Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   



دستگاه تبلیغاتی رژیم تبهکار اسلامی سیما و صدای فاشیسم اسلامی یکی از بزرگترین بنگاه های دروغ پراکنی و سانسور و جعل اخبار و گزارش است


تنفر مردم از کارکنان صدا و سیما – راننده تاکسی به یک کارمند سیما : ” نمی خواد کرایه بدی، نون زن و بچه من نجس می شه!‏”
۱۵ تیر ۱۳۸۸

به گزارش خبرنگار «آینده»، در پی برخی رویکردهای جانبدارانه صداوسیما در ‏حوادث پس از انتخابات، مردم واکنش های گوناگونی به چهره های مقابل دوربین نشان ‏می دهند!‏
“ز.ر” گوینده جوان بخش‌های خبری که حس ویژه در خواندن خبرها از خود نشان می‏دهد، هفته گذشته پس از اینکه سوار تاکسی شد، با واکنش تند راننده مواجه شده و مجبور ‏به پیاده شدن از این تاکسی می‌شود.‏
در مورد مشابه دیگری یکی از کارمندان صداوسیما هنگام حساب کردن کرایه تاکسی، ‏وقتی کارتش در معرض دید راننده قرار می گیرد، با جمله ای بسیار دردناک روبرو می ‏شود: ” نمی خواد کرایه بدی، نون زن و بچه من نجس می شه!‏”
در مورد دیگری یکی از مجریان مرد مشهور که در انتخابات برای یک کاندیدا ‏انواع و اقسام خدمات را انجام داده، ‏هنگام توقف پشت چراغ قرمز در یکی از تقاطع های پر رفت و آمد تهران با واکنش تند ‏چندین شهروند مواجه شده و از آن روز به بعد، با چهره ناشناس در میان مردم رفت و ‏آمد می کند.‏
در اتفاق جالب دیگری، یکی از گزارشگران فوتبال کشورمان که از قضا استاد دانشگاه هم هست، با استقبال بی نظیر دانشجویان دانشگاه شریف مواجه شده، به حدی که هر فردی ‏سعی می کند در مورد شایعه ممنوعیت صدا و تصویر وی او را دلداری بدهد!‏
این واکنش های مردم نسبت به بدنه سازمان صداوسیما، نوعی تلخی و کرختی را در ذهن ‏کارمندان و زحمت کشان بی تقصیر این مجموعه بزرگ تزریق کرده است.‏
بسیاری از منتقدان سیاست های صداوسیما از بدنه آن انتقاد می کنند، در حالی که سال ‏گذشته که رادیو جوان و تیم موفق آن زیر شدیدترین فشارها بود، اقدام عملی برای حمایت از آنها صورت نگرفت به حدی که امروز می بینیم ‏سرمایه های این رادیو که در پی یک دهه تلاش گرد آمده بود، مانند کودکان یتیم هر کدام ‏به گوشه و کنار یک شبکه تلویزیونی رفته اند!‏
بسیاری از عناصر قدیمی و بازنشسته این سازمان معتقدند بدنه بنا بر وظیفه ‏خودشان، باید فضای خدمت رسانی را فراهم کنند، حالا وقتی ذائقه از جای دیگری تنظیم ‏و منتشر می شود، نباید با این افراد جبری برخورد کرد.‏
اگرچه وابستگان به سازمان صداوسیما از واکنش های مردم ناراحت هستند، اما باید حق ‏داد که تنها رفتارهای خاص برخی در شبکه های تلویزیونی و رادیویی بود که ‏بزرگترین ضربه را به اعتماد مردم نسبت به این دستگاه فرهنگی زد.‏
وقتی در ماجرای یک انتخابات پرحرارت جشن خیابانی یک کاندیدا پخش ‏زنده می شود، نباید از مردم توقع داشت به خاطر جانبداری علنی از یک فرد در دستگاهی ‏که عاشق نام رسانه ملی است، خوشحال شوند!‏
اگر صحنه های مختلف فیلم ها و سریال های تلویزیونی سانسور می شود و موسیقی در ‏‏۴ سال گذشته به لطف تئوری شخصی آقای ضرغامی تبدیل به کتاب جغرافی شده تا ‏پخش موسیقی فاخر، نباید از پخش مراسم جشن خیابانی یک کاندیدا که پایان آن از یک ‏دیسکو استادیومی در اروپا و آمریکا هیچ چیزی کم نداشت، به سادگی گذشت!‏
وقتی در همین برنامه پخش زنده انواع و اقسام موسیقی های پاپ زیرزمینی و غیرمجاز ‏خوانندگان جوان در قالب شادی ملی برای انتخاب یک کاندیدا پخش می شود، در حالی که ‏امکان پخش یک ثانیه آن در شرایط عادی از شبکه های مختلف وجود ندارد، نباید مردم ‏را به خاطر حساسیت در بروز چنین برخوردهای تبعیض آمیزی مورد بی احترامی ‏قرار داد.

متاسفانه تئوری اول کتمان، بعد توجیه، بعد فراموشی بعد از ۳۰ سال شاهرگ ‏حیاتی سازمان صداوسیما را می فشارد و مشخص نیست این رویه توسط چه کسانی و ‏چرا در این سازمان مهم و حساس راه افتاده و هنوز هم ادامه دارد.‏ در حالی که هرگاه رویه اعتماد متقابل مردم و صداوسیما به کار رفته، ثمرات ارزشمندی داشته است.
این تئوری در اتفاقات گوناگونی جریان دارد، برای نمونه در سال ۸۱ زمانی که برای بار ‏دوم آمریکا به عراق حمله کرد، شبکه های صداوسیما و بخش های خبری آن تلاش ویژه ‏ای داشتند تا خبرهایی از مقاومت صدام را به نمایش بگذارند و وقتی این اتفاق در ۴۸ ‏ساعت ابتدایی رخ نداد، با کمک از روحیه تخیلی یک به اصطلاح کارشناس، عملا مردم را ‏از اخبار واقعی منحرف کردند.‏
البته جالب بود که گروه برشمرده به محض اعلام حضور رهبر انقلاب در نمازجمعه ‏فروردین همان سال که ناظر به اعلام سقوط شهر بغداد و حکومت صدام توسط ایشان ‏بود، چنان دستپاچه شدند که ظرف ۲۴ ساعت آرام آرام خبرهای سقوط دولت صدام و ‏شهر بغداد را گفتند، در حالی که سه روز قبل، این شهر سقوط کرده بود، ولی دوستان با ‏تئوری چنگال در کیک یا بادکنک در آسمان، مدعی مقاومت صدام می شدند!‏
بازخوانی حوادث مهم نیز از فعالیت این دسته خودسر که احساس قیمومت برای نظام و ‏رسانه آن دارند، حکایت می کند.‏
نگاهی به حوادث ششم فروردین ۱۳۶۸ و نامه مشهور امام (ره) یکی دیگر از نکته هایی ‏است که نشان می دهد، موضوع به فرد خاص یا دوره مدیریت نفر شاخصی برنمی ‏گردد.‏
موضوع تفکر و تئوری شکل گرفته ای است که مدعی است به خاطر مصالح نظام نباید ‏خبرهای روز را ولو به واقعیت بیان کرد و همین دیدگاه موجب گرایش روز به روز مردم ‏به رسانه های خارجی شده است.‏
در سال های میانی دهه ۸۰ میلادی رسانه های خارجی با طرح اخبار دروغ در تار تنیده شده ‏خودشان محصور بودند و دائم با کنار رفتن ابر دروغ آنها، خورشید واقعیت برای مردم ‏لذت بخش بود.‏
ولی پس از توسعه خدمات رسانه ای در دهه ۹۰ میلادی و ظهور شبکه های دیجیتال ماهواره ای، ‏رسانه های جهان به سوی خبررسانی رقابتی از اتفاقات واقعی جهان رفته و این روحیه ‏موجب شده که برخی تئوری سازان حاضر در صداوسیما که هنوز در دهه ۶۰ زندگی می کنند، ‏عوامل تخریب اعتماد مردم به رسانه رسمی نظام شوند.‏
حل شدن این خودسری ها و قیم مآبی‌های خان سالارانه جز با تحقق رقابت رسانه ای ‏براساس صداقت و سرعت اطلاع رسانی محقق نمی شود و تا انحصار رسانه در داخل ‏کشور این گونه در اختیار چند نفر باشد، توقعی از نتیجه نامطبوع و هزینه های سنگین آن برای کل نظام نمی ‏رود!


برگشت

letzte Änderungen: 9.5.2012 11:54