Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

عرصه فرهنگ و هنر را در جهان از تهاجم فاشیست های اسلامی باید در امان نگاه داشت .


تروریست های اسلامی افراط گرایان ضد فرهنگ و ارزش های تمدن بشری معاصر با ایجاد جو ترس ووحشت ، ارعاب و خفقان با اعمال تهدید و بمب گذاری جوئی از سانسور و خود سانسوری در عرصه فرهنگ و هنر ایجاد کرده اند.جنایتکاران اسلامی از هرنقد و انتقادی و حتی نقل قول از مورخین قرون گذشته ، و یا کاریکاتوری از یک عرب و یا یک مسلمان آن را بهانه قرار میدهند که در جهان آتش افروزی نمایند.ایجاد جو رعب دائیم این جنایتکاران حرفه ای فضائی از کنترل خود و خود سانسوری به وجود آورده است که بخش بزرگی از نهادهای فرهنگی و هنری به آن تمکین کرده تا جائی که برنامه های خود را از جدول زمانی شان حذف می نمایند.
در عرصه این فضای ترور فرهنگی اخیرا" خانم شیرین عبادی و آقای کنجی بر تبل حکومت ترور اسلامی کوبیده و در مقابل جایزه گرفتن کورت وستگارد (کاریکاتوریست دانمارکی) اعتراض کرده و خود را نمایندگان و وجدان مردم ایران قلمداد کرده و بیشتر برای آیرانیان مخالف رژیم باعث شرمساری و سرافکندگی گردیدند.
این دو با این عمل کرد شان که آزادی بیان و قلم را مشروط میدانند. دقیقا" دیدگاه و اندیشه حکومت اسلامی از همین ارزیابی و تعبیر را نمایندگی کردند .
کورت وستگارد با هنر کاریکاتور خود برای شکستن تابوی مسلمانان که اکثر" دشمن هنر و نقاشی و فرتور اند راه را به دیگران به ویژه به جوانان نشان داد که نباید تسلیم رعب و وحشت و تهدید تروریسم اسلامی گردید .باید جرئت انتقاد و نقد و تبوشکنی را داشت .
آزادی به مفهوم داشتن شجاعت فردی و مسئولیت پذیری است .جوامع اروپائی نباید تسلیم تروریسم اسلامی گردند. کورت وستگارد با کاریکاتور و تصاویر میگوید در مقابل آزادی هیچ کس و هیچ جسمی مقدس نیست حتی خدایان و خداوند چه رسد به پیامبر مسلمانان که خود و اندیشه اش به انبانی جنایت در تاریخ آلود است .از این رو باید به این دو فرد گفت که عمل کرد آنها نتیجه اش خلاف مناسبات آزادی و دمکراسی و دشمنی با آزادی های فردی و قانونی کشورهای دمکراسی است وانگهی رژیم اسلامی دقیقا" بخاطر هرنوع نقدی بر مقدسات در ایران منتقدین را به مرگ محکوم میکند . وقتی که رژیم حاکم از یک آخوند شیاد و جنایت پیشه علی خامنه ای روضه خوان یک مقدس میسازد و یا در هر شهر برزن مقدسخانه میسازند و جاه چمکران را به مقر ظهور امام زمان تبدیل میکنند، چگونه است که باید نویسندگان و منتقدین که نقششان روشنگری بشریت و مقابله با خرافات است سکوت کرده و در بوق و کرنای شیادان اسلامی بدمند . شایادان وابسته به خرافات پرستان هرنوع نقد را در تاریخ ئ31 سال اخیر با تهدید به مرگ کوشیدند خاموش کنند. پرچم دار این حرکت فتوای جنایتکار خمینی برای قتل سلمان رشدی بود که محتوای کتاب آیات شیطانی را بهانه و علیه او دستور قتل اش را صادر کرد. و یا فتواهای مخفی برای قتل کورت وستگارد که بارها اسلامیست ها او را تهدید به مرگ کرده و سوء قصد کرد ه و خوشبختانه او زنده ماند. خانم شیرین عبادی و کنجی چگونه است که این سوء قصد ها را بجان این کاریکاتوریست محکوم نگردند ولی غیر مستقیم هم گام و هم صدای تروریست های اسلامی شده و جایزه به این کاریکاتوریست را محکوم دانستند.پس بنابراین آنچه مسلم است با اتخاذ چنین برخوردی ،خانم شیرین عبادی و کنجی فرسنگ ها از دمکراسی دور مانده و فاصله خود را با انگیزه های تمامیت خواه و مستبد اسلامی نزدیک تر میدانند.
.خانم مرکه صدرعظم آلمان از این کاریکاتوریست تقدیر کرد و خلاف شگردهای ترور افکار و گزینه های تبلیغاتی و غیر دمکراتیک خانم عبادی و گنجی به او جایزه ای را اهدا کرد .
جایزه «آزادی و آیندۀ رسانه ها» هر ساله در آلمان از سوی رسانه ها به کسانی اعطاء می شود که در «دفاع از آزادی بیان» نقش ارزنده ای بازی کرده و در سطح جهانی به این نام شناخته شده باشند.
جدا از نقشی که سیاست های اهدای این جایزه را شامل می شود؛ در کل این جایزه مشوق جرعت و مقاومت مدنی در مقابل تمامیت خواه های گوناگون در جهان است ..جایزه هنری نا نه ان henri-nannen به تعدادی از گزارشگران زندانی در سیاه چال های رژیم در اسارت اند اهدا کرد ید .و این جایزه هم بخاطر مقاومت و پایداری این روزنامه نگاران در زندان اهدا گردید. در چنین شرایطی که جهان از روزنامه نگاران و گزارشگران و دیگر متقدین در سیاه چالهای رژیم اسلامی حمایت مینمایند عمل کرد شیرین عبادی و گنجی که به اصلاح طلبان حکومتی شهرت دارند خلاف رسوم متداول جهانی برای آزادی قلم ،تصویر و فرتور است .این نوع اقدامات جرئت را از منتقدین خواهد گرفت و آنها را در حصار خودسانسوری حبس خواهد کرد.

ما با این نوع خود سانسوری از ترس تروریسم اسلامی آشنائی داریم و آن یک نمونه خود سانسوری الغاء اجرای اوپرای „Idomeneo“ ایدو منه او موسارت در خانه اوپرای برلین از پروده بود که، بخاطر ترسی که رئیس خانه اوپرای برلین خانم کیرستین هارمز از تروریست های اسلامی در دل داشته است با مشورت قبلی با شهردار آن شهر آقای کلاوس واووریت تصمیم می گیرد که این اوپرا را که در داستان آن یک مسلمان هم نقش دارد از صحنه اوپرا حذف نماید.

دشمنی با فرهنگ و هنر همچنان که در کشورمان توسط حکومت اسلامی در ایران متداول است را می شناسیم و میدانیم که چه آثار تخریب گرا فرهنگی را فاشیستهای مذهبی در ایران به بار آورده اند.همه چیز در مجرای سانسور و خود سانسوری قرار دارد. اندیشه ، کلام ، سخن، شعر ، تأتر، سینما نوشته و نوشتار ، روزنامه و مجله و هر آن چه با شکوفائی و خلاقیت بشری سرو کار دارد توسط فاشیت های اسلامی در ایران به اسارت برده و بالاخره سرکوب و به صلابه کشیده می شود.صنعت فیلم سازی در ایران در حال حاضر در انتهای مسیر شکوفائی خود رسیده است چون رژیم از هنر در وحشت است و هنر را سدی در مقابل سیاست خرافات و تروریستی خود میبیند و باید این مانع را از پیش روی خود حذف کند. . اکثر کارگردانان و فیلم سازان به تبعید رفته و در برون مرز فیلم میسازند.
حال جریانهای ضد فرهنگ وهنر و ریشه برافکن شکوفائی بشریت از دروازه های کشورهای اروپائی و دیگر جوامع متمدن جهان گذر کرده و به شبح ئی دهشتناک در عرصه فرهنگ و هنر علنا" ظهور کرده اند. ، و اثر آن را میتوان در عدم اجرای اوپرای" ایدومنه او" موسارت در برلین در چندین سال قبل ناظر بود .
رسالت تاریخی بشر ایرانی در عصر معاصر مبارزه با تحجر اسلامی و به عقب زدن آن به پشت حصارهای 1400 قبل است .این جنایتکارها نباید بر تمدن بشریت و دست آوردهای آن غالب و آنچه بشریت در طول تاریخ به آن رسیده است را تخریب کرده و بر خرابی های آن حکم فرمائی کنند...این مایم که باید با جهان پیشرفته برای مبارزه با جنایتکاران مخرب اسلامی صف خود را متحد کرده و اهل هنر وقلم را تنها نگذاریم.باید تمامی مسئولین و فعالین فرهنگی و هنری را در عرصه موسیقی ،تأتر ، سینما ،موزیکل، اوپرا،شعر و ادبیات ، کاریکاتور تنز و تنزنویسی با همبستگی مان جرعت جسارت کردن به تبوهای متحجران د اده و برای آزادی و شکوفائی بشریت از قید واپستگرائی مذهبی و ایدولوژیکی آن بکوشیم. باید به آنها گفت در مقابل جنایتکاران اسلامی عقب نشینی نکنند، استوار بایستند چون ما همه در صف آن ها برای مبارزه با تحجر اسلامی قرار داریم. جهانیان و به ویژه .اروپائی ها نباید تحت عنوان تفاهم برای اسلامیست ها هویت خود و ارزش هایشان را به زیر سوأل برده و با لا خره در مقابل جنایتکاران اسلامی تسلیم شوند.
.آنچه تحت عنوان " گفتگوی فرهنگ ها " که شعا ر تحمیلی رژیم جنایتکار اسلامی به جوامع پیشرفته جهان بود ، با خود یک پیام به یدک می کشیدو آن این بود که می گویند: جهانیان به پذیرید که ما اسلامیست ها آمده ایم که آنچه شما ارزش می نامید را نابود کنیم ،مگر اینکه پذیرای آنچه ما می گویم باشید." در غیر اینصورت به کشورهای شما حمله خواهیم کرد ، بمب گذاری خواهیم کرد ، شهروندان شماو جوامع ملت های آزادی خواه و دمکرات را به هلاکت خواهیم رساند، در هواپیماها و ترن های شما بمب خواهیم گذاشت ، عملیات انتحاری صورت خواهیم داد.گزارشگران ، فیلم سازان ،هنرمندان ،نویسندگان کشور های شما را خواهیم کشت و در سینما و تأتر و یا در سالن های اوپرای کشور شما آتش خواهیم آفروخت هم چنانکه در سینما رکس این چنین کردیم وبیش از 500 نفر ایرانی را در آتش زنده زنده سوزاندیم . منقدین و با لاخره نخبه های کشورهای شما را مثل فیلم ساز هلندی وانگوگ را خواهیم کشت.. با شما همان کار ی را خواهیم انجام داد که بر سر ایرانیان در ایران در طول چند ده اخیر آورده ایم .نویبسندگان یک ملت کهن سال را چون سیرجانی گرفته تا دوانی را به قتل رساندیم. ما پرچم داران تحجر اسلامی پرچمداران نابودی خرد و خردگرائی هستیم. می گوید نه گونتر گراس نویسنده شما دارای جایزه نوبل کافی است که نقدی به بر بریت رفتارهای ما بنویسد به شما خواهیم گفت که دیری نخواهد کشید که ما آن را هم به دیار ابدی خواهیم فرستاد."ما برای گمراه کردن بشریت در جهان در کشور افت زده اسلامی اایران همایش ای برای فیلسوفان جهان میگذاریم تا به همه بگویم که تروریسم اسلامی فلسفه ترورش 1400 ساله است
این پیامی بود که اسلامیست های خاتمی چی به اصطلاح خودشان تدارک چیان حکومت اسلامی برای جهان داشتند.
سیاست مداران و مسئولان حزبی و دولتمردان کشورهای غربی به ویژه احزاب سوسیالیستی و سوسیال دمکراتی در اروپا و جهان بخاطر فرصت طلبی و حفظ منافع اقتصادی شان به دنبال توجیه وجود انگلی و تروریستی اسلامیست ها در جهان روانه شدند و در مسیر سیاست همزیستی مصالمت آمیز با حکومت های مذهبی فاشیستی در جهان دست رفاقت دراز کردند.بالاخره آقای کوفی عنان سال 2002 را به سال " گفتگوی فرهنگ ها " اعلام کرد .

حال در پیروی چنین سیاست هائی مسئولان دولتی و احزاب اروپائی میتوان دید که چگونه عرصه را خود با سیاست های نابخردانه و فرصت طلبانه شان برای افراط گریان اسلامی مهیا کردند، تا جائیکه عرصه هنر در اروپا خود مبتلا به خود سانسوری و شبح ترور و ترویست گردیده است .حال این مایم که باید در مقابل این شبح لجام گسیخته ایستاده منتقدین به اسلامی تروریستی ، تمامیت خواه ، ضد زن و انسان ستیز را حمایت کنیم باید متشکل در مقابل لوبی های رژیم که در لبا س اصلاح طلبان میگوشند ار رسانه های همگانی کشورهای غربی زیر نام جرنالیست ،مفسر و دیگر عناوین رژیم اسلامی را برای غربی ها توجیه میکند متشکل ایستاد و کوشید تا رژیم خون خوار اسلامی برنداخته شود .
هیچ جز و هیچ کس مقدس نیست .مقدسات تبوهائی هستند که آنها را باید شکست با شکستن تبوها است که زمینه های حرکت به سوی آزادی و دمکراسی و نقد به همه پدیدهه های اجتماعی باز خواهد گردید .
جامعه باید جرئت جسارت فردی در تبوشکنی را برای رهائی ااز قیود تحجر را به فرهنگی غیر قابل بازگشت به گذشته ، باز کند تا بشریت ایرانی از اسارت بربریت اسلامی زنجیر بگشاید.

حزب سوسیال دمکرات ایران
02.11.2010 http://www.henri-nannen-preis.de/media/sternartikel_das_f.48235394.pdf

برگشت

letzte Änderungen: 17.5.2012 12:49