Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

مافیای «اطلاعاتی» -2 پیدایش واواک

● سعید امامی: «من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامي و مقام ولايت بوده و هستم، هيچگاه بدون کسب اجازه و يا بدون دستورات مقامات عالي نظام کاري انجام نداده‌ام.
هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پيشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمي‌دانم. کساني که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبي و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل هميشه به ما تکليف شده است و ما آنچه کرده‌ايم اجراي تکاليف شرعي بوده است نه قتل و جنايت... »
«دستور قتل داريوش فروهر و پروانه اسکندري را به روال معمول هميشگي حجت‌الاسلام علي فلاحيان به من داد. احکام اعدام ساير محاربين قبلا در زمان وزارت فلاحيان صادر شده بود. از مدتها پيش قرار بر اين بود که عوامل مؤثر فرهنگي وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگي را در ايران پياده مي‌کردند و جمعا صد نفر بودند اعدام شوند. حکم حذف 29 نفر از نويسندگان از مدتها پيش مشخص و احکام قبلاً صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علي فلاحيان اجرا شده بود. وقتي حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسيديم که تکليف احکام معطل مانده اعضاي کانون نويسندگان چه مي‌شود که حاج آقا دري نيز گفتند هرچه سريعتر اقدام شود بهتر است و اين بار نيز مثل ماقبل انجام شد با فرق اينکه بجاي ابلاغ از سوي فلاحيان امور از طريق حاج ‌آقا دري نجف‌آبادي هماهنگ مي‌شد»
(از اعترافات سعید امامی )




[h2
1- حفاظت اطلاعات ارتش- رکن دو

به محض پیروزی انقلاب، گروههای مختلف برای کسب قدرت اطلاعاتی تهاجم گسترده ای را برای تصرف مراکز اطلاعات انجام دادند. زیرا می خواستند، با دستیابی بر اطلاعات موجود، موقعیت برتر بدست آورند .
بر اساس اطلاعات، نیروهای مستقر در مراکز اطلاعات، بخصوص ساواک و اداره اطلاعات ارتش، عبارت بودند از :
- سپاه پاسداران
- انجمن حجتیه
- سازمان مجاهدین خلق
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
- حزب توده
- نیروهای وابسته به سازمانهای جاسوسی
این مجموعه با حضور در این دو سازمان، تلاش داشتند همزمان با زمینه سازی انحلال ارتش، نیروی جایگزین آن را نیز آماده نمایند .
از ابتدای انقلاب، سازمان مجاهدین خلق و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و برخی از گروههای چپی و نیز برخی از بلند پایگان حزب جمهوری اسلامی تلاش می کردند با انحلال ارتش نیروی مورد نظر خود را جایگزین آن نمایند و این کار حتی زمانی که عراق به ایران حمله کرد نیز ادامه داشت .
نیرویی که خود را برای جایگزینی ارتش لایق تر از همه نیروها می دانست سپاه پاسداران بود که به دلیل نیاز به کسب قدرت کامل نظامی سعی می کرد با کمک نیروهای وابسته در ارتش نفوذ کرده و با برنامه گذاری های خاص و پیدا کردن کودتاهای واقعی و ساختگی ضربات شدیدی به ارتش وارد آورد وخود جایگزین آن شود .
در آن زمان، نیروهای سپاه پاسداران با کمک سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ودادستانی و با حمایت نیروهای حزب جمهوری اسلامی ایران و از جمله بهشتی – هاشمی – خامنه ای و ... در پی این بودند که طرح انحلال ارتش را به تصویب شورای انقلاب و خمینی برسانند و آن را منحل کنند. در جریان انقلاب، توافقی را با سلیوان، واپسین سفیر امریکا در ایران، بعمل آوردند که پیش از انتشار سندهای سفارت امریکا، بعنوان «وحدت چکمه و نعلین»، از پرده بیرون افتاده بود. آن زمان، بهشتی و خامنه ای و موسوی اردبیلی (که باتفاق مهندس بازرگان با سلیوان ملاقات و توافق را بعمل آورده بود) و هاشمی رفسنجانی و خود خمینی تصور نمی کردند که ارتش تن به اوامر ژنرال هایز ندهد و اعلام بی طرفی کند. بعد از آنکه، حکومت موقت «سپاه موقت انقلاب» را تشکیل داد و روحانیان تشنه قدرت از دست دولت موقت خارجش کردند، بفکر افتادند که وحدت چمکه و نعلین را برهم بزنند و ارتشی از خود داشته باشند. این شد که به جان ارتش افتادند و هیچ فرصتی را برای ضربه زدن به آن و پاشاندنش از دست ندادند.
سپاه با ساخت کمیته ای کودتا یاب کاملا حساب شده ارتش را تحت فشار قرار داده بودند. با دستگیریهای وسیع و شکنجه و اعدام افسران، دقیقا همان کارهایی را انجام می دادند که عراق نیاز داشت یعنی تضعیف ارتش به هنگام حمله عراق به ایران . در این کمیته چه کسانی بودند و چه خط و ربطی داشتند؟ به خط و ربط آنها توجه کنید تا متوجه شوید که چرا کشف کودتا در ارتش بکار ایجاد استبداد ملاتاریا با ستون فقراتی که سپاه شد، لازم بود:
● مصاحبه منبع ف با نویسنده کتاب شنود اشباح:
امكان دارد، كالبد شكافی بفرمایید؟
* منبع (ف): در كمیته خنثی‌سازی نقاب [كودتا] بعد از محسن‌ رضایی، مهدی منتظری سرپرست شد. مسعود كشمیری بود كه توضیح می‌دهم... كارهای تعقیب و مراقبت و جلب و به یك معنا عملیات لازم به عهده «رضا عاصف» و مجموعه اطلاعات سپاه بود. بیشتر بازجوئی‌ها هم مختلف انجام می‌شد... سعید مظفری و حجاریان بودند كه با ركنی كار می‌كردند... جمال اصفهانی بود که مسئول مركزیت كودتایی‌ها به عهده‌اش بود...
كشمیری رابط ركن 2 ارتش با مجموعه ضد كودتا بود. یعنی رضوی كه نماینده اداره دوم بود... جواد قدیری هم بود... اما خب كشمیری ‌با بعضی از این افراد رفیق بود، با بعضی همكار بود با بعضی هم باند بود. .
(کتاب شنوداشباح، رضا گلپور )
با توضیح فوق تا حدی مشخص می شود که رکن دو در این زمان بر عهده نیروهای زیر بوده است:
1 - سپاه پاسداران به سرپرستی محسن رضایی و منتظری و رضا عاصف
2 - سازمان مجاهدین خلق و برخی از نیروهای وابسته به سازمانهای اطلاعاتی که عاملهاشان مسعود کشمیری و جواد قدیری بوده اند.
3 - سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از آنها، سعید حجاریان و سعید مظفری و بیژن تاجیک و تقی محمدی و ..
4 - دادستانی انقلاب که جمال اصفهانی عضو آن بود و نزدیک به سپاه نیز بود
5 - انجمن حجتیه که محمد رضوی - که ازاعضای رده بالای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز بود - و سرهنگ اقارب پرست و سرهنگ کتیبه و ... از این انجمن بودند.
● رضا زواره‌ای در آبان و آذر 1379 گفته است: «... مسعود كشمیری به همراه مهندس رضوی (كه از اعضای شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب بود) به هادوی دادستان انقلاب معرفی شدند. از مجرای هادوی به اداره دوم ارتش (ركن2) كه اصلی‌ترین تشیكلات حفاظتی ارتش به شمار می‌رفتند، معرفی شدند. آنها هم به ساختمانی رفتتد كه مقر اصلی جاسوسی نظامی آمریكا در خاورمیانه بود. در مقر فرماندهی اداری سیا در ایران و حدود یك كامیون اسناد از طریق این دو جابجا و مفقود شدند». (ص شنود اشباح472)
در مصاحبه ای دیگر رد پای افراد گروه دیگر را می بینیم که حضور آنها در جریان کودتا یابی بسیار نظر گیر است:
6 - گروه دانشجویان پیرو خط امام که حضورآنها در میان گروههای کودتا یاب مهم است .
● س: جایگاه كشمیری و یا اصولا چارت سیستم ستاد خنثی كننده كودتای «نقاب» به چه شكلی بود؟
* منتظری: از جاهای مختلف آمده بودند. از اطلاعات سپاه، نیروی هوایی ارتش، نیروهای لانه جاسوسی، كه البته در واقع متولی كار، اطلاعات سپاه بود. جایگاه كشمیری هم خیال شما را راحت كنم، به طوری بود كه به همه اطلاعات دسترسی داشت.
● س: مسئولیت این ستاد با چه كسی بود؟
* منتظری: آقای محسن رضایی مسئول ستاد بود... (کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور ، ص629)
از مصاحبه محقق با «علی‌ فلاحیان»( 24/8/1379): «... وردی‌نژاد... اون مقداری كه من می‌شناسمش، ابتدا از حوالی سال 61 بود، توی سپاه دیدمش. مسئول امنیت بود [در اطلاعات سپاه.] معروف بود از بچه‌های مجاهدین انقلابِ، بعد هم از خودش پرسیدم، گفت: خب بله بودم. ولی به خاطر نظر «امام» استعفا دادم... خب پستهای كلیدی اطلاعاتی را این طیف مجاهدین انقلاب قبل از تشكیل وزارت داشتند... »
● س :اطلاعات ارتش بودند،
* منتظری: «خسرو تهرانی اطلاعات نخست‌وزیری بود ». بهزاد نبوی، كمیته بود. وردی‌نژاد هم در اطلاعات سپاه بود.» (کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور)
در این رابطه به سخنان کودتا یاب ارشد که در بخش نظامی بود توجه بفرمایید :
● كودتای نوژه ... در تاریخ 18 تیرماه 1359 خنثی شد... در فاصله شكست «كودتای نوژه» تا «كودتای قطب‌زاده- شریعتمداری» یعنی در طول 5/1 سال، سه توطئه كودتای دیگر نیز به سرنوشت «نوژه» دچار شد... حجت‌الاسلام ری‌شهری، رئیس‌ وقت دادگاه انقلاب ارتش، در گزارش مطبوعاتی خود ، گفت: «اولین گروه براندازی «پارس» بود، كه مخفف «پاسداران رژیم سلطنتی» است. دومین گروه براندازی «نمارا» بود و سومین گروه «نیما» نام داشت و چهارمین گروه، گروهی بود كه آقای قطب‌زاده نام آن را «نجات انقلاب ایران» گذارده بود. ارتباط تمامی این گروهها، با واسطه یا بی‌واسطه به سازمان جاسوسی «سیا» و شیطان بزرگ برمی‌گردد...(کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور ، ص 448 )
Kommentare
view profile
22Bahman sagt:

2-مرکز اطلاعات نخست وزیری

این مرکز نیز مانند دیگر مراکز اطلاعاتی بعد از انقلاب در تیول نیروهای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود . آنها که به عنوان نیروهای نظامی و سرکوب گر تحت امر «روحانیت» وارد عمل شده بودند از همان ابتدا با توجه به اطلاعات و آموزه هایی که از دیگر سازمانهای جاسوسی از طریق گروهها به دست آورده بودند، متوجه شده بودند که برای حفظ انقلاب مردم و در اختیار گرفتن حرکت آینده مردم و مقابله با مخالفت های آتی آنان، باید مراکز اطلاعاتی و نظامی سرکوبگرانه ای را به وجود آورند. به همین دلیل می بینیم که نیروهای وابسته به آنها در کلیه مراکز اطلاعاتی بعد از انقلاب پخش شده بودند تا بتوانند در آن مراکز هم بر اساس رهنمودهای سازمانی کنترل را در دست خود داشته باشند .
در حراست یا اطلاعات نخست وزیری نیز نیروهای این سازمان بیشترین نفرات را داشتند. خسرو تهرانی قنبری را به مدیریت آن منصوب کرده بودند و در کنار او، کسانی چون سعید حجاریان و سعید مظفری و محمدی و... را قرار داده بودند .
آنها برای گسترش قدرت خود افرادی را از این مرکز با تایید دادستانی به اطلاعات ارتش فرستاده بودند تا در مواقع ضروری از اطلاعات موجود در آن محل نیز برای پیشبرد مقاصد خود استفاده نمایند .
برخی از اسناد نشان می دهند که افراد مستقر در این مرکز در جریان بسیاری از مسائل بوده اند اما از اعلام آنها را تا به حال خودداری کرده اند در این مورد نیز نوشته گلپور را می آوریم :
● مصاحبه محقق با «منبع (ص)»:« ... كنگرلو از فجر اسلامی‌ها بود. مثل علیرضا محسنی و علی رضا معیری» و اینها. ظاهراً اونها توی تشكیلات مجاهدین انقلاب نیامدند... محسن كنگرلو به شدت به میرحسین موسوی در بحثهای امنیتی نزدیك بود... توی قصه «مك‌فارلین» از كلیدهای اولیه و اصلی بود. در تحقیقات استراتژیك هم همراه سعید حجاریان بود». (ص727)
همین کنگر لو بود که از سوی میرحسین موسوی با رابطی در فرانسه که ایرانی بود (قربانی فر)، تماس گرفت و درخواست تسلیحات نظامی برای ایران کرد . او از نیروهای وابسته به سپاه پاسدارن بود که از سوی آنان برای خرید و دریافت اسلحه با این شخص وارد مذاکره شده بود .

3- معاونت اطلاعات کمیته های انقلاب اسلامی:

از دیگر مراکزی که جهت کنترل و سرکوب حرکت های مردمی به وجود آمده بود، یکی کمیته های انقلاب اسلامی بود که نیروهای مختلفی در میان این کمیته جا گرفته بودند:

● از مصاحبه محقق با «منبع (ن)»: «... در كمیته مركزی سه طیف اعضا جمع شده بودند:
1- دسته اول مشترك سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند. مثل «خسرو تهرانی»، «بهزاد نبوی»، «عباس یزدان پناه»، «خلیل اشجعی»، مهندس «خالدی» (معاون وزیر بازرگانی)، «قنادان»...
2 - طیف دوم صددرصد با اینها مخالف بودند كه نماینده اونها دكتر «گلاب بخش» است ...
3- دسته سوم سایر افرادی كه غالباً بی‌طرف بودند... البته آن طیف مجاهدین انقلاب با برادر آقای «كنی» («باقری») ارتباط نزدیكی داشتند. (کتاب شنود اشباح )
کمیته های انقلاب اسلامی نیز از جمله نیروهایی بود که جهت مقابله با اعتراضات مردمی به وجود آمد . از این کمیته بود که افراد به نهادهای دیگر اطلاعاتی منتقل شده و در آن محل مستقر شده بودند .
این کمیته ها که در تهران و شهرستانها ایجاد شده بودند، تحت سرپرستی محمد رضا مهدوی کنی و برخی دیگر از روحانیون قرار داشت و نیروهای سازمان مجاهدین نیز به عنوان عوامل نظامی و اطلاعاتی آنها بودند .
از مهمترین مراکز این کمیته ها کمیته مستقر در سفارت امریکا بود که بر اساس برنامه ریزی های انجام شده، برای این که سفارت راحت به تصرف در آید، مدتی قبل از اشغال سفارت، کمیته مستقر در آن را تعطیل کرده بودند .
کمیته های انقلاب اسلامی یکی از محلهای حمله به اجتماعات بود که در آن زمان به نام حزب الله معروف بودند . افراد گروه چماقدار آن زمان مجموعه ای بودند از نیروهای تحت نظارت و عضو کمیته های انقلاب اسلامی و اطلاعات نخست وزیری و سپاه پاسداران و بسیج سپاه پاسداران که کار حفاظت از حاکمیت ملاتاریا را بر عهده داشتند .
یکی از مهمترین حمله های آنان، حمله به سخنرانی رییس جمهوری، در دانشگاه تهران، در 14 اسفند 59 بود. در این باره، دادستانی چنین می نویسد :
«...گروه عظیمی از حزب الله از صبح 14 اسفند در دانشگاه فعالانه حضور داشته جهت یاری پاسداران یک مینی بوس از کمیته قزوین اعزام شده بودند. همین پاسداران بودندکه در قطع سیم‌های بلندگو شرکت داشتند. شرکت حزب الله و پاسداران بر علیه بنی‌صدر طبیعی بود، سپاه بدون هیچ واهمه و ملاحظه‌ای مانند کوه در برابر بنی‌صدر می‌ایستد. اگر 14 اسفند بدون حضور نهاد‌های انقلاب و پرخاش آنان و بدون نعره های حزب الله پایان می یافت اکنون ما مسلما در این اوج گذرگاه انقلاب گام بر نمی‌داشتیم.» (غائله 14 اسفند ، ص 491 – 488 )
بنی صدر قبل از اینکه نیروهای کمیته به کمک استبداد بیاید و در سرکوب مردم شرکت کند به اقای بازرگان چنین گفته بود :
«به بازرگان و دولت موقت گفتم: تمام این نهاد هایی که شما می‌سازید مثل سپاه پاسداران و کمیته انقلاب، تمام ستون‌های استبداد جدید را دارید می‌سازید. ممکن نیست ما سپاه پاسداران بسازیم که از انقلاب پاسداری کند. انقلاب معنایش این است که زور را بردارد و این را نمی‌شود شما نقض کنید. شما با ایجاد یک نیروی مسلح می‌خواهید انقلاب را حفظ کنید؟»

4 - واحدهای اطلاعات دادستانی:

از جمله نیروهای اطلاعاتی و امنیتی که مدعی بود که واواک باید به آنها واگذار شود، نیروهایی بودند که تحت نظارت قوه قضاییه بودند . این نیروها با توجه به حمایت نیروهای مستقر در قوه قضاییه ودادستانی، از جمله نیروهای بسیار سرکوبگر بودند.
اکثر نیروهای مستقر در این مرکز، وابسته به هیات موتلفه اسلامی بودند که به دلیل حضور کم رنگ برخی از آنها در زندانهای قبل از انقلاب، معتقد بودند که باید جریان زندانها – بازجویی ها – کارهای اطلاعاتی و امنیتی در اختیار آنها قرار بگیرد .
تا زمان بر سر کار آمدن محمد محمدی نیک معروف به ریشهری، آنها حاضر نبودند اطلاعات خود را در اختیار دیگران قرار بدهند .
پایگاه اصلی نیروهای این بخش در بازار و خیابانهای مولوی و سرچشمه بود که بیشتر از نیروهای بازار تامین می شد . از معروفترین افراد این مرکز می توان به افرادی چون اسدالله بادامچیان و مرتضی نبوی واسدالله لاجوردی و عسگر اولادی و کچویی و... اشاره کرد که از ابتدای انقلاب، مدیریت در زندانها و سرپرستی زندانها و سازمان زندانها ملک طلق پدرشان است که به هیچ وجه حاضر نیستند که مدیریت آن را به دیگران واگذار نمایند .
سعید حجاریان در مورد چگونگی عمل اسدالله لاجوردی و اطلاعات دادستانی میگوید :
«...لاجوردی و برخی دیگر به برخورد قانونی و به بیانیه ۱۰ ماده ای دادستانی اصلا اعتقاد نداشتند و معتقد بودند که باید برخورد قاطعی را با آن گروهها کرد و لازم نیست خیلی خودمان را به ضابطه و قانون ملزم کنیم مثلا در رابطه با ماجرای سعادتی دوستان رفته بودند صحبت کرده بودند که وی حفظ شود و نگه داشته شود ...یک مرتبه خبر آوردند که آقای لاجوردی خودش کار سعادتی را تمام کرده ....رجوی به این احتیاج داشت که لاجوردی بیشتر بچه های او را بزند تا او بیشتر بتواند نیرو جذب کند و کینه و نفرت آنها را به نظام افزایش دهد . لاجوردی هم به این احتیاج داشت که رجوی بیشتر ترور کند تا او بتواند مسئولان را توجیه کند که باید تا آخر خط رفت و نه تنها سازمان منافقین بلکه هر کسی که ذره ای دگر اندیشی دارد باید جارو شود٬ این یعنی سیکل معیوب و ما بشدت در آن زمان با آن مخالف بودیم...»
(مصاحبه سعید حجاریان با عمادالدین باغی – صبح امروز )
« وقتی قرار شد که این گروههای ناهماهنگ و مشکل ساز متحد شوند و وزارت یا سازمانی را به وجود آورند درگیری بیشتر شد و برخی معتقد بودند که باید این کارها به صورت سازمان در اختیار رهبری قرار گیرد و برخی معتقد به وزارت شدن ان بودند و در نهایت به وزارت تبدیل شد اما سرپرستی ان را به فردی از بیت رهبری و معتمد آنجا دادند و از آن به بعد هم حتما وزیر باید با تایید رهبری به آن مقام انتخاب می شد تا رهبر به طور کامل بر آن اعمال نفوذ داشته باشد به جز در دورانی کوتاه که یونسی در راس آن بود در بقیه زمانها این وزارت اطلاعات بود که تحت نظر رهبری و یاران او اداره می شدند و در کلیه جنایات دخیل بود.»
(روزنامه «فتح»، مصاحبه «عماد باقی» با «سعید حجاریان كاشی» )
«... ما به اینجا رسیدیم كه اداره این مملكت، بدون اطلاعات نمی‌شود. بالأخره جمهوری اسلامی، طاغوت را منحل كرده؛ اما بایستی یك سیستم اطلاعاتی كه ساختارش دمكراتیك باشد، به وجود بیاید. با تعدادی از دوستان نشستیم و اولین طرح تشكیل سیستم اطلاعاتی مملكت را در دوران مجلس اول ریختیم...
چند گرایش در مورد وضعیت آتی اطلاعات وجود داشت كه آن را احصاء می‌كنم...
- یك گرایش، مشخصاً توسط سپاه نمایندگی می‌شد. مسئولین و فرماندهی وقت سپاه معتقد بودند كه اطلاعات، بایست در دل سپاه بماند...
- گرایش دیگری كه وجود داشت گرایش قوه قضاییه و رئیس وقت تشكیلات قضایی بود... رئیس‌ قوه قضائیه معتقد بود كه چون امور اطلاعاتی محفوف به امور قضایی است (چه در مرحله جمع‌آوری و چه در مرحله پیگیری) و همه جا با امور قضایی مماس هست، اطلاعات، باید سازمانی تابع قوه قضاییه باشد...
- بعضاً هم از حاج «احمد» آقا شنیده می‌شد كه نظراتی ابراز می‌كردند كه تابع رهبری باشد.
- نماینده رئیس‌جمهور هم به كمیسیون تلفیق می‌آمد و نظرشان این بود كه اطلاعات باید سازمانی باشد، تابع ریاست جمهوری، چون اطلاعات، ابزار ستادی ریاست جمهوری است...
- امام هم به حاج «احمد» آقا گله كرده بود كه كجای دنیا آمدند، سیستم اطلاعاتی‌شان را وزارتخانه كردند، كه شما بخواهید دومی باشید؟ این را به من گفتند. به مرحوم حاج «احمد» آقا گفتم كه منعی برای سازمان كردن اطلاعات، وجود ندارد، اگر بخواهید، ما تلاش می‌كنیم كه اطلاعات سازمانی باشد، تابع رهبری ... اما بنده، خدمت شما عرض می‌كنم و به «آقا» [«امام»] هم بفرمایید كه اگر، فردا یك سیستم اطلاعاتی متمركزی را، زیر نظر رهبری درست كردیم؛‌ هر اتفاقی كه در آن افتاد، به پای ایشان نوشته می‌شود. یعنی اگر یك نفر بیرون آمد، گفت: مثلاً من را آنجا شكنجه كردند، چه كردند و چه نكردند، بالأخره مسئول «امام» است. آیا «امام» می‌پذیرد؟...
حاج‌ «احمد» آقا رفت و برگشت و گفت: نه. «آقا» گفتند: ما نمی‌خواهیم این چیزها را به ما بچسبانند...» (کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور، ص740-738)
واواک، از مهر سال ۱۳۶۳، کار خود را با افرادی چون ریشهری و سعید حجاریان و علی ربیعی و سعید امامی و فلاحیان و ... شروع کرد .
- طیف علی ربیعی و حجاریان کار ایدئولوژیک و گزینش را عهده دار بودند و
- طیف فلاحیان و سعید امامی طیف عملیاتی و امنیتی را بر عهده داشتند .
با وزیر شدن علی فلاحیان و نزدیکی وی به اصغر میر حجازی امور به بیت رهبری واگذار شد. در این امر، هاشمی رفسنجانی نیز دخیل بود .
بعد از فوت خمینی، جانشینان او، با توجه به ضرورتی که احساس می کردند، تلاش کردند کلیه امور مربوط به واواک را خود در اختیار داشته باشند. به همین دلیل، میر حجازی را مسئول نمودند تا کلیه نیروهای اطلاعاتی را توجیه نماید که باید کارهای خود را به اطلاع رهبری انجام دهند .
بعد از بر سر کار آمدن خامنه ای و تسلط و ولایت وی بر واواک، کار کرد این وزارتخانه مانند کارکرد قوه قضاییه و سپاه پاسداران دچار تغییر شد و این وزارت خانه می بایست بر اساس مصلحت نظام و جهت حفظ آن کشتار ایرانیان مخالف را، در خارج و داخل کشور، آغاز نماید. در این مورد به خودی و غیر خودی نیز رحم نکند و هر کس که داعیه مبارزه با نظام ولایت داشته باشد، را باید از بین ببرد .
به طوری که گفته می شود در سال ۱۳۷۳ ،
- از مجموع دوازده معاونت این وزارتخانه هشت معاونت در اختیار راستها بود
- از مجموع شصت و چهار اداره کل وزارت پنجاه و سه مدیر کل از میان راستها انتخاب شده بودند
- غالب ادارات اطلاعات استانها نیز از همین طیف بودند ٬
واواک، در دوران فلاحیان، به شکلی عجیب تر یک دست و متحد شده بود و علاوه بر آن وارد کارهای اقتصادی و تروریستی و بمب گذاری نیز شده بود و همه زیر نظر خامنه ای و هاشمی عمل می کردند .
گفته می شود در سال 72 در بولتن ماهانه وزارت که با نام مشکات منتشر می شده و در اختیار رده های دو تا چهار وزارت بوده است، به صراحت این مسئله از قول محسن راشد یکی از مدیران ارشد این وزارتخانه نقل شده بود که آقای هاشمی میتواند بروی یکصد هزار رای از معاونت وزارت تا خبرچین وزارت حساب کند
واواک همانگونه که در بالا نیز به آن اشاره شد دارای معاونت های مختلف و ادارات زیر مجموعه آن می باشد که به عنوان مثال، به یکی از این معاونت ها در جریان قتل های زنجیره ای به شرح زیر اشاره شده است . البته برخی دیگر از اداره کل های آن ذکر نشده است .
1- معاونت امنیت، حمید سرمدی، معاون وزیر اطلاعات
2 - معاونت امنیت، موسوی، قائم مقام معاون و مدیر کل طرح و بررسی
3- اداره عملیات امنیت، محمد عزیز پور مدیر کل
4 -اداره عملیات امنیت، فلاح قائم مقام
5-اداره پشتیبانی عملیات - حمید رسولی – مدیر کل
6- اداره کل طرح و بررسی
7- اداره کل کارگزینی امنیت، موسوی، مدیر کل
8 - اداره کل التقاط، مدیر کل اسماعیلی
9 - اداره پدیده های التقاط، مدیر کل کامیار
10- اداره کل چپ، مدیر کل محمد صداقت
11 - اداره چپ نو، مدیر کل عالیخانی
ادامه دارد
به نقل از نشریه انقلاب اسلامی در هجرت شماره 709
enghelabe-eslami.com/
Geschrieben: vor 5 Wochen. ( Permalink )
view profile
22Bahman sagt:

مجموعه خبرها و گزارشها از ایران
www.flickr.com/photos/36514175@N05/
www.flickr.com/photos/38654107@N08/
www.flickr.com/photos/35802702@N05/

www.youtube.com/profile?user=hamidiyan8#g/u
www.youtube.com/profile?user=AvalinMontakhab& view=videos
www.youtube.com/profile?user=DadgaheMikonos& view=videos
www.youtube.com/profile?user=Mosahebe&vie w=videos
www.youtube.com/profile?user=22Bahman&vie w=videos
www.youtube.com/profile?user=BahseAzad&vi ew=videos
www.youtube.com/profile?user=andesheh&vie w=videos
www.youtube.com/profile?user=andisheyeenghela b&view=v...
www.youtube.com/profile?user=SeminareParis& view=videos

thirdwave88.blogspot.com twitter.com/banisadr ahbanisadr@yahoo.fr تماس با آقای بنی صدر

www.banisadr.com.fr/index.shtml سایت آقای بنی صدر ab_banisadr@yahoo.de
enghelabe-eslami.com/ سایت نشریه انقلاب اسلامی enghelabe_eslami@hotmail.com
www.asrjadid.com/main/ رادیو عصر جدید: مصاحبه با آقای بنی صدر جمعه ها ساعت 21:30 بوقت ایران
www.radioazadegan.com/ رادیو آزادگان info@iran57.com
www.majameeslamiiranian.com/ مجامع اسلامی ایرانیان majameeslamiiranian@yahoo.fr
www.tohid.org/ آدرس برای دریافت نشریه و کتاب از طریق ایمیل info@tohid.org
ایمیل نشریه انقلاب اسلامی در هجرت EEZ5760GOF@AOL.COM
آدرس پستی Enghelabe Eslami Zeitung-postfach 111118=60046-Frankfurt Germany
]

برگشت

letzte Änderungen: 18.5.2012 4:50