Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 166 von 167
بازداشت "احمد حيدرى" فعال عرب اهوازي

بازداشت "احمد حيدرى" فعال عرب اهوازي


روز دوشنبه 10 آبان 1395 يك فعال فرهنگى عرب اهوازى "احمد حيدرى"،25 ساله،فرزند محمد از اهالى منطقه ملاشيه محله "الرميله" مقابل دبستان ناصر هاشمى توسط اداره اطلاعات اهواز دستگير و به مكان نامعلومى منتقل شد.

احمد حيدرى در تشكيل بيشتر سمینارها و همايشها وشب شعر عربى شركت داشته است.

احمد حيدرى تنها فرزند خانواده است كه در انتهاى خرداد 1393 بدليل دستگيرى بعضى از دوستانش به تركيه گريخت. در خرداد 1394 بدليل ابتلاى مادرش به سرطان و وخيم شدن وضعيت او مجبور شد كه به اهواز برگردد و در همان زمان مادر وى فوت كرد.

احمد حيدرى در سال 1392 بدليل فعاليتهاى مذهبى سابقه بازداشت وحبس چندين ماه را دارد.بستگان احمد حيدرى تا كنون از علت دستگيرى او اظهار بى اطلاعى مى كنند.

كريم دحيمى


این گزارش وضعیت حقوق بشر در ماه دسامبر سال ۲۰۱۶ مصادف با یازده آذر ماه تا ‌یازدهم دی ماه، در شرق کوردستان است که به کوشش جمعیت حقوق بشر کوردستان با استناد به گزارش‌های متعدد این سازمان حقوق بشری گردآوری‌شده است. شایان‌ذکر است این گزارش به دلیل عدم اجازه حکومت ایران به سازمان‌ها و گروه‌های حقوق بشری گزارش کاملی نیست و تنها بخشی از نقض سامانمند حقوق بشر در شرق کوردستان را به تصویر می‌کشد.



حکومت جمهوری اسلامی ایران با بازداشت شهروندان کورد توسط نیروهای امنیتی و انتظامی با نقض حقوق مدنی و سیاسی، نقض آزادی عقیده و بیان، نقض حق حیات و امنیت شخصی، تبعیض‌های حکومتی، هتک حرمت شهروندان و همچنین شکنجه زندانیان سیاسی و نادیده گرفتن حقوق بنیادین زندانیان سیاسی، ماه موردبررسی را به پایان رساند.

طبق ماده ١٩ اعلامیه جهانی حقوق بشر هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد. همین‌طور دربند یکم ماده ۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است: هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد: هیچ‌کس را نمی‌توان بە مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و ترس قرارداد.

بند دوم ماده ١٩ می‌افزاید: هر کس حق آزادی بیان دارد: این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات خواه شفاهاً یا به‌صورت نوشته یا چاپ یا به‌صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود است.

همچنین در مادهٔ ٢٢ آمدە است کە هرکسی به‌عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین‌المللی با سازمان‌دهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه شخصیت خویش، به دست آورد؛ و طبق ماده ۵ هیچ‌کس را نمی‌توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه و غیرانسانی یا اهانت‌آمیز قرارداد.

مطابق با کنوانسیون‌های به رسمیت شناخته‌شده جهانی در رابطه با حقوق بشر و حقوق سیاسی و اجتماعی اجتماع‌های بشری، هر فرد و جامعه‌ای حق دارد حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود را مطالبه و جهت احقاق آن تلاش نماید، هیچ جماعت یا گروهی برتر بر دیگری نیست و همه باید از حقوق طبیعی و به رسمیت شناخته‌شده بهره‌مند شوند.

اعدام

متأسفانه در این ماه توسط حکومت جمهوری اسلامی تعدادی زندانی کورد که هویت آنان مشخص گردیده اعدام شدند؛ که خبرهای آن منعکس‌شده است؛ اما طبق گزارش‌های رسیده به جمعیت حقوق بشر کوردستان، گاهی زندانیان کورد به جرائم متفاوت در زندان‌های ایران اعدام‌شده که این اعدام‌ها رسانه‌ای نمی‌شود و حکومت جمهوری اسلامی ایران این اعدام‌ها را اعلام نمی‌کند.

روز چهارشنبه ۱۷ آذرماه علی چارطاق اهل روستای قزل شهرستان سلماس و بامداد روز سه‌شنبه ۱۶ آذرماه علی‌اکبر کرمی اهل کنگاور بە ترتیب در زندان مرکزی سلماس و زندان دیزل آباد اعدام شدند.

روز دوشنبه ٢٢ آذرماه یک زندانی کورد در زندان مراغه به دار آویخته شد. این زندانی اعدام‌شده سلیمان کاکه الله نژاد ٣٣ ساله فرزند هاشم اهل سقز کە در سال ٩١ دستگیر و در مهر ماە ٩٢ در شعبە دوم دادگاە انقلاب جمهوری اسلامی ایران در مراغە به اتهام نگهداری مواد مخدر در دادگاه انقلاب مراغه به اعدام محکوم‌شده بود.

۲۵ آذرماه سال جاری یک زندانی کورد به نام «بهزاد سلیمی کورد» فرزند عثمان در زندان مرکزی بندرعباس به دار آویخته شد.

یک زندانی کورد اهل شهر ایلام در شرق کوردستان صبح روز دوم دی‌ماه سال ۱۳۹۵ در چهارراه مقاومت شهر ایلام درملأعام به دار آویخته شد.

صبح روز سه‌شنبه ٧ دی‌ماه یک شهروند کورد اهل دیواندره از توابع شرق کوردستان بنام خالد جوهری فرزند نامق به اتهام مربوط به مواد مخدر در زندان مرکزی بندرعباس اعدام شد.

بازداشت و زندان

“بازداشت، احضار، صدور حکم، پرونده‌سازی، تهدید، نقض حقوق زندانیان ”

اقدام به مصادره و حراج كردن وثیقه‌ی صد و پنجاه میلیون تومانی زندانى سياسي كورد «خالد امين پور» فرزند عبدالله توسط دادگستری شهر سقز.
١٣آذرماه ساعت ١١ با یورش به منزل مسکونی ئاسو رستمی فعال مدنی توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی جمهوری اسلامی ایران دستگیر و وی را به مکان نامعلومی انتقال دادند.
یک دانشجوی کورد به نام «هژار مام عزیزی» ۲۴ ساله از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در شهر بوکان بازداشت شد.

از بامداد روز شنبه ۱۳ آذرماه، حسن رستگاری‌مجد، زندانی سیاسی کورد محبوس در بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه در اعتراض به تشکیل سه پرونده جدید در داخل زندان و صدور ۱۸ سال حبس اقدام به اعتصاب غذا کرد.

روز یکشنبە ۱۴ آذرماە حوالی ساعات ٩ صبح طاها حمزەایی ١٧ سالە توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در شهر سقز بازداشت شد.

از روز چهارشنبە ١٠ آذرماه از سرنوشت و محل نگهداری سالار سوفی خبری در دست نیست. سالار سوفی از سوی دادگاە عمومی جمهوری اسلامی ایران در شهر دیواندرە احضارمی شود کە روز چهارشنبە سالار با در دست داشتن برگە احضاریه بە این دادگاە مراجعە می‌کند. همچنین آمدە است کە بە محض وارد شدن وی بە دادگاە نیروهای امنیتی انتظامی وی را با ضرب و شتم دستگیر کردە و بە مکانی نامعلوم انتقال دادند.

تهدید خانواده یک زندانی سیاسی کورد، یکی از بستگان ئاسو رستمی گفت پس از اطلاع‌رسانی در مورد چگونگی دستگیری ئاسو بە خبرگزاری‌ها. یک‌نهاد امنیتی بە آن‌ها ‌صورت تلفنی بە خانوادە وی گفتە است کە این مسئله برای فرزندش دردسر خواهد شد. به گفته وی خانواده این زندانی در حال حاضر به‌شدت نگران سرنوشت فرزندشان هستند، چراکه ئاسو در تماسی که با خانواده داشته گفته است او را تهدید کرده و گفته‌اند تو را جایی می‌فرستیم که جای قبلی برای تو هتل محسوب شود.

حسين دانشمند براثر شکنجەهای بازجویان ادارە اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در سنە بر او واقع شدە است دچار خون‌ریزی داخلي معده شده است و اداره‌ی زندان سنه از مداوای وی جلوگیری بە عمل میاورد.

صبح یکشنبە ۱۴ آذرماە سال جاری، نیروهای امنیتی اطلاعاتی شهر قروە در شرق کوردستان با یورش بە منزل مادری مهندس صابر نادری، مدیر شرکت شهیر نرم‌افزار پویا در شهر قروە، او را بازداشت و بە مکان نامعلومی منتقل کردند. بە گفتە شاهدان عینی، نیروهای امنیتی ابتدا تمامی اطراف خانە را بە محاصرە درآوردە و سپس حدود ۲۰ نیروهای امنیتی بە طور هم‌زمان بعد از باز شدن درب منزل بە داخل خانە یورش بردە و تمامی اسباب و اثاثیە منزل مادری ایشان را بە هم‌ریختە و مورد بازرسی قرار می‌دهند. این نیروها برخلاف قوانین و ادعاهای خویش، بدون همراە داشتن نیروی زن بە بازرسی بدنی زنان خانوادە و وسایل شخصی آن نیز پرداختە و در مقابل اعتراضات اعضای خانوادە با تهدید اسحلە آنان را ناچار بە سکوت کردەاند.

روز دوشنبە ۱۵ آذرماە آرام فتحی فعال مدنی در شهرستان مریوان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در این شهر بازداشت شد.

شب ۱۶ مهر سال ۱۳۹۴ شمسی نیروهای اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در شهر مهاباد در شرق کردستان با یورش به خانه‌ی پدری «شهلا محمدیان» بدون اینکه هیچ مجوزی و یا حکم بازداشتی از سوی دادگاه به ایشان نشان داده شود. با فحاشی به پدر ایشان، شهلا محمدیان را با ضرب و شتم بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال دادند.

همین قهرمانی از استادان دانشگاە آزاد بوکان بە علت فعالیت‌های هنری از جملە راەاندازی کارگاه طراحی و نقاشی در سالن دانشگاه آزاد از کار برکنار شد.

روز شنبە ٢٠ آذر ماە نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در روستای چشمە گل در حوالی شهرستان شنو چهار شهروند کورد را بازداشت کردند. اهوند پیروتی ۲۵ سالە فرزند رسول، شهرام تایی ٢٣ سالە فرزند اسماعیل، محمد تایی ۴۰ سالە فرزند رحمان و سلیم تایی ۵۰ سالە فرزند عبدالله توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در روستای چشمە گل بدونە در دست داشتن برگە دادگاە مبنی بی دستگیر کردن آن‌ها بازداشت شدند.

روز پنج‌شنبه ۲۵ آذرماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی آرام فتحی فعال مدنی کورد از سوی دادستانی شهرستان مریوان به دادگستری فراخوانده شده و ایشان بعد از یک روز آزادی دوباره بازداشت شدند.

به دلیل بد شدن وضعیت جسمانی حسن رستگاری پزشک زندان به سلول انفرادی وی مراجعه و وی را مورد معاینه قرار داده بود. گفته‌شده است حال جسمانی وی بعد از ۱۵ روز اعتصاب غذا رو به وخامت می‌رود.
فرزاد پورمرادی روزنامه‌نگار و فعال سياسي روز سه‌شنبه هفتم دی ماە در دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی ایران در کرماشان بە اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی محاکمە شد.

سامان کریمی فرزند عباس فعال مدنی کورد اهل شهر مریوان در شرق کوردستان طی ابلاغیه‌ای به شعبه ۱۰۱ کیفری دادگستری مریوان احضار شد.

حوالی ساعت یک و سی دقیقه بامداد سە شنبە ٣٠ آذر ماە آرش دادخواە جوان اهل بوکان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در شهر مهاباد در منزل شخصی خود دستگیر و بە مکان نامعلومی انتقال دادە شد.
دانا لنج آبادی دانشجوی سال آخر کارشناسی رشته اقتصاد کشاورزی دانشگاه پیام نور مریوان بعد از پایان دوره محکومیت ٢٠ ماه از ادامه تحصیل وی ممانعت می‌شود.
شهلا محمدیانی بر اساس مادەی ۲۲۱ آئین‌نامه اجرائی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی ایران، از حق مرخصی ممنوع است.

لاوین کریمی زندانی سیاسی در اعتراض به مخالفت مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران با صدور مرخصی و محرومیت از حق درمان از روز چهار شنبە ١ دی ماە دست بە اعتصاب غذا زد.
روز دوشنبه ۶ دی‌ماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی کمال حسن رمضان، زندانی سیاسی کورد به دفتر نگهبانی زندان ارومیه احضار شده و به وی اعلام‌شده که با دستور دادستانی برای انجام بازجویی به یک‌نهاد امنیتی انتقال داده می‌شود.

سعید شیرزاد زندانی سیاسی کورد بعد از بیست‌ویک روز اعتصاب غذا، دچار ضعف و درد شدیدی در ناحیه شکم گردیده و تاکنون حاضر نشده است به بیمارستان یا درمانگاه زندان گوهردشت مراجعه کند؛ و تاکنون هیچ‌گونه اقدامی از سوی مسئولین برای خواسته‌های وی صورت نگرفته است.
روز سه‌شنبه ۷ دی‌ماه سال جاری یك افسرنگهبان به نام «ترابیان» در سلول ۳۵ بند دهم، زندانیان عادی را با جملاتی مانند «شما خاک خورده‌های این زندان هستید به بهنام ابراهیم‌زاده اجازه عرض‌اندام ندهید و او را کتک بزنید مطمئن باشید من پشت شما خواهم بود.» وی زندانیان دیگر را تحریک به ضرب و شتم زندانی سیاسی کورد بهنام ابراهیم‌زاده نمود.
در تاریخ ۷ دی‌ماه ۱۳۹۵ ئاسو رستمی زندانی سیاسی کورد به دفتر حفاظت اطلاعات زندان احضار و توسط عوامل اطلاعات و مأمورین امنیتی سپاه این زندانی را مورد تهدید جانی و تحقیر قرار گرفت. این زندانی چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت که لباس‌هایش پاره شده و از ناحیه داخلی دچار خونریزی گردید.

صابر نادری آذرماه سال جاری در شهر قروه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. خانواده این شهروند همچنان از محل بازداشت و سرنوشت وی بی‌اطلاع بوده و پیگیری آنان تاکنون نتیجه‌ای در برنداشته است.

روز یک‌شنبه ۵ دی‌ماه سال جاری دو برادر زندانی به نام‌های فرامرز و مجید بی‌غم متهم به چندین فقره سرقت، به محوطه‌ی اجرای احکام اعدام زندان ارومیه منتقل‌شده و حکم قطع چهار انگشت دست راست در مورد هر دو زندانی اجرا شد. هر دو زندانی اهل ارومیه بوده و از چهار سال و نیم پیش در زندان به سر برده‌اند.
روز دوشنبه ۶ دی‌ماه خانواده‌های زانیار و لقمان مرادی برای ملاقات با این دو زندانی سیاسی به دادستانی تهران مراجعه نموده‌اند و از سوی نماینده دادستان حاجی مرادی به آن‌ها اعلام شد که این دو زندانی حق ملاقات باکسی را ندارند.

فواد يوسفى زندانى عقیدەتی كورد محبوس در زندان رجاي شهر كرج كه از سال ١٣٨٩ دستگير و به مدت ٨ سال حبس محکوم‌شده در وضعيت وخيم جسمى و روحى روانى قرار دارد، اين زندانى به دليل شکنجه‌های جسمى و روحى و روانی كه قرارگرفته بود ازلحاظ روحى و روانى و عدم تحمل كيفر از روز دوشنبه ۶ دی‌ماه دست به اعتصاب غذا زده و در شامگاه چهارشنبه به دليل وخامت حالش به يك مركز درمانى خارج از زندان منتقل شد اما بدون بسترى به زندان بازگردانده می‌شود نامبرده تنها ٢١ ماه به پايان حبس خود باقی‌مانده است و بارها درخواست‌های را براى آزادى و مرخصى استعلاجى تسليم مقامات كرده اما با خواسته‌ی ايشان مخالفت شده است. چندى پيش قاضى ناظر بر زندان با حضور در جمع زندانيان سنى مذهب رجايي شهر كرج به آنان اعلام كرد بر اساس صلاحديد و اعلام وزارت اطلاعات هیچ‌گونه حق يا امتيازى ازجمله مرخصى، آزادى مشروط و يا انتقال به زندان‌های محل سكونت براى آنان اعمال نخواهد شد.

کارگران و اصناف

نرخ بیکاری در استان سنه، ۱۱٫۶ درصد و میزان اشتغال مردم استان را ۸۸٫۴ درصد است. جمعیت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بیکار استان سنه هم‌اکنون پنجاه‌وچهار هزار و شش‌صد نفر است که شانزده هزار نفر آن دارای مدرک فوق‌دیپلم و بیش از دو هزار و شش‌صد و پنجاه نفر آنان دارای مدرک فوق‌لیسانس و دکترا و بقیه دارای مدرک کارشناسی هستند.

روز شنبه ۱۳ آذرماه سال جاری کارگر جوان کورد «آزاد محمدی» حین انجام کار ساختمانی در شهرک گلان «گۆڵان» به دلیل سقوط از ساختمان جانش را از دست داد.

سە شنبە ۱۶ آذرماە تاکسیرانان مریوان در تجمع اعتراضی بە وضعیت صنفی و کاری خود در میدان شبرنگ مریوان گردهمایی کردند. تاکسیرانان مریوان خواستار پیگیری و رفع مشکلات صنفی خود شدند همچنین از مسئولین شهرداری خواستند تا ناوگان مسافربری شهری را سازمان‌دهی نمایند.

کارگران مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد از روز ۱۱ آذرماه در اعتراض به عدم دریافت کامل مزد و مزایای مزدی، سنوات و مشکلات بیمه‌ای در مقابل این مجتمع صنعتی تجمع کرده‌اند. و این تجمع اعتراضی هنوز ادامه دارد.

چهارشنبه، ۸ دی ماە جمعی از کارگران و کارکنان پروژە سد سمیرە در اعتراض بە عدم دریافت حقوق و مزایای ۱۳ ماە گذشتە خود در مقابل شرکت توسعە و منابع آب ایران در ایلام دست بە اعتراض زدند.

روز ۲۱ آذرماه سال جاری کارگران و پیمانکاران سد میمه مقابل فرمانداری شهر دهلران در ایلام اقدام به تجمع اعتراضی برای احقاق حقوق و مزایای معوقه خود نمودند.

نزديك به هفت ماه است كه پرستاران بخش بهزیستی و بیمارستان استان كرماشان، قسمتى از حقوق خود را كه «كارانه» ناميده می‌شود دریافت نکردەاند.

روز شنبه ۲۶ آذرماه ۱۳۹۵ خورشیدی، یک کارگر کرد به نام «حمید الهی» ۲۳ ساله، هنگام جوشکاری در یک ساختمان نیمه‌کاره واقع در محله قوخ در سقز، به دلیل سقوط از ارتفاع جانش را از دست داد.

شهروندان منطقە شیخ صلە تقریباً همە بیکار هستند. وضعیت بازارچه مرزی شیخ صله تقریباً بە صورت بستە درامدە است. بی‌تدبیری مسئولان حکومتی و عدم ساماندهی کفی‌های بارکش در منطقه، موجب بستە شدن این بازرچە مرزی شدە است.

کارفرمای کارخانه‌ی آزغ مهاباد در تاریخ ۴ دی‌ماه سال جاری اقدام به اخراج تمامی کارگران این کارخانه نمود. در کارخانه‌ی سنگ‌بری آزغ در سال‌های گذشته، بیش از ۸۰ کارگر به‌صورت شبانه‌روزی مشغول کار و فعالیت بودند.

نرخ بیکاری زنان جوان ۱۵ تا ۲۴ سالە در استان‌های ایلام، کرماشان و سنه بیش از ۴۷، ۳ درصد است.



کولبران و مین

ﮐﺸﻒ جسد ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻨﺎﻡ «ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻧﺒﯽ ﺯﺍﺩﻩ» ﮐﻪ ۲۱ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ به‌منظور ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﻐﻞ ﮐﻮﻟﺒﺮﯼ ﻋﺎﺯﻡ ﻣﺮﺯ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ متأسفانه ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﺷﺪﯾﺪ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺯﺍﺏ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﺁﻥ نمی‌شود ﻭ درنهایت ﺩﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺯﺍﺏ ﻏﺮﻕ می‌شود. جسد این کولبر کورد ﺩﺭ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺷﻦ ﻭ ﻣﺎﺳﻪ ﺩﺭ حاشیه‌های ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺯﺍﺏ ﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ «ﺑﻼﻭ» ﺍﺯ ﺗﻮﺍﺑﻊ ﺷﻬﺮ ﺭﺑﻂ ﺳﺮﺩﺷﺖ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺳﻂ ﺁﺑﺎﻥ ﻣﺎﻩ سال جاری پیدا شد.

ریباز قادری کولبر ٢٢ سالە از اهالی منطقە آلان سردشت مورد هدف تیراندازی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران در آلان سردشت قرار گرفت و بشدت زخمی شد. ریباز قادری در روز پنج شنبە ١١ آذرماە هنگامی کە با تعدادی از کولبران منطقە مشغول کولبری بودند مورد هدف تیراندازی نیروهای انتظامی قرار گرفتند کە در این میان ریباز بە شدت زخمی شد و بقیە کول برها موفق بە فرار از محل شدند.

ظهر روز ۱۴ آذرماه سال ۱۳۹۵ انفجار یک قبضه مین در شهرستان قصر شیرین منجر به مجروح شدن یک نفر شد. در این حادثه یک دستگاه تراکتور متعلق به یکی از کشاورزان محلی در حوالی پاسگاه قلعه سبزی از توابع قصر شیرین حین عملیات کشاورزی با مین برخورد کرده و در اثر انفجار این مین راننده تراکتور مصدوم شده است.

شب دوشنبه ۱۵ آذر ماە ٧ رأس قاطر کاسب‌کاران در حوالی روستای گناو از بازارچە مرزی بسطام بين جاده سقز به مريوان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران تیرباران شدند. همچنین در همان روز در اوایل بعدازظهر در حوالی برجک در اطراف روستای سیف منطقەی كولە كەملان ۵ رأس قاطر دیگر توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران تیرباران شدند و در روز شنبه ۱۳ آذر در بلوکه شکیا در بازارچە مرزی بسطام مأموران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ۸ رأس از قاطر دیگر را تیرباران کردند.

روز ۱۸ آذر یک کولبر کورد در شرق کوردستان هدف مستقیم گلوله نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و به‌شدت زخمی شده است. ایوب سروری اهل روستای هرمیان از توابع شهرستان ثلاث باباجانی در نزدیکی‌های روستای ازگلە از توابع این شهرستان به ضرب گلوله مجروح شد.

روز جمعە ۱۹ آذر ماە در اطراف شهر ماکو در شرق کوردستان، نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران کولبران کورد را از فاصلە چند متری مورد هدف تیراندازی قراردادند کە در این میان مجید دادخواە یکی از کولبران جانش را از دست داد.

روز شنبە ۲۰ آذرماە براثر انفجار مین ضدتانک در روستای چم هندی دهلران از توابع ایلام شهروند کورد بنام قاسم شافعە ۲۵ سالە رانندە تراکتور حین شخم زدن زمین کشاورزی از ناحیە چشم، دست‌وپا، بە شدت آسیب می‌بیند و دچار موج گرفتگی می‌شود.
روز جمعە ۱۹ آذرماه یک کولبر کورد به نام «رضا رعنایی» در مرز میان شرق و جنوب کوردستان در منطقه «سەرتەزێن» شهر بانه از سوی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به‌شدت زخمی شد.

روز چهار شنبە ۲۴ آذرماە یک کولبر کورد در منطقە آلان سردشت توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بە بشدت زخمی شد. سردار بابکرآقا کولبر کورد اهل روستای تییتی در آلان سردشت در حوالی بعدازظهر با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی در نزدیکی‌های محل سکونتش بشدت زخمی شد .

روز شنبه ۲۷ آذر اکرم رمضانی فرزند رحمان اهل روستای ازگلە از توابع ثلاث باباجانی مورد هدف مستقیم گلولە ی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و وضعیت جسمانی وی وخیم گزارش شدە است.

اکرم رمضانی کە براثر اصابت گلوله نیروهای انتظامی در روز ٢٧ آذرماە زخمی شدە بود روز سە شنبه ۳۰ آذرماە در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.
روز یکم دی‌ماه براثر انفجار مین در منطقە سومار در قصر شیرین جان یک دامدار را گرفت. خداداد محمدی فرزند حاتم ۴۰ ساله و اهل روستای قلاواری سرپل ذهاب هنگام چرای گوسفندان در منطقه سومار براثر انفجار مین زخمی شد.
روز سەشنبە ۳۰ آذرماه، یک کولبر ۴۵ ساله کرد از اهالی بخش مرکزی شهرستان بانە بە نام بهاءالدین عزیز پور با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی ایران در اطراف در روستای سبدلو زخمی شد.

‌همچنین در همین روز رحیم شیخکانلو در نزدیکی‌های روستای قلعه دره سی در بخش مرکزی شهرستان ماکو در اثر تعقیب و گریز نیروهای هنگ مرزی جمهوری اسلامی ایران مستقر در شهرستان ماکو از کوه سقوط کرده و به‌شدت مجروح شد.

اوزجان خدایی کوران فرزند حاتم نیمە شب پنجشنبە ۲ دی ماە توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در منطقە ماکو بە قتل رسید.


محیط‌زیست و بهداشت

در پی بی‌تدبیری مسئولان دانشگاه علوم پزشکی و ندادن ارائه خدمات صحیح پزشکی به شهروندان شرق کوردستان مادر باردار دیگری فوت کرد. یک مادر باردار نوسودی به نام «مرضیه شکری» پس از وضع حمل به روش سزارین، در بیمارستان قدس پاوه فوت می‌کند.

موجی جدید از پارازیت، برای سومین بار در سال جاری بر روی ماهواره‌های هاتبرد، نایلسات، یاه سات، یوتلسات و…در شهر سنه از اول آذرماه شهروندان این شهر را مورد هجوم قرار داده‌اند. در همین رابطە آمدە است کە مکان ارسال پارازیت پیش‌تر کوه آبیدر، کلانتری تکیه و چمن بوده و بنا بر اظهار شهروندان تعداد ابزارهای ارسال پارازیت بیشتر شده‌اند.

آتش‌سوزی‌های عمدی در نیزارهای دریاچه زریبار مریوان حیات این دریاچه را دوچندان در معرض خطر قرار داده است و اکوسیستم و جانوران آن با مشکل جدی مواجه شده‌اند. این دریاچه به دلیل بهره‌برداری‌های غیراصولی، لایه روبی نشدن، ورود پساب‌های ۱۷ روستای اطراف و بخشی از محله‌های این شهرستان و حفر چاه‌های غیرمجاز به این مشکلات افزوده‌شده و حیات این دریاچه آب شیرین را مضاعف به خطر انداخته است؛ و اکنون با آتش‌سوزی‌های عمدی این دریاچه از سوی افراد ناشناس این دریاچه را همانند دریاچه ارومیه وارد بحران جدیدی کرده است.
با توجه به گزارش‌های ارسالی از شهر کرماشان افرادی مسلح اقدام به تیراندازی و کشتن سگ‌های خیابانی در بلوار سجاد منطقه ۴ شهرداری و منطقه دلگشا نموده‌اند.

از صد و شصت هزار مترمکعب آب سیروان فقط بیست‌ونه هزارِ آن بە دشت‌های خشکیدە کرماشان انتقال دادە می‌شود بقیە آن یعنی صدوبیست و یک هزار مترمکعب بە دشت‌های جنوب ایران ازجملە دشت عباس برای آبیاری شرکت‌های کشاورزی کە در انحصار دولت و افراد ردە بالای دولتی است انتقال دادە می‌شود.

موارد دیگرِ نقض حقوق بشر «خودکشی، زنان، کودکان و…»

۱۰ آذر ماە یک شهروند ارومیه در منطقه شیخ تپه با سقوط از یک ساختمان دە طبقه بە زندگی خود پایان داد.

یک مرد ۲۵ ساله دریکی از واحدهای مسکن مهر سقز با آویزان کردن خود به زندگی‌اش پایان داد.

پنج شنبە ۱۱ آذرماە نیز یک زن در برای چندمین بار عمل خودسوزی را تکرار کرد. متأسفانه وی دچار ۸۰ درصد سوختگی شده است و در بیمارستان مورد مراقبت‌های پزشکی است کە احتمال مرگ وی زیاد است.

قاتل کولبران درە وران و میرگە دریژ کە یک سرباز وظیفە بودە است در روز ۹ آذرماە با اسلحە نظامی خود اقدام بە خودکشی نمودە است. گویا این سرباز وظیفە با دستور مقامات ارشد این پایگاە نظامی اقدام بە تیراندازی بە سوی کولبران نمودە است و براثر فشارهای روانی ناشی از این تیراندازی بە سوی کولبران اقدام بە خودکشی نمودە است. در این تیراندازی شش کولبر زخمی و یک نفر کشته‌شده بود.

روز چهارشنبە دەهم آذرماە یک جوان ٢٠ سالە بە نام مخفف م. م. بە دلیل سرافکندگی و تحقیرهای سیستم آموزشی دبیرستان نسبت بە وی با حلقه آویز نمودن خود با طناب در زیرزمینی خانه خود اقدام به خودکشی کرد و جانش را ازدست‌داده است.

اسلامیزه کردن پیروان آیین یارسان، در یک روستای کرماشان در شرق کوردستان کە کوردهای پیرو آیین یارسان در آنجا زندگی می‌کنند، برخلاف خواسته و تمایل ساکنین این روستا یک مسجد ساخته و افتتاح‌شده است. این مسجد در روستای کل کش، در دهستان حیدریه، بخش گواور، گیلان غرب کرمانشاه که اهالی این روستا و اطراف آن از دیرباز پیروان آیین یارسان در آنجا سکونت دارند.

در پی فراخوان کمپین «نه به کشتار کولبران» از سوی فعالین مدنی و شهروندان شهر مریوان مبنی بر اعتراض و نارضایتی به کشتار کولبران توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران در شرق کوردستان قرار بر این بود کە تجمعی اعتراضی جلو ساختمان فرمانداری مریوان امروز پنج شنبە ١٨ آذر ماە رأس ساعت ١٠ صبح بە وقت محلی برگزار شود. نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران تمامی سطح شهر را و بخصوص اطراف فرمانداری را ملیتاریزە کردەاند و از تجمع جوانان و شهروندانی کە بە این محل روی آوردە بودند جلوگیری بە عمل آوردند همچنین آمدە است کە اینترنت را در سطح شهر قطع و یا سرعت آن را بشدت کاهش دادەاند.

یک زن ۴۸ ساله اهل شهر سردشت با انداختن خود در چاه آب، اقدام به خودکشی نمود و جانش را از دست داد.
زنى به اسم «نگين بید خام» دختر «سلام» در روستاى «فرج‌آباد» شهر كامياران در شرق كوردستان در تاريخ ۶ آذرماه ۱۳۹۵ شمسي دست به خودكشى از طريق به آتش كشيدن خود زده و بعد از ۱۰ روز بستری شدن در بيمارستان اصفهان كه با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کرد در شب سه‌شنبه ۱۶ آذرماه جان سپرد.

در یک سند محرمانە که از تدابیری جهت «جلوگیری از ایجاد تنش و مشکلات احتمالی‌» با پیروان این آیین، توسط مسئولان عالی‌رتبه نیرو‌های از جملە ستاد کل نیرو‌های مسلح صادرشده و به امضای سرلشکر پاسدار محمدباقری رسیده است. حکایت از آن دارد کە حکمت صفری، سرباز کورد یارسان، در پادگان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در بیجار، به علت «توهین‌ها و تحقیر‌های فرماندهان و اجبار برای کوتاه کردن سبیل و به‌جا آوردن نماز»، دست به خودکشی زد و درگذشت.

رئیس دانشگاه رازی کرماشان در جمع کثیری از دانشجویان آن‌ها را گرد آلو، همیشه گشنه و خودفروخته خطاب کرده است کە باعث موجی از اعتراضات مدنی در سطح این دانشگاە شد.

«نماینده ولی‌فقیه» در استان و امام‌جمعه کرماشان خواستار عزل و محاکمه بخشی از معلمان فرهنگی دانشگاه رازی به دلیل «برگزاری مراسم‌های بی‌حرمتی به اسلام، پیامبران الهی و اخلاق» شد. وی در خطبه‌های نماز جمعه، فعالیت‌های فرهنگی دانشگاه رازی کرماشان را متهم نموده و تهدید به عزل و محاکمه بخشی از معلمان این دانشگاه نمود.

دختر ۲۲ ساله‌ای در روستای میر عبدلی از توابع باینگان شهرستان پاوه در روز ٢٩ آذر ماە به قتل رسیده است. علت قتل وی اختلافات خانوادگی اعلام شدە است و گویا یکی از بستگان این دختر توسط نیروهای انتظامی پاوە دستگیر و بە عنوان قاتل وی بازداشت شدە است.

جسد یک دختر جوان در کنار جادەی روستای تەرویزی از توابع کامیاران پیدا شدە است. احتمال دارد او پس از کشتە شدن، بە علت تاریک بودن مسیر، توسط اتومبیل‌های جاده زير گرفته‌شده، زیرا کە جسد این دختر بە طور فجیعی آسيب دیدە و له‌شده است.

روز يكشنبه ۵ دی‌ماه ۱۳۹۵ شمسي يك زن جوان ۱۸ ساله اهل روستاى «سه راوو سوره» از توابع «ديولان» اقدام به خودكشى كرده و جان خود را ازدست‌داده است.
روز ۶ دی‌ماه سال جاری آتش‌سوزی در مدرسه سرابله قازانچی از توابع استان کرماشان در شرق کوردستان رخ داد. این حوادث چندمین بار است که در مدارس شرق کوردستان اتفاق می‌افتد و یکی از سلسله آتش‌سوزی‌های است که به علت استاندارد نبودن تجهیزات گرمایشی در مدارس رخ می‌دهد.

دایره مطبوعات اداره‌ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که در استان سنه هیچ مجوزی برای انتشار روزنامه صادر نگردیده است و در عمل کوردستان تنها استان بدون روزنامەی ایران است.

دانش آموزان مدرسه شهید موگویی در شهر دو رود با چتر سر کلاس حاضر می‌شوند. مدرسه موگویی شهرستان دورود به دلیل فرسوده بودن ساختمان و چکه کردن سقف کلاس‌های آن، دانش آموزان مجبورند برای در امان ماندن از خیس شدن سر کلاس هم چترشان بالای سرشان باشد.
روز چهارشنبه ٨ دی‌ماه ۱۳۹۵ شمسى در شرق كوردستان شهر سقز دخترى ۱۹ ساله به اسم «س، م » واقع در محله صالح‌آباد با حلق آويزان كردن خود منجر به از دست دادن جانش شد.

شهر سر پل زهاب در شرق کوردستان از هرگونە خدمات‌رسانی شهرداری و نهادهای حکومتی ایران در این هر محروم بودە و شهر عملاً بە ویرانە تبدیل شدە است.

روز سه‌شنبه مورخه٧ دی‌ماه دختری ١٨ ساله در روستای پولیه از توابع اشنویه در شرق کوردستان با هویت «س.ر» به علت فقر شدید اقتصادی و همچنین مشکلات خانوادگی اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست داد.

لغو كنسرت عبدالله ماملي فرزند «محمد ماملي» هنرمند نامدار كورد كه با همكارى مؤسسه‌ی فرهنگى هنرى «ترنج» و همراهى گروه «كه ويار» آماده‌ی اجرا در تالار وحدت مهاباد بود در حالى متوقف گرديد.

شخصي در منطقه‌ی «ديولان» دست به خودكشي زد. بامداد روز پنجشنبه ٩ دی‌ماه سال جارى شخصى به اسم عباس. ع اهل روستاى (به كراوا) واقع در ٢٠ كيلومترى ديولان به‌وسیله‌ی طناب اقدام به خودكشي كرده و جانش را از دست داد.

مغازە آقای شریف باجور از فعالان زیست‌محیطی مریوان در شرق کوردستان به آتش کشیده شده است. شریف باجور یکی از فعالان زیست محیط در شرق کوردستان است کە در شهر مریوان کارهای انسان دوستانە و زیست‌محیطی انجام می‌دهد. شریف باجور عضو انجمن سبز چیا و مسئول اطفاء حریق این انجمن است. گمان آن می‌رود این آتش‌سوزی عامدانه صورت گرفته باشد.

در پایان جمعیت حقوق بشر کوردستان از مردم شرق کوردستان می‌خواهد کە در احقاق حقوق خود کوشا وسعی نمایند هرگونە تبعیض و نابرابری را کە از جانب جمهوری اسلامی ایران به آن ها روا داشته می‌شود را بە گوش جهانیان برسانند.



جمعیت حقوق بشر كوردستان
Webb: www.kmmk.info
E Mail: info@kmmk.info
Tel: 0046765959589
Facebook: https://www.facebook.com/kmmkurdistan
Telegram: https://telegram.me/kmmk_info
Twitter: https://twitter.com/KurdistanKmmk

سعید شیرزاد» ۲۷ ساله و زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج ، که پیش تردرروز چهارشنبه ۱۷ آذرماه با دوختن لب های خود در اعتراض به فقدان امنیتت زندانیان سیاسی و عقیدتی و وضعیت زندانیان بیماردر ایران دست به اعتصاب غذا زده بود، در سی امین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود در شرایط جسمی نامناسبی به سر می برد و مسئولین تا کنون توجه ای به مطالبات او نداشته اند.


بخوانید: https://goo.gl/kDMaI...9
تلگرام کمپین:
‏https://telegram.me/kampain_info
فیس‌بوک کمپین:
‏https://www.facebook.com/k.zendanian

--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

صبح روزجاری چهارشنبه پانزدهم دی ماه، «سید حسین کاظمینی بروجردی» زندانی عقیدتی در پی بیماری شدید و تحقق «شروط سنگین» دادگاه ویژه روحانیت، با سپردن وثیقه سیصد میلیون تومانی و قرار کفالت از سوی دو نفر کفیل، در آستانه یازدهمین سال حبس خود برای نخستین بار به مرخصی درمانی اعزام شد.



بخوانید: https://goo.gl/voUnju

تلگرام کمپین:
‏https://telegram.me/kampain_info
فیس‌بوک کمپین:
‏https://www.facebook.com/k.zendanian



--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

سازمان عفو بین‌الملل: “محمد علی طاهری کجاست؟”



🔴 سازمان عفو بین‌الملل به دنبال انتشار اخبار مربوط به اعتصاب غذا و وخامت حال «محمد علی طاهری» در زندان اوین، ضمن انتقاد از شرایط این زندانی، خواستار پاسخ مسوولان جمهوری اسلامی شده است.
به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، سازمان عفو بین‌الملل (Amnesty International) با تشریح شرایط بحرانی «محمد علی طاهری» و بی خبری خانواده از وضعیت دقیق او، پنج‌شنبه ۲۹ مهرماه ۱۳۹۵، با راه‌اندازی کمپینی در سایت رسمی این سازمان، از مردم خواست با امضای نامه، خواستار پیگیری به وضعیت او از مسوولین جمهوری اسلامی شوند.
سازمان عفو بین‌الملل با اشاره به اینکه خانواده او از یک‌شنبه ۲۵ مهرماه (۱۶ اکتبر ۲۰۱۶) از وضعیت محمد علی طاهری بی‌خبر نگه داشته شده، نوشته است: “خانواده محمد علی طاهری از اینکه او دقیقا کجاست بی‌خبر هستند و به هرجا مراجعه کرده‌اند پاسخی نگرفته‌اند.”
این گزارش اضافه کرده است: “مقامات قضایی به طور غیررسمی به وکلا گفته‌اند که محمد علی طاهری در سه‌شنبه ۲۷ مهر (۱۸ اکتبر ۲۰۱۶) به اغما رفته و به بیمارستان منتقل شده، اما این اطلاعات به اثبات خانواده نرسیده است.”
عفو بین‌الملل اضافه کرده: “خانواده محمد علی طاهری گفته‌اند، در روز پنجم اعتصاب غذای او، بازجو و یک مرد با ماسکی بر صورت، محمد علی طاهری را به اتاق بازجویی برده و برای گرفتن اعتراف ویدیویی او را تحت فشار قرار داده‌اند، که وقتی با مقاومت طاهری روبرو شده‌اند، او را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.”
سازمان عفو بین‌الملل یک متن نمونه برای نامه درخواست پیگیری منتشر کرده و از مردم خواسته است به هر زبانی که دارند نامه‌ای با این محورها که در پی آمده است، به مسوولین جمهوری اسلامی بنویسند؛
۱) از مقامات قضایی بخواهید وضعیت او و اینکه کجاست را بگویند و اجازه بدهند ملاقات‌ها و تماس‌های تلفنی منظم خود را با خانواده داشته باشد.
۲) اصرار کنید که او را بی قید و شرط آزاد کنند.
۳) از آنها بخواهید که مطمئن شوند او دسترسی به پزشک متخصص دارد.
۴) از آنها بخواهید که این اطمینان را بدهند که او به خاطر اعتصاب غذایش تحت هیچ مجازاتی قرار نمی‌گیرد.

📰 متن کامل را در اینجا بخوانید:
https://goo.gl/TYejC0

📢 لینک سازمان عفو بین‌الملل:
https://goo.gl/EMY1Rd

✅ وب‌سایت خبرگزاری عرفان (اِنا):
www.erfanews.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📢 صفحه رسمی خبرگزاری عرفان در فیس‌بوک:
https://www.facebook.com/erfanews/
📢 کانال رسمی خبرگزاری عرفان در تلگرام:
@erfanews
https://telegram.me/erfanews

آخرین نامه سعید شیرزاد از زندان رجایی شهر، اعتصاب غذا با لبهای دوخته: باید به این دور باطل پایان بخشید و چپ را به عنوان یک نیروی واقعی اجتماعی برساخت



by Editor · January 14, 2017
سعید شیرزاد

سعید شیرزاد

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد/ من نه آنم که زبونی کشم از چرخ و فلک
در روزگاری که ۳۰ به اصطلاح لیبرال برای فاشیستی که رییس جمهوری آمریکا شده، نامه فدایت شوم می‌نویسند، در روزهایی که هزاران نفر برای تشییع یکی از بزرگ‌ترین رهبران کشتار ایران جمع می‌شوند و در روزهایی که مرز مقاومت و شقاوت کاملاً در هم ریخته، باید به ریشه‌های خود بازگردیم. ریشه‌هایی که عمیقاً خواهان تغییر بنیادین جامعه و زیر و رو کردن کل مناسباتش هستند و جز حداکثر، به هیچ چیز کمتری رضایت نخواهند داد.ـ
در روزگاری که نتیجه پروژه‌های امپریالیستی در خاورمیانه بیش از هر زمانی عیان شده است و از هم پاشیدن مدنیت جامعه، به باز شدن فضا برای سیاه‌ترین نیروهای دوران منجر شده، ۳۰ به اصطلاح فعال حقوق بشر و سیاسی و فرهنگی با تظلم‌خواهی نزد دونالد ترامپ، رییس جمهوری نژادپرست آمریکا، خواهان تحریم ایران شدند. البته آن‌ها کمی خوددار عمل کردند و از حمله نظامی سخنی نگفتند ولی کیست که نداند تداوم تحریم جز با حمله نظامی پاسخ نمی‌گیرد.ـ
تجربه تحریم‌ها نشان می‌دهد نه تنها حاکمیت ایران عقب‌نشینی نمی‌کند و آسیبی از قبل آن نمی‌بیند، که این مردم ایران و به ویژه کارگران و فرودستان جامعه هستند که باید با مشکلات متعاقب این فشارهای ظالمانه کنار بیایند.ـ
تحریم یا حمله نظامی ناتو تاکنون اوضاع هیچ جامعه‌ای را بهبود نبخشیده، ولی تا جای ممکن دست گروه‌های فرقه‌ای و قومی را برای نابودی یک جامعه باز گذاشته. تن دادن به چنین بازی‌های جنایتکارانه‌ای نشان‌دهنده بی‌ربطی بخش مهمی از جنبش راست ایران است. تحول در هر جامعه زمانی می‌تواند به بهبود اوضاع منجر شود که از طریق مبارزه متحدانه مردم صورت بگیرد و در عصر ما، مبارزه‌ای می‌تواند به دنیای بهتر بیانجامد که به رهبری طبقه کارگر و تشکل سیاسی او مفصل‌بندی شود.ـ
از سوی دیگر هزاران نفر برای تشییع جنازه رفسنجانی خود را به دانشگاه تهران می‌رسانند و دوباره ادعاهایی بلند می‌شود از این جنس که فقط سبز و بنفش، یا همان دو خردادی‌ها پایگاه مردمی دارند. این حرف‌های پوچ از سوی حامیان شرمگین جمهوری اسلامی در حالی به خورد جامعه داده می‌شود که همگان می‌دانند رفسنجانی از مهم‌ترین عوامل ترور و سرکوب در ایران بود و دامنه ترورهای این رهبر اصلاح‌طلبی ایران مرزها و قاره‌ها را در نوردید. ترورهای او کاری کرد که حتی در خارج از ایران، فعالان سیاسی و نیروهای تبعیدی به زندگی مخفی روی آوردند. دردناک این است که جنبش اصلاح‌طلبی به رهبری نخست وزیر اعدام‌های دهه ۶۰ و نفر دوم همه ۳۸ سال جمهوری اسلامی، چنان یقه برای دمکراسی می‌درند که گویا این سوسیالیست‌ها بودند که خشونت کردند، سرکوب کردند، اعدام کردند و حال باید جواب پس بدهند چرا از موسوی و رفسنجانی دفاع نمی‌کنند؟!ـ
باید به این دور باطل پایان بخشید و چپ را به عنوان یک نیروی واقعی اجتماعی برساخت و در قالب تشکل‌های توده‌ای در جامعه سازماندهی کرد. رفقا راه چاره‌ای نیست، سازماندهی و سبک کار اجتماعی تنها راه‌ برون رفت از وضع فعلی‌ست. هیچ دنیای بهتری ممکن نخواهد بود، مگر آن‌که مارکسیست‌ها در آن منشأ تحول باشند.ـ
راست ایران به دو بخش طرفدار حکومتی و ناتویی تقسیم شده و حال بهترین زمان است که ما از پوست خود دربیاییم و به میان جامعه برویم. امروز بیش از هر زمانی ما به جامعه و جامعه به ما نیاز دارد. این دور باطل را باید شکست و گفت: ما نه به سناریوهای امپریالیستی و نه به سناریوهای حکومتی تن نمی‌دهیم! ما هر چهار سال تغییر رنگ نمی‌دهیم و سبز و بنفش نمی‌شویم! همواره سرخیم، همواره در راستای پیروزی طبقه کارگر گام برداریم و تا آن روز از پای نمی‌نشینیم.ـ
رفقا همه می‌دانیم که دنیای بهتر تنها حکومت کارگری است و هیچ چیز بهتری قابل تصور نیست. هر چه هست سیاهی‌ست و تنها سوسیالیسم سفیدی و بهروزی را برای اکثریت جامعه به همراه خواهد آورد.ـ
در مقابل تلاش‌های مذبوحانه باندهای حکومتی و امپریالیستی تنها می‌توان طبقه کارگر و مردم برابری‌طلب را به میدان آورد. چالش ما در مقابل همه این صفوف بورژوایی، جامعه‌ای سازماندهی‌ شده است که با پرچم سرخ به سوی تغییر مناسبات می‌رود و چنین چیزی ممکن است به شرط آن‌که از امروز برای آن سازماندهی و مبارزه متحدانه را حول یک پلاتفرم پرولتری آغاز کنیم.ـ

***

خبر مرتبط

گوناز تی وی: سعید شیرزاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به وضعیت زندانیان بیمار و فقدان امنیت زندانیان عقیدتی از امروز با دوختن لبانش دست به اعتصاب غذا زده است

ه گزارش هرانا، زندانی سیاسی سعید شیرزاد که در زندان رجایی شهر کرج تحمل حبس می کند در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار در ایران و همینطور فقدان امنیت زندانیان سیاسی با دوختن لبان خود دست به اعتصاب غذا زد.

آقای شیرزاد ضرب و شتم مهدی فراحی شاندیز توسط مسئولین زندان را از جمله مثالهای فقدان امنیت در زندان و موارد اعتراضی خود اعلام کرده است.
سعید شیرزاد

سعید شیرزاد

این زندانی در نامه ای که تصویر آن در پی می آید به مسئولان زندان اعلام کرده است به دلایلی از جمله “توهین مستمر ماموران به خانواده های زندانیان، عدم قبول نامه های رسمی اعتصاب غذا که موجب سلب مسئولیت پزشکی از مسئولان زندان میشود، بازداشت اعضای خانواده های زندانیان سیاسی در سالن ملاقات، جلوگیری از اعزام زندانیان سیاسی بیمار به مراکز درمانی، ضرب و شتم زندانیان سیاسی و اعزام اجباری به دادگاه توسط مامورین و نهایتا جلوگیری از گردش هوا در سالن با جوشکاری در و پنجره ها که سلامت زندانیان را در معرض خطر می اندازد” دست به این اعتصاب غذا می زند.

لازم به یادآوری است سعید شیرزاد ، ۲۷ ساله، فعال سیاسی و عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان از ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۳ در بازداشت به سر می‌برد. او بیش از ۲ ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین در انفرادی و بدون داشتن ارتباط با خانواده و وکیل خود به سر برد.

دادگاه این فعال سیاسی، ۲۱ شهریور ۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی و با حضور وکیل او امیرسالار داودی پس از گذشت پانزده ماه از تاریخ بازداشتش برگزار شد. وی در نهایت به اتهام «ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره در روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۴ به وکیل وی ابلاغ شد.

گوناز تی وی

E.H

***
در خواست از سعید شیرزاد: وجود تو، قلم تو، صدای تو لازمه ادامه راه توست. همه به تو نیازمندیم همراه و در میدان بمان رفیق!.ـ

پیامی به سعید شیرزاد رفیق مبارز و همرزممان

لب های دوخته و پیکر همیشه استوارت را خوب می شناسیم، برای تو و ما که فعالین حقوق کودک هستیم این پیکر و این لب های تشنه و گرسنه آشناست. کودکانی که در سطل های زباله تا کمر دنبال پسمانده ی لقمه نانی می گردند. نیازی نیست اینها را بتو بگوییم تو خودت نه تنها اینها را دیده ای بلکه با پوست و گوشت و تمام وجودت در سیاه چال رژیم دیکتاتوری لمس ش می کنی. نگاه ت را هم خوب می شناسیم، خشمی که در چشم هایت از نظام سرمایه داری موج می زند. نگاه ت با نگاه ما آشناست رفیق!.ـ

گوش دنیا باید کر باشد و چشمانش کور تا مقاومت، شجاعت، دلیری و صلابت صدای تو را حتی با لب های دوخته ات نشنیده باشد. اما رفیق کودکان کار نگرانند. کانون بدون تو معنا ندارد. کودکان کار عمو سعیدشان را می جویند تا درس زندگی و دنیای بهتر را در گوششان نجوا کند رفیق!. کارگران و زندانیان سیاسی، نگران رفیق و یار و لحظه های تنهایی همبندشان هستند تا درس ایستادگی و مقاومت و مبارزه را تکرار کند رفیق!.ـ

یادت هست رفیق، همین چند روز پیش از آرش صادقی چه خواستی؟ که نه بخاطر عشق بلکه بخاطر همسنگر و رفیق و یارش دست از اعتصاب بردارد. سعید جان امروز ما از تو می خواهیم بخاطر جان ارزشمند ات، حفظ جان یک مبارز ، بخاطر سوسوی امید فعالین حقوق کودک و همرزمانت، بخاطر چشمان نگران هم بندی هایت، به خاطر کارگر و بخاطر کودکان کاری که با چشم های خیس و نگران جویای حال عمو سعیدشان هستند دست از اعتصاب برداری.ـ

رفیق جان در این دنیای کثیف و نابرابر، همانطور که خودت گفتی:” در این روزهایی که انسان ارزان‌ترین کالای قرن بیست‌ویکم و روزهای از جنس تن دادن به دار و کشتار شهامت است”، وجود تو، قلم تو، صدای تو لازمه ادامه راه توست. همه به تو نیازمندیم همراه و در میدان بمان رفیق!.ـ

امضاء کنندگان:ـ

https://www.change.org/p/sharareh-rezaei-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%85%D9%85%D8%A7%D9%86

***
درخواست حمایت از سعید شیرزاد در نامه ۲۰ زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر به عاصمه جهانگیر

ـ۲۰ زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر در نامه‌ای به عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، خواهان حمایت نهادهای بین‌المللی از سعید شیرزاد شدند. ….ـ

همزمان با وخامت حال سعید شیرزاد، زندانی سیاسی در اعتصاب غذای زندان رجایی‌شهر و انتقال او به بیمارستانی خارج از زندان، شماری از زندانیان عقیدتی-سیاسی هم‌بند او در حمایت از خواسته‌های این فعال حقوق کودکان کار، نامه‌ای خطاب به گزارشگر ویژه‌ حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران و چند نهاد حقوق بشری بین‌المللی نوشته‌اند و از آن‌ها خواسته‌اند تا برای حفظ سلامتی سعید شیرزاد تلاش کنند. در این نامه آمده است: «بارها از سوی زندانیان و خانواده‌های‌شان در رابطه با نقض حقوق انسانی زندانیان محبوس در زندانی رجایی‌شهر، مذاکره، نامه‌نگاری و پیگیری انجام شده است، اما تاکنون هیچ‌گونه پاسخ مثبتی از سوی مسئولان ذیربط ارائه نشده است.»ـ

امضا کنندگان این نامه تأکید کرده‌اند که این شرایط سعید شیرزاد را وادار به اعتصاب غذا و حمایت از همبندی‌هایش کرده است. ۲۰ زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر، با یادآوری وضعیت وخیم جسمانی سعید شیرزاد در سی و هشتمین روز از اعتصاب غذای او، به درگذشت برخی زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا همچون هدی صابر و اکبر محمدی در نتیجه‌ عدم رسیدگی مسئولان به خواسته‌های‌شان اشاره کرده‌اند و از گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران و دیگر نهادهای بین‌المللی خواسته‌اند که از همه‌ ابزارهای موجود برای حفظ سلامتی و جان سعید شیرزاد استفاده کنند.

سعید شیرزاد از هفدهم آذر ماه در اعتراض به شرایط غیر‌انسانی زندان رجایی‌شهر دست به اعتصاب غذا زده است که در نتیجه آن، روز ۲۳ دی ماه به حالت نیمه بی‌هوش و در شرایطی که قدرت تکلم خود را از دست داده و با افت شدید فشار خون مواجه شده بود، به صورت اورژانس به بیمارستان انتقال داده شد: سعید شیرزاد از زندان رجایی‌شهر کرج به بیمارستان خمینی تهران منتقل شد

او پیش‌تر در نامه‌ای تأکید کرده بود که اعتصاب غذایش به دلایل شخصی نیست، بلکه ادامه‌ رویه‌ ضرب و شتم زندانیان، بازداشت خانواده‌ها در سالن ملاقات، جلوگیری از اعزام زندانیان به بیمارستان با وجود داشتن مجوز از طرف دادستانی و عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان، از جمله‌ موارد مورد اعتراض اوست.

شیرزاد در نامه‌ خود نوشته بود که با توجه به ادامه‌ رویه‌ مذکور که حتی در مواردی «منجر به مرگ زندانیان» می‌شود،‌ به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد تا بلکه صدای «محبوس» زندانیانی باشد که «صدای بی‌صدای‌شان را فریادرسی نیست.»ـ

امضا کنندگان نامه‌ به عاصمه جهانگیر بر درستی خواسته‌های سعید شیرزاد شهادت داده‌اند و «عدم پاسخ‌گویی و پیگیری مسئولان در مورد خواسته‌های زندانیان اعتصابی و تمارض قلمداد کردن وضعیت وخیم جسمانی آن‌ها» را که منجر به رخ دادن حوادث ناگوار و همچنین بروز لطمات جسمی جبران‌ناپذیر می‌شود، گواهی بر نگرانی خود نسبت به وضعیت شکننده‌ سعید شیرزاد عنوان کرده‌اند.

متن کامل نامه درخواست حمایت از سعید شیرزاد:ـ

به خانم عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر در امور ایران
«اعتصاب غذا آخرین راهکار زندانی است»

سرکار خانم عاصمه جهانگیر،ـ
هیچ زندانی سیاسی‌ای مایل به رساندن آسیب به جسم و جان خود نیست اما شرایط حاکم بر زندان‌های ایران زندانیان را وادار به این کار می‌کند. علی‌رغم اینکه بارها از سوی زندانیان و خانواده‌های‌شان در رابطه با نقض حقوق انسانی زندانیان محبوس در زندان رجایی‌شهر مذاکره، نامه‌نگاری و پیگیری انجام شده است، اما تاکنون هیچ‌گونه پاسخ و اقدام مثبتی از سوی مسئولان ذیربط صورت نگرفته و مجموعه این شرایط سعید شیرزاد را وادار کرده است برای احقاق حقوق همبندانش دست به اعتصاب غذا بزند.

خانم جهانگیر،ـ
در اینجا ضمن تأیید موارد نقض حقوق زندانیان که در خواسته‌های سعید شیرزاد بیان شده است به بخشی از آن‌ها برای آگاهی بیشتر شما اشاره می‌کنیم:ـ

ـ۱- بستن پنجره سلول‌های سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر به وسیله نصب فنس و جوشکاری که موجب عدم تهویه مناسب هوا در سلول و به تبع آن ایجاد مشکلات تنفسی به ویژه برای بیماران حاضر در بند می‌شود.ـ

ـ۲- جلوگیری از اعزام زندانیان به مراجع قضایی و بیمارستان به علت خودداری آن‌ها از قبول شرایط غیر‌انسانی و منافی کرامت انسانی مبنی بر زدن دستبند و پابند و پوشیدن لباس زندان.ـ

ـ۳- تفتیش و بازرسی نامتعارف و توهین‌آمیز خانواده زندانیان سیاسی و عقیدتی و ایجاد مزاحمت و مشکل در روند ملاقات‌شان.ـ

ـ۴- توهین و ضرب و شتم برخی زندانیان سیاسی-عقیدتی از سوی بعضی مأموران زندان.ـ

ـ۵- عدم وجود امکانات دیگر بندها برای زندانیان سالن ۱۲ (از جمله تلفن و امکانات ورزشی و فرهنگی) و عدم دسترسی به کتابخانه مرکزی زندان.ـ

ـ۶- نصب دستگاه‌های ارسال پارازیت که تأثیر منفی بر سلامت زندانیان می‌گذارند.ـ

خانم عاصمه جهانگیر،ـ
تاکنون با توجه به حال جسمانی وخیم سعید شیرزاد و گذشت ۳۸ روز از اعتصاب غذای همراه با لب‌دوزی وی، هیچ‌گونه رسیدگی‌‌ای به خواسته‌ها و وضعیت ایشان صورت نگرفته است.ـ
همان‌طور که مطلع هستید در گذشته به دلیل عدم پاسخ‌گویی و پیگیری مسئولان مربوط به خواسته‌های زندانیان اعتصابی و تمارض قلمداد کردن وضعیت وخیم جسمانی آن‌ها، شاهد رخ دادن حوادث ناگواری همچون فوت اکبر محمدی و هدی صابر و همچنین بروز لطمات جسمی جبران‌ناپذیر به جعفر عظیم‌زاده و آرش صادقی بوده‌ایم که این امر خود گواهی بر علت نگرانی امروز ما نسبت به وضعیت شکننده سعید شیرزاد است .ـ

عالی‌جناب،ـ
امروز هدف اصلی از نوشتن این نامه به طور خاص شرایط وخیم و بحرانی سعید شیرزاد است که منجر به اعزام فوری ایشان به مراکز درمانی خارج از زندان شد. روز گذشته ایشان در حالت نیمه بیهوش و در شرایطی که قدرت تکلم خود را از دست داده بود و با افت شدید فشار خون مواجه شده بود با تشخیص و تصریح پزشک زندان به صورت اورژانس به بیمارستان انتقال داده شد.ـ

خانم جهانگیر،ـ
ما امضا کنندگان این نامه ضمن شهادت بر درستی خواسته‌های سعید شیرزاد، از شما و دیگر نهادهای بین‌المللی گیرنده نامه مصرانه می‌خواهیم از تمامی ابزارهای موجود برای حفظ سلامتی و جان ایشان استفاده کنید.

رونوشت:ـ
شورای حقوق بشر سازمان ملل
سازمان عفو بین‌الملل
سازمان گزارشگران بدون مرز
کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

امضا کنندگان:ـ
ـ۱. فرید آزموده
ـ۲. شاهین (جعفر) اقدامی
ـ۳. رضا اکبری‌منفرد
ـ۴. بهزاد ترحمی
ـ۵. ایرج حاتمی
ـ۶. خالد حردانی
ـ۷. لطیف حسنی
ـ۸. واحد خلوصی
ـ۹. حمزه سواری
ـ۱۰. حسن صادقی
ـ۱۱. جابر عابدینی
ـ۱۲. ابولقاسم فولادوند
ـ۱۳. فرهاد فهندژ
ـ۱۴. ابراهیم فیروزی
ـ۱۵. رضا کاهه
ـ۱۶. احمد کریمی
ـ۱۷. صالح کهندل
ـ۱۸. سعید ماسوری
ـ۱۹. زانیار مرادی
ـ۲۰. بهنام موسیوند

شیرزاد که از خرداد ماه سال ۹۳ بازداشت شده و در زندان به سر می‌برد، به پنج سال حبس محکوم است. او در دوران بازداشت بیش از دو ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین در انفرادی و بدون داشتن ارتباط با خانواده و وکیل خود به سر برده است. این فعال مدنی ۲۱ شهریور ۱۳۹۴ به اتهام اجتماع و تبانی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی محاکمه و در دادگاه بدوی به اتهام «ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. این دادگاه پس از گذشت ۱۵ ماه از بازداشت او برگزار شد. شیرزاد دوازدهم خرداد ۹۳ در محل کار خود در پالایشگاه تبریز بازداشت و ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان رجایی‌شهر منتقل شد. از جمله اتهامات وارده به این فعال حقوق کودک، «کمک به مشکلات آموزشی کودکان زندانیان سیاسی» است.ـ

سعید شیرزاد در آخرین احضارش به دادگاه در اردیبهشت سال گذشته، در اعتراض به نحوه رسیدگی به پرونده و ممانعت دادگاه از حضور وکیلش، جلسه را ترک کرده بود. پیش‌تر نیز این فعال حقوق کودک دو بار به دلیل آنکه با دستبند و پابند به دادگاه اعزام شده بود، از حضور در جلسه رسیدگی به پرونده خود در دادگاه امتناع کرده بود. او اولین بار در ۳۱ مرداد ۱۳۹۱ در پی کمک‌رسانی به مردم زلزله زده آذربایجان شرقی بازداشت و پس از ۱۹ روز با قید کفالت آزاد شد.ـ

به نقل از



http://www.lajvar.se/1395/10/25/53634/


Share this:

FacebookLinkedIn1TwitterEmail

جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی



by Editor · February 11, 2017

یادبود رفیق جلال فتاحی در خاوران

چندین که برشمردم از ماجرای عشقت

اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران

سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل

بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران

برخی چیزها ماندگارتر از آن هستند که فکرش را می‌کنی. دلبستگی‌هایی که شعر سعدی را نیز بایستی با تغییر زمزمه کرد:ـ

سعدی به روزگاران مهری نشسته دردل

بیرون نمی توان کرد، حتی به روزگاران

انتشار دو نوشته‌ درباره جلال فتاحی که قبلا در صفحه گفتگوهای زندان منتشر شده بود، دلیلی شد تا بخش‌های دیگری از زندگی و مبارزه جلال فتاحی و نیز درد و رنجی که خانواده‌اش در دو زندان شاهنشاهی و جمهوری اسلامی متحمل شده بودند، بر ما آشکار شود. سایه و روشن‌های زندگی جلال و خانواده‌اش، نشان از سرنوشت بسیاری از فعالین و مبارزینی دارد که هم زندان شاه و هم زندان جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند. هم چون یک قهرمان از بر روی شانه‌های مردم پس از سال‌های تحمل شکنجه و زندان ساواک خارج شوی، و چند صباحی بعد رژیم جمهوری اسلامی در به در به دنبالت باشد. پس از دستگیری و تحمل مجدد سال‌ها زندان و شکنجه اسلامی، در روزهای شکست جمهوری اسلامی در جنگ افروزی‌هایش، به دست پست‌ترین کشتارگران زندان‌های سیاسی ایران به همراه هزاران رفیق و هم بند به دار آویخته شوی.ـ

جلال فتاحی که در اول مهر 1329 در ملایر به دنیا آمد، فرزند سوم خانواده بود. پیش از دو خواهرش متولد شده بودند و پس از او نیز خانواده فتاحی صاحب دو فرزند دختر دیگر شدند.ـ
تفریبا چهار ماه بعد، در دوم تير ماه 1352 خانه را ترك و زندگى مخفى را آغاز كرد. او در این زمان به سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در شاخه مشهد پیوسته بود. پس از هشت ماه زندگی مخفی، جلال در بیستم بهمن 1352 در مشهد دستگیر شد، که توضیحات آن را در مطلبی دیگر نوشته‌ام: http://dialogt.de/jalal_fatahi

خانواده جلال در مدت دو سالی که او تحت شکنجه‌های ساواک شاهنشاهی بود، از او خبر نداشتند. در تمام این مدت، او در انفرادی بود و انتظار اجرای حکم اعدام‌اش را می‌کشید. خانواده‌اش تا سال 1354 نمی‌دانستند که او زنده است یا در درگیری کشته شده است. بالاخره خبر یافتند که او زنده است ولی حکم اعدام گرفته است. اولين ملاقات به پدر و مادر رفیق جلال را بعد از حدود 2 سال در كميته مشترك دادند. جلال در آن هنگام زير بازجويى بود. مادرش به محض ديدنش بى‌هوش می‌شود.

شاه که تحت فشار بین‌المللی و اعتراضات کنفدارسیون دانشجویان و محصلین ایرانی بود و در سال 1354 نمی‌خواست چهره خشن رژیمش و ساواک را بیش از پیش افشا شود. سرانجام با تخفیف حکم رفیق جلال از اعدام به حبس ابد موافقت کرد. بدین طریق، رفیق جلال فتاحی با «یک درجه تخفیف» حکم‌اش از اعدام به حبس ابد تخفیف یافت. در تمام مدت زندان شاه بعد از كميته مشترک در اوين بود و در مقوله‌بندی ساواک، از زندانیان «خطرناک» محسوب می‌شد و به همین دلیل تقریبا تا آخرین روزهای حکومت شاه در زندان بود. سرانجام در 29 دى ماه 1357 از زندان قصر همراه آخرين گروه زندانيان سیاسی از زندان شاه آزاد شد.
اين آزادى، اما، فقط سه سال و يك ماه دوام آورد. در 29 بهمن 1360 در بلوار كشاورز (بلوار اليزابت سابق) همراه با رفيقش دستگير شدند. دوران بی‌خبری خانواده فتاحی دوباره آغاز شد. هر هفته به دنبال خبری از جلال به لونا پارک، در نزدیکی زندان اوین که دادستانی جمهوری اسلامی در آنجا مستقر بود مراجعه می‌کردند و پاسخ شکنجه‌گران این بود که جلال فتاحی اینجا نیست. سرانجام در شب عید از زندان اجازه یک بار تماس تلفنی به خانواده‌اش را یافت و توانست به پدرش خبر دستگیری‌اش را بدهد. معلوم شد که در زندان اوین است و این بار هم به اعدام محکوم شده و در تجدید نظر حکمش به هشت سال زندان غیرقطعی محکوم شده است. تا نهم شهریور 1367 که به همراه جلال و سایر رفقای هم بند، با چشم بند به سوی بی دادگاه و هیئت مرگ برده شدیم، حدود شش و سال و نیم از زندگی خود را در زندان‌های اوین، قزلحصار و گوهردشت گذراند. چهره‌ای که از جلال در روز نهم شهریور 1367 به خاطر دارم، اینک که این مطلب را می نویسم جلوی چشمم می‌آید: رفیقی با لبخندی وزین و آرامش بخش، که نه فقط آرامش و ثبات درونی خودش را نشان می‌داد، بلکه دلگرمی‌ای بود برای رفقای دیگر. گویی از ساعت‌های آخرِ رزم چندین و چند ساله با هیولاهای شاه، ساواک و جمهوری اسلامی، خبر داشت. تصمیم و اراده آگاهانه برای آخرین درخشش و دفاع از آرمان‌های انسانی، انقلابی و کمونیستی در بی‌دادگاه و رو در روی هیئت مرگ (نیری، اشراقی، رئیسی، پورمحمدی، مقیسه‌ای و…)، گویی در سبکبالی رفتار و چهره‌اش بازتاب می‌یافت.ـ

آخرين ملاقات بند ما، در روز 4 مرداد 1367 بود. برای بسیاری از خانواده‌ها و از جمله خانواده رفیق جلال، این آخرین ملاقات با فرزندان و یا عزیزانشان بود. از مرداد تا آذر 1367، خانواده‌ها در بی‌خبری بودند. مراجعه آنان
یادبود رفیق جلال فتاحی در خاوران

یادبود رفیق جلال فتاحی در خاوران

به گوهردشت، بی‌ثمر بود و قاتلان به خانواده‌ها پاسخ می‌دادند که «ملاقات ممنوع است و خودمان خبرتان می‌کنیم!». در روز دوم آذر 1367 از دادستانی اسلامی به پدر جلال فتاحی، تلفن زدند و گفتند که «پس فردا به کمیته محل، واقع در فلکه دوم تهرانپارس بروند. در کمیته محل، پدر جلال، دو ساک کوچک از وسایل جلال در درون زندان دادند. دقیقا آن روزهای وحشتناک و تلخ پس از کشتار شهریور 1367 را به خاطر می‌آورم که از بند 74 نفری ما که رفیق جلال هم در آنجا بود، 44 هم بند ما را به دارآویختند. 30 نفر باقی مانده را به مدت کوتاهی به بند سابق بازگرداندند، در این مدت ما وسایل خودمان را برای انتقال به بند دیگر بایستی جمع می‌کردیم و وسایل رفقا و هم‌بندیان اعدامی را نیز با دقت و تامل جمع می‌کردیم تا اگر ورقه‌ای، پیراهنی که یادگاری خاصی از آن‌هاست به دست خانواده‌ها برسانیم. در آن لحظات به سختی تنفس می‌کردیم، با خشم و درد، تک تک وسایل رفقا را لمس می‌کردیم. دودل بودیم، که آیا به دست خانواد‌ها می‌رسد یا بهتر است پیش خودمان نگه داریم و از طریق دیگر به دست خانواده‌ها برسانیم؟ یک عکس کوچک، یک کاردستی ساده، یک تک برگ گلی خشک شده نیز، نشانی از این همه عزیزانی بود که از دست داده بودیم. یادم می‌آید که یکی از هم بندیانم، پیراهن خونین برادر دیگرش که در یک درگیری در خانه تیمی گلوله خورده بود و کشته شده بود را سال‌ها در میان وسایلش از این بند به آن بند برده بود. حالا ما با احتیاط آن را بایستی جوری می‌بستیم که در بازرسی‌های زندان‌بان لو نرود و به دست خانواده‌اش برسد. کارت پستال همسر رفیق مجید ایوانی را که زینت بخش سلول ما بود، دوباره در وسایل‌اش گذاشتیم. عکس گیاه و گلی کوچک بود که در میان چندین سخره و سنگ سخت، شکاف ایجاد کرده بود، و در میان سنگ‌های صخره‌ای بزرگ، قد برافراشته و سبز شده بود. سلول رفیق جلال در ردیف‌های جلوی بند بود و به خاطر نمی‌آورم که کدام رفیق و هم‌سلول آن‌ها را جمع‌آوری کرد. امیدوار بودیم یادمانده‌ای هرچند کوچک به دست خانواده‌اش برسانیم. افسوس که حتی وسایل رفیق جلال کامل به خانواده‌اش برگردانده نشد و از غم یادآوری فرزند از دست داده، مادرش هرگز نخواست که آن وسایل باقی مانده را نگاه کند.ـ

مادر رفیق جلال فتاحی از اولين مادر خاوران بود كه درگذشت و فقط بیست ماه دوام آورد. او در مرداد 1369 درگذشت. از طریق یکی مادران جانفشانانِ زندان، در داخل کشور خبر را شنیدم که با تاثر به خبر داد: «خانم فتاحی فوت کرد…» مادر فتاحی، هيچ يك از ملاقات‌ها را از دست نداد و در هر شرايطى، زمستان يا تابستان، راه دور قزلحصار يا گوهردشت از اشتياقش براى ديدار فرزندش كم نمی‌كرد. در اين دوره ملاقات‌ها، به خصوص قبل از ملاقات و در سالن انتظار فضاى سكوت و محافظه‌كارى حاكم بود و هر مأمورى و هر زندانبانی، قدرت قطع ملاقات را داشت. اوائل فقط به پدر مادرها ملاقات مى دادند و در 22 بهمن به خواهرهاى بزرگتر كه بالاى 35 سال بودند نیز اجازه ملاقات می‌دادند. به همین سبب، خواهران کوچک‌تر جلال، امکان دیدارش را نداشتند. فقط در سال 1363، خبردار شدیم که یکی از خواهران کوچک رفیق جلال توانسته است در قزل حصار با شناسنامه خواهر بزرگتر به ديدنش برود. این گونه خبرها، موجب شادی همه رفقای هم بند می‌شد. در سال 1365 و 1366 با تغییر مدیریت زندان و دوره موسوم به «میثم‌کراسی» (http://dialogt.de/meyssam_cracy ) همه خانواده رفیق جلال قادر به دیدار عزیزشان شدند.ـ

رفیق جلال، آن طور که دلش می‌خواست، نتوانست محبت‌اش را به خانواده عنوان کند ولى به مادرش علاقه ی خاصى داشت. يكى از همبنديانش روایت می‌کرد که جلال آرزو می‌کرد که «اگر آزاد شوم دوست دارم با مادرم به سفر بروم.»ـ
مادر فتاحی

مادر فتاحی

آقای فتاحی، پدرِ رفیق جلال هم در سال 82 فوت كردند. رابطه جلال با پدرش رابطه‌ای احترام آمیز آمیخته با رودبایستی‌هایی بود که برای احترام به پدر رعایت می‌کرد.ـ
پدر و مادر جانفشان جلال فتاحی

پدر و مادر جانفشان جلال فتاحی

مقالات مرتبط:ـ

http://dialogt.de/meyssam_cracy

http://dialogt.de/jalal_fatahi

http://dialogt.de/jalal_fatahi-2


Share this:

Facebook45LinkedIn1TwitterEmailGoogle

You may also like...

گروه رقص خورشید خانم به سرپرستی آرام بیات
0
یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه شصت در مونترآل: گروه رقص خورشید خانم به سرپرستی آرام بیات بخش اول

October 26, 2015
امیر جواهری
0
پیام نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران در خارج از کشور به گردهمایی سراسری

December 2, 2015
1
فاطمه ناظری جهرمی (مادر خوشبویی) از میان ما رفت

November 21, 2014

Leave a Reply

Comment

Name *

Email *

Website

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.
6 × 7 =

Notify me of follow-up comments by email.

Notify me of new posts by email.



Next story
اخبار کارگری
Previous story
« خاطرات یک شکنجه گر- قسمت دهم »

برای دریافت مطالب هفتگی بلوگ گفتگوهای زندان آدرس ای میل خود را در فرم زیر وارد کنید

Email *
ای میل تماس با وبلاگ گفتگوهای زندان
haftegi@dialogt.de
جستجو
مقولات و نویسندگان
مقولات و نویسندگان
آرشیو
آرشیو
آخرین کامنت ها

جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی - Prison's Dialogue on میثم كراسی: پیش درآمدی بر كشتار، از : مژده ارسی، سیاوش محمودی، فرهاد سپهر
جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی - Prison's Dialogue on به یاد جلال ما، جلال فتاحی، از همایون ایوانی
خبر on یادداشت های شتابزده: مرگ هاشمی رفسنجانی از آمران کشتار دهه شصت و طراحان اصلی کشتار سراسری زندانیان سیاسی در سال 1367 ، همایون ایوانی
آخوند دانه درشت رژیم ولایت فقیه اکبر هاشمی رفسنجانی مُرد! on صفحه اینترنتی ویژه ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران آغاز به کار کرد
شانزدهم دی ماه سالگرد اعدام ددمنشانه شهره مدیر شانه چی on صفحه اینترنتی ویژه ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران آغاز به کار کرد

More
مشاهده فیلم های ششمین گردهمایی سراسری دریوتوب
https://www.youtube.com/channel/UCOYVgt3CEChSR0Y46BQ70Qw
اسناد تصویری ششمین گردهمایی سراسری
http://dialogt.de/sima-4/
Subscribe to Blog via Email

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Join 5 other subscribers

Email Address

در همین زمینه

اخبار کارگری

کارگری

اخبار کارگری
پدر و مادر جانفشان جلال فتاحی

جنبش دادخواهی / زندان در ایران / همایون ایوانی / گفتگوهای زندان / یادمان ها

جلال فتاحی: روایت زندانی دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، همایون ایوانی

ترکیه / زنان / زندان در جهان

« خاطرات یک شکنجه گر- قسمت دهم »
نمایش‌نامه‌ی صعود مقاومت‌پذیرآرتورو اویی (نوشته‌ی برشت)ـ

امین حصوری / مقالات



هفته نامه بلوگ گفتگوهای زندان


عفو بین‌الملل: جلوگیری از دسترسی آرش صادقی به رسیدگی پزشکی شکنجه است



بنابر خبری که عفو بین الملل روز یکشنبه ۱۵ اسفند منتشر کرد، آرش صادقی که از مشکلات تنفسی، زخم معده منجر به خونریزی داخلی، درد شکم و مشکلات گوارشی رنج می‌برد، به دلیل جلوگیری ماموران سپاه امکان معالجه در خارج از زندان نیافته است.

دفتر دادستان حدود یک ماه پیش به خانواده آرش صادقی اعلام کرد که این دفتر اجازه درمان آرش صادقی در بیرون از زندان را صادر کرده اما سپاه پاسداران مانع از اجرای این اجازه شده است.

آرش صادقی، زندانی سیاسی و فعال دانشجویی محروم از تحصیل با محکومیت ۱۹ سال زندان یکی از سنگین‌ترین احکام علیه فعالان سیاسی و مدنی را دارد. او پاییز گذشته در اعتراض به پرونده سازی علیه همسرش و زندانی شدن او دست به اعتصاب غذا زد و این اعتصاب را بیش از دوماه، تا زمانی که همسرش، گلرخ ابراهیمی ایرایی به مرخصی رفت، ادامه داد.

با اینکه مرخصی همسر آرش صادقی به پایان اعتصاب غذا منجر شد اما مشکلات جسمی ناشی از این اعتصاب غذای طولانی با آقای صادقی باقی ماند.

حال سازمان عفو بین‌الملل جلوگیری سپاه پاسداران از دسترسی آرش صادقی به مراقبت‌های پزشکی را مورد توجه قرار داده و آن را مصداق شکنجه دانسته است.


letzte Änderungen: 16.12.2017 6:30