Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

تحصن خانوادگي كارگران در اعتراض به حكم دادگاه درباره هيات مديره آجر ثبات

جمعی از کارگران و اعضای شورای اسلامی کار شرکت آجر ثبات در نامه ای به دبیر اجرایی خانه کارگرورامین و قرچک نسبت به حکم دادگاه درخصوص اعضای هیات مدیره این شرکت اعتراض کرده و نسبت به اعتراضهاي کارگری اظهار نگرانی کردند. به گزارش ایلنا در این نامه با بیان این که 91 درصد شرکت آجر ثبات متعلق به بانک صنعت و معدن از سوی حدود 700 کارگر این شرکت خریداری شده، آمده است: اعضای هیات مدیره شرکت با مصوبه مجمع سهامداران که بالاترین مرجع تصمیم گیری در شرکت‌های خصوصی است مبلغ 250 میلیون تومان وام قرض الحسنه به کارگران شرکت پرداخت کرد تا از طریق آن قسمتی از اقساط خرید شرکت پرداخت شود ودر عوض حقوق ماهانه کارگران به شرکت بازگشت داده شود. در ادامه این نامه با هشدار نسبت به تعطیلی کارخانه آجر ثبات آمده است : ارتزاق 2 هزار نفر از این کارخانه تامین می‌شود به همین دلیل کارگران این شرکت به صورت خودجوش دست از کارکشیده و به همراه خانواده‌های خود دست به تحصن زده‌اند.

اعتصاب و تحصن کارگران شرکت واگن سازی پارس اراک ادامه دارد

کارگران کارخانه واگن‌سازی پارس اراک در اعتراض به عدم پرداخت حقوق خود، از روز سه شنبه سوم شهریور مقابل کارخانه تحصن کرده‌اند. بسیاری کارگران قراردادی این واحد صنعتی به دلیل بحران مالی اخراج شده‌اند. این کارخانه از جمله شرکت‌های عظیم دولتی است که در روند واگذاری به بخش خصوصی، دستخوش بحران‌های شدید مالی شده است و برای رهایی از این مشکل اقدام به اخراج صدها تن از کارگران قراردادی خود کرده است. علاوه بر این کارگران رسمی این شرکت نیز حدود چهار ماه است حقوق نگرفته اند و همین امر موجب شده تا آنان در چندماه گذشته چندین بار اقدام به اعتصاب و تحصن در جلوی شرکت کنند با این وجود تا کنون اقدامی برای حل مشکلات معیشتی آنان از سوی هئیت رئیسه شرکت صورت نگرفته است و حتی بسیاری از آنان امنیت شغلی خود را از دست داده اند اين در حالي است كه کارگران همچنان به اعتصاب خود ادامه می دهند.

اجرای مجدد طرح انضباط اجتماعی در تهران

مهدی احمدی از مقامات نیروی انتظامی اعلام کرده که طرح انضباط اجتماعی بار دیگر در تهران به اجرا گذاشته می شود. به گزارش بی بی سی : مقامات نیروی انتظامی می گویند هدف از این طرح مقابله با بی نظمی، ساماندهی و بهبود وضعیت معابر شهری و مبارزه با دستفروشان است و اجرای آن از منطقه شش تهران آغاز می شود,این در حالی است که اکثر شهروندان تهرانی از این اقدام بسیار ناراضی هستند و آن را نوعی توهین به شخصیت افراد قلمداد می کنند .
اين اقدام درراستاي سركوبي جوانان ميباشد .

ماموران سركوبگر هر روز وحشيانه تر عمل ميكنند

بنا بر خبر دريافتي از خبرنگار آژانس ايران خبر ,ماموران سركوبگر نظام از ترس شكل گيري اعتراضات مردمي ,علاوه بر گشت زني و بازرسي خودروها به آزار و اذيت و ضرب و شتم جوانان در خيابانها ميپردازند . بنا بر اين خبر در ساعت 1230 به بعد در خيابانهاي نياوران , فرمانيه و وليعصر نيروهاي سركوبگر با متوقف كردن ماشين جوانان به ضرب و شتم آنها پرداخته و در انتها پلاك ماشين آنها را كنده و با خود ميبرند.

هفته نامه نیویورکر: دادگاه‌های نمایشی؛ افشای حکومت ایران و نه متهمان

هفته نامه نیویورکر در شماره تازه خود مطلبی دارد به قلم لارا سکور که در آن ضمن برشمردن سوابق دادگاه‌های نمایشی در ایران نتیجه می‌گیرد که این روش در شرایط فعلی بیش از آنکه خوف‌آور باشد باعث افشای بیشتر حکومت و افزایش انزجار عمومی از آن خواهد شد.
نیویورکر می‌نویسد از زمان وقوع ناآرامی‌ها در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری حکومت ایران سعی کرده است مخالفت‌ها را توطئه اجانب و فعالان اصلاح طلب و روزنامه نگاران را جاسوس و همکار کشورهای خارجی به خصوص آمریکا جلوه دهد. تصاویری که از این دادگاه های نمایشی پخش شده به خوبی نشان می‌دهد که چگونه متهمان تحت فشار مجبور به اعتراف شده‌اند. مقایسه تصاویر محمد ابطحی معاون رییس جمهور سابق ایران قبل از بازداشت با چهره وی در جلسه دادگاه نمونه برجسته‌ای است از کسب اعتراف با توسل به شکنجه.

اخراج شاهو محمدی دانشجوی مریوانی از دانشگاه مشهد

شاهو محمدی دانشجوی کرد واحد نیشاپور دانشگاه مشهد ، از ادامه تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج شد.
حکم اخراج شاهو محمدی دانشجوی سال آخر رشته ژنتیک واحد نیشاپور دانشگاه فردوسی مشهد طی روزهای اخیر از سوی دانشگاه صادر گردیده است.شایان ذکر است این دانشجو که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی دادگاه انقلاب مشهد به سه سال حبس محکوم شده است ، هم اکنون در زندان سنندج در حال سپری نمودن دوران محکومیت خود می باشد.

يكی ديگر از كشته شدگان وقايع اخير در كرمانشاه به خاك سپرده شد

ظهر امروز پيكر محمدجواد پرنداخ يكی ديگر از كشته شدگان وقايع اخير در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه تشيع و به خاك سپرده شد.

محمد جواد پرنداخ متولد 1365 در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه، دانشجوی مهندسی پتروشيمی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از شركت در تجمعات دانشجويان دانشگاه اصفهان در اعتراض به نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری به منزل خود در گيلان غرب باز می‌‌گردد و پس از چند روز از طرف اداره اطلاعات اين شهر احضار و به تأمين وثيقه‌ی 30 ميليون تومانی تا زمان بازگشت به اصفهان و مراجعه به اداره اطلاعات اين شهر مكلف می‌گردد.محمد جواد پرنداخ در وقت مقرر شده همراه با يكی از اعضای خانواده خود به اصفهان مراجعت كرده و طی دو روز متوالی در اداره اطلاعات اين شهر حاضر و مورد بازجويی قرار می‌گيرد. نامبرده پس از دو روز بازجويی صبح روز سوم به قصد حضور مجدد در اداره اطلاعات و پس از آن مراجعه به دادگاه جهت انجام مرحله‌ی بازپرسی كه وقت آن برای وی تعيين شده منزل را ترك می‌نمايد. اما متأسفانه حوالی ظهر همان روز جسد وی در زير يكی ‌از پل‌های شهر اصفهان يافته می‌شود. پزشكی قانونی اصفهان علت مرگ اين دانشجوی كُرد را برخورد جسم سخت به جمجمه عنوان نموده است. گفتنی‌ست مراسم خاكسپاری محمد جواد پرنداخ ظهر روز پنج‌شنبه پنجم شهريور ماه در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه با حضور گسترده مردم اين شهر برگزار گرديد و مراسم ختم وی نيز طی امروز و فردا در منزل شخصی‌شان برگزار خواهد شد.

حکم سنگین و غیر انسانی علیه دانشجوی زندانی

بنابه گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین زندانی سیاسی حسن ترلانی به حکم سنگین و ضد بشری 10 سال زندان و تبعید به زندان کرمان محکوم شد.دانشجوی زندانی حسن ترلانی 22 ساله روز یکشنبه 25 مردادماه برای چندمین بار به دادگاه انقلاب برده شد و در شعبۀ 22 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام محسنی مورد محاکمه قرار گرفت. و روز سه شنبه3 شعریور ماه به خانواده و وکیلش خانم نسرین ستوده اعلام شد که به 10 سال زندان و تبعید به زندان مرکزی کرمان محکوم شده است.

اصلاحات یا انقلاب، حقیقت کدامست؟

احمد فارسی

اینک، پس از دو ماه مبارزه فشرده، زمان آن رسیده است که با نگاهی به آنچه که گذشت، درسهایی برای ادامه راه فراروی بگیریم و ظواهر را برای درک از واقعیّت بشکافیم.

در طی رقابت هاب انتخاباتی، رهبران اصلاح طلب به مردم می گفتند که تنها با شرکت وسیع در انتخابات می توانند در فضای سیاسی و عملکرد حکومتی نأثیر گذارند. آنها بخصوص روی این اصل تکیه می کردند که تنها از طریق انتخاب و به قدرت رساندن اصلاح طلبان درون حکومت (خودشان) است که می توان بدون پرداخت هزینه یِ خونین یک انقلاب به آزادی های انسانی و دمکراسی دست یافت. در مقابل، تحریم کنندگان انتخابات، هشدار می دادند که در اصلِ نظام دیکتاتوری، مابین سیاست هایِ اصلاح طلبان حکومتی و اصولگرایان تفاوتی نیست و هدف هر دو طرف، حفظ نظام جبّار و حاکم جمهوری اسلامی است که نه تنها در عملکرد خشونت بار و دیکتاتوری نظامی، بلکه حتی در ظواهر قانونی اش هم دیکتاتوری مطلقه ولایت فقیه را در تمامی عرصه های زندگی مردم، از جمله قانون انتخابات، مسلط ساخته است. پس چه مردم رأی دهند و چه رأی ندهند، همواره نام فرد و افرادی از صندوق بیرون خواهد آمد که حافظ این نظام دیکتاتوری و انحصار قدرت و ثروت طبقه حاکمه می باشند. نتایج انتخابات نیز حرف تحریم کنندگان را به اثبات رساند و نام احمدی نژاد بعنوان برنده یِ انتخابات بیرون آمد. البته مردم به درستی خواهند گفت که این یک تقلب بوده است و برنده موسوی بود. در پاسخ باید گفت، مگر نتیجه یِ انتخابات گذشته از روی سلامت انتخاباتی بوده که این بار را استثناء دانست؟ این تقلب و کودتا علیه اصلاح طلبان حکومتی فقط بیانگر آنست که بحران در طبقه حاکمه باندازه ای است که حتی افرادی را که از فیلتر انتخاباتی شان گذشته اند نیز «اصلح» به حفظ قدرتشان تشخیص ندادند. اصولاً در چنین نظامی، قانون، نه قرارداد بین دولت و ملّت، بلکه ابزاری برای حفظ انحصار قدرت و ثروتِ اقلیّتی چند هزار نفره بر اکثریتی هفتاد میلیونی است که هرگاه و در هر شرایطی که نتواند نقش مؤثر خود را داشته باشد، به کناری پرتاب شده و ابزار اصلی، یعنی قدرت مسلحانه حکومت به کار گرفته می شود. پس ادعاهای اصلاح طلبان حکومتی که گویا مردم می توانند بدون دادن هزینه یِ خونین انقلاب و از طُرُق قانونی به آزادی های انسانی و دمکراسی برسند، تنها ابزاری برای تحمیق مردم است. تحمیق مردمی که از ظلم و ستم و تبعیض اقتصادی و سیاسی جان به لب شده اند. راهی انحرافی تا انرژی متراکمِ تحوّل دهنده شان به کانالهای بدون خطر برای بقا نظام سرریز شود.

دیدیم که واقعیات اخیر نیز ثابت کرد که اختلافات و رقابت های انحصارهای اقتصادی و سیاسی تشکیل دهنده یِ هیئت حاکمه عمیقتر از آن بود که بتوانند از طریق انتخابات و مسالمت آمیز، حتی، در میان خود قدرت را جابه جا کنند. جناح سپاهِ تازه به دوران رسیده هنوز از بالا کشیدن ثروت های مردم سیراب نشده است که حاضر به تسلیم مسالمت آمیز ابزارهایِ اجرایی به جناح اصلاح طلب باشد. این سبب شد تا کانال های مسالمت آمیز و بی خطر انتقال قدرت بین خودشان هم مسدود گشته و سیل عظیمی از انرژی تحول خواه مردمی به خیابان ها سرریز گردد و به سرعت جهتِ «سرنگونی دیکتاتوری و جمهوری اسلامی» را بیابد.

ما در این چند سطر نمی توانیم تمامی جوانب چنین حرکت تاریخی ای را، حتی اگر به تمامی آن اشراف داشتیم، توضیح دهیم، بلکه تنها می خواهیم به بخشی از عملکرد «رهبران» اصلاح طلب حکومتی، پس از طغیان مبارزات مردمی بپردازیم.

برای کسانیکه در میدان مبارزات حضور داشتند کاملاً محرز است که مبارزات مردمی، خارج از کنترل جناح های هیئت حاکمه آغاز گشت و به سرعت ماهیت ضد حکومتی خود را یافت. جناح کودتاچی، با موضعی روشن و واضح، دست به اسلحه شد و سرکوب خونین را آغاز کرد و با هر گلوله، بخشی از توهم مؤثر بودن «اقدامات مسالمت آمیز» را از اذهان مردم درید. امّا، جناح اصلاح طلب بازی پیچیده ای را آغاز کرد. آنها که برای تقابل با رقیب از ابزارهای حکومتی محروم شده بودند ،هنوز به انرژی مردم برای فشار بر جناح حاکم نیاز داشتند. اما، این نیروی مردمی نمی بایست توان تخریب نهادهای دیکتاتوری و انعقاد نطفه های نهادهای دمکراتیک را می داشت. بلکه تنها، می بایست به ابزار عقیم شده یِ فشار بر جناح حاکم تبدیل می گشت. پس تاکتیک «فشار انفعالی» بعنوان مناسب ترین شکل جهت یابی مبارزات مردمی مطرح گشت و «تظاهرات سکوت آمیز» متولد گشت. اما، جناح کودتاچی، هارتر از آن بود که اجازه دهد تا حتی چنین ابزار بی خطری در برابرش قرار گیرد، پس در نماز جمعه 29 خرداد، حکم تیر را صادر کرد و دوباره به مردم نشان داد که اینگونه اقدامات «مسالمت آمیز» سدّ راه «حق انحصاری قدرت» ش نخواهد بود. از روز 30 ام خرداد، هزینه یِ یک انقلاب تمام عیّار به مردم تحمیل شد. و الحق که مردم نیز علیرغم تلاش های اصلاح طلبان حکومتی، به خوبی از پس سرکوب ضدانقلابی هیئت حاکمه بر آمده و در اولین قدم ثابت کردند که با زور اسلحه نمی توان مردمی را که آماده یِ پرداخت هزینه یِ انقلاب هستند، سرکوب کرد.اما متأسفانه، به علت ضعف عناصر انقلابی و تعدادشان، این مبارزات نتوانست با آگاهی انقلابی توأم شود و دورنمایِ مبارزه را در اذهان مردم شکل دهد. البته مردم بر مبنایِ نیاز مبارزاتی خود توانستند نطفه های نهاد دمکراتیک محلّات را شکل دهند، اما از اینکه این نهادها چه ارزش و قابلیّتی دارند و اینکه به کدام سمت باید تکامل یابند آگاه نگشتند. در اینجا بود که تلاشهای انقلابی مردم، بازهم در زیر رهبری اصلاح طلبان حکومتی باقی ماند و ایشان نیز با به کارگیری تاکتیک «تجمعات ممتد و متمرکزِ بی هدف» و درگیر ساختن اذهانِ مردمی به تقابلهای خیابانی بی ثمر، این نیرو را به فرسایش کشاندند و اُفت کنونی را باعث گشتند.

با وجود فروکش کردن تقابلات خیابانی،فضای جامعه هنوز ملتهب است، چرا که اقدامات مردمی ثمری نداشته و معضلی را حل نکرده است. تنها دستاورد این مقطع، رویگردانی مردم از رهبران اصلاح طلب است. ما می بایست در این شرایط با ارائه تحلیل های عینی و راه حل های واقعی به مردم، کمک کنیم تا بغیر پی بردن به اشتباهاتشان و زدودن توهماتِ «اصلاحات مسالمت آمیز»، صاحب درکی عمیق نسبت به انقلاب دمکراتیک و اهداف آن و نیروهایِ طبقاتی تشکیل دهنده اش شوند و با آگاهی به جنبه یِ سازنده یِ انقلاب، مرحله یِ جدیدی از مبارزات را آغاز کنند. انتشار از «ندای سرخ» ، 7 شهریور 1388

http://nedaanews.com

برگشت

letzte Änderungen: 18.5.2012 4:50