باز هم در فروکشی اقتصادی ، زحمتکشان و کارگران ایران قربانیان آن خواهند بود.80% در آمدهای ارزی ایران از نفت است .از بابت کل درآمد ایران از نفت بیش از 44% آن پیش از اینکه به صندوق دولت واریز گردد، به دست دولتمردان حکومت به حسابهای شخصی شان در خارج از کشور به دزدی برده میشود.همان کسانی که سرمایه های ملت ایران را به چپاول میبرند، کسانی هستند که 60 میلیون یورو حق دلالی از شرکت توتال برای دادن امتیاز در میدان های نفتی ایران دریافت داشته اند.هرچند که کارشناسان جهانی در مطالعات اخیر مدعی اند که دزدی و چپاول اسلامیست ها در قدرت دولتی در ایران میتواند فقط تا سال 2015 یعنی 8 سال دیگر ادامه داشته باشد، بعد از پایان این مدت ایران که 80 درصد درآمدهای خود را از راه صدور نفت بدست می آورد دیگر نخواهد توانست صادر کننده نفت باشد .لذا فقر با سرعتی که اسلامیست های حکومتی آنچه ایران دارد را چپاول میکنند در آینده برای مردم ایران تشدید فقربیشتر اجتناب ناپذیرخواهد بود.
سیستم بدون کارآمد اقتصادی، رژیم را در بن بست مدیریت اقتصادی گرفتار کرده است ، که نتایج آن را میتوان در ناتوانی رساندن گاز و دیگر مواد انرژی زا در 11 استان مشاهده کرد که رژیم مجبور گردید 4 روز صدور گاز را به ترکیه متوقف کند. حکومتی که ناتوان در رساندن انرژی به شهرها است برای انحراف افکار عمومی از معضلات ملموس زندگی روزمره و پاسخگوئی به آن، غنی سازی اورانیوم و بمب اتم را به وسیله و مسئله روز اقتصاد و سیاست در ایران قرار داده است. برای این منظور رژیم میلیاردها دلار هزینه کرده است تا بتواند به وسیله بمب اتم هم ایرانیان را وجه المصالحه قرار دهد و هم جهان را تهدید کند. این سیاست هم با انبانی از هزینه های مالی بر دوش مردم ایران ، برای کارگران و زحمتکشان ایران جز فقر با خود پیامی به همراه نداشته است. این چنین سرمایه گذاری ها برای ایجاد فرصت های شغلی نبوده است، بلکه برای جاه طلبی حکومتی که برای اسلام، به دنبال کشور گشائی مالیخولیائی و صدور ایدولوژی عهد حجر است.
تورم و بیکاری، تمامی عرصه های اقتصادی کشور را فرا گرفته است واین شرایط اقتصادی رژیم اسلامیست ها را در مقابل معضل لاینحلی قرار داده است که نمیتوانند ترم را مهارکرده و پاسخگوی خواسته های طیف کم درآمد و بویژه کارگران ایران باشد.
فقر هر روز در ایران تشدید میشود و به ویژه زحمتکشان و کارگران ایران قربانی های سیاست های چپاولگرانه حکومت اسلامی اند. بطور مثال، عدم پرداخت حقوق معوقه 15 ماهه کارگران فرش البرز در بابلسر استان مازنداران و مطالبات آنها از کارفرمایان با عکس العمل و سرکوب پلیس مواجه میشود. این نمونه ایست از خروار، که چگونه دستگاهای سرکوبگر رژیم مطالبات کارگران را نادیده میگیرند و بجای پاسخ منطقی به آنها، کارگران معترض را سرکوب میکنند.اعتراضات کارگران شرکت واحد و یا معلمان با دستگیری و زندان آنها و ضرب شتم مواجه گردیده است. در پیروی سیاست های ضد کارگری رژیم اسلامی در ایران در سال گذشته حداقل 800 اعتصابات کارگری بخاطر تهدیدهای مداوم به حقوق کارگران به وجود آمده است. وضع بیمه های درمانی برای کارگران و دیگر زحمتکشان بسیار اسفناک است. برغم آمار بین المللی وضعیت درمانی در ایران در مجموع اسفناک است در حالی که فرانسه در جهان مقام اول در سلامت و بهداشت برای شهروندانش را کسب کرده است، ایران مقام 93 را احراز میکند.این آمار حد متوسط اوضاع سلامتی شهروندی در ایران است ولی وضع کارگران در طبقه بندی بسیار پائین قرار دارد . بر این ناهنجاری ها ناشی از استبداد حکومت ضد کارگری مشکل دیگر افزون این معضلات شده است که رژیم ددمنش اسلامی صندوق بازنشستگی کشور را به چپاول برده است و این صندوق بخاطر دزدی های کلان رژیم ورشکسته است.
در چنین شرایطی، حکومت اسلامی برای بقاء خود ارگان های پر خرج و برج انگلی را با هزینه های سرسام آور که منبع فساد و تبهکاری و دشمنان قسم خورده به حقوق مردم ایرانند، مثل سپاه پاسداران ،بسیج و انصار حزب الهی و دیگر جنایتکاران لباس شخصی را برای پاسداری از موجودیت انگلی خود با سرمایه های کشورمان تحمیل میکند.
این ارگان های جنایت پیشه وظیفه دارند که حقوق مدنی مردم ایران را ربائیده و به آنها ظلم کنند.
رژیم بخش دیگر سرمایه های ملی میهن رادر اختیار گروهای انیرانی ، تروریستی و اسلامی در منطقه میگذارد تا از سیاست های ماجراجویانه و تروریستی آن که نهایتا" دشمنی با منافع ملی و میهنی ایرانیان است حمایت کنند. این سیاست خائنانه مشتی تروریست در حکومت اسلامی در حالی است که بخشی از مردم کشورمان (حد اقل 10 میلیون نفر) در فقر مطلق زندگی میکنند. بخش بزرگی از این فقرا کارگران ایرانند، که بیکارند و برایشان تأمین زندگی خانوادگی مشکل گردیده است، بطوری که از روزی یک وعده غذا و با کمترین کالری تغذیه میکنند. برای کارگران بیکار در ایران، صندوق بیمه های بیکاری وجود ندارد.
سرمایه های میهن ما، 27 سال است که توسط چپاولگران حکومتی های فارسی زبان ولی انیرانی، در اختیار جنگ و ستیز و گروهای پاسدار ترور و حکومت تروریستی در ایران و منطقه گذاشته شده است.سرمایه هائی که میبایست در پروژه های اشتغال زا و تولیدی بکار گرفته میشد.
بطوری که ایران با نیروی کار کارگرانش و تولید ثروت و زندگی بهتر به استاندارد بالا نا ئل میگردید وبا ایجاد فرصت های شغلی، فقر در ایران در کل جامعه، به حداقل تقلیل می یافت. ولی رژیم تروریستی اسلامی بخاطرذ ات انگلی و غیر تولیدیش، بخاطر خصلت های مافیائی و چپاولگرش ،بخاطر خصلتهای راهزنان بدوی گونه اش ، وبخاطر ماندن در جمریه تحجر محمدیش که هیچ همگونگی با تحول و مدرنیته و تولید نداشته و نخواهد داشت. تفکر روزانه اش نشأت گرفته از دوران امت بدویت و تحجر اسلامی است ،عملکردی جز آنچه ما تابحال از رژیم اسلامی دیده ایم، نمیتوانستیم بیش از آن انتظار داشته باشیم.
ساختن بمب اتم و دیگر تجهیزات نظامی از ثروت های ملتی فقیر که کارگرانش برای ضروریات و حداقل های استاندارد زندگی مشکل دارند علائم ترقی و ترقی خواهی نیست ،بلکه علائمی از حکومتی است که ویژگی های کارگر ستیزی اش و عدم مسئول بودنش را در مقابل عمومیت شهروندان میهنمان نشان میدهد. از ذات ضد مدنیت حکومت اسلامی است، که مقابله با نهاد های مدنی که، تشکیل آن از اراده مردم ناشی میگردد در ستیز و مقابله است . اعتراضات و اعتصابات سازمان یافته را، با دستگیری رهبران فعال نهادهای صنفی و سیاسی سرکوب میکنند. رعب و خفقان را بر جامعه اعمال میکنند.رژیم اسلامی با ایجاد هرنوع تشکیلات صنفی وسیاسی مقابله میکند، چون موجودیت خود را با خواستهای به حق تجمعات کارگری و دیگر نهاد های مدنی، در تضاد میبیند. حکومت باهرنهادی بخاطر هویت و ویژگی های اسلامی ، دیکتاتوری،ایدولوژیکی، ساختار کمپرادیسم اقتصادی ایران که با یک دیگر پیوند حیاتی خورده اند ودر هم تنیده اند، مخالفت میکند. این چهاروجهه مشترک در یک چنین حکومتی نمیتوانسته و نمیتواند جز دشمنی تمام عیار با زحمتکشان و کارگران میهنمان عمل کردی دیگر داشته باشد. تنیدگی چهار وجه ویژه، در حکومت اسلامی در هم ، که ادغامی ازبد ترین و پست ترین ویژگی های تسلط برمردم و اداره یک کشور است، تصویری از قلعه حکومتی پالایش شده از هرنوع ارزش هاو روابط انسانی و پیوند با آن است.ما سوسیال دمکرات ها حکومت اسلامی را با در نظر گرفتن روابط حاکم در ایران را "ایسلا کمپرافاشیسم" Islacomprafashismمی نامیم که ترکیبی از (اسلام+ کمپرادریسم+ فاشیسم ) است.
شاه دیکتاتور بود و سرمایه داری وابسته بر اقتصاد میهن ما تسلط داشت،اما حکومت او ایدولوژیک دگم و صادرکننده باورهای تحجر اسلامی نبود. برای فرهنگ ایران زمین و نابودی آن سد سیوند را نمی ساخت، که آنچه ما ایرانیان هویت خود را در آن بازمی یابیم را به زیر آب برده و نابود کند. بخشی از از سیاست های شاه به نفع کارگران بود. بطور مثال: سهیم شدن در سود کارخانه و یا خرید سهام موئسسات تولیدی، هرچند که کارگران را ثروتمند نمیکرد، ولی برای کارگران جایگاهی در مناسبات اقتصادی آن دوران قائل بود.
لجام گسیختگی حکومت ایدولوژیکی اسلامی ، با زیر بنا و ساختار سرمایه داری وابسته، که در مقابل هر اعتراض کارگران و زحمتکشان کشورمان چنین عریان و بی رحمانه عمل میکند،و حاضر است که برای بقاء انگلی خود، موجودیت و بقاء میهنمان را با سیاست های قلدرمنشانه که فاقد دیپلماسی هوشیارانه است ، با جنگ و یا تحریم اقتصادی بمخاطره بیاندازد.
دقیقا" میتوان سیاست های جنگ افروز امروز رژیم اسلامی را با چهار ویژگی منحصر به فرد آن، به حکومت در آلمان هیتلری قیاس کرد. هیتلر نقطه عطفی در قلعه بربریت سرمایه داری بود. سرمایه داری و ضایع آلمان که در روند تاریخ کشورهای در حال رشد و تکامل صنعتی در مقابل کشور های غربی و جهان صنعتی دیگر، بخاطر ساختارهای جامعه آلمان، رشد آهسته و ناموزونی داشته و نتوانسته بودند منافع خود را در بازارهای جهان برای فروش تولیداتشان از یک طرف و دسترسی به مواد خام در جهان از طرف دیگر تأمین کنند. برای دستیابی به آن، گزینه های کاربردی فاشیسم هیتلری را ترجیح دادند. بطوری که هیتلر تمامی سندیکا ها و اتحادیه های کارگری ، احزاب و تشکلات سیاسی و صنفی آلمان را ممنوع کرد و یکی پس از دیگری نمایندگان نهاد های کارگری وسوسیال دمکراتی آلمان را دستگیر و زندان و تبعید کرده و یا آنها را با ابزار ترور دولتی ،هرنوع فعالیت و حرکت آنها را در نطفه خفه و سوسیال دمکرات ها را تعقیب و بسیاری را در سیاه چالهای آلمان بقتل رساند. و از یهودیان آلمان و اروپا و کونیستها و روشنفکران در آن زمان بیش از 6 ملیون نفر را به کوره آدم سوزی فرستاد.جنگ، نخست با نهاد های مردمی در آلمان، به وسیله هیتلر آغاز گردید و این جنگ درونی در سال 1939 به جنگی تمام عیار به خارج از آلمان کشیده شد. و بالاخره با پیروزی فاتحان جنگ دوم جهانی در سال1945 تمام شد. متفقین، کشورهای اروپائی ایالات متحده آمریکا ، آلمان را از چنگال حکومت هیتلری نجات دادند. دادگاه نورنبرگ سردمداران جنایات دوران هیتلری را به اعدام محکوم کرد. با توضیحاتی که داده شد هم اکنون ایران با حکومتی جنایتکار ،تمامیت خواه، جنگ افروز،کشور گشائی ایدولوژیکی ، و ضد نژادی روبرو است . علاوه بر فاکتور های برشمرده رژیم جنایت کار اسلامی زن ستیز و آپارادتیت است . رژیم اسلامی تبلوری است از جوهر فساد و تباهی که باید آن را در کلیتش نابود کرد.نیک نباید فراموش کرد که دستیابی به آزادی و دمکراتی بدون پرداخت هزینه ممکن نیست و تمامی ملت های جهان برای رسیدن به آن با جان و مال خود بسیار گران پرداخته اند.
کارگران و زحمتکشان ایران برای تغییرات مناسبات تحمیلی کنونی راهی جز انسجام و اتحاد سراسری بین خود ، با معلمان ، زنان و دانشجویان ، پرستاران و دیگر طیف های کارگری به ویژه کارگران صنایع نفت برای دست یابی به حقوق خود ندارند.با ایجاد انسجام مبارزاتی ،تظاهرات و اعتصابات باید رژیم اسلامی را پیش از حمله احتمالی نظامی از اریکه قدرت به پائین کشیدو از جنگ جلوگیری کرد ،در غیر اینصورت جنایتکاران غیر مسئول در حکومت اسلامی ایران را به عراقی دیگر تبدیل خواهند کرد.
به مناسبت روزکارگر و همبستگی با آنها و برای تقویت جایگاه سیاسی و اقتصادی آنها در میهنمان ما همه آزادی خواهان ایران را فرامیخوانیم که در تظاهرات روز 1 می در هر کجای ایرانند به صف آنها بپیوندند.
: با این خواسته ها به استقبال روز جهانی کارگران و زحمتکشان میرویم
رفقا! روز اول ماه مه را به مبارزه برای وحدت وتشکل کارگران ، به مبارزه برعلیه جنگ و جنگ افروزان حکومت اسلامی وارتجاع داخلی و به مبارزه برای تحقق شعار: کار، مسکن ، آزادی تبدیل کنیم.
روز اول ماه مه شعارهای مطالباتی تمام بخش های کارگری راطرح و خواستار وحدت وتشکل کارگران برای تحقق آنها شویم.
آزادی همه زندانیان سیاسی، بویژه آزادی بی قید و شرط همه کارگران از سیاه چالهای حکومتی و لغو کلیه قرار های بازداشت، احکام تعلیقی واحضار کارگران را خواستار شویم.
افزایش دستمزد ها متناسب با سطح واقعی تورم
پرداخت فوری حقوق ومزایای عقب افتاده با محاسبه ضرر و زیان آن
شمول بیمه های اجتماعی برای کلیه کارگران شاغل وبیکار در شهر وروستاها
لغو فوری قانون قراردادهای موقت واستخدام رسمی کارگران قراردادی
توقف اخراجها وبازگشت همه اخراج شدگان به سرکارهایشان
برابری حقوق زن ومرد ورفع ستم جنسی ، قومی ، وطبقاتی درتمامی عرصه ها
پرداخت کمک مسکن استاندارد و متناسب با درآمد خانوار وسطح اجاره بها
کمک اولاد !
لغو کارکودکان وایجاد امکانات تحصیلی و تفریحی برای آنها
آزادی مطبوعات وتشکلات صنفی وسیاسی
حزب سوسیال دمکرات ایران
26.04.2007
|

|
|
بیانیه دانشجویان سوسیال دمکرات ایران به مناسبت روز جهانی کارگر 1 می
بازهم روز کارگر فرارسید. روزی که خون تمام زحمتکشان,دردکشیدگان و آگاهانی که به تغییر متعهد اند به جوش می آید و شعار هایی انسانی و زندگی بخش فضای کشور های مختلف را پر میکند. اما دوستان نازنین من,بیایید تا در این ایام سیاه تاریخ کشورمان,نگاهی واقع بینانه به موقعیت شهروند ایرانی بیندازیم.
پیش از هرچیز برای گرامیداشت روز کارگر,بیایید از خود این سوال را بپرسیم که چرا کارگران معرف واقعی ترین خواست های یک جامعه اند؟پاسخ آنرا احتمالا همه ی ما میدانیم.زیرا کارگران تمام بار تمدن را بر دوش میکشند,اما همواره کمترین بهره را از آن میبرند. زیرا کارگران با تمام وجود بار حقارتی را تحمل میکنند که ریشه در اعماق سیاه تاریخ دارد,بردگی!!آری این است وضعیت کارگر در ((شکل جهانی))آن. اما در ایران امروز ما این وضعیت تنها از آن کارگران نیست. بلکه از آن تمام زحمتکشان است. در ایران ما نیز همچون دیگر کشور های جهان,زحمتکشان,آنان که تمام ارزش افزوده ی کالا ها و خدمات را تولید میکنند اما خود بهره ای اندک از آن میبرند,منادی بدیلی برای سیستم سیاسی و نیز منادی باز توزیع ثروت اند.
اما آیا زحمتکشان تنها گروه و یا طبقه ای هستند که سیستم سیاسی ایران ایشان را به تازیانه میبندد؟؟ابدا!! ظلم مادی و بهره کشی مالی از پرولتاریا ظلمی است متعلق به لیبرال- سرمایه داری. وضعیت در ایران امروز ما بسیار وخیم تر از این است!! در ایران درد کشیده ی ما,علاوه بر پرولتاریا,تمامی زنان,تمامی اقلیت های قومی,تمامی اقلیت های مذهبی,و تمامی اقلیت های جنسی و رفتاری مورد این ظلم گران قرار میگیرند.
اما کارگر ایرانی,امروز پرچم دار حرکت (بقا طلبانه)ی مردم ایران است.چون کارگر ایرانی به معنای واقع کلمه هیچ چیز,بجز زنجیر هایش برای از دست دادن ندارد. کارگران واحد های تولیدی که ماه ها حقوقی دریافت نمیکنند و تحصن ایشان با ضرب و شتم و بازداشت و شکنجه پاسخ داده میشود. کارگرانی که اگر برای تحقق خواست های صنفی شان تجمع کنند سرکوب میشوند. این است کارگر ایرانی!!کارگر ایرانی یکسره رنج است و درد. مبارزه ی کارگر ایرانی از مبارزه ی کارگر فرانسوی امروز اصیل تر است. مبارزه ی کارگر ایرانی امروز برای ((بقا))است. او میستیزد,چون گرسنه است.او میستیزد چون دیگر حتی توان آنرا ندارد تا به سلطه ای که تحمل میکرده,تن دهد.کارگر ایرانی برای زیستن میجنگد,نه حتی برای بهبود محیط کار,تضمین بیمه ی سالخوردگی و یا کاستن از ساعات کار. و همین (واقعی بودن)مبارزه ی کارگر ایرانی است,که او را به مظهر مبارزه ی ملتی بدل میکند که هیچ نمیخواهد بجز((زندگی))
در مقابل,رفتار رژیم خمینیستی تهران با کارگران,معرف رفتار این رژیم با تمام آحاد مردم ایران است. فقهوکرات های ایران از زمانی که به شکل یک حکومت در آمدند,ابدا شباهتی به یک ((سیستم سیاسی))نداشتند. بلکه تجمع قدرت محور آخوند ها در تهران مصداق عریان و بارز تعریفی است که فردریش انگلس از حکومت مدافع سلطه ی طبقاتی ارائه میدهد,یعنی((یک دسته از افراد مسلح)).
سیستم سیاسی در تعاریف علوم اجتماعی مفهوم خاصی دارد. این سیستم باید این توان را داشته باشد تا با تقویت نهاد های مشارکت حقوقی,مدنی,سیاسی و صنفی,نیازهای شهروندان خود را درک کرده و تا آنجا که ممکن است بدان پاسخ مثبت دهد.
این در حالی است که حکومت مرتجع ایران از اولین روزهای نکبت باری که به قدرت رسید در تلاش بوده تا این نهاد های مشارکت را به ارتجاعی ترین شکل ممکن از میان بردارد. اما فاجعه ی بزرگ بسیار فراتر از این است. حکومت ایران در طول دو سال اخیر رفتاری عجیب و بی سابقه از خود نشان داده. این رفتار را میتوان به((سیاسی تعبیر نمودن خواست های صنفی))تعبیر کرد. رژیم تهران در مقابل خواست های صنفی کارگران شرکت واحد برای بهبود شرایط کار,افزایش دستمزد ها و.... عده ی عدیدی از این کارگران را با توسل به انگ های سیاسی بازداشت نمود.رفتار امسال رژیم تهران با معلمان نیز به همین شیوه بود. این رفتار خاص رژیم تهران ابدا یک تصادف نیست بلکه یک سیاست آگاهانه است و آگاهانه بودن این سیاست را میتوان از پیام نوروزی خامنه ای در یافت. در این پیام,سید علی خامنه ای رهبر نظام اسلامی اعلام کرد,((دشمن)) در این مقطع تلاش میکند تا با بهانه های صنفی,قومی و.... پایه های نظام را سست کند. خامنه ای با بر زبان راندن این جملات فی الواقع اعلام داشت که حکومت تهران هیچگونه حق طلبی صنفی,قومی,مذهبی و...را تحمل نخواهد کرد.
در این میان,نقش کارگر ایرانی بازهم پررنگ تر میشود.کارگر ایرانی تنها میخواهد((زنده بماند))اما او امروز میداند که اگر به رژیم اسلامی به دیده ی یک دشمن نگاه نکند,حتی زنده نخواهد ماند. تنازع بقا میان کارگران ایرانی و در کنار کارگران,تمامی ملت ایران,با رژیم سلطه طلب اسلامی,یک امر گریز ناپذیر است. کارگر نخستین فردی بود که با شرارت های واقعی رژیم اسلامی آشنا شد.
از سوی دیگر,ظلمی که بر کارگر ایرانی رواداشته میشود,بیش از آنکه از سوی((بورژوازی))خصوصا در بعد خصوصی کلمه باشد,از سوی دولت یا به عبارتی از سوی بورژوازی دولتی بر او روا داشته میشود. دولت ایران خود را هیچگاه به شهروندان خود متعهد حس نمیکرده,در این میان این عدم تعهد به شهروندان در مورد کارگران نمودی عینی تر میابد. در حالی که تورم,خصوصا در مورد قیمت مسکن به گونه ای صعودی بالا میرود,کارگر و کارمند ایرانی که عمدتا در استخدام دولت است,دیگر توان زیستن ندارد.
داشتن یک دشمن سیاسی((یعنی دولت))کارگر را وامیدارد تا مبارزه ای سیاسی را برای بقای خود انتخاب کند. اگر مبارزات زنان یک مبارزه ی عمدتا حقوقی است,اگر مبارزه ی اقلیت های قومی مبارزه ای برای ایجاد عدالت جغرافیایی است,اما مبارزه ی کارگر ناخواسته و رفته رفته از ماهیت صنفی خود دور میشود و ماهیتی سیاسی میابد. درست به همین دلیل است که کارگران را میتوان قدرتمند ترین و اصیل ترین نیرو ی مخالف در برابر حکومت تهران دانست,کارگر امروزی ایران,نمیتواند مماشات با رژیم خمینیستی را تحمل کند,نه چون رادیکال است,بلکه چون مماشات طلبی با رژیم به معنای (مرگ)برای کارگر ایرانی است. اگر روزنامه نگاران,زنان,فعالان حقوقی بشر و... پس از پیروزی خاتمی احساس آرامش کردند,اما کارگر ایرانی دانست که هیچ نیروی اصلاح طلب و تعدیل کننده ای در بطن رژیم وجود ندارد که بتواند به او امکان بقا دهد.
پس اینک ای ملت ایران,در این روز کارگر,هموطنانتان را تنها نگذارید و به یاد داشته باشید که مبارزه ی ایشان,مبارزه ی شماست!!مبارزه ای دور از مماشات طلبی برای دموکراسی سیاسی,پلورالیسم عقیدتی |