حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
جنایات اسلام ، سنکسار ,اعدام ،نقض عضو بدن فروش کودکان ،دختران وزنان در ایران و جهان اسامی زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، امنیتی دادگاه هاي نمايشي ،اعترافات تحميلي رژيم به اسرا و زندانيان سياسي نوجوانان و كودكان در زندان هاي رژيم و تعرض به آنها اعمال تبعيض نژادي و ديني رژيم به شهروندان ايراني تجاوز و تعرض ماموران رژیم به دختران و زنان ،جوانان و مردان در زندان و اسارات گاه ها شکنجه جسمی و روحی در سیاه چالهای حکومت اسلامی آدم ربائی دستگاهای امنیتی و دیگر گروه های فشار رژیم با مجرمین حکومتی و قضات اسلامی که حکم قتل و سنگسار میدهند مردم چه میکنند. نهاد های حقوق بشر ایرانی و جهانی پناهجویان و پناهندگان ترور حکومتی وگزارش از شهرستان های ایران بهداشت،درمان،تغذیه در سیاه چالهای اسلامی پیمان های بین الملل anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27


در همدان به دختران و جوانان در زندان های رژیم اسلامی تجاوز میشود بعد از ارتکاب این جنایت آدم کشان حکومتی زندانیان را بقتل میرسانند و بعد میکوشند وانمود کنند که اسرای آنها خود کشی کرده اند.
محل پر از پارچه هاي تبليغاتي است! کشته شدن در بازداشتگاه امر به معروف


به دنبال تاييد مرگ يک پزشک زن در همدان و در بازداشتگاه امر به معروف اين شهر، خانواده وي به مراجع قضايي ‏شکايت کردند. برادر زهرا بني عامري به مطبوعات گفته است: "زهرا هنگام صحبت با من کاملاً طبيعي بود و به نظر نمي ‏رسيد مشکل روحي خاصي داشته باشد. نمي دانم چطور دقايقي بعد جان باخت".‏

‎‎قتل يا خودکشي‎‎

آن گونه که از خبرها بر مي آيدزهرا بني عامري، 27 ساله که اخبار اوليه حکايت از آن داشت که دانشجوي ۲۷ ساله رشته ‏پزشکي دانشگاه علوم پزشکي همدان است و سپس خانواده اش اعلام کردند وي دوره پزشکي را به پايان رسانده و مشغول ‏گذراندن دوره طرح بوده است، روزجمعه 20 مهر ماه 86 توسط ماموران بسيج به اتهام بدحجابي بازداشت و به ‏بازداشتگاهي در يکي از پايگاه ها منتقل شد و 48 ساعت بعد خبر مرگش در ميان دانشجويان انتشار يافت. ‏

مقامات محلي ابتدا به انکار اين خبر پرداختند اما در نهايت آن را تائيد کردند. مهدي الماسي معاون تحقيقات و آموزش ‏دادگستري استان همدان به خبرگزاري ايسنا گفته است:‏‎ ‎‏"بيستم مهرماه سال جاري، اين دانشجوي 27 ساله به علت ارتكاب ‏جرم مشهود در يكي از اماكن عمومي، توسط ضابطان امر به معروف به اين مركز انتقال داده شد و به علت تعطيلي روز ‏جمعه و عيد فطر 48 ساعت در بازداشت به سر برد".‏

الماسي ادامه داده: "اين دختر در راهروي طبقه دوم مركز امر به معروف، از فرصت به دست آمده استفاده كرده اقدام به ‏كشتن خود با استفاده از پارچه پلاكارد تبليغاتي موجود در راهرو كرد. به طوري كه ماموران هنگام حضور در صحنه با ‏جسد وي مواجه شدند".‏

با اين حال الماسي خاطرنشان كرده: "در تحقيقات مقدماتي علت مرگ مشخص نشده و منتظر دريافت نظر پزشكي قانوني ‏هستيم". ‏

وي البته از دادن اطلاعات بيشتر در مورد اين پرونده خودداري کرده و گفته است: "به دليل حفظ آبروي خانوادگي اين فرد ‏از گفتن جزييات پرونده معذوريم".‏

اما آنچه آقاي الماسي نمي گويد مربوط مي شود به فردي به نام "حميد" که کارمند صدا و سيماي اين شهر و نامزد دانشجوي ‏مزبور است. آقاي الماسي، که به "حفظ آبرو" معتقد است، در اين مورد مي گويد: "جرم اين دو نفر رابطه نامشروع بوده و ‏جرم زنا در مورد آن ها هنوز اثبات نشده است".‏

اظهارات معاون پژوهشي دادگستري همدان در حالي بيان مي شود که ضابطان قضائي موظفند حداکثر 24 ساعت پس از ‏بازداشت هر متهمي وي را به قاضي معرفي کنند و در اختيار قوه قضائيه قرار دهند. ‏

معاون پژوهشي دادگستري همدان که خود قاضي نيز هست دليل عدم تحويل زهرا عامري را تعطيلات ذکر کرده، حال آنکه ‏در کليه شهرها براي شيفت شب و ايام تعطيل نيز قاضي کشيک تعيين مي شود. وي در اظهارات کوتاه خود خطاي ديگري ‏نيز مرتکب شده و علت دستگيري وي را "جرم مشهود" عنوان کرده است. در حاليکه مرجع تشخيص جرم مشهود قاضي ‏است و متهم از سوي ماموران بسيج هرگز تا پيش از مرگ به آنها تحويل نشده و آنگونه که دادستان همدان گفته "هنوز ‏پرونده اين دانشجوي 27 ساله هم در اختيار دادستاني همدان قرار نگرفته است". ‏

دادستان همدان ديروز سه شنبه 24 مهر به خبرگزاري ايسنا گفت که پرونده کشته شدن اين دانشجو هنوز به مقامات قضائي ‏تحويل نشده و در اختيار دادستاني نيست. اکبر بيگلري تاکيد کرد: "پرونده خودكشي دانشجوي دانشگاه علوم پزشكي‎ ‎همدان، ‏در مراجع انتظامي همچون اداره آگاهي در حال بررسي است". دادستان همدان افزود: "وجود اين پرونده تاييد مي‌شود اما ‏هنوز پرونده به دادستاني تحويل نشده است". ‏

رييس پليس آگاهي استان همدان نيز در اين ارتباط‎ ‎ضمن رد وجود اين پرونده در آن اداره به خبرگزاري ايسنا گفته است: ‏‏"پرونده خودكشي بايد در خود دادستاني‎ ‎مورد بررسي قرار گيرد و اين پرونده در اداره ما نيست". سرهنگ عبادالله كريمي ‏در ادامه افزوده: "شايد‎ ‎پرونده در ساير دستگاه‌هاي انتظامي در دست بررسي باشد". ‏

‎‎از شايعه تا واقعيت‎‎

خبر کشته شدن يا خودکشي زهرا بني عامري در حالي پس از چند روز تائيد شد که مقامات محلي از جمله فرماندهان بسيج ‏و مقامات قضائي ابتدا از تائيد آن خودداري مي کردند. ‏

روزنامه هگمتانه همدان يک روز قبل از تائيد رسمي اين خبر با انتشار يادداشتي تحت عنوان "به شايعات بي‌اساس دامن ‏نزنيد" نوشته بود: "طي سه روز گذشته شايعات بي‌پايه و اساسي در خصوص مرگ يك دختر دانشجو در سطح شهر پخش ‏شد و هركس متناسب با سطح دانايي و سليقه شخصي به اين شايعه پر و بال داد. با شدت گرفتن اين شايعات يك مقام مسؤول ‏به خبرنگاران گفته است ز - ب دانشجوي 27 ساله رشته پزشكي روز جمعه 21 مهرماه حين ارتكاب جرم مشهود در پارك ‏مردم توسط ضابطين قضايي دستگير و به يكي از بازداشتگاه‌ها منتقل مي‌شود... و با توجه به تعطيلي دو روزه (جمعه و ‏شنبه) اين دختر حدود 48 ساعت را در اين بازداشتگاه سپري مي‌كند و در يك فرصت پيش آمده با استفاده از يك پرده ‏تبليغاتي خود را حلق آويز نموده و جان مي‌سپارد". اين روزنامه نزديک به جناح راست تاکيد کرده: "اين كل ماجرا بوده و ‏غير از اين تمامي شايعات و حرف و حديث‌هاي پخش شده در سطح شهر بي اساس و كذب محض است".‏

اين روزنامه اگر چه تاکيد کرده که "کل ماجرا" همين است و ساير خبرها "کذب محض" است، با اين حال به نقل از مقامي ‏که نامش ذکر نشده دليلي ديگري براي تداوم بازداشت 48 ساعته و منجر به مرگ زهرا بني عامي عنوان کرده و نوشته: ‏‏"متوفي در همدان دوست نزديك و فاميلي نداشته كه با سپردن وثيقه و ضمانت تا صبح روز يكشنبه او را آزاد كند و از سوي ‏ديگر خود وي راضي به تماس مسؤولان با خانواده‌اش در استان كردستان نبوده و از دادن شماره تلفن تماس با خانواده و ‏مسؤولان دانشگاه امتناع مي‌كرده است ناگزير بازداشت وي ادامه مي‌يابد و متأسفانه اين حادثه اسفبار شكل مي‌گيرد". ‏

‎‎روايت ديگر‎‎

اما خبرنامه دانشجويان دانشگاه بوعلي همدان روايتي ديگر از کشته شدن يا خودکشي زهرا بني عامري انتشار داده است. ‏
به نوشته اين خبرنامه "صبح روز دوشنبه ۲۳ مهر ۸۶ خبري مانند بمب در ميان خبرنگاران همداني پيچيد:يکي از ‏دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي همدان که توسط امر به معروف دستگير شده بود خود را حلق آويز کرد. خبر در ابتدا با ‏تکذيب کامل از سوي سپاه به عنوان مسئول نيروهاي امر به معروف روبرو شد و مقامات سپاه پاسداران استان همدان به کل ‏آن را شايعه اي بر عليه اين نيرو تفسير کردند اما در مدت کوتاهي با فشار فعالان مطبوعاتي و دانشجويي دانشگاههاي ‏استان همدان و ضد و نقيض گويي هاي مسئولان استان پرده از واقعيت برداشته شد، و مسئولان سپاه اعلام کردند که در ‏روز جمعه خانم زهرا و چند نفر ديگر به جرم روابط نا مشروع توسط نيروهاي امر به معروف دستگير شده است". ‏براساس همين گزارش "اين سخنان از سوي نيروهاي منتسب به سپاه بيشتر به نوعي اعتراف مي ماند زيرا در درجه اول ‏نيروهاي انتظامي به عنوان مسئول نگاهداري اين مجرمين داراي نيروهاي شيفتي در روزهاي تعطيل بوده و براساس ‏شهادت شاهدان در صبح روز جمعه (روز دستگيري مقتول) در ناحيه چرم سازي و تنها پارک ناحيه (پارک مردم - رو به ‏روي دانشکده علوم پايه ) نه تنها در کلانتري حضور داشته اند بلکه به صورت گشتي در حال گشت زني بوده اند و دادسرا ‏و دادگاهها نيز داراي قاضي کشيک مي باشند که ادعاي سپاه در مورد تعطيلات را عجيب جلوه مي دهد؛ اما خبردر مورد ‏نحوه خود کشي نيز بسيار جالب است که يک مجرم دستگير شده آنقدر آزادي داشته که پارچه مذکور را از محل نصبش جدا ‏کرده، خود را حق آويز كرده اما تا پيش از مرگش كسي متوجه نشود". ‏

به گزارش خبرنگار خبرنامه بوعلي سينا، مقامات قضايي استان همدان با تاکيد بر محل ترديد بودن عملکرد فرا قانوني ‏نيروهاي امر به معروف در بازداشت ۴۸ ساعته مقتول، عنوان كرده اند: خودكشي زهرا ب قطعي نيست، و احتمال مرگ ‏توسط سم يا... قبل از حلق آويز شدن محتمل است. يك منبع آگاه در دادگستري همدان به خبرنگار خبرنامه بوعلي سينا گفته ‏است: براساس شواهد موجود احتمال خودكشي بودن اين مرگ مورد ترديد است و با توجه به قطعي شدن درميان بودن نام ‏يكي از كاركنان صدا و سيما در اين ماجرا و دستگيري اين خانم به همراه فرد مذكور، به علاوه عملكرد فرا قانوني نيروهاي ‏بسيجي امر به معروف، احتمالاتي غير از خودكشي زهرا قوت بيشتري دارند". اين خبرنامه تاکيد کرده که "شواهد امر تا ‏كنون دليل بر كشته شدن تعمدي زهرا در پايگاه متعلق به نيروهاي امر به معروف بوده است".‏
‏ ‏
گفتني است حميد که بر اساس شنيده ها کارمند صدا و سيما است با زهرا نامزد بوده اند اما از آنجا که به صورت رسمي ‏ازدواج نکرده بودند، جرمشان رابطه نامشروع محسوب شده است. ‏

به دنبال اعلام خبر مرگ اين پزشک جوان، خانواده وي به دليل وجود ابهامات بسيار در اين پرونده و اظهارات ضد و ‏نقيض، با تنظيم شکايتي خواستار پيگيري موضوع از طريق مراجع قضايي شدند. ‏

خانواده زهرا گفته اند نيم ساعت قبل از مرگ با وي تلفني صحبت کرده و هيچ علايمي که حکايت از اقدام جنون آميز وي ‏باشد، دريافت نکرده اند. ‏

پدر زهرا در گفت و گو با روزنامه اعتماد مي گويد: "دخترم سال گذشته از دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه تهران فارغ ‏التحصيل شد و در درمانگاه روستايي در حومه رزن همدان مشغول به کار بود و من از علت دقيق دستگيري زهرا بي ‏اطلاع هستم و فقط به ما گفته اند ظاهراً او همراه پسري مشاهده شده و آن پسر همچنان در بازداشت است ولي طبق آنچه ‏خودم مي دانم او در زمان دستگيري قصد داشته سوار بر يک خودروي آژانس به محل کارش برود".‏
‏ ‏
وي مي افزايد: "طبق آنچه که به ما اطلاع داده اند دخترم ساعت 5/10 يا 11 صبح جمعه 20 مهرماه بازداشت شد، اما اين ‏موضوع را در آن هنگام به ما اطلاع ندادند و سرانجام صبح روز بعد زهرا با برادرش تماس گرفته و ماجرا را اطلاع داده ‏بود. من بلافاصله به سمت همدان به راه افتادم و هنگامي که 10 شب به آنجا رسيدم از من خواستند به دادگاه بروم و در ‏نهايت پس از طي مراحل اداري به من گفتند دخترم خودکشي کرده است". ‏

پدر زهرا ادامه مي دهد: "به من گفته اند دخترم با پارچه خودش را حلق آويز کرده است و زماني که پرسيدم وسايل ‏خودکشي چطور در آن مکان وجود دارد به من گفتند آنجا پر از صندلي و پارچه هاي تبليغاتي است. به هر حال من موضوع ‏را از طريق مراجع قضايي پيگيري مي کنم".‏

در همين ارتباط، برادر زهرا نيز مي گويد: "خواهرم پس از پايان تحصيلاتش تصميم گرفت در منطقه يي محروم به طبابت ‏بپردازد و از آنجا که پدرم آزاده است زهرا نيازي به گذراندن طرح نداشت و به صورت داوطلبانه مدت 7 ماه در روستايي ‏در 200 کيلومتري رزن و روستاي ديگري در 140 کيلومتري همدان به معالجه بيماران مي پرداخت". ‏

وي مي افزايد: "خواهرم به هيچ وجه مشکل خانوادگي نداشت و به لحاظ روحي نيز وضعيت اش کاملاً عادي بود. من چند ‏ساعت قبل از حادثه سه بار با او تلفني صحبت کردم و حتي نيم ساعت قبل از حادثه با هم حرف زديم و در آخرين تماس به ‏وي گفتم پدرمان در راه همدان است و به زودي به آنجا مي رسد و مشکل را حل مي کند. زهرا هنگام صحبت با من کاملاً ‏طبيعي بود و به نظر نمي رسيد مشکل روحي خاصي داشته باشد و نمي دانم چطور دقايقي بعد جان باخت. به هر حال طبق ‏نظريه پزشکي قانوني ما خواستار پيگيري قضايي موضوع هستيم". ‏

‎‎يک سال پيش در همدان‎‎

اين بار اولي نيست که شهر همدان شاهد چنين حادثه اي مي شود؛دوم مهر 85 نيز يك مرد چهل و سه ساله در استان همدان، ‏يك پسر و دختر جوان را به خاطر همراه نداشتن مجوز محرميت و به بهانه امر به معروف و نهى از منكر بازداشت كرد و ‏در جريان انتقال آنها به يك پاسگاه، با شليك گلوله پسر ۲۵ ساله به نام حسن اهل همدان را به قتل رساند و نامزد ۱۹ ساله او ‏به نام افسانه را به شدت مجروح كرد. ‏

ماموران انتظامى همدان تأييد كردند كه هنگام شناسايى متهم به قتل وقتى "تصاويرى كه مأموران آگاهى از فرد مظنون و ‏خودرو وى تهيه كرده بودند پس از ارائه به افسانه، وى را دچار ترس و اضطراب شديد كرد، به طورى كه وى به مأموران ‏اطمينان داد كه تصاوير متعلق به ضارب وى و قاتل نامزدش است". ‏

پليس همدان در نهايت اعلام كرد كه قاتل مردى ۴۳ ساله است كه در روستاى كهنوش از توابع خرمدره معدن گرانيت دارد ‏اما تاكنون هويت او را فاش نكرده اند و تنها اعلام شده كه نام او "ن" است. ‏

‎‎يک سال پيش در دانشگاه‎‎

آبان سال گذشته نيز توحيد غفارزاده دانشجوي دانشگاه آزاد شاهرود توسط يک بسيجي به جرم همراه بودن با نامزدش به ‏ضرب چاقو کشته شد. ‏

با اين حال تاکنون هويت ضارب اعلام نشده و مقامات قضائي در خصوص نتيجه اين پرونده هيچ پاسخي نداده اند؛ در ‏عوض تعدادي از دانشجوياني که در انتشار اين خبر نقش داشتند به انحاي گوناگون مورد آزار قرار گرفته اند. ‏

بزرگترين پرونده قضائي بسيجيان در اقدام به قتل به بهانه نهي از منکر به قتل هاي محفي کرمان شهرت يافته که در آن ‏گروهي از اعضاي پايگاه علي اصغر مولاي کرمان تعدادي زن و مرد را در طي چند سال ربودند و به قتل رساندند. ‏
با اين حال کليه متهمان بسيجي اين پرونده پس از بارها صدور حکم اعدام و نقض آن در حال حاضر آزاد شده اند. ‏

اينک جنازه زهرا به خانواده وي تحويل داده شده و براساس شنيده هاي موجود حميد همچنان در بازداشت به سر مي برد؛ ‏حال سئوال اين است که اين پرونده به کجا مي انجامد
پنجشنبه 26 مهر 1386 2007.10.18
shahramsharif
شهرام رفيع زاده ـ سولماز

شريف منبع:

http://www.roozonline.com/archives/2007/10/post_4389.php


سعيد مرتضوي از بسيجيان فعال استان يزد بوده و این جنایتکار پیش از تجاوز به زهرا کاظمی و قتل او در یزد سابقه پر از فساد و تجاوز به زنان دیگر ی را داشته است .


گفتني ها
نگو گفتني ها شنيده شده ، من هنوز هم از اي واي ها و از تمام هراسها و فردا مي ترسم !

وقتي تجاوز به نواميس مي شود تقوا !
شايد شما هم خوانده باشيد و يا ديده ايد كه چند روز پيش سعيد مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران در برنامه كوله پشتي كه از شبكه سه سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود شركت نموده است ، اين برنامه پس از دو برنامه اي بود كه با رادان فرمانده نيروي انتظامي انجام مي شد درباره قسمت اول كه مجري برنامه فرزاد حسني گفتگوي صريح و رك با رادان داشت شوك و تعجب همه را برانگيخت و بازتاب بسياري داشت اما برنامه بعد و دو برنامه اي هم با مرتضوي داشت احتياط و محافظه كاري زيادي به چشم مي خورد كه البته پس از اخطاري كه رياست سازمان صدا و سيما با توجه به تذكر نمايندگان مجلس به فرزاد حسني داده بودند انتظارش مي رفت .
اما آنچه كه مرا مصمم كرد درباره آن بنويسم حرفهايي بود كه سعيد مرتضوي در آن برنامه زد ، شايد بسياري بدانند كه من چند سالي در دادگاه 1410 به عنوان نماينده مدعي العموم در كنار ايشان بودم ، آنزمان هنوز دادستان و دادستاني ها در سيستم قضايي تشكيل نشده بود و نماينده مدعي العموم به عنوان دادستان براي متهمان تقاضاي كيفر خواست مي كرد . اينها را گفتم تا بدانيد كه مرتضوي را نيك مي شناسم ، مرتضوي در جواب اينكه شما چرا اينقدر با توجه به اينكه جوان هستيد از من و خيلي هم سن هايتان جلو هستيد به مجري برنامه گفت بخاطر « تقوا » و اكنون با هم مروري مي كنيم بر زندگي ايشان و ببينيم چه شد كه سعيد مرتضوي كه ديروز قاتل مطبوعات بود امروز بنام امنيت اخلاقي حكم اعدام مي دهد ؛
سعيد مرتضوي از بسيجيان فعال استان يزد بود كه در سال 1365 به عنوان ضابط قضايي طرح كوثر به دادگستري استان يزد معرفي مي شوند ايشان در آنزمان شانزده ساله بوده كه به عنوان ضابط قضايي وظيفه دستگيري و شناسايي متهمان را بر عهده مي گيرد ، دو سال بعد سعيد مرتضوي به عنوان سرباز در سيستم قضايي مجددا به كار گرفته مي شود و خدمت نظام وظيفه خويش را در يكي از دادگاههاي دادگستري استان يزد به عنوان قاضي اجراي احكام در حاليكه هيچ گونه تحصيلات قضائي را به جز همان بسيجي بودن و به قول خودش گير دادن و مورد جمع كردن در سطح استان نداشته ! ( البته بماند كه ايشان اكنون خود را دكتراي جرم شناسي مي دانند كه هيچ گاه به دانشگاه محل تحصيلشان هم اشاره نمي كنند ) . در همين خدمت مقدس سربازي به عنوان قاضي اجراي احكام بوده كه برادر سعيد مرتضوي تقوايشان گل مي كند و قصد تجاوز به يك زن شوهر دار كه شوهرش در زندان بسر مي برد را مي نمايد ! ماجرا از اين قرار است :
فردي به اتهام پانصد هزار توان چك بلا محل به زندان مي افتد ، همسرش ماهها براي پيگيري پرونده نزد شعبه بازداشت كننده ايشان مي رود كه در يكي از اين رفت و آمدها سعيد مرتضوي ب ايشان مي گويد كه در حال مطالعه پرونده هستم و آخر وقت اداري بيايند ، آخر وقت اداري وقتي آن خانم مراجعه مي كنند سعيد مرتضوي به ايشان مي گويد كه تمام پرونده و سرنوشت همسرت در دست من است و مي توانم اصلا ايشان را به اتهامات ديگر نيز در زندان نگه دارم و تنها راه چاره اين هست كه من شبي با شما باشم ! ، همسر درمانده به منزل مي رود و فردايش از سر ناچاري ماجرا را با زن صاحبخانه اش كه در طبقه پائين محل سكونتش بوده در ميان مي گذارند همسر صاحب خانه (الف . ت ) از فرماندهان تيپ الغدير شپاه يزد بوده اند كه هنگامي كه زن صاحب خانه موضوع را به اطلاع همسر مي رساند ايشان تصميم مي گيرند با موضوع برخورد نمايند و به زن زنداني مي گويند قرار را با سعيد مرتضوي بگذار و القصه برادر مرتضوي را در خانه زنداني براي ارتكاب خواسته شان بازداشت مي كنند و موضوع را همان شب به اطلاع امام جمعه يزد و سپاه يزد و دادگستري مي رسانند ، برادر مرتضوي چند روز بعد آزاد مي شود و به داستاني انتظامي قضات در تهران اعزام مي شوند منتها آقاي مرتضوي كه قرار بوده براي محاكمه به تهران برود از يزد توقف كوتاهي در قم مي كنند و خدمت آيه الله مشكيني و امامي كاشاني مي روند ( آيه الله مشكيني از بستگان مادري ايشان مي باشند ) و نامه و سفارشي مي گيرند تا اين تهمت !! را از ايشان پاك كنند ، با همين نامه بود كه سعيد مرتضوي كه به اتهام تجاوز به عنف به تهران آمده بودند مي شوند قاضي دادگاه 9 عمومي تهران و بعد از گذشت مدتي مي شوند قاضي شعبه 34 يا همان 1410 كه دادگاه امنيتي بوده يعني احكام وزارت اطلاعات را صادر مي كرده در همين دادگاه بود كه بعدها وظيفه رسيدگي به اتهامات مطبوعاتي نيز به ايشان موكول شد و اينچنين سعيد مرتضوي بخاطر تقواي بيش از اندازه شان از يزد به تهران رسيد و اكنون به عنوان دادستان تهران احكام اعدام كساني را صادر مي كند كه خودش نيز روزگاري به آن اتهام مبتلا بوده و براستي اگر عدالت در اين كشور اجرا مي شد ، سعيد مرتضوي بخاطر دست درازي به ناموس مردم و يا بعدها به اتهام مشاورت در قتل زهرا كاظمي حكمش چه بود ؟ متهم بود يا دادستان . فاعتبروا یا اولی الابصار…!!
پي نوشت :
از اين ماجرا بسياري مطلع هستند از جمله حسين انصاري راد و مهدي كروبي ، برايم سئوال است كه اين سكوتشان براي چه هست ؟ آقاي انصاري راد حتي با آن همسر زنداني در كميسيون اصل نود مجلس ديدار هم كرد و مشروح حرفهاي ايشان را هم ضبط نموده حالا از سر چه هست كه اين مسئله را عنوان نمي كنند برايم سئوال هست .
7.27.2007
امير فرشاد ابراهيمي


letzte Änderungen: 2007/10/18 9:31