حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
تروریسم دولتی و گروه های ترور وابسته با آن گروهای تروریستی اسلامی در جهان فرآیند سیاستهای ترور و تروریستی رژیم اسلامی anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

انتخاب کلیدی ترین وزیر در آخرین سال دولت


قصه تغییرات کابینه دولت محمود احمدی نژاد در این روزها بر خلاف تغییرات گذشته که به دلیل سلایق شخصی و اختلافات صورت میگرفت به جای حساس و تعیین کننده ای رسیده است و آن انتخاب وزیر کشور می باشد چراکه با توجه به نزدیک شدن به انتخابات دهم ریاست جمهوری، وزارت کشور با کلیه زیر مجموعه اش بعنوان مجری و برگزار کننده آن نقش تعیین کننده ای دارد .

با توجه به اینکه تقریبا تمامی انتخابات برگزار شده در این سه دهه دارای شبهات اساسی می باشد و هر یک در نوع خود با اعتراضات و شکایات مختلف و حتی رد صلاحیتهای حساب شده روبرو بوده و در نهایت شمارش و اعلام آرا در انتخابات تنها توسط دو مرجع کاملا انتصابی از طرف حاکمان صورت میگیرد پرداختن به آن نیاز به اسناد و مدارک مستند دارد که با توجه به اینکه دو مرجع ذکر شده تنها به اعلام آمار بدون حضور گروههای بی طرف اقدام می نمایند آمار و اسناد صحیحی از آن وجود ندارد با این حال جهت کوتاه نمودن مطلب تنها به عملکرد آخرین وزیر کشور و وزیر معرفی شده خواهیم پرداخت .
مصطفی پور محمدی وزیر کشور سابق جمهوری اسلامی ایران در دورهٔ ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود. او در سال ۱۳۳۸ در قم زاده شد. وی مقدمات و سطح عالی (فقه، اصول و فلسفه) را در قم، خارج فقه و اصول را در مشهد، قم و تهران به پایان رساند. پورمحمدی در سطح چهار فقه و حقوق اسلامی (معادل دکترا) در حوزهٔ علمیه تحصیل کرده است.. وی مقالاتی پیرامون حق، مبانی نظری حکومت دینی، نظارت، ارتداد و سیاست خارجی نگاشته است.وی در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ از سوی محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور وقت ایران برای تصدی وزارت کشور به مجلس معرفی و در ارديبهشت ۱۳۸۷ از اين مقام برکنار شد.

مسؤلیت‌ها

دادستان انقلاب اسلامی خوزستان، بندرعباس، کرمانشاه و مشهد از سال ۱۳۵۸ ‪تا ۱۳۶۵

دادستان انقلاب نظامی در مناطق غرب کشور در سال ۱۳۶۵

رئیس اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۸

مشاور ریاست دفتر و مدیرگروه «سیاسی – اجتماعی» دفتر رهبری از سال ۱۳۸۱ تا کنون

معاون و جانشین وزیر اطلاعات از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۸

عضو هیأت مدیره جامعه الزهرا قم از سال ۱۳۶۶ تا کنون

عضو و رئیس هیأت امناء مرکز اسناد انقلاب اسلامی از سال ۱۳۷۵ تا کنون

عضو هیأت مؤسس حوزه علمیه مسجد سلیمان

استاد دانشگاه امام صادق از سال ۱۳۷۹ تاکنون

وزیر کشور در دولت احمدی نژاد( پس از دو سال و نیم کنار گذاشته شد )

ریاست سازمان باززسی کل کشور به حکم شاهرودی رییس قوه قضائیه.

سابقه مصطفی پورمحمدی در نقض حقوق بشر، شامل نقش وی در اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و ناراضیان ایرانی در سال ۱۹۹۸ میلادی در سراسر ایران می شود.

وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا نام وی را در میان «فهرست ناقضان اصلی حقوق بشر» قرار داده است . در سفر سال ۱۳۸۵ محمود احمدی نژاد به نیویورک جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دولت آمریکا از دادن ویزا جهت ورود وی به خاک آمریکا به دلیل آنچه «سابقه کشتار و سرکوب ملت ایران» می‌خواند، امتناع کرد در نتیجه وی از ورود به ایالات متحده آمریکا به همراه هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران بازماند. برخی معتقدند برکناری آقای پورمحمدی با این همه خدمت و سابقه درخشان برای حکومت ، میتواند به این دلیل باشد که وی در انتخابات مجلس هشتم آمار نسبتا درستی در اولین گزارش وزارت کشور اعلام نمود که با دستور رهبر جمهوری اسلامی در اعلام مشارکت 60 درصدی مردم در انتخابات مغایرت داشت .وی با اعلام این آمار مهر تایید بر بحران مشارکت مردم در کشور نهاد که این موضوع هر کشور مستبدی را که در جهان اقبال ندارد را متزلزل تر می نماید وی با این حرکت مورد غضب رهبران جمهوری اسلامی قرار گرفت و وزارت خانه کلیدی دولت را ترک نمود.

علی کردان

علي کردان اول آبان 1337 هجري شمسي در يکي از روستاهاي توابع شهرستان ساري در خانواده اي متدين و کشاورز متولد شد. وي دوران تحصيلات ابتدايي را در همان روستا سپري کرد و پس از آن به شهرستان ساري رفت و دوره هاي تحصيلي را تا مقطع ديپلم با موفقيت پشت سر گذاشت.
و پس از انقلاب دکترای حقوق را کسب نمود

مهمترين مسئوليت هاي پس از انقلاب اسلامي

- پاسدار کميته انقلاب اسلامي استان و از موسسين سپاه استان
- عضو شوراي فرماندهي سپاه استان مازندران
- مسئول اطلاعات و تحقيقات سپاه پاسداران مازندران
- داديار و جانشين دادستان ساري
- جانشين دادستان آمل در غائله ششم بهمن سال 60
- دادستان شهرهاي هشت پر، آستارا و خلخال به امر شهيد قدوسي
- فرماندار علي آباد کتول در استان گلستان
- فرماندار گنبد کاوس در واقعه غائله گنبد و معزول در وزارت آقاي محتشمي
- مسئوليت در ستاد اجرايي فرمان حضرت امام ره
- مسئوليت در نهاد رياست جمهوري دوران مقام معظم رهبري
- مسئوليت در شوراي عالي دفاع و پيگيري مسائل مربوط به جنگ در استان ها
- حضور در عمليات هاي متعدد در جبهه هاي جنگ در پس از بمباران سردشت (اولين گروه به اتفاق هيات حقوق بشر سازمان ملل متحد به عنوان مسئول طرف ايران عازم شد و در تنظيم گزارش عليه عراق و سند ماندگار جمهوري اسلامي نقش موثري داشت)
- معاون اداري و مالي سازمان مسکن
- معاون و قائم مقام سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
- قائم مقام سازمان ايرانگردي و جهانگردي
- معاون اداري و مالي سازمان صدا و سيما
- معاون امور مجلس و استان هاي صداو سيما
- معاون وزير کار و امور اجتماعي
- رييس سازمان آموزش فني و حرفه اي
- قائم مقام وزير نفت
سمت هاي جنبي و عضويت در مجامع و شوراها و کميته ها
- مجمع مشورتي حقوقي شوراي نگهبان
- عضو کميته حقوقي مجمع تشخيص مصلحت نظام
- عضو شوراي عالي آموزش و پرورش
- عضو هيات نظارت بر صدا و سيما
- عضو هيات تطبيق مصوبات مجلس با دولت در دوره ششم و هفتم
- رييس کميته کاهش تقاضاي مواد مخدر کشور

علی کردان وزیر پیشنهادی محمود احمدی نژاد از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی می باشد و با توجه به مقام ها ی ذکر شده در بالا که اغلب به پیشنهاد و یا انتصاب آقای خامنه ای بوده همیشه نقشی غربال گر در ارگانهای فوق داشته و کسانی که یا تاریخ مصرف آنان برای حاکمیت به پایان رسیده و یا به هر دلیلی حکومت تمایلی به ماندن آنان در آن ارگانها نداشته توسط ایشان حذف می شدند . بارزترین نمونه را میتوان در زمانی یافت که با حضور ایشان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی موج بزرگی از تسویه ها صورت گرفت و باند آقای هاشمی به کلی از آنجا خارج شدند .

انتصاب علی کردان یا شخصی با این مشخصات کاملا قابل پیشبینی بود چراکه با وجود شرایط دشوار درون کشور و اعتراضات پراکنده مردم که عموما فریاد اعتراض حق طلبانه است با حضور چنین شخصی که به سابقه نظامی اش بیش از سایر سوابق می بالد در جهت سرکوب با استفاده از عوامل زیر مجموعه خود و همچنین نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری که وزارت کشور مجری آن است، فردی فرمان پذیر و بی رحم را نیاز دارد تا بتواند خواست رهبران نظام ، بی اندکی کم و کاست را اجرا نموده تا هم فضای سرکوب را تشدید نماید و هم بار دیگر انتصاباتی با نمایش انتخابات صورت دهد تا فرد مورد نظر و گزینه از پیش تعیین شده ریاست جمهوری در شرایطی مناسب به کاخ ریاست جمهوری وارد شود .


حمیدرضا خادم
06.08.2008

حکومت جنون،فساد،جنایت اسلامی آفت الهه ئی را در استان فارس به نماینده گی دیوانه جنایتکاری دیگر خامنه ای بر مصدر نمایندگی ولایت ولی فقیه در استان فارس گذاشته است که میگوید : تالارهای عقد و عروسی باید از بين بروند



آیت الله محی الدین حائری شیرازی گفت: تالارهای عقد و عروسی باید به مساجد حساس و مهم اضافه شود تا مجالس عشرت شیطان در باغهای خارج از شهر که در قالب مجالس عروسی برپا می شود و حجاب را بر می اندازد از بین برود.
آیت الله حائری در خطبه های این هفته نماز جمعه شیراز با بیان اینکه با راه اندازی تالار های عروسی در جنب مساجد، این مجالس با مجاورت خانه خدا متبرک می شود افزود: کسانی که می خواهند بانی خیر شده و مسجد بسازند باید به اضافه کردن این دسته از تالارها به مساجد نیز توجه کنند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: همان طور که افرادی بانی راه اندازی مجلس عزاداری می شوند عده ای نیز باید مسبب نشاط در جامعه و به خصوص در جوانها باشند زیرا می توان از راه نشاط نیز جوانان را به سوی دین جذب کرد.
نماینده ولی فقیه در استان فارس گفت: آنهایی که بد حجاب هستند و در جامعه با لباس های نامناسب حضور می یابند باید بدانند که با این کار خودشان را کوچک می کنند و در واقع این دسته از افراد با ایجاد این وضعیت به مردم می گویند که دچار کمبود شده و نیاز به نگاه مردم دارند.
وی عنوان کرد: نیروی انتظامی می تواند بخشی از امنیت را برای زنان فراهم کند اما بخش دیگری از امنیت نیز به عهده خود زنان است.
امام جمعه شیرازافزود: همان طور که برای برقراری امنیت اموال خود در مقابل سارقین برای خانه ها و انبارهایمان در و قفل محکمی می گذاریم زنان نیز برای برقراری امنیت خود باید حجاب را رعایت کنند.
آیت الله حائری متذکر شد: اگر کسی با پوشش خود موجبات تحریک دیگران را فراهم آورد خودش امنیت خود را از این برده است.
نماینده ولی فقیه در استان فارس در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سالروز حادثه هفتم تیر گفت:در آن زمانها برخی از گروه کها از امام تقاضای امتیاز داشتند و زمانی که با ایستادگی و مخالفت ایشان مواجه شدند به مقابله نظامی تهدید کردند اما امام باز هم مقاومت کرد.
آیت الله حائری با بیان اینکه آنها در حزب جمهوری بمب گذاری کردند و آیت الله بهشتی و 72تن دیگر رابه شهادت رساندند افزود: گروهکها تا زمانی که در زندانها و در کنار ملت بودند در دل مردم نیز جای داشتند اما همینکه بمب گذاری کردند ریشه آنها نیز از دل مردم کنده شد در نتیجه ریشه کن شدند همان طور که ریشه آمریکا از دل مردم عالم کنده شده و عاقبت نیز ریشه کن می شود.

27 .06.2008

"بازداشت توطئه گران قتل کاریکاتوریست پیامبر اسلام"



رادیو فردا : شهربانی دانمارک، دو تونسی و یک دانمارکی مراکشی تبار را به اتهام توطئه برای قتل یکی از کاریکاتوریست های این کشور بازداشت کرده است. این سه نفر بامداد امروز (سه شنبه بیست و سوم بهمن ماه) در شهر آرهوس دانمارک بازداشت شدند. به گفته سازمان اطلاعات و امنیت دانمارک، این متهمان قصد داشتند یکی از دوازده کاریکاتوریستی را که دوسال پیش طرح هایی از پیامبر ِ اسلام کشیدند و منتشر کردند ، ترور کنند. انتشار آن کاریکاتورها با اعتراض های خشونتباری در بسیاری از کشورهای اسلامی روبروشد.

11.02.2008


تروریست دولتی دارابی بعد از ماموریت جنایتکارانه اش در قتل چندین نفر و 10 سال زندان در فرودگاه تهران مورد استقبال قرار میگیرد.


یک تروریست دولتی را دولت آلمان بعد از 10 سال حبس به ایران فرستاد .کاظم دارابی تروریست شبکه آدمکشان حکومت اسلامی در قتل چندین نفر دست داشت .


محکوم پرونده میکونوس به ایران بازگشت
کاظم دارابی در ارتباط با ترور رهبران کرد مخالف جمهوری اسلامی به حبس ابد محکوم شد
بامداد سه شنبه، 11 دسامبر (20 آذر)، کاظم دارابی، که در ارتباط با پرونده ترور چند تن از مخالفان جمهوری اسلامی در آلمان زندانی بود به ایران بازگشت.
کاظم دارابی که به جرم قتل سه تن از رهبران کرد مخالف جمهوری اسلامی و مترجم آنان به حبس ابد محکوم شده بود روز دوشنبه و پس از گذراندن پانزده سال از زندان آزاد و بلافاصله از آلمان اخراج شد.

کاظم شرفنکندی، فتاح عبدلی و همایون اردلان و نورمحمد پور دهکردی در ماه سپتامبر سال 1992 در رستوران میکونوس در شهر برلین آلمان هدف سوء قصد قرار گرفتند و به ضرب گلوله از پای در آمدند.

در سال 1997 دادگاهی در آلمان، کاظم دارابی را که در زمان وقوع قتل به عنوان دانشجو و عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در آلمان اقامت داشت، همراه با عباس رحیل، شهروند لبنانی، به جرم دست داشتن در این ترور به حبس ابد محکوم کرد.

دادستانی آلمان دارابی را از اعضای وزارت اطلاعات و نیروهای ویژه سپاه پاسداران معرفی کرده گفته بود که ترور رهبران کرد به دستور مقامات امنیتی جمهوری اسلامی صورت گرفت.

دو شهروند دیگر لبنانی نیز به جرم همدستی با متهمان اصلی به دوره های کوتاهتر حبس محکوم شدند.

به گفته مقامات آلمانی، عباس رحیل نیز از زندان آزاد و از آلمان اخراج شده است.

کاظم دارابی قبل از صدور حکم محکومیت به مدت پنج سال در زندان بود و در زمان آزادی، ده سال از دوره محکومیت خود را نیز گذرانده بود.

بر اساس قوانین آلمان، پرونده محکومین به حبس ابد پس از گذراندن پانزده سال قابل رسیدگی برای برخورداری از تخفیف مجازات و آزادی است اما قاضی دادگاه پرونده میکونوس توصیه کرده بود که به دلیل جدی بودن ماهیت جرم، محکومان این پرونده دوره بیشتری را در زندان سپری کنند.

به همین دلیل، در روزهای اخیر خبرگزاری ها شایعاتی را در مورد نوعی معامله ایران و آلمان برای آزادی دارابی منتشر کردند که از جمله موافقت ایران با آزادی دونالد کلاین، شهروند آلمانی بود که هنگام ماهیگیری در آب های ساحلی جنوب ایران بازداشت و پس از حدود یک سال حبس، در ماه مارس سال جاری آزاد شد.

با اینهمه دادستانی آلمان هرنوع معامله با جمهوری اسلامی در مورد آزادی پیش از موعد دارابی را تکذیب کرده است.

در سال 2004، یک پلاک یادبود با اسامی چهار قربانی عملیات میکونوس و این عبارت که به دستور مقامات سابق ایران به قتل رسیدند در برابر این رستوران نصب شد که اعتراض برخی از مقامات ایرانی را در پی آورد.

'اقدامات ایران برای آزادی دارابی'

به گزارش خبرگزاری های ایرانی، کاظم دارابی بامداد روز سه شنبه در میان استقبال اعضای خانواده خود و علی باقری، معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه وارد فرودگاه امام خمینی تهران شد.

دارابی در کنار دو شهروند لبنانی که در پرونده میکونوس مجرم شناخته شدند

دارابی، که گفته می شود 43 سال دارد، در فرودگاه تهران از تلاش مقامات جمهوری اسلامی به خصوص وزارت خارجه برای آزادی خود قدردانی کرد.

معاون وزارت خارجه نیز در مراسم استقبال از کاظم دارابی گفت که وزارت خارجه وظیفه خود را حمایت از اتباع ایران می داند.

وی گفت که آزادی کاظم دارابی طبق قوانین آلمان و پس از گذراندن دو سوم از دوره حبس صورت گرفته است. زیرا حکم زندان ابد متهم به بیست و سه سال تخفیف یافته بود.

معاون وزارت خارجه تاکید کرد که از آنجا که مقامات آلمانی همچنان دارابی را مجرم می شناسند، دستور اخراج فوری او را از آن کشور صادر کردند.

کاظم دارابی در گفتگو با خبرنگاران در فرودگاه تهران با اشاره به حکم تخفیف مجازات خود گفت حکم دادگاه حکایت از بی گناهی او دارد.

خبرگزاری ایرنا در گزارش ورود دارابی به تهران می نویسد که علت محکومیت این شهروند جمهوری اسلامی و سه شهروند لبنانی صرفا حضور در محل وقوع حادثه و مطلع بودن از آن بوده است.

دارابی گفته است که یکی از دلایل بازداشت او عضویت در اتحادیه دانشجویان مسلمان در اروپا بوده و تاکید کرده که هرگز عضو وزارت اطلاعات یا تشکیلات دیگر جمهوری اسلامی نبوده و این اتهام بر اساس گزارش یک موسسه بریتانیایی وارد پرونده شد.

وی گفته است که در نظر دارد با انتشار کتابی، علیه دستگاه قضایی آلمان دست به افشاگری بزند و بی گناهی خود در ماجرای میکونوس را ثابت کند.

دارابی همچنین اعلام داشت که بر خلاف برخی شایعات، وی متولد ایران است و تابعیت ایرانی دارد.
11.12.2007





قتل های زنجیره ای فیلم ازحمید حمیدی


http://video.google.nl/videoplay?docid=370264850645734798

لطفا" این لینک را کپی کرده و بر روی صفحه کشایش آن را باز کنید.



آینده سپاه پاسداران، پس از فرو پاشی جمهوری اسلامی


دراین زمان ، تنها وضعیت کنونی سپاه پاسداران ،مورد نظر قدرتهای خارجی و مردم می باشد. وکمتر کسی نسبت به آینده این گروه شبه نظامی،نیمه رسمی و اید ئولوژیک ،در فردای فرو پاشی رژیم جمهوری اسلامی می اندیشد.
باید در نظر داشت، که این رخداد دیر یا زود انجام می شود، و برآیند آن نخست گریبانگیرخود سپاهیان ،و سپس خانواده ها آنان را خواهد گرفت.و مردم ایران، و دولت آینده کشور، و کشور های خارجی نیز خواه و ناخواه در این میانه بگونه ای درگیر خواهند شد.
خلافت جمهوری اسلامی، یا با خیزش مردمی، و یا با حمله کشور های بیگانه فرو پاشیده خواهد شد. وبا نگرش به شمار زیاد پرسنل این نیرو، ازهم اکنون بایستی راه کار های بایسته در نظر گرفته شود، از سویی دیگر، در تاریخ29 سپتامبر 2007، نیروی بسیج مردمی نیززیر فرماندهی سپاه پاسداران قرار داده شده است ، و در نتیجه شمار این نیرویی که بزودی در فهرست سازمان های تروریستی جهانی قرار خواهد گرفت بیشتراز پیش خواهد بود.
این بی توجهی به سرنوشت سپاه پاسداران ،ناشی ازتنفر و بیزاری مردم، نسبت باین گروه از ایرانیان و غیر ایرانیانی است ،که در این سازمان به جمهوری اسلامی خدمت کرده و می کنند.
باید در نظر داشت ،که شمار زیادی از سپاهیان بدلیل دسترسی نداشتن به آگاهی ها ،و رویداد های جهانی ،مانند بیشتر مردم ایران، از همه جا بی خبر می باشند، و در زیربمباران تبلیغاتی رژیم قرار دارند، و شاید اگر هر چه زودتر ازسرانجام ناخوشایندی که در انتظار آنان است ، آگاه شوند ،دست از پشتیبانی از رژیم در حال سقوط بردارند ،و خود نیز با پیوستن به مردم گامی تاریخی بردارند ،و راه را برای فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی هموار نمایند
از هم اکنون در زمینه های سیاسی ، اقتصادی و نظامی ، صاحبنظران ایرانی و خارجی ،جنبه های گوناگون این تصمیم آمریکا را در باره سپاه پاسداران پیش از فرو پاشی رژیم جمهوری اسلامی، به ارزیابی گذاشته اند.
در پی پیشنهاد سناتور جمهوریخواه جان کیل، و سناتور مستقل جوزف لیبرمن ، روز چهارشنبه 26 سپتامبر 2007، یکروز پس از تصویب در مجلس نمایندگان آمریکا، سنای آن کشور نیز با 76 رای مثبت د ربرابر 22 رای، از دولت آمریکا خواست که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را، در فهرست سازمان های تروریستی قرار دهد. وهم چنین گفته شد، که سپاه پاسداران باید به فهرست سازمان های تروریستی جهانی نیز الحاق شود.
گفته می شود، در صورتی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در فهرست سازمان های تروریستی قرار بگیرد، برای نخستین بار خواهد بود که یک سازمان دولتی در این فهرست قرار گرفته است.
در حال حاضر در این فهرست نام گروه هایی چون القاعده، سازمان مجاهدین خلق، حزب کارگران کردستان ترکیه (پ کا کا) و حزب الله لبنان قرار دارند.
کمیسیون اروپا اعلام کرد که هنوز تصمیم ندارد به تصمیم احتمالی برای قرار دادن «سپاه پاسداران در فهرست گروه های تروریستی» بپیوندد.
لی نباید از نظر دور داشت که این تصمیم در اروپا نیز دیر یا زود اجرا خواهد شد، درگذشته در باره دیگر سازمانهای تروریستی،که هم اکنون در فهرست مشترک آمریکا و اروپا قرار دارند نیز، بهمین گونه انجا م شده بود.
خطبای نماز های جمعه، که سیاست دیکته شده رژیم اسلامی را تبلیغ می کنند، در خطبه های سیاسی خود، با شعار های بی پایه به دلگرم کردن سپاهیان دست زده اند . سرکردگان سپاه که پس از گذشت چند دهه ، ازبرکت خلافت اسلامی ، از سربازی به سرداری، و سپس به سرمایه داری رسیده اند، بهمراه سازمانهای عقیدتی و سیاسی در پادگانها به تبلیغات، و بگونه ای شستشوی مغزی، سپاهیان جوان و ناآگاه با سیاست های جهانی دست زده اند، و با بزرگنمایی دروغین توان نظامی سپاه، و نیروی بسیج و ارتش ، بر پایه گفته معروف « روحیه نیمی از قوا است» در پی بالا بردن روحیه سپاهیان می باشند.

از سوی دست اندرکاران رژیم تلاش می شود، که جای گرفتن سپاه پاسداران را ، درفهرست سازمان های تروریستی جهانی، با بدست آوردن سکوی( قهرمانی جهان ) در مسابقات المپیک بسنجند ، و آن را یک برگ زرین(مدال طلا) نام نهاده اند ،ولی حقیقت را نمی توان زمان درازی پوشیده نگاه داشت . بگفته خطیب نماز جمعه تهران این یک برگ « زرین افتخار آفرین» است . ولی دیر یا زود ، پس از فرو پاشی رژیم اسلامی همین برگ زرین به برگ « ننگین ، شرمساری و پشیمانی» دگرگون خواهد شد، و در فردای فروپاشی رژیم اسلامی این پرسنل سپاه و خانواده هایشان هستند، که تاوان جاه طلبی ها ونادانی های سران رژیم را پرداخت خواهند کرد، پاسداران و خانواده هایشان در ایران و در هر نقطه از جهان آماج انتقام گیری خواهند شد، و جایی برای گریز نخواهند داشت.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی در باره سپاه پاسداران چنین گفته شده است:

اصل ۱۵۰

«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسوولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسوولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود».
در تاریخ 2/2/1358 اساسنامه سپاه پاسداران در 9 ماده و 9 تبصره به تصویب رسید . این اساسنامه با پیشنهاد خود سپاه فراهم شد و پس از دگرگونی های کوچکی به پذیرش شورای انقلاب رسید.

برجسته ترین بخش اساسنامه چنین است:

‹‹سپاه پاسداران با هدف دفاع از انقلاب اسلامی در ایران و گسترش آن در جهان تحت نظر شورای انقلاب با توجه به نظریات و كمك دولت تشكیل شده است. وظایف سپاه در این اساسنامه به تصریح چنین است:

1ـ وظایف نظامی و دفاع در برابر حملات بیگانگان به كشور.

2ـ وظایف انتظامی در برخورد با ضد انقلاب و عناصر مخل امنیت داخلی.

3ـ وظایف اطلاعاتی در حد مسئولیت‌های سپاه.

4ـ حفظ اموال عمومی و جمع آوری اسلحه و مهمات.

5ـ كمك به اجرای دستورات و احكام قضایی (اعم از دادگاه‌های انقلاب یا دادگستری).

6ـ حمایت از نهضت‌های آزادیبخش.

وظایف شش گانه بالا در چارچوب یازده بند در ماده 2 گنجانده شده است.



تا پایان سال 1369، نیروی های مقاومت بسیج ارتش بیست میلیونی و نیروی قدس که پشتیبانی از جنبش ‌های اسلامی را بدوش دارد ، با تصمیم رهبر انقلاب اسلامی به سازمان سپاه افزوده شد و پنج نیروی زمینی، هوایی، دریایی، مقاومت و قدس، ساختار سازمانی سپاه را می سازند.

و در تاریخ 21 مهر 1370 قانون سپاه پاسداران به تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی و به تأیید شورای نگهبان رسید ودر تاریخ 24 مهر 1370 از سوی ستاد فرماندهی كل قوا به سپاه ابلاغ گردید.

این قانون مشتمل بر دویست و سی و پنج ماده و دویست و شش تبصره می‌‌باشد. بر اساس این قانون مأموریت و وظایف كلی سپاه، به شرح ذیل است:

مأموریت

الف. دفاع مسلحانه از انقلاب و دستاوردهای آن و حفاظت و دفاع از كشور در مقابل هر گونه تهدید و تعرض مسلحانه از داخل؛
ب. آمادگی لازم برای مصاف با دشمن مهاجم از مرزها، برای تهاجم و ضربه زدن متمركز«عملیات آفندی» در مواقع لازم؛
ج. جذب،‌ آموزش، سازماندهی، تجهیز و به كارگیری آحاد مردم به منظور تشكیل ارتش 20 میلیونی.

با بررسی اساسنامه و وظایف سپاه پاسداران ،می توانیم به زمینه های اجرایی ماموریت های آشکار و پنهان آنان از گذشته تاکنون پی ببریم.
* در بند یکم، سپاه وظیفه ای مانند ارتش رسمی هر کشوری را دارا می باشد.
* در بند دوم ، وظایف پیش بینی شده برای سپاه، وظایف نیرو های انتظامی و امنیتی است، و د راینجا پرسنل سپاه بر پایه این بند در جای کارگزار دادگستری(ضابط قضایی) نیز قرار خواهند گرفت .
در اینجا لازم است به وظایف کارگزاران دادگستری (ضابطین قضایی) و دژبانی (ضابطین نظامی ) پرداخته شود. بر پایه قوانین زمان رژیم پادشاهی ، و رژیم جمهوری اسلامی ، دو دسته کارگزار(ضابط) دادگستری و ارتشی در قانون پیش بینی شده است.

1- « بر این پایه، بجز پرسنل متخصص دادگستری، مانند دادرسان ،دادیاران ، دادستانها و روسای دادگاهها و پلیس قضایی، برخی از افسران و درجه داران نیرو های انتظامی که دوره های دادگستری (قضایی ) را گذرانده باشند، می توانند در نقش کارگزار(ضابط ) دادگستری، در جاییکه جرمی اتفاق می افتد و یا برای پیشگیری از ارتکاب جرم و جنحه و خلاف، در نبودن مامورین دارای صلاحیت ، نسبت به جلوگیری از آن اقدام نمایند».

2- « کارگزاران ارتشی (ضابطین نظامی)، پرسنل دژبان یا پلیس ارتش، و افسران و درجه داران سازمانهای اطلاعاتی، و ضد اطلاعاتی می باشند، که دوره های حقوقی دادگستری و ارتشی(قضایی نظامی) را گذرانده باشند، ودر جاییکه جرمی بوسیله پرسنل ارتشی اتفاق می افتد، و یا برای پیشگیری از ارتکاب جرم و جنحه و خلاف، و در پیوند با جاسوسی برای بیگانان، در نبودن مامورین دژبان و ضد اطلاعات ، دارای صلاحیت، می توانند نسبت به جلوگیری از آن اقدام نمایند».

· در بند سوم سپاه پاسداران وظایف سازمان های اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی و امنیتی را دارا می باشد.

· در بند چهارم سپاه ،وظایف نیرو های انتظامی (شهربانی و ژاندارمری) رادارا می باشد.

· دربند پنجم سپاه پاسداران وظایف کارگزاران دادگستری(ضابطین قضایی) را دارا می باشد.

· در بند ششم وظایف سیاسی – نظامی برون مرزی را دارا می باشد.این وظایف بر عهده سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی و سیاسی کشور یعنی وزارت خارجه، و وابستگان نظامی می باشد. و چون مداخله در امور دیگر کشور ها می باشد، ناگزیر بایستی بگونه ای پنهانی و غیر قانونی از نظر مراجع حقوقی، و سیاسی بین المللی، انجام شود.در اینگونه عملیات گاه نیاز به از میان بردن یا (حذف فیزیکی) حریفان دیده شده است. و این خود بخشی از کار های پنهانی می باشد.

بدین ترتیب سپاه پاسداران هم ارتش و هم نیروی شبه نظامی است وهم گروهی عقیدتی و ایدئولوژیکی می باشد.وهم وظایف پلیس و ژاندارمری و دژبانی وزندانبانی را دارا می باشد، وهم وظایف سازمانهای اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی و جاسوسی و ضد جاسوسی را بدوش می کشد. وهم پلیس دادگستری ومامور وزارت خارجه و وابسته نظامی است. و هم نیرو های ویژه کماندویی ،و انجام عملیات آشکار و پنهانی، نظامی و اطلاعاتی و براندازی ، و از میان بردن فیزیکی مخالفین خود رژیم ،و مخالفین دوستان رژیم ،را در برون از مرز های کشور نیز دارا می باشد.

بنابراین سازمانی با این ساختار، که در نوع خود در جهان و در درازای تاریخ بی همتا بوده است ،وپرسنل آن ،حتا نیرو های پشتیبانی و خدمات آن ، که شاید بنظر آید که دستشان دور تر از پوست و گوشت، مخالفین جمهوری اسلامی باشد، نیز از اتهامات وارده در امان نخواهند بود. حتا پزشکان سپاه در زندانها نیز در فهرست همکاران بازجویان و شکنجه گران جای خواهند داشت.
برخورد های گونا گونی با پرسنل سپاه پاسداران، و خانواده ها یشان در فردای فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی پیش بینی می شود:

* برخورد مردم با آنان
* برخورد رژیم آینده با آنان ، در پیوند با جرایم جنحه و جنایی وضد حقوق بشر
* برخورد رژیم آینده با آنان در پیوند با جرایم اقتصادی
* برخورد جهانی از سوی دیگر کشور ها با پاسداران بعنوان اعضای یک سازمان تروریستی

1- برخورد مردم

نخستین خطری که پرسنل سپاه پاسداران ،و خانواد هایشان را تهدید می کند، برخورد انتقام جویانه مردم با آنان می باشد .و هنوز ایرانیانی هستند، که در سال 1357 و هنگام فروپاشی رژیم پادشاهی، اینگونه برخورد ها را بچشم خود دیده اند. و آرشیو های روزنامه ها و نشریات و رادیو تلویزیون های ایرانی و خارجی آن زمان، سرشار از اسناد و مدارک کافی در این زمینه می باشند.

اگر نگاهی به سال 1357 و به روز های پایانی رژیم پادشاهی در ایران بیندازیم ،در می یابیم که همین خوشبینی که امروزمیان پرسنل سپاه پاسداران و نیرو های انتظامی و امنیتی در جاودانگی رژیم وجود دارد ،در هما ن زمان نیز بیش و کم در میان نیرو های ارتش و ژاندارمری و شهربانی و ساواک وجود داشت. و لی نباید از یاد برد که بر پایه آمار ها نزدیک به هفت هزار تن از نیرو های شهربانی و ژاندارمری و ارتش و ساواک و گارد شاهنشاهی ،در روز های آغاز انقلاب اسلامی هدف انتقام جویی مردم و رژیم تازه قرا گرفتند. و در خیابانها بدست مخالفین رژیم شاه کشته شدند، و شماری ا زآنان نیز در دادگاههای انقلابی تیر باران گردیدند، و خانواده هایشان مورد آزار وتجاوز و بی احترامی قرار گرفتند.

شمار کشته شدگان شهربانی بدلیل تماس بیشتر آنان با مردم خشمگین بیشتر از دیگر نیرو ها بود.

برای نمونه بیست و دو تن از پرسنل شهربانی شهر گرگان، بدست زندانیان جرایم جنایی و مواد مخدر، آزاد شده از زندان ،و دیگر مردم انقلابی، در همان سلولها کشته شدند، و دیده شد که در کنار خیابان روبروی شهربانی ،برخی از کشتگان را پوست کندند. و پیکر های آنان را آتش زدند.

پس از این جنایت ،پیکر های این کشتگان را حتا درگورستان شهر نتوانستند بخاک بسپارند ، و بستگان آنان به ناچار پیکرهای سوخته و تکه و پاره شده را، به کوه ها و جنگل های پیرامون شهر بردند و خاک کردند .

در همان شهر یک افسر راهنمایی در میدان شهرداری، بدست قصابی در برابر چشمان مردم سر بریده شد.

درتبریز چند افسر شهربانی را که بدست مردم گرفتار شده بودند ، وارونه بدار کشیدند. و نخست چشمهایشان را بیرون آوردند، و سپس آنان را کشتند.

درزابل گروهبان جوانی که فرمانده گروه سربازانی بود، واز میدان مرکزی شهر پاسداری می کرد، را در برابر چشم همگان کشتند، و هستند مردمی که آن روز ها را بیاد دارند.

در پادگان لویزان تهران، شماری از پرسنل گارد شاهنشاهی را، به بهانه این که می خواهند محل خدمت تازه آنان را به آنها ابلاغ کنند گرد آوردند،و بر بالای ساختمان های پیرامون آنها، تیر بار های سنگین جای دادند، و می خواستند همه آنها را یکجا بکشند، ولی افسران و درجه دارانی که در آنجا گرد آمده بودند ، از این برنامه آگاه شدند، و از آن محل گریختند، و پس از تیراندازی کوتاهی، کمیته چی ها ی آن زمان که هسته نخستین سپاه پاسداران شدند ، چند تن ا زافسران و درجه داران را که نتوانستند بگریزند دستگیر کردند.

درتهران به خانه رئیس شهربانی پیشین ریختند، و،قهرمان بوکس سنگین وزن ایران و آسیا در آنزمان ،که یک شبه تبدیل به مسلمان انقلابی شده بود ، بدختر وی تجا وز کرد، و سپس خود رئیس شهربانی را در پشت بام مدرسه رفاه تیر باران کردند .

در همه شهر های ایران کم و بیش این کشتار ها، و تجاوزات در باره پرسنل ارتش، و نیرو های انتظامی و امنیتی رژیم پادشاهی انجام شد.

2- برخورد رژیم آینده با پاسداران در باره جرایم جنحه و جنایی وضد حقوق بشر

رژیم آینده ایران از هر گروه سیاسی که تشکیل شده باشند، و چه با انتخابات آزاد و یا بجز آن، حکومت را در کشور بدست بگیرند. یا خود آسیب دیده ارگانهای سرکوبگر رژیم ، و از جمله سپاه پاسداران و نیرو های امنیتی می باشند، که بنا براین برای این گروهها دلسوزی نخواهند کرد .و یا اینکه ترکیبی از برون مرزی ها و بخش هایی از اصلاح طلبان و پشت کردگان به رژیم اسلامی ،حکومت آینده را خواهند ساخت. اصلاح طلبان نیز، بنا بر مصلحت طلبی ،که پیرو آن می باشند، کمک چندانی برای رهایی پاسداران نخواهند کرد .چون خود نیز بنوعی در مظان اتهام و همکاری با آنان قرار خواهند گرفت. بنابراین هرگز برای رهایی این دسته کاری انجام نخواهند داد.

اگر وضعیتی مانند عراق پیش آید، که نیرو های بیگانه ،حکومت را حتا برای مدت زمان کوتاهی بدست گیرند ،همان بر سر مسئولین رژیم و پاسداران خواهد رفت، که بر سر سران رژیم پیشین عراق رفت.

دولت آینده با توجه به منفور بودن سپاه ، وعملکرد آن در درازای بیش ازیک ربع قرن ،کوشش خواهد کرد ، که هر چه زودتر، خود را از درد سر های احتمالی این گروه برهاند. و پس از انحلال سپاه پاسداران ،با استناد به شکایات مردم چه در ایران ،و چه از دیگر کشور های جهان، بیشترین آنان را که اگر هنوز از کشور نگریخته باشند، به دادگاه های ملی و مردمی می کشاند. وبرای آن دسته اندکی که توانسته اند، به کشور های دیگر بگریزند ، در خواست دستگیری و استرداد آنان را از سوی پلیس بین المللی (اینترپل) خواهد نمود.

این داوری ها می توانند ،بجز کیفر های جنحه و جنایی و ضد حقوق بشر، در برگیرنده اموال و دارایی های خانواده درجه یکم آنان، که بیشتر آنها نیز از راه های غیر قانونی و با بهره بردن از قدرت سپاهیگری، انجام شده ،نیز باشند . ودر صورت انتقال این دارایی ها، به خانواده های در جه دوم و سوم و دیگران ،دولت آینده می تواند ، درصورت بررسی و بدست آوردن مدارک کافی نسبت به مصادره این دارایی ها نیز اقدام کند ، تا از این راه بتواند ، خسارات مالی شاکیان را در دادگاههای ملی و مردمی بپردازد. پس دیگر تعهدی نخواهد داشت که به سپاهیان پیشین وخانواده هایشان، حقوق یا هزینه باز خرید خدمت، یا بازنشستگی و بیمه و درمان، پرداخت کند، و بدیهی است که اگر آنان از وسایل و تسهیلات دولتی، مانند خانه های سازمانی و اتومبیل و بجز اینها بهره می برند این امتیازات نیز از آنها دریغ خواهد شد.

دولت آینده هشیار خواهد بود ، که پاسداران را، دوباره در یک سازمان دولتی بخدمت نگیرد. چون هرزمان با شکایت کسی در درون و یا برون از کشور، ناچار به برکناری پاسدارپیشین، و رسیدگی جرایم او در در دادگاه خواهد بود. و این هزینه و هدر دادن وقت،جز بد نامی برای دولت آینده که بخواهد از خدمت پاسداران در یک سازمان دولتی بهره بگیرد، نخواهد داشت.

دولت آینده ناچار خواهد بود، بدلیل فشار مردمی ،به پیگیری پاسداران گریخته از کشور بپردازد، و حتا مانند دولت اسرائیل پس از جنگ دوم جهانی ، بدستگیری و در صورت لزوم به ربودن متهمینی که مرتکب جنایت و شکنجه شده اند بپردازد. و آنانرا بدادگاه بکشاند.

این پیگیری و دستگیری ها، با همیاری ایرانیان درون و برون کشور، که آنان را شناسایی نموده اند انجام خواهد شد.
در فردای فروپاشی رژیم اسلامی، شمار زیادی از کارگزاران رژیم جمهوری اسلامی، از کشور خواهند گریخت ، و با نگرش به اینکه، در درازای این بیست و هشت سال ،میلیونها ایرانی نیز در بیرون از کشور و در هر گوشه و کنار جهان زندگی می کنند ، با دیدن همسایگان تازه وارد از ایران بزودی پی خواهند برد ،که این تازه واردان از وابستگان رژیم اسلامی بوده اند، و این خبر را به رژیم تازه و مقامات پلیس محلی کشور های مورد سکونت خود خواهند داد ، تا موجبات دستگیری آنان فراهم شود.

در این جا می توان وضعیت پاسداران را، با وضعیت پرسنل( اس اس ) آلمان نازی، در روزهای پس از فروپاشی حکومت هیتلری در آلمان برابر دانست .

3- برخورد رژیم آینده با پاسداران در باره جرایم اقتصادی

دولت آینده ایران ناچار به رسیدگی به سوء استفاده های مالی پرسنل سپاه پاسداران می باشد. از هنگامیکه سپاه بطور رسمی وارد کار های اقتصادی گردید، تاکنون بیش از صد ها شرکت، به گونه های تعاونی و پیمانکاری و بازرگانی و صنعتی، وابسته به سپاه یا بسیج ،در همه کار های اقتصادی کشور شکل گرفته است ،این بجز شرکتهای آشکارو پنهان وابسته به سپاه ،در دیگر کشور های جهان بویژه امارات متحده عربی در خلیج فارس می باشد.

گفته می شود که نزدیک به شش هزار شرکت ایرانی ،در کشور امارات متحده عربی ،به ثبت رسیده و به تجارت پرداخته اند ، که بخش بزرگی از این شرکتها بگونه مستقیم و یا غیر مستقیم ،وابسته به سپاه و یا پرسنل سپاه می باشند.

سپاه به بخش بزرگی از اقتصاد ایران دست انداخته است، از شرکت های خودرو سازی، تا پیمانکاری خطوط انتقال نفت و گاز، و قاچاق نفت عراق د ر زمان تحریم رژیم عراق از سوی سازمان ملل ، و ایجاد اسکله های غیرقانونی، و واردات لوازم خانگی و آرایشی حتا در زمان ممنوعیت ورود آنان بکشور .

رد پای سپا ه و بسیج ،در انتقال و پخش مواد مخدر در کشور، و اداره و گسترش فحشا ، باجگیری و زور گیری، وصادرات زنان و دختران ایرانی، برای فحشا در کشور های جنوب خلیج فارس، از میان بردن و تاراج آثار تاریخی کشور، و فروش و انتقال آنها به بیرو ن از کشور، وهزاران کار غیر قانونی و خلاف در کشوردیده شده است.

4- برخورد جهانی از سوی دیگر کشور ها

هنگامیکه سپاه پاسداران از سوی آمریکا ، و سپس در گام های بعدی، از سوی کشور های مشترک اروپا و دیگر کشور های جهان، درفهرست سازمانهای تروریستی جای گیرد ، دیگر کشوری نمی تواند از نظر قوانین حقوقی، پاسداران را بنام پناهنده بپذیرد. و بنابراین خانواده های آنان نیز مانند همسران و فرزندان، و پدرو مادر، از شرایط دارا بودن کارت اقامت در کشور های خارج بی بهره خواهند ماند. ونکته دیگر اینکه بیشتر این سپاهیان دارای شماری همسران دایم و موقت هستند ،و این خود یک گرفتاری دیگری برای آنان در بر خواهد داشت.

شماربسیار کمی از سران پاسداران، که بتوانند از ایران بیرون رفته و بامید داشتن پول، در برخی از کشورها، و درگوشه و کناری بزندگی پنهانی بپردازند، بجز اینکه همواره در نگرانی شناخته شدن و دستگیری و استرداد بسر خواهند برد، نمی توانند از دست باند های جنایت پیشه و مافیایی ،که همیشه بدنبال چنین شکار های در گوشه و کنار جهان می گردند د رامان باشند .

در صورتیکه پاسداری بتواند به بیرون از کشور بگریزد، این وظیفه پلیس کشور ها و پلیس بین المللی (اینتر پول) می باشد ،که به دستگیری و استرداد این افراد، به کشور هایی که در خواست استرداد آنها را نموده اند اقدام کند.

بر پایه بند های ( 1-2-5-6-9-13-14-17) ماموریت های پلیس بین المللی(اینتر پل)،این پلیس می تواند، اقدام بدستگیری پاسداران نماید. البته بایستی در نظر گرفت که بند های(7-8-9-10) نیز شامل حال برخی از پاسداران خواهد شد .

فهرست وظایف پلیس بین المللی در زیر می باشد:

1- انجام كلیه امور پلیسی در سطح دنیا

2- تهیه بانك اطلاعاتی از اطلاعات واصله از كشورهای عضو در زمینه‌های مختلف از جمله سیاهه مجرمین بین المللی ـ اتومبیل های مسروقه ـ اموال فرهنگی مسروقه ـ شگرد مجرمین و …..

3- برگزاری سمینارها و كنفرانس‌های بین‌المللی در زمینه‌های فنی و تخصصی پلیسی

4- تدوین و صدور بولتن‌های تخصصی در زمینه جرایم بین‌المللی

5- ایجاد ارتباط و هماهنگی با مراجع قضایی كشورها در رابطه با مجرمین متواری از كشوری به كشور دیگر

6- استرداد مجرمین

7- پیشگیری و كشف سرقت نظیر سرقت اتومبیل، آثار هنری، بانك، سرقت مسلحانه و غیره

8- مبارزه با مواد مخدر (كشت، تولید، قاچاق، ترافیك و مسیرهای ترانزیت و …..)

9- كشف موارد جعل مدارك هویتی (گذرنامه، روادید و سایر مدارك)

10- كشف جعل اسكناس

11- اقدام برای یافتن گمشدگان بین‌المللی

12- شناسایی اجساد كشف شده

13- تعقیب بین‌المللی

14- ردیابی و شناسایی افراد مورد تقاضا

15- ایجاد ارتباط سریع و آنی با كشورهای عضو كه در مواقعی ارزش حیاتی دارد.

16- فراهم ساختن امكان مسافرت افسران تحقیق در پرونده‌های تحت پیگرد به كشوری كه متهم یا متهمین بدانجا متواری شده‌اند.

17- هر اموری كه مورد مراجعه مراجع انتظامی داخلی كشورها قرار می‌گیرد در صورتی كه به خارج از كشور ارتباط یابد.
« نخستین کنگره جهانی پلیس بین المللی در سال 1914 در موناکو (فرانسه) برگزار شد . هدف از تشکیل این سازمان ایجاد یك سیستم كنترل و مقابله بین‌المللی با جرایم و تأسیس مركزی برای مبادله اطلاعات و اخبار بین پلیس كشورهای مختلف بود
در سال 1946 اجلاسی در بروكسل برای تجدید فعالیت و تعیین مفهوم كلی همكاری پلیس بین‌الملل برگزار گردید و طی آن مقررات و قوانین جدیدی تصویب شد در این اجلاس و شورا “ اینترپل” به عنوان نام اختصاری اداره مركزی انتخاب شد.
ساختمان کنونی آن در شهر لیون (فرانسه) می باشد و در سال 1990 مقر دبیرخانه مركزی سازمان اینترپل به آنجا منتقل شد. در حال حاضر 181 كشور جهان در آن عضویت داشته و فعالیت گسترده‌ای را در زمینه تبادل اخبار و اطلاعات بین پلیس كشورهای عضو به انجام می‌رسانند.

فرامرز دادرس

پاریس 5 اکتبر 2007

فاطمه حقيقت جو:
طراحان و مجريان قتل عام 67
حاکميت را در اختيار گرفته اند


راديو آلمان (بخش فارسی) بمناسبت فرا رسيدن سالگرد قتل عام سياسی سال 1367 با فاطمه حقيقت‌جو از چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب در مجلس ششم مصاحبه کرده است. حقيقت جو که جسورانه ترين سخنرانی را در مجلس ششم کرده و در اعتراض به قدرت حاکم و کارشکنی اين قدرت در کار مجلس اعلام استعفا کرد، دراين مصاحبه و برای نخستين بار با صراحت کامل اعلام می کند که حاکميت در جمهوری اسلامی اکنون دراختيار همانهائی است که طراح و عامل و مجری آن قتل عام بودند.

اين مصاحبه را عينا در ادامه ميخوانيد:

دويچه وله: تا به امروز روايات بسياری از بازماندگان اعدام‌های سال ۶۷ منتشر شده‌است. اما جز روايت أيت‌الله منتظری روايت ديگری از درون حکومت وجود ندارد. برای روشن شدن ابعاد فاجعه بايد زوايای ديگر اين کشتار نيز روشن شوند. شما به عنوان فردی که نسل دوم حاکميت به شمار می‌آييد، چه چيزهايی شنيديد؟ به عبارتی خبر اعدام‌ها را کی شنيديد؟ بيان خبر چگونه بود؟ در مجموع در درون دستگاه چه بازتابی داشت؟

فاطمه حقيقت‌جو: من بازتاب اعدام‌ها را در ساختار حکومتی آن زمان نمی‌دانم . آن سال‌ها من 19 ساله بودم و اولين سال تدريسم در مدرسه بود. همسرِ يکی از همکارانم جزو ليست اعدام‌شدگان بود و من به ياد دارم که جز من کس ديگری حتی به او تسليت هم نگفت. منظورم از گفتن موضوع اين است، که در آن زمان حتی بين مردم جو سنگينی حاکم بود. در واقع اين جو پی‌آمد حمله‌ی مجاهدين (عملياتِ فروغ جاويدان) بود، که در فاصله‌ی کوتاهی از آن زمان اتفاق افتاد و ياد‌آور ترورهای تلخِ خيابانی بود. اما نکته‌ی قابل توجه، تعداد نا مشخص کشته‌شدگان است. حتی قائم مقام رهبری در آن زمان، آيت‌الله منتظری، رقم دقيق اين کشتار را نمی‌داند. همچنين اين مسئله که دادگاهی برگزار نشده‌است و محکومين حتی وکيل هم نداشته‌اند. اين‌که يک گروه سه‌ نفره تصميم بگيرند، که مبنا بر اعدام است مگر آن‌که پيش از آن کسی توبه کند. يعنی کسی که توبه نکرده اعدام شده، ولو اينکه، توزيع کننده‌ی روزنامه‌ی مربوط به مجاهدين بوده‌باشد. اين موضوع واقعاً ناعادلانه و تلخ است.

البته اعدام‌ها منحصر به نيروهای مجاهدين نبوده‌است. بخش بزرگی از نيروهای چپ نيز در اعدام‌های سال ۶۷ جان باختند.

بله درست است. من هم منظورم همين بود. اين يک کشتار فله‌ای بوده‌است. انسان‌هايی را بدون دادگاه محاکمه کردند. حتی کسانی که حکم‌های مشخصی داشتند هم در ليست اعدامی‌ها قرار گرفتند. به نظر من هر موضوعی را بايد در متن زمانی و موقعيتی آن بررسی کرد. حقيقاً جز تعداد اندکی چون آيت‌الله منتظری، مابقی که عده‌ی زيادی نيز بودند، در ساختار حکومت سکوت کردند و يا حتی دفاع کردند. حتی جوی حاکم بوده‌است، که سال‌های بعد از آن هم نمی‌شده روی اين موضوع حرف زد.

به عنوان نسل دوم حاکميت، آيا هرگز اعدام‌های سال ۶۷ دغدغه‌ی شما و ديگر نيروهای اصلاح‌طلب آن زمان بود؟

حقيقت اين است، که نه به عنوان دغدغه‌ی اصلی. زيرا در آن زمان به قدری مسائل سياسی روز پيچيده بود و ما محتاج ائتلاف و هم‌فکری در باره‌ی آن مسئله بوديم، که در مورد مسئله‌ی چالش برانگيزی چون اعدام‌های سال ۶۷ نمی‌شد سخنی گفت. دليل عمده‌ی آن اين بود، که فرمان اصلی اين اعدام‌ها توسط بنيان‌گذار جمهوری اسلامی صادر شده بود و بسياری از گروه‌های اصلاح‌طلب از حاميان بنيان‌گذار بودند. آن‌ها می‌خواستند حداقل با سکوت از کنار اين ماجرا رد شوند. زيرا فکر می‌کردند، مطرح کردن اين مسئله به بحث رهبری و بنيان‌گذار کشيده‌‌می‌شود. من در يک سخنرانی خصوصی در جمع کوچکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه اصفهان، نکته‌ای را در خصوصِ اعدام‌ها طرح کردم، که با واکنش بسياری مواجه شد. موضوع سخنرانی من بحث مربوط به بازداشت دانشجويان ۱۸ تير (سال ۷۸) و اعتراف‌گيری‌ها و روش‌های غير انسانی و غير اسلامی نهادهای امنيتی بود. من در اين سخنرانی تنها اشاره‌ی کوچکی کردم، که اين افراد همان‌هايی هستند‌، که دستشان به قتل‌های سال ۱۳۶۷ آلوده‌است. بسياری از اعدام‌شدگان بی‌گناه بودند و دستشان به خون آلوده نبوده‌است. من شخصاً به هيچ عنوان از فردی که به خاک کشورم حمله کند و حتی مردم عادی را بکشد دفاع نمی‌کنم و فکر می‌کنم مجازات سنگينی در قبال همچنين فردی بايد وجود داشته باشد. اما بسيار تفاوت است ميان کسی که صرفاً يک روزنامه بخش می‌کرده‌است و يا هوادار سازمانی بوده‌است. ولو اين‌که آن سازمان مسلحانه بوده‌باشد. اين‌که تمام اين افراد با هم اعدام شوند را من قبول نداشتم و در آن سخنرانی بيشتر بر اين جنبه تأکيد می‌کردم. اما بلافاصله با واکنش روبرو شدم.

شما بسيار بر حمله‌ی مجاهدين تأکيد می‌کنيد و يا روی مشی مسلحانه‌ی سازمان‌ها دست می‌گذاريد. آيا اين می‌تواند توجيهی برای صدور حکم فرمان دسته‌جمعی باشد؟ ديگر گروه‌های سياسی، که پيرو مشی مسلحانه نبودند چه‌طور؟

ببينيد، من می‌گويم، برای کسی که اقدام مسلحانه نکرده‌است، کسی را نکشته‌است و دستش به خون آلوده نيست نبايد حکم اعدام صادر می‌شد. اماحتی کسی هم که دستش به خون آلوده‌است، بايد در يک دادگاه عادلانه با وکيل محاکمه می‌شد. هرچند هنوز هم نيروهای سياسی ما از دادگاه عادلانه و وکيل برخوردار نيستند و اين مسئله يک معضل جدی محسوب می‌شود.

شما در بخشی از صحبت‌هايتان، درگيری با مسائل روز آن زمان و هم‌چنين خط‌قرمز ها را دليل عدم بررسی و تحقيق درباره‌ی اعدام‌های سال ۶۷ دانستيد. آيا فکر نمی‌کنيد شکستن خط‌‌های قرمز و عدم سکوت در اين مورد، می‌توانست عامل بازدارنده‌ی اتفاقات اخير باشد. منظورم شکنجه و فشارهای گسترده‌ای است که، بنابر آنچه در رسانه‌های گروهی انتشار می‌يايد، امروز بر دگرانديشان اعمال می‌شود؟

ببينيد، هر کس در قدرت قرار می‌گيرد کاستی زياد دارد. در اين هيچ ترديدی نيست. اما هر سياست‌مداری، اولويت‌گذاری‌هايی دارد و برطبق الويت‌هايش عمل می‌کند. من صادقانه‌می‌گويم، در دوره‌ی اصلاحات الويت ما اين نبود. زيرا ما اگر وارد اين موضوع می‌شديم، ديگر الويت‌هايی که در آن زمان برای اصلاح‌طلبان مطرح بود با مانع مواجه می‌شد. مثلاً در آن زمان ما می‌خواستيم قوه‌قضاييه را پاسخگو کنيم و اگر وارد اين مسئله می‌شديم، زمينه‌ی شکاف بين نيروهای سياسی فراهم می‌شد و کمترين قدرت مانوری برای ما در مجلس نمی‌گذاشت. هر چند که ما بدون ورود به موضوع اعدام‌ها بازهم موفق به پاسخگو کردن قوه‌قضاييه نشديم. يا الويت ديگر ما آزادی عمل بيشتر برای روزنامه‌ها بود. من هنوز هم فکر می‌کنم، اين که روزنامه‌ها آزادی عمل داشته باشند، به هر مسئله‌ی ديگری الويت دارد. چرا که اين مطبوعات هستند که بايد به چنين موضوعاتی بپردازند.

در هر حال هر فرد يا گروه سياسی توجيهی برای عملش دارد. اين‌که نسل بعد يا جوانان اين توجيه را قبول می‌کنند يا نه، نکته‌ی دوم است. هرچند من معتقدم بالاخره بايد به خواست‌های مردم توجه کرد، اما ما برای مجلس ششم (مجلس اصلاحات) خواست‌هايی را مطرح کرديم و با آن خواست‌ها رأی آورديم. مسلماً الويت‌مان هم اين بود که آن خواست‌ها را پيگيری کنيم. هرچند بخش بزرگی از آن خواست‌ها محقق نشد. تمام اين‌ها به اين معنا نيست، که اين کار قبيح نبوده و نبايد پيگيری می‌شده‌است. من فقط می‌گويم، در الويت کار ما نبود. من هنوز معتقدم در آن‌زمان ما نبايد اين موضوع را مطرح می‌کرديم. اما امروز وقتش است. چرا که کسانی که در رأس قدرت هستند، همان‌هايی اند، که دستشان به خون اعدام‌های ۶۷ آلوده‌است.‌

حزب التحریر(Hizb ut-Tharir) سر خوردگان درگیری های سیاسی در فلسطین را متحد میکند


مقدمه مترجم

از دیر باز اختلافات سیاسی و درگیری های نظامی بین گروه های مختلف فلسطینی وجود داشته است. ولی پس از به قدرت رسیدن حماس شاخه نظامی اخوان المسلمین درانتخابات ژانویه 2006، حوادث به گونه ای دیگر و در ابعادی گسترده تر بویژه در نوار غزه ادامه پیدا کرد. بطوریکه موجب نگرانی مردم فلسطین، دنیای عرب، مردم خاورمیانه و تحلیل گران سیاسی شد.

پس از ژانویه 2006، اتحاد اروپا که حماس را یک گروه تروریستی می شناخت، تمام کمک های مالی خود را به دولت جدید قطع کرد. در ادامه، اعتراضات کارمندان و بطور کلی مردم فلسطین که ماه ها حقوق های عقب مانده خود را دریافت نکرده بودند و در وضعیت اقتصادی اسفباری زندگی میکردند، شرایط را به نفع محمود عباس و الفتح بوجود آورد، و اتوریته فلسطین ها تشکیل "دولت وحدت ملی" را تنها راه حل برون رفت از بحران پیشنهاد کرد. این پیشنهاد نه تنها مورد موافقت حماس که تمام قدرت سیاسی را در دست داشت قرار نگرفت بلکه بحران سیاسی را در سطح پایه ها و گروه های نظامی هر دو طرف تشدید کرد، تا آنجا که درگیری های نظامی بین این دو گروه نگرانی هائی را در سطح جهانی بوجود آورد.

در کنفرانس ریاض که در ماه مه، برای رفع اختلافات تشکیل شد، اتحاد عرب و عربستان سعودی بزرگترین قدرت مالی خاورمیانه هر دو طرف را به یافتن راه حلی برای خروج از بحران دعوت کردند. ولی از آنجائی که اختلافات عمیق تر از تشکیل دولت جدید (با 6 وزیر مستقل) بود، بحران سیاسی یا به عبارتی بحران تقسیم قدرت بین دو گروه الفتح و حماس ادامه پیدا کرد. در نهایت، در پی در گیری های خونین چند روزه و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از طرفین، تصفیه حساب های شخصی و آدم ربائی بالاخره، در 15 ژوئن گذشته، عملا فلسطین به دو قسمت با دو قدرت اجرائی و یا بهتر است گفته شود به دو دولت تقسیم شد.

نتیجه چنین وضعیتی رشد و گسترش نیرو هائی به مراتب ارتجاعی تر و عقب مانده تر از حماس است، که از دیر باز در منطقه خاورمیانه حضور داشتند ولی به دلائل مختلف این امکان و موقعیت را نداشتند که به طور مشخص و فعال در صحنه سیاسی حضور داشته باشند. اکنون با توجه به اختلافات، درگیر های مسلحانه، عدم وجود رهبری متمرکز و قدرتمند و در غیاب چشم انداز سیاسی روشنی برای حل مسئله پیچیده فلسطین این جریانات ارتجاعی خود را بعنوان الترناتیو سوم مطرح میکنند.
حزب التحریر یکی از این جریانات عقب مانده تاریخی است. که توانسته است توجه بخشی از جوانان سرخورده فلسطینی را بطرف خود جلب کند.ترجمه زیر در راستای آشنائی با چنین جریاناتی به خوانندگان تقدیم میگردد.

فرستاده مخصوص روزنامه در سیر در ساحل غربی رود اردون (Sair en Cisjordanie)

شعار "بزودی خلیفه تنها یک خاطره نخواهد بود و ما آنرا دو باره تاسیس خواهیم کرد" و شعار های دیگری از حزب التحریر (PLI) تمام دیوارهای سالن شهرداری دهکده فلسطینی سیر(Sair) نزدیک به هبرون (Hebron) در جنوب ساحل غربی رود اردون را پوشانده بود. علیرغم گرمای نفس گیر، نزدیک به 400 نفر در سالن حضور داشتند. همه چشم ها به صحنه های فیلمی دوخته شده بود که همراه با آواز های مذهبی نمایش داده میشد. تصاویری از کودکان معلول در فلسطین، هرزگوبین، چه چن، افغانستان و مسلمانان تحقیر شده توسط سربازان کشورهای غربی. در پایان فیلم،چنین توضیح داده شد " در مقابل جنایات تکراری علیه مسلمانان تنها یک راه حل وجود دارد، پیوستن به حزب التحریرو تاسیس دو باره خلیفه، تنها سیستمی که می تواند دولت اسرائیل را از بین برده و تمام ملت های مسلمان را تحت حکومت ملت اسلامی قرار دهد".

حزب التحریر (PLI)، یک گروه اسلامی رادیکال، که توسط حاکم شرعی بنام شیخ تکدین ان نبحانی ( Taqiuddin an-Nabhani)، در سال 1953 تشکیل شد و در تعدادی از کشورهای عربی و غربی بویژه در انگلستان گسترش یافت. این حزب در تعلیم اسلامیست های رادیکال در آسیای مرکزی و بویژه در اندونزی بسیار فعال است. اعضاء این گروه چندین بار در کشور های اردون، سوریه و ترکیه دستگیر شده اند. این حزب مخالف مقاومت مسلحانه فلسطینی ها با اشغالگران اسرائیلی است و تا کنون، به عنوان یک جنبش یا یک گروه کوچک نفوذ بسیار کمی در بین فلسطینی ها داشته است ، ولی در چند ماه اخیر شهرت آن افزایش یافته است. بدلیل عدم شرکت در انتخابات نمیتوان بطور آماری تعداد آنها را ارزیابی کرد، ولی بیشتر اعضاء آن در ساحل غربی رود اردون متمرکز هستند. بسیاری از فلسطینی هائی که از درگیری و برادر کشی بین دو گروه الفتح حزب محمود عباس، رهبری فلسطین و حماس سرخورده هستند به این حزب پیوسته اند.

در 11 ماه اوت گذشته، تقریبا 10,000 نفر در راملا (Ramallah) در گردهمائی این حزب که به مناسبت یاد بود خلیفه تشکیل شده بود و مهمترین تجمع از سال 1967 محسوب میشد شرکت کردند. رهبری این جنبش عطا ابو راشتا (Ata Abou Rachtah) که از سال 1998 بطور مخفی زندگی میکرد، برای اولین بار در این گردهمائی شرکت داشت. یکی از فلسطین هائی که در این گردهمائی شرکت کرده بود بدون عنوان کردن نام خود چنین اظهار داشت:" امسال هزاران فلسطینی بویژه جوانان بما پیوسته اند، آنها خلیفه ( سیستم خلیفه ای) را میخواهند". در حاشیه این گردهمائی ده ها کودک و نوجوان که پرچم هاو پلاکارتهائی از این حزب را همراه با آیه های قرآن با خود حمل میکردند کاملا مشهود بودند. شعار " ارتش، ارتش بیدار شو و خودت را از رژیم فاسد آزاد کن" هم یکی دیگر از این شعار ها بود. شرکت کننده دیگری میگفت:" حزب التحریر بهترین حزب است، زیرا که تنها متحد کننده مسلمانان در دنیا است و میتواند به مسلمانان غرور داده و لااقل این حزب مانند الفتح و حماس سایر فلسطینی ها را نمی کشد".

در این مورد محمد جرادات (Mohamad Jaradat) مشاور شهرداری سیر(Sair) اظهار داشت که از شهرت و اعتبار حماس کاسته شده و ما در مورد مسائل پایه ای با حزب التحریر موافق و هم نظر هستیم و تنها در بکار گیری روش ها است که با هم موافق نیستیم.

طبق نظرات هانی ال ماسیر (Hani-el-Masir) تحلیل گر مرکز مطالعات بادل (Badael) در راملا، افزایش شهرت و نفوذ حزب التحریر نتیجه شکست های پی در پی الفتح و حماس در منطقه است. او چنین ادامه داد "حزب التحریر تهدیدی است نه تنها برای حماس بلکه برای جنبش لائیک الفتح. افزایش نفوذ این جریان نشان دهنده شکست اسلام سیاسی و همچنین حزب لائیک است. نا امیدی و یاس فلسطینی ها جنبش های رادیکالی مثل التحریر یا ال قاعده را در منطقه تقویت میکنند البته این دو جریان با هم متفاوت هستند، ال قاعده معتقد به عملیات نظامی و انتهاری است ولی نباید نادیده گرفت که حزب التحریر هم می تواند مسیر نظامی را در پیش گیرد".

Eftekhari_Marjan@yahoo.com

روزنامه فرانسوی Libération (آزادی) 5 سپتامبر 2007
نوشته فرستاده مخصوص، Delphine Matthieussent

مترجم: مرجان افتخاری

0

7.09.2007

سپاه پاسداران
حمایت در درون - سکوت در بیرون


این روزها، زمزمه ی قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در لیست سازمان های تروریستی آمریکا، شنیده می شود. گر چه هنوز زود است که از موضع گیری ها، جمع بندی کرد اما تا کنون، دو نوع عکس العمل در میان ایرانیان دیده شده است:

الف- بعضی از احزاب داخلی ازسپاه پاسداران حمایت کرده اند. هنوز بسیاری، سکوت کرده اند و منتظرند.

ب- در بیرون از جغرافیای ایران- در میان فعالان سیاسی خارج از کشور- سکوت حاکم است.

چرا چنین شده است؟ آیا ایرانیان و به خصوص فعالان سیاسی نمی دانند که سپاه پاسداران چه نقشی در جریان های تروریستی دارد؟ یا در حمایت ها و سکوت ها، ملاحظات دیگری مطرح است؟

در این راستا، نقش سپاه پاسداران از چند جهت، قابل بررسی است:

الف - نقش سپاه پاسداران در داخل

ب - نقش سپاه پاسداران در سطح منطقه ای و جهانی

نقش سپاه پاسداران در سطح داخلی، به قرار زیر بوده و است:

1 - نقش سپاه پاسداران در جنگ با عراق: عمده ی نیروهای این نیروی تازه تشکیل شده در بعد از انقلاب، با اصول نظامی، آشنایی چندانی نداشتند. با این وجود، با به کشتن دادن صدها هزار جوان ایرانی- با نام سپاهی و بسیجی- توانست نقش مهمی در جنگ ایفا کند.

2 - نقش سپاه در تولید سلاح های جنگی: این نیرو، بعد از گذشتن مدتی از جنگ با عراق، به فکر تغییر سلاح سازمانی خود از سلاح های آمریکایی به سلاح های روسی افتاد. کارخانه هایی را در سراسر کشور تاسیس کرد که در آن ها به تولید انواع سلاح ها می پرداخت. در ادامه ی این سیاست ها بود که برای مقابله با بمباران شیمایی از سوی عراق، با شعار و استراتژی " موشک جواب موشک "، به تاسیس آزمایشگاه های پیشرفته تحقیق و تولید سلاح های شیمیایی، میکروبی و بیولوژیک پرداخت.

3 – سپاه در جریان سرکوبی خواست های سیاسی مردم و احزاب کردستان، با شدت تمام وارد آن جا شده و هزاران کرد بی گناه را به اتهام همکاری با گروهای محارب و تجزیه طلب یا همکاری با گروه های مسلح، به قتل رساند. صدها تن را پس از دستگیری- بدون این که محاکمه شوند- اعدام کردند. در بسیاری از روستاها، به زنان، کودکان و سالخوردگان هم ترحم نکردند.

4 - سپاه پاسداران با تشکیل بسیج ، بازوهای خود را به همه ی محلات، کوچه ها و حتی خانه ها کشاند و خصوصی ترین محل خانواده ها را نا امن ساخت. سپاه، بسیج و اطلاعات در حوادث سال های 1360 – 1367 دست به دست هم داده و عرصه ی سیاسی کشور را برهزاران تحصیل کرده ی ایرانی در مدارس و دانشگاه ها، تنگ کردند. هزاران جوان پر شور ایرانی را یا در کوچه ها و یا در شکنجه گاه ها، شکنجه کرده و به قتل رساندند. هر آن کس که از دست آن ها در خیابان ها و شکنجه گاه ها، در می رفت هم به زیر دندان چوبه ی دار می رفت. تعداد اندکی از آن جوانان، از مرگ گریختند.

5 – نقش سپاه پاسداران در پروپاگاندای داخلی: با تشکیل سپاه پاسداران در اوایل انقلاب ایران، بخش آموزش های عقیدتی و ایدئولوژیک یا دسیسه چینی های آن هم شروع به کار کرد. کتاب ها، مجلات، هفته نامه ها، ماه نامه ها، … و علنی و محرمانه براه انداخت. به این وسیله، اعضای خود و بسیجیان را ایدئولوژیک پرورانده و آنان را برای کشتن دیگران و کشته شدن، آماده کردند.

برای شستشوی ذهن رهبران سیاسی و مذهبی ایران و تحریک این رهبران علیه هر کس که خودشان می خواستند، مراکز تهیه ی بریده ی جراید را تشکیل دادند. صدها هزار صفحه مطلب در رابطه با نویسندگان، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی، احزاب، ان جی اوها، روحانیان، کارگران و … تهیه کرده و به آن هایی که برای جلب رضایت شان، نیاز داشتند، دادند. ذهن رهبران سیاسی و مراجع دینی را بر ضد افراد و سازمانهای سیاسی، روزنامه نگاران و حتی علیه روحانیان ارشد شیعه، برانگیختند.

6 – نقش سپاه در فشار برمردم، تصفیه ها و گزینش ها: بسیج شاخه ی ادارات، کارخانه ها، دانشگاه ها و حتی نیروهای مسلح سپاه، عرصه را بر کارمندان، کارگران، دانشجویان و اساتید، پرسنل نیرهای نظامی و انتظامی، تنگ کردند. فضا را چنان تنگ و خفقانی کرده بودند که کمتر کسی جرات می کرد تا به کمی دستمزد و حقوق خود در کارخانه ها و ادارات دولتی و حتی خصوصی، اعتراض کند. در این سال ها، با توجه به گزارش های بسیجیان و سپاهیان، هزاران تن از کارمندان، کارگران، دانشجویان، استادان دانشگاه ها و نظامیان و حتی مراجع شیعه هم کار، موقعیت و جایگاه خود را از دست داده اند. سپاه، یکی از نهادهای غیر قانونی است که برای رد یا تائید صلاحیت نمایندگان مجلس، از آن ها نظر خواسته می شود و نظر آن بسیار مهم و حیاتی است.

7 – نقش سپاه پاسداران در محاکمات روشنفکران: فرماندهان سپاه پاسداران در طول این سال ها- به خصوص از 1367 به بعد- علیه ده ها روزنامه نگار، نویسنده، دگراندیش مذهبی، شکایت کرده اند. آنان را به دادگاه ها کشانده اند.

8 – رسوخ پاسداران در همه منافذ قدرت: سپاه پاسداران هزاران تن از افسران خود را با نام های گونان گون، به درون نیروی انتظامی و نظامی وارد کرده و فرماندهی را از اعضای اصلی آن نیروها گرفته است. می توان آن ها را با عناوین" سرهنگ پاسدار"، " امیر"، " تیمسار پاسدار" و … در دیگر نیروها دید و تشخیص داد که تنها به صرف آن که پاسدار هستند، آن جایگاه را اشغال کرده اند. هیچ برتری بر اعضای اصلی آن نیروها ندارند. اما دیگران، از آن ها حساب می برند و تحت فرمان آن ها هستند. چون پاسدار و مخوف، هستند.

9 - سپاه به عنوان سازمان اطلاعات موازی: چون به سازمان های اطلاعاتی وزارت اطلاعات هم بدبین هستند و به آن ها هم اعتمادی ندارند، سازمان های موازی اطلاعاتی ویژه ی سپاه پاسداران را تشکیل داده اند. زندان های خود را بر پا کرده اند. بازجویان خودشان را تربیت کرده اند. به شکنجه گران خود آموزش داده اند. قاضی های وابسته و فرمان بر خود را وارد سیستم قضایی کردند. تا کنون، صدها فعال سیاسی، کارگری، معلمان، روزنامه نگاران و نویسندگان را دستگیر، شکنجه، بازجویی کرده و پس از دیکته کردن حکم مورد نظرشان به قاضی، به محاکمه سپرده اند.

10 – نقش سپاه پاسداران در کودتا علیه ملت: سپاه در جریان کودتای بعد از قیام خونین دانشجویان در هجدهم تیر تهران و بیستم تیرماه در تبریز، نقش اصلی را در سرکوب مردم، بازی کرد. صدها تن را به گلوله ی مستقیم بست. چندین تن را کشته و صدها تن را دستگیر و زندانی کرد. کودتای علنی ولی اعلام نشده و غیر قانونی را در سرتاسر شهرهای تهران و تبریز، به پیش بردند.

11 – نقش سپاه در غصب حداقل حقوق ملت های ایرانی: سپاه از سال 1382 به بعد، فشار بر مردم آذربایجان را به اوج رسانده است. همان طور که در کردستان، سیستان و بلوچستان این کار را می کند. در شهرهای آذربایجان، به مردم اجازه نمی دهد تا برای گرامی داشت یاد قهرمان تاریخی خود: بابک خرمدین، در قلعه ی بابک خرمدین؛ در کوه های شهر کلیبر، اجتماع کنند. در چند سال گذشته، برای جلوگیری از اجتماع مردم در آن قلعه، در همان جا، مانور نظامی برگذار می کند. همه ساله، در ایام سال روز تولد بابک خرمدین، هزاران تن از نیروهای سپاهی و بسیجی خود را به آن منطقه اعزام کرده و اطراف آن قلعه را به اردوگاه نظامی تبدیل می کند. همه ساله صدها تن رادر آن جا و مسیرهای منتهی به آن جا، دستگیر کرده و به دادگاه های انقلاب، می فرستد.

12 – نقش سپاه در تشکیل و خشونت های انصار حزب الله: " انصار حزب الله " هم از دست پخت های سپاه پاسداران است. " انصار" بازوی چماقدار و سرکوبگر سپاه پاسداران در شهرها است که اکثرا سپاهی هستند. آن ها به فیلم ها و سینماها حمله می کردند. سینماها را به آتش می کشیدند. کتاب ها و کتابخانه ها را آتش می زدند. به زنان و دختران مردم حمله می کردند. به سمینارهای دانشجویان در دانشگاه ها، حمله می کردند. کنسرت های موسیقی را به هم می زدند. آلات و اداوات موسیقی مهمانان و موسیقیدانان خارجی و داخلی را به آتش می کشیدند و خود آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. هیچ گاه هم محاکمه نشدند.

13 – تیم های عملیاتی خلوص سپاه پاسداران در شهرها: سپاه پاسداران، گروه ها و تیم های خودسر را تشکیل داد. از آن ها در به قتل رساندن زنان، دختران و مردان - به اتهام رابطه ی نامشروع- استفاده کرد. در مشهد، در کرمان و … شاهد اعمال آنان بوده ایم. در مواقعی که نخ کار از دست شان در رفته بود و اعضای تیم دستگیر شده بود، قاضی ها و قوه ی قضائیه را مسخره کردند و زورشان به قدرت در پس پرده- سپاه - نچربید.

14 – تیم های ترور سپاه: تیم های ترور سیاستمداران را سپاه پاسداران تشکیل داد. شاخه های مختلف سپاه، زمینه سازی های لازم را انجام داده و احکام شرعی لازم را از مراجع دینی سست عنصر و وابسته به خود، گرفتند. ترور افرادی همچون " سعید حجاریان" را علنی شد. بررسی پرونده ی صدها قتل و ترور در شهرها، به جایی نرسیده است. گر چه محمد خاتمی؛ رئیس جمهور وقت، از حجاریان دفاع می کرد اما زورش به تروریستی که از طرف سپاه پاسداران حمایت می شد، نچربید. دیگران و مردم عادی جای خود را دارند.

15 – نقش سپاه در قتل های زنجیره ای: در ابتدایی که جریان " قتل های زنجیره ای" هنوز به طور کامل فاش نشده بود، در محافل خصوصی روزنامه نگاران و اهل سیاست، نامی از وزارت اطلاعات و سعید امامی نبود. بلکه، همه از نقش سپاه پاسداران در آن ترورها، سخن می گفتند. حتی وقتی سعید امامی و وزارت اطلاعات محمد خاتمی، مسئولیت آن همه جنایت و اعمال تروریستی را به عهده گرفت، کمتر کسی باور می کرد. گفته می شد که به دستور رهبر و برای حفظ آبروی شخص آقای خامنه ای که سپاه پاسداران در زیر فرمان او قرار دارد، وزارت اطلاعات، نقش قربانی را بازی کرد اما فیلم را چنان به پیش بردند و پخش کردند که به آرامی همه ی توجه ها از سپاه پاسداران را به وزارت اطلاعات، منحرف کردند.

16 – نقس سپاه در اقتصاد ایران: سپاه پاسداران از همان ابتدای جنگ، با تاسیس کارخانه های مهمات و تسلیحات سازی، وارد فعالیت های اقتصادی شد. اما با به پایان رسیدن جنگی که فرماندهان آموزش ندیده اش، با مرگ هزاران جوان مردم، تجربه آموخته، درجه ی نظامی گرفتند و وارد فعالیت های اقتصادی شدند. ابتدا از سدسازی شروع کردند ولی به تدریج و هر چه وزارت اطلاعات از فعالیت های اقتصادیش دورتر می شد، جای تنفس بیشتری برای سپاه پاسداران باز می شد.

سپاه پاسداران در دوران خصوصی سازی، ده ها کارخانه را به مفت خرید. ده ها فرودگاه کوچک و بزرگ را تاسیس کرد. ده ها لنگرگاه و اسکله علم کرد. دها کشتی خریده و اجناس مورد نظر خود را وارد کشور کرد. قاچاق نمی کرد. بلکه اجازه ی ویژه ی رهبری را در دست داشت. و به پشتوانه ی رهبر، نامی از آن، برده نمی شد. " قاچاقچی" گفته می شد تا نامی از سپاه شنیده نشود. اذهان عمومی متوجه سپاه نباشد.

انحصار واردات و صادرات بسیاری از کالاها را به دست آوردند. نقش مهمی در راه سازی، سد سازی، صنایع الکترونیک، قاچاق عمده ی سیگارهای خارجی، پارچه، مواد آرایشی، تولید و فروش داخلی و خارجی مشروبات الکلی و … بنزین، نفت، گازوئیل، مواد شیمیایی و ... را به دست گرفتند.

مدت ها است که تولید مسکن در شهرها را هم به دست گرفته اند. ده ها شرکت با صدها میایارد تومان سرمایه، در سراسر کشور فعالیت می کنند. زمین های مرغوب را مفت به چنگ می آورند. از شهرداری ها، اجازه تغییر کاربری آن زمین ها را می گیرند و به بلند مرتبه سازی دست می زنند. این ساختمان ها را پیش فروش می کنند. گران ترین ساختمان هایی که در شهرها ساخته و به ده ها و صدها میلیون تومان فروخته می شوند، به سپاه پاسداران تعلق دارند.

17 – قاچاق مواد مخدر به شهرها و اروپا: قاچاق ده ها تن مواد مخدر به کشورهای اروپایی، در کانتینرهای مهرموم شده در مبدا، در اختیار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. سپاه پاسداران، شرکت های زیادی را برای این کار، تاسیس کرده است. عمده این تجارت، طبق قراردادی انجام می گیرد که بر اساس آن، ایران و کشورهای همسایه، توافق کرده اند تا کانتینرهای مهر و موم شده در مبدا، بدون بررسی گمرکی از مرزها عبور کنند.

و …



نقش سپاه پاسداران در سطح منطقه ای و جهانی



1 – نقش سپاه در آغاز جنگ با عراق: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تنها نیرویی بود که می خواست سیاست " جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم" را عملی کند. به عقیده ی فرماندهان آن، " راه قدس از کربلا می گذشت". " صدور انقلاب " در صدر استراتژی سپاه پاسداران قرار داشت که ثمره ی آن هم دخالت در عراق و دیگر کشورهای عربی همسایه ی ایران بود که عرب ها را در حمایت از صدام حسین، مصمم کرد. صدام حسین برای جلوگیری از صدور انقلاب و انقلابیون مسلح شده ی سپاه پاسداران به آن کشور، به ایران هجوم آورد. سپاه پاسداران هشت سال جنگ را به ایرانیان، تحمیل کرد.

2 – نقش سپاه در" حمایت از مستضعفان جهان" : سپاه پاسداران معتقد بود که می تواند به اصول قانون اساسی در حمایت از مستضعفان عالم، عمل کند. می تواند آن ها را بر علیه حکومت هایشان، تحریک و مسلح کند. به این منظور، به همه ی گروه های مسلح در همه ی کشورها، نزدیک شد. به آن ها آموزش نظامی داده، سلاح و پول، در اختیارشان می گذاشت و می گذارد.

3- دشمنی سپاه با اسرائیل و آمریکا: در استراتژی سپاه برای صدور انقلاب و حمایت از مستضعفان دنیا، اولویت با فلسطینیان بود. اسرائیل به دشمن شماره ی یک و آمریکا به شیطان بزرگ سپاه پاسداران بدل شد. این سیاست در درون سپاه پاسداران مخفی و پنهان نماند. بلکه به اصلی ترین عنصر سیاست خارجی تغییر ناپذیر جمهوری اسلامی، بدل شد.

سپاه پاسداران، بر خود وظیفه ی شرعی می دانست تا به فلسطینیان در مبارزه با اسرائیل، سلاح و پول برساند. انصافا در این کار، کوتاهی نکرده و نمی کند.

4 - عملیات تخریبی سپاه در لبنان: در مبارزه با اسرائیل، لبنان و سوریه، در خط حمله بودند و به حمایت های سپاه پاسداران نیاز بیشتری داشتند. برای حمایت از لبنانی ها و فلسطینی ها، بخشی از نیروهای " قدس" را به سوریه و لبنان فرستاد. به آموزش جوانان مذهبی آن ها اقدام کرد. سلاح های سنگین مورد نیاز این هم پیمانانش را در اختیارشان گذاشت. سازمان های وابسته به خود در این کشورها را به وجود آورد. رهبران آن سازمان ها را در شهرهای ایران، آموزش داد.

سپاه پاسداران اما بدون طمع، از آن ها حمایت نمی کرد. بلکه، امیدوار بود که بتواند از آن ها در روز مبادا و در صورت لزوم، علیه نیروهای مخالف خود، استفاده کند. به زودی، آن روز رسید. عوامل ایران - سپاه پاسداران – در لبنان، نه تنها مقر نظامیان آمریکا در بیروت را منفجر کردند. بلکه ده ها عملیات تخریبی دیگر را هم به اشاره و برنامه ی سپاه، به اجرا در آوردند.

5 – گروگان گیری های گسترده سپاه در لبنان: در طول چندین سال، با حمایت مالی و اطلاعاتی سپاه پاسداران، ده ها تن از اتباع خارجی در لبنان، به گروگان گرفته شدند که تعدادی از آن ها، به قتل رسیدند. در مواردی هم با دخالت مستقیم ایران، گروگان هایی آزاد شدند.

6 – باج سبیل به سوریه: در این راستا و برای جلب حمایت سیاستمداران سوریه از ایران در مقابل دیگر کشورهای عربی حامی صدام حسین - در هشت سال جنگ و در دوران بعد از جنگ- میلیاردها دلار نفت به سوریه داده و پول آن ها را به سوریه بخشیده است. البته سوریه هم از سیاست های ایران در مقابل اعراب، حمایت کرده است. در مسیر انتقال سلاح سپاه پاسداران به مبارزان لبنانی و فلسطینی، اشکال تراشی نکرده است.

7 – حمایت مالی و تسلیحاتی از مخالفان صدام حسین: برای صدور انقلاب به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین، از ده ها هزار عراقی پناهنده به ایران، حمایت کرده و آن ها را در قالب ارتش و سازمان منظمی، سازمان داد. تا از آن ها برای تضعیف صدام، استفاده کند. همان طور که صدام از سازمان مجاهدین خلق ایران، استفاده می کرد.

8 – نقش سپاه در انفجارهای عراق، برای ایجاد ترس در دل ایرانیان: سپاه پاسداران از دوران جنگ، با عراق و روحیه ی مردم مناطق مختلف آن، آشنایی داشت. وقتی آمریکا عراق را اشغال کرد، استراتژی سپاه در استفاده از مبارزان عراقی، عوض شد.

سپاه و رهبران سیاسی ایران، همیشه در زیر سایه شوم احتمال حمله آمریکا به ایران و از احتمال مبتلا شدن به سرنوشت صدام حسین، نگران بودند و هستند. سپاه و رهبران ایران می دانند که در صورت حمله ی آمریکا به ایران، مردم ایران از سربازان آمریکایی حمایت خواهند کرد. یا – حداقل- از حکومت اسلامی ایران، حمایت نخواهند کرد.

سپاه پاسداران و رهبران ایران می خواهند به طور غیر مستقیم، به مردم ایران آموزش بدهند تا نه تنها از آمریکائی ها استقبال نکنند، بلکه از آن ها، متنفر هم باشند. در نتیجه، هزاران نیروی" اطلاعات – عملیات" خود را به درون خاک های عراق گسیل داشته است. آن ها باید( به خاطر اهداف مهم تر ) در عراق، جنگ داخلی ایجاد کنند و به آن ها دامن بزنند. سنی ها و حتی شیعیان را به قتل برسانند. اماکن مقدس دینی را منفجر کنند. در کوچه ها و خیابان ها، با انفجار بمب ها، صدها تن را به خاک و خون بکشانند تا ملت ایران بدانند و ببینند که اگر آمریکا به ایران بیاید، به چه وضعی خواهند افتاد. بدانند که اگر جمهوری اسلامی بد و خونخوار است اما بهتر از وضعیت کنونی عراق است که هدیه ی آمریکا به مردم عراق است. باید مردم ایران از دیدن قتل و غارت در عراق، درس عبرت مورد نظر رهبران ایران را آموخته باشند؟ همین سیاست ها در افغانستان هم به پیش برده می شوند.

9 – نقش سپاه در اجرای استراتژی منگنه ای ایران: اگر رابطه ی ایران با آمریکا، انگلستان، فرانسه، کانادا و … به گرهی بر بخورد، نیروهای ایرانی یا نیروهای وابسته به سپاه پاسداران، دست به کار می شوند. در افغانستان و عراق، نظامیان و ماموران این کشورها را به گروگان می گیرند. آن ها را می کشند.

در حقیقت، سپاه پاسداران، از افغانستان و عراق، به عنوان دیپلماسی اجبار کشورهای مقابل به امتیاز دهی به ایران، استفاده می کند و به این شیوه، بسیاری از مسایل مورد نظرش را حل و فصل می کند. گر چه امیدواری اصلی سپاه و مقام های ایران آن است که ملت ایران از آمریکا متنفر شوند. همان اتفاقی که در میان ایرانیان خارج از کشور، رخ داده و پدید آمده است اما در میام مردم داخل ایران، چنین تاثیری نگذاشته است.

10 – نقش سپاه پاسداران در ترورهای خارج از کشور: ترور مخالفان سیاسی ایران هم یکی از راه های احساس آرامش در میان فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بوده است. تا آن جایی که من اطلاع دارم، بسیاری از افراد پر نفوذ اپوزیسیون در کشورهای اروپایی را سپاه پاسداران ترور می کرد. شاهپور بختیار یکی از قربانیان سپاه پاسداران است که قاتلان، به ایران برگشتند.

11 – پرونده های انفجارها و گروگان گیری ها: سال ها است که پرونده ی دخالت ایران در انفجارهای مراکز یهودیان و هواپیماها در دستور کار دادگاه ها قرار دارد.

12 – سازماندهی مسلمانان، در سطح فرامنطقه ای: سپاه پاسداران در راستای استراتژی خود، با گروه های مسلح در فلیپین، سودان، سومالی، عربستان سعودی، مصر، یمن و دیگر کشورهای عربی، در ارتباط است. به آن ها سلاح می رساند و نیازهای آموزشی آن ها را بر طرف می کند.



چرا حمایت در داخل و سکوت در خارج؟



تکلیف اصلاح طلبان، دگر اندیشان، احزاب، سازمان ها، تشکیلات کارگری و کارمندی، دانشجویان و استادان منتقد حکومت، روزنامه نگاران و نویسندگان و … در داخل، معلوم است. آنانی که در داخل کشور هستند- اگر هم بخواهند - نمی توانند از آمریکا در قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در لیست سازمان های تروریستی، حمایت کنند. سال ها است که به جاسوسی، عامل تهاجم فرهنگی آمریکا و … متهم هستند. بهانه ی مناسبی به دست می دهد تا همه را از دم شمشیر علی – خامنه ای- بگذرانند. همین جوریش هم، با توجه با آن اتهام ها، افراد زیادی دستگیر می شوند. شکنجه و بازجویی می شوند. محاکمه می شوند. به زندان محکوم می شوند. حتی به اعدام محکوم می شوند. وای به روزی که علیه سپاه پاسداران که یکه تاز همه ی عرصه های کشور است، موضع بگیرند. طبیعتا، باید داخل نشینان از سپاه پاسداران حمایت کنند تا از هر نوع تعرض این سازمان با آن همه سابقه ی درخشان(!)( در حال و در آینده) در امان بمانند حتی، شاید بتوانند آینده فعالیت های سیاسی خودشان را بیمه کنند. در غیر این صورت، ممکن است گرفتار گلوله های غیبی شوند یا برای مهمانی به اوین بروند …

ایرانیان خارج از کشور هم بنا به دلایلی سکوت را پیشه کرده اند:

الف – مخالف آمریکا هستند و در میان دو راهی سپاه پاسداران و آمریکا، جانب هم وطنان خود را می گیرند. یا سکوت می کنند تا نه از آمریکا حمایت کرده باشند. نه بر جنایات سپاه پاسداران صحه گذاشته باشند.

ب – معمولا به روشنفکران داخل وابسته هستند. منتظر می مانند تا عکس العمل های داخلیان را مشاهده کرده و با توجه به جریان آب، موضع بگیرند.

ج – نمی خواهند با موضع گیری خود، دوستان خود در داخل کشور را در تنگنای مضاعفی قرار دهند.

د – از کشته شدن به وسیله عوامل سپاه پاسداران در کشورهای خارجی، می ترسند.


با این وجود، باید هر کس به این سوال پاسخ دهد که آیا لازم است سپاه پاسداران، در لیست سازمان های تروریستی قرار گیرد یا نه؟

به نظر من، باید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در چنان لیستی قرار گیرد.


نویسنده :
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزاد ومستقل

Hedayat222@yahoo.com

تورنتو – کانادا- اول شهريور ۱۳۸۶ - 23 آگوست 2007


بلاهت یک جنایتکار ضد بشری وضد ایرانی که اززباله دانی 1400 سال پیش اعراب اسلامی سر دارآورد و به حقوق مردم ایران زیر نام رهبر تجاوز علنی کرده و صدها هزار نفر را در جنگ و در زندانها به هلاکت رساند .
سخنان و توشته های خمینی



از يک خواننده سايت : این ایمیل رو دیروز برام فرستادن. بد نیست همگان بخوانند

رياضي:
"شما ياوه گويان با زندگاني معنوي و سعادت اجتماعي يك گروه انبوه صدها هزار ميليون نفري بازي ميكنيد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفح ه 74

* صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر، صدها هزار ميليون را خودتون حساب كنيد. جمعيت جهان چند نفره؟
"ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 176

"اسلام ميليونها حكم دارد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 55

فلسفه:
"فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 32
* فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست.
"انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد."
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 33

*انبذقلس - Empedocles - فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند.
" از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است"
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 35!!!

تاريخ:
"اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را استعمار كرده است"
ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا، جماران، 19 آبان 1358

پزشكي:
"امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند"
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 280

هنر:
اوريانا فالاچي در مصاحبه با امام خميني (متن كامل سخنراني در كتاب مصاحبه با تاريخ نوشته فالاچي- البته اگه كتاب رو تو دست دوم فروشي ها پيدا كردين)
"سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟
امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست. "

سياست:
"اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند. "
ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363
"يكي از راههاي ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است... اساساً احزاب از اول براي اين درست شده اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها ميترسند احزاب سياسي را درست كرده اند."

اسلام سياسي يا غير سياسي؟
"روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد"
كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 208
"اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را"
ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360

دانشگاه كجاست؟
"ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است... همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است... اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است"