Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

كنترل شهر تهران توسط نيروهاي بسيج در روز تنفيذ،
درگيري‌هاي شديد در مركز و شمال تهران، گزارش ویژه فرهاد رجبعلي، خبرنامه گویا
هزاران نفر از معترضان به نتيجه انتخابات و نتفيذ محمود احمدي‌نژاد در خيابان ولي‌عصر دست به راه‌پيمايي آرام زدند كه با دخالت نيروهاي بسيج و چماق‌دار به درگيري‌هاي شديد كشيده شد.

كنترل شهر تهران توسط نيروهاي بسيج در روز تنفيذ،
درگيري‌هاي شديد در مركز و شمال تهران، گزارش ویژه فرهاد رجبعلي، خبرنامه گویا
هزاران نفر از معترضان به نتيجه انتخابات و نتفيذ محمود احمدي‌نژاد در خيابان ولي‌عصر دست به راه‌پيمايي آرام زدند كه با دخالت نيروهاي بسيج و چماق‌دار به درگيري‌هاي شديد كشيده شد.




ميادين آزادي، ولي‌عصر، ونك و انقلاب تهران شاهد درگيري‌هاي پراكنده نيروهاي بسيج و چماق‌دار با مردم بود كه نيروهاي يگان ويژه از بعدازظهر و به صورت گسترده در ميادين بزرگ تهران حضور داشتند. اما برخلاف پنج‌شنبه گذشته امروز نيروهاي لباس شخصي و بسيجي چماق‌دار كنترل كامل شهر تهران را در دست داشتند و نيروهاي پليس و يگان ويژه تنها در ميادين بزرگ مستقر بودند و نظاره‌گر.

نيروهاي يگان ويژه و پليس ضد شورش در ميدان ونك به حدي بود كه جمعيتي حدود 1000 نفر راس ساعت 18 به ناچار از ميدان ونك به سمت ميدان ولي‌عصر حركت كردند. ابتداي راه‌پيمايي همراه با سكوت بود اما با يورش نيروهاي بسيج با موتورسيكلت‌هاي‌شان در زير پل برزگراه همت در خيابان ولي‌عصر به شعارهاي تند عليه مقامات مملكتي كشيده شد. از جمله شعارها مي‌توان به "مرگ بر ديكتاتور" و "خامنه‌اي قاتله، ولايتش باطله" و همچنين سردادن الله اكبر اشاره كرد.


حد فاصل ميدان ولي‌عصر تا ميدان ونك در خيابان ولي‌عصر تهران ترافيك سنگيني حاكم بود و عده زيادي از مردم با خودرو‌هاي شخصي خود در محل تظاهرات حاضر شده بودند و به بوق‌زدن‌هاي ممتد مي پرداختند. ساكنين خيابان ولي‌عصر نيز از پشت بام ها با سر دادن شعار تظاهركنندگان در خيابان را همراهي مي‌كردند.
جمعيت در ابتداي خيابان توانير به حدود 3000 هزار نفر رسيد اما نرسيده به پارك ساعي نيروهاي بسيج از دو سمت شمال و جنوب خيابان ولي‌عصر و از كوچه‌هاي فرعي جمعيت را محاصره كرده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.


دختران و پسران جوان به ناچار گوشه‌اي از خيابان روي همديگر افتاده و كوپه‌اي از انسان را تشكيل داده بودند. نيروهاي بسيج به شدت هر كه را در دست بود ضرب وشتم مي‌كردند. تنها كتك ارضا كننده نبود و در بين جوانان محاصره شده گاز اشك آور و فلفل نيز انداخته شد. بسياري زير دست و پا ماندند و مجروح شدند و تعداد زيادي نيز دستگير شدند اما ميزان زخمي‌ها و فشردگي جمعيت در محاصره به حدي بود كه نيروهاي بسيج از بيم تلفات جاني بيشتر مجبور شدند گريز راهي براي فرار جمعيت باز كنند.

اما عبور از راهروي انساني توسط نيروهاي بسيج به راحتي ممكن نبود و هر كس از حلقه محاصره مي‌گريخت به شدت مورد ضربه باتوم و شلنگ و كابل‌هاي ضخيم قرار مي‌گرفت.

براي حدود نيم ساعت تقاطع توانير تا پارك ساعي حضور نيروهاي بسيج و چماق‌دار به اندازه‌اي زياد شد كه امكان ايستادن در پياده روها وجود نداشت و به حكومت نظامي افتاد. هر كس از پير و جوان حاضر در پياده رو به شدت كتك مي‌خورد؛ حتي رهگذران عادي.

از نكات جالب توجه و عيني عجيب، شليك يك نيروي لباس شخصي در خيابان ولي‌عصر و تقاطع سازمان رسانه‌هاي تصويري صدا و سيما به سمت نيروهاي انتظامي بود.

اين فرد كه در ظاهر به نيروهاي امنيتي لباس شخصي نزديك بود به قصد هدف قرار دادن نيروهاي انتظامي دست به چنين اقدامي زد كه بلافاصله از كوچه مجاور سازمان متعلق به صدا و سيما گريخت. نيروهاي و انتظامي و يگان ويژه كه از اين حركت شگفت زده شده بودند، با ده‌ها موتورسيكلت مخصوص گارد ضد شورش به سمت كوچه حركت كرده و ضارب را تحت تعقيب قرار دادند. در اثر شليك فرد لباس شخصي به هيچ يك از عابران آسيبي وارد نشد.

تمامي پلاك‌هاي خودروي شخصي متعلق به نيروهاي بسيج با گل پوشانده شده بود كه پس از غافلگيري توسط مردم شناسايي نشوند. بيشتر نيروهاي چماق‌دار نيز با پوششي يكسره و كلاه پارچه‌اي بر سر و صورت‌شان خود را از شناسايي و يا تصويربرداري احتمالي مردمي مصون نگاه مي‌داشتند.

تا لحظه مخابره گزارش فوق (ساعت 20) درگيري ها در مركز و شمال تهران ادامه دارد و نيروهاي بسيج همچنان به سوي تظاهركنندگان با گاز آشك‌آور و باتوم حمله مي‌كنند.
بازیگران به جای بزرگان در مراسم تنفیذ احمدی نژاد، جنبش راه سبز (جرس)
مسیح علی نژاد
شبکه جنبش راه سبز (جرس): بالاخره مراسم تنفیذ احمدی نژاد با مقدماتی نظیر کشته شدن تعدادی نامعلوم، زندانی شدن هزاران نفر ، برگزاری یک دادگاه غیرقانونی و در نهایت نمایش اعترافات زندانیان سیاسی برگزار شد.
مراسمی که در آن، صحنه واقعی شکاف میان سران نظام را آشکارا می شد دید. جای خالی هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، سید محمدخاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی ، حسن روحانی، حسن خمینی و بزرگان دیگر را در این مراسم چهره های ورزشی و تلوزیونی پر کرده بودند تا خلا حضور سران نظام با چند نام معروف پر شود. بدین تریتیب در مراسم تنفیذ احمدی نژاد جای خالی بزرگان را با بازیگران و جای خالی مراجع نیز با افرادی مانند مایلی کهنگ و عموپورنگ مجری برنامه های کودک تلویزیونی پرشده است.



محمدرضا شریفی نیا، جهانگیر الماسی، مجید مظفری، احمد نجفی، محمد صالح علا، فرج الله سلحشور، جمال شورجه، آرش مجیدی، حسین رضا زاده و افشین قطبی در مراسم تنفیذ حضور داشتند که بیش از همه نشستن چهره افشین قطبی در صفحه تلوزیون، علامت سوال بزرگی را در اذهان پدید آورد؟ آیا حضور این چهره ها به اختیار بوده یا به اجبار و یا به مصلحلت. اگر به اختیار و یا حتی به مصلحت بوده است، پرسش اینحاست: قهرمانانی که محبوبیت و وجاهت خودشان را از مردم به دست می آورند در برهه ای که مردم داغدار هستند، چگونه باید رفتار کنند؟
ما ملت دردیم انگار که برای هر چیزی دنبال یک قهرمان می گردیم تا دمی کوتاه شاید درد فراموش کنیم و شانه برای قهرمانی پهن کنیم و از ته دل هلهله کنیم و بغض فراموش کنیم. ما ملت عجیبی نیستیم این واضح است که وقتی هیچ چیزمان سرجای خودش نیست برای خودمان قهرمان می سازیم، چند صباحی برای قهرمانانمان جشن می گیریم و بعد به امید آن می نشینیم که قهرمان هم قدر قداستی که برایش قائل شدیم را بداند.
اما امروز یکی از همین قهرمانان مرد. حسین رضازاده و نجفی را نمی گویم . حتی جهانگیر الماسی ومحمدرضا شریفی نیا را هم نمی گویم. اما چیزی شاید کاملا شخصی و دور از منطق همیشه در درونم می جوشید وقتی می دیدم افشین قطبی مردم غمگین کشورم را به شعف می آورد اما امروز قطبی درست وسط مراسم تنفیذ احمدی نژاد تمام شد. ناله های مادرانی که دلبند از دست داده اند در گوشم زنگ می زند، وقتی صورت قطبی را می بینیم.
قطبی حتی به ذهن اش هم خطور نکرد که ممکن است یکی از همین جوانهایی که در کهریزک و در خیابان های تهران کشته شدند، در مراسم استقبال او چه فریادهای ذوق که نکشیدند. سهراب و محسن و خیلی از پسرها و دخترهای جوانی که یا جنازه هایشان در سردخانه است و یا در سلول ها و زندان های شهر فصل اعتراف خود را انتظار می کشند و از قضا گاهی عشق فوتبالشان بیشتر از عشق به سیاست هم هست، چه هوراها که برای امپراطوری قطبی نکشیدند و حالا صدا ی سکوت آنها از گور بر می آید و صدای قطبی جایی در چند قدمی صاحب هاله نور. خوش باشی قهرمان این حق طبیعی تو است و اصلا فرض که ما به این قاعده هم پایبند نیستیم که قهرمان باید همه زندگی اش را هزینه مردم کند.
حضورت به مصلحت بود یا به منفعت کاری ندارم اما برای بخش هایی از دوستدارانت تمام شدی. باشد که این مرگ در مراسم تنقیذ احمدی نژاد پایان مرگ قهرمان سازی های نسل من باشد ازهر کسی در هر شکل و شمایل و قبایی، حتی از موسوی هم قهرمان نسازیم. قهرمان همان مردم بی پناه اندکه گاهی از سر مهر شانه برای یکی پیش می کشند و بعد درست در روزهایی که باید تابوت برادران وخواهرانشان را بر دوش بکشند ناگهان می بینند که جنازه قهرمان شان هم روی دست شان باد کرده است.

دستگيري رئيس پالايشگاه تهران به احتمال اعتصاب! اعتماد
روزنامه اعتماد و به نقل از سايت الف از دستگيري رئيس پالايشگاه تهران خبر داده است. ظاهراً احتمال اعتصاب در پالايشگاه تهران دليل اصلي اين بازداشت بوده است.
همچنين حجت الاسلام عبدالرحيم سليماني اردستاني عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و استاد دانشگاه مفيد، به جرم حضور در بهشت زهرا(س) در چهلمين روز شهادت جمعي از هموطنان، مورد ضرب و جرح قرار گرفته و دستگير شده است.


برگشت

letzte Änderungen: 9.5.2012 11:54