|
[h2 اینست که گفت:
«براي سپاهيها جايز نيست که وارد بشوند به دستهبندي و آن طرفدار آن يکي، آن يکي طرفدار آن يکي، به شما چه ربطي دارد که در مجلس چه ميگذرد؟ در امر انتخابات مجلس باز هم به من اطلاع دادند که بين سپاهيها باز صحبت است. خوب انتخابات در محل خودش وارد ميشود. به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پيدا کنند؟ براي سپاه جايز نيست. براي ارتش جايز نيست. سپاهي را از آن تعهدي که دارد و از آن مطلبي که به عهده اوست باز ميدارد و همين طور ارتش را... ما بايد فکر کنيم که اين مطلبي که ميخواهيم بگوييم آيا به صلاح کشورمان هست؟» [
شاید بفکر او نمی رسید که اگر روزی در انتخاباتی، کاندیداهایی وارد شوند که هر کدام به نوعی با بخشی از این نیرو ارتباط داشته باشند، ایران رئیس جمهوری مثل احمدی نژاد و مجلس مانند مجلس مافیاها خواهد یافت.
زمانی که همه به شرکت نظامیان در انتخابات اعتراض داشتند، خامنه ای سکوت می کرد. حامیان وی مدعی می شدند که نظامیان در انتخابات دخالت نداشته اند و این مردم بوده اند که آزادانه به کاندیدای مورد نظر رای داده اند . در چند نوبت، این دخالت به طور گسترده انجام گرفت و افشا شد. و در برخی نوبت ها، خود مسئولان نظامی بر دخالت اعتراف می کردند:
● مورد اول: در انتخابات میاندوره ای سومین دوره مجلس شورای اسلامی بود که نیروهای سپاه پاسداران و بسیج تحت فرماندهی خود محسن رضایی و ذوالقدر توانستند نتیجه آرا را به سود گروه وابسته به خود تغییر دهند . در آن زمان، برخیها به آن انتخابات اعتراض کردند اما نتیجه ای به دست نیاوردند.
● مورد دوم: در انتخابات مجلس بود که نیروهای نظامی با کمک و یاری شورای نگهبان دست به تغییر آرای چند حوزه زد و موجب حذف رجایی و نماینده کردن حداد عادل شدند .
● مورد سوم: در جریان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بود که سپاه، به دستور «رهبر»، با تمام قدرت وارد بازی انتخابات شد. در مرحله اول، با تغییر در آرای مردم، احمدی نژاد را به مرحله دوم فرستاد و در مرحله دوم دست به تقلبی عظیم زد و حدود چند میلیون رای در پادگانها برای او «تولید» کرد به گونه ای که هاشمی ناگزیر شد شکایتش را به نزد خدا ببرد .
بعد از آن انتخابات بود که سردار ذوالقدر در سخنرانی خود در بسیج کارگران گفت:
«...انتخابات نهمين دوره رياست جمهوری در نوع خود بی نظير بود و با وجود تلاش گسترده دشمنان و بدخواهان به بهترين نحو ممكن برگزار شد و با عنايت الهی و به مدد آگاهی و احساس مسئوليت مردم هم حضور حداكثری كه راهبرد تضمين شده از سوی مقام معظم رهبری بود تحقق يافت و هم فرد صالح و شايسته ای از مجموعه اصولگرايان اصلاح طلب به توفيق خدمتگزاری در اين عرصه دست يافت.
... در شرايط پيچيده سياسی كه قدرت های خارجی و جريان های فزون خواه در داخل از مدت ها قبل مترصد بوده و برنامه ريزی كرده بودند كه نتيجه انتخابات را به نفع خود تغيير دهند و از شكل گيری يك دولت كارآمد اصولگرا جلوگيری نمايند، بايد پيچيده عمل می شد و نيروهای اصولگرا بحمدالله با طراحی درست و چند لايه توانستند در يك رقابت واقعی و تنگاتنگ، حمايت اكثريت مردم را به خدمتگزاری بيشتر و موثرتر به آنها جلب نمايند.»
● مورد بعدی انتخابات دور قبل مجلس بود که فرماندهان سپاه و رییس ستاد مشترک و برخی فرماندهان دیگر تلاش بسیار نمودند تا نیروهای وابسته به باند «رهبر» و مافیاهای نظامی - مالی را وارد مجلس کنند. آنها در این دوره از انتخابات مجلس به صورت علنی خواستار انتخاب افراد مورد نظر خود شدند سردار مسعود جزایری رییس دفتر سیاسی سپاه پاسداران بعد از سخنرانی فیروز آبادی گفت :
Kommentare
view profile
22Bahman sagt:
«.... برخی نمایندگان – منظور نمایندگان مجلس دور ششم - به دلیل دل دادگی به آمریکا و غرب و همسو با جنگ روانی دشمنان و رسانههای بیگانه، مسوولان مقاوم نظام را به کوتاه آمدن در برابر دشمنان دعوت کرده و خواستار تعلیق فعالیتهای صلحآمیز هستهای شدند – مردم باید آنها را جدا کنند و اجازه ندهند آنها در جایگاه حساس و تصمیمگیرنده نظام قرار گیرند.
...فرماندهان و مسوولان نیروهای مسلح، مبلغ و مروج این نگرش در عرصه انتخابات آتی خواهند بود. »
امسال و در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری «رهبر» درمانده است. زیرا نیروی یکدست حامی خود را به بازی ای کشانده است که بسا موجب تلاشی آن گردد. زیرا او هرگز فکر نمی کرد که این نیروی یکدست به چنین بلایی دچار شود. بلائی که خامنه ای خود پدید آورد و سپاه را بدان دچار کرد. این بلا از رهگذر دخالت سپاه در سیاست و اقتصاد و در صدد تصرف دولت برآمدن، گریبان سپاه را گرفته است.
«رهبر» رژیم ولایت مطلقه که سالهای آخر رهبری خود را طی می کند و به نظر می رسد که تیغ مطلقه بودن وی کند گشته و به تدریج در حال سرعت گرفتن در سراشیبی سقوط باشد، سال گذشته یکی از بدترین و کم قدرت ترین سالهای عمر استبداد خود را گذراند. او تلاش کرد حامی منتخب خود یعنی احمدی نژاد باشد. اما حالا درمانده است که چه کند. سه نامزد دیگر وجود دارند. هر سه می گویند تابع ولایت فقیه هستند و حکم حکومتی را بر روی چشم می گذارند و اجرا می کنند. با وجود این، او سخت نگران است. زیرا می داند «ولایت فقیه» مرده است و دیگر چماقی نیست که بکار آید.
خامنه ای طی سالهای گذشته، توسط شورای نگهبان توانسته بود موجبات ممانعت از حضور نیروهای مخالف خود را صحنه انتخابات فراهم آورد. علاوه بر این، با استفاده از نیروهای سپاه و بسیج به اشکال مختلف زمینه «انتخاب» شدن افراد وابسته به خود را در انتخابات پدید آورد. او هر زمان که نیاز پیدا کرد، این نیروها را وارد بازی های انتخاباتی کرد تا مانع از انتخاب افراد نا موافق با سیاست های خود شود.
او فکر نمی کرد که بلاخره زمانی فرا خواهد رسید که دخالت دادن این نیروها در حمایت از کاندیداها، روزی، حکم تیشه زدن به ریشه رژیم می شود .
در حال حاضر ، چهار نامزد، به نحوی با بخش هایی از سپاه در ارتباط هستند. این ارتباط ها می توانند خطری برای انسجام سپاه باشند:
● محمود احمدی نژاد یکی از کاندیداهای جناح راست که در انتخابات دور گذشته با حمایت گسترده این نیرو و تقلب وسیع توانست بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زند. او در طول این مدت بسیاری از افراد سپاه را به مقامهای دولتی و اداری و حتی دانشگاهی منصوب کرده است.
او، با جداکردن بخشی از سپاه و در تقابل قرار دادن این بخش با کل نیروهای سپاه، موجب ایجاد شکافی عظیم در سپاه شده است. این شکاف به گونه ایست که هر از چندی نام یکی از فرماندهان در نشریات ذکر می شد که مقام خود را به دیگری واگذار کرده است که البته این تغییرات، توسط خامنه ای بعمل می آید .تغییرات پی در پی فرماندهان سپاه نشان می داد که «رهبر» هرگز مایل به نگاه داشتن فرماندهان برای مدتی طولانی در مقامهای خود نیست زیرا اعتماد به آنها ندارد.
درگیری احمدی نژاد با افرادی که خود با سوء استفاده از قدرت و تقلب وی را بر سر کار آورده اند، آنقدر وسیع شده است که او مجبور شده است آنها را از مقاماتی که به آنها داده است، برکنار کند. از این جمله اند ذوالقدر و افشار . اینها همان ها هستند که در جریان انتخاب وی دست به هر تقلبی برای برگزیده شدن او زده بودند و تا مدتها بعد هماهنگ با وی برخی از فرماندهان را برای دریافت پست ها و مقام های مورد نیاز معرفی می کردند .
احمدی نژاد که در دوران تصدی مقام شهردار تهران، با بستن قراردادهای کلان با سپاه توانسته بود نظر آنان را به حمایت از خود جلب نماید، با قرار گرفتن بر مسند ریاست جمهوری به سرعت بسیاری از کادرهای این نیرو را وارد دولت نمود و قراردادهای کلان اقتصادی را با آنها منعقد ساخت تا بتواند به راحتی به ریاست خود ادامه دهد. او با واگذاری وام های کلان و مجوزهای بزرگ اقتصادی و حمایت های فراوان از برخی از این نیروها موجب شد فاصله میان آنها و برخی دیگر از افراد این نیرو افزایش یابد و این افزایش موجب بروز شکاف بزرگی در این سپاه شد که نتیجه آن را در حمایت برخی از فرماندهان سپاه از کاندیداهای دیگر می توان مشاهده کرد .
واگذاری برخی از قدرتهای سیاسی به برخی از فرماندهان سپاه با انتقاد بسیاری از مسئولان نظام روبرو شد. آنها در برخی سخنرانی ها این مخالفت ها را به صورت علنی نیز اظهار می کردند. برخی ها معتقدند تصدی مقامها توسط نظامیان موجب تهی شدن سپاه از نیروهای کیفی شده است. دخالت برخی فرماندهان و حمایت از برخی سیاسیون به صورت علنی این فکر را در مردم بوجود آورده است که ولی مطلقه در تلاش است تا مگر با استفاده از این نیرو کاندیدای مورد نظر خود را پیروز گرداند.
تصدی مقامات دولتی توسط فرماندهان سپاه را «حجت الاسلام» سردار سعیدی، روشن ، توجیه کرده است:
«سپاه متناسب با درخواست ها و نيازهاي دولت با آنها همکاري مي کند. اگر از آن سو اين تقاضا وجود داشته باشد سپاه نيز آماده همياري و همکاري است. خب در دولت نهم نيز اين درخواست بيشتر وجود داشته است و به همين دليل تعامل سپاه و دولت بيشتر شده است. بسياري از کادر متخصص و باتجربه دولت از بدنه سپاه انتخاب شده اند و دولت نيز در اين رويکرد سعي دارد از مديراني استفاده کند که از سلامت فکري و اعتقادي آنان مطمئن باشد و کادر نيروي انساني مومني در اختيار داشته باشد تا در مسير اهداف انقلاب خستگي و انحراف پيش نيايد.»
به هر حال در این دوره از انتخابات احمدی نژاد که متوجه وضعیت خراب شکاف میان نیروی حامی خود گشته است تلاش می کند با استفاده از سردار محصولی به عنوان وزیر کشور و سردار دانشجو به عنوان رییس انتخابات و سردار ثمره هاشمی به عنوان رییس ستاد انتخاباتی خود و حمایت برخی دیگر از سرداران مانند فیروزآبادی و احمدی مقدم و ... بتواند بر دیگر سرداران غلبه نموده و با امکانات مالی فراوانی که از قبل چاپ بی پشتوانه میلیاردها تومان و تقسیم آن در میان مردم در روستاها و شهرهای کوچک و هزینه کردن از اموال مردم در نهادها و سازمانها و شرکت های بزرگ، کار انتخابات را در همان مرحله اول به پایان برساند .
وحشت برخی از کاندیداها در این دوره از انتخابات این است که احمدی نژاد بتواند با دستکاری در آرای مردم در بخش نهایی انتخابات را در همان مرحله اول به پایان برساند .
● محسن رضایی – یکی از فرماندهان سپاه که خود فرماندهی دخالت نیروهای نظامی در ورود برخی از نمایندگان در انتخابات سومین دوره نمایندگی مجلس را بر عهده داشت و در انتخابات دور گذشته از حامیان احمدی نژاد بود با گذشت 4 سال مانند بسیاری دیگر از حامیان وی به این نتیجه رسیده است که ادامه کار احمدی نژاد کل نظام را با خطر سقوط روبرو می کند. به همین دلیل، او وارد انتخابات شد. برخی از افراد حامی این جناح از ورود وی و تقابل با احمدی نژاد گله مند هستند و این گله مندی زمانی نمود بیشتری پیدا می کند که محسن رضایی حدود 10 روز پیش خود را کاندیدا نمود ولی فردای آن روز به دلیل فشارهایی که بر وی وارد شده بود آمدن خود را به روزی دیگر محول کرد. اما گویا به نتیجه نرسید زیرا در گفته های آقای عسگر اولادی نیز به خوبی دیده شد که آقای احمدی نژاد با وی دوبار به صورت خصوصی و یک بار سه نفره ملاقات داشته است. ولی احمدی نژاد که در لجاجت بسیار افراطی است دیگران را به بازی نگرفته است و این موجب ناراحتی گروههای دیگر این جناح شده است. ولی مخالفین دیگر احمدی نژاد، یعنی قالیباف و لاریجانی و ولایتی و ... گویا دچار اخم ولی فقیه شده و خود را کنار کشیده اند. اما رضایی خود را نامزد کرد.
وی سالهای دراز فرماندهی سپاه را بر عهده داشته است و یاران بسیاری در سپاه دارد و در سالهای بعد از جنگ، به کمک همین یاران - که برخی از آنها هم اکنون نیز در مقامهای فرماندهی هستند - با معاملات و دلال بازی درآمدهای فراوانی را کسب است. آنها اینک گرد محسن رضایی جمع شده اند تا شاید بتوانند با رییس جمهور کردن او کیسه ای جدید برای به جیب زدن اموال مردم بدوزند .
اگر آمدن محسن رضایی برای کاستن از آرای کروبی نباشد - زیرا کروبی ممکن است آرای بسیاری از هم قومی ها و همولایتی های استانهای خوزستان و چهار محال و بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد و ایلام و کرمانشاه و لرستان را داشته باشد و نامزد شدن او ممکن است بخشی از این آراء را به سوی خود جلب نماید - می توان گفت که هر چند وی مورد حمایت عده ای معدود قرار خواهد گرفت و شاید آرای وی حتی به دو میلیون هم نرسد، اما حضور وی می تواند شکافی در میان نیروهای سپاهی ایجاد نماید. زیرا خط فکری محسن رضایی و احمدی نژاد بسیار با یکدیگر متفاوت است. هر چند که اطرافیان هر دوی آنها و نزدیکان به آنها تنها به فکر به دست آوردن قدرت و مکنت هستند اما هردو یکدیگر را خطری برای کشور به حساب می آورند .
محسن رضایی تا به حال چندین بار اقدام به شرکت در انتخابات کرده است و هر بار در انتهای بازی، بدستور، بخاطر پیروزی کاندیدای خاص از شرکت در انتخابات کناره گیری نموده است اما حضور او در این دوره از انتخابات شاید معنایی دیگر داشته باشد .
در جناح دیگر که اصلاح طلب ها باشند، نیز دو کاندیدا وجود دارند:
● میر حسین موسوی که در طرز فکر شبیه احمدی نژاد است و از ابتدای انقلاب در بسیاری از خیانت ها و جنایت ها یار با وفای حاکمان استبداد بوده است در نظر دارد که خود را به کرسی ریاست جمهوری برساند. زیرا معتقد است که در 4 سال گذشته شیوه حکومتداری احمدی نژاد به گونه ای بوده است که ادامه آن می تواند خطری بزرگ برای کلیت نظام باشد. لذا به قول خود برای حفظ دستاوردهای انقلاب، خویشتن را مکلف به شرکت در این انتخابات دیده است .
او با توجه به حضور 8 ساله در قدرت و همکاری با سپاه، بهنگام تصدی مقام نخست وزیری، حامیانی در سپاه دارد. برخی از آنها هم اکنون برخی مقامهای فرماندهی را تصدی می کنند و حمایت خود را از میر حسین موسوی اعلام می کنند.
سردار محسن رشید که در سخنرانی خود معتقد است انتخاب موسوی می تواند سپاه را به دوران امام خمینی بازگرداند، به نوعی، نارضائی خود را از وضعیت کنونی سپاه پاسداران ابراز می کند. او می گوید: در مهندسی انتخابات دور گذشته ریاست جمهوری نیروهای سپاه بر اساس تکلیفی که بر عهده آنها گذاشته شده بود برای حمایت از احمدی نژاد به پای صندوقهای رای آمدند. البته نمی گویدچگونه آمدند !
به هر حال، بخشی از نیروهای سپاه پاسداران در کنار میر حسین موسوی قرار گرفته اند تا سپاه را به «دوران امام خمینی» بازگردانند و از این وضعیتی که دچار آن شده است بیرون آورند.
و سردار رحیم صفوی می گوید : دولت زمان جنگ مشکلات اقتصادی و معیشتی را حل کرد. گفته رحیم صفوی گویای حمایت او ازمیر حسین موسوی است. از نوع او، سرداران دیگری در سپاه پاسداران وجود دارند.
● مهدی کروبی – کاندیدای دیگر اصلاح طلبان نیز در سپاه، برای خود حامیانی را دست و پا کرده است. آنچنان که از وضعیت حامیان وی بر می آید، نیروهای بنیاد شهید به دلیل روابط و سوابق قبلی رو به او آورده اند و از آنجا که برخی از کارکنان این بنیاد به نوعی به نیروهای سپاه مرتبط هستند، کروبی از حمایت آنها نیز برخوردار است.
با توجه به این امرکه هر 4 نامزد، در سپاه، برای خود حامیانی دارند، می باید ببینیم سپاه به چه وضعیتی گرفتار می شود:
در گذشته و تا قبل از شروع کار کاندیداها، برخی از نیروهای سپاه برای کمک به دولت احمدی نژاد محل کار خود را ترک کردند. این ترک مقام، منجر به این گشت که نیروهایی دیگر جایگزین آنها شوند. این جایگزینی و نیز حضور بد شکل نیروهای قبلی در رأس امور منجر به ایجاد اختلاف میان فرماندهان سپاه شد. زیرا برخی از آنها معتقد بودند که اعضای سپاه به هیچ وجه نباید آلوده به امور سیاسی شوند. تنها باید به امر حفاظت از انقلاب بپردازند و شرکت و حضور آنها در فعالیتهای سیاسی موجب آلوده شدن سپاه به برخی صفت ها و بد اخلاقی خواهد شد که در نتیجه سپاه را از هدفی دور سازد که بخاطر آن، ایجاد شده است.
این خطر را برخی از فرماندهان در جریان انتخابات مجلس نیز گوشزد کرده بودند. در نتیجه، برخی فرماندهان سپاه که هوای حضور در سیاست را در سر پرورانده بودند با استعفا از سپاه وارد مجلس شدند اما تاثیر خود را می خواستند که در سپاه حفظ نمایند و این امر موجب بروز مشکلاتی در سپاه شد .
بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاصل از حکومت احمدی نژاد، موجب شدند سپاه خطر بروز اغتشاشات داخلی را جدی بگیرد. هر چه از دوران احمدی نژاد بیشتر می گذشت، این خطر جدی تر می شد. در نتیجه، سپاه مجبور به تغییر روش در سیاست های خود شد و نیروهای خود را به سوی شهرها سرازیر کرد و به جای آن ارتشیان را از شهرها دور ساخت و به حاشیه راند .
با اوجگیری مخالفت مردم از کلیه قشرها و گروهها و ناتوانی بسیج و نیروی انتظامی در برخورد با مخالفت های مردمی، سپاه تصمیم به حضور مستقیم در برخورد با مردم و فرماندهی نیروهای بسیج در این گونه برخوردها را گرفت و طرح 31 سپاه استانی را برای مبارزه با مردم به اجرا در آورد .
نفرت روز افزون مردم از رژیم ولایت فقیه و مسئولان آن و فشار روز افزون مشکلات اقتصادی و بحران اخلاقی در جامعه زنگ خطر را برای نظام به صدا در آورد و قرار بر این شد که ریاست جمهوری احمدی نژاد برای 4 سال کافی باشد. اما شهوت قدرت در رهبری و نیاز به فردی سرکوبگر در مقابل فردی به اصطلاح اصلاح طلب انگیزه های حمایت رهبری از احمدی نژاد برای 4 سال دیگر شده است.
احمدی نژاد برای شرکت و پیروز شدن در انتخابات این دوره با مشکلاتی روبرو است: سپاه و بسیج دیگر توان اداره مستقیم بازی انتخاباتی را ندارند زیرا نیروهای حامی دیگر کاندیداها در سپاه پاسداران نیز برای انتخاب کاندیدای خود تلاش می کنند. در نتیجه امکان بروز اختلافات در هنگام انتخابات در صورت تخلف و تقلب خود را بیشتر نشان می دهد .
بنا بر شنیده های انتخاباتی، برخی از پاسداران معتقدند که رژیم تمام تلاش خود را بر این گذارده است که احمدی نژاد را در دور اول انتخاب کند زیرا در مرحله دوم انتخاب احمدی نژاد با توجه به تجمع آرا به زیان وی خواهد بود .
به هر حال به نظر می رسد که رهبر انقلاب در حال سقوط در چاهی است که زمانی برای از میدان به در بردن رقبا ساخته بود و این خود مشکلی را بر دیگر مشکلات رهبری افزوده است. سپاه که شاید بتوان گفت تنها حامی قدرتمند و نظامی ولایت مطلقه است، در صورتی که در این انتخابات به مشکل حمایت از کاندیداهای دیگر دچار شود به خودی خود توان گذشته را نخواهد داشت و این موجب ضعف نظام در برخوردهای آینده اش با مردم خواهد شد .
حضور و دخالت سپاه در انتخابات گذشته را سردار «حجت الاسلام» سعیدی اینگونه مطرح کرده بود : «... اين جزء شاخصه هاي يک نهاد انقلابي است که از جمله وظايفش حفظ دستاوردهاي انقلاب است لذا سپاه ضمن آنکه اصل ورود در عرصه انتخابات و مشارکت همگاني را جزء وظيفه ذاتي خود فرض مي کند، سعي دارد هدفمند و آگاهانه کانديداها را به نيروهاي خود و جامعه معرفي کند تا فريب ها و اغواها در انتخابات خنثي شود.
...ما تعريف مان از اصولگرايي و شاخص هاي آن روشن است. اصولگرا يعني کسي که با توجه به آموزه هاي ديني و مذهبي پيرو آرمان هاي امام و رهبري است و به اصول و مباني جمهوري اسلامي و حکومت دين پايبند است . ...سپاه و بسيج به اين معنا از اصولگرايي و اصولگرايان حمايت مي کنند بدون آنکه وارد منطقه ممنوعه احزاب شوند. حزب نيز تعريف و مصداق مشخصي دارد. ما اصولگرايي را همان حزب اللهي مي دانيم نه يک مرام حزبي و جناحي خاص.
... سپاه نيز به دنبال اصول و خطوط امام حرکت مي کند و از منويات رهبري تبعيت مي کند و در خارج از اين چارچوب هيچ اقدامي را مجاز نمي داند. هنجارشکني هاي دوران اصلاحات خارج از اين چارچوب ها قرار مي گرفت.»
بعد از اینکه سپاه دخالت خود در انتخابات را توجیه کرد، آمادگی و برنامه خود را برای انتخابات آینده – یعنی انتخابات دور دهم ریاست جمهوری- به شرح زیر اعلام کرد: « ...ما در هر انتخاباتي يکسري کار اساسي را در نظر مي گيريم:
- نخست ايجاد بستر مناسب جهت مشارکت فعال پاسداران و بسيجيان کشور که متناسب با خواست رهبر انقلاب است
- ايجاد فضاسازي براي هدفمند کردن راي ها با ارائه شاخص ها و معيارها. در اين بخش، سپاه وظيفه ويژه يي را ايفا مي کند تا بتواند فضا را شفاف کند. زيرا در حال حاضر تغييراتي نسبت به گذشته به وجود آمده است که انتخاب درست را مشکل مي سازد. »
سپاه تحت ولایت خامنه ای و قائم مقامی سعیدی برنامه خود را برای انتخابات دور دهم به صورت فوق مشخص کرده است. سعیدی در مصاحبه با خبرگزاری مهردر هفته گذشته با تغییراتی در روش گفت :
«در خصوص تهدیدات سیاسی نیز بیشتر موضوع براندازی در بستر دموکراسی مطرح است. چرا که ما در لبنان، فلسطین و ترکیه شاهد دموکراسی مثبت بوده ایم. اما در حرکت های مخملی دیده ایم که دموکراسی در راستای براندازی به کار گرفته شده است . در ایران هم دشمنان تهدیدات سیاسی را در دستور کار قرار داده اند. باید اشاره کرد که جریان بنی صدر جابجایی قدرت نبود بلکه یک جریان برانداز بود که در بستر دموکراسی شکل گرفت و امروز هم برخی اصلاح طلبان و عناصر افراطی به دنبال افراطی گری هستند.»
نماینده ولی فقیه در سپاه خاطر نشان کرد : «اگر قرار است از انقلاب صیانت شود مجموعه نهادها باید نقش خود را ایفا کنند و سپاه در قبال این 4 تهدید، نمره حد اعلا را به خود اختصاص داده است. به عنوان مثال در جنگ تحمیلی به خوبی از مرزها صیانت کرد. در برخورد با تهدیدات امنیتی نیز کارنامه سپاه درخشان است و در خصوص مسائل فرهنگی هم نیروهای سپاه در جای جای مسائل حضور دارند و در کوی و برزن ادارات و سازمانها نقش سپاه در مبارزه با تهاجم فرهنگی واضح و روشن است ، در خصوص تهدیدات سیاسی نیز تنها کاری که سپاه انجام می دهد این است که نیروهایش را در راستای اصول، مبانی نظام و منویات رهبری مدیریت و هدایت کند.»
وی اضافه کرد: «البته موارد ممنوعه ای هم در مورد ورود سپاه به مسائل سیاسی وجود دارد از جمله دخالت کردن در انتخابات، استفاده از امکانات سپاه و یا پوستر تبلیغاتی زدن و غیره اما هدایت و ارشاد نیروها و خانواده هایشان برای پاسداری از آرمان های امام و رهبری از الزامات سپاه و وظیفه ماست.
سعیدی در پاسخ به سئوال دیگری درباره برخی ابهام سازی ها در باره ورود سپاه به پهنه های سیاسی بویژه انتخابات ، گفت: «برای اینکه انقلاب دست نااهلان نیفتد ساده ترین راه اینست که نیروها را به انسانهای دیندار و شجاع و کسانی که قدرت ایستادگی در مقابل استکبار، روحیه دفاع از مظلومین را دارند رهنمون سازیم و این جزء موارد ممنوعه نیست. سپاه به هیچ وجه وارد موارد ممنوعه نمی شود ، در انتخابات دخالت نمی کند و مصداقی را تعیین نخواهد کرد.
در درون سپاه ما به طور دقیق اقدامات ممنوعه و غیر ممنوعه ورود سپاه را مرزبندی کرده ایم و اصول 15 گانه ای را به سپاه به عنوان دستور العمل ابلاغ کرده ایم که مجموعه ای از باید ها و نبایدها است و بر اساس آن هر گونه دخالت در انتخابات از قبیل پوستر زدن، تبلیغات، له یا علیه نامزدها، استفاده از امکانات سپاه و غیره ممنوع است. مجموعه ای از بایدها را نیز عنوان کرده ایم از آن جمله اینست که حاکمیت دینی آن وقتی محقق می شود که مدیران دین دار و متدین و صرفه جو دارای روحیه ضد استکباری فعالیت کنند . ما می گوییم به این آدم ها باید رای بدهید و بسیجیان و خانواده های آنان آنقدر از شعور سیاسی برخوردار هستند که نیازی به تعیین مصداق ندارند، ما صرفا طریق را به آنها نشان می دهیم چرا که قوه مجریه امانتی الهی است و وظیفه داریم مصداق امانتداران را مشخص کنیم. و نه تنها ما ، بلکه همه مسئولیت دارند که خودشان امانتدار باشند و شاخص های امانت داران را نیز به اطرافیان و کارکنان خود بگویند تا درمسیر هدایت قرار بگیرند.»
گفته های جدید سعیدی معلوم کردند کار سپاه و بسیج در انتخابات چه خواهد بود. آنها حق تبلیغ و پوستر چسباندن و انجام کار با اموال سپاه را ندارند در حالیکه در انتخابات قبلی اینگونه نبود و ماشین های چاپ سپاه شبانه روز مشغول به کار شب نامه و تبلیغ برای نامزد مطلوب ترمافیاهای نظامی – مالی بود . دلیل باید ها و نباید ها که او عنوان کرده است اینست که اگر قرار بر تبلیغ و پوستر ساختن و پوستر چسباندن باشد، هواداران سپاهی هر 4 کاندیدای بر آن می شوند که مبلغ کاندیداهای خود باشند و این برای سپاه مشکل ساز است.
البته او گفته است که 10 میلیون بسیجی داریم که می توانند در انتخابات آزادانه شرکت کنند . این جمله وی نیز معنایی خاص دارد. توضیح این که بسیج متشکل از نیروی مقاومت بسیج و نیز حزب پادگانی – بسیج های گوناگون – است . بنابر این، او می گوید: سپاه بنفع این یا آن نامزد وارد کارزار انتخاباتی نمی شود و در همان حال، بسود نامزد مطلوب تر وارد کارزار می شود! برای بزک کردن جمله او، سردار جعفری فرمانده سپاه مجبور شد بگوید: بخشی از نیروهای بسیج که مسلح هستند در انتخابات دخالت نکنند ولی مابقی بسیجیان که مسلح نیستند می توانند در انتخابات شرکت فعال داشته باشند . بنابراین بظاهرافراد مسلح سپاه و بسیج را از دخالت در انتخابات دور می سازند و مابقی اعضای حزب پادگانی مجاز به شرکت در انتخابات می شوند. اما چگونه می توان مسلح و غیر مسلح را از یکدیگر تمیز داد؟ مگر بخش مسلح سپاه و بسیج اسلحه بدست در انتخابات دخالت می کنند؟
Geschrieben: vor 2 Wochen. ( Permalink )
view profile
22Bahman sagt:
نظارت بر انتخابات و همه پرسی در جمهوری اسلامی از جمله اختيارات شورای نگهبان قانون اساسی است. اين شورا از شش فقيه و شش حقوقدان برای دوره های شش ساله تشکيل می شود. کلیه امور تایید صلاحیت نامزدها و اجرای انتخابات و نظارت بر آن، بر عهده شورایی است به نام شورای نگهبان رژیم ولایت فقیه که طبق اصل ۹۹ قانون اساسی ، تطبیق قوانین مصوب مجلس را با احکام شرع و قانون اساسی را نيز برعهده دارد.
فقهای شورای نگهبان را رهبر جمهوری اسلامی منصوب می کند و اعضای حقوقدان را نيز نمايندگان مجلس با معرفی رئيس قوه قضائيه انتخاب می کنند. اما رئيس قوه قضائيه را نيز رهبر جمهوری اسلامی منصوب می کند. بنا بر این، انتخاب این افراد به صورت مستقیم و غیر مستقیم از سوی «رهبر» انجام می شود. لذا انتخابات کشور همواره به همان صورت که مورد نظر «رهبر» است انجام می گیرند.
در اولین انتخابات ریاست جمهوری کشور که شورای نگهبان وجود نداشت و به درخواست بنی صدر، خمینی پذیرفت تشخیص صلاحیت نامزدها را به خود مردم واگذارد. جز در مورد رجوی، او به تعهد خود عمل کرد و مردم توانستند با انتخاب آزاد خود، بنی صدر را به ریاست جمهوری انتخاب کنند و او نیز به عهد خود با مردم و اصول استقلال و آزادی، وفا کرد. تا کودتای خرداد 60 بر ضدش، وی از استقلال ایران و آزادی و حقوق ایرانیان دفاع کرد. عرصه چنان بر استبدادیان تنگ شد که خمینی گفت: 35 میلیون بگویند بله من می گویم نه و کودتا کرد.
به تازگی، «حجت الاسلام سردار» علی سعیدی قائم مقام ولایت مطلقه فقیه در سپاه پاسداران گفته است: آقای بنی صدر برانداز بود و در دوره ریاست جمهوری خود تلاش بر بر اندازی نظام ولایت داشت. پیش از او، دو سال پیش، «حجت الاسلام» رازینی گفته بود: خروجی انتخاب بدون نظارت مردم، فردی مانند بنی صدر است .
گفته این دو حاکی از آنست که رژیم ولایت مطلقه فقیه، با ایجاد نهادی مانند شورای نگهبان، بنا بر این گذاشته است که در انتخابات ریاست جمهوری، نام کسی از صندوق بیرون آید مورد تایید ولی فقیه است. از خرداد 1360 به بعد که کودتا واقع شد، در دو نوبت، باوجود تقلاهای شورای نگهبان، مردم اقدام به انتخابی کردند که چندان مطلوب «رهبر» نبود. فاصله آرای او با نفر دوم آنقدر زیاد بود که از دست شورای نگهبان کاری بر نیامد. اما خاتمی گرباچف ایران نشد و بقول خودش نظر «رهبر» را تأمین کرد. در دوره او، برای کنترل امور، ولایت مطلقه فقیه در موارد تحقق نیافته نیز تحقق یافت: بکار بردن کامل سپاه و بسیج و چماقداران بر ضد مردم خواهان حقوق، تحت فرمان مستقیم «رهبر»، دستور توقیف فله ای روزنامه ها، صدور حکم حکومتی، دستور حمله به دانشجویان در دانشگاههای کشور (18 تیر و بعد از آن)، تشکیل شورای تشخیص مصلحت و تعیین سیاست اقتصادی و سیاست خارجی و سلب استقلال از حوزه های دینی (حبس منتظری در خانه خود و ایجاد حکومت نظامی دائمی در قم) .
*روش شورای نگهبان در تقلب:
شورای نگهبان سالهاست که با ممانعت از برگزاری انتخابات به صورت کامپیوتری به روش سنتی اقدام به تقلب در شمارش آراء میکند . روش شورا در تقلب را، بعد از مدتها بررسی و صحبت با برخی از مسئولان و بررسی نتایج آرا در برخی حوزه ها و شهرستانها، به دست آورده ایم. لازم به تذکر است که تقلب در انتخابات دور قبل ریاست جمهوری واضح ترین شیوه تقلب در انتخابات بود .
شورای نگهبان تا به حال در برابر کامپیوتری کردن ،دادن و شمردن رأی مقاومت کرده است. این درحالی است که کلیه کارهای کامپیوتری کردن گرفتن و شمردن آراء انجام گرفته اند. بارها و بارها توسط نماینده شورای نگهبان و وزارت کشور آزمایش شده و هیچ تفاوتی در نتایج اخذ و شمارش دستی و کامپیوتری آن دیده نشده است . اما بهانه شورای نگهبان این است که ممکن است که فایلی هک شود و اطلاعات آن تغییر یابد. اما شورا نمی گوید چگونه می شود که در اطلاعات کامپیوتری فایلی هک شود و اطلاعات تغییر کنند اما در اخذ و شمارش دستی آراء چنین امری ناممکن می شود؟
این در حالی است که در انتخابات دور گذشته مجلس، آمار بیش از دویست فرم 22 در مرحله انتقال به فرم 28 تغییر داده شد و کسی هم آن را گردن نگرفت . به اعتراض زیر توجه فرمایید ؟
...محمد خوش چهره، نماينده تهران در مجلس هفتم و از نامزدهاي دور دوم انتخابات مجلس هشتم که نتوانسته است وارد مجلس هشتم شود، با ابراز تعجب از نتيجه آرا گفت: در صندوقي که خانوادهام رأي دادند، آراي من صفر اعلام شده است که اين مسئله بايد پيگيري شود. در دويست تا سيصد صندوق ديگر که بر پايه اطلاعاتم راي خوبي در آنجا داشتهام هم آراي من صفر اعلام شده که اين مسأله نيز در حال پيگيري است. در محله خودمان در منطقه اوين تهران و تعدادي ديگر از محلههاي پر راي تهران که پيگيري کردم رأي من صفر اعلام شده که ثبت «رکورد صفر» بسيار عجيب و به همين دليل موضوع در حال پيگيري است.]
|