وضعیت جسمی پنج زندانی علوی مذهب در زندان ارومیه بسیار وخیم گزارش شده است
(گزارشی کوتاه از زندان مرکزی اورومیه)
حکم قطعی مبنی بر ۱۳ سال تبعید به زندان یزد در مورد سهندعلی و بخشعلی محمدی و عباداله قاسم زاده سه زندانی علوی زندان ارومیه دیروز ۱۳ مهر ماه ۱۳۸۶ در حالی به آنها ابلاغ شد که آنها در بیستمین روز اعتصاب غذای خود در اعتراض به رفتار ناشایست مسئولین زندان اورمیه و احکام صادره از طرف دادگاه قرار داشته اند.
مهدی قاسم زاده، عبادالله قاسم زاده، سهند علی محمدی، بخشعلی محمدی و یونس آقایان از روز ۲۵ شهریورماه امسال در اعتصاب غذا به سر می برند. آنها می گویند؛ به خاطر عدم اجرای قولهایی که دادستان بعد از اعتصاب غذای ۲۳ روزه تقریبا ۵ ماه پیش به آنها داده بود٬ رفتار بسیار بد مسئولین زندان و آزار و اذیت خانواده و نزدیکانشان از طرف حکومت اعتصاب غذا کرده اند.
آنها در نامه ای که خطاب به « مسئولین کشور ایران » نوشته شده است٬ اقدام برای اعتصاب غذا را اعلام کرده بودند. در قسمتی از این نامه چنین آمده است؛ « بالاخره این ظلمها پایانی دارد و با تأسی از حضرت مولا علی (هو) که فرموده اند: در مقابل ظلم و ستم به هر طریق ممکن فریاد به پا دارید، اعتصاب خود را پیرو اعتصاب مورخ ۱۱/۱/۸۷ اعلام می نماییم. یادآوری می شود که (در) اعتصاب مورخه ۱۱/۱/۸۷ با قولهای رسمی دادستان مبنی بر ادای حقوق خواسته شده ما ... اعتصاب خود را شکستیم ولی چنانکه انتظار میرفت مقامات اطلاعاتی و دادستانی باز پیمان شکنی کرده و وظایف خود را انجام ندادند.»
چند زندانی سیاسی در زندان مرکزی ارومیه وضعیت جسمی این پنج نفر را بسیار ناگوار و احتمال مرگ بر اثر زیانهای ناشی از گرسنگی را بسیار بالا توصیف کرده اند. به گفته آنها در نتیجه اعتصاب های گذشته و همچنین گرسنگی های ناشی از باورهای مذهبی این افراد آنها را از نظر جسمی آسیب پذیر کرده است.
سهندعلی محمدی (فرزند محمد)٬ بخشعلی محمدی (فرزند محمد)٬ عباداله قاسمزاده (فرزند قباد)٬مهدی قاسمزاده (فرزند قباد) و یونس آقایان (فرزند ایوب) از علوی های آذربایجان و پیرو فرقه آتش بیگی هستند٬ که مردم آذربایجان به آنها «گوران» ٬ «اهل حق» و «علی الهی» نیز می گویند. افراد مذکور در پی درگیریهای مسلحانه مهرماه ۱۳۸۳ بین نیروی انتظامی و جمعی از پیروان این فرقه در روستای "اوچ تپه" (قوشاچای - میاندوآب) واقع در استان آذربایجان غربی دستگیر شدند. در این درگیریها چند افسر انتظامی و شش تن از روستائیان از جمله سلطانعلی محمدی٬ فرزند ۲۰ ساله اش حسین و برادرش فریدون کشته شدند.
پنج علوی دستگیر شده بعد از محاکمه در دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد در اوائل سال ۱۳۸۴ ٬ با اتهاماتی از قبیل؛ « انتشار اعلامیه های توهین آمیز٬ انتشار عقاید ارتداد آور و کفر آمیز٬ توهین به مقام معظم رهبری مد ظله العالی٬ تمرّد در مقابل نیروهای انتظامی٬ نگهداری اسلحه ناریه غیر مجاز و استفاده از آن٬ اقدام مسلحانه علیه نظام (محاربه) »٬ به اعدام محکوم شدند و بعد از اعتراضهای مکرر به دادگاههای تجدید نظر استان آذربایجان غربی و دیوان عالی کشور٬ حکم اعدام در مورد دو تن از آنها یعنی مهدی قاسمزاده و یونس آقایان همچنان برقرار است. حکم اعدام سهندعلی و بخشعلی محمدی و عباداله قاسمزاده در سال ۱۳۸۵ از طرف شعبه 27 دیوانعالی کشور ( رئیس٬ محمدرضا بروجردی و مستشار٬ مالک اژدر شریفی) لغو شده بود.
این پنج نفر هم اکنون در بند ۱۲ زندان ارومیه که از طرف مسئولین زندان به نام بند جرائم امنیتی و از طرف زندانیان با نام بند سیاسی شناخته می شود٬ محبوسند. جوانترین فرد این گروه یونس آقایان که بعد از صدور حکم اعدام از گروه جدا شده و در بند ویژه مرتکبین قتل به سر می برد حدود ۳ ماه پیش دوباره به این گروه پیوسته است. علت جدا شدن یونس آقایان از همکیشانش تطمیع مسئولین و تعهد آنها مبنی بر لغو حکم اعدام ٬ گزارش شده است. ولی مسئولین به قول خود عمل نکرده اند.
این زندانیهای عقیدتی تا کنون چندین نامه خطاب به مسئولین نوشته اند. آنها علاوه بر ایجاد شرایط دشوار برای آنها در داخل زندان به ایجاد مشکلات بسیار برای دوستان و اقوامشان در بیرون از زندان از جمله ٬« ریختن به خانه های آنها بدون ارائه مجوز ورود به بهانه وجود سلاح در خانه و یا تملک غیر قانونی زمین و ملک آنها به بهانه همکاری با دوستانشان و ایجاد رعب و وحشت و اقدام به تهدید اهالی روستای محل سکونتشان به علت ارتباط با این خانواده ها » و غیره اشاره کرده اند. در یکی از نامه های آنها چنین نوشته شده است؛
« حال سوال اینست :آقای رئیس جمهور،آقایان نمایندگان مجلس و کسی که خودش را فرمانده کل قوا معرفی می کند، چرا به این منصبها تکیه داده اید؟ این امکانات برای چه در اختیار شماست؟ برای مکیدن خون مظلومان؟ صدای ما کی به گوش شما خواهد رسید؟ کی به تعهدات خود عمل خواهید نمود؟ تا به حال برای اینکه مشکلات عقیدتی،سیاسی،روحی و روانی خودمان و خواسته های یک قوم را به گوش ظالم شما برسانیم ۴ بار تا دم مرگ اعتصاب نموده ایم،آیا شما مسئولین ، وظیفه ای در قبال ملت ندارید؟ کمیسیون اصل ۹۰ مجلس چه وظیفه ای دارد؟ آیا گزارش اعتصاب ما که شخصا به آن ارگان ارسال نموده ایم و رسید هم دریافت کرده ایم پاسخی ندارد؟.. »
زندانیان سیاسی در زندان مرکزی ارومیه:
- مهندس ابراهیم رشیدی شاعر٬ نویسنده و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه ارومیه است. اوعضو مؤسس مؤسسه غیر دولتی (NGO) « آذرتوپراق »، عضو هیأت مؤسس و دبیر کانون استاد شهریار دانشگاه اورمیه، مدیر مسؤل نشریه دانشجویی «اولدوز»، سردبیر نشریه «بولوت» و عضو هییت تحریریه نشریات «باخیش » و « اویانیش » و مدرس زبان و ادبیات تورکی در دانشگاههای اورمیه و علوم پزشکی اورمیه بوده است. این فعال سیاسی آذربایجانی در طول سالهای گذشته بارها در زندان اوین تهران٬ بازداشتگاههای اطلاعات اورمیه٬ اهر و اردبیل حبس شده است. او از طرف دادگاه تجدید نظر آذربایجان غربی به به پنج ماه حبس تعزیری و پرداخت پنجاه هزار تومان جزای نقدی محکوم شد و از ۱۵ مردادماه امسال به زندان فرستاده شده است. ابراهیم رشیدی در بند ۱۲ زندان اورومیه نگهداری می شود.
- هوشنگ نقی زاده و عارف الوفی که هر دو بعد از دستگیری در مراسم روز جهانی زبان مادری در ۲۱ فوریه ۲۰۰۷ دستگیر و بعد از قرار وثیقه آزاد شده بودند. بعد از صدور حکم به بند ۲ زندان اورمیه منتقل شده اند. عارف الوفی دانشجوی یکی از دانشگاههای جمهوری آذربایجان است.
- وحيد بهادری فعال هویت طلب اورمیه ای در تاريخ ۲۰ اسفند ۸۶ توسط نيروهای اطلاعاتی اورميه بازداشت و روز ۲۴ فروردين ۸۷، در شعبه يک دادگاه انقلاب اورمیه محاکمه و به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" و "تبليغ عليه نظام "به هفت ماه حبس تعزيری محکوم شد. او در مناسبتهای مختلف از جمله خرداد ۱۳۸۶ نیز دستگیر شده بود. بهادری در بند ۱۳ که دارای قوانین سختگیرانه از قبیل عدم اجازه ارتباط با بندهای دیگر می باشد٬ نگهداری می شود.
همچنین تعدادی از اعضای گروهها و احزاب کردی مانند کومله٬ پژاک و پ-ک-ک٬ حزب دموکرات٬ گروه " آگری سوری کوردیستان" و ... نیز در بند ۱۲ زندان ارومیه نگهداری می شوند. آنها از اهالی شهرهای مختلف کردنشین در ایران و همچنین تبعه های کشورهای عراق٬ ترکیه و سوریه هستند. زندانیانی از کشورهای پاکستان٬ افغانستان و بنگلادش نیز در بندهای مختلف وجود دارند.
شرایط عمومی زندان مرکزی ارومیه:
زندان مرکزی ارومیه از حیث قوانین و مقرراتِ بسیار سخت٬ کیفیت و کمیتِ بسیار پایین غذا٬ رفتار بد مأمورینی که گاهاً به زندانیها حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و ... شرایط بسیار بدی دارد. زندانیان و به ویژه زندانیان بند ۱۲ در برخی مواقع به عنوان تنبیه به قرنطینه که اسمهای دیگری همچون انفرادی، سوئیت و مجرد دارد فرستاده می شوند. قرنطینه سلولی کوچک (۳ × ۱.۵ متر) بدون پنجره٬ کثیف و بسیار بدبو است. برخی از زندانیان سیاسی آذربایجان که قرنطینه را تجربه کرده اند٬ آنجا را به ویژه در فصل زمستان غیرقابل تحمل توصیف می کنند. در بندهای ویژه معتادان به مواد مخدر بیماریهای گوناگون از جمله ایدز و بیماریهای عفونی رواج دارد. بنابر گزارشها به طور متوسط هر ۴۵ روز یک نفر بر اثر بیماری و یا اعتیاد می میرد.
يکشنبه ۱۴ مهر ۱٣٨۷ - ۵ اکتبر ۲۰۰٨
به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی
علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک
|
علوي جدايي به جاي سي سي يو به زندان رجايي شهر منتقل شد
سيد مصطفي علوي جدايي در حدود يک هفته قبل بنا به دلايل نامعلومي از زندان رجايي شهر کرج به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد ، نامبرده که از بيماريهاي متعدد جسمي همچون بيماري ديابت و بيماري قلبي در رنج است پس از انتقال به سلول انفرادي و به وخامت گرائيدن وضعيت جسمي خود به بهداري زندان اوين منتقل و با اعلام خطر پزشکان زندان و نياز به بستري شدن نامبرده در بخش مراقبتهاي ويژه (سي سي يو) به جاي بيمارستان به زندان رجايي شهر کرج بازگردانده شد .
وي در زمان حضور در بند 209 مورد تفهيم اتهام يا بازجويي قرار نگرفته و اساس انتقال نامبرده به اين بازداشتگاه امنيتي مبهم مي باشد ، مسئولان بند امنيتي 209 که تحت نظارت وزارت اطلاعات مديريت ميگردد از ارائه خدمات حياتي و پرشکي به اين زنداني بيمار امتناع و با انتقال وي در وضعيت وخيم جسمي به زندان رجايي شهر کرج عملا جان نامبرده را در معرض خطر قرار داده اند.
02.10.2008
|
انتقال ۷ تن از دانشجویان هویت طلب بازداشتی به زندان تبریز
هفت دانشجوی بازداشتی ماههای اخیر دانشگاه تبریز به زندان مرکزی این شهر منتقل شدند.
بر اساس گزارشات رسیده مجید ماکویی دانشجوی دانشگاه مالک اشتر اصفهان به همراه آیدین خواجه ای، فراز زهتاب، امیر مردانی، داریوش حاتمی، مقصود عهدی و منصور امینیان دانشجویان دانشگاه تبریز که از چند ماه پیش بازداشت شده و در بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری می شدند روز یکشنبه ۷ مهر به زندان مرکزی تبریز منتقل شده و هم اکنون در سلول های انفرادی نگهداری می شوند.
در پی انتقال این دانشجویان خانواده های نامبردگان توانستند با آنان ملاقات بکنند، آنها در این دیدار موارد بسیاری از آزار و اذیت از جمله شکنجه به منظور اخذ اعترافات اجباری را گزارش داده اند.
زندانیان در ملاقات با خانواده های خود اظهارداشتند که مقامات رسمی آنها را در معرض بازجویی های ۲۴ ساعته، بی خوابی، ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار داده اند.
به گفته خانواده ها هم اکنون سلامت این زندانیان در نتیجه شرایط سخت زندان و شکنجه های اعمال شده در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به مخاطره افتاده است.
بطوریکه فراز زهتاب که از خونریزی شدید معده رنج میبرد محروم از دسترسی به هرگونه امکانات پزشکی می باشد.
گفتنی است هنوز مهندس سجاد رادمهر دیگر دانشجوی هویت طلب، علیرغم گذشت ۷۵ روز از بازداشت اش در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و در سلول انفرادی بسر می برد، که این موضوع نگرانیها نسبت به سلامتی این دانشجو را بیش تر می کند.
سازمان عفو بینالملل روز شنبه ۲۳ ماه سپتامبر، با انتشار اطلاعیه ای با ابراز نگرانی نسبت به «شکنجه» این دانشجویان، خواهان آزادی و رعایت حقوق آنان شده بود.
ادامه بازداشتها
همچنین خبر می رسد که احسان نجفی نسب دانشجوی ترم آخر الکترونیک،عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند و از دیگر فعالین هویت طلب دانشگاه تبریز روز سه شنبه ۹ مهر ماه حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر توسط ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافته است.
فعالین دانشجویی گمان می کنند دستگیری احسان مرتبط با تجمع اعتراضی روز شنبه ( ۶ مهر ) دانشجویان دانشگاه تبریز که در خصوص بازداشت های دانشجویان هویت طلب برگزار شده بود باشد.
چهارشنبه ۱۰ مهر ۱٣٨۷ - ۱ اکتبر ۲۰۰٨
واحید قاراباغلی
سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران-آداپ
|
وضعيت نامناسب جسمي اميرحسين حشمت ساران
زنداني سياسي اميرحسين حشمت ساران که در حال تحمل پنجمين سال از دوران محکوميت يازده ساله خود در زندان رجايي شهر کرج است به دليل شرايط نامناسب محيطي و عدم رسيدگي پزشکي دچار پيشرفت بيماريهاي مفصلي خود گرديده اند ، نامبرده از ناحيه مفاصل دست و پا دچار مشکل گرديده اند به طوريکه امکان تحرک از وي گرفته شده است و براي انجام امور شخصي و اوليه خود با مشکل روبه رو هستند.
مسئولين زندان زجايي شهر کرج از دادن مرخصي استعلاجي که جزو حقوق زنداني محسوب ميگردد امتناع نموده و با عدم توجه خود به وضعيت جسمي اين زنداني سياسي موجبات پيشرفت بيماري را فراهم مي آورند.30.09.2008فعالان حقوق بشر در ایران
|
عملکرد زندانبانان و مرگ تدريجي يک زنداني. دژخیمان رژیم جنایت کار اسلامی جوان 23 ساله را در زندان مورد ضرب و شتم قرار دادند و این جوان مضروب شده بر اثر عفونت درونی در گذشت
مهام کاظمي زنداني 23 ساله اي که از 3 سال پيش به اتهام قتل در زندان رجايي شهر کرج به سر مي برد و با اخذ رضايت خانواده مقتول در آستانه آزادي قرار گرفته بود. در اسفندماه سال گذشته توسط نيروهاي زندانبان زندان رجايي شهر کرج به دلايل نامشخص ، مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، به طوريکه از ناحيه پاي راست دچار آسيب و جراحت جدي گرديد.
اين زنداني با بي توجهي زندانبانان نه تنها مورد رسيدگي پزشکي قرار نگرفت بلکه مدتي را نيز بعنوان تنبيه در سلول انفرادي به سر برد ، در طي شش ماه گذشته عليرغم تمامي درخواستها توجهي به نياز پزشکي اين زنداني نگرديد ، به طوريکه عفونت پا به حد بالايي رسيد و موجب آسيب ديدگي استخوانهاي ران و لگن نامبرده شد و سرانجام با ورود عفونت به خون اين زنداني در طي شش ماه بيماري و عدم رسيدگي پزشکي در تاريخ 6/5/87 در زندان رجايي شهر کرج جان خود را از دست داد.
شايان ذکر است مکررا از سوي خود زنداني ، وکيل مدافع و حتي پرسنل بهداري زندان بر نياز مبرم وي به رسيدگي پزشکي تاکيد و درخواست انتقال وي به بيمارستان گرديده بود که متاسفانه تنها رسيدگي پزشکي زماني بود که وي بر اثر عفونت وارد شده به خون در کما فرو رفته بود و 48 ساعت قبل از فوت به بيمارستان رسول اکرم منتقل و پس از نااميدي پزشکان به زندان بازگردانده شد تا در زندان فوت نمايد.
جنازه نامبرده پس از فوت تحويل خانواده گرديد که روزگذشته مراسم خاکسپاري اين زنداني برگزار گرديد. مديريت زندان رجايي شهر هيچگونه واکنش يا پاسخگويي به اين رفتار غيرانساني زندانبانان و رويه نگران کننده جاري در اين زندان نداشته است.فعالان حقوق بشر در ایران 30.07.2008
|
زندانیان سیاسی در معرض بیماری سل
بنا بر گزارشات رسیده ، در زندان رجایی شهر کرج که محل نگهداری بیش از پنجاه زندانی تبعیدی سیاسی از سراسرکشور میباشد ، بیش از سه ماه قبل مخوفترین واحد این زندان ، به نام واحد 5 طبقه بندی بخشنامه ای گردید ، بدین شکل که سالنهایی با نامهای پیرمردان ، قرصیها ، متادونی ها و غیره ایجاد گردید .
در این بین سالن 4 واحد 5 به بیماران خاص تعلق گرفت . بیماران خاص شامل بیماریهای ایدز ، انواع هپاتیت ، سایر بیماریهای عفونی و قاتلین مجنون خطرناک میباشد . ده روز قبل در پی فوت یک زندانی مشخص گردید بر اثر ابتلا به بیماری سل که حتی از طریق تنفس نیز قابل انتقال است در گذشته است . این بیماری از تاریخ مذکور شروع به انتشار و مبتلا نمودن سایر زندانیان نمود به طوریکه اکنون بیش از چهارده زندانی به بیماری سل مبتلا و بدون حتی جداسازی یا اقدام پزشکی در میان سایر زندانیان نگهداری میگردند . این بیماری به شدت در حال گسترش است و این بی توجهی مسئولان قضائی و زندانبانی کشور مسلماً نشانه ای از بی اهمیت قلمداد نمودن جان انسانها میباشد.
میتوان گفت تاسف آورترین نکته در این موضوع ، نگهداری عمدی دو زندانی شنخته شده سیاسی : فرزاد کمانگر و علی حیدریان در این مسلخ میباشد . این زندانیان سیاسی در سالن بیماریهای خاص فاقد امنیت جسمی ، روحی میباشند . یقین داریم این نگهداری تعمدی و اصرار بر تداوم آن از سوی نیروهای امنیتی و قضائی تنها جهت حذف فیزیکی یا تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی جهت تن دادن به خواسته های نیروهای امنیتی انجام میگیرد.
فعالان حقوق بشر در ایران 19.05.2008
|
| letzte Änderungen: 2008/10/6 8:31
|
| |
|
|
|
|
|