فراخوان 5 اکتبر ، روزجهاني حمايت از فرزاد کمانگر و معلمان ايران
صدور احکام اداري و دستگيري فعالين صنفي و اجتماعي توسط ارگانهاي انتظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران همچنان به ميزان نگران کننده اي در جريان است ، آخرين نمونه اين برخوردها دستگيري دهها معلم و فعال صنفي در شهر تهران بود که قصد برگزاري مراسم روزجهاني معلم (5 اکتبر) را داشته اند.
همچنين فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر پس از دوسال از زمان بازداشت اکنون در بند امنيتي 209 زندان اوين نگهداري ميشود ، حکم اعدام او به تائيد نهايي ديوان عالي کشور رسيده است . وکيل ، مطلعين و جوامع حقوق بشر يکصدا بر مستند نبودن اتهامات وي ، شکنجه و ناعادلانه بودن حکم اعدام وي تاکيد نموده اند.
با توجه به شرايط حاکم بر معلمان در ايران و با توجه به اينکه با وجود اعتراضات گسترده داخلي و بين المللي به احکام صادره بر عليه معلمان و خصوصا حکم اعدام فرزاد کمانگر ، دستگاه اداري و قضائي جمهوري اسلامي تاکنون حاضر به لغو اين احکام نگرديده و احکام جديدي را نيز صادر نموده است ، لذا اين مجموعه از تمامي فعالان صنفي و فعالان حقوق بشر تقاضا دارد تا با حمايت گسترده و بي دريغ خود در روز جهاني معلم (روز 5 اکتبر برابر با 14 مهرماه) از معلمان و فرهنگيان ايران بالاخص معلم محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر حمايت نموده و در جهت جلب گسترده توجه افکار عمومي در سطح داخلي و بين المللي براي لغو احکام ناعادلانه فوق گام بردارند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 11 مهرماه 1387 برابر 2 اکتبر 2008
|
آزادي سما بهمني و تداوم بازداشت حبيب بهمني
سما بهمني به همراه حبيب بهمني اهل بندرعباس از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران در تاريخ 2/5/87 بعلت تلاش براي تهيه گزارشاتي از نقض حقوق بشر در منطقه کردستان و همچنين حمايت از فرزاد کمانگر به همراه سه معلم و يک فعال مدني ديگر بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديدند .
نامبردگان پس از سپري نمودن شرايط غيرانساني توام با بدرفتاري در اداره اطلاعات شهر سنندج که تماماً در سلول انفرادي سپري شد در تاريخ 17/5/87 به زندان مرکزي اين شهر منتقل گرديدند.
دادگاه انقلاب شهر سنندج براي آزادي موقت خانم سما بهمني اقدام به صدور قرار وثيقه سنگين يکصد ميليون توماني نمود که توديع اين وثيقه سنگين آزادي نامبرده را با تاخير روبه رو ساخت ، سرانجام با توديع وثيقه تعيين شده اين فعال حقوق بشر روز گذشته از زندان مرکزي سنندج آزاد گرديد.
بنا بر گزارشات دريافتي از افراد بازداشت شده مذکور همچنان آقاي حبيب بهمني در زندان مرکزي سنندج تحت بازداشت به سر مي برند و دادگاه انقلاب شهر مذکور از استفاده آقاي بهمني از حق ملاقات جلوگيري مينمايد و خانواده وي تاکنون امکان ملاقات وي را عليرغم طي مسافت طولاني بندرعباس - سنندج نيافته اند.
همينطور از ديگر افراد بازداشت شده تاريخ مذکور آقاي فرزاد حسن ميرزائي فعال بوکاني مي باشد که ايشان نيز همچنان در زندان مذکور بعلت عدم توان توديع وثيقه به سر مي برد.
لازم به يادوآوري است پس از بازداشت اين افراد سازمانهاي بين المللي متعددي تاکنون نسبت به برخورد با حاميان فرزاد کمانگر و فعالان حقوق بشر اعتراض و ابراز نگراني نموده اند .
فعالان حقوق بشر در ایران 15.09.2008
|
برگزاری دادگاه رسیدگی به پرونده کاظمینی بروجردی
در دادگاه ویژه روحانیت
به گزارش یک منبع موثق، روز یکشنبه 10 مردادماه، جلسه دادگاهی آیت الله کاظمینی بروجردی روحانی مخالف ولایت فقیه، مانند دفعات گذشته بدون اطلاع قبلی در دادگاه ویژه روحانیت برگزار گردید. هنوز از نتیجه این جلسه اطلاع دقیقی در دست نیست اما بنظر میرسد مسئولین دادگاه در صورت عدم تمکین آیت الله بروجردی با درخواستهای آنان، در پی قطعی کردن اجرای حکم ایشان مبنی بر 10 سال حبس تعزیری توأم با تبعید به زندان یزد باشند.
به گزارش یک منبع آگاه، طی روزهای اخیر مسئولین زندان فشار مضاعفی را بر آیت الله بروجردی وارد آورده اند تا ایشان مجبور به انجام مصاحبه ای در جراید و رسانه های دولتی بر علیه خویش شوند و بنوعی مبادرت به تأیید ولایت فقیه نموده و از طرح ایده ها و مطالبات گذشته خود مبنی بر جدائی دین از سیاست و توجه به لزوم نهادینه شدن آزادیهای فردی و اعتقادی در جامعه، اظهار پشیمانی نمایند اما تاکنون ایشان حاضر به عقب نشینی از مواضع خود نشده است.
احضارهای بی دلیل و پیاپی ایشان از زندان به دادگاه و اجبار ایشان به انجام بیگاریهای شدید در طول یکهفته گذشته به رغم ابتلاء ایشان به بیماریهای متعدد، در راستای تشدید فشار بر علیه ایشان است. به گفته آیت الله بروجردی وکیل تسخیری ایشان در طول مدت گذشته اقدام خاصی برای آزادی وی انجام نداده و اصولاً حاضر به همکاری با ایشان نمی باشد. تا کنون دادگاه ویژه روحانیت با درخواستهای مکرر آیت الله بروجردی برای برخورداری از مرخصی درمانی مخالفت کرده اند و این در حالی ست که وضعیت ایشان بسیار وخیم گزارش شده است.
جا دارد سازمانهای مؤثر حقوق بشری به حمایتهای خود از این روحانی مردمی ادامه داده و در جهت اعطای مرخصی درمانی به ایشان، فشار بیشتری را بر نظام قضائی ایران وارد نمایند.01.09.2008
|
به همين سادگی، نامه ای از ابوالفضل جهاندار از زندان اوين
يگويند سکوت کن ، باز هم سکوت کن ، حقيقت را فدای مصلحت کن ، مصلحت در سکوت است ، من اما معتقدم سکوت فراموشی می آورد ، سکوت کردن گاهی اوقات دروغ گفتن است ، دروغ گفتنی بزدلانه و رياکارانه ، ميخواهم درد مشترک انسانهای دربند را فرياد کنم .
دوسال گذشت ، ساعت شش و بيست دقيقه صبح روز دوشنبه ۳۰ مرداد ۸۵ ، انگار همين ديروز بود ، اصلاً يادم نميره ، با تمام سختی ها برای من اين دوسال مثل برق و باد گذشت ، اما مطمئنم برای پدرم که ساليان سال کمرش از بار مشکلات زندگی خم شده ولی گردنش را برای کسی کج نکرده و دستش و جلوی هر کس و ناکسی دراز نکرده و زير منت هيچ نامردی نرفته هر دقيقه براش صد سال گذشته .آخرين باری که به ملاقاتم آمد به روی خودم نياوردم ، سعی کردم چيزی نبينم اما بيش از پيش گرد پيری رو روی چهره اش احساس کردم ، نتونستم تو چشمهاش نگاه کنم که نگاهش قلبم و آتيش ميزد ، نگاه کردن به اشک چشمهاش برام از هر شکنجه ای سخت تر و غيرقابل تحمل تر بود . واقعاً عجب دردناکه گريه بی صدای يک مرد را شنيدن.
داشتم ميگفتم ، دوسال گذشت مثل برق و باد البته برای من نه برای مادرم ، مادری دردکشيده و زحمت کش ، مادری که مظهر صبوری ملتی است که هرگز تسليم قضا و قدر نمی شود و نماد مقاومت خاموش چند هزارساله يک ملت دربرابر جور و ناملايمت هاست .
انگار ديروز بود ، يک تويوتای قرمز با پنج تا سرنشين ،
-يالله ، سوار شو بايد با ما بيايی
-گفتم بايد با محل کارم تماس بگيرم و بگم که نميام
-لازم نيست خودمون بهشون خبر ميديم!
-کجا بايد بيام؟
-سوارشو خودت ميفهمی
-چرا بايد بيام ؟
-واسه پاره ای از توضيحات، زياد طول نميکشه
بعدش هم مثل سربازهای مغول ريختن تو خونه ، کل خونه را شخم زدن ، هر چی بود جمع کردن ، حتی به آلبوم عکسهای خانوادگی هم رحم نکردن ، انگار طوفان و زلزله با هم نازل شده بود.
تابلوی زندان و که ديدم مطمئن شدم اومدم اوين ، جلوی در يک ساختمان سوله مانند پياده شديم ، بعداً فهميدم ۲۰۹ که ميگن همينجاست، آيفون زدن در باز شد ، دستور دادن وارد بشيم ، در بدو ورود با چشم بند از من استقبال کردن ، متوجه شدم که چشم بند جزوی از لوازم شخصی زندانی تا روز خروج از زندانه ، متوجه شدم اگر چه بيرون از زندان چشمم را نبستم ، ولی اينجا بايد چشمم را ببندم و خيلی چيزها را نبينم .
با چشم بسته و کورمال کورمال من و به يک اتاق بردن و گفتن لباسهات و دربيار بعدش يک دست لباس بهم دادن با دوتا پتو ، اگه پتوها قابل استفاده باشند شانس آورديم ، بايد دعا کنی که همزيستی مسالمت آميز با جک و جانور نصيبت نشه ، بعدش سلول انفرادی در انتظارته البته الان اسم سلول انفرادی و تغيير دادن ، بهش ميگن "سوئيت" شايد از داشتن سلول انفرادی خجالت ميکشن که اسمش و عوض کردن .
ديوار نوشته های زندانی هايی که قبلا تو سلولت بودن تنها همدم و همصحبت شما توی سلوله ، شعر ، خاطره ، جملات قصار روشهای تحمل آسان سلول انفرادی ، چيزهايی است که بعضا باعث سرگرمی شما ميشه البته بايد خوش شانس باشی که اين نوشته ها را پاک نکرده باشند . وقتی توجه ميکنی ميبينی از هر قوم و مليت و از هر صنف و شغلی چند نفری قبل از تو وارد سلول شدند ، از کرد ، ترک ، بلوچ گرفته تا روزنامه نگار ، دانشجو ، معلم ، حقوقدان ، نماينده مجلس ، از تمام اقشار . جرمشان اما انديشيدن است و انديشيدن جرم، بايد قلم در خون خويش زنی و از آزادی و عدالت بنويسی. ، آری تفکر اساس رنج است و اساس اندوه.
بازجويی شروع ميشه ، اولين چيزی که بهت ميگن اينه :
-تا حالا شنيدی خروس تخم بگذاره ؟
اينجا جايی است که خروس تخم ميگذاره
بايد تو گوشت فرو کنی اگه با زبون خوش اعتراف نکنی بالاخره مجبور به اعترافت ميکنيم.
-پس قانون چی ميشه ؟! حفوق شهروندی چی ميشه !؟
مگه بر اساس حقوق شهروندی ، سلول انفرادی ممنوع نيست ؟! مگه چشم بند ممنوع نيست ؟! مگه اقرار زير فشار و شکنجه غيرقانونی نيست ؟!
-خفه شو بدبخت فلان فلان شده ، اينجا چيزی به نام قانون وجود نداره ، قانون مائيم ، همه کاره مائيم ، هر حکمی که بخواهيم ميتونيم برات صادر کنيم ، چون حرف حرف ماست
((دهان آلوده از مغز آلوده تغذيه ميکند))
بی خبر از همه جا و همه کس ، بيچاره خانواده زندانی که بايد به تمام بيمارستانها و بازداشتگاهها و نهادهای انتظامی يکی يکی مراجعه کنه شايد خبری از مرده و زنده گمشده اش پيدا کنه . هر چه ديرتر اولين تماس تلفنی با خانواده برقرار بشه فشار روحی و روانی روی زندانی بيشتر و زندانی آسيب پذيرتر ميشه ، بالاخره اجازه ميدن که يک زنگ به خانواده ات بزنی .
اولين تماس تلفنی حدوداً يکماه پس از دستگيری ، پاک شدن حافظه يکی از ثمرات شکنجه سفيده ، اگر شماره ای از اعضای خانواده يا دوستی تو ذهنت باقی مونده باشه شانس آوردی .
پيام مختصر و مفيد ، سلام داداش ، ۲۰۹ هستم ، خوبم ، اصلا نگران نباش
((حال همه ما خوب است ، اما تو باور نکن))
صدای پا را که ميشنوی دعا ميکنی که به سلول تو نيان ، صدای پا اولين شک روزانه را بهت وارد ميکنه و بازشدن چفت در شوک را کامل ميکنه ، دوباره بايد چشم بند بزنی و کورمال کورمال به اتاق بازجويی بری ، خداکنه اتاق بازجويی دوياره زياد سرد نباشه که باعث لرزش تمام وجودت بشه ، آخه وقتی وارد اتاق خيلی سرد ميشی و شروع به لرزش ميکنی بهت ميگن اگر مشکلی نداری چرا ميلرزی ؟ ، ميخوان باور کنی که گناهکاری ، بازجويی کشدار و طولانی ، طعم کشنده اضطراب ، مگه تمام ميشه ، يکماه ، دوماه ، سه ماه ... خدايا مگه من چيکار کردم ؟!
خدايا من نه سلطان شکرم نه سلطان آهن و سيمان ، نه اسکله قاچاق داشتم ، نه گوشت آلوده وارد کردم ، نه رشوه دادم ، نه اختلاس کردم ، نه قاچاقچی کالا و ارز بودم ، نه توی خانه ام اسناد طبقه بندی شده و محرمانه داشتم ، نه جوانهای مملکت را آلوده به چيزی کردم ، اگه اتهامم هر يک از اينها بود خيلی بهتر با من برخورد ميشد .
نميدانم ، شايد به جرم نفرت از اسارت و استبداد بايد اين وضعيت را تحمل کنم ، شايد به خاطر اينکه آزادی و عدالت را حق همه ميدانستم . شايد به خاطر اينکه نتونستم مثل ميليونها هموطنم نفرت از ظلم را به سکوت تبديل کنم ...
بازجويی ها بالاخره تمام شد با تمام سختی ها و رنج ها اما هنوز داغش به دلم مونده ، از وکيل خبری نشد بارها درخواست کردم وکيلم را ببينم که نشد تا يک روزصبح زود گفتن ، چشم بند بزن بيا بيرون دادگاه داری ، به دادگاه که رسيدم بالاخره چشمم به جمال وکيلمون روشن شد . داشتيم با هم سلام و احوالپرسی ميکرديم که ما را از هم جدا کردن ، حتی فرصت سلام و احوالپرسی به من داده نشد.
بالاخره وارد دادگاه شدم و روی صندلی کنار وکيلم نشستم ، واقعا جای شکرش باقی بود که اجازه حضور وکيل در دادگاه را دادند . چون دادگاه دومم بدون حضور وکيل برگزار شد.
طفلکی قاضی پرونده اصلا توجيح نبود که يک قاضی پرونده لااقل برای حفظ ظاهر هم که شده بايد خودش و بيطرف نشان بده ، بيچاره اول فکر ميکرد برای اجرای احکام اومده ، فقط کمی شانس با من يار بود که چيزی دم دست نبود وگرنه همانجا حدود الهی را اجرا ميکرد. همان ابتدای شروع جلسه با عصبانيت هر چه تمامتر فرياد کشيد که خجالت نميکشيد که از اين کارها ميکنيد ؟!
کيفر خواست قرائت شد هشت تا اتهام ، اولين جمله ای که وکيلم به عنوان دفاعيه عنوان کرد اين بود :
-دادگاه صلاحيت رسيدگی به بسياری از اين اتهامات را ندارد و اين اتهامات بايد در دادگاه عمومی رسيدگی شود.
همانجا خشکم زد مگه ميشه قاضی دادگاه ندونه که صلاحيت رسيدگی به چه جرايمی را داره ؟
به اختيار به ياد دانشگاه هاوايی افتادم ، گفتم نکنه خدايی ناکرده ، زبونم لال اين بنده خدا از دانشگاه هاوايی فارغ التحصيل شده البته اون موقع هنوز مد نشده بود که از آکسفورد دکترای افتخاری بگيرند.
خلاصه اينکه بنده هيچيک از اتهاماتم را نپذيرفتم و برای دادگاه توضيح دادم که کليه اعترافات تحت فشار بوده اما با استناد به علم قاضی حکم صادر گرديد . البته علم قاضی ابتدای جلسه دادگاه و پس از قرائت کيفرخواست به من ثابت شده بود.
قضاوت بدون عدالت يعنی جنايت ، يعنی تباهی روح يعنی اعدام فجيع حقوق انسانی ، يعنی اوج فساد . به راستی بدا به حال کسانی که کينه ورزانه و شتاب زده و رذيلانه و بدون پشتوانه عقل و منطق و بدون حضور وجدان بر کرسی قضاوت می نشينند و با قضاوتهای بی اعتبار خود همه ارزشهای انسانی را لکه دار ميکنند .
دادگاه سرانجام حکم به محکوميت من و دوستانم داد و تاکنون دوسال از محکوميتم سپری شده . در اين دوران فهميدم که قانون ، حقوق شهروندی ، حقوق بشر و عدالت ، غريب ترين واژگان در سرزمين ماست ، اتهام سياسی نيازمند هيچ سند و مدرکی نيست ، اصل بر مجرميت افراد است.
ما را به گناه ناکرده قصاص نمودند ، اما معتقدم قضاوت کننده ای عادل تر از تاريخ وجود ندارد . تا زمانی که افکار عمومی ما را خالصانه و عادلانه قضاوت ميکند از قضاوت بيدادگران نخواهيم ترسيد . وجدان بيدار و بغض در گلو مانده مردم آگاه و ستم ديده بهترين محکمه است . هر چند به ضرورت فرياد را مثل نفرت به سکوت تبديل کرده باشند.
ابوالفضل (پويا) جهاندار
مدير سايت خبری پويا نيوز
عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبايی
عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت
ميعادگاه عاشقان ايران زمين ، زندان اوين
۳۰ مرداد ۸۷
/ فعالین حقوق بشر در ایران 25.08.2008
|
تهران- توطئه جديد حکومت اسلامي ایران براي قتل آيت الله کاظميني بروجردي
در پي سخنان رهبر حکومت اسلامي ايران در روز يکشنبه 27 مرداد 1387 خورشيدي برابر با 18 آگوست 2008 ميلادي، به مناسبت سالروز تولد امام زمان، مبني بر هوشياري عوامل حکومت در برابر مدعيان ارتباط با امام زمان، توطئه جديدي براي قتل آيت الله کاظميني بروجردي طراحي شده و در مرحله اجرا قرار دارد.
طبق برنامه طراحي شده براي قتل ايشان، ابتدا سايت اينترنتي جهان نيوز وابسته به حکومت، در صبح روز سه شنبه 29 مرداد 1387 خبر دروغيني را مبني بر فرار آيت الله کاظميني بروجردي از زندان انتشار داد. اين در حالي است که ايشان در بند ويژه روحانيت زندان اوين تحت شرايط بساير سختي به سر مي برد و با توجه به وخامت شديد حال وي در اثر شکنجه هاي جسمي و رواني، تاکنون موفق به دريافت مرخصي حتي براي انجام مراحل درمان و مداواي پزشکي خود نشده است.
http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=31619
مراحل بعدي اين برنامه در روزهاي آينده اجرا خواهد شد که احتمالا شاهد انتشاراخبار ديگري مبني بر دستگيري و يا کشته شدن ايشان در حال فرار از کشور و ..... از اين قبيل خواهيم بود. اين برنامه ريزي هاي تمسخر آور تاکنون بار ها براي قتل زندانيان سياسي و آن دسته از مخالفين حکومت که از وجهه خاصي نزد نهاد هاي آزاديخواه و طرفدار حقوق بشر در سطح بين المللي برخوردار هستند، به کار گرفته شده است. چنين تراژدي هاي تلخي، يادآور قتل هاي انجام شده توسط باند جنايتکار و پليد سعيد امامي و همکاران فعلي وي در راس نهاد هاي اجرايي حکومت مي باشد.
آيت الله کاظميني بروجردي از طرفداران نظريه جدايي دين از سياست و مخالفين سرسخت نظام ولايت فقيه در ايران است که يکي از اتهامات مطرح شده عليه ايشان درجريان دستگيري، بازجويي ها و برگزاري دادگاه هاي غير علني، ادعاي ارتباط با امام زمان مي باشد.
References From Amnesty International:
http://web.amnesty.org/appeals/index/irn-010707-wwa-eng
http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE130742007
http://web.amnesty.org/library/index/engMDE130402007?open&of=eng-IRN
http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE131342006
http://web.amnesty.org/library/index/ENGMDE131202006?open&of=ENG-IRN
http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE131142006?open&of=ENG-IRN
اين درحالي است که رهبرمذهبي حکومت، آيت الله خامنه اي و رئيس جمهورمورد حمايت وي، از مدعيان اصلي ارتباط با امام زمان مي باشند و تاکنون در هيچ دادگاهي مورد محاکمه قرار نگرفته اند. ساير عوامل حکومت نيز بارها مدعي شده اند که نهاد هاي حکومت و عوامل اجرايي آنها - که مظهر و محور ظلم، فساد، شرارت و تروردر سطح داخلي و بين المللي هستند- مورد حمايت الله و امام زمان قرار دارند تا بلکه به اين وسيله دين اسلام و مذهب شيعه را در نزد اذهان عمومي داخلي و بين المللي کاملا بي آبرو سازند.
در شرايط فعلي از همه شخصيت ها و نهاد هاي بين المللي آزاديخواه و طرفدار حقوق بشر و از نمايندگان دادگاه هاي بين المللي خواهشمنديم ضمن محکوميت چنين برنامه ريزي هاي تروريستي، تمامي تلاش خود را در جهت جلوگيري از قتل دگرانديشان و مخالفين سياسي نظام ستم ديني درايران به کار گيرند.
تهران- خبرگزاري مستقل ياران آيت الله کاظمینی بروجردي
29امردادماه 1387 خورشيدي- 19 آگوست 2008 ميلادي
------------------------------------------------
اطلاعيه مطبوعاتي
نگراني از وضعيت آيت الله بروجردي و هواداران وي
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران جمعيتي است متشکل از مدافعان حقوق بشر در حوزه ايران و به استناد ماده 28 اعلاميه جهاني حقوق بشر در فروردين ماه سال 85 اعلام موجوديت نمود. فارغ از هر گونه وابستگي سياسي و بدون پايبندي به هيچگونه مرز بندي سياسي اين مجموعه تلاش مي نمايد تا با ارتقاي سطح آگاهي هاي جامعه به واسطه آموزش ، حقوق بشر را در جامعه ايران نهادينه ، حمايت و ابقا نمايد همچنين اين مجموعه با تکيه بر عنصر ارتباطات در قالبهاي رسانه اي و سازمان هاي ذيصلاح داخلي و بين المللي نسبت به جلب حمايت افکار عمومي ميزان حمايت حقوقي از قربانيان نقض حقوق بشر در ايران اقدام مي نمايد .
----------------------------
سيد حسين کاظميني بروجردي، روحاني دگرانديش مخالف نظام ولايت فقيه است که مخالف دخالت دين در سياست و طرفدار جدايي دين از دولت و بازگشت به اصل دين سنتي بوده و خواسته خود را نيز به طور علني و آشکار بيان نموده است.
برخورد دستگاه امنيتي با نامبرده و هوادارن وي پس از پروسه اي پر حاشيه در طي چند سال اخير ، نهايتاً در تاريخ 15 مهر سال 1385 به محاصره منزل مسکوني وي در شهر تهران به قصد دستگيري وي انجاميد.
اين محاصره با حضور هواداران آيت الله بروجردي جهت ممانعت و صيانت از رهبر مذهبي خود به درگيري گسترده اي بين نيروهاي امنيتي و انتظامي و هواداران آيت الله انجاميد. سرانجام نيمه شب يکشنبه 16 مهرماه سال 85 نيروهاي امنيتي موفق به بازداشت آقاي بروجردي و بيش از 700 هوادار وي گرديدند.
نيروهاي نظامي و شبه نظامي در زمان بازداشت و پس از آن اقدام به ضرب و شتم بازداشت شدگان نمودند که منجر به وارد آمدن صدمات جسمي و آسيبهاي جدي به بازداشت شدگان گرديد . با انتقال بازداشت شدگان به زندان اوين ، بيش از سي متهم اصلي به بند 209 زندان اوين و باقي متهمان به بندهاي 240 و زندان اصلي منتقل گرديدند.
دادگاه ويژه روحانيت که مسئول حقوقي رسيدگي به پرونده مذکور بود با صدور قرار ضمانت براي بازداشت شدگان موجبات آزادي موقت صدها بازداشت شده که تعداد زيادي از آنان را بانوان تشکيل ميدادند گرديد. اما افراد منتقل شده به بند 209 منجمله خود آيت الله بروجردي مورد بدرفتاري و شکنجه قرار گرفتند و بازداشت شدگان با طي ماهها بازداشت به جز خود آقاي بروجردي با قيد ضمانت موقتا آزاد گرديدند. هر چند تعدادي از بازداشت شدگان بعلت صدمات وارده پس از آزادي مدتي را در مراکز درماني و پزشکي به سر بردند.
سرانجام دادگاه غيرعلني رسيدگي به اتهامات آيت الله بروجردي و يازده متهم به ترتيب رديفهاي دوم تا دوازدهم پرونده در خرداد 1386 برگزار گرديد ، به لحاظ شرايط ويژه دادگاه و دادرسي در دادسراي ويژه روحانيت ، آقاي بروجردي نتوانست از وکيل مدافع منتخب بهره گيرد و در حالي محاکمه گرديد که از ضعف جسماني و بيماري در رنج بود.
پس از برگزاري دادگاه بصورت شفاهي به متهمين حکم اعدام اعلام شد که باعث اعتراضهاي متعددي گرديد اما سرانجام حکم صادره براي متهمان مذکور به قرار : آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي محکوم به يکسال حبس در تهران و ده سال تبعيد به زندان يزد و مصادره کليه اموال به همراه خلع لباس و موقعيت روحاني ، مسعود سماواتيان 5 سال زندان توام با تبعيد به زندان خرم آباد ، عليرضا منتظر صائب 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان کرمانشاه ، علي شهرابي فراهاني 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان قزوين ، حبيب قوتي 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان همدان ، احمد کريميان 4 سال زندان توام با تبعيد ، مجيد الستي 4 سال زندان توام با تبعيد به زندان زنجان ، مهرداد سوري 2 سال زندان ، محمدرضا صادقي 2 سال زندان ، حسن هريسچيان 2 سال زندان و عليرضا اربابي 2 سال زندان اعلام گرديد.
البته افراد و محکوميتهاي فوق تنها متهمان قطعي شده راي را در بر ميگرد و صدها متهم و محکوم ديگر با قرارهاي مختلف همچنان در انتظار راي نهايي دادگاه به سر مي برند.
در سايه حمايتهاي افکار عمومي و تشکلات مدافع حقوق بشر احکام صادره فوق به استثنا شخص آقاي بروجردي در مورد سايرين متوقف گرديده بود.
آنچه باعث نگراني ما بعنوان يک گروه مدافع حقوق بشر گرديده است:
الف ) وضعيت جسمي آيت الله بروجردي
بنا بر گزارشات دريافتي آقاي بروجردي که هم اکنون در بند 500 زندان اوين به سر مي برد ، از ناراحتي هاي عديده جسمي در رنج است ، وي مبتلا به بيماري قلبي (تنگي دريچه ميترال) ، پارکينسون ، ناراحتي کليوي و ريوي است . وي عليرغم وضعيت وخيم جسمي خود از رسيدگي پزشکي محروم گرديده است . بسياري از ناراحتي هاي جسمي وي حاصل شرايط زندان و بدرفتاري با وي مي باشد.
عدم رسيدگي پزشکي به نامبرده شائبه حذف فيزيکي وي را دامن ميزند ، بنابر گزارشات دريافتي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از نزديکان نامبرده ، طرح مسائل غير حقيقي در ارگانهاي خبري نزديک به دولت در کنار تشکيل جلساتي در روزهاي اخير با شرکت مسئولين امنيتي در پوشش نشستهاي حقوقي که هيچيک و تصميمات اتخاذ شده در اين جلسات نيز به اطلاع وکيل ، خود آيت الله و نزديکان وي نرسيده است ، موجبات نگراني بيش از پيش فعالان حقوق بشر نسبت به مواضع و تصميمات دستگاه امنيتي در قبال ايشان و هوادارن وي گرديده است .
ب ) به اجرا گزاردن احکام هواداران آيت الله
در طي ماه جاري تا کنون هفت تن از متهمان اصلي پرونده آقاي بروجردي به صورت مجزا به دادسراي ويژه روحانيت احضار و سپس جهت به اجرا گزاردن حکم ، بازداشت و به زندان منتقل گرديدند . بنابر گزارشات دريافتي اين روند بازداشتها ادامه خواهد شد و ساير محکومين اصلي و سپس ساير در انتظاران حکم نهايي را در بر خواهد گرفت.
شايان ذکر است دادسرا در راستاي عدم برانگيختگي افکار عمومي و فعالان حقوق بشر نسبت به رويه مذکور اقدام به احضار به صورت زمان بندي شده و مجزا متهمان مي نمايد.
درخواست ما
ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر صراحتا عنوان ميدارد "هرکس حق دارد ازآزادي انديشه، وجدان و مذهب بهرهمند گردد، اين حق شامل آزادي تغيير مذهب يا باور و نيز آزادي اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجاي آوردن آيينها چه به تنهايي و چه بهصورت جمعي نيز ميگردد"
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران برخورد با اين روحاني دگرانديش و هواداران وي به دليل باور به تفاسير مذهبي متفاوت از ايدئولوژي حاکم را نص صريح معاهدات الزام آور بين المللي ميداند . از اينرو ضمن محکوم نمودن برخورد با دگرانديشان مذکور ، نگراني عميق خود را از وضعيت نگران کننده آيت الله بروجردي در زندان که از دريافت خدمات پزشکي محروم گرديده است را عنوان ميدارد و ضمن اينکه از مسئولان قضائي خواهان فراهم نمودن خدمات پزشکي مورد نياز اين زنداني وجداني مي باشد توجه تمامي معتقدان به اصول انساني را نسبت به وضعيت نگران کننده و تهديدات جاني اين روحاني دگر انديش جلب مي نمايد.
همچنين خواستار توجه و واکنش فعالان حقوق بشر و اصحاب رسانه اي به روند خاموش برخورد و زنداني کردن هوادارن نامبرده به جرم داشتن عقيده اي متفاوت برخلاف اصل آزادي انديشه و بيان مي باشد.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 30 مرداد ماه 1387 برابر با 20 آگوست 2008
|
محکوميت يک فعال سياسي و لب دوختن يک زنداني سياسي ديگر
-
علي حاجي پور از فعالان سياسي شهر سردشت که در ابتداي سال جاري به اتهام همکاري با حزب حيات آزاد کردستان دستگير و به اداره اطلاعات شهر مذکور منتقل گرديده بود ، سرانجام از سوي دادگاه انقلاب سردشت ، به پنج سال حبس تعزيري ، دو سال تبعيد و مبلغ 200 ميليون تومان جريمه نقدي محکوم گرديد.
- زنداني سياسي ايوب حقيقي ، اهل اشنويه که در سال 1382 به اتهام اقدام عليه امنيت کشور بازداشت و جهت سپري نمودن محکوميت 7 ساله خود به زندان مرکزي اروميه منتقل گرديده بود ، در اعتراض به فشارهاي وارده مسئولين زندان ، همچون ممنوع ملاقات و تلفن کردن نامبرده و عدم احقاق ساير حقوق اوليه و انساني خود ، مدت 7 روز است که دست به اعتصاب غذا با دوختن لبهاي خود زده است .
مسئولين زندان بدون توجه به وضعيت نامبرده ضمن تهديد وي ، آقاي حقيقي را به بند قرنطينه که محلي غيربهداشتي و نامناسب مي باشد و کاربرد آن نگهداري و قرنطينه زندانيان جديد ورود مي باشد منتقل نموده اند . اين برخورد موجب اعتراض ساير زندانيان سياسي گرديده است.08.08.2008
|
انتقال محمد مهدي حبيبي به زندان دستگرد اصفهان
محمد مهدي حبيبي از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و فعال دانشجويي دانشکده مهاجر اصفهان که در تاريخ 15/5/87 توسط نيروهاي امنيتي در منزل مسکوني خود بازداشت و به اداره اطلاعات شهر اصفهان منتقل گرديده بود.صبح روز جاري به زندان دستگرد اصفهان منتقل گرديد.
نامبرده طي تماس تلفني کوتاه خود از زندان وضعيت جسمي خود را مناسب توصيف نموده است اما عنوان داشته است تاکنون مورد تفهيم اتهامي قرار نگرفته است و همچنان از دلايل بازداشت خود بي اطلاع است.
شايان ذکر است آقاي حبيبي در تاريخ 19 تيرماه سال جاري به دليل فعاليت تبليغي براي مناسبت 18 تير احضار گرديده بود که با غيرقانوني خواندن احضار تلفني خواستار رعايت قانون گرديده بود .فعالان حقوق بشر در ایران 08.08.2008
|
وضعيت وخيم حبيب الله لطيفي و اعتصاب غذای روناک صفارزاده
حبيب الله لطيفي دانشجوي زنداني سنندجي که بيش از 10 ماه است بلاتکليف و در زندان مرکزي اين شهر به سر ميبرد ، بدليل مبتلا بودن به بيماريهاي متعدد جسمي همچون عفونت روده ، ناراحتي قلبي و نارسايي شديد کليوي در رنج است و بيماريهاي مذکور در سايه عدم رسيدگي پزشکي در زندان رو به تشديد مي رود ، گفته ميشود که کليه هاي نامبرده در صورت ادامه اين روند از کار خواهد افتاد، زندانيان سياسي مذکور نسبت به بي توجهي مسئولان زندان از وضعيت نگران کننده آقاي لطيفي معترض و عنوان داشته اند در صورت عدم توجه و وخامت وضعيت اين زنداني سياسي دست به اعتراض گسترده خواهند زد.
همچنين ديگر دانشجوي زنداني خانم روناک صفارزاده از ابتداي هفته جاري و در اعتراض به وضعيت وخيم آقاي لطيفي و عدم توجه مسئولين زندان دست به اعتصاب غذا زده است ، اين فعال حقوق بشر که خود نيز از بيماري آسم که در زمان بازداشت و به سبب شرايط بد محيطي مبتلا گرديده است رنج ميبرد ، روز گذشته مورخه 17/5/87 به علت وضعيت نامساعد جسمي به بيمارستان توحيد شهر سنندج منتقل گرديد. شايان ذکر است که چندي پيش نيز خانم صفارزاده بعلت عفونت دستگاه گوارشي به بيمارستان منتقل گرديده بودفعالان حقوق بشر در ایران 08.08.02008
|
در پي بازداشت شش فعال قرهنگي و مدني در شهر سنندج ، حسن قرباني، کاوه رستمي دو معلم که به همراه فعالان حقوق بشر ، سما بهمني ، حبيب بهمني و فرزاد حسن ميرزائي از تاريخ 2/5/87 بعلت حمايت و پيگيري وضعيت فرزاد کمانگر بازداشت گرديده بودند ، همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج و در وضعيت بلاتکليف به سر مي برند ، از ميان بازداشت شدگان مذکور تنها آقاي احمد قرباني در طي روزهاي اخير با قيد ضمانت آزاد گرديده است.
همچنين سيف الله جوانمردي از معلمان شهر سنندج به دليل قرائت متن قطعنامه پاياني تجمع سنندج (مورخه 29/4/87) ، در تاريخ 13/5/87 به ستاد خبري وزارت اطلاعات سنندج احضار و به مدت چهار شبانه روز بازداشت گرديده بود ، نامبرده صبح روزجاري از بازداشتگاه اطلاعات سنندج آزاد گرديد.
شايان ذکر است دستگاه امنيتي براي متفرق و مختل کردن حمايتهاي گسترده اجتماعي از فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام ، ضمن انتقال آقاي کمانگر به سلول انفرادي در بند 209 زندان اوين ، دست به اقدامات وسيعي زده است و در اين رابطه تعداد چندي از فعالان ، احضار ، بازداشت و يا تهديد گشته اند
|

|
بازداشت يکي ديگر از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
محمد مهدي حبيبي بازداشت شد
در ادامه سير گسترده برخورد و بازداشت فعالان مدني در سراسر کشور ، محمد مهدي حبيبي از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و فعال دانشجويي دانشکده مهاجر اصفهان ، ساعاتي پيش در پي يورش مامورين امنيتي به منزل مسکوني خود در شهر اصفهان بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديد.
اين فعال مدني پيشتر در تاريخ 19/4/87 از سوي اداره اطلاعات شهر اصفهان احضار گرديده بود که نامبرده با غيرقانوني خواندن احضارهاي تلفني ، خواستار احضار قانوني و استفاده از وکيل گرديده بود که نهايتا نيروهاي امنيتي وي را تهديد به بازداشت نموده بودند.
عليرغم پيگري خانواده حبيبي تا کنون ستاد خبري وزارت اطلاعات ، اطلاعات ناجا و دادگاه انقلاب اصفهان نسبت به موضوع ذکر شده و سرنوشت آقاي حبيبي اظهار بي اطلاعي نموده اند06.08.2008
|
محکومیت دو فعال سیاسی و انتقال یک زندانی
- خالد قاسمي 35 ساله از اهالي شهر بانه که 6 سال پيش به اتهام همکاري با حزب دموکرات کردستان بازداشت و سپس با قيد وثيقه آزاد گرديده بودو بعلت نقص پرونده و عدم رسيدگي صدور حکم و رسيدگي به پرونده نامبرده بسيار طولاني گرديده بود ، سرانجام از سوي شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به اتهام همکاري با گروههاي معاند نظام به 5 سال حبس تعزيري محکوم گرديد. شايان ذکر است نامبرده از حق داشتن وکيل محروم بوده است.
- رضا قادري 25 ساله ، اهل بانه به اتهام همکاري با حزب حيات آزاد کردستان (پژاک) که از 4 ماه پيش بازداشت گرديده بود صبح روز جاري توسط شعبه اول دادگاه انقلاب سقز محاکمه به 5 سال حبس تعزيري محکوم گرديد ، نامبرده که هم اکنون در زندان مرکزي سقز به سر ميبرد از حق داشتن وکيل در دادگاه محروم بوده است.
- فرهاد وکيلي از متهمين پرونده بمبگذاري کرمانشاه که چندي پيش به همراه فرزاد کمانگر و علي حيدريان به بند 209 زندان اوين منتقل گرديده بود ، ساعاتي پيش به اندرزگاه 7 زندان منتقل گرديد ، همچنان فرزاد کمانگر و علي حيدريان در سلولهاي انفرادي بند 209 به سر مي برند .فعالان حقوق بشر در ایران 06.08.2008
|
صبح روزجاري ، انور حسين پناهي و ارسلان اوليايي از زندان مرکزي سنندج به دادگاه انقلاب منتقل و حکم نهايي اعدام به هر دو متهم ابلاغ گرديد
. اين دو متهم که از پائيز 1386 در زندان به سر مي برند ، در تاريخ 22/4/87 حکم اوليه خود را دريافت نموده بودند که اعتراض خود را به حکم صادره بر پايه فقدان اسناد اعلام نمودند ، برخلاف عرف دستگاه قضايي در فاصله اي اندک از صدور حکم اوليه ، حکم نهايي در روز جاري به اين دو متهم ابلاغ گرديد.
شايان ذکر است انور حسين پناهي از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان مي باشد که مدتي را نيز به دليل بدرفتاري و اعمال شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات قروه در بيمارستان به سر برد. مردم دهستان "قوروچاي" ضمن امضاء طوماري بالغ بر هزاران امضا در اعتراض به حکم صادره تا کنون اقدام به دو بار تجمع در مقابل دادگستري منطقه مربوطه نموده اند.فعالان حقوق بشر در ایران 05.08.2008
|
اعتصاب غذاي فرهاد وکيلي و اعتصاب سکوت فرزاد کمانگر و علي حيدريان
فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر که به همراه فرهاد وکيلي و علي حيدريان ، دو متهم ديگر پرونده هر سه به اعدام محکوم گشته اند در تاريخ 6/5/87 از بندهاي عمومي زندانهاي اوين و رجايي شهر در حالي که در حال سپري نمودن ايام محکوميت خود بوده اند و حکم آنان نيز از دادگاه تجديد نظر به تائيد نهايي رسيده بود ، بدليل دامنه وسيع اعتراضات اجتماعي به اين احکام و براي محدود نمودن اين افراد و اعمال فشار بر آنان به بند 209 زندان اوين منتقل گشتند.
بنابر گزارشات دريافتي هم اکنون فرهاد وکيلي بعلت بيماري در سلول عمومي و علي حيدريان و فرزاد کمانگر نيز در سلولهاي انفرادي بند 209 که تحت مديريت وزارت اطلاعات اداره ميگردد به سر مي برند . فرهاد وکيلي در اعتراض به رويه ناعادلانه دستگاه امنيتي و اعمال فشار بر اين افراد از روز انتقال دست به اعتصاب غذاي نامحدود زده است ، اين در حالي است که چندي پيش آقاي وکيلي در زندان سکته قلبي نموده بودند
همچنين فرزاد کمانگر و علي حيدريان نيز در اعتراض به رويه مذکور اعلام سکوت نموده اند و با امتناع از صحبت نمودن خواستار پايان دادن به اعمال فشارهاي دستگاه امنيتي شده اند. اين افراد اعلام نموده اند در صورت تداوم فشارها آنان نيز دست به اعتصاب غذا خواهند زد.فعالان حقوق بشر در ایران 29.07.2008
|
اعتراض یک هزار نفر از فعالین سیاسی نسبت به فضای پلیسی حاکم بر دانشگاهها و حکم صادره برای عابد توانچه
اعتراض طیف گسترده ای از فعالین سیاسی ٬ دانشجویی ٬ کارگری ٬ حقوق بشر و زنان در ایران و خارج از کشور : به نام انسان ، آزادی و برابری
در چند ماه گذشته شاهد وقایعی در خصوص سرکوب و بازداشت گسترده ی دانشجویان دانشگاه های مختلف ایران بوده ایم که به جرأت می توان گفت در سال های اخیر کم نظیر و بی سابقه بوده است . در پی اعلام برگزاری مراسم روز دانشجو در شانزده آذر و برگزاری آن در روز سیزدهم آذر سال هشتاد و شش ٬ از چندین روز پیش از برگزاری مراسم ، دستگیری دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب آغاز شد، به گونه ای که از ساعاتی پیش از لحظه شروع تجمع در روز ۱۳ آذر مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران ، بیش از20 تن از دانشجویان چپ با شیوه های مختلف بازداشت شده بودند .اماموضوع به همین جا ختم نشد بلکه طی اقدامی بی سابقه ، پس از پایان تجمع نیز در محوطه ی دانشگاه اقدام به تعقیب و دستگیری تعدادی از دانشجویان کردند. بدین ترتیب بالغ بر پنجاه نفر از دانشجویان چپ دانشگاه های تهران ، مازندران، اهواز و شیراز ربوده و بازداشت شدند که اکثر دانشجویان بازداشتی در تهران در بند ۲۰۹ (بند اطلاعات) زندان اوین تحت بازجوئی قرار گرفتند . پس از گذشت مدت زمان طولانی بازداشت شدگان با تامین وثیقه های بسیار سنگین که تهیه و پرداخت آن از عهده ی خانواده های آنان خارج بود بطورمشروط رها شدند .سپس دادگاه هایی برای رسیدگی به اتهامات آنان برگزار و برای برخی ا حکام سنگینی تعیین کرده اند . در میان این دستگیر شدگان فرهاد حاجی میرزایی همچنان در بازداشت غیر قانونی به سر می برد و تا این لحظه از وضعیت او اطلاع دقیقی در دست نیست و برای او حتی وثیقه ی مشروط هم تعیین نشده است . عابد توانچه نخستین فرد از میان طیف گسترده ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بود که دادگاه رسیدگی به پرونده ی او تشکیل شد و بدون حضور وی و یا وکیل حقوقی او و یا حتی ارائه ی دفاعیه ای از سوی او ٬ به هشت ماه حبس تعزیری محکوم گردید و در ادامه ی روند رسیدگی به پرونده اش ٬ دادگاه تجدید نظر نیز بدون دعوت از او و یا تشکیل دادگاه با حضور وکیل حقوقی پرونده و ارائه ی لایحه ی دفاع با حضور ایشان تائید نموده و عابد حداکثر ظرف ده روز آینده روانه ی زندان خواهد شد . شواهد حاکی از آن است که به زودی و طی برگزاری جلسه ای دادگاه مجدد حکم سی و دو ماه حبس تعزیری دیگری به اتهام توهین به رهبری و اغتشاش با تبانی قبلی به هشت ماه حبس تعزیری صادر شده کنونی او افزوده خواهد شد درحالیکه این پرونده کمترین ارتباطی به دستگیری او در سال هشتاد و شش ندارد چرا که اساساً بازداشت عابد و نگهداری او در بند سیصد و بیست و پنج زندان اوین که هرگز برای آن دادگاهی تشکیل نشد و از سوی دیگر علت آن اعتراضات دانشجویی دانشگاه پلی تکنینک تهران در سال هشتاد و پنج بوده است . با توجه به موارد فوق پرواضح است که در صورت زندانی شدن عابد ٬ دوران حبس طولانی تری با درنظرگیری فعالیتهای سابق او بدون هیچ گونه درنظر گیری مراحل قانونی وحق دفاع حضوری همراه با وکیل مدافع به وی ابلاغ و پرونده سازیهای بیشتر صورت خواهد گرفت.
ما جمعی از فعالین سیاسی ٬ دانشجویی ٬ کارگری ٬ حقوق بشر و زنان ٬ در ایران و خارج از کشور ضمن محکومیت گسترش برخورد پلیسی و قضایی با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، خواستار لغو فوری و بی قید و شرط حکم هشت ماه حبس تعزیری عابد توانچه می باشیم و اعلام می داریم که در صورت عدم تحقق این امر و عدم توقف اجرای حکم زندان برای عابد ٬ از تمام امکانات و توانایی های خود در جهت نیل به مقصود استفاده می نماییم .
امضا کنندگان :
آراد ایل بیگی - آوا نوایی پور ـ آزاده آذری ـ آرام نوری ـ آشفته چشمه ساری - آراز قلی خانی - آناهیتا حسینی - آرمان توحید منش - آران سپاسی - آیلین درافشان - آهو صدری – آرش کمانگیر – آلبرت هامونی - آرش بهمنی – آلبالو آقابابایی – آهنگ ابوطالبی – آوین سعیدی - آرام زرین – آرش میرزایی – آذر بهروز - آمادور نویدی – آمان جمشیدی – آلاله لوءلوء - آرین پل دختر - آزیتا فروغی – آرش علمدار – آتوسا سائلی – آیدا پارسه – آیلین مرندی نیک – آرمینه نوروزی – آرتوش طهوری – آرمان نیک منش – آیت اصفهانی - آزاد زمانی – آرش مهدوی – آرتیم – آرش ساوجبلاغی – آریو سراجی - آرش اسماعیلی - آریان ادیبان – آمنه شمیرانی – آمنه خجسته – آمنه قربانی اصل – آشفته شیرازی – آنا کشاورز حقیقت -
امیر حسین معنوی - ابراهیم آقایی - ایران دخت خسرو شاهی - ارژنگ مولایی - امین قضایی - اسماعیل اوجی - احمد باطبی - انوش میرزایی - اکرم عبدالله زاده - احمد سیف - ایرج جنتی عطایی - امیر حسن مهرزاد - امیر فرشاد ابراهیمی - اصغر زین الدین - اسد گلچینی - اعظم اسماعیلی - اروند نوری – امیر آقایی – ایلناز جمشیدی – احمد سراجی - امید قوامی – احمد فکری – اوسا علی - اعضای اتحاد دموکراتیک ایرانیان ترقی خواه - الیاد باقرزادگان – امیر یاشار جوانبخت - اعضای مجموعه ی پاسداران فرهنگ ایران - اعضای کمیته دفاع از پیروان ادیان و عقاید کانون - اکرم جعفرپور - اصغر شاه دونه - اقبال نظر آگاهی - احمد ملکی – آتوسا پردوسی – اکبر جهان بخش – امیر پایدار – اللهیار شیوایی - اکرم جاویدی - احمد جوادی - اکبر مجد – افسانه وفایی – اعضای مجموعه ی گرداننده ی خبرنامه ی صدای مردم – اسماعیل مولودی – الیا تابش – ایراندخت پارسی - استفان وستلاند – اعضای گرداننده ی خبرنامه ی لجور – الهام ملک پور -– اشکان مینوی – اشکان . ن – اشکان تورج – اشکان صفاری خواه – امین ساروی – امیر داوود واعظی – امیر کامبیز ملک محمدی – اورانوس جمالی – احسان پیرانی – ابراهیم مرادی – اصغر - احسان محمودی - الکس – انوشیروان معتضدی -
بهزاد آرین – بهروز کریمی زاده - بابک میهنی - بهمن احمدی امویی - بهرام سپاس گذار - بنفشه توانایی - بهزاد مهرانی - بهناز مهرانی - بابک خرمدین - بدری توحیدی - بیژن همتی - بابک سلیمی زاده - بیتا صمیمی زاد - بهرنگ کاظمی - بیژن قاسمی - بینا صبوری - بهرام طاهرخانی - بهنام به نیا - بردیا شمشکی - بی بی گل کرمی - برنا رفیع زاده - بهراد گودرزی - بیتا رفیعی - بنفشه ادیبان - برزو نخعی - برهان بقایی ـ بهمن مردوخي – بهارک شیدایی - بهمن ذاکر - بیوک رشادت – بهروز بهاری – بهار بهزادی – بی تا سبحانی – بهروز آرمان – بیژن طباطبایی – بی تا ایرانی – بهاره میرزایی - بنفشه تقی پور - بلال مرادویسی بهمن بابایی – بهمن – بهرام فرزان – بابک شدیدی – باربد رحیمی – بابک ایزدی – باران رسولی – بهمن تورانی – بهاره مردانی – بهرخ نیکنام – بابک الماسی – باوند توحیدی – بیژن ملاوردی – برهان دیوارگر – بهمه – بیژن حیدریان – بهمن -
پویا عزیزی - پرویز خاکیان - پیام آذر - پیا اطیابی - پرویز میر مکری - پری سا ادیب زاده - پیمان پیران - پژمان پیران - پرهام شهرجردی - پریا صفری - پری چهر سلیمی - پری سا مزینانی - پوران یعقوبی - پوران منوچهری - پویان موسوی - پویان محمد زاده - پویان اقبالی - پویان معتضدی - پروین فلاح - پروین میری - پرستو فغانی - پایمرد کمانگر - پویش جواهری - پوریا حسن زاده – پیام حیدر قزوینی – پرستو مانی – پروا علیجانی – پروین زندی نژاد - پردیس مینایی – پیمان پاک مهر – پالمیری – پائولو – پروین .م.و – پاپک – پیام نوروزی – پرهام مالک نژاد
تارا حسن زاده - تینا عبدالملکی - تارا تکاپویی - تورج ملکی - تارا اکبری - تهمینه موجودی - تربت افکاری - توران محصص - تامی پترسون -
ثریا قادری – ثریا کمال – ثریا مخبری – ثریا پرستویی – ثریا کاظم خواه –
جواد لگزیان - جمشید اطیابی - جواد توللی – جاوید عبدی – جلوه فرخ نژاد - جوانان راه سبز – جم بن – جواد وصالی - جمعی از فعالین کارگری(jafk) – جنیفر استارد – جمال خدابنده – جویا مرادخانی – جلال پیشروانی – جمشید جاوید مهر – جعفر عابدی – جواد حلیم – جرج بنت -
حسین سرشومی - حمید مافی - حمید حمیدی - حمید مهجور - حسن عرب زاده حجازی - حمید پرنیان - حوا انوری - حمیرا پاک نژاد - حوریه فلاح اصل - حسام فیروزی - حسین امجدی - حنا مرادی - حاتم بختیاری - حمید رضا سلیمی - حسن مافی - حسن شاه یوسفی - حسین موجی - حسین مرادی - حسین صفری - حسین رحمتی - حسین حیدری - حسین بهرامی - حسین عزیزی - حسین یکه فلاح - حسین سلطانیه - حسین حسین زاده - حمید علی خانی - حسام ویسه - حسن پرتوی – حسین رونقی ملکی - حسین شهرابی - حمیرا تاری – حسین جوادی - حسن ضیا آبادی – حسن عبدی – حلیا فرشادی – حامد شکری – حبیب الله آقابابایی – حسینی – حسام عبدالهاشمی – حامد اسدی – حسین مراد بیگی - حبیب – حوریه مرتضوی – حمدالله علامه – حسن فتاحی – حسنا لنگرودی -
خیرالله فرخی - خدیجه فرمانی – خسرو باقر آبادی – خورشید قادر – خجسته هاشمی – خرم زنجانی – خالد حاج محمدی – خرامان خیزرانی – خرم ماسالی
داوود نواییان - دانشجویان انقلابی کرمانشاه - دامون وزیریان – دیاکو بشیری – داریوش مراد بیگی – داریوش سلحشور – داریوش شکیبا – داریوش کهندج – داوود همتی – دانا برهانی – دامون اسلامی – دینا هدایتی – دانیال – دانیال هوشمند – درنا مالکی – در صدف نور آبادی – دامون کتابچی – داریوش معمار - دن رد - دیوید اعتباری - دادبه سلطانی کاری – دنیا مهدوی – دنیا تیرانی – دیود هال -
رامین مولایی – رضا زراعتی – رضا محسنی کبیر – روزبهان امیری – رئوف قریشی – رعنا قریشی – روناک نسیم پور – روژان صابر – روزبه اهورا - رضا پور وطن - رضا رادمنش - رضا همتی نژاد - رها آزاد - روناک برزگری – رضا دریانی – رباب محب پور – رامبد شیرودی – رامشاد بخشی – راما توتونچی – رضا فرنود – رضا انوری آذر _ رضا دانش –رزا سعیدی - رشید رازمیانی - راضیه دادمان – رضی امیری – روح الله شهبازی – روزبه فلاح – راد پرورش خواه – روژین رهبر – رامش رحمتی - روشنک باغبان – رویا تیموری – رویا رهبر – روبرتو – رمضان حاجی مشهدی – رادبه شیرعلی – رضا علوی - رضا تابش - رومینا تابش – روحی تابش – روح انگیز تابش – رامتین تابش – دریا حاجی زاده – دریا جواهری – دریا نامداری
زهره شجاعی – زری عرفانی – زیبا شایسته – زمانه پرتویی – زهرا زمانی نیا – زهرا سید موسوی - زینب پیغمبرزاده – زینب گرامی پور – زهره بنایی – زهره تراب علی – زهره هادیان – زیبا باروتی – زری سماواتی – زری کردانی – زیور چنور – ذوالفقار شیخ عبدالله – زیبنده شیخ عبدالله – زینت شیخ عبدالله – زویا اجلالی – زهره مهسان – زری زینالی – زینب تنهایی – زینب افتاده – زینب افشار ونگینی – زینب تسلیمی – زینب ستوده – زینب شعبانی
ژیلا بنی یعقوب – ژاله کاکویی – ژاله کاکاوند – ژینا غفاری – ژوبین نعمتی – ژیوار عبدالملکی – ژیلا لفته – ژاله عالی مقام – ژیلا ارشادی -
سحر مینو - ساسان وارتاوان - سام برجام - سام منتجبی - سام ملکوتی - سامان پهلوانی - سامان نادری - سامان شمیرانی - سهیل آصفی - سایه نادر پور - سیما حاجی زاده - سحر تحویلی - سعید ولد بیگی - سعید خسرئی - سعید قاسم خانی - سعید عباس زاده - سعید یزدانی - سعید داوری - سعید رنجی - سعید مدنی - سعید موسوی - سعید حلیمی - سعید نوری - سعید محسن - سعید حاجی کاشمر - سعید میثاقی - سعید آرام - سعید رضا رفیعی - سعید تنکابنی - سعید باراجینی - سارا منطقی - سارا احمد زاده - سارا روانشاد - سارا مددی - سارا صالحی - سارا اقبالی - سارا قربانی - سارا دیداری - سارا مهاجر - سارا زرآبادی - سارا چنوری - سارا ظهیری - سارا یعقوبیان - سارا طاهرزادگان - سارا خرمدین - سارا نوایی - سارا آبادانی - سارا امیدی - ساناز االهیاری - ساناز فرخی - ساناز ملکئتی - ساناز میرمیران - ساناز صبوری - ساناز تهرانی واعظ - ساناز حاجی سید جوادی - ساناز پاشایی - ساناز محمدی - سجاد امیری - سجاد ارمغان - سجاد اسماعیلی - سجاد نجف آبادی - سلیمان آزادیان - سلیمان ملک زاده - سید مهرو توانا - سید علی دادخواه - سید علی پورمند - سید مهدی ملکانی - سید محمد سبک دست - سید ساعد منتخب - سید حسین اصغری - سیاوش صمیمی - سیاوش محمدی - سیاوش پور مراد - سیاوش غیبی - سیاوش فرمند - سیروس اقبالی - سیروس خرم - سیروس گروه ای - سیروان حجازی - سمانه اسماعیل بیگی - سمانه مشهدی - سعیده پرویزی - سمیرا اکبری - سمیرا جنتی - سمیرا حیاتی - سالار دستوری - سینا بیگی - سینا به منش - سینا رسولی - سینا ابراهمی زاده مالمیر - سینا شمالی - سینا امین زاده - سیامک قلی زاده - سیامک معصومی - سیامک وحید لو - سیامک زارع نژاد - سیمین وثوقی - سیمین بهبهانی - سیمین بیات - سولماز ملایی - سلماز پرپایی - سولماز نام جو - سولماز ایرانی - سکینه مشایخی - ستاره محمدی - سهیلا عرب زاده - سهیلا محمود زاده - سهیلا پرنیا - سودابه سمیعی - سورن گرامی - سمیه هاشمی - سمیه رضایی - سپیده حوئینی ها - سپیده کوهرنگی – ساقی قهرمان – سیاوش محمودی – سارا باقری - - سیروان قادری – سما بهمنی - سوسن الهی - سرکوت رستم گرجي - ستاره داوری - سعید سکاکیان - سامان شیدایی - سیما طنابی - سینا حجت - سما عبداللهی – سیاوش عزیزی - سورن پاشایی - سمانه بینش - سودابه مهربد - سوده میر عبدالله - سیما رادمرد – سارا زمانی – سوده میرزایی – سمیرا عطایی – سودابه عزیزی – سامان سعیدی – سمیرا میس زئوس - سرور محمدی – سیاوش دانشور – ساناز جوادی – سیاوش کوهرنگ – سبحان پور مطبوع – سمیر رنجبر – سهیلا اکبری – سوسن انجمن – سوشیانت – سهیل عرب زاده میبدی – سما دادرس –سوزان لاند کوئست – سعید پیوندی – سارا محمد – سوزان – سلمان عبده – ساره سماواتی – سوگل اسدی – سیروان صمدی – سید مجید نطری – سید مهدی موسوی – سید ولی خاکسار – سام بهتویی – سام منتظری – ساوج شهسواری – سجاد حبیبی
شعله ایرانی – شایا شهوق – شیرین اعتمادی – شهلا محسنی - شهرام رفیع زاده – شهلا دانشفر – شیما فاطمی – شراره نوری – شهلا نوری - شیدا جهان بین – شورا اکبر زاده قمی – شاهین نجفی - شهرام امانتي - شوان محمدي - شاهرخ محمدي - شیما شیدایی - شیرین گودرزی - شیدا لاریجانی - شیرین دخت دقیقیان - شهره شفیعی – شکوفه مولایی گرمی – شیده انارکی – شیما انارکی – شیرزاد عینی – سمیم نیروانی – شیرو پناهی –شهروز کمالی ها – شیرزاد ملکی – شاهدخت کریمی - شورای جوانان سوسیالیست انجمن کردهای الپانده نروژ – شریف – شادی مشهدی – شقایق توفیقی – شهریار الباقچی – شهریار افخمی – شهرام رضایی – شهراد پاکدل – شه زاد عظیمی – شاهرخ غفاری – شاهرخ مردان – شاهرخ کرمی – شیرو جلیلوند – شیما جیرانی – شیما ساعی – شهاب کرم خانی – شوریده البرز – شیرین جلیلوند – شبنم دارابی
صابر فتح اللهی - صابر آزاد - صبا صبوری - صبا سابق زاده - صبا زادمهر - صبا شاملو - صبا کرمی - صدیقه منصوری - صدیقه آقایی - صدیقه وحدت منش - صدیقه متحدزاده - صدیقه حیدری - صنم علمداری - صنم نوربخش - صنم جمشیدی - صدف کریمی - صفا کامرانی - صفا اصل بیگی - صفا عربی - صفا انصاری - صفا غزنوی - صلاح ایران دوست - صادق کاکاوند –
طیبه هادی پور – طوبی حق شناس – طاهر رهبری – طهوری – طیب شیروانی - طیبه بزرگی – طاهره مقدم
کیان میرهاشمی - کیان محمدی - کیان حشمتی - کیوان رفیعی - کوهیار گودرزی - کوهیار بنکدار - کتایون آذرلی ـ کیان آذر - کمپین یک میلیون امضا در کویت - کانون ره آورد - کاک هیوا - کوروش مشایخی - کیوان صمیمی - کیوان محمدی - کیوان قلی زاده - کاوه قاسمی کرمانشاهی - کامران مظفری - کامران ایل بیگی - کامران باریکانی - کیومرث تنهایی - کیومرث حسنی - کیومرث معینی - کیومرث مقصودی - کاملیا خاتم زاده - کاملیا راستی - کورس گرجی - کیخسرو صالحی - کیارش کاظم پور - کیارش صدوقی - کاوه احمدی - کاوه رضایی - کاوه محمودی - کسرا عنقایی – کاوه رضایی - کيوان افروز - کاوه اصلاني – کاوه اسعدی – کیان لک - کیوان کتابی - کوروش پارسی – کاوه .آ.ذ - کوروش پارسی - کاوه رضائی شیراز - کلارا استالتو –کاوه آریا -
گل محمد ویسی – گلاره خورشیدی – گل اندام اهورایی – گلی خاکعلی – گل رخ منصوری – گلاره گروه ایی – گلاره شادکام – گوهر عرفانی – گوهر میرفندرسکی
فرزاد کمانگر - فرزانه آقایی پور - فرهاد حیرانی - فرخنده جبارزادگان - فرود سیاوش پور - فرهاد ابراهیمی - فرشته کریمی - فرشته گل پور – فرشید فرهادی آهنگرانی - فرهاد اکبر زاده - فرزانه قدسی - فرزانه شیرازی - فاطمه موحدی - فاطمه کاظمی - فاطمه رضایی - فاطمه فرخی - فاطمه کامرانی - فاطمه قاسم زاده - فرهیخته مهری - فریاد دهقان - فروهر عارف - فائزه رضوی - فائزه کاشانی - فائزه عظیمی - فائزه تفی زاده - فائزه مومنی - فائزه فاروقی - فائزه اسماعیلی - فائزه باطنی - فائزه آزادیان - فائزه پهلوی - فائزه غلامعلی - فخری محمدی - فرنوش ایرانی - فرنوش ساعتچی - فریدون جباری - فریدون نورزاده - فریدون سپاسی - فریدون بهمنی - فریدون آذری - فریدون حمیدی - فریدون حسن زاده- فریدون مولوی - فریدون باقرزادگان - فرزین گلمرادی - فرزین واعظی نژاد - فرزین الهیاری - فرزین عربی - فاضل عسگری - فراز جودی - فرشته گل پرور - فرانک مولودی - فرانک نویدی - فرخ جابر - فرناز رسولی - فرناز خراسانی - فرناز دمرچلی - فرناز ابیانه - فریبا کسبی - فریبا نوعی - فریبا حسینی - فریبا موثقی - فروغ فرشچی - فروغ دادخواه - فروغ درکه ای - فروغ ملیحی - فیروزه دوستی - فیروزه مهرجو - فرید نجف زاده - فرید محسنی - فریده شیری - فریده افشار - فریده کرمانی - فریده مجیدی - فریده طاهرخانی - فریده شعبانی - فریبرز نیرومند - فتانه امینی - فوژان سمیعی - فوژان فرهادی - فواد ندیم - فواد کنعانی - فاطمه معروف – فرهاد ابراهیمی – فریدون منصوری - فاطمه بهادری - فرگل رکنی– فرزانه مرادی – فردین صادقی - فریبا امیر خیزی - فریدون زرین - فرناز کمالی – فیروزه مهاجر – فاتح مردوخ –فریاد معلم – فرداد – فهیمه سلوکی – فاخر اخوان – فواد علی بابایی - فریبا کشاورز – فریال بزاز – فرزین امیری – فاروق جمشیدی -
قمرالملوک رضوی – قنبر کورانه – قباد رزنی خواه
عباس سماکار – علی کلایی – علی همتی – علی رضا کرمانی – علی رضا اخوان – علی اکبر امینی – علی رضا غفاری - علی رضا فیروزی – علیرضا آبیز - علی شیدا - علیرضا داوودی - علی اخوان - عباس صباغ – علی پورمهدی - علی عبداللهی – علی محمد مهدوی - علی احمدی - علي باريكاني – علی دروازه غاری – عصمت وطن پرست – علی تارخ – عظیم ح - عبدالرضا ویژه – عامل ماه فر – علویه هجرانی – عبدی خشکچالی – عثمان نهاوندی – عثمان وردی آبادی – عثمان وفا – عثمان اشرف – علی اصغر کارگران – علی اصغر نوباوه – علی اکبر شیدا – علی اوسط جالوسی – علی محمد کرد بچه – عنایت آزادی – علی بخشی زاده – علی پردیس – علی سهیلی –علی اوحدی – عباس آموخته -
غزل شیدایی – غزال هدایتی – غزال طواف – غزاله قراباغی – غلامرضا بهرام منش – غلام رضا سرکانی – غلام موحد – غزال یوسفی – غزال نادم – غلام حمایلی
لاله حسن پور – لاله شیرزاد – لادن حکیمی – لادن نبوی – لادن سادات حسینی – لیلی مظاهری – لیلا علمشاهی – لیدا شیخ الاسلام – لورا بیک زاده – لهراسب علمشاهی – لاله حسین نژاد – لاله شیری – لاله محمد زاده خرم – لیلی فرامرزی –
مصطفی پیران – مژگان امیری – میهن ساحل – محمد موری سردار آبادی – مریم امیری – مجتبی سمیع نژاد – مجتبی لچیانی – مراد شیخی – مجید پاشایی – ماجد پاشایی – معصومه ستوده – محبوبه حسین زاده – مرجان افتخاری – محمد مرزوقی – مریم کاشی – مجید اشرف نژاد – محسن غمین – میلاد عمرانی - مهدی الهیاری - محمد پور عبدالله – مریم افشاری - مسعود بیزار گیتی - مینو همیلی – مهرداد رحیمی - محمد محمدی - مصطفی صابر - محمد آسنگران - مجید پستنچی - میلاد معینی – مزدک طوسی - مرجان کاظمی – مهشاد زینالی – مریم پرتوان – مریم نوبلی – مریم خامنه – مریم سروی بیک - مجید غرویان - مریم آموسا - منوچهر اسد بیگی – مسلم ابراهیمی – ملاحت سلحشور - محمود اشرفی - محمد مهدوی - مسعود ناصری – میرزا کسری بختیاری – مرتضی اروندی – میثم رودکی - معصومه ضیایی – مسعود دولتشاه - مریم به نژاد - محبوبه شمس – موگه میلان – مهدی صادقی – مهدی صدوق زادگان – مینا ناظمی اصلی – محمد اشرفی – مریم حصادی – محمود خلیلی - محمد فتوحی سرا - محمد میرزاخانی – مینا موسوی – مجید ملکی – مانیا آرانی – مهرداد سید عسگری – مهری دادخواه – مهر انگیز هاشمی – مهرو عبدالمطلبی – ماهک سبزی – ماهرخ درخشان - ماه فروغ قیداری – ماه تاب کاکویی – منیژه صدرایی – منیژه یعقوبی – منیژه بردبار – مهدی صابونی ها – مرجان نوروزی – مرجان .ب – مدیار شوقی – محمد رضا قزوینی – محمد نانوا - منوچهر رهبر – منصور ماسوله – منصوره کشمیر – منصوره نادر زاده – منصور سلامت – معصومه حیدری – معصومه زینالی – معصومه صادقی – معصومه شاه مرادی – معصومه غضنفری – مسیح دادخواه – مازیار سمیعی – مازیار قرآن نویس – مازیار طهوری – منیره طاها – مزدک کرمانشاهی – مراد گلبن – مطهره خویینی ها – مائده فراست – منیره روحی – مانیا اصغری – مانی اصغری – مینو همتی – مریم یوسفی – محسن – ماه منیر دبستانی – محمد مزرعه کار – منوچهر راستا – مقداد – مصطفی شیروانی – مهدیه فتوحی – مهدیه خانزاده – مجید راسخ – محمود رضا خضری – محمد جواد بانه – شادان جمالی – شب بو جمالی – شیفته جمالی – شیرین دخت جمالی – شاهپور جمالی – شورش جمالی – شعیب نظام آبادی – محمد ملکی – مهدی افشار – مهدی الوندی – مهدی محمدی – محمد مهدی ملکوتی – مهدی دفتری – مهدی اجلالی – مهدی رکنی – مهدی حاجی – مهدی لواسانی – مهدیار روستایی – مهیار ظهری – مهیار محلوجی – مهیار ساکتی – مژده شعبانی – مژده کوکبی – مهدی زاده – مانا نیرومند – مانا رک گو
نازنین فرزانجو - نازلی فرخی - نوید مینایی - نوید محبی - نادیا فرخی - نازنین افشین جم - نازنین کتابی - نازنین یوسفی - نازی داوودی - نازی مداح اکبری - نازی کمانگر - نازی ولد آبادی - ناهید مهرو - ناهید صداقتی - ناهید کاشی ها - ناهید برزگر - ناهید روشا - ناهید موسوی - ناهید خویئنی - ناهید بهبهانی - ناهید بیگدلو - نرگس محمد زاده - نرگس خسروی - نرگس امجد معین - نرگس برومند - نرگس راج - نرگس هنگام - نرگس فتاحی - نرگس ادب آوازه - نرگس پور بیگ - نرگس بخشی - نرگس منتظری - نرگس موسوی صاحب الزمانی - نرگس اکرم نژاد - نرگس پنجعلی - نرگس کمالی انارکی - نسرین معظم - نسرین اتقایی - نسرین کوچکی - نسرین بزرگی - نسرین میردامادی - نسرین مافی - نسرین راد - نسرین گودرزی - نسرین شیرازی - نسرین پارسا - نسرین ژیان - نسرین طاهری - نسرین حبیبی - نارین مانی - نارگل توانا - نوید موسوی - نوید آزاد - نوید میرزایی - نوید سیرجانی - نوید روانی پور - نیلوفر کاردار - نیلوفر سلیمانی - نیلوفر رسالتی - نیلوفر اصحابی - نینا صدرالدین - نیناعجمی - نغمه طهماسبی - نغمه رضوی - نسیم یوسفی - نسیم لهراسبی - نورالله آقازاده - نگین درخشان - نگین برادران - نگین صالحی - نیما مردای - نیما نجف آبادی - نیما مهاجرانی - نیما حاجی آقایی - نسترن درخشنده - نسترن سلطان آبادی - نسترن جلیلیان - نسترن جوزانی - نگار آیتی - نگار سرخوش - نگار میرعبدالله - نگار وقفی - نجمه نجاتی - نجمه قاقازانی - نیره صفایی - نیره اصل شجره - نوشین احمدی خراسانی - نوشین سالم - نوشین امرایی - نریمان کریم نژاد - نریمان داوود زاده - نوری حسن زاده – نوبان فشندی – ناصر زرافشان – ناهید خیرابی – نیلوفر حاجی زادگان - نیما پور یعقوب - نسرین رمضانعلی - نیلوفر شمیرانی - نیما آزاد – ناصر احمدی – نادر حسینی کیا ده - ندا ناصری – نیما دارابی – نازنین افشین جم – نسرین پرواز – نیکلاس اندرسون – ناهید بهرنگ – ناهید نیکو – ناهید مستوفی – نسترن محمد بیگی –
ویکتوریا آزاد - وريا سعيدي – ونداد – ویکتور آقایی – ویکتوریا تابش – ویکتوریا صلاحی – ویکتوریا جهان بخش – ویکتوریا طالبی – وحید سعیدی – وحید زارعی – ویدا بهزاد پور – ویدا قریشی – وندی نور – وندی اسکات – وندی زس – وفا کردبچه - وفا سالم – وهاب مشیری – وهاب عاملی -
هادی نوروزی - هادی صادقی - هما جم بهار- هدیه جانی – هدیه شاه محمدی – هدی سپری - هانیه بلوری - هنگامه فتاحی – هورتاش وفادار – هومن سعدی – هیرو حسنی – هستی رودباری - هیوا شبیری – هوشنگ پاک پور – هما پارسی – هومن کاظمیان – هومن رسولی – هانیه نباتی – هانیه شور بخش – هانیه کاظمی – هانیه شیردست – هایده خسروی – هایده مصطفایی – هما عابدی – هما طنابی – هما لهراسبی – هوشنگ حمید زاده – هاله هرمزی – هژیر غیبی – هژبر تنهایی – هاله کوهرنگ -
یاسمین فرزانجو - یاسمین مظاهری - یاسمین امیری - یاسر پیرحیاتی - یاسر بلقندی - یورش امینی - یاسمن رضازاده - یاشار جوانبخت - یاشار شمس - یاشار تبریزی - یاشار شیشه چی - یاشار مولا پور - یاشار سلطان زاده - یاشار جوادی - یوسف قهرمانی - یوسف بهمنی - یوسف صباغ زاده - یوسف روحی - یوسف سجره - یوحنا رستمی - یاشار دارالشفا - یکتا اصغری - یزدان مرادی – یاور احمدی – یونس پیر نیا – یونس الله یار – یاس بوشهری – یارا رحمت پناهی – یزدان تویسرکانی – یزدان نوبخت – یاور دانش – یاسی منزوی – باس حجازی – یان مو – یوسف طبری - تير ۱۳
۸۷Wednesday, 09 July 2008 19 تير ۱۳۸۷
|
|
به نام آزادي
نيروهاي امنيتي در تداوم سير برخورد با فعالان مدني ، در تاريخ 1/4/87 اقدام به بازداشت "اسماعيل حسين پناهي" از فعالان مدني شهرستان دهگلان نمودند . نامبرده پس از اين بازداشت به نقطه نامعلومي منتقل گرديد و عليرغم دوهفته پيگيري مستمر خانواده وي تا کنون هيچگونه اطلاعي از سرنوشت وي حاصل نشده است.
شايان ذکر است "انور حسن پناهي" از ديگر فعالان بازداشتي منطقه مذکور نيز نزديک به يکسال است که بدون هيچگونه سند و تفهيم اتهامي تنها با برچسب حمايت از گروههاي اپوزيسيون کردستان در بازداشتگاههاي مختلف اداره اطلاعات به سر ميبرد ، وي هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات نگهداري ميشود.
منطقه دهگلان از توابع استان کردستان چندي است که شاهد تشديد برخورد با فعالان مدني و سياسي ميباشد.
فعالان حقوق بشر در ایران 05.07.2008
|
يازده متهم ديگر پرونده آيت الله بروجردي در آستانه زندان
مسعود سماواتيان، عليرضا منتظر صاحب، علي شهرابي فراهاني، حبيب قوتي، احمد كريميان، مجيد الستي، مهرداد سوري، محمدرضا صادقي، حسن هريسچيان، عليرضا اربابي، کامبيز حسيني.
افرادي هستند که در طي سه ماهه اخير چندين بار توسط دايره اجراي احکام شعبه دوم دادسراي ويژه روحانيت احضار شده و طي آخرين ابلاغ شفاهي، بايد تا روز 22 تيرماه 1387 براي اجراي احکام طولاني مدت زندان از 2 تا 5 سال حبس، خود را تسليم مراجع قضائي نمايند.
شايان ذکر است اين عده که در ماجراي دستگيري آيت الله بروجردي بعنوان هوادار وي بازداشت گرديدند روحاني نيستند و طي 2 سال اخير به طور متوسط يازده ماه در بندهاي 240 ، 209 و اندرزگاههاي 7 و 8 زندان اوين در سلولهاي انفرادي و بندهاي عمومي بازداشت بودهاند و سپس با قيد وثيقههاي پنجاه تا صد ميليون توماني آزاد شدند.
کليه اين افراد به هنگام دستگيري در مهرماه 1385 مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفتند و در ماههاي اول حبس نيز تحت انواع شكنجههاي روحي و جسمي به سر بردند که در طي اين پروسه به مشکلات جسمي و بيماريهاي عصبي مبتلا گشتند.
8 تن از اين متهمين که مشاغل دولتي داشتند، از محل کار خود اخراج شدهاند و حتي بيمههاي درماني آنها نيز باطل گرديده است که اين امر باعث فشارهاي شديد اقتصادي بر خانوادههاي آنها بوده است.
خانوادههاي اين متهمين با همکاري وکيل تسخيري اين پرونده، آقاي برزگر، ضمن درج مطالب فوق در نامهاي به مسئولين بلندپايه دادگاه ويژه روحانيت (علي رازيني (رئيس کل) و محمد سليمي و جعفر قدياني (دادستانهاي دادگاه ويژه روحانيت)) تقاضاي تبرئه عزيزان خود را کردهاند ولي مسئولين جواب دادند: "با توجه به اينکه براي اين افراد به همراه تعداد ديگري از متهمين اين پرونده، حکم اوليه اعدام صادر شده بود و سپس اين مجازاتها به حبس و زندان کاهش يافت، فلذا امکان تخفيف بيشتر وجود ندارد!"
لازم به ذكر است كه طي 6 ماه اخير بازداشت مجدد هواداران آيتالله بروجردي ادامه داشته است از جمله: محمد مهمان نواز، محمدرضا صاقي، نرگس غفار زاده، مريم عظيمي، فاطمه عبداللهوند، بيش از يك ماه در بازداشت مجدد و تحت بازجوئيهاي شكننده قرار داشتهاند.
متهمين اين پرونده روند محاكمات و كليه احكام صادره را ناعادلانه ميدانند و درخواست کمک عاجل مداقعان حقوق بشر براي احقاق حقوق خود را دارند.فعالان حقوق بشر در ايران 26.06.2008
|
شکستن دست يک زنداني سياسي توسط زندانبانان
بنابر گزارشات دريافتي ساعاتي پيش زندانبانان زندان رجايي شهر کرج در اقدامي غيرانساني ، زنداني سياسي به نام "اسماعيل قرودي ميلان" محکوم به 5 سال حبس تعزيري به جرم عضويت در حزب کارگران کردستان ترکيه که 24 روز پيش از زندان سلماس به اين زندان تبعيد شده بود را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
اين ضرب و شتم همچون ضرب و شتم و حمله به علي حيدريان يکي ديگر از زندانيان سياسي زندان مذکور فاقد هيچگونه دليل منطقي بوده است و قرائت نام نبرده و انتقال وي به اتاق استقرار پاسداربندها در زندان و ضرب و شتم دسته جمعي وي که منجر به شکستگي دست راست وي گرديد گواه از برنامه اي مشخص براي اذيت و آزار زندانيان سياسي در اين زندان ميدهد.
نامبرده پس از انتقال به بهداري زندان و گچ گرفتن دست شکسته شده تهديد ميگردد که در صورت افشاي موضوع ضرب و شتم روزجاري ، دست ديگر وي را نيز خواهند شکست .
وضعيت اين زندان را بايد بعنوان مسلخي دانست که آقاي سهراب سليماني آن را تبعيدگاه رسمي زندانيان سياسي خواند و بيش از پنجاه زنداني سياسي هم اکنون در بين زندانيان خطرناک اين زندان امنيتي به سر ميبرند ، آقاي ارژنگ داودي در اعتصاب غذا به سر ميبرد ، فرزاد کمانگر و علي حيدريان در سالن مربوط به بيماريهاي عفوني چون هپاتيت و ايدز و سل نگهداري ميشوند ، بهروز جاويد تهراني کماکان در سلول انفرادي و وضعيتي نامعلوم به سر ميبرد ، تعدادي از زندانيان سياسي به صورت دسته جمعي ممنوع ملاقات گرديده اند و بسياري موارد فاحش ديگر که تماماً از برنامه ريزي سيستم امنيتي براي اعمال فشار بيشتر بر زندانيان سياسي با توسل به تمامي ابزارها حکايت مينمايد.
Human Rights Activities in Iran
تاريخ :26/3/87
شماره :794 - 87فعالان حقوق بشر در ايران
شکستن دست يک زنداني سياسي توسط زندانبانان
15.06.2008
|
اطلاعیه / جان ارژنگ داودی در خطر است
زندانی سیاسی ارژنگ داودی در چهل و ششمین روز اعتصاب غذای خود به سر میبارد . وی از تاریخ 30/1/87 در پی تحقق خواسته های خود که عبارتند از : پايان روند غيرقانوني برخوردها ، اعمال فشارها و تبعید وی و همچنين بازگرداندن وسايل شخصي ضبط شده توسط زندان و دراختیار گذاشتن کپی از حکم محکومیت خود دست به اعتصاب غذا زده است .
این اعتصاب غذا که در زندان اوین آغاز شد با برخورد بد مدیریت زندان و انتقال آقای داودی به واحد 6 زندان رجایی شهر کرج ادامه یافت ، عدم استمرار خبررسانی پیرامون وضعیت آقای داودی نیز به لحاظ محدودیتهای ارتباطی واحد 6 زندان رجایی شهر کرج میباشد .
در هفته گذشته به همسر وی ملاقاتی جهت صحبت با آقای داودی برای پایان دادن به اعتصاب غذا داده شد ، وی در این ملاقات به شدت از لحاظ جسمانی ، وزن بدن ، فشار خون و بینایی رو به تحلیل رفته بود . بر اساس گزارشات دریافتی وی علیرغم وضعیت خطرناک خود همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرد . بهداری زندان اعلام نموده است تداوم این وضع منجر به کما رفتن آقای داودی در طی روزهای آتی خواهد شد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران اعتصاب غذاي زندانيان سياسي که به خطر افتادن سلامت و جان آنان است را وسيله اي غم انگيز براي رسيدن زندانيان به حقوق خود ميداند و بستر اين نوع اعتراضات را سيستم امنيتي زندانها و بي توجهي تعمدي سيستم زندانباني به زندانيان سياسي و حقوق آنان ميداند . از اينرو مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن اعتراض به بي توجهي مديريت زندانها نسبت به حقوق و جان زندانيان بدينوسيله از وضعيت وخيم جسمي آقاي ارژنگ داودي نگراني عميق خود را ابراز مينمايد و خواستار توجه نهادهای حقوق بشری و رسانه های عمومی به وضعیت بغرنج وی میباشد.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
02.06.2008
|
زندانبانان حکومتی در رجائی شهر زندانی سیاسی را به سختی مجروح کردند.
انتقال علی حیدریان به بیمارستان
ساعاتی پیش زندانی سیاسی علی حیدریان در حالی که در درمانگاه زندان رجایی شهر کرج جهت دریافت داروهای مورد نیاز خود منتظر حضور پزشک بود ، با تعدادی از پاسداربندان بندهای مختلف زندان به صورت تصادفی مواجه میگردد ، این افراد جرم آقای حیدریان را از وی میپرسند . و با شنیدن پاسخ متهم سیاسی بدون دلیل منطقی و تنها بر پایه تضاد ایدئولوژیک و سوءاستفاده از قدرت خود و ضعف مدیریت سیستم زندانبانی ، شروع به ضرب و شتم این زندانی سیاسی مینمایند .
ضاربین بیش از 15 نفر بوده اند که همراه با هتاکی مبنی بر اینکه " نخواهیم گذاشت زنده از اینجا بیرون بروید " این زندانی را مضروب نموده اند ، به طوریکه صورت آقای حیدریان شکافته شده است ، سر و دندانها شکسته و از هوش میرود . زندانبانان از انتقال وی به درمانگاه خودداری و تنها با احضار تنی از زندانیان آقای حیدریان را بدون رسیدگی پزشکی به بند منتقل میکنند .
پس از گذشت ساعاتی از نگهداری آقای حیدریان در بند با همان وضعیت خونین ، و به هوش نیامدن نامبرده و گسترش موج اعتراض زندانیان بالاخص زندانیان سیاسی ، نهایتاً پس از حضور پزشک در بند به علت وخیم بودن وضعیت این زندانی ، وی به بیمارستان اعزام گردید.
آقای علیزاده طباطبایی وکیل آقای حیدریان قصد خود را مبنی بر شکایت از عاملین ضرب و شتم این زندانی اعلام نموده است .این واقعه در حالیست که طی روزهای گذشته این زندانی به همراه فرزاد کمانگر مورد تهدید فردی به نام ترابی ، مسئول واحد بازرسی زندان مذکور مبنی بر شکستن دست و پا قرار گرفته بودند . متاسفانه ضرب و شتم زندانیان جایگاهی عرف در سیستم پرنقص زندانبانی جمهوری اسلامی دارد .فعالان حقوق بشر در ایران
14.05.2008
|

|
اعتراض ديده بان حقوق بشر به بازداشت بيش از ۳۰ نفر در اصفهان
ديده بان حقوق بشر روز جمعه طی بيانيه ای به بازداشت بيش از ۳۰ نفر در يک مهمانی خصوصی در اصفهان اعتراض کرده است.
ديده بان حقوق بشر اعلام کرده است که « دستگيری بيش از ۳۰ مرد شرکت کننده در يک مهمانی خصوصی در اصفهان حاکی از از تشديد اقدامات مسئولين برای اجرای قوانين «اخلاقی» است و نشان از شکنندگی حقوق اوليه در کشوری دارد که در آن قدرت پليس همواره تضعيف کننده حريم شخصی است».
اين سازمان از مقام های ايران مصرانه خواسته است تا اين افراد که گفته می شود در اوایل اسفندماه سال گذشته دستگير شده اند، را آزاد کند و« اتهام های آنها مبنی روابط همجنسگرايانه، نوشيدن مشروبات الکلی و ساير اعمال «غيراخلاقی» را کنار بگذارد».
جو استورک، معاون بخش خاورميانه و شمال آفريقای ديده بان حقوق بشر، در اين زمينه گفته است:«وقتی پليس برای اجرای نوعی اخلاقيات دائما درب منازل را می شکند، اين بدان معناست که حدود را زير پا می نهد و در هر لحظه به حريم خصوصی مردم تجاوز می کند».
وی افزوده است:«نظام سرکوبگرايانه ايران با کنترل لباس، رفتار و زندگی شخصی مردم ناقض حقوق بنيادين است».
ديده بان حقوق بشر اعلام کرده است براساس گزارش های دريافت شده از ايران « در ۲۸ و ۲۹ فوريه پليس در اصفهان به منازل شخصی هجوم برده و بيش از ۳۰ مرد را در يک مهمانی دستگير کرده است. اين افراد در حدود چهار هفته است که بدون دسترسی به وکيل و تفهيم اتهام در حبس بسر می برند. گزارش شده است که پليس آنها را برای يافتن«مدارکی» مبنی بر روابط همجنسگرايانه به پزشکی قانونی ارجاع داد.»
* «براساس گزارش های دريافت شده از ايران در ۲۸ و ۲۹ فوريه پليس در اصفهان به منازل شخصی هجوم برده و بيش از ۳۰ مرد را در يک مهمانی دستگير کرده است. اين افراد در حدود چهار هفته است که بدون دسترسی به وکيل و تفهيم اتهام در حبس بسر می برند. گزارش شده است که پليس آنها را برای يافتن«مدارکی» مبنی بر روابط همجنسگرايانه به پزشکی قانونی ارجاع داد.»
دیده بان حقوق بشر
اين گزارش همچنين به بازداشت ۸۷ نفر، از جمله چهار زن و نيز دستکم هشت نفر را که متهم به پوشيدن لباس جنس مخالف شدند، در ماه مه ۲۰۰۷، خرداد سال ۱۳۸۶ در اصفهان اشاره می کند و می افزايد: «قربانيان اين هجوم به ديده بان حقوق بشر گفته اند پليس بسياری از اين افراد را تا کمر لخت کرد و سپس به ضرب و شتم آنها پرداخت تاجايی که پشت و صورت هايشان پر از خون شد. گزارش شده است که چند تن دچار شکستگی استخوان شده اند. ».
گزارش ديده بان حقوق بشر افزوده است:«در بين دستگير شدگان، ۲۴ مرد به اتهام تسهيل اعمال جنسی و منافی عفت و نيز داشتن و نوشيدن مشروبات الکلی محاکمه شدند. در ماه ژوئن ۲۰۰۷ دادگاهی در اصفهان همگی آنها را به دليل ارتکاب به برخی از اين موارد مجرم شناخت. بيشتر آنها تا ۸۰ ضربه شلاق و پرداخت جريمه هايی بين ۱۰ تا ۵۰ ميليون ريال محکوم شدند. اين احکام تحت تجديد نظر قرار دارند و هنوز به اجرا گذارده نشده اند.»
اين سازمان همچنين تصريح کرده است:«بعضی منابع در ايران گفته اند از هنگام دستگيری های ماه مه ۲۰۰۷ تاکنون پليس نظارت و آزار افراد مرتبط با ۸۷ مرد و يا شخص متهم به روابط همجنسگرايانه را تشديد کرده است. برخی از اين اشخاص تشريح کرده اند که چگونه پليس آنها را دستگير و برای افشای نام ديگران تحت بازجويی قرار داده است».
ديده بان حقوق بشر اضافه کرده است:«برخی گزارش های ديگر حاکی از آن است که پليس اصفهان در ماه مارس ۲۰۰۸ نيز چند مرد را از طريق اينترنت به دام انداخت. پليس از طريق پاسخ دادن به آگهی های شخصی بر روی اينترنت اين افراد را دستگير کرد و سپس آنها را برای افشای نام دوستان و سايرين مورد بازجويی قرار داد. پليس پس از دستگيری يکی از اين افراد، تصاوير جنسی چند مرد را بر روی تلفن سيار او پيدا کرد. گفته می شود اين فرد محاکمه و به سه سال زندان محکوم شده است».
ديده بان حقوق بشر در بيانيه خود درباره مجازات همجنسگرايان در ايران نوشته است:«قوانين ايران مردانی را که برای اولين بار مرتکب اعمال جنسی همجنسگرايانه شده باشند در صورتي که عمل دخول صورت گرفته باشد، به مجازات های مختلفی و حداکثر به مرگ محکوم می کند. در مواردی که عمل دخول واقع نشده باشد اين افراد حداکثر ۱۰۰ ضربه شلاق می خورند. زنانی که برای چهارمين بار مرتکب اعمال همجنسگرايانه شده باشند ممکن است به مرگ محکوم شوند. »
اين گزارش می افزايد:«بر اساس قوانين جزايی ايران برای اثبات لواط نياز به چهار بار تکرار اعتراف فرد و يا شهادت چهار شاهد مرد عادل است. اما قضات می توانند شواهد مبتنی بر قرائن را نيز بپذيرند. گفته می شود پليس برای اثبات وقوع اعمال«منافی عفت» در ماجرای هجوم مه ۲۰۰۷ در اصفهان چهار شاهد آورد».
29.03.2oo8
|

|
لیست زندانیان سیاسی در ایران
ویژه زمستان 1386
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران همواره زندانیان سیاسی و عقیدتی با هر عنوان و پسوند و پیشوندی را نماد بارز نقض حقوق بشر و بی حرمت نمودن واژه انسانیت و بی اعتنایی به معاهدات الزام آور بین المللی میداند .
انقلاب اسلامی به هدف ریشه کن نمودن واژه زندانی عقیدتی از قاموس فرهنگی ملت ایران شکل گرفت اما آنچه که در تداوم سه دهه حاکمیت نظام جمهوری اسلامی حاصل شد ، هزاران زندانی قتل و عام شده ، مفقود الاثر ، شکنجه شده و... میباشد ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران توان خود را معطوف به دیده بانی جامعه مدنی و افشای نقض حقوق بشر در ایران نموده است ، در این راستا این مجموعه تا کنون لیستهای ماهانه و فصلی مختلفی از زندانیان سیاسی منتشر نموده است که با مدد آزاداندیشان این لیست هر روز کاملتر و نقض حقوق بشر در ایران مستدلتر میگردد .
لیست ذیل ، اسامی زندانیان سیاسی و عقیدتی می باشد که هم اکنون در زندانهای پیدا و نهان جمهوری اسلامی در سراسر کشور ایران به سر میبرند و چشم مدد به مدافعان حقوق بشر دارند . شایان ذکر است این لیست تنها دربرگیرنده تعداد اندک و شناخته شده ای از خیل عظیم این زندانیان می باشد و امید است با یاری متداوم سایر همسنگران دفاع از آزادی هر روز کاملتر گردد.
هموطنان و مطلعین گرامی جهت یاری مجموعه در تکمیل تر نمودن این لیست میتوانند با شماره 82185473-021 و یا با شماره واحد بین الملل 3105983634 -001 تماس حاصل فرمایند.
شماره نام نام خانوادگی اتهام محل نگهداری حکم
1 یونس آقایان اقلیت مذهبی زندان مرکزی نقده اعدام
2 احمد آلبوغیش فعال عرب اهواز زندان کارون اهواز 6 سال
3 مصطفی احمد نژاد فعال سياسي كرد زندان مرکزی سنندج
4 طاها احمدی فعال سياسي كرد 4 سال
5 متين ارجان حزب کارگران کردستان ترکیه سالن 9 اندرزگاه 8 زندان اوین 10 سال
6 ستاره ارکوازی سازمان مجاهدین خلق زندان دیزل آباد کرمانشاه 10 سال
7 اکبر اقدسی فعال سياسي كرد
8 مسلم الهائی تبعید به خرم آباد 1 سال
9 شيث اماني فعال کارگری
10 اسد امینی حزب کومله زندان ارومیه 3 سال
11 رضا امینی فعال سياسي كرد 20 سال
12 ساسان بابایی پژاك زندان سنندج 3 سال
13 احمد باطبی فعال دانشجویی 15 سال
14 محسن باوی فعال عرب اهواز تبعید به نیک شهر 20 سال
15 عماد باوی فعال عرب اهواز ،تبعید به قائم شهر 25 سال
16 هانی باوی فعال عرب اهواز 10 سال تبعید 11 سال
17 مسلم باوی فعال عرب اهواز 10 سال تبعید به اراک 16 سال
18 اسد باوی فعال عرب اهواز زندان اهواز 10 سال
19 مهدی باهله حزب کومله زندان ارومیه ابد
20 افشین بایمانی سازمان مجاهدین خلق فرعی 5 زندان رجایی شهر کرج ابد
21 چنگیز بخت آور فعال سیاسی ترک زندان تبریز
22 ناظم بریحی بمب گذاری - اهواز زندان اهواز اعدام
23 هيوا بوتيمار روزنامه نگار بازداشتگاه اطلاعات مهاباد اعدام
24 جمال بهادری توهين به رئيس قوه قضائيه بند7 زندان اوین 5 سال
25 کاوه بهرامی فعال سياسي كرد
26 صابر بیت اللهی فعال سياسي كرد
27 محمد پرتوی شرکت در تظاهرات 4 سال
28 طاهر تمیمی فعال عرب اهواز 5 سال تبعید اردکان یزد 15 سال
29 ابوبکر تیکان فعال سياسي كرد
30 جواد جابری فعال عرب اهواز 5 سال
31 محمد جلالی فعال عرب اهواز 3 سال تبعید به آذربایجان شرقی 8 سال
32 قادر جولا فعال سياسي كرد 15 سال
33 ابوالفضل جهاندار فعال دانشجویی اندر |