حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
تروریسم دولتی و گروه های ترور وابسته با آن فرآیند سیاستهای ترور و تروریستی رژیم اسلامی anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

یک میلیون و 200 هزار معتاد در کشور


مدیرکل پیشگیری، درمان و بازپروری "ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی" اعلام كرد: بر اساس جدیدترین آمار، یک میلیون و 200 هزار معتاد در کشور زندگی می کنند.

به گزارش سایت حکومتی مهر"، سعید صفاتیان، ظهر امروز در حاشیه برگزاری "کارگاه آموزشی بین المللی پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد مخدر" در گفتگو با خبرنگاران در مهدی شهر استان سمنان گفت: از این تعداد معتاد، پنج درصد آنها مصرف کننده مواد مخدر صنعتی و توهّم زا هستند.

به گفته این مقام عالیرتبه ستاد مبارزه با مواد مخدر، درمان معتادان پرخطر و تزریقی، در اولویت کارهای ستاد است و توسعه مراکز خصوصی درمان اعتیاد، از برنامه های دیگر ستاد مبارزه با مواد مخدر است.

صفاتیان، با بیان اینکه "پیشگیری و درمان، از مهم ترین برنامه های امسال ستاد مبارزه با مواد مخدر است"، اظهار داشت: نیمی از اعتبارات مبارزه با مواد مخدر نیز به امر پیشگیری و درمان اختصاص یافته است.

مدیر کل پیشگیری، درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر، با اشاره به رشد اعتبارات ستاد مبارزه با مواد مخدر در مقایسه با پارسال گفت: بیش از 800 مرکز درمانی خصوصی در کشور، فعال است که در نظر داریم 250 مرکز دیگر ایجاد شود.

صفاتیان تصریح کرد: 35 میلیون نفر در جهان به مواد صنعتی و توهّم زا اعتیاد دارند که در ایران، "وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی"، برنامه های درمانی پیش بینی كرده است.

14.10.2008


سرگردانی و اعتراض هزاران تبریزی به نحوه توزیع کالابرگ – عکس



تبریزنیوز:سرویس عکس: توزیع سیزدهمین دور کالا برگ (کوپن) در تبریز ، در حالی سرگردانی و اعتراض شدید هزاران نفر از شهروندان را به دنبال داشته که به گفته شهروندان ، مسیولین مربوطه حاضر به پاسخگویی و رفع مشکل پیش آمده نیستند.
دوربین تبریزنیوز صف های طویل هزاران شهروند در برابر ساختمان مرکزی پست و سایر دفاتر پستی در تبریز را که باعث اتلاف وقت و رنجش شهروندان در دومین مرحله از توزیع کالا برگ شده را نشان می دهد.
به گفته شهروندان برنامه ریزی نامناسب در توزیع کالابرگ در حالی صورت می گیرد که در کلان شهری چون تبریز علاوه بر پست مرکز تنها 22 مرکز غیر دولتی پستی آن هم تنها با چند کارمند اندک انجام می گیرد.
علیرغم آن که توزیع کالابرگ از ساعت 15 الی 18 صورت می گیرد ولی برخی از شهروندان (اعم از پیر و جوان یا در حالی که کودک خردسال در آغوش دارند )از بیم عدم تمدید زمان توزیع ، مجبور شده اند از ساعت 9 صبح تا 15 در برابر مراکز تعیین شده سرپا در صف بیاستند.
خاطرنشان می سازد ، علیرغم ایجاد چنین مشکلاتی در گذشته (که در توزیع کالابرگ یا نام نویسی سهام عدالت و جمع آوری اطلاعات خانوار شهری بوجود آمده )، تلاش مسیولین مربوطه ضغیف و یا بی ثمر بوده است.
پایان.

پيمان پاك مهر-روزنامه نگار در تبريز

Date:1387-7-14

بازداشتهاي بلوچستان همچنان ادامه دارد



فعال مذهبي به نام امير حمزه کردي از طلاب حوزه علميه مدينه العلوم شهر خاش توسط نيروهاي امنيتي دستگير و به نقطه نامعلومي منتقل گرديده است ، تاکنون خانواده نامبرده موفق به کسب اطلاعي از سرنوشت نامبرده نگرديده اند و کماکان در بي خبري و نگراني از وضعيت اين فعال مذهبي به سر مي برند.
همچنين طبق گزارشهاي دريافتي طي چند روز گذشته چند جوان سني از طايفه حسن زهي در شهر زاهدان توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده اند ، اتهام وارده به اين جوانان پخش فيلم تخريب حوزه علميه اهلسنت در زابل بوده است. اسامي و مکان نگهداري آنان تاکنون مشخص نگرديده است.

فعالین حقوق بشر در ایران 06.10.2008

آ

آقاي احمدي نژاد دروغ چرا!!!؟ نامه اي از ابوالفضل جهاندار


آقاي احمدي نژاد ، در مصاحبه با روزنامه لوس آنجلس تايمز در پاسخ به اين سوال که آيا در ايران فعالين سياسي تحت فشار مي باشند يا خير ؛ اين حرفها را ساخته ذهن صهيونيستها و آمريکاييها اعلام نموديد ،من نه صهيونيست هستم ونه آمريکايي ؛ اينجانب ( ابوالفضل جهاندار ) مدير وبلاگ پويا نيوز ، عضو سابق شوراي عمومي تحکيم وحدت و عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي يکي از صدها زنداني سياسي هستم که بيش از دو سال است که در زندانهاي جمهوري اسلامي به سر ميبرم . من يک ايرانيم ؛ فرزند پدري که دوراني از عمر خود را به عشق آب و خاک ميهنش در جبهه هاي جنگ گذرانده و اکنون با کهولت سن لحظات زندگيش را با ترس و هراس در انتظار دريافت خبري ناگوار ازفرزندش سپري مي کند .
آقاي احمدي نژاد ؛ اظهارات اخير جناب عالي در خصوص آزاديهاي سياسي در ايران اين سوال را در اذهان زندانيان سياسي ايجاد نمود که يا جناب عالي در ايران زندگي نمي کنيد يا برخلاف آموزه هاي همه اديان الهي که مردم را به راستي و صداقت دعوت مي نمايند مي خواهيد حقيقت را فداي مصلحت نموده و با قلب واقعيتهاي موجود در جامعه چهره اي غير واقعي از وضعيت آزاديهاي سياسي در ايران به نمايش بگذاريد .
آقاي احمدي نژاد ؛ اگر چه بارها و بارها توسط جناب عالي و مقامات عالي رتبه قضايي کشور در مصاحبه ها و سخنراني ها محافل داخلي و خارجي وجود زنداني سياسي در کشور تکذيب شده و اين مسايل را ساخته عوامل صهيونيست و آمريکا ذکر نموده ايد به اطلاع شما مي رسانم که فقط در 18 ماهه اخير دوران رياست جمهوري حضرتعالي، در حوزه فعالان دانشجويي 262 مورد احضار به کميته انضباطي دانشگاه ، 61مورد احضاريه به مراجع قضايي ، 172مورد بازداشت ، 247 مورد محروميت از تحصيل ، 19مورد اخراج از دانشگاه ، 61 مورد محاکمه ، 33 مورد توقيف نشريات دانشجويي ، 26مورد اخراج از دانشگاه و محروميت از خدمات رفاهي دانشگاه و پلمپ چندين انجمن صورت گرفته است .
در حوزه فعاليتهاي اجتماعي سياسي بيش از 514 زنداني سياسي در زندان به سر مي برند و هشت تن از آنان محکوم به اعدام گرديده اند. اين آمارها بخشي از اقدامات مهرورزانه شما در برخورد با فعالان سياسي دانشجويي و مدني مي باشد و اسامي تمامي افراد فوق موجود است .
در کشوري که نمايندگان مردم در مجلس از مصونيت قانوني برخوردار نبوده و به زندان محکوم مي شوند و مراجع تقليد علماء ديني در سکوت مطلق و حصر خانگي اجازه اظهار نظر ندارند صحبت از آزادي بيان و فضاي باز سياسي مانند دروغ آوريل ( دروغ 13) مي باشد.
شايد در بعضي موارد آزادي بيان وجود داشته باشد ، اما آزادي بعد از بيان هرگز .
آقاي احمدي نژاد ؛ شما که به شدت به مسئله شنود تلفن شهروندان آمريکايي حساس مي باشيد و اين مسئله را ظلم و جفا به مردم آمريکا مي دانيد ، چرا نسبت به شنود خصوصي ترين مکالمات تلفني و بررسي نامه هاي الکترونيکي فعالان سياسي ، دانشجويي ، مدني و بسياري از شهروندان به نام قانون هيچ واکنشي نشان نمي دهيد .
آقاي احمدي نژاد ؛ با توجه به اينکه در مصاحبه اخير با روزنامه لو س انجلس تايمز بيان نموديد که آيين دادرسي در ايران مترقي ترين قانون در جهان مي باشد ، به اطلاع جناب عالي مي رسانم ، اينجانب در دوران بازداشت موقت در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات بر اثر ضربه وارده از ناحيه مهره کمر آسيب ديدم و علي رغم مراجعات مکرر به پزشک با اين توجيه که ما فقط مسئول زنده نگه داشتن شما هستيم نه درمان شما و براي هر زنداني نمي توانيم هزينه نماييم حدود يک سال از معرفي اينجانب به پزشک متخصص جهت درمان امتناع نمودند و هم اکنون با توجه به کمبود امکانات درماني زندان حدود 2 سال است که از اين عارضه رنج مي برم و روز به روز اوضاع بيماري ام شديدتر مي گردد و علي رغم تأييد اين مسئله توسط پزشکان زندان هيچگونه رسيدگي جدي در اين خصوص لحاظ نمي گردد .
از بدو دستگيري تاکنون با وکيلم ديدار نداشته ام . دادگاه بنده بصورت غير علني ، بدون حضور هيأ ت منصفه و دادگاه دومم بدون حضور وکيل مدافع برگزار شد . ضرب و شتم ، نگهداري در سلول انفرادي ، استفاده از چشم بند ، حدود يک ماه بي خبري و بي اطلاعي خانواده از وضعيت دستگيري اينجانب ، هتک حرمت و توهين ، صدور حکم دادگاه با استناد به اعترافت و اقارير تحت فشار و شکنجه و براساس گزارشهاي نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي و ورود به حريم خصوصي اينجانب ، تفتيش عقايد در حين بازجويي القايي ، از موارد بسيار بارز نقص اصول 23 ، 35 ، 38 ، 39 ، 165 ، 166 ، 168 قانون اساسي کشور و نقص ماد? 5 ، 7 ، 12 ، 19 و بند 1 ماد? 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر و نقص موارد مختلف حقوق شهروندي مي باشد که از ابتداي دستگيري تا کنون در مورد اينجانب اعمال شده و مسئوليت نقص آشکار موارد قانوني فوق با استناد به اصل 121 قانون اساسي به عهده شما مي باشد .
آقاي احمدي نژاد ؛ يکي از اتهامات پرونده اينجانب که در دادگاه به خاطر آن به پرداخت جريمه نقدي محکوم گرديده ام ، استفاده از ماهواره مي باشد . شايد استفاده از ماهواره و تماشاي برنامه شبکه هاي تلويزيوني خارجي براي شما هيچ هزينه و منع قانوني نداشته باشد ولي براساس مصوبات مجلس استفاده از ماهواره ، جرم و براي متخلفان جريمه مالي در پي دارد .
آقاي احمدي نژاد ؛ با توجه به اينکه قوه قضاييه در مردادماه گذشته از خبر نگاران و سازمانهاي بين المللي جهت بازديد از زندانهاي ايران دعوت نمودند ، اينجانب به عنوان يکي از زندانيان سياسي آماده ديدار با نهادهاي مختلف و ارايه گزارش مي باشم .
لازم به ذکر است اين جانب محض اثبات حقانيت و صحت گفته هاي خود آماده مناظره با جناب عالي و هر مقام قضايي ايران در خضور خبرنگاران دولتي و رسانه هاي آزاد مي باشم.
آقاي احمدي نژاد که مدعي دلسوزي براي جهانيان است و از کار زشت ديگران دلگير و ناراحت، بايد پايبندي خود به شعارهايش را با رفتار خود اثبات نمايد ،از جناب عالي دعوت ميکنيم که مسووليت حرفهايتان را بپذيريد.شعار مهرورزي و عدالت گستري را ابتدا در مرزوبوم کشور خود اجرا نموده و در صورت موفقيت به فکر ارائه آن براي جهانيان باشيد.
به اميد روزي که بشر از آزادي فکر و بيان برخوردار شود ، روزي که معناي هر سخن دوست داشتن باشد و کمترين سرود بوسه بر قفل افسانه اي باشد،روزي که هر انسان براي انسان برادري باشد.

ابوالفضل جهاندار
عضو سابق شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت
اندرزگاه هفت زندان اوين -

28.09.2008

تجمع اعتراضی در جهرم


خبرگزاری دانشجویان ایران - فارس: مردم جهرم شب گذشته در اعتراض به قطع مکرر برق در این شهر، مقابل اداره برق و فرمانداری جهرم تجمع کردند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، به دنبال افزایش خاموشی ها در استان فارس، شب گذشته مردم جهرم دقائقی پس از مراسم افطار، مقابل اداره برق تجمع کردند و در ساعت ۲۲ و ٣۰ دقیقه به دنبال عدم پاسخگویی مسئولان اداره برق به سمت ساختمان فرمانداری راهپیمایی کردند.
پس از مدتی ابوالقاسم رنگانی فرماندار و رئیس اداره برق جهرم در جمع مردم معترض حاضر شد و فرماندار جهرم از رئیس اداره برق این شهر خواست علت قطعی خارج از برنامه برق را اعلام کند.
رئیس اداره برق هم کاهش تولید برق و بروز خشکسالی را علت اصلی خاموشی ها اعلام کرد.
در ادامه رنگانی فرماندار جهرم از مردم خواست هرگونه خاموشی خارج از برنامه را به فرمانداری اطلاع دهند.
مردم معترض ساعت یک و ٣۰ دقیقه بامداد با درخواست فرماندار و هدایت نیروی انتظامی محل را ترک کردند.

08.09.2008

تبریز باز هم لرزید- مردم وحشت زده به خیابان ها ریختند


تبریز نیوز:سرویس حوادث:زمین لرزه نسبتا شدیدی لحظاتی قبل در ساعت حوالی 12:30 شب روز چهارشنبه 13 شهریور 87 ، تبریز را لرزاند.
شدت این زمین لرزه احتمالا 4 درجه در مقیاس ریشتر باشد.
مردم وحشت زده به خیابان ها ریختند.
هنوز شدت این زمین به طور رسمی از سوی سازمان لرزه نگاری تبریز اعلام نشده و تلفن های این مرکز اشغال است.
پایان.
پیمان پاک مهر - روزنامه نگار در تبریز



ترکیه به کوتوله حکومتی احمدی نژاد بی اعتنائی کرد. روزنامه انگلیسی گاردین فاش می کند، ترک ها چرا به احمدی نژاد ، نه گفتند؟!


روزنامه ی انگلیسی گاردین ، روز شنبه طی گزارشی به قلم " رابرت تیت" از استانبول ، علت سرباز زدن ترکیه از امضای قرارداد گاز با رییس جمهور ایران ، در سقرش به آن کشور ، را مورد بررسی قرار داده و نقش امریکا را در این خصوص برملا کرده است.

گزارش را در زیر بخوانید:
تركيه روز گذشته با عقب نشيني از يك قرارداد سودآور انرژي تحت فشار دولت ايالات متحده كه نگران است اين قرارداد جاه طلبي هاي هسته اي ايران را ترفيع بخشد، بي اعتنايي تحقير كننده اي را بر محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران كه در حال ديدار از تركيه است، وارد آورد.

قرار بود امضاي قرارداد87/1 ميليارد پوندي براي فروش گاز طبيعي ايران به تركيه بزرگ ترين دستاورد سفر دو روزه احمدي نژاد به استانبول باشد. مقامات تركيه بعد از تلاش هاي شديد ايران، با امضاي اين قرارداد موافقت كرده بودند و يادداشت هاي تفاهم امضا شده بود. ايران بعد از روسيه دومين تأمين كننده انرژي تركيه است و سعي داشته است سرمايه گذاري تركيه را در حوزه هاي گاز پارس جنوبي جذب كند.

ولي از قرار معلوم وقتي احمدي نژاد با عبداله گل همتاي ترك خود در استانبول ملاقات كرد، مداخله ايالات متحده به طور مؤثري قرارداد مزبور را بر هم زده بود.

در كنفرانس مطبوعاتي مشترك دو رييس جمهور در پنجشنبه شب به جاي آن كه از قرارداد چشمگير مورد انتظار پرده برداري شود، تنها يك بيانيه مشترك صادر شد كه در آن دو كشور "آرزوي شان را براي ادامه همكاري مورد تأكيد قرار دادند."

مقامات ترك قبلا قيمت ارائه شده از سوي ايران و شرايط سرمايه گذاري را به عنوان دليلي براي تأخير در امضاي قرارداد ذكر كرده بودند. ولي به نظر مي رسد كه آن به عنوان پوششي با هدف پنهان كردن تمكين تركيه در برابر خواست هاي آمريكا استفاده شده بود. يك منبع ديپلماتيك غربي به روزنامه گاردين گفت كه تركيه قول داده بود در ازاي تأييد ديدار احمدي نژاد توسط واشنگتن، پس از آن كه مقامات دولت بوش به طور خصوصي از ديدار احمدي نژاد انتقاد به عمل آورده بودند، هيچ قرارداد مهم انرژي را با ايران امضا نكند.

اين منبع گفت "استيون هادلي (مشاور امنيت ملي آمريكا) در ديدار يك ماه پيش خود از آنكارا، اعتراض خود را نسبت به سفر احمدي نژاد ابراز داشت."

"موضع (آمريكا) اين بود كه ما به آنها اجازه داده ايم ميزبان متكي و جليلي (وزير خارجه و مذاكره كننده اصلي هسته اي ايران) باشند ولي ميزباني احمدي نژاد پيام غلطي را ارسال داشت. اما ترك ها توضيح دادند كه وي مدتي بود آنها را براي ديدار از تركيه تحت فشار قرار داده بود و اين كه آنها بيش از اين نمي توانستند نه بگويند. آنها براي برطرف كردن نگراني هاي آمريكا قول دادند به جز قراردادي در زمينه برق، هيچ گونه قرارداد مهم انرژي امضا نكنند و احمدي نژاد را تحت فشار قرار دهند تا بسته مشوق شوراي امنيت سازمان ملل را در ازاي تعليق غني سازي اورانيوم بپذيرد."

تركيه كه عضو ناتو و متحد آمريكا و اسراييل است، در هفته هاي اخير از بهبود تدريجي روابط دوجانبه بهره گرفته تا در زمينه مناقشه هسته اي به تعامل با مقامات ارشد ايراني بپردازد. تركيه مي گويد كه با يك ايران مسلح به سلاح هسته اي مخالف است ولي همكاري در ساير زمينه ها از جمله در زمينه اقدام نظامي عليه شورشيان كرد را مورد تشويق قرار داده است.

ولي سفر احمدي نژاد انتقادهايي را در داخل و خارج از كشور و از جمله در اسراييل به وجود آورده است. اسراييل گفت كه از اين دعوت "مأيوس" شده است.

مقامات تركيه در پاسخ، اهميت اين ديدار را پايين آورده و آن را يك ديدار "كاري" خوانده و از وي در استانبول به جاي آنكارا استقبال كرده اند. اين تصميم به رهبر مذهبي ايران اين امكان را دارد كه از ديدار آرامگاه مصطفي كمال آتاتورك، مؤسس كشور سكولار جديد تركيه، اجتناب ورزد.

چنگيز اختر استاد مطالعات اتحاديه اروپا در يك دانشگاه استانبول گفت عدم امضاي قرارداد انرژي به معناي آن بود كه ديدار احمدي نژاد ارزش كمي براي تركيه داشته است. "تركيه نمي تواند همانند غربي ها با ايران رفتار كند. بالاخره، ايران همسايه ما است و مسئله، سياست عملي است. . .

19.08.2008

حزب‌الله در آلمان، الکساندر ريتسمان، دی ولت، / برگردان از الاهه بقراط



اين نگرانی شدت می‌گيرد که سازمان حزب‌الله که از سوی ايران حمايت می‌شود، از آلمان به عنوان محل استراحت خود استفاده می‌کند. اين نگرانی ناشی از اطلاعات جديدی است که از فعاليت اين گروه به دست آمده است

معروف است که کشورهای اروپايی از جمله آلمان با اسلاميست‌ها و گروه‌های تروريستی مماشات می‌کنتد. به ويژه پس از آنکه معلوم شد برخی از تروريست‌های يازده سپتامبر در آلمان تحصيل کرده و از آنجا تدارکات ديده‌اند، اين تصور بيشتر تقويت شد که سياستمداران آلمان اين گروه‌ها را بسيار دست کم می‌گيرند. الکساندر ريتسمان Alexander Ritzmann تحليل‌گر سياسی «بنياد اروپا برای دمکراسی» مستقر در بروکسل، در مقاله‌ای در دی ولت (۱۳ اوت) به موقعيت حزب‌الله در آلمان و پشتيبانی ايران از اين گروه می‌پردازد.

آلمان روابط خوبی با حزب‌الله لبنان دارد. در عوض اعضای حزب‌الله هم از آلمان برای عمليات تروريستی استفاده نمی‌کنند. در اين ميان اما اين نگرانی شدت می‌گيرد که سازمان حزب‌الله که از سوی ايران حمايت می‌شود، از آلمان به عنوان محل استراحت خود استفاده می‌کند. اين نگرانی ناشی از اطلاعات جديدی است که از فعاليت اين گروه به دست آمده است.

پس از آنکه اطلاعات سری ادارات امنيتی آلمان درباره تروريسم در معرض آگاهی عموم قرار گرفت، برخی نمی‌توانستند آنچه را می‌خوانند باور کنند چرا که اين بار هشدار در زمينه تروريسم مانند هميشه به القاعده مربوط نمی‌شد بلکه به گروه حزب‌الله که طرفدار ايران است، بازمی‌گشت. بر اساس گزارش اداره جنايی فدرال و اداره سراسری حفظ قانون اساسی، حزب‌الله لبنان در آلمان «تدارکات وسيعی» در اختيار دارد که می‌تواند «اماکن و اشخاص را مورد حمله تروريستی قرار دهد». نهصد نفر از اعضای شناخته شده حزب‌الله در آلمان می‌توانند در صورت بروز يک بحران در خاورميانه «هر زمان برای انجام عمليات تروريستی» در آلمان به کار گرفته شوند.

خبر دستگيری يک دانشجوی پزشکی از شهر گوتينگن آلمان که در ماه ژوييه به اتهام جاسوسی برای حزب‌الله در اسراييل دستگير شد، با اين گزارش مطابقت دارد. گفته می‌شود خالد ک. يک فلسطينی ۲۹ ساله با گذرنامه اسراييلی است که سالهاست با کادرهای حزب‌الله در آلمان رابطه دارد از جمله با اين هدف که دانشجويان را به حزب‌الله جلب کند.

«افسر مسئول» خالد بنا بر کيفرخواست وی در اسراييل، شخصی به نام هشام رييس «انجمن پروژه کودکان يتيم» بوده است. دولت آلمان تا کنون در اين مورد که آيا اين انجمن ارتباطاتی با حزب‌الله داشته است، اظهارنظری نکرده است. تأييد اين ارتباط به اين معنی خواهد بود که کمک‌های مالی را که مردم آلمان به اين «انجمن» می‌پردازند و در عمل به جيب حزب‌الله می‌رود، از ماليات آنها کم شده و در واقع از صندوق دولت پرداخت می‌شود.

ولی حزب‌الله اصلا در آلمان به دنبال چه هدفی است؟ اين سازمان که به تقاضای آيت‌الله خمينی رهبر انقلاب اسلامی در ايران تأسيس شد، عمدتا با اين هدف تشکيل شده که در لبنان يک حکومت الله مطابق الگوی ايران بر پا کند. ليکن حزب‌الله در عرصه سياست روز لبنان برای هر گونه توافقی آماده است. حزب‌الله در عين حال از گروه‌های تروريستی فلسطين نيز حمايت می‌کند و با هدف نابودی اسراييل تا کنون طی آدم‌ربايی‌ها و عمليات تروريستی در سراسر جهان، صدها غيرنظامی را به قتل رسانده است.

اين سازمان برای آلمان در وهله نخست به عنوان يکی از ابزار سياست خارجی رژيم ايران عمل می‌کند. حزب‌الله دويست ميليون دلار کمک مالی را که سالانه از ايران دريافت می‌کند، برای خريد اسلحه و هم چنين فعاليت‌های اجتماعی و سياسی به کار می‌برد.

پل سالم از بنياد کارنگی مستقر در خاورميانه که مرکز آن در بيروت است نقش حزب‌الله را برای رژيم ايران چنين توصيف می‌کند: ايران در ازای کمک مالی به حزب‌الله، نه تنها يک سلاح استراتژيک به نام حزب‌الله در اختيار دارد، بلکه از آن به مثابه «يک ناو هواپيمابر در مرزهای اسراييل» استفاده می‌کند. در بيست سال گذشته، حزب‌الله تحت رهبری ايران به عمليات تروريستی در پاريس، برلين و بوئنوس آيرس پرداخته است.

طرفداران حزب‌الله در آلمان در سی انجمن فرهنگی مستقر در مساجد با يکديگر ملاقات می‌کنند. بسياری از اين انجمن‌ها در کنترل ايران قرار دارند که در ميان آنها می‌توان از مرکز اسلامی هامبورگ و مرکز امام مهدی در شهر مونستر نام برد.

سربازگيری حزب‌الله در آلمان

حزب‌الله در آلمان نيز سربازگيری می‌کند. برای نمونه اشتفان اسميرک آلمانی که به اسلام گرويده بود، قرار بود در سال ۱۹۹۷ يک عمليات تروريستی را در اسراييل به انجام برساند. حزب‌الله از اين طريق مسلمانان ساکن آلمان را به افراطی‌گری تشويق می‌کند. فرستنده تلويزيونی المنار که متعلق به حزب‌الله است، در آلمان به صورت آزاد قابل دريافت است. در اين فرستنده، مادران درباره تروريست‌های انتحاری و درباره خوشبختی پسرانشان در «شهادت» حرف می‌زنند و اميدوارند که بقيه فرزندانشان نيز به شهادت برسند. حسن نصرالله رهبر حزب‌الله در ماجرای کاريکاتورهای محمد از طريق همين فرستنده تلويزيونی از مسلمانان خواست که برای دفاع از شرف پيامبر، خود را «قربانی» کنند.

ولی چرا حزب‌الله در آلمان می‌تواند بدون آنکه کسی مزاحمش شود، فعاليت کند؟ آلمان از اواسط دهه نود روابط خوبی با حزب‌الله دارد. بر اساس همين روابط خوب بود که چندی پيش سازمان اطلاعات فدرال توانست در مبادله زندانيان بين اسراييل و حزب‌الله ميانجی‌گری کند.

وزارت کشور آلمان در سال گذشته به اين نتيجه رسيد که که موضع طرفداران حزب‌الله در آلمان نشانگر «پذيرش بی چون و چرای سياست و ايدئولوژی (حزب‌الله) است» و از همين رو «در حال حاضر هيچ خطر بالقوه‌ای از سوی آنها احساس نمی‌شود چرا که آنها به دليل پيروزی از دستورات مرکز خود در بيروت، بر اساس قانون رفتار می‌کنند». نتيجه مشخص اين که: دولت آلمان سازمان حزب‌الله را که قادر است علميات تروريستی در آلمان را تدارک ببيند و يا به انجام برساند، ولی در حال حاضر آرام است، تحمل می‌کند. و اين در حاليست که از نظر قانونی می‌توان قاطعانه عليه انجمن‌ها و افرادی که بر خلاف تفکر و تفاهم بين ملت‌ها رفتار می‌کنند، اقدام نمود. عليه انجمن خيريه الاقصی وابسته به حماس، و عليه حزب‌التحرير و هم چنين حزب کارگران کمونيست کردستان چنين ممنوعيت قانونی به کار گرفته شده است.

دليلی که مخالفان اين ممنوعيت قانونی عنوان می‌کنند اين است که حزب‌الله می‌تواند در اين صورت امنيت آلمان در خارج و هم چنين سپاه صلح آلمان را که از سوی سازمان ملل در لبنان مستقر است، به خطر بيندازد.

استراحتگاه حزب‌الله

اينک اما مسئولان امنيتی آلمان بيش از پيش درباره اين موضوع که آلمان تنها استراحتگاه حزب‌الله باشد، ترديد می‌کنند چرا که آن توافق نانوشته‌ای هم که سالها بين دولت آلمان و حزب‌الله برقرار بود، ديگر معتبر نيست.

چه زمانی حزب‌الله دست به عمليات تروريستی در آلمان خواهد زد؟ ام پانزده سازمان جاسوسی داخلی انگلستان در بهار امسال گزارش دادند که هسته‌های حزب‌الله مستقر در انگليس تهديد کرده‌اند در صورت حمله نظامی به ايران، در انگلستان دست به عمليات تروريستی خواهند زد. سی‌ام ژانويه بود که برخی اعضای حزب‌الله در يک آپارتمان در پاريس دستگير شدند. در اسنادی که از آنها به دست آمد، نقشه شهرهای پاريس، مادريد، رم و برلين ديده می‌شد که محل‌های معينی را نشانه‌گذاری کرده بودند. خود حزب‌الله پيش از اين، در سال ۱۹۸۹ و ۲۰۰۳ مؤسسات اسراييلی، يهودی و آمريکايی را در آلمان به عنوان هدف‌ عمليات تروريستی اعلام کرد.

در صورتی که دعوای اتمی با ايران شدت يابد، ممکن است مردم در آلمان قربانی عمليات تروريستی شوند. بهانه ديگر انجام عمليات تروريستی همانا احتمال تشديد درگيری‌ها در فلسطين و وخامت اوضاع در مرز لبنان و اسراييل است. حزب‌الله اعلام کرده است که مرگ عماد مغنيه تروريست ارشد خود را تلافی خواهد کرد.

حزب‌الله در آلمان تا زمانی که از سوی سياستمداران دست کم گرفته شود و مسئولان امنيتی کشور از آنها هراس داشته باشند، فعال خواهد بود. حال آنکه سازمان حزب‌الله که از سوی بسياری به عنوان حزب سياسی ارزيابی می‌شود، در حقيقت يک گروه تروريستی است که از بهترين تأمين مالی، تسليحاتی، آموزشی و سازمانی در سطح جهان برخوردار است.

18.08.2008


دروغ پراکنی خبرگزاری حکومتی ایرنا
محمد علی دادخواه: خبرگزاری "ایرنا" با اعتبار و حیثیت خود بازی کرد


"محمد علی دادخواه" وکیل پایه یک دادگستری ، ایراد اتهاماتی توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) ، علیه خانم "شیرین عبادی" و فرزندش "نرگس متوسلیان"، را ناشی از غرض ورزی سیاسی دانسته که به اعتبار و حیثیت خبرگزاری رسمی دولت لطمه زده و خواهان برخورد دادستان تهران جهت حفظ حقوق شهروندی و رعایت شان و منزلت انسان و حفظ کرامت و آبروی افراد شد.
"محمد علی دادخواه" ، عضو هیات موسس کانون مدافعان حقوق بشر، در گفتگویی با سرویس حقوق بشر"تبریز نیوز" ،با اشاره به جایگاه یک رسانه در جامعه و لزوم رعایت اخلاق حرفه ای گفت: قاعده این است که خبرگزار مورد وثوق جامعه باشد و اقدام به ارسال خبری کند که در آن شک و تردیدی وجود نداشته باشد.بنابراین از زمان های بسیار ، خبرنگاران را چشم و گوش جامعه تلقی کرده اند. زیرا انتظار از آن ها این بود که صادقانه مبادرت به ارسال اخبار و اطلاع رسانی کنند.
وی در خصوص ایراد اتهاماتی توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) ، علیه خانم "شیرین عبادی" برنده جایزه صلح نوبل و فرزندش "نرگس متوسلیان"، (که مدعی شده بود وی بهایی شده) ، گفت: متاسفانه این رویه خبرگزاری ایرنا درست مغایر و مخالف با این اصل پذیرفته شده است.زیرا در شرایطی که اوضاع و احوال و قراین و شواهد نشان می دهد که چنین خبری کذب است و یا یک غرض سیاسی عامل ایجاد آن است. هر خبرگزار امینی باید از پا نهادن در این وادی که در درجه نخست حیثیت و اعتبار خبرگزاری را از بین می برد و در درجه دوم عامل بدبینی و بی اعتمادی به آن خبرگزاری است اجتناب کند ، امری که متاسفانه خبرگزاری ایرنا هیچ توجهی در این خصوص به آن روا نداشته است.
"دادخواه" با اشاره به پاسخ های خانم عبادی و نیز عدم درج تکذیبیه ارسالی از سوی "نرگس متوسلیان"،در این رسانه دولتی گفت : اگر خبرگزاری ایرنا به این موارد غیر قابل انکار که عامل دوام ، اعتبار و حیثیت خبرگزاری است معتقد باشد حق بر آن بود که در پی نوشت خبر خود صراحتا مبادرت به تکذیب و اعلام بی اعتباری آن از ناحیه خانم "عبادی" می کرد. گذشته از این خبرگزاری ایرنا سعی کرده که با نشان دادن آدرس سایت ها چنان نمایان سازد که حقیقت غیر قابل انکاری را بیان داشته است.در صورتیکه با مراجعه به سایت های مورد اشاره به روشنی مشخص می گردد که مطالب مورد استناد خبرگزاری کاملا کذب محض و خالی از حقیقت است.
"عضو هیات موسس کانون مدافعان حقوق بشر"، با تاکید بر ضرورت برخورد دادستان تهران با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ، افزود:بر این مبادی چون خبر مذبور از یک سو باعث تشویش اذهان عمومی گردیده و از سویی دیگر متضمن جرایم توهین ، افترا و نشر اکاذیب است لذا خبرگزاری مزبور باید تحت پیگرد دادستان تهران قرار گیرد، بویژه آن که جرم انتسابی در زمره حد قذف (از جمله مواردی است که چنانچه از منظر شرعی به کسی نسبت ناروا داده شود حد دارد و باید مجازات شود) است.
وی ، تصریح کرد:اکنون باید توجه داشت که نه به خاطر خانم "شیرین عبادی" ، یا خانم "نرگس متوسلیان" ، بلکه به علت شکستن حریم حقیقت و نشر دروغ و کذب در پهنه گیتی و ایجاد تشویش اذهان عمومی و سو استفاده از موقعیت رسانه ای ، این تکلیف مسلم دادستان تهران است که در این خصوص به جهت حفظ حقوق شهروندی و رعایت شان و منزلت انسان و حفظ کرامت و آبروی افراد با توجه به جرایم ارتکابی که از منظر حقوق داخلی جرم تلقی می شود و هم از موضوع نگرش حقوق بین المللی و حقوق بشر نقض صریح حقوق انسانی تلقی می گردد ، تساهل و سهل انگاری در این مورد تحت هیچ دستاویزی پذیرفتنی نیست و باید برخورد قانونی صورت گیرد. همچنین باید به این نکته توجه داشت که خبرگزاری ایرنا ، به عنوان خبرگزاری دولت و بخش رسانه ای کشور تلقی می گردد و نباید دستاویز هتک حیثیت افراد و ابزار افکار و عقاید خاص سیاسی قرار گیرد.
خاطرنشان می سازد؛خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، در خبری مدعی شده بود که "نرگس متوسلیان"، بهایی شده است.
پایان
پیمان پاک مهر - روزنامه نگار در تبریز

12.08.2008

حکم قطع چهار انگشت دست راست برای سارقان داد


روزنامه کارگزاران روز دوشنبه، ۳۱ تیر ۱۳۸۷، گزارش از حکم قطع چهار انگشت دست راست برای سارقان داد.
به گزارش کارگزاران، سه سارق به قطع چهار انگشت دست راست، سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محكوم شدند. اعضای این باند سرقت در مناطق مختلف تهران، با شكستن قفل و شیشه مغازه‌ها، مرتكب سرقت می‌شدند.«صفرعلی» 35 ساله، «علی» مشهور به «فانی» 39 ساله و «رحمت‌الله» 40 ساله شهریورماه سال گذشته در حالی دستگیر شدند كه تحقیقات پلیس تهران برای دستگیری آنها بی‌نتیجه مانده بود؛ اما پلیس آذربایجان پس از مشكوك شدن به یك خودروی پژو 405 كه روی صندلی عقبش یك تلویزیون 42 اینچ بدون جعبه قرار داده شده بود، آن را توقیف كردند.این خودرو تنها سرنخ پلیس برای شناسایی اعضای باند سرقت بود. به این ترتیب چند روز بعد با ردیابی‌های پلیس سه متهم به سرقت در آذربایجان و تهران دستگیر شدند.متهمان دستگیر شده مدعی بودند كه همدست دیگری به نام «عباس» نیز دارند اما تاكنون این متهم دستگیر نشده است.بر اساس این گزارش، سه متهم دستگیر شده در بازجویی‌های به عمل آمده به یكصد فقره سرقت از مغازه‌ها در تهران اعتراف كردند و تمام مالباختگان نیز شناسایی شدند. سارقان در ساعات
نزدیك به صبح، قفل كركره در و شیشه مغازه‌ها را می‌شكستند و پس از ورود، اموال داخل آنها را به سرقت می‌بردند. سه متهم این پرونده هفته گذشته در مقابل حسین‌پور، رئیس شعبه 1147 دادگاه بعثت قرار گرفتند. قاضی با بررسی پرونده و با توجه به شناسایی تمام شاكیان و اعترافات متهمان، هر سه متهم را به استناد مواد 197، 198، 199، 200، 201 و 667 قانون مجازات اسلامی به قطع چهار انگشت دست راست به‌طوری‌كه كف دست و شست، باقی بماند، 3 سال حبس، 74 ضربه شلاق، جریمه نقدی و رد اموال مالباختگان محكوم كرد. سه سارق هم‌اكنون در زندان كرج در انتظار اجرای حكم قطع انگشتان دست هستند .از سایت ایران امروز 24.07.2008

در گیری در مراسم شاملو



سلام دمکرات: خبرهای رسیده از امامزاده طاهر حاکیست که پلیس امنیتی و نیروهای انتظامی سعی در جلوگیری از برگزاری مراسم کردند.

در این گزارشات آمده است که بارسیدن اتوبوس حامل شرکت کنندگان به محل برگزاری مراسم به ایشان حمله شده و عده ای بازداشت گشته اند که از تعداد، مشخصات ایشان و محل انتقال ایشان خبری در دست نیست.

این مراسم طی اطلاعیه ای از طرف کانون نویسندگان ایران اعلام گشته بود که هر ساله در همین محل برگزار می شده است

24.07.2008

سیت کردی زبان خبر میدهد که مسعود رجوی در مرز اردون با همراهانش دستگیر شده است .منبع ای که این خبر را رد و یا تأئید نماید را نتوانستیم تابحا یافت کنیم. رو نوشت خبر به کردی :


ه‌واڵ: مه‌سعود ره‌جه‌وى ده‌ستگیر ده‌كرێت
بڵاوكرایه‌وه‌ له Wednesday, July 09



میدیاكانى ئێران بڵاویان كرده‌وه‌ ژماره‌یه‌ك له‌ سه‌ركرده‌كانى موجاهیدینى خه‌لق ى ئێران له‌ ئوردن ده‌ستگیر كراون له‌ نیوَانیان دا مه‌سعود ره‌جه‌وى سه‌رۆكى ئه‌و رێكخراوه‌..

له‌و باره‌یه‌وه‌ سایتى رێنسانس له‌ زارى ئه‌و سه‌رچاوانه‌وه‌ بڵاوى كرده‌وه‌ مه‌سعود ره‌جه‌وى سه‌رۆكى رێكخراوى موجاهیدینى خه‌لق له‌لایه‌ن ده‌زگاكانى ئوردنه‌وه‌ له‌ عه‌مان ده‌ستگیر كراوه‌ به‌ڵام تا ئێستا موجاهیدین هیچ لێدوانێكى له‌و باره‌یه‌وه‌ رانه‌گه‌یاندوه‌ .

به‌ پیێَ ئه‌و سایته‌ كۆمه‌لێك به‌رپرسی موجاهیدین له‌ ترسی ئه‌وه‌ى له‌لایه‌ن عراقه‌وه‌ ده‌ستگیر بكرێن رویان كردۆته‌ ئوردن و په‌نایان بردۆته‌ به‌ر سه‌رۆكه‌كه‌یان به‌ڵام سه‌رۆكه‌كه‌شیان ده‌ستگیر كراوه‌ .

پێشتر دیك چینى جێگرى سه‌رۆكى ئه‌مریكا ته‌ئكیدى كرده‌وه‌ سه‌رۆكى موجاهیدینى خه‌لق له‌ یه‌كێك له‌ وڵاتانى خۆرهه‌ڵاتى ناوراست ده‌ژى


از http://www.pukonline.com/kurdi/yeke.php?besh=Nusraw&perrge=nusraw&nujimare=12667

دروغ پراکنی کیهان رژیم


در پي انتشار خبري در روزنامه کيهان مورخ هفدهم تير ماه يکهزارو سيصدو هشتادو هفت در صفحه دوم تحت عنوان " وقتي حقوق بگيران " سيا " ، در ايران يکديگر را لو ميدهند" . عنوان گرديده که : حسام فيروزي به علت مسائل مالي عليه ( احمد) باطبي اقامه دعوا نموده است .
اينجانب دکتر حسام فيروزي اعلام مي دارم که اين خبر کذب محض است و به هيچ وجه من چنين دعوي را مطرح ننموده ام . همچنين آقاي احمد باطبي که افتخار درمان ايشان در کارنامه ام ثبت گرديده از دوستان صميمي ام مي باشند و من به هيچ عنوان با ايشان مراوده مالي نداشته ام که بخواهم از ايشان شکايتي داشته باشم . و تا آنجايي که ايشان را مي شناسم انسان با اخلاق و سليم النفسي هستند . در ضمن دليلي براي دفاع از خود در برابر اتهام "گرفتن حقوق از سيا" نمي بينم زيرا که اين تهمت هاي بي پايه و اساس مشي و منش ديرينه روزنامه کيهان است .
در اين جا اعلام مي دارم روزنامه کيهان موظف است بر طبق قانون مطبوعات تکذيبيه مرا در همان صفحه ( دو ) درج نمايد در غير اين صورت نسبت به آن روزنامه به دليل انتشار خبر کذب در دادگاه طرح دعوي خواهم نمود .
به اميد روزي که شاهد چنين بي اخلاقي هايي از سوي محافل خبري نباشيم و به خاطر اختلاف نظر ، مخالفين خود را با شيوه هاي غير اخلاقي تخريب ننماييم .

دکتر حسام فيروزي
پزشک و فعال حقوق بشر
1387/4/17

جزئیات تصاحب اسناد نظامی توسط باند پالیز دار



یک منبع آگاه در گفتگو با «تابناک»، جزئیات تصاحب اسناد نظامی توسط باند پالیز دار را تشریح کرد.

بنابر اظهار وی، پس از معرفی پالیزدار از سوی فاطمه آجرلو، نماینده مجلس به سازمان بازرسی کل کشور، به عنوان دبیر هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه، با هماهنگی با قائمی نسب، مدیرکل حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور، آنان در جهت به دست آوردن پرونده های این سازمان اقدام می‌کنند.

وی ادامه داد: پالیزدار با برقراری ارتباط با قائمی نسب، از وی به عنوان وسیله برای دسترسی به سایر اطلاعات محرمانه کشور استفاده کرده و برهمین اساس قائمی نسب در نامه ای، تقاضا می‌کند اسناد برخی قراردادهای سری نظامی جهت بررسی سازمان بازرسی کل کشور به این سازمان ارسال شود.

وی ادامه داد: پالیزدار با برقراری ارتباط با قائمی نسب، از وی به عنوان وسیله برای دسترسی به سایر اطلاعات محرمانه کشور استفاده کرده و برهمین اساس قائمی نسب در نامه ای، تقاضا می‌کند اسناد برخی قراردادهای سری نظامی جهت بررسی سازمان بازرسی کل کشور به این سازمان ارسال شود.

وی که همزمان مدیریت روابط عمومی بازرسی کل کشور را هم دراختیار داشته است، بدون آن که این سازمان نیازی به اسناد نظامی داشته باشد، آنها را گرفته و در اختیار پالیزدار قرار داده است.

بنابر بررسی های انجام شده، تاکنون بیش از 20هزار برگ اوراق اصل و کپی توسط همراهان پالیزدار از سازمان بازرسی کل کشور خارج شده است.30062008


عکس دكتر محمد ملكي

من يك استاد دانشگاه نيستم٭
"وقتي هر بي سروپايي را تنها به‌دليل نوكري حاكميت عنوان استادي مي‌دهند و بر دانشگاه‌ها ‏مسلط مي‌كنند، جز اين انتظاري نمي‌توان داشت".


خبر چون انفجار بمب نيرومندي همه چيز را در هم ريخت و با انتشار عكس و تفصيل قصد تعرض به يک دانشجوي دختر ‏توسط معاون دانشگاه زنجان، دكتر حسن مددي كه نام خود را استاد گذاشته، همه آن‌ها را كه به عمق فسادي كه جامعه ما در ‏آن افتاده باور نداشتند، هشيار كرد و همگان پي بردند كه فاجعه عظيم‌تر از آن‌ است كه در تصور آيد. راستي پس از اين ‏حوادث مردم با چه اطميناني فرزندان خود را به‌دانشگاه‌ها بفرستند؟ مگر دانشگاه‌ها هميشه حتي در نظام فاسد گذشته محل ‏امني براي خانواده‌ها نبود؟ مگر استاد، پدر روحاني دانشجويان نبود؟ مگر عنوان استادي افتخار آميز و موجب مباهات ‏نبود؟ تقدس دانشگاه چرا شكسته شده تا آن‌جا كه هر روز خبر از فساد اخلاقي مسؤولان اين دانشگاه و آن دانشگاه مي‌رسد؟ ‏چه كسي يا كساني، مسئولين دانشگاه‌ها، مانند معاون دانشگاه زنجان را به اين سمت ها منصوب مي‌كند؟ آن روزها كه ‏استقلال دانشگاه‌ها را از بين بردند و همه‌چيز را زير سلطه‌ي قدرت بدستان قرار دادند، دلسوختگان حدس مي‌زدند كه ‏دانشگاه‌ها به چنين وضعي افتد. وقتي هر بي سروپايي را تنها به‌دليل نوكري حاكميت عنوان استادي مي‌دهند و بر دانشگاه‌ها ‏مسلط مي‌كنند، جز اين انتظاري نمي‌توان داشت. ‏

حادثه‌ي دانشگاه زنجان همه استادان و دانشگاهيان فرهيخته را در غمي بزرگ فرو برد تا آن‌جا كه بايد گفت: بر اين غم اگر ‏خون بگريم رواست. در جامعه‌ي باصطلاح‌ اسلامي ما چه مي‌‌گذرد كه هر روز طشت رسوايي يكي از سردمداران و ‏وابستگان به حكومت برزمين مي‌افتد. يك روز اعمال سردار زارعي مأمور مبارزه با جواناني كه آن‌ها را اراذل و اوباش ‏مي‌نامند، افشا مي‌گردد و روز ديگر يكي از عمالِ حكومت در يك درگيري درون گروهي به افشاي رقبا مي‌پردازد و از ‏چپاول و دزديهاي ستون‌هاي خيمه‌ي رژيم پرده بر مي‌دارد و اين روزها فاجعه‌ي تكان دهنده‌ي دانشگاه زنجان برملا ‏مي‌گردد و همه‌ي اين رسوايي
ها در عرض چند ماه صورت مي‌گيرد. رژيمي كه حدود 30 سال مي پنداشت که پرده بر ‏اعمالِ خود کشيده، چنان در سراشيب سقوط و تلاشي قرار گرفته كه هر گروه و جماعتي تقصير اين همه دزدي و فساد و ‏فحشاء را به گردن ديگري مي‌اندازد. اما گويا آشکار شده است که در چنين سيستمي، گر حكم شود که مست گيرند / در شهر ‏هر آن‌كه هست گيرند. ‏

حال مي‌توان فهميد كه آن رند خراباتي و افشا كننده‌ِ رازهاي مگو چرا فرمود "توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مي‌كنند؟". ‏در اين 30 سال آيا سال و ماه و هفته و روزي گذشته كه دست‌هاي رژيم به خون و ظلم و بي داد آلوده نشده باشد و ‏عبرت‌آموز آنكه مدعيان اخلاق، در برابر اين همه آلودگي حكومت‌گران، مهر سكوت بر لب زده كه گويي كور و كرند. اگر ‏دامن اين حضرات آلوده نيست اين سكوت و بي تفاوتي از سوي مدعيان هدايت خلق چه معنايي دارد؟ آن‌ها كه فرياد مي‌كنند ‏اگر چند تار موي خانمي معلوم باشد، ستون دين مي‌لرزد، چرا در برابر اين همه فساد و فحشاء و دزدي و چپاول بي‌تفاوت ‏هستند؟ سكوت مراجع، روحانيون، حوزه‌هاي علميه و گروه‌هاي سياسي چه معنايي دارد؟ مگر فاجعه‌ي دانشگاه زنجان يك ‏عمل بسيار زشت و ضد اخلاقي نيست، پس چرا آقايانِ هاديِ خلق !! از غم و اندوه نمي‌ميرند (گفته علي عليه‌السلام) و ‏صداي دانشجويان مظلوم را نمي‌شنوند و چراي بزرگ‌ آنكه چرا آقاي خامنه‌اي به‌عنوان رهبر مسلمين جهان و ولي امر ‏مسلمانان نه، به نام يك روحاني، در اين موارد سكوت كرده‌اند؟ راستي چنين جامعه‌اي مي‌خواهد اسوه‌ي كشورهاي اسلامي و ‏جهان براي ساختن جهاني پاك و پر از عدل و داد باشد؟ سؤال ديگر آنكه امروز چه كساني در كسوت استادي زمام ‏دانشگاه‌ها را در دست گرفته‌اند، حامي آن‌ها كيست؟ و آيا موقع آن نرسيده كه دست ناپاك آن‌ها از محيط مقدس دانشگاه‌ها ‏قطع گردد و پديد آورندگان فساد در دانشگاه‌ها از جمله افرادي نظير مددي و وزير بي‌كفايت علوم و آموزش عالي و شخص ‏رئيس جمهور، به پاي ميز محاكمه از سوي مردم كشيده شوند تا دانشگاه و دانشگاهيان به جايگاه واقعي خود بازگردند؟ ‏

و آخر اينکه دردآورتر، سکوت استادان اصيل و غيرحکومتي در برابر اين فجايع است. من كه هميشه افتخارم استادي ‏دانشگاه بود، غمگينانه بايد بگويم ديگر استادي دانشگاه برايم افتخاري نيست و تا وضع چنين است "من يك استاد دانشگاه ‏نيستم".‏

دكتر محمد ملكي - پنجشنبه 30 خرداد 1387 [2008.06.19]
از روز آنلین

فساد مالی و اخلاقی رژیم جنایتکار اسلامی نابودی آن را با هر وسیله ممکنه توجیه میکند.
حزب سوسیال دمکرات ایران
قاضی متهم به تجاوز جنسی خودکشی کرد


سه شنبه ۲۸م خرداد ۱۳۸۷

خبرهای رسیده به “روز” حاکی از آن است که یک قاضی متهم به تجاوز جنسی در زندان خودکشی کرده است.‏

بر اساس این گزارش این قاضی که “فلاح” نام داشته و رئیس یکی از شعب اجرای احکام در دادگستری شهرستان ‏بیجار بوده است، چندی پیش در قزوین در حال تجاوز به یک پسربچه ۱۳ ساله به همراه دو تن دیگر دستگیر شده ‏بود.‏

وی که علاوه بر “لواط”، به “شرب خمر” نیز متهم بوده است، چند روز پیش در زندان دست به خودکشی زد. این ‏گزارش همچنین حاکی است که مقامات دادگستری کردستان، خانواده و همکاران این قاضی را به شدت تحت فشار ‏قرار داده‌اند تا از پخش این خبر جلوگیری کنند.‏

‎‎اوج‌گیری رسوایی‌های جنسی‎‎

تازه ترین مورد از این رسوایی‌ها، مربوط به تهدید یک دانشجو از سوی معاون دانشگاه زنجان برای وادار کردن ‏وی به رابطه جنسی بود که در همین هفته فاش شد و در اعتراض به آن، هنوز‎ ‎دانشجویان این دانشگاه در تحصن ‏و اعتصاب به سر می‌برند. فرد متهم، معاون دانشجویی و فرهنگی این دانشگاه بوده که به گفته دانشجویان، پیش از ‏این بارها دانشجویان را به خاطر عدم پایبندی به موازین شرعی در ارتباط دختر و پسر مورد بازخواست قرار داده ‏بود.‏

همین تناقض در موضوع فساد اخلاقی فرمانده سابق نیروی انتظامی استان تهران نیز وجود داشت؛ و رسانه‌ها ‏نوشتند که این نیرو جوانان را به خاطر مو و لباسشان در خیابان مرد ضرب و شتم قرار می‌دهد، در حالی که ‏فرمانده‌اش به روابط غیر اخلاقی غیرمتعارفی متهم است. با این حال یک روز پیش از انتشار فیلم رسوایی معاون ‏دانشگاه زنجان در اینترنت، اعلام شد که فرمانده متهم به فساد اخلاقی “به علت کافی نبودن مدارک” آزاد شده ‏است!‏

علاوه بر این دو مورد، در هفته‌های اخیردو نماینده مجلس نیز به اتهام فساد اخلاقی بازداشت شده‌اند که به گفته ‏مقامات قضایی، یکی از آنها هنوز در زندان است. همچنین یک مقام قضایی دو روز پیش از احتمال بازداشت تعداد ‏بیشتری از نمایندگان خبر داد، اما به اتهامات آنها اشاره نکرد.‏

همچنین برخی منابع خبری از فساد اخلاقی یک قاضی دیگر در استان کردستان گزارش داده بودند که تنها مجازات ‏او، انتقال به استانی دیگر بوده است.‏

پیش از این موارد نیز رسانه‌ها از موارد متعددی همچون رسوایی اخلاقی معاون وزیر علوم، تعرض یک مقام ‏حراست دانشگاه سهند تبریز به یکی از دانشجویان دختر، بازداشت یک استاد دانشگاه در گیلان به اتهام فساد ‏اخلاقی، رسوایی اخلاقی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد و بازداشت دبیر ستاد انتخابات استانداری قزوین در ‏ماشین خود به خاطر رابطه غیر اخلاقی و در وضعی زننده خبر داده بودند.

‏‏پریسا حاتمی

روز


18.06.2008

تجمع مردمی که به دعوت یکی از تلویزیون های فارسی زبان لس آنجلس، در اعتراض به موج گرانی ها در ایران، قرار بود ساعت 11 صبح امروز در پارک ملت برگزار شود، با برخورد شدید نیروهای امنیتی سرکوب و حدود 50 نفر بازداشت شدند.


به گفته ی منابع خبری، ساعت 11:30 صبح امروز جمعیتی بالغ بر 1000 نفر قصد تجمع در پارک ملت را داشتند که با برخوردهای شدید نیروهای لباس شخصی و بسیجی مواجه شدند، به گفته ی شاهدان عینی، این نیروها که از میلگرد و زنجیر استفاده می کردند، حاضران در محل را به شدت مورد ضرب و شتم قرارمی دادند. بطوریکه دست کم 50 تن از شرکت کنندگان در این مراسم دچار جراحت های شدید از ناحیه سر و صورت شده اند.
محمد.ش یکی از حاضران در پارک ملت می گوید که تاکنون چنین خشونتی را از نیروهای امنیتی در هیچ تجمعی مشاهده نکرده است. او می گوید، " دست کم 4 زن را دیده است که با سر و صورت خونین، بازداشت شده اند." در این حال منابع خبری گزارش می دهند، که با وجود استقرار یگان ضدشورش در مسیرهای منتهی به پارک ملت، دخالت چندانی از سوی این نیروها در مقابله با مردم صورت نگرفته و برخوردهای انجام شده از سوی نیروهای لباس شخصی بوده است.
مطابق با اصل 27 قانون اساسی" برگزاری تجمع ها و راهیپیمایی ها، به شرطی که بدون حمل سلاح بوده و مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است."
با افزایش ناگهانی قیمت قند و چای، در دو هفته ی گذشته موج جدید گرانی ها در ایران آغاز شده است. در طی روزهای گذشته قیمت قند و چای با افزایش 30-40 درصدی روبرو بوده است و نگرانی عمومی نسبت به افزایش بیشتر قیمت ها موجب شد که در بسیاری از مناطق تهران، این دو جنس نایاب شود.
گفتنی است از آغاز سال جدید تاکنون قیمت بسیاری از اقلام غذایی و همچنین بهداشتی نزدیک به 100% افزایش یافته است. این درحالی است که میزان افزایش حقوق کارمندان و کارگران در سال جدید نسبت به نرخ تورم، افزایش چشمگیری نداشته است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره 476- 2008
تاریخ1387/3/24



درخواست از اینترپل برای دستگیری هاشمی و رضایی در مکه


ساموئلز همچنین دبیرکل اینترپل را تحت فشار قرار داده تا از مسوولان سعودی بخواهد به تعهدات بین المللی خود پایبند بمانند و فورا هر دو نفر یا حداقل رضایی را تا زمان صدور حکم استرداد مجرم دستگیر کنند. مجمع عمومی پلیس اینترپل در نشست ماه نوامبر در مراکش با صدور احکام جلب (اخطاریه قرمز) برای سه مقام و دو دیپلمات سابق ایرانی موافقت کرد.
عصر ایران - تلاش و تقلای یهودیان برای اعمال فشار بر پلیس بین الملل به منظور بازداشت چند تن از مقامات ایرانی به اتهام آنچه دخالت در حادثه بمب گذاری مرکز یهودیان آرژانتین (آمیا) در سال 1994 خوانده شده، همچنان ادامه دارد.


به گزارش عصر ایران (asriran.com) مجله هلندی juditche در گزارشی از دور تازه تلاش های یک مرکز یهودی علیه مقامات ایرانی متهم به مشارکت در پرونده انفجار آمیا خبر داد.

09.06.2008


رژیم تروریستی اسلامی هرازگاهی برای ایجاد ترور و ارعاب در ایران اقدام به بمب گذاری کرده و آن را برای توجیه سرکوب های ظالمانه و غیر انسانی اش علیه بهائیان کشورمان بهانه قرار داده است .به این منظور هم میهنان بهائی کشورمان را دستگیر و برای یک صحنه جنایتکارانه دیگری به میدان آورده است. اعمال حکومت تروریستی آنقدر شرم آور است که حتی منتظری را هم به سخن واداشته است .


آيت الله منتظری: بهائيان ايران از حقوق شهروندی برخوردار می باشند
آيت الله حسينعلی منتظری، از مراجع تقليد شيعيان در قم، در خصوص حقوق بهائيان ايران اعلام کرده است : بهائيان از حقوق شهروندی برخوردارند.

آيت الله منتظری در پاسخ به سئوالی تصريح کرده است:«فرقه بهائيت چون دارای کتاب آسمانی همچون يهود، مسيحيان و زرتشتيان نيستند در قانون اساسی جزو اقليت های مذهبی شمرده نشده اند، ولی از آن جهت که اهل اين کشور هستند حق آب و گل دارند و از حقوق شهروندی برخوردار می باشند، همچنين بايد از رافت اسلامی که مورد تاکيد قرآن و اوليا دين است بهره مند باشند».

دفتر آيت الله منتظری در تماس تلفنی راديو فردا نيز صحت پاسخ آيت الله منتظری را تاييد کرد.

احمد منتظری فرزند آيت الله منتظری نيز در گفت وگو با راديو فردا در اين باره گقت: کسانی که در يک حکومت به قانون آن عمل می کنند و ماليات می پردازند، حقوق شهروندی اولين چيزی است که بايد به آنها تعلق گيرد.

جامعه بهائيان ايران پس از انقلاب با فشار دولت ايران مواجه بوده است و به نظر می رسد پاسخ آیت الله منتظری در باره حقوق شهروندی بهائیان ایران، اتفاق کم سابقه ای دراین خصوص است.

استفتاء آيت الله منتظری زمانی منتشر می شود که هفت تن از رهبران جامعه بهايی ايران توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده اند. .

«فرقه بهائيت چون دارای کتاب آسمانی همچون يهود، مسيحيان و زرتشتيان نيستند در قانون اساسی جزو اقليت های مذهبی شمرده نشده اند، ولی از آن جهت که اهل اين کشور هستند حق آب و گل دارند و از حقوق شهروندی برخوردار می باشند، همچنين بايد از رافت اسلامی که مورد تاکيد قرآن و اوليا دين است بهره مند باشند».
آيت الله حسينعلی منتظری
در همین حال به گفته جامعه بهائيان خارج از ايران، گروهی که روز چهارشنبه، ۲۵ ارديبهشت ماه بازداشت شده اند، تمامی اعضای «محفل ملی غير رسمی بهائيان ايران» هستند که وظيفه بررسی مشکلات بهائيان ايران را به عهده داشتند.

دولت ايران روز سه شنبه خبر بازداشت گروهی از بهائيان ايرانی را تاييد کرد و گفت که علت بازداشت اين افراد «اقدام عليه امنيت ملی» بوده است.

به گزارش خبرگزاری ها، غلامحسين الهام در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفته بود: «اينها گروهی هستند که عليه منافع کشور اقدام کرده اند و با خارجی ها به ويژه با صهيونيست ها ارتباط داشته اند.»

این در حالی است که بانی دوگال، نماينده ارشد جامعه جهانی بهايی در سازمان ملل متحد، در خصوص بازداشت اين افراد گفته است:«تنها جرم بازداشت شدگان اعتقاد به ديانت بهايی است».

بهائيان می گويند، آخرين بار که پس از انقلاب ايران، اعضای «محفل ملی بهائيان ايران» در سال های آغازين دهه ۸۰ ميلادی دستگير شدند، هيچ گاه خبری از سرنوشت آنها منتشر نشد و آنها احتمالا اعدام شده اند.

«محفل ملی»، عنوانی است که بهائيان برای گروه رهبران خود در کشورهای مختلف استفاده می کنند.

بازداشت سه نفر دیگر

در همین حال، دیان علایی سخنگوی جامعه بین المللی بهایی در گفت وگو با رادیو فردا از بازداشت سه تن دیگر از بهائیان در شمال ایران خبر داد.

به گفته خانم علایی اسامی افراد بازشدگان چراغعلی احمدی، چنگیز درخشانیان و سیمین گرجی است.

بنابر گزارش سازمان عفو بين الملل بيش از سيصد هزار بهايی در ايران زندگی می کنند، اين در حالی که قانون اساسی ايران بهائيت را به رسميت نشناخته است و پيروان اين دين مورد اذيت و آزار و تبعيض قرار می گيرند.

در همين زمينه، به گزارش سايت خبری بهايی ورود نيوز از اوايل انقلاب تا کنون دست کم ۲۰۰ بهايی در ايران اعدام شده اند

23.05.2008


تروریستی که رئیس جمهوری حکومت فاسد اسلامی است آنچه بیان داشته است بیانی از حماقت وتحجر اسلامی که بیشتر با اندرتال ها قبل از تاریخ هم خوانی دارد تا انسان امروزی. دروغ و ریا وسیله و ابزاری بیش برای این موجود فاسد نیست چون بهرحال یکی از ویژگی های منحصر به فرد حکومتی ها دروغ با زبان شرعیت "تقیه "است .حکومت اسلامی که تصویری از بربریت فساد و تباهی است بدون فتنه،فساد،دروغ ، دزدی و جنایت نمیتواند حکومت کند.حزب سوسیال دمکرات ایران



پخش سخنرانی احمدی نژاد برای طلاب، ازشبکه اول صدا وسیما


من بساط را بهم زدم
و یک چیز انقلابی جاش گذاشتم
تهران- سیامک زند

امریکا برای چپاول به عراق حمله نکرد. این حمله برای آن بود که فهمیدند قرار است دست الهی در این منطقه بیرون بیآید. از افتخارات دولت من اینست که واردات 35 میلیارد دلاری دولت قبلی را رساندن به 45 میلیارد دلار که الهی بشود 200 میلیارد دلار. امام زمان به مردم گفت 22 بهمن(سال 57 و در واکنش به اعلام حکومت نظامی) در خیابان بمانند، هیچ تحلیلگری نمی توانست این را بگوید، حتی امام که خیلی زیرک بود.

کانال اول صدا و سیما شب گذشته سخنرانی احمدی نژاد برای طلاب را پخش کرد که در ارتباط بود با بحران اقتصادی و گرانی لجام گسیخته ای که ایران را به آستانه شورش هدایت می کند.

احمدی نژاد که تحریم های سازمان ملل را ابتدا ورق پاره و سپس موهبت الهی برای پیشرفت و خودکفائی اعلام کرده بود، در سخنرانی خود، به پیروی از فرمایشات رهبر در شیراز که منشاء گرانی را امریکا و غرب اعلام کرده بود، با فارسی چاله میدانی گفت: فکر نکنید با چند نفر پراکنده طرفیم . دشمن هدفش با تحریم ها این بود که تورم را به 60 درصد برساند و همه چیز را بپاشاند ولی ما خیلی کار کردیم تا همین جا نگه داشته ایم . آنها در داخل و خارج همه جوره به ما فشار آوردن ولی نتوانستن. دولت در مبارزه با مافیای اقتصادی تنهاست، ولی امام زمان هست، رهبر هم هست و پیروزی هم هست.

راجع به سازمان برنامه و بودجه گفت: من با دولت های گذشته در ارتباط بودم. آرزوی مدیران آنها این بود که به یک نحوی این سازمان را مهار کنند . آرمان های انقلاب میرفت توی این سازمان و استحاله می شد. خوب ما با شجاعت آمدیم بساط را بهم زدیم و یک چیز انقلابی جایش گذاشتیم .

احمدی نژاد راجع به طرح های عمرانی گفت: در دولت گذشته 45 هزار طرح تصویب شد که 13 هزار تای آن در این دولت تمام شد و 9 هزار تا در دولت خودشان ولی در این دولت 92 هزار طرح تصویب شده است که 43 هزار تای آن تا همین الان تمام شده است .

احمدی نژاد در مورد واردات و صادرات گفت: "در دولت گذشته واردات 35 میلیارد دلار بود، صادرات هفت میلیارد تومان ولی در دولت ما واردات 45 میلیارد دلار شد و صادرات 21 میلیارد دلار. امیدواریم روزی برسد که واردات بشود 200 میلیارد دلار و صادرات بشود 250میلیارد دلار." احمدی نژاد نگفت اين صادرات همان درامد نفت است كه گران شده است.

در مورد حمله امریکا به عراق گفت: در ظاهر همه فکر می کنند که امریکا برای چپاول عراق به این کشور حمله کرد ولی اینطور نیست. آنها تحلیل داشتند. آنها مطلع شده بودند که قرار است در این منطقه اتفاقاتی بیفتد. آنها فهمیدند که دست الهی قرار است از این منطقه بیرون بیاید (منظور امام زمان است) برای همین حمله کردند تا جلویش را بگیرند.

احمدی نژاد بقیه سخنرانی را اختصاص داد به امام زمان و گفت: امام دارد جهان را مدیریت می کند و ما داریم می بینیم . قضیه دانشگاه کلمبیا مگر چیزی جز مدیریت امام زمان بود؟ آنها در 3 مرحله 3 دام گذاشته بودند برای ما . مرحله اول در فرودگاه بود که گفتند نرو قرار است هواپیما را مصادره کنند ومرحله دوم در دانشگاه کلمبیا و استقبال سرد مسئولین دانشگاه بود که انتظار داشتند ما کنار بکشیم و برویم. مرحله سوم هم همان توهین ها بود که 28 دقیقه بدترین حرف ها را به ما زدند . خُب. خوبش این بود که در آخر گفتند حالا به مزخرفات این اقا گوش می کنیم . آنها می خواستند که من تعادل عصبی خودم را از دست بدهم و همانجا بروم ولی من خندیدم و سخنرانی هم کردم و دیدید که گفته شد پانصد میلیون بیننده داشته است . این چیزی جز مدیریت اقا امام زمان است؟ چه کسی گفت که مردم 22 بهمن در خیابان ها بمانند .هیچ تحلیل گری نمی توانست این را بگویم حتی خود امام که باهوش ترین و زیرک تیرین و مومن ترین بود. چه کسی باعث شد که امام بیاید فرودگاه و آن آتش و اسلحه ها برای امام گلستان شود؟ عزیزان فرصت کم است باید سریع ایران را گلستان کنیم و برای مدیریت جهانی آماده شویم .

احمدی نژاد در مورد حضورش در سازمان ملل مطلبی گفت که میتواند دلیل خوبی برای نگرانی ایران دوستان و خطر ویرانی ایران باشد : در سازمان ملل از اون دربون و تا مقامات همه توجه ها به طرف جمهوری اسلامی بود . در قضیه هسته ای ببینید کشورهای دیگر چه هزینه هایی دادند برای هسته ای شدن . کم کمش اینست که باید به رژیم صهیونیست تعهد بدهی .

از پیک نت 06.05.2008


نامه به آیت الله خامنه ای
دكتر محمد ملكي


باسلام و سپاس از خداوندي كه اين جرأت و جسارت را در سالي كه آنرا سالِ نوآوري و شكوفايي نام نهاده‌ايد ‏عطا كرد تا در يادداشتي خطاب به شما كه روزهاي پيش از انقلاب در سنگر مبارزه با ظلم و استبدادِ قدرت به ‏دستان در كنار هم بوديم و جنابعالي در كسوتِ يك روحانيِ روشنفكر و مبارز برايمان از حكومت عدل علي (ع) ‏و رفتار او با مخالفين مي‌گفتيد، نکاتي را يادآوري کنم.‏

آنروزها مي‌گفتيد داستانِ زن يهودي را كه خلخال از پاي او كشيده بودند و مي‌گفتيد چگونه علي (ع) دستِ برادر ‏نابينايش عقيل را به خاطر سهم بيشتر از ديگران خواستن به آتش نزديك كرد و ما را بخاطر برپايي چنين ‏حكومتي آمادة هر نوع فداكاري مي‌كرديد. اكنون در سالِ جديد و پس از گذشت 30 سال از آن روزهاي به ‏يادماندني مي‌خواهم سخني بر نوشته‌ها و گفته‌ها و اعمالِ شما داشته باشم.‏

پس از پيروزي انقلاب و تبديل نظام شاهي به نظامِ اسلامي هر يك به سويي رفتيم، شما مدارج پيشرفت را با ‏عضويت در شوراي انقلاب و وكالت مجلس اوّل و رياست جمهوري و تا امروز رهبري نظام طي كرديد و من به ‏عضويت شوراي موقت دانشگاهِ تهران انتخاب و پس از بسته شدنِ دانشگاهها به بهانة انقلاب فرهنگي و اسلامي ‏كردنِ دانشگاهها تنها به دليل پيش‌بيني حوادث آينده دچار گرفتاريها، زندان و شكنجه‌ و بيماريهاي گونه‌گونِ باقي ‏مانده از آن دوران شدم. اجازه دهيد حالم را برايتان تشريح كنم و بگويم كه:‏

جاي جايِ تنم زخمدار "تعزير" است ‏
‏ و قلب و كليه و مثانه جملگي بيمار ‏
و پشت ‌گوژ ز سنگيني و صلابت دار.‏

حال بمناسبت بيست و هشتمين سالگرد تعطيلي دانشگاهها و پس از مدتي كلنجار رفتن با خودم كه بنويسم يا ‏ننويسم و با پذيرش تمام هزينه‌هاي آن و با توجه به اينكه سالخوردگي و بيماري ممكن است فرصت را بگيرد و ‏موفق به باز كردن سفرة دل با جنابعالي نگردم، مي‌نويسم؛ هرچه باداباد.‏

راستي يادمان نرود شما و ديگر روحانيون بارها پيش از پيروزي انقلاب در گوشمان خوانديد كه "قولوا الحق ولو ‏علي انفسكم" حق را بگوييد هر چند به زيان شما باشد. پس مي‌گويم و مي‌نويسم براي ثبت در تاريخ.‏

‏ وقتي حزب جمهوري اسلامي كه شما يكي از رهبران آن بوديد تصميم گرفت دانشگاهها را تعطيل كند و ‏گردانندگي اينكار بعهده اقاي حسن آيت دبير سياسي حزب و دوستِ آقاي دكتر بقايي ‏ نهاده شد، ايشان از اواخر ‏سالِ 1358 كار خود را شروع كرد و در جلسه‌اي گفت:‏

‏"دانشگاه به اين صورتِ فعلي بايد تعطيل بشود و برنامه‌هاي آينده، كارهاي علمي در رابطه با مردم و در زمينة ‏ايدئولوژي و اسلامي كردن، اين كليات مسئله است. و مطمئن باشيد كه نقشه آماده است و اصلاً زير و رو مي‌شود ‏تمامِ مسائل و غير از مسائلي كه شما فكر مي‌كنيد مي‌شود، بعد از 14 خرداد مطلقاً نه امتحاني خواهد شد و نه ‏دانشگاهي باز خواهد بود، دانشگاه تعطيل خواهد شد."‏

طبق برنامة تنظيمي روز سه‌شنبه دوّم ارديبهشت 1359 دانشگاهها توسط عوامل حكومت براي اسلامي كردن ‏اشغال شدند و فرداي آن روز (چهارشنبه سوم ارديبهشت) مديريت دانشگاه تهران كه مي‌دانست هدف نه اسلامي ‏كردن دانشگاهها كه تسلط بر آنهاست و تصفيه عظيم استادان و دانشجويانِ دگرانديش در پيش است، طي يادداشتي ‏اعلام استعفا كرد و نوشت:‏

‏"... هنوز چند روز از دعوتِ رئيس‌جمهور از ملت براي وحدت در مقابله با امپرياليسم نگذشته است كه ناگهان ‏ظاهراً با يك برنامة بدونِ مطالعه و بي‌آنكه شوراي انقلاب و اداره‌كنندگان مملكت با مقاماتِ دانشگاهي از جمله ‏دانشگاه تهران كوچكترين تماسي گرفته و مشورتي كرده باشند تصميمي گرفتند كه مملكت را با سوءاستفادة ‏گروههاي ضد انقلاب ازاين فرصت، متشنج كرده و به آتش و خون كشيد و بهترين بهانه به آمريكاي جهانخوار ‏داد تا بلافاصله از درهم‌ريختگي وضع ايران اظهار خوشحالي كند ‏...."‏

و چند روز از اين ماجرا و اشغالِ دانشگاهها نگذشته بود كه جنابعالي در خطبة نماز جمعه روز 15 ارديبهشت ‏‏1359 خطاب به مديريت مستعفي دانشگاه تهران فرموديد:‏

‏"آقاياني كه مسئول دانشگاه بوده‌اند در طولِ اين يك سال هر كارِ خلافي در دانشگاه انجام گرفته است. اين ملت ‏حق دارد گريبان آنها را بچسبد و از آنها جواب بخواهد. دسته‌جمعي استعفا مي‌كنند و گناه را به گردنِ دولت و در ‏حقيقت به گردنِ ملت مي‌اندازند. اين يك خيانت است، اين كار يك خطاي بزرگ است. اين عمل ضربه زدن به ‏حيثيت اين انقلاب است. آقايان مسئولِ اين مفسده انگيزي‌هاي اين يك سال دانشگاه هستند بايد به اين جواب ‏مي‌دادند. نبايد در مقابل مردم مي‌ايستادند، نبايد براي جلب چند نفر يا يك قشر يا يك جناح و كسبِ وجاهت و كسب ‏حيثيت و آبرو در مقابل انقلاب و در مقابل شوراي انقلاب مي‌ايستادند."‏

جناب آقاي خامنه‌اي؛ راستي ما در آن يكسال و چند ماه چه كرده بوديم كه ملت بايد گريبان ما را مي‌گرفت و از ما ‏جواب مي‌خواست؟ مگر ما بعد از فرمايشات شما در نماز جمعه بارها تقاضا نكرديم در يك مناظره‌ي رودررو با ‏هم بنشينيم و گفتگو كنيم تا مردم به قضاوت بنشينند؟ اصلاً ما در استعفانامه چه گفته بوديم جز اينكه اسلامي كردن ‏دانشگاه و جامعه از طريق خشونت و حمله به دانشگاهها و مراكز اجتماعات و حذف دگرانديش‌ها ميسر نيست. ‏مگر ما اعلامِ خطر نكرديم كه با بستن دانشگاهها ده‌ها هزار دانشجو را خلع قلم نكنيد تا سلاح به دست شوند؟ مگر ‏ما وقايع دهه شصت را كه منجر به زنداني شدن و كشتار ده‌ها هزار از بهترين زنان و مردانِ اين سرزمين شد ‏يادآوري نكرده بوديم؟ آنها كه روزي به ما مي‌آموختند كه پيامبر و علي و ديگر امامان شيعه با مردم عادي به ‏بحث مي‌نشستند و به حرف آنها گوش مي‌دادند، چرا حاضر نشدند حتي جواب درخواست‌هاي ما را براي يك ‏گفتگو بدهند؟ شما بعد از بستن دانشگاهها آنچه خواستيد كرديد، امّا نتيجه چه شد؟ اجازه دهيد جملاتي از جناب ‏مصباح يزدي كه يكي از سرشناسترين ايدئولوگ‌ها و استراتژيست‌هاي رژيم است را در اينجا بياوريم تا نتيجة ‏حكومتِ اسلامي بعد از حدودِ 30 سال مشخص شود:‏

‏"نسلِ آينده در معرض خطر است كه نه آداب قديمي و سنتي و نه ارزش‌هاي اسلامي بر تربيت آنها حاكم است و ‏با اين فرهنگ غربي و تلويزيون و دروسِ دانشگاهي تربيت شدند و در كلاس درس، دانشجويان غير از بدگويي ‏به نظام و بعضاً به اسلام چيز ديگري ياد نمي‌گيرند. وي افزود بايد سعي كنيم اين نسل جوان را تقويت كرده و در ‏تربيت ديني آنها نقش داشته باشيم، ايشان افزودند نبايد توقع داشته باشيم كه اگر فرد يا گروهي برنامة صحيحي ‏ارائه كرد صرفِ امضاء رئيس دولت حتماً اجرا مي‌شود كه در اين صورت بايد كشور در چند ماه مانند حكومت ‏اميرالمؤمنين (ع) مي‌شد. (ايشان با كمال زرنگي توپ را به زمين شما پرتاب مي‌كند و مي‌گويد:) دستور مقامِ ‏معظم رهبري بر همه چيز اعتبار و مشروعيت مي‌دهد و ما در تصميم‌گيري‌ها نبايد دخالت كنيم و هرچه ايشان ‏امر كنند آن را مي‌پذيريم."‏

جناب آقاي سيدعلي خامنه‌اي؛ فرمايشات جناب مصباح يزدي در مورد وضع جامعه و دانشگاهها خاطرات حدودِ ‏پنجاه سال قبل را در من زنده كرد. در آن سالها ما نوشته‌ها و گفته‌هاي شما را با تمام وجود مي‌خوانديم و ‏مي‌شنيديم از جمله كتابِ "ادعانامه‌اي عليه تمدنِ غرب و دورنمايي از رسالتِ اسلام" تأليف سيّدقطب با ترجمة ‏سيدعلي خامنه‌اي و سيدهادي خامنه‌اي. اين كتاب با مقدمه نسبتاً مفصل و آموزنده‌اي در آذرماه سال 1349 در ‏چاپخانه دقت مشهد به چاپ رسيد و منتشر شد. مترجمين، كتاب را به آنانكه از نابسامانيها رنج مي‌برند و راهِ ‏نجاتي مي‌طلبند اهداء نموده‌اند. در مقدمه‌اي كه جنابعالي به آن نوشته‌ايد آمده است:‏

‏"در اين كتاب پس از شمارش مشكلاتِ «تمدن صنعتي غرب» و نشان دادنِ نابسامانيهايي كه براي انسان ببار ‏آورده و پس از معرفي انسان و بازگو كردنِ ويژگيهاي اين موجودِ «يگانه» و «بي‌نظير»، راهِ حل نهايي در اين ‏ابتلاء بزرگ را با نظري دقيق و قلمي شيوا و با اخلاصي هرچه بيشتر ترسيم و تحليل كرده است".‏

بنظر او ـ و به نظر ما ـ اين معجزه در انحصار اسلام است، ديگر راهها جز سرگردانيِ بيشتر، نتيجه‌اي ببار ‏نمي‌آورند و همچنان كه خود مولود عجز و ضعف‌اند، جز بر عجز و ضعف آدمي كمكي نمي‌كنند، فقط اسلام است ‏ـ اين مكتب الهي ـ كه چون زاييده‌ي علم و قدرت و حكمت است مي‌تواند انسان را به علم وقدرت و حكمت ‏رهنمون گردد.‏

ما نمك‌‌پروردگانِ "اسلام" كه يكروز بهترين مرحله‌ي زندگي خود را از آن گرفته‌ايم، معجزة "نظامِ اسلامي" را ‏از نزديك ديده‌ايم نبايد خود را فريب دهيم و به سرابي دل خوش سازيم. بسي نابخردانه است كه بجاي نسخه‌ي ‏تجربت نموده‌ي خود، باطله‌ي ديگران را بدست گيريم و نيروي خود را اينجا و‌آنجا هرز كنيم.‏

اگر آدمي بايد در راه آرماني و هدفِ مقدسي تلاش كند و با اين تلاش بزندگي خود معني و جهت بخشد، همان ‏بهتر كه راهِ خدا را كه سرانجامِ آن "نقطه‌ي اوج انسانيت" است برگزينند و نظامي اسلامي را كه ضامنِ آزادي ‏وبرابري و عزّت و نيكفرجامي است بطلبند و در راهِ آن تلاش كنند. اينست آن تلاش مقدسي كه بزندگي جلوه و ‏صفا مي‌بخشد و آدمي را لايق عنوانِ "خليفه‌ي خدا" مي‌سازد و بي‌گمان در آخر كار نيز با موفقيت و پيروزي ‏قطعي قرين مي‌گردد.‏
‏... باميدِ آنروز ‏...‏

براي بهتر روشن شدنِ ويژگيهاي نظامِ اسلامي يا بقول سيّد قطب جامعه‌ي اسلامي مورد نظر شما و سيّد، جملاتي ‏چند از نظرات سيّد قطب را هم در اينجا از متن كتاب كه توسط جنابعالي ترجمه شده است مي‌آورم:‏

‏"صدها كتاب درباره‌ي اسلام، صدها سخنراني و خطابه در مسجدها و تالارها و ميدانها، صدها فيلم تبليغي و ‏صدها هيئت اعزامي از طرف حوزه‌ها و مراكز تبليغ اسلام، نمي‌تواند باندازه‌ي يك اجتماع كوچك كه در نقطه‌اي ‏دورافتاده بر اساسِ اسلام تشكيل شود و با روش اسلامي زيست كند، مزاياي مكتب اسلامي را آشكار سازد و ‏خلاصه، نمايشگرِ زندگي در سايه‌ي اسلام باشد، اثربخش و آموزنده باشد. اينست كه از شبح اسلام مي‌هراسند و ‏حاضر نيستند به هيچ عنوان وجود تحقق يافته‌ي آن را تحمل كنند".‏

‏"بدون هيچ شك و ترديد بايد اين جامعه، جامعه‌ي اسلامي، تحقق يابد. اگر اين آرزو امروز جامعه‌ي عمل نپوشد ‏فردا خواهد پوشيد و اگر در اين گوشة جهان تحقق نيابد در گوشه‌اي ديگر تحقق خواهد يافت. هيچ دليل ندارد كه ‏در مورد مكان يا زمان اين آينده‌ي حتمي، پيشگويي كنيم، چه، مقدرات ما افراد بشر همواره در وراي حجاب ‏غيبت پوشيده است و كسي جز خدا از آن با خبر نيست".‏

‏"در آن روز سر و كارِ اجتماع، با قماش اصيل و پردامنه‌ي «شريعت» است و مي‌تواند جامعه‌اي زيب پيكر و ‏ساز اندام خود از آن اختيار كند و خود را از وصله‌بندي و پاره‌دوزي نجات بخشد."‏

جناب آقاي خامنه‌اي؛ حدودِ 29 سال است كه به ادعاي حكومتگران، نظام يا جامعه‌ي اسلامي در ايران تحقق يافته ‏است و شريعت اسلام بر همة امور حاكم است تا آنجا كه در اصلِ چهارم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ‏مصوب مجلس خبرگان (1358) آمده است:‏

‏"كلية قوانين و مقرراتِ مدني، جزائي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غير اينها بايد ‏براساس موازين اسلامي باشد. اين اصل بر اطلاق يا عمومِ همه اصولِ قانونِ اساسي و قوانين و مقرراتِ ديگر ‏حاكم است و تشخيص اين امر بر عهدة فقهاي شوراي نگهبان است."‏

و اصلِ پنجم قانونِ اساسي جمهوري اسلامي ايران مي‌گويد:‏

‏"در زمان غيبت حضرت ولي‌عصر «عجل الله تعالي فرجه» در جمهوري اسلاميِ ايران ولايتِ امر و امامتِ امت ‏برعهدة فقيه عادل و باتقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است كه طبق اصلِ يكصد و هفتم عهده‌دار آن ‏مي‌گردد."‏

و با توجه به اينكه پس از تبديل رژيم شاهي به رژيمِ ولايت فقيه و تأسيس جمهوري اسلامي و تصويب قانون ‏اساسي همه‌ي امور از جمله قوانين و مقررات مدني، جزائي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي ‏و ساير قوانين با الهام‌گيري از شريعت اسلام تدوين گرديده و شما ولايت مطلقه نظامِ ولائي را در دست داريد، ‏مي‌توان گفت خواست سيّد قطب كه آرزو مي‌كرد روزي در جايي از جهان جامعة اسلامي تأسيس گردد و شما در ‏مقدمه كتاب ذكر شده آورده‌ايد كه نظامِ اسلامي تأمين‌كنندة آزادي و برابري و عزت و نيكفرجامي است ‏ به ادعاي ‏قدرت‌بدستان عملي گرديد.‏

حال اين سئوالِ اساسي مطرح مي‌گردد كه آيا نظامِ اسلامي پس از 29 سال كه از برپايي آن مي‌گذرد به اين ‏اهداف رسيده است، و اگر چنين است چرا كساني مانند مصباح يزدي مراد و مرشد و مرجع اصول‌گرايان ‏‏(بنيادگرايان) از جمله آقاي احمدي‌نژاد، مي‌گويند:‏

‏"نه آداب قديمي و سنتي و نه ارزشهاي اسلامي بر تربيت آنها (نسل آينده‎ (‎حاكم است و با اين فرهنگِ غربي و ‏تلويزيون و دروس دانشگاهي تربيت شدند و در كلاسِ درس دانشجويان غير از بدگويي به نظام و بعضاً به اسلام ‏چيز ديگري ياد نمي‌گيرند."‏

و آقاي امامي كاشاني در خطبه‌هاي نماز جمعه 6/2/87 اين چنين وضع دانشگاهها را تشريح مي‌كنند: ‏
‏"بايد مغز و هوش ايراني كه ثابت شده در صف اوّل استعدادهاي دنيا است را به منصه ظهور بگذاريم و اين ‏وظيفه مدارس و دانشگاه‌ها و جوانان است... اي جوان، دانشگاه و درس را به عياشي، رفيق‌بازي و شهوت تبديل ‏نكن."‏

بايد از آقايان پرسيد شما و همفكرانتان كه ايدئولوگ اين نظام بوديد، در اين 30 سال چه مي‌كرديد كه امروز ‏استادانِ منتخب خودتان در دانشگاه‌ها به دانشجويان جز بدگويي به نظام و بعضاً به اسلام و عياشي، رفيق‌بازي و ‏شهوت چيز ديگري ياد نمي‌دهند؟ و مگر دانشجوياني كه بقول شما به نظام و اسلام بد مي‌گويند و شهوت‌راني ‏مي‌كنند متولدين پس از انقلاب و پرورش يافته در دامانِ نظام اسلامي ادعايي شما نيستند؟ براستي، چه كسي يا ‏كساني مسئول به وجود آمدنِ اين وضع هستند؟ آقايان يا راست مي‌گويند و يا تهمت مي‌زنند. اگر راست مي‌گويند ‏مسئولِ اين نابسامانيها كيست و اگر تهمت مي‌زنند، چرا به اتهامِ نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي و توهين به ‏نظام مورد تعقيب قرار نمي‌گيرند؟ اين چه عدالت و برابري است كه اگر دانشجويان، كارگران، معلمان، زنان و ‏ديگر طبقاتِ دگرانديش نقدي بر حاكميت بزنند، سروكار آنها با دادگاههاي انقلاب و محروميت از درس و كار و ‏رفتن به زندان و هزاران بلاي ديگر است، اما هيچ كس حتي جنابعالي نمي‌گوئيد بالاي چشم آقايان ابروست.‏
جناب آقاي سيدعلي خامنه‌اي؛ بالاخره بايد به اين سئوال پاسخ داده شود كه نظام ما يك نظام اسلامي هست يا نه؟ ‏اگر نيست اعلام كنيد تا بيش ازاين مردم همه نابساماني‌ها را به حساب اسلام نگذارند و فوج فوج از دين خدا ‏خارج نگردند و اگر هست پاسخ دهيد در برابر اين همه فقر (خوب مي‌دانيد اقتصاددانهاي رژيم مي گويند كسانيكه ‏درآمد ماهانه‌ي انها از 600 هزار تومان كمتر است زير خط فقر قرار دارند. از خودم كه يك استاد بازنشسته ‏دانشگاه هستم مي‌گويم که پس از بيش از 50 سال تدريس و تحقيق طبق آخرين فيش، حقوق دريافتي‌ام كمتر از ‏‏400 هزار تومان است -فروردين 87 برابر با 3626695 ريال-. حال ببينيد دريافتي كارمندان و معلمان و ‏كارگران و ديگر اقشار شاغل و بازنشسته چه مقدار است و آنها بايد چگونه زندگي كنند؟)، فساد بي‌حد، اعتياد، ‏خرافات، تن‌فروشي دختران، خيابان‌گردي بچه‌ها، كارتن‌خوابي، چپاول و دزدي و رشوه‌خواري، ثروتهاي كلانِ ‏بادآورده، اختلافِ وحشتناكِ طبقاتي كه آمار آنها از سوي مقاماتِ حكومتي منتشر مي‌گردد چه كسي مسئول است؟ ‏چرا دولت‌هاي مورد حمايتِ شما به جاي شعارهاي توخالي و مردم‌فريب و نخ‌نما شده، حقايق را نمي‌گويند؟ چه ‏شد آن آزادي و برابري و عزت و نيكفرجامي كه قرار بود نظامِ اسلامي منادي آن باشد؟ كجاست آن دانشگاههاي ‏اسلامي كه مي‌خواستيد الگويي باشد براي دانشگاههاي ممالك اسلامي؟ چرا اين همه دشمني با دانشجويان و ‏دانشگاهيان؟ پس از آن همه ستم و كشتار دانشجويان و استادان در دهه شصت چگونه است كه هنوز بسياري از ‏زندانيهاي سياسي ـ عقيدتي را دانشجويان تشكيل مي‌دهند؟ اصولاً دانشگاه را براي چه مي‌خواهيد وقتي مي‌شود با ‏نيايش، باران از آسمان نازل كرد، وقتي مي‌توان با صلوات، مشكلات را حل كرد (کتاب "صلوات كليد حل ‏مشكلات"، تأليف علي خمسه‌اي قزويني معروف به حكيم هندي، چاپ هشتاد و دوم، اخيراً به بازار آمده است)، ‏وقتي رئيس‌جمهور مملكت مي‌گويد، يك خواهر و برادر جوان در آشپزخانه منزلشان با كماجدان و كفگير و ملاقه ‏انرژي اتمي توليد كرده‌اند، ديگر دانش و دانشگاه را براي چه مي‌خواهيد؟

جناب آقاي سيدعلي خامنه‌اي؛ نميدانم آنچه در كشور ما مي‌گذرد چگونه و تا چه اندازه به اطلاع شما مي‌رسد امّا ‏مي‌دانم وضع بسيار بدتر از آن است كه شما گاه‌گاه در فرمايشات خود به آنها اشاره مي‌كنيد. احتمالاً افرادِ بيت و ‏دوستان و نزديكان به شما مي‌گويند که اكثريتِ قريب باتفاق مردم طرفدار رژيم هستند. گولِ اين حرفها و ‏تظاهراتي كه صاحبان زر و زور و تزوير برايتان راه مي‌اندازند را نخوريد. بياييد براي نجات کشور و ثبت در ‏تاريخ با استفاده از اختياراتي كه قانونِ اساسي طبق بند 3 از اصل يكصد و دهم به شما داده است، فرمانِ يك ‏همه‌پرسي در مورد نظام ولائي را با تمام شرايط انتخابات آزاد و شفاف صادر فرماييد تا هر كس كه شناسنامه ‏ايراني دارد بتواند در آن شركت كند و حكومتِ دلخواه خود را بار ديگر پس از گذشت 30 سال همانگونه كه در ‏‏12 ارديبهشتِ سال 58 شد انتخاب نمايد تا معلوم شود چند درصد مردم طرفدار نظام هستند و براي اينكه ‏‏"دشمنان" ملك و ملت حرف و حديث نسازند!! از سازمانهاي بين‌المللي و حقوقِ بشري دعوت كنيد بر آن نظارت ‏نمايند كه اگر امروز چنين نكنيد، فردا دير است.‏

‎‎منابع‎‎

‏1. به كتابِ زندگينامة سياسي دكتر مظفر بقايي نوشته‌ي حسين آباديان صفحه 271 (نامه آيت‌ به بقائي) مراجعه شود.‏
‏2. قسمتي از سخنان آيت در نوار افشا شده در خرداد سال 59‏
‏3. متن استعفانامة مديريتِ موقت دانشگاه تهران چهارشنبه 3 ارديبهشت سال 1359‏
‏4. فرمايشات جنابعالي در خطبه نماز جمعه 15 ارديبهشت سال 1359‏
‏5. سخنانِ آقاي مصباح يزدي چاپ شده در روزنامة اعتماد ملي صفحه 2 يكشنبه اوّل ارديبهشت 1387‏
‏6. مقدمه كتاب ادعانامه‌اي عليه تمدن غرب و دورنمايي از رسالت اسلام نويسنده سيّد قطب ترجمه سيدعلي خامنه‌اي صفحات 14 ‏تا 17‏
‏7. كتاب فوق صفحات 287 تا 289‏
‏8. اصولِ چهارم و پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
‏9. كتاب ادعانامه‌اي عليه تمدن غرب، مقدمه بقلم سيدعلي خامنه‌اي صفحه 16‏
‏10. فرمايشات آقاي مصباح يزدي در روزنامه اعتماد ملي يكشنبه اوّل ارديبهشتِ 1387‏
‏11. فرمايشات آقاي امامي كاشاني منتشر شده در روزنامة اعتماد ملي شنبه 7/2/87 صفحه 2‏

از تارنمای روز

05.05.2008 دوشنبه 16 اردیبهشت 1387
http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_7225.php

mohammadmaleki.jpg


به یاد شادروان منوچهر فرهنگی


دوست از دست رفته ام *
- «هر شب ستاره ای به زمین می کشند و باز
این آسمانِ غم زده غرق ستاره هاست».

شادوران منوچهر فرهنگی یکی از ستاره های درخشان آسمان غم زده ایران بود که ناگاه و نابهنگام غروب کرد.
امید آنکه در آینده ستاره های درخشان دیگری در آسمان غم زده سرزمین ما ظاهر شوند
شادوران فرهنگی حدود چهل سال پیش به «غازیان» (بندر پهلوی) آمد و زمین های اطراف فرودگاه کوچک این بندر را که در تابستانها به صورت بیابانی شنی و هنگام بارندگی به صورت باتلاق در می آمد با ابتکار و نیروی خلاقة خود تبدیل به دهکده ای توریستی و شهرک کم نظیری کرد که باعث غرور و افتخار مردم گیلان شد. آشنایی من با شادروان منوچهر فرهنگی از این هنگام آغاز گردید. این آشنایی به تدریج تبدیل به دوستی نزدیک و سپس اعتماد متقابل شد که منجر به تشکیل شرکتی برای ساختن ویلاهای دهکده ساحلی در بندر پهلوی گردید.
شیوة شهرسازی، نقشه ویلاها و پلاژهای ساحلی آنچنان شهرتی به همراه آورده بود که بسیاری از خانواده ها ترجیح می دادند تابستان ها بجای رفتن به گردشگاههای اروپا یا آمریکا، تعطیلات خود را در دهکده ساحلی بگذرانند.
شهرت دهکده ساحلی باعث شد که افزون بر استانداران گیلان، شخصیت هایی از خاندان سلطنتی و نیز برخی از درباریان و وزیران آن دوران برای بازدید به دهکده ساحلی بیایند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به اشتها و توقّع آخوندهای محلیِ تشنة پول و ثروت، برای باج گیری از منوچهر فرهنگی، صلاح در این دیدیم که او برای مدتی هم که شده به خارج از کشور سفر کند.
با وجود آنکه پس از مدتی به تهران برگشت امّا به دلیل بازداشت خواهرزاده و برادرزاده ایشان (به عنوان گروگان)، به پیشنهاد و اصرار من، مجدّداً به خارج بازگشت.
شادروان فرهنگی پس از ترک ایران به جنوب اسپانیا - که آن روزها از ایرانیان ویزا نمی خواست - رفته و «مدرسة ایران زمین» را در آنجا بنیان نهاد.
سرنوشت چنین می خواست که من هم پس از فرار از ایران، به اسپانیا نزد ایشان بروم. پیشنهاد می کرد در جنوب اسپانیا که از دید او رو به پیشرفت است - که گذشت زمان درستی آینده نگری او را ثابت نمود - اقدام به ساختمان و شهرسازی نماییم. البته این کار نیاز به پشتوانه مالی زیادی داشت که امکان تهیه آن آسان نبود.
پس از یک ماه، من به اصرار شادروان شاپور بختیار به پاریس آمدم و در نخستین دیدار پیشنهاد شهرک سازی در جنوب اسپانیا را با نامبرده در میان گذاردم. چون شادروان بختیار با انجام هرگونه برنامة اقتصادی در کنار فعالیت های سیاسی مخالف بود، امکان حمایت ایشان از طرح خانه سازی منتفی شد.
یکی دو ماه پس از آمدن من به پاریس، شادروان فرهنگی به پاریس آمد و دیدارهای مان با شادروان بختیار و شادروان عبدالرحمان برومند برای ایجاد نوعی وحدت و هم آهنگی میان ایرانیان به جایی نرسید. در این سفر، دیداری هم با دکتر آبتین ساسانفر دست داد. نام دکتر ساسانفر را از شادروان داریوش فروهر دبیر حزب ملت ایران را بارها شنیده بودم و نیز از دیدارهایی که برای تشکل جبهه ملی دوم در خانه ایشان در تهران صورت گرفته بود آگاه بودم. ولی نخستین بار بود که این آشنایی صورت گرفت، آشنایی که سپس تبدیل به دوستی عمیق و نزدیکِ بیست و شش ساله شده است.
پس از منتفی شدن امکان شهرک سازی در اسپانیا شادوران فرهنگی با همت و قدرت ابتکار خود در یکی از حومه های آبرومند و زیبای مادرید، مدرسه ای بین المللی بنا نهاد بنام «کالج انترناسیونال اسپانیا». این مدرسه بین المللی که اکنون در آن بیش از 600 دانشجو از کشورهای مختلف تحصیل می کنند، مورد توجه و استقبال مردم فرهنگ دوست مادرید و خانواده های خارجی مقیم اسپانیا قرار گرفت.
شادروان فرهنگی اعتقاد داشت که در شرایط کنونی ایران، بهترین کار، گسترش فعالیت