حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
جنایات اسلام ، سنکسار ,اعدام ،نقض عضو بدن اعدام کودکان و جوانان زیر 18 سال قتل عام های سال های 60 و 67وقتل های زنجیره ای ضرب ،شتم و قتل عمد حکومت اسلامی بر دیگرباشان و همجنسگرایان قرآن : آیات تجویز قتل ، شکنجه تجاوز و تعرض،نژادپرستی و شونیسم جنایات رژیم اسلامی زیر عنوان "طرح امنیت اجتماعی" فروش کودکان ،دختران وزنان در ایران و جهان اسامی زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، امنیتی دادگاه هاي نمايشي ،اعترافات تحميلي رژيم به اسرا و زندانيان سياسي نوجوانان و كودكان در زندان هاي رژيم و تعرض به آنها اعمال تبعيض نژادي و ديني رژيم به شهروندان ايراني تجاوز و تعرض ماموران رژیم به دختران و زنان ،جوانان و مردان در زندان و اسارات گاه ها شکنجه جسمی و روحی در سیاه چالهای حکومت اسلامی آدم ربائی دستگاهای امنیتی و دیگر گروه های فشار رژیم با مجرمین حکومتی و قضات اسلامی که حکم قتل و سنگسار میدهند مردم چه میکنند. نهاد های حقوق بشر ایرانی و جهانی پناهجویان و پناهندگان ترور حکومتی وگزارش از شهرستان های ایران بهداشت،درمان،تغذیه در سیاه چالهای اسلامی پیمان های بین الملل anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27


گردهم آیی به مناسبت 10 اکتبرروز جها نی مبارزه علیه حکم اعدام،خشن ترین شکل نقض حقوق بشر!
شهروندان ایرانی بیشتر از شهروندان سایر کشورهای جهان درمعرض خطر اعدامند!


*در آستانه 10 اکتبر یادآور می شویم که وضع جسمی زندانیان سیاسی ،اکثرا از هموطنان کرد که 8محکوم به اعدام دربین آنان وجوددارد،که در اعتراض به شرایط نامناسب واحکام اعدام 6هفته است که اعتصاب غذا کرده اند رو به وخامت گذاشته است!
*باید تاکید کرد کرد که جمهوری اسلامی بالا ترین تعداد اعدام ،نسبت به در صد جمعیت،در سراسر جهان رادارد وبه لحاظ تعداد افراد اعدام شده در جهان در مقام دوم است.در سال 2007 در چین 470 نفر ودر ایران حداقل 317 تن اعدام شدند ودرسال جاری تاکنون حداقل 227تن!
*مجددا ارزش تکرار دارد که تنها حکومتی در جهان که حتی نوجوانان زیر 18سال راهم به اتهام ارتکاب، احتمالی ،جرایم گوناگون اعدام می کند،جمهوری اسلامی است.درسال جاری تا به حال 6 نوجوان زیر 18سال به خاطر جرایم گوناگون ،احتمالی ، درایران اعدام شده اند و اکنون حداقل 130 کودک محکوم به اعدام درزندانهای سراسر ایران به سر می برند!
*تفکرحکومت جمهوری اسلامی درواقع تفکر همان بمب گذارانی است که در سراسر جهان به کشتار بی پروای مردم مشغولند!
می باید توجه کرد که جمهوری اسلامی در واقع حکومت بمب گذارانی است، که چون در حکومتند،واز حل ریشه ای مشکلات مردم و جامعه وپاسخ به مطالبات مردم به جان آمده وآزادیخواهان آشکارا ناتوانند، به جای بمب با کمک چوبه اعدام مردم ومعترضان وهرنوع دگراندیش راتا آنجا که میسراست می کشند،از دیدگاه اینان اصل برحذف عیر خودی و"مجرم" است ،بمب وچوبه اعدام وسیله ای بیش نیست!
سران وگردانندگان جمهوری اسلامی از همان ابتدای رسیدن به قدرت نشان داده اند که دست زدن به اعدام وکشتار مردم،اعم از پیروجوان وکودک وزن ومرد را نه تنها عملی زشت نمی دانند،بلکه آن را انجام تکالیف الهی نیز تلقی می کنند واز این روست که رکورددار اعدام واعدام کودکان در جهان شده اند.
بی شک اینان اگر حکومت رادردست نداشتند،ویانداشته باشند،مانند همفکرانشان در سایر نقاط دنیا، با بمب گذاری به کشتار مردم ایران می پرداختند.
*در روز جهانی مبارزه علیه حکم اعدام،می باید حکومت صاحب رکورد اعدام جمهوری اسلامی را به به عنوان حکومتی که درواقع حکومت"بمب گذاران در حکومت" است افشاِ کرد .
تاریخ ومحل گرد همآیی :شهر کلن –مقابل کلیسای دم -جمعه 10اکتبر راس ساعت 17 و45 دقیقه ،
لطفا شمعهای سر پوشیده ، را که به یاد زندانیان اعدام شده در ایران دردست خواهیم داشت، به همراه داشته باشید!
تعدادی از دوستان شرکت کننده طنابهای اعدام برگردن خواهند داشت.
*
آمار وقوانین وعملکردی عجیب ولی برای جمهوری اسلامی کاملا عادی!
در ایران فقط در شهر 250هزارنفری دشتستان 150تن و در شهر 2میلیونی مشهد 500تن محکوم به اعدام درزندانها هستند وبیش از 130 کودک ،احتمالا مجرم، درکنارتعداد بیشماردیگری اززندانیان سیاسی ونیززنان در انتظار اجرای حکم اعدام درزندانهای سراسر کشور به سرمی برند،آماری عجیب ولی برای جمهوری اسلامی کاملا عادی!این حکومت نه تنها به انتقام هرروزه از مخالفان حتی مسالمت جوی خود مشغول است ،نظیر دستگیری دهها تن از هموطنان هویت طلب ترک آذربایجانی در تهران در هفته قبل که با سرنوشت نامعلوم در بندند، بلکه با دادن حق انتقام گرفتن ،قصاص، که درازای سلب بسیاری از ابتدایی ترین حقوق به مردم داده شده ،ونیزاعدامهای دسته جمعی وعلنی تلاش می کند، تا جو انتقام جویی وقتل وعادی شدن خشونت حتی در مورد مجرمین خردسال در جامعه برقرار وعادی شود.
****
پر اعدام ترین مناطق ایران،در مورد زندانیان سیاسی
زندانیان سیاسی ،هموطنان کرد، که بخشی از آنها در خطر اعدامند هفته ها ست که به اعتصاب غذا دست زده اند:
در مورد زندانیان سیاسی به ویژه در بلوچستان ،خوزستان وکردستان خطر محکومیت واجرای حکم اعدام یک زندانی سیاسی بالاتراز هرنقطه دیگر ایران است هم اکنون تعدا د بسیاری از دربندان سیاسی،در بین آنان8زندانی سیاسی محکوم به مرگ،عمدتا از هموطنان کرد،در شهرهای مختلف بنا به اخبار دریافتی هنوز در اعتصاب غذا به سر می برند که حکم اعدام فرزاد کمانگر،آموزگار 30ساله، دراین میان تایید شده است.
آخرین زندانی سیاسی اعدام شده در ایران:یعقوب مهر نهاد روزنامه نگار 32 ساله پدر 2 فرزند در آگوست 2008 درزاهدان از هموطنان بلوچ .
آخرین نوجوانی که در ایران اعدام شد،همایون شبستری 21ساله که در 1 اکتبردر کرمانشاه اعدام شد که در موقع وقوع جرم انتسابی15سال داشت.نوجوان بعدی که منتظر اعدام است رحیم احمدی است که موقع ارتکاب جرم انتسابی 15سال داشت.
وآخرین زنی ،مادر 3فرزند،که در ایران اعدام شد، راحله زمانی است که در ژانویه 2008 اعدام شد.
****
جمهوری اسلامی می باید به عنوان حکومت بمب گذارانی که چون در حکومتند، به جای بمب توسط چوبه اعدام مردم را می کشند معرفی شود!
همفکران رهبران وگردانندگان جمهوری اسلامی در هر جای جهان که حکومت را دردست ندارند با بمب گذاری حتی در بین مردم عادی مرگ می آفرینند ودر ایران که حکومت می کنند به خاطر شدت تعداد بسیار زیاد اجرای احکام اعدام در مورد زن ومردو پیرو جوان وکودک رکورددار کشتار از طریق اعدامند. نوع نگرش آنان به مرگ ونوع برخورد به مخالفان و"مجرمین"،که خود را در تعداد بسیار انبوه اعدامها در ایران نشان می دهد، به گونه ای است که به راحتی می توان تصور کرد که اینان اگر درقدرت حکومتی نمی بودند،ویا نباشند،مانند همفکرانشان در سایر نقاط دنیا،قطعا با بمب گذاری به کشتار مردم ایران می پرداختند.
اینان از کشوری ،که با وجود استبداد حاکم در آن،80سال پیش اعدام کودکان لغوشد ودر میدان معروف به اعدام تهران آن سالها بود که که کسی علنا اعدام نشده بود ،کشوری به وجود آورده اند که در کنار اعدام دسته جمعی دگر اندیشان،افراد تغییر دین داده ،مخالفان سیاسی و....تنها کشوری است که کودکان نیز در آن اعدام می شوند و در هر میدان وخیابانی هر هفته وماه چوبه های اعدام برپاست،حتی بدون کمترین تاثیر در کم شدن تعداد جرایم.

شهروندان ایرانی،زندانیان سیاسی،زنان وحتی کودکان در ایران، بیش از شهروندان سایر کشورها درمعرض خطر اعدامند!
****
ازجنبش ضد اعدام درایران باید پشتیبانی کرد!
1400تن در هفته گذشته در ایران در نامه ای به قوه قضاییه رژیم در ایران خواستار توقف اعدامها شده اند.درتایید وتکمیل خواست این هموطنان وبرای تشدید فشار برجمهوری اسلامی بااستفاده از فرصت 10 اکتبر گرد هم می آییم وافکار عمومی ووسایل ارتبا ط جمعی را به یاری می خوانیم .
لازم به ذکر است که به خاطر وسعت اعدامها درایران،سال گذشته سازمان عفو بین الملل به مناسبت 10 اکتبر در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی در بروکسل وپاریس گردهم آیی هایی برگزار کرد وجمعیت ما نیز در فرانکفورت ومقابل کنسولگری جمهوری اسلامی اقدام به برگزاری یک گرد هم آیی کرد.
حرکت امروز، با هر میزان از تاثیر، بهتر از ابراز تاسف فردا در اعدام زندانیان سیاسی وکودکان در جمهوری اسلامی است!
مانند همیشه ،بیانیه های مطبوعاتی به زبان آلمانی دراین رابطه برای وسایل ارتباط جمعی،احزاب وگروه ها ارسال خواهد شد.
در آخرین لحظات باخوشحالی از برقراری یک گردهمآیی مشابه در10 اکتبر در مقابل سفارت رژیم در برلین در ساعت 12 ظهر مطلع شدیم که آزادیخواهان را به شرکت در آن نیز فرا می خوانیم
جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران-کلن جمعه 12 مهر 1387

Postfach 900423
D-51114 , Köln
Jdef_zendanian_siassi_iran@yahoo.com
Köln, den 3.10.2008

درخواست توقف احكام اعدام‌ همه متهمان


جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با توجه به تشدید صدور و اجرای احكام اعدام توسط دادگاه‌های سراسر كشوردر نامه‌ای به هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه از او خواستند تا اقدام عاجل برای توقف احکام اعدام همه متهمان به خصوص زندانيان سياسی به عمل آورد.

درخواست فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی از رییس قوه قضاییه
برای توقف احكام اعدام‌ همه متهمان به خصوص زندانیان سیاسی اقدام كنید

جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با توجه به تشدید صدور و اجرای احكام اعدام توسط دادگاه‌های سراسر كشوردر نامه‌ای به آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه از او خواستند تا اقدام عاجل برای توقف احکام اعدام همه متهمان به خصوص زندانيان سياسی به عمل آورد.
متن نامه به شرح زیر است:

به نام خدا

رياست محترم قوه قضاييه
جناب آقاي آيت الله هاشمی شاهرودی
با سلام
احتراماً همچنانکه مستحضر هستيد طی ماه‌های اخير صدور و اجرای احکام اعدام توسط دادگاه‌های سراسر کشور تشديد شده و متأسفانه در مواردی حتی قوانين و آيين‌نامه‌های جاری و بخشنامه‌های جنابعالی نيز در صدور و اجرای اين گونه احکام ناديده گرفته مي‌شود. در برخی موارد از جمله پرونده مرحوم يعقوب مهرنهاد ابهامات قابل توجهی وجود دارد که کنترل و نظارت بيشتری را بر صدور و اجرای احکام سنگين، خصوصاً اعدام ضروری می‌كند. خاطر نشان می‌سازد اصرار بر ادامه اين سياست‌های خشن و غير انسانی و تساهل در سلب حق حيات انسان‌ها نه تنها آثار سوء جبران‌ناپذير و لطمات شديدی بر وجدان عمومی و احساس دينی جامعه وارد می‌کند و به تشديد و باز توليد خشونت در جامعه منجر می‌شود بلکه وحدت ملی و انسجام اجتماعی را نيز بيش از گذشته در معرض تهديد و فروپاشی قرار می‌دهد.

جناب آقاي شاهرودی
علاوه بر تعداد زياد موارد اجرای حکم اعدام در مورد کسانی که در زمان وقوع جرم در سنين کودکی بوده‌اند و نيز در مورد زندانيان عادی که متناسب با جرم آنان نبوده، تعداد قابل توجهی از زندانيان سياسی نيز هم اکنون زير حکم اعدام به سر می‌برند که هر لحظه خطر اجرای حکم جانشان را تهديد می‌کند؛ اسامی برخی از آنان به قرار زير است:
۱- فرزاد کمانگر
۲- فرهاد وکيلی
۳- علی حيدريان
۴- ارسلان اوليايي
۵- انور حسين‌ پناهی
۵- حبيب‌الله لطيفی

با عنايت به موارد فوق، امضاء کنندگان اين نامه از شما تقاضا دارند اقدام عاجل برای توقف احکام اعدام همه متهمان به خصوص زندانيان سياسی به عمل آورده و در پايان کميته پي‌گيری بازداشت‌های خودسرانه را به عنوان نماينده خود جهت پی‌گيری وضعيت زندانيان مورد بحث معرفی می‌كنند.

آبچر سعيد
آدينه‌وند احمد
آذرآبادگان بابک
آذرباد سارو
آذرشب وحيد
آذری هژار
آذری گیتا
آراسته رويا
آرام نژاد فاطمه
آرشیان اشکان
آرمن فخرالدین
آرمین محسن
آزاد نفیسه
آزاده یاسر
آزادى محمد
آژيري رزا
آشفته رضا
آشور محمد
آصفي حميد
آصفی سهیل
آقاجري هاشم
آقاجری زهره
آقاسي فريدون
آقايى مسعود
آقايي سامر
آقايي سعيد
آقايي عماد
آقایی ساسان
آقایی عبدالله
آقایی وحید
آل آقا سعيد
آل بویه پروانه
آل‌داوود شهرزاد
آل‌محمد رضا
آمره علی
آملي ناصر
آموزگار علی
آیان‌دار پریسا
آیان‌دار جمشید
ابراهيمي علي
ابراهیمی محسن
ابراهیمی مصطفی
ابراهیمی مهرزاد مهدی
ابریشمی عبداله
ابوترابی ابوتراب
ابوذری عباس
ابوطالبي پيام
ابولیپور سمانه
ابونصر سحر
ابويي ايمان
اثنی‌عشری فائزه
اجاقی علی
احتشامي منوچهر
احتظاظي هادي
احراري حميد
احمدپور نشمیل
احمدزاده طاهر
احمدى نعمت
احمدي حسن
احمدي محسن
احمدي نعمت
احمدي‌امويي بهمن
احمديان امين
احمدی زنیار
احمدی عاطفه
احمدی علی
احمدی محمد‌مهدی
احمدی مهدی
احمدی نیا محمدرضا
احمدیان امین
احمدیان محمود
احمدی‌نیا بهزاد
اختری فریبا
اخلاقي مصطفي
اخوان‌اقدم طيبه
اردبیلی ساجد
اردکانی صدیق
ارشادی‌فر علی‌رضا
ارکانزاده‌یزدی سعید
اریانفر مرضیه
ازرحیمی آرنوش
استادزاده مصطفی
اسحاقی امیر
اسدالهي محسن
اسدالهي نادر
اسدنژاد بهروز
اسدی پور سعیده
اسدی زیدآبادی حسن
اسدی مریم
اسدی مهدی
اسدی میلاد
اسفندياري محمد
اسفندیار سعید
اسفندیاری محمدصادق
اسكندري جمشيد
اسكندي فرزانه
اسلامي يدالله
اسلامی احمد
اسلامیان زهره
اسماعيل بيگي بهرام
اسماعیلی رشید
اسماعیلی سیدکوهزاد
اسمعيلي وحيد
اشجاري ناصر
اشفاق مرتضى
اصغر غروى على
اصلاح چی مرتضی
اعجازی ابراهیم
اعظم طالقاني
افاضلی سحر
افتخار محمدامين
افتخاراردبيلي حسن
افتخاري‌راد اميرهوشنگ
افجه‌ای احمد
افراسیابی ناهید
افراشته محمد
افروزمنش مهدی
افشار مريم
افشارنيك مهدي
افشاریان احسان
افلاکی ساچلی
اقتدارى جلال
اقتنایی امیر
اقلیمی هادی
اكبرزاده اعظم
اكبرزاده زهرا
اكبري سيف‌الله
اکبر زمانی
اکبرزادگان علی‌رضا
اکبرزاده محمدتقي
اکبری جمشید
اکرمی علی
الحسینی محمدصادق
الله‌ياري مريم
الملی هادی
الهامي عبدالمجيد
امامی پروین
امانی‌فرد فائزه
امرآبادی مهسا
اميراحمدى محمود
اميرقلي امير
اميري آزاده
اميري رويا
اميري‌هنانه سعيد
امين تابعي
اميني اسدالله
اميني آسيه
اميني ستار
اميني سيامك
اميني محمد
اميني‌زاده مهدي
امیدیان وجیهه
امیرپور پارسا
امیری اکبر
امیریان مهدی
امینی لادن
انتصاري شهلا
انصاري الناز
انصاري حجت
انصاري نيره
انصاري‌راد حسين
ايراني ابوالقاسم
ايزدي مصطفي
ایرانشاهی حامد
ایران‌مهر امید
ایرانمهراشناوری امید
ایرجی امیرحسین
بازرگان ابوالفضل
بازرگان عبدالعلی
بازرگان فتانه
بازرگان فرشته
بازرگان محمدنويد
بازرگان ملکه
بازرگانى كمال‌الدين
باستانی مسعود
باطولي مختار
باقرزاده ايرج
باقري ايران
باقري خسرو
باقری شهرزاد
باقری علی
باقری وحید
باقي عمادالدين
بايزيدي شيرزاد
باي‌سلامي ابراهيم
بجنوردی احسان
بحر کاظمی مرتضي
بختيارنژاد پروين
بختیاری حجت
بختیاری‌زاده فرخنده
بدري سعيدي
بدويي بهروز
بديع‌زادگان اكبر
بديعي مجتبي
بذرپور فرزانه
بذرپور محمد
براتي خليل
براتي عدنان
براتيان ايمان
براتی پرویز
براتی شریف
براتیان ایمان
براتیان پوریا
برازش آرمین
بُربُر مسعود
برزگر محسن
برهاني رحمت‌الله
برومند بهروز
بزرافکن فرهاد
بزرگ مهرداد
بسته نگار مهدي
بسته‌نگار محمد
بشيري ژيلا
بني‌حسن احمدعلي
بني‌يعقوب ژيلا
بنی اسدی محمدحسین
بهادران مریم
بهادری نسترن
بهارمس اسفندیار
بهاور عماد
بهبهاني سيمين
بهبهاني ناصر
بهدشتی فاطمه
بهرامی بابک
بهرامی جلال
بهرامی وحید
بهرامیان مولود
بهرمن مریم
بهزادي محمد
بهشتي حميد
بهفروزي محمد
بهكيش منصوره
به‌گو گلناز
بهمنی آرش
بهنام علي‌اصغر
بهنود مسعود
بهنیا حمید
بورقانی سهام‌الدین
بوستانکار راضیه
بوستانکار مرضیه
بيات هوشنگ
بيات‌زاده منصور
بي‌آزار حميد
بيطرف صفا
بيگلري زهرا
بيگلري صديقه
بيگي‌زاده اميد
بیات مجتبی
بیگدلی طاهره
بیگلری مریم
پارسا سعید
پارسا فرید
پارسی مطهره
پاشایی مجید
پاكروان ناصر
پاكزاد بابك
پاكزاد هادي
پاكنهاد پيمان
پاک‌نهاد ایمان
پدرام مسعود
پراكند مهناز
پرتویی عادل
پرنيا اشرف
پرهامی محمود
پروين جلايي
پژوم يوسف
پشمی عباس
پلاسچي هژير
پناهی جعفر
پنهانی داود
پوراظهري عباس
پورعزیزی سعید
پورفاضل گیتی
پولادی مهدی
پويان رضا
پيغمبر‌زاده زينب
پيمان حبيب‌الله
پيمان مجيد
پیشه‌صفا محمد
تاج زاده سيدمصطفى
تاج‌الديني عباس
تاجرنيا حميد
تاجيك عبدالرضا
تاجیک مهدی
تبرائی محمدعلی
تحویلداری پویان
تخیری نسرین
ترابيان سعيد
تركمان مهدي
ترکزاده منیژه
تفنگچي هادي
تقدیری محمد
تقی پور علی
تنها مصطفي
تنها نسيم
تهراني رضا
تهوری محمد
تواني خالق
توحيدي نيره
توحیدی مرجان
توحیدی هدی
توسلى غلامعباس
توسلى محمد
توسلى محمدرضا
توفیقی محمدعلی
توكل محمد
توكلي خالد
توكلي لادن
تولايي مجيد
تیفوری منصور
جابرى مجيد
جام‌برسنگ مهران
جاويدان جاويد
جبارزادگان فرخنده
جباري عليرضا
جدكاره عبدارحيم
جزایری شهاب
جعفرزاده رضي
جعفري فريبا
جعفري نوشين
جعفری کریم
جعفری ناهید
جعفریان رضا
جعفریان شهلا
جعفری‌پور سیدحسن
جلائى‌پور حميدرضا
جلائی پروین
جلالي يعقوب
جلالي‌زاده جلال
جليلي بيتا
جليليان يزدان
جلیلیان ندا
جمالوند مهدی
جمالي علي
جمشيدي ايرج
جمشيدي ستاره
جنتی کوروش
جنگی عباس
جودکی نرگس
چاره‌دان اسماعيل
چالاک فرانک
چاوشیان مهدی
چترچی ماندانا
چرونده اقدس
حائري سعيد
حاتم سیاوش
حاج‌حیدری حبیب
حاجى رضا
حاجي فاطمه
حاجي منيره
حاجی محمد
حاجی‌رحیمی مرجان
حافظى بهمن
حافظي نزهت
حایری حسین
حبيبي سعيد
حبيبي مژده
حبيبي مهدي
حبیبی غلام
حبیبی محترم
حبیبی مریم
حبیبی مهدی
حجاريان سعيد
حجازي طه
حجتي جلال
حجتی جلال‌الدین
حجی محمد
حديثي حميد
حديثي علي
حريرى حسین
حسامي حميد
حسن نیا آرش
حسنلو آیدین
حسن‌نيا آرش
حسني سهراب
حسنی سیدحسن
حسين نژاد مهدي
حسين‌روحانيان فرين
حسيني آرزو
حسین‌خانی مجتبی
حسین‌زاده مرتضي
حسین‌نیا سعید
حسینی افتخار
حسینی بهروز
حسینی زهرا
حسینی صدیقه
حسینی فائزه
حسینی مسعود
حسینی میلاد
حسینی‌نیا سیدحمید
حشمت‌آزاد الناز
حصاری جواد
حفيظي راضيه
حق پناه بهزاد
حقانی علی
حقانی فریبرز
حقانی مجتبی
حقانی مرضیه
حقانی مهدی
حقانی هوشنگ
حق‌پرست عباس
حق‌پرست مصعود
حق‌پناه بهزاد
حقگو جمشید
حقيقي رضا
حقی زینب
حقیقت‌جو فاطمه
حقیقی ریحانه
حقیقی وحید
حكمت علي
حكيمى ابوالفضل
حكيمى عبدالكريم
حكيمى مجيد
حکمت منیژه
حمزه مهشید
حمسى محمدرضا
حميدي حميد
حمیده جبارزادگان
حيات غيبي منصور
حيدر غلام
حيدري محمد
حيدريان فخرالدين
حیدری مهدی
حیدری سبحان
حیدریان فخرالدین
حیدریان یزدلی جلیل
حیدری‌زاده مقدم
خادم جعفر
خادمي سمانه
خادمی علیرضا
خاكي نوشين
خاک پور مجتبی
خالصی حسین
خاندل آرش
خانزاده مرخالی نبی‌اله
خانيكي هادي
ختني‌فر محمدحسين
خجسته‌رحيمي رضا
خدادادى ابراهيم
خدادادي مهدي
خداوردي هما
خداياري حسين
خدایاری حسین
خدایی سیاوش
خرسند پژمان
خرم امير
خسرواني حسين
خسروشاهي آزاده
خسروشاهي علي‌اكبر
خسروشاهي ياور
خسروي مصطفي
خسروی محسن
خسروی محمدرضا
خسروی ویدا
خضرمحمودی فهیمه
خضروی هستی
خطيبي محمد
خطیبی حسین
خلج الیاس
خليلي اردكاني محمدحسين
خليلي جاسم
خليلي محمد
خلیقی سارو
خلیلی نژاد فرح
خمسه مجید
خندان مجتبی
خوارزمی مهراوه
خوشباف بهروز
خوش‌سيرت سليمي ابراهيم
خوش‌محمدى اسماعيل
خوشنويسان نازنين
خيرانديش هوشنگ
خیرابی ناهید
خیراتی مسعود
دادپور صالح
دادخواه محمدعلى
دادستان عليرضا
دادفر محمد
دادمهر رسول
دارايي‌زاده بهنام
دانشيان محمدمهدى
دانشیان ارغوان
داودی علی
داودی‌مهاجر فریبا
داوران مسعود
داوری احسان
داوری زینب
داوودی محمدحسن
دبستانی صدیقه
دخاني عباس
دربان امین
دربان بهنام
درخشان مجتبي
دردكشان محمود
درگاهي داوود
درودى سعيد
درویش‌زاده افشین
درياباري منصور
دريانورد عبدالعزيز
دزكي بهرام
دشتی‌پور سمیرا
دعاگو حسن
دفتري پروين‌دخت
دلالت هادی
دل‌آسايي محمود
دلبهاری هادی
دلفانی سعادت
دلیرثانی امیرخسرو
دهشتي غلامحسين
دهقان امين
دهقان علي
دهقان محمد
دهقان مسعود
دهقان‌نژاد عباس
دهقانیان ویدا
دوانى مصيب
دينوي ابراهيم
ذکائی محمد
رئيس‌طوسي رضا
راد پروانه
راد ترانه
راد سهیلا
راستی اسحاق
راكعي فاطمه
رباني محمدصادق
ربیع زاده بهنام
رجائيان محمدجواد
رجايى عليرضا
رجايي مسعود
رجاييان محمدجواد
رحماني تقي
رحمانی پردیس
رحمانی سامان
رحمانی یاسر
رحمتی ابراهیم
رحمتی شبنم
رحيم پور رضا
رحيم‌پور جواد
رحيمي عباس
رحيمي مهرداد
رحيمي نجف
رحيمي نريمان
رحیمی سارا
رحیمی طاهره
رحیمی‌مقدم سعید
رخشان محمد
رزاقي امير
رزاقي سهراب
رزاقی سمیرا
رزمی توحید
رزمی مجتبی
رستگاری سمینا
رستمی مژگان
رسولپور سامان
رسول‌زاده احمد
رسول‌زاده محمود
رسولي جعفر
رسولي منصور
رسولی محمدصادق
رشیدی سمیه
رضائى احد
رضائى اصغر
رضائى بيوك
رضائي عبدالعلي
رضائی حمیدرضا
رضائی سکینه
رضا‌خانى بهمن
رضازاده سحر
رضازاده مسعود
رضايي عبدالعلي
رضايي محمد
رضایی رضا
رضایی علی
رضایی فهیمه
رضایی کاظم
رضایی مرتضی
رضایی مریم
رضایی میترا
رضوانفر محمدامین
رضوانيان محمد
رضوى‌فقيه سعيد
رضوي جهانگير
رضوي داوود
رضوی سعید
رفيعى حسين
رفیعی توفیق
رفیعی کیوان
رمضان‌زاده عبدالله
رمضاني‌يگانه بنفشه
رمضانیان احسان
رمضانی‌یگانه بنفشه
رنجبر محسن
رنجبر وحيد
رنجبرنیا فیض‌الله
رنجی‌پور علی
رهبری مسعود
رهنما مهدى
روح محمد‌جواد
روستا مصطفی
روستايي فرزانه
روستایی آرش
روشن محمدحسین
رييس‌دانا فريبرز
زاده جلال‌جلالی
زارع صدیقه
زارع علی
زارع‌پور حيدري رقيه
زارع‌کهن نفیسه
زارعي ساسان
زارعي‌قنواتي اردشير
زاهد فياض
زراعت پیما صیاد
زراعت‌کار سعید
زرآبادی شیوا
زرشکی مانی
زرگر علیرضا
زره‌ساز جمال
زرّين علي
زمانى محمدابراهيم
زماني علي
زمانی صدیقه
زند سجاد
زندى‌نيا پرويز
زنديان محمود
زندی فرید
زندی مریم
زنگنه نیکزاد
زهدى محمدرضا
زوار محمد
زيد‌آبادي احمد
زينعلي شاهين
زیدآبادی حسن‌اسدی
ساخ سعید
سادات سیدمجتبی
سادات مجتبي
ساريخانى عليرضا
سازگارنژاد جلیل
ساعدي صادق
ساعى احمد
ساکت موسی
سالار مهدي
سالخورده مریم
سالک سجاد
سالمي حسين
سالمی فرزانه
سامانی فاروق
سام‌گیس بنفشه
سبحان‌اللهی حسین
سپهر مسعود
سپهري‌فر تارا
ستوده نسرين
سجودی سهیل
سحابى عزت‌الله
سحابى فريدون
سحابى هاله
سحرخيز عیسی
سربندی نسیم
سرچمى محمد
سرحدي زاده حسين
سرحدي زاده زهرا
سرحدي زاده فاطمه
سرحدی امیرحسین
سرخی امید
سري مينا
سعادت آیدا
سعدائی محمدعلی
سعيدي سعيده‌
سعیدزاده محمود
سعیدی بیوک
سعیدی‌پور مهدی
سلطان‌زاده فاطمه
سلطاني عبدالفتاح
سلطانيه مرتضي
سلطانی‌آذر علی‌اشرف
سلگی محسن
سلمان‌نپور جهانگير
سلیمان‌زاده مهدی
سلیمانی امیر
سلیمانی آرمین
سلیمانی محمدجواد
سماواتیان علی
سمیع‌نژاد علی
سهامي اميررضا
سوری روح‌ا...
سياسي‌راد علي
سياوش سعادتيان
سيدزاده سيدرضا
سيدنژاد محمدعلي
سيف خسرو
سيف‌زاده سيدمحمد
سيف‌زاده سيدمحمدعلي
سينكي هاله
سید آنلو سلمان
سیدانلو فرانک
سیدآبادی علی‌اصغر
سیدرئیسی سیدمحمد
سیدزاده سیدرضا
سیما سلمان
سینکی هاله
شاددل‌بصير محمود
شادفر احترام
شافعی جواد
شاقاسمی سید فواد
شاكرى ابراهيم
شاکری لاله
شاکری محمدامین
شامخى تقى
شاملومحمودی على
شانه‌چى محمد
شاه‌اويسي حسين
شاه‌حسيني حسين
شاهسون وحید
شاه‌محمدی سپیده
شبان اسماعيل
شبان ندا
شباني مريم
شجاع امین
شجاع فهیمه
شجاعي اميد
شجاعی علی
شجاعی کاوه
شرف‌الديني جواد
شرف‌خانی جعفر
شركت شهلا
شريف محمد
شريفي حجت‌الله
شريفي سعيد
شريفي فرج‌الله
شریعتی سعید
شریفی چیا
شریفی حجت
شریفی عرفان
شریفی محمد
شریفیان پوریا
شعبانی سوسن
شفيعي مهدي
شفیعی معصومه
شكري كاظم
شکاریار بهناز
شکوری‌گیلچالان مازیار
شمبورى الله‌وردى
شمس‌الواعظين ماشاالله
شمس‌الواعظين محمود
شمشيري مهدي
شميراني عالمتاج
شميراني گوهر
شهامت‌دار احمد
شهبازی حسن
شهبازی سرور
شهبازی فاطمه
شهچراغی داوود
شهرابی محمد
شهرويي آرش
شهریاری محسن
شهلا فرساری
شهوق شايا
شوراب مهسا
شویدی فریبا
شيخ‌لو صابر
شيرافکن آمنه
شيرخاني قانع
شيردل صادقه
شيرزاد احمد
شيركوند سعيد
شيرواني محمدجواد
شيرين آبادي محمود
شیخ امیر
شیخلو ابراهیم
شیخی شهاب‌الدین
شیرافکن آمنه
شیرانی ساناز
شیرآقایی نگین
شیرزاد مهدی
صابر فيروزه
صابر هدي
صابری علی
صاحب محمدي سعيد
صاحب‌محمدي محمد
صادق زاده آذرخش
صادقي اسماعيل
صادقي راد محسن
صادقي محمد
صادقي مسعود
صادقی ارسلان
صادقی پور آرمین
صادقی محمد
صادقی مژگان
صادقیان موید
صارم كلالي حسنعلي
صالح یادگار
صالحي احمد
صالحي مهوش
صالحی ادریس
صالحی وحید
صباغيان هاشم
صبوري محمد‌حسين
صداقت‌جو مصطفی
صدر رضا
صدرحاج‌سيدجوادى احمد
صدري احمد
صدري سميرا
صدري محمود
صدري‌نيا محمد‌باقر
صدقگو صادق
صدوقيان‌زاده مينوش
صديق سهيل
صدیقی ایمان
صدیقی محمد
صدیقی نادیا
صراف مهدى
صفا مهران
صفائي‌فر عباس
صفائی علیرضا
صفري رضا
صفري لطيف
صفري مظفر
صفری بهنام
صفری رضا
صفسري بيژن
صفوي جواد
صفي‌خاني يوسف
صفی‌آریان یحیی
صلواتى فضل‌الله
صمدي حميدرضا
صميمى كيوان
صمیمی سپهر
صیادی محمد
ضرابي جليل
ضرغامى على‌اشرف
ضرغامي فريدون
ضيا مريم
طاعتيان نسرين
طالب‌نیا نجمه
طالقانى اعظم
طالقانى حسام
طالقانى طاهره
طالقانى نرگس
طاهرى اكبر
طاهرى رئوف
طاهرى محمد
طاهري سيامك
طاهري كاظم
طاهري ناصر
طاهری بهروز
طایفی علی
طباطبائی سیدشهاب‌الدین
طباطبائی مقداد
طریقی نوشین
طهماسبي سوسن
طيراني امير
ظهوري ليلا
عابدزاده هاشم
عابدي هما
عابديني آرزو
عابدین خورشید
عابدینی ابوالفضل
عابدینی وحید
عادل مهدی
عامري محسن
عامری منصور
عبادي محمود
عباس زاده بهران
عباس‌زادگان سيدجعفر
عباس‌زاده جعفر
عباس‌زاده مهدی
عباسقلی‌زاده فریبا
عباسي باقر
عبدالهي جاسم
عبدي عباس
عبدی علی
عدل‌گستر صدف
عرب رضا
عرب‌سرخي فيض‌اله
عربشاهی مهدی
عربی فرزانه
عربی محمدرضا
عرفان‌طلب عبدالله
عروجی میثم
عزيزي بني‌طرف يوسف
عزیزی علی
عسكري علي
عسكري‌نژاد حميدرضا
عسگرپور مسعود
عسگري سمير
عصاریان زهرا
عطوفت روئين
عظیمی‌فر سید‌عظیم
علائی جواد
علايي باقر
علايي جواد
علمداري كاظم
علوى محمدباقر
علوى‌تبار عليرضا
علوي علي
علوی امیرحسین
علوی بهروز
علي‌بابايي مهين
عليپور محمدحسن
عليجاني رضا
عليخاني محبوبه
عليدادياني عماد
عليزاده حسن
عليزاده‌نائينى على
علی اکبری دانیال
علی دلارام
علیپور سعیده
علیجاني رضا
علیزاده امیر
علیزاده طاهر
علیزاده عطا
علی‌شاه شهاب
علینژاد بهروز
عمادى محمدجعفر
عمرانى محمود
عموزاده‌خليلي فريدون
عمويي محمدعلي
غائب فریده
غروى عليرضا
غروى ماجد
غفارزاده سعيد
غفارزاده محمدحسين
غفاري مسعود
غفاري‌نيا مسعود
غفرانى على
غلامی محمد
غنى مهدى
غياثيان روشنك
غیرت فریده
فاتح پرستو
فارسی سیاوش
فاضل‌پور اسمعيل
فاضل‌ميبدى محمدتقى
فاضلي مصطفي
فاضلی لیلا
فاني رضا
فاني‌زاده پروانه
فانی حمید
فايض‌پور علي
فتاح پور مصلح
فتاح‌پور كريم
فتاحي ابراهيم
فتاحيه امير
فتح اللهی بابک
فتحعلی‌بیگی باقر
فتحي مجتبي
فتحی کاوان
فتوتی علی
فتورچي نادر
فخر مهدی
فخرآیی پویان
فخرزاده مهدي
فدایی محمد
فراستخواه مقصود
فرامرزي‌ها آزاده
فراهاني اسمعيل
فراهانی عذرا
فرج پور ادریس
فرج‌الهي كاظم
فرجی کامران
فرح‌آبادی حسن
فرح‌بخش فرزاد
فرخزاد پوران
فرخی مریم
فردوسی مهرآوه
فردين كمانگر
فرزانجو نازنی
فرزانجو یاسمین
فرزدى غفار
فرزین‌پژوه شهین
فرصتی رضا
فرمانبر بهناز
فرهادبهمن پناه
فرهادپور لیلی
فرهادي عليرضا
فرهادي فرهاد
فرهنگ‌خواه فاطمه
فرهومند نسرین
فروزان آصف‌نخعي
فروزانفر شهلا
فريد‌اعلم حسن
فريديحيايى على
فریدی ناصح
فضلعلي معصومه
فغفوری گیسو
فقيرزاده صادق
فقیه‌سلیمانی رامین
فلاح ابوالفضل
فلاح ارسلان
فلاح بحیرا
فلاح‌ حجت‌انصاري ارسلان
فلاح مرتضي
فلاح‌زاده سعید
فلاحي حجت‌الله
فياضي بهرام
فيضي موسي
فیاضی بهرام
فیروزی سامان
فیروزیان مجید
فیض‌الله زاده سعید
فیضی پور علی
قائم مقامی محمد
قائم‌الصباحي عباس
قابل احمد
قابل هادى
قادری امیر
قاسم‌زاده لیلی
قاسمي رضا
قاسمي نجمه
قاسميان عباس
قاسمي‌كرمانشاهي كاوه
قاسمی نژاد سعید
قاضيان حسين
قاضي‌نوري رضا
قاضی‌مرادی حسن
قامت امين
قدیرزاده سجاد
قدیریان رسول
قدیمی علی
قراباغي عليرضا
قربانپور فرشاد
قربانی‌نژاد مسعود
قشقايى خسرو
قشقايى ماهرو
قشلاقي قاسم
قلى‌زاده رحمانقلى
قليان بهنام
قلي‌زاده محسن
قلي‌زاده‌اقدم مهدي
قلی زاده سیامک
قلی‌زاده الهه
قلیزاده حامد
قلی‌زاده رضا
قلی‌زاده علی
قلی‌زاده فریده
قمي‌زاده عبدالحسين
قندى‌زاده عبدالمجيد
قهاري نظام‌الدين
قهرمانى مصطفى
قهوه‌چیان میثم
قوامي اجلال
قياسى حجت‌الله
قيصري محمد
قیصوندی اشکان
كارشناس اسداله
كارگشا رحمان
كاظميان مرتضي
كامبوزيا جعفر
كبودوند تونيا
كبودوند محمدصديق
كحال‌زاده هادي
كديور جميله
كديور محسن
كديور منوچهر
كربلايي علي
كردپور خسرو
كردپور مسعود
كرماني عليرضا
كرمى على
كرمي محبوبه
كرمي نسيم
كسمايي حسن
كشكولي فريدون
كلانكي سعيد
كلايي علي
كماسي سارا
كمالي‌احمدسرايي فاطمه
كميليان ناصر
كهزادي پروين
كوثرى يعقوب
كولائي الهه
كيانوش‌راد محمد
كياني بهناز
کاظمی امیرحسین
کاظمی محمد
کامرانزاده رسول
کامیار سینا
کرامي بهنام
کرمانیان سارا
کرمی محبوبه
کرمی مقصود
کريمي علي
کريمي محمد
کريمي وحيد
کریم الدینی شهلا
کریم‌نیا زهره
کریمی جمیله
کریمی روزبه
کشاورز مرسده
کشاورز نوشین
کشتکاري افشين
کشکولی فریدون
کفشکنان علی‌رضا
کلارستقی علی
کلبادی نژاد اصغر
کلبادی نژاد سجاد
کمالی الهه
کمالی فرناز
کمیجانی سعید
کهال‌زاده هادي
کوراوند محمد
کوشکی داود
کوهی آرش
کياني‌نژاد امين
کیا ابوالقاسم
گراني اسحاق
گردان یزدان
گرشاسبي امير
گرگين محمود
گشتاسبی امید
گلاب سامان
گل‌افرا بيژن
گلرخیان محمد حسن
گلرو مهدیه
گلستانه فرانک
گلستانی میثم
گلکار نیلوفر
گل‌مرادی لعیا
گنجي اكبر
گنجی ابوالفضل
گنجی اکبر
گوارايي فاطمه
گودرزي كوهيار
گودرزي وحيد
لدنى مسعود
لطفي مجتبي
لطیفی توحید
لطیفی نوید
لعلمي علي
لقمانيان حسين
لقمانی معصومه
لگزيان جواد
مؤمني عبدالله
ماشيني فريده
مالکی حمیدرضا
مالکی‌پور احسان
مامندی شلیر
متقى محمدتقى
متقي سعيد
مجاهد حسين
مجتبي باستاني
مجد مريم
مجرب سعید
مجرب کریم
مجردی زهره
مجیدی احسان
محبوب عفت
محبوب مريم
محبي محبوبه
محتشمي‌پور فخرالسادات
محجوب فرزانه
محرابی احسان
محسني فرهاد
محققى محسن
محمدباقرپور حامد
محمدعليزاده همايون
محمدلو جلال
محمدى‌اردهالى محمد
محمدي راحله
محمدي نرگس
محمدي نعمت
محمدي نوشين
محمديان مهدي
محمدی احسان
محمدی سهیل
محمدی سیاوش
محمدی فرهاد
محمدیان الهام
محمودجانلو محمد
محمودجانلو مصطفي
محمودى سيدعلى
محمودي‌نژاد مهدي
محمودی جواد
محمودی فهیمه
مخبر سيمين
مخبر فرزين
مختاري محمد
مختاري محمود
مداح هما
مدادی احمد
مدد زاده شبنم
مددي نسرين
مدرسي فريد
مدرسی روح الله
مدرسی فرید
مدنى سعيد
مدني حسين
مدني سعيد
مدنی اشکان
مدنی امین
مديحى ماشاءالله
مرادویسی بلال
مرادی سوران
مرادی قاسم
مرادی مراد
مرادی‌چراتی محمد
مرتاضي‌لنگرودي مرضيه
مرتب پیمان
مرجائي فريد
مرکزی آتنه
مروتی سیامک
مروج آرمین
مریم الله‌یاری‌
مزارعي حامد
مزرعه نسرین
مزروعي رجبعلي
مسافر مهدی
مسعودی شیوا
مسعودی منصوره
مسكين مصطفى
مسکین‌خدا پیمان
مسموعى رضا
مسيبيان حميدرضا
مشایخی ابوذر
مشایخی اکبر
مشایخی بهروز
مشرف‌زاده عمید
مشوش مينا
مصائبی صدیقه
مصباح اکرم
مصباح ضياء
مصطفوى ليلا
مصطفوى مصطفى
مصطفوي نريمان
مصلحى عباس
مطلب‌زاده عاليه
مظفر محمدجواد
مظفري سردشتي رشيد
معافیان عبدالحمید
معتقد محمود
معتمدي‌مهر مهدي
معصومي ياسر
معصومی احمد
معصومی سارا
معصومی مازیار
معين‌فر اصغر
معين‌فر علي‌اكبر
مفيدي بدرالسادات
مقامي مهران
مقدم خديجه
مقدم سلماز
مقدم صديقه
مقدم مرتضى
مقدم وجيهه
مقدم‌زالی روح‌ا...
مقيمي علي
مکتبی همابیون
ملا مصطفی
ملازمی علی
ملازمی میلاد
ملتى فهيمه
ملكي ابوذر
ملكي عمار
ملكي مجيد
ملكي محمد
ملكيان مصطفي
ملکپور حمیرا
ملکپور شهرزاد
ملکپور هوری
ملکی سجاد
ملکی کاظم
مليحی علي
منتظرحقيقی حسين
منتظرى احمد
منتظرى سعيد
منتظری جواد
منزه حامد
منزوي محمد‌اسماعيل
منصور سروش
منصوري قدرت
منصوريان خسرو
منصوری آذر
منصوری حسام
منصوری‌بروجنی محمد
منيرواقفي حسين
منیری ساسان
مهاجر حمید
مهدی‌زاده بابک
مهدی‌زاده بهروز
مهدی‌زاده رضا
مهرانی بهزاد
مهرداد سيدعسگري
مهرداد علی
مهرگان كيوان
مهروزی سهیل
موسا نبی
موسوى‌سعادتلو سيدرضا
موسوي اسد
موسوي‌خوئيني سيدعلي‌اكبر
موسوی زهرا
موسوی سیداحمد
موسوی محسن
موسوی محمد
موسوی مهدی
موسوی نیماقوامی کاوه
موسوی‌خوئینی سیدعلی
موسوی‌نسب اتابک
مولاوردی شهیندخت
مولودی عبدالعزیز
مومنى على
مومنى محمود
مومنی شیرین
مومنی عبدالله
ميثمي طاهره
ميرحاج ناهيد
ميرخاني امير
ميرزاده وحيد
ميرزايى الله‌كرم
ميلاني محمد
میر حاج ناهید
میردامادی سیدسراج‌الدین
میرزائی مریم
میرزایی احمد
میرفتاحی فخرالسادات
میزبان ساسان
میکاییلی محمدمهدی
نادری بهنود
نادری سارا
نادری سعیده
نادری فرهنگ
نادعلی سیامک
نارکی مهدی
نارنجي حجت
ناصرگيوه‌چى فرشته
ناصری هوشنگ
ناطقي اسماعيل
ناطقي مهدي
ناطقی الناز
ناطقی مهدی
نامجو حمدا...
نامی فخری
نبوی سیدضیاالدین
نجارباشی حجت
نجاریان ارژنگ
نجداحمدی تارا
نجدی یوحنا
نجفي علي‌اكبر
نجفی مجتبی
نراقى حسن
نژادپور سیاوش
نصرالله‌زاده زهره
نصرالهي ناصر
نظرآهاري شيوا
نظری امین
نظری محمدعلی
نظری‌فرد مسعود
نعمت‌الهي پويا
نعمت‌زاده احمد
نعيم‌پور محمود
نعيمي سعيد
نقمی جعفر
نقي‌پور محمدحسين
نكوروح محمود
نكوفر امير
نكوفر محمد‌تقى
نگین احتسابیان
نمازي بهرام
نوحى سيدحميد
نوربخش امیرحسین
نوربخش فخرالسادات
نوربخش محسن
نوربخش منوچهر
نوروزی کامبیز
نوري ارشيا
نوري‌زاده حسين
نوری فر نوید
نوع‌پرست نوشین
نوفرستي مرتضي
نيسي‌مينايي آصف
نيكبخت حسن
نيكبخت صالح
نيكويي سعيد
نیک‌انجام شیدا
نیک‌صفت غلامرضا
نیکنام سجاد
نیکوئی علی
نیکونسبتی علی
هادوی احمد
هادى‌زاده يزدى هادى
هادي مجتبي
هادیان محمدهادی
هاشمي حامد
هاشمي سپيده
هاشمي علي
هاشمي ناصر
هاشمی فرید
هاشمی محمد
هاشمی وحید
هداوند حميد
هدايتي سيدهاشم
هدایت بهاره
هرویان مهدی
همایی‌راد عنایت
همتي مراد
هندى عليرضا
هنرپرور محمد
هنری علی
هوشمند احسان
هوشيار همايون
هيزمي صاحب
واحديان
واحدی بهرام
والى اكبر
وحدتي سهيلا
وحید منش عطیه
وخشوپور سیمین
ورپايى رسول
وزیری نسرین
وفا منصور
وفائی فرناز
وفائي افسانه
وفايي محمد
وفایی محمدرضا
وفایی مهدی
وفایی‌اقدم مصطفی
وفقی علی
وکیلی نژادمولود
ولايتي فلاح
ولى‌بيك باقر
ولى‌بيك جليل
ولیان زینب
ویسمه اعظم
ياورى رحيم
يزدان‌پناه محمدرضا
يزدى ابراهيم
يگانلي ميرمحمود
يوسفي‌اشكوري حسن
یزدان‌پرست بهمن
یزدانی‌پور احمد
یزدانی‌پور حنیف
یزدانی‌پور سحر
یعقوبعلی امیر
یعقوب‌نژاد سعید
یوسفی آتیه
یوسفی ثریا
یوسفی عاطفه
یوسفی هیوا
Mon / 29 09 2008 / 19:51


اگر ما فراموش نکنیم.....جهان نیز فراموش نخواهد کرد!
اگر ما سکوت نکنیم.......جهان نیز سکوت نخواهد کرد!


شرکت در مراسم بیستمین سالگرد فاجعه ملی قتل عام زندانیان سیاسی در سال1367،فرصتی مناسب برای شکستن سکوت وگسترده تر کردن اعتراض ایرانیان خارج از کشور به اعدام های روزانه،سرکوب،دستگیریها وتوحش روزافزون جمهوری اسلامی درسراسرایران!
"مخالفت همراه باسکوت"با توحش جمهوری اسلامی،آن هم در خارج از ایران،درعمل، "موافقت همراه با سکوت"با این توحش است!
گردهمآیی، به مناسبت بیستمین سالگرد قتل عام ،حداقل،4500 زندانی سیاسی درجمهوری اسلامی ،درتابستان وپاییزسال1367 به دستورروح الله خمینی-
ونیز
- برای محکوم کردن آنچه طی سه دهه اخیر در جمهوری اسلامی جزِیی از زندگی روزانه مردم درایران است یعنی اعدام وانتقام گیری هر روزه حکومت ازمردم عادی ودگراندیشان ،آخرین نمونه اعدام روزنامه نگار هموطن بلوچ یعقوب میرنهاد28ساله، وهمچنین در مواردی انتقام مردم از مردم بااستفاده از حق قصاص یعنی تنها حقی که جمهوری اسلامی،در ازای سلب بسیاری ازحقوق دیگر، به مردم ایران عطا کرده است!
-وعلیه حکومت جمهوری اسلامی، که با اعدام روزانه وپی در پی جوانان ،بیش از هر چیز یادآور حکومت افسانه ای ضحاک است!
شهر کلن –مقابل کلیسای دم-راس ساعت یک ربع به 2 بعداز ظهر شنبه 30 آگوست 2008-9 شهریور 1387، لطفا درصورت امکان به تعدادهرچه بیشتر گلهای سرخ به همراه داشته باشید.

همزمان با برگزاری این مراسم براین نکته تاکیدداریم که خطاب ما ومشکل ما امروز فقط به حرکت درآوردن وجدانهای بیدار درجهان نیست! مشکل "مخالفان ساکت"جمهوری اسلامی نیز هستند.جهان متمدن با مماشات بازهم بیشتر با اعمال جمهوری اسلامی ،متمدن بودن خود را زیر سوال می برد وبخشی از ما ایرانیان نیز.
عملکرد جمهوری اسلامی ،لااقل این حاصل رادارد که، به ما درشناخت واقعی تر خود کمک می کند.
جمهوری اسلامی حرف آخر خود،یعنی سرکوب وتوحش بی مرز را زده است.آیا آن گروه از هموطنان ،به خصوص در خلرج از ایران که در مقابل این توحش تا به امروز سکوت کرده اند واز ظاهرشدن در انظار عمومی در اعتراض به آن ابا دارند نیز حرف آخر خودرا زده اند؟عملکرد تا به امروز آنان خواسته یا نا خواسته به سود توحش حاکم برایران تمام شده است.
سوال امروز ،بدون کم وزیاد این است، پذیرش توحش آری یا نه؟"مخالف ساکت" توحش جمهوری اسلامی، آنهم در خارج از ایران وجود ندارد!واگر وجودداشته باشددرعمل،"موافق ساکت" آن است!
***
دراین رابطه برای عمل به حداقل وظیفۀ
مهم تر ازهمه اخلاقی که به عنوان یک مدافع حقوق بشر،یک ایرانی آزادیخواه ، یک مخالف توحش و یا یک تبعیدی سیاسی داشته و داریم، به مناسبت بیستمین سالگرد قتل عام *هزاران تن از فرزندان دربند مردم ایران در تابستان وپاییز سال 1367 درزندانهای سراسر ایران به دستور روح الله خمینی ، ولی فقیه ، که حتی خارج از" قوانین" وبا نقض احکام "دادگاههای" خود این حکومت، انجام شد، و در اعتراض به جمهوری اسلامی که درطی 30 سال اخیر حتی تعدادی بیش از200سال گذشته را در ایران به جوخه های اعدام سپرده است و دارای بالا ترین درصد اعدام ، ودومین تعداد اعدام سالانه در جهان بوده وتنها اعدام کننده کودکان درجهان است، و در محکومیت تمامی موارد اعدام ،شکنجه ودستگیری و....در همه سالهای بالا تراز سیاه جمهوری اسلامی،
برای بیستمین بار به عنوان بخشی از دادخواهان بیدادی که برهم میهنان ما رفته ومیرود،گردهم می آییم.
***
آغاز مراسم با یک دقیقه سکوت به یاد همه قربانیان سرکوب جمهوری اسلامی وپس از آن یک دقیقه کف زدن در تحسین همه کوشندگان وجانباختگان راه آزادی در ایران خواهد بود،درادامه افکار عمومی ووسایل ارتباط جمعی را در جریان آنچه درایران می گذرد قرار می دهیم ،از هر شرکت کننده تقاضای صحبت وهمکاری دراین مورد راداریم، و در پایان با حرکت به طرف رود راین، گلهای سرخی را که به تعداد هر چه بیشتر به همراه خواهیم داشت، به سنت هرسال به آبهای راین خواهیم سپرد. در طول مراسم لیست طولانی نام وعکسهای تعدادی اززندانیان سیاسی قتل عام شده*** به صورت یک نوار بسیار طولانی به هم پیوسته ،به بلندی برجهای کلیسای دم، بلند در آسمان محل معلق خواهد بود .
***
آن چه سران جمهوری اسلامی دل به فراموش شدن آن خوش کرده اند ،فراموش شدنی نیست .از فاجعه ملی 1367 دورتر ولی به روز محاکمه اوامر وعوامل آن نزدیک تر می شویم!
با وجود همه فرازونشیبها و تاخیر ها، نمونه هایی مانند محاکمه ومجازات مسولان قتل عامهای جمعی در یوگسلاوی، کردستان عراق- حلبچه، کامبوج، آرژانتین، شیلی و رواندا و...، بعضا بعد از 30 سال، نشان می دهد که آن چه که سران جمهوری اسلامی به فراموش شدن آن دلخوش کرده اند، فراموش شدنی نیست. وظیفه ما استفاده از موقعیتهایی نظیر سالگرد فاجعه قتل عام 1367 برای یادآوری و تحت تاثیر قرار دادن وجدان بیدار افکار عمومی ووسایل ارتباط جمعی با بهترین وموثرترین شکل ممکن ودر بهترین مکان ،ونه فقط صدور بیانیه ،می باشد. مانند همه نمونه های دیگر ،سیرآتی حوادث در صورت پی گیری ما در نهایت به چیزی به جز پیروزی حقوق بشر ومدافعان آن منجر نخواهد شد.**این اعتقاددرهمگی ما راسخ است که هر چه به لحاظ زمانی از فاجعه ملی 1367دورتر میشویم،به روز محاکمه آمران وعاملان آن وسایر جنایات جمهوری اسلامی نزدیک تر می شویم.
کدامیک از مسولان محاکمه ومجازات شده حکومتهای مشابه تصور فرارسیدن چنین روزی را داشتند؟
***
جهان متمدن،جمهوری اسلامی،مبارزه حقوق بشری علیه توحش این رژِیم وهد فها ونتایج آن!
شهردار هیروشیما در شصت وسومین سالگرد کشته شدن هزاران تن در انفجار اولین بمب اتمی ، یولای 2008، به درستی عنوان کرد که وجود بمب اتم برروی کره زمین بقای نوع انسان را به خطر انداخته است، براین سخن باید افزود که تحمل عملکرد و نیز حضور حکومتی مانند جمهوری اسلامی در جهان امروز، که مروج علنی توحش است، از سوی جهان و نیز ایرانیان متمدن، اکنون اساس تمدن و حتی باور به ادعای متمدن بودن را ،به مفهوم واقعی آن، به زیر سوال برده است. دراین میان وظیفه ما برای رسیدن به یک حکومت متعهد ومعتقد به حقوق بشر، کماکان ادامه مسیر 20 سال گذشته در جلب توجه باز هم بیشتر افکارعمومی ووسایل ارتباط جمعی به نقض خشن حقوق بشر درایران و نیز تبلیغ برای حقوق بشر، مدارا، صلح جویی و دوری از خشونت و.... در بین جامعه ایرانی و تبلیغ رسومی مانند سنت" خون بس" است****،کشور ما به عنوان رکورددار اعدام واعدام کودکان و...به" خون بسی " نه در مقیاس یک روستا که در سطح ایران نیاز دارد!
مانند مجازاتهایی نظیر سنگسار وقطع اعضای بدن که جمهوری اسلامی تاکنون چند بار اجرای آن را زیر فشار بین المللی متوقف کرده است، درصورت تلاش وسیع تر وهماهنگ تر ما مدافعان حقوق بشر قطعا بخشی از اعدام ودستگیریها در ایران قابل جلوگیری است .میزان تاثیر هرحرکت اعتراضی،وقتی آن را درکنار مجموعه اعتراضات در ایران وجهان بگذاریم،بهتر قابل درک است.
جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران –کلن 25 مرداد 1387
* 30آگوست 2008،درساعت 16 نیز مراسم یادبودی نیز برای قربانیان فاجعه ملی در سالنی درشهرکلن در اشتولتز اشتراسه برقرار است که بعد از پایان مراسم در صورت تمایل می توان در آن نیز شرکت کرد ودر ساعت 18 همان روز در کلن-کاپلن اشتراسه نیز.
**ازروز 10اکتبرروزجهانی مبارزه علیه حکم اعدام را ،ایرانیان آزادیخواه می توانند و باید حداکثر استفاده را در جهت مبارزه علیه صدور واجرای احکام اعدام در ایران،به خصوص در مورد زندانیان سیاسی،کودکان و زنان بنمایند.
***آخرین زندانی سیاسی اعدام شده، تابه امروز،یعقوب مهرنهاد 28ساله روزنامه نگار بلوچ در4آگوست،آخرین کودک اعدام شده محمد حسن زاده16ساله،کرد ایرانی، وآخرین فردسنگسار شده جعفر کیانی ،اهل قزوین ،می باشد.معلم هموطن کرد فرزاد کمانگر نیز ازجمله بسیار زندانیان سیاسی است که در خطر جدی اعدام است .آخرین زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شده حبیب الله لطیفی26ساله دانشجوی هموطن کرد است. حکم اعدام محمد فدایی که در 16سالگی مرتکب قتل شده ونیز بهنود شجاعی نوجوان دیگر تایید شد ه است.بیش از صدنوجوان زیر18سال درایران درانتظاراعدامند.
فقط در 27یولی 29تن در تهران در29یولی ،9تن دیگر درقم،اصفهان،بوشهروزاهدان اعدام شدند.هویت ،چگونگی دادگاه واتهام بسیاری از آنان نامعلوم است.همچنین درآخرین توطءه چینی خطرناک برای هموطنان دربند بهایی،وزارت اطلاعات آنان را به شرکت دربمب گذاری متهم کرده است. لیست نسبتا کامل زندانیان سیاسی قتل عام شده در سا ل 1367 در سایت عصر نوموجود است(اسامی 4485تن).
****2هفته قبل دریک روستای کوچک استان ایلام،پدر ومادر ی که فرزند آنان به دست یک نوجوان زیر 18سال به نام حسین جزی به قتل رسیده بود ،در مراسمی به نام خون بس قاتل فرزندشان را،که موقع وقوع جرم زیر 18سال داشت،عفو کردند.
همزمان با گردهمآیی به روال همیشگی،بیانیه های مطبوعاتی به زبان آلمانی برای تمامی رسانه ها ی خبری ارسال می گردد.
Postfach 900423
D-51114 , Köln
Jdef_zendanian_siassi_iran@yahoo.com
Köln, den 15.08.08


يعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال حقوق مدنی در زاهدان به دست دژخیمان جنایتکار اسلامی به قتل رسید



یعقوب مهر نهاد، روزنامه نگار و فعال مدنی در استان سیستان و بلوچستان، روز دوشنبه همراه با یک فرد دیگر در زاهدان اعدام شد.
به موجب حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی، يعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری صدربه اتهام «محاربه و فساد فی الارض» از طريق عضويت و همکاری با «گروهک تروريستی موسوم به جندالله به سرکردگی عبدالمالک ريگی» به اعدام محکوم شده بودند.

خبرگزاری های ايرنا و ايسنا و سايت تابناک روز دوشنبه اين خبر را به نقل از دادسرای عمومی و انقلاب زاهدان و دادگستری سيستان وبلوچستان اعلام کرده اند.

اين رسانه ها نوشته اند: حکم صادره پس از تاييد از سوی مراجع عالی قضايی و مخالفت باعفو نامبردگان از سوی کميسيون عفو استان، در محوطه زندان مرکزی زاهدان اجرا شد.

يعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال حقوق مدنی

يعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال حقوق مدنی، در دی ماه سال گذشته از سوی دادگاهی در استان سيستان و بلوچستان به اعدام محکوم شده بود.

بر اساس گزارش ها، دادگاه يعقوب مهر نهاد بدون حضور هيات منصفه، وکيل و خانواده او برگزار شد.

بازداشت او توسط نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران در ارديبهشت سال ۱۳۸۶ و پس از درگيری هايی که بخشی به دليل فعاليت های مسلحانه گروه جندالله به رهبری عبدالمالک ريگی، ايجاد شد، صورت گرفت.

آقای مهر نهاد در آن هنگام همراه با چند تن از فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران بازداشت شده بود.

گزارش ها حاکی است که پس از مدتی، تعدادی از بازداشت شدگان آزاد شدند، اما يعقوب مهرنهاد به اتهامی که از سوی مقامات قضايی همکاری با گروه عبدالمالک ريگی عنوان شده بود، همچنان در بازداشت باقی ماند و حال، خبر اعدام وی انتشار يافته است.

از جمله کسانی که در ارتباط با حکم اعدام برای يعقوب مهر نهاد سخن گفت، عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران، بود که در يک کنفرانس مطبوعاتی، دليل صدور اين حکم را به دليل آنچه که «ارتباط او با گروه جندالله» خواند، اعلام کرد.

او با بيان اينکه اين حکم «قابل تجديد نظر» است، جزيياتی در باره اقدامات آقای مهر نهاد که منجر به محکوميت او شده است، ارائه نکرد.

مرتضی سنی ياری، از فعالان حقوق مدنی در استان سيستان و بلوچستان، پيشتر در اين مورد به راديو فردا گفته بود: «آقای مهر نهاد به همکاری با گروه های مسلح و گسترس خط مشی اين گروه ها از طريق فعاليت در انجمن جوانان صدای عدالت متهم شده است.»

به نوشته خبرنامه اميرکبير، خانواده آقای مهر نهاد گفته بودند که در يکی از ملاقات هايشان با او، آثار شکنجه بر سر و صورت و بدن فرزندشان آشکار بوده و وی به شدت دچار کاهش وزن شده بود.

اين در حالی بود که ماموران امنيتی جمهوری اسلامی ايران در اسفند سال گذشته، ابراهيم مهر نهاد، برادر يعقوب مهر نهاد را نیز بازداشت کردند.

ابراهيم مهر نهاد، يکی از اعضای انجمن جوانان صدای عدالت بود که پيش از اين همراه با برادرش بازداشت شده و چند ماه در زندان بود.

04.08.2008



مادر فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام ، صبح امروز در حرکتي نمادين ، اقدام به راهپيمايي از منزل شخصي خود به قصد مدرسه محل تدريس سابق فرزاد کمانگر واقع در روستاي ماراب در 10 کيلومتري شهر کامياران نمود.


در طول مسير ، جمعيت راهپيمايان با الحاق تدريجي مردم به چند صد نفر جمعيت افزايش پيدا نمود ، راهپيمايان با حمل تصوير جوان محبوب شهر خود و همچنين در دست داشتن دسته هاي گل اقدام به طي مسافت نمودند که متاسفانه عليرغم مسالمت آميز و نمادين بودن اين حرکت ، جمعيت مذکور در خارج شهر به محاصره صدها تن از نيروهاي انتظامي و لباس شخصي در آمدند. نيروهاي نظامي با محاصره جمعيت و ضبط تمامي دستگاههاي تلفن همراه افراد حاضر در محل ، فيلمبرداري از شرکت کنندگان و بستن جاده ، جمعيت مذکور را در دسته هاي چندنفري وادار به برگشت و انصراف از طي مسير نمودند.
نيروهاي انتظامي در اين برخورد با اذعان به نگراني و تاسف از وضعيت فرزاد کمانگر با عنوان "مامور و معذور " از جمعيت درخواست نمود با اتومبيل هاي موجود در محل به شهر برگردند و حتي از برگشت پياده نيز خودداري نمايند که در اين هنگام مادر فرزاد کمانگر و دانش آموزان وي بر اساس ماهيت حرکت و جلوگيري از هرگونه پيش آمدي با تقديم گلها به ماموران نظامي راهپيمايي را پايان يافته اعلام نمود و جمعيت مذکور بدون بروز تنشي به شهر بازگشتند.
مادر فرزاد کمانگر هدف از راهپيمايي روز جاري را يادآوري تحمل سختي هايي که فرزاد براي آموزش کودکان اين مرز و بوم تحمل مي نمود عنوان داشت وي همچنين عنوان داشت "براي اثبات بي گناهي فرزاد و نشان دادن حمايتهاي مردمي از وي در صورت نياز با پاي پياده به سوي تهران به راه خواهد افتاد".
شايان ذکر است دهها دستگاه تلفن همراه بدليل نگراني از تصويربرداري حضور پررنگ نيروهاي نظامي در زمان محاصره جمعيت صورت پذيرفته است که وعده داده شده است پس از تفتيش محتويات تلفنهاي همراه ، نسبت به عودت آنها اقدام خواهند نمود.فعالان حقوق بشر در ایران
تاريخ :11/5/87
شماره :902-87

01082008

حکومت جنایت پیشه اسلامی در زندان اوین 30 نفر را با بدارآویختن به قتل رساند .
اتحاديه اروپا: اعدام ها در ايران، اهانت به کرامت انسانی



رياست دوره ای اتحاديه اروپا روز سه شنبه ضمن ابراز نگرانی از افزايش شمار اعدام ها در ايران، به دار آويخته شدن ۲۹ نفر را در روز يکشنبه در زندان اوين محکوم کرده است.
فرانسه رياست دوره ای اتحاديه اروپا از ايران خواسته است مجازات اعدام در اين کشور را بی درنگ متوقف کند.
در اطلاعيه اتحاديه اروپا آمده است که تصميم مسئولان جمهوری اسلامی به اعدام جمعی اين افراد و در مرکز توجه رسانه ها قرار دادن اين اعدام ها «اهانت آشکار به کرامت انسانی است.»

اين اطلاعيه می افزايد: مجازات اعدام نمی تواند مبنای عادلانه ای برای سياست مبارزه با جرائم باشد و تاکنون شواهدی وجود ندارد که حاکی از تاثير بازدارنده اين گونه مجازات باشد، در حالی که اگر اشتباهی در محکوميت به مرگ متهمان رخ داده باشد، ديگر راهی برای جبران آن وجود نخواهد داشت.
سعيد مرتضوی، دادستان تهران، در گفت و گويی به ايرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، شمار کسانی را که روز يکشنبه گذشته، ششم مرداد، در زندان اوين به دار آويخته شدند، سی نفر اعلام کرده بود.
سازمان عفو بين المللی در تازه ترین گزارش خود درباره اعدام در جهان اعلام کرده است که ايران رتبه دوم را در تعداد اعدام ها در سال گذشته داشته است. در سال ۲۰۰۷ در ايران دست کم ۳۱۷ اعدام شده اند اين در حالی است که در چين ۴۷۰ نفر اعدام شده اند.

احکام جديد اعدام پس ازآن اجرا شده اند که اتحاديه اروپا جمعه گذشته در بيانيه ای اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرده و خواستار توقف بی درنگ اجرای اعدام شده بود.

سازمان های مدافع حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل نيز بارها اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرده اند و می گویند مجازات اعدام راهکاری موثری برای کاهش جرم نیست.

این در حالی است که سعيد مرتضوی گفته است: اجرای حکم اعدام اين محکومان، «در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی و مبارزه بی امان با سوداگران مرگ و مواد مخدر صورت گرفت.»

در سپتامبر سال ۲۰۰۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثريت آراء قطعنامه ای را تصويب کرد که بر اساس آن مجازات اعدام بايد برچيده شود. اين در حالی است که در ايران همچنان مجازات اعدام اجرا می شود.

به گزارش عفو بين الملل، تعداد اعدام ها در ايران، در سال ۲۰۰۶ دست کم ۱۷۷ نفر بوده که در سال ۲۰۰۷ به ۳۱۷ نفر افزايش يافته است.

سياست اعدام در جمهوری اسلامی همواره مورد انتقاد گروه های حقوق بشری در جهان بوده است.

طلب عفو از چه و به که ؟ / نامه از فرزاد کمانگر


تعريف دقيق جرم سياسي و پيرو آن زنداني سياسي در هيچ جاي قاموس حقوقي - کيفري جمهوري اسلامي مشخص نشده که به تابع آن در مظان هرگونه اتهام ناسره و نامربوط قراردادن شخصي که طبق استانداردهاي حقوقي معقول در جهان متهم سياسي به شمار مي آيد امري رايج باشد ، اساساً در جايي که بعضي ها خود را فراتر از قانون ميدانند ، بدون داشتن تحصيلات آکادميک حقوقي يا سياسي خود را بهترين و نادرترين سياستمداران و عالمان علم قضا به حساب مي آورند و عملکرد سياسي خود را نيز تنها آلترناتيو سياسي در زمان غيبت امام زمان (عج) دانسته و به طبع تمامي اقشار جامعه ايران را پيرو محض و مطيع سياستهاي خود پنداشته و نتيجتاً هيچ مسلک و شيوه سياسي را به رسميت نشناخته و بالاتر از آن براي بقيه آحاد ملت نيز مجاز و روا نميدانند . بنابراين جاي تعجب نيست که اين عده با فراق خاطر کامل کسي ديگر را به جز خود صاحب صلاحيت اظهار نظر در امور سياسي نداند مگر آنکه به تائيد يا تمجيد رياکارانه از آنها پرداخته و اظهار علني هيستريک حمايت خود را از سياستهاي رسمي اين طبقه دستمايه سوداي رسواي خويش قرار دهد .
فعالبت سياسي به معناي مصطلح و رايج عصيان نيز از طرف اين گروهها تنها براي کساني که از اسلام سياسي ، تمام جنبه هاي انسان ساز ، لطيف و روحاني با قوانين مدون و محکم جهت پي ريزي جوامع سالم و با نشاط بشري را يکجانبه به کناري گذاشته و بنا به گفته خود با تفکر ايام آغازين ظهور اسلام فقط " الجنة تحت ظلال السيوف " و " النصر بالرعب " را فرا گرفته اند ، بنابراين جاي تعجب نيست که در نظام نظري و حقوقي اين عده مصاديق فعاليت سياسي ، جرم سياسي ، اتهام سياسي و زنداني سياسي احصا نشده است . سخن کوتاه آنکه ، اينجانب فرزاد کمانگر بعنوان يک شهروند ايراني داراي حقوق مشروع و عرفي پذيرفته شده در قانون ايران و جهان و بعنوان کسي که وزارتخانه آموزش و پروش همين حاکميت اينجانب را صاحب صلاحيت تعليم به فرزندان اين آب و خاک دانسته ، اکنون طبق رول معمول حقوق بين الملل ، طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر و طبق تعاريف مقبول خردورزان سياسي در جهان خود را مصداق بارز و کامل يک زنداني سياسي ميدانم که از بد حادثه در بد زمان و بدمکاني که تعريف ساده از جرم سياسي در لفاف عناوين عجيب و شگفت ، نظير حرب با خدا ، افساد في الارض ، اقدام عليه امنيت ملي به تنگ نظرانه ترين و غير دموکراتيک ترين وجه گرفتار آمدم ، توجه خوانندگان را به موارد مطروحه زير جلب مينمايم تا سير دادرسي در مورد پرونده من در دستگاه عدالت فعلي ايران روشن تر شود :
1-اينجانب در تاريخ 27/5/85 در شهر تهران به دليل تحت مظان قرار داشتن به فعاليت سياسي غير مجاز بازداشت شدم ، عليرغم تصريح قانون اساسي به حق متهم مبني بر داشتن وکيل 16 ماه از اين حق محروم بودم ، يعني بعد از 16 ماه تحمل سخت ترين انواع شکنجه تحت لواي بازجويي که برخلاف موارد مطروحه در قانون حفظ حقوق شهروندي بوده و شرح کوتاهي از آن را در رنجنامه اي که قبلاً نگاشتم ذکر شده است . البته لازم به ذکر است که در شهر کرمانشاه دادستان انقلاب وقت ضمن بي اعتنايي به اصل تفهيم اتهام با صدور دستور به ضابطين قوه قضائيه خواستار تداوم شکنجه و فشار بيشتر جهت پذيرش گناه مرتکب نشده اينجانب شد (که اگر بازپرس شعبه 14 امنيت تهران دستور بازگشت ما را به تهران نميداد بي گمان زنده نبودم) و حتي کار را به آنجا رسانيدند که مراحل آغازين تشکيل پرونده به گفته خودشان انجام "تحقيقات فني " هنگامي که نه جرمي ثابت شده و نه جلسه دادرسي برگزار شده و بدون داشتن وکيل هرگونه اتهامي را به اينجانب وارد مي ساختند و صراحتاً و با کمال خوشحالي از صدور حکم اعدام من خبر ميدادند.
2-در خلال دوره 16 ماهه در کارخانه متحول سازي وزارت اطلاعات و بعد از اعزام از کرمانشاه به تهران دفعتاً وطي يک عمليات محيرالعقول عناوين اتهامي قبلي اينجانب نظير عضويت در حزب پزاک ، حمل مواد منفجره ، اقدام به شروع بمب گذاري و حتي بمبگذاري از نامه اعمال من محو شده و اتهام خلق الساعه جديدي به نام عضويت در حزب کارگران کردستان ترکيه ؟!!! برايم تجويز شد . البته بنا به عادت مافي السبق بدون هيچگونه مستند و مدرکي ، حتي جعلي و ظاهري .
3-در همان ايام مذکور شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران معلوم نيست که چرا و چگونه ناگهان قرار عدم صلاحيت خود به طرفيت دادگاه انقلاب سنندج را صادر نمود.
4-تحمل نزديک به دو ماه انفرادي همراه با شکنجه هاي وحشتناک توسط مسئول بازداشتگاه اطلاعات سنندج که مشخص نبود اعمال اين حجم عظيم فشار و شکنجه به چه جهت و در خدمت کدامين هدف و مقصود بود ؟ چرا که در طول اين مدت نه تفهيم اتهام جديدي شده بودم و نه حتي يکبار ، يک سئوال جديد هم از من پرسيده شد و سرانجام اين قصه صدور قرار عدم صلاحيت اين بار به طريق معکوس از طرف دادگاه انقلاب سنندج به طرفيت شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران تکرار شد ، گويا حضرات به اين نتيجه رسيده بودند که تنوعي در اعمال شکنجه اينجانب قرار دهند و طبعيت مهرپرور و مهرورز خود را در هر سه مرکز استان به من نشان داده و ترجيحاً به من فهمانده شود ، به هر کجا که روي "آسمان همين رنگ است"
5-و بالاخره ميرسيم به اوج شاهکار اين سناريو امنيتي - قضائي ، يعني مرحله تشکيل دادگاه ، مرحله تشکيل جلسه دادرسي و نهايتاً صدور حکم ، البته خواننده متوجه باشد که دستگاه قضائي در هجدهمين ماه پس از دستگيري به اين نتيجه رسيد که اتلاف فرصت ديگر کافي است و اين پرونده بايد سريعاً ختم به خير شود و اين نيت خيرخواهانه حتي به جلسه دادگاه نيز سرايت نمود و اينجانب در طي کمتر از 7 دقيقه (بله درست خوانديد ، فقط هفت دقيقه) که 3 دقيقه آن صرف قرائت کيفر خواست گرديد ، مستحق اعدام تشخيص داده شدم ، آنهم در دادگاهي که طبق نص صريح اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي بايد به شکل علني با حضور وکيل و در حضور هيئت منصفه برگزار ميگرديد ، که هيئت منصفه و علني بودن دادگاه فوق هيچگونه مفهوم و وجود خارجي نداشته و حتي به وکيل اينجانب نيز قبل از دادگاه و در هنگام دادگاه اجازه صحبت کردن حتي در حد سلام و عليک با من را ندادند و حتي فرصت قانوني دفاع از من را نيز پيدا نکرد . قابل ذکر است در کيفرخواست فقط اتهام عضويت در پ.ک.ک در دادگاه به من ابلاغ شد.
6-قاضي پرونده يکماه بعد، طي يک پروسه تشريفاتي هنگام ابلاغ حکم به اينجانب صراحتاً اعلام نمود که وزارت اطلاعات قبل از صدور حکم دادگاه محاربه تو را مسلم و قطعي تشخيص داده و حداقل حکم مورد انتظار را اعدام دانسته ، البته اين موضوع چندان براي من تازگي نداشت زيرا که تمامي بازجويان اطلاعات در هر سه شهر از همان روزهاي آغازين بازجويي پيشاپيش تاکيد موکد داشتند که "ما تشخيص ميدهيم که چه کسي چه حکمي بايد بدهد و حکم تو نيز بايد اعدام باشد" (عين گفته بازجوهاي پرونده)
توجه به موارد مشروحه فوق که فقط مشتي از خروار است براي عبرت گيرندگان مايه تاسف است ،چرا که دستگاه اطلاعاتي - امنيتي کشور با نقض مکرر و فاحش نص صريح قوانين مصوبه جمهوري اسلامي و در راس آن اصول قانون اساسي مانند اصل 20 (يکسان بودن همه در برابر قانون)، اصل 23 (ممنوعيت تفتيش عقايد) ، اصل 35 (داشتن حق وکيل) ، اصل 37 (اصل برائت) ، اصل 38 (ممنوعيت شکنجه) ، اصل 39 (ممنوعيت هتک حرمت و حيثيت ) ، اصل 57 (استقلال قوا) ، و اصل 166 (مستدل و مستند بودن احکام) ، اصل 168 (علني بودن دادگاه جرايم سياسي) و نقض قوانين حقوق شهروندي ، نقض آئين دادرسي و نقض آئين نامه داخلي سازمان زندانها ، از يکطرف ، يکسره خط بطلان برآنچه که در متن قوانين جمهوري اسلامي ذکر شده ميکشد و از طرف ديگر در مقام زننده اتهام - بازجو - بازپرس ، دادستان و قاضي قرار گرفته و نهاد به ظاهر زير مجموعه قوه مجريه بسي بالاتر از قوه قضائيه براي خود شان قائل است گويا "پريرو تاب مستوري ندارد ، در ار بندي سر از روزن درآرد"
چنين به نظر ميرسد صدور احکام سنگين براي فعالان مدني در مناطق کردنشين مقابله اي جدي براي سرکوب اين حرکتهاست و صدور احکام اعدام ما نيز بنا به ملاحضات سياسي و مقاوله هاي سياسي با احزاب تازه به قدرت رسيده (شما بخوانيد تازه مسلمان) يکي از همسايگان غربي است که در کشتارهاي قومي يد طولايي از 1915 تا کنون دارد ، اين حکم اعدام نوعي پيش کشي سياسي و کرنشي منفعلانه و ذليلانه از طرف يکي از شرکاي همخوابگي ايدئولوژيکي به شريک ديگر است که البته عليرغم به ظاهر واحد در هدف ، و تبين مسير ، نظرات کاملاً متنافري از هم دارند .
حال با توجه به آنچه که شرحش دادم ، آيا من شايسته حکم اعدام بوده ام ؟ و آيا اينجانب جهت حفظ زندگي خود بايد تقاضاي عفو نمايم ؟ عفو و عذر تقصير از چه و به که ؟ آيا آناني که حتي قانون مکتوب خود را به کرات زير پا گذاشته و به قانون نانوشته و خودسرانه خود حکم به شکنجه و اعدام ميدهند ، در اين راه با دست و دلبازي تمام زندگي بخشش ميکنند به درخواست عفو مستحق تر نيستند ؟

فرزاد کمانگر
زندان رجايي شهر کرج
بند بيماران عفوني و متادوني
25/4/87

16072008

اعدام قريب الوقوع فرزاد کمانگر
فرزاد کمانگر معلم و از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از مرداد ماه سال 1385 بازداشت و پس از طي پروسه پر ابهام و سراسر نقض قانون سيستم غيرمستقل قضائي و بي توجه به فقدان اسناد ، در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديد

،

پس از ارجاع پرونده به ديوان عالي کشور و موج حمايتهاي بي سابقه اشخاص و تشکلات بين المللي از فرزاد کمانگر ، فعال مسالمت جو و مدافع خوشنام حقوق بشر و همزمان با تلاش مدافعان حقوق بشر براي احقاق اولين خواسته افکار عمومي که همانا برگزاري دادگاه علني و عادلانه بود و همچنين بررسي شکنجه هاي وحشيانه اي که اين معلم در بازداشتگاههاي 209 اوين ، اطلاعات کرمانشاه و اطلاعات سنندج متحمل گرديده بود نهايتاً اين اميد پديدار گرديد که سيستم قضائي ايران به حمايتهاي بي سابقه و درخواستهاي تشکلات مدافع حقوق بشري که کثرت اعضاي آن بعضا از جمعيت کشور ايران نيز افزونتر بود توجه نمايد و حداقل موجبات بررسي علني و عادلانه پرونده فرزاد کمانگر را فراهم نمايد.
متاسفانه روز گذشته مورخه 20/4/87 اجراي احکام زندان رجايي شهر کرج اقدام به ابلاغ حکم اعدام فرزاد کمانگر به وي نمود و هم زمان از وي خواسته شد که نسبت به نوشتن تقاضاي عفو با قيد فوريت اقدام نمايد و وعده هايي نيز جهت رسيدگي به اين خواسته داده شد .
آقاي فرزاد کمانگر بر اساس اين اعتقاد که مرتکب هيچگونه عملي بر خلاف قانون نشده است از نوشتن عفونامه و تقاضاي بخشش خودداري نمود و نظر به عدم تقاضاي عفو و بخشش فرزاد کمانگر ، حکم اعدام وي به اجراي احکام زندان رجايي شهر ارجاع گرديد و با توجه به اينکه وي محکوميت حبس ندارد ، با دستور آقاي شاهرودي رئيس قوه قضائيه حکم اعدام وي به مرحله اجرا در خواهد آمد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بي توجهي سيستم قضائي به هزاران درخواست و تقاضا از آن قوه براي ايجاد شرايط دادرسي عادلانه را استقلال قوه قضائيه نميداند بلکه بالعکس نشان از نفوذ بي حد و حصر سيستم امنيتي در دستگاه قضا قلمداد مينمايد و براي شانه خالي نمودن از پاسخگويي به حمايتهاي جامعه جهاني و مدافعان حقوق بشر و مستندات موجود راهکاري به نام تقاضاي عفو و بخشش را تنها درماني مقطعي ميبيند.
يادآور ميشويم به گواه مستندات و مدعيات ، آقاي فرزاد کمانگر مورد وحشيانه ترين شکنجه ها قرار گرفته است و در عين اين موضوع نامبرده از هرگونه اتهام مبني بر حمل و نگهداري مواد منفجره و عضويت در گروههاي محارب و مخالف جمهوري اسلامي تبرئه گرديده است و نهايتاً به اتهام عضويت در حزب پ.ک.ک که حزبي مخالف دولت ترکيه و سياستهاي آن است تحت عنوان محاربه محکوم به مرگ گرديد.
آقاي خليل بهراميان وکيل مدافع وي عنوان ميدارد که حتي براي اين اتهام و عضويت وي نيز اسنادي در پرونده وجود ندارد ، قابل توجه است که در حال حاضر دهها عضو رسمي و تشکيلاتي اين حزب در زندانهاي ايران به سر ميبرند و هيچ يک تاکنون تحت اين عنوان به اعدام محکوم نگرديده اند و جالب اينکه حتي دولت ترکيه که رهبر اين حزب را در اختيار دارد نيز وي را به مرگ محکوم ننموده است .
معتقديم پرونده فرزاد کمانگر بستري براي نشان دادن حسن نيت سيستم قضائي جمهوري اسلامي است تا نشان دهد به اراده هزاران انسان ارج مينهد و جان انسانها را گرامي ميدارد و حداقل براي برگزاري يک دادرسي عادلانه ميکوشد. از اينرو اميدواريم تا با درک شرايط و چهره مخدوش ايران در عرصه حقوق بشر در نزد جامعه بين الملل و افکار عمومي با خارج نمودن فرزاد کمانگر از بند بيماران عفوني (هپاتيت ، ايدز و سل) و همچنين متوقف نمودن حکم اعدام وي و برگزاري دادگاه علني براي بررسي پرونده وي فصلي جديد را در استقلال قوه قضائيه رقم زند.

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - جمعه ، 21 تير ماه 1387 برابر با 11-07-2008


تجاوز و تعرض به زنان ،دختران و مردان ایران زمین حربه تعدی حکومتی متجاوز جنایتکار و اهریمنی علیه مردم ایران بر حرمت انسانی است .جنایتکاران حاکم در ایران همانگونه که به زهرا کاظمی در اسارات گاه شکنجه اسلامی تجاوز کرده و او را به قتل رساندند همین عمل ننگین اسلامی را بر زهرا بنی یعقوب مرتکب گردیدند.آنچه مسلم است دستگاه قضائی رژیم خود بخشی از حکومت تروریستی اسلامی است و نمیتوان آن را مستقل دانست و از آن انتظار داشت که واقعیات را شفاف و مجرمین را شناسائی کند.نجات بیضه اسلام از نفرت مردم و قیام علیه حکومتی تمام اعیار فاسد و تبهکار برتر است تا شفاف کردن جنایات گماشتگان حکومتی .آنچه مسلم است تمامی جرایم حکومتی بعد از برانداختن حکومت فاسد اسلامی تحت تعقیب قرار خواهد گرفت. مردم این هرگز این جنایات را نخواهند بخشید و مجرمین را دیر یا زود تحت تعقیب قرار خواهند داد. حزب سوسیال دمکرات ایران


دستگاه انسان ستیز قضائی رژیم رای داد که: زهرا بنی یعقوب در زندان خودکشی کرده است



با مختومه اعلام شدن پرونده مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی يعقوب در زندان همدان، شيرين عبادی وکيل پرونده اعلام کرد در صورت به نتيجه نرسيدن راه های قانونی در داخل کشور از مراجع قانونی بين المللی کمک خواهد خواست.

ابوالقاسم بنی يعقوب، پدر دکتر زهرا بنی يعقوب در گفت و گوی تلفنی با راديو فردا گفت: «نوزدهم تيرماه از طرف بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب دادگاه همدان حکمی به دست من رسيد که براساس آن مرگ دکتر زهرا بنی يعقوب خودکشی تشخيص داده شده و پرونده مختومه اعلام و برای متهمان اين پرونده قرار منع تعقيب صادر شده است.»

شيرين عبادی وکيل پرونده نيز روز پنج شنبه به راديو فردا گفت: «از تمامی راههای قانونی موجود برای رد اين حکم استفاده خواهم کرد و در صورتی که حق قانونی خانواده بنی يعقوب احقاق نشود، از مراجع قانونی بين المللی کمک خواهم خواست.»

زهرا بنی يعقوب، پزشک جوان ۲۷ ساله روز بيستم مهرماه سال گذشته در يکی از پارک های همدان به اتهام «ارتکاب جرم مشهود» توسط نيروهای بسيجی ضابطان امر به معروف و نهی از منکر بازداشت شد و دو روز بعد مسئولان بازداشتگاه اعلام کردند که وی با استفاده از پارچه پلاکارد تبليغاتی خودکشی کرده است.

* «از تمامی راههای قانونی موجود برای رد اين حکم استفاده خواهم کرد و در صورتی که حق قانونی خانواده بنی يعقوب احقاق نشود، از مراجع قانونی بين المللی کمک خواهم خواست.»

شیرین عبادی

در متن رای صادره برای پرونده مرگ این پزشک جوان آمده است: «با توجه به اينکه اصلاً جرمی واقع نشده و وقوع قتل عمد منتفی است، برای همه متهمان پرونده قرار منع تعقيب صادر می شود.»

پزشک قانونی، مرگ زهرا بنی يعقوب را «‎فشار بر عناصر حياتی گردن توسط جسم رشته‏‎‎ مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن» دانست و زمان مرگ را حدود ساعت نه شنبه شب (بيست و يکم مهر) اعلام کرد.

اما خانواده زهرا بنی يعقوب با رد اين ادعا و با استناد به کبودی موجود بر جسد، مرگ فرزند خود را مشکوک دانسته و خواستار نبش قبر وی و تعيين مجدد علت مرگ شدند.

خانواده می گویند که تنها ۱۵ دقيقه قبل از زمان اعلام شده مرگ وی، با او مکالمه تلفنی داشته اند و معتقدند هيچ دليل قانع کننده ای برای خودکشی وی وجود ندارد.

پدر زهرا در مورد وضعيت جسد در هنگام دفن به رادیو فردا گفت: «با چشمان خودم ديدم که جلوی ساق پا و بالای ران بدن دخترک کبود بود. بينی و گوش هايش نيز پر از خون بود.»

شيرين عبادی، با استناد به مشاهدات پدر زهرا بنی یعقوب گفت: «با توجه به خونريزی گوش و بينی جسد که معمولا نشان دهنده ضربه مغزی است ما تقاضای نبش قبر را برای بررسی مجدد پزشکی قانونی ارائه داديم و منتظر بوديم تا با احاله پرونده به تهران مقررات قانونی طی شود اما با برخورد غيرقانونی دادگستری همدان با حکم قرار منع تعقيب روبرو شديم.»

به گفته پدر زهرا، آنها تنها ۱۰ روز فرصت دارند تا اعتراض خود را به حکم صادره به دادگستری همدان اعلام کنند.

ابوالقاسم بنی يعقوب، عليه مدير و ماموران مرکز اجرای امر به معروف و نهی از منکر از جمله «سرهنگ محمد حسين ق.»، «رضا ر.»، «غلامرضا ش.»، «امير م.»، «صياد س.» و «معصومه خ.» به اتهام قتل عمدی فرزندش، شکايت کرده بود.

براساس دستور رياست قوه قضاييه قرار بود به دليل امکان تبانی و اعمال نظر، پرونده به تهران منتقل و مورد رسيدگی قرار گيرد.

به گفته آقای بنی يعقوب، دوشنبه گذشته به وی اعلام شده بود که پرونده به تهران منتقل شده است در حالی که در همان زمان همدان دادگاه غيابی آن تشکيل شده بود.

در رای صادره توسط بازپرس همدانی آمده است: «نظر به اينکه حسب تحقيقات به عمل آمده و گزارش مرجع انتظامی و گزارش معاينه پزشک توسط پزشکی قانونی و انکار شديد متهمان و عدم ارائه دليل از سوی شاکی های پرونده و ساير قرائن موجود در پرونده از جمله گزارش بازپرس کشيک در روز ۲۱/۷/۸۶ (روز مرگ زهرا) و اظهارات مطلع به نام (...) فوت آن مرحوم به خاطر فشار بر عناصر حياتی گردن توسط جسم رشته مانند قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن ناشی از حلق آويز شدن توسط خود آن مرحوم بوده است و خودکشی اعلام می شود.»

آقای بنی يعقوب درباره این حکم گفت: «در اين حکم از نامزد دخترم به عنوان مطلع نام برده شده است، چگونه ممکن است مردی که روز اول به عنوان متهم بازداشت شده تبرئه شده و تبديل به مطلع می شود، اما جسد دختر من را به من تحويل می دهند؟»

پيش از اين نيز شيرين عبادی در گفت وگو با راديو فردا از تناقضات بسياری در پرونده خبر داده بود، «از جمله ساعت دقيق مرگ و ارتفاع ميله ای که ادعا می شود شادروان زهرا بنی يعقوب خود را با آن به دار آويخته است. زيرا ارتفاع اين ميله با اندازه و قد زهرا تناسبی ندارد. همچنين تناقض در گزارشات مأمورين در مورد شيوه دستگيری و نگهداری از زهرا.»

وی گفته بود: «شادروان بنی يعقوب از شاگردان تيزهوش و يک دکتر فارغ التحصيل از دانشگاه تهران بود. ولی معلوم شد کسانی که او را دستگير کرده بودند و بعدا به عنوان متهم مورد تحقيقات قرارگرفتند، حتی سواد خواندن و نوشتن نداشتند و برگه بازجويی را انگشت زده بودند.»

10.07.2008


«۱۱ نفر روز چهارشنبه در زندان اوین اعدام می شوند»



روزنامه های تهران اعلام کردند که روز چهارشنبه ۱۱ نفر در زندان اوين پای چوبه دار می روند که نام یک نوجوان محکوم به مرگ نيز در ليست اعدامی ها است.

به نوشته های روزنامه های صبح دوشنبه تهران، ۱۰ تن از اين افراد که اسامی و جنسيت آنها از سوی مقام های دادسرای امور جنايی تهران اعلام نشده است به جرم «قتل و تجاوز به عنف» به قصاص و اعدام محکوم شده و احکام آنها مراحل قانونی تاييد در ديوان عالی کشور و استيناف را طی کرده است.

نام بهنود شجاعی نيز که در ۱۷ سالگی در جريان نزاع دسته جمعی مقابل ونک پارک مرتکب قتل شد و يک بار نيز تا آستانه اجرای حکم پيش رفت، در اين ليست منتشر نشده به چشم می خورد.

بهنود شجاعی ماه گذشته با دستور رییس قوه قضاییه يک ماه مهلت گرفت تا برای جلب رضايت اوليای دم مقتول تلاش کند.

در ماه گذشته تعداد زيادی از فعالان حقوق بشر، وکلا و روزنامه نگاران تلاش کردند تا رضايت خانواده مقتول در پرونده بهنود را جلب کنند، اما آنها تا به حال حتی حاضر به ملاقات با اين افراد نشدند.

يک فعال حقوق بشر در ايران به راديو فردا می گويد:« من در يک ماه گذشته دو بار به منزل خانواده اوليای دم رفتم، اما هيچ گاه نتوانستم با پدر و مادر او ملاقات کنم. همواره ساير افراد خانواده از جمله برادر او می گفتند که والدينشان در خانه نيستند يا به سفر رفته اند.»

به گفته اين فعال حقوق بشر، حضور امام جماعت مسجد