حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
جنایات اسلام ، سنکسار ,اعدام ،نقض عضو بدن فروش کودکان ،دختران وزنان در ایران و جهان اسامی زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، امنیتی دادگاه هاي نمايشي ،اعترافات تحميلي رژيم به اسرا و زندانيان سياسي نوجوانان و كودكان در زندان هاي رژيم و تعرض به آنها اعمال تبعيض نژادي و ديني رژيم به شهروندان ايراني تجاوز و تعرض ماموران رژیم به دختران و زنان ،جوانان و مردان در زندان و اسارات گاه ها شکنجه جسمی و روحی در سیاه چالهای حکومت اسلامی آدم ربائی دستگاهای امنیتی و دیگر گروه های فشار رژیم با مجرمین حکومتی و قضات اسلامی که حکم قتل و سنگسار میدهند مردم چه میکنند. نهاد های حقوق بشر ایرانی و جهانی پناهجویان و پناهندگان ترور حکومتی وگزارش از شهرستان های ایران خودکشی در ایران بهداشت،درمان،تغذیه در سیاه چالهای اسلامی پیمان های بین الملل anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

مسعود کردپور روزنامه نگار کرد و دبیر آموزش و پرورش در کردستان


که همزمان با روزخبرنگار(17 مردادماه) از سوی نیروهای امنیتی در منزل خود در بوکان بازداشت شده بود، در روزهای گذشته به دلیل تشکیل کلاس های حقوق بشر در بند سیاسی زندان مهاباد، به سلول انفرادی انتقال یافته و ملاقات ، تماس تلفنی و هواخوری برای وی ممنوع شده است.
مسعود کردپور بنیان گذار بنیاد دموکراسی و حقوق بشر کردستان، در زمستان سال گذشته نیز از سوی دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری استان آذربایجان غربی، به اتهام تحریک معلمان به عدم حضور در کلاسهای درس و مصاحبه با رسانه های داخل و خارج از کشوردر این زمینه ، به شهرستان تکاب تبعید شده بود.
گفتنی است در جریان بازداشت این فعال حقوق بشر، منزل وی از سوی نیروهای امنیتی مورد بازرسی قرار گرفت و مأموران امنیتی کیس کامپیوتر،موبایل، پاسپورت و تعدادی از کتاب ها و جزوه هایی که در کتابخانه شخصی وی نگهداری می شد را با خود بردند.


Komite.gozareshgar@gmail.com
کمیته گزارشگران حقوق بشر
committe of
human rights reporters
شماره 559-2008
تاریخ1387/7/25


هیچ تردیدی در مورد اعتصاب در داخل زندانهای کردستان وجود ندارد


محمد شریف : دو موکل من هانا عبدی و روناک صفارزاده به گفته خانواده هایشان حدود شش روز است در اعتصاب به سر می برند

عبدالکریم لاهیجی : هیچ تردیدی در مورد وجود اعتصاب در داخل زندانهای کردستان وجود ندارد

محمد علی دادخواه : اعتصاب به شکل گسترده ای هست

بیش از شش هفته ازپخش اخباری درباره اعتصاب شماری از زندانیان سیاسی و مدنی کرد در زندانهای مختلف جمهوری اسلامی میگذرد. از جمله خواست های این زندانیان لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و مدنی کرد و رعایت حقوق شهروندی آنهاست. در حالیکه گزارش میشود حال برخی از زندانیان به دلیل طولانی شدن دوران اعتصاب و بیماری های مزمن نامساعد است ، در روزهای گذشته نامه ای از سوی گروهی که نام خودرا" دلسوزان و فعالان حقوق بشر" گذاشته اند ، منتشر شد که در آن وجود چنین اعتصابهایی را کذب محض نامیده اند و با زیر سوال بردن فعالیت ها و اطلاع رسانی انجمن ها و گروه هایی که از این اعتصاب ها و خواست های زندانیان حمایت کرده اند ،فعالان حقوق بشر را به رعایت چارچوب های اخلاقی وانسانی و خبر رسانی دقیق و موثق فرا خوانده اند.

این گروه گمنام درپایان این نامه به اصطلاح" افشاگرانه" شماره تلفن های چند وکیل سرشناس را که وکالت تعدادی از زندانیان کرد را برعهده دارند نیز منتشر کرده اند و آنها را گواه ادعاهای خود در زمینه نبود چنین اعتصاب هایی معرفی کرده اند.

من پس از دریافت این نامه از طریق ایمیل ، به این نتیجه رسیدم که باید با وکلا یی که نامشان در پایان نامه یاد شده آمده است ،تماس بگیرم و از آنها درباره موضوع اعتصاب ها سوال کنم . گفتگوی من با سه تن از وکلایی که موفق شدم با آنها صحبت کنم در زیر می خوانید . هر سه آنها ،آقایان خلیل بهرامیان ، محمد شریف ، و محمد علی دادخواه نه تنها وجود چنین اعتصابهایی را تکذیب نکردند بلکه آقای دادخواه عضو کانون مدافعان حقوق بشر بر گستردگی آن نیز تاکید کرده است.

آقای بهرامیان همانطور که شما حتما اطلاع دارید در هفته های اخیر به طور کلی خبرهایی بود در مورد اعتصاب زندانیان سیاسی کرد در زندان های ایران، یک اعتصاب سراسری. ولی دیروز یک نامه به دست تعدادی از روزنامه نگاران ازجمله من رسید و در آن مطرح کردند که این اعتصاب سراسری به این شکلی که اینها در این مدت مطرح کرده اند صحت ندارد و شما می توانید با این وکلا از جمله آقای شریف و خود شما بپرسید و ببینید که چنین چیزی وجود ندارد و شماره تلفن شما را هم داده اند. آیا این نامه درست است؟ نظر شما چیست در مورد این اعتصاب ها؟

من نمی توانم در مورد این نامه اظهار نظر کنم. اما عرض می کنم که موکل من «آقای فرزاد کمانگر» در اعتصاب نبوده و به دلایل خاصی اعتصاب نکرده است. من فقط می توانم در مورد موکل خودم آقای فرزاد کمانگر اظهار نظر کنم و در مورد دیگران اطلاعی ندارم و نمی توانم اظهار نظری هم بکنم.

به این ترتیب شما اطلاع ندارید که آیا یک اعتصاب سراسری هست یا نیست؟

من شنیده بودم که زندانیان کرد اعتصاب کرده اند.بعد من از بازجوی موکل خودم آقای فرزاد کمانگر سوال کردم. ایشان قضیه را نفی کردند. در نتیجه من هم گفتم در این صورت من باید با موکلم ملاقات داشته باشم، چون موکلم در بند دویست ودو زندان اوین است و زیر نظر مامورین اطلاعات است. در نتیجه هفته پیش فرصت ملاقاتی بود با موکلم ، که او هم به من اعلام کرد که من در اعتصاب نبودم. و من پرونده را به عنوان یک وکیل مطالعه کرده ام ،نه به عنوان اینکه به هر صورتی که شده از ایشان دفاع کنم و باید صریح به شما بگویم دربین پرونده هایی که من داشته ام تا حالا من مظلوم تر از فرزاد کمانگر ندیده ام و باید فوری او را آزاد کنند.

درباره اعتصاب زندانیان سیاسی ومدنی کرد با محمد شریف وکیل دادگستری صحبت کردم که وکالت دوزندانی کرد زن روناک صفار زاده و هاناعیدی را برعهد ه دارد و پرسیدم آیاشما از این اعتصاب ها اطلاع دارید و موکلین شما هم در اعتصاب هستند؟

در یک تاریخی ، یکی از دوستان در این مورد با من صحبت کرد که در آن تاریخ موکلین من در اعتصاب غذا به سر نمی بردند. بعد از آن منبع خبری من خانواده شان هست . متاسفانه با خودشان نتوانستم تماس تلفنی برقرار کنم یا نخواسته اند و یا به هر ترتیب دیگر. ولی خانواده خانم هانا عبدی و روناک صفار زاده به من گفتند که فرزندانشان در اعتصاب به سر می برند. منبع اطلاعاتی هم به غیر از این بیشتر ندارم.

آقای شریف حدودااز کی شروع به اعتصاب کرده اند یک هفته پیش، ده روز پیش؟

حدودا پنج شش روزپیش


از دیگر زندانیان کرد شما اطلاعی ندارید که در اعتصاب هستند یا خیر؟

نه.من در مورد موکلین خودم صحبت می کنم و مسئله همین است که خدمتتون عرض کردم.

سرانجام به محمد علی دادخواه وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر زنگ زدم و ماجرا را با او در میان گذاشتم و گفتم که در این نامه شماره تلفن شما هم ذکر شده است. اوابتدا قبل از هرچیزارتباط خودرا با چنین نامه ای تکذیب کرد وگفت :

اینکه از ناحیه من داده اند دروغ است.

نه ،نگفته اند که شما گفته اید . گفتند که شما می توانید از این وکلا خبر درست را بگیرید که واقعا اعتصاب سراسری است و موکلان آنها در اعتصاب هستند.

چرا به نحو گسترده ای اعتصاب هست.

اعتصاب زندانیان سیاسی ومدنی کرد؟

بله . نه بصورت همه گیر ولی به نحو گسترده ای اعتصاب هست.

پس از جمع آوری نظرات سه تن از وکلا ، به نظرم رسید درباره مشکلاتی که بر سر راه اطلاع رسانی دقیق بویژدرباره وضعیت حقوق بشر درایران واز جمله شرایط زندانها وزندانیان وجود دارد ، با دکتر عبدالکریم لاهیجی حقوقدان ، فعال حقوق بشر ونایب رئیس فدراسیون بین المللی جامعه های دفاع از حقوق بشر گفتگو کنم.اما قبل از همه نظر اورا درباره این اعتصاب ها و اینکه تا چه حد گسترده است پرسیدم.

ما چند روز صبر كرديم و كوشيديم كه از طريق فعالان حقوق بشري در كانون مدافعان حقوق بشر ايران، اطلاعات بيشتري به دست آوريم و سپس اطلاعيه صادر كرديم.

متاسفانه يك روز پس از انتشار اطلاعيه فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر، خبري منتشر شد مبني بر اين كه تمام افرادي كه نامشان در اطلاعيه ما و ديگر اطلاعيه ها آمده است، اعتصاب غذا نكرده اند.

البته تاكيد بيشتر بر كساني بود كه از نظر ما مدافع حقوق بشر، فعال جامعه مدني و فعال حقوق بشري هستند؛ از جمله مسعود كردپور و محمدصديق كبودوند كه رييس جامعه حقوق بشر كردستان است و به 11 سال زندان محكوم شده است.

همچنين روزنامه نگاراني مانند عدنان حسن پور و بوتيمار و يا كساني كه در ارتباط با مطالبات حقوقي خود زنداني هستند؛ مانند هانا عبدي، روناك صفارزاده، زينب بايزيدي و فاطمه گفتاري كه هر چهار تن به دليل فعاليت در كمپين زنان كه بيش از يك سال است توسط زنان ايران و براي اعتراض به وضعيت تبعيض آميز حقوقي زن به وجود آمده است، دستگير شده اند.

اغلب ديده ايم كه دستگير شدگان پس از گذشتن چند هفته و با قيد وثيقه هاي سنگين آزاد مي شوند. ولي متاسفانه اين چهار فعال زن كرد مدت هاست كه در زندان به سر مي برند و سه تن از آنها محكوم شده اند. خانم عبدي به پنج سال، زينب بايزيدي به چهار سال و فاطمه گفتاري به 18 ماه زندان محكوم شده اند.

ما در جريان دقيق ماجرا نيستيم ولي در اين كه يك نوع جريان اعتصاب غذا در داخل زندان هاي كردستان وجود دارد، هيچ ترديدي نيست.

با توجه به اين كه تعدادي از زندانيان را به شهرهاي گوناگون و از جمله به زندان اوين تهران منتقل كرده اند و در حالت بي خبري قرار دارند، يعني با خانواده ها و وكلاي خود ملاقات ندارند و يا در انفرادي هستند و يا در بندهايي كه نمي توان از آنها خبري گرفت، بنابراين اطلاعات ما دقيق نيست.

ما ترديدي نداريم كه اين اعتصاب غذا، بيش از يك ماه پيش آغاز شده و مدت هاست كه ادامه دارد. ولي در مورد اين كه چه كساني تا امروز كه 40 روز از اين اعتصاب غذا مي گذرد، همچنان به اعتصابشان ادامه مي دهند يا چه تعدادي به اين اعتراض پيوسته اند، خبر دقيقي در دست نيست. اين اعتراض ها هم در ارتباط با بازداشت ها و محكوميت هاي سنگين زندانيان و هم در اعتراض به شرايط زندان است.

آقاي لاهيجي! من در باره اين خبر با سه تن از وكلاي زندانيان صحبت كردم. آقاي دادخواه معتقد بود كه اعتصاب به شكل وسيعي وجود دارد، اما نمي توان گفت كه همه گير است. آقاي شريف گفت كه خانواده هاي خانم هانا عبدي و روناك صفار زاده اطلاع داده اند كه اين دو نفر از شش روز پيش به اعتصاب پيوسته اند. آقاي بهراميان هم اعلام كرد كه موكلش، فرزاد كمانگر، در اعتصاب نبوده است. همان طور كه مي بينيم در زمينه اطلاع رساني، تناقض هايي وجود دارد. عده اي معتقدند اين امر به دليل تداخل فعاليت هاي حقوق بشري نهادهاي كوچك در داخل ايران با فعاليت هاي سياسي است. يعني فعاليت هاي سياسي آنها باعث مي شود خبرهايي را به صورت اغراق شده به خارج منتقل كنند. اين امر كار خبررساني دقيق را با مشكل مواجه كرده است. نظر شما در اين زمينه چيست و چگونه مي توان به منبع موثق براي خبر رساني دست يافت؟

حق هر انساني است كه به فعاليت حقوق بشري بپردازد. بديهي است كه سازمان هاي سياسي نيز بايد مدافع حقوق بشر باشند و بايد از حقوق و آزادي تمام مردم دفاع كنند. ولي فعال حقوق بشري يا فعال جامعه مدني، كسي است كه در پي رسيدن به قدرت سياسي نباشد. مرز فعاليت حقوق بشري و فعاليت سياسي درهمين است.

اگر يك سازمان سياسي از حقوق بشر دفاع كرد، فعال حقوق بشر نمي شود زيرا يك سازمان سياسي است و يك پروژه سياسي دارد براي اين كه به قدرت برسد. البته اين امري است مشروع و جزو حقوق دموكراتيك هر انساني است، ولي فعال حقوق بشر تنها از حقوق بشر دفاع مي كند بدون اين كه پروژه اي براي دستيابي به قدرت داشته باشد.

من همواره گفته ام كه فعاليت حقوق بشري زيرزميني را به رسميت نمي شناسيم. اكنون در ايران، كانون مدافعان حقوق بشر و انجمن دفاع از حقوق زندانيان وجود دارد كه دو جريان كاملا شناخته شده اند و متاسفانه در راستاي فعاليت هاي خود تحت فشارهاي شديد بوده و هستند. عمادالدين باقي، رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، چند بار دستگير شده و به تازگي به خاطر وخامت وضع جسمي از زندان آزاد شده است. امرزو من حتي واقعا نمي دانم كه آقاي باقي دوباره به زندان منتقل شده است يا نه.

منظور ما از مدافعان حقوق بشر افراد شناخته شده اي مانند شيرين عبادي و دادخواه هستند. با توجه به اين كه كانون دفاع از حقوق زندانيان يا كانون دفاع حقوق بشر، سازمان هايي هستند كه علني فعاليت مي كنند، اگر به ما گزارشي بدهند ترديدي در مورد آن نداريم. وكلاي مدافع اين زندانيان هر چند مدافع حقوق بشري نيستند ولي وقتي آقاي دادخواه يا آقاي شريف مي گويند كه عبدي و صفار زاده به اعتصاب غذا پيوسته اند ترديدي در اين زمينه وجود ندارد.

به عنوان مثال در پي انتشار اطلاعيه ما، وكيل فرزاد كمانگر اعلام كرد كه موكلش اعتصاب نكرده است يا در مورد عدنان حسن پور همين طور.

اين افراد وكلاي دادگستري هستند كه از زندانيان سياسي- عقيدتي و فعالان حقوق بشر دفاع مي كنند، بنابراين منبع موثقي هستند. ولي كساني كه تحت عناوين كلي و به عنوان فعال حقوق بشر يا مبارزان حقوق بشر بدون هويت مشخص فعاليت مي كنند، منابع قابل اعتمادي نيستند و نمي توانيم به خبر آنها ترتيب اثر دهيم و بر اساس گزارشات آنها، خود را در قبال جامعه بين المللي متعهد كنيم.

سازمان هاي شناخته شده اي مانند فدراسيون بين المللي حقوق بشر، عفو بين الملل يا ديده بان حقوق بشر كه اعتبار جهاني دارند، اگر چند بار گزارشات خلاف واقع بدهند، براي هميشه اعتبار و منزلت خود را از دست مي دهند.

بنابراين كوشش ما بر اين است كه حالت يقين در مورد خبر برايمان به وجود آيد و سعي مي كنيم خبر را از مجاري معتبر و قابل اعتماد به دست آوريم. اگر مصاحبه كنيم يا اطلاعيه صادر كنيم، اعلام مي كنيم كه اين خبر به ما رسيده است ولي در موقعيتي نيستيم كه بگوييم اين خبر صددرصد درست است يا نادرست.

به هر حال در مورد اين كه عده اي از زندانيان سياسي- عقيدتي و فعالان حقوق بشر در حال اعتصاب غذا هستند، ترديدي نداريم.



مرز فعاليت هاي حقوق بشري و فعاليت هاي سياسي بسيار حساس است و سبب شده كار اطلاع رساني با مشكل مواجه شود . راه حل اين كه بتوانيم آنها را از هم تفكيك كنيم چيست؟

ببینید راه حل دیگری وجود ندارد خانم فامیلی ،من بيش از 40 سال است كه در اين زمينه فعاليت مي كنم. ما پيش از انقلاب شرايطي داشتيم كه هيچ سازمان حقوق بشري امكان فعاليت علني نداشت.

با توجه به اين كه در گذشته وسايل ارتباط جمعي مانند اينترنت و فاكس نيز وجود نداشت، هم در ارتباط با فعاليت هاي حرفه اي به عنوان وكيل دادگستري وهم براي تماس با سازمان هايي كه اشاره كردم، به اروپا مي آمدم.

چون در ايران وكيل عدليه بودم، از طريق خانواده ها مي توانستم خبرهاي دقيق را به دست آورم و به اين سازمان ها برسانم و به همين ترتيب بيش از 10 سال فعاليت حقوق بشري مي كردم.

اما اكنون در ايران با وجود اختناق و فشارهاي بسيار، سازمان هاي علني وجود دارند كه هيچ گونه اختلاف و تسويه حساب عقيدتي و سياسي با جمهوري اسلامي ندارند و برايشان فرق نمي كند، كسي كه به زندان مي افتد چپ باشد يا راست، مسلمان باشد يا نباشد. آنها به طور واقعي فعال و مدافع حقوق بشر هستند.

خواهش ما اين است كه خانواده ها و گروه هاي سياسي بگذارند اخبار حقوق بشر از طريق اين سازمانها به رسانه هاي خبري، سازمان ها و محافل بين المللي حقوق بشر داده شود تا جاي ترديد باقي نباشد.

البته ما انحصار طلب نيستيم كه فكر كنيم درايران فقط بايد كانون مدافعان حقوق بشر يا انجمن دفاع از حقوق زندانيان يا كمپين زنان وجود داشته باشد. ما مي گوييم كه فعاليت حقوق بشري نمي تواند هم به صورت علني و هم زيرزميني باشد، زيرا اگر فعاليت زيرزميني بود، اين توهم را به وجود مي آورد كه مي خواهند با پخش اخباري كه صحت ندارد، با جمهوري اسلامي مبارزه كنند.

اگر سازمان ها و گروه هاي ديگري وجود دارند، بهتر است هويت خود را اعلام كرده و مسئولان خود را معرفي كنند و وقتي مشخص شد خبري نادرست است مسئوليت آن را بپذيرند و مشخص شود اين خبر از چه منبعي به نماينده هاي رسانه هاي خبري رسيده است.

نظرخواهی

٩ آزاد مراديان 09:42:30 06.10.2008
دوست ارجمند خانم فاميلي

با تشكر از عمل به موقع شما در جهت روشن شدن حقايق، همانطور كه خود شما متذكر شديد صحبت بر سر تعداد و حتي نام زندانيان خاصي نيست. جان هر انسان و حرمت و شرافت انساني او مهمترين ارزشي است كه مورد توجه فعالان مدافع حقوق بشر قرار ميگيرد.

نويسنده گان نامه كه هويت آنها را مي توان از نيت آنها در پردازش اين نامه درك كرد به خوبي متذكر شده اند كه متصديان زندانهاي ايران از بروز هر خبري به بيرون جلوگيري مي كنند و صراحتا به تهديد مدافعان حقوق بشر و برخي از وكلاي زندانيان سياسي پرداخته اند كه حقايق فاجعه اي ديگر در زندانهاي جمهوري اسلامي راهشدار داده اند

٨ شیرین فامیلی 23:42:45 05.10.2008
آقای نادری

من در هیچ جاندیدم که ادعا شده باشد 120 نفر اعتصاب کردند که در متن بیاورم در ضمن تیتر مصاحبه جمله ای است از آقای لاهیجی که در متن آمده است . در ضمن برای من حرف آقای لاهیجی به عنوان یک فعال شناخته شده حقوق بشر که چهره ای بین المللی دارد و ارتباطات و منابع اطلاعاتی خودش را در ایران دارد بسیار معتبر تر است از نظر کسانی که بی هویت بیانیه ای صادر می کنندو معلوم نیست با نفی یک اتفاق و خبر چه منافعی را دنبال میکنند. و نکته آخر بحث بر سر تعداد اعتصاب کننده ها برای من حداقل مطرح نبود بلکه صحت و سقم این که اساسا اعتصابی هست یا خیر مطرح بود، حتی اگر تعداد اعتصاب کنند گان مثلا سه نفر باشند! . آنچه که شما مطرح میکنید مربوط به فعالان سیاسی است که هر گروهی نظر خودرا دارد ومنافع گروهی خودرا دنبال می کند من باید اصل خبر را که اعتصاب هست یا نه دنبال میکردم نه بیشتر
٧ محمد نادری 23:26:17 05.10.2008
خانم فامیلی شما باید در تبیین گزارشات خود بی طرف باشید ، از تیتر تا جهت مصاحبه ها تماما جهت دار است و اصل بی طرفی را خدشه دار کرده اید

سئوال این است که آیا ادعایی که موید اعتصاب 120 زندانی باشد در متن گفتگوها دیده میشود ؟

یا اینکه آقای دادخواه تاکید دارد که اعتصابی هست ولی حتی موکلهای ایشان هم اعتصاب نیستند یا آقای لاهیجی که علیرغم تاکیدش بر اینکه اطلاعات دقیقی ندارد امااصرار دارد که اعصتابی هست میتواند بعنوان مستند تلقی گردد ؟
٦ امجد حسین بناهی 13:47:03 05.10.2008
سلام خانم فامیلی تشکر برای و قدر دانی برای روشن کردن این مسله که براستی کار بزرگی در حق زندانیان اعتصابی کردی و امیداوارم حقایق این دلاوران زندان برای تمام دنیا معلوم شود که مایه افتخار این ملت هستن
٥ آسو صالح 12:43:47 05.10.2008
خانم فامیلی،

بسیار سپاسپگزاریم که رسالت روزنامه نگاری خود را به بهتریم صورت ممکن انجام داده و دیدگاه های مختلف را بی طرفانه منعکس نمودید.
٤ برای سعید 12:16:00 05.10.2008
عزیزم بهرامیان میگه من 6 روز پیش خانواده اش به من گفتن که در اعتصاب هستند.

خوب گوش کن
٣ كاوه كرمانشاهی 01:19:54 05.10.2008
ممنون از اقدام به موقعتان
٢ سعید 00:32:16 05.10.2008
خوب همانطور که می بینید آقای بهرامیان تکذیب میکنه ، آقای شریف میگه 6 روزه اعتصابند و نه 40 روز و آقای دادخواه هم میگه اعتصابی وجود داره ولی نه همه گیر

امیدواریم با تلاش شما این مبهمات و سوء استفاده های حزبی مرتفع بشه

١ صابر 23:29:54 04.10.2008
درود بر شما خانم فامیلی به این میگن روزنامه نگاری حرفه ای. زنده باشی.04.10.2008

http://www.tahieh.net/index.phtml?tsk=read&id=357فرستنده مطلب تارنمای تهیه

نامه ای در تکذیب اعتصاب سراسری


با اخبار و حوادث کردستان
بازی گروهی و امنیتی می شود

از اوایل شهریور ماه سال جاری موضوعی به نام "اعتصاب سراسری زندانیان سیاسی و مدنی کرد" از سوی منابعی مجهول مطرح و مورد پافشاری و استمرار خبررسانی قرار گرفت.
در این راستا منبعی به نام "کمیته پیگیری اعتصاب زندانیان سیاسی و مدنی کرد" با ایجاد وبلاگی به آدرس http://berxodaan.blogfa.com مسئولیت اطلاع رسانی در باب این برنامه را بعهده گرفت و ارگان خبررسانی اعتصابیون نام گرفت.
نام "برخودان" که این کمیته برای خود برگزید ، برگرفته شده از شعار زندانیان کرد اعتصابی حزب پ.ک.ک در ترکیه بود که در اثر اعصتاب غذا جان خود را از دست دادند.
مطلعان آگاه هستند که در طی تاریخ معاصر ایران و در قرن حاضر هیچگاه و حتی در اوج زندانیان سیاسی دهه 60 در ایران زمانی وجود نداشته است که زندانیان سیاسی در زندانهای مختلف با خواستی مشترک اقدام به اعتصاب غذای سراسری نمایند به خصوص که این اعتصاب را به این شکل مطرح نمودند که زندانیان وابسته به گروههای مختلف کرد و نه زندانیان وابسته به یک حزب یا جریانی خاص اقدام به این اعتصاب نموده اند .
مطلعین و افراد دارای تجربه در خصوص فعالیتهای حقوق بشری و آشنا به فضا و شرایط زندانهای ایران و زندانیان سیاسی اساساً توجهی به موضوع مطرح شده ننمودند بر این اساس که ابهامات و اطلاعاتی را در اختیار داشتند که اساس واقعیت اعتصاب غذا را به چالش میکشید ، اما در این رهگذر دو دسته با آب و تاب این موضوع کذب دامن زدند و صدمات جبران ناپذیری به فعالیتهای حقوق بشری و جایگاه زندانیان سیاسی وارد نمودند ، دسته اول افرادی بودند که بعلت عناد خود با حکومت ایران از هر موضوعی ولو کذب در مخالفت با حکومت و به چالش کشیدن آن استقبال می نمایند و دسته دوم دلسوزان ناآگاه بودند که بعضا در رسانه های خبری نیز حضور و همکاری دارند . تغییر ماهیت و جهت گیری بحث اعتصاب کذب ما را بر آن داشت تا تحلیلی از ابهامات و مستندات ارائه نموده و واقعیتها را برای دسته دوم دلسوز ناآگاه فاش نماییم ، باشد که دست آنان که به نام حقوق بشر برای خود و تفکرات سیاسی خود مقصد تراشیده اند رو گردد :
ابهامات در شکل اعتصاب غذا
آنچه از سوی این جریان ادعا گردیده است :
1- در اولین مرحله بالغ بر 80 زندانی اعتصابی در این موضوع مطرح گردیده اند. این تعداد را همچنان رو به افزایش عنوان مینمایند. http://berxodaan.blogfa.com/post-4.aspx
2- سرعت هماهنگی و ورود این تعداد به اعتصاب غذا کمتر از 24 ساعت از شروع برنامه اعتصاب بوده است.(در حالی که در بعضی از زندانهای اجازه تماس به صورت هفتگی به زندانی داده میشود) http://berxodaan.blogfa.com/post-4.aspx
3- حضور زندانیان سیاسی وابسته به جریانات و ظیفهای مختلف دراین برنامه مطرح است. http://berxodaan.blogfa.com
4- زندانیان سیاسی بیش از 8 زندان اعم از (کرمانشاه ، اوین ، کرج ، سقز ، مهاباد ، سنندج ، ارومیه ، مریوان) در این اعتصاب غذا شرکت دارند. http://berxodaan.blogfa.com
حال با عنایت به اینکه چنین اعتصاب غذایی در تاریخ معاصر ایران بی سابقه می باشد.
بنابراین باید یک موضوع در نظر گرفته شود که چنین برنامه ای مستلزم وجود یک تشکیلات منسجم و برنامه ریزی از مدتها قبل می باشد . تشکیلاتی که با زندانها و زندانیان مختلف از تمامی طیفها ارتباط داشته باشد نیاز ضروری این برنامه ریزی می باشد.
سازمانی باید باشد که با زندانیان سیاسی زندانهای مذکور در سراسر کشور مرتبط باشد ، تماسهای آن با زندانیان مستمر باشد و مورد اعتماد طیفهای مختلف زندانیان سیاسی باشد ، بنابراین از این رهگذر ، سوابق کار سازمان و تشکیلات مذکور و شناسنامه آن مورد نیاز است
پوشیده نیست که چنین تشکیلاتی وجود خارجی نداشته و حضور سازمانی حقوق بشری و حتی سیاسی دارای شناسنامه و اعتبار و سوابق کار که دارای چنین ظرفیتهایی و ارتباطاتی در منطقه کردستان ایران و بحث زندانیان کرد سراسر کشور باشد را نمیتوان در این موضوع دید.
موسسین و ماهیت منابع خبررسانی
در این بخش کمیته به اصطلاح پیگیری اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد بعنوان منبع اخبار مورد کالبد شکافی ما قرار میگیرد ، این کمیته خود را ائتلافی از گروههای مدافع حقوق بشر میخواند ، اسامی این ائتلاف و موسسین را این کمیته در بدو کار خود به این شکل اعلام نموده است : http://berxodaan.blogfa.com/post-8.aspx
اعضای این کمیته اضافه بر خانواده های جمعی از زندانیان سیاسی و مدنی کُرد(عنوانی کلی و مبهم)
2- سازمان چاک {سازمان چاک یک سازمان کردی است که در داخل ایران دارای هیچ پایگاهی نمی باشد و در منطقه کردستان عراق فعالیت می نماید نداشتن پایگاه و امکان گزارشگری را شما می توانید با مراجعه به سایت این سازمان و مطالعه سوابق و اخبار مربوط به کردستان ایران مشاهده بفرمائید ، تمامی اخبار درج گردیده در پایگاه این سازمان کپی برداری از سایتهای خبری و حقوق بشری ایرانی می باشد و خود این سازمان هیچگونه توانایی برای تهیه اخبار از داخل ایران و سازماندهی برنامه را نداشته و ندارد. و اساساً در حوزه گزارشگری توانمندی ندارد و تنها سابقه روشن آن به اقامه دعوا بر علیه عامل فروش مواد شیمیایی به دولت صدام که مورد استفاده صدام بر علیه اکراد عراق قرار گرفت باید دانست}
همچنین اولین موضوعی که شما در بدو ورود به سایت این سازمان مشاهده می نماید هدر یا لوگوهای آنان می باشد که بر اساس نقشه کردستان بزرگ و پرچم کردستان بزرگ مزین گردیده است و موضوع هواداری از بحث تجزیه طلبی بعلاوه عملکرد آنان این سازمان را به سازمانی سیاسی و نه حقوقی تبدیل ساخته است ، بنابراین قویا هرگونه امکان سازماندهی و دخالت این سازمان در ایران منتفی است بالاخص که از صحبت از اعتصاب بی سابقه در تاریخ معاصر ایران سخن گفته شده }
3- شبکه حقوق بشر کُرد {چنین سازمانی وجود خارجی ندارد ، نه سایت ،وبلاگ ، شماره تلفن ، نام مسئولی ، حتی کمترین اطلاعات در مورد چنین سازمانی وجود ندارد (کافی است چنین نامی را در اینترنت جستجو یا استعلام نمائید)}
انجمن فرهنگی واجتماعی زنان آذرمهر{چنین سازمانی وجود خارجی ندارد ، نه سایت ،وبلاگ ، شماره تلفن ، آدرس و غیره ، البته بعد از محکومیت حبیب الله لطیفی(متهم به بمب گذاری شرکت در عملیات مسلحانه ، عضویت در پژاک) هانا عبدی(متهم به عضویت در پژاک) روناک صفارزاده(متهم به محاربه و عضویت در پژاک) ، زینب بایزیدی (متهم به عضویت در پژاک) "اتهامات به نقل از وکلای آنان" افرادی مجهول چنین نامی را (زنان آذرمهر) مطرح نمودند و عنوان نمودند که چنین گروهی وجود خارجی داشته است و در زمینه حقوق زنان و آموزش زبان مادری فعالیت می نموده و افراد فوق نیز عضویت در این گروه داشته اند که البته چنین موضوعی را نه زندانیان فوق و نه وکلای آنان تائید نکردند ، البته سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان طی اطلاعیه ای در تاریخ 20 جولای 2008 با عنوان اعتراض به جعل عنوان سازمان ، معترض گردید که افرادی به نام آذرمهر با جعل عنوان این سازمان اطلاعات کذب منتشر نموده اند . حال حتی اگر بگوییم که چنین گروهی با تمام مبهمات و تضادها وجود دارد باید توجه داشت که این افراد عنوان نموده اند در حوزه حقوق زنان ، همکاری با کمپین یک ملیون امضا و آموزش زبان مادری فعالیت می نمایند و اساسا دارای تخصص ، ارتباط ، توانمندی و صلاحیت برای سازماندهی و برنامه ریزی و بعهده گیری اطلاع رسانی اعتصاب بیش از 80 زندان در 8 زندان در سراسر کشور را ندارند}

سازمان دانشجویان آزاد کردستان {چنین سازمانی وجود خارجی ندارد ، نه سایت ،وبلاگ ، شماره تلفن ، نام مسئولی ، حتی کمترین اطلاعات در مورد چنین سازمانی وجود ندارد (کافی است چنین نامی را در اینترنت جستجو یا استعلام نمائید)}
6- فعالین مستقل زنان و دانشجویی کُرد،{عنوانی مبهم که نمیتواند بیانگر یک سازمان یا تشکیلات دارای توانمندی حقوقی و تشکیلاتی باشد ، چرا که اولین پیش شرط اطلاع رسانی مشخص بودن هویت و اصطلاحا شناسنامه خبررسان میباشد}
7- کمپین سراسری دانشجویان در بند کُرد (منظور از کمپین در اینجا ، وبلاگی است که اخبار تعدادی از دانشجویان زندانیانی کرد را درج می نماید و چنین ماهیتی فاقد توانایی ، شناسنامه و ماهیت حقوقی می باشد) http://kampayn.blogfa.com
8- کمپین آزادی روناک صفازاده وهانا عبدی وزینب بایزیدی (منظور از کمپین در اینجا ، وبلاگی است که اخبار مربوط به این سه زندانی سیاسی را درج می نماید و چنین ماهیتی فاقد توانایی ، شناسنامه و ماهیت حقوقی می باشد) http://soswoman.blogfa.com و http://www.soszeynab.com
• تمام کمپینهایی که در سطرهای بالا از آنان نام برده میشود تماماً توسط یک یا دو فرد مشترکاً مدیریت میگردند و دهها و صدها از این دست وبلاگها را شما میتوانید با جستجو بر روی اینترنت بیابید.
تمام کمپینهایی که در سطرهای بالا از آنان نام برده میشود تماماً توسط یک یا دو فرد مشترکاً مدیریت میگردند و دهها و صدها از این دست وبلاگها را شما میتوانید با جستجو بر روی اینترنت بیابید.
9- جامعه ی دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران سوئد- گوتنبرگ (چنین سازمانی که مستقر در خارج از کشور است به دلیل عدم وجود پایگاههای داخلی و توانمندی در داخل کشور و سوابق خود به همراه عدم ارتباط با زندانها و زندانیان نمی تواند صلاحیت عنوان سازمان دهنده و مطلع را به همراه داشته باشد) http://hrdiran.se
بنابراین ضمن مبهم بودن و غیرمنطقی بودن شکل مسئله اعتصاب در اینجا ابهامی دیگر را نیز باید افزود که چه تشکیلات صلاحیت دار و معتبر و دارای سابقه ، چنین اعتصاب غذایی را هماهنگ نموده ، سازمان میدهد و از طریق منابع داخلی خود اخبار جمع آوری میکند و اطلاع رسانی مینماید ؟
شکل خبر رسانی
الف ) تضادها
- علیرغم ماهیت سیاسی پشت پرده بحث اعتصاب دروغین ، جریان سازان اقدام به تراشیدن خواسته هایی برای زندانیان خیالی اعتصابی نمودند که همه گیر و عمومی باشد و مورد مقبول همگان و بستری برای جلب توجه افکار عمومی باشد ، یکی از دلایل توجه به مقوله اعتصاب و حمایت افراد و جریانات از این اعتصاب همین بحث خواسته های معقول به مثابه تابلویی است که مطرح نموده اند.
- در ابتدا زندانیان سیاسی اعتصابی در زندانهایی چون کرمانشاه ، کرج مطرح شد و همینطور نام 8 زندانی در اوین ، اما در گامهای بعد ضمن حذف موضوع دهها اعتصابی در کرج و کرمانشاه از آنان نامی آورده نشد و همینطور آمار زندانیان اوین به کرات تغییر کرد. و آمارهای زندانهای دیگر نیز به دفعات با تضاد و تغیر اعلام گردید ، چگونه بود که 80 اعتصابی مستند گردیده بود اما این آمارها به کرات تغییر مینماید http://berxodaan.blogfa.com
شاید بعضا عنوان نمایند که به دلیل مسائل امنیتی نمیخواهیم نام زندانی مطرح شود ، حال سئوال این است که در صورت عنوان نمودن نام یک زندانی اعتصابی به خطر افتادن امنیت زندانی از سوی چه کسانی ممکن است؟
آنان که زندان دیده اند ، می دانند که طبق قاعده برای اعتصاب غذا زندانی طی نامه ای به مسئولین زندان اعتصاب خود و خواسته های خود را اعلام می نماید و حتی اگر اعلام ننماید مخفی نمودن دهها زندانی اعتصابی در زندان از چشم مسئولین مربوطه امری شدنی نیست ، بنابراین وقتی که مسئولین و ماموران امنیتی از اعتصاب یک زندانی مطلع گردیده اند ، دیگر مخفی نمودن از چه کسانی باقی می ماند ؟ آیا افکار عمومی و مردم هستند که با فهمیدن هویت زندانی اعتصابی امنیت وی را به خطر می اندازند یا بالعکس ؟
- بصورت رسمی مکررا تاکید بر 80 زندانی اعتصابی نمودند اما در گزارشات غیررسمی از عدد 120 و 200 و حتی بیشتر از این تعداد نیز سخن به میان آوردند اما در زمانی که بی توجهی افکار عمومی را دیدند ، برای رفع این موضوع اقدام به انتشار لیستی نموده ولی تنها 54 زندانی را ارائه نمودند. http://berxodaan.blogfa.com/post-54.aspx بعد از یکماه از شروع پروژه اعلام اعتصاب غذای زندانیان ماکو و غیره را نموده و جمعا حدود 70 اسم را ارائه نمودند که با آمار 120 و 200 زندانی و مراحل پیوستن به اعتصاب تضاد فاحش و مکرر آماری وجود دارد. http://berxodaan.blogfa.com/post-133.aspx
- جریان مذکور با اطلاع از گسترده ناسیونالیسم و مخالف اکثریت مطلق ایرانیان از تجزیه طلبی اخبار خود را به دو دسته تقسیم نمودند ، تصاویر تجمعات و فعالیتهای حامیان جریان مذکور در کردستان عراق و اروپا را با گذاردن فیلتر دستچین نموده و اخباری که به صورت سیاسی و حزبی بوده و در آن مسئله کردستان بزرگ (استراتژی بعضی احزاب کرد) را داشته به رسانه ها و اصحاب غیرکردی ایرانی ارائه ننموده اند ، همچنین اخبار خود را به دو زبان کردی و فارسی ارائه نموده و اخبار کردی حاشیه دار را به رسانه های غیر کردی ارائه ننموده اند. (دو تجمع عراق ، پاریس ، سوئد که تماماً با پرچم کردستان بزرگ و حمل نشانهای پژاک صورت پذیرفت، مقالات تبلیغ حزب مذکور و تئوری کردستان بزرگ که به زبان کردی بر روی خبرگزاریهای کردی و سایتهای حامی این جربان قابل مشاهده است)
- در مورد تجمعی که در سنندج برگزار نگردید با جعل اخبار و استفاده از 2 قطعه تصویر گزارشی از تجمع چند صد نفره در میدان بسیج سنندج ارائه گردید. فوری:خشونت آفرینی حاکمیت در جریان تجمع مسالمت آمیز سنندج
- انتشار اخبار جعلی مبنی بر اعتصاب بازارهای چندین شهر در حمایت از اعتصابیون پشتیوانی چاک - کۆمیته ی ڕۆژ هه ڵات له بانگه وازی حیزبه کانی ڕۆژ هه ڵات بۆ مانگرتنى گشتى ، جمع کثیری از بازاریان سنندج از اعتصاب غذای فعالین حمایت کردند
- کلماتی چون شرق کردستان(منظور کردستان ایران می باشد) ، شمال کردستان (منظور کردستان ترکیه می باشد) ، جنوب کردستان (منظور کردستان عراق می باشد) به کرات در ادبیات این جریان به اصطلاح حقوق بشری مورد استفاده قرار میگیرد که این ادبیات احزاب سیاسی می باشد و نه ادبیات یک گروه حقوق بشری.
اقدامات ، حمایتها
همانطور که گفته شد ادعای چنین اعتصاب غذایی از سوی اصحاب رسانی و تشکلات مدافع حقوق بشر با دیده تردید نگریسته شد و جریانی که مسئله اعتصاب غذا را مطرح نموده بود برای رفع ابهامات و در عوض پاسخ به پرسشهای مطرحه ، اقدام به حذف صورت مسئله نمود ، بدین صورت که با توسل به نزدیک ترین دوستان خود و فضای آسیب پذیر رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری خارجی اقدام به اخذ بیانیه هایی نمود تا بقبولاند که چنین اعتصابی در حال حاضر در جریان است:
در قدم اول این افراد به سراغ احزاب کردی رفته و همانطور که پیشتر گفته شد ، این احزاب به دلیل عناد با سیستم و بحث ناسیونالیسم کردی و موارد مربوطه از چنین برنامه ای اعلام حمایت نمودند ، هر چند میتوان آثار پشیمانی را در چهره بسیاری از تارنماهای آنان اکنون مشاهده نمود . چرا که اکنون می بینند گروههای پژاک و پ.ک.ک اعتصاب را به منزله ابزار تبلیغاتی خود بالاخص در اروپا و در میان اکراد به دست گرفته و آنان را محروم از این موضوع نمودهاند و گرنه اکثر این حامیان سیاسی نیز از همان ابتدا مطلع از کذب بودن برنامه ای که از آن حمایت نمودند بودند ولی به قول خود اکراد با توجه به فضای کردستان نمی توانستند حمایت نکنند.
به هر روی ، بعد از احزاب کرد که نزدیکترین و سهل ترین حامی محسوب میگردیدند ، نوبت به سازمانهای حقوق بشری رسید به این امید که با ورود آنان موضوع اعتصاب را به بحثی مطرح تبدیل نموده و با جلب توجه افکار عمومی اهداف شوم و سیاسی خود را به نام حقوق بشر پیش برند .
در اولین حرکت به سراغ سازمان "دفاع بین الملل " (http://defendinternational.org )رفتند ، سازمانی با اعضای کرد با مدیریت خانمی کرد به نام "وداد اکراوی"
هر چند اطلاعاتی که به سازمانهای حقوق بشری از سوی این جریان ارائه گردیده است متفاوت از اطلاعاتی است که به افکار عمومی ارائه گردیده ، این اطلاعات ارائه شده را میتوانید در بیانیه های این سازمانها ملاحضه نمود .
پس از اخذ بیانیه مذکور از سازمان فوق در مورد اعتصاب غذای کذب زندانیان ، جریان مورد اشاره تکیه گاه بیشتری برای مدعیات خود یا حذف صورت سئوال و ابهامات مطرحه یافت و با استناد به این بیانیه با جریان موسوم به لیگ حقوق بشر تماس گرفته و با بیان خواسته های عمومی و معقول اعتصابیون و تکیه بر در خطر بودن جان دهها زندانی بیانیه دفاع بین الملل را مستند خود ارائه نمود و لیگ نیر بر اساس حساسیت موضوع یعنی بحث جان دهها انسان و همچنین تائید دفاع بین الملل اقدام به صدور اطلاعیه ای نمود
http://berxodaan.blogfa.com/post-45.aspx
اسامی اعتصابیون بدون اشاره به عدد 80 تن در بیانیه لیگ به این ترتیب ذکر گردیده است :
1- عدنان حسن پور (فردی که دهها کمپین برای نجات وی با مدیریت خانواده وی در جریان است و تاکنون خانواده وی در تائید چنین موضوعی اقدام ننموده اند هرچند تکذیب صالح نیکبخت وکیل وی خود بهترین سند در این موضوع است)
2- هیوا بوتیمار (بی اطلاعی خانواده و تکذیب وکیل وی شاهدی صحیح است)
3- محمد صدیق کبودوند(خود دبیرسازمان حقوق بشر کردستان است که این سازمان تا کنون چنین موضوعی را تائید ننموده است ، همچنین بی خبری خانواده ایشان و تکذیب خانم نسرین ستوده وکیل مدافع ایشان خود گواهی دیگر است)
4- هانا عبدی (دکتر محمدشریف در گفتگوی با رادیو فردا چنین موضوعی را تکذیب نمود )
5- روناک صفارزاده (دکتر محمدشریف در گفتگوی با رادیو فردا چنین موضوعی را تکذیب نمود)
6- مسعود کردپور( بی خبری خانواده وی در حالی که خسرو کردپور برادر آقای کردپور خود مدیر آژانس خبری موکریان می باشد که اخبار زندانیان و منطقه کردستان را بازتاب میدهند)
7- در مورد یاسر گلی و فاطمه گفتاری اطلاعی در دست نیست
8- زینب بایزیدی (دکتر حجتی در گفتگو با سایت روز اعتصاب غذای وی را تکذیب نمود)
9- فرزاد کمانگر ( خلیل بهرامیان و خانواده آقای کمانگر اقدام وی به اعتصاب غذا را تکذیب نمودند)
10- علی حیدریان (خانواده وی و آقای محمود علیزاده طباطبایی وکیل وی اعتصاب وی را تکذیب نمودند)
در ضمن باید توجه نمود افرادی مانند فرزاد کمانگر ، علی حیدریان و مسعود کردپور در زمان اعتصاب دروغین در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات و بی خبر از دنیای بیرون بوده اند. و سایرین نیز به صورت مرتب از تلفن و از ملاقات با خانواده بهره مند هستند و زمانی که اسامی به صورت عمومی منتشر گردیده است ، قابل باور نیست که خانواده و وکلای آنان از این موضوع بی اطلاع مانده باشند.
پس از انتشار بیانیه لیگ و در پی اعتراض خانواده ها و زندانیان به جعل و سوء استفاده از نام آنان ناچاراً جریان مذکور اقدام به نگاشتن تکذیبه ای (http://berxodaan.blogfa.com/post-46.aspx) نمود. اما در خفا همچنان از نام این زندانیان بیشتر شناخته شده ، برای مطرح کردن اعتصاب غذای کذب خود استفاده نمود.
با ارائه اطلاعات غلط و همچنین دو بیانیه سازمان دفاع بین الملل و لیگ حقوق بشر و با سوء استفاده از مسئله حساس جان دهها زندانی سازمان عفو بین الملل را متقاعد به صدور بیانیه ای (14 سپتامبر) در خصوص این اعتصاب غذا نمودند . آنچه که در این بیانیه نیز به چشم میخورد استفاده از همان نامهای تکذیب شده بیانیه لیگ می باشد. که اساس اطلاعات دریافتی عفو را به چالش کشیده و اعتباری به همراه نخواهد داشت.
البته باید به بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر نیز اشاره نمود ،
این بیانیه که تیتر حقیقی آن " بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر در خصوص اعتصاب غذای برخی از زندانیان" می باشد در هیچ کجای متن به نام زندانیان کرد اشاره نداشته است که چنین تعبیر شود که این بیانیه نیز در حمایت از اعتصابیون نگاشته شده است ، جریان مذکور با تحریف تیتر و اضافه کردن کلمه کرد به انتهای آن " بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر در خصوص اعتصاب غذای برخی از زندانیان کرد"( http://berxodaan.blogfa.com/post-83.aspx )چنین القا مینمایند که کانون مدافعان در تائید جریان سازی آنان واکنشی داشته است ، جالب است مسئولان کانون مدافعان ضمن اشاره به اعتصاب غذای ایمان رضایی در زندان آمل ، محمد رحیم نارویی در اردبیل و تنی از زندانیان ترک زندان ارومیه که جهت رسیدگی به پرونده و مشکلات خود اعتصاب نموده بودند بعلاوه موضوع اعتصاب زندانیان کردی که در ذکر اسامی ضمن استناد به بیانیه عفو و لیگ نام فرزاد کمانگر و علی حیدریان را ذکر میکنند بیانیه خود را توجیح مینمایند ، این موضوع نشان از بی خبری آنان و عدم انحصار بیانیه مذکور به زندانیان کرد دارد.
همچنین در متون گروههای دیگر از مطالبی همچون اعتصاب دکتر آرش و دکتر کامران علایی (افرادی که در سلولهای انفرادی بند 209 به سر می برند و هنوز حتی خانواده آنان نیز موفق به ملاقات یا تماس با آنان نشده اند) نام می برند همینطور اعتصاب چندین معلم و دانش آموز زندانی !!! که مشخص نیست از کدام معلمان و دانش آموزان زندانی سخن میگویند نیز به چشم میخورد. http://berxodaan.blogfa.com/post-113.aspx
زیر پا گذاشتن چارچوبهای کمیته پیگیری اعتصاب زندانیان سیاسی و مدنی کرد
کمیته مذکور که به اصطلاح برای پوشش و پپیگیری مسئله اعتصاب ایجاد گردیده است مطالبی دیگر را نیز منتشر نموده است ، اخباری که در مورد چریکهای کرد و فعالان سیاسی از کلماتی چون فعال مدنی ، فعال حقوق بشر ، معلم اعدامی و فعال دانشجویی استفاده مینماید ، چون :
سلب اجازه ملاقات حضوری از دو فعال کرد
2- بی خبری از سرنوشت یک فعال مدنی
3- نامه ی سر گشاده ی ابولفضل جهاندار از زندان اوین به احمدی نژاد
4- ادامه قتل های مشکوک در کردستان
5- برادر فعال سیاسی کرد "انور ‌حسین پناهی" به قتل رسید
6- دو تن از دانشجویان تعهد دبیری اخراج شدند
7- تهدید و فراخواندن گسترده معلمین کردستان به نهادهای امنیتی
8- آخرین اخبار از سرنوشت دانشجوی بازداشت شده کرد
9- انتقال یعقوب ساعد موچشی به زندان مرکزی شهر سنندج
و...
کسانی که حداقل آگاهی در مورد پرنسیبهای کاری و اصول کار تشکیلاتی دارند میدانند که کمیته ای که با چارچوب مشخصی اعلام موجودیت می نماید ، نمیتواند چارچوبهای خود را زیر پا گذارد مگر اینکه نام و تعریف کمیته تنها روبنایی برای برنامه های آتی آنان باشد.
ماهیت جریان
اما اصل موضوع اعتصاب چیست و چه جریانی آن را پیش می برد.
در یک جمله باید گفت سمپاتهای احزاب پژاک و پ.ک.ک
مستندات موجود گواه آن است که آقای الف فردی است که دارای ارتباطات مناسبی با رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری بوده است و اکنون در کشور سوئد تقاضای پناهندگی نموده است، علیرغم اینکه وی سابقا گرایشات حزبی نداشته است اما به لحاظ مشکلات عدیده زندگی و پرونده حقوقی خود در آن کشور نهایتا توسط شاخه اروپای پژاک جذب و عهده دار سازماندهی موضوع کذب اعتصاب غذا گردید. وی به فردی در ایران برای کار در این موضوع معرفی گردید و به همراه فردی در تلویزیون پژاک مثلث انتشار اکاذیب را تشکیل دادند.
اهداف جریان سازان
آنچه احزاب مذکور در ورای نام اعتصاب زندانیان سیاسی و مدنی پیگیری مینماید عبارت است از :
- بزرگداشت 2سپتامبر که در ادبیات و تاریخ کردستان به نام روز ژنوساید (قتل و عام) اکراد نام گذاری گردیده است
- استقبال از 21 تا 30 آگوست ، کنگره دهم پ.ک.ک
- همبستگی با اعتصاب زندانیان کرد (پ.ک.ک ای) ترکیه بالاخص زندانیان دیاربکر که به مناسبتهای فوق اعصاب نمودند
- کم نمودن فشار بر روی زندانیان ، بالاخص زندانیان پژاکی و پ.ک.ک در زندانهای ایران
- جلب توجه کسب کردن برای مسئله کردستان در سطح بین الملل
- و در نهایت پس از پایان اعتصاب دروغین ، کمیته اعتصابیون را تغییراتی داده به عنوان گروهی به اصطلاح حقوق بشری به افکار عمومی معرفی نمایند ، با این تفاوت که این گروه متعلق به احزاب مذکور خواهد بود و برای پیشبرد اهداف آنان تلاش خواهد نمود و نه اساس موضوع حقوق بشر و این بدعت گذاری خطرناکی برای مسئله حقوق بشر می باشد.
تحلیل و پیامد
مشکل ما مطرح نمودن مشکلات زندانیان کرد و کردستان نیست بلکه اعتقاد داریم هر عملی که نقض حقوق بشر را بیان نماید و در جهت حمایت از زندانیان سیاسی و بهبود شرایط انان بکوشد شایسته تقدیر است اما این اعمال نیازمند رعایت چارچوبهای اخلاقی و حقوقی می باشد.
ارائه اطلاعات کذب به سازمانهای حقوق بشری پیامدی جز لطمه به اعتبار آنان و ایجاد فضای بی اعتمادی نخواهد داشت ، بطوریکه سازمان عفو بین الملل و لیگ حقوق بشر ضمن متاسف بودن از این موضوع عنوان داشته اند ضمن عدم حمایت مجدد از موضوع مذکور از این پس شرایط سخت تری را برای تائید موضوعات مشابه به کار خواهند برد و این موضع با توجه به ضعف نهادهای مدنی و گزارشگران داخل ایران راه سخت تری را برای وارد نمودن آنان زین پس به مسئله نقض حقوق بشر ایران ایجاد می نماید.
همچنین حکومت ایران با ارائه اسناد کذب بودن این اعتصاب به سازمانهای مذکور و جامعه بین الملل به اصطلاح خود را قربانی سازمانهای سیاسی که از مسئله حقوق بشر سوء استفاده می نمایند نشان خواهد داد. و از این قبیل سوء استفاده ها برای توجیح کارنامه سیاه حقوق بشری خود استفاده خواهد نمود.
جهت گیری حال حاضر
در هر دوحالت مطرح شدن موضوع اعتصاب غذا یا عدم حمایت افکار عمومی از آن ، جریان مذکور فاکتورهایی را برای پیروزی خود در این موضوع در نظر گرفته بود ، در صورت اقبال موضوع که در سایه توجه افکار عمومی بحثها و اهداف خود را از موضع ملت کرد مطرح مینمود و در صورت عدم موفقیت بحث عدم توجه به کردها بعنوان شهروند درجه دو و مبارزه برای رسیدن به اهداف سیاسی حزبهای مذکور را مطرح مینمود .
جریان ناشر اکاذیب اخیراً با شانتاژ و هوچی گری ضمن متهم کردن فعالان و سازمانهای حقوق بشری به نادیده گرفتن مسئله اعتصاب دروغین مذکور، اکراد را به عنوان شهروند درجه دوم در نزد ایرانیان مطرح نموده و بحثهای سیاسی خود را مطرح می نمایند و احساسات کردهای ایران را در جهت پیشبرد خواستهای سیاسی خود تهییج می نماید :
زندانیان سیاسی و مدنی کُرد یک ماه‌ اعتصاب غذای سراسری را پشت سر نهادند
نامه‌ی اعتصاب کننده‌گان کرد در زندان ارومیه‌ به‌ خلق مبارز کردستان در روز 30 اعتصاب غذا...
پیام عبدالله اوجالان در مورد اعتصاب زندانیان و تقاضای پایداری (نقل از تلویزیون نوروز)
نامه‌ی زندانیان سیاسی کرد
یادداشت زندانیان اعتصاب کننده(1)
همچنین با مطرح نمنودن بحث همبستگی زندانیان کرد ایران و ترکیه ماهیت خود را آشکار و مطلب فوق را تقویت می نمایند.
پیام زندانیان زندان ارومیه در سی امین روز اعتصاب غذا
پانزده‌ سازمان سیاسی و مدنی، در طی نامه‌ای به‌ رئیس سازمان ملل، خواهان حمایت از اعتصاب کننده‌گان کرد گردیدند (در این نامه شما میتوانید صحبت از اعتصاب 200 زندانی را مشاهده نمایید و همچنین اسامی سازمانهایی از قبیل، کنگره‌ ملی کردستان ، ک ن ک ، حزب حیات آزاد کردستان پژاک و حزب خلق بلوچ را ملاحضه نمائید)
وظیفه ما
- از چیدن دیوار بر روی خشت اول کج بپرهیزیم
- چارچوبهای اخلاقی ، انسانی وحقوقی را رعایت کنیم
- قبل از انتشار خبر از سلامتی منبع و موثق بودن خبر مطمئن گردیم
- سازمانهای مدافع حقوق بشر و اصحاب رسانه ای را نسبت به پشت پرده این اعتصاب دروغین مطلع نماییم
ضمائم
شماره های تماس وکلای زندانیان جهت تائید مدعیات:
خلیل بهرامیان 09121463518
محمود علیزاده طباطبایی 09121839049
صالح نیکبخت 09121197781
مهدی حجتی 09121469121
دکتر محمد شریف 09123240768
دکتر محمد علی دادخواه 09123231074
جمعی از دلسوزان و فعالان حقوق بشر
به نقل از سايت پيك نت

ادامه بازداشت هفده فعال هويت طلب آذربايجاني



عليرغم اينکه نزديک به سه هفته از بازداشت 19 فعال مدني آذربايجاني در يک مراسم افطاري در تهران مي گذرد اما هنوز 9 تن آنان از جمله آقايان اکبر آزاد (کارشناس مردم شناسي و مولف کتب کودک)، حسين حيدري(مدير مسئول نشريه دانشجويي اولوس)، مهندس حسن راشدي (مؤلف چندين کتاب در مورد تاريخ و هويت آذربايجان و عضو هيئت تحريريه نشريه وارليق)، مهندس حسن رحيمي بيات(فعال حقوق بشر )،مهندس عليرضا صرافي (مدير مسئول نشريه توقيف شده ديلماج و عضو شوراي ملي صلح)، صيادمحمديان(فعال مدني) ،سعيد موغانلي (شاعر و سردبير نشريه ادبي ياشماق)،عباس نعيمي( کارمند دانشگاهِ تربيت مدرس تهران )،مهدي نعيمي اردبيلي (شاعر و معلم زبان ترکي در دانشگاهها ) همچنان بدون محاکمه، تفهيم اتهام و بدون اجازه براي گرفتن وکيل و برخورداري از حق ملاقات در بند 209 زندان اوين تهران بسر مي برند .

طرز برخورد با عدم پاسخگو بودن دستگاه قضايي موجي از نگراني را در بين خانواده هاي آنها رقم زده است آنها، از روند برخوردهاي صورت گرفته ناراضي هستند و مي گويند روند دادرسي به صورتي ناعادلانه در جريان است.

از سويي نزديک به سه ماه است که از بازداشت چند فعال دانشجويي آذربايجاني در تبريز مي گذرد و دستگاه قضايي هيچ توضيح روشن و دليل قانع کننده اي براي بازداشت آنها ارائه نداده است.آنها كه تا كنون موفق به ديدار وكيل اشان و خانواده هاي خود نشده اند و تنها چند بار تماس تلفني داشته اند بدون مشخص شدن اتهامي و بدون طي مراحل قضايي و قانوني در بازداشت به سر مي برد. سجاد رادمهر، آيدين خواجه اي، فراز ذهتاب، داريوش حاتمي، امير مرداني، منصور امينيان، مقصود عهدي و مجيد ماکويي دانشجويان بازداشتي هستند.
در همين خصوص شنبه گذشته دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه اعضاي انجمن اسلامي اين دانشگاه در اعتراض به ادامه اين بازداشتها، در صحن دانشگاه تحصن کردند.اين تحصن از مقابل دانشکده انساني دانشگاه تبريز آغاز شده و دانشجويان ضمن سر دادن شعار و حمل پلاکارد در حمايت از دانشجويان بازداشت شده، به سمت دانشکده فني دانشگاه تبريز حرکت کردند.دانشجويان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزي دانشگاه درآن جا نيز تجمع نمودند و در نهايت با قرائت نامه اي خطاب به رياست دانشگاه تجمع اعتراضي خود را به پايان رساندند.

از سوي ديگر رحيم حاجي زاده از فعالان هويت طلب آذربايجاني در تاريخ چهارم مهرماه سال جاري توسط نيروهاي امنيتي شهر اردبيل بازداشت و پس از گذشت سه روز ، صبح روزجاري گذشته از بازداشتگاه وزارت اطلاعات شهر مذکور به بند 7 زندان مرکزي اردبيل منتقل گرديده است.

گفته ميشود اتهامات نامبرده تبليغ عليه نظام و تبليغ قومگرايي از طريق نگارش و انتشار کتابچه و مقالات هويت طلبانه خود بوده است که در آن از حقوق قومي سخن گفته است.

بنا بر خبر ديگري مهدي واحدي مدير غرفه محصولات فرهنگي آذربايجان که روز 24 شهريور در جريان نمايشگاه توانمنديهاي استان آذربايجان شرقي توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان ميانه بازداشت شده بود بعد از تحمل 10 روز بازداشت موقت به قيد وثيقه 5 ميليون توماني آزاد شده است.

از سوي ديگر بر اساس خبري از زندان مرکزي اروميه، پنج تن از پيروان مسلک اهل حق (علوي-علي الهي) بنامهاي مهدي قاسم زاده، عبادالله قاسم زاده، سهند علي محمدي، بخشعلي محمدي، يونس آقايان، که از روز يک شنبه 24 شهريور بدنبال اعتصاب غذا در سلول انفرادي بسر مي برند چنذ روز اعلام کرده يودند که از 7 مهر اعتصاب غذاي خود را از تر به نوع خشک مبدل خواهند کرد و از خوردن آب امتناع خواهند کرد.

خانواده اين زندانيان آخرين وضعيت جسماني آنها را نامساعد خواندند، از سويي آنچه بيش از پيش بر نگرانيها آنها دامن مي زند وضعيت نامطلوب سلول هاي انفرادي زندان اروميه است که به علت وجود رطوبت فراوان موجب بروز بيماري هاي تنفسي و ريوي در اين افراد شده است.
لازم بذکر است آنها از تاريخ يازده فرودين ماه سال جاري در اعتراض به وضعيت نگهداري، فشارها و توهين هاي مکرري که به دين و عقايد اينها مي شد، ممعانعت مسئولين زندان از رسيدن غذاهايي که با دستورات ديني اهل حق مطابقت دارد و همچنين اعتراض به احکام صادره از سوي دادگاه بمدت 25 روز دست به اعتصاب غذا زده بودند.

افراد مذکور در پي درگيريهاي مسلحانه مهرماه 1383 بين نيروي انتظامي و جمعي از پيروان اين فرقه درمياندوآب دستگير شده و بعد از محاکمه، محکوم به اعدام شدند که بعد از اعتراض آنها در حال حاضر به غير از مهدي قاسم زاده که حکم اعدام اش تاييد شده بقيه به 13 سال حبس و تبعيد به شهرستان يزد محکوم شده اند. که سه سال از اين محکوميت توهين به دولت و رهبري مي باشد.


تدوين : واحيد قاراباغلي

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

تاريخ :9/7/87
شماره :1062-87



عفو بین الملل ابراز نگرانی کرد
شکنجه ی هشت دانشجوی آذربایجانی



سازمان عفو بین الملل، روز سه شنبه ۲۳ ماه سپتامبر، با انتشار اطلاعیه ای نسبت به «شکنجه» ۸ فعال دانشجویی حقوق فرهنگی آذربایجان، بازداشت شده طی ماههای اخیر ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی و رعایت حقوق آنان شد.
در اعلامیه سازمان عفو بین الملل گفته شده که ۸ فعال فوق، از ژوئیه ۲۰۰۸ توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند و هم اکنون در مکان نامعلومی، در بازداشت به سر می برند. در این مدت نه خانواده و نه وکیل، موفق به ملاقات با آنها نشده اند و تماس آنها با جهان خارج، تنها محدود به چند مکالمه تلفنی کوتاه با خانواده هایشان بوده است.افراد مذکوردر معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.
عفو بین الملل احتمال می دهد، آنها تنها به «جرم» ابراز نظرات خود و فعالیت های صلح آمیز در بازداشت به سر می برد.

متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است:
بازداشت­های خودسرانه / نگرانی از شکنجه یا رفتار نا­شایست / زندانیان احتمالی عقیده
۲۳سپتامبر۲۰۰۸
ایران - فعالان دانشجویی حقوق فرهنگی آذربایجان

-مقصود احدی
-منصور امینیان
-داریوش حاتمی - ۲۹ ساله
-آیدین خواجه ای- ۲۳ ساله
-امیر مردانی
-مجید ماکوئی-سجاد رادمهر
-فراز زهتاب - ۲۳ ساله
فعالان دانشجوی نامبرده در بالا در جریان چندین سری از دستگیری ها که از ژوئیه ۲۰۰۸ شروع شد، بازداشت شده اند. بنا به اعلام انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان- آداپ(ADAPP)، مستقر در ونکوور کانادا، اعضاء خانواده این دانشجویان از دسترسی به آنان منع شده اند، اگر چه بعضی ها تماس های نا منظم تلفنی داشته اند. هیچ یک دسترسی به وکیل قانونی مورد نظر خود نداشته و عفو بین الملل نگران اینست که آنان ممکن است زندانیان عقیده باشند که صرفا به دلیل ابراز نظرات وجدانی خود دستگیر شده اند.
فعالان دانشجو بصورت فزاینده ای در طلب حقوق فرهنگی و زبانی بیشتری از جمله حق تحصیل با استفاده از زبان ترکی آذربایجانی، که آنان معتقد هستند در قانون اساسی تامین شده و نیز حق تجلیل از فرهنگ و تاریخ آذربایجان هستند.
سجاد رادمهر، دانشجوی در شرف فارغ التحصیلی مهندسی مکانیک در دانشگاه تبریز، به همراه دوستان خود فراز زهتاب و آیدین خواجه ای، دانشجویان رشته حقوق و همگی اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان در همین دانشگاه، در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۸ در مدخل دانشگاه دستگیر شدند. معلوم نیست که این سه دانشجو به کجا برده شده اند، اگر چه هر یک از آنها توانستند چند مکالمه کوتاه تلفنی با اعضاء خانواده خود داشته باشند. بدنبال دستگیری آنان، مقامات امنیتی خانه های آنان را بازرسی کرده و اشیاء شخصی آنان را با خود برده اند.
پیش از دستگیری آنها، سجاد رادمهر در اعتصاب غذائی شرکت داشت که در تاریخ ۱۱ ماه مه برای اعتراض به تعلیق موقت بعضی دانشجویان دیگر برگزار شده بود. به تلافی این عمل و در نتیجه حکم دانشگاه، از حق دانشجوئی خود برای یک ماه محروم شد، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای در اعتراض به احکام تعلیق دانشجویان مشارکت داشتند. این سه نفر قبلا نیز پس از شرکتشان در تظاهرات ماه مه ۲۰۰۶ بمدت یک ترم از دانشگاه معلق شده بودند.
داریوش حاتمی، دوست نزدیک سجاد رادمهر، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای، در ۱۷ ژوئیه دستگیر گردید. وی در حال گذراندن خدمت نظام وظیفه خود در ارتش بود. امیر مردانی فعال دانشجوئی در دانشگاه تبریز در ۱۳ ماه اوت بازداشت گردید. وی اجازه یافت که دو تماس تلفنی با خانواده خود داشته باشد اما اجازه هیچ دسترسی مستقیم به خانواده و یا به وکیل قانونی خود داده نشده است. این ترس وجود دارد که مشخصا وی ممکن است در معرض بد رفتاری شدیدی قرار داشته باشد بخصوص اینکه گزارش شده وی “همکاری با مامورین امنیتی” را رد کرده است.
منصور امینیان دانشجوی مهندسی مکانیک و مقصود احدی دانشجوی رشته جغرافیا است. هر دو عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز نیز میباشند. آنان در قبل از ظهر ۲۰ اوت دستگیر شدند. منصور امینیان در یکی از ادارات وزارت اطلاعات که بدانجا احضار شده بود و مقصود احدی در خانه دستگیر شدند. محل های اقامت هردو پس از دستگیری اشان بازرسی گردید. در طول بازداشت اجازه یافته اند که دو مکالمه تلفنی با خانواده خود داشته باشند. یک قاضی دوره بازداشت آنان را در مغایرت با قوانین ایران به دو ماه افزایش داده است.
در ۳۱ اوت، مجید ماکوئی دانشجوی سال آخر مهندسی کشتی سازی در دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان در خانه پدر خود در خوی واقع در استان آذربایجان غربی دستگیر شد. اشیاء شخصی وی مورد بازرسی قرار گرفت و ضبط گردید. بنا به اظهار منابع آداپ (ADAPP) وی احتمالا به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در ارومیه برده شده بود. مجید ماکوئی به کرات برای ادای توضیحات در هر دو شهر ارومیه و خوی توسط وزارت اطلاعات در طول دو ماه اخیر احضار شده بود. وی اینک به تبریز منتقل شده است.
الهه رادمهر، دانشجوی دانشگاه ارومیه و خواهر سجاد رادمهر، بوسیله مقامات امنیتی مورد تهدید قرار گرفته است. مقامات ناشناس دانشگاه نیز به وی گفته اند که اگر وی هر گونه اطلاعی در باره دستگیری برادرش به دیگران بدهد از دانشگاه محروم خواهد شد. سایر اعضاء خانواده فعالان دانشجو نیز توسط وزارت اطلاعات تهدید شده اند. مادر سجاد رادمهر پس از اینکه وی در ۲۳ اوت برای پرس و جو در خصوص وضعیت حقوقی پسرش به دانشگاه تبریز رفت مورد تهدید قرار گرفت. مادر فراز زهتاب در یک مصاحبه به رادیو فردا گفته است "هیچ یک از انان یک پاسخ صحیح به ما نمیدهند. من از کارمندان زندان پرسیدم گفتند چیزی نمیدانند، از وزارت اطلاعات نیز پرسیدم اما به من هیچ جوابی ندادند. صدای وی را فقط یکبار شنیدم و دیگر از مکان نگهداری وی هیچ خبری ندارم."

اطلاعات پیش‌زمینه:
آذربایجانیها ؛ در ایران بزگترین اقلیت قومی باشند آنها عمدتا شیعه بوده و در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و دست کم ۲۵ الی ۳۰ در صد از جمعیت ایران را شامل می شوند. اگر چه آنان بطور کلی در جامعه ایران بخوبی جذب شده اند، اما در سالهای اخیر بطور فزاینده ای حقوق فرهنگی و زبانی مانند حق تحصیل بزبان ترکی آذربایجانی، که معتقدند در قانون اساسی ایران آمده است، و همچنین حق تجلیل از میراث فرهنگی و تاریخی خود را مطالبه کرده اند که اغلب این مطالبات توسط مقامات ایرانی سرکوب شده است.

اقدام پیشنهادی:
لطفا درخواست های خود را سریعا به فارسی ، فرانسه ، انگلیسی و یا بزبان خودتان ارسال کنید:
- تاکید به مقامات که اطمینان دهند که هشت فعال حقوق آذربایجانیها -نامبرده در بالا، در معرض شکنجه و یا بد رفتاری قرار ندارند.
- اصرار به مقامات که فورا" و به طور منظم این هشت نفر به توانند به اعضاء خانواده خود و وکیل انتخابی خودشان و هر نوع مداوای پزشکی که لازم داشته باشند دسترسی داشته باشند.
- توجه دادن به این مساله که اگر آنان صرفا به خاطر اظهار حق خود برای آزادی بیان و تجمع دستگیر شده اند، زندانیان عقیدتی به حساب آمده ، و بایستی به فوریت و بدون قید و شرط آزاد شوند.

مراجعه به :
رییس قوه قضاییه:
آیت اله محمود هاشمی شاهرودی
حوزه ریاست قوه قضائیه / دفتر ریاست قوه قضائیه
خیابان پاستور، خیابان ولی عصر، جنوب سه راه جمهوری، تهران۱۳۱۶۸۱۴۷۳۷
جمهوری اسلامی ایران
در قسمت موضوع به نویسید : جهت اطلاع آیت اله شاهرودی
ایمیل : info@dadgostary-tehran.ir

رونوشت به:

به: مسئول دفتر مرکزی حقوق بشر در ایران
محمد جواد لاریجانی
خیابان ولیعصر سه راه جمهوری
ایمیل : int_aff@judiciary.ir
(در قسمت موضوع بنویسید: قابل توجه آقای محمد جواد لاریجانی )

و برای نمایندگی جمهوری اسلامی در کشورهای محل زندگی تان .

لطفا درخواست را سریعا بفرستید. چنانچه درخواست های خود را بعد از ۴ نوامبر ۲۰۰۸ارسال می کنید، با دبیرخانه سازمان عفو بین الملل یا شعبه عفو بین الملل در کشورتان تماس بگیرید.

چهارشنبه ٣ مهر ۱٣٨۷ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۰٨

8 دانشجوی بازداشت شده آذربایجانی هم چنان بلا تکلیف هستند


پس از گذشت دو ماه از دستگیری سجاد رادمهر٬ آیدین خواجه ای و فراز ذهتاب دانشجویان دانشگاه تبریز و همچنین داریوش حاتمی (ائلچین) افسر وظیفه و فعال دانشجویی سابق توسط مأمورین وزارت اطلاعات حکم بازداشت آنها توسط بازپرس پرونده هاشم زاده تمدید شد.

بنا به اطلاعاتی که رامین خواجه ای برادر آیدین خواجه ای در اختیار کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک داده است خانواده او از زمان دستگیری برادرش در روز پنجشنبه ۲۷ ام تیرماه سال جاری تا کنون هیچ ملاقاتی با وی نداشته اند. رامین خواجه ای می گوید: «برادرم معمولا هر هشت یا نه روز یک بار با منزل تماس می گیرد٬ البته ما دقیقا نمی دانیم کی زنگ خواهد زد»٬ او همچنین می گوید٬ «از صحبتهای برادرم فهمیده ایم که در یک سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات نگهداری می شود.» به گفته رامین خواجه ای برادرش وکیل ندارد؛ «می گویند که در مرحله تحقیقات وکیل قبول نمی کنیم٬ حالا هم که تحقیقات را دو ماه دیگر تمدید کرده اند.»

سجاد رادمهر٬ فراز ذهتاب و داریوش حاتمی (ائلچین) که همراه با آیدین خواجه ای دستگیر شده اند٬ همچنین امیر مردانی دانشجوی دیگر دانشگاه تبریز که به روز سی ام مرداد بازداشت شده نیز کمابیش وضعیتی مشابه با آیدین خواجه ای دارند. هر ۵ تن بدون محاکمه٬ بدون دسترسی به وکیل و بدون اجازه ملاقات با خانواده در یکی از بازداشتگاههای اداره اطلاعات تبریز نگهداری می شوند.

همچنین برادر مجید ماکویی زاد (ائلیار خویلو) دانشجوی دانشگاه مالک اشتر اصفهان که روز دهم شهریور ماه بازداشت شده است٬ از عدم ملاقات برادرش با خانواده بعد از دستگیری تا کنون خبر می دهد. مجید ماکویی زاد هم در بازداشتگاه اطلاعات تبریز نگهداری می شود.

از سوی در مورد منصور امینیان (دبیر انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تبریز) و مقصود عهدی دو دانشجوی دیگر دانشگاه تبریز که صبح روز چهارشنبه سی ام مردادماه در تبریز دستگیر شده اند اخبار دقیقی وجود ندارد. برخی گزارشها از انتقال آنها به بخش قرنطینه زندان تبریز خبر می دهند. متاسفانه همانند گذشته بر اثر فشارهای وارده از طرف نهادهای امنیتی٬ برخی از خانواده ها از دادن هرگونه اطلاعات به گروههای مدافع حقوق بشر و رسانه ها خوددکاری می کنند. بر اساس اخبار رسیده به کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ خانواده محبوسین در خصوص عدم اطلاع رسانی وضعیت نزدیکان خود همچنان به شدت تهدید می شوند.

هم اکنون حدود ۲۰ تن از فعالان مدنی٬ روزنامه نگاران٬ نویسندگان و دانشجویان آذربایجانی بدون محاکمه و بدون دسترسی به وکیل در بازداشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هستند. آسمک اسامی ۱۷ نفر را دقیق کرده است؛ سجاد رادمهر٬ آیدین خواجه ای٬ فراز ذهتاب٬ داریوش حاتمی٬ امیر مردانی٬ منصور امینیان٬ مقصود عهدی٬ مجید ماکویی زاد٬ علیرضا صرافی، حسن راشدی، اکبر آزاد، سعید محمدی، مهدی نعیمی اردبیلی، حسن رحیمی بیات، عباس نعیمی، حسین حیدری، و صیاد محمدیان.

با توجه به اینکه دست کم ۱۵ تن آنها از لحظه بازداشت تا کنون هیچ ملاقاتی با خانواده خود نداشته اند. امکان اعمال شکنجه های جسمی و روحی برای گرفتن اطلاعات از این زندانی ها بسیار زیاد است.

پنج‌شنبه ۲٨ شهريور ۱٣٨۷ - ۱٨ سپتامبر۲۰۰٨

علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک


بازرسی از منزل علیرضا صرافی نویسنده بازداشت شده آذربایجانی

بنا بر اخبار رسیده به کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران ساعت ۱۱ صبح امروز پنج‌شنبه ۲٨ شهريور ۱٣٨۷ وارد منزل مسکونی مهندس علیرضا صرافی نویسنده و روزنامه نگار بازداشت شده آذربایجانی در تهران شده و بیش از ۳ ساعت آنجا را تفتیش کرده اند.

مأمورین کامپیوتر منزل٬ دو لپ تاپ متعلق به علیرضا صرافی و پسرش٬ دست نوشته ها٬ کارهای تحقیقی٬ کتابهای قدیمی این نویسنده آذربایجانی٬ کتابهای پسرش٬ پاسپورتهای علیرضا صرافی و همسر و پسر ایشان٬ کارتهای (شناسایی) ملی علیرضا صرافی و همسرش را با خود برده اند. بنابر این گزارش با تجمع همسایه ها که با شنیدن فریاد اعتراض خانم وجیهه صرافی (فکور) همسر علیرضا صرافی به آنجا آمده بودند و همچنین مأمورین مجبور به کوتاه کردن زمان بازرسی منزل کرده اند. به علت آشفته شدن وضعیت روحی خانم فکور پسرش آسلان صرافی صورت جلسه اشیاء ضبط شده توسط مأمورین را امضا کرده است. بنا بر گفته های آسلان صرافی هیچ نسخه ای از این صورت جلسه به خانواده صرافی داده نشده است.

مأمورین برای بازرسی منزل دست نوشته ای حاوی مهر و امضا با مضمون «برای مقابله با افراد پانتورکیست و قومگرا اجازه ورود و دستگیری و حذف موانع فیزیکی داده می شود.»

علیرضا صرافی از زمان بازداشت در ۲۰ شهریور ۱۳۸۷ تا کنون هیچ تماس حضوری یا تلفنی با خانواده خود نداشته است. روز یکشنبه ۲۵ شهریورماه به خانم وجیهه فکور، همسر علیرضا صرافی، در مراجعه به دادگاه انقلاب گفته شده که همسرش در سلول انفرادی در اوین به سر می‌برد. متین راسخ، بازپرس دادگاه انقلاب، به وی گفته است که همسرش نمی‌تواند وکیل مدافع داشته باشد.

علیرضا صرافی؛ نویسنده کتاب کثرت قومی و هویت ملی ایرانیان، صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه ماهنامه اجتماعی٬ سیاسی٬ اقتصادی و فرهنگی دیلماج که تا تاریخ توقیف آن در مهرماه ۱۳۸۶ به دوزبان ترکی و فارسی منتشر می شد، از اعضای هئیت تحریریه مجله دوزبانه فارسی و تورکی وارلیق، مدرس فولکلور آذربایجان در دانشگاه های تهران، برگزار کننده سمینارهای زبان مادری در تبریز و از مؤسسین شورای ملی صلح است.

حدود 10 تا 15 نفر از نیروهای امنیتی لباس شخصی جمهوری اسلامی ایران شامگاه روز چهارشنبه ۲۰ شهریور با یورش ناگهانی به یک ضیافت افطار در خیابان نواب تهران بدون ارائه حکم جلب اقدام به دستگیری مهندس علیرضا صرافی و ۱۸ آذربایجانی دیگر کردند. بیشتر بازداشت شدگان از نویسندگان، معلمان و روزنامه نگاران سرشناس هستند. ۹ نفراز آنها همچنان در زندانند: علیرضا صرافی، حسن راشدی، اکبر آزاد، سعید محمدی، مهدی نعیمی اردبیلی، حسن رحیمی بیات، عباس نعیمی، حسین حیدری، و صیاد محمدیان. هیچکدام از این ۹ تن تا کنون ملاقات و حتی تماس تلفنی با اعضای خانواده خود نداشته اند. رقیه علیزاده به همراه سه فرزند خود و اکرم نجاری، رباب عظیمی و فرهاد رضایی آزاد چند ساعت بعد دستگیری٬ یوسف هوشیار، شهباز ابراهیم زاده و محمد عباسپور نیز روز ۲۴ شهریور آزاد شدند.
پنج‌شنبه ۲٨ شهريور ۱٣٨۷ - ۱٨ سپتامبر ۲۰۰٨
علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک


دستگيري چهار فعال فرهنگي و مدني در سيستان و بلوچستان


صبح روزجاري نيروهاي امنيتي با يورش به نقاط مختلف در شهرهاي زابل و زاهدان استان سيستان و بلوچستان اقدام به دستگيري تعدادي از فعالان فرهنگي بلوچ نمودند ، "مولوي يوسف اسماعيل زهي" داماد مولانا عبدالحميد امام جمعه زاهدان و عالم برجسته اهل سنت و همچنين "محمد عمر بلوچ" شاعر جواني که در هفته گذشته شعري را در مراسم نمازجمعه زاهدان خوانده بود ، همينطور "محمودگله بچه" (مسئول انتظامات مسجد جامع اهل سنت زابل) و نيز "محمد علي گله بچه" از فعالان فرهنگي زابل منجمله دستگير شدگان روزجاري هستند.
همچنين گزارش گرديده است که افراد مذکور در زمان بازداشت خود مورد ضرب و شتم نيروهاي امنيتي قرار گرفتند ، افراد مذکور پس از بازداشت به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند ، از اتهامات اين افراد نيز اطلاعي در دست نيست اما گمان ميرود که مرتبط به اعتراضات اجتماعي پس از تخريب مدرسه اهل سنت در منطقه عظيم آباد زابل در هفته گذشته باشد.

فعالان حقوق بشر در ایران15.09.2008

بازداشتها در زاهدان ادامه دارد



"محمد حسين خليلي" مسئول موسسه فرهنگي خليلي به همراه "محمدرضا رخشاني" معاونت موسسه صبح روزجاري در تداوم موج بازداشتهاي گسترده در منطقه زاهدان توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند . از سرنوشت افراد مذکور و همچنين ساير بازداشت شدگان اطلاعات دقيقي در دست نيست
گفتني است موج جديد برخورد با فعالان مدني و سياسي در منطقه بلوچستان به دليل اعتراضات اجتماعي به تخريب مدرسه اهل سنت در منطقه عظيم آباد شهر زابل صورت گرفته است.

09.09.2008فعالان حقوق بشر در ایران

احضار کسرا علاسوند به دادگاه انقلاب اهواز



کسرا علاسوند از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران طي احضاريه اي کتبي از سوي شعبه چهار دادگاه انقلاب اهواز احضار شد . در اين احضاريه آمده است که نامبرده روز پنج شنبه مورخه 21/6/87 ساعت 9 صبح جهت رسيدگي به پرونده مفتوح خود در شعبه چهار دادگاه انقلاب اهواز موظف به حضور است .
آقاي علاسوند در تاريخ 22 آبان ماه 86 در دفتر هفته نامه بهارسبز به اتهام اخلال در نظم عمومي و تبليغ عليه نظام از طريق ايفاي نقش در اعتراضات کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه بازداشت گرديد ، وي پس از سپري نمودن ايام بازداشت خود در اداره اطلاعات اهواز و زندان کارون در تاريخ 8 آذرماه با توديع وثيقه 70 ميليون توماني آزاد گشت.

فعالان حقوق بشر در ایران 09.09.2008


دستگيريهاي گسترده در زاهدان



پس از تخريب مدرسه اهل سنت در عظيم آباد زابل در هفته گذشته و آغاز اعتراضات مردمي ، نيروهاي امنيتي اقدام به بازداشت تعدادي از معترضين و مردم زاهدان نمودند ، از تعداد دستگير شدگان که دهها تن تخمين زده ميشود اطلاعات دقيقي در دست نيست .
اسامي مستند گشته بازداشت شده به قرار ذيل است :
1- نورمحمد شه بخش
2- عبدالرحمن شه بخش
3- عبدالکريم شه بخش
4- عزيزالله نارويي
5- عبدالقادر نارويي
دستگير شدگان پس از بازداشت در اماکن مختلف به نقاط نامعلومي منتقل گرديدند و پيگيري خانواده و بستگان براي کسب اطلاع از سرنوشت آنان تاکنون نتيجه اي در بر نداشته است .
گزارش گرديده است پس از تخريب مدرسه اهل سنت توسط نيروهاي نظامي در منطقه عظيم آباد زابل جو منطقه متشنج است .فعالان حقوق بشر در ایران 09.09.2008

اعتصاب غذای ایمان رضایی در زندان آمل



ایمان رضایی، عضو انجمن شعر جوانان آمل که برای تحمل محکومیت شش ماهه خود به زندان آمل انتقال یافته بود، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری خود، دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته ی خانواده وی، در زندان آمل به دلیل عدم وجود اصل تفکیک جرایم، رضایی به همراه زندانیان عادی که عموما دارای جرایم سنگین هستند در یک بند نگهداری می شود.
این شاعر جوان، روز يکشنبه ۱۲ خردادماه، توسط نيروهای اطلاعات در منزلش بازداشت و به زندان آمل انتقال يافت. وی در جریان مراسم سالگرد اکبر محمدی، به دلیل ایراد سخنانی در اعتراض به مسئولان حکومت، دستگیر و به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد که هم اکنون 3 ماه از دوره محکومیت خود را سپری کرده است.
همچنین ایمان رضایی چندی پیش کتاب شعری با عنوان " STOPاندوهی از روی متانت" به چاپ رسانده بود.

کمیته گزارشگران حقوق بشر
committe of
human rights reporters
شماره 537-2008
تاریخ1387/6/17

7.09.2008

امتناع از درمان يک زنداني سياسي



علي عباسي زنداني سياسي ، از فعالان هويت طلب آذري که به 5 سال حبس تعزيري محکوم گرديده است و هم اکنون در زندان مرکزي اردبيل به سر مي برد .در طي هفته گذشته بر اثر حادثه اي در زندان مذکور دچار شکستگي دست چپ از ناحيه انگشتان گرديد ، پس از اين حادثه وي با کمک ساير زندانيان به بهداري زندان منتقل گرديد ، اما بهدار وقت با بيان عدم وجود دکتر از رسيدگي به وضعيت اين زنداني سياسي امتناع نمود .
پس از گذشت هفت روز از شکستگي دست آقاي عباسي بهداري زندان با عنوان عدم وجود امکانات پزشکي از رسيدگي به وضع اين زنداني سياسي سرباز زده و همچنين مسئولان زندان از انتقال وي به مراکز درماني خارج زندان خودداري مينمايند . بر اثر شکستگي و عدم رسيدگي ، دست نامبرده دچار ورم و درد شديدي گرديده است به طوريکه آقاي عباسي براي انجام امورشخصي خود نيز با مشکل روبه روست . تدام اين وضعيت صدمات جسمي براي اين زنداني سياسي همراه خواهد داشت. اعتراض آقاي عباسي و ساير زندانيان سياسي زندان مذکور نسبت به بي توجهي عمدي به سلامتي زندانيان سياسي تاکنون نتيجه اي در بر نداشته است.

05.09.2008

زندانیان سیاسی كرد، در زندانهای سراسر كشور دست به اعتصاب غذا زدند


زندانیان سیاسی كرد، در زندانهای سراسر كشور از روز دوشنبه دست به اعتصاب غذا زدند. اعتصاب كنندگان طی بیانیه یی با عنوان خطاب به انسانیت در اعتراض به وضعیت وخیم زندانها و شكنجه زندانیان توسط دژخیمان رژیم آخوندی اعتصاب غذای خود را شروع كرده اند. در این بیانیه همچنین از صدور حكم اعدام 8 زندانی سیاسی و روزنامه نگار كرد، خبر داده اند.
برخی از خواسته های اعتصاب كنندگان كه در بیانیه آمده عبارتند از: تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان وتوقف فوری اجرای احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و پایان دادن به شکنجه ،آزار و رفتارهای غیر انسانی با كلیه زندانیان،
اعتصاب كنندگان هم چنین خواستار شدند كه زندانهای سراسر كشور بدون هیچگونه محدودیتی تحت نظارت سازمانهای حقوق بشری داخلی و جهانی قرار گیرد.

خبرگزاری كرونوس ایتالیا: اعتصاب غذاى زندانیان سیاسى كرد


خبرگزاری كرونوس ایتالیا خبرداد، زندانیان كردی كه به دلیل فعالیتهای سیاسی از سوی رژیم ایران زندانی شدند، از روز دوشنبه، اعتصاب غذای خود را شروع كردند. این اعتصاب به منظور جلب افكار عمومی علیه صدور حكم اعدام فعالین كرد و محكوم كردن نقض حقوق بشر در زندان و خارج از زندان صورت می گیرد. تاكنون، هشت فعال كرد، به مرگ محكوم شده اند و شش تن دیگر نیز، به دلیل فعالیتهای سیاسی، با محكومیتهایی از جمله 11سال زندان روبرو گردیدهاند1:31:03 AM 1387/6/5

اعضاي "انجمن جوانان صداي عدالت سيستان و بلوچستان" همچنان دربند


همزمان با بازداشت يعقوب مهرنهاد تعدادي از اعضاي "انجمن جوانان صداي عدالت سيستان و بلوچستان" در دفتر اين انجمن بازداشت گرديدند. اين افراد پس از سپري نمودن هفتاد روز بازداشت از زندان آزاد گرديدند.
چهار تن از افراد مذکور به نامهاي "فضل الرحمن چهراس" 16 ساله ،"اسدالله شه بخش" دانشجوي ترم آخر جغرافياي شهري دانشگاه زاهدان ، عبدالله سالارزهي عضو شوراي مرکزي و دبير کميسيون فرهنگي انجمن به همراه ابراهيم مهرنهاد برادر 16 ساله يعقوب مهرنهاد به دليل پيگيري و اطلاع رساني نسبت به وضعيت يعقوب مهرنهاد در اسفند ماه سال گذشته بازداشت گرديدند و همچنان ، بلاتکليف پس از سپري نمودن شش ماه از زمان بازداشت خود در زندان مرکزي اين شهر به سر مي برند.اين افراد فاقد وکيل مي باشند و نسبت به اتهامات آنان اطلاع دقيقي در دست نيست .
لازم به توضيح است يعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و دبيرکل انجمن جوانان صداي عدالت سيستان و بلوچستان که با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملي جوانان در راستاي توسعه ، توانمند سازي و ظرفيت سازي جامعه مدني کوشش ميکرد پس از طي پروسه پرابهام قضائي محکوم به اعدام و سرانجام در تاريخ 14/5/87 در زندان مرکزي زاهدان اعدام گرديد. عملکرد دستگاه قضائي و امنيتي در پرونده وي باعث برانگيخته شدن موجي از اعتراضات سراسري گرديد

فعالان حقوق بشر در ایران 21.08.2008

دستگيری يک فعال حقوق بشر ايرانيان آذری در رشت


ماموران امنیتی ایران اخیرا ودود اسدی، یک فعال حقوق ایرانیان آذری را در رشت دستگیر کردند. او از جمله صدها ایرانی آذری است که از ماه مه بازداشت شده اند. در حالی که مقامات امنیتی اتهامی علیه اسدی اعلام نکرده اند، ناظران حقوق بشر بر این باورند که بازداشت او به یک جشن عروسی سنتی آذری، که اخیرا برگزار شد و با رنگ های آذری، پرچم، آهنگ های محلی و رقص همراه بود، ارتباط داشته است.

بگزارش ناظران حقوق بشر، اسدی در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت بسر می برد، محلی که عموما بدلیل شکنجه فعالان حقوق بشر و بدرفتاری با آنها مشهور است. اسدی برای مقامات امنیتی ایران بیگانه نیست. در سال ۲۰۰۶، او در جریان تظاهرات اعتراض آمیز علیه چاپ کاریکاتوری در یک روزنامه دولتی دستگیر شد. کاریکاتور سوسکی را که بزبان آذری حرف می زد نشان می داد.

مقامات ایرانی به "پان ترکیسم" و جدائی طلبی بعنوان دلایلی برای بازداشت ایرانیان آذری استناد می کنند. با این حال، فاخته زمانی، مدیر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذری در ایران می گوید این ادعاها واقعیت ندارد:
**** اکثر این افراد فعالان حقوق مدنی و حقوق بشر هستند، و می خواهند قانون اساسی اجرا شود. در فعالیت های اسدی یا فعالان دیگری نکته ای وجود ندارد که نشان دهد آنها جدائی خواه هستند.

آذری ها بزرگترین گروه قومی در ایران هستند که حدود یک چهارم تمام جمعیت کشور را در بر می گیرند. ایرانیان آذری علیرغم این که در کانون فعالیت های اقتصادی قرار دارند، با تبعیض روبرو هستند. دولت برای بیرون نگاهداشتن فرهنگ آذری از جامعه اقداماتی انجام داده است، از جمله ممنوعیت کاربرد زبان آذری در مدارس، آزار فعالان یا سازمان های آذری و تغییر اسامی جغرافیائی آذری.

خانم زمانی گفت قانون اساسی ایران اقلیت ها را از حق آموزش و داشتن رسانه هایی بزبان های خودشان برخوردار می سازد، اما عملا بندرت به این حقوق احترام گذاشته می شود:
**** دوره ای که از کودکستان آغاز شود و تا پایان دبیرستان در آن زبان های اقلیت آموزش داده شود وجود ندارد. تمام کتاب ها، و دوره ها، و آموزش بزبان فارسی است.

بیان آزادنه میراث فرهنگی هر فرد، یک عنصر اساسی حقوق بشر است. دولت ایران باید اسدی و دیگر زندانیان سیاسی را بی درنگ آزاد کند و از رفاه تمام شهروندانش حفاظت کند.

15/08/2008


حبيب الله لطيفي دانشجوي کرد که اخيرا توسط دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم گرديده است . از مشکلات عديده جسمي در رنج است

، بسياري از مشکلات جسمي همچون عفونت شديد ريه ها و نارسايي کليه حاصل نگهداري در شرايط غيرانساني بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر مذکور و فقدان امکانات و رسيدگي پزشکي در زندان مرکزي سنندج ميباشد.
اين دانشجوي محکوم به اعدام پس از اعتراض ساير زندانيان به دليل عدم درمان تعمدي وي تحت تدابير شديد امنيتي در تاريخ 27/5/87 به بيمارستان توحيد شهر سنندج اعزام گرديد.
بنا بر گزارشات دريافتي روزگذشته مورخه 29/5/87 به علت تشديد بيماري و وضعيت وخيم جسمي وي ، مجددا اين دانشجوي اعدامي تحت تدابير شديد امنيتي به بيمارستان توحيد منتقل گرديد . به گفته پرشکان آقاي لطيفي نياز به بستري شدن و رسيدگي تخصصي پزشکي دارد اما مقامات زندان با عنوان رسيدگي در حد حيات از اين مهم سرباز ميزنند.
فعالان حقوق بشر در ایران 20.08.2008

حکومت ارازل و اوباش اسلامی که دشمن قسم خورده مردمان ایران است دانشجوئی که به قتل حکومتی (اعدام)محکوم نموده است بر اثر شکنجه دائم اورگانهای بدن این اسیر حکومتی از کار افتاده است.ننک و نفرت بر حکومت پست و پلید اسلامی وابسته به استعمارگران روسی. انتقال حبيب الله لطيفي به بيمارستان



حبيب الله لطيفي دانشجوي اعدامي کرد ، با توجه به گذراندن پروسه اي سه ماهه در اداره اطلاعات شهر سنندج همراه با بدرفتاري و شکنجه که باعث گرديد تا نامبرده مبتلا به عارضه هاي نارسايي کليوي ، آسم ، شکستگي از ناحيه صورت و پاره شدن قسمتي از صورت گردد که مشکلات جسمي فوق در سايه عدم رسيدگي پزشکي و نبود امکانات در زندان مرکزي سنندج باعث وخيم شدن وضعيت جسمي و سلامتي آقاي لطيفي .

فعالان حقوق بشر در ایران 17.08.2008

باز هم آدم ربائی گماشتگان حکومت جنایتکاراسلامی در مهاباد


خانم "سروه محمدي" 19 ساله ساکن شهر مهاباد ، فرزند غفورمحمدي از فعالان حقوق بشر ، سابقاً در تاريخ 27/10/86 به صور