مافیای حاکم بر واواک: سعید امامی و نقش او در جنایت ها و گروگانگیری؟
[h2 همانطوریکه مستحضرید فعالیت گسترده عناصری نظیر "گلشیری، چهل تن، دولتآبادی، مختاری و ..." برای مطرح نمودن کانون و ایجاد وجهه و پشتیبانی جهانی برای آن مشکلات امنیتی را برای جمهوری اسلامی ایران و به خصوص وزارت به دنبال خواهد داشت. وجود جریانات قانونی موازی و ایجاد کیسهایی در راستای به وجود آوردن انشعاب و ایجاد اختلاف در بین ایشان میتواند از پیامدهای امنیتی موضوع بکاهد.
اصلاح قانون مطبوعات فعلی جوابگوی نیاز کنونی و دسیسههای موجود نیست چرا که تنها در رابطه با صاحبان امتیاز، مدیر مسئول تعیین تکلیف میکند. حال آنکه ما در عرصه فرهنگی قشر وسیع نویسنده، مترجم، مؤلف، گزارشگر، شاعر و ... را داریم که تنها با برخوردی انفرادی و قانونمند ممنوعالقلم یا ممنوعالنشر نمودن میتوان از هجمه ایشان جلوگیری نمود. برای پاسخگویی به این نیاز پیشنهاد میشود معاونت محترم 932 پیشنویس طرح یا لایحهای نظیر "میثاق 114" را با همکاری سازمانهای ذیربط پیگیری نماید تا از این طریق در راستای قانونمند کردن حوزههای امنیتی اهرم لازم را داشته باشیم.
در این طرح میبایست مباحثی نظیر حرفهای بودن کار و کسب لازم آن برای (به شرط داشتن صلاحیت نظیر پزشکان و یا وکلا) که میتوان به فرد مذکور کد نظام فرهنگی داد و او را به عنوان مترجم یا مؤلف شناخت.
تشکیل دادگاهی صنفی (از نوع انتظامی) که به تخلفات حرفهای این افراد رسیدگی نموده و محکومیت لازم را صادر نماید از این طریق میتوان تشکلهای خودی را تقویت و عناصر معاند را از صحنه خارج نمود.
این نظام فرهنگی میتواند حوزههای کتاب، مطبوعات، تئاتر، سینما، موسیقی و ... تحت پوشش خود بگیرد.
با احترام 104 »
(آخرین نامه سعید امامی به وزیر اطلاعات . این نامه بعدها در روزنامه سلام به چاپ رسید و منجر به تعطیلی این روزنامه گشت)
* چند وظیفه ایها و چند چهره ایها:
چند وظیفه ایها و چند چهره ها که در گروههای واواکی – قضائی عضویت دارند و در دستگاه قضائی از معاونان و مقامات بلند پایه هستند و در عرصه سیاست نیز مأموریت پیدا می کنند و در کلیه جنایات رژیم ولایت فقیه در داخل و خارج شرکت داشته اند، اشخاص زیر هستند. برخی از این چند وظیفه ایها، در قسمتهای پیشین این مطالعه معرفی شده اند :
1 - حجت الاسلام» مصطفی پور محمدی
معاون خارجی واواک و عضو برجسته قوه قضاییه و وزیر کشور و اینک رئیس بازرسی کل کشور: او درس نخوانده قاضی شده بود و با ارتکاب جنایتها حجت الاسلام گشت و وزیر کشور احمدی نژاد شد. او یکی از قاتلان مردم ایران از سال 60 تا سال های اخیر و یکی از عوامل اصلی قتل های سال 67 که به دستور او و یارانش حدود 4 هزار نفر را اعدام کردند و به تازگی نام او و همدستانش در اعدامها و ترورها ، بعنوان مرتکبان جنایت برضد انسانیت ، مطرح شده است تا به خاطر جنایت هایش محاکمه شود. وی از زمانی که بیش از بیست سال نداشت به عنوان حاکم شرع و دادستان دادگاههای انقلاب اعدام جوانان را شروع کرد و بعد مأمور ترورهای خارج از کشور شد و در مقام معاونت واواک ، در وزارت فلاحیان، ترور شخصیتها و مبارزان سیاسی را در داخل و خارج از کشور، به کمک حسینیان و سعید امامی و موسوی و ... انجام داد .
فهرستی از دیگر جنایتهای او :
● دادن حکم اعدام بیش از چند صد نفر در جریان کودتای سال 60 در استانهای خوزستان و کرمانشاه وبندر عباس
● دخالت مستقیم در اعدام های سال 67 که در آن بیش از 4 هزار نفر اعدام شدند
● دخالت مستقیم در ترور و قتل اشرف السادات – فاطمه - برقعی همسر پسر عمویش درقم به خاطر افشای قتل سید احمد خمینی نزد خانواده او
● دخالت مستقیم و سرپرستی ترور های خارج از کشور در زمانی که معاون خارجی واواک بود بین سالهای 68 تا 76
● دخالت مستقیم و همکاری با سعید امامی در ترورها و بمب گذاری های داخل کشور از جمله بمب گذاری در حرم امام رضا و مساجد اهل تسنن و شیعی در زاهدان
● فرماندهی حمله به اتوبوس بازرگانان امریکایی در سال 78 که جواد وعیدی – از اعضای واواک، بخش معاونت خارجی و مسئول صفحه خارجی روزنامه همشهری و عضو هیات مذاکره کننده هسته ای ایران در دوران علی لاریجانی مسئول تیم حمله بود .
● برنامه ریزی جهت تجمیع انتخابات برای تضمین تقلبات گسترده در انتخابات کشور .
● همکاری گسترده با واواک و سازمان زندانها جهت سرکوب مبارزان .
● دستور تعطیلی احزاب و گروههای سیاسی مخالف داخلی و بی خطر .
● دستور تغییر مدیران مسئول نشریات، به بهانه جلوگیری از آسیب رساندن به امنیت کشور. او در مورد روزنامه شرق این دستور را داده است .
● وی به همراه حسینیان و شریعتمداری و علی لاریجانی از برنامه سازان فیلم چراغ صدا و سیما در رابطه با قتل های سیاسی ( که خود به آن جنایت ها قتلهای زنجیره ای نام نهادند) .
● در حال حاضر، او به کمک یار دیرینش محسنی اژه ای در حال برنامه ریزی برای شروع ترورهای داخلی و خارجی است .
● او از سرپرستان تهیه فیلم های اعترافات در مورد مبارزان است .
● پروژه اعترافات جهانبگلو توسط او و محسنی اژه ای و دری نجف آبادی تهیه و اجرا شد .
● به دستور او نیروهای انتظامی برای سرکوب زنان از تعدادی از دختران شاغل در بسیج الزهرا استفاده کرده و با استخدام آنان در نیروی انتظامی شرایط را برای سرکوب زنان مبارز ایجاد کرده است .
● شرکت و فرماندهی در ایجاد انفجارات در کشور از جمله در اهواز و شیراز و ...
سوابق وی در کشور بدین گونه است :
● دادستان انقلاب اسلامی خوزستان ، بندرعباس ، کرمانشاه ومشهدازسالهای ۵۸ تا ۶۵ ،
● رئيس اطلاعات خارجی ازسال ۶۵ تا ۷۸.
● مشاوررياست دفترومديرگروه سياسی واجتماعی مقام رهبری ازسال ۸۱ تاکنون .
● استاد دانشگاه امام صادق ازسال ۷۹ تا به اکنون.
● معاون وجانشين وزيرواواک ازسال ۶۶ تا ۷۸ .
● نماينده ری شهری وزير وقت واواک و يکی از مجريان قتل عام زندانيان سياسی درسال ۶۷ .
پور محمدی معاونت بخش خارجی واواک را دردوران علی فلاحيان و قربانعلی دُری نجف آبادی در اوايل دهه ۷۰ به عهده داشت و در دوران دری نجف آبادی نيز همچنان مرد دوم واواک بود. سپس به عنوان يکی ازمسئولان دفتر ويژه اطلاعات وامنيت خامنه ای منصوب شد.
جهت روشن تر شدن هویت این فرد مشکوک به نوشته های عبدالله شهبازی توجه کنیم. لازم به ذکر است که شهبازی سالها در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در کنار حسین شریعتمداری و دیگران در کار تواب سازی و اعتراف گیری از مبارزان بوده و به تازگی بر اثر قوه گریز از مرکز شروع به افشاگری در مورد برخی از دوستان سابق خود نموده است. البته به نظر می رسد که جهت تطهیر رهبری دست به این کار زده است اما افشاگری های وی در اگاهی مردم مفید است . او نوشته است:
«...آقاي حسينيان احتمالاً از اتومبيل پژو استفاده ميکنند و اتومبيل زانتيا (متعلق به کمپاني سيتروئن) را در خيابانهاي تهران فراوان ديدهاند. ايشان قطعاً از قراردادهاي بزرگ نفت و گاز ايران با کمپانيهاي رويال داچ شل و توتال فرانسه مطلعاند؛ و احتمالاً، از طريق دوست صميمي و ديرين خود، آقاي مصطفي پورمحمدي، معاون پيشين اطلاعات خارجي وزارت اطلاعات، نام کمپاني کلينورت بنسون، به عنوان سازماندهنده سفر بزرگترين هيئت اقتصادي انگليس به جمهوري اسلامي ايران را شنيدهاند. سفر اين هيئت به ايران پس از حمله به اتوبوس گروهي از بازرگانان غيرسياسي آمريکايي در تهران (نيمه شب 29 آبان 1377)، به دستور آقاي پورمحمدي و توسط تيم عملياتي به سرپرستي آقاي جواد وعيدي (همشهري بنده از محله گودعربان شيراز که پدرشان کارمند شرکت نفت در آبادان بودند)، رخ داد...
آقاي حسينيان ميتواند به روزشمار وقايع آن زمان مراجعه کنند. خواهند ديد که در روز يکشنبه 23 آبان 1378 قرارداد بزرگ ايران با کمپاني رويال داچ شل منعقد شد، در فرداي آن روز، دوشنبه 24 آبان، مجلس لايحهاي را تصويب کرد که طبق آن «انجام فعاليتهاي مربوط به عمليات اکتشاف، استخراج، پالايش، پخش و حمل و نقل مواد نفتي و فرآوردههاي اصلي و فرعي آن با رعايت اصل 32 قانون اساسي توسط بخش غيردولتي» مجاز شد. (روزنامه اخبار اقتصاد، شماره 56، سهشنبه 25 آبان 1378) اين يعني شروع فعاليت «مافياي نفت و گاز ايران». و در آذر 1378، مجتمع بانکي Hsbc، متعلق به همين کانون صهيونيستي، فعاليت خود را، که از زمان انقلاب متوقف شده بود، در تهران از سر گرفت.
مصطفی پور محمدی در سال 60 به عنوان دادستان در مشهد مشغول به اعدام جوانان بود در آن سالها آقای رازینی حاکم شرع بود و آقای روح الله حسینیان دادیار ناظر زندان بود و صدها نفر را به اعدام محکوم کردند .»
* سعید امامی – اسلامی (معاونت امنیت وزارت اطلاعات):
یکی از مخوف ترین افراد چند وظیفه ای واواک سعید امامی است. اطلاعات گرد آورده شده حاکی از آنند که او چند جانبه به گروههای مختلف جنایت و جاسوسی وابسته بوده است .
سعید امامی معاون امنیت واواک و فردی باسابقه از دوران سعید حجاریان تا ریشهری و فلاحیان و دری نجف آبادی که به جرم طراحی و اجرای صدهها ترور و انفجار خودکشیش کردند.
سابقه درخشان این مامور واواک وابسته به مافیای واواک و فرد مورد اعتماد خامنه ای و واواک و یار نزدیک حسین شریعتمداری و پور محمدی و ... به شرح زیر است:
● حسینیان در سخنرانی جنجالی سال 1378 خود در جمع طلاب مدرسه حقانی قم درباره سعید امامی، و اتهام جاسوسی موساد (سرویس اطلاعاتی اسرائیل)، مطروحه علیه وی از سوی سازمان قضایی نیروهای مسلح، چنین گفت:
«در مورد جاسوسى، گفتم آقاى نیازى چه دلیلى شما براى جاسوسى دارید؟ ایشان فرمودند که آقاى سعید اسلامى در سال 56 و 57 سال آخر دبیرستان و اوّل دانشگاه در آمریکا درس خواندند و در منزل دایى ایشان که وابسته نظامى ایران در آمریکا بوده. سؤال کردم، غیر از این چه دلیل دیگرى دارید؟ باز فرمودند که تحلیل سیاسى قطعى ما این است که جاسوس بوده است. گفتم شما قاضى هستید، حق ندارید تحلیل سیاسى بکنید. تحلیل سیاسى را باید به سیاسى ها واگذار بکنید. دلیل قضایى شما چیست؟ بعد شروع کردم به اشکال کردن. گفتم ببینید آقاى نیازى، سال 56 و 57 آقاى سعید اسلامى چند سالش بود؟ گفت 19 سال. گفتم سال 56 و 57 تا بهمن 57 آمریکا چهل هزار مستشار نظامى [؟!] در ارتش و ساواک ما داشت و آیا عاقلانه است که آمریکا با چهل هزار مستشار که همه شان یک مملکت در دستشان بوده، بیاید یک جوان 19 ساله اى که آن هم در آمریکا مشغول به تحصیل است، جاسوس بکند؟ گفت به هر حال این تحلیل ما است. گفتم این حرفها را نزنید. آبروى کسى که خدمت به جمهورى اسلامى را کرده مى برید و بعداً مى گویید تحلیل ما این است. بعداً جواب خدا را چه مى دهید؟ گفتم دلیل دیگرى دارید؟ گفت در این رابطه تحلیل ما این است. حتى من خیال کردم آقاى نیازى همه ادلّه خودش را نگفته. سؤال کردم آقاى نیازى به هر حال من هم قاضى بودم در این کشور 18 سال قضاوت کردم. سخت ترین جاها و به امنیتى ترین پرونده ها هم بنده رسیدگى کردم.[؟!] هیچ کس هم نمى تواند ادعا بکند به اندازه من امنیتى ترین پرونده ها را رسیدگى کرده.[؟!] جاسوس دو تا دلیل دارد. یکى سر پل هست که دارد و یکى هم ابزار جاسوسى. سر پل به این معنا که بنده یا کسى که جاسوس است باید اطلاعات را از اینجا بگیرد و به شخص ثالثى منتقل بکند که او به مرکز جاسوسى خودش مخابره کند. گفتم آیا سرپلى گرفتید؟ گفتند نه. گفتم آیا شناسایى کردید که هنوز دستگیر نکردید؟ گفتند نه. گفتم آیا ابزار و ادواتى گرفتید؟ گفتند نه. گفتم آخر پس چه طورى مى آیید چنین ادعایى مى کنید؟ من خیال کردم که آقاى نیازى واقعا همه اطلاعات را نمى خواهد به من بگوید. خدمت آقاى هاشمى رفسنجانى بعد از این ملاقات رسیدم و همین تحلیل خودم را ارائه دادم. آقاىهاشمى فرمودند که نه. همین جمله را هم گفتم، گفتم من خیال کردم که شاید آقاى نیازى نخواسته همه ادلّه جاسوسى را به من بگوید، گفتند نه اتفاقاً خدمت مقام معظم رهبرى هم که بودیم، وقتى سران سه قوه تشکیل جلسه دادند آقاى نیازى ادله جاسوسى اش را همین ها مطرح کردند[؟!] و من ایراد گرفتم و گفتم آقاى نیازى اینها دلیل بر جاسوسى نیست و آقاى نیازى هم تا پایان نتوانستند پاسخ بدهند و آخر هم مقام معظم رهبرى فرمودند که آقاى نیازى بالاخره شبهه آقاىهاشمى جواب داده نشد. این عین عبارتى بود که آقاىهاشمى طرح کردند.»[1]
● عبدالله شهبازی در رابطه با گفته های حسینیان می گوید : «نه آمریکا در ایران «چهل هزار مستشار نظامی» داشت، نه سعید امامی در زمان انقلاب 19 ساله بود، نه اقدامات سعید امامی «خدمت به جمهوری اسلامی» بود، نه تمامی ادله آقای نیازی این بود، نه تعریف جاسوسی به این سادگی است، نه «جاسوس» و «نفوذی» یکی است، نه «مستشار بلوند آمریکایی» میتواند به «نفوذی تسبیح به دست» در جمهوری اسلامی بدل شود، و نه تمامی مطالبی که به رهبری گزارش شد این بود. اینگونه تحلیلها ساده کردن مسئله است.
آقای حسینیان سپس توطئه قتلهای زنجیرهای را، که نه تنها من بلکه آقای حسین شریعتمداری نیز آن را ماجرایی بیارتباط با جناحهای سیاسی و ناشی از نفوذ عوامل سرویسهای بیگانه میداند، به تعارض میان جناحهای سیاسی کشور منسوب کرد و از این طریق جنجالی بزرگ به پا نمود.»
● حسین شریعتمداری در سخنرانی 27 فروردین 1387 خود در مورد قتلهای زنجیرهای گفت: «ما در کیهان در تحقیقاتی که داشتهایم به این نتیجه رسیدیم که شواهدی وجود دارد که این قتلها کار جناح خاصی نبوده و سرویسهای خارجی در آن دست داشتهاند.
...اینکه چطور اجرا کردند بحث طولانی میطلبد اما سربسته آنکه عوامل نفوذی که کارشان را به خوبی بلد بودند و خود را به خوبی همرنگ محیط کرده بودند آن را هدایت کردند ... البته ما نمونه این نفوذیها را قبلا هم داشتهایم مثل ناخدا افضلی که فرمانده نیروی دریایی ایران در زمان جنگ بود و درعین حال عضو شاخه نظامی حزب توده بود و اطلاعات مهمی را به بیگانگان میداد.»)[1]
اما سعید امامی کیست؟:
1 - انحرافات اخلاقی – در این باره، شهبازی می گوید :
«...من نیز تا مدتی پس از مرگ مشکوک سعید امامی از این راز، و از نسبت خویشاوندی سعید با کمال اعتماد و سرهنگ پاکروان، مطلع نبودم. من، چون بسیاری دیگر از علاقمندان به انقلاب، سعید امامی را «نفوذی» نمیدانستم. او را فردی افراطی میدانستم که به دلیل تندروی پدیده قتلهای زنجیرهای را آفریده است. زمانی که پس از دستگیری سعید امامی مسئله انحراف جنسی او شایع شد، و کار بدانجا رسید که «هاشم»، معاون وقت امنیت وزارت اطلاعات، اتاق معاونت امنیت را آب کشید، با ناراحتی بسیار به دبیرخانه شورایعالی امنیت ملّی رفتم و به آقای علی ربیعی (عباد)، رئیس وقت دبیرخانه شورا، گفتم: شما را به عنوان فردی متدین و باتقوا میشناسم و او را قسم دادم که در مسئله انحراف اخلاقی سعید امامی حقیقت را بگوید. کمی فکر کرد و سپس گفت:
صحت دارد.]
|