کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 و گزارش قاضی رابرتسون در گفتگو با دکتر لادن برومند فعال حقوق بشر
دکتر لادن برومند در حال
خبرگزاری هرانا : در بیست و سومین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در ایران و در شرایطی که هنوز ابعاد این فاجعه انسانی روشن نشده، مسئولین کشتار و مطلعین این جنایت سکوت پیشه کرده اند، به خانواده های قربانیان اجازه سوگواری داده نمی شود و سازمان های بین المللی واکنش شایسته ای در قبال این حمام خون اتخاد نکرده اند با خانم لادن برومند، از مسئولین بنیاد عبدالرحمان برومند به گفت و گو نشسته ایم. آن چه در ذیل می آید پرسش و پاسخی است پیرامون پروژه تحقیقی کشتار زندانیان سیاسی درسال ۶۷ که بنیاد عبدالرحمان برومند آغازگر آن بوده است.
رفیق سوزان نیکزاد از فراز قله ای به حقارت شان چشم دوخته بود
مهرنوش شفیعی
با تاکسی وارد کوچه نسبتا باریکی شدیم که پر از خانه های مسکونی بود و در یک طرف کوچه ماشینها تنگاتنگ پارک کرده بودند. تاکسی در مقابل یک خانه کلنگی ایستاد. او به سرعت از تاکسی پیاده شد تا از خانه مادرش دستگاه تایپی را که از مدتها پیش و بعد از پاکسازی هنوز باقی مانده بود بیاورد و من در تاکسی ماندم. مدتها بود که به این خانه رفت و آمد نمیکرد . شب بود .
میگویند گذشتِ زمان درمانِ هر دردی است. ۲۳ سال از فاجعه کشتار زندانیانِ سیاسی در سالِ ۱۳۶۷ میگذرد و گذشتِ این سالها کوچکترین درمانی بر درد ِمن نبوده است. بیژن برادرم در سالِ ۱۳۳۸ متولد شده و در ۱۶ ساله گی دیپلم گرفته و برایِ ادامه تحصیل در رشته پزشکی به انگلستان رفت. بیژن در لندن به جنبش دانشجویان ایرانی پیوست و از فعالان "کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور" بود. با آغاز جنبش مردم ایران در اواخر سال ۱۳۵۶ و اوایل سال ۱۳۵۷ او نیز همراه با دانشجویان دیگر در تظاهرات های خارج از کشور بر علیه دیکتاتوری رژیم پهلوی شرکت کرد. در یکی از این تظاهرات ها بیژن به وسیله پلیس انگلیس دستگیر شد و با پرداخت ۵۰۰ پوند جریمه از زندان آزاد شد. او نیز همچون هزاران جوانِ دیگری که قلبشان برای ایران می تپید، بعد از انقلاب به کشور بازگشت تا در بازسازی ایران همکاری کند.
گزارشگران: روایت ها درباره تجاوز در زندان های جمهوری اسلامی - دهه شصت و پس از آن
تجاوز شکنجه ای مضاعف علیه زنان زندانی سیاسی است. اوج فاجعه در دهه شصت گزارش شده است. دهها خاطره, یاد و اعتراف منتشر و علنی شده است. امیال حیوانی - جنسی مزدوران ولایت خمینی بنام شریعت و مذهب علیه زنان مبارز و قهرمان اسیر اعمال شد و توجیه قانونی و دینی آن نیز از سوی رهبران جمهوری ننگین اسلامی بشکل فتوی صادر شد.
شرح قتل های سال 60 در آینه یک تشکیلات سیاسی در ایران
دهه ٦٠، سرکوب و قتل عام خونین زندانیان
کار- سازمان فدائیان (اقلیت)
کشتار از مشخصه های بارز نظام سیاسی و اقتصادی حاکم بر ایران است. در سراسر تاریخ نکبت بار این رژیم مذهبی، هیچ دوره ای را نمی توان یافت که بدون اعمال خشونت، بگیر و ببند، زندان و اعدام سپری شده باشد. از هر روزن و گذرگاهی که به عرصه های وجودی جمهوری اسلامی وارد شویم، چیزی جز مرگ پیش رویمان نخواهد بود. در واقع، خشونت حاکم بر این رژیم ریشه در ماهیت دینی و اسلامی آن دارد.
ایرج مصداقیاخبار انتشار یافته در مورد مجید پور سیف یکی داستانی است پر آب چشم. متأسفانه ما ایرانیها کم و بیش از این معضل رنج میبریم که هنگام نقل اخبار، منبع و مأخذ اولیه را ذکر نمیکنیم و گاه این موضوع مشکلات زیادی را دامن میزند. چرا که یک خبر غلط با یک منبع مشخص به صورت متواتر انتشار پیدا میکند بدون این که افراد متوجه شوند منبع اولیه خبر مشترک است.
مهدی نادریفرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
ایرج مصداقی
مهدی نادری فرد متولد ۱۳۳۵ عضو جهاد سازندگی کرج که بعدها به دادیاری و دادستانی انقلاب اسلامی و فرمانداری کرج رسید، در جریان کشتار ۶۷ یکی از عوامل اصلی به قتلگاه فرستادن زندانیان سیاسی اهل کرج بود. نادریفرد و فاتح مسئول اداره اطلاعات کرج در روزهایی که کشتار در زندان گوهردشت جریان داشت در دادگاه شرکت داشته و به جوسازی علیه زندانیان میپرداختند و هنگامی که به پروندهی یکی از زندانیان کرج رسیدگی میشد به همراه حسینعلی نیری رئیس هیأت کشتار، نقش تصمیمگیرنده را داشتند.
مقایسهی دو متن متفاوت از «خاطرات زندان» مارینا نمت
مارینا نمت یکی از توابان فعال زندان اوین پس از واقعهی ۱۱ سپتامبر و اعلام شروع «جنگ صلیبی» از سوی جورج بوش ریاست جمهوری آمریکا، موقعیت را مغتنم شمرده و تلاش میکند از آب گلآلود به نفع خود ماهی بگیرد. او که پس از رسیدن به کانادا تبدیل به یک مسیحی فعال شده و حمایت کلیسا را در پشت خود احساس میکند، سعی مینماید به نحو احسن از فرصت به دست آمده در جهت منافع خود استفاده کند.
کشته شدن خانم زهرا کاظمی در زندان اوین و برانگیخته شدن احساسات افکار عمومی مردم کانادا در سال ۲۰۰۳ نیز زمینه مساعد بیشتری را ایجاد میکند تا او دست به کار شود. او بیگدار به آب نمیزند بلکه با دور اندیشی و برنامهریزی، ابتدا در یک کلاس داستان نویسی در دانشگاه تورنتو شرکت میکند تا با رموز کار آشنا شود و سپس دست به کار خلق یک داستان «آبگوشتی» در ارتباط با زندان اوین تحت عنوان خاطرات شخصیاش میشود.
همنشین بهار سفره هفت سین در هتل اموات (خدا نکند که خدا مرده باشد...)
بهروز سورن: چگونه زنده بگور شدم
رها شدگان هتل اموات هنوز بیاد دارند که چوبک های خشک نگهبانان بعلامت نجس بودن زندانیان دگر اندیش ابزار ارتباطی با زندانیان بود و چگونه ضربه های دیواری مرس تنها امکان ارتباطی میان همدردان همسایه در سلولهای کناری بشمار می آمد. نوشته همنشین بهار گویای بخشی از حقایق هتل اموات است و بعنوان یک ساکن آن پیشنهاد میکنم که این متن را در آدرس زیر بخوانید. گفتگوهای زندان, خاوران مجازی و کانونهای دفاع از زندانیان سیاسی بهتر است که تلاشهای خود را نه تنها در زمینه ارتباطات و تعلقات خود بلکه از منظر تمامی ناهنجاری های زندانهای سیاسی در دهه شصت بررسی و انتشار دهند. با تشکر از همنشین بهار که این نکته را بدرستی طرح و تاکید داشته است.
حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخههای اعدام اوین
ایرج مصداقی
حاج احمد قدیریان، معاون اجرایی لاجوردی قصاب تهران در سیاهترین روزهای میهن، یکی از کسانی است که دست در خون بهترین فرزندان ایران دارد.
وی که تنها شش کلاس سواد داشت، یکی از مهمترین مسئولیتها را در دادستانی کل انقلاب و تهران توأمان به عهده گرفت. از اواخر ۵۸ تا ۶۲ اعدامهای اوین، زیر نظر او انجام میگرفت. در طول این سال ها او شخصاً جوخههای اعدام را هدایت میکرد. مجتبی مهراب بیگی، جلیل بنده، مجتبی حلوایی عسگر، سیدعباس ابطحی که در زمرهی تیر خلاص زنهای اوین بودند، زیر نظر او فعالیت میکردند. دو نفر اولی در سال ۶۱ کشته شدند و نفر سوم نقش مهم و تعیین کنندهای در کشتار گستردهی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در اوین داشت و چهارمی بعضی روزها راننده نیری رئیس هیئت کشتار زندانیان در سال ۶۷ بود.