Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

مصباح یزدی نظریه پردازحکومت فاشیستی «سلسله جلیله روحانیت » می گوید:


: " بخش عمده مردم ما از لحاظ مفاسد اخلاقي و اجتماعي از ده سال قبل تا حالا بسيار تنزل كرده‌اند؛ فسادهايي كه امروز در داخل هر صندوق خانه‌اي پيدا مي‌شود، ارتباط دختر و پسري كه در برخي از مقدس‌ترين خانه‌ها وجود دارد و چيزهايي از اين قبيل، مثل شب‌نشيني‌ها و مجالس كذايي و رواج عملي چيزهايي كه اسمش براي ما چندش آور است، در حالي گسترش پيدا كرده است که هيچ وقت اينگونه نبود. اين‌ها اثر همان ضعف فرهنگي است اما چون آرام آرام پيش مي‌رود، مردم حساسيتي پيدا نمي‌كنند."

مشکلات فرهنگی کشور ناشی از نحوه اجرا است نه ضعف قانون
سخنان مهم آیت الله مصباح یزدی در خصوص وضعیت فرهنگی کشور

شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹


2 شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹

به گزارش سرویس فرهنگی جهان آيت الله مصباح يزدي مدتی پیش در جمع تعدادي از تلاش‌گران عرصه جنگ نرم و فعالان فرهنگی سخنانی در باب وضعیت فرهنگی کشور و وظائف دلسوزان فرهنگی داشتند که بخش هایی از آن در ادامه می آید.

-اصلي‌ترين عنصري كه مي‌شود به عنوان مقوله جديدي در مقابل علم، صنعت و تجارت، به عنوان «فرهنگ» معرفي كرد، «باورها و ارزشهاست». به دلايلي اين بُعد انقلاب ما كه اصلي‌ترين بُعد آن است، مظلوم بوده و هست و آنطور كه بايد و شايد به آن پرداخته و رويش كار نشده است.

- خسارت‌هايي كه ما از ضعف اين بعد برده‌ايم فراوان است و به يك معنا مي‌توان گفت همه «خسارت‌ها» به نوعي به «ريشه فرهنگ» بر مي‌گردد. اعتقادات ضعيف، اراده ضعيف در تعهد و پايبندي به ارزش‌ها و يا خيلي خوشبينانه، «جهل به مباني ارزش‌هاي اسلامي و انقلاب» دلايل اين مظلوميت فرهنگ مي‌تواند باشد.

- الان هم هرجا كه نگاه مي‌كنيم از جمله در دانشگاه‌ها و فرهنگ عمومي مردم و حتي در سازمان‌هاي دولتي و نيمه دولتي آفت‌هايي كه مشاهده مي‌كنيم نهايتاً به اين موضوع يعني «آفت‌هاي فرهنگي» بر مي‌گردد و باز عليرغم هشدارهايي كه نمي‌دانم به چه تعبير كنم، مستمر و مؤكد از 20 سال پيش تا به حال از طرف مقام معظم رهبري - كه صحبت امروز و فردا نيست – بيان شده است. عليرغم اين همه تأكيدات براي «مقابله با تهاجم فرهنگي» كه در مقابلش «مبارزه مثبت ايجابي» براي «احياي فرهنگ ديني» و اسلامي را مطرح فرموده‌اند، ولي متأسفانه باز شاهد اين هستيم كه كاري در خور، انجام نگرفته است.

- مشكل فرهنگی جامعه در نداشتن طرح نيست كه ما بنشينيم و بگرديم طرحي پيدا كنيم، منتها مشكل در «ضعف اراده براي اجرا» و پياده‌كردن است. حالا غير از طرح كلي فرهنگي براي كشور به عنوان يك «طرح كلان و جامع و فراگير» در بخش‌هاي خاص هم طرح‌هايي داده شده كه در هر حال به نظر بنده درستي و اهميت آن مثل آفتاب روشن است، ولي متصديان علي رغم اينكه در مقام بحث و نظر تصديق مي‌كنند و مي‌گويند بله بسيار خوب بايد اين كار را كرد، اما در عمل تقريباً نزديك به صفر است! مشكل چيست؟

- حالا امام (ره) در ميان ما حضور ندارند اما جانشين صالح و شايسته ايشان هستند، اما بالاخره بازوهايي كه بازوي اجرايي رهبر باشند كم هستند. امروز كه ما مي‌خواهيم براي يك جمعيت هفتاد و چند ميليوني و بعد هم براي گسترش اين فرهنگ در منطقه و بعد در سطح جهان تلاش كنيم، حتي به تعداد ياران آن زمان امام (ره) «يار فعال» نداريم و اين يك مشكل كار است.لذا عده كساني كه بينش كافي نسبت به فرهنگ اسلامي داشته باشند و هم «بصيرت كافي» در كيفيت اجرا و تعامل با اقشار گوناگون مردم و كيفيت پياده كردن طرح‌ها را داشته و واجد اين شرايط باشند و بالاخره «اخلاص در عمل» داشته باشند و واقعاً دلشان بخواهد به هر قيمتي كه هست اين كار انجام بگيرد، خيلي كم است.

- بعضي‌ها هستند كه واقعاً دوست دارند و به اسلام و تشيع معتقدند اما بالاخره شرايط زندگيشان ايجاب نكرده كه درست اسلام را بشناسند و يك شعارهاي كلي از اسلام بلدند مثل عدالت، مبارزه با ظلم و امثالهم، راست هم مي‌گويند و حاضر هستند آنقدري كه مي‌فهمند كار كنند، اما همه ابعاد «فرهنگ اسلامي» را ياد نگرفته‌اند؛ عمرشان، تحصيلاتشان و مسئوليت و اشتغالات آنها اقتضا نمي‌كرده است.

- از آن طرف كساني هستند كه در اين زمينه كمابيش آشنايي‌هايي دارند اما آن «اراده و تعهد» را ندارند، وقتي پاي «منافع شخصي» و بعضي مسائل ديگر در كار مي‌آيد، يادشان مي‌رود به دنبال چه بودند و هدف چه بوده و چه كار مي‌خواستيم بكنيم. حتي گاهي همين «تحولات فرهنگي و لوازمش» بهانه‌اي مي‌شود براي منافع شخصي يا فريبي براي ديگران.

به هر حال يك مشكل جدي اين است كه ما نيروي كافي براي اجراي يك طرح فرهنگي كلي نداريم.

- بخش عمده مردم ما از لحاظ مفاسد اخلاقي و اجتماعي از ده سال قبل تا حالا بسيار تنزل كرده‌اند؛ عمومي شده است. فسادهايي كه امروز در داخل هر صندوق خانه‌اي پيدا مي‌شود، ارتباط دختر و پسري كه در برخي از مقدس‌ترين خانه‌ها وجود دارد و چيزهايي از اين قبيل، مثل شب‌نشيني‌ها و مجالس كذايي و رواج عملي چيزهايي كه اسمش براي ما چندش آور است، در حالي گسترش پيدا كرده است که هيچ وقت اينگونه نبود. اين‌ها اثر همان ضعف فرهنگي است اما چون آرام آرام پيش مي‌رود، مردم حساسيتي پيدا نمي‌كنند.

- اين كه از مجلس يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي قانوني بگذرد و بالاخره تكليف و مسئوليتي براي بعضي از مسئولين ايجاد شود و آنها را در يك «حركت همگاني» جدي و فعال براي مبارزه با تهاجم فرهنگي و فعاليت فرهنگي مثبت وارد نمايد، اين كار كمابيش صورت گرفته است، ولي آزمايش عملي نشان مي‌دهد كه اين طرح جواب نداده است؛ يعني خيلي‌ها كه ته‌دلشان اين است و ما هم اين را در طي 30 سال تماس نزديك با مسئولين و مردم احساس كرده‌ايم، كه باور ندارند و دچار يك نوع «سكولاريسم تعريف نشده» و يا حتي تعريف شده هستند و معتقدند دين كاري به دولت ندارد و همان وقت‌هايي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشكيل شده بود كه شش نفر عضو داشت و ما را به مناسبتي براي مشورت به آنجا دعوت كرده بودند، يكي از آنها - كه الان ديگر بايد اسمش را تئوريسين الحاد گذاشت - مي‌گفت اين كارها كار حوزه است و ربطي به دولت ندارد.

- در نظر بنده در موضوع جهاد فرهنگي بايد طرحي را پيش‌بيني كرد. ما زمان جنگ با يك حمله نظامي دشمن مواجه بوديم و اين تدبير از حضرت امام و ياران ايشان انديشيده شد و الهام الهي بود. امروز نيز كه در صحنه نبرد فرهنگي هستيم بايد طرحي مثل طرح حضرت امام پياده كنيم، يعني تنها نمي‌توان به نيروي دولت اكتفا كرد، اما نبايد دولت را هم كنار گذاشت؛ بگوييم تو هيچ، ما خودمان در مقابل تو يك رقيبيم و كار مي‌كنيم. با عده‌اي محدود و امكاناتي محدود چقدر مي‌توان روي اين موضوع كار كرد.


برگشت

letzte Änderungen: 18.5.2012 4:50