Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 2 von 167

مرگ ها و قتل های خاموش از دیروز تا امروز
زهرا بنی یعقوب زیباکاظمی محسن روح الامینی امیرجوادی فرلنگرودی هاله سحابی وهدی صابر افشین اسانلو اکبرمحمدی




ولی فیض مهدوی کاوه عزیزپور رامین آقازاده حشمت ساران امید رضا میرصیافی محسن دکمه چی محمدکامرانی
پرونده هایی که همیشه بازهستند!
فردا نوبت کیست؟
امیرجواهری لنگرودی
یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۵ اکتبر ۲۰۱۷
بحران اقتصادی فزاینده در تمامی ابعاد جامعه ایران اعم از: بیکاری گسترده ، حوادث پرشمارحین کارکارگران و عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران در عرصه های مختلف، دشواری های گذران بازنشستگان درسطوح کشوری- فرهنگی- لشکری و صنایع ، دشوارهای روزمره معلمان ، پرستاران و زنان ، کودکان خیابانی کار،خشکی و خشکسالی ، کم آبی و بی آبی، سیلاب و بارندگی و فرسایش زمین، زمین خواری و نابودی طبیعیت و زندگی روستائیان و بی سامانی کشاورزی در جای جای کشور و گسترش حاشیه نشینی ، مالباختگان ، کولبران در کردستان و موتوری های مرزی در بلوچستان ، دستفروشان حاشیه خیابان ها و مترو ها همه و همه، زندگی بخش اعظم توده اردوی پرشمار کار و زحمت جغرافیای ایران را در وضعیتی غیرقابل تحمل قرار داده است. همه این ها مشکلات و مصایب در شرایطی صورت می گیرند که غارت اموال عمومی توسط "آیت الله های " شکرخوار، ماهی خوارو همه چیزخوار ، "آقازاده"ها، مافیای در قدرت ، سپاه و بسیجیان رده بالا، غارتگری "سرداران" ، و "ژن های خوب"، عمله و اکره بنیادها و نهادهای وابسته به بیت خامنه ای در هیکل "برج" های سر به فلک کشیده، "ویلا"های رویائی؛ "پورشه"سواران و "لامبرگینی" های لوکس جولان دهنده در بزرگراه های کلان شهرها، تماما از عمق شکاف میان فقر و ثروت در حاکمیت مدعی "عدل علی" سخن می گویند.
درست در چنین شرایطی، اردوی بیشمارکارعلیرغم کار طاقت فرسا،همچنان در زیر خط فقر، دست و پا می زند و برای آوردن لقمه ای نان برسرسفرۀ همیشه خالی خانواده ها، عرق شرم بر پیشانی شان می نشیند، نمی تواند ساکت بمانند و دیده شده در برابر رشد فزاینده فقر و نداری ، گاه خود تعمدا به زندگی خویش پایان می بخشند.
حرکت های بزرگ و سراسری بازنشستگان و معلمان سراسر کشور، اعتراضات گسترده پرستاران ، تحرکات کارگران سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد و کارگران سندیکای نیشکرهفت تپه، کارگران هپکو و آذرآب، معادن ذغال سنگ و غیره ، صنایع گوناگون نفت و پتروشیمی و شهرداری ها و حضور هر روزه مالباختگان درخیابان ها و دستفروشان کشور در سراسرکشور ، کولبران کردستان وسوخت بران مرزهای جنوب شرقی ایران،این زندگی رقت بار اردوی کار کشورمان و وضعیت غیرقابل تحمل آنانرا نشانه گرفته، از اینرو اعتراضات گسترده کارگری در واحدهای تولیدی، اینجا و آنجا، از دامنۀ این وضعیت غیرقابل تحمل خبر می دهد.
موج احضارها ، دستگیری ها و زندان و شکنجه زندانیان سیاسی اعم از فعالین کنشگر اجتماعی تا کارگران و معلمین و غیره از سال ها پیش به این سو، بی توجهی آشکار مقامات قضایی و زندانبانان نظام، به درخواست های یک زندانی که مجبور به گزینش اعتصاب غذا می گردد ، نرساندن دارو ؛ قطع ملاقات ها و یا دیر رساندن زندانی به بیمارستان برای مداوا، و بی خبر نگهداشتن خانواده اش از حضور او در بیمارستان و مخفی کردن خبر مرگ او، چیزی جز تلاش آگاهانه برای کشتن یا بکارگیری تاکتیک " اعدام نرم" ، "مرگ یا قتل خاموش" معنای دیگری ندارد. ما پیش از این، شاهد قتل خاموش بیشمارانی از جمله : ولی الله فیض مهدوی- زهرا بنی یعقوب- زیبا (زهرا) کاظمی- اکبر محمدی- ابراهیم لطف الهی - امیر حسین حشمت ساران - امید رضا میرصیافی- امیر جوادی فر لنگرودی- محسن روح الامینی- محمد کامرانی - رامین آقا زاده قهرمانی - هدی صابر، هاله سحابی- محسن دکمه چی، عبدالرضا رجبی - کاوه عزیز پور- ستار بهشتی- افشین اسانلو- کوروش بخشنده- شاهرخ زمانی و محمد جراحی .......؛ در زندان های جمهوری اسلامی بوده ایم ، فردا وفردا ها نوبت کیست؟
مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان درگذشت هاله سحابی وهدی صابر:

مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان درگذشت هاله سحابی وهدی صابر؛ در اسناد مربوط به وقایع این دو مرگ خاموش آمده است ؛ حادثه به گونه ای پیش رفت که به عنوان اعتراض به عدم رسیدگی به مرگ هاله سحابی، هدی صابر در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد. بنابر شهادت شاهدان بند 350 زندان اوین ، هدی صابر شبانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با تاخیر جدی ماموران – پس از از دست دادن زمان طلایی نجات – صابر به بیمارستان مدرس منتقل می گردد که البته بنا به اظهارات شاهدان کار از کار گذشته بود. بدین ترتیب اعلان درگذشت هدی صابر آمده است: در هشتمين روز اعتصاب غذاي خود دچار درد در ناحيه سينه و اختلال در سيستم گوارشي شد كه در ساعت چهار بامداد جمعه 20 خردادماه براي نخستين بار به بهداري مستقر در زندان اوين جنب بند 350 منتقل شد اما دو ساعت بعد در حالي كه از درد به خود مي پيچيد به بند بازگردانده شد و از صداي فرياد او هم اتاقي هايش بيدار شده و دور او حلقه زدند در اين هنگام صابر گفت :«در بهداري نه تنها هيچ رسيدگي به وضعيتم نشد بلكه مورد ضرب و شتم و توهين قرار گرفته ام و توسط ماموراني در لباس پرسنل بهداري از اتاق درمان بيرون انداخته شده ام.
در همین رابطه نامه منتشره با امضاء های شناخته شده؛ سخت موئد آشکار فاش گویی حول اینگونه جنایات است :... ما سخت بر این باوریم که چنانچه قتل بانو زهرا کاظمی و بانو زهرا بنی یعقوب مورد رسیدگی بی طرفانه قرار می گرفت و با خاطیان برخورد جدی می شد ، جامعه شاهد حوادث رقت بار بازداشتگاه کهریزک نبود و اگر با خاطیان حادثه کهریزک برخورد جدی می شد امروز شاهد مرگ هاله سحابی و هدی صابر نبودیم.. دادستان محترم استدعا داریم پای پیش بگذارید و به وظیفه قانونی و شرعی خود جامه عمل بپوشانید.

عبدالفتاح سلطانی – نرگس محمدی – محمدعلی دادخواه – هادی اسماعیل زاده – مینا جعفری – آرش کیخسروی – شیما قوشه – عبدالرضا تاجیک
مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت ستار بهشتی:

مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت؛ ستار بهشتی؛ کارگر جوان وبلاگ نویس را "سربازان گمنام امام زمان" در فضای مجازی نشان کردند؛ تهدید به مرگش کردند تا دست از نوشتن در وبلاگش بردارد؛ چون نتوانستند با تهدید، به سکوتش وادارند؛ در روز نهم آبان ماه به خانه اش در رباط کریم هجوم بردند و با ضرب و شتم و دستبند، دستگیرش کردند و در پاسخ به مادرش که پرسیده بود به کجا می بریدش، با خشونت گفتند: «به تهران و بعدً خبر می دهیم» و ۷ روز بعد، پس از شکنجه های وحشیانه، به خانواده اش اطلاع دادند که : «قبر بخرید و برای تحویل جسد به کهریزک مراجعه کنید». به همین سادگی!
مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت افشین اسانلو:

مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت افشین اسانلو؛ ازچهره های شناخته شده رانندگان برون شهری (میان شهری)، کارگرزندانی وزندانی سیاسی درسن ٤٢ سالگی درروز پنچ شنبه ۳۰ خرداد در اثر به اصطلاح "سکته قلبی" درزندان جمهوری اسلامی درگذشت . فرشته اسانلو به کمپین بین المللی حقوق بشر ساعتی پس از خاکسپاری برادرش در بهشت زهرای تهران در خصوص علت مرگ برادرش گفت:« پرستاران بیمارستان به ما گفتند که او را حدود ساعت ۸ پنجشنبه شب به بیمارستان آورده اند اما او مدت ها پیش از رسیدن به بیمارستان فوت کرده بوده. آنها گفتند که حتی برادرم در حد فاصل رسیدن به بیمارستان هم فوت نکرده بلکه فوتش قبل از اینها بوده است.»
این در حالیستکه سهراب سلیمانی، مدیر کل زندان های استان تهران در گفتگوی با خبرگزاری فارس در تاریخ اول تیرماه با تایید خبر فوت این زندانی گفت:« روز ۳۰ خرداد در زندان رجایی‌شهر کرج و پس از ابراز درد در ناحیه قفسه سینه به بهداری زندان منتقل می‌شود. پس از معاینه و گرفتن نوار قلب، به بیمارستان شهید رجایی کرج منتقل می‌شود و پس از چند ساعت بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست می‌دهد.»

مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت كوروش بخشنده:


مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت كوروش بخشنده ؛ مبارز خستگي ناپذير جنبش كارگري ايران، روز پنجشنبه ۱۴ آبان بر اثر ايست قلبي جان باخت. بخشنده ،عضو "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری" و عضو "هیئت اجرایی کمیته دفاع از کارگران مهاباد "بود. اين فعال آگاه جنبش كارگري بارها احضار و بازداشت شد که آخرین مورد آن اسفند ماه سال ۹۳ بود که بعد از دو ماه سپري كردن در سلول هاي انفرادي وزارت اطلاعات ، سرانجام با وثیقه یکصد میلیون تومانی آزاد گردید. کوروش بعد از آزادی از زندان هم در حالی که از بیماری قلبی رنج می برد بارها از طرف ستاد خبری رژیم در سنندج احضار و مورد بازجویی قرار گرفت تا اينكه توسط شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به دو سال حبس محکوم شد. این حکم سپس طبق ماده ۳۸ قانون مجازات عمومی به سه ماه و یک روز حبس تقلیل یافت. زمان اجرای این حکم ۱۵ آبان ۹۴ بود و قرار بود که کوروش فردا برای اجرای حکم به زندان سنندج مراجعه کند كه قلب پر تپش او كه همواره براي كارگران و زحمتكشان مي تپيد، از حركت باز ايستاد و طبقه كارگر ايران يكي ديگر از پيشروان آگاه خود را از دست داد.
مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت رفیق شاهرخ زمانی:

مرگ مشکوک و قتل خاموش و اعلان در گذشت رفیق شاهرخ زمانی؛ صبح روز یکشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵،خبر رسید که شاهرخ زمانی، فعال سرشناس کارگری، در قتلگاه رجایی شهر کرج به شهادت رسید. دلیل رسمی مرگ وی سکته مغزی، در فاصله زمانی صبح تا پیش از ظهر،براساس تشخیص اولیه بهداری زندان اعلام شده است؛ از زمان آخرین بازداشتش در ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در تبریز، پس از تحمل ۳۶ روز شکنجه و زندان انفرادی، در بیدادگاه رژیم، به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه، به قصد بر هم زدن امنیت ملی به ۱۱ سال زندان محکوم شد. او پس از شروع اجرای حکم در ۲۴ دی ماه و انتقال به زندان مرکزی تبریز، یک ماه به خاطر نگه داشته شدن در قرنطینه زندان دست به اعتصاب غذا زد. پس از این دوره، او را به بند ویژه معتادان منتقل کردند. در ۷خرداد ۱۳۹۱ در غل و زنجیر به زندان یزد فرستادند؛ سپس در ۱۷ مرداد بار دیگر او را به زندان تبریز برگردانند و در ۲۲ مهر به زندان رجایی شهر منتقل کردند. شاهرخ زمانی یک بار دیگر در ۱۷ شهریور ۹۲ در شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به اتهام توهین به خامنه ای محاکمه و این بار به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. در ۲۰ اسفند ۹۲ او را به زندان قزلحصار کرج منتقل کردند، که در اعتراض به این انتقال، به مدت ۴۷ روز دست به اعتصاب غذازد. پس از این اعتصاب غذای طولانی، مسوولان زندان در ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ بار دیگر او را به زندان رجایی شهر کرج منتقل کردند. شاهرخ زمانی به خاطر مخالفت مقامات زندان، اجازه شرکت در مراسم ازدواج دخترش در شهریور سال گذشته را نیافت و او حتی برای شرکت در مراسم خاکسپاری مادرش مرخصی موقت ندادند.
مرگ و قتل خاموش و اعلان در گذشت محمد جراحی:

مرگ و قتل خاموش و اعلان در گذشت محمد جراحی؛ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶ محمد جراحی؛ فعال کارگري، زندانيِ سابق، همرزم و هم پرونده ی شاهرخ زمانی، پس از سه دهه مبارزۀ سیاسی و سندیکائی به دليل بيماري سرطان درگذشت. زمانی که این فعال کارگری در زندان بود، پس از اختلالات جسمانی او ، پزشکان زندان سرطان تیروئید او را تشخیص دادند که با دستبند و پابند راهی بیمارستان شد. طبق قانون باید به او مرخصی استعلاجی می دادند، اما دادستان حکم داد که مجرم " امنیتی‌ " است و از حق مرخصی استعلاجی برخوردار نیست. محمد جراحی با وجود مشکلات جسمی فراوان، پنج سال حبس را بدون یک روز مرخصی در زندان تبریز گذراند . زمانی که سال پیش، پس از پایان دوران محکومیتش ، آزاد شد و برای مداوا اقدام کرد، دیگر دیر شده بود و صبح امروز در اثر ابتلاء به سرطان پیشرفته در بیمارستان شهدای تجریش تهران دیده بر جهان فروبست....
پرسش این است : گیرم که خلق را با فریبت فریفتی / با انتقام طبیعت چه می کنی؟
درکشوری که چهل میلیون تن از جمعیت اش، تلفن های دستی مجهز به وایبر، واتس اپ، فیسبوک و ایستاگرام، کانال تلگرام در اختیار دارند و هر کدام شان یک شهروند خبرنگار جسور هستند، دیگر نمی توان دیوار سکوت را بالا کشید و جلوی انتقال خبررسانی را گرفت. مردمان کشورمان بخوبی دیدند که هر سطح از تجاوز به حقوق مردم از اسید پاشی در اصفهان تا سگ کشی جنایتکارانه شان در شیراز، به خیابان آمدن معلمان و بازنشستگان در بیش از بیست شهر ، حضورعظیم نیروی کارگران هپکو و آذر آب در شهر اراک - تجمع کارگران سندیکا در همراهی با بازنشستگان - معلمان - دانشجویان ترقیخواه در برابر مجلس و وزارت کار/ کارگران هفت تپه و بستن جاده بین المللی اندیمشک و اهواز و .... دهها حرکت دیگر در کمترین زمان ممکن به اقصاء نقاط جهان خبری می شود و چگونه خشم و نفرت توده ای را درحمایت از مبارزات مردمان جامعه ما را برمی انگیزد ومقامات حکومتی را به سمت سیاست خشن و کشنده تر می کشاند که احضارها / زندان ها/ شکنجه و کشتار خاموش از مصادیق آن است .
تنها ازهمین روست که حاکمیت وحشت زده ، دندان نشان می دهد. در کشوری که معلمان سراسر کشور، از دورافتاده ترین شهرها تا پایتخت، بشکلی همزمان به حرکت درمی آیند، دیگر نمی توان دیوار وحشت را برافراشت. در کشوری که اعتصاب کارگران معدن سنگ آهن بافق، همراهی تمامی مردم شهر را به خود جلب می کند و نماینده ولی فقیه در آن شهر و استان و امامان جمعه را مجبور می سازد علیرغم میل باطنی خود، به صورت نمایشی هم که شده، از حقوق کارگران دفاع کنند تا از خشم مردم شهر و خانواده کارگران در امان باشند. در شرایطی که فرمانده ضد شورش اراک، مجبور به عذر خواهی ازخشم کارگران هپکو و آذر آب ، به عجر و لابه می افتد - مدیر عامل آذر آب را بازداشت می نمایند و .... دیگر نمی توان کارگران و اردوی زحمتکشان کشور را به سکوت واداشت. دیگر نمی توان مردم را ترساند. از این رو موج دستگیری فعالان کارگری، تلاش عبثی است از سوی نهادهای امنیتی رژیم که با مقاومت و اعتراضات گسترده کارگران و اردوی گسترده کار و زحمت روبرو خواهد شد و ما هر روز شاهد آن هستیم !
وپرسش اساسی تر : فردا نوبت کیست و چه می توان کرد؟؟
محمد نظری سعید شیرزاد رضا شهابی

؟؟؟؟؟؟
چنانچه بپذیریم که مرکزی ترین شعارمان دروضعیت امروزودرهمراهی با جنبش اعتراضی درون کشور در سراسر جهان:
آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی است !
باید بتوانیم در سراسر جهان از آسیا گرفته تا اروپا، استرالیا و شمال آفریقا و سراسر آمریکا و کانادا، دست به کارشد واز پای ننشست و دست به اقدام عملی و جمعی زد.
رضا شهابی، کارگروعضوهیأت مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه، پیشترگفته بود: "دیگرتاب اینهمه بلاتکلیفی را ندارم ودست به اعتصاب غذا زد" گاهی اوقات آدمی بیش ازحد و توانش، لجوج می شود و دراین هنگام، عنصرلطمه وآسیب به خود و کسانش برایش بی معنی می گردد. در چنین هنگامه ای آدمی برای ادامه حرکتش، تن به معامله گری نمی دهد، نه اینکه دردهایش را مخفی کند. توگویی ازدرد خودش می گریزد وبا همه وجود به درد نهیب میزند و آدمی می رود تا با سخت جانی اش تا جایی که آرزو دارد برسد.
رضا شهابی، همه آرزویش آزادی اززندان ومداوا و بازگشت به درون خانواده وبرسرکار، دست یافتن به مطالبات بی پاسخ مانده خود وآن دیگرهم طبقه ی هایش است. تنها ازاین روست که مقاومت می ورزد. دراین هنگام آن دیگرانند که باید راه چنین لجاجت وسخت سری را با آزادی رضا شهابی، بازکنند تا زندگی این کارگر مبارزو مقاوم که جانش را در کف دستش گرفته و حاضرنیست حتی برسرجانش کوتاه بیاید و چانه بزند، درمسیرعادی زندگی اش افتد.
امروز زخم ناشی از پنجاه روز اعتصاب غذای رضا شهابی ، این کارگر نام آشنا ، آنچنان عمیق است که علیرغم وعدۀ های داده شده در برابر خواست همسر و همه مدافعین آزادی وی و رساندنش به دست دکتر و دارو ،آگاهانه از برآوردن ابتدایی و ضروری ترین نیاز او، که انتقال فوری او به بیمارستان برای مداوای عوارض وخیم ناشی از اعتصاب غذای طولانی است، خودداری می کنند و در پاسخ اعتراضات همسرش، امروز و فردا و وقت کشی می نمایند. دیگر تردیدی نیست که این ورشکستگان به تقصیر ، تصمیم خود را گرفته اند تا نقشۀ پلیدی را که درسر می پرورانند با زجرکش کردن رضا شهابی ، او را از پای در آورند وبعد همچون گذشته با وقاحتی بی شرمانه اعلام دارند : افتاد و تمام کرد‍! هرگزمباد آگاه که چنین پیام شومی به ما و آن دیگران برسد.
برای خشکاندن چنین نقشه پلید و نابکارانه ای، نباید دست روی دست بگذاریم تا ناظر چنین جنایتی باشیم . نباید به اعتراضات تا کنونی خود بسنده کنیم؟ هرگز اجازه ندهیم که لیست قتل های خاموش پرشمار تر گردد و عزیزان همچون: محمد نظری - سعید شیرزاد - اسماعیل عبدی- رضا شهابی و یا دیگرانی چند به همان سرنوشت شوم دچار شوند.
پس باید از پراکنده کاری بشدت پرهیز نمود . باید بتوان حرکات اعتراضی موجود و جدا از هم را به یکدیگر وصل نمود. باید دادخواست جمعی تدوین نمود و درب احزاب و سازمانهای مترقی و اتحادیه های کارگری جهان را به صدا درآورد که جان فعالان سیاسی در زندان های ایران در خطر است و لیست محتمل اعدام ها و مرگ ها و قتل های خاموش را هم برای آگاهی عموم فهرست نمود.
ما باید بتوانیم برای درهم شکستن ترفندهای حکومت اسلامی وبه عقب نشینی واداشتن آن، راههای به هم پیوستن این جویبارهای اعتراضی و تبدیل آن به یک سیل بینان کن را پیدا کنیم . حاکمیت اسلامی که چهاردهه بر کشور حکومت کرده و از ایران در همه عرصه ها ویرانه ای ساخته است، بدون قدرت پرتوان مردم دست به عقب نشینی نخواهد زد. برای تحکیم همبستگی و همگرائی جویبارهای اعتراضی بخش های گوناگون مردم، تلاش برای سامان یابی مستقل بخش های متنوع و ایجاد شبکه ها و تشکل های سراسری مستقل، مستقل از دولت، احزاب، سازمان ها ، جناح ها ، باندها و فرقه ها،نهاد های شبه کارگری و امنیتی و شوراهای اسلامی کار، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
خواست های صنفی و سیاسی بخش های گوناگون مردم را نباید و نمی توان با تبرهای ایدئولوژیک، از هر نوع آن، شقه شقه کرد. تمامی آنهائی که تلاش می کنند منافع فرقه، باند و یا ایدئولوژی خود را بر این جنبش ها تحمیل کنند و یا فرصت طلبانه، از این حرکت های مستقل مردمی به سود جریان خود بهره برداری کنند، به قطع و نابودی این نهال های نوپا و در حال رشد، دانسته یا نادانسته ضربه وارد می سازند.
تنها از اینرو ست که باید از مالخود نمودن جنبش اعتراضی داخل کشور به شدت پرهیز نماییم . نباید جنبش اعتراضی کارگران و جنبش های اجتماعی درون کشور را با دیده انحصار طلبانه و فرقه ای نگریست و با نگاهی ایدئولوژیک ، ابتداء آنها را به خودی و غیر خودی تقسیم نمود و بعد به شکار زندانی بر آمد.
باید فریاد زد همه زندانیان سیاسی اعم از کارگر - معلم - کنشگراجتماعی ، دگر باشان جنسی- دراویش- بهائیان - فعالان مذهبی و ملی (کرد- آذری- بلوچ - عرب و ترکمن ) بعنوان فرزندان مردمان کشورمان ، همگی باید آزاد گردند!
باید چرخه وثیقه و تضمین ملکی برای آزادی مشروط زندانیان سیاسی برچیده شود . باید عاملین قتل های صورت گرفته را به دادگاه کشاند و باید پرونده های گشوده قتل های خاموش زندانیان سیاسی ایران را به وسعت جهان مطرح نمود.
باید عکس های آنان را تکثیر نمود. باید به شکل جمعی، فراگیر و در ابعاد جهانی به خیابان آمد.
باید سکوت را شکست و جامعه ایرانی را در سراسر جهان در گیر این کارزار جهانی نمود.
راه گریزی نیست. چنانچه هر یک از آحاد جامعه ایرانی با هر نگاه و نگرشی ، نکبت نظام اسلامی را بر نمی تابد و در تبعید و آواره گی بسر می برد و منفعت خود را در داشتن ایرانی آزاد و آباد و بدون شحنه و شیخ می بیند . باید به خیابان آید و با پرچم رهایی زندانیان سیاسی ، هم آوا گردد !
باید زبان سعدی : تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نام نهند آدمی ؛ را به درون خانه هر ایرانی برد و آنان را متعهد به نشان آدمیت نمود!
باید بتوان در همگامی ، هم آوایی و همبستگی بین المللی و اتحاد عمل گسترده ، حرکات پراکنده مان را به اشکال مختلفی بدل به یک حرکت جهانی سازیم و برایش گام های اساسی از همین امروز برداریم . این اقدام از ما بر می آید! ما در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهیم کرد. !! تلاش ورزیم صدای بی صدایان باشیم !







http://www.kmmk.info/fa/9628

این گزارش وضعیت حقوق بشر در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۷ مصادف با جمعه ۱۰ شهريور تا شنبه ۸ مهرماه سال ۱۳۹۶ خورشیدی، در شرق

کوردستان است که به کوشش جمعیت حقوق بشر کوردستان با استناد به گزارش‌های متعدد این سازمان حقوق بشری گردآوری‌شده است. شایان‌ذکر است این گزارش به دلیل عدم اجازه حکومت ایران به سازمان‌ها و گروه‌های حقوق بشری گزارش کاملی نیست و تنها بخشی از نقض سامانمند حقوق بشر در شرق کوردستان را به تصویر می‌کشد.
حکومت جمهوری اسلامی ایران با بازداشت شهروندان کورد توسط نیروهای امنیتی و انتظامی با نقض حقوق مدنی و سیاسی، نقض آزادی عقیده و بیان، نقض حق حیات و امنیت شخصی، تبعیض‌های حکومتی، هتک حرمت شهروندان و همچنین شکنجه زندانیان سیاسی و نادیده گرفتن حقوق بنیادین زندانیان سیاسی، ماه موردبررسی را به پایان رساند.
طبق ماده ١٩ اعلامیه جهانی حقوق بشر هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد. همین‌طور دربند یکم ماده ۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است: هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد: هیچ‌کس را نمی‌توان بە مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و ترس قرارداد.
بند دوم ماده ١٩ می‌افزاید: هر کس حق آزادی بیان دارد: این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات خواه شفاهاً یا به‌صورت نوشته یا چاپ یا به‌صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود است.
همچنین در مادهٔ ٢٢ آمدە است کە هرکسی به‌عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین‌المللی با سازمان‌دهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه شخصیت خویش، به دست آورد؛ و طبق ماده ۵ هیچ‌کس را نمی‌توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه و غیرانسانی یا اهانت‌آمیز قرارداد.
مطابق با کنوانسیون‌های به رسمیت شناخته‌شده جهانی در رابطه با حقوق بشر و حقوق سیاسی و اجتماعی اجتماع‌های بشری، هر فرد و جامعه‌ای حق دارد حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود را مطالبه و جهت احقاق آن تلاش نماید، هیچ جماعت یا گروهی برتر بر دیگری نیست و همه باید از حقوق طبیعی و به رسمیت شناخته‌شده بهره‌مند شوند.
اعدام
متأسفانه در این ماه توسط حکومت جمهوری اسلامی تعدادی زندانی کورد که هویت آنان مشخص گردیده اعدام شدند که خبرهای آن منعکس‌شده است؛ اما طبق گزارش‌های رسیده به جمعیت حقوق بشر کوردستان، گاهی زندانیان کورد به جرائم متفاوت در زندان‌های ایران اعدام‌شده که این اعدام‌ها رسانه‌ای نمی‌شود و حکومت جمهوری اسلامی ایران این اعدام‌ها را اعلام نمی‌کند.
روز سه‌شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۳۹۶ یک زندانی محکوم‌به اعدام در میدان ۲۲ بهمن شهر ایلام در شرق کوردستان، درملأعام به دار آویخته شد.
روز سه‌شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی جوان ۲۷ ساله کورد در شهر اسلام‌آباد غرب درملأعام اعدام شد. این زندانی به اتهام قتل یک دختر جوان در اردیبهشت‌ماه سال ۹۶ در اسلام‌آباد غرب از شهرهای استان کرماشان بازداشت‌شده بود.
سحرگاه روز ۲۳ شهریورماه سال ۱۳۹۶ یک زندانی به نام «داوود حاجی‌زاده» که پیش‌تر به اتهام قتل مادر و خواهرش به اعدام محکوم شد بود. در میدان شهرداری شهر سلماس درملأعام به‌وسیله طناب دار اعدام شد.
روز ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، حکم اعدام قاتل زن اهل «ایلام» در شرق کوردستان، اجرا شد. هویت قاتل «س_د» است که پاییز سال گذشته مرتکب قتل زنی بنام «ف_ن» شده بود و حکم اعدام نامبرده امروز در بلوار مدرس، روبروی بنیاد ۱۵ خرداد در شهر ایلام و درملأعام صورت گرفت.
۲۹ شهریورماه، دو زندانی متهم به جرائم مواد مخدر در زندان چوبین در قزوین اعدام شدند. هویت اعدام‌شدگان طیب حاجی‌زاده و محبتی رحمتی است.
به نقل از سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز سه‌شنبه ۴ مهرماه، حکم اعدام یک زندانی که با اتهام قتل عمد به اعدام محکوم‌شده بود در زندان مرکزی ارومیه به اجرا درآمد. هویت این زندانی «جواد خیری» از بند ۱۵ احرازشده است.
زندان و بازداشت
«بازداشت، احضار، صدور حکم، پرونده‌سازی، تهدید، نقض حقوق زندانیان»
«صابر شیخ‌عبدالله» که در سال ۱۳۹۲ شمسی به اتهام عضویت دریکی از احزاب کوردی و طرح‌ریزی و انجام بمب‌گذاری در شهرستان مهاباد بازداشت‌شده بود، همچنان در بلاتکلیفی و بدون داشتن وکیل دوران حبس خود را در زندان «دریا» در اورمیه سپری می‌کند و پدر نامبرده پس از ماه‌ها بی‌خبری از وضعیت فرزندش موفق شده برای چند دقیقه او را ملاقات کند.
۵ زندانی کوردِ اهل سنت، از مورخه ۹ شهریورماه ۱۳۹۶ در زندان دیزل آباد کرماشان در شرق کوردستان اعتصاب غذای خود را آغاز کرده‌اند «احمد صادقی»، «یوسف مرادی»، «عبدالله ویسی»، «امید خاکی» و «محمد بازانی» اسامی این پنج شهروند کورد اهل سنت می‌باشند که به علت انتقال آنان به بند بیماران عفونی و بازگشت به بندهای خود دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
در تجمع اعتراضی ۱۳ شهریورماه شهر بانه برای حمایت از کولبران، از سوی نیروهای امنیتی به شرکت‌کنندگان یورش برده شد؛ و چندین تن زخمی و بازداشت شدند. از آمار و اسامی بازداشت‌ها و زخمی شده‌ها خبری در دست نیست.
در گردهمایی عصر پنج‌شنبه ۱۶ شهریورماه، مردم شهر سنه برای حمایت از شهروندان بانه، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران به راهپیمایان حمله‌ور شدند و ۸ تن را بازداشت و ١٠ نفر را زخمی ‌کردند. وضعیت جسمی زخمی‌ها مساعد گزارش‌شده است.
پنجشنبه ۱۶ شهریورماه، جمعی از فعالین و ساکنین شهر سنه در شرق کوردستان بە نشانە‌ی حمایت از کولبران در میدان اقبال دست بە تجمع اعتراضی زدند که درنتیجه دست‌کم ۲۰ تن بازداشت شدند. اسامی سه تن از بازداشت‌شدگان بدین‌صورت است؛ «مظفر صالح‌نیا»، سید «خالد حسینی»، «سهراب جلالی»
اولین تجمع برای حمایت از کولبران، در روز ۱۴ شهریور در بانه صورت گرفت که دست‌کم ۲۲ شهروند بانه‌ای از سوی نیروهای امنیتی ایران بازداشت شدە بودند که طی آخرین گزارش رسیده، ۱۸ تن از این افراد آزادشده‌اند که «جلال ساوان» و «احمد شفیعی» دو تن از آن‌ها بودند‌. چهار بازداشتی هم همچنان در بازداشتگاه سپاه در بانه تحت بازجویی هستند که هویتشان تاکنون محرز نشده است.
در مورخه ۱۶ شهریور ۹۶ نیز ۵ شهروند دیگر کورد به نام‌های فرزاد سفره (شاعر)، شهریار طهماسبی (فعال فرهنگی)، فؤاد مظفری (نویسنده)، شهریار رستمی (نویسنده و مترجم) و ارسلان عباسی (موسیقی‌دان و نوازنده تنبور) که قصد داشتند جهت حمایت از کشته شدن کولبران تجمع اعتراضی برگزار کنند، از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی در پارک کودک شهر کرماشان بازداشت شدند و همچنین منازل آن‌ها مورد جستجو قرارگرفته و وسایل شخصی آن‌ها را نیز با خود برده‌اند.
«فرهاد شفیع‌زاده» دانشجوی کورد مریوانی به بهانه تناقض در پرونده و ستاره‌دار بودن، از حق ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، محروم شد.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در مهاباد، از تجمع حمایتی شهروندان مهابادی ممانعت به عمل آوردند و ۵ شهروند کورد را در این شهر بازداشت کردند. هویت یکی از بازداشت‌شدگان فعال مدنی زن بنام «کبرا خالندی» اعلام‌شده است.
روز یک‌شنبه ۱۹ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، «رسول صیادیان منش» اهل روستای صیادیان از توابع شهرستان گیلان غرب و یکی از فعالان فرهنگی حوزه زبان کوردی در حالی در منزلش بازداشت شد که مأموران امنیتی جدای از تفتیش منزل و ضبط تعدادی از وسایل شخصی، نامبرده را بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در شهر کرمانشان منتقل کردند.

به نقل از شبكه تلويزيونى استان ايلام از شرق كوردستان، يكى از فرماندهان نظامى جمهورى اسلامى ايران به نام سرهنگ «على جمالى» خبر از بازداشت ٣ نفر مدير برنامه‌های اجتماعى تلگرام داد و بازداشت‌شدگان به تبليغ و بی‌احترامی به امامان و ارزش‌های اسلامى متهم شده‌اند.
روز سه‌شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، دادگاهی «افشین حسین پناهی» فعال مدنی و برادر رامین حسین پناهی در دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی ایران در شهر «سنه» برگزار شد.
اتهامات وارده به نامبرده شامل:تبلیغ علیه نظام، ارتباط با شبکه‌های تلویزیونی خارج از کشور و همکاری با احزاب کوردی بوده که نتیجه دادگاهی متعاقباً به وی ابلاغ می‌گردد.
سه زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که در اعتصاب غذا بسر می‌برند در شرایط خطرناک و بغرنجی قرارگرفته‌اند. «سعید شیرزاد»، «رضا شهابی» و «محمد نظری» ۳ زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج، هنوز در اعتصاب غذا هستند و این در حالی است که محمد نظری و سعید شیرزاد ۴۶ روز و رضا شهابی مدت ۳۶ روز از اعتصاب غذایشان سپری‌شده و کماکان نیز ادامه دارد.
روز دوشنبه ۲۷ شهریورماه سال ۱۳۹۶ خورشيدى، مختار اسدى از اعضاى صنفى معلمان سنه بازداشت و به زندان اوين منتقل گرديد. مختار اسدی پیش‌تر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به يك سال حبس تعزيرى محکوم‌شده بود.
زندانی سیاسی کورد با دستور رئیس زندان رجایی شهر کرج، مورد شکنجه و اذیت و آزار قرارگرفته است «سعید شیرزاد» زندانی سیاسی کورد پس از گذشت چهل روز از اعتصاب غذا و پافشاری بر خواسته‌هایش، فشارخون و وزن بدنش به‌شدت کاهش‌یافته و این در حالی است که جدای از تداوم این تصمیم در جهت برگرداندن وسایلش که توسط مسئولان زندان مصادره شده و بخشی از آن را نیز شکسته‌اند، به دستور رییس زندان «محمد مردانی» و نیروهای امنیتی داخل زندان، نامبرده مورد شکنجه و آزار قرارگرفته و یکی از دندان‌هایش شکسته شده و همچنین باهدف فشار مضاعف روانی بر نامبرده، وی را به بند ۳ زندان رجایی شهر انتقال داده‌اند.
در تاريخ ۲۷ شهریورماه سال ۱۳۹۶ خورشيدى، نيروهـاى اطلاعات و امنيتى جمهـورى اسلامى ايران، دو تن از ساكنان شهـرستان دهـگلان «دیولان» به نام‌های «يدالله و ‌‌آزاد نادرى» را بازداشت نمودند.
زندانیان سیاسی «محمد نظری» و «سعید شیرزاد» کماکان در اعتصاب غذای طولانی‌مدت به سر می‌برند و وضعیت جسمانی آن‌ها روزبه‌روز وخیم‌تر می‌شود.
روز سه‌شنبه ۲۸ شهریورماه ۱۳۹۶، کامران شیخه، خسرو بشارت و انور خضری جهت برگزاری جلسه دادگاه از زندان رجایی شهر کرج به زندان مرکزی اورمیه در شرق کوردستان منتقل شدند. هر سه زندانی بعد از انتقال به زندان مرکزی اورمیه، به دستور مسئولین این زندان به بند ۳ و ۴، (بند زندانیان جرائم عادی) منتقل شدند. این زندانیان نسبت به انتقال آنان به بند زندانیان جرائم غیرسیاسی اعتراض کرده و خواستار انتقال خویش به بند ۱۲ (بند زندانیان سیاسی) شدند اما به دستور مسئولین زندان بعد از چند ساعتُ هر سه زندانی به سلول‌های انفرادی منتقل شدند.
روز ٢٨ شهريور سال ١٣٩٦ شمسي حكم تبعيد عالم اهل سنت ماموستا عبدالعزيز عبدى در استان اورميه در شرق كوردستان به مرحله اجرا درآمد.
اين عالم برجسته اهل سنت سال گذشته با حكم دادگاه ويژه روحانيت تبريز به شش ماه حبس و ٢ سال تبعيد در خارج از شهر اورميه محکوم‌شده بود پس از اتمام حبس روز ٢٨ شهریورماه حكم تبعيد وى اجراشده و او را به شهر شنو تبعيد كردند.
نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى جمهورى اسلامى ايران از روز ٨ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسي شهروند پيرو آيين يارسان به نام حسين منصورى را بازداشت کرده‌اند. طبق منابع آگاه حسين منصورى ضمن انتقاد به حكومت به دليل حاشيه كشاندن فرهنگ كوردها، همچون روشن نمودن آتش نوروزى و شركت در مراسم‌های ملى و اعتراض آيين يارسانى بازداشت‌شده است.
روز چهارشنبه ٢٩ شهریورماه سال ۱۳۹۶ شمسي، نيروهاى امنيتى وزارت اطلاعات در شهر ديولان از توابع استان سنه شهروند كورد «سيروان رحيمي» فعال محیط‌زیست شهر ديولان را بازداشت كردند.
شهروند روستاى شیناوی از توابع شهر پيرانشهر به نام «محمدحسین پور» به اتهام اخلال در امنيت ملي بازداشت‌شده و همچنين در شهر مريوان ده‌ها نفر را پس از ابراز شادى آن‌ها را فراخوانده و تهديد کرده‌اند و جمعى از اين افراد را در سلول‌های انفرادى اطلاعات سپاه پاسداران مريوان بازداشت و تعدادى را نيز به اطلاعات شهر سنه در زير شديدترين شكنجه منتقل کرده‌اند.
يكى از بازداشتی‌ها «وريا دل‌انگیز» فعال مدنى و محيط زيستى شهر مريوان تاکنون از سرنوشت نامبرده هيچ اطلاعى در دسترس نيست و نام و مشخصات ديگر بازداشتی‌ها تاكنون اعلام‌نشده است.
سوم مهرماه ۱۳۹۶ شمسی، ۲ شهروند اهل مهاباد به علت برافراشتن پرچم کوردستان در چهارراه آزادی مهاباد توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شدند. «روناک آقایی» و دخترش «سروه موسی زاده» هویت این دو شهروند است.
سوم مهرماه ۱۳۹۶ شمسی، یک شهروند «کاویس آقایی» اهل مهاباد در چهارراه آزادی این شهر توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد.
سەشنبه ۴ مهرماه، نیروهای امنیتی سقز بە پارک مولوی این شهر یورش و اقدام بە بازداشت چندین جوان کرده‌اند که لباس کوردی بر تن داشته‌اند. هویت احراز شدە یکی از بازداشت شد بختیار خوش‌نام دانش‌آموخته علوم سیاسی دانشگاه زنجان اعلام شدە است. نامبرده پیش‌تر نیز به اتهام همکاری با یکی از احزاب کورد اپوزسیون حکومت ایران بە تحمل یک سال حبس محکوم شدە بود.
در همین روز در شهر سنە نیز مظفر صالح نیا عضو هیئت‌مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در محل کار خود در شهر سنە شرق کوردستان توسط دو مأمور لباس شخصی، بدون ارائه هیچ‌گونه کارت شناسی، سند و یا مدرکی بازداشت گردید.
سه سه‌شنبه ۴ مهرماه ۱۳۹۶، سه شهروند اهل روستاهای تابعه «سنه» در استان سنه، از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل‌شده‌اند. محمد و پیمان منبری و مسلم سعید پور، هویت احرازشده این ۳ شهروند کورد اهل روستای نیر و تنگیسر از توابع شهر سنه می‌باشد که توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی در محل کار خود در «نایسر» سنه بازداشت شدند.
زندانیان سیاسی، «محمد نظری، حمزه درویش» در زندان رجایی شهر کرج و «خسرو بشارت، انور خضری و کامران شیخه» در زندان مرکزی اورمیه، همچنان در اعتصاب غذای طولانی‌مدت بسر می‌برند و بر خواسته‌های خود مبنی بر رسیدگی مجدد به پرونده‌هایشان پافشاری کرده و به شرایط نامناسب نگهداری خود در زندان معترض می‌باشند.
دو تن از معلمان در شهر بوکان روز یکشنبه دوم مهر ۹۶ توسط مأموران اطلاعات جمهوری اسلامی ایران دستگیر و به زندان منتقل شدند. معلمان دستگیرشده «مولود خوانچه زرد» و «سلمان امام زنبیلی» نام دارند که در پی احضار به اطلاعات بوکان دستگیرشده‌اند. قابل‌ذکر است که این دو معلم در سال ۱۳۹۵ نیز توسط اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «مشارکت در برپایی تحصن معلمان» دستگیر و زندانی و سپس با قید وثیقه از زندان آزادشده بودند.
مدت بیست روز از بازداشت شهروند کورد «محمد روبینا» از سوی اداره‌ی اطلاعات مریوان می‌گذرد و هیچ خبری از سرنوشت وی در دست نیست. محمد روبینا ۳۸ ساله، اهل روستای چالی سور از توابع بخش سرشیو مریوان است وی در اطراف روستای مذکور مشغول دامداری بوده که توسط نیروهای اداره اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در مریوان بازداشت و به مکانی نامعلومی انتقال داده می‌شود.
روز پنجشنبه ۶ مهرماه ۱۳۹۶ شمسی، ۲ شهروند «محمد ادوایی» و «حمید ادوایی» اهل روستای «سلین» از توابع هورامانات در شهرستان سروآباد (مریوان) از سوی نیروهای وزارت اطلاعات این شهر بازداشت و به زندان اطلاعات منتقل شدند.
۷ مهرماه ۱۳۹۶, یک فعال کارگری «فؤاد زندی» اهل شهر «سنه» توسط نیروهای لباس شخصی وابسته به جمهوری اسلامی ایران، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل گردیده است.
در جریان حمایت و پشتیبانی از رفراندوم جنوب کوردستان، ۲ شهروند «منصور اسراری» ۶۰ ساله و «سروش محمدی» اهل بانه توسط نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت شدند.

کولبران
در جریان درگیری جمعی از کولبران با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه «بیوران» سردشت ۲ نفر از شهروندان این منطقه مورد هدف تیراندازی مستقیم این نیروها قرار گرفتند و زخمی شدند. جمعی از کولبرها که می‌خواستند به آن‌سوی مرز جنوب کوردستان بروند با ممانعت و بازداشت توسط نیروهای هنگ مرزی روبرو شدند و به همین علت مردم روستای «بیوران» از توابع شهرستان سردشت در شرق کوردستان جاده اصلی را مسدود کرده و مانع بازداشت کولبران شدند که درنتیجه با یورش نیروهای هنگ مرزی و متعاقباً ورود نیروهای سپاه پاسداران و تیراندازی به‌سوی شهروندان مواجه شدند که یک کولبر کورد بنام «واحد نلاسی» را زخمی کردند.
در ادامه این درگیری‌ها و شدت برخورد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با معترضان، یک دختر ۲۳ بنام «سوزان بیورانی» جلو خانه خود مورد هدف تیراندازی قرار می‌گیرد و او نیز زخمی می‌شود.
روز ١٣ شهريورماه سال ۱۳۹۶ شمسي، دو كولبر به نام‌های «حيدر فرجى» و «مام قادر» در روزهاى گذشته با شليك مستقيم نيروهاى انتظامى حكومت جمهورى اسلامى ايران جان باختند.
در مورخه ۱۵ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، یک کاسب‌کار کورد درنتیجه تیراندازی مستقیم نیروهای انتظامی زخمی شده و همچنین یک کولبر دیگر هم به علت انفجار مین، پای خود را از دست داد.
«شورش قادر زاده» اهل روستای تازه‌آباد «تیلکو» از توابع شهرستان سقز در شرق کوردستان که جهت کسب‌وکار به مناطق مرزی رفته بود، جدای از اینکه هدف تیراندازی مستقیم نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و از ناحیه لگن به‌شدت زخمی شد، مورد ضرب و شتم این نیروها نیز قرار گرفت و بعد از چند ساعت توسط اهالی منطقه به بیمارستانی در سقز منتقل شد‌.
همچنین در این تیراندازی مجروحیت کولبری به نام «خضر مام قادر» اهل روستای «قه لا ره ش» از توابع شهرستان سردشت حکایت دارد که در مرز «دوله بی» این شهر به علت انفجار مین، پای خود را از دست داد و جهت مداوا به جنوب کوردستان منتقل شد.
نیروهای هنگ مرزی شهر «سردشت» در شرق کوردستان، مسیر بازگشت کولبران را مسدود کرده و از ورود آن‌ها به داخل مرز ایران جلوگیری می‌کنند.
نیروهای انتظامی هنگ مرزی چهارشنبه ۲۲ شهریورماه ۹۶، مسیر این کولبران را در منطقه مرزی «دوله بی» مسدود و آن‌ها را در محاصره قرار داده و کولبران درحالی‌که نگران از مصادره و غارت اموالشان توسط این نیروها بودند به صخره‌ها و کوه‌های این منطقه پناه برده‌اند. کولبران به همراه خود آب و غذا نداشته و در صورت ادامه این محاصره در مضیقه غذایی قرار خواهند گرفت.
بامداد روز پنج‌شنبه ۲۳ شهریورماه سال ۱۳۹۶ خورشیدی یک کولبر کورد به نام حمزه مولودی پور، ۵۱ ساله و اهل پیرانشهر در شرق کوردستان به دلیل فشار سنگین کار در مرز تمرچین دچار ایست قلبی شده و درگذشته است.
روز یکشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، خودرو کاسب‌کار کورد توسط نیروهای انتظامی مورد هدف تیراندازی قرار گرفت و سرنشین آن جانش را از دست داد «فرج کریمی» هویت این کاسب‌کار کورد می‌باشد که به گمان حمل کالای قاچاق در منطقه «ماهی دشت» از توابع کرماشان در شرق کوردستان، از سوی نیروهای انتظامی این منطقه مورد هدف تیراندازی قرار گرفت و به قتل رسید.
یک شهروند کورد دیگر نیز در ناحیه «سنجابی» کرماشان به همین طریق مورد هدف قرار گرفت و وی نیز جانش را از دست داد.
در مورخه بیستم شهریورماه ۹۶ نیز ۲ کولبر دیگر در منطقه مرزی و حدفاصل بورلان_یارمق از توابع ماکو، براثر انفجار مین مجروح شدند و توسط نیروهای نظامی ترکیه بازداشت و تاکنون اطلاعی از سرنوشت آن‌ها در دست نیست.
سرهنگ رضا شیرزادی فرمانده انتظامی کرماشان اعلام کرده که مأموران یگان امداد، ۳ شهروند کورد را به اتهام حمل کالای قاچاق در شهر «کرماشان» بازداشت و اموالشان را مصادره کرده است.
روز جمعه ۲۴ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، خودرو تعدادی از کاسب‌کاران کورد در جاده مهاباد_نقده از سوی نیروهای انتظامی مورد تعقیب قرار گرفت و درنتیجه خودرو یکی از کاسب‌کاران دچار سانحه شد و راننده آن جانش را از دست داد «حسین مهدی زاده» فرزند فتاح مُلا مهدی اهل شهرستان مهاباد، هویت این کاسب‌کار کورد است.
روز شنبه ۲۵ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، یک کولبر کورد در شهرستان «خوی» به علت تعقیب و گریز نیروهای انتظامی مرزی از پرتگاه سقوط کرد و به‌شدت مجروح گردید. «جهان محمد لو» هویت احرازشده این کولبر است.
روز ۲۷ شهریورماه سال ۱۳۹۶ نیروهای سپاه پاسداران در روستای هق «هه‌یه» به‌سوی کولبران کورد تیراندازی نمودند در این گلوله پراکنی یک کولبر کورد به نام سلیمان قادری اهل سردشت جان خود را ازدست‌داده و چندین رأس اسب کاسب‌کاران تلف شدند.
روز ۲۹ شهریورماه سال ۱۳۹۶ مأموران نیرو انتظامی جمهوری اسلامی ایران در محور مواصلاتی مهاباد _ ارومیه در شرق کوردستان، اقدام به متوقف نمودن خودروی یک کاسب‌کار کورد نمودند. این کاسب‌کار کورد از سوی مأموران نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و تمام البسه داخل خودرویش که برگرفته از پوشاک و لوازم‌آرایشی بود همراه خودرو ضبط و توقیف گردید.
از سوی دیگر؛ در جاده مابین شهرستان مهاباد_میان دوآب در شرق کوردستان، از سوی مأموران نیروی انتظامی خودروی نیسان یک کاسب‌کار کورد متوقف و وسایل داخل خودرو که ظروف آشپزخانه بود. از سوی مأموران ضبط گردید. این کاسب‌کار کورد بازداشت و روانه بازداشتگاه شده و نیز خودروی ایشان توقیف گردید.
روز پنجشنبه ٣٠ شهريورماه، نيروهاى مرزى شهرستان پاوه، جمعى از كولبران در منطقه «قلعه گا» را مورد هدف تيراندازى قراردادند كه منجر به زخمى شدن كولبرى به نام «فرزاد قادرى» اهل روستاى «نيسانه» از توابع نوسود در منطقه اورامان گرديد و نامبرده نیز پس از انتقال به بیمارستانی در شهر كرمانشان، تحت عمل جراحی قرار گرفت و طبق نظر پزشکان احتمال قطع یکی از پاهايش وجود دارد.
يكم مهرماه نیز نيروهاى هنگ مرزى پاسگاه بيتوش سردشت به‌سوی گروهى از كولبران آتش گشودند كه منجر به زخمى شدن فردی بنام «خضر اسپندار» اهل روستاى «فقی سليمان» شد و نامبرده اكنون تحت مراقبت پزشكى قرار دارد.
سوم مهرماه ۱۳۹۶ شمسي، خودرو يك کاسب‌کار کورد بنام «دانا عراقي» اهل شهر سقز توسط نيروهاى انتظامى جمهوری اسلامی ایران مستقر در پاسگاه نزديك روستاى قشلاق پل از توابع سقز، مورد تعقیب و گریز قرار گرفت و در پی تیراندازی این نیروها، خودرو نامبرده واژگون شد و وی نیز جان خود را از دست داد.
اعتراضات به کشتن کولبران

خانواده‌های کولبرها و جمعى از مردم شهر بانه و كولبرها به دليل جان باختن اين دو كولبر «قادر بهرامی» و «حیدر فرجی» در مقابل فرماندارى اين شهر تجمع كردند.
پس از کشته شدن ۲ کولبر کورد اهل شهرستان «بانه» در شرق کوردستان به نام‌های «قادر بهرامی» و «حیدر فرجی» در مورخه ۱۳ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی، مردم این شهر درخواست مجازات عاملان قتل این دو کولبر و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را داشتند و این کار غیرانسانی را محکوم کردند اما از سوی مقامات جوابی دریافت نکرده و لاجرم تصمیم گرفتند از طریق اعتصاب و اعتراض سراسری و تجمع در مقابل فرمانداری این شهر صدای اعتراضشان را به گوش مسئولین برسانند.
لازم به گفتن است که فرماندار بانه حاضر نشد جوابگوی درخواست شهروندان بانه‌ای باشد و مردم تصمیم گرفتند فردای آن روز با بستن تمامی مغازه‌ها و بازار شهر به اعتراض و نارضایتی ادامه داده و به شیوه کاملاً مدنی و به‌دوراز خشونت به خیابان‌ها بیایند اما مثل همیشه دستگاه‌های حکومتی و امنیتی و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برابر هرگونه اعتراض مدنی شهروندان، با اعمال فشار، تهدید و زور برخورد کرده و با آوردن نیروهای بیشتر و مجهزتر به شهر بانه و شرق کوردستان و همچنین استفاده از گاز اشک‌آور به سرکوب مردم پرداخته‌اند.
در همین چارچوب چندین نفر از معترضان و شهروندان مدنی بازداشت‌شده و این‌گونه برخوردها باعث شده که تمامی شهروندان شهرهای دیگر کوردستان همدردی و پشتیبانی خود را اعلام نموده و خواستار متوقف نمودن سیاست‌های سرکوب، قتل‌عام و گرسنه نگه‌داشتن کاسب‌کاران و کولبران شدند.
بر اساس بیانیه جمعی از فعالان مدنی و سیاسی در شرق کوردستان، اعلام‌شده که جهت همدردی با خانواده کولبران و قربانیان و همچنین اظهار نارضایتی از کشته شدن کولبران، به مدت ۳ روز اعتصاب غذا می‌کنند. اسامی اعتصاب‌کنندگان «حسن امینی، محمد صدیق کبودوند، اسماعیل مفتی زاده، هادی ادب، حسام‌الدین امین، سیمین چایچی، اجلال قوامی، شیلان گیلانی، محمود محمودی، مسعود کورد پور»
در جريان اعتراضات خيابانى مردم شهر بانه و تعطيلى بازار، مردم شهرهاى ديگر شرق كردستان، بیانیه‌هایی در پشتيبانى از اين اعتراضات براى توقف كشتن كولبران صادر نموده‌اند.
از اين ميان مردم مريوان و سقز و سردشت، امروز با تعطيلى مغازه‌ها، هم‌صدایی خود را اعلام نمودند. فعالين مدنى سنه و كرمانشاه و شهرهاى ديگر شرق كردستان، نیز مردم را دعوت به تجمع در روز پنجشنبه ساعت ١٠ صبح نموده‌اند. مردم ليلاخ، سازمان‌های مدنى و فعالان دهگلان نيز با صدور بیانیه‌ای به تاريخ ١٥ شهريور، كشتن كولبران كورد از طرف نيروى انتظامى و پاسگاه‌های هنگ مرزى را محكوم نموده‌اند.
روز پنجشنبه ۱۶ شهریورماه به دنبال فراخوان فعالان مدنی شهر سنه برای همبستگی با معترضان چند روز پیش‌تر در شهر بانه، خواهان گردهمایی سکوت در میدان آزادی «اقبال» این شهر شده بودند. فضای شهر سنه از سوی نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران به‌شدت امنیتی شده است و برخوردهای از سوی نیروهای امنیتی با معترضین صورت گرفته است و چندین تن از شهروندان زخمی و بازداشت شدند.
فعالان مدنی شهر سنه در شرق کوردستان با صدور اطلاعیه‌ای از گردهمایی مسالمت‌آمیز شهروندان این شهر قدردانی نمودند و از سازمان‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران در شرق کوردستان خواستند هر چه زودتر بازداشت‌شدگان گردهمایی را آزاد نماید.
بر اساس گزارش منابع محلی در شهر کرماشان شرق کوردستان، جمعی از شهروندان کرماشانی نیز در تلاش بوده‌اند در حمایت از مابقی شهرهای شرق کوردستان تجمعی مسالمت‌آمیز شکل دهند، کە با حملە مأموران دولتی جمهوری اسلامی ایران روبرو شده‌اند، درنهایت چندین تن بازداشت‌شده‌اند.
طبق بیان‌نامه اعلام‌شده توسط ۱۰۶ نفر از وکلای کورد، حمایت و پشتیبانی خود را از کولبران اعلام نموده و خواستار اجرای عادلانه قانون در برابر قتل و زخمی کردن کولبران شدند.

مردم مهاباد قصد داشتند که ساعت ۵ عصر روز یکشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۳۹۶ در حمایت از کولبران و کاسب‌کاران کورد و محکومیت قتل آن‌ها، تجمعی که به فراخوان نهادهای فرهنگی و مدنی این شهر صورت گرفته بود را برگزار کنند اما با حمله نیروهای مذکور دولتی مواجه شده و این تجمع مدنی نیز همانند سایر شهرها به خشونت کشیده شد و گزارش‌های اولیه از دستگیری دستکم ۵ نفر حکایت دارد.
جمعە ۲۴ شهریور ۱۳۹۶ جمعی از فعالان مدنی، وکلای دادگستری و چند نفر از اعضای سندیکای کارگران اتوبوس‌رانی تهران با برگزاری تجمعی در میدان آزادی تهران حمایت خود از کولبران کورد را اعلام کردە و بە استقبال از شریف باجور کە درحرکتی مدنی در نفی خشونت علیه کولبران تا تهران رکاب زد، شتافتند.

مین
١٧ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسي، پاي يك مرد ۴۵ ساله به نام «خضر. م» اهل روستاى «قلعه رش» از توابع شهر سردشت در شرق كوردستان براثر انفجار مين قطع شد.
در مورخه بیستم شهریورماه ۹۶ نیز ۲ کولبر دیگر در منطقه مرزی و حدفاصل بورلان_یارمق از توابع ماکو، براثر انفجار مین مجروح شدند و توسط نیروهای نظامی ترکیه بازداشت و تاکنون اطلاعی از سرنوشت آن‌ها در دست نیست.
روز ۲۶ شهریورماه سال ۱۳۹۶ انفجار مین باعث آتش‌سوزی مراتع روستای دزآور از توابع شهر نوسود در شرق کوردستان شد.

کارگران و اصناف
حدود ۲۰۰ نفر از کارگران شهرداری مریوان که در قسمت‌های مختلف ازجمله خدمات و فضای سبز مشغول فعالیت می‌باشند، چند ماه است که نه‌تنها معوقه‌های مزدی خود را دریافت نکرده‌اند بلکه حق بیمه آن‌ها نیز پرداخت‌نشده و جهت تمدید اعتبار و تعویض دفترچه بیمه، دچار مشکل شده‌اند.
انفجار كپسول گاز پیک‌نیک در اشنويه موجب تخريب يك طبقه ساختمان شده و ٩ كارگر ساختمانى ۸ مرد و یک زن آسیب‌دیده‌اند. در اين حادثه ۴ كارگر، دچار سوختگى سطحى شده و سرپايى درمان شده‌اند و ۵ كارگر دیگر به علت سوختگى بالا به بيمارستان اروميه منتقل گرديدند.
محیط‌زیست
۲۲ شهریورماه سال ۱۳۹۶ شمسي، آتش‌سوزی گسترده‌ای سطح مراتع و پوشش جنگلى ارتفاعات روستاى دارخور در تنگه چارزبر در حدفاصل شهر كرماشان و شاه‌آباد از شرق كوردستان را فراگرفت.
روز ۲۶ شهریورماه سال ۱۳۹۶ انفجار مین باعث آتش‌سوزی مراتع روستای دزآور از توابع شهر نوسود در شرق کوردستان شد.

خودکشی
در تاريخ ۱۳ شهریورماه ۱۳۹۶، يك زن اهـل جوانرود به دليل سوختگى ناشى از خودسوزى چند روز گذشته جان سپرد. در ادامه خبر آمده است كه «گلاويژ ويسى» اهـل جوانرود و ساكن روانسر بوده است كه متأهـل و داراى دو فرزند است.
روز شنبه ١٨ شهریورماه سال ١٣٩٦ شمسي، يك سرباز وظيفه به نام «رضا فرجى» اهل شهرستان خوى از شرق كوردستان در يكى از پادگان شهر سقز اقدام به خودكشي نمود.
نامبرده به مدت ١٦ روز بوده كه به اين پادگان منتقل‌شده و به دليل تنبيه بیش‌ازحد فرمانده پادگان در حين نگهبانى به زندگى خود پايان داده است.
شب سه‌شنبه ٢١ شهریورماه سال ١٣٩٦ شمسي، يك جوان ٢٧ ساله به نام «ناصر محمد پور» و اهل شهر سقز از شرق كوردستان، از راه حلق‌آویز كردن به زندگى خود پايان داد.
روز پنجشنبه ٢٣ شهریورماه سال ١٣٩٦ شمسي، يك دختر ١٦ ساله به نام «اسرا ميرزايي» اهل شهر سقز از شرق كوردستان در اقدامى به زندگى خود پايان داد.
روز دوشنبه ۲۷ شهريورماه، شخصی با هویت مشخص، متولد سال ۱۳۵۹ باانگیزه نامشخص و با استفاده از اسلحه شکاری، همسر و دو فرزند دختر خود را که یکی ١٠ساله و دیگری چهارساله بودند، با شلیک گلوله به ناحیه صورت در منزلش به قتل ‌رساند. گفته‌شده است؛ «این فرد سپس با شلیک گلوله به‌صورت خود، به زندگی‌اش پایان داد.»
امکانات رفاهی

به نقل از عليرضا رحيمى نماينده مجلس شوراى اسلامى ايران، تعداد ٩/٥ ميليون نفر از جمعيت ايران بی‌سواد هـستند كه ٣/٥ ميليون از آن‌ها بی‌سواد مطلق بشمار می‌روند كه بنا بر آمارهای جهـانى (يونسكو) ميزان ١٣٪‏ از جمعيت کل ايران در وضعيت بی‌سوادی قرار دارند.
و ميزان ٤٠٪‏ تا ٥٠٪‏ دختران در شهـرهـا و روستاهـاى مرزى ايران و در شرق كوردستان از تحصيل بازمانده‌اند.
نبود مدرسه در نزديك محل سكونت، عدم و كمبود امكانات تحصيلى، دلايل فرهـنگى و تعصبى و يا ازدواج زودهنگام، دانش آموزان دختر را تشويق به ترك تحصيل می‌نماید.
روز ۲۵ شهریورماه ۱۳۹۶، مدیر آموزش‌وپرورش کامیاران از کمبود فضاهای آموزشی و ترک تحصیل دانش آموزان در سطح شهر و نواحی منفصل شهری گزارش داده است.
در همین چارچوب «رشید قربانی» مدیرکل آموزش‌وپرورش استان کوردستان، در پاییز سال ۹۵ به وضعیت دانش آموزان ترک تحصیل‌کرده در مقطع دبیرستان اشاره کرد و گفت:در سال تحصیلی ۹۵-۹۴ از تعداد (۲۶۰۰۰ نفر) دانش‌آموز دوره دوم متوسطه، تعداد ۱۰۸۱ نفر از ادامه تحصیل بازمانده‌اند و این رقم معادل ۱۵/۴ درصد کل دانش آموزان دوره متوسطه نظری را شامل می‌شود که نسبت به سال تحصیلی گذشته حدود ۰/۲۵ درصد کاهش نشان می‌دهد.
ایشان در ادامه میفزاید که آمارهای ارائه‌شده نشان از ترک تحصیل ۵۲% از پسران و ۴۸% از دختران دارد.
به علت نبود لوازم و امکانات پزشکی مناسب در شهرستان «کامیاران»، کودکی ۸ ساله بنام «آرتین مهدی» جانش را ازدست‌داده است.
با شروع سال تحصیلی جدید و باز شدن مدارس در شرق کوردستان، ساختمان‌ها و کلاس‌های درس از وضعیتی بغرنج و غیرقابل تحصیل برخوردارند.
روستای «باشماخ» از توابع شهرستان دهگلان در منطقه لیلاخ که جمعیتی بالغ‌بر ۵۰۰ خانوار را در خود جای‌داده، تنها دارای یک مدرسه است که نشانه‌ای از نظافت، تندرستی در مدرسه و سرویس‌های بهداشتی به چشم نمی‌خورد و این در حالی است که بچه‌های محصل باید از همین سرویس‌های بهداشتی جهت نوشیدن آب استفاده کنند و مشخص است که با وضعیت موجود، احتمال بروز بیماری‌های گوناگون در میان آن‌ها وجود دارد و همچنین نبود سرویس‌های بهداشتی مناسب مخصوصاً برای دختران باعث به وجود آمدن بیماری‌های ناشناخته خواهد شد.

تبعیضات:
فرماندار شهر مريوان، «محمد شفيعى» در جمع دانش آموزان و خانواده‌های زندانيان گفت: حمايت همه‌جانبه از فرزندان زندانيان جرائم غير عمد از سیاست‌های فرماندارى و انجمن حمايت از زندانيان در سال تحصيلي جديد است. در این میان برای فرزندان زندانیان جرائم دیگر مستثنا قائل شدند.
نظامی کردن شهرها:
چهارم مهرماه ۱۳۹۶، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران ده‌ها تانک‌ و خودرو ضد شورش را به شهرهای شرق کوردستان منتقل کرده است. به گزارش منابع محلی، حدود ۱۰۰ دستگاه تریلر که اغلب آن‌ها شماره پلاک اصفهان را داشتند، در حال انتقال صدها دستگاه تانک از مسیر همدان به سمت شهر «سنه» در شرق کوردستان بودند و سلاح‌های سنگین نظامی ازجمله (توپ و تانک) را در شهرهای سنە، مریوان و اشنویه مستقر کرده‌اند. این اقدامات بعد از رفراندوم جنوب کوردستان صورت گرفت.
حکومت جمهوری اسلامی ایران باهدف مخالفت با رفراندوم استقلال جنوب کوردستان، مرزهای هوایی خود را بر روی جنوب کوردستان بسته و هم‌زمان شروع به انجام یک مانور سربازی کرده است. این اقدامات ایران قبل از انجام رفراندوم در جنوب کوردستان است.
امنیت اجتماعی «زنان و کودکان»
یکشنبه‌شب زنی به نام ک.ح در شهر سریش‌آباد که دارای شغل دندان‌سازی تجربی بوده توسط عواملی ناشناس با ضربه به سر به کما رفته و طلا و جواهرات وی نیز به سرقت می‌رود.
درحالی‌که هنوز چند روز از آغاز سال تحصیلی نگذشته است ناظم یک مدرسه در قروه با «کش» چشم دانش‌آموز کلاس دوم را کبود کرده است.
امسال همچون سال‌های پيش روز يكم مهر، مدارس شرق كوردستان و سوم مهر مدارس شمال كوردستان بازگشایی و كودكان كورد مجبور به يادگيرى زبان‌های فارسی و تركى می‌شوند.
در تاريخ ۲۶ شهریورماه سال ۱۳۹۶ خورشيدى، دانش‌آموزی به نام «گلاويژ ارژنگى» در شهـرستان مريوان از شرق كوردستان، در اعتراض به نتايج انتخاب رشته اعلام‌شده كنكور سراسرى اعتصاب غذا كرد و راهـى بيمارستان گرديد.
بانوان دوچرخه‌سوار مریوانی همچنان با ممانعت نیروهای امنیتی لباس شخصی جمهوری اسلامی ایران، مواجه می‌شوند.
این دوچرخه‌سواران که پیش‌تر نیز در مورخه ۱۰ مردادماه در حاشیه دریاچه زریبار مریوان مشغول دوچرخه‌سواری بودند بازهم از سوی این نیروها تهدید به بازداشت و توقیف دوچرخه‌هایشان شده‌اند.
در همین راستا نیز در روزهای اخیر یک شهروند مریوانی بنام «لیلا محمد زاده» به اتهام «تحریک زنان برای نفی شئون اسلامی از طریق دوچرخه‌سواری در انظار عمومی» تحت پیگرد قضایی قرارگرفته است و این در حالی است که مدتی پیش نیز تعدادی از محصلین دبیرستان فرزانگان مریوان از سوی نیروهای مذکور تهدید شده بودند.

دیگر موارد
نادر قاضی‌پور، نماینده در مجلس شورای اسلامی ایران در واکنش به جان باختن دو کولبر بانه‌ای اعلام کرده باید از نیروهای نظامی و امنیتی به‌ویژه مرزبانان تجلیل و قدردانی شود.
وی تأکید کرده است: برخی افراد از طریق مرزهای کشور تروریست‌ها را وارد کشور می‌کنند یا افراد تحت تعقیب را از کشور خارج می‌کنند، اسلحه، مواد ناریه و مشروبات الکی را وارد ایران می‌کنند بنابراین نیروهای مرزبانی باید این افراد را به درک واصل کنند و این اقدامات نیروهای نظامی و امنیتی به‌ویژه مرزبانان که به‌صورت شبانه‌روزی در حال خدمت هستند باید مورد قدردانی قرار بگیرد.

در تاريخ ١٩ شهریورماه سال ١٣٩٦ شمسي، نيروهاى اطلاعاتى انتظامى به بهانه بودن مواد مخدر به منزل يك شهروند دهستان قلخانى يورش می‌برند.
نيروهاى امنیتی، خودسرانه و بدون مجوز دادگاه به منزل حميد نادرى يورش برده و در ميان آن‌ها درگيرى روی‌داده و درنهایت حميد نادرى را از بالکن منزلش به پايين پرتاب كرده و جانش را از دست می‌دهد.
روز ۲۳ شهریورماه ۱۳۹۶ شمسی حدود ساعت ۳ صبح، کولبران کورد توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران مورد تعقیب و هدف تیراندازی قرار گرفتند و به‌ناچار خود را به روستای «الیاسی» از توابع شهرستان سرپل ذهاب در استان کرماشان رساندند. درحالی‌که براثر تیراندازی به اموال این کولبران که از اهالی «ثلاث باوه جانی» بودند خساراتی واردشده بود و نیروهای انتظامی قصد مصادره اموال آن‌ها را داشتند، با مقاومت و حمایت مردم روستای الیاسی مواجه و موفق به این کار نشدند.
تعدادی زیادی از کارمندان ادارات دولتی جمهوری اسلامی ایران در شهر کرماشان که حقوق ماهیانه و حق بیمه آن‌ها پرداخت‌نشده است، در یک تجمع اعتراضی خواستار حقوق معوقه خود شدند.
لازم به گفتن است که معترضان ناراضی در خیابان‌ها راهپیمایی کرده و با بلند کردن پلاکارد، نظر عموم مردم را به خود جلب کرده و تلاش نمودند تا نهادهای دولتی جمهوری اسلامی در کرماشان که یکی از شهرهای بزرگ و پرجمعیت شرق کوردستان است را وادار به جوابگویی به خواسته‌هایشان کنند.
در پایان جمعیت حقوق بشر کوردستان از مردم شرق کوردستان می‌خواهد کە در احقاق حقوق خود کوشا وسعی نمایند هرگونە تبعیض و نابرابری را کە از جانب جمهوری اسلامی ایران به آن‌ها روا داشته می‌شود را بە گوش جهانیان برسانند.
جمعیت حقوق بشر كوردستان


Webb


: www.kmmk.info

E Mail:

info@kmmk.info
Facebook:

https://www.facebook.com/kmmkurdistan
Twitter:

https://twitter.com/KmmKurdistan
Telegram:

https://t.me/kmmkkurdistan
I

nstagram:
https://www.instagram.com/kmmkurdistan

http://www.kmmk.info/fa/9661

طبق موازین مصوب جمعیت، کنگره‌های جمعیت حقوق بشر کوردستان هر دو سال یک‌بار برگزار می‌شود. کنگره بالاترین مرجع تصمیم‌گیری، تعیین و تدوین خط‌مشی حقوق بشری و انتخاب شورای رهبری است.


جمعیت حقوق بشر کوردستان ۹ سپتامبر ۲۰۱۷ هشتمین کنگره خود را برگزار کرد. کنگره با حضور اعضای این سازمان از کوردستان، اروپا و امریکا شکل گرفت و مطالب و عناوین متفاوتی را موردبحث و گفتگو قرارداد. نتیجه کنگره به تغییراتی در اساسنامه این سازمان انجامید.
گسترش فعالیت‌های جمعیت و تلاش جهت گسترده کردن فعالیت‌ها، انتشار بهتر و سریع‌تر موارد نقض حقوق بشر در کوردستان، آموزش حقوق بشر، توجه ویژه به نقض حقوق زنان و کودکان، محیط‌زیست و آسیب‌های وارده، کولبران و… مواردی بودند که به شکل ویژه موردگفتگو و تبادل‌نظر قرار گرفتند.
بعد از گفتگو و تبادل‌نظر و به اجماع رسیدن در مورد اساسنامه و اهداف جمعیت حقوق بشر کوردستان، اعضای این سازمان، از میان کاندیدها شورای رهبری جمعیت را انتخاب کردند.
اعضای شورای رهبری جمعیت حقوق بشر کوردستان متشکل از ۷ عضو اصلی و ۲ عضو علی‌البدل به شرح زیر انتخاب شدند:
روناک زانا، لیلی رشیدی، قادر شیری، حمید ابراهیم‌زاده، سعید سنندجی، جهانگیر عبداللهی، عدنان رشیدی
اعضای علی‌البدل: اقبال مرادی و اسماعیل سانیار.
در جلسه و نشست شورای رهبری، «روناک زانا و جهانگیر عبداللهی» به‌عنوان روسای مشترک جمعیت حقوق بشر کوردستان برگزیده شدند.
شورای رهبری، اعضای کمیته‌های کوردستان، اروپا، ارتباطات، انتشارات «نویسندگان و مترجمان»، مالی و دیگر کمیته‌های کاری در حوزه حقوق بشر در این جمعیت را منتسب نمود.
جمعیت حقوق بشر کوردستان



Webb


: www.kmmk.info

E Mail:

info@kmmk.info
Facebook:

https://www.facebook.com/kmmkurdistan
Twitter:

https://twitter.com/KmmKurdistan
Telegram:

https://t.me/kmmkkurdistan
I

nstagram:
https://www.instagram.com/kmmkurdistan

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل باردیگر نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد.

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل باردیگر نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد.


سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶, 12September 2017

زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، روز سه شنبه در گزارش تازه خود، بار دیگر نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد.
در این گزارش آمده است که ایران همچنان به شدت آزادی عقیده و بیان را محدود می کند. آقای رعد الحسین گفته است که دفتر او گزارش های متعددی از مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان رسانه های اجتماعی که دستگیر و بازداشت شده اند، دریافت کرده است.
این گزارش می گوید:بدرفتاری با زندانیان گسترده است و علاوه بر این، قوه قضائیه همچنان مردم را به مجازات هایی که «بی رحمانه، غیر انسانی و تحقیرآمیز» خوانده شده اند، از جمله قطع عضو، محکوم می کند.
گزارش کمیسر عالی حقوق بشر می افزاید: “ایران همچنان بالاترین میزان سرانه اعدام در جهان را داراست و از جمله، از آغاز سال جاری میلادی دستکم چهار نفر که در هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸سال داشته اند اعدام شده اند.
این گزارش همچنین به اصلاحیهٔ قانون مجازات قاچاقچیان مواد مخدر اشاره کرده که صدور احکام اعدام در جرایم مربوط بهمواد مخدر را کاهش می دهد. این اصلاحیه در انتظار نظر شورای نگهبان است.

به دلیل فشار سنگین کار در مرز تمرچین دچار ایست قلبی شده و درگذشته است


به گزارش جمعیت حقوق بشر کوردستان به نقل ازKHRN : بامداد امروز پنج‌شنبه ۲۳ شهریورماه سال ۱۳۹۶ خورشیدی یک کولبر کورد به نام حمزه مولودی پور، ۵۱ ساله و اهل پیرانشهر در شرق کوردستان به دلیل فشار سنگین کار در مرز تمرچین دچار ایست قلبی شده و درگذشته است.
مرز تمرچین در پیرانشهر یکی از راه‌های مرز رسمی کولبری است که بالغ‌بر چهار هزار کولبر در آن به‌صورت نوبتی مشغول کار هستند. هر یک از کولبران چندین بار در ماه به‌صورت نوبتی خواهند توانست مقدار مشخصی کالای مجاز از این گذرگاه مرزی را به این‌سوی مرز حمل نمایند.
به دلیل ممنوعیت استفاده از وسایل نقلیه، کولبران با کول خویش بالای صد و پنجاه کیلو بار را به مسافت چند کیلومتر جابه‌جا می‌کنند و درنتیجه حمل بارهای سنگین سبب بروز ناراحتی‌های جسمی همچون دیسک‌کمر و گاه ایست قلبی را به همراه خواهد داشت.
لازم به یادآوری است: از فرودین سال جاری تاکنون ۵۷ کولبر توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی کشته و زخمی شده‌اند. و ۵ کولبر کورد به دلیل سانحه طبیعی و فشار مضاعف کار جان خود را ازدست‌داده‌اند
http://www.kmmk.info/fa/9351.
جمعیت حقوق بشر کوردستان
Webb


: www.kmmk.info

E Mail:

info@kmmk.info

موج اعتراضی در شهرهای کردستان به قتل دو کولبر،
اعتراض به تعرض به طبقه کارگر است!


بامداد روزدو شنبه ١٣ شهریور ١٣٩٦ دو کولبرکرد به نامهای "قادر بهرامی" و "حیدر فرجی" با شلیک نیروهای سرکوبگررژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی جان باختند و جنازه شان به یکی از بیمارستانهای شهر بانه منتقل شد. دراعتراض به این عمل جنایتکارانه نیروهای سرکوبگر سرمایه ، مردم بانه روز سه شنبه دست به تظاهرات زده وشهر را به حالت نیم تعطلیلی کشاندند. طبق اخبار رسیده نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به مردم یورش برده به ضرب وشتم اعتراض کنندگان پرداختند و شماری را بازداشت کردند.
کولبری یکی از شاق ترین و پر مخاطره ترین کارهایی است که کولبران که شمار آنها از دهها هزار میگذرد، ناچارا برای امرار معاش خود و خانواده انجام میدهند. شغل کولبری تنها مختص به استان کردستان نیست بلکه استانهای آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان را هم در برمیگیرد. محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی و آمار بالای بیکاری در این استانها ناچارا تعداد چشمگیری را به اشتغال این فوق بردگی سوق داده است. کارگران کولبر جزء محرومترین بخش طبقه کارگر هستند. این قشر زحمتکش و رنجدیده نه فقط مشمول قانون کار ارتجاعی رژِیم ضدکارگری جمهوری اسلامی نیستند، بلکه کارشان هم غیر قانونی محسوب میشود. بر همین اساس از حداقل استاندارد کاری، تامین اجتماعی، ساعت کار مشخص و عدم ایمنی کار محرومند. آنها جزء قربانیان نظام سرمایه ایی هستند، که برای حداقل امرار معاش علاوه بر تحمل کار پرمشقت دائما با نیروهای سرکوبگر حافظ سرمایه روبروشده و مورد تعرض قرار میگیرند، که هر چند مُدام تعدادی از آنها با شکیک گلوله این جانیان به قتل می رسند. این قشر محروم جزء طبقه ایی هستند که هر روز نظام سرکوبگر و جنایتکار جمهوری اسلامی از آنها قربانی گرفته، وهم طبقه ایهایشان را هم که برای حق و حقوق خود مبارز ه میکنند به زندان و شلاق و مرگ محکوم میکنند. رضا شهابی کارگر مبارز با اعتراض و اعتصاب غذایش در زندان، کارگران شلاق خورده آق دره از همان سیستم بردگی سرمایه ایی رنج میبرند که کولبران کردستان امروز به شنیع ترین شکلی با آن مواجه هستند. اعتراض به قتل رساندن کولبران در شهرهای کردستان از طرف توده های زحمتکش اعتراض به تعرض به طبقه کارگر می باشد. بهم پیوستگی اعتراضات شهرهای کردستان و محکوم نمودن تعرض به جان کارگران کولبر از وظائف مبرم طبقه کارگر و تضمین کننده به عقب راندن بورژوازی هاری است، که امروزه با تعرض و سرکوب شدید به کارگران مبارز و کشتار کارگران کولبر می خواهد هر حرکتی را سرکوب و در نطفه خفه نماید. وعده و وعیدهای فریبکارانه رژیم سرمایه اسلامی که چند ماه پیش زیر فشار اعتراض ها و خشم افکار عمومی نسبت به قتل و کشتار کولبران، وعده "ساماندهی و سازماندهی" کار کولبران را داده بود می توان محکوم وخنثی نمود که این بخش ستمدیده طبقه کارکر به نیروی طبقاتی خود متشکل شود.
ما نهادها همبستکی با جنبش کارکری – در خارج کشور کشتار کارگران کولبر بدست جنایتکاران حکومت سرمایه جمهوری اسلامی را قویا محکوم می نمائیم. این حادثه جانگذاز را به خانواده های آنها تسلیت می گوئیم و بر این باوریم فقط با اتحاد و همبستگی و متشکل شدن طبقه کارگر می توان دست دشمن طبقاتی را از این تعرض و وحشیگیری بر علیه کارگران کولبر و دیگر هم طبقه ایهایشان کوتاه نمود.




شکایت به سازمان ملل درباره نوزاد ناپدیدشده در زندان اوین

شکایت به سازمان ملل درباره نوزاد ناپدیدشده در زندان اوین




۱۳ اسفند ۱۳۹۴ / اسفند ۱۳, ۱۳۹۴ at ۰:۰۹ ق٫ظ

راحله راحمی‌پور٬ عمه نوزاد ناپدیدشده، گلرو راحمی‌پور در سال‌های اخیر با حضور در تجمع‌های اعتراضی خواهان پیگیری وضعیت برادرزاده‌اش شده٬ اما تا کنون هیچ پاسخی نگرفته است.

عدالت برای ایران- ۱۲ اسفند ۱۳۹۴: عدالت برای ایران با ثبت شکایتی در گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل خواهان مشخص شدن سرنوشت یک نوزاد ناپدید شده در زندان اوین تهران شد.

این نهاد حقوق بشری از کمیته کاری ناپدیدشدگان قهری خواست سرنوشت گلرو راحمی‌پور مقدم، نوزاد نا‍پدید شده دو تن از زندانیان سیاسی دهه شصت که ۳۲ سال پیش در زندان اوین تهران متولد شده و همچنین حسین راحمی‌‍پور مقدم، پدر این نوزاد، دندانپزشک و فعال سیاسی که گفته می‌شود اعدام شده را پیگیری کرده و جمهوری اسلامی ایران را در رابطه با وضعیت این پدر و دختر پاسخگو کند.

در درخواستی که عدالت برای ایران، براساس اطلاعات جمع‌آوری شده توسط منابع موثق به سازمان ملل فرستاده، شرح داده شده که چگونه گلرو راحمی‌پور نوزاد ۱۵ روزه‌ای که در نوروز ۱۳۶۳ ‍در زندان اوین تهران به دنیا آمده بود٬ ۳۲ سال پیش پس از آن‌که ماموران به بهانه آزمایش‌های پزشکی او را از مادر زندانی‌اش جدا کردند٬‌ ناپدید شد و تا کنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست. در آن زمان مادر و پدر او هر دو چند ماه از بازداشت‌شان در زندان اوین می‌گذشت.

ماموران زندان در همان‌زمان مدعی شدند که نوزاد در بهداری زندان اوین مرده است. اما باوجود پیگیری‌های مادر و پدرش از داخل زندان هیچ‌گاه جسد کودک یا اطلاعاتی درباره محل دفن و چگونگی مرگ او اعلام نشده و مدرکی مبنی بر مرگ کودک به خانواده‌اش داده نشده است.

عدالت برای ایران از کمیته کاری ناپدیدشدگان قهری خواست سرنوشت گلرو راحمی‌پور مقدم، نوزاد نا‍پدید شده دو تن از زندانیان سیاسی دهه شصت که ۳۲ سال پیش در زندان اوین تهران متولد شده و همچنین حسین راحمی‌‍پور مقدم، پدر این نوزاد، دندانپزشک و فعال سیاسی که گفته می‌شود اعدام شده را پیگیری کرده و جمهوری اسلامی ایران را در رابطه با وضعیت این پدر و دختر پاسخگو کند.

پیگیری‌های خانواده والدین نوزاد در خارج از زندان نیز بی‌نتیجه ماند و مسوولان زندان اوین با توهین و رفتارهای خشونت‌آمیز٬ آنها را تهدید به بازداشت کرده بودند. تنها پاسخی که به خانواده این نوزاد ناپدید شده داده شد٬ این بود که «بچه مرده است. چرا می‌آیید اینجا سر و صدا می‌کنید؟ می‌خواستید چکار کنید بچه را؟ می‌خواستید این را هم لنگه پدرش بزرگ کنید؟»

راحله راحمی‌پور٬ عمه نوزاد ناپدیدشده، گلرو راحمی‌پور در سال‌های اخیر چندین بار با حضور در تجمع‌های اعتراضی در مقابل زندان اوین تهران، کانون وکلای تهران و کارخانه لاستیک دنا با در داشتن پلاکاردی که رویش نوشته بود: «برادرم را کشتید با فرزندش چه کردید؟» خواهان پیگیری وضعیت برادرزاده اش شده است اما تا کنون هیچ پاسخی نگرفته است.

ماموران امنیتی در بازجویی‌ها از برخی شرکت‌کنندگان در تجمع‌های اعتراضی، با اشاره به اعتراضات راحله راحمی و از بازداشت او صحبت کرده بودند.

پدر و مادر گلرو راحمی‌پور در شهریور ۱۳۶۲ هنگامی که مادر گلرو به تازگی باردار شده بود از سوی ماموران سپاه پاسداران در منزل شخصی‌شان در تهران بازداشت شدند. مادر کودک، کارمند سازمان تامین اجتماعی و پدر او دندان‌پزشک و از اعضای سازمان راه کارگر بود. حسین راحمی‌پور در زمان شاه نیز توسط ساواک زندانی شده بود. تا چند ماه پس از بازداشت این دو تن خانواده آنها هیچ اطلاعی از آنها نداشتند و پس از مراجعه خانواده به حسین‌علی منتظری٬‌ قائم مقام رهبری وقت به آنها اجازه تماس تلفنی و ملاقات داده شد.

براساس اطلاعات تایید‌شده توسط به عدالت برای ایران، پس از تولد نوزاد٬‌ مادر و کودک هر دو به بند عمومی زندان منتقل شده بودند و زنان زندانی سیاسی مادر و نوزاد را با یکدیگر در بند عمومی دیده‌اند.

مادر کودک که به دلیل صدمات ناشی از زندان بیماری قلبی شدید دچار شد در دی ماه سال ۱۳۶۳ از زندان آزاد شد. در شهریور ۱۳۶۳ نیز به خانواده پدر کودک٬ حسین راحمی‌پور گفته شد که او «به درک واصل شده٬ بیایید وسایلش را بگیرید.» ماموران زندان در پاسخ به سوال خانواده درباره محل دفن آنها را به بهشت زهرا ارجاع دادند اما در مراجعه خانواده به بهشت زهرا به آنها گفته شد که چنین فردی در بهشت زهرا دفن نشده است. پیگیری‌های چندین باره خانواده درباره محل دفن او یا گرفتن مدرکی مبنی بر مرگش هیچ‌گاه به نتیجه نرسید و آنها بار دیگر تهدید به بازداشت شدند.

عدالت برای ایران با ثبت این دو شکایت در کمیته کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل متحد٬‌ خواهان آن است که جمهوری اسلامی ایران اطلاعات کتبی درباره سرنوشت گلرو راحمی‌پور مقدم٬ نوزاد ناپدید شده را به خانواده او اعلام کند.
hossein rahemipour

در شهریور ۱۳۶۳به خانواده حسین راحمی‌پور گفته شد که او «به درک واصل شده٬ بیایید وسایلش را بگیرید.» ماموران زندان در پاسخ به سوال خانواده درباره محل دفن آنها را به بهشت زهرا ارجاع دادند اما در مراجعه خانواده به بهشت زهرا به آنها گفته شد که چنین فردی در بهشت زهرا دفن نشده است.

این نهاد حقوق بشری همچنین از سازمان ملل می‌خواهد که جمهوری اسلامی ایران را نسبت به تعیین سرنوشت حسین راحمی‌پور مقدم پاسخگو کرده و درصورت مشخص شدن اعدام این زندانی سیاسی٬ اطلاعات مربوط به چگونگی اعدام و محل دقیق دفن او را منتشر کند.

از نظر قوانین بین‌المللی، «ناپدیدشده قهری» به شخصی گفته می‌شود که توسط نیروهای دولتی یا وابسته به دولت دستگیر یا ربوده شود و پس از آن، در مورد سرنوشت یا مکانش، پنهان‌کاری صورت گیرد٬ به شکلی که او از حمایت قانون خارج شود. جزئیات مربوط به دستگیری، وقایعی که در دوران بازداشت اتفاق افتاده، شرایط و جزئیات محاکمه و وقایعی که منتهی به مرگ شده، همچنین در صورت ادعای مرگ، محل دفن پیکر وی نیز جزیی از سرنوشت فرد محسوب می‌شود و در صورت نامشخص ماندن این موارد فردی که اعدام او به صورت شفاهی به خانواده‌اش اعلام شده ٬‌«ناپدیدشده قهری» محسوب می‌شود.

در فهرست سازمان ملل، هم اکنون نام و پرونده ۵۱۸ نفر که در جمهوری اسلامی ایران به شکل قهری ناپدیدشده‌اند و دولت ایران از اعلام سرنوشت‌شان خودداری کرده٬ ثبت شده است. تحقیقات اولیه عدالت برای ایران نشان می‌دهد تعداد کسانی که مفقودالاثر شده‌اند٬ بسیار بیش از اسامی ثبت شده در گروه کاری سازمان ملل برای ناپدیدشدگان قهری است.------------------------






اخیرا، دولت ایران در پاسخ مفصلی که درباره پرونده خانواده راحمی‌پور به گروه کاری سازمان ملل داده، تصریح کرده است که فرزند حسین راحمی پور در حالی که مادرش در زندان بوده به دنیا آمده است. این، نخستین باری است که طی دهه‌های اخیر، جمهوری اسلامی درباره موارد ناپدیدشدگی قهری به سازمان ملل توضیح می دهد.


اخیرا، دولت ایران در پاسخ مفصلی که درباره پرونده خانواده راحمی‌پور به گروه کاری سازمان ملل داده، تصریح کرده است که فرزند حسین راحمی پور در حالی که مادرش در زندان بوده به دنیا آمده است. این، نخستین باری است که طی دهه‌های اخیر، جمهوری اسلامی درباره موارد ناپدیدشدگی قهری به سازمان ملل توضیح می دهد.--------------
با وجود تایید رسمی حقایق درباره نوزاد ناپدیدشده در اوین، راحله راحمی‌پور بازداشت شد
عدالت برای ایران، ۲۰ شهریور ۱۳۹۶: راحله راحمی پور، مدافع حقوق بشر عصر دیروز در منزل خود توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.
به گزارش یک منبع مطلع، ماموران در ساعات اولیه شب با حکم قضایی صادر شده توسط شعبه شش دادسرای اوین، وارد خانه راحمی پور شدند. آن‌ها پس از تفتیش منزل، وی را به همراه کامپیوتر، تلفن همراه و برخی از اسناد و مدارک شخصی‌اش با خود بردند.
همین گزارش حاکی از آن است که راحله راحمی پور در بازداشت‌گاه اوین زندانی است و تلاش وکیل وی برای ملاقات با او یا کسب جزییات بیشتر بی‌نتیجه مانده است. راحله راحمی پور سال‌هاست پیگیر سرنوشت نوزاد برادر و برادرش است که در دهه ۶۰ در زندان اوین بوده‌اند.
فشارها بر راحله راحمی پور زمانی آغاز شد که گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل رسیدگی به این پرونده را آغاز کرد و از دولت ایران درباره نوزاد، گلرو راحمی‌پور و همینطور، پدر وی، حسین راحمی‌پور توضیح خواست. حسین راحمی پور، دندانپزشک و از زندانیان سیاسی زمان شاه به همراه همسر باردارش در سال ۶۲ دستگیر شده بود. در فروردین ماه ۶۳ به خانواده راحمی پور اطلاع دادند گلرو، فرزند این زن و شوهر که در زندان اوین به دنیا آمده بود مرده است و در شهریور ماه همان سال نیز تلفنی به خانواده گفتند که حسین راحمی پور “به درک واصل شده است.”
پس از ماه ها آزار و اذیت خانواده و بازپرسی‌های مکرر در دادسرای انقلاب، در بهمن ماه سال ۱۳۹۵، صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب وجود این نوزاد را انکار کرد و آن را ساخته و پرداخته تخیل راحله راحمی‌پورخواند. وی راحمی پور را به یک سال حبس به اتهام انجام عملیات تبلیغی علیه نظام محکوم کرد. این در حالی است که اخیرا، دولت ایران در پاسخ مفصلی که درباره پرونده خانواده راحمی‌پور به گروه کاری سازمان ملل داده، تصریح کرده است که فرزند حسین راحمی پور در حالی که مادرش در زندان بوده به دنیا آمده است. این، نخستین باری است که طی دهه‌های اخیر، جمهوری اسلامی درباره موارد ناپدیدشدگی قهری به سازمان ملل توضیح می دهد.
در این توضیح که یک نسخه از آن به دست عدالت برای ایران رسیده همچنین آمده است: “براساس مدارک پزشکی دکتر زندان و بیمارستان امام خمینی، نوزاد نارس و دچار زردی و انسداد خون رنج بوده است. علیرغم تعویض خون، نوزاد در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۶۳ فوت کرده است.”
در بخش دیگری از این توضیح، مقامات جمهوری اسلامی درباره حسین راحمی‌پور چنین نوشته‌اند: ” براساس بایگانی دادگستری استان تهران، آقای حسین راحمی‌پور مقدم، به شماره شناسنامه ۲۷۹، فرزند قاسم، متولد ۱۳۲۷ در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۶۲ دستگیر و به عضویت در گروه کمونیستی تروریستی راه کارگر متهم شده است. در ۲۳ خرداد ۱۳۶۳ به اعدام محکوم شده است. این حکم به وسیله دیوان عالی کشور تایید و او در ۱ شهریور ۱۳۶۳ اعدام شده است.”
با این همه، مقامات جمهوری اسلامی روشن نمی کنند که در صورت درست بودن خبر مرگ نوزاد و اعدام پدر، چرا هیچ‌گاه پیکر آن ها به خانواده تحویل داده نشده و محل دفن آن‌ها مشخص نشده است. به همین دلیل، پرونده گلرو و حسین راحمی‌پور همچنان نزد گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل باز است.


شکایت به سازمان ملل درباره نوزاد ناپدیدشده در زندان اوین
به جای پاسخگویی درباره گلرو، نوزاد ناپدیدشده، عمه‌اش را تهدید به بازداشت کردند
پرسشگر سرنوشت نوزاد ناپدید شده زندان اوین احضار شد
پنج نهاد سازمان ملل: کارزار علیه راحله راحمی‌پور را متوقف کنید
دادگاه انقلاب: گلرو، نوزاد ناپدیدشده در اوین، یک پرونده خیالی است


با گذشت هشتاد روز، کماکان سرنوشت رامین حسین پناهی در هالەی از ابهام قرار دارد.


با وجود پیگیری های مکرر خانواده “رامین حسین پناهی” و مراجعه به نهادهای نظامی و امنیتی، تاکنون از سرنوشت این فعال سیاسی کُرد هیچ گونه اطلاعی در دست نیست.

«رامین حسین پناهی» روز دوم تیرماه در شرایطی که هدف سه گلوله قرار گرفته بود، از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. با وجود پیگیری‌های مکرر خانوادەی ایشان و مراجعه به نهادهای امنیتی، اما سازمان‌های مسوول تاکنون از ارائه‌ی هرگونه پاسخ مشخصی در مورد سرنوشت این فعال سیاسی شانه خالی کرده و طفره رفته‌اند.

گفتنی است که با وجود مراجعه پدر و مادر رامین حسین پناهی به وزارت اطلاعات و مراکز سپاه پاسداران، ولی تاکنون این دو نهاد امنیتی در این باره حاضر به پاسخگویی نیستند،به گفته خانواده رامین، با سپری شدن این مدت همچنان از سرنوشت و سلامتی رامین حسین پناهی، خبری در دست نیست، این خانواده می گویند که علی‌رغم مراجعه‌ی مکرر آنها، اما نه سپاه و نه وزارت اطلاعات حاضر به پاسخگویی هستند.

رامین حسین پناهی، فعال سیاسی و از اعضای حزب کومله است که در تاریخ اول تیرماه توسط نیروهای سپاه پاسداران زخمی و بازداشت می شود، اما در ادامه نیروهای سپاه به منزل پدری وی مراجعه کرده و اقدام به بازداشت تنی چند از اعضای خانواده وی نموده‌اند.

در ابتدا نیروهای امنیتی تعدادی از اعضای خانواده حسین پناهی از جمله در همان روز واقعه، ۱ تیرماه ۱۳۹۶، افشین حسین پناهی، برادر رامین در منزل شخصی خود بازداشت کردند و سپس ۴ تیرماه ۱۳۹۶، انور حسین پناهی، دیگر برادر رامین و ۵ تیرماه ۱۳۹۶، زبیر، احمد ، عباس و کیوان حسین پناهی از جمله فامیل رامین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

شایان ذکر است که نیروهای امنیتی پس از دو روز بازداشت انور حسین پناهی و انتقال او به تهران وی را به شرط عدم بازگشت به کردستان آزاد می کنند، همچنین زبیر، احمد ، کیوان و عباس حسین پناهی بعد از دوماه بطور موقت آزاد شدند،افشین حسین پناهی بعد از دوماه به زندان مرکزی سنندج منتقل شده و هم اکنون در این زندان بسر می برد.

اکنون هم با گذشت هشتاد روز، از سرنوشت رامین حسین پناهی اطلاعی در دست نیست، خانواده حسین پناهی در تظلم خواهی خود به گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، خانم اسما جهانگیر نامەای نوشتنەاند.

سرکار خانم عاصمه جهانگیر ، مدت ده سال است که وضعیت ناهنجار دستگیری ، اعدام، تبعید و انواع فشارهای جسمی و روحی برای خانواده ما بطور سیستماتیک از سوی حکومت جمهوری اسلامی بر خانواده ما حاکم است و در طول این مدت تحت دچار سختی ومشقت‌های فروان شدەایم، تجربه تلخ از دست دادن مکرر و متعدد اعضای خانواده “اشرف و صباح و مسعود حسین پناهی و …” و صدمات جسمی و روحی “انور حسین پناهی” در دوران هفت سال بازداشت در سلول‌های اطلاعات و زندان برای ما فراموش ناشدنی است.

آنها در نامه خود روبه خانم جهانگیر می نویسند، بیم آن می رود که جان رامین با توجه به شدت جراحات وارده و سابقه خشونت باری که از دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی حکومت جمهوری اسلامی سراغ داریم، به شکل نگران کننده‌ای در معرض خطر جدی باشد. لذا ما به عنوان خانواده حسین پناهی از کلیه نهادها و مجامع بین المللی و از جملە شما در مقام گزارشگر ویژە خواهانیم که با مداخله جدی و موثر از وقوع یک فاجعه دیگر برای خانواده ما جلوگیری کنند.

همچنین روز ۹ تیرماه، سازمان عفو بین الملل که مقر آن در لندن است با انتشار بیانیەای، بازداشت اعضای خانواده حسین پناهی را به مثابه ” ناپدید شدن اجباری” خواند و خواستار آشکارا شدن سرنوشت و محل نگهداری آنان و همچنین شفاف سازی در رابطه با وضعیت رامین حسین پناهی که در هنگام بازداشت مجروح بوده است، شد. این سازمان از مقامات ایرانی خواست هر چه سریعتر نسبت به آزادی سایر افرادی که صرفا بخاطر نسبت خانوادگی با رامین حسین پناهی بازداشت شدەاند اقدام کند.

نامه دوم خواهران رامین حسین پناهی به نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی



سازمان های مدافع حقوق بشر
و نهادها و فعالین مدنی کردستان، ایران و جهان

همانگونه که مستحضر هستید، بیش از 80 روز از بازداشت برادرمان "رامین حسین پناهی" می گذرد و متاسفانه و علی رغم پیگیری های مستمر والدینمان تا این لحظه هیچ یک از نهادهای امنیتی-اطلاعاتی جمهوری اسلامی حاضر به پاسخگویی نبوده و اساسا هیچکدام مسوولیت دستگیری رامین را بر عهده نگرفته و نمی گیرند. مجروحیت رامین حین بازداشت نگرانی های خانواده ی ما و به ویژه والدین پا به سن گذاشته امان را نه دوچندان بلکه هزارچندان نموده است.

متاسفانه هیچ گونه اطلاع دقیقی از شرایط رامین موجود نبوده و خانواده ی ما به شدت مضطرب این موضوع هستند که آیا رامین هنوز زنده است یا نه؟ اما حتی در این شرایط اسفبار روحی والدینمان، سازمان های ذیربط حکومت جمهوری اسلامی به عمد از ارائەی هرگونه اطلاعاتی مبنی بر سلامت رامین نیز اجتناب ورزیده و به سبک و سیاق 4 دهەی گذشته از برادرمان به مثابه ی گروگانی جهت فشار بر خانواده ی حسین پناهی نهایت سوء استفاده را می نمایند. این در حالیست که بر اساس تمام قوانین بین المللی و با توجه به این واقعیت که رامین تحت بازداشت نهادهای امنیتی-اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار دارد، بی تردید حفظ جان وی نیز بر عهده ی این سازمان ها و حاکمیت دولت اسلامی ایران است.

بنابراین ما در وهلەی نخست خواستار دسترسی به اطلاعات رسمی و مورد تایید دولت ایران در مورد شرایط جسمی برادرمان بوده و در گام دوم بر برگزاری دادگاهی علنی و منطبق بر موازین حقوق بشری از جمله حق دسترسی به وکیل مدافع، اصرار می ورزیم. در این راستا و جهت ایجاد فشار بر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، دست کمک به سوی همەی شما دوستان مبارز، فعالین حقوق بشری و مدنی، سازمان ها و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و تمامی انسان های آزاده ای که دغدغەی انسان و انسانیت در دل دارند، دراز نموده و از شما یاری می طلبیم. امیدواریم شما دوستان، خانوادەی حسین پناهی را در این شرایط دشوار تنها نگذارید و تلاش نماییم تا با همیاری همدیگر جمهوری اسلامی را ناچار به پاسخگویی در برابر نقض سیستماتیک و مداوم حقوق بشر و از جمله حقوق زندانیان سیاسی نماییم.

پروانه و معصومه خواهران رامین حسین پناهی

یکشنبه، 19 شهریور ماه 1396



فوري فوري، لطفا وسيعا پخش كنيد

اطلاعيه شماره شش در رابطه با وضعيت زندانيان سياسي در #اعتصاب در رجايي شهر


توطئه جدید پرونده سازی برای زندانیان سياسي اعتصابی در زندان #رجايي شهر
صداي اين زندانيان را بشنويد و در دنيا فرياد بزنيد.

#HungerStrike of political prisoners in #Rajaishahr prison-Urgent
در سي و هفتمين روز اعتصاب غذا

به دنبال ادامه اعتصاب غذاي زندانيان سياسي در بند ١٠ زندان رجايي شهر و بدنبال فشار بر اين زندانيان، قاضی اجرای احکام کهندانی و رئيس زندان مردانی در صدد پرونده سازي جدیدی برای تعدادي از اين از زندانیان ميباشند. مقامات جنايتكار زندان در نظر دارند با درست كردن اتهامات جديد از جمله : توهین علیه رهبری، توهين علیه مقامات كشور، اخلال در نظم زندان، اين زندانيان را مجددا محاكمه كنند. در صورت تایید اين اتهامات اين افراد به دو و يا دو سال و نيم حبس محكوم خواهند شد. يازده نفر از اين زندانيان از جمله اسامی زير تهديد به تجديد محاكمه شده اند :
سعید ماسوری، رضا اکبری منفرد،ابولقاسم فولادوند، امیرقاضیانی، شاهین اقدامی، ابراهیم فیروزی، حسن صادقی، سعید شیرزاد

طبق آخرین گزارش رسيده از وضعیت زندانیان اعتصابی تعدادی از زندانیان از لحاظ جسمی در وضعیت خطرناکی بسر ميبرند و عليرغم اين وضعيت مقامات زندان آنها را از دسترسي به إمكانات پزشكي ضروري و اعزام به بيمارستان محروم كرده اند . محمد نظری بدلیل خونریزی معده در طول هفته أخير معده اش حتي آب را دفع ميكند و ١٢ كيلو كاهش وزن داشته است. عليرغم وضعيت وخيم محمد نظري مسئولين زندان به وضعیت وی کاملا بی تفاوت و حتی تا حال به بیمارستان منتقل نشده است. سعيد شیرزاد با کاهش فشار خون مواجه و تاکنون 13کیلو کاهش وزن داشته و معده وی گاها قادر به جذب آب نیست و بهداری زندان حتی از دادن سرم به سعید خوداری كرده است. وضعيت جسمی ابولقاسم فولادوند و محمد امير خیزی و سعيد ماسوري و ساير زندانيان اعتصابي در وضعیت وخيمي ميباشد. لازم به ذكر است كه پنج نفر زیر در هفته گذشته اعتصاب غذای خود را به دليل وضعيت وخيم جسمي شکستند: شاهین اقدامی، پیروز منصوری، ابراهیم پیروزی، وحيد صیادی، مجيد اسدي. قابل ذکر است که سعید پورحیدر جمعه شب گذشته بدنبال اينكه دادستانی به وي قول رسيدگي داده است اعتصاب غذايش را خاتمه داد.

تعداد زندانیان اعتصابی به 11 نفر تقلیل پیدا كرده است. اسامي زندانياني كه در حال حاضر در اعتصاب هستند به شرح زير ميباشد. محمد امير خیزی، رضا اكبري منفرد، سعيد ماسوري، شاهين ذوقی تبار، حسن صادقی، ابولقاسم فولادوند، امير قاضیانی، رضا شهابي، محمد نظری، پيام شكيبا، سعيد شيرزاد.

مقامات زندان تلاش دارند با تهديد به تجديد محاكمه اين زندانيان را تحت فشار قرار داده و اين را دستاويزي قرار بدهند تا اين فعالين را در زندان نگه داشته و به خيال خود موج اعتراضات در زندان را سركوب كنند.

مردم آزاديخواه و عدالتخواه
اعتصاب و اعتراض اين زندانيان از اعتراض به انتقالشان به بند ١٠ فراتر ميرود. اعتراض اين زندانيان به برخورد غير انساني جنايتكاران رژيم با زندانيان سياسي است، اعتراض به وضعيت زندانها و احكام ناعادلانه است، اعتراض اين زندانيان به سركوب و شكنجه و زندان است.

مردم،

صداي اين زندانيان را بشنويد و در دنيا فرياد بزنيد. خواسته هاي اين زندانيان خواسته همه ما است. نگذاريد قلب اين اعتراض از تپش باز ايستد. اعتراضات و فشار به رژيم را وسيعتر كنيم. امروز اقدام كنيد ، فردا دير است.

از هر طريق ممكن از زندانيان سياسي در اعتصاب در رجايي شهر و خانواده هايشان حمايت كنيد. حمايت از اين زندانيان حمايت از تمام زندانيان سياسي و اعتراض عليه سياست كشتار رژيم است.
- در مقابل زندان رجايي شهر ، در مقابل مجلس و دادستاني و سازمان زندانها تجمع كنيد
- پيام هاي حمايتي خود را براي خانواده هاي اين زندانيان ارسال داريد و در تجمعات اين خانواده ها شركت كنيد
- با ارسال نامه به سازمان زندانها از خواسته هاي زندانيان اعتصابي رجايي شهر حمايت كنيد
‏- در خارج از ايران با اتحاديه ها و سازمانهاي بشردوست، اعضاي پارلمان و وزارت خارجه دولتها تماس بگيريد و از آنها بخواهي به مقامات رژيم نامه ارسال داشته و از خواسته هاي زندانيان رجايي شهر حمايت كنند
- از طريق ميدياي اجتماعي اخبار اين زندانيان را هر وسيعتر پخش كرده و از مردم بخواهي در اشكال مختلف حمايت كنند
- از طريق تويتر به رژيم فشار بياوريد
‪@Rouhani_ir @Asma_Jahangir I support the demands of #prisoners on #HungerStrike #RajaeeShahr Prison in #Iran‬‬‬‬

‫⁦‪@Rouhani_ir‬⁩ ⁦‪@Asma_Jahangir‬⁩ ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫از خواسته زندانيان اعتصابي ⁧‫#رجايي‬⁩ شهر حمايت ميكنم. ⁧‫#زندانيان‬⁩ سياسي را آزاد كنيد‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

@Rouhani_ir @khamenei_ir @Asma_Jahangir #iran‬ ‪Imprisoned activists on #HungerStrike #Rajaishahr‬ ‪We are their voice‬‬‬‬‬‬‬

‪@Rouhani_ir @khamenei_ir @eu_eeas solidarity with PoliticalPrisoners on #HungerStrike #Rajaishahr #Iran.We urge you to meet their ‬‬‬

@Rouhani_ir @Asma_Jahangir #Iran Imprisoned activists on #HungerStrike #Rajaishahr READ:http://bit.ly/2wSlyqD

شيوا محبوبي، سخگوي كميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي در ايران
شانزدهم شهريور برابر با ششم سپتامبر ٢٠١٧
براي دريافت اخرين اخبار در رابطه با اين زندانيان به فيسبوك و تلگرام زندانيان سياسي مراجعه نماييد.
‏https://www.facebook.com/zendani.siasi
https://t.me/CFPP

shiva.mahbobi@gmail.com
اطلاعيه فارسي
https://www.facebook.com/zendani.siasi/posts/1568788456512035
اطلاعيه انگليسي
https://cfppienglish.wordpress.com/2017/08/25/political-prisoners-on-hunger-strike-in-iran/
مصاحبه در رابطه با زندانيان اعتصاب كننده
https://www.youtube.com/watch?v=RaySHtnKs-4

مصاحبه با شیوا محبوبی و اقبال مرادی پدر زانیار مرادی در مورد وضعیت زندانیان اعتصابی در رجایی شهر
https://m.youtube.com/watch?sns=fb&v=oJ7xkfaDCRw

نامه سعيد شيرزاد
https://www.facebook.com/zendani.siasi/posts/1581021981955349
On Tue, 5 Sep 2017 at 10:54, sia.m@t-online.de <sia.m@t-online.de> wrote:


--
------------------------------
Shiva Mahbobi
Spokesperson
Campaign to Free Political Prisoners in Iran (CFPPI)

+44(0) 7572356661
shiva.mahbobi@gmail.com
www.iranpoliticalprisoners.com

Facebook
Twitter: @shivamahbobi
http://shivamahbobi.wordpress.com


letzte Änderungen: 13.12.2017 8:41