*
Nr 717= 1 - انتخابات و نقش سپاه اعطای امتیاز مالی جدید به پاسداران:
در تاریخ 23 دیماه 1387 مجلس مافیاها تصویب کرد به کلیه نیروهای سپاه پاسداران که بیش از 25 سال سابقه دارند به میزان یک رده به حقوق انان افزوده خواهد شد و تا فرا رسیدن دوران بازنشستگی این افزایش حقوق پرداخت خواهد شد .
به راستی وقتی دولت ادعا می کند که سالها برای یکسان سازی حقوق و مزایا تلاش کرده است و سال گذشته به نتیجه رسیده است، چه دلیل دارد که حقوق تنها یک قشر از حقوق بگیران کشور افزایش یابد؟ آیا افراد سپاه پاسداران که در اکثر نهادها و سازمانها و ادارات و وزارتخانه ها مامور هستند و از محلهای خدمت خود، امتیازات خاصی را دریافت میدارند، باز می باید این امتیاز را دریافت می کردند؟
با نگاهی به برخی از مقامات و مناصب و مقامها مشاهده می شود که بیش از 50 درصد آنها در اشغال نیروهای سپاه پاسداران است و متصدیان از امتیازات خاص برخورداند. از جمله خانه دولتی – اتوموبیل دولتی – راننده دولتی – محافظ دولتی – هزینه سفرهای داخلی و خارجی خود و خانواده از بودجه دولت – بهداشت و درمان دولتی و رایگان – آموزش رایگان خود و فرزندان – هزینه تلفن – موبایل – برق – گاز – آب و.. رایگان – مجوزها – امتیازات دریافت وام های کلان – اتوموبیل های صفر کیلومتر – منازل واگذاری مجانی یا قسطی – زمین های رایگان – و... آیا بازهم این افراد نیازمند دریافت حقوق بالاتر هستند .
لازم به ذکر است که کلیه نیروهای ارشد مقاومت بسیج – بسیج – نیروهای انتظامی – فرماندهان لشکر ها – تیپ ها – گردانها و... همه از این دسته می باشند که باید افزایش حقوق شامل حالشان شود .
چرا نظام ولایت مطلقه فقیه بر خود لازم و واجب می داند که به هر صورت به این نیروی وفادار بیش از دیگر نیروها توجه مبذول دارد ؟ اگر بنا بر دفاع از کشور در هنگام جنگ بوده است که فرماندهان ارتش و افراد با سابقه این نیرو نیز باید این امتیاز را دریافت می کردند. علاوه بر آن، تفاوت کارگران مشاغل دیگر از جمله کارگران ذوب آهن – فولاد – ریخته گری – شیشه گری – نساجی – و... که مشاغل سخت را بر عهده دارند با سابقه بیش از 25 سال چرا از این امتیاز بهره مند نیستند ؟ آیا کارگران شهرداری – اتوبوس رانی – معلمان – و... با بیش از 25 سال سابقه از این امتیاز برخوردار می شوند.
جواب منفی است زیرا، در مجلس مافیاها هنگام اعلام این افزایش حقوق، حتی یک «نماینده» نیز جرات نکرد اعتراض کند. همه به پیشنهاد رأی دادند. در حالی که همان «نمایندگان» می دانند برخی از معلمان حق التدریسی ماهها است حقوق دریافت نکرده اند .
سپاه خود را حافظ دستاوردهای انقلاب می داند. گوئی انقلاب ملک طلق سپاه است. از همان ابتدای انقلاب، برای بیرون کردن مردم از صحنه، سپاه را بوجود آوردند تا ستون پایه قدرت جدید شود. همه می دانند این نیرو با توجه به منابع و امکانات که ولایت مطلقه فقیه در اختیارش قرار داده است، به حدی قدرتمند شده است که نه تنها خود را به سرکوب هر جنبشی توانا می بیند، بلکه دولت را به تصرف خود درآورده و در می آورد.
سپاه تنها نیروی مدافع نظام ولایت مطلقه خامنه ای است و دلایل واگذاری امتیازات بی حد و حصر و مقامات و پست ها به افراد سپاه به دلیل حمایتش از استبداد حاکم است.
از زمان بر سر کار آمدن حکومت احمدی نژاد، سپاه در ساختار خود تغییراتی به وجود آورده است تا که بتواند در چند مرحله، کنترل کامل امور کشور را به دست آورد. حفاظت از «رهبر» در برابر مردم، پوشش تصرف دولت از سوی سپاه است. اکثر جامعه شناسان بر این باورند که با توجه به عملکرد رژیم ولایت فقیه، جامعه در حال از هم گسیختگی و زوال است. این گسست قابل مشاهده در خانواده ها، نگرانی شدید را پدید آورده است. کنترل چنین جامعه ای دیگر از عهده روشنفکران – جامعه شناسان – سیاسیون – علما و... خارج شده است و به زودی بحران عظیم و درگیری های شدید و ویران کننده از راه خواهند رسید. این نیرو، بنا بر نظر سران رژیم ولایت فقیه، تنها نیرویی است که احتمالا بتواند در مقابل این سیل مقاومت کند. غافل از این که اگر گارد جاویدان شاه و شهربانی و ساواک آن استبداد توانست ، این نیرو نیز خواهد توانست .
Kommentare
view profile
22Bahman sagt:
* نابرابری و بازگشت به تجدد صوری:
نظرات رفیع پور در این باره، در خور توجه است :
« ...اما خود برنامهها و اولويت بندي در آنها، همواره به شکلي بوده است که جامعه را به نوعي با عوارض و مشکلات ناشي از آن روبرو کرده است. گرچه بعد از انقلاب از ميزان نابرابري کاسته شد، اما به سختي ميتوان پذيرفت که بعد از سال 1368 نابرابري در ايران کم شده است... 40 درصد مردم که در پايين ترين گروه اجتماعي قرار دارند، مالک 97/2 درصد داراييها و 40 درصد ديگر مالک 18/27 درصد دارایی ها و20 درصد بالاي جامعه، مالک 85/74 درصد داراييهاي جامعه ميباشند. بنابراين اقداماتي که بعد از سال 1368 بالاخص در زمينه اقتصاد و آموزش انجام گرفته، موجب افزايش نابرابري گشته و در نتيجه آن (به علت گسترش فقر) ثروت در جامعه با ارزش شده است.» (رفيع پور، جامعه شناس دانشگاه ملی ( بهشتی) و از نزدیکان به بیت رهبری ).
«اگر که تقابل سنت و تجدد را در ظواهر مردم رديابي کنيم ميتوانيم شاهد اين مسأله باشيم که در مقطع انقلاب، روي به سنت برده شد. اما پس از مدتي بازگشت به قبل در ظواهر نيز خود را نشان ميدهد». تغيير ارزش ها و نگرشها را در اين مقطع، دکتر رفيع پور چنين توضيح ميدهد:« در شرايط انقلاب، تغيير ارزش ها نسبتاً سريع، اما با اين وصف، تدريجي بود: قيافههاي ظاهري بدون دستور و زور از بالا به صورت دروني به تدريج تغيير يافت. خانمهاي بيحجاب ابتدا با همان لباسهاي متوسط و معمول، يک روسري به سر کشيدند، سپس روسريها بزرگتر و لباسها گشادتر و تيره تر شد... ريشهاي آقايان نيز بتدريج در آمد... انگشتر طلاي آقايان با نقره و عقيق جايگزين و کت و شلوارهاي شيک به اورکت سربازي تبديل شد... وسايل منازل تغيير و... اما تحول ارزش ها؛ بسيار عميق تر از اين تغييرات ظاهري بود؛ جلسات قرآن، نمازهاي جماعت و جمعه، هجوم به سوي حوزه، عشق به خدمت و... » (رفیع پور – جامعه شناس) .
اما بعد از آن دیگر این انگیزه ها به دلیل سلوک رهبران و سران نظام تغییر می کند و مردم نیز دچار تغییر می شوند زیرا ناحق بودن حکومت و نظام را در می یابند . از ان زمان به بعد نظام در پی حفظ و بازگرداندن جامعه به همان سالها است اما برای این بازگشت دیگر زمانی نمانده است دوران اصلاحات نیز می توان گفت اخرین لگدها را بر باورهای نظام ولایت زد تا جایی که خود ولی وارد صحنه گشت تا مانع از مرگ نظام خود شود و تلاش کرد تا سالهای اصلاحات با ناتوانی حکومت خاتمی از انجام هر اصلاحی و با واقعیت یافتن اختیارات «رهبر» خاتمه یابد و بعد بتواند با بر سر کار آوردن رییس جمهوری عقب مانده و زورمدار، استبداد را ادامه دهد. اما نه تنها نتوانست که شرایط را بسیار خطرناک تر کرد. به گونه ای که نظام ولایت فقیه به حکومت گره خورد و روز به روز مشروعیت از دست داد. حال در چنین وضعیتی، نیاز به استفاده از آخرین داشته رژیم، یعنی نیروی مسلح دارد و سعی می کند از آن استفاده کند. اما به نظر می رسد که دیگر زمان برای انجام این کار از دست رفته است و رژیم ولایت فقیه راهی به جز سقوط ندارد . متن زیر گویا است:
کاهش گرایش به سنت و دور شدن از نظام سنتی را رفیع پور در پژوهشی این طور توضیح می دهد:
«از سال 1365 تا 1371 (و سالهاي بعد) يک تغيير ارزشي در زمينه پايبنديهاي مذهبي و اعتقادي در جامعه روي داده است. از يک طرف ميزان تمايل مردم به دين و روحانيت و سمبلهاي مذهبي کاهش، و از طرف ديگر تمايل آن ها به ماديات افزايش يافته است. بنابراين در اينجا کاملاً مشهود است که در شرايط جامعه ما يک تضاد مشخص بين ارزش هاي مادي و ارزش هاي مذهبي وجود دارد. اين بررسي در سالهاي 1373 و 1375 نيز تکرار ميشود که طي آن نه فقط نتايج پژوهش سال 1371 بلکه روند تغييرات از آن به بعد نيز تأييد ميشود.»
و دکتر تقی آزاد ارمکی جامعه شناس و فرزند شهید در باره زوال خانواده در نظام ولایت فقیه می گوید : «يکي ديگر از موضوعات اصلي که دردوره جديد به عنوان شکل حاد بدان توجه شده است وضعيت خانواده ايراني است. گفته شده است که خانواده ايراني در حال فروپاشي است. فروپاشي خانواده ايراني به فروپاشي نظام سياسي و فرهنگ ايراني مرتبط شده و گويي با تحقق فروپاشي خانواده در هر سطحي و با هر معنايي ديگر از فرد ايراني در روي کره زمين اثري نخواهد بود. گفته ميشود بحران در خانواده ايراني آنقدر جدي و حياتي است که تعجيل و اقدام جمعي براي حل آن ضروري است و همه بايد دست در دست هم داده و با مشکل زوال خانواده جدي برخورد کنند.
تغيير بینش زنان و جايگاه آنان، افزايش ميزان طلاق، کاهش ميزان ازدواج، کاهش فرزندآوري، تغيير نگاه به همسر، مرکزيت تصميمگيري خانواده در جامعه، کمرنگشدن باورهاي مذهبي و کاهش اعتماد که به مجموعهاي از نقشهاي معارض انجاميده است وضعيت تعارضي حوزه مطالعات خانواده در ايران را به طرح بحث فروپاشي خانواده، مضيقه ازدواج و طلاق کشانيده است.»
رژیم ولایت فقیه تنها راهی که برای حفظ نظام خانواده در ایران به نظرش می رسد، استفاده از مسلسل و زور است. زیرا مشاوران آنها فکر دیگری به جز استفاده از زور برای حفظ خانواده که مرتبط با حفظ سیاست است ندارند . اینکه دیده می شود نیروی انتظامی با کمک بسیج و سپاه و نیروی مقاومت تنها به فکر استفاده از طرح های امنیتی و سرکوب های اجتماعی هستند به این دلیل است که راه دیگری برای ادامه حاکمیت آنها باقی نمانده است .
سپاه پاسداران در سالهای قبل از تشکیل حکومت فعلی نیز در کلیه امور کشور دخالت می کرد. خود را محق در این دخالت می دانست . امروز نیز، در کلیه امور سیاسی – اقتصادی – امنیتی – قضایی – اطلاعاتی خود را برتر از دیگران می داند و بعنوان «تنها نیروی سازمان یافته» به خود حق زمامداری می دهد .
کارهای انجام گرفته توسط نیروهای سرکوبگر سپاه، مرتب انتشار یافته اند. در این مقاله قصد بررسی وضعیت فعلی این نیرو و نیروهای زیر مجموعه آن و چگونگی دخالت آنان در انتخابات گذشته و آینده است.
مدتهاست که برخی از نیروهای سیاسی که خود زمانی در کنار این نیروها بوده اند و به شیوه عمل آنها و نیز رهبری نظام آگاه هستند سخن از حزب پادگانی می گویند و معتقدند که این نیروها با کمک برخی از سران نظام بر کلیه امور نظارت کامل دارند و در بیشتر مواقع دخالت را حق خود می دانند تا جایی که انتخاب رییس جمهوری و برخی دیگر از مسئولان سیاسی – اقتصادی – قضایی – امنیتی را نیز در حیطه قدرت خود می دانند .
ساختار فرماندهی کل قوا نشان می دهد که انتخاب اعضای ارشد این نیرو و دیگر نیروهای نظامی حافظ ولایت بر عهده شخص «رهبر» و افراد مستقر در بیت او می باشد و به جرات می توان گفت که اعضای حزب مسلح کاملا تحت نظر رهبری در امور دخالت می کنند و منویات رهبری را به اجرا در می اورند . معمولا در برخی مواقع که رهبری برای مخفی بودن از دیدها نیاز به انجام اموری را دارد که لازم نمی بیند دیگران از دخالت وی در انجامشان مطلع شوند، برخی ها مأمور می شوند کارها را به ترتیبی انجام دهند که پنداری به اراده خود اقدام کرده اند.
دخالت رهبری در کلیه امور دیده می شود. در برخی مواقع که دیگران به هر دلیلی از انجام کاری ناتوان هستند، « رهبر» با کمال قدرت از حکم حکومتی استفاده می کند. با صدور حکم، مانع از انجام کاری می شود که سود آن به مردم می رسد و زیانش به رهبری. در دوره مجلس ششم، رهبری برای جلوگیری از تصویب طرح مطبوعات و حقوق شهروندی، از آن حکم استفاده کرد .
البته دخالت در امور بر خلاف رای و نظر مردم و قانون اساسی را خمینی سنت کرد. بعد از او، خامنه ای پا جای یای او گذاشت. این گونه دخالت ها به جز مواردی است که در قانون بر عهده شخص ولایت مطلقه است و اگر برخی از خبرگان بازنگری قانون اساسی احساس می کردند که ممکن است روزی رهبری برای جلوگیری از حقوق مردم نیاز به حکم حکومتی داشته باشد قطعا آن را در قانون اساسی می گنجاندند. با این حال و با آنکه در بازنگری، به رهبر، اختیارات نزدیک به مطلقی را داده اند، خامنه ای از قانون اساسی خارج و با صدور حکم حکومتی، آن قانون را نقض می کند. در زیر یک نمونه از دخالت های مخفیانه رهبری در انتخابات جامعه مدرسین به نقل از شیخ محمد یزدی آورده می شود :
شیخ محمد یزدی در باره چگونگی شكلگيری مجمع و انتخاب افراد آن مینویسد: «مقام معظم رهبری در سخنرانی خود برای اعضا شورا در زمان رياست جمهوری، نكته بسيار جالبی كه خطاب به من بعنوان مسئول بخش سياسی فرمودند اين بود كه در نظامهای حكومتی در برخی مواقع و موارد حكومت نمیتواند به طور مستقيم وارد شود و اظهار نظر نمايد در عين حال دوست دارد كه كلام و مرام او از كانال يك تشكيلات ذی نفوذ درميان عامه ابراز شود. در اين حال نظام اگر هم از تشكيلات ياد شده حمايت كند در خفا خواهد بود. آيةالله خامنهای سپس فرمودند جامعه مدرسين حكم همان تشكيلات را دارد و به خصوص وظيفه بخش سياسی آن در اين خصوص خطير است.
شیخ محمد یزدی در مورد دوم مينویسد: « يك بار هم در ايام رهبری ايشان خدمتشان بوديم و در آن جلسه دوستانه ايشان رهنمودهای بسيار ارزندهای دادند و خط مشی ما را برای آينده تعيين فرمودند. از جمله عنوان كردند: اكثر اعضای شما دارای عنوان آية اللهی هستید و قدم به سن كهولت گذاشتهايد و به تدريج توان كاری تان را از دست میدهيد و به جايی میرسيد كه توانايی انجام كار از شما خلاف انتظار است. بنابراين بايد شما تشكيلاتتان را اصلاح كنيد. بدين ترتيب كه عضوگيری كنيد و از افراد جوان و شاداب بهره ببريد و امور اجرايی جامعه مدرسين را به آنها بسپريد و خودتان در پشت صحنه تنها به سياستگزاريهای كلی رو آوريد. از جمله پيشنهادهای ابتكارآميزی كه رهبر انقلاب در آن جلسه ارايه كردند اين بود كه فرمودند اگر موافق هستيد آقايان فلانی و فلانی (اسامی اشان را فرمودند) برای تغيير تشكيلات جامعه مدرسين انتخاب شوند. اگر خواستيد میتوانيم رای بگيريم. اين پيشنهاد مقبول افتاد و به همين دليل با آنكه از پايان وقت جلسه گذشته بود آن را تمديد كرديم و قرار شد كه مخالفين و موافقين با اين پيشنهاد، حرفهايشان را بزنند . يك دور آقايان صحبت كردند و بعضیها به اسامی پيشنهادی رهبری تعدادی را افزودند. بنده به خاطر دارم كه در آنجا اشكالی را مطرح كردم و آقای خامنهای فرمودند كه اشكال شما قابل حل است و راه حلش را عنوان كردند. در نهايت پنج نفر انتخاب شدند و مسئوليت اصلاح ساختار جامعه مدرسين و تغيير برنامه و اساسنامه به دوش آنان گذاشته شد. جلسه آن قدر به درازا كشيد كه وقت نماز ظهر و عصر فرا رسيد و جلسه برای اقامه نماز و صرف ناهار موقتاً تعطيل شد. مجدداً جلسه شروع به كار كرد و مقام ولايت فرمودند. بنده مايلم با پنج نفری كه انتخاب شدند جلسهای داشته باشم و بقيه آقايان میتوانند تشريف ببرند. " (خاطرات آية الله يزدی، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1380،ص 531-32)
از همان زمان، خامنه ای در کلیه امور که به حفظ قدرت مربوط می شود، مخفیانه، عمل می کند. در حال حاضر، تصدی بسیاری از امور را به نیروهای نظامی و امنیتی واگذار کرده است .
* سپاه و مراحل مختلف ماموریتش:
به طور خلاصه می توان گفت که سپاه در 4 دوره مسئولیت هایی خاص را بر عهده داشته است:
● مرحله اول بین سالهای 58- 60 :
در این دوره، نقش سپاه در سرکوب مردم و مبارزان و دستگیری نیروهای انقلاب و شرکت در کودتا بر ضد رییس جمهور و دخالت در اعدام مبارزان بود . بدین سرکوب بود که دولت استبدادی ولایت فقیه استقرار جست و سپاه ستون پایه آن شد.
● مرحله دوم سالهای 1360-1367:
ادامه سرکوب ها و شرکت در کلیه دستگیری ها، شکنجه ها، بازجویی ها و اعدام مبارزان، ادامه جنگ تحمیلی تا تثبیت نیروی خود به عنوان قدرتمند ترین نیروی نظامی کشور و تبدیل شدن به ستون فقرات رژیم ملاتاریا .
افرادسپاه پاسداران در دو مرحله اول، با حمایت رهبران رژیم ولایت فقیه، مأموریت فرود بردن جامعه را جو ترس و نگاه داشتنش در این جو را به انجام رساندند.
● مرحله سوم سالهای 1368-1376:
1 - در این دوره افسران سپاه پاسداران با دریافت مقامات بالای نظامی وارد صحنه سازندگی و امور اقتصادی شدند و با تاسیس دهها شرکت و قرارگاه توانستند در مدتی کوتاه به سرمایه های باد آورده ای دست یابند. افراد فراوانی به ثروتهای بزرگ دست یافتند. سردار محصولی و سردار محسن رضایی و سردار مصلحی و سردار رحیم صفوی و .... با نام و نشان هستند. اما بسیاری ثروتمند شده اند و بی نام و نشانند.
2 - افراد سپاه، در این دوره نیز، در کلیه امور سرکوب به خصوص در سرکوب های خیابانی شرکت مستقیم داشته و خیابانهای تهران و شهرستانها را به صحنه های درگیری با دانشجویان و دختران و پسران می کردند و هر روز دست به نمایش قدرت می زدند . افراد سپاه، در این دوره، در بسیاری از ترورها در خارج از کشور دخیل بوده اند. علاوه بر آن در بحران سازیها در منطقه نیز شرکت داشته اند .
علی سعیدی نماینده رهبری در سپاه در رابطه با این دوران می گوید: «سپاه متناسب با نيازمندي هاي کشور و نظام عمل مي کند و در دوره سازندگي ماموريت سپاه علاوه بر دفاع از مرزها، کمک به دولت جهت تسريع امور بازسازي و سازندگي کشور بود يعني سپاه هميشه وظيفه دفاع از دستاوردهاي انقلاب را بر عهده دارد و در هر دوره اين دفاع، شکلي متفاوت دارد.
البته اين کمک رساني مشروط به آن بود که سپاه از وظيفه اصلي خود فاصله نگيرد . در همين راستا 1500 پروژه در دستور کار سپاه قرار گرفت که بيش از 1100 پروژه آن به مرحله بهره برداري رسيده است. پروژه هايي همچون سدسازي (مانند کرخه)، اتوبان سازي و پل سازي و ... هم اکنون نيز 400 پروژه در دست احداث است که به تدريج به مرحله نهايي خواهد رسيد. سپاه در اين مقطع از انقلاب توانست در پروژه هاي ملي سهم بسزايي داشته باشد و گام هاي بلندي را بردارد. پروژه هايي مانند انتقال خط گاز از عسلويه به چابهار که قطعاً از توان پيمانکاران خرد خارج بود.»
3 - لازم به ذکر است که در دوره سازندگی، افراد سپاه پاسداران در کنار افراد واواک بیشترین جنایات را در حق مردم انجام دادند و ترورهای گسترده ای را برنامه ریزی و اجرا نمودند که برخی از آنها افشا گشت و می توان گفت که بزرگترین آسیب به نظام همانا افشای دخالت این افراد در ترور در رستوران میکونوس واقع در برلین بود .
● مرحله چهارم سالهای 1376-1384 :
بازگشت مجدد سپاه به صحنه قدرت نظامی و سیاسی به دلیل نیاز رهبر به مقابله با نیروهای سیاسی اصلاح طلب. در این دوره، افراد سپاه که در سرکوب گری ها و مقابله با دولت وقت شرکت داشتند و علاوه بر آن، همراه با افراد نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، در سازمان ترور شرکت و انجام مأموریت ها برای ترور شخصیت ها برعهده داشتند، مأموریت جدید را بر عهده گرفتند.
شرکت نیروهای شخصی پوش سپاه در حمله به دانشگاهها و به خصوص خوابگاه دانشگاه تهران از جمله بزرگترین عملیات سرکوب دانشجویان و مردم بود. بعد از آن سرکوب ترس خامنه ای و سران سپاه بیشتر شد و ترورهای داخلی معروف به قتل های زنجیره ای لازم شدند و به دستور خامنه ای انجام گرفتند.
سعیدی در مورد نقش سپاه در این دوره می گوید : سپاه در هيچ دوره يي نمي تواند نسبت به نظام و انقلاب و تغييرات و تحولات مربوط به آن بي تفاوت باشد زيرا همانطور که مطرح شد، سپاه يک نيروي کلاسيک نظامي نيست که فقط مسائل نظامي را پيگيري کند. بسيج و سپاه همواره نسبت به اصول و مباني انقلاب حساس و نگهبان آرمان ها و اصولي هستند که امام خميني (ره) آنها را پايه گذاري کرد و مقام معظم رهبري آنها را تا به امروز ادامه داده است. لذا چيزي فراتر از امام و رهبري نمي گوييم و هر دولت و مجموعه يي که به اين آرمان ها وفادارتر باشد، به سپاه و بسيج نيز نزديک تر است و اين دو نهاد هم احساس همراهي بيشتري با آن دولت خواهند داشت و هرچه در توان داشته باشند، در خدمت آن دولت قرار مي دهند تا آرمان هاي انقلاب و نظام محقق شود اما برعکس اگر دولتي از اين مباني و اصول فاصله بگيرد، طبيعي است بسيج و سپاه هم بي تفاوت نخواهند بود و حساسيت خود را اعلام خواهند کرد و نظرات شان را به هر شکل که شده براي جامعه مطرح مي کنند مانند نامه تعدادي از فرماندهان سپاه که در زمان آقاي خاتمي نوشته شد و نسبت به روند آن زمان اعتراضاتي شديد مطرح شد تا دولت نسبت به رفع آنها توجه ويژه داشته باشد.
سپاه با هر دولتي که منتخب مردم باشد همراهي مي کند تا زماني که انحرافي از اصول امام و رهبري در مشي آن دولت نبيند اما به محض آنکه مشاهده کند دولتي از اين آرمان ها فاصله گرفته است، هشدار مي دهد و نسبت به زاويه يي که بين منويات امام و رهبري و دولت يا ساير قواي سه گانه به وجود آمده است، حساسيت نشان مي دهند و بر حسب وظايف خود عمل مي کنند.
● مرحله پنجم از 1384 به بعد:
سپاه – همواره مقصود از بخشی از آنست که کاربدست و قدرتمدار است - در رویاروئی با اصلاح طلبان، در ظاهر، در نقش مدافع رهبری، وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری شد. اما در واقع، خیز برداشته بود برای تصرف دولت. با استفاده از زور و تقلبات گسترده، فرد «مورد تایید رهبری» ، احمدی نژاد، را بر مقام ریاست جمهوری نشاند. سعیدی در باره رابطه میان سپاه و دولت احمدی نژاد می گوید :
«سپاه متناسب با درخواست ها و نيازهاي دولت با آنها همکاري مي کند اگر از آن سو اين تقاضا وجود داشته باشد سپاه نيز آماده همياري و همکاري است. خب در دولت نهم نيز اين درخواست بيشتر وجود داشته است و به همين دليل تعامل سپاه و دولت بيشتر شده است. بسياري از کادرهای متخصص و باتجربه دولت از بدنه سپاه انتخاب شده اند و دولت نيز در اين رويکرد سعي دارد از مديراني استفاده کند که از سلامت فکري و اعتقادي آنان مطمئن باشد و کادر نيروي انساني مومني در اختيار داشته باشد تا در مسير اهداف انقلاب خستگي و انحراف پيش نيايد.»
سعیدی در رابطه با افزایش عملکرد اقتصادی سپاه در دوران احمدی نژاد به خبرنگار عصر ایران می گوید: «اگر منظور از فعاليت هاي اقتصادي سپاه فعاليت هاي عمراني آن باشد از دوران سازندگي تا به امروز وجود داشته و دارد. اين قرارگاه فعاليت هاي کلان و طرح هاي ملي را در دست مي گيرد...در بخش عمراني و سازندگي نيز نقش سپاه نقش چشمگيري است. بسياري از طرح ها فقط با کمک سپاه قابل تحقق است، اين نيز منافاتي با اصل 44 ندارد.»
*سپاه و دخالت در امور دیگر نهادها:
با به قدرت رسیدن احمدی نژاد و تایید «رهبر»، سپاه کنترل برخی دیگر از امور را بر عهده گرفت که در زیر با توجه به اعترافات «حجت الاسلام» سعیدی به آنها می پردازیم . سعیدی می گوید : «... سپاه علاوه بر اين وظايف معمول و تعريف شده به طور خاص نهادي است جهت حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي لذا شاخصه منحصر به فرد نظامي گري در مورد سپاه جواب نمي دهد و بايد ابعاد مختلف ديگر آن را نيز مطرح کرد. سپاه در حوزه هاي امنيتي، نظامي و فرهنگي فعاليت مي کند. از اين رو به طور مشخص بايد گفت سپاه علاوه بر فعاليت هاي امنيتي و نظامي، ماهيتي فرهنگي نيز دارد.»
البته سعیدی دخالت سپاه در امور اقتصادی و سیاسی و ترورهای داخلی و خارجی و... را از قلم انداخته است.
* دخالت در امور فرهنگی:
سعیدی برای توجیه حضور سپاه در امور فرهنگی می گوید : «مروري بر تاريخ انقلاب هاي جهان در گذشته و امروز نشان مي دهد بسياري از تهديدهاي مورد توجه انقلاب ها ماهيتي فرهنگي و سياسي داشته است. گرچه تهديدات امنيتي و نظامي نيز همواره مطرح بوده اند ولي انقلاب ها از ناحيه تهاجمات فرهنگي و سياسي بيشتر ضربه خورده اند تا تهديدات نظامي و امنيتي...مهم ترين عامل توقف و شکست انقلاب موسي، تهاجمات و تهديدهاي فرهنگي بود به طوري که تمام ايده ها و آرمان هاي انقلاب در جامعه بني اسرائيل را دچار تغيير کرد و جريان سامري را نيز کم و بيش همه مي دانند که چگونه او با ابزارهاي فرهنگي جامعه را به اغوا کشاند و يک جامعه توحيدي را به گوساله پرستي تبديل کرد.لذا تمام انقلاب هاي توحيدي در معرض خطرات فرهنگي قرار دارند و نهادها و دستگاه هايي بايد وجود داشته باشند تا در مقابل اين خطرات ايستادگي کنند و تلاش گسترده يي داشته باشند جهت تعميق باورها و فرهنگ انقلاب، که پديده رجعت و استحاله فرهنگي تکرار نشود. در سال هاي اخير نيز پديده انقلاب هاي رنگين زنگ خطري است براي انقلاب ها.
...با توجه به اين نوع تهديدات فرهنگي لزوم يک نيروي انقلابي در جهت واکسينه کردن مردم براي مقابله با خطرات کاملاً محسوس است و از اين حيث سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز با حداکثر ظرفيت سعي در حفظ ارزش هاي انقلاب اسلامي و توحيدي دارد.»
سعیدی در ارزیابی بالا، عمق وحشت رژیم را از جنبشهای مردم بر ضد رژیم بازگو می کند. ترس از «انقلاب مخملی» را رژیم به طرق مختلف ابراز می کند. دستگیر و محکوم کردن افراد به بهانه «تدارک انقلاب مخملی»، شیوه دیگر ابراز ترس از جنبش مردم است. آماده کرده سپاه و بسیج و نیروهای انتظامی نیز روشی از روشهای اظهار ترس از حرکتهای مردم است.
سعیدی میزان نفوذ افراد سپاه را اینگونه برآورد می کند : «...در بخش فرهنگي نيز سپاه مي تواند نيروي معين نهادهاي فرهنگي همچون صدا و سيما، سازمان تبليغات و ساير مراکز فرهنگي و هنري باشد زيرا تمام اين مراکز جمعاً نمي توانند پاسخگوي نيازهاي فرهنگي جامعه باشند.»
با توجه به توضیحات سعیدی، چون مراکز فرهنگی نمی توانند پاسخگوی مسائل فرهنگی شوند پس ضرورت دارد سپاه وارد امور فرهنگی شود. وی ادامه می دهد : «يکي از مهم ترين وظايف سپاه و بسيج در شرايط صلح، سازماندهي فرهنگي بسيج 20 ميليوني است تا با تعميق باورها در تک تک پاسداران و بسيجيان بتوانند حالت بازدارنده در برابر تهديدات دشمن به وجود آورند. با وجود تمام تلاش هايي که در اين حوزه صورت گرفته است ولي باز وضعيت بسيج 20 ميليوني رضايت بخش نيست و ما با آرمان امام در اين خصوص فاصله داريم.»
Geschrieben: vor 4 Wochen. ( Permalink )
view profile
22Bahman sagt:
دخالت در امور نظامی:
در این رابطه حجت الاسلام سعیدی می گوید : «سپاه نيروي معين بسياري از ديگر نهادها است. مثلاً نيروي معين ارتش در حفاظت از مرزها است. به عبارتي وقتي شرايط کشور بحراني باشد و ارتش به تنهايي نتواند از انجام اين وظيفه برآيد، سپاه به کمک ارتش مي آيد و وارد عرصه مي شود.
* دخالت در امور امنیتی:
سعیدی نقش سپاه پاسداران در امور امنیتی را اینگونه توضیح می دهد: «... در حوزه هاي امنيتي و اطلاعات نيروي معين وزارت اطلاعات است. زيرا سپاه و بسيج با شبکه گسترده يي که در اکثر شهرها و نقاط کشور دارند مي توانند با دستيابي به منابع مختلف اطلاعاتي به وزارت اطلاعات کمک کنند.» اما سپاه کارش در اطلاع رسانی و خبرچینی خلاصه نمی شود. می خواهد واواک تابع سپاه باشد. سعیدی اشاره ای به دخالت سپاه در امور واواک نمی کند. عصر ایران از او سئوال می کند. پاسخهای او به سئوال، ناخواسته، واقعیتهائی را باز می گویند:
سئوال : شما در بخش ديگري از پاسخ هاي پيشين اشاره داشتيد سپاه نيروي معين وزارت اطلاعات هم محسوب مي شود، اخيراً نيز برخي به تداخل کار وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه اشاره داشتند که واکنش وزير اطلاعات را هم به همراه داشت. شما نيز از اين سو پاسخي داريد؟
سعیدی: «...وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات و بخش اطلاعات سپاه هر کدام وظايف تعريف شده يي دارند. وزارت اطلاعات وظيفه کلان اطلاعاتي و امنيت داخلي همچون مبارزه با اقدامات جاسوسي را بر عهده دارد اما سپاه و بسيج به لحاظ امکانات و گستره وسيعي که تحت کنترل دارند مي توانند هرگونه اخبار و اطلاعاتي که مورد نياز وزارت اطلاعات است را در اختيارشان قرار دهند. ولي در هر حال، نيروي اقدام کننده وزارت اطلاعات است و حفاظت اطلاعات سپاه نقش کمک و معين را ايفا مي کند.
سوال : يعني اطلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه راساً و مستقلاً نمي تواند وارد عمل شود.
سعیدی: «...اگر با تعامل و همکاري خود وزارت اطلاعات باشد، منعي ندارد. هرچند ممکن است در نقاطي وزارت اطلاعات با بخش اطلاعات يا حفاظت اطلاعات سپاه با اختلافاتي مواجه باشند. همان طور که در ساير مراکز و قوا ممکن است اين اختلافات بروز کند. ولي در کل اين نوع مشکلات پايدار نيست . هرچند در شرايط بحراني ممکن است اطلاعات سپاه مستقيماً وارد عمل شود. مثلاً در ماجراي قتل هاي زنجيره يي چون دستگاه اطلاعاتي از درون متلاشي شده بود لازم بود اطلاعات سپاه مستقيماً عمل کند تا شرايط عادي و معمولي برقرار شود.
سعیدی اعترافات خوبی در این مورد می کند. او تصریح می کند که در شرایط بحرانی سپاه مستقیما عمل می کند و نمونه آن را «قتل های زنجیره ای» اعلام کرد. اما لازم است گفته شود که سپاه و اطلاعات سپاه در بسیاری از دستگیری ها و قتل ها و ترورها بدون اطلاع دیگران وارد عمل می شود و راسا اقدام می نماید. سعیدی در این بخش در مورد ایجاد اطلاعات موازی به خوبی سخن به میان وارده است که تا به حال کسی اینگونه عنوان نکرده بود و همه ان را رد می کردند .
* دخالت در امور انتظامی:
سعیدی در این مورد و دخالت در امور انتظامی شهرها می گوید : «...از سوي ديگر در بخش امنيتي شهرها سپاه نيروي معين نيروي انتظامي است و در شرايطي که نيروي انتظامي نياز به نيروهاي کمکي داشته باشد سپاه ياري رسان آنها خواهد بود. طبيعي است حضور بسيج و سپاه در جاي جاي کشور مي تواند بسترساز امنيت و نظم کشور باشد. يعني در عين آنکه سپاه و بسيج يکسري وظايف معمول و تعريف شده مستقل دارند در زمان هاي لازم به ساير بخش ها کمک مي کنند.»
بدین ترتیب، سپاه در تمامی سازمانهای حکومت حضور دارد. وقتی در نظر داشته باشیم که در مجلس و دستگاه قضائی نیز سپاه حضور دارد، بهتر در می یابیم چرا انتخابات برای سپاه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
* دخالت در امر انتخابات
سعیدی فرد امین رهبری و امین رییس حزب مسلح در رابطه با انتخابات و دخالت سپاه در آن می گوید: «... اين جزء شاخصه هاي يک نهاد انقلابي است که از جمله وظايفش حفظ دستاوردهاي انقلاب است. لذا سپاه ضمن آنکه اصل ورود در عرصه انتخابات و مشارکت همگاني را جزء وظيفه ذاتي خود فرض مي کند، سعي دارد هدفمند و آگاهانه کانديداها را به نيروهاي خود و جامعه معرفي کند تا فريب ها و اغواها در انتخابات خنثي شود.»
سعیدی در توجیه حضور سپاه و «عدم دخالت» نیروهای نظامی در انتخابات می گوید : «...صحبت ها و فرمايشات امام خميني(ره) را نبايد تحريف کنيم. ايشان هيچ گاه نفرمودند نيروهاي مسلح کار سياسي نکنند بلکه تاکيد داشتند نيروهاي مسلح کار حزبي و جناحي نکنند و احزاب نيز سپاه و بسيج را جولانگاه خود ندانند.
ما طبق نصيحت هاي امام خميني (ره) عمل مي کنيم و به حدود و ثغوري که ايشان تعيين کرده اند، پايبنديم. از اين رو به سياست و تغيير و تحولات جامعه حساس هستيم بدون آنکه کار حزبي و جناحي کنيم. زيرا اين بخش جزء قلمرو ممنوعه نيروهاي مسلح است ولي اگر ما گفتيم به متدينين راي دهيد، چون رهبرمان فرموده اند به مومنين و انقلابيون راي دهيد، اين کار حزبي است؟ قطعاً چنين نيست... ما به اين شکل کار سياسي مي کنيم و بي تفاوت نمي نشينيم. از سويي ديگر وقتي مي گوييم اصولگرايي، منظورمان يک حزب و گروه خاصي نيست بلکه يک اصطلاح مبنايي است زيرا حزب يک مرامنامه و اساسنامه مشخص دارد و از کانديدايي خاص هم در هر دوره حمايت مي کند اما ما با اين نوع فعاليت هاي حزبي مرز داريم. ما فقط به اصول اشاره مي کنيم مثلاً مي گوييم به متدينين و مومنين يا حزب اللهي ها راي دهيد که مواضع شان در برابر امريکا محکم است و پايدار يا در مورد فلسطين موضع حمايت قطعي دارند.
... اول بايد حرف امام را عيناً نقل کرد که در اين صورت ايشان هيچ گاه نگفتند نيروهاي مسلح کار سياسي نکنند بلکه فرمودند من زنده باشم يا نباشم نبايد بگذاريد انقلاب به دست نااهلان بيفتد. آيا بسيج و سپاه مخاطب اين جمله نيستند؟ پس آنها به عنوان يک نهاد انقلابي چه وظيفه يي دارند؟
...ما تعريف مان از اصولگرايي و شاخص هاي آن روشن است. اصولگرا يعني کسي که با توجه به آموزه هاي ديني و مذهبي پيرو آرمان هاي امام و رهبري است و به اصول و مباني جمهوري اسلامي و حکومت دين پايبند است. ...سپاه و بسيج به اين معنا از اصولگرايي و اصولگرايان حمايت مي کنند بدون آنکه وارد منطقه ممنوعه احزاب شوند. حزب نيز تعريف و مصداق مشخصي دارد. ما اصولگرايي را همان حزب اللهي مي دانيم نه يک مرام حزبي و جناحي خاص.
... سپاه نيز به دنبال اصول و خطوط امام حرکت مي کند و از منويات رهبري تبعيت مي کند و در خارج از اين چارچوب هيچ اقدامي را مجاز نمي داند. هنجارشکني هاي دوران اصلاحات خارج از اين چارچوب ها قرار مي گرفت.
...اصولگرايي از اين منظر يعني بازگشت به اصول اوليه و ديدگاه هاي امام که بايد در جامعه جاري و ساري باشد؛ اصولي که از دل حوزه علميه قم، روحانيت و دانشگاهيان برمي آيد و متناسب با فرهنگ ديني و اسلامي مردم است اين همان چيزي است که مردم به آن راي داده اند و مقام معظم رهبري نيز در ديدار اخيري که در هفته دولت با دولتمردان داشتند، شاخصه هاي آن را تعريف کردند. از نظر ايشان اصولگرايي 18 مؤلفه دارد که مهم ترين مورد آن احياي گفتمان حضرت امام خميني است بنابراين مادامي که اصولگرايي به معناي اصول دين گرايي باشد مورد تاييد و تاکيد ما است بدون آنکه وارد مصداق خاصي شويم.»
* سپاه و انتخابات آینده
سعیدی نماینده رهبری در سپاه پاسداران در مورد نقش سپاه و بسیج در انتخابات آینده می گوید:
«...ما در هر انتخاباتي يکسري کار اساسي را در نظر مي گيريم. نخست ايجاد بستر مناسب جهت مشارکت فعال پاسداران و بسيجيان کشور که متناسب با خواست رهبر انقلاب است. ايجاد فضاسازي براي هدفمند کردن راي ها با ارائه شاخص ها و معيارها. در اين بخش سپاه وظيفه ويژه يي را ايفا مي کند تا بتواند فضا را شفاف کند. زيرا در حال حاضر تغييراتي نسبت به گذشته به وجود آمده است که انتخاب درست را مشکل مي سازد. مثلاً در صدر اسلام انتخاب رهبري کاملاً نظام مند و مشخص بود... انتخاب رهبر با ذات تعالي و پيامبر صورت مي گرفت و مردم در يک بيعت راي کلي به رهبر جامعه مي دادند مانند اتفاقي که در رفراندوم جمهوري اسلامي صورت گرفت که به نوعي بيعت مردم بود با امام و انقلاب.
...اما به گمان من ما در حال حاضر در دموکراسي افراط کرديم حتي انتخاب رهبر نيز از طريق راي مردم توسط مجلس خبرگان صورت مي گيرد و سرنوشت قوه مجريه و قوه مقننه نيز با راي مستقيم مردم مشخص مي شود.
... در حال حاضر، تقريباً تمام ارکان نظام توسط راي مردم تعيين مي شود و ماهيت اسلاميت نظام که همان خبرگان و نظام ولايت فقيه است هم به نحوي ديگر با راي مردم ارتباط دارد. در زمان ما اسلاميت نظام و احکام خدا به راي مردم واگذار شده است و دقيقاً به همين دليل است که راي دادن در نظام جمهوري اسلامي بالاترين تکليف براي هر ايراني محسوب مي شود.
سعیدی معتقد است که در دموکراسی افراط شده است. چرا که انتخاب به رای مردم واگذار شده است. بدیهی است واقعیت را نمی گوید: واقعیت اینست که در نظام ولایت مطلقه فقیه، «رهبر» را قیم و صاحب اختیار مطلق مردم کرده است و مردم به کسانی رأی می دهند که مأموران این قیم در «شورای نگهبان» معین می کنند. مداخله سپاه و واواک و بسیج و نیروهای انتظامی حکایت آشکاری است از این واقعیت، که رأی مردم حتی در گزینش مأموران «رهبر» نیز بی اثر لازم است. مداخله سپاه در انتخابات بدین جهت نیست که بنا بر تمایل افراد خود، نامزدی را ترجیح می دهد. بدین لحاظ است که می خواهد تصرف دولت را قطعی کند.
ادامه دارد
انقلاب اسلامی: مافیاهائی که سپاه پدید آورده است، بر اقتصاد ایران نیز چنگ انداخته است. تا بدانجا مافیاها در رانت خواری حریصند که بحران کمتر اثری بر رفتار اقتصادی رژیم نگذاشته است. بودجه ای را حکومت احمدی نژاد به داده است که ارقام هزینه آن واقعی و ارقام درآمدش دروغهائی سخت فاحش هشتند
به نقل از نشریه انقلاب اسلامی در هجرت شماره 717
enghelabe-eslami.com/
Geschrieben: vor 4 Wochen. ( Permalink )
view profile
22Bahman sagt:
مجموعه خبرها و گزارشها از ایران
www.flickr.com/photos/36514175@N05/
www.flickr.com/photos/38654107@N08/
www.flickr.com/photos/35802702@N05/
www.youtube.com/profile?user=hamidiyan8#g/u
www.youtube.com/profile?user=AvalinMontakhab& view=videos
www.youtube.com/profile?user=DadgaheMikonos& view=videos
www.youtube.com/profile?user=Mosahebe&vie w=videos
www.youtube.com/profile?user=22Bahman&vie w=videos
www.youtube.com/profile?user=BahseAzad&vi ew=videos
www.youtube.com/profile?user=andesheh&vie w=videos
www.youtube.com/profile?user=andisheyeenghela b&view=v...
www.youtube.com/profile?user=SeminareParis& view=videos
thirdwave88.blogspot.com twitter.com/banisadr ahbanisadr@yahoo.fr تماس با آقای بنی صدر
www.banisadr.com.fr/index.shtml سایت آقای بنی صدر ab_banisadr@yahoo.de
enghelabe-eslami.com/ سایت نشریه انقلاب اسلامی enghelabe_eslami@hotmail.com
www.asrjadid.com/main/ رادیو عصر جدید: مصاحبه با آقای بنی صدر جمعه ها ساعت 21:30 بوقت ایران
www.radioazadegan.com/ رادیو آزادگان info@iran57.com
www.majameeslamiiranian.com/ مجامع اسلامی ایرانیان majameeslamiiranian@yahoo.fr
www.tohid.org/ آدرس برای دریافت نشریه و کتاب از طریق ایمیل info@tohid.org
ایمیل نشریه انقلاب اسلامی در هجرت EEZ5760GOF@AOL.COM
آدرس پستی Enghelabe Eslami Zeitung-postfach 111118=60046-Frankfurt Germany
حساب بانکی=IBAN:DE87500502010000123026-SWIFT-BIC:H ELADEF1822-Konto No:123026 - BLZ:500 502 01
Geschrieben: vor 4 Wochen. ( Permalink )
|