
|
نامه سرگشاده به رئيس قوه قضائيه ي جمهوري اسلامي ايران
آقاي هاشمي شاهرودي
با سلام و عرض ارادت به خادمين ملّت و مخلصين خداوند و سرسپردگان به آستان ميهن. علت آن كه اين دردنامه را به صورت جمعي و عمومي فرستادم آنست كه سه سال قبل، وقتي كه براي شكايت از ويژه روحانيت، به منزل شما در قم آمدم، پاسخ داديد كه در موضوعي كه وزارت اطلاعات دخالت كرده، وارد نمي شوم. پس دانستم كه كارآئي مرد شماره دوّم حكومت از وزير اطلاعات، كمتر است! لذا خواستم تا عريضه ام را به تاريخ معاصر بنويسم تا در اوراق تقويم حاضر، اخبار و اسرار دين سياسي، ثبت گردد.
آقاي هاشمي؛ بيش از دو سال است كه در زنداني به سر مي برم كه زيرمجموعه شماست و بارها ژست مدافعين حقوق بشر را در روزنامه ي شما ديده ام ! به راستي كه رُل آزاديخواهي را نيكو بازي مي كنيد اما امروز، عصر بيداري ملتهاست و اين گونه حناها در جهان مترّقّي و دنياي تكنولوژي رسانه اي، رنگي ندارد. آنچه كه در سرمقاله هاي روزنامه ي حمايت، در درشت ترين تيتر آمده كه اقرارنامه مقام طراز اوّل قوّه قضائيه است، زندان را محلّ عذاب و مقرّ بي رحمي و مركز انسان ستيزي و عامل فروپاشي خانواده ها و خرابي جامعه معرفي مي كند.
آقاي هاشمي؛ در مدت اقامتم در اوين، شخصاً شاهد بي عدالتي ها و نقض آشكار و علني و همه جانبه حقوق بشر بوده ام و با احساس و اعصاب و احوال و اخلاقم ، زشتي ها و پليدي ها و پيسي هاي اينجا را كه بنديِ بيچاره به تدريج به آنها مبتلا مي گردد را يافته ام. در بندهاي امنيتي كه شكنجه غوغا مي كند و در بندهاي عمومي، انكار خدا و استحالۀ انساني و تغيير هويت آدمي و جنون و خُلق و خوي حيواني در خشم و اميال نفساني، محصول تصوّري است كه بنيانگزار انقلاب از آن به دانشگاه ، ياد مي كرد.
آقاي هاشمي ؛ در اثر آزار و اذيّت كه بيش از دو سال است بر اين فرزند رسول الله كه گناهش، مرثيه خواني آباء كرام و داغ كردن تنورعشق به اجداد عظامش بود وارد شده ، به پيري زودرس رسيده ام و اكثر اعضای بدنم فرسوده و خراب گرديده و بيمارستان اوين، بسان مترسكي است كه جلوي تبليغات طرفداران حقوق بشر را بگيرد و اسناد كافي در تائيد اين كلام را دارم . گرچه طرف حساب من، ويژه روحانيت است و به طوري كه بارها از آنها شنيده شده، زورشان به شما هم مي رسد و لذا انتظاري از نظارت شما ندارم ؛ اما، زنداني، تحويل قوه قضائيه است كه تغذيه اش، بيماري زا و بهداشت آن اسفناك و برخورد نگهبانانش تأثربار و محيط موجود، غير قابل تحمل است. به كوچكترين اعتراضي، حملات گارد حفاظتي، مسجون بدبخت را روانه انفرادي و قطع ارتباط با خانواده اش مي كند و در برخي موارد همراه با زدن و كوبيدن و شكستن و له كردن است.
آقاي هاشمي؛ بزودي متن شكاياتم را به عنوان يك مدعي العموم كه خواهان جدائي ديانت از سياست است و اكثريت قاطع ملت ايران را به همراه دارم از حكومت جمهوري اسلامي ايران به محاكم حقوقي سازمان ملل متحد مي دهم تا دنيا به ميراث اسلام سياسي كه كارنامه اش در اين سي سال گذشته، قابل احصاء مي باشد پي ببرد و طي قطعنامه اي در شوراي امنيت سازمان ملل، حمايت جدي از دين سنّتي و مذهب آباء و اجدادي مردم ايران به عمل آيد. بارها موقعيت نامساعد روحي جسمي خود را به رهبري نظام، اطلاع داده ام ولي بر قساوتهاي مسئولين ويژه و زندان افزوده شده. اكنون خواسته هايم را از شما به عنوان سرپرست قانوني قوه قضائيه كشور، مطرح مي نمايم گرچه مي دانم كه آب درهاون كوفتن است.
اولاً تقاضاي تجديد دادرسي را با حضور خبرنگاران بدون مرز و حقوقدانان سازمان ملل متحد دارم زيرا به استناد ياران انقلاب و نزديكان حكومت، مثل موسوي خوئيني ها و عبدالله نوري، دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت، فاقد وجاهت قانوني و دور از اصالت شرعي است.
دوم؛ خواستار بستري شدن در يك بيمارستان خصوصي به خرج شما و با نظارت نمايندگان سازمان ملل متحد مي باشم. اما مخارجش، چون تمامي مايملكم را سران ويژه، ربوده اند و اما زير نظر سازمان ملل، به علت آن كه سران ويژه، بارها وعده كشتن مرا داده اند.
سوم اين كه، به همراه من صدها تن، زن و مرد و بزرگ و كوچك، مصدوم و مجروح و محبوس شدند كه به شكايات اينها رسيدگي كنيد و از بين اين افراد برخي به خاطر شدت تهاجمات مأمورين، كشته شده اند از جمله، مادر پيرم كه اجازه تشييع و ترحيم هم ندادند. اميدوارم كه عملتان با شعارهايتان، تطبيق نمايد.
سيّد حسين كاظميني بروجردي
زندان اوين تهران ـ اكتبر 2008
|
انور حسين پناهي ، معلم سابق مدارس منطقه ي ليلاخ و فعال مدني شهرستان دهگلان که از سوي دادگاه انقلاب شهرسنندج به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت ملي محکوم به اعدام شده است
، روز شنبه مورخه 24/4/1387 بعلت جراحات ناشي از شکنجه در بازداشتگاههاي قروه و سنندج ، به علت تحليل قواي جسماني بيهوش و به يکي از بيمارستانهاي شهر سنندج منقل مي گردد ، نامبرده پس از 24 ساعت بستري شدن و قبل از بهبودي کامل دستبند به دست با وضعيت جسمي و روحي بسيار وخيمي به زندان مرکزي سنندج بازگردانده مي شود.
بي توجهي به نياز پرشکي اين زنداني وجداني باعث گرديده است تا نامبرده در شرايط بد جسمي و روحي قرار گيرد ، انور حسين پناهي، 36 ساله ، داراي سه فرزند خردسال مي باشد و نزديک به يکسال است همراه با "ارسلان اوليايي " در زندانهاي جمهوري اسلامي در بند مي باشد. همچنين طبق اخبار واصله ،مردم روستاهاي منطقه ي ليلاخ شهرستان دهگلان طي چند روز گذشته با جمع آوري طوماري با بيش از 4000 هزار امضا ،ضمن پشتيباني از آقاي حسين پناهي ،خواستار لغو حکم اعدام وي از سوي مقامات قضايي و امنيتي کشور شده اند .همچنين جمعي از دانشجويان سنندجي نيز طي بيانيه اي خواستار لغو حکم اعدام وي گرديدند.18.07.2008فعالان حقوق بشر در ایران
|

|
|
محمد صديق كبودوند، روزنامهنگار و فعال جامعه مدني كرد پس از گذشت نزديك به يك سال از بازداشت خود از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به تحمل 11 سال حبس تعزیری محکوم شد. کبودوند موسس و رئيس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بوده که در سالهای گذشته نقشي چشمگیر را در جهت بازتاب موارد نقض حقوق بشر در کردستان داشته است.
وي در پي توقيف نشريه پيام مردم كردستان، 10 تيرماه سال گذشته در محل كار خود دستگير و پروندهاي عليه او در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران تشكيل شد. اتهامات وی " اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق تأسيس تشكل غيرقانوني "، تشویش اذهان عمومی" و تبليغ گسترده عليه نظام از طريق مصاحبه هاي مطبوعاتي و انتشار اخبار مربوط به نقض حقوق بشر و نيز "مخالفت با اصول اسلام" از طریق انتشار بیانیهای در رد سنگسار عنوان شده است.
کبودوند پس از بازداشت به مدت پنج ماه در سلول های انفرادی بند ٢٠٩ و ٢٤٠ زندان اوين نگاهداری شد و ظرف اين مدت از سوي مقامات امنيتي جهت انحلال سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان تحت فشار قرار داشت. تحمل زندان انفرادي بلندمدت و نيز فشارهاي فيزيكي و روحي ناشي از بازجويي (كه تماماً بدون حضور وكلاي وي انجام پذيرفته) به بروز عوارض جسمي و عصبي بیماری های گوناگونی از جمله ناراحتي کلیه و پروستات و مشكلات خوني و پوستي در وي منجر شده است.
صدور حکم سنگین برای این فعال حقوق بشر درحالی صورت می گیرد، که به گفته ی وکلای مدافع ایشان، کلیه اتهامات موجود در پرونده وی براساس شنود تلفنی متوجه متهم شده است که امری غیرقانونی است و دادگاه نمی تواند آن را مبنای صدور حکم قرار دهد.
همچنین صدور احکام سنگین زندان، در هفته های گذشته برای فعالان مدنی نشان دهنده عزم جدی نهادهای امنیتی در جهت هرچه محدودتر کردن فعالیت های این کنشگران است.
آنچه در مورد پرونده محمد صدیق کبودوند، مورد توجه است، صدور حکمی سنگین و بی سابقه برای یک فرد، تنها به سبب فعالیت های حقوق بشری است، در حالی که حکومت ایران با پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین آن، این حقوق را به رسمیت شناخته و لذا فعالیت در جهت دفاع از آن امری قانونی تلقی می شود.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با محکومیت صدور احکام سنگین برای فعالان مدنی، رویه دادگاه های انقلاب را در برخوردهای قهری با فعالان حقوق بشر محکوم کرده و خواهان اعتراض و اقدام جدی نهادهای بین المللی در جهت محکوم کردن اینگونه اقدامات حکومت ایران است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره 492- 2008
تاریخ1387/4/4
25.06.2008
|
جش تولد شکنجه گران برای یک دانشجوی زندانی در زندان اوین
بنا به اخبار رسیده از طرف دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و با توجه به پیگیری موضوع و تایید صحت خبر از سوی چند تن از فعالان برجسته چپ دانشجویی متاسفانه خیر ذیل با اطمینان کامل از صحت و سقم آن منتشر می شود.
نیروهای وزارت اطلاعات ایران که کنترل بند 209 زندان اوین را در دست دارند در ادامه اجرای انواع روشهای غیر انسانی خود به منظور سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه و برابری طالبانه ، به روشهایی روی آورده اند که به گفته مطلعین شباهت نزدیکی به روشهای دو دهه اول حیات جمهوری اسلامی دارد.
بعد از بازداشت سری دوم دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، نیروهای وزارت اطلاعات برای گرفتن زهر چشم از زندانیان تازه وارد و به منظور تحقیر آنان اقدام به برپایی جشن تولد برای یکی از دانشجویان می کنند و همه دانشجویان چپ را مجبور به شرکت در این نمایش می کنند.
در میانه این مراسم و در حالی که دانشجویان سعی داشته اند مخفیانه و با نجوا از حال و روز هم مطلع شوند بهروز کریمی زاده و پیمان پیران دو تن از برجسته ترین نیروهای چپ دانشجویی با چشم بند به میان جمع آورده می شوند. با برداشته شدن چشمبند و مشخص شدن چهره این دو زندانی سیاسی موجی از بهت و غم همگان را فرا می گیرد. اوضاع ظاهری و وضعیت جسمانی این دو نفر به قدری رقت اگیز و اسفبار بوده است که تعدادی از دانشجویان بازداشت شده بی اختیار گریه کرده اند. به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه تهران هنگامی یکی از دانشجویان زندانی که سعی داشته است در گوش بهروز کریمی زاده به نجوا مطلبی را بیان کند با خنده ی تلخ این فعال دانشجویی روبه رو شده و رو به دانشجوی زمزمه کننده بیان کرده است که قادر به شنیدن نیست و اگر مطلبی دارد در گوش راست وی گفته شود.
دستهای بهروز کریمی زاده تا آنجا که از آستین بیرون بوده مملو از اثر خاموش کردن سیگار بر بدن بوده است و این صحنه وقتی کامل می شود که دانشجویان زندانی متوجه نوع راه رفتن پیمان پیران شده اند.
پیمان پیران تقریبا به جای راه رفتن بر روی زمین می خزیده است و به جای بلند کردن پاها در هنگام گام برداشتن به هر دو پای خود را بر روی زمین می کشیده است. در میانه این به اصلاح جشن تولد پیمان پیران به یکی از دانشجویان دانشگاه علامه گفته است که کف و مچ هر دو پایش بر اثر ضربات کابل مجروح شده است.
متاسفانه به دلیل رعب و وحشت حاصل از فشارهای دهشتناک نیروهای امنیتی ایران بر دانشجویانی که در روزهای گذشته آزاد شده اند هیچ یک از این دانشجویان حاضر به انجام مصاحبه و یا مطرح کردن کامل آنچه که بر آنان رفته است نیست و حتی محکم ترین این دانشجویان در جواب هر سوال از وضعیت زندان و نوع شکنجه ها تنها به گریه کردن اکتفا می کنند.
خبر وضعیت بهروز کریمی زاده و پیمان پیران مربوط به 20 روز پیش بوده و هنگامی مطرح می شود که دو تن از دانشجویان در جلسه ای خصوصی با گریه و نفسهای بریده شده آن را به زبان می آورند و پس از پیگیری شدید تنی چند از حاضران در جلسه و تایید شدن خبر از سوی حاضران در جشن تولد وزارت اطلاعات اکنون به صورت عمومی منتشر می شود. اما متاسفانه این تنها گوشه کوچکی و ناچیز از یک واقعیت تراژیک و تکان دهنده است که شاهدان عینی آن از زیر بار بیان تمام آن شانه خالی می کنند.
از تمامی آزادیخواهان و برابری طلبان جهان درخواست می کنیم نسبت به رفتارهای مغایر با حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی سکوت نکرده و برای آزادی تمامی زندانیان عقیده و بیان که در زندانهای جمهوری اسلامی تحت رفتارهای غیر انسانی به سر می برند تلاش کنند.
« امضاء کتبی 5 نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب محفوظ است »
پخش و تکیثر: کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)
14032008
|
جنايت عليه بشريـت
حسن حکمت دمير (معروف به هوال عگيد) فعال سياسي کرد و عضو حزب حيات آزاد کردستان ، تبعه کشور ترکيه در تاريخ اول ديماه سال جاري در حالي در زندان مرکزي خوي به مسلخ اعدام برده شد که پاهاي نامبرده بعلت سرمازدگي در زمان بازداشت شديداً نياز به درمان داشته است و دستگاه امنيتي نه تنها هيچگونه اقدامي براي درمان نامبرده ننموده است، بلکه به شکنجه جسمي اين فعال سياسي کرد پرداخته و در نتيجه پس از حاد شدن وضعيت جسمي و بالاخص پاهاي نامبرده اقدام به قطع پاهاي حسن حکمت دمير نموده و بدون توجه به بيانيه صادره از سوي عفو بين اللمل مبني بر تقاضاي رسيدگي پزشکي و لغو حکم اعدام وي و بي اعتنا به تابعيت غير ايراني وي اين فعال سياسي کرد را در يک روال غير قانوني و غير انساني اعدام نموده است.
اين عمل که مصداق عيني جنايت عليه انسانيت مي باشد نه تنها مغايرت کامل با تعهدات انساني بين المللي دارد بلکه نقض صريح قوانين دولتي ايران نيز ميباشد . مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بعنوان يک تشکل حقوق بشري همواره حامي و مدافع حقوق اقليتها در ايران بوده است و ضمن اعتراض شديد نسبت به اين جنايت ، سرکوب مدنيت و حوزه مستقل جامعه را که نمود آن جنايت عليه انسانيت مذکور مي باشد را تنها بستري براي ترويج خشونت و راديکاليسم در جامعه ميداند . و شديداً نسبت به فضاي رعب و وحشت حاکم بر قوميتها در ايران ابراز نگراني مي نمايد.
فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
تاريخ :21/10/86
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
Human Rights Activists in Iran
Email : Info@Hra-Iran.org
Tel in Iran : 021 - 27859131
Fax in Iran : 021 - 27859131
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3634
Tel office : 1 - 310 - 598 - 3986
Fax office :1 - 586 - 816 - 0537
|
ماكوان مولودزاده، جوان 21 ساله كرد در معرض اجراي حكم اعدام قرار دارد.مولودزاده به اتهام لواط در حالي تحت حكم اعدام قرار دارد كه در زمان ارتكاب جرم طبق قانون اساسي ايران به سن بلوغ نرسيده و طبق معاهدات بين المللي كه توسط دولت ايران پذيرفته شده اعدام مجرميني كه زير 18 سال سن دارند غيرقانوني است.
مولودزاده در تاريخ دهم مهرماه سال گذشته پيرو اعلام شكايت يكي از خويشاوندان هم سن خود به اداره اطلاعات شهرستان پاوه در استان كرمانشاه توسط دادسراي شهر پاوه دستگير شد و دادستاني مسئوليت پرونده وي را به عهده گرفت. در متن شكايت تنظيم شده فرد شاكي از رفتار و برخورد متهم اظهار نارضايتي كرده بود. شاكي پرونده بعدها در تحقيقات اعلام داشت كه ماكوان با فردي اقدام به لواط نموده است. با دستور دادستان شهر پاوه در مهرماه 85 ماكوان مولودزاده را با سر تراشيده سوار بر الاغ در شهر چرخانده اند.
فردي را كه گفته مي شد لواط با وي انجام شده احضار و از وي در اين مورد اقرار گرفته اند. به تدريج افرادي ديگري نيز تحت عنوان انجام لواط با مولودزاده احضار و تحت بازجويي به اين مهم اقرار مي نمايند. طبق موارد مندرج در پرونده اين افراد تنها به انجام عمل لواط اشاره نموده و به هيچ عنوان از تجاوز صحبتي به ميان نياورده اند. ماكوان نيز در بازجويي ها كه گفته شده با اعمال فشار و ضرب و شتم همراه بوده به يك فقره لواط در 8 سال پيش و زماني كه 13 سال داشته اعتراف مي نمايد. افراد مورد اشاره نيز به انجام اين عمل در دوره تحصيلات راهنمايي اشاره نموده اند.
نكته حائز اهميت در اين ميان اين است كه طبق تبصره 3 ماده 3 قانون احياي دادسرا صراحتاً حق هر گونه تحقيق و اقدام در خصوص اعمال منافي عفت از دادسراها سلب شده، بنابر اين اقدام خودسرانه دادسراي شهرستان پاوه از اين نظر فاقد وجاهت قانوني است.
پس از انجام تحقيقات توسط مرجع غيرصالح پرونده به دادگاه صالحه ارجاع شده است. شاهدان و افراد مرتبط با پرونده از حضور در دادگاه خودداري نموده و تنها سه تن از آنان با حضور در دادگاه اعترافاتشان را دروغ خوانده و صحبت هايشان را تكذيب مي نمايند. دادگاه اين مورد را نپذيرفته و حتي از ارجاع شكات به پزشك قانوني جهت اطمينان از صحت وقوع لواط خودداري مي نمايد. ماكوان مولودزاده نيز در دادگاه اعترافات خود را تكذيب نموده و بر انجام اعترافات تحت فشار تأكيد مي نمايد. قضات پرونده بدون توجه به تمامي اين موارد در تاريخ 17/3/86 مولودزاده را به اعدام محكوم مي نمايند. حكم صادره به لحاظ موضوع پرونده و منافي عفت بودن آن امكان استيناف در دادگاه را نداشته و در تاريخ دهم مرداد 86 توسط ديوان عالي كشور تأييد شده و راي وارد مرحله اجرا مي شود.
ماكوان مولودزاده به اتهام انجام جرمي كه در سنين نوجواني مرتكب شده و اثبات آن نيز به لحاظ قانوني با اشكالات متعدد مواجه بوده و تنها به استناد « علم قاضي پرونده» در زندان كرمانشاه بسر مي برد و و با ارسال حكم نيابت اجرا از دادستاني مركز هر آن امكان آن مي رود كه در شهرستان پاوه و در ملأ عام اعدام شود.
در حالي كه طبق نص صريح بند 5 ماده 6 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي: «حكم مجازات مرگ نبايد براي جرمهايي كه افراد زير 18 سال مرتكب شده اند صادر شود». ماده 9 قانون مدني در مورد عهود بينالمللي اذعان داشته كه« مقررات عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول منعقد شده باشد در حكم قانون است» و اصل 77 قانون اساسي اجراي عهدنامهها، مقاوله نامهها و موافقتنامههاي بينالمللي را منوط به تصويب مجلس دانسته است. ميثاق ياد شده در سال 1354 به تصويب مجلس رسيده و تاكنون نيز قانوني مخالف با اين بند ميثاق وضع نشده، بنابر اين دادگاهها مکلفند مفاد ميثاق را در احكام خود لحاظ كنند. مضاف به اين كه در روابط بينالملل، اعتبار عهود بيش از قانون داخلي است و اختيار قانونگذار را در وضع قانون معارض محدود ميكند در صورتيكه قضات محاکم آن را ناديده مي گيرند.
كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر ضمن ابراز نگراني فوق العاده خود از اجراي قريب الوقوع حكم اعدام در مورد ماكوان مولودزاده از كليه فعالان سياسي، حقوق بشر و جامعه مدني مصرانه مي خواهد از طريق ارسال نمابر، ايميل و تماس تلفني با دفتر آيت الله شاهرودي، رئيس قوه قضائيه جهت توقف اجراي حكم وي تلاش نمايند.
komite.gozareshgar@gmail.com
28.10.2007
كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
شماره: 368-۲۰۰۷
تاريخ: 7 آبان 1386
|
سه مدیرمسئول بازداشت شده نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران مجموعاً به هفت سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده اند. مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری به ترتیب به سه، دو و نیم و دو سال زندان محکوم شدند. احکام این سه تن در حالی صادر شده که ایشان بارها جرم خود را تکذیب نموده اند و در جلسات دادگاه رسماً اعترافات انجام شده را ناشی ار ضرب و شتم و آزار جسمانی دانسته اند.
مطابق اصل 38 قانون اساسی جمهوری اسلامی هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است، در ادامه قانونگذار بر مجازات متخلفین بر این اصل تأکید نموده است.
از سوی دیگر در حالی که قانون اساسی اصل را بر برائت متهم و نهاده و تا زمان اثبات جرم وی را بی گناه دانسته، دستگاه قضایی و امنیتی ایران با اعلام مجرم بودن دانشجویان بازداشت شده بر انتشار مطالب موهن توسط آنان اصرار ورزیده است.
نکته نگران کننده در این بین وضعیت سلامتی این سه دانشجو است. احمد قصابان در تماسی از زندان از کاهش شدید بینایی خود خبر داده است. طبق گزارش های رسیده سه دانشجوی بازداشت شده به دلیل نگهداری طولانی مدت در سلول های انقرادی دچار ضعف و اختلال در بینایی شده اند. شایان ذکر است در سلول های انفرادی بند 209 زندان اوین یک لامپ فلورسنت به صورت شبانه روزی بر روی سقف سلول روشن است و این امر خود موجب تأثیرات جبران ناپذیر روحی و روانی بر روی افراد می شود.
در روزهای اخیر اخباری مبنی بر انجام اقداماتی جهت انتقال این سه به بند 3 زندان قزل حصار واقع در شهرستان کرج منتشر شده است. زندان قزل حصار محل نگهداری مجرمین خطرناک بوده و این عمل نقض آشکارحقوق شهروندی ایشان و برخلاف اصل تفکیک جرائم است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر دانشجویان بازداشت شده را طبق اظهار نظر و تکذیب صریح خودشان و بنابر گفته¬ی ریاست قوه قضائیه از اتهامات مبرا می داند و خواستار تجدید نظر در احکام صادره و احقاق حقوق ایشان است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
شماره 367-۲۰۰۷
6 آبان 1386
komite.gozareshgar@gmail.com
|
گزارش ماهانه (مهر 1386 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
سه شنبه 23 اكتبر 2007, بوسيله ى اردوان
نهادهای مدافع حقوق بشر ! ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بین المللی : 1 ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای نسبت به موج رو به افزایش شمار مجازات اعدامها در ایران که تنها از آغاز سال 2007 بالغ بر 250 مورد بوده است، هشدار داد. سازمان عفو بین الملل نگرانی شدید خود را از اعدام قریب الوقوع 6 ایرانی عرب تبار اعلام کرده است. اسامی محکومین به اعدام عبارتنداز : رسول علی مزرعه 65 ساله ، حمزه سواری 20 ساله ، احمد مرمزی 30 ساله ، عبدالامام زائری ، ناظم بریهی و زامل باوی که همگی آنها در زندان کارون اهواز در سلول انفرادی در انتظار اعدام بسر می برند.( رادیو فردا 27/7/86 )
دانشجويان بازداشت: 2 ـ یاسر گلی دانشجوی کارشناسی ارشد و از دانشجویان ستاره دار توسط نیروهای امنیتی در مقابل دانشگاه آزاد سنندج بازداشت شد. منزل وی مورد تفتیش قرار گرفت ، کیس کامپیوتر و دفترچه یاداشت اش توسط نیروهای امنیتی ضبط گردید. ( امیر کبیر 22/7/86 )
توقیف نشریات دانشجویی: 3 ـ نشریه دانشجویی « درفش کاویانی » به مدیر مسئولی فرزاد حسن زاده به حکم هیئت نظارت بر نشریات دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد توقیف گردید. ( آوای دانشگاه 11/7/86 )
دانشجويان: احضار و بازجویی 4 ـ دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود با فشار مسعود الماسی نماینده خامنه ای در دانشگاه جهت بازجویی به کمیته انضباطی احضار شدند. ( ادوارنیوز 3/7/86 )
5 ـ ناهید افراسیابی ، کاظم رضایی ، آرش روستایی ، یونس میر حسینی و حمدالله نامجو دانشجویان دانشگاه شیراز به علت گرفتن روزه سیاسی در حمایت از حقوق انسانی دانشجویان زندانی دانشگاه امیر کبیر در کمیته انضباطی دانشگاه شیراز مورد بازجویی قرار گرفتند. ( نوروز 7/7/86)
6 ـ مجتبی تقوی نژاد، نیما رضایی ، محمد باقرنیا و حکیم تقی زاده دانشجویان دانشگاه یاسوج به اتهام تشویش اذهان عمومی با شکایت مدیر عامل مخابرات استان کهگیلویه و بویر احمد جهت محاکمه به دادگاه انقلاب احضار شدند. (ایسنا 27/7/86)
دانشجويان: احکام صادر شده 7 ـ مسعود منصوری و شمال رستمی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر رجایی به اتهام دعوت دانشجویان به اعتراضات صنفی ، انتشار نشریه دانشجویی و عدم التزام به احکام اسلامی توسط هیئت های گزینش آموزش و پرورش از دانشگاه اخراج شدند.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/7/86 )
8 ـ ابوالفضل جهاندار و سعید درخشندی از فعالین سابق جنبش دانشجویی در شعبه 6 دادگاه انقلاب تهران و شعبه 26 دادگاه تجدید نظر استان تهران به 5/2 سال و 5/3 سال حبس تعزیری محکوم شدند. نامبردگان از شهریور سال 85 در زندان بسر می برند. ( ایسنا 6/7/86 )
9 ـ رشید اسماعیلی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبایی و عضو کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در کمیته انضباطی و تجدید نظر به ریاست حجت اسلام شریعتی رئیس دانشگاه به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. نامبرده طی سخنانی در کانون مدافعان حقوق بشر گفت: سرکوب ، بازداشت و شکنجه دانشجویان پلی تکنیک ، حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان و فشار بر این حزب قانونی ، قتل زهرا کاظمی و محروم کردن دانشجویان از تحصیل با صدور احکام تعلیقی و سه ستاره کردن آنها تنها بخشی از سریال بی پایان نقض حقوق بشر است. وی با اشاره به نقض گسترده حق حیات و حقوق زنان نقض حقوق بشر را سازمان یافته ، برنامه ریزی شده و نهادین توصیف کرد.( ادوارنیوز 9/7/86 ) 10 ـ شیرزاد حاجیلو دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی خوی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با گروههای پان ترکیست در دادگاه انقلاب خوی به حکم قاضی نوروزی به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. ( ساوالان سسی 10/7/86 )
11 ـ آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه مازندران در کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شد. مرضیه شفیعی و حامد محمدی به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند و برای سارا خادم ، مینا باطبی ، صادق حکیم زاده و میلاد معینی حکم تذکر شفاهی صادر گردید.( ایسنا 18/7/86 )
12 ـ آیدین اخوان عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه ، ایجاد بلوا و آشوب در دانشگاه و برهم زدن نظم دانشگاه در کمیته انضباطی به 18 ماه تعلیق از تحصیل محکوم شد.(ایسنا 18/7/86)
13 ـ امین بزرگیان از فعالان سابق دانشجویی دانشگاه تهران و از بازداشت شدگان اعتراضات دانشجویی خرداد 82 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 3 سال حبس تعلیقی محکوم شد. (ایسنا 18/7/86)
14 ـ پنج دانشجوی سابق دانشگاه امام حسین، به عنوان مسئولین سایت « یک خبر » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه تجدید نظر هریک به پرداخت 3 میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند.(ایسکانیوز 22/7/86)
15 ـ مهناز محمدزاده شاعر و دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه ارومیه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ترویج پان ترکیسم در شعبه یک دادگاه انقلاب ارومیه به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 22/7/86 )
16 ـ مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری دانشجویان دانشگاه امیر کبیر که از اردیبهشت ماه در زندان بسر می برند، به اتهام توهین به خامنه ای و تبلیغ علیه نظام در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به 3 ، 5/2 و 2 سال حبس تعزیری محکوم شدند.لازم به یاد آوری است که این دانشجویان طی 5 ماه گذشته در زندان مورد شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار داشته اند. ( ایسنا 24/7/86 )
فیلتر کردن سایتهای خبری و منحل کردن نهادهای مدنی : 17 ـ دفتر سایت خبری « بازتاب » به مدیر مسئولی محمد جواد بربریان با شکایت دولت به دستور بازپرس شعبه اول دادسرای کارکنان دولت و رسانه ها پلمپ شد. ( ایسنا 1/7/86 )
18 ـ بدستور وزارت علوم تحقیقات و فن آوری دفاتر مرکزی ، واحد فرهنگی و کتابخانه ، واحد تشکیلات ، صندوق قرض الحسنه و دفتر دانشکده علوم انسانی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود پلمپ شدند.( ادوارنیوز 3/7/86 )
19 ـ بدستور جواد انصاری رئیس آموزش و پرورش تربت حیدریه ، دفتر کانون صنفی معلمان تربت حیدریه پلمپ شد و غلامرضا احمدی مدیر عامل کانون مذکور در هیئت رسیدگی به تخلفات اداری مورد باجویی قرار گرفت. (نوروز 8/7/86 )
20 ـ مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، بدستور وزارت بهداشت و آموزش پزشکی لغو گردید. ( امیر کبیر 19/7/86 )
21 ـ وبلاگ « راه روانگه » متعلق به روزنامه نگار مهابادی دکتر صلاح تادین خدیو بدلیل انتشار مقالات و یاداشتهایی در رابطه با مسائل کردستان فیلتر شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان20/7/86 )
22 ـ دفتر مرکز تحقیقات علمی ـ فرهنگی « بیلیم یولو » ( راه دانش ) به مدیریت مهندس حمید شافعی از فعالین سیاسی و فرهنگی آذربایجان و از ترکهای سنی مذهب ارومیه ، توسط اداره اماکن نیروی انتظامی پلمپ شد. ( کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 22/7/86 )
23 ـ آموزشگاه موسیقی « آذربایجان » به مدیریت هنرمند مشهور تبریزی استاد حسن دمیرچی ، توسط اداره اماکن نیروی انتظامی پلمپ شد. ( کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 22/7/86 )
مطبوعات: توقیف شده 24 ـ امتیاز روزنامه توقیف شده « گلستان ایران » به اتهام فحشاء و منکرات لغو شد و فروزان آصف نخعی مدیر مسئول این روزنامه برای مدت 2 سال از مسئولیتهای مطبوعاتی محروم گردید.( مهر 3/7/86 )
25 ـ ماهنامه « دیلماج » به مدیر مسئولی مهندس علیرضا صرافی چاپ تبریز بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف و امتیاز انتشار آن لغو گردید.( زنستان 17/7/86 )
26 ـ بدستور مدیر کل ارشاد استان خوزستان دفتر هفته نامه « تولید » به سردبیری شهرام گراوندی توسط نیروی انتظامی پلمپ شد. ( ایران پرس نیوز 18/7/86 )
27 ـ ناصر سراج معاون سیاسی و امنیتی دادستان کل کشور اعلام کرد: طی دو سال اخیر 42 نشریه توسط هیئت نظارت بر مطبوعات و دادگاهها توقیف و لغو امتیاز شده اند.( ایسنا 30/7/86 )
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران 28 ـ محمد جواد حق شناس مدیر مسئول روزنامه « اعتماد ملی » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین با شکایت مدعی العموم ، وزارت کشور ، فرمانداری اسلامشهر ، شرکت ایران خودرو و سازمان بسیج دانشجویی جهت بازجویی به شعبه سوم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت احضار شد. (اعتماد ملی 9/7/86 )
29 ـ الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه « اعتماد » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء با شکایت مدعی العموم و وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی جهت بازجویی به شعبه سوم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت احضار شد. (اعتماد ملی 9/7/86 )
30 ـ سید مرتضی سجادیان مدیر مسئول روزنامه « کارگزاران » به اتهام افتراء با شکایت اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و معاون رئیس جمهوری جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد.(ایسنا 15/7/86 )
31 ـ مدیران مسئول روزنامه های « سیاست روز » و « نسیم صبا » جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. ( ایسنا 16/7/86 )
مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران 32 ـ غلامحسین کرباسچی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « شرق » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، توهین و افتراء ، طرح مطالب الحادی و خلاف موازین اسلامی که به اساس نظام لطمه می زند با شکایت مدعی العموم برای نهمین بار در شعبه دوم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت. ( ایسنا 2/7/86 )
33 ـ محمد حسین دریاباری مدیر مسئول هفته نامه « گویه » با شکایت هیئت نظارت بر مطبوعات در شعبه 9 بازپرسی دادسرای قم مورد بازجویی قرار گرفت. ( ایسنا 16/7/86 )
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران 34 ـ مسعود حیدری مدیر عامل سابق خبرگزاری پلمپ شده « ایلنا » به اتهام نشر اکاذیب و افتراء با شکایت وزارت علوم تحقیقات و فن آوری و رئیس دانشگاه امیر کبیر در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد. نامبرده پرونده دیگری در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران با شکایت وزارت کار و امور اجتماعی دارد. ( ایسنا 8/7/86 )
35 ـ محمد حسن فلاحیه زاده مدیر مسئول نشریه توقیف شده « اقلام الطلبه » و خبرنگار اخراجی تلوزیون العالم به علت منتشر کردن اخبار مربوط به بازداشت شدگان و کشته شدگان تظاهرات مردم در اهواز به اتهام تماس با بیگانگان ، افشای اسرار نظام و داشتن حس ناسیونالیستی در شعبه 6 دادگاه انقلاب به 3 سال حبس و 30000 دلار جریمه نقدی محکوم شد. ( فعالان حقوق بشر در ایران 14/7/86 )
36 ـ مصطفی کواکبیان مدیر مسئول روزنامه « مردم سالاری» به اتهام نشر مطالب خلاف واقع با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان محاکمه شد. ( ایسنا 30/7/86 )
مطبوعات: بازداشت روزنامه نگاران 37 ـ سهیل آصفی وبلاگ نویس و روزنامه نگار پس از تحمل 2 ماه بازداشت با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. ( 15/7/86 )
مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها 38 ـ بهمن احمدی امویی خبرنگار روزنامه « سرمایه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 4/7/86 )
39 ـ اجلال قوامی و جهانگیر هاشمی از اعضای تحریریه هفته نامه توقیف شده « پیام مردم کردستان » به اتهام نشر مطالب خلاف واقع در شعبه اول دادگاه حقوقی سنندج ، هر یک به پرداخت 50000 جریمه نقدی و دو سال حبس تعلیقی محکوم شدند. لازم به یاد آوری است که اجلال قوامی در پرونده ای دیگر به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به 3 سال حبس تعزیری محکوم شد، که هم اکنون در زندان مرکزی سنندج دوران محکومیت خود را می گذارند.( موکریان نیوز 9/7/86 )
40 ـ آکو کردنسب عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران و مسئول بخش خبر هفته نامه «کرفتو» به اتهام « جاسوسی» به نفع مجاهدین از طریق جمع آوری اخبار تجمعات ، اعتراضات و جشن های غیرقانونی در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به 3 سال حبس محکوم شد. ( ایسنا 22/7/86 )
اخبار مربوط به فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی : 41 ـ علی شاکری ایرانی مقیم امریکا و عضو اتحاد جمهوری خواهان که به اتهام براندازی نرم در اردیبهشت ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.( ایسنا 3/7/86 )
42 ـ رضا رزازان کارشناس امور فرهنگی دانشگاه شاهرود به علت فشار نیروهای امنیتی از کار اخراج شد. ( ادوارنیوز 3/7/86)
43 ـ دکتر محمد دهقان استاد یار پیمانی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به اتهام توهین به مقدسات اسلامی ، القاء شبهه در ذهن دانشجویان ، عدم رعایت شئونات استادی ، رعایت نکردن نزاکت در گفتار ، ترویج افکار خلاف تفکر اسلامی و شرع مقدس بدستور هیئت انتظامی از دانشگاه اخراج شد. ( امیر کبیر 9/7/86 )
44 ـ دکتر ایرج ملک پور استاد ژئو فیزیک دانشگاه تهران از مرکز تقویم ایران و دانشگاه اخراج گردید. ( میزان نیوز 10/2/86 )
45 ـ مهرنوش سلوکی ایرانی که تابعیت فرانسوی دارد ، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شد. نامبرده در تاریخ 28 بهمن 85 به مدت یکماه بازداشت گردید و سپس با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد. وی در حال حاضر ممنوع الخروج می باشد. ( ایسنا 14/7/86 )
46 ـ دکتر غلام عباس توسلی عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران و استاد ممتاز جامعه شناسی دانشگاه تهران بر اثر فشار برخی نهادها بازنشسته گردید. ( میزان نیوز 17/2/86 )
47 ـ نهادهای اطلاعاتی و امنیتی از برگزاری نماز عید فطر به امامت محسن کدیور در مرکز کار آموز واقع در اتوبان همت جلوگیری بعمل آوردند. ( امروز 19/7/86 )
48 ـ حجت اسلام محمد جواد اکبرین روزنامه نگار و دبیر کل « مجمع طلاب خط امام » که برای ادامه تحصیل عازم لبنان بود ، بدستور دادگاه ویژه روحانیت در فرودگاه اعلام کردند که ممنوع الخروج می باشد و باید جهت بازجویی به دادسرای ویژه روحانیت قم مراجعه کند. ( نوروز 26/7/86 )
احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی : 49 ـ عماالدین باقی نویسنده کتاب توقیف شده « تراژدی دمکراسی در ایران » ، مدیر مسئول نشر نی بعنوان ناشر کتاب و مدیر کل کتاب و کتابخوانی وزارت ارشاد در کابینه خاتمی جهت بازجویی به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ایسنا 2/7/86 )
50 ـ عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر به اتهام افتراء و توهین با شکایت یکی از نهادهای دولتی جهت محاکمه به شعبه 104 دادگاه عمومی تهران احضار شد. ( ایسنا 23/7/86 )
51 ـ بهاالدین ملکی، رامین زندنیا و حیدر زمان از فرهنگیان سنندج به علت فعالیت در انجمن صنفی معلمان سنندج جهت بازجویی به حراست اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان احضار شدند.( موکریان نیوز 27/7/86 )
محاکمه فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی : 52 ـ حجت اسلام هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی با مجموعه ای از اتهامات سیاسی در دادگاه ویژه روحانیت قم بدون حضور وکیل محاکمه شد.( نوروز 25/7/86 )
53 ـ نادر قدیمی ، یوسف رفاهیت ، یوسف زارعی ، علی صادقی ، هادی غلامی ، جلال نادری ، علی نجفی ، مجید فروزانفر و محمود جلیلیان از اعضای کانون صنفی معلمان همدان به اتهام تشویش اذهان عمومی ، صدور اطلاعیه و برگزاری تجمعات غیرقانونی برای دومین بار در شعبه 106 دادگاه انقلاب استان همدان محاکمه شدند. طی روز گذشته برای 700 نفر از معلمانی که در جریان اعتراضات صنفی شناسایی شده بودند حکم کسر حقوق از 10 هزار تا 200 هزارتومان صادر شد. ( نوروز 5/7/86 )
بازداشت فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی : 54 ـ محمد کریمی ، طاهر کریمی ، ابراهیم اسماعیل پور ، علی رسول نژاد ، اسماعیل ادیب حسامی ، ناصر حاجی پیروتی، خالد خداکرمی ، حسین شاه وردی ،مصطفی نادری و نادر بایزیدی از پیروان « مکتب قرآن » ( هواداران احمد مفتی زاده ) توسط نیروی انتظامی شهرستان بوکان بازداشت شدند. ( موکریان نیوز 22/7/86 )
55 ـ در ادامه موج گسترده بازداشت فعالان « مکتب قرآن » ( هواداران احمد مفتی زاده ) نیروهای امنیتی صبح روز عید فطر تعداد دیگری از اعضای این گروه اسلامی اهل سنت را در حین اجرای مراسم نماز عید در یکی از ساجد سقز بازداشت کردند. اواسط هفته قبل در شبهای قدر نیروهای انتظامی و امنیتی با پرتاب گاز اشک آور و با استفاده از باتوم تعداد زیادی از اعضای این گروه را بازداشت کردند، به جز 11 نفر مابقی بازداشت شدگان با قرار تعهد آزاد شدند. همچنین اعضای « مکتب قرآن » در شهرهای جوانرود ، بوکان ، کامیاران و دهگلان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.( امروز 23/7/86 )
56 ـ ملا سیف الله حسینی و ملا حسین حسینی از روحانیون سنی مذهب شهرستان جوانرود 25 روز پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. نیروهای امنیتی دست نوشته ها و کیس کامپیوتری نامبردگان را ضبط کرده و با خود بردند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 24/7/86 )
57 ـ محمد نصرتی دانشجوی دوره فوق لیسانس رشته آمار در ترکیه هنگام مراجعت به ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. حبیب مهری از فعالین حرکت ملی آذربایجان در تبریز توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت گردید.( وبلاگ حق 29/7/86 )
فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها 58 ـ سه نفر به اتهام مخلان نظم و امنیت در یکی از پارکهای پارس آباد اردبیل توسط ماموران انتظامی بازداشت و به حکم دادگستری پارس آباد هرکدام به 74 ضربه شلاق محکوم شدند. حکم صادره در پارک و ملاء عام به مرحله اجرا در آمد. ( ایسنا 2/7/86 )
59 ـ سید احمد شریعت رهبر دراویش گنابادی قم در دادگاه تجدید نظر به پرداخت 650000 جزای نقدی و 9 سال تبعید محکوم گردید. ( اعتماد ملی 2/7/86)
60ـ پروانه وکالت مصطفی دانشجو وکیل مدافع دراویش گنابادی قم به اتهام نشراکاذیب و افتراء با شکایت وزارت اطلاعات به حکم مرکز امور وکلای قوه قضائیه باطل شد. ( میزان نیوز 4/7/86 )
61 ـ مغازه اغذیه فروشی آصف ابراهیم زاده نیازی و مغازه شیشه بری ودود سعادتی از فعالان حرکت ملی آذربایجان در زندان اردبیل ، بدستور اداره اطلاعات توسط اداره اماکن نیروی انتظامی پلمپ شدند.(ساوالان سسی 6/7/86)
62 ـ ابراهیم جعفر زاده به اتهام شرکت در راهپیمایی روز جهانی زبان مادری و فعالیت تبلیغی علیه نظام در دادگاه انقلاب خوی به یکسال حبس تعزیری ، سه سال ممنوعیت از هرگونه فعالیت حزبی و سیاسی و شرکت در انتخابات شوراها و مجلس برای یک دوره و دو سال تبعید به شهر برازجان محکوم شد.( ایسنا 9/7/86 )
63 ـ محمد داوری سخنگوی سازمان معلمان ایران به علت شرکت در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه به پرداخت 5 میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.( نوروز 9/7/86 )
64 ـ امیر عباس بنای کاظمی فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز بعد از 4 ماه بازداشت موقت ، در دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی اکبری به 2 سال حبس تعزیری محکوم شد. مادر نامبرده گفت : وضعیت فرزندم نامناسب است ، او بشدت شکنجه شده است و براثر شکنجه های جسمی دندانهایش شکسته و صورتش کبود شده است. ( ساوالان سسی 10/7/86 )
65 ـ مراسم سخنرانی احمد قابل در حسینیه ارشاد به مناسبت 21 ماه رمضان بدستور نیروهای امنیتی لغو گردید. زمانی که وی از فرودگاه مشهد عازم تهران بود اعلام کردند حق سخنرانی ندارد.(میزان نیوز 11/7/86 )
66 ـ علی اصغر منتجبی و محمدتقی فلاحی از اعضای کانون صنفی معلمان به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به 4 و 3 سال حبس تعلیقی محکوم شد. (ایسنا 14/7/86)
67 ـ یعقوب یادعلی نویسنده داستان « هست و نیست » به اتهام نشر اکاذیب در شعبه 104 دادگاه کیفری یاسوج به یکسال حبس تعلیقی مشروط محکوم شد.( ایسنا 15/7/86 ) 68 ـ علیرضا اکبری نبی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 15/7/86 )
69 ـ علی حشمتی دبیر کانون صنفی معلمان کرمانشاه جهت محاکمه به شعبه 10 دادگاه انقلاب اسلامی کرمانشاه احضار شد. نامبرده قبلا به مدت 11 روز در بازداشت بسر برده است. همچنین اسدالله حیرانی و علی صادقی از اعضای کانون در دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفتند. ( نوروز 15/7/86 )
70 ـ حمید رحمتی عضو موسس کانون صنفی معلمان شهرضا به اتهام شرکت در تجمعات ، تظاهرات و تحصنات غیر قانونی ، اهانت و هتک حیثیت به مسئولین و نشر اکاذیب در هیئت رسیدگی به تخلفات اداری به 3 سال تبعید به مازنداران محکوم شد. ( نوروز 15/7/86 )
71 ـ حمید پوروثوقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 4 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 16/7/86 )
72 ـ محمدرضا رضایی گرکانی عضو کانون صنفی معلمان به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 3 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 17/7/86 )
73 ـ رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 17/7/86 )
74 ـ عماالدین باقی رئیس « انجمن دفاع از حقوق زندانیان » و رئیس « انجمن پاسداران حق حیات » به اتهام تبلیغ علیه نظام و انتشار اسناد محرمانه دولتی از طریق همایش ها و سخنرانی ها از قول زندانیان بندهای امنیتی در شعبه اول بازپرسی معاونت امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران مورد بازجویی قرار گرفت. همچنین حکم یکسال محکومیت تعلیقی وی به اتهام تعرض به شورای نگهبان در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی بابایی به حبس تعزیری تبدیل شد و نامبرده روانه زندان شد. صالح نیکبخت وکیل مدافع عماالدین باقی گفت: موکلم پس از تحمل 3 سال زندان ، در طول 4 سال گذشته 23 بار به دادسرا احضار و یا محاکمه شده است و با توجه به اینکه نه امکان کار در کشور را داشت و نه اجازه انتشار کتابهایش به او داده می شد عملا به نوعی زندانی بود. ( ایسنا 22/7/86 )
75 ـ مصطفی میدان نورد 21 ساله به اتهام شرکت در اعتراضات خردادماه در دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شد. ( کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 22/7/86 )
76 ـ لقمان صداقت و سیامک مرادی به اتهام رعایت نکردن شئونات اسلامی و شرکت در اعتراضات صنفی معلمان از آموزش و پرورش بانه اخراج و از شغل معلمی محروم شدند. اسکندر لطفی و پیمان نویدیان از معلمان سقزی به اتهام شرکت در اعتراضات صنفی معلمان به ترتیب به 3 سال تبعید به اردبیل و 3 سال تبعید به روستای ولیس زنجان و محرومیت دائم از تدریس در کردستان محکوم شدند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 25/7/86 )
اخبار مربوط به زندانيان سياسی : 77 ـ خانواده آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی طی نامه ای سرگشاده خطاب به محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه اعلام کردند: بروجردی بدون برخورداری از حق وکیل در پشت درهای بسته محاکمه شده است. در بخش دیگر نامه مذکور آمده است : سید حسین کاظمینی بروجردی در نیمه ماه رمضان سال گذشته بازداشت شده و به بیماریهای تنفسی ، قند ، فشارخون و پارکینسون مبتلا شده است ، قدش خمیده گشته ، موهایش سپید و چشمانش کم سو شده و به سختی تکلم می کند ، تعادل جسمی خویش را از دست داده ، دچار لرزشهای دائمیست ، بدون کمک همبندیهایش نمی تواند حرکت کند و در یک کلام به علت شکنجه و فشارهای جسمی ، روحی و عاطفی آنقدر لاغر ، ضعیف ، ناتوان و مصدوم گشته که حتی اگر نزدیکانش هم او را ببینند، یقینا نمی توانند او را بشناسند. ( میزان نیوز 10 /7/86 )
78 ـ فرزاد کمانگر عضو کانون صنفی معلمان مدت 14 ماه است که در زندان بسر می برد، در این مدت وی تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار گرفته است. نامبرده در زندانهای کامیاران ، سنندج ، کرمانشاه و بند 209 زندان اوین تحت بیرحمانه ترین شکنجه های جسمی قرار داشته است و به ناراحتی هایی چون سوختگی دست و ران چپ ناشی از آب جوش ، ناراحتی کلیه ها و عفونت و خونریزی مجرای ادرار دچار شده است. نامبرده 3 هفته است که ممنوع الملاقات می باشد. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 20/7/86 )
اخبار فعالان جنبش زنان : 79 ـ محبوبه عباسقلی زاده فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در13 اسفند 85 به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور جهت بازجویی به شعبه دوم ویژه امنیت دادسرای تهران احضار شد. ( ایسنا 14/7/86 )
80 ـ شادی صدر فعال جنبش زنان ، از بازداشت شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب در13 اسفند 85 و وکیل دادگستری و به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور جهت بازجویی به شعبه دوم ویژه امنیت دادسرای تهران احضار شد. ( ایسنا 16/7/86 )
81 ـ بهاره هدایت فعال جنبش زنان ، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و از بازداشت شدگان تجمع 22 خردا 85 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 6 دادگاه انقلاب تهران و شعبه 36 دادگاه تجدید نظر به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شد. ( ایسنا 17/7/86 )
82 ـ روناک صفازاده فعال جنبش زنان ، عضو انجمن زنان آذر مهر کردستان و از اعضای فعال کمپین یک میلیون امضاء توسط نیروهای امنیتی دسنندج بازداشت شد. منزل وی مورد تفتیش قرار گرفت و کیس کامپیوتریش توسط نیروهای اطلاعات ضبط گردید. ( تغییر برای برابری 18/7/86 )
83 ـ منصوره شجاعی و طلعت تقی نیا از فعالان جنبش زنان و ار اعضای مرکز فرهنگی زنان جهت محاکمه به دادگاه انقلاب تهران احضار شدند. ( رنستان 20/7/86 )
84 ـ محبوبه مقدم فعال جنبش زنان و دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی که در تاریخ 15 شهریور ماه توسط ماموران امنیتی در کرمانشاه بازداشت و به بند 209 زندان اوین منقل شده بود پس از 45 روز با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. ( ادوار نیوز 28/7/86 )
اخبار کارگری : 85 ـ پرونده ابراهیم مددی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تجمع در مقابل منزل منصور اسانلو جهت محاکمه به شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران ارسال شد. وکلای نامبرده تا کنون موفق به مطالعه پرونده نشده اند. ( ایسنا 4/7/86 )
86 ـ رحیم حسینی ، کامل حکیمی ، خالد بیخانی ، انور حسین زاده و عطاالله حسینی از فعالین کارگری سقز به اتهام اخلال در نظم عمومی در شعبه 102 دادگاه جزایی سقز هریک به 91 روز حبس و 40 ضربه شلاق تعلیقی محکوم شدند. ( موکریان نیوز 5/7/86 )
87 ـ نیروهای گارد ویژه ، انتظامی و امنیتی در ششمین روز اعتصاب حداقل 2500 نفر از کارگران نیشکر هفت تپه به تجمع کارگران معترض حمله ور شده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. نیروهای امنیتی با باطوم کارگران را مورد ضرب و شتم قرار دادند تعداد زیادی از کارگران مجروح و عده ای بازداشت شدند.کارگران حقوق مرداد و شهریور را دریافت نکرده اند. خواسته های کارگران عبارتند از : انحلال شورای اسلامی کار ، تشکیل سندیکای مستقل کارگری ، انقعاد قرار داد با کارگران قراردادی ، اجرای طرح طبقه بندی مشاغل ، پرداخت فوری حقوق معوقه ، بن کارگری و پاداش و پذیرش کارشان بعنوان کار سخت و زیان آور از جمله خواستهای کارگران می باشد. ( کارگران نیشکر هفت تپه 10/7/86 )
88 ـ بدستور کارفرما 21 نفر از کارگران نساجی کردستان از کار کردن محروم شدند. این کارگران برای اعتراض به اداره روابط کار در سنندج مراجعه کردند. این اداره مشکلات کارگران را به استانداری ارجاع داد.( اعتماد 14/7/86 )
89 ـ منصور حیات غیبی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. (ایسنا 24/7/86)
90 ـ مجید حمیدی از فعالین کارگری سنندج توسط 3 نفر موتور سوار که با نقاب چهره خود را پوشانده بودند در محل سکونت خود واقع در تپه کرباسی سنندج ترور شد . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 26/7/86 )
91 ـ فریدون نیکوفر از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه پنج شنبه شب ساعت 21 به وقت محلی توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد. نامبرده روز پنجشنبه چندین ساعت در حراست شرکت توسط مامورین وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته بود . مامورین اطلاعاتی او را تحت فشار و مورد تهدید قرار داده بودند ، دفاع از خواستهای کارگران عواقب وخیمی برای او خواهد داشت. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 27/7/86 )
قتل مردم توسط نیروی انتظامی : 92 ـ محمد بسامی براثر تیراندازی نیروی انتظامی در مریوان کشته و دو نفر دیگر مجروح شدند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 12/7/86 )
93 ـ فایق حسن پور راننده یک خودرو پژو در جاده سقز ـ سنندج براثر تیراندازی نیروی انتظامی ، خودرو آتش گرفت و نامبرده زنده در آتش سوخت . ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 18/7/86 )
صدور حکم سنگسار : 94 ـ یک زن که مادر 3 فرزند می باشد به اتهام زنای محصنه در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی محکوم به سنگسار شد. ( قدس 5/7/86 )
95 ـ سعید اقبالی وکیل مدافع مکرمه ابراهیمی زندانی محکوم به سنگسار اعلام کرد: بعد از اجرای حکم سنگسار جعفر کیانی همسر موکلم ، از دفتر رئیس قوه قضائیه پرونده خواسته شد و بصورت ویژه مورد بررسی قرار گرفت . وی گفت: ارسال پرونده به کمیسیون عفو و بخشودگی به معنی صحه گذاشتن بر حکم سنگسار موکلم از سوی قوه قضائیه است . مکرمه ابراهیمی از 10 سال پیش محکوم به سنگسار شده است.(ایسنا 23/7/86 )
محکومين به اعدام: 96 ـ مجتبی 23 ساله به جرم قتل همسرش حاجیه ز در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. ( ایسنا 2/7/86)
97 ـ صادق 25 ساله به جرم قتل رحیم ب 37 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی با تائید شعبه 40 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا 2/7/86 )
98 ـ صفر علی معروف به کیانوش 27 ساله به جرم قتل حمید در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا 3/7/86 )
99 ـ فیروز معروف به حمید به جرم قتل علی ج در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( ایسنا 3/7/86 )
100 ـ سعید 20 ساله به جرم قتل یک بسیجی در شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس به ریاست قاضی عیسی عرفانی زاده محکوم به اعدام در ملاء عام شد. ( ایران 3/7/86 )
101 ـ مجتبی 37 ساله به جرم قتل فرهاد 25 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. ( ایران 4/7/86 )
102 ـ ذبیح الله به جرم قتل رحمت الله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 10/7/86 )
103 ـ اسفندیار 39 ساله به جرم قتل غلامرضا 32 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 13/7/87 )
104 ـ مجید 25 ساله به جرم قتل سعید 6 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 13/7/87 )
105 ـ حمید رضا 27 ساله به جرم قتل یک بسیجی بنام روح الله 27 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه یک دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 13/7/87 )
106 ـ محمد جواد 30 ساله و مجتبی 25 ساله به جرم قتل رحمت الله و مجتبی و سرقت مسلحانه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شدند. ( اعتماد ملی 13/7/87 )
107 ـ محمدرضا 28 ساله به جرم قتل احمدرضا در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور و شعبه تشخیص دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 14/7/87 )
108 ـ حسین 24 ساله به جرم قتل حجت در شعبه 102 دادگاه جزایی خمینی شهر و با تائید شعبه 16 دادگاه تجدید نظر استان اصفهان و شعبه 27 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد 14/7/87)
109 ـ احمد و محمود به جرم قتل دو نفر در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 40 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شدند.(اعتماد 18/7/86 )
110 ـ مجتبی 26 ساله به جرم قتل مجید در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد.(ایسنا 18/7/86 )
111 ـ علی م به جرم قتل مزدک خدادایان در شعبه 33 دادگاه عمومی ویژه رسیدگی به جرایم اطفال کرج و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. متهم به قتل در زمان وقوع جرم 16 ساله بوده است. ( اعتماد ملی 21/7/86 ) 112 ـ احمد به جرم قتل مجید و مسعود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ایسنا 24/7/86 )
113 ـ ستوان دوم « م.ع » به جرم قتل سید مصطفی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. ( ایسنا 25/7/86 )
114 ـ صفرعلی به جرم قتل حسن در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 42 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ایسنا 25/7/86 )
115 ـ محمد حسین به جرم قتل همسرش لیلا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( ایسنا 25/7/86 )
116 ـ لیدا 20 ساله و صابر 23 ساله به جرم قتل هوشنگ در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شدند. ( ایران 29/7/86 )
117 ـ یک دختر 9 ساله به نام صغرا از اهالی روستاهای فومن که برای کار به یک خانواده در رشت تحویل داده شده بود، در سن 13 سالگی به اتهام قتل امیر 8 ساله در دادگاه بدوی و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شده و مدت 18 سال است که در انتظار اجرای حکم اعدام بسر میبرد. (اعتماد 30/7/86 )
قتل مشکوک : 118 ـ زهرا ب 27 ساله پزشک فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشکی تهران ، در روز جمعه 21 مهر توسط ضابطین قضایی دستگیر و به بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان منتقل شده بود، در بازداشتگاه بطور مشکوکی خود را حلق آویز کرد و جان سپرد.(ادوارنیوز 23/7/86 )
اعدام زندانیان سیاسی : 119 ـ کیومرث محمدی و نادر محمدی از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران به اتهام قتل یک افسر پاسدار بنام ناصر بیگلری به حکم دادگستری استان کردستان و با تائید دیوانعالی کشور در زندان سنندج به دار آویخته شدند. لازم به یاد آوری است که نامبردگان از تاریخ 24 دی 85 بازداشت شده و ممنوع الملاقات بودند. از حق داشتن وکیل محروم بودند ، در زندان تحت شکنجه قرار گرفتند. وزارت اطلاعات خانواده آنها را تهدید کرده که حق برگزاری مراسم گرامیداشت برای اعدام شدگان را ندارند و در صورت برگزاری هر گونه مراسمی با آنان برخورد خواهد شد.( ایسنا 25/7/86 )
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها : 120 ـ هادی جعفرتبار ، میرهادی میرتقی و میر شجاع موسی زاده به جرم تجاوز به 12 نفر دختر که اکثر آنها دانشجو بوده اند، به حکم دادگاه ویژه استان مازندران و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در ورزشگاه 7 تیر بابل در ملاء عام به دار آویخته شدند. ( فارس 5/7/86 )
121 ـ شهروز مروتی به جرم لواط و تشکیل باند فساد و فحشاء و شرب خمر به حکم قوه قضائیه در شهرستان صحنه واقع در استان کرمانشاه در ملاء عام به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 12/7/86)
122 ـ فاخته صمدی 30 ساله به جرم قتل دکتر محمد پدرام 81 ساله در سال 80 ، به حکم قاضی جواد اسماعیلی رئیس شعبه 1157 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 16 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 )
123 ـ مرتضی ر 28 ساله به جرم قتل صدرالله 27 ساله در سال 82 ، به حکم قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای رئیس شعبه 74 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 40 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 )
124 ـ بهزاد م به جرم تجاوز به عنف و قتل زهرا الف 25 ساله و فریده 70 ساله به حکم قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای رئیس شعبه 74 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 )
125 ـ حسین غ 18 ساله به جرم قتل محمود 20 ساله در سال 83 ، به حکم قاضی نورالله عزیز محمدی رئیس شعبه 71 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. نامبرده در زمان وقوع جرم 16 ساله بوده است.(ایسکانیوز 25/7/86 )
126 ـ حمید ع 22 ساله به جرم قتل مهرداد ش 13 ساله در سال 82 ، به حکم قاضی نورالله عزیز محمدی رئیس شعبه 71 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 ) 127 ـ بابک ر 23 ساله به جرم قتل حضرت الله 35 ساله در سال 80 ، به حکم شعبه 1188 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 42 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 )
128 ـ محمدرضا ش 25 ساله به جرم قتل حمید پ 35 ساله در سال 83 ، به حکم قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای رئیس شعبه 74 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 )
129 ـ کیان الف 33 ساله به جرم قتل همسرش سهیلا اسماعیلی 37 ساله در سال 84 ، به حکم قاضی نورالله عزیز محمدی رئیس شعبه 71 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 )
130 ـ صدیق ق 29 ساله به جرم قتل شهرام الف 28 ساله در سال 81 ، به حکم قاضی جواد اسماعیلی رئیس شعبه 1157 دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 37 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایسکانیوز 25/7/86 )
131 ـ وحید ع ، محمد الف و احمد ع به اتهام آدم ربایی ، اخلال در امنیت عمومی ، تجاوز به عنف به عنوان محارب به حکم شعبه 5 دادگاه کیفری شیراز و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در میدان معلم شیراز در ملاءعام به دار آویخته شدند. ( جمهوری اسلامی 26/7/86 )
اخبار مربوط به سرکوب عمومی : 132 ـ سردار امیر احمد گراوند فرمانده نیروی انتظامی استان کرمانشاه گفت : در جریان اجرای طرح ارتقا ء امنیت اجتماعی طی 6 ماه گذشته به 40000 زن و مرد بدحجاب تذکر داده شده و از این تعداد 3000 نفر به مرکز پلیس اعزام شده اند و 400 نفر به مقامات قضایی معرفی شده اند . وی افزود : 462 نفر به اتهام « اراذل » دستگیر شده اند که در انتظار صدور حکم بسر می برند. ( ایسنا 21/7/86 )
133 ـ سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی گفت: در شش ماه نخست سال جاری 6598 نفر به اتهام شرارت دستگیر شده اند. در رابطه با نحوه دستگیری متهمان وی افزود: در سال 85 ، معدل تیراندازی ماموران نیروی انتظامی 32 از 100 بود که در حال حاضر به 65 از 100 رسیده است.( ایسنا 22/7/86 )
اخبار اجتماعی : 134 ـ مهندس محمدرضا نوتاش معاون وزیر صنایع و معادن و رئیس سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی اعلام کرد: 3000000 بیکار در کشور وجود دارد و معضل بیکاری سالهاست که حل نشده است. ( ایسنا 2/7/86 )
135 ـ دکتر محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه گفت: اجرای حکم سنگسار نه شکنجه است و نه مجازات غیر متناسب . وی افزود : غرب می خواهد تفسیر دمکراتیک و لیبرال خود را در مسایل حقوقی به ما تحمیل کند. ( ایسنا 8/7/86 )
136 ـ سردار رضا زارعی رئیس پلیس استان تهران اعلام کرد ، دو زن بنامهای دلبر 25 ساله و خدیجه 50 ساله به اتهام ادعای ارتباط با امام زمان توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت شدند. ( آفتاب یزد 26/7/86 )
"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"
ihrnena@gmail.com 30/07/1386 برابر با 22/10/2007 انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com info@bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران – آلمان shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) : yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس: فعالان دفاع از حقوق بشر :
Irantestimonyinfo@irantestimony.com 24.10.2007
|
دادگاه معصومه ضياء ۱۶ آبان برگزار میشود، پرونده صدر و عباسقلیزاده در معاونت امنيت دادسرا مطرح است،
خبرگزاری دانشجويان ايران .ايسنا- تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسی
وکيل مدافع معصومه ضياء از برگزاری دادگاه موکلش در ۱۶ آبان ماه در شعبهی ۲۸ دادگاه انقلاب خبر داد.
فريده غيرت در گفتوگو با خبرنگار حقوقی ايسنا اظهار داشت: طی احضار اخير شادی صدر و محبوبه عباسقلیزاده، پروندهی اين دو در معاونت امنيت دادسرای عمومی و انقلاب تهران مطرح است که مراجعه کرده و متوجه شديم اين پرونده در ارتباط با پروندهی تجمع مقابل دادگاه است.
وی عنوان اتهامی موکلانش را اقدام عليه امنيت کشور عنوان کرد و گفت: هنوز در رابطه با اين پرونده تعيين تکليف نشده است.
غيرت همچنين با بيان اينکه دادگاه معصومه ضياء از متهمان پرونده تجمع مقابل دادگاه انقلاب، ۱۶ آبان ماه در شعبهی ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار میشود، گفت: جلسهی رسيدگی به اتهام علی پورسليمان، عضو سازمان معلمان ايران که قرار بود اوايل مهر ماه در شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب برگزار شود، به دليل عدم حضور نمايندهی دادستان تجديد و به ۳۰ مهر ماه موکول شد.14اکتبر 2007
|
بنا بر گزارشات رسیده سه تن از فعالان کرد منتقل شده به اداره اطلاعات سنندج همچنان ممنوع الملاقات هستند.
آقای فرزاد کمانگر فعال حقوق بشری و عضو کانون صنفی معلمان همچنان باگذشت هفته ها از انتقال تامبرده به اداره اطلاعات سنندج در سلول انفرادی و تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار دارد .
خانواده وی تا کنون موفق به کسب خبر از وضعیت نامبرده نشده اند و کلیه اقدامات ایشان با عدم پاسخگویی مسئولین زندان مواجه شده است .
وی که متهم ردیف سوم پرونده می باشد به دلیل مقاومت و خودداری از تن دادن به خواسته های وزارت اطلاعات مورد غضب مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفته است و تلاش تیم های بازجویی برای درهم شکستن این زندانی توسط مامورین اطلاعات کرمانشاه ، بند 209 اوین و اداره اطلاعات سنندج به جایی نرسیده است .
از سوی دیگر آقایان علی حیدریان و فرهاد وکیلی که هم اکنون در بند 4 زندان مرکزی سنندج نگهداری می شوند ممنوع الملاقات هستند و خانواده وی با مراجعه به دادگاه انقلاب و زندان و اداره اطلاعات موفق به دریافت خبر از وضعیت ایشان نشده اند ،دادگستری سنندج قرار ملاقات را منوط به رای دیوان عالی کشور مبنی بر مشخص شدن محل محاکمه این سه فعال کرد کرده است .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به سلامت آقایان فرزاد کمانگر ، علی حیدریان و فرهاد وکیلی شدیدا اعلام نگرانی می کند و از سازمان های حقوق بشری می خواهد برای نجات جان فرزاد کمانگر اقدامت فوری به عمل رساند.
فعالان حقوق بشر در ایران 14اکتبر 2007
|
|
به گفته ی تعدادی از زندانیان سیاسی که مدتی را در بند 209 زندان اوین در بازداشت بوده اند، محل ضبط اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش، دفتر " کریمی" رئیس بند 209 بوده است.
پس از پخش فیلم اعترافات این دو پژوهشگر ایرانی ، تعدادی از زندانیان سیاسی با اعلام این مطلب گفتند که در دوران بازداشت در بند 209، چند بار بدون چشم بند به این دفتر برده شده اند .
فیلم اعترافات این دو پژوهشگر ایرانی با عنوان به نام دموکراسی در حالی از تلویزیون ایران پخش شد که پیش از این نهادهای مدافع حقوق بشر و خانواده این دو زندانی نسبت به اعمال فشار بر آنان در جهت اخذ اعتراف اظهار نگرانی کرده بودند.
گفتنی است هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش کماکان در بند 209 نگهداری می شوند.
Komite.gozareshgar@gmail.com
http://schrr.net
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره303-۲۰۰۷
تاریخ: 31/4/1385
|

|
اعترافات ديكته شده توسط شكنجه گران و آدم شان امنيتي رژيم خون خوار اسلامي براي خورد كردن شخصيت انساني افراد سنت هميشگي وابستگان به استعمار جهاني است . حكومت اسلامي وابسته به استعمار است و چه هوشيارانه استعمار اسلام را به مزدوري خود گماشته است . رامين جهانبگلو، هاله اسفندياري و كيان تاجبخش در حال حاضر در چنگال رژيم خون خوار اسلامي اند.
متن فيلم اول اعترافات
رامين جهانبگلو، هاله اسفندياري و كيان تاجبخش در اين برنامه تلويزيوني از مهموريت پنهان خود عليه جمهوري اسلامي پرده برداشتند.
۲۸ تير ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۲:۲۱ تعداد بازديد: 7877 كد خبر: ۷۱۷۳۸
بخش اول اعترافات سه عنصر وابسته به سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا، از شبكه اول سيما پخش شد.
به گزارش «فردا» رامين جهانبگلو، هاله اسفندياري و كيان تاجبخش در اين برنامه تلويزيوني از مأموريت پنهان خود عليه جمهوري اسلامي پرده برداشتند.
در این برنامه، هاله اسفندياري در معرفي خود گفت: متولد ايرانم، 67 سال دارم، در آمريكا زندگي ميكنم، در شهر واشنگتن. تحصيلاتم را در اتريش انجام دادم، 44 سال پيش از دانشگاه وين در رشته روزنامهنگاري و تاريخ هنر فارغالتحصيل شدم پس از اتمام تحصيلاتم رفتم به بنياد فرح و در آنجا مسئول مركز فرهنگي باغ فردوس بودم و همچنين رابط بين موزههاي زيرنظر بنياد و بنياد دو ماه قبل از انقلاب از ايران رفتم به لندن يك سال و نيم در لندن بودم و آنجا كار نميكردم. 1980 رفتم به آمريكا به شهر پرينستون در ايالات نيوجرسي و در دانشگاه پرينستون به مدت 14سال زبان فارسي را تدريس كردم. در سال 1996 يك بورس مطالعاتي از مركز ويلسون كه در واشنگتن قرار دارد گرفتم و در ارتباط با تمام كردن يك كتاب در باره زنان ايران كه قبلاً شروع كرده بودم به تدوينش.در اوخر 1997 بود كه مسئول برنامه بين الملل مركز ويلسون با من تماس گرفت و پيشنهاد كرد كه به صورت پاره وقت بيايم آنجا و يك برنامه خاورميانه درست كنم.
يحيي كيان تاج بخش نیز خود را اینگونه معرفی نمود که : من يحيي كيان تاج بخش هستم متولد 1340 تهران در سن حدود هفت يا هشت سالگي به مدرسه شبانه روزي در انگليس رفتم در آن زمان پدر من در دفتر فرح پهلوي كار مي كردند با مسئوليت روابط عمومي و در سال 1975 ايشان به سوئيس رفتند و با عنوان كارمند اداري سازمان ملل شروع به كار كردند من ادامه تحصيلم را در انگليس تا مقطع فوق ليسانس ادامه دادم و در سال 1984 با فوق ليسانس مديريت شهري از انگليس رفتم به شهر نيويورك شهري كه مادرم در آن اقامت داشت. در آمريكا تا زمان حدود 1997 من هيچ توجهي به مسائل ايران نداشتم زبان فارسي بلد نبودم خواندن و نوشتن بلد نبودم و تا آن زمان تقريباً هيچ علاقه اي به مسائل ايران نداشتم و دنبال نمي كردم.
رامين جهانبگلو نیز در معرفی خود گفت : من رامين جهانبگلو هستم فرزند اميرحسين جهانبگلو و خجسته كيا كه در 7 دي 1335 در تهران متولد شدم تحصيلات ابتدايي ومتوسطه ام را در تهران انجام دادم تا سال 1353 و از سال 1353 تا سال 1372 در فرانسه مشغول تحصيل فلسفه، علوم سياسي و تاريخ بودم.
يحيي كيان تاج بخش در ادامه برنامه آغاز فعالیت های خود را اینگونه تعریف کرد که : در نيويورك با آقاي بيژن خواجه پور براي بار اول آشنا شدم ايشان خودش را به من معرفي كرد ايشان به من توصيه كردند زماني كه من سفر كنم به ايران با مجموعه مجله گفتگو همكاري كنم و ايشان توصيه كردند كه به من تعريف كردند كه مجله گفتگو محلي هست و مجله اي است كه به اصطلاح مفاهيم جديد مربوط به دموكراسي مربوط به جامعه مدني آنجا بحث مي شود و در آن مجله منتشر مي شود و اشاعه مي شود.
وی افزود : ضمنا آقاي خواجه پور در همان سفري كه به نيويورك داشتند در يك محل ديگر من با ايشان ملاقات كردم ايشان در يكي از دفاتر متعلق به بنياد سوروس سخنراني داشتند در مورد انتخابات و تاسيس شوراهاي شهر در ايران اين يكي از اولين بارهايي كه من در مورد اين مقوله شنيده بودم و در آن جلسه دوباره با آقاي ريشتر مدير برنامه سوروس و مدير برنامه ايران سوروس و بخش خاورميانه ايشان در آنجا حضور داشتند.
رامين جهانبگلو نیز درباره چگونگی آغاز فعالیت های خود گفت : با افرادي آشنا شدم همكارهام كه از جمله يكي از آنها ديويد كمران با مجله دموكراسي آشنا كرد و در آن مجله من يك مقاله اي در مورد اين تحقيقم در مورد روشنفكران نوشتم كه چاپ شد و از طريق ايشان من آشنا شدم با آقاي مارك پلتنر كه رئيس اين مجله دموكراسي بود و از عناصر مهم ned كه مي شه گفت بنياد در حقيقت دموكراسي يا به هر صندوق مالي دموكراسي در آمريكا.
جهانبگلو افزود: آقاي پلتنر با من تماس گرفتند و گفتند در همان سال 1002 به من گفتند كه مايكسري بورس هايي داريم فلورشيپ هايي داريم كه امسال سال اول آنهاست و اگر شما برايتان جالب هست ما با شما تماس بگيريم و من گفتم بله براي من جالب است در آن دوره كار من در دانشگاه تورنتو تمام شده بود و من فعاليتي نداشتم و ايشان با من تماس گرفتند و گفتند كه اين بورس هست و اگر شما بخواهيد مي توانيد از اكتبر 1002 بياييد به آمريكا، واشنگتن و كارتان را شروع كنيد از آنجا ارتباط من با نهادهاي سياسي آمريكا شروع شد.
در ادامه برنامه هاله اسفندياري هدف از گذاشتن برنامه ايران را اینگونه عنوان نمود که : علاوه بر برنامه كشورهاي خاورميانه هدف از برنامه ايران اين بود وقتي يك سخنراني از ايران مي آيد و در يك مركزي به اهميت مركز ويلسون صحبت مي كند يك عده اي مي آيند و حرف هاي آنها را گوش مي كنند.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اينهايي كه به اين جلسات مي آيند چه كساني هستند و سياست سازان در آمریکا يعني چه ؟ گفت : سياست سازان در شهر واشنگتن يعني كساني كه در نهادهاي دولتي فعاليت مي كنند، كساني كه در كنگره آمريكا كار مي كنند، كساني كه در نهادهاي اطلاعاتي هستند ،كساني كه در رسانه هاي گروهي كار مي كنند، كساني كه در بنيادها هستند، كساني كه در دانشگاهها فعاليت مي كنند و كساني هم كه در مراكز تحقيقاتي هستند يعني طيف خيلي وسيعي را اين سياست سازان در بر مي گيرد.
يحيي كيان تاج بخش در ادامه گفت : بنابراين ديديم كه بعد يك بعد پروژه برنامه هاي آشكار هست و آن برنامه هاي آشكار هست بعد دو نهادسازي فرهنگ سازي و شبكه سازي هست ولي بعد سه در واقع آن اهداف درازمدت بنياد سوروس هست كه پياده كردن فلسفه جامعه باز هست.
هاله اسفندياري نیز نقش خود را اینگونه عنوان کرد که: نقش من يكي شناسايي سخنرانها بود و من چون سالها از ايران دور بودم در مرحله واقعاً با متخصصين ايراني كه در واشنگتن بودند مشورت مي كردم و از آنها اسم مي خواستم يا متخصصين ايراني كه در سراسر آمريكا در دانشگاهها در مراكز تحقيقاتي و غيره كار مي كردند. نحوه ديگر اين بود كه من بعضي وقتها كه به ايران سفر مي كردم اگر اسمي داشتم با اين شخص تماس مي گرفتم و يك آشنايي برقرار مي شد.
وی افزود : نقش ديگر من اين بود كه رياست جلسه را به عهده داشتم مديريت جلسه را مي كردم معمولا اگر يك سخنران بود سر يك ساعتي جلسه شروع مي شد سي وپنج دقيقه سخنران صحبت مي كرد بيست و پنج دقيقه هم صرف سوال و جواب مي شد. در طي اين سالها وقتي شما تعداد اين جلسات را پشت سر هم بگذاريد و سخنرانهايي كه آمدند به اين نتيجه مي رسيد كه خواهي نخواهي يك شبكه اي ارتباطي بين سخنرانان افرادي كه ملاقات مي كنند از بنيادها مراكز تحقيقاتي نهادهاي دولتي و متخصصين مسائل ايران و همچنين سخن رانان ديگري كه از ايران مي آمدند چون بعضي وقتها ما بيش از يك سخنران داشتيم مثلاً يك كنفرانس داشتيم و سه نفر از ايران مي آمدند و الزاماً شايد اين سه نفر همديگر را نمي شناختند.
در ادامه رامين جهانبگلو گفت: به خاطر اينكه خانم اسفندياري كه ايشان مسئول بخش خاورميانه نهاد وودرو ويلسون هستند و همسر آقاي شائول بخاش هستند كه ايشان يهودي الاصل هستند و در ايران قبل از انقلاب هم فعاليت داشتند، رئيس يك روزنامه فكر مي كنم تهران تايمز بودند يا كيهان اينترنشنال به زبان انگليسي و در دانشگاه جورج ميسن الان تدريس مي كنند. خانم اسفندياري دقيقاً خيلي از افراد را در نهادهاي مختلف آمريكا مي شناخت و موجب شد كه اين آشنايي ها با آن افراد صورت بگيرد افرادي از بنياد كارنگي، افرادي از بنياد بروكين، افرادي از كنگره و خود نهاد وودرو ويلسون در حقيقت مي شه گفت پول اصلي اش، هزينه اصلي كارش را از نهاد كنگره آمريكا مي گرفت بنابراين آشنايي ها و نزديكي هايي با همديگر داشتند.
يحيي كيان تاج بخش نیز نقش خود را اینگونه عنوان نمود که : من به عنوان مشاور به خصوص در طرح ها و پروژه هايي كه در حيطه تخصص من نبوده نقش بنده هماهنگ كننده اين پروژه بين نهادهايي كه در ايران بوده افرادي كه در ايران بوده و دفاتر بنياد سوروس يعني در واقع ما را ترجمه اسناد برقراري ارتباط پاسخ به سؤالات اداري و غيره به طور كلي مشاوره به بنياد سوروس و دفاتر سوروس در مورد مسائل سياسي فرهنگي اجتماعي ايران بوده يعني سؤالي بود در مورد تحولات يا وضعيت ايران.
رامين جهانبگلو، در ادامه درباره کنفرانس یوسی اله گفت : خانم هاله اسفندياري و آن نهادهاي آمريكايي از همان سال 2002 يك دعوتي از من كرده بودند و از چند تن از هموطنان ديگر به يك كنفرانسي به نام كنفرانس يوسي اله كه اين كنفرانس اسمش يوسي اله بود براي اينكه توسط يك بخشي از دانشگاه يوسي اله برگزار مي شد ولي در حقيقت خرج كنفرانس را وزارت خارجه آمريكا بيشتر تقبل مي كرد و در اين كنفرانس يكسري از افرادي كه انتخاب شده بودند از خاورميانه، اسرائيلي، فلسطيني، اردني، عربستان سعودي، كويتي، عراقي و آمريكايي به اين كنفرانس مي آمدند و به مدت سه، چهار روز با همديگر در مورد مباحث مختلف در گروه هاي مختلف صحبت مي كردند اين كنفرانس تقريباً دو بار و گاهي سه بار در سال برگزار مي شد و اين محيط خيلي مهمي بود براي اينكه افراد بتوانند باهم آشنا شوند و من هم در اين كنفرانس شركت كردم اين كنفرانسي كه من شركت كردم بيشتر در آتن بود و دو بار آن در اردن بود و در آنجا با يكسري افراد آمريكايي آشنا شدم و يكسري افراد كه از اسرائيل مي آمدند و اين افراد، افرادي مثل آقاي يوسي آي فر بود كه بيشتر ماموران اطلاعاتي بودند.
هاله اسفندياري نیز یوسی اله را اینگونه توصیف کرد که: دانشگاه يوسي اله سالهاست كه يك كنفرانس خاورميانه مي گذارد اخيراً چند سال هست كه در آتن مي گذارد با همكاري وزارت دفاع يونان قبلاً در ساير كشورهاي اروپايي مي گذاشتند. اينها 150 نفر را از كشورهاي خاورميانه از مصر تا ايران دعوت مي كنند از استاد دانشگاه از نخبگان از كساني كه در گذشته در نهادهاي اطلاعاتي بودند الان احتمالاً در دانشگاه ها تدريس مي كنند از فعالان دموكراسي از نهادهاي مدني يعني يك گروه 150 نفري را دعوت مي كنند. هميشه هم تكيه شان اين است كه مسائلي كه در اين كنفرانس مطرح مي شود جائي منعكس نشود ولي آن چيزي كه در ارتباط با اين كنفرانس مهم است شبكه ارتباطي كه در خارج از جلسات كنفرانس بوجود مي آيد يعني يك عده باهم در خارج از جلسات اين كنفرانس تماس مي گيرند و باهم صحبت مي كنند بالاخره صبح و ظهر و شب باهم هستند از كشورهاي مختلف مي آيند و درباره مسائل گوناگون مسائلي كه در جلسات الزاماً مطرح نمي شود در حالت غيررسمي در خارج اين جلسه مطرح مي شود خوب يك شبكه ارتباطي بين شركتكنندگان بوجود مي آيد.
وی افزود: از جمله افرادي كه در اين كنفرانس شركت كردند و يادم هست من دو بار در اين كنفرانس شركت كردم كه از من خواسته بودند يك گروه كار زنان را تشكيل دهم از آمريكا خوب البته آقاي اسپيگل كه برگزاركننده اين كنفرانس هست خانم جودي تيافه است كه استاد دانشگاه دفاع ملي آمريكاست و سابقه اش تحليلگر سازمان سيا بوده است و يك شخص عاليرتبه از وزارت دفاع يونان سفير سابق كانادا از مصر يك نفر، از وزارت خارجه سوئد نماينده اتحاديه اروپا از كشور اسرائيل آقاي ديويد من نشريت كه استاد ايران شناسي در يكي از دانشگاه هاشون هستند آقاي يو سي ال فر هستند كه سابقا ده سال افسر اطلاعاتي بودند و الان يك مجله اينترنتي به نام ليموي تلخ را پخش مي كنند، از لبنان يك افسر بازنشسته از اردن يك وزير بازنشسته به هر حال 051 نفر از كشورهاي مختلف خاورميانه از جمله ايران مي آيند به اين كشورها.
هاله اسفندياري در ارتباط با مسايل جوانان گفت: مثالي براي شما بزنم اتفاق 81 تير كه در ايران افتاد من با آقاي دكتر جهانبگلو تماس گرفتم و خواهش كردم بيايند مركز ويلسون و يك صحبتي در ارتباط با آن حادثه و مسئله رفراندوم و غيره و ذالك كنند. ايشان گفتند كه ترجيح مي دهند اشاره به صحبت جوانان بكنند در چهارچوب مطرح كردن مسائل روشنفكران و ما هم پذيرفتيم و آمدند صحبتشان را كردند. ولي بعد از آن واقعه ايران اخيرا امسال الان اينجا كه من نشستم آقاي افشاري يك بورس مطالعاتي از آن صندوق دموكراسي ned گرفتند يعني به هر حال اين رابطه ها هم كماكان ادامه دارد.
هاله اسفندياري درباره نحوه جذب افراد گفت: براي خيلي ها ورودشان برنامه خاورميانه مركز ويلسون بود يعني يك نوع شاهراهي بود براي آوردن اين سخنرانان از ايران و آشنا كردن آنها با مراكز تحقيقاتي همانطور كه قبلا گفتم با سياست سازان كه اينكه منجر شود كه دعوت بشوند به مراكز تحقيقاتي بورس تحقيقاتي بگيرند و در ارتباط با آقاي دكتر جهانبگلو دقيقا اين اتفاق افتاد.
هاله اسفندياري درباره کمک های بنیادها به دانشگاه ها گفت : دانشگاه ها بالاخره از بنيادها كمك مي گيرند همانطور كه گفتم از بورس هاي مطالعاتي مي دهند جلسات مي گذارند و مثلا الان يكي از اين مراكز خيلي فعال در ارتباط با ايران دانشگاه هاروارد هست كه الان آقاي دكتر سازگارا آنجا يك بورس مطالعاتي دارند.
يحيي كيان تاج بخش درباره استراتژی بنیاد سورس گفت : يك استراتژي كلي بنياد سوروس دارد كه در پنج شش برنامه در واقع براي اين يارگيري اساتيد و دانشجوها استفاده مي شود فهرست وار من عرض مي كنم يك برنامه آي فل برنامه آشكار يك سازماني كه متعلق به بنياد سوروس است كه برنامه آشكارش كمك به كتابخانه هاي دانشگاه ايران براي دسترسي بيشتر به منابع ديجيتا |