
|
نگرانی اتحاديه اروپا از وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران
فرانسه، رییس دوره ای اتحاديه اروپا با احضار سفیر ایران در پاریس نسبت به وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز نگرانی کرده است.
به گزارش آسوشيتد پرس، وزارت امورخارجه فرانسه روز چهارشنبه اعلام کرده است: رياست دوره ای اتحاديه اروپا روز دوشنبه با احضار سفير ايران در پاريس، نگرانی جمعی اعضای این اتحادیه را به وی ابراز کرده است.
ديپلمات های فرانسوی نگرانی خود را از تبعيض دينی و قومی، اقدامات قضايی عليه فعالان حقوق زن، فشار عليه دانشجويان، زندانی کردن فعالان کارگری و اعدام مجرمان زير ۱۸ سال در ايران ابراز کرده اند.
این در حالی است که رييس دوره ای اتحاديه اروپا پيشتر نيز از تصميم مسئولان جمهوری اسلامی در اعدام مجرمان در ملا عام انتقاد کرده و در مرکز توجه رسانه ها قرار دادن اين اعدام ها را «اهانت آشکار به کرامت انسانی » توصيف کرده بود.
در همین حال، وزارت امور خارجه ایران تایید کرده است که علی آهنی، سفير جمهوری اسلامی ايران در پاريس، روز دوشنبه با مدير خاورميانه وزارت امور خارجه فرانسه ديدار کرده است.
به گزارش اداره کل اطلاعات و اخبار وزارت امور خارجه ايران ، علی آهنی در ديدار با خانم تاتالی لوآزو، مدير خاورميانه وزارت امور خارجه فرانسه، نسبت به « نقض فاحش حقوق بشر و به ويژه حقوق زنان و اعمال بیعدالتی، تبعيض اجتماعی، سياسی و نسبت به اقليتهای دينی در فرانسه» ابراز نگرانی کرده است.
علی آهنی همچنين از رويکرد فرانسه در قبال ايران انتقاد کرده و گفته بود:« دولت فرانسه در دوران رياست چند ماهه خود بر اتحاديه اروپا رکوردی را برای صدور بيانيههای غيرواقع بينانه از حقوق بشر در ايران ثبت کرده است».
نگرانی از بازداشت ها
فرانسه به عنوان رييس دوره ای اتحاديه اروپا طی ماه های اخير نسبت به وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز نگرانی کرده است. اين اتحاديه در شهريورماه از بازداشت دو پزشک ايرانی توسط ماموران امنيتی انتقاد کرده بود.
رييس دوره ای اتحاديه اروپا در بيانيه ای از دولت ايران خواسته بود آرش و کاميار علايی را فورا آزاد کند و تمام اتهامات وارد شده به آنها را لغو کند.
آرش و کاميار علايی دو پزشک فعال در زمينه مبارزه با ايدز در ايران هستند که از سوم تيرماه سال جاری در بازداشت به سر می برند. مقامات قوه قضاييه اين دو برادر را به تلاش برای « براندازی » و «انقلاب مخملی » متهم کرده اند
09.10.2008
|
اطلاعيه : فراخوان يک روز اعتصاب غذا در حمايت از زندانيان اعتصابي
پيشتر در طي اطلاعيه مطبوعاتي شماره 1067-87 مورخه 10/7/87 اعلام گرديد ، جان هفده زنداني سياسي و عقيدتي در معرض خطر است ، اين افراد به نامهاي "احسان توپوز ، مراد ديار ، علي احمد سليمان ، مصطفي علي احمد ، بلال چي لي گر ، نهاد تونجهر ، عمر چاپراز ، جمهور ازگوچ ، يوسف اتساز ، سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي،عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، خليل مصطفي رجب و هدايت غزالي " بطور متفاوت از حدود 14 تا 40 روز است که در اعتصاب غذا به سر مي برند. علاوه بر اين افراد ، زندانيان ديگري همچون شمس الله شادي ، هوشنگ بادوزاده ، صباح نصري و متين ارجان نيز کماکان در اعتصاب غذا به سر مي برند.
15تن از زندانيان مذکور در سلولهاي انفرادي زندان اروميه به سر مي برند و 11 تن از آنان اتباع خارجي محسوب ميگردند که از داشتن بستگان درجه اول در ايران و همچنين وکيل مدافع محروم مي باشند.
اين مجموعه عليرغم خواستهاي متفاوت اين افراد ، درخواستهاي آنان را که در مورد رفتار قانوني با زندانيان و همچنين عدم توهين به مقدسات و شفاف سازي پرونده هاي آنان (5 زنداني اهل حق اروميه) مي باشد خواستهايي قانوني و صحيح ميداند و مجدداً حمايت خود را از درخواست اين زندانيان اعلام ميدارد.
وضعيت جسمي نگران کننده اين افراد ، شرايط نگهداري آنان در سلولهاي انفرادي و غيربهداشتي زندان اروميه و همچنين وضعيت به شدت نگران کننده زندانيان داراي تابعيتهاي غير ايراني که از داشتن وکيل و ارتباط با خانواده محروم مي باشند ما را بر آن داشت تا با اعلام يکروز اعتصاب غذاي اعضاي "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران" و دعوت از ساير گروهها و نهادها و سازمانهاي مدافع حقوق بشر براي همراهي در روز يکشنبه مورخه 14 مهرماه 1387 در اين برنامه نگراني خود را از در خطر بودن جان آنان اعلام داشته و با حمايت خود را از اين زندانيان ، بدينوسيله اعتراض خود را نسبت به بي توجهي مسئولين مربوطه و عدم ارائه خدمات پزشکي به آنان اعلام نمائيم.
اين مجموعه اعتصاب غذا را عملي مورد تائيد نمي داند چرا که با سلامتي و جان فرد اعتصاب کننده پيوسته است اما نظر به محدوديت زماني در نظر گرفته شده (يک روزه) و شرايط به شدت نگران کننده زندانيان اعتصابي برنامه يک روزه اعتصاب غذاي خود را به انجام خواهيم رسانيد.
اميد است با همراهي و حمايت ساير نهادها و مدافعان حقوق بشر در اين روز اقدامي موثر براي نجات جان اين افراد ، خارج نمودن 15 زنداني از سلولهاي انفرادي ، بهره مندي آنان از خدمات پزشکي و مجاب نمودن مسئولين مربوطه براي توجه به خواستهاي قانوني آنان صورت پذيرد.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 12 مهر ماه 1387 برابر با 3 اکتبر
|
اطلاعيه مطبوعاتي : جان هفده زنداني سياسي در معرض خطر است
زندانيان سياسي کرد به نامهاي "احسان توپوز ، مراد ديار ، علي احمد سليمان ، مصطفي علي احمد ، بلال چي لي گر ، نهاد تونجهر ، عمر چاپراز ، جمهور ازگوچ ، يوسف اتساز" از تاريخ اول شهريورماه سال جاري براي احقاق مطالبات حقوقي خود دست به اعتصاب غذا در زندان مرکزي اروميه زدند ، نامبردگان در بيست و چهارمين روز اعتصاب غذاي خود به عنوان گفتگو با مسئولين زندان براي احقاق خواسته هاي خود به سلول انفرادي منتقل گرديدند.
سلولهاي انفرادي زندان مرکزي اروميه بعلت بافت قديمي و مرطوب خود محلي براي تشديد بيماري و تحليل قوه جسماني تلقي ميگردد ، افراد فوق که اکثراً اتباع خارجي محسوب ميگردند فاقد بستگان و وکيل در ايران مي باشند و اين موضوع بعلاوه انتقال آنان به سلولهاي انفرادي عملاً افکار عمومي را در بي خبري مطلق از آنان قرار داده و با ادامه اعتصاب غذايي که هم اکنون روز 39 آن را طي ميکنند ، وضعيت جسمي آنان به شدت وخيم گرديده و جان آنان در معرض خطر جدي قرار گرفته است.
سهند علي محمد ، بخشعلي محمدي،عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، پنج تن از زندانيان اهل حق که بيش از 5 سال است در اين زندان درحال تحمل محکوميتهاي خود هستند در اعتراض به روند غيرحقوقي پرونده خود و برخورد توهين آميز مامورين زندان و توهين به عقايد مذهبي آنان از تاريخ 25 شهريور ماه سال جاري اقدام به اعتصاب غذا نموده و در همان زمان به سلول هاي انفرادي زندان مذکور منتقل گرديدند ، نامبردگان هم اکنون در دوازدهمين روز اعتصاب غذاي خود به سر مي برند و نظر به بيماريهاي گوارشي اين زندانيان که در پي اعتصاب غذاي 25 روزه سابق آنان حاصل گرديده بود و همچنين نگهداري آنان در سلول هاي انفرادي مرطوب و غيربهداشتي زندان اروميه ، وضعيت جسمي آنان رو به وخامت ميگرايد.
زنداني سياسي کرد خليل مصطفي رجب در زندان مرکزي سقز بيش از يکماه است که در اعتصاب غذا به سر مي برد ، نامبرده از بيماريهاي جسمي عديده اي چون مشکلات مفصلي و کليوي در رنج بوده است که بعلت تداوم اعتصاب غذا وضعيت جسمي وي رو به وخامت گرائيده است .
اين زنداني سياسي کرد تبعه کشور سوريه به علت عدم داشتن خانواده در ايران و همچنين وکيل مدافع در بي خبري و بي توجهي همچنان به اعتصاب غذاي خود ادامه ميدهد ، نامبرده هم اکنون در بيمارستان سپاه در شهر سقز نگهداري ميشود.
دانشجوي زنداني کرد هدايت غزالي که از اول شهريورماه سال جاري در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده بود بعلت تداوم اعتصاب غذاي خود دچار عارضه جسمي گرديده است ، نامبرده در چندين نوبت دچار تشنج گرديده و عليرغم انتقال به بهداري زندان از تزريق سرم و شکستن اعتصاب غذاي خود امتناع نموده است . وي در حال حاضر از وضعيت بد جسمي برخوردار است و ادامه اين اعتصاب غذا جان وي را در معرض خطر قرار ميدهد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن ابراز نگراني عميق خود از شرايط زندانيان سياسي مذکور ، سلامتي و جان آنان را معرض خطر جدي اعلام مينمايد و از مسئولين مربوطه تقاضاي توجه و رسيدگي به اين زندانيان و مطالبات قانوني آنان دارد .
اين زندانيان نيازمند خدمات فوري پزشکي هستند و همچنين مطالبات آنان قانوني مي باشد ، اميد است سازمانها و تشکلات مدافع حقوق بشر با توجه شايسته به وضعيت به شدت وخيم اين زندانيان مانع از بروز يک فاجعه انساني گردند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
10 مهر ماه 1387 برابر با 1 اکتبر 2008
|
بیانیه جمعی از روشنفکران در اعتراض به نقض حقوق بشر در آذربایجان
جمعی از نویسندگان،هنرمندان ،فعالین فرهنگی-مدنی و فعالین حقوق بشر ضمن صدور بیانیهای خواستار توقف نقض حقوق بشر در آذربایجان و رفتارهای خشونت آمیز با فعالان مدنی هویت خواه آذربایجان شدند.
متن بیانیه بدین شرح است:
روشنفکران و روزنامه نگاران هويت طلب آذربايجان را آزاد کنيد !
متاسفانه هر روز بر دامنهی فشار هاي مضاعف بر فعالان و روشنفکران فرهنگی -مدنی آذربايجان افزوده ميشود .
از جمله مواردي که فعالان آذربايجاني در ماههاي اخير با آن مواجه بودهاند به اختصار به موارد ذیل میتوان اشاره نمود:
1-احضار و بازداشت دهها فعال فرهنگي - مدني همزمان با دومين سالگرد قيام خرداد 85 در شهرهای مختلف آذربایجان که منجر به زنداني شدن تعدادي از فعالان شد.
2-دستگيري بيش از 10 دانشجوي دانشگاههاي آذربايجان که با گذشت بیش از 2 ماه از بازداشت متاسفانه همچنان در وضعيتي مبهم و بصورت بلاتکليف ،بدون تفهیم اتهام و امکان ملاقات با خانواده و وکیل ،در نهادهاي امنيتي به سر ميبرند.
3- برخوردهاي فيزيكي و اعمال فشار روانی بر روی فعالان آذربايجاني که نمونهي بارز آن ضرب و شتم حميد والايي دانش آموخته رشته حقوق که آثار ضرب و شتم وي در تصاوير منتشره از ايشان در سايتهاي اينترنتي موجود است.
4-محروم نمودن فعالان فرهنگی- مدنی تورک از حقوق اجتماعي خود همچون ادامهی تحصيل در مقاطع تکميلي و اخراج از شغل مواردی از محروميتهاي اعمال شده ميباشد. نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که کارنامهی آزمون کارشناسی ارشد آنها ارائه نشد.
5-ايجاد فضاي رعب و وحشت و امنیتی در مناسبتهاي مختلف از جمله روز جهاني زبان مادري ،سالگرد قيام خرداد 85، روز بزرگداشت بابک قهرمان ملي آذربايجان ، سالگرد تصويب فرمان مشروطه و حتي مراسم ترحيم شخصیتهای آذربایجانی همچون مراسم ترحيم دکتر صمد سرداري نيا نويسنده و محقق تاريخ معاصر.
6-توقيف و تعطيلي نشريات متعدد و لغو مجوز و امتیازتشکلهای فرهنگي و هنري آذربايجان و فيلتر کردن سايتهاي هويت خواه.
مواردی که ذکر شد تنها نمونهي کوچک و مختصری از نقض حقوق شهروندي فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان ميباشد که خواهان برقراري عدالت و احقاق حقوق اوليه انساني در چارچوب قوانين مصوب کشور هستند که متاسفانه نه تنها به اين مطالبات نادیده گرفته میشود بلکه همانگونه که ذکر شد فعالان در این راستا متحمل هزينههاي گزافي میشوند.
البته اين مطالبات خواسته طيف يا قشر خاصي از مردم آذربايجان نیست ،بلکه خواسته اکثريت آذربایجانیها ميباشد که در قیام خرداد سال 85 این امر به شکل بارزی متجلی و متبلور شد.با این وصف، اميد آن ميرفت خروش و صدای اين قيام به گوش مسئولين هم برسد ولي متاسفانه نه تنها اقدامي در راستای احقاق مطالبات مردمي آذربايجان نشده ،بلكه به شدت برخوردها نيز افزوده شده است .
اگر در گذشته دستگيري فعالان فرهنگي –مدني آذربايجان با ارسال احضاريه ها صورت ميگرفت ،بعد از حوادث خرداد 85 دستگيريها بدون اطلاع قبلي و از خانهها ،خوابگاهها ، دانشگاهها و محل کارها صورت گرفته است که موجب هتک حرمت فعالان و ورود ضربات روحي شديد به خانوادههایشان میشود.
يکي از اين دستگیریهاي به اصطلاح امنيتي در تاریخ 20/6/87 در شهر تهران صورت گرفت و در جریان این 19 تن از مهمانان مراسم افطاري دستگير شدند. در اين مراسم ،که به پاس حضور خانواده عباس لساني( از زندانيان سياسي آذربايجان که در شهر يزد به صورت تبعيد زنداني است)برگزار شده بود ، که علاوه بر فعالينی همچون اکبر آزاد (کارشناس مردم شناسي و مولف کتب کودک)، حسن حیدری(معلم)، مهندس حسن راشدي (مؤلف چندين کتاب در مورد تاريخ و هويت آذربايجان و عضو هيئت تحريريه نشريه وارليق)، مهندس حسن رحیمی بیات(عضوکمیته گزارشگران حقوق بشر )،مهندس عليرضا صرافي (مدير مسئول نشريه توقيف شده ديلماج و عضو شوراي ملي صلح)، صیادمحمدیان(فعال مدنی) ،سعيد موغانلي (شاعر و سردبير نشريه ادبي ياشماق)،عباس نعیمی( کارمند دانشگاهِ تربیت مدرس تهران )،مهدی نعیمی اردبیلی (شاعرومعلم ) و چندین زن و کودک خردسال نيز به بازداشتگاهها منتقل شدهاند و متاسفانه با گذشت بيش از دو هفته 9تن از اين افراد بدون دسترسي به حقوق اوليه و بدون امکان ملاقات با خانواده و وکيل همچنان در بازداشت به سر ميبرند.
بديهي است که مسائل آذربايجان ،نه با خشونت و تهديد و نقض حقوق بشر، بلکه با ايجاد فضاي توسعه فرهنگي ،اجتماعي و امکان دسترسي به مطالبات اوليهی آذربايجانيان و ساير اقوام مرتفع خواهد شد.
لذا ما امضاءکنندگان اين بيانيه ضمن تقبيح هرگونه خشونت و فشار بر فعالين عرصه مدنی و فرهنگ خواستار رفع کلیهی نابرابريهاي فوقالذکر و آزادي هرچه سريعتر زندانيان سياسي آذربايجان، خاصه روشنفکران و دانشجویان آذربايجاني ،که بدون هيچگونه منطق حقوقي در يک مراسم افطاري دستگير شدهاند،هستيم .
جهت امضاء این بیانیه به azerbaycan700kelime@gmail.com ایمیل بزنید.
http://azerbaycan700.blogfa.com
جعفر ابراهیم پور- منصور ابراهیم زاده -آراز احمدی-علی احمدی-عقیل آذردخت-محمد آذرقلم - مهدی آذری-آیدین آراز- قلیاردبیلی-علیرضا اردبیلی –محمدرضا الاردبیلی-پروین اردلان- محمد آزادگر- شاهین استاجلو- ودود اسدی – مسعود اسفندیاری- حسین اسکندری- سعیده اسلامی- اوروج اسماعیلی - فرخ اسماعیلی نژاد-
ناصر اشکانی- علیرضا اصغرزاده- احد اصغری- یعقوب اصولی –مهرنوش اعتمادی- بهنام آفاق - فریدون آقازاده- حسین اقبالی کویچ- مهدی اقدسی- احد اقدسی -دکتر امین اکبرپور- حاج علی اکبرزاده-مسعود اکبری- حسین اکبری- عباس امامی-حسین امانی- محمدرضا امانی – اسدالله امیری –اصغرامینی – شهلا انتصاری-پیمان انصاری- الناز انصاری- یوسف انصاری- حسین انور حقیقی- علی اوجاقلو – حسن اومود اوغلو-بابک بابایی- مهدی بابایی- فریبرز بابایی – قاسم بابایی - مسعود بابایی –احسان بابایی – مهدی باقری - علی رضا باهر
-محمد بدلی – علی برازنده- رضا براهنی – علی برزگری-ژیلا بنی یعقوب-رقیه بهادری- مهران بهاری- شهرام بهشاد- حمید بی ازار - سید حیدربیات- ایواز بیات-رضا بیانی - محمد علي بیانی- دکتر یوسف بیداردل- علی بیگی-ناصر پاشائی- مهسا پاشایی –ایوب پاشنگ- یعقوب پاشنگ-مجید پژوهفام- حسین پناهی- صمد پور موسوي –نیما پور يعقوب- عباس پوراظهری- فائقه پیر هاشمی-هایده تابش- رسول تراشکار – بهنام ترکانپور- مهندس یعقوب تقوی – نیره توحیدی-داوود توران- نادرثانی –علی جبرئیلی – مهران جدی- رضی جعفرزاده- صبا جعفری- زهرا جعفری – هوشنگ جعفری-محمدطاهرجعفری –صمد جلالی –حمید جلالی - عباس جلیلی – اسماعیل جمیلی – اسماعیل جوادی- علیرضا جوانبخت قولونجو –لاله جوانشیر-سیف حاتملوئی-بنفشه حجازی – مسعود حسرتی – ایلقار حسن زاده- سوسن حسنی - لطیف حسنی – رضا حسینی – مهدی حسینی – سونیا حضرت پور- علیرضا حقی - یاشارحکاک پور - بهروزحکم آبادی – بابک حمیدی – علی حمیدی – عبدالله حیدری- لیلا حیدری –فاطمه حیدری - علی خالط آبادی -داوود خداکرمی -علی اکبر خسروشاهی - آزاده خسروشاهی – یاور خسروشاهی – آناهیتا خوش ظاهر - حسین خوش ظاهر – گیسو خوشه چین – مختارخیابانی –نگار خیاوی – اکرم خیرخواه – گیتی خیرخواه - رضا داغستانی –بابک دانشور -مهندس سعید داوری – مسعود داوودی - سلامت دشتی - حسن دمیرچی – هدایت ذاکر -فتح الله ذوقی - حامد رحمتی – حسن رحمتی-صابر رحیمی –محمد رزاقی- مجتبی رزمی- بؤیوک رسول اوغلو - حاج حسین رضازاده- دکتر احمدرضایی- اباذر رضوانی- رعنا رنجبر- کریم رنجبر- یونس زارعیون- فاخته زمانی -موسی ساکت-مناف سببی- جبارستاراوغلو-فاطمه ستاری-نسرین ستوده-آیدینسرداری نیا-ائلناز سرداری نیا - آیدا سعادت –رحیم سعادتی – آیاز سعیدزاده-هدایت سلطان زاده-آرازسلطانی –علیسلطانی-احد سلطانی- غلامرضا سلماسی -مرتضی سلمانی -مهندس علی سلمانی-مهدیسیدرضایی -مهندس الله قلیسیرانی – سلمان سیما-ساعده سیما –رامین شادپور- مهندس حمید شافعی – اوختای شافعی- نازلی شافعی-یونس شاملی-بهروز شریفی- خلیل شفیعی-آیدین شفیعی –بهناز شکاریار-امید شکری- رضا شکوهی-محمدرضا شوقی –وحید شیخ بگلو- صابر شیرافکن –اولدوز صادق –آیدین صادقی-امیر رضا صانعی-سیامک صبری –لیلا صحت –دکترضیاء صدرالاشرافی- وحید صدیقی- وحید صفاپور-بهروز صفری –کیان صفری- فرزاد صمدلی - رضا صمدی – امیررضا صیادی-خسرو صیادی-ابراهیم ضحاک- عطیه طاهری- شیرین عبادی-علیعباس زاده- رضا عباسی- رضاعباسی-سهند عباسی ائلچینعبداللهی –سعید عبدی-علیعبدی –رحیم عبدی-رضاعدالتی -دکتر صدیقه عدالتی- رضا عدالتی- فضائلعزیزان –ثریا عزیزپناه- داوود عظیم زاده – اسرافیل عظیمی- سهند علیپور –رحیم علیرضائی – حسنعلیزاده- یاشارعمی اوغلو-رضاغفاری-شهنازغلامی –سعیدهغلامی-پویاغلامی-توکل غنی لو-جلیلغنی لو-بهروزفتاحی- جوادفتحی-نازنینفرزانجو-یاسمین فرزانجو-فرزاد فرشاد –فرانک فرید- منوچهرفرید-جواد فضلی- واحید قاراباغلی- سعید قاسمی -علی قرهجه لو –مریم قره داغی
بابک قلی پور-علی قهرمان زاده-دکتر محرمکامرانی-هماکاویانی-هاجرکریمی- اردشیرکریمی-ناهیدکشاورز-سیامک کشاورزی-مهدیکشاورزی –سعیدکلانکی-مهندس جعفرکیوانچهر-محمودگنجی- مهنازگیچلو-محمدرضا لوائی-سیامک مؤیدزاده-حسن متقی نیا-سعید متین پور- مسعود متین پور-مهندس احمد محدث-ائلشن محمدپور-آلتای محمدپور-علیرضا محمدپور- نوید محمدی- کریم محمدی- نسرین محمدی-مهرعلی محمدی-آراز محمدی-علی محمدی- نرگس محمدی – بابک محمدی- حسین محمدی-کریم محمدیان- ستار محمود اوغلو-نقی محمودی-علی محمودی- فرزاد محمودی- تایماز محمودی-یاشار مرادی- باقر مرتضوی-مهدی مرتضوی مولو-ناصرمرقاتی-علی مسعودپور-ندا مشیری –رضوان مقدم-خدیجه مقدم-صدیقه مقدم-سولماز مقدم-وجیهه مقدم-علی ملازاده-حمید منافی-ناصرمنظوری-نیلوفرمهدیان-حاج کاظم مهدیزاده-حسین موسوی –پروفسوریوسف مولایی-ناهید میرحاج-علی اکبر میزان- بابک مینقی- وحید ناصری- علی رضانجفی- بهرام نصیری-شیوا
نظر آهاری-تئلنازنعمتی-سعید نعیمی -مهندس صادق نقاشکار-بهرام نقوی- مرتضی نور محمدي- بهنام نورمحمدي-جلال نورمحمدی-محراب نورمحمدی-موسی نورمحمدی-عباس نیکروان-انصافعلی هدایت –احمد والائی- قاسم وطن اوغلو- فرازیکیتا- حامد یگانه پور-مرتضی یگانه پور- آنار یوسف زاده-احمد یوسف زاده
-فیروز یوسفی- رحیم یوسفی-علی یوسفی-حامد یوسفی30.09.2008
|
نکند که زندانیان سیاسی و مدنی کرد تجزیهطلب باشند؟!!!!
چندین روز است که عدهی کثیری از زندانیان سیاسی و مدنی کرد در ایران دست به اعتصاب غذا زدهاند. گرسنگی آنهم در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی ایران، سختی خاص خود رادارد و شاید که بیهمتا در مقایسه با زندانهای تمامی نظامهای توتالیتر دیگر. به جرات میتوان گفت که زندانهای رژیم جمهوری اسلامی در حال حاضر به لحاظ ستم و بیدادگری، بیانصافی و بیقانونی، شکنجه و عدم رعایت حق و حقوق زندانیان رتبهی یکم در جهان را داراست. همیشه از تبعیض و نابرابری سخن به میان آمده و در این میان بعنوان مثال کردها ادعای ستم مضاعف اقتصادی، سیاسی، مذهبی، اجتماعی و غیره را داشتهاند. احکام اعدامی اخیر و موج سرکوب و بگیر و ببندهای اخیر در کردستان و میلیتاریزهکردن دیگربار کردستان از سوی رژیم جمهوری اسلامی ایران، سند این ادعاست. یکی از دلایل اساسی تنهاییهای کردها در ایران نبود جذابیت ایده و مرام مرکزیان برای کردان بوده و هست، به زبانی دیگر نبود هیچ برنامه اساسی، دقیق، عینی و دمکراتیک برای کردها از طرف دولت مرکزی. احساس تعلق کردها به ایران، بستگی به ایرانی دیدهشدن و ایرانی بودنشان به معنای برابر بودن تام با دیگران در ایران را دارد. قصدم در این نوشتار کوتاه بسط این موضوع نیست، ولی با بالارفتن روزهای اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد در ایران این پرسش به میان میآید که چرا دیگر زندانیان سیاسی و مدنی ایرانی که هماکنون در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی ایران بسرمیبرند به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد نمیپیوندند؟ و بدون گمان چنین اقدامی تاثیر بیشتر و کوبندهتری در سطح جهان علیه رژیم کنونی ایران خواهد دشت. چرا به این حرکت عظیم در رسانههای فارس زبان بویژه رسانههای متعلق به اپوزیسیون ایرانی که مدعی سراسری بودن را نیز دارند آنچناکه شایسته و بایسته است پرداخته نمیشود؟ تلویزیونهای فارسی زبان مخالف جمهوری اسلامی چرا خاموشند؟ چرا ایرانیان غیرکرد خارج از کشور بطور گسترده در تجمعات اعتراضی کردها در مقابل سفارتخانههای(جاسوسخانه) رژیم جمهوری اسلامی و دیگر مکانها شرکت نمیکنند؟ چرا آزادیخواهان داخل ایران به پشتیبانی از حرکت عظیم اعتراضی زندانیانی سیاسی و مدنی کرد در تهران و تبریز و اصفهان و .... به حرکتی دست نمیزنند؟ چرا اپوزیسیون بانفوذ سراسری از هواداران و تشکیلات خود در ایران و سراسر جهان در جهت ملحق شدن به این حرکت اعتراضی و مدنی مهم جملهای ابلاغ نمیکنند؟ چرا با تعطیل شدن بازار شهرهای کردستان، دیگر شهرها به آن نمیپیوندند؟ و دهها سوال دیگر که همگی پیرامون یک مشکل اساسی چرخ میخورد. برای همین بود که دوباره از خود پرسیدم که نکند علت این عدم پیوستن و همبستگی همگانی با زندانیان سیاسی و مدنی کرد تجزیهطلب بودن آنان است؟ نکند که این دربندان زندانهای مخوف رژیم ضد انسانی قصد تجزیه این نقشهی گربه نشان را داشتهباشند؟ شیفتگان ایران زمین کجایند؟ مگر نه اینکه اینان نیز ایرانیاند؟ چرا وطن پرستان خاموشی گزیدهاند؟ نکند روزه سیاسی گرفتهاند؟ وطن پرستان ایرانی با چه مدل و مکانیزمی میخواهند ایرانی بودن این زندانیان را تعریف کنند؟ آیا این زندانیان کرد که از جان و مال خود برای آزادی و دمکراسی و برابری در ایران مایه میگذارند ایرانی هستند یا آنانکه چون بت پرستان در حال پرستش دودمان و خاندان و اشخاص هستند؟ اینان ایرانیاند که دهههاست برای آزادی خون نثار میکنند یا آنانکه روزگاری گدای در 'ساواک' و اکنون هم از جیب 'واواک' تغذیه میکنند؟ آیا رفتار رژیمهای مخوف گذشته و کنونی و اجیرگرفتگانشان ایران را تجزیه خواهد کرد یا آنانکه برای مساوات و برابری جان خود را نثار میکنند؟ آیا آنانکه میخواهند خودشان باشند تجزیه طلبند یا آنانکه نمیخواهند دیگران باشند؟ آیا آنان که میگویند که کی هستند تجزیهطلبند یا آنانیکه نمیخواهند قبول کنند که دیگرانی نیز هستند؟ آیا آن رنگین فکران ایرانی تجزیهطلبند یا آنانیکه رنگ سیاه فکرشان تاب دیدن و بودن تابلوی رنگاورنگ ایران را ندارد؟ آیا این ایرانیانی که از چگونهباهم بودن سخن میرانند تجزیهطلبند یا آنانیکه تحمل شنیدن دگرصدایی را ندارند؟ چه کس یا کسانی و به راستی چه زمانی به این پرسشها جوابی دادهخواهدشد؟ این آیاها و صدها آیای دیگر.
کاوه آهنگری
سپتامبر 2008-09-25
|
مصاحبه با دکتر خلیل بهرامیان وکیل مدافع فرزاد کمانگر
ا
دامه بازداشت فرزاد کمانگر در بند 209 قانونی نیست
طی آخرین حکم صادره از دیوان عالی در تاریخ 21 تیر ماه 1387 فرزاد کمانگر به اعدام محکوم شد،حکم صادره با واکنش شدید مجامع جهانی حقوق بشر و اتحادیه معلمان و آموزگاران سراسر دنیا مواجه شده است. اتهام وارده به وی، عضویت دربرخی احزاب کردی می باشد ،که بارها از سوی او رد شده است.
آنچه در زیر می خوانید گفتگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران پیرامون آخرين وضعيت فرزاد کمانگر، دبیر و فعال حقوق بشر با دکتر خلیل بهرامیان، وکیل مدافع وی می باشد که هم اکنون در بند امنیتی 209 زندان اوین به سر می برد.
- دکتر بهرامیان وضعیت پرونده فرزاد کمانگر در چه مرحله ای است؟
تحت پیگرد است و از جهات قانونی اقدامات قانونی را انجام می دهیم و پیگیری می کنیم.
- آیا شما از زمان انتقال فرزاد کمانگر به بند 209 زندان اوین با ایشان ملاقاتی داشتید؟
یک بار ملاقات داشتم، البته دیدار در حضور ماموران اطلاعاتی انجام پذیرفت.
- وضعیت روحی و جسمی ایشان را چگونه ارزیابی کردید؟
اصولا هیچ زندانی در وضعیت روحی و جسمی مناسب قرار نخواهد داشت، زیرا زندانی است، وضعیت مناسب زمانی است که آزاد باشد و بتواند حداقل شرایط و نیازهای زندگی را داشته باشد، وقتی انسانی در حصار و بند قرار می گیرد، وضعیتش مناسب نیست و نمی تواند باشد. اما وضعیت نسبی ایشان مناسب بود. با توجه به شکنجه هایی که آقای کمانگر اذعان می کنند در زندان کرمانشاه شده است ، از لحاظ عصبی دچار مشکلاتی شد. ایشان از جامعه به دور هستند که این عامل مضاعف شده است و به همین دلیل نمی تواند به حالت اولیه و شرایط عادی برگردد ، زمانی وضعیت ایشان مناسب محسوب می شود که این فرد بی گناهیش اعلام و آزاد شوند و به سر کار بروند و زندگی روزانه خود را داشته باشند. وقتی دربند است مطمئنا فشارهای زیادی بر ایشان وارد می شود.
- آیا تداوم بازداشت آقای کمانگر در بند امنیتی 209 اوین مطابق قانون است؟
بحثم من این نیست که آیا بند 209 یک نوع زندان منطبق با قانون است ،گویا ایشان رابه بند 209 منتقل کردند تا وضعیت رفتاری ایشان را بررسی کنند و ببینند آیا در رابطه با عضویت در احزاب کرد اقدامی کرده است یا خیر ؟ اما تمام بحث من در این است که ایشان در هیچ حزبی که مغایر با نظام باشد عضو و حتی سمپات هم نبود، فرزاد یک دبیرآموزش و پرورش و فعال حقوق بشر می باشد و هیچ کاری خلاف قانون انجام نداد .اما این که مطابق با قانون ایشان را در بند 209 نگهداری می کنند؟ من جواب می دهم خیر مطابق با قانون نیست، ایشان باید به بند عمومی فرستاده شود، و مانند هر زندانی دیگر از حداقل امکانات برخوردار باشند، و بتوانند از امکانات آن بند استفاده کنند.
- اخباری در رابطه با اعتصاب غذای آقای کمانگر در بند 209 اوین منتشر شد، این اخبار تا چه حد صحت دارد؟
ایشان از زمانی که به بند 209 منتقل شدند هیچ اعتصاب غذایی انجام نداده اند.
- مردم و فعالان حقوق بشر از چه ابزارهای قانونی برای اعتراض به حکم فرزاد کمانگر برخوردار هستند ؟
این دیگر دست خود فعالان حقوق بشر است و من نمی توانم تجویزی ونظری در این زمینه داشته باشم. فعالان حقوق بشر فعالیتشان مشخص است، تلاشی است برای حفظ حرمت و شخصیت انسانی
فعالان حقوق بشر در ایران 27.09.2008
|
احضار اعضاي يک حزب سياسي در طي روزهاي اخیر
در طي روزهاي گذشته تعداي از اعضا و مسئولين "حزب پان ايرانيست" از سوي ستادهاي خبري وزارت اطلاعات در تهران و شهرستانهاي مختلف احضار و مورد تهديد قرار گرفته اند.
دکتر سهراب اعظم زنگنه (دبيرکل حزب مذکور) ، قدرت الله جعفري (قائم مقام حزب مذکور) ، مهندس رضا کرماني، فرهاد باغباني ، منوچهر يزدي (از نمايندگان مجلس در رژيم سابق) منجمله افرادي هستند که مورد بازجويي و تهديد قرار گرفته اند . گفته ميشود اين احضارها در پي تدارک اين حزب براي برگزاري کنگره خود مي باشد ، اين گونه نشست هاي حزب مذکور از سال 1384 در دفعات متعدد از سوي وزارت اطلاعات مختل گرديده و از برگزاري آن جلوگيري شده است.
حزب مذکور که بيم برخوردهاي شديدتر و مشکل سازي دستگاه امنيتي را مي دهد طي اطلاعيه اي خطاب به مجامع خبري ، اصحاب رسانه اي را از اين برخوردها مطلع نموده و خواستار توجه آنان به اين موضوع گرديده است.
فعالان حقوق بشر در ایران 24.09.2008
|

|
آخرين وضعيت هفت رهبر دربند جامعه بهائيان
هفت عضو هيأت ملي هماهنگ کننده امور بهائيان ايران همچنان در زندان اوين در تهران هستند. نگرانى در مورد وضعيت اين افراد همچنان وجود دارد.اين در حالي است که به اين افراد اجازه تماس با وكيل داده نشده و عليرغم آنچه در رسانههاى عمومى گزارش شده، به خانوادههاى آنها تا به حال اطلاعى در مورد اتهام اين افراد داده نشده است.
هفت عضو زندانى هيأت مسئول رسيدگى به امور اوليه جامعه بهائيان ايران عبارتند از خانم فريبا كمال آبادى و آقايان جمالالدين خانجانى، عفيف نعيمى، سعيد رضائى، بهروز توكلى، وحيد تيزفهم و خانم مهوش ثابت.
آخرين خبرها حکايت از آن دارد که هفت فرد مذکور به سلولهاي دو و سه نفره منتقل گرديده اند و همچنان در بند 209 تحت مديريت وزارت اطلاعات به سر ميبرند ، بنا بر گزارشات مستند گرديده آقاي جمال الدين خانجاني از مشکل بينايي در رنج هستند و نيازمند خدمات پزشکي و تغذيه و شرايط محيطي بند مذکور نيز موجب وخيم شدن ناراحتي هاي گوارشي ايشان شده است، همچنين آقاي بهروز توکلي ديگر فردي از بازداشتيان مذکور است که از بيمارهاي متعدد جسمي در رنج هستند . مسلماً تداوم نگهداري اين افراد در سلولهاي بند 209 و عدم رسيدگي پزشکي مورد نياز تبعات جبران ناپذيري به همراه خواهد داشت .
همچنين لازم به ذکر است همسر آقاى توكلى كه براى كسب اطلاع از وضعيت نگران کننده همسرش در اوايل مهرماه سال جاري به دادگاه انقلاب مراجعه نموده بودند ، بازداشت و به مدت چهار روز زندانى شد. و سرانجام با قيد ضمانت موقتاً آزاد گرديدند16.09.2008 فعالان حقوق بشر در ایران
|

|
بازداشت جعفر اقدامي ، از اعضاي مجموعه در مراسم خاوران
جعفر اقدامي ، زنداني سياسي سابق که پس از تحمل چهارسال حبس تعزيري از زندان رجايي شهر کرج سال گذشته آزاد گرديده بود در پي شرکت در مراسم يادواره زندانيان سياسي قتل عام شده دهه شصت ، روز جمعه مورخه 8/6/87 در گوستان خاوران بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد.
آقاي اقدامي از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مي باشد که جهت تهيه گزارش از مراسم مذکور به گورستان خاوران مراجعت نموده و در اين مکان توسط نيروهاي امنيتي بازداشت گرديده است.
پيگيريهاي مکرر خانواده اين فعال حقوق بشر از دادگاه انقلاب و زندان اوين تاکنون نتيجه اي در بر نداشته است و خانواده وي کماکان در بي خبري و نگراني از سرنوشت ايشان به سر مي برند . گفتني است بيش از 17 نفر در اين مراسم بازداشت گرديده اند که هويت اکثر بازداشت شدگان نامعلوم مي باشد.فعالان حقوق بشر در ایران 08.09.2008
|

|
اطلاعيه : دوسال از مرگ مشکوک ولي الله فيض مهدي گذشت
همراه با فايل صوتي منتشر نشده اي از وي
زنداني سياسي ولي الله فيض مهدوي در زندان رجايي شهر کرج در تاريخ 3 شهريور 85 براي احقاق حداقل حقوق انساني خود که عبارت بودند از :
1- تقاضاي ملاقات با وکيل
2- انتقال از بند زندانيان خطرناک به نزد ساير زندانيان سياسي
3- شفاف سازي پرونده و ابلاغ رسمي نقض حکم اعدام خود
اقدام به اعتصاب غذا نمود ، وي در تاريخ 11شهريور ماه يعني در هشتمين روز اعتصاب غذاي خود، اعتصاب را به اعتصاب آب تغيير داد و با امتناع از نوشيدن آب بر تحقق مطالبات انساني خود پافشاري نمود ، در تاريخ 15 شهريور ماه نامبرده به صورت غيرمنتظره به بيمارستان شريعتي تهران منتقل و ساعاتي بعد مرگ وي اعلام گرديد. مسئولان زندان مرگ وي را ابتدا سکته مغزي بر اثر اعتصاب آب و غذا و سپس سهراب سليماني مديرکل سازمان زندانهاي استان تهران مرگ وي را بر اثر خودکشي ناموفق عنوان نمود ، در اين راستا بر ساير زندانيان سياسي زندان رجايي شهر کرج فشار مضاعفي وارد نمودند تا اقدام به شهادت در مورد اقدام به خودکشي نامبرده نمايند که زندانيان مذکور طي نامه اي نسبت به اين موضوع افشاگري نمودند.
جسد اين زنداني سياسي هيچگاه به خانواده خود تحويل داده نشد و هيچگاه مرگ وي همچون مرگ مشکوک اکبر محمدي به دست تحقيق هيئتي بي طرف سپرده نشد تا حقايق مرگ مشکوک زندانيان سياسي بيش از پيش روشن گردد.
ولي الله فيض مهدوي از زندانيان وابسته به سازمان مجاهدين خلق بود که در پي حمايت تشکلات مدافع حقوق بشر و پيگيري وکيل وي اعلام گرديد که حکم قريب الوقوع اعدام وي متوقف گرديده ولي هيچگاه به صورت رسمي چنين حکمي به وي ابلاغ نگرديد و نامبرده در شرايط نامشخص وضعيت حقوقي پرونده و اجراي حکم اعدام ، براي روشن نمودن و رفع ابهامات دست به اعتصاب غذايي زد که با مرگ مشکوک وي پايان يافت.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مرگ مشکوک زندانيان سياسي در زندانها و مسکوت گذاشتن چنين مهمي را نگران کننده ميداند و براي روشن شدن حقايق و زواياي پنهان مرگ زندانيان سياسي در زندانها حمايت خود را از تشکيل کميته اي حقيقت ياب اعلام مينمايد.
همچنين به مناسبت دومين سالگرد فوت اين زنداني سياسي فايل صوتي از مکالمات فيض مهدوي با اين مجموعه را که در آن از فشارهاي مضاعف بر خانواده خود ميگويد منتشر مي نمائيم ، اين فايل که براي اولين بار منتشر ميگردد در محدود زماني چند روز پيش از اعتصاب و فوت نامبرده ضبط گرديده است.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران / 15 شهريور ماه 1387 برابر با 5 سپتامبر 2008
|

|
قوه قضاییه رژیم جنایتکار اسلامی میگوید "قصاص" با "اعدام" تفاوت دارد. به گفتهی سخنگوی قوه قضاییه «قصاص حق خصوصی فرد است و فقط با گذشت اولیای دم از آن صرفنظر میشود.»
انتقاد شورای حقوق بشر سازمان ملل از اعدام نوجوانان در ایران
کمیساریای عالی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از اعدام نوجوانان در ایران انتقاد کرد. قوه قضاییه ایران در ماه گذشته (اوت) دو نوجوان را که در ۱۵ و ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده بودند، اعدام کرده است.
یک سخنگوی کمیساریای عالی شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو روز سهشنبه (۲ سپتامبر / ۱۲ شهریور) اعدام دو نوجوان در ایران را نقض حقوق بینالملل از سوی این کشور توصیف کرد.
ماه گذشته قوه قضاییه ایران دو نوجوان به نامهای رضا حجازی و بهنام زارع را اعدام کرد. بهنام زارع در ۱۶ سالگی و رضا حجازی در ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده بودند. هر دو قتل بدون هرگونه قصد قبلی و در جریان نزاع دستهجمعی میان نوجوانان اتفاق افتاده بود. بهنام هنگام اعدام ۱۹ ساله و رضا ۲۰ ساله بود. حکم اعدام هر دوی این جوانها بدون اطلاع وکیل و خانوادههای آنها اجرا شده است.
سخنگوی شورای حقوق یشر سازمان ملل میگوید اعدام این دو نوجوان نقض کنوانسیون حقوق کودک است که دولت ایران آن را امضاء کرده و ملزم به اجرای آن است.
رضا حجازی جوان ۲۰ سالهای که روز ۱۹ اوت در اصفهان اعدام شد.
ماده ۳۷ کنوانسیون بینالمللی حقوق کودک میگوید: «حکم اعدام و حبس ابد، نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شدهاند». ماده ۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز تاکید دارد: «مجازات مرگ نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شدهاند.»
بنابرگزارش سازمانهای مدافع حقوق بشر، ایران از نظر تعداد اعدامها، پس از چین در مکان دوم در جهان قرار دارد. همزمان، جمهوری اسلامی ایران یکی از سه کشوری است که نوجوانان بزهکار را اعدام میکند. از آغاز سال جاری میلادی شش نوجوان مجرم در ایران اعدام شدهاند.
در ماههای گذشته اتحادیه اروپا و سازمانهای بینالمللی حقوق بشری مانند عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر از قوه قضائیه ایران خواستهاند که اعدام نوجوانان را متوقف کند.
مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج از ایران میگویند «کشتن جوانان به دلیل جرایمی که در هنگام کودکی مرتکب شدهاند نه اجرای عدالت است و نه تامین کننده امنیت در جامعه ایران.»
ایران قصاص را اعدام نمیداند
قوه قضاییه ایران اعدام نوجوانان زیر ۱۸ سال را انکار میکند، اما چنین تصریحی در مورد کودکانی که به هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بودهاند وجود ندارد. این کودکان سالها در زندان میمانند و سپس اعدام میشوند. مدافعان حقوق بشر حتی مواردی را گزارش کردهاند که اجرای حکم اعدام در سنین زیر ۱۸ سال بوده است.
علاوهبراین، قوه قضاییه ایران میگوید "قصاص" با "اعدام" تفاوت دارد. به گفتهی سخنگوی قوه قضاییه «قصاص حق خصوصی فرد است و فقط با گذشت اولیای دم از آن صرفنظر میشود.»
براساس اظهارات سخنگوی قوه قضاییه ایران چون قصاص نوجوانان به درخواست حکومت صورت نمیگیرد، پس کشتن آنها اعدام نیست. اما سازمانهای حقوق بشری چنین اظهاراتی را تنها توجیه و بازی با کلمات میدانند. از نگاه مدافعان حقوق بشر، احکام قتل نفس به هر عنوانی و به درخواست هر شخص و نهادی که صورت گرفته باشد، براساس قوانین جزایی ایران و توسط دادگاههای ایران صادر میشوند و توسط حکومت ایران نیز به اجرا درمیآیند. بههمین دلیل هم "قصاص نفس" همان اعدام است و ایران براساس تعهدات بینالمللی خود مجاز نیست چنین مجازاتی را علیه کودکان به کار گیرد.
02.09.2008
|
تاثیرات کوشش های نهاد های حقوق بشری بر رفتار حکومت جنایتکاران و دزدان اسلامی در ایران
چندی پیش خبری در خبرگزاری ها به نقل از سخنگوی قوه قضاییه منتشر گردید که به باور من یکی از بزرگترین و پرافتخارترین پیروزی های چند سال اخیر فعالان مدنی و حقوق بشری در برابر حاکمیت مستبد دینی و ناقض حقوق بشر، در ایران بود .
آقای جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود با اشاره به دو مورد عفو و همچنین چند مورد تخفیف مجازات سنگسار گفت :
این حکم در مورد تمام کسانی که به آنها صادر شده ، موقوف الاجراست .
در چند سال اخیر که فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری بصورت مجزا ، اما با هدفی مشترک و مشخص در ایران و حتی در خارج از ایران اقدام به تشکیل نهادهای حقوق بشری و فعالیت گسترده و بدون توقف در اطلاع رسانی و اعتراض به حاکمیت جمهوری اسلامی ، در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر و رفع فشار بیشتر بر ملت ایران بخصوص فعالان سیاسی ، مدنی ، دانشجویی ، صنفی و زنان نمودند . حاکمان برقدرت نشسته جمهوری اسلامی که دائما در خفا و آشکار ، اقدام به شکنجه ، شلاق ، اعدام و ده ها مورد نقض حقوق شهروندی افراد می نمودند در اغلب آن که اطلاع رسانی و اعتراض به شکلی گسترده توسط این نهادها صورت گرفت ناگزیر به عقب نشینی شدند و اگر نگاهی به آمار و مدت زمان زندان در ایران بیاندازیم به شکل غیر قابل تصوری این زمان کاهش یافته است .
کسانی که از ابتدای انقلاب حتی تا انتهای دهه هفتاد توسط حاکمیت و با اتهام های مختلف بازداشت می شدند اغلب در بی خبری به حبس های طولانی ، مجازات های سنگین و اعدام محکوم می شدند ، اما فشار این نهادها در چند سال اخیر باعث گردیده که طول زندان و بازداشت به شکل چشم گیری کاهش یافته ، اعدام سیاسی به حداقل ممکن رسیده و حاکمیت به واسطه این فشارها که با بیانیه ها و حمایت های نهادهای بین المللی بر قدرت آن افزوده می شود ناگزیر گشته برای این افراد تنها پرونده سازی نموده و بازداشتهایی که هیچگاه تمامی ندارد ، اغلب در کمتر از دو ماه با قرار وثیقه و کفالت به پایان برسد . هر چند آثار مخرب و کوبنده همین چند ماه و حجم پرونده و اتهامات سنگین و بی اساس در موارد اندکی این افراد را منفعل می سازد ولی آزاد شدن ظاهری آنان از بند و حبس ، خود گامی بزرگ است و نشانه عقب نشینی حاکمیت در برابر این فشارهاست .
با توجه به اینکه قوانین حاکم در ایران اغلب برگرفته از فقه اسلامی می باشد و لازم الاجراست ، توقف حکم سنگسار نیز می تواند بیانگر شدت تاثیر اعتراضات و فعالیت های نهادهای مدنی و حقوق بشری باشد .
در شهریور ماه 1360 زمانی که جبهه ملی ایران به حکم اعدام و لایحه قصاص اعتراض نمود آیت الله خمینی طی سخنانی ، برای اولین بار در تاریخ ایران گروهی را مرتد خواند و بواسطه این سخنرانی تمامی اعضای جبهه ملی ایران بازداشت و تحت شکنجه شدید قرار گرفتند . شادروان دکتر اردلان از رهبران جبهه ملی ایران در آن زمان در بیان آن لحظات می گفت : فضایی در ایران حاکم بود که پس اعلام ارتداد جبهه ملی و بازداشت اعضای آن ، زندانبانان و بازجویان ما را با چشمانی بسته و بوسیله اسلحه به سلول هدایت می کردند تا تماس بدنی با ما نداشته باشند !
به باور من اگر در آن زمان تظاهرات چند صد هزار نفری جبهه ملی ایران با وجود همین فضای دینی و انقلابی فراگیر می شد و تمام مردم و احزاب سیاسی از این موضع پشتیبانی می کردند در طول این سه دهه ایران هرگز شاهد اعدام های سیاسی و کشتار دسته جمعی هموطنان نبود . همانهایی که امروز عملکرد جبهه ملی ایران را در اوایل انقلاب به نقد می کشند در آن زمان یا سکوت کرده و یا به پشتیبانی از روحانیون برخواستند .
امروز حاکمان جمهوری اسلامی که به صورتی کاملا مشهود گرفتار بحران اقتدار و سلطه بر ملت ایران شده اند که برای نمایش قدرت با تبلیغات گسترده ، جوانان این کشور را بازداشت نموده و با اتهامایی با عنوان اراذل که در هیچ جای قانون اساسی این رژیم وجود ندارد و یا با اتهام های واهی و غیر مستند ، اقدام به اعدام های دسته جمعی نموده تا نگاه ها را گمراه و سرپوشی بر بحران اقتدار خود گذارد .
اعدام کودکان زیر هجده سال که ناقض تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی است همچنان ادامه دارد و ایران در صدر اعدام کودکان در جهان می باشد .
همچنان نیز بازداشت دانشجویان ، زنان و فعالان سیاسی و مدنی ادامه دارد ولی با شرایطی که اینک با تلاش فعالان حقوق بشری بوجود آمده است و تاثیر بسیار مثبت آنرا در عقب نشینی حاکمان مستبد و تمامیت خواه جمهوری اسلامی می بینیم ، ضروریست برای عقب راندن هرچه بیشتر آنان و رعایت حقوق بشر فعالان مدنی و حقوق بشری این بار با قدرت بیشتر با تشکیل کمپینی گسترده این حاکمان را تحت فشار قرار داده تا بواسطه آن و فشار نهادهای بین المللی دیگر شاهد چنین رفتارهای قرون وسطایی در ایران نباشیم .
فعالان حقوق بشر به پیش(حمیدرضا خادم)
19.08.2008
|

|
به اعدام روزنامه نگاران و فعالان مدنی پایان دهید
یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال مدنی بلوچ که از یکسال پیش به اتهامات نامشخص در زندان به سر می برد، و از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود، صبح روز دوشنبه در محوطه زندان زاهدان اعدام شد.
یعقوب مهرنهاد پس از بازداشت به مدت ۵ ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به سر برد و پس از آن به مدت به زندان مرکزی زاهدان منتقل شد. وی طی دادگاهی ناعادلانه و بدون حضور هیات منصفه، وکیل و خانواده به “محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت و همکاری با گروهک تروریستی موسوم به جندالله” محکوم شد.
این فعال مدنی که عضو انجمن جوانان" صدای عدالت" بوده ، در بسیاری از روزنامه های کشور سابقه فعالیت داشته است. اجرای حکم اعدام برای این روزنامه نگار درحالی صورت می گیرد که پیش تر سازمان های مدافع حقوق بشر نسبت به صدور و اجرای حکم اعدام برای روزنامه نگاران و فعالان مدنی در ایران ابراز نگرانی و اعتراض کرده بودند.
وی در طی مدت بازداشت از حق ملاقات با وکیل محروم بوده و همچنین بنا به اظهارات خودش، در زندان تحت شکنجه جسمی قرار گرفته است. او اعترافات خود را ناشی از اعمال شکنجه های شدید در ایام بازداشت خود دانسته بود و در دادگاه کلیه اتهامات وارده را رد کرد. با این حال دادگاه انقلاب، به عوض برخورد با عاملان شکنجه این زندانی، برمبنای اعترافات اخذ شده از وی در شرایط بازداشتگاه، او را به اتهام محاربه مورد محاکمه قرار داد.
هم اکنون تعداد دیگری از زندانیان سیاسی درایران زیر حکم اعدام قرار دارند که از این افراد حداقل 3 نفر روزنامه نگار هستند. عدنان حسن پور، دیگر روزنامه نگاری است که از یکسال پیش در زندان نگهداری می شود و چندی پیش حکم اعدام وی از سوی دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.
با توجه به عدم پایبندی حکومت ایران به میثاق های بین المللی و اصرار دستگاه قضایی بر صدور احکام سنگین برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، در حال حاضر نگرانی ها نسبت به اجرای حکم اعدام در مورد سایر روزنامه نگاران زندانی افزایش یافته است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر، با محکومیت شدید اعدام یعقوب مهرنهاد، عملکرد دستگاه قضایی و دادگاه های انقلاب به خصوص در شهرستان های ایران را مغایر با کلیه اصول پذیرفته شده بین المللی دانسته و خواهان توقف این روند است.
این کمیته تمامی سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر را به تشکیل جبهه ای فراگیر و اقدام جدی برای مقابله با اینگونه اعمال خودسرانه و غیرقانونی دستگاه قضایی فرا می خواند.
کميته گزارشگران حقوق بشر
Committee of
Human Rights Reporters
شماره 516-2008
15 مرداد 138706.08.2008
|

|
عفو بینالملل
اطلاعیه مطبوعاتی
به تبعیض علیه اقلیت كرد خاتمه دهید
عفو بینالملل در گزارش جدیدی كه امروز منتشر شد اظهار داشت كه حكومت ایران در وظیفه خود در پیشگیری از تبعیض و تعدیات حقوق بشری علیه شهروندان كرد خود، به خصوص زنان، كوتاهی میكند. این سازمان اظهار نگرانی كرد كه سركوب ایرانیان كرد و به خصوص مدافعان حقوق بشر در حال گسترش است.
گزارش، نمونههایی از تبعیضهای فرهنگی و مذهبی علیه تقریبا 12 میلیون كرد را كه در ایران زندگی میكنند و حدود 15 در صد از جمعیت را تشكیل میدهند بر میشمارد.
گزارش یاد شده بر مسایل مربوط به مسكن، آموزش و اشتغال تمركز میكند. مدافعان حقوق بشر و كاركنان رسانهها نیز به خاطر اظهار عقاید خود هدف قرار میگیرند.
عفو بینالملل میگوید: «قانون اساسی ایران برابری همه ایرانیان در برابر قانون را فراهم كرده است. ولی، همان طور كه گزارش ما نشان میدهد، برای كردها در ایران واقعیت چیز دیگری است. حكومت ایران برای محو تبعیض، یا پایان بخشیدن به چرخه خشونت علیه زنان و مجازات مسئولان آن، گامهای كافی برنداشته است».
گزارش میگوید كه زنان كرد - به عنوان اعضای یك اقلیت قومی به حاشیه رانده شده، و به عنوان زن در جامعهای عمدتا پدرسالار - با چالش مضاعفی برای احقاق حقوق خود روبرو هستند.
گرچه زنان و دختران پایه اصلی فعالیت اقتصادی در مناطق كردنشین را تشكیل میدهند، برای توجیه نفی حقوق بشری آنان از آداب و رسوم محدودكننده اجتماعی بهره گرفته میشود. این رسوم به معنای آن است كه مقامات دولتی ممكن است نتوانند در باره نابرابریهای آموزشی دختران، ازدواج اجباری و زودرس، و خشونت خانوادگی علیه دختران و زنان كرد - و عواقب شدید برخی از این تعدیات، از جمله «قتلهای ناموسی» و خودكشی - به تحقیق بپردازند.
عفو بینالملل میگوید: «زنان كرد به صورت روزانه قربانی خشونت میشوند و از سوی مأموران حكومتی، گروهها یا افراد شامل اعضای خانواده خود، تحت تبعیض قرار میگیرند. مقامات ایران متعهدند كه كوشش لازم را برای از بین بردن خشونت علیه زنان در خانه و جامعه مبذول دارند، ولی این كار اصلا انجام نمیشود».
گزارش تحت عنوان «ایران: تعدیات حقوق بشری علیه اقلیت كرد» تصدیق میكند كه در عین این كه فرهنگ كردی، مانند لباس و موسیقی، عموما محترم شمرده میشود و زبان كردی در تعدادی از رسانهها و برخی از نشریات به كار برده میشود، جامعه كرد همچنان از تبعیض ریشهدار رنج میبرد.
نمونه¬هایی اخیرا موارد مشخص نقض حقوق بشر در مورد كردها را برجسته كرده است:
* فرزاد كمانگر، علی حیدریان و فرهاد وكیلی، كه هر سه كرد هستند در فوریه 2008 پس از یك روند به شدت پرایراد كه فاقد بسیاری از استانداردهای بینالمللی یك دادگاه عادلانه بود به جرم «محاربه» (دشمنی با خدا) به اعدام محكوم شدند. اتهام محاربه علیه كسانی به كار میرود كه به مخالفت مسلحانه علیه حكومت متهم شوند، و ظاهرا در مورد این افراد اتهام عضویت در گروه مسلح حزب زحمتكشان كرد (پ كا كا) كه در تركیه دست به حمله میزند مطرح بوده است. علی حیدریان و فرهاد وكیلی، ظاهرا به دلیل جعل اسناد، همچنین به 10 سال زندان محكوم شدهاند. بر اساس قوانین ایران، آن دو باید پیش از اعدام محكومیت زندان خود را بگذرانند.
«فعالان حقوق بشر در ایران» گزارش دادند كه وقتی مقامات زندان رجایی شهر در استان تهران رأی دیوان عالی كشور را به فرزاد كمانگر كه یك معلم 32 ساله است ابلاغ كردند از او خواستند كه طی نامهای تقاضای عفو كند. او از این كار به دلیل این كه تقاضای عفو به معنای پذیرش جرم است امتناع كرده و همواره منكر آن بوده كه جرمی مرتكب شده است. دیوان عالی كشور حكم او را در 11 ژوئیه تنفیذ كرده است و حكم ممكن است در هر زمان به مرحله اجرا درآید.
* محمد صدیق كبودوند در ماه مه سال جاری در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 11 سال زندان محكوم شد. محكومیت ظاهرا شامل 10 سال زندان به خاطر «اقدام علیه امنیت كشور» به دلیل تأسیس سازمان حقوق بشر كردستان، و یك سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بوده است. حكم پس از یك محاكمه ناعلنی صادر شده است. عفو بینالملل محمد صدیق كبودوند را یك زندانی وجدان میشناسد كه صرفا به دلیل اعمال مسالمتآمیز حقوق خود بر آزادی بیان و تجمع در زمینه كار خویش به عنوان رییس سازمان حقوق بشر كردستان و فعالیتهایش به عنوان یك روزنامهنگار بازداشت شده است. این حقوق در میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی كه ایران یك عضو امضا كننده آن است صریحا به رسمیت شناخته شده است.
* هانا عبدی، دانشجوی روانشناسی، در 4 نوامبر 2007 در خانه پدربزرگ خود در سنندج دستگیر شد. او برای مدت سه ماه بدون ملاقات در انفرادی بازداشت بود. در ژوئن سال جاری، او به پنج سال زندان در تبعید در آذربایجان شرقی در شهر كوچكی به نام گرمی در مرز جمهوری آذربایجان محكوم شد. به گفته وكیل او، شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج او را به اتهام «تجمع و تبانی برای ارتكاب جرم علیه امنیت كشور» مجرم شناخته است. او عضو كمپین برای برابری است كه یك ابتكار در باره حقوق زنان در ایران است و هدف پایان بخشیدن به تبعیضات قانونی علیه زنان در ایران را دنبال میكند. عفو بینالملل هانا عبدی را یك زندانی وجدان میشناسد كه صرفا به دلیل اعمال مسالمتآمیز حق خود بر آزادی بیان و تجمع بازداشت شده است، و اتهام علیه او را دارای انگیزه سیاسی میشناسد.
عفو بینالملل گفت: «ما از مقامات ایران مصرا میخواهیم كه برای پایان دادن به تبعیض و موارد نقض حقوق بشر مرتبط با آن كه كردها، و در واقع همه اقلیتها در ایران با آن روبرو هستند، اقدامات مشخصی را انجام دهد».
«كردها و همه افراد وابسته به جوامع اقلیتی ایران، از مرد و زن و كودك، حق دارند كه از طیف كامل حقوق بشری خود برخوردار شوند. مقامات ایران باید حقوق مدافعان حقوق بشر،شامل فعالان حقوق زنان، را حمایت و ترویج كنند و به تعهدات خود تحت قوانین بینالمللی حقوق بشرپایبند باشند.»
پسزمینه
گزارش 57 صفحهای «ایران: تعدیات حقوق بشری علیه اقلیت كرد» (ایندكس عفو بینالملل MDE 13/088/2008) تازهترین گزارش از سلسله گزارشهای عفو بینالملل در مورد تعدیات حقوق بشری علیه اقلیتهای قومی و فرهنگی در ایران است. گزارشهای پیشین، تعدیات علیه عربهای اهوازی و اقلیت بلوچ را تشریح كردهاند.
عفو بینالملل در گذشته بسیاری از نگرانیها و موارد یادشده در این گزارش را با مقامات ایران در میان گذاشته، ولی پاسخ كافی دریافت نكرده است. آنان به ندرت به این سازمان پاسخ میدهند و بیش از 28 سال اجازه ندادهاند كه عفو بینالملل برای تحقیق در باره حقوق بشر وارد ایران شود.
پایان
سند عمومی
برای اطلاع بیشتر، لطفا با دفتر مطبوعاتی عفو بینالملل در لندن به شماره
5566 7413 20 44+ یا ایمیل press@amnesty.org تماس بگیرید
ترخیص: به وقت گرینویچ یك دقیقه پس از نیمه شب30 ژوئیه 2008
|
در آستانه هفته معلم ، بازداشت موقت برادر فرزاد کمانگر
اداره اطلاعات شهرستان کامیاران ساعت 9 صبح امروز مورخه 31/1/87 اقدام به بازداشت و بازجویی 7 ساعته از مهرداد کمانگر برادر فرزاد کمانگر ، معلم و فعال حقوق بشر اعدامی نمود . وزارت اطلاعات در این بازجویی توام با تهدید ، آقای مهرداد کمانگر را به دلیل پیگیری وضعیت برادر دربندش مورد تهدید قرار داده و این تهدیدات را با اعلام پیگیری وزارت اطلاعات برای بازداشت آقای کیوان رفیعی دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و همینطور نشان دادن برگه بازداشت مهرداد کمانگر شکل دیگری بخشیدند .
نیروهای امنیتی بی توجه به بی ربط بودن سئوالات و خواسته ها ، از آقای کمانگر خواستند از پیگیری وضعیت برادر دربندش دست برداشته ، اسامی معلمانی که طی فراخوانی قصد دارند هفته معلم را به صحنه حمایت از فرزاد کمانگر تبدیل نمایند را اعلام نماید . همچنین دستگاه اطلاعاتی قصد داشته است تا طی برگه ای از قبل آماده شده با متن تعهد به عدم جمع آوری امضاء و مصاحبه با رسانه ها انصراف از پیگیری و حمایت از فرزاد کمانگر را بر خانواده وی تحمیل نماید.
آقای کمانگر ضمن غیرقانونی خواندن این برخورد و تاکید بر حق خانواده مبنی بر حمایت از فرزاد ، از پاسخ دادن به سئوالات و امضاء هر اوراقی خودداری نمود . وزارت اطلاعات نیز ناچاراً با تاکید بر عدم افشای این برخورد ، آقای کمانگر را ساعت 16 امروز آزاد نمود .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم نمودن برخورد وزارت اطلاعات با این خانوده و همینطور غیرقانونی دانستن اساس حکم صادره فرزاد کمانگر ، برخورد با خانواده های پیگیر وضعیت فرزندان زندانی خود را که به صورت سیستماتیک از سوی وزارت اطلاعات انجام میگیرد ، غیر انسانی و مغایر با اصول قانونی و حقوق بشری ارزیابی میکند . فعالان حقوق بشر در ایران 28.07.2008
|
معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام ، فرزاد کمانگر ساعاتي پيش بدون هيچگونه توضيح و توجيحي ، از زندان رجايي شهر کرج به بند 209 زندان اوين که تحت مديريت وزارت اطلاعات اداره ميگردد منتقل گرديد .
آقاي کمانگر داراي اتهامي جهت تحقيق يا بازجويي نمي باشد و گمان ميرود اساس انتقال وي به بند 209 زندان اوين که سابقاً نيز وي در آنجا مورد شکنجه قرار گرفته بود مربوط به افزايش تجمعات اعتراضي مردم در نقاط مختلف ايران و همچنين حمايتهاي مستمر فعالان حقوق بشر در خارج کشور از وي در روزهاي اخير بوده است .
ضمن ابراز نگراني و محکوم نمودن اعمال فشار بر آقاي فرزاد کمانگر ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مسئوليت تامين سلامتي و حفظ جان آقاي کمانگر را مستقيماً بر عهده دستگاه قضائي و امنيتي جمهوري اسلامي ميداند .
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران، 6 مرداد ماه 1387 برابر با 27-07-2008
|

اطلاعيه
سوء استفاده از زندانيان سياسي محکوم است
تلويزيون صداي آمريکا در بخش تفسير خبر خود اقدام به پخش فايل صوتي از فرزاد کمانگر نمود که تحريف و حذف شده بوده است با این شکل از گزارشگری این تلویزیون برای زندانیان سیاسی در زندان های رژیم اشکالات بیشتری می آفریند.
به نام آزادي
در آستانه برگزاري تجمع روزشنبه در شهرسنندج و درحالي که دستگاه امنيتي براي مختل نمودن برگزاري اين تجمع دست به اقدامات وسيعي زده است ، شب گذشته مورخه 27/4/87 تلويزيون صداي آمريکا در بخش تفسير خبر خود اقدام به پخش فايل صوتي از آقاي فرزاد کمانگر نمود . اين اقدام تعجب آور تلويزيون صداي آمريکا و پخش اين فايل صوتي موجبات ايجاد مشکلات براي اين زنداني و ابهاماتي گرديده است هر چند آقاي کمانگر همچنان از گفته هاي خود دفاع مينمايد اما تحريف ، حذف به راي و پخش عمومي آن را اقدامي شنيع ميدانيم بنابراين لازم ديده شد که جهت تنوير افکار عمومي توضيحاتي اجملاً ارائه گردد :
1-آقاي فرزاد کمانگر بعنوان يک زنداني از حق تماس تلفني خود هر چند کوتاه مدت اما مانند تمامي زندانيان ديگر در زندان رجايي شهر کرج برخوردار است و نامبرده همچون تمامي زندانيان ديگر بصورت روزمره امکان تماس را دارد. بنابراين تماس تلفني نامبرده مستلزم کوشش هيچ زندانبان يا فرد سومي نميباشد و وي از حداقل حق قانوني خود استفاده مينمايد.
2-آقاي فرزاد کمانگر پيامي دريافت مينمايد که فردي با برچسب هاي روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و عناوين بزرگانه ديگري با شما کاري حياتي دارد ، آقاي کمانگر به عنوان يک موضوع عادي با فرد مذکور تماس ميگيرد و فرد مذکور ضمن پرسش سئوالاتي جهت دار اقدام به ضبط مخفيانه و ناجوانمرادانه مکالمه خود با آقاي کمانگر مينمايد.
3-فردي که دچارسندروم خودبزرگ کردن است و به جعل خود را ژورناليست معرفي مينمايد درحالي که کوچکترين پايبندي به اصول اخلاقي نداشته است ، با حذف قسمتهايي از گفته هاي اقاي کمانگر اقدام به انتقال فايل صوتي به تلويزيون صداي آمريکا مينمايد و اينکه چگونه تلويزيون صداي آمريکا در اقدامي خلاف عرف حاضر به پخش گفتگوي شخصي آقاي کمانگر که کمترين اطلاعي از صبط ناجوانمردانه صدا نيز نداشته است نموده است خود جاي سئوال است .
4-نهايتاً نيز پس از پايان پخش فايل صدا ، فرد مذکور عنوان ميدارد که آقاي کمانگر مردم را دعوت به تجمع در زير پرچم و نمادي خاص نموده است ، در حالي که آقاي کمانگر مطلقاً چنين موضوعي را بيان ننموده است و اين مطالب تحريف شده بافته هاي ذهن ناسالم فرد مذکور مي باشد .
در پايان متذکر ميشويم فرد يا افراد خاطي و سوءاستفاده گر که براي ارضا اميال خود دست به اين اقدامات ناجوانمردانه زده اند را فاقد مشروعيت و اعتباري براي مخاطب قرار دادن قلمداد مينمائيم و اين اطلاعيه تنها به قصد تنوير افکار عمومي و تصحيح خطا آنان که ناخواسته فريب اين افراد را خوردند منتشر مينمائيم همچنين اميدواريم تلويزيون صداي آمريکا در منابع خبري و عملکرد خود در اين باب بازنگري نمايد.
در پايان بار ديگر يادآور ميشويم که تجمع حمايت از فرزاد کمانگر فردا "شنبه مورخه 27/4/87 در شهر سنندج ، مقابل دادگستري استان کردستان واقع در ميدان بسيج راس ساعت 10 صبح" برگزار ميگردد و تاريخ و برنامه مذکور تغييري نداشته است همانطور که در اطلاعيه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ذکر گرديده است اين تجمع اقدامي قانوني و مسالمت آميز و تنها در زمينه حمايت و ابقا حقوق بشر و تلاشي براي نجات فرزاد کمانگر خواهد بود.
کمپين نجات فرزاد کمانگر
تهران - 28 تير ماه 1387 برابر با 18-07-2008
تاريخ : 28/4/1387
|
یک قتل حکومتی در ارومیه
روزگذشته مورخه 24/4/87 در زندان مرکزي اروميه ، "سعيد خلکه" زنداني 27 ساله و اهل مياندوآب که به جرم قتل يک مامور نيروي انتظامي تحت عنوان محارب به اعدام محکوم شده بود پس از تحمل دو سال زندان در محوطه زندان مرکزي اروميه به دار آويخته شد .
عليرغم تلاش وسيع خانواده و صرف هزينه هاي بسيار به علت پافشاري نهادهاي امنيتي و نيروي انتظامي حکم اعدام نامبرده بصورت غيرمنتظره اجرا گرد.فعالان حقوق بشردر ایران 14.07.2008
|

فرزاد كمانگر چند گام به جنایت حکومت اسلامی نزدیک است .برای نجات آموزگار ایرانی به نهاد های بین المللی ،فاکس، ایمیل، نامه و تلفن کنید.
فرزاد كمانگر (سيامند) معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده است ، همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان به عنوان مسئول روابط عمومي اين انجمن فعال بوده است ، او همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران ) بوده است و نيز بعنوان عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) مشغول به فعاليت بوده است .
آقاي کمانگر از ابتداي سال 85 با آغاز فعاليت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به عضويت آن درآمد اما در مرداد ماه سال 1385 که براي پيگيري درمان بيماري برادرش ( از فعالان سياسي كردستان ) به تهران آمد ، در آنجا توسط مامورين وزارت اطلاعات دستگير شد.
فرزاد کمانگر در پروسه هاي مختلف بازجويي در بند 209 زندان اوين ، اداره اطلاعات کرمانشاه و اداره اطلاعات سنندج تحت شديدترين شکنجه هاي غير انساني قرار گرفت و علي رغم عدم وجود مستندات و در يک روند سياسي توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب در طي يک محاکمه 7 دقيقه اي به اعدام محکوم شد .
کمپين نجات جان فرزاد کمانگر پس راي دادگاه در تاريخ 5/12/86 توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران راه اندازي شد که با حجم پر کاري پس از گذشت 140 روز از آغاز فعاليتش با جمع آوري بيش از 3000 هزار امضا از طريق اينترنت و جمع آوري بيش از 3800 امضا توسط فعالان کمپين و از طريق فرم هاي کتبي به فعاليت هاي خود ادامه ميدهد.
امروز در حالي گزارش 140 روز فعاليت کمپين را جهت تنوير افکار عمومي و تشکلات همراستا و مدافع حقوق بشر منتشر مي نماييم که حکم اعدام فرزاد کمانگر توسط دادگاه تجديد نظر به تائيد رسيده است و آقاي کمانگر بنا بر ديدگاه شخصي از نوشتن تقاضاي عفو سرباز زده است. بنابراين با توجه به عدم محکوميت حبس ، حکم مربوطه به واحد اجراي احکام ارجاع گرديده تا با دستور آقاي شاهرودي و کم توجهي ديده بانان و مدافعان حقوق بشر به مرحله اجرا درآيد.
کمپين نجات فرزاد کمانگر همچنان براي آزادي فرزاد کمانگر از هيچ کوششي فروگذار نخواهد کرد و سلسله مکاتباتي را با تمامي حاميان بين المللي که از وي حمايت نموده اند به انجام خواهد رساند و با مطرح کردن پرونده مذکور در مراجع بين المللي با اعمال فشار بر دستگاه قضايي حکم وي را لغو نمايد. در ذيل گزارشي از 140 روز حمايت صادقانه و قاطعانه اقشار مختلف جامعه و تشکلات مدافع حقوق بشري در سطح داخل و خارج کشور تقديم به آنانکه قلبشان براي صلح و دوستي ميتپد ميگردد :
روز شمار کمپين آزادي فرزاد کمانگر
8/8/86 - حمايت زندانيان سياسي زندان اوين: آقايان مجيد توکلي ، احسان منصوري ، احمد قصابان ، کيوان رفيعي و مصطفي علوي جدائي با نگارش بيانيه اي خواستار تشکيل دادگاه علني و عادلانه جهت محاکه نامبرده شده اند.
7/10/86 - حمايت 250 تن از اهالي کامياران از فرزاد کمانگر : بيش از 250 تن از اهالي شهرستان کامياران از جمله امام جماعت شيعيان ، شوراي شهر ، شوراي تامين ، کانون صنفي فرهنگيان و همسايگان با امضاي استشهادي محلي وي به عنوان يک معلم دلسوز ياد کرده و خواهان آزادي وي شدند .
9/10/86 - بيانيه جمعي از معلمان شهرستان کامياران : بيش از 130 تن از معلمان کامياراني با ارسال بيانيه اي خواهان رسيدگي به وضعيت ايشان جهت آزادي نامبرده شدند.
7/12/86 - استمداد يک سازمان حقوق بشري براي حمايت از فرزاد کمانگر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با صدور فراخواني از تمامي مدافعان حقوق بشري براي نجات جان وي ياري خواست .
7/12/86 - اعتراض يک گروه حقوق بشري در سوئد به حکم اعدام فرزاد کمانگر : جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسي با صدور بيانيه اي ضمن محکوم کردن هر گونه اعدام، صدور احکام غير انساني و ضد بشري مراجع قضائي جمهوري اسلامي را محکوم کرده و خواستار اقدام فوري، هماهنگ و يکپارچه ي همه ي جريانات و فعالين مدني براي توقف اين گونه احکام توسط جمهوري اسلامي شد.
8/12/86 - حمايت و اعتصاب غذاي جمعي از زندانيان سنندج در حمايت از فرزاد کمانگر : 8 تن از زندانيان محبوس در زندان مرکزي سنندج با صدور بيانيه اي در اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر يک روز اعتصاب غذا اعلام کردند.
8/12/86 - بيانيه سازمان ديدبان حقوق بشر در اعتراض به صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر : سازمان ديدبان حقوق بشر در خصوص صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر اعتراض نموده و خواهان لغو حکم اعدام نامبرده شده است .
12/12/86 - اعتراض فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشري : فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (LDDHI) اعتراض شديد خود را نسبت به صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر اعلام نمود.
13/12/86 - حمايت جمعي از مدافعان حقوق بشر کردستان : 7 تن از مدافعان محلي حقوق بشري در کردستان ايران با صدور بيانيه اي خواهان آزادي فرزاد کمانگر شدند .
13/12/86 - حمايت کانون نويسندگان کردستان : کانون نويسندگان کردستان با صدور اطلاعيه اي خطاب به سازمان هاي بين المللي ، اتحاديه اروپا ، سازمان ملل ، سازمان جهاني حقوق بشر خواهان واکنش ايشان به حکم ناعادلانه فرزاد کمانگر شدند.
16/12/86 - حمايت جمعي از دانشجويان دانشگاه اصفهان از فرزاد کمانگر : جمعيت مذبور با ارسال نامه خواهان شفافسازي دستگاه قضايي و تحقيق در خصوص شکنجه فرزاد کمانگر شده است و صدور حکم اعدام براي نامبرده را خلاف موازين حقوق بشري قلمداد کرد .
16/12/86 - صدور بيانيه توسط انجمن معلمان از کار برکنار شده استان کردستان : جمعيتي متشکل از 1500 تن از معلمان از کار بر کنار شده استان کردستان در بيانيه از اتحاديه اروپا و سازمان هاي جهاني حقوق بشري خواهان آزادي و لغو حکم فرزاد کمانگر شدند.
19/12/86 - بيانيه جمعي از تشکلات مدني استان کردستان : انجمن فرهنگي و اجتماعي ژيانه وه ، کانون شهروندي ژيار ، موسسه فرهنگي و اجتماعي شاهو ، جمعيت جوانان سنه دژ ، موسسه جوانان زاگرس ، مشترکا با صدور بيانيه اي خواهان تجديد نظر در رابطه با حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم کرد در بند شدند .
22/12/86 - نامه 98 تن از شخصيت هاي سياسي و اجتماعي به هاشمي شاهرودي : 98 تن از فعالان سياسي و اجتماعي ايران طي بيانيه اي مشترکي خواهان پايان دادن به بازداشت هاي خودسرانه شدند که در انتهاي نامه با اشاره بازداشت تني چند از فعالان سياسي و مدني از جمله فرزاد کمانگر خواهان آزادي ايشان شدند.
23/12/86 - انتشار مستنداتي از شکنجه هاي روحي و جسمي فرزاد کمانگر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با انتشار مستنداتي از شکنجه فرزاد کمانگر در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج گوشه اي از شکنجه هاي جسمي و روحي تحميل شده بر فرزاد کمانگر را افشا نمودند.
28/12/86 - حمايت دانشجويان زنداني پلي تکنيک : آقايان مجيد توکلي ، احمد قصابان و احسان منصوري سه تن از دانشجويان محبوس در زندان اوين با ارسال نامه از زندان به کمپين فرزاد کمانگر ضمن حمايت از فرزاد کمانگر خواهان نقض حکم صادره و بررسي مجدد پرونده ايشان در دادگاه صالحه و بصورت علني و با حضور هيئت منصفه اي صالح و عادل شدند.
29/12/86 - اعتراض کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران : کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران از قوه قضائيه خواهان تحقيق در خصوص شکنجه هاي جسمي فرزاد کمانگر شده و پذيرش مسئوليت صدور حکم اعدام براي ايشان و پاسخگويي به افکار عمومي شده است .
29/12/86 - جمع آوري امضا در سوئد : 134 تن از ايرانيان و خارجيان در سوئد با پيوستن به کمپين فرزاد کمانگر خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر و آزادي بي قيد و شرط وي شدند.
6/1/87 - جمع آوري امضا در کامياران : 1100 تن از شهروندان کامياران با امضاي فرم هاي کتبي کمپين خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر شدند.
26/1/87 - حمايت تشکل دانشجويي دانشگاه بين المللي قزوين : يک تشکل دانشجويي اصلاح طلب با برگزاري تجمعي در دانشگاه بين المللي قزوين خواهان آزادي فرزاد کمانگر شد.
28/1/87 - حمايت پارلمانترهاي سوئد از فرزاد کمانگر : بوديل سيبالوس عضو پارلمان و از اعضاي حزب سبز در سوئد، در رابطه با وضعيت فرزاد کمانگر نامهاي براي سازمان عفو بين الملل ارسال کرد و قصد خود را براي جمع آوري امضا از ديگر پارلمانترها در سوئد اعلام داشت .
29/1/87 - فراخوان معلمان کامياران : معلمان کامياراني با ارسال فراخواني در آستانه هفته معلم نسبت به آزادي فرزاد کمانگر ابراز اميدواري کردند.
29/1/87 - حمايت وبلاگ نويسان ايراني : جمعي از وبلاگ نويسان ايراني با انتشار بيانيه اي روز 12 ارديبهشت را به روز حمات از فرزاد کمانگر ناگذاري کردند و خواهان لغو حکم اعدام ايشان شدند.
30/1/87 - جمع آوري امضا در بندر عباس : شهروندان بندر عباس در پارک ساحلي به کمپين نجات فرزاد کمانگر پيوستند .
8/2/87 - بيانيه انجمن فرهنگي اجتماعي زنان آذرمهر کردستان : انجمن فرهنگي و اجتماعي زنان آذر مهر با انتشار بيانيه اي نسبت به حکم اعدام فرزاد کمانگر اعتراض کردند .
8/2/87 - حمايت انجمن صنفي معلمان کردستان : انجمن صنفي معلمان کردستان با صدور بيانيه اي در آستانه روز معلم صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر را محکوم نمود .
11/2/87 - حمايت جمعي از زندانيان سياسي اوين : آقايان مجيد توکلي ، احسان منصوري ، احمد قصابان ، ابوالفضل جهاندار ، صباح نصري ، هدايت غزالي ، عباس خرسندي و حميد رضا محمدي با ارسال نامه از زندان اعتراض خود را به ادامه بازداشت فرزاد کمانگر اعلام داشتند .
12/2/87 - حمايت 250 تن از شخصيت هاي سياسي و مدني ايران : 250 تن از فعالان سياسي ، اجتماعي ، حقوق بشري با صدور بيانيه اي نسبت به صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر اعتراض کردند .
13/2/87 - همبستگي با فرزاد کمانگر در کنار مقبره کوروش : در پي اعلام روز همبستگي و همراهي با فرزاد کمانگر تعدادي از دانشجويان و اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با گردهمايي در کنار مقبره کورش کبير "پايه گذار منشور جهاني حقوق بشر" ضمن اعتراض به نقض سيستماتيک حقوق بشر خواستار حمايت و آزادي فرزاد کمانگر ، معلم اعدامي گشتند .
26/2/87 - تقدير کانون صنفي معلمان ايران : کانون صنفي معلمان ايران با ارسال تقدير نامه اي ار فرزاد کمانگر به عنوان فردي قابل ستايش ياد کرد .
2/3/87 - نامه رئيس حزب چپ سوئد : رئيس حزب چپ سوئد با ارسال نامه اي به محمود احمدي نژاد با اشراه به شکنجه هاي روحي و جسمي خواهان آزادي و معالجعه فرزاد کمانگر شد .
3/3/87 - حمايت معلمان زبان کردي در سوئد : 34 تن از معلمان سوئدي با انتشار نامه اي خواهان آزادي فرزاد کمانگر شدند
3/3/87 - حمايت کانون صنفي معلمان ايران : کانون صنفي معلمان اصلي ترين تشکل صنفي معلمان ايراني با ارسال نامه اي از رياست قوه ي قضائيه، ديوان عالي کشور و قاضي دادگاه تجديد نظر خواستار لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر شدند.
4/3/87 - نامه فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان : رئيس فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان با بيش از 30 ميليون عضو از سفارت ايران خواهان توضيح در رابطه با صدور حکم اعدام و اتهامات منتسب به فرزاد کمانگر شد.
11/3/87 - بيانيه سازمان عفو بين الملل : سازمان عفو بين الملل با انتشار گزارشي از معلم اعدامي حمايت کرد و وي را فردي در آستانه اعدام معرفي نمود و از دريافت کنندگان گزارش خواست اعتراضات خود را به مقامات ايران اعلام کنند .
14/3/87 - انتشار طومار با بيش از 2000 امضا توسط کمپين : در پنج شهر ايران ، شيراز ، بندر عباس ، سنندج ، کامياران و اهواز فعالان کمپين فرزاد کمانگر موفق به جمع آوري 2000 امضاي کتبي توسط شهروندان ايراني شدند.
21/3/87 - ابراز نگراني فدارسيون جهاني اتحاديه معلمان : فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان با صدور بيانيه اي نسبت به وضعيت فرزاد کمانگر اعلام نگراني کرده و خواهان پاسخگوي مقامات قوه قضائيه ايران و گفتگو در رابطه با پرونده فرزاد کمانگر شده است .
29/3/87 - حمايت روحاني بلند پايه کرد از فرزاد کمانگر : سياستمدار مستقل و روحاني شهير کرد " ملا شيخ عزالدين حسيني " ، از اهالي شهر بوکان کردستان ايران، کههم اکنون در خارج از کشور و بهصورت پناهندهسياسي زندگي مينمايد، در طي بيانيهاي خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط فعال مدني و اکولوژيست کرد،معلم زنداني " فرزاد کمانگر " شدهاست.
21/4/87 - مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران تائيد حکم اعدام فرزاد کمانگر را اعلام و طي اطلاعيه اي محکوم نمود.
-گزارش فوق در برگيرنده حمايتهاي جعي و سازماني ميباشد و نامه ها ، گفتگوها ، اطلاع رساني و مطالب بسياري بعلت محدوديتهاي نگارشي حذف گرديده است .
-همچنين اعلام ميداريم براي لغو حکم و تلاش براي آزادي فرزاد کمانگر مصمم هستيم و نيازمند همراهي تمامي آزاديخواهان و آزادانديشان. کمپين فرزاد کمانگر به فعاليتهاي خود ادامه خواهد داد.
کمپين نجات فرزاد کمانگر
تهران - 22/4/87
farzad.kamangar@gmail.com
http://www.f-kamangar.hra-iran.org
لينک بدون فيلتر
https://www.f-kamangar.hra-iran.org12.07.2008
|

|
در حدود يکسال پيش سه فعال سياسي مخالف جمهوري اسلامي به نامهاي ، فرود فولادوند (فتح الله منوچهري) ، ناظم اشميت (تابعيت ايراني - آلماني) و الکساندر ولي زاده (تابعيت ايراني - آمريکايي) در راستاي فعاليتهاي سياسي خود به کشور ترکيه سفر نمودند و درآنجا به چنگال رژیم افتادند.
، آخرين تماس تلفني اين افراد در منطقه وان ترکيه در کمتر از سه ساعت فاصله تا مرزهاي ايران بوده است و نهايتاً پس از ناپديد شدن اين افراد در تاريخ "چهارشنبه 27 دي 1385" اتومبيل آنان در منطقه حکاري در منطقه مرزي ايران-ترکيه با شيشه هاي شکسته و بدون پلاک يافت گرديد.
اين مجموعه از موضوع مذکور در همان زمان مطلع گرديد اما بعلت ابهامات موجود و نياز به تحقيقات تا امروز واکنشي به موضوع نداشته است ، بالاخص که سرآغاز موضوع در خارج از مرزهاي رسمي کشور ايران بوده است . اما بالاخص در طي ماههاي اخيراين مجموعه با توجه به به يافتن شاهدين و مستنداتي روشن که موضوع ربوده شدن اين افراد توسط نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي در يک عمليات برون مرزي و زنده بودن و زنداني بودن اين افراد را به يقين نزديک نموده است. اقدام به صدور اين اطلاعيه جهت تنوير افکار عمومي مينمايد.
پس از پيگيريهاي مستمر اين مجموعه در داخل و خارج کشور مطالب ذيل بعنوان يافته هاي اين مجموعه مستند گرديد که بعلت مسائل امنيتي جزئيات مربوطه تنها در اختيار مراجع ذيصلاح قرار خواهد گرفت :
1-شهادت حداقل سه زنداني مربوط به گروه سياسي که آقاي فولادوند رهبري آن را بعهده داشت مبني بر تحت فشار قرار گرفتن در زمان بازداشت خود توسط نيروهاي امنيتي جهت دعوت از آقاي فولادوند براي سفر در اولويت اول به دبي (سال 84) و سپس ترکيه (سال 85) .
اين موضوع گواه از آن است که سيستم امنيتي حداقل از سال 84 پروژه ربودن آقاي فولادوند را در دست اقدام و پيگيري داشته است و هم اکنون حداقل وجود دو زنداني که اذعان نموده اند تحت فشار چنين خواسته هايي را از آقاي فولادوند نموده اند مستند گشته است ، بالاخص که يکي از افراد مذکور براي متقاعد کردن آقاي فولادوند به سفر ، سفري به ترکيه داشته است.
2-شهادت دو زنداني امنيتي - نظامي از مشاهده اين افراد در بازداشتگاهي امنيتي در منطقه غرب تهران و ارائه شواهدي براي اثبات مدعيات.
3-گفته هاي خانواده فولادوند ، مبني بر دريافت تماسهاي مکرر تهديد آميز از سوي مدعيان سيستم امنيتي و مطرح شدن خواست عدم پيگيري و يا سکوت.
در اين راستا اين مجموعه نامه هايي را از سازمان صليب سرخ و سازمان عفو بين الملل دريافت نموده است که آنان نيز ضمن ابراز نگراني از وضعيت اين افراد ربودن اين افراد را مورد نکوهش قرار داده بودند . همچنين پرونده اي براي ربوده شدن آنان در مراجع ذيصلاح بين المللي مفتوح گرديده است.
اين مجموعه با صدور اين اطلاعيه ضمن اعلام ربوده شدن اين افراد توسط نهادهاي امنيتي جمهوري اسلامي و نگهداري آنان در بازداشتگاهي در داخل کشور مراتب نگراني خود را از وضعيت اين افراد و در معرض خطر بودن آنان اعلام ميدارد و از مسئولين مربوطه ميخواهد نسبت به وضعيت اين افراد پاسخگو باشند . همچنين از ساير افرادي که نسبت به موضوع مذکور داراي اطلاعاتي هستند تقاضامنديم نسبت به تماس با اين مجموعه از طريق آدرس ايميل info@hra-iran.org اقدام نمايند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - 19 تير ماه 1387 برابر با 09-07-09.07.2008
|
بندي بند 209 / نامه خواندني از فرزاد کمانگر
"نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود "¹
هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه "خون ارغوانها"²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .
209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سل |