اشرفی اصفهانی: سواستفاده از مواضع امام خيانت آشكاري به جمهوري اسلامي است
اشرفی اصفهانی: سواستفاده از مواضع امام خيانت آشكاري به جمهوري اسلامي است
اشرفی اصفهانی: سواستفاده از مواضع امام خيانت آشكاري به جمهوري اسلامي است
جرس: عضو شوراي مركزي خانه احزاب تاكيد كرد: سوءاستفاده از مواضع امام(ره) براي توجيه برخي رفتارها ست.
محمد اشرفياصفهاني در گفتوگو با خبرنگار ايلنا در تحليل خود از سخنان اخير سيدحسن خميني مبني بر تلاش جرياني با هدف مغفول گذاشتن بعد رحمانيت نظام و نشان دادن چهره خشن از امام راحل گفت: متاسفانه گاهي شنيده ميشود و يا ديده ميشود كه برخي قلمها يا دستهايي در كار است كه زندگي پرافتخار امام(ره) كه الگويي براي همه انسانها بود را به گونهاي به نمايش بگذارد كه مواضع و چهره ايشان موجب سوءاستفاده دشمنان شود كه اين نوع برخورد جفا، خيانت و ظلم آشكاري است.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: اينكه عدهاي امروز پس از گذشت 20 سال از فوت امام بخواهند چهره ايشان را به گونهاي ديگر جلوه دهند خيانت آشكاري به جمهوري اسلامي است.
اشرفياصفهاني با تاكيد بر اينكه امام(ره) يك پارچه مهر و محبت بود خاطرنشان كرد: بنده از اولين روزهايي كه امام در سالهاي 41 و 42 در قم حضور داشتند تا زمان حيات ايشان بارها محضر اين بزرگوار را درك كردم و علماي بزرگ همواره در مورد چهره جذاب و عطوفت امام متفقالقول بودند.
وي با بيان اينكه امام در بيان مواضع خود حتي در مورد دشمنان همهجهات را ملاحظه ميكردند ادامه داد: ايشان مواضع خود را با در نظر گرفتن همه زواياي اخلاقي مطرح ميكردند و همواره به مسوولين هشدار ميدادند كه مبادا نسبت به مردم رفتاري با بيمهري داشته باشند چراكه اين نوع برخوردها دور از انصاف و انسانيت است.
اشرفياصفهاني با بيان اينكه سوءاستفاده از رفتار و مواضع امام براي سرپوش گذاشتن برخي رفتارهاست تصريح كرد: متاسفانه در حوادث اخير بسياري از افراد مظلوم واقع شدند و عدهاي براي اينكه رفتار خود را توجيه كنند اينگونه اقدامات را انجام ميدهند با اين هدف كه اينگونه القا كنند كه اگر برخوردي امروز صورت ميگيرد در گذشته و در زمان امام نيز وجود داشته است در صورتي كه اينگونه نبوده است
جمع جمعی از کارگزاران دفاتر مخابرات روستایی اصفهان در مقابل مجلس
پارلماننیوز: جمعی از کارگزاران دفاتر مخابرات روستایی استان اصفهان در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع كردند.
به گزارش خانه ملت، برخی از مسئولان محلی دفاتر روستایی استان اصفهان با تجمع درمقابل مجلس شورای اسلامی خواستار احقاق حق خود از مخابرات استان شدند.
براساس این گزارش، تجمع کنندگان معتقد بودند کارگزارانی که در دفاتر مخابرات روستایی مشغول به كار هستند به دلیل عدم آشنایی با قوانین كار و امور اجتماعی، ضمن اجبار به كار اضافه از حقوق منصفانه و قانونی برخوردار نیستند.
كارگزاران تجمع کننده از مسئولان و نمایندگان استان خود خواستار آن هستند كه ترتیبی اتخاذ نمایند تا قراردادهای قانونی با هماهنگی اداره كار و با بیمه و شرایط كاملا منصفانه با آنها منعقد گردد.
تهیه فیلم "هویت سه"
جرس: فیلم هویت سه با هدف تخریب چهره های فعال سیاسی و اصلاح طلبان از سوی صداو سیمای جمهوری اسلامی در دست تهیه است. بر اساس شنیده های خبرنگار جرس در تهران مصاحبه های اخذ شده از زندانیان سیاسی بر دو گونه بوده است، تعداد محدودی از تلویزیون حکومتی ایران پخش شده است و تعداد بیشتری نه برای پخش تلویزیونی بلکه به عنوان تحلیل از سرخیرخواهی برای آگاهی مسئولین نظام از زندانیان سیاسی اخذ شده است.
شنیده های خبرنگار جرس از تهران حکایت از آن دارد که بنا بر تصمیم مقامات عالی رتبه نظام قرار است فیلم هویت سه از کنار هم چسباندن تقطیع شده این مصاحبه های انجام شده در زندان اوین - که تا کنون پخش نشده - تدوین و در سال آینده پخش شود.
خمیر مایه اصلی فیلم هویت سه تحلیل مبتنی بر نقشه راه آقای خامنه ای در نابود کردن "فتنه سبز" و رسوا کردن دستان سیاه دشمنان خارجی ملت ایران خواهد بود و از هر یک از مصاحبه های نمایشی اخذ شده در زندان دو سه دقیقه ای از انتقادات هر یک از زندانیان سیاسی به جنبش سبز، اصلاحات طلبان و دوران سازندگی پازل تنظیمی را پر می کند.
این دسته از مصاحبه ها که به عنوان تحلیلهای انتقادی و خیرخواهانه مسئولان سابق نظام با قول عدم پخش عمومی به زندانی ضبط شده، بطور کامل قابل پخش نیست. چرا که اکثر حجم آنها را انتقاد زندانی سیاسی به مدیریت کلان کشور تشکیل می دهد، اما در هر مصاحبه می توان چند دقیقه ای پیدا کردکه زندانی انتقادات خود را از کاستی های جریان معترض نیز ابراز داشته است.
فیلم هویت سه با استفاده از همین انتقادات که از زمینه اصلی مصاحبه ها خارج بوده، در دست تهیه است.
شایان ذکر است پس از پخش گسترده کلیپهای جنبش سبز در سطح جهانی و تاثیر گسترده آن بر روی افکار عمومی، گویی مسئولان نظام به اهمیت گزارشهای تصویری و شنیداری پی برده اند. یورش به منزل جعفر پناهی هم به دلیل می تواند ناشی از ترس حاکمان از این مساله باشد.
لازم به ذکر است که تعداد قابل توجهی از زندانیان تاکنون هیچ مصاحبه ای چه تلویزیونی و چه تحلیلی به اصطلاح خیرخواهانه انجام نداده اند . این دسته از زندانیان بیشترین فشار را در طول بازجوئی تحمل کرده اند و هم اکنون نیز از کمترین حقوق قانونی زندانی سیاسی برخوردار نیستند.
نخستین فیلم هویت در زمان مدیریت علی لاریجانی بر سیما در توجیه قتلهای زنجیره ای سال 1376 از تلویزیون دولتی ایران پخش شد. هویت دو در سالهای آغازین دهه هشتاد علیه جریان ملی مذهبی پخش شد و اینک هویت سه برای تخریب شخصیت سومین گروه از زندانیان سیاسی ایران در راه است.
گفتنی است پس از لو رفتن خبر مراسم شرفیابی اجباری برخی زندانیان سیاسی به محضر رهبری در روز میلاد پیامبر (ص) و لغو شتابزده آن از سوی دفتر رهبری، اتاق فکر کودتا در تهران در تدارک اجرای سناریوی هویت سه است.
واکنش دکتر ملکی در برابر اتهام محاربه : ما را ز سر بریده میترسانی
جرس، بهاره آزادی: اظهارات اخیر محمد شریف، وکیل دکتر ملکی در رابطه با موارد اتهامی وی بر اساس کیفرخواست صادره و درج اتهام محاربه در بین سایر اتهامات مندرجه انگیزه ای شد که به دنبال اطلاع از واکنش دکتر ملکی و خانواده وی در مقابل اتهام یاد شده برآییم. گفتگو با ملکی پدر به دلیل بیماری و فشار زندان و ازسرگیری مداوا امکان پذیر نشد، از همین رو اقدام به گفتگو با عمار ملکی فرزند دکتر ملکی کردیم.
عمار ملکی با اشاره به رنجهای خانواده بخصوص مادر در غیاب پدر، از روحیه بالای دکتر ملکی به رغم مشکلات فراوان جسمی او سخن گفت.
ملکی با بی ربط خواندم اتهام محاربه به ایشان آنرا تنها باعث خجالت سیستم قضایی خواند. او بر این باورست که اتهام مضحک و واهی ارتباط شخصیتی چون پدر و البته بسیاری دیگر از فعالان دانشجویی و حقوق بشری با مجاهدین، تنها به اعتبار این گروه می افزاید و چیزی از اعتبار این افراد شناخته شده نمی کاهد.
او می افزاید پدر چون فعالیت سیاسی اش هرگز معطوف به کسب قدرت نبوده و تنها برای دفاع از حقوق مردم و طلب آزادی ملتش مبارزه کرده، از همین رو مصلحت اندیشی سیاسی نمی کند و هرگز از گفتن حقیقت حتی اگر باعث اتهامهایی بیمورد و هزینه سنگین هم شود، دست برنداشته است. ملکی در پایان این گفتگو می گوید: انگار با این اتهام قصد ترساندن ایشان و شاید دیگر فعالان مدنی را داشته باشند که البته به نظر می رسد کمی خامی کرده اند. وقتی از پدر درباره احساسش نسبت به این اتهام سوال کردم برایم این شعر را خواند:
صدها گل سرخ و یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده میترسانی
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
در ادامه متن کامل این گفتگو به نظر شما می رسد:
لطفا در مورد شرایط روحی وآثار زندان بر وضعیت جسمی آقای دکتر ملکی قدری توضیح دهید؟
وضعیت ایشان بلحاظ جسمی بدلیل شرایط زندان بدیهی است که از قبل بدتر شده است. مدت طولانی نشستن و خوابیدن و نداشتن امکان تحرک باعث شده که بدن ایشان بسیار ضعیف شود. تا پیش از بازداشت پدر به طور مرتب پیاده روی و حتی کوهنوردی سبک می کرد و در دوران درمان هم خانه نشین نمی ماند و سعی می کرد تحرک داشته باشد. از سوی دیگر در اثر هوای نامساعد و فضای متراکم زندان ایشان به یک سرماخوردگی مزمن دچار شده اند که سینه ایشان را مشکل دار کرده و به همین دلیل سرفه های شدیدی دارند که البته تحت درمان هستند. از زمان آزادی درمان معطل مانده سرطان پروستات دوباره از سر گرفته شده و آزمایشات مختلفی داده اند تا متناسب با نتایج، روال درمانی را تنظیم کنند. بلحاظ روحی البته در دوران زندان هم از روحیه بالایی برخوردار بودند و در زندان حتی به جوانان زندانی نیز روحیه می دادند.
ایشان چه مدت در زندان بودند و شرایطشان در زندان چگونه بود؟ بر شما و دیگر اعضای خانواده در غیاب ایشان چه گذشت؟
ایشان به مدت 191 روز یعنی بیش از 6 ماه در زندان بودند. حدود سه ماه را در انفرادی و بقیه آنرا در بندهای عمومی در قسمتهای مختلف زندان اوین بودند. بزرگترین مشکل خانواده در این مدت نگرانی از وضعیت سلامتی و در اصل خطر جانی بود که ایشان را تهدید می کرد. در عین حال هر کس از اعضای خانواده به طریقی از این نگرانی رنج می برد. اینجانب که در خارج از کشور مشغول به تحصیل هستم، در این مدت دوران سختی را سپری کردم چرا که امکان تمرکز بر روی دروس براحتی وجود نداشت و کار زیادی هم از دستم برنمی آمد. به هر حال این تجربه را هم مثل تجارب دیگر اسارت پدر سعی کردیم که با توکل به پروردگار تا حد امکان صبوری کنیم و امید به این داشته باشیم «که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند.» از سوی دیگر رنج و فشار مضاعفی بر روی مادر بود زیرا که ایشان خود از بیماریهای زیادی رنج می برند و با توجه به سن و وضعیت جسمی ایشان، رفت و آمد زیاد به زندان و دادستانی و جاهای دیگر واقعا کار نفس گیر و طاقت فرسایی برایشان بود. مخصوصا که متاسفانه ماموران خرد و کلان هم بعضا با بی اخلاقی و بی ادبی برخورد می کردند.
بازداشت اخیر ایشان ، چندمین مرتبه بازداشت دکتر ملکی حساب می شود؟ اتهامات سابق چه بود؟
این سومین باری است که آقای دکتر ملکی در جمهوری اسلامی تحت بازداشت طولانی قرار گرفتند. ایشان یک بار بین سالهای 60 تا 65 بدلیل مخالفت با انقلاب فرهنگی و البته با اتهام واهی همکاری با گروههای ضد انقلاب در زندان بودند و بار دوم هم در اواخر سال 79 به همراه جمعی از فعالان ملی-مذهبی با اتهام براندازی به مدت 6 ماه در زندان بودند که البته این اتهام هم از طرف وزارت اطلاعات وقت مردود اعلام شد و اینبار هم بار سوم بود که ایشان روانه زندان شدند.
موارد اتهامی این بار ایشان چیست؟
این بار همانگونه که چند روز پیش وکیل شان اعلام کردند ظاهرا اتهامات مختلفی را به ایشان وارد کرده اند. توهین به آیت الله خمینی و مقام رهبری و تبلیغ عیله نظام و البته از همه عجیب تر اتهام مضحک محاربه است.
درباره اتهام محاربه آیا قبل از اعلام وکیل، شما و ایشان در جریان بودید؟
ظاهرا از ابتدای بازداشت بازجویان درباره اتهام ارتباط با گروههای غیر قانونی به دفعات ایشان را مورد بازجویی قرار دادند و انگار از ابتدا نیز چیزی شبیه همین اتهام را در پرونده ایشان قرار داده بودند. البته این اتهام از آنجا که ایشان در زندان و تحت بازجویی بودند قطعی نبود. اما به هر حال بنظر میرسد که طبق آخرین شواهد یکی از وکلا، این اتهام را در پرونده دکتر ملکی قرار داده اند. البته ایشان همواره اتهام ارتباط با هر گروه و سازمانی را قویا رد کرده اند. همانطور که گفتم اولین بار هم اتهام ارتباط با مجاهدین در سال 60 نیز به ایشان زده شده بود و ایشان تحت فشار و شکنجه های شدید برای اعتراف کردن به این مساله قرار گرفت. اتفاقا مدارک و شواهد مکتوبی که وجود داشت ثابت می کرد که هیچ وقت ایشان وابستگی به هیچ گروه و سازمانی نداشتند و حتی زمانیکه در انتخابات دور اول مجلس این گروه از آقای ملکی حمایت کردند، در روزنامه وقت ایشان اعلام کرد که مستقل است و کاندیدای هیچ جریانی نیست. حال گویی دوباره همان اتهامات واهی مطرح شده است و البته این مساله فقط مختص به کسی مثل ایشان هم نیست که این روزها درباره بسیاری از فعالان دانشجویی و حقوق بشر هم این اتهام مطرح می شود.
واکنش ایشان و خانواده در مقابل محارب دانستن ایشان چه بود؟
واقعا اتهام محاربه به ایشان بسیار بی ربط است و تنها باعث خجالت چنین سیستم قضایی خواهد بود. پس از شنیدن این اتهام در صحبتی که با پدر داشتم او بر این مطلب تاکید داشت که اصلا در اینباره بحث شخصی مطرح نیست و از نظر ایشان تکلیف آنچه باید یکبار برای همیشه روشن شود مساله متهم کردن افراد به محاربه است. این بساط که هر روز به بهانه ای کسی از جوان 20 ساله تا پیرمرد 80 ساله به دلایل واهی به محاربه متهم شوند باید برچیده شود. خوشبختانه بعضی از حقوقدانان و مراجع هم درباره اتهام محاربه سخنانی گفته اند و کاش که تمامی فعالان سیاسی و مدنی در اینباره موضعگیری کرده و در برابر آن سکوت و بی تفاوتی نشان ندهند.
اصولا دلیل این نحوه برخورد و این اتهام را چه می دانید؟
ببینید ظاهرا بر طبق سخنان وکیل پرونده، اتهام محاربه به دکتر ملکی بر طبق ماده 186 قانون مجازات اسلامی عنوان شده که در این قانون عضویت و هواداری از سازمانهایی که به طور مسلحانه با حکومت مبارزه می کنند را مصداق محاربه می داند. نخست آنکه مساله عضویت و طرفداری ایشان از گروههای مسلح بسیار مسخره است اما برای دانستن اینکه چرا اینگونه اتهامی را میزنند باید دو نوع حمایت را از هم جدا کرد. یکی همکاری، حمایت و طرفداری یک نفر از سازمانها و گروههای مخالف است و دیگری حمایت کسی از حقوق انسانی افراد فارغ از وابستگی شان به گروه و سازمان و حزب آنها. جمهوری اسلامی اساسا این تقسیم بندی را سهوا یا عمدا در نظر نمی گیرد تا بتواند کسانیکه در دسته دوم قرار دارند را به اتهامی که برای افراد دسته اول در نظر گرفته متهم و محکوم کند. این مساله در اتهامها و حکمهای سالهای اخیر بسیار رایج شده است.
دکتر ملکی همواره در تمامی سالهای پس از انقلاب و حتی در رژیم سابق هم مرامش دفاع از حقوق انسانی افراد فارغ از وابستگی شان به دسته، گروه و يا سازمان سياسي و يا اجتماعي خاص بوده است. از این جهت ایشان پایمال شدن حقوق انسانی یک فرد با تفکر چپ یا راست، مذهبی یا سکولار، مجاهد، فدایی، سلطنت طلب ،ملی، ملی-مذهبی، هویت طلب و هر دگراندیش دیگری خواه طرفدار ويا مخالف نظام را برنمی تابد. ایشان در تمامی این سالها با حفظ استقلال شخصی خود و دوری از هر گونه دسته بندی سیاسی از بسیاری افرادی که حقوقشان پایمال شده دفاع کرده اند. همین مساله باعث شده که دکتر ملکی به عنوان یک شخصیت ملی مورد احترام گروههای سیاسی با مرامهای مختلف و حتی متضاد باشد.
برای اثبات این ادعا شواهد بسیاری هست و می توان در مصاحبه ها و نوشته های دکتر ملکی آنها را یافت.
اتفاقا جالب است بقول خود پدر زمانیکه آقایان سران فعلی نظام افتخارشان این بود که با سران مجاهدین نشست و برخواست دارند، ایشان در آن زمان هم مستقل بود. اتفاقا این مستقل بودن ایشان و در عین حال دفاع از حقوق انسانی افراد است که ظاهرا خیلی برای مقامات امنیتی نظام آزار دهنده است زیرا که آنها علاقه دارند که دفاع از حقوق انسانی افراد، فارغ از تعلقات فکری و عقیدتی شان، در میان فعالان رایج نشده تا بدین وسیله با استفاده از سکوت دیگران، بتوان هر کس را مورد ظلم و حذف قرار داد و از ترس انگ طرفداری از این گروه یا آن حزب، صدای اعتراض و حق خواهی بلند نشود.
بنظر شما چرا مقامات امنیتی جمهوری اسلامی تفاوت بین این دو نوع حمایت را تشخیص نمیدهند و یا نمی خواهند بدهند؟
در پاسخ این سوال مساله نگاه خودی و غیر خودی نهفته است. بسیاری از این آقایان امنیتی فکر می کنند که تنها از حقوق انسانی کسانی باید دفاع کرد که با ما هست و ما را قبول دارد و اگر افرادی مخالف آقایان هستند دیگر هر نوع دفاع از حقوق انسانی آن افراد گویی به معنای طرفداری از وابستگی آنهاست. یعنی در تفکر این حضرات امنیتی این تفکیک قابل تصور نیست که شما می توانید طرفدار یک سازمان یا عقیده و روش نباشید، اما از حقوق انسانی افرادی که به آن مسلک و گروه وابسته اند حمایت کنید و در برابر نقض حقوقشان اعتراض کنید. این مساله ایست که بنوعی اکثر فعالان حقوق بشر در ایران با آن مواجه هستند و بدلیل همین عدم تفکیک آنها را متهم به رابطه و طرفداری با گروههای مخالف نظام می کنند. نمونه ای از این موارد بعضی از جوانان فعالی هستند که بعضا عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بوده و با این اتهام مواجه شده اند.
با این توضیحات چه مورد خاصی بوده که اتهام ارتباط با مجاهدین را به دکتر ملکی نسبت می دهند؟
با دانستن نکته قبل می توان حدس زد چرا ایشان را به طرفداری از سازمان خاصی متهم می کنند زیرا که دکتر ملکی از اولین کسانی بود که مساله کشتار وحشتناک سال 67 را در حوزه عمومی و از طریق نوشته ها و مصاحبه هایشان مورد نقد قرار دادند. ایشان همواره گفته اند که این یک وظیفه ای انسانی است که در برابر کشتار وسیعی که انسانهای زیادی را قربانی گرفت اعتراض کرد. البته بدیهی است که این مساله هرگز ربطی به طرفداری از مجاهدین و یا هر گروه دیگری ندارد بلکه حاوی یک نگاه حقوق بشری است که مقامات امنیتی جمهوری اسلامی آنرا برنمی تابند. همانگونه که مرحوم آیت الله منتظری نیز اولین کسی بودند که به این مساله اعتراض کرده و اسنادی را در اینباره منتشر کردند و البته بدیهی است که تلاش بشردوستانه ایشان به معنای طرفداری از مجاهدین نبوده است.
از طرف دیگر اتهام مضحک و واهی ارتباط شخصیتی چون پدر و البته بسیاری دیگر از فعالان دانشجویی و حقوق بشری با مجاهدین، تنها به اعتبار این گروه می افزاید و چیزی از اعتبار این افراد شناخته شده نمی کاهد. یقینا رهبران گروههایی مثل مجاهدین آرزویشان است که در جایگاه و محبوبیت مردمی و اعتبار ملی کسانی مثل دکتر ملکی می بودند.
بد نیست به این مساله اشاره کنم که مقامات امنیتی جمهوری اسلامی در بازجوییها دکتر ملکی را متهم کرده اند که چرا افرادی از سوی مجاهدین برای شما پیغام و پسغام می فرستند و از شما گاهی حمایت می کنند و یا اینکه بازداشت شما توسط این جریان محکوم شده است. پاسخ ایشان هم این بوده که روش این گروهها همیشه این است که برای کسب اعتبار به سراغ افراد مستقل شناخته شده بروند و با حمایت از آنها سعی کرده افراد خوشنام را به خودشان بچسبانند. همانگونه که مجاهدین سعی میکردند آقای طالقانی را مصادره به مطلوب کنند و حتی زمانی برای مرحوم مهندس بازرگان درخواست پیوستن به انها و قبول رهبری را فرستادند. حتی این اواخر از آقای منتظری و حتی موسوی و کروبی هم بنوعی حمایت کردند. اما این مساله را برای کسی مبنای اتهام قرار دادن، واقعا مضحک و شرم آور است. طنز ماجرا اینجاست که اگر مهندس بازرگان هم هنوز زنده بود،لابد بخاطر آن دعوت، امروز می بایست متهم به همکاری با مجاهدین میشد.
چرا ایشان با توجه به این حساسیتهایی که روی ایشان وجود دارد ملاحظاتی را در سخنان و موضعگیری هایشان نمیکنند؟
ببینید این مساله به یکی از خصوصیات شخصی پدر برمی گردد. ایشان بسیار صادقانه و بدون در نظر گرفتن پیچیدگیهای سیاسی به مساله فعالیت سیاسی و مدنی می پردازد. در اصل می توان گفت که او سیاست ورزی به این مفهوم که در چه زماني مصلحت سنجی کرده، در دفاع از حقوق چه کسی سخن گفته و يا در باره آن ديگري مصلحت اندیشانه سکوت کند را بلد نیستد و از اینرو هرگز اهل سیاست بازی نبوده است. ایشان چون فعالیت سیاسی اش هرگز معطوف به کسب قدرت نبوده و تنها برای دفاع از حقوق مردم و طلب آزادی ملتش مبارزه کرده، از همین رو مصلحت اندیشی سیاسی نمیکند و هرگز از گفتن حقیقت حتی اگر باعث اتهامهایی بیمورد و هزینه سنگین هم شود، دست برنداشته است.
در ارتباط با اتهام محاربه یک مساله دیگر که باید از آن بلحاظ محتوای حقوقی سخن گفت، مساله ایجاد رعب و ترس در مردم از طریق بدست گرفتن سلاح است. این اتهام چگونه به ایشان وارد می شود؟
طرح این اتهام برای شخصیتی با سوابق دکتر ملکی بیشتر لبخند به لب می نشاند تا ترس بر دل. دقیقا همانگونه که می گویید و بر طبق نظر بسیاری از مراجع تقلید که اتفاقا اینروزها هم در اینباره صحبت کردند، اقدام مسلحانه و داشتن اسلحه در طرح اتهام محاربه ضروری است. ایشان در تمامی 60 سال سابقه مبارزاتی که دارند، هرگز از روشهای خشونت آمیز مبارزه دفاع نکرده اند و همواره در نفی خشونت سخن گفته اند. تنها سلاحی هم که ایشان بدست گرفته اند قلمشان بوده است که البته در مردم نه تنها ایجاد ترس نکرده که درعوض ایجاد امید و شور و آگاهی کرده است. اتفاقا از قلم ایشان تنها کسانی ممکن است احساس رعب و وحشت کنند که در برابر مردم قرار گرفته اند.
دکتر ملکی از ده سال پیش در نوشته هایشان همواره حکومت را دعوت کرده است تا با تن دادن به روشهای مسالمت آمیز به حاکمیت مردم تن دهد. از همین رو ایشان پیشنهاد رفراندوم را بارها مطرح کردند تا از آن طریق، گذاری مسالمت آمیز و بدون خونریزی به ساختاری دموکراتیک در ایران صورت پذیرد.
و نهایتا اینکه فکر می کنید هدف از اتهام محاربه چه بوده است؟
به هر حال انگار که با این اتهام قصد ترساندن ایشان و شاید دیگر فعالان مدنی را داشته باشند که البته به نظر میرسد کمی خامی کرده اند. وقتی از پدر درباره احساسش نسبت به این اتهام سوال کردم برایم این شعر را خواند:
صدها گل سرخ و یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده میترسانی
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
|